بی خود عصبانی می شوی!

علامه حسن زاده آملی(مدظله العالی) نقل می کنند: در تعطیلات تابستان به آمل رفتم. به منظور استراحت، خوابیده بودم که ناگهان با سر و ضدای بچه ها از خواب پریدم و از این کارشان ناراحت و غضبناک شده و به آنان تندی کردم.

اما در همان دم، از کار خود پشیمان شده و اندوهگین شدم. چنان گریه کردم که نتوانستم غذا بخورم. به تهران آمدم و راهی تبریز شدم تا سراغ طبیبم بروم. به محضر علامه طباطبایی(ره) رفتم و به ایشان گفتم من حال نماز ندارم، بدون این که به ایشان جریان را بگویم گفت: بی خود غضبناک می شوی!! انتظار هم داری که در نماز حال داشته باشی؟!