بهترين راه براى خداشناسى

درباره خداشناسى از دورترين زمان تا امروز كتاب ها نوشته شده و بحث ها و گفتوگوهاى فراوانى در ميان دانشمندان و غير دانشمندان بوده است.

هر كدام براى پى بردن به اين حقيقت راهى را انتخاب كرده اند؛ امّا از همه راه ها، بهترين راهى كه مى تواند ما را به زودى به اين مبدأ بزرگ جهان هستى نزديك سازد راهى از درون است كه سرى به اعماق وجود خود مى زنيم و نداى توحيد را از درون جان خود مى شنويم.

دانشمندان مى گويند: هر انسانى را كه فكر كنيد، از هر نژاد و هر طبقه اى كه باشد اگر او را به حال خود واگذارند و تعليمات خاصى نبيند و حتى از گفتوگوهاى خداپرستان و مادى ها عريان شود؛ خود به خود متوجّه نيروى توانا و مقتدرى مى شود كه مافوق جهان ماده است و بر تمام جهان حكومت مى كند.

او در زواياى قلب و اعماق دل و روان خويش احساس مى كند كه ندائى لطيف و پر از مهر و در عين حال رسا و محكم وى را به طرف يك مبدأ بزرگ علم و قدرت كه ما او را خدا مى ناميم مى خواند.

اين همان نداى فطرت پاك و بى آلايش بشر است.

در جوامع امروز ممكن است غوغاى جهان مادى و زندگى روزانه و زرق و برق هاى حيات، او را به خود مشغول سازد، و موقتاً از شنيدن اين ندا غافل شود؛ امّا هنگامى كه خود را در برابر مشكلات و گرفتارى ها مشاهده مى كند؛ هنگامى كه حوادث وحشتناك طبيعى همانند سيل ها و زلزله ها و طوفان ها و لحظات پراضطراب يك هواپيما در يك هواى نامساعد و خطرناك به او حملهور مى شوند، آرى در اين هنگام كه دست او از تمام وسائل مادى كوتاه مى گردد و هيچ گونه پناهگاهى براى خود نمى يابد، اين ندا در درون جان او قوت مى گيرد، احساس مى كند كه از درون وجودش قدرتى او را به سوى خود مى خواند، قدرتى كه برتر از تمام قدرت ها است، نيروى مرموزى كه همه مشكلات در برابر او سهل و ساده و آسان است.

كمتر كسى را مى توانيد پيدا كنيد كه در برابر حوادث سخت زندگى چنين توجهى را پيدا نكند و بى اختيار به ياد خدا نيفتد و همين موضوع است كه نشان مى دهد ما چقدر به او نزديكيم و او چقدر به ما نزديك است او در روح و جان ماست.

البته نداى فطرت هميشه در درون جان آدمى هست ولى در اين لحظات قوت بيشترى مى يابد.

تاريخ به ما نشان مى دهد قدرتمندانى كه در لحظات آرامش و عادى حتى از بردن نام خدا ابا مى كردند، امّا به هنگامى كه پايه هاى قدرت خود را متزلزل و كاخ هستى خود را در حال فرو ريختن مى ديدند، دست به دامن اين مبدء بزرگ مى شدند، و نداى فطرت را به روشنى مى شنيدند.

تاريخ مى گويد: هنگامى كه فرعون در ميان امواج خروشان؛ خود را گرفتار ديد و مشاهده كرد، آبى كه مايه حيات و آبادى كشور او و سرچشمه تمام قدرت ماديش شده بود، اكنون فرمان مرگ او را اجرا مى كند، و در برابر چند موج كوچك عاجز مانده و دستش از همه جا كوتاه هست، فرياد زد: «الان اعتراف مى كنم كه جز خداى بزرگِ موسى هيچ معبودى نيست» اين ندا در حقيقت از درون فطرت و جان او برخاست. نه تنها فرعون، تمام كسانى كه در شرايط او قرار مى گيرند؛ همين ندا را به روشنى مى شنوند.

خود شما هر گاه به اعماق دلتان مراجعه كنيد تصديق مى كنيد كه نورى در آنجا مى درخشد و شما را به سوى خدا مى خواند، شايد بارها در زندگى حوادث مشكل و طاقت فرسا و بن بست ها براى شما پيش آمده كه دستتان از تمام وسائل عادى براى حل آن كوتاه شده است در آن لحظات حتماً به خاطر شما، اين حقيقت آمده است كه نيروى مقتدرى در اين عالم هستى است كه مى تواند آن مشكل را به راحتى حل كند.

در اين لحظات، اميد آميخته با عشق به آن مبدأ روح و جان شما را در بر گرفته و ابرهاى تيره و تار يأس را از قلب شما دور ساخته است.

آرى اين نزديك ترين راهى است كه هر كس از درون جان خود مى تواند به سوى خدا و مبدأ جهان هستى بيابد.

قرآن مجيد مى فرمايد:

(فاذا ركبوا فى الفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجاهم الى البر اذا هم يشركون)؛(1)

هنگامى كه به كشتى سوار شوند و ضربات طوفان و امواج كوه پيكر؛ آنها را به مرگ تهديد كند خدا را از روى اخلاص مى خوانند، امّا هنگامى كه خداوند آنها را نجات داد و به ساحل نجات آورد، او را فراموش كرده و دامن بت ها را مى گيرند».(2)
1. سوره عنكبوت، آيه 65.
2-پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان، ص 25.