یسنا

نوشته‌ها

کتاب اوستا

 

اشاره:

کتاب اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است.  در نزد آنان معروف است که این کتاب آسمانی و وحیانی است که زرتشت آن را آورده است. در این نوشته به بررسی و نقد این کتاب پرداخته شده است.

 

 

اسم اوستا مانند کلمه زرتشت در زبان فارسی دارای اشکالات عدیده­ای است[۱] از قبیل اُوستا ،ابستا ،استا، وستا افستا،اپستا که معروفترین آنها واژه «اوستا» است.[۲] مورخان بزرگی چون مسعودی و تاریخ طبری[۳] و دیگر مورخان واژه هایی چون  : افستاق ، بستاه[۴] و ابستاق  را نیز ضبط کرده اند.

و معانی چون پناه ، متن [۵]، دانش و معرفت برای آن عنوان شده است؛ ولی آنچه در بین زرتشتیان معروف است واژه «اوستا» به معناى اساس وبنیان و متن اصلى است[۶] که این را اخیرا پرفیسور بارتولومه و یسباخ عنوان کرده است.[۷]

«اوستا» در میان زرتشتیان به کتاب مقدس مشهور است  و از نظر آنان کتاب آسمانی زرتشت تلقی می­گردد که الفاظی چون «زند»از آزنتی به معنای شرح و بیان گرفته شده است [۸] و «پازند»[۹] عبارت از شرحی که برای زند نوشته اند، آمده است.

 علمای زرتشت بعد از «زند» و «پازند» شرح و تفسیرى بر شروح «اوستا» نگاشته اند به نام «بارده».

اما آنچه در بیان تاریخ نگاران و محققان مسلم است این است که کتاب زرتشتیان ساخته و پرداخته بشر است و هیچ منشأ وحیانی برای آن ذکر نکرده اند در این جهت مویداتی را بازگو می­کنیم:

ولخش اشکانی فرمان داد تا اوستای پراکنده و پریشان را از تمام شهرهای ایران جمع آوری کنند، پس از آن اردشیر پاپکان هیربدان، هیربدتنسر را به در بار خویش خواند و بدو گفت تا اوستا را مرتب سازد پسرش نیز او را تعاقب نمود.[۱۰]

به اقرار بزرگان و علمای زرتشت «اوستا» کهن‏ترین کتاب دست نوشته ایرانیان باستان است و اختلافات فراوانی را در مورد تاریخ نگارش آن عنوان داشته­اند. بعضی تاریخ نگارش آن را « ۶۶۰ ق‏م » می­دانند[۱۱] و برخی تاریخ نگارش آن را به ده سده پیش از میلاد مسیح مى‏رسانند.[۱۲] و بعضی چون «هلاندى تیل» معتقد است زمان نگارش آن نمیتواند بیش از ۸۰۰ سال قبل میلاد باشد.[۱۳]

اما آنچه در میان محققان لغت شناس مشهور است این است که کل این کتاب در یک زمان و به وسیله یک شخص نگارش نیافته است؛ بلکه در زمانهای مختلف و احتمالا در  سه مرحله و به واسطه اشخاص مختلف نوشته و گرد آوری شده است.[۱۴]

دانشمندان و محققان غربی معتقدند اوستا از بین رفته است و پس از مدتی که محتوای این کتاب سینه به سینه گشته از حافظه ­ها جمع آوری و کتابت شده است [۱۵] و عنوان شده  اوستا را گشتاسب بر۱۲۰ هزار پوست گاو ، در دو نسخه [۱۶] و با مرکبى از طلا نوشته است.[۱۷]

از این مطالب بر می­آید که اوستا در زمان گشتاسب یا دارا ـ معاصر اسکندر ـ جمع ‏آورى شده [۱۸] و در زمان اسکندر « ۳۳۰ ق م » از میان رفته و در سال ۲۲۶ بعد از میلاد اردشیر بابکان امر به تدوین جمع آوری دوباره آن از یادها و حافظه های افراد نموده است.[۱۹]

می­توان نتیجه گرفت که زردشتیان از سال ۳۳۰ قبل از میلاد تا ۲۲۶بعد از میلاد یعنی در حدود ۵۵۰ سال کتابى نداشتند.[۲۰] نگارندگانی چون نویسنده کتاب گاتها قائل است  «اوستا که در سینه فنا پذیر پیروان آیین مزدیسنا و یا روى چرم ستوران و کاغذ سست بنیان نقش بسته بود از آسیب روزگار محفوظ نماند از نامه باستان با آن همه بزرگى که داشت امروز فقط ۸۳ هزار کلمه در اوستاى کنونى به یادگار مانده و نه به خط اصلى و نه به ترکیب و ترتیب دیرین».[۲۱]

حتی ما در بین نوشته­های تاریخ نگارانی چون «جان بی ناس» مطالبی را می­یابیم که اوستا علاوه بر اینکه دارای تناقضاتی است؛ مجموعه­ای از مطالب مختلف که بعضاً بی ربط به هم می باشد. او در این رابطه می­گوید : کتاب زردشتیان اوستاست و آن مجموعه‏اى مى‏باشد که کم و بیش از مطالب مختلف بدون ارتباط و التصاق با هم آمیخته شده و در حقیقت باقى مانده از مجموعه بزرگترى از یک ادبیات باستانى و کهنسال است که قسمت عمده آن از میان رفته و نابوده شده است».[۲۲]

متأسفانه بعضی از نویسندگان که محوریت عقل در آنها به چشم نمی­خورد بر اساس تعصبات بی­پایه و اساس مدعی­اند : «در میان تمام کتب مقدس، اوستا تک و بى‏همتاست. هنوز در هیچ کجا و در هیچ قرن، چنین مشعل فروزانى برافروخته نشده است؛ هیچ کتاب مقدس به اندازه اوستا تأثیر مثبت در خلاقیت و بهبود وضع زندگى یک ملت نداشته و هیچ کتابى تا این اندازه در سایر کتب مقدس تأثیر ونفوذ نکرده است. ولى از سوى دیگر، هیچ کتاب مقدس به اندازه «اوستا» مورد حمله دشمن قرار نگرفته و هیچ کتابى به اندازه این کتاب دلاورانه نجنگیده است. همین پایدارى و استقامت اوستا در طول قرون اصالت آن را ثابت مى‏کند» .[۲۳]

در یک جمله باید گفت : چون شود اندیشه شخصى خراب‏                ناسره آید به چشمش زر ناب

در جواب مهرداد مهرین باید کلام « ادوارد براون » را بیان نمود که می­گوید : « این نکته را مى‏توانم از طرف خود بگویم که هرچه بیشتر به مطالعه قرآن مى‏پردازم و هرچه بیشتر براى درک روح قرآن کوشش مى‏کنم بیشتر متوجه قدر و منزلت آن مى‏شوم ، اما بررسى اوستا ملالت آور و خستگى افزا و سیر کننده است، مگر آن که به منظور زبانشناسى و علم الاساطیر ومقاصد تطبیقى دیگر باشد».[۲۴]

با توجه به تمام مطالبی که عنوان شد می­توان نتیجه گرفت نه تنها تاریخشناسان و صاحب نظران این عرصه حتی بعض از بزرگان زرتشت مدعی اند که اوستا حاصل ساخته و پرداخته دست بشر است که به ادعای زرتشتیان و شواهد تاریخی معلوم نیست خالق این اثر چه کسی است و به تحقیق آنچه ساخته دست بشر است از نقص و تناقض خالی نخواهد بود.

حتی با اینکه زرتشتیان ادعای پیامبری زرتشت را دارند سندی معتبر ندارند که ادعا کنند که یک برگ از اوستا از زرتشت صادر شده است. به قول معروف: «خانه از پاى بست ویران است».

مطالبی که بیان شد اصل کتاب اوستا را زیر سوال برده ونه تنها آسمانی بودن آن را نفی می­کند بلکه آن را از حیث اینکه نوشته چه کسی است و در چه تاریخی نوشته شده است، در دایره از ابهام قرار می­دهد.

اما نقد این در حوزه آموزه­های آن را می­توان در چند موضوع مطرح نمود:

در مورد اصل توحید

در  معنى اخص کلمه بایستی عنوان داشت که اساس و بنیان هر دین و آیینى خلاصه شده در خداشناسى و الوهیت و مدبّر بودن خدا.

در غرب خبره­های فن با رمزگشایی از کتاب اوستا اقرار کرده­اند آیین مزدیستى مغایر با توحید است و نمی­توان آن را توحیدی به شمار آورد.

 تا قبل از اینکه بتوانند بر روی اوستا کار کنند و ابعاد آن را از حیث ترجمه و شرح بیان نمایند توحید تنها خلاصه در دین اسلام می­شد چرا که ادیان دیگر در مورد توحید یا دچار تناقض بودند یا اصلا از توحید رشعه ای نداشتند ..

ولی پس از آنکه زرتشتیان دنیا به این مهم رسیدند که زرتشتی با توحید مغایر است؛ برای اینکه ادعای خود را مبنی بر اینکه قدیمی­ترین و ریشه دار ترین دین زرتشت است و در مدار توحید حرکت می­کنند برای سر پوش گذاشتن بر مسئله تناقضات اوستا در مسئله توحید دست به اقدام  ناشیانه‏اى در ترجمه اوستا زدند. حاصل این اقدام جز نابودی قسمت عمده از این کتاب و تکذب  بخش عمده­ای از آن نبود به طور مثال زردشتیان قائلند که ۱۷ فصل از «یسنا» را «گاثاها» تشکیل داده است و آن از لحاظ زبان و مسایل و مفاهیم متمایز از دیگر فصل­هاست با این بیان که عنوان داشتند انتقادات وارد بر زرتشت را به فصلهای دیگر غیر از گاثاها نسبت دادند و عنوان داشتند فقط گاثاها گفته‏هاى پیغمبر زردشت است و هر چیزى که در گاثا نباشد از اوستا و تعالیم و شرایع زردشت نیست و غیر گاثاها را تحریفاتی دانستند که اشخاص آن را ساخته به پیامبر زرتشت نسبت داده اند که جز کذب و دروغ چیزی دیگر نیست. [۲۵]  

اما در عین حال و با توجه به همین ادعای زرتشتیان باز اوستا از تناقض و اشتباهات فاحش خالی نیست و حتی با این ادعا نیز اوستا مبرا از اشتباه نشده است. به گفته محققان و کارشناسان در کتاب زرتشتیان آموزه های اوستا در زمینه خداشناسی وحدت رویه نداشته و بیانات متضاد و متعدد دارد که در سه جهتِ ( بیشمار پرستی یا همه خدایی)( دوگانه پرستى یا ثنویت)(یگانه پرستى یا توحید) خلاصه می­شود.

از آنجایی که اوستا در فواصل زمانی و به وسیله نویسندگان متعدد نوشته شده است پراکندگی مطالب و همچنین تناقضات در آن بی­شمار است.

دهارلز دانشمند فرانسوی در این مورد می­نویسد : « … در اوستا عقیده بر تعدد خدایان مبنى بر طبیعت پرستى یا «ناتورالیسم» و سپس ثنویت و دوگانه پرستى وبالأخره وحدت و یکتاپرستى همه جا جلوه‏گر است و این اختلاف در عقاید زردشت در هر یک از جزوات اوستا بلکه در هر فصلى از فصول آن دیده مى‏شود وحدت پرستى وقتى جلوه بیشترى دارد که از خدایان به عبارت «مزدا آفرید» یا «مزداداتا» تعبیر مى‏شود و این وحدت پرستى در کتاب «گاثاها» عمومیت دارد اما کتاب «وندیداد» از دوگانه پرستى و ثنویت زردشت و فصول «یسنا» از طبیعت پرستى وى حکایت مى‏کند پرستش خدایان متعدد در «یشتها» بیشتر نمایان است.[۲۶]

در مورد خداشناسی که اساسی­ ترین ایدئولوژی یک دین می­باشد از مطالعه در مندرجات اوستا مى‏توان سه نوع عقاید و افکار به ‏دست آورد که هر سه با یکدیگر متخالف ومتضاد هستند و محققان بى‏جهت در صدد برآمده‏اند هر سه عقیده را بر اساس منشأ واحد تعبیر و تفسیر نمایند.

در اوستا دو واژه  «خوداتا » به معنى خود آفریده (خوداتا در دین زردشت هم هر چیزى است که از قانون اختصاصى خود پیروى نماید و منوط و وابسته به غیر نمى‏باشد و در تفسیر پهلوى عبارت از چیزى است که در انجام کارهاى خود یا در خویشکارى بى‏نیاز از غیر باشد)[۲۷]و یا به معنی ناآفریده و چیزى که قانون وى در خود او است[۲۸] و دیگرى «مزدا داتا» به معنى مزدا آفریده و یا « چتیداتا » به معنى مخلوق و آنچه از قانون آفرینش پیروى مى ‏کند،[۲۹] ذکر شده است

 خود آفریده در اوستا بر چهار گروه اطلاق شده است:

  1. روشنایى بى‏پایان در وندیداد آمده است «مامى‏ستاییم روشنایى سرمدى خود ـ آفریده را» .[۳۰]
  2. فضا یا مکان
  3. زمان یا زروان
  4. تاریکى یا ظلمت.

اوستا قائل است اینها خود به وجود آمده و در خلقتشان موجودی دخیل نبوده است در اوستا مثلا آسمان و زمان از خود آفریده به شمار آمده اند و در اوستا اینگونه آمده «آسمان خود آفریده و زمان بى‏حد و طویل را مى ‏ستاییم»[۳۱] ودر جاى دیگر مى‏گوید: «آسمان خود آفریده و زمان بیکران و خود آفریده را مى‏ستاییم».[۳۲]

در اوستا به خدایانی اشاره شده است که این خدایان ساخته و پرداخته اهورا مزدا به شمار آمده، ولی در عین حال آنان را خدا عنوان داشته است[۳۳] و از آنان به ایزد شو یزدان و بغ  یادکرده است که این خود تناقض آشکار است که چیزی در عین حال که خود آفریده است مزدا داتا (به معنای آفریده مزدا) هم باشد.

خدایان در دین زرتشت بسیار متعدد و فراوان به چشم می­خورد:

اول: ایزدان و اهورا مزدا  که  عبارت از: ۱. اهورا مزدا،۲. هومن به معنى منش پاک یا «بهمن امشاسپند»۳. اشاوهیشتا یا اردیبهشت امشاسپند به معنى پاک و درست ۴.کشتریاور یا شهریور امشاسپند به معنى سلطنت ایزدى. ۵.اسپنتا آرمیتیا اسفندارمذ امشاسپند، خداوند زمین به معنى وفا و صلح مقدس مى‏باشد، این خداوند در اوستا دختر آهورا مزدا به شمار می­آید ۶.امرتات یا امرداد امشاسپند به معنى جاودان و بى‏مرگ. ۷.هرواتیا خرداد امشاسپند به معنى کامل و بى‏نقص.  واین هفت خدا به نام «امشاسپند» نامیده می­شوند.

دوم: ایزد و بغ و یزدان که هر کدام با ستاره منطبقند و اداره امور آدمیان در جنگ و پیکار با دیوان واهریمن دخالت دارند مثلا «مهرایزد» خداوند روشنایى خورشید در اوستا گاهى به لفظ «ایزد» و «یزدان» وگاهى «بغ» به معنى خداوند خوانده شده است در مهر یشت فقره ۱۴۰ـ ۱۴۱ مى‏گوید: «من مى‏ستایم مهر … توانا و رزم آراست مهر داناتر از همه بغها را» ودر فقره ۹۸ : «ما در برابر مهر خشمناک مقابله نمى‏کنیم و مهر تواناترین ایزدان و دلیرترین ایزدان، چالاک‏ترین ایزدان، فیروزمندترین ایزدان در همه روى زمین تسلط دارد» .

سوم: ایزد و بغ که با یکى از مجردات و یا یکى از عناصر طبیعت تطبیق شده‏اند. شش «امشاسپند» در قسمت اول پس از خود آهورامزدا به شرح زیر است:

از طرفی علاوه بر خدایان متعددی که شاید به هزاران خدا برسد خدایان دیگری هم هست مثلا علاوه بر هر ماه که دوازده ماه[۳۴] باشد هر روز نیز به نام خدایى نام نهاده شده است.[۳۵]

با توجه به مطالبی که عنوان شد اساسی ترین مسئله درهر دینی مسئله توحید و یگانه پرستی است[۳۶] و اساسی ترین تعارض در اوستا همین مسئله توحید است  که شدیدا مورد تناقض و تعارض در بندها و فقرات اوستاست.[۳۷] [۳۸]

در مورد احکام و دستورات عملی اوستا

ویژگی یک شریعت آسمانی این است احکامی که عنوان می­دارد دارای ویژگی­هایی باشد

  1. احکام و معارف ، مؤیّد عقل و یافته­هاى علمى باشد و در ستیز با آنهانباشد اگرچه به دلیل قصور علم و عقل، احکام دینى، گاهى فراتر از دسترس علم و دین باشد و به ظاهر نتواند در وهله اول حکمت آن را کشف کند چرا که انسان و مصالح و مفاسد او، در مادیّات منحصر نمى­گردد. احکام با توجّه به همه مصالح او در دنیا و آخرت، جعل شده است.
  2. احکام بایستی بر اساس مصالح و مفاسد واقعى، تشریع و قانون گذارى شده باشد و بایستى با ملاحظه واقعیت­ها (عالم تکوین) باشد و مخالف فطرت آدمی و به نوعی ظلم و استبداد در بر نداشته باشد.
  3. عدم نارسائی مفاهیم و معارف و آموزه­های دینی
  4. تکلیف بایستی فوق طاقت مکلف نباشد و از عهده آن برآید.

حال با توجه به مطالبی که عنوان شد بعضی تعارضات در این خصوص در اوستا را بیان می­کنیم :

  • احکام زن دشتان[۳۹]

هنگامی که زن در خانه­ای که آتش است حیض ببیند باید یک معبر در خانه که از گیاه و درخت خالی باشد انتخاب نماید و زمین آن را سنگ ریزه نرم بپاشد وآن را از خانه جدا کند [۴۰] و الا ممکن است نگاه زن به آتش افتد و فاصله او از – آتش ، آب ، شاخه برسم و مرد پارسا – سی  گام باشد و فرد معینی که برای او غذا وخوراک میبرد نباید از حد سه گام به وی نزدیک شود و غذای او را باید در یک ظرف آهنی یا سربی و یا هر ظرف فلزی معمولی برای زن حائض ببرد .[۴۱]

اگر مدت حیض او از سه شب و روز بگذرد و همچنان حائض بماند باید تا پایان شب چهارم و اگر پاک نشد تا شب ششم واگر پاک نشد تا شب هشتم و اگر پاک نشود تا شب نهم در جایگاه خود بماند.

این زن اگر تا شب نهم حیض باشد، معلوم می­شود که دیو­ها به او چیره شده­اند و او را در حالت دشتان باقی نگاه داشته اند و در جشن و بزرگداشت خود  آفت خودشان را به این زن نازل ساخته اند.

در این صورت جایی را انتخاب می­کنند که از گیاه و درخت هیچ پوششی نداشته باشد.پس سه گودال و سوراخ در زمین می کنند و زن در دو گودال نخست با گومیز یا ادرار گاو غسل می دهند و در گودال سوم با آب شستشو می دهند. اگر در فصل تابستان باشد باید دویست مورچه دزد دانه [۴۲]و در زمستان دویست خرفستر[۴۳]که مخلوق اهریمن هستند از هر نوع بکشد.[۴۴]

احکامی که فرد را از کارهای عادی و طبیعی خود عاجز می­سازد و عزت و ارزش انسانی را از بین می­برد این آزار و اذیت فرد است که فایده­ای بر آن مترتب نیست.

  • احکام مجازات مرد گناهکار را که در اوستا وندیداد فرگرد ۱۴ بند هشتم به بعد آمده است:

مرد گناهکار موظف است که دختر باکره، جوان و سالم خود را با جهیزیه و نقدینه ای از زیورآلات زینتی و طلاجات برای مردان اشو(موبد) به ازدواج دهد. البته این دختر باید خواهر ۱۵ ساله خود را نیز همراه گوشواره(جهیزیه) برای مردان اشو بیاورد.

  • اعدام به خاطر شرکت نکردن در جشنها:

طبق تعالیم زرتشتی شرکت در گاهنبارها [۴۵] واجب است و ترک آن در مواردی منجربه اعدام می شود ! در خرده اوستا آمده است :

اگر بهدینی در نخستین گهنبار شرکت نکرد و میزد ( نذری غیر مایع خوردنی ، نان و گوشت و میوه ) را نداد در میان مزدیسنان در خور بندگی نباشد و اگر در دومین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد در میان مزدیسنان پیمان شناس نباشد و با او داد و ستد نباید کرد. اگر در سومین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد در محاکم قضایی ادعای او پذیرفته نیست. اگر در چهارمین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد به اتلاف ستور برگزیده محکوم است یعنی گاو و استر و شتر او باید کشته شود و اگر در پنجمین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد ، به اتلاف بهره ی جهانی محکوم است یعنی همه ی اموال او هدر است .

اگر در ششمین گهنبار شرکت نکرد و میزد را نداد از دین بیرون است و بدون اینکه گناهی باشد باید بر او خروشید و او را راند و بدون اینکه گناهی باشد محکوم به اعدام است و باید او را کشت.[۴۶]

  • تکلیف زنی که کودکی مرده به دنیا بیاورد

زنی که بچه مرده‌ به دنیا بیاورد، چنین حکم داده شده که آن زن باید به نقطه‌ای دوردست برده شده و دور از آب و آتش نگهداری شود و تنها بعد از خوردن چندین جام «گُمیز» (پیشاب گاو نر) آمیخته با خاکستر، می‌تواند شیر بنوشد، ولی باز حق نوشیدن آب را تا چندین روز ندارد.[۴۷] این مطلب در کتب مقدس زردشتیان به این نحو بیان شده است:« ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم، نخستین خوراک و غذای این زن چه خواهد بود؟ اهورامزدا پاسخ داد و گفت: این زن باید یک مقدار خاکستر آمیخته باشاش گاو به اندازه سه لقمه، شش لقمه یا نه لقمه میل کند».[۴۸]

  • سرانجام کسی که بر روی جسد مرده، یک نخ بیافکند

اگر یک مزادپرست روی جسد مرده یک شیء کم‌ارزش ولو به قدر آنچه از دوک‌جولایی و نخ‌ریسی یک دختر جوان باقی مانده، بیندازد تا زنده است پارسا شمرده نمی‌شود و پس از مرگ در بهشت جای نخواهد داشت.[۴۹]

  • درکتاب اوستا که کتاب دینی زرتشتیان به شمار می‌آید، احکامی بیان شده که نه تنها غیرعقلایی است، بلکه گاهی انجام دادن آنها محال است و امکان وقوعی ندارد.

در وندیداد سگ مقام بسیار بالایی دارد بطوریکه اگر کسی استخوان سخت و ناجویدنی به آن بدهد یا آن را بترساند گرفتار مجازات «پشوتنو» یعنی مرگ ارزان که با دادن تاوان بخشیده نمی شود ، می شود.[۵۰]

هم‌چنین در وندیداد آمده است اگر کسی سگ آبی را بکشد باید «ده هزار تازیانه با اسپهه ـ اشترا، ده هزار تازیانه با سرو شوچرن بدو بزنند و باید اَشَوَنانه و پرهیزگارانه ده هزار بسته هیزم سخت و خشک و پاک را چون تاوانی به روان سگ آبی به آتش اهورامزادا بیاورد…» و البته حکم به این جا ختم نمی‌شود بلکه باید ده ‌هزار مار، ده‌ هزار سنگ پشت، ده‌ هزار قورباغه، ده هزار مورچه، ده هزار کرم خاکی، ده هزار مگس و… را بکشد و خانه و زمینی را به روان سگ آبی داده هیجده استبل ویران شده را بازسازی و هیجده سگ را از ناپاکی‌ها پاک کرده، هیجده مرد را طعام دهد و …[۵۱] تا گناه او بخشیده شود.

مجازات کسی که پیکر مرده سگی را زمین بیاندازد دو هزار ضربه شلاق است.[۵۲]

اینها برخی از مطالب اوستا بود که مورد نقد قرار گرفته است.

پی نوشت:

[۱] . اسم «اوستا»«~ (Avesta) ~» اسمهایی چون : استا (برهان قاطع در همین واژه) ، اویستا (بیان الأدیان، بیان الادیان(در شرح ادیان و مذاهب جاهلی و اسلامی ، ابو المعالی محمد الحسینی العلوی به کوشش:سید محمد دبیر سیاقی، انتشارات روزنه،تهران،چاپ اول،۱۳۷۶،۱۳۱ ص .۱۷) ، بستاق (مجمل التواریخ و القصص نقد و بحث: مجمل التواریخ و القصص تصحیح ملک الشعراء بهار ،نشریه: علوم انسانی « گوهر» خرداد ۱۳۵۲ – ، ص .۱۲) ، ایساق (برهان در واژه ایستا.) ، ایستا (انجمن آراى ناصرى در همین واژه.) ، آبستا (مجمل‌التواریخ والقصص. به تصحیح محمدتقی بهار ملک‌الشعرا و ویرایستاری علی اصغر عبداللهی. چاپ اول. تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۱، ص ۱۱ـ .۳۲) ، است (گاتها، ص .۶۴) ، افستا و ایستا; (ادیان بزرگ جهان، حسین توفیقی ص .۱۳۵)

[۲] .اوستا ،ابراهیم پور داود ،،دنیای کتاب،۱۳۸۲،اول ص۴۶

[۳].طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده. انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۲ ، چاپ دوم انتشارات اساطیر، ۱۳۶۵ ،ص ۴۰۳ـ .۴۰۲

[۴]. التنبیه والاشراف، علی بن حسین مسعودی ،ترجمه:ابو القاسم پاینده، ناشر:بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران،۱۳۴۹.ص .۸۲ و مروج الذهب و معادن الجوهر، أبو الحسن على بن الحسین مسعودی (م ۳۴۶)، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، ۱۳۷۴ش.۲/;۱۲۴

[۵] . گوهرهاى نهفته، مراد اورنگ ، تهران .۱۳۴۴.

[۶] . رضى، هاشم، ادیان بزرگ جهان، سازمان انتشارات فروهر، ۱۳۶۰.ص ۱۳۵

[۷]. اوستا ،ابراهیم پور داود ،،دنیای کتاب،۱۳۸۲،اول ص۴۶

[۸] . در حقیقت «زند» تفسیرى است به زبان پهلوی

[۹] . «پازند» شرح «زند» است و این شرحِ خود زردشت است

[۱۰] .کهن ترین کتاب آسمانی در زمان ایران باستان، ابراهیم پورداود سال ، نشر۱۳۷۸ ، نشراساطیر ، ص .۵۱

[۱۱] .همان ، ص۴۵

[۱۲] . اوستا، نامه مینوى آیین زردشت، نوشته جلیل دوستخواه، ص .۴

[۱۳]. گاتها: کهنترین بخش اوستا. ، ابراهیم پورداود سال ، نشر۱۳۷۸ ، نشراساطیر ، ص .۴۵

[۱۴] .اوستا، پیشگفتار، جلیل دوستخواه، ص .۴

[۱۵] از قبیل «آبه فرامسواز» رضى، هاشم، ادیان بزرگ جهان، سازمان انتشارات فروهر، ۱۳۶۰.ص .۱۳۷

[۱۶] . تاریخ ایران باستان. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ، ۱۳۸۰ص .۶۷

[۱۷]. تاریخ ایران باستان. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ۲/۱۵۱۷ـ .۱۵۱۶

[۱۸] . مروج الذهب و معادن الجوهر، أبو الحسن على بن الحسین مسعودی (م ۳۴۶)، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، ۱۳۷۴ش. ج۱ص ۲۲۹ – تاریخ طبری ، محمد جریر طبری  ج۱ص ۴۰۲ – تاریخ کامل ، نوشته غرالدین ابن اثیر: ج۱ص ۱۴۶ – ابن بلخی،فارسنامه ابن بلخی،توضیح و تحشیه منصور رستگار فسایی،بنیاد فارس‌شناسی،شیراز،۱۳۷۴، ص .۵۰

[۱۹] .همان

[۲۰] . گاتها ص .۴۴

[۲۱] . گاتها، ص .۴۴

[۲۲] . تاریخ ادیان ، علی اصغر حکمت ، تهران ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی سال انتشار : ۱۳۸۳ ص .۳۰۰

[۲۳] . تمدن ایران باستان، مرداد مهرین، ص .۱۳

[۲۴] . تاریخ ادبیات ایران، دکتر رضازاده شفق ،  انتشارات امیرکبیر ،  ۱۳۴۱ ص .۱۵۵

[۲۵] . اوستا، چاپ چهارم ۱۳۶۲، صفحات‏۲۵و۱۰۷ و۱۳۱و۳۱۳ و۳۲۳ و۳۳۱، نگارش جلیل دوستخواه، از گزارش ابراهیم پورداود.

[۲۶] به نقل دکتر جوان، موسی، تاریخ اجتماعی ایران باستان، تهران، ۱۳۴۰، صص. ۱۸۹ و ۱۹۰ . ص .۴۲۰

[۲۷] . مجموعه قوانین زردشت یا وندیداد اوستا، جیمس دارمستتر؛ ترجمه موسی جوان ، تهران ،  بی‌تا ، ۱۳۴۲ ج۲ ص۲۶۳

[۲۸] . ، به نقل تاریخ اجتماعى ایران ، موسی جوان ، کتاب دهارلز ، ص ۸.

[۲۹] . مجموعه قوانین زردشت یا وندیداد اوستا، جیمس دارمستتر؛ ترجمه موسی جوان ، تهران ،  بی‌تا ، ۱۳۴۲ ج۲ ۱۷۱

[۳۰] فصل ۱۹، فقره .۳۶

[۳۱] . سی‌روزه در خرده اوستا دو فصل به نام سی‌روزه داریم که یکی سی‌روزهٔ کوچک و دیگری سی‌روزهٔ بزرگ نام دارد و در آن نام اهورامزدا و تعدادی از امشاسپندان و ایزدان آمده‌است. سی روزه به ویژه در روز سی‌ام، در آخرین روز ششمین ماه و در آخرین روز دوازدهمین ماه پس از درگذشت کسی خوانده‌می‌شود. بنابراین سی‌روزه دعائی است که برای آمرزش روان و به همین مناسبت یسنای ۲۶ را که راجع است به فروهر، در آخر سی روزهٔ بزرگ افزوده‌اند.(اوشیدری، جهانگیر. دانشنامهٔ مزدیسنا، واژه نامهٔ توضیحی آیین زرتشت. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۱ ، سیروزه کوچک ویشت ۱۵، فقره .۲۱)

[۳۲] . همانطور که عنوان شد : سى روزه بزرگ فقره ۱۲

[۳۳] . مثلا در آیین زردشت «اسپنتا آرمیتى» یا اسنفد ارمذا مشاسپند خداوند زمین «آرت» خداى ثروت هر دو در اوستا دختر آهورا مزدا شمرده شده‏اند.

[۳۴] . .۱ فروردین (فروش‏ها)، .۲ اردوهیشت (اشادهیشتا)، .۳ خودداذ (هوروتات)، .۴ تیر (تیشتریا)، .۵ امرداد (امرتات)، ۶.شهریور (حشاتراویریا)، .۷ مهر (میترا)، .۸ آبهان (اناهیتا)، .۹ آذر (اتر)، .۱۰ دذو (اوهرمز دخالق)، .۱۱ وهمن (وهومنه)، .۱۲ اسپندارمد (اسپنتا ارمیتى) .

[۳۵] .همان ، ص .۱۱۰

[۳۶] . پورداود، دکتر معین، هاشم رضى، مهرداد مهرین و کسانى که تحت تأثیر افکار آنان قرار گرفته‏اند یگانه پرستى را به اوستا تحمیل کرده‏اند.

[۳۷] . دکتر على اکبر ترابى، تاریخ ادیان، تهران، شرکت نسبى اقبال و شرکاء، ۱۳۴۷، ص .۲۱۸

[۳۸] . مجله کلام اسلامى شماره ۳۳  نویسنده: داود الهامى

[۳۹] . زنی که حیض بیند که اصطلاحا او را «زن دشتان» گویند

[۴۰] . از نصف ، از سه یک ، از چهار یک یا از پنج یک خانه ؛ وندیداد، ترجمه دکتر موسی جوان، ص ۲۴۰.

[۴۱] . [ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم مردی که برای این زن غذا و خوراک همراه آورد – زنی که نشان حیض دیده و یا در قاعدگی زنانه باشد – باید از وی در چه فاصله باشد؟

اهورامزدا پاسخ داد و گفت: مردی که برای این زن غذا و خوراک همراه آورد – زنی که نشان حیض دیده و یا در قاعدگی باشد – باید از وی سه گام فاصله داشته باشد.

در کدام ظرف باید نان برای وی همراه آورد، در کدام ظرف باید آب جو برای وی همراه آورد؟

در یک ظرف آهنی یا سربی و یا هر ظرف فلزی معمولی.

چه مقدار نان و چه مقدار آب جو باید همراه آورد؟

اهورامزدا پاسخ داد و گفت: دو قطعه نان خشک و یک مقدار آب جو – یا شربت جو – و از خوراک کم ممکن است ناتوان و ضعیف شود.

هرگاه وی را کودک لمس نماید باید دست‌ها و سپس تن کودک شستشو شود(وندیداد، ترجمه دکتر موسی جوان، ص ۲۳۹.)

[۴۲] . غله

[۴۳] . حشره

[۴۴] . وندیداد فرگرد ۱۵ نوشته موبدان زمان ساسانی

[۴۵]  . جشنهای فصلی که در آغاز ، نیمه یا پایان هر فصل سال برگزار می شود.

[۴۶] . خرده اوستا ۲۳۰ ، ۲۴۱ – ۲۴۲ / ۷ – ۱۳ و ویسپرد ۱۵۲ در احکام گهنبارها

[۴۷]  . ر.ک: دستخواه، جلیل، اوستا، ج ۲، ص ۷۱۵ و ۷۱۶، فرگرد پنجم ص ۴۶ و ۵۷، انتشارات مروارید، چاپ اول، ۱۳۷۰.

[۴۸] . وندیداد، ترجمه دکتر موسی جوان، ص ۱۲۸ [برای اطلاع بیشتر به جلد دوم وندیداد، با پژوهش آقای هاشم رضی، ص ۶۵۲ نیز بنگرید].

.[۴۹] وندیداد، ترجمه دکتر موسی جوان، ص ۱۴۰.

[۵۰] . وندیداد ، فرگرد ، پانزدهم ، بند ۵-۶ و بند۱.

[۵۱] . اوستا، ج ۲، ص ۸۲۲ وندیداد فرگرد چهارم ، همچنین وندیداد، فرگرد،پانزدهم،بندهای ۱ تا ۱۸.

[۵۲] . وندیداد،فرگرد شمم، بند ۲۴-۲۵.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.

معرفی زرتشت و کتاب اوستا

 

اشاره:

از دیدگاه زرتشتیان زرتشت، پیامبر آسمانی است. اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است که منسوب به زرتشت است. ابهامات بی شماری هم در باره زرتشت و هم دربارهع کتاب اوستا وجود دارد. در این نوشته به معرفی زرتشت و کتاب آوستا و برخی از شکالاتی که در این دو موضوع وجود دارد پرداخته شده است.

 

 

زرتشت فرزند پوروشسپ است و تاریخ حقیقی تولد او بسیار مجهول است. روایات ایرانی تولد او را حدود ۶۶۰ قبل از میلاد بیان کرده اند. ولی بعضی دیگر با قراین و دلایل موجه، تولد او را ۱۷۸۶ قبل از میلاد دانسته اند. او قبل از بعثت حضرت موسی _علیه السلام_ تبلیغ دین خود می کرده است.(۱)

زرتشت از هفت سالگی به فراگیری علم و حکمت پرداخت و در پانزده سالگی موفق به گرفتن «کُشتی» _نام کمربند مقدس زرتشتیان است_ شد. او از آغاز عمر به خوی مهربانی و سرشت لطیف معروف گردید. در هنگام بروز قحط سالی که مصادف با دوران جوانی او بود نسبت به سالخوردگان حرمت و رأفت و درباره جانوران محبت و شفقت به عمل آورد. هم چنین در حمله تورانیان به ایران، به پرستاری زخمیان جنگ پرداخت.

روح او از دیدن ظلم و بی نظمی در جوامعِ بشری ناراحت بود و تفکر درباره مسأله شرّ و راز وجود، غالباً اوقات او را می گرفت. بنابراین در سنین بیست سالگی پدر و مادر و همسر خود را رها کرده، برای یافتن اسرار مذهبی و پاسخ مشکلات روحانی، که اعماق ضمیر او را پیوسته مشوّش می کرد، در اطراف جهان به گردش و تفکر پرداخت. او تصمیم بر آن داشت، تا آن قدر به تفکر بپردازد که راه رستگاری و نجات را بیابد.

او بعد از سالیان متمادی به حقیقت پی برد و دانست که همان گونه که روز و شب، و تاریکی و روشنی باهم آمیخته شده اند، خیر و شر نیز به هم آمیخته اند. او دریافت که دو نیرو بر جهان حکومت می کنند یکی خیر و دیگری شر.

چون به سی سالگی رسید مکاشفاتی به او دست داد. روایات در این باب به قدری اغراق آمیز است که برای او معجزات عجیب و کرامات غریب ذکر کرده اند. از چگونگی حضور او در محضر الهی سرگذشتی بسیار جاذب و جالب روایت می کنند که خلاصه آن این است: چون زرتشت در آن انجمن آسمانی و جایگاه برین وارد شد، سایه او محو گردید. زیرا پرتو تابش فرشتگان و اشعه درخشان ارواحِ علوی در پیرامون او، وجود او را چنان مستغرق نور ساخته بود که سایه ای باقی نماند. پس اهورا مزدا او را به پیامبری برگزید و امر فرمود که حقایق و تعالیم و تکالیف آئین بهتر زیستن را به عالمیان بیاموزد.

او هشت سال با شش فرشته مقرّب (امشاسپندان) گفت و شنود کرد و بر روشنایی ضمیر خود افزود. ده سال دیگر بر زرتشت گذشت و عبادت و پرستش مزدا می کرد و پیوسته از مردم روزگار جفا و آزار می دید. او بعد از مبعوث شدن به پیامبری، رسالت خود را آغاز کرد، و اولین ایمان آورنده به او عموزاده اش بود. بعدها در یکی از بلاد شرقی ایران به دربار شاهی بنام «ویشتاسپ» راه یافت و مدت دو سال طول کشید تا این پادشاه را به دین خود درآورد، لیکن کارپانها (روحانیان آن زمان) که در اوستا به بدی از آنها یاد شده، شاه را بر علیه او تحریک کردند و زرتشت مدت دو سال زندانی شد.

بعد از دو سال با معجزه ای که از او حاصل شد، آزاد شده و شاه و تمام درباریان به دین او گرویدند، شاه با تمامی امکانات به نشر دین زرتشت پرداخت. زرتشت عمر خود را صرف ترویج دین اهورا مزدا در میان ایرانیان کرد. در این زمان دو جنگ با دشمنان برپا ساخت. در جنگ نخست فتح و پیروزی بزرگی حاصل شد، و در جنگ دوم که زرتشت هفتاد و هفت ساله بود، نیز پیروز شد، ولی کشته شد. نوشته اند یکی از تورانیان آن پیامبر یزدانی را در برابر محرابِ آتش و هنگام عبادت به قتل رسانید.

دینی که این پیامبر ایرانی تعلیم فرمود، یک آئین اخلاقی و طریقه یگانه پرستی است. او خدای معبود و متعال دین خود را اهورا مزدا لقب داد یعنی «خدای حکیم». این نامگذاری به جهت معروف بودن اسم مزدا در زمان او بود و بدون شک «اهورا مزدا» را همگی خدای عالَم و خلّاق و نظام طبیعت می دانسته اند.(۲)

چون زرتشت عقیده اکثریت عوامِ مردمِ زمان را منکر گردید، آئین خود را بر اساس چند اصل و اساس قرار داد و خلق را به قبول آن دعوت است :

۱. به پیروی از مکاشفات و الهامات، خویشتن را پیامبری مبعوث از طرف اهورا مزدا اعلام کرد و در «گاتها» تکرار فرمود که خداوند او را برانگیخته و مأمور ساخته، و دین او بهترین و کامل ترین دین نسبت به ادیان سابق می باشد.

۲. از آن همه ارواح و خدایان، فقط یک روان خوب و نیکو را که اهورا مزدا باشد پذیرفته، و او را بالاترین و بزرگترین خدایان دانست. او خود را رهبر مبارزه با بدی و دروغ، و راهنمایی به راستی و راستگویی معرفی کرد. و برخلاف عقاید بعضی از متأخرانِ جماعت زرتشت، آن پیامبر، اراده و مشیت اهورا مزدا را باعث خلقت موجودات دانست، چنان که در آیه آخرین از گاتها دارد، اهورا مزدا موجب و موجد هم نور و هم ظلمت می باشد.

۳. اهورا مزدا اراده قدوسی خود را به وسیله روح مقدس و نیکو نهاد از قوه به فعل در می آورد، و اعمال الهی او به دستیاری ارواح مقدس که «امشاسپنتا» گفته می شوند، اجرا می شود که عبارتند از: فرشته پندار نیک (وهومنه)، فرشته راستی و عدالت (آشا)، فرشته نیرو و قدرت کامل (خشترا)، فرشته رسایی و کامروایی (هورواتات)، فرشته شفقت و لطف و باروری (آرمایتی) و فرشته بقا و جاویدانی (امرتات).

۴. با آن که اهورا مزدا در عوضِ جلال خود هیچ ضدی ندارد، مع ذلک زرتشت معتقد است که در برابر هر نیکی یک بدی موجود است، چنان که در برابر آشا، یعنی راستی و حقیقت، دروغ و باطل جای گرفته است. از کتاب گاتها مشهود است که زرتشت همان طور که دائماً در عالم طبیعت به تنزیه و تطهیر از عناصر بد و وجودهای ناپاک دعوت می کند، در حیات انسانی نیز آدمیان را به روش راستی و نیکی و پرهیز از بدی و دروغ می خواند.

۵. او آتش را فقط یک رمز قدوسی و نشانی گرانبها از اهورا مزدا می دانسته است که به وسیله او به ماهیت و عصاره حقیقت عِلوی خداوند دانا می توان پی برد.

۶. سرانجام این تنازع و نبرد خیر و شر چگونه خاتمه خواهد یافت؟ آنچه مسلّم است اینکه زرتشت بی هیچ شک و شبهه ای معتقد بوده که چون دورِ زمان تکمیل شود، اهورا مزدا پیروز، و بر خصم ناپاک و زشتکار چیره خواهد گردید.

دین زرتشتی نخستین مذهبی است که در جهان از مسئله حیات عقبی و مسأله قیامت سخن به میان آورده و مسأله آخرالزمان را به مفهوم کاملِ خود طرح کرده است.

کتاب اوستا پیام زرتشت است، کتابی است که از امید و وارستگی سخن می گوید، این کتاب مجموعاً دارای هزار فصل و ۲۱ کتاب بوده که اوستای هخامنشی ۸۱۵ فصل آن را داشته و در زمان ساسانیان فقط ۳۴۷ فصل آن گردآوری شد و امروزه حتی ربعِ اوستای ساسانی در دست نیست.

اوستای فعلی عبارت از پنج دختر است: ۱. یسنا ۲. ویسپرد ۳. وندیداد ۴. یشت ۵. خورده اوستا.

۱. یسنا: یسنا به معنی پرستش و ستایش و نیایش است و قسمت اساسی اوستا محسوب می شود و در هنگام مراسمات مذهبی سروده می شود. دارای ۷۲ فصل است که هریک را «هات» خوانند.

از قسمت های بسیار قدیم و اصیل یسنا، هات دوازدهم است به عنوان نمونه آمده است: «من مزدا پرست زرتشتی هستم، ستایشگر امشا سپندانم، باور دارم به خداوندگاری اهورا مزدا …».

۲. ویسپرد:ویسپرد به معنی همه سروران. در ادبیات فارسی به معنی دلیر و دانا و باخرد است. ویسپرد کتاب مستقلی نیست و می توان گفت مجموعه ای از ملحقات یسناست که در هنگام رسومات مذهبی همراه یسنا سروده می شود.

۳. وندیداد:وندیداد به معنی قانون است. مندرجات آن مختلف است و هر فصلی از آن را «فرگرد» گویند و مجموعاً ۲۲ فرگرد است. فردگرد اول در آفرینش زمین، دومی در داستان جم (یمَ)، سومی در خوشی و ناخوشی زمین. اما اغلب فرگردها در قوانین مذهبی و احکام دینی از قبیل سوگند خوردن، پیمان داشتن، نظافت و تطهیر، توبه و انابه، … می باشد.(۳)

۴. یشت:یشت به معنی نیایش و فدیه، اما برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان است. یشت هایی که تا امروز باقی مانده است ۲۱ سرود برای ایزدان است که به احتمال زیاد ۳۰ یا ۳۱ سرود به شماره روزهای ماه بوده است که هرکدام به نام یک امشاسپند و ایزد نامگذاری شده بود. ضمناً این بخش از مهم ترین متن ها برای تحقیقِ تاریخی در دین زرتشت می باشد.

۵. خرده اوستا:خرده اوستا به معنی اوستای کوچک که آذر به مهراسپند در زمان شاپور دوم (۳۱۰ – ۳۷۹ میلادی) آن را تألیف کرد و مشتمل بر دعاها و نمازهایی است که بیشتر در جشن ها و عیدها و یا مراسم سدره پوشی و کُشتی بستن و یا ازدواج و سوگواری خوانده می شود.(۴)

خورده اوستا مجموعه ای برگزیده از دیگر بخش های اوستا (یسنا، ویسپرد و یشت ها)، با تصرفاتی درخور توجه است که مانند یک کتاب مدون از دعا می باشد.

پی نوشت:

  1. پور داود، ابراهیم، اوستا، ص ۲۶.
  2. ایزدپناه، مهرداد، آشنایی با دین زرتشت، ص ۴۵.
  3. جمیس دامستتر، مجموعه قوانین زرتشت، ترجمه موسی جوان، ص ۴۹.
  4. پور داود، ابراهیم، اوستا، ص ۵۶ . ۵۹.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

سوشیانت های بعد از زردشت و ادامه پیروی از زردشت!

 سوشیانت در آیین زردشت بر کسانی مانند زردشت اطلاق شده که پس از او برای هدایت بشر می‌آیند. وقتی به عنوان اسم (یا لقب) به کار می رود به معنای «آن کسی که سود خواهد رساند» است.[1] به عبارت دیگر، سوشیانت‌ها در گاتاها منسوب به زردشت سودرسانانی هستند که مقرر بود سود و منفعتشان در آینده به مردم برسد. محققان گاتا شناس معتقدند زردشت در گاتاها خودش را جزو سوشیانت‌ها و نیز نخستین آنها می‌داند. هم چنین از سوشیانت‌هایی یاد می‌کند که در آینده خواهند آمد و همانند خود زردشت، دعوی دین و نبوت خواهند داشت. پس، زردشت پیروان خود را به پیامبران پس از خود دعوت کرده بود.

در یسنای 7 بند 12 زردشت می‌گوید: «… با آن باوري كه هريك از سوشيانتهاي خويشكار اشون را است، من نيز با همان باور و دين مزداپرستم.» در این یسنا، زردشت باور و آیین خود را در مسئلۀ دین، همانند باور و آیین سوشیانت‌ها می‌داند.

در یسنای 61 بند 5 نیز آمده‌است:« چگونه دروج را از خود برانيم؛ ما هم چون سوشيانتها دروج(دروغ) را از خود خواهيم راند.»

زامیاد یشت که بخشی از اوستای متاخر است، در مورد آخرین سوشیانت به یارانی اشاره می‌کند که نیک اندیش، نیک کردار، نیک گفتار و نیک دین اند. سوشیانت با یارانش چنان شکستی بر دروج وارد خواهند کرد که اهریمنِ بد کنش، رو در گریز نهد.[2]

هم چنین، در اوستا آمده‌است که هر هزار سال یک سوشیانت باید ظهور کند و چون زمان زندگی زردشت، سالِ هزارِ پیش از میلاد است، پس به گمان بسیار، نخستین سوشیانتِ بعد از زردشت، حضرت عیسی (ع) بوده‌است؛ به ویژه آنکه خود زردشتیان در طول تاریخ خویش، مصداق خاصی برای سوشیانت یا سوشیانت‌ها مشخص نکرده‌اند.

 در یسنای 11-45 و 2-53 اصطلاحی با عنوان «دین سوشیانت» آمده‌است. با اینکه معنای کلی این یسناها به نظر محققان مبهم است اما اکثریت پژوهشگران می پندارند که منظور از دینِ سوشیانت در این یسنه‌ها، دینی است شبیه آنچه که خود زردشت آن را معرفی می‌کرد. به سخن دیگر، سوشیانت هر کسی می‌تواند باشد که دین و شریعتی یکتاپرستانه و قائل به زندگی پس از مرگ – یعنی شبیه دین زردشت، معرفی کند و از نظر زمانی نیز پس از زردشت خواهد آمد.

محققی به نام لومل که یکی از بزرگترین مترجمان و شارحان گاتاها بود می گفت زردشت در این عبارات، اشاره به پیامبر (یا پیامبران) بزرگ تری می نماید که انتظار دارد پس از او ظهور کنند تا تلاش های او را که ناتمام مانده بود به ثمر برسانند.[3]

مری بویس بر همین نکته تاکید دارد و بر اساس همین مبنا، یسنای 3-4 را چنین ترجمه می‌کند: «کسی که خواهد آمد، بهتر از مردی نیک است. کسی که هم برای هستی دنیوی و هم برای هستی مینوی، صراط مستقیم را خواهد آموخت.»[4]

ویژگی این سوشیانت‌ها این است که مردمان را در نبرد فرجامین با بدی، رهبری خواهند کرد[5]: «ای مزدا! چنین خواهند بود رهانندگان سرزمین‌ها [سوشینات‌ها] که با «منش نیک» خویشکاری می ورزند و کردارشان بر پایۀ «اشه» و آموزش های توست. به راستی آنان به درهم شکستن خشم برگماشته شده‌اند.»

و یا می‌گوید:«ای مزدا! کی سپیده دم آن روز فرا خواهد رسید که با آموزش های فرح بخش خردمندانۀ رهانندگان [سوشیانت‌ها]، «اشه» به نگهداری جهان بدرخشد.»

سنت زردشتی، سوشیانت‌ها را سه تن می‌داند که به ترتیب عبارتند از: اوخشیت اِرِتَه (هوشیدر)، اوخشیت نِمَه (هوشیدرماه) و اِستَوَت اِرِتَه (سوشیانت). معنای این اسامی یا القاب به ترتیب چنین است: گسترندۀ راستی، گسترندۀ نماز، و تجسم راستی. طبق همین سنت، مادران این سوشیانت‌ها دوشیزگانی شوی نادیده خواهند بود که پس از شستشو در دریاچۀ هامون واقع در سیستان آبستن خواهند شد.[6] شباهت مادران شوی نادیدۀ سوشیانت‌ها با مادر شوی نادیدۀ حضرت عیسی (ع) قابل توجه‌است.

بعد از این مطالب سوالاتی را باید زردشتیان پاسخ بگویند:

زردشتیان چرا بعد از زردشت در جستجوی سوشینتهایی نیستند که آمدن آنان از سوی زردشت وعده داده شده است؟

2.زردشتیان با چه دلیل و حجتی هنوز از زردشت پیروی می کنند در حالی که خود زردشت در یسنا دست کم پس از هزار سال بعد از خودش از آمدن سوشیانتهای دیگری خبر داده است؟

آیا آنان احتمال نمی دهند که سوشیانتهای موعود زردشت پیامبرانی هستند که بعد از زردشت آمده اند؟

پی نوشت ها:

[1]. مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج1، ص 325. ترجمه: همایون صنعتی زاده، توس، 1374ش.

[2] . زامیاد یشت فصل 15 بند94-95.

[3]– مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج1، ص326.

[4]. همان.

[5]. مری بویس، زردشتیان، باورها و آداب دینی آنها، ترجمه: عسکر بهرامی، چ13، 1393ش، ص 68.

[6]. علی اصغرمصطفوی، سوشیانت یا سیراندیشه ایرانیان درباره موعود آخرالزمان، ص 54. تهران ۱۳۶۱ش. بی‌نا.