Disaster Victim Assistance Program

نوشته‌ها

برای تسکین دل‌های آسیب‌دیدگان(۵)

(٢) اطلاعات مختلف در مورد ناحیه آسیب‌دیده را بدست آورید

ا. اهالی ناحیه آسیب‌دیده، پشتیبانی واقعی لازم دارند. آگاهی از وسایل و امکانات عمومی، نقلیه و غیره لازم است.
ب. لازم است از امدادگری که پیش از شما در ناحیه حادثه دیده کار کرده است، اطلاعات یا خبر بگیرید و برای کار همواره با هم مشورت کنید.

(٣) دائما به کمک آسیب‌دیدگان بپردازید

مهم است که نه فقط به مراجعه‌کننده پست امدادی یا درمانگاه خدمات دهید، بلکه به نزد آسیب‌دیدگانی که در جاهایی دیگر اسکان یافته‌اند، رفته تا به آسودگی مشورت لازم انجام شود. در این صورت، بهتر است که با افراد محلی به اتفاق هم بروید.

(۴)از بکارگیری برخی اصطلاحات پرهیز کنید

٭ از برخی عبارات مانند روان درمانی یا سلامت روانی استفاده نکنید. (افراد حادثه‌دیده از علائمی که باعث شود آنان بیمار روانی تلقی شوند، ترس دارند)
٭ به جای آن از واژه‌های روزانه مثل «حرف زدن»  یا «کمک کردن» استفاده کنید.

(۵) در صورت نیاز به متخصصین کارتان را واگذار کنید

ا. کار غیرممکن، قبول نکنید و قول محال ندهید.
ب. در کاری هم که به متخصصین واگذار می‌شود، نقش مهم، از آن امدادگر است.

۴− توجه و اهمیت گوش کردن به سخنان آسیب‌دیدگان

٭بهترین اقدامی که فشار روانی آسیب دیدگان را کاهش می‌دهد این است که به تجربه آنان گوش کنید.
٭هنگام گوش کردن به سخنان حادثه‌دیدگان، مهم است که کاملا حضور ذهن داشته و فقط گوش فرا دهید.

توجه در صورت گوش کردن

(١) در آغاز در مورد حالشان سؤال کنید.
(٢) حرفشان را قطع نکنید و بهتر است که با آنان همدردی کنید.
(٣) احساسشان را گوش کنید و از آنان بخواهید که صریحا احساسشان را بیان کنند.
(۴) در صورتی که تمایلی به ابراز احساساتشان نداشتند، آنان را تحت فشار نگذارید.
(۵) نباید به آسانی تشویق و نصحیت کنید.
(۶) از پرسیدن سؤال‌هایی که آسیب‌دیده را به یاد حادثه می‌اندازد، خودداری کنید.

۵− مراقبت امدادگر از سلامت روانی خود

(١) موقعیت امدادکننده هم مانند آسیب دیدگان است.

در ناحیه آسیب‌دیده فشار روانی زیاد ادامه داشته و محیط زیست دچار هرج و مرج است. این مسئله بر روی امدادکننده هم تاثیر می‌گذارد و باعث بر هم خوردن تعادل جسمی و روانی امدادگر می‌شود.

(٢) شیوه‌های مراقبت امدادگر از خود

امدادگران لازم است طرز مواظبت از خود را یاد بگیرند تا از ایجاد حساسیت نسبت به فشار روانی بر خود جلوگیری کنند و بتوانند به طور مؤثر به مددجویان خدمات دهند.

ا. به حد کافی استراحت کنید. غذای سبک و شیرین مصرف نمایید.
ب. پیش از پایان ماموریت، گزارشی از عملکرد خود را به مسؤول مربوطه ارائه نمائید.
پ. اگر به فعالیتی مشغول شده‌اید که فشار روانی زیاد ایجاد می‌کند، در ظرف چند روز (کمتر از ۴٨ ساعت) گزارشی از حادثه و فعالیت‌های انجام شده را تهیه و پس از حادثه به مسؤول مربوطه ارائه دهید.
ت. فعالیت‌های خودتان را به طور مثبت ارزیابی کنید.
ث. مدیریت فشار روانی را اعمال نمایید:

٭محدوده تحریکات محیطی را که باعث فشار روانی می‌شوند، به خاطر داشته باشید.
٭از قابلیت‌های خود برای مقابله با تحریکات محیطی اطمینان حاصل کنید و روش‌های مفید برای چیره شدن بر دلواپسی‌ها را بیاموزید.
٭تلاش برای یافتن راه حل و اقدام خردمندانه و مناسب در برابر محرک‌های نامطلوب.
٭جلوگیری سریع از ایجاد حساسیت نسبت به فشار روانی.
٭درمان جسمی، روحی و ناسازگاری اجتماعی که به دلیل مواجه شدن با فشار روانی درازمدت در درون امدادگر ایجاد شده است.

ج. خودتان را خسته نکنید. حد خودتان را بدانید و با دوستانتان همکاری کنید.

۶− اموری که امدادگران باید از آن پرهیز نمایند

اساسا امدادگر بایستی شرایط حادثه‌دیدگان را درک نماید و با توجه به آن شرایط، فعالیت کند و مواظب باشد تا اعمال زیر را مرتکب نشود:

(١) دستور دادن به آسیب‌دیدگان در مورد فکرشان یا انتقاد و سرزنش کردن در مورد احساسشان.
(٢) سرزنش کردن در مورد بی‌حوصلگی یا تشویق بیش از حد و بی‌مورد.
(٣) بی‌توجهی به سخن مددجویان و مقدم داشتن کار خود.
(۴) برخورد آمرانه یا متکبرانه و یا بی‌توجهی به حساسیت‌های آنان.
(۵) رفتار ناشی از همدردی یا دلسوزی بیش از حد احساساتی.
(۶) به عهده گرفتن همه کارها به جای ایشان.

منبع: کتاب «راهنمای آسیب‌دیدگان بلایای طبیعی» منتشر شده توسط «موسسه مراقبت‌های روانی توکیو»؛

Disaster Victim Assistance Program؛ گردآوری ایکومی اوزاوا؛ ویراستاران: حمید رضا بداغی و افشین والی نژاد؛

بخش خانواده الشیعه؛ فرآوری و تغییر و تنظیم: حسین فاضلی

برای تسکین دل‌های آسیب‌دیدگان(۴)

( ۴) بیماری تن و روان، وضع بیمار معتاد به دخانیات و غیره

ا. در زمان بهبودی ظاهر می‌شود.
ب. ناخوشی تن و روان ظاهر می‌گردد که دلیل آن نگرانی یا بی‌تابی ناشی از پیش بینی زندگی بدون امید، تنش و خستگی است که یکجا به سراغ فرد حادثه دیده آمده است.
پ. لازم است باتوجه به ویژگی‌های هر فرد آسیب‌دیده برای وی اقداماتی انجام پذیرد.

٢− شناخت درست جامعهٔ آسیب‌دیدهٔ محل حادثه دیده

دانستن این مطلب که آسیب‌دیدگان یا مردم ناحیه آسیب‌دیده چه وضع روانی و واکنش‌هایی از خود بروز می‌دهند و سیر تحول این گونه رفتارها چگونه است، اهمیت زیادی دارد.

(١) دوره آسیب روانی (بلافاصله پس از آسیب)

٭ آسیب‌دیدگان از تجربه حیرت و ترس به وضع بی‌تفاوتی، فقدان واکنش‌های احساسی و از خود بی‌خود شدن دچار می‌شوند.

(٢) دوره قدرت کاذب (نخستین روزهای پس از آسیب)

٭ به خطرات توجه نمی‌کنند، فعال می‌شوند تا زندگی و دارایی خودشان، خانواده و همسایگان را نجات دهند.

(٣) دوره شادمانی (از یک هفته تا شش ماه به طول می‌انجامد)

٭ به سبب این که تجربه تلخ مشترکی داشته و زنده مانده‌اند، آسیب‌دیدگان با یکدیگر احساس همبستگی می‌نمایند.
٭ به جستجوی زیر آوارماندگان پرداخته، آوار به جای مانده را تخلیه نموده و به همدیگر کمک می‌کنند. در همه نواحی آسیب دیده آرامش برقرار می‌شود.

( ۴) دوره سرخوردگی (از دو ماه تا یک یا دو سال طول می‌کشد)

٭ تحمل آسیب‌دیدگان از حد می‌گذارد و نارضایتی از وضع نجات آسیب‌دیدگان توسط دستگاه‌های اداری در میان مردم شایع می‌شود.
٭ عصبانیتی که قابل کنترل است ظاهر می‌شود و مسائلی مثل دعوا و غیره اتفاق می‌افتد.
٭ مصرف دخانیات افزایش می‌یابد.
٭ چون که آسیب‌دیدگان مشغول بازسازی زندگی خودشان می‌شوند در میان اجتماع همبستگی کم می‌شود.

( ۵) دوره بازسازی (مدت چند سال)

٭ در ناحیه حادثه دیده، «هر روز» عده‌ای به محل اولیه زندگی خود بازمی گردند و آسیب‌دیدگان هم جسارت لازم برای بازیافتن زندگی خودشان را به دست می‌آورند.
٭ به دلیل این که در بازسازی مشارکت می‌کنند بر اعتماد به نفس‌شان افزوده می‌شود.
٭ اما زندگی برای کسانی که به وضعیتشان رسیدگی نشود یا افرادی که پشتیبان روانی خود را از دست داده‌اند، همچنان به سختی می‌گذرد.

٣− فراهم کردن مقدمات و ایجاد آمادگی شخص امدادگر پیش از مبادرت به امور امدادی

(١) پیش از روآوردن به فعالیت امدادی، اول محیط خودتان را آماده کنید

ا. پیش از مبادرت به فعالیت‌های امدادی از سلامتی خودتان اطمینان حاصل نمایید و به وضع بدنی خود سر و سامان دهید.
ب. با خانواده خود در تماس بمانید.
پ. برنامه خود را به محل کارتان اطلاع دهید.
ت. با وظایف خود برای امداد کاملا آشنا شوید.
ث. مواظبت از سلامت جسمانی خود، حداقل کاریست که می‌بایست انجام دهید. (به همراه داشتن داروهای ذخیره، احتیاط لازم در مورد آب و هوا و خوراک و غیره)

ادامه دارد…

برای تسکین دل‌های آسیب‌دیدگان(۳)

بیایید این گونه عمل کنیم

به احساس خودتان فکر کنید.

احساستان چگونه است؟ چه اندازه فشار روانی را حس می‌کنید؟ فقط درباره احساستان این گونه فکر کنید و حالتان بهتر می‌شود.

موافق میل خودتان زندگی کنید.

احساس آرامش و راحتی، برای جسمتان مهم است. به غذاهای سالم، خواب کافی، ورزش و استراحت عادت کنید، بیش از حد کار نکنید تا که زندگی منظم خودتان را حفظ کنید.

از خانواده و دوستانتان قدردانی کنید و تجربه‌تان را با هم در میان بگذارید.

ممکن است که صحبت کردن در مورد تجربه و احساس خودتان، در بهبودی شما مفید باشد. با کسی که همین چیزها که شما تجربه کرده‌اید را تجربه کرده است صحبت کنید، زیرا با دیدگاه و نظر آنان آشنا شده و احساساتتان پرورش می‌یابد.

چنانچه ناخوشی تن و روان هنوز ادامه یابد…؟

اگر همچنان ناخوشی تن و روان ادامه دارد و ناراحت هستید، بیش از این تحمل نکرده و با مددکاران مشورت کنید. در صورتی که ناراحتی یا بی‌خوابی ادامه یابد یا ناخوشی بدنی بیشتر شود ممکن است دچار افسردگی شدید شده باشید. زیرا کسانی که به افسردگی شدید دچار شده‌اند، به ندرت خود به خود بهبود می‌یابند، پس لازم است با کارشناسان مشورت کنید.

درباره افسردگی شدید

این مشکل در جریان کارهای حمایتی درازمدت و دشوار، خصوصا برای مشاغلی مثل معلمی یا پرستاری و غیره (یعنی شغل‌هایی که با مردم در تماس هستند) می‌تواند بروز یابد. در این صورت، این افراد، افسرده شده و بر اثر فشارهای زیاد جسمی، تن و روانشان دچار خستگی می‌شود. امکان دارد که بدن آنها به حدی برسد که قدرت ارزیابی از خود را از دست دهند و دچار بی‌حوصلگی مفرط شوند.
در صورت تشدید بیماری، تداوم فعالیت امدادی دشوار خواهد شد. در این صورت، قابلیت انجام ماموریت کاهش می‌یابد و امکان دارد که باعث روی آوردن افراد به سیگار و مشکلاتی از این قبیل گردد.

توصیه‌های لازم برای امدادگران

١− تشخیص صحیح مشکل روانی بیمار

امدادکننده پیش از هر چیز لازم است علت آسیب‌روانی بیمار را تشخیص دهد.

(۱) ASD: Acute Stress Disorder

ا. بلافاصله پس از آسیب نشانه‌اش ظاهر می‌شود.
ب. گاهی حادثه دیدگان برای اجتناب از ترس، نگرانی و غم، احساساتشان از کنترل آنان خارج می‌شود (دچار بی‌تفاوتی می‌شوند) یا مشکل تمرکز پیدا می‌کنند. تجربه مصیبت وارده را مکررًا به خاطر می‌آورند و نگرانی، افسردگی شدید، عصبانیت، ناامیدی، فعالیت بیش از حد، در خانه ماندن و غیره از آنان ظاهر می‌شود.
پ. معمولاً این وضعیت از چند روز تا چند هفته (دو تا سه هفته) ادامه داشته و سپس بیمار آسیب‌دیده بهبود می‌یابد.

(٢) بیماری حاد روانی Acute Mental Illness

ا. پس از آسیب مرحله اول ظاهر می‌شود.
ب. واکنش فشار بیش از حد و سختی، افسردگی شدید و دچار بیماری روانی دوشخصیتی شدن می‌شوند (اسکیزوفرنی schizophrenia). این مشکلات به دلیل فشار ناشی از آسیب، قطع مصرف دارو، عدم انطباق با تغییر محیط زندگی و غیره زمینهٔ بروز می‌یابد.
پ. در صورتی که وضع بیمار را با آنچه که در مرحله اول گفته شد مطابقت دهید می‌‌توانید گام‌های بعدی را به سوی بهبودی بردارید.

(۳) PTSD: Posttraumatic Stress disorder

ا. پس از گذشت حدود یک ماهی از آسیب ظاهر می‌شود.
ب. خصوصیات بیمار در این وضعیت:
٭افراد آسیب دیده با دیدن خواب، حادثه را مکرر ً ا تجربه می‌کنند.

٭از علل حادثه دوری می‌کنند یا به حالت منفعل درمی‌آیند. به علاوه واکنش‌های احساسی آنان متوقف می‌شود. به افسردگی شدید دچار شده و نمی‌توانند برای آینده چشم‌انداز روشنی تصور نمایند.
٭اختلال خواب، زود از کوره در رفتن، مشکل تمرکز حواس، احتیاط بیش از حد، تعجب بیش از حد و غیره ظاهر می‌شود.
٭چون علائم بیماری همراه با درد است، باعث اختلال‌هایی مانند: ترس از اجتماع و مشکل جنسی، اعتیاد به دارو و خودکشی می‌شود و امکان دارد که با منجر شدن به طلاق یا بیکاری وضعشان وخیم‌تر شود.
پ. حدود ۵٠ % درصد از این گونه بیماران در کمتر از سه ماه بهبود می‌یابند، ولی در صورتی که اقدام مناسبی برای بهبودی آنان انجام نشود بیماری به درازا می‌کشد.

ادامه دارد…

برای تسکین دل‌های آسیب‌دیدگان(۲)

٣−کودکان و آسیب
وسایل شادی دوباره کودکان را فراهم نمائید.
در حوادث، بچه‌ها به چه صورت آسیب‌روانی می‌بینید؟

اشخاص بالغ، غم و اندوه خودشان را می‌توانند بازگو نمایند. با صحبت کردن، می‌توان دل پریشان را آرام کرد. ولی کودکان نمی‌توانند احساسات خود را به درستی در مورد ترس، غم و درد درونشان، بیان نمایند. با این که به ظاهر حالشان خوب است، اما در حقیقت، دلشان زخم خورده است.

در هر سنی آثار ناشی از حوادث دیده می‌شود

در کودکان
امکان دارد که کودکان، به دوران نوزادی بازگردند. آیا این گونه نیستند که از قبل، لوس‌تر شده باشند. از مادر خود جدا نمی‌شوند، تنها به توالت نمی‌روند، بدون مادر نمی‌خوابند؟

در نوجوانان
با این که نوجوانان قدرت کافی برای کنترل احساس ترس خود دارند، ولی نمی‌توانند احساس خود را به درستی بیان نمایند و در نتیجه ممکن است که بی‌تاب یا بی‌حوصله شده یا خود را درون اطاقشان زندانی نمایند. آیا این گونه نیست که از قبلا تندخوتر یا کم حرف‌تر یا بی‌حوصله‌تر شده باشند؟

در دوره جوانی
در دوره جوانی، افراد، دگرگونی در احساسات خود را مانند اشخاص بالغ تجربه می‌کنند، لذا احتمال زیادی می‌رود که آن احساس را به وسیله ترک تحصیل، مسخره کردن، تندی یا بدرفتاری بیان نمایند.

بچه‌ها چگونه تغییر می‌کنند؟

ممکن است بر اثر حادثه، امید به زندگی و آینده در افراد دگرگون شود. در صورتی که اگر متاسفانه کسی یکی از اعضای خانواده اش را از دست داده یا خانه و شغل پدر و مادر تغییر کند یعنی محیط زندگی فرد آسیب دیده دگرگون شده باشد، در این صورت زندگی آینده بچه‌ها نیز بیشتر دست خوش دگرگونی خواهد شد. البته بچه‌ها تلاش زیادی می‌نمایند تا خودشان را با شرایط جدید سازگار نمایند. اما در صورتی که نتوانند آن تغییر بزرگ را قبول کنند و به آسانی با شرایط جدید کنار بیایند ممکن است با رفتار خشن عصبانیت خود را نشان دهند.

با بچه‌ها چه کار می‌توانید بکنید…؟

فکر و حالشان را با دقت بشنوید

بچه‌ها به روش خودشان، احساساتشان را بیان می‌کنند. ممکن است حرف هم نزنند. ولی با حرکات خود، احساساتشان را نشان می‌دهند در هر صورت، به آنها با دقت توجه کنید.

به مشکل فرززندان به عنوان «مشکل کل خانواده» نگاه کنید

گاهی احساسات بچه‌ها، نشان‌دهنده احساسات کل اعضای خانواده است و ممکن است که کلید حل مشکلات خانواده، در دست آنان باشد. پس مشکل بچه‌ها را به عنوان مشکل کل اعضای خانواده در نظر بگیرید.

از تجربه چه یاد گرفتید؟

گفتگو با یکدیگر از این که چگونه می‌توان تجربیات ناخوشایند را پشت سرنهاد و این کار را به دیگران هم یاد داد، از اهمیت زیادی برخوردار است.

مشورت با کارشناسان

بسیاری از مواقع، خود یا اطرافیان، نمی‌توانید مشکل فرزندانتان را حل کنید. در این مواقع حتما با کارشناسان مشورت نمایید. شاید آنان بتواند مشکل فرزند شما را حل کنند.

۴− امداد کننده(کسانی که برای دیگران خیلی سخت کار می‌کنند)

با محترم شمردن خود امیدهای تازه در زندگی بدست آورید. کار کردن برای دیگران خیلی مهم و ارزشمند است اما ممکن است به طور ناخودآگاه مسئولیت بیش از حد بر عهده گیرید. این مسئله درباره امداد و فعالیت‌های پشتیبانی هم می‌تواند مصداق یابد. گاهی امدادگران متوجه فشار زیاد ناشی از مسئولیتی که به عهده گرفته‌اند، نیستند. گاهی این گونه فشار زیاد، بیش از حد تحمل و خطرناک است. اگر شما از کارکردن برای دیگران خسته‌اید، کمی استراحت کنید و برای تداوم فعالیت خود در روزهای آینده، توجه به خودتان را فراموش نکنید.

آیا این تغییرات را در خود احساس می‌کنید؟

تغییر در طرز فکر
٭مکررا درباره چیزهای یکسان فکر می‌کنید.
٭فکرتان به بن بست می‌رسد.
٭کم‌حافظه شده‌اید.

تغییر احوال و احساسات
٭ ناگهان گریه می‌کنید یا عصبانی می‌شوید.
٭ احساس پشیمانی و ملامت دارید.
٭ احساس ناتوانی و بیچارگی می‌کنید.
٭ غفلت می‌کنید یا افکار بدبینانه و منفی دارید.
٭ بیش از حد از دست دیگران عصبانی می‌شوید.
٭ تشنج و نگرانی زیاد دارید.

تغییرات جسمی
٭ خستگی و گیجی را حس می‌کنید.
٭ حال تهوع و درد معده دارید.
٭ بی‌خوابی آزارتان می‌دهد.
٭ سردرد و سفت شدن کتف دارید.
٭ احساس بی‌اشتهایی یا پرخوری دارید.

ادامه دارد…

برای تسکین دل‌های آسیب‌دیدگان(۱)

در این مجموعه به مباحثی پیرامون مسائل و مشکلات روانی آسیب‌دیدگان از بلایای طبیعی، چگونگی فائق آمدن مصدومین بر آسیب‌های روانی‌شان، چگونگی رفتار امدادکنندگان با آسیب‌دیدگان و نیز مسائل و مشکلاتی که ممکن است امدادگران با آن روبرو گردند پرداخته شده است.

١− خاطر و روان آسیب‌دیده
چگونگی معالجهٔ آسیب‌روانی به منظور مراقبت از جسم و جان

کسی از زمان وقوع حادثه، آگاه نیست. کسانی که در حوادث طبیعی دچار آسیب‌دیدگی می‌شوند، این مسئله ممکن است باعث دگرگونی عواطف و احساسات آنان شود. البته بیشتر مردم معمولاً آن را تجربه می‌کنند و اصلا چیز عجیبی نیست. برخی ممکن است
علاقمند باشند که خاطرهٔ دردناک به جای مانده از حوادث را بزودی فراموش کنند ولی امکان دارد که برخلاف انتظارشان، آن تاثیر ادامه یابد. بیایید با هم فکر کنیم که چه شیوه‌ای بهتر است.

روان هم آسیب می‌بیند در این صورت چه رخ می‌دهد؟

به یاد آوردن حادثه، روان آسیب‌دیدگان را می‌آزارد. در این صورت، چیزهای گوناگون اتفاق می‌افتد، مثلا از امور جزیی، زود عصبانی می‌شوند، نمی‌توانند به خواب بروند، آن حادثه را مکررا در خواب می‌بینند، آن منظره تکراری به یادشان می‌آید، حوصله ندارند با دیگران گفتگو کنند و غیره. گاهی در وضعیت جسمی آنان نیز تاثیر می‌‌گذارد. در این گونه موارد، بیشترشان به طور طبیعی یا خود به خود، با گذشت زمان بهبود می‌‌یابند، ولی بعضی وقت‌ها، مدت خیلی زیادی طول می‌کشد تا بهبود یابند.

اگر محیط زندگی تغییر بکند…

آثار دگرگونی ناشی از زلزله در زندگی افراد

از آنجایی که آسیب‌دیدگان، از محل زندگی پیشین خود یعنی جایی که بدان خو گرفته بودند، دور می‌شوند و وضع زندگی آنان تغییر می‌کند، زمان زیادی لازم است تا به زندگی نو عادت کنند. آیا احساس نمی‌کنید زندگی بی‌فایده است و بیشتر سیگار نمی‌کشید؟!
مجددا فکر کنید تا بتوانید سالم و تندرست زندگی کنید.

برای بهبود، به توصیه‌های زیر توجه کنید تا تندرستی و سلامت تن و روانتان را بدست آورید:

(۱) کمی استراحت کنید. به خودتان فشار نیاورید و مرتبا استراحت کنید.
(۲) از آنچه که در درونتان می‌گذرد، با نزدیکان و دوستانتان صحبت کنید و به این وسیله، خاطرات ناخوشایند را از درونتان تخلیه نمایید. پنهان نمودن احساسات طبیعی، می‌تواند به روان و سلامتی شما آسیب رساند.

٢− احساس محرومیت

تصور کسانی که یکی از نزدیکانشان را از دست داده‌اند، این است که «هیچ کس، احساس من را نمی‌فهمد!». چه کسی می‌تواند غم و اندوه خانواده‌هایی که عزیزی را از دست داده‌اند، درک کند؟ اطرافیان می‌گویند: «چاره‌ای نیست!»، «نمی‌توان کاری کرد…» و به این وسیله، دلسوزی می‌کنند و یا می‌گویند: «حالا دیگر باید خوشحال باشی!»، ولی فرد مغموم، این طور فکر می‌کند که اگر چه اطرافیان دلشان برایم می‌سوزد، ولی هیچ کس احساس من را نمی‌فهمد. تحمل مرگ یکی از عزیزان، بسیار سخت و دشوار است.

هر احساسی را باید بپذیرید.

کسانی که یکی از عزیزانشان را از دست داده‌اند، با احساسات شدید و گوناگونی دست به گریبان خواهند بود. آنان در صورتی که در حادثه‌ای یکی از عزیزانشان را از دست داده باشند، احساس پشیمانی می‌کنند و با خود می‌گویند: «باید فلان کار را می‌‌کردم» یا عصبانی هستند که چرا عزیزشان نجات داده نشده است؟ این احساسات، برای کسانی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، طبیعی است.

احساسات خود را بیان کنید.

بر اساس یافته‌های موجود، اگر آسیب‌دیدگان بتوانند اندوه و عصبانیت خود را به زبان آورند، به تدریج رنج، خود به خود رفع می‌شود. اگر تظاهر به خوشحالی بکنید، رنجتان بیشتر می‌شود. با کسی که به او اطمینان دارید، درد دل کنید. همچنین نوشتن آنچه که احساس می‌کنید، هم می‌تواند مفید باشد.

به خودتان و خانواده‌تان دلداری دهید.

خیلی سخت است که بتوان احساس محرومیت را از دل بیرون کرد. تحمل رنج احساس از دست دادن عزیزان، کار بزرگی است. برای این که غم را به فراموشی بسپارید، مواظب باشید که به کارکردن یا مصرف دخانیات سرگرم نشوید. دیگر این که دل خانواده‌هایی که در نگاه نخست آرام به نظر می‌رسند سخت جریحه‌دار شده است. به ویژه آن که کودکان مانند افراد بالغ، نمی‌توانند رنج خود را اظهار نمایند. به همین، دلیل لازم است رابطه اعضای خانواده را تقویت کنید.

در گروه‌های داوطلبانه و اجتماعات محلی و شهری مشارکت نمایید.

اگر می‌خواهید احساساتتان را بیان نمایید، ممکن است نتوانید شنونده‌ایی بیابید ولی در گروه‌های خودیار شاید بتوانید با آرامش بیشتری صحبت کنید. زیرا اعضای آن گروه‌ها هم مانند شما، عزیزانشان را از دست دادند، حتما سخن شما را با احساس همدردی بیشتری خواهند شنید.

با کارشناسان مربوطه مشورت کنید.

کارشناس مشاور، فردی است همانند شما که حرف شما را می‌شنود. فقط تجربه شما را ندارد، می‌توانید با آرامش خاطر، احساساتتان را با وی در میان گذارید.

ادامه دارد…