بهشت رضوان الهى

 افرادى هستند که بهشت آنها (چون ما جنات داریم و یک بهشت نیست ) بهشتى است که شاید تا ابد به سفره مادى بهشت توجه هم نکنند. آنها حسابشان حساب دیگرى است. «یا ایتها النفس المطمئنه * ارجعى الى ربک راضیه مرضیه* فادخلى فی عبادی* و ادخلى جنتى» (فجر/۲۷ تا ۳۰) اى آن نفس انسان ( یا اى نفس آن انسان ) که به مقام اطمینان نائل شده است. اطمینان یعنى مقام آرامش. انسان به هر مطلوبى که برسد قرار نمى گیرد و جاذبه تبدیل به دافعه مى شود. قرآن در آیه اى تصریح کرده است: الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب (رعد/۲۸ ). “بذکرالله” را که مقدم داشته ( مى گویند: تقدیم ما هو حقه التاخیر یفید الحصر ) یعنى اى بشر بدان جز به یک چیز آرامش برقرار نمى شود، اگر تمام این دنیا را به بشر بدهند، هیچ چیز باقى نماند، ملک زمین، ملک همه آسمان، ملک لایتناهی، باور نکن که بشر به آرامش برسد، فقط با خداست که انسان به آرامش مى رسد. در آن آیه مى فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنه» اى نفسى که به مقام آرامش رسیده ای، یعنى اى نفس به خدا رسیده « ارجعى الى ربک » بازگرد به سوى پروردگارت ( یعنى براى تو دیگر کوچکترین عایق و مانعى در کار نیست، آزاد مطلقى از همه ما سوى ) در حالى که رابطه تو با پروردگار رابطه رضاى طرفینى است.

( تعبیر عجیبى است. خدا براى این بنده چقدر حساب باز کرده است! ) ما و تو دیگر از همدیگر راضى هستیم، تو از ما راضى و ما از تو راضى. ” راضیه ” یعنى تو از ما راضى ” مرضیه ” ما از تو راضى. دیگر حالا بنده و خدا به جایى رسیده اند که. .. رضا به معنى پسندیدن است: من تو را پسندیدم، تو مرا پسندیدی، کار تمام است.

«فادخلی فى عبادى» ( این هم جمله عجیبى است ) پس داخل شو در زمره بندگان من. بعد از آنکه به مقام نفس مطمئنه رسیده اى و به مقام “راضیه مرضیه ” رسیده ای، حالا داخل شو در عباد من. مگر قبلش داخل در عباد او نبوده است؟ چرا، قبلش هم داخل در عباد بوده است، ولى اینجا ” عبادى ” یک گروه خاص را مى گوید. بندگان من یعنى آنهایى که از بندگى غیر از من به کلى آزادند. گروه خاص را مى گوید، والا قبلش هم داخل در بندگان بود. بندگان من، آنهایى که فقط بنده من اند، نه بنده دنیا و حتى نه بنده آخرت، نه بنده هواى نفس، نه بنده نعمت، نه بنده بهشت و جهنم، فقط و فقط بنده من اند. «و ادخلى جنتى» و به بهشت من داخل شو ( این ” بهشت من ” یک بهشت دیگرى است که پاى هر کس به آنجا نمى رسد ).

منبع :استاد مطهری ؛ آشنایى با قرآن ۸ صفحه ۶۱ تا ۶۳