گناه کبیره

نوشته‌ها

تفاوت بین مذهب معتزله و اشاعره

اشاره:

فرقه های معتزلی و اشعری هردو از مذاهب کلامی اهل سنت می باشند. فرقه معتزله در حال حاضر غیر فعال بوده و پیرو ندارد. بیشتر اهل سنت از پیروان فرقه اشعری هستند. فرقه معتزله به دلیل اینکه حاکمان کشورهای اسلامی اهل سنت با آنها مخالف بوده اند به تدریج پیروان خود را از دست داده و امروز در کشورهای اسلامی اثری از پیروان این فرقه به چشم نمی خورد. در این نوشته به بیان تفاوت این دو فذقه پرداخته شده است.

 

فرقه معتزله به عنوان فرقه ای کلامی و نهضتی سیاسی در اواخر قرن اول هجری و اوائل قرن دوم هجری پا به عرصه حیات نهاد. تقریباً همه محققین این مطلب را قبول دارند اما این واقعیت را نباید انکار کرد که شکل گیری یک نهضت و یا یک مذهب فکری و عقیدتی بدون مقدمات نبوده و مسلماً زمینه های لازم جهت بوجود آمدن و رشد آن در متن جامعه وجود داشته است. شهرستانی در کتاب ملل و نحل خود چنین آورده که این فرقه در زمان بنی امیه در عهد عبدالملک مروان بوجود آمد. معتقدان این فرقه پیروان واصل بن عطاء غزال بودند که نخست شاگرد حسن بصری بود و سپس از وی کناره گرفت و معتقد گشت که مرتکب گناه کبیره نه کافر است به طور مطلق  نه مؤمن مطلق بلکه در منزلت بین منزلتین جای دارد. حسن از وی رنجید و گفت «اعتزل عنا واصل» یعنی واصل از ما عزلت و کناره گرفت. به همین جهت آن فرقه را معتزله خواندند.[۱]

مسعودی علت این نامگذاری را آن می داند که معتزله درباره حکم فاسق از دیگر فرق مسلمانان عزلت گرفته اند.[۲] بغدادی مشابه سخن مسعودی را مطرح کرده و علت اشتهارشان به این نام را کناره گیری آنان از سایر مسلمین در قضیه مؤمن یا کافر بودن مرتکب کبیره می داند.[۳]

نوبختی در کتاب خود که از اولین کتبی است که در مورد فرق نوشته شده در وجه تسمیه معتزله چنین مرقوم فرموده: معتزله در تاریخ به نام های مختلفی چون اهل توحید، اصحاب عدل، قدریه، عدلیه و… خوانده شده اند. اما مشهورترین و رایج ترین نام آنها همان معتزله است.

آنچه با مراجعه به کتب فرق برداشت می شود مانند کتاب ملل و نحل شهرستانی در مورد پیدایش معتزله چنین می نویسد که شخصی وارد بر حسن بصری شد (استاد واصل بن عطاء) و گفت در زمان ما جماعتی پیدا شده اند(خوارج) که می گویند مرتکب گناه کبیره کافر است و در مقابل آنها فرقه مرجئه بر این عقیده اند که مرتکب گناه کبیره مومن می باشد و گناه کبیره به ایمان انسان ضرر و زیان نمی رساند و در مذهب آنها عمل جزء ارکان ایمان نمی باشد. نظر شما در این باره چیست؟

قبل از آنکه حسن بصری جواب بدهد واصل بن عطاء برخاست و گفت ما اعتقاد داریم که صاحب گناه کبیره نه مؤمن است مطلقاً و نه کافر بلکه در «منزله بین المنزلتین»قرار دار، یعنی قول وسط و میانه بین مرجئه و خوارج را پذیرفت. سپس به سوی استوانه مسجد رفت و این سخن خود را تکرار می کرد اینجا بود که حسن بصری گفت «اعتزل عنا واصل» و پس از آن واصل بن عطاء و اصحاب او معتزله نامیده شدند، و در حقیقت منشاء فرقه معتزله از همین مجلس پیدا شد و بعداً افراد دیگری هم پیدا شدند که از همین روش و مسلک پیروی نمودند، چون عمرو بن عبید (۸۰ . ۱۴۳ ه. . ق) که با واصل بن عطاء نسبت پدر زنی داشت)، و ابوالهذیل علاف (۱۳۵ . ۲۳۵ ه. . ق) که او شیخ معتزله بوده است و برای او  مقالات و مناظراتی با سایر فرق نقل شده است.

   مذهب اشعری از معروف ترین مذاهب کلامی در دنیای اهل سنت است که در آغاز قرن چهارم هجری پدید آمد. قبل از آن، مذهب حنبلیه که از نظر کلامی اهل حدیث بود، مذهب رسمی و معروف میان اهل سنت بود. مؤسس مذهب اشعریه ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری است، وی به سال ۲۶۰ هجری قمری در بصره به دنیا آمد و به سال ۳۲۴ یا ۳۳۰ در بغداد درگذشت پدرش اسماعیل بن اسحاق، مکنی به «ابی بشر» از طرفداران اهل حدیث بود، بدین جهت اشعری در کودکی با عقاید اهل حدیث خو گرفت، در دوران جوانی به مکتب اعتزال گرایش یافت و تا چهل سالگی آن منهج را پیمود ولی بار دیگر به جانبداری از عقاید اهل حدیث قیام کرد.

کناره گیری ابوالحسن اشعری از مکتب اعتزال از روی قرائن در اوایل قرن چهارم هجری رخ داده که هنوز استاد وی در قید حیات بوده است.[۴]

ابوالحسن اشعری در چهل سالگی و در مسجد جامع بصره بازگشت خود را از مکتب اعتزال و گرایش خود را به مکتب احمد بن حنبل، رسماً اعلام نمود. و علت اعتزال ایشان از مذهب معتزله این بود که روزی در مسأله «صلاح» و «اصلح» با وی خلاف جست و از استاد خود جدا گشت.

گرچه علت و انگیزه های بازگشت اشعری از مکتب معتزله یک پدیده روانی است، که طبعاً برای خود دلایلی داشته است ولی برخی به جای واقع بینی و انگشت گذاردن روی انگیزه واقعی بازگشت، به خیال پردازی دست زده، و عللی را برای آن یادآور شده اند. از جمله خواب هایی است که شیخ دیده و او را از راه اعتزال باز داشته است.[۵]

اشعری در سخنوری و فن مناظره مهارت کامل داشت، مناظره معروف او با ابوعلی جبائی و سخنرانی های او در مسجد جامع بصره در روزهای جمعه، در موفقیت و شهرت او نقش مؤثری داشت. از مطالعه آثار اشعری به دست
می آید که وی متفکری خوش استعداد و صاحب قریحه و محققی پر تلاش بود و از نوعی نبوغ نیز بهره داشت و در جهت رفع تضاد میان عقل گرایی معتزله و ظاهرگرایی اشاعره کوشش بسیار نمود. اینکه انگیزه وی بر اعلان مخالفت با معتزله چه بود، کاملاً روشن نیست، ولی با توجه به آراء و نظریات وی پیرامون موضوعات کلامی مورد اختلاف میان معتزله و اهل حدیث، می توان حدس زد که وی در صدد ارائه طرحی برای اصلاح عقاید دینی از لغزش هایی که بر پایه عقل گرایی معتزله و ظاهرگرایی اهل حدیث احساس می کرد برآمد، و به تعدیل آن دو مبادرت ورزید. مکتب اشعری، در زمان حیات بنیان گذار آن شکل گرفت. و از همان روزهای نخست با مخالفت هایی روبرو گردید. قبل از همه، معتزلیان که از تغییر جهت ناگهانی شاگرد قدیم مکتب خود دلتنگ گردیده بودند با او به مخالفت برخاستند. علاوه بر آنان ظاهرگرایان و در پیشاپیش آنان حنبلیان نیز با تردید و تحیر با وی برخورد نمودند و گفتند: این تازه وارد کیست، که در عین ادعای کناره گیری از معتزله، باز هم جرأت ندارد که بی کم و کاست، به نصوص و ظواهر دینی، بسان اهل حدیث استناد نماید.[۶]

از جنبه سیاسی نیز تا زمان به قدرت رسیدن سلجوقیان (حدود نیمه قرن پنجم هجری) مکتب اشعری از موقعیت خوبی برخوردار نبود. زیرا قبل از آنان بیش از یک قرن آل بویه حکومت می کردند. در زمان حکومت آل بویه شرایط مناسبی برای عقل گرایان بوجود آمد و اشاعره وضعیت مطلوبی نداشتند. با به قدرت رسیدن سلجوقیان وضعیت به سود اشعریان تغییر کرد و مذهب اشعری در جهان تسنن مقامی ممتاز به دست آورد. زیرا توسط نظام الملک وزیر سلجوقی مقرر شد که در دو مدرسه نظامیه بغداد و نیشابور، تعلیمات بر وفق مذهب اشعری باشد از آن پس مذهب اشعری، مذهب رسمی اهل سنت گردید.[۷]

ابوالحسن اشعری ناشر علم کلام جدیدی در میان اهل سنت و جماعت گردید چون خود بیشتر با معتزله همکاری داشت و روش کار ایشان و نقاط ضعف فلسفه آنان را می دانست به کمک علمای سنت و جماعت بساط ایشان را برچید. اشعری در مقابل روش (معتزله) که شیوه برهان و کلام بود، طریقه اهل سنت را تأیید و تقویت نمود. و بر خلاف معتزله معتقد به قدم قرآن و تفاوت بین ذات و صفات خدا و ضرورت رؤیت خداوند در آخرت شد.[۸]

از سال ششصد به بعد، مذهب اشعری رو به گسترش نهاده و اکثریت مسلمانان را متوجه خود کرده است. بنابراین می توان گفت که برخی از فریفتگان مکتب او مانند متتبع معاصر شیخ محمد زاهد کوثری درباره تاریخ نشر مذهب او به اغراق گویی پرداخته و می گوید؛[۹]

شاگردان اشعری در شهرهای عراق و خراسان و شام و مغرب منتشر شدند و راه او را در پیش گرفتند و مسلمانان، مذهب سنت را بر اساس شیوه اشعری، بنا نهادند و این مسلک تا آخرین نقطه آفریقا پیش رفت.

از مهمترین تألیفات ابوالحسن اشعری که در دست است، کتاب الابانه و اللمع و مقالات الاسلامیین و رساله استحسان الخوض فی علم الکلام را می توان نام برد. از طرفداران سرسخت مذهب اشعری که در تقویت و ترویج این طریقه اهتمام کردند، ابوبکر باقلانی، ابن فورک اسفراینی، امام الحرمین جوینی و ابو اسحاق شیرازی بودند.[۱۰]

بر اساس حدیث ثقلین از نبی اکرم _ صلّی الله علیه و آله _ چنین نتیجه می گیریم که اشعری در طریق ضلالت بود و مکتبی که بوجود آورد بر خلاف قرآن و اهل بیت _ علیهم السلام _ بنیان گذاری شد و راه ضلالت را در پیش گرفت و عده ای را نیز گمراه کرد.[۱۱]

تفاوت‌های زیادی بین عقاید معتزله و اشاعره وجود دارد. به علّت نظم بحث ابتدا بر طبق اصول پنج‌گانه معتزله، فرق دو مکتب را بررسی و در آخر به دیگر اختلاف‌ها هم فهرست‌وار اشاره می‌شود.

۱. توحید: معتزله اعتقاد به توحید صفاتی دارد، به این معنا که صفاتی مانند: علم، قدرت، حیات و اراده، جدای از خداوند نبوده و از ذات پروردگار عالم جدا نیستند. بلکه صفات خداوند عین ذات او بوده و لازمه این توحید، خالی بودن ذات خدا از هر صفتی است.[۱۲]

ولی اشاعره منکر توحید صفاتی بوده و صفات را زاید بر ذات می‌دانند آنان به جای توحید صفاتی به توحید افعالی، اعتقاد دارند و بر این باورند که همه کارها به مشیت خداوند بوده و بشر خالق افعال خود نمی‌باشد. برعکس معتزله هم توحید افعالی را قبول نداشته و آن را منافی با عدل خداوند دانسته و بر این باورند که بشر خالق افعال خود بوده و آزاد می‌باشد. خلاصه سخن این‌که معتزله به اصل آزادی و اختیار انسان و اشاعره منکر آزادی و اختیار بوده و به جبر اعتقاد دارند.[۱۳]

۲. عدل:

معتزله معتقدند که برخی از کارها ذاتاً عدل و برخی از کارها ذاتاً ظلم هستند. معتزله در واقع به اصل حسن و قبح عقلی افعال قائل می‌باشند ولی اشاعره همه کارهای خداوند را عین عدل می‌دانند. به این معنا که خداوند می‌تواند انسان مطیع را عذاب و کافر را ثواب دهد. و این کار خدا را عین عدل خدا می‌دانند. ولی معتزله می‌گویند خداوند حتماً باید به کارهای نیک و انسان مطیع و فرمانبر، ثواب و کافر را عذاب بکند و برعکس این از خداوند عادل محال است.[۱۴]

۳. وعده و وعید:[۱۵]

در باور و اعتقاد معتزله‌ همان‌‌طوری که، خداوند خلاف نویدها و پاداش‌ها، عمل نمی‌کند همین‌طور در وعیدها (کیفرها) هم تخلّف نمی‌کند. و خلف وعید را مثل خلف وعده، محال می‌دانند و بر این اساس مغفرت بدون توبه را جایز نمی‌دانند. ولی اشاعره خلف وعید را مثل خلف وعده برای خداوند جایز دانسته و مغفرت بدون توبه را جایز می‌دانند.[۱۶]

۴. المنزله بین المنزلتین:

این بحث در مورد مرتکب گناه کبیره مطرح است. در مورد ارتکاب گناه کبیره از دیرباز عقاید مختلفی وجود داشته است. خوارج مرتکب گناه کبیره را کافر و برخی از فرقه‌ها، مؤمن می‌شمارند. اشاعره هم، مرتکب گناه کبیره و فاسق را مؤمن می‌دانند. ولی معتزله مرحله میانه را پذیرفته است. و آن این‌که مرتکب گناه کبیره نه مؤمن است و نه کافر، بلکه فاسق است. که این به معنای المنزله بین المنزلتین می‌باشد.[۱۷]

۵. امر به معروف و نهی از منکر:

درباره امر به معروف و نهی از منکر هم آراء مختلفی وجود دارد. ولی به جهت طولانی نشدن بحث از ذکر همه آنها خودداری و فقط به ذکر عقاید معتزله و اشاعره می‌پردازیم. معتزله بر این باورند که شناخت معروف و منکر منحصر به شرع نبوده و عقل نیز قادر است لااقل پاره‌ای از آنها را مستقلاً تشخیص دهد. ولی اشاعره شناخت این‌ها را فقط از طریق شرع، عملی دانسته و به استقلال عقل جایگاه و ارزش نمی‌دهند.[۱۸]

فرقه‌های اشاعره و معتزله بر مبنای اصول پنج‌گانه معتزله، بحث شد. ولی آنها در موارد دیگر هم اختلاف و تفاوت‌هایی دارند که فهرست‌وار به آنها اشاره می‌شود.

۱. استطاعت: معتزله معتقدند که انسان قبل از هر کاری قدرت ترک آن را دارد. ولی اشاعره می‌گویند: قدرت انسان با عقل او همراه است. نه مقدم آن، از این رو قدرت ترک آن را ندارد.

۲. در تعارض عقل با حدیث و شرع، معتزله عقل را مقدّم و اشاعره شرع و حدیث را مقدم می‌دانند.

۳. در استقلال عقل برای درک مسائل، معتزله بر این باورند که بدون نیاز به شرع عقل می‌تواند پاره‌ای از مسائل را مستقلاً درک کند. بر خلاف اشاعره که راه درک مسائل و احکام را منحصر در شرع می‌دانند.

۴. معتزله می‌گویند: می‌توان قرآن را با عقل تفسیر کرد. ولی اشاعره منکر آن هستند.

۵. معتزله تکلیف مالایطاق (خارج از قدرت انسان) را محال دانسته و اشاعره آن را بلامانع می دانند.

۶. معتزله همه افعال و کارهای خداوند را در راستای اغراض و اهداف مشخص دانسته ولی اشاعره افعال خداوند را به اغراض و اهداف مشخص و از پیش تعیین شده نمی‌دانند.

۷. مکتب اعتزال قائل به رؤیت خداوند در روز قیامت نبوده ولی اشاعره بر این باورند که خداوند در قیامت دیده می‌شود.

۸. معتزله اعتقاد به شفاعت نداشته و اشاعره قائل به شفاعت هستند.[۱۹]

پی نوشت:

[۱] . شهرستانی، احمد، ملل و نحل، ج۱، ص ۶۲.

[۲] . مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۵۵.

[۳] . البیاضی، کمال الدین احمد، الفرق بین الفرق، ص ۷۳.

[۴] . درآمدی بر علم کلام، علی ربانی، ص ۲۶۹ ، ۲۷۰ ، ۲۷۱، چاپ اول، ۱۳۷۸، انتشارات دارالفکر.

[۵] . فرهنگ و مذاهب اسلامی، جعفر سبحانی، ص ۱۷، ج یک، چاپ اول، ۱۳۷۱، انتشارات مهر، قم.

[۶] . ملل و نحل، عبدالکریم شهرستانی، ج ۱، ص ۳۲، چاپ دوم، ۱۳۳۵، انتشارات تابان.

[۷] . سیر کلام در فرق اسلام، محمدجواد مشکور، ص ۴۰، چاپ اول، ۱۳۷۶، انتشارات شرق.

[۸] . فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی، ص ۲۰۱ و ۲۰۲، چاپ سوم، ۱۳۸۳، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی.

[۹] . فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج ۱، ص ۳۴، همان.

[۱۰] . درآمدی بر علم کلام، ص ۲۸۳، همان.

[۱۱] . فرق و مذاهب کلامی، ص ۱۸۶، همان.

[۱۲] . شهرستانی، «ملل و نحل»، منشورات رضی، قم، اوّل، ۱۳۶۵ ش، ج۱، ص۴۴.

[۱۳] . فرق و مذاهب کلامی، علی ربّانی گلپایگانی ص۱۹۸.

[۱۴] . همان، ص۱۹۹.

[۱۵] . وعده: به بشارت خداوند به ثواب در قبال اعمال خوب و وعید به معنای وعده عذاب و کیفر برای کافر است.

[۱۶] . مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۳۹.

[۱۷] . شیخ مفید، «اوائل المقالات»، داوری، قم، با تحقیق شیخ الاسلام، زنجانی، (بی‌تا) ص۴۵.

[۱۸] . زمخشری، جارالله، «کشاف»، دارالمعرفه، بیروت، (بی‌تا) ص۳۹۶.

[۱۹] . آشنایی با علوم اسلامی، ج۱، ص۵۸ . فرق و مذاهب کلامی، ص۲۶۱.

عصمت انبیاء از دیدگاه اهل سنت

اهل سنت انبیاء را قبل از بعثت معصوم نمی دانند و جمهور اهل سنت یعنی اشاعره و اهل حدیث و عده ای از معتزله صدور گناه کبیره را بر انبیاء جایز می دانند و لذا انبیاء قبل از بعثت از گناه کبیره و صغیره معصوم نمی باشند. و از میان اهل سنت اکثر معتزله انبیاء را قبل از بعثت از گناه کبیره معصوم می دانند.[۱] بنا براین تمام فرقه های اهل سنت به جز اکثر معتزله انبیاء را قبل از بعثت حتی از گناه کبیره هم معصوم نمی دانند و به جز شرک به خدا سایر گناهان را بر آنان جایز می دانند.[۲]

   اهل سنت در باره عصمت انبیاء بعد از بعثت اختلاف دارند:

اشاعره که اکثر اهل سنت را تشکیل می دهد پیامبران را بعد از بعثت از گناهان کبیره معصوم می دانند اما ارتکاب گناه صغیره را به صورت سهوی بر پیامبران جایز می دانند برخی از علماء اهل سنت مثل زمخشری و ابوهاشم معتزلی گناه صغیره را به صورت عمدی نیز بر پیامبران جایز می دانند.[۳]  نویسنده کتاب المواقف می گوید که صدور گناه صغیره را جمهور اهل سنت بر انبیاء عمدا و سهوا جایز می دانند و در نزد برخی از اهل سنت پیامبران از گناه صغیره به صورت عمدی معصوم می­باشند و حتی می گوید که صدور گناه کبیره از پیامبران به صورت سهو و خطا نیز از نظر اکثر اهل سنت جایز می باشد هر چند خود او صدور گناه کبیره را از پیامبران به صورت سهوی هم جایز نمی داند.[۴] به هر حال اشاعره به این باور اند که عصمت در غیر تبلیغ عقلا بر انبیاء واجب نیست و امتناع گناهان کبیره بر انبیاء عمدا و سهوا با نقل و اجماع ثابت شده است.[۵] بنابراین صدور گناه صغیره به صورت سهوی به اتفاق اهل سنت بر پیامبران جایز است.[۶]

از میان اهل سنت حشویه(اهل حدیث) صدور گناه کبیره را به صورت عمدی نیز بر پیامبران جایز می دانند.[۷]

در اینجا به چند سوال باید پاسخ داده شود:

  1. وقتی که پیامبران قبل از بعثت مرتکب گناه و معصیت شده و هیچ تفاوتی با دیگران در این مسئله نداشته باشند، پس پیامبران دارای چه خصوصیتی بوده اند که خداوند بر آنان وحی نازل کرده و انان را هادی مردم قرار داده است؟
  2. اگر پیامبران مانند سایر مردم بعد از بعثت نیز دست کم مرتکب گناه صغیره شوند، آیا اعتباری نزد مردم خواهند داشت؟ مثلا حتی اگر از یک پیش نماز مسجدی گناهی صادر شود مردم از او پیروی خواهند کرد؟
  3. چرا نباید پیامبران الهی به اراده الهی از هر گناهی معصوم باشند؟

 پی نوشتها

[۱] . عضدالدین عبدالرحمن ایجی، المواقف، ج۳ص۴۲۷.

[۳] . شرح المقاصد فی علم الکلام، ج۳،ص۱۹۳.

[۴] . المواقف، ج۳ص۴۲۷

[۵] . المواقف،ج۳ص۴۲۶.

[۶] .همان، ص۴۲۷.

[۷] . المواقف، ج۳ص۴۲۷.

چهل حدیث والدین

قال الله تعالی: و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما… (سوره اسراء: ۲۳)

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند(که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو. و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.

پیشگفتار

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه‌ای از وجود این دو عزیزیم و میوه‌ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی نظیر پدر و مادریم.

انسان فراموشکار، وقتی به قدرت و موقعیتی رسید، دوران عجز و کوچکی خویش را از یاد می‌برد و پدر و مادر و زحمات طاقت‌فرسای آنان را فراموش می‌کند، و چه ناسپاسی و کفرانی بدتر از این؟

انسانیت و اخلاق ایجاب می‌کند که پاسدار این دو گوهر باشیم و در حال حیاتشان از نیکی و احسان و پس از مرگشان از صدقات و یاد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم و فرزندان ما تداوم وجود مایند، چگونگی برخورد ما با پدر و مادر و احترام و نیکی ما به آنان سبب می‌شود که فرزندان ما نیز در نسل آینده، حق‌شناس و قدردان و نیکوکار به بار آیند. فرزندان ما همان گونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می‌کنیم.

باری… ادای حق والدین و انجام سپاس زحمات آنان نیز مانند حق خدا و شکر نعمت‌هایش از عهده توانایی ما خارج است و تنها باید زبان به عجز بگشاییم و بال تواضع و فروتنی به زیر پای آن دو فرشته بگستریم.

با این حال، توجه به مقام پدر و مادر و شناخت قدر و منزلت آنان نزد خداوند، زمینه ادای بخشی از حق بزرگ آنان را فراهم می‌سازد.

روایاتی که در این مجموعه چهل حدیث والدین مطالعه می‌کنید، ما را با گوشه‌ای از وظایف خود در برابر والدین آشنا می‌کند. توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدر و مادر خویش به حساب آییم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است. خدایا! ما را قدردان زحمات پدر و مادر بگردان. خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.

۱- بزرگترین واجب

قال امیر المؤمنین علی(علیه السلام): بر الوالدین اکبر فریضه.

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) فرمود: بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی، نیکی به پدر و مادر است.

(میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۰۹)

۲- برترین اعمال

قال الصادق(علیه السلام): افضل الاعمال الصلاه لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: برترین کارها عبارتست از: ۱ – نماز در وقت ۲ – نیکی به پدر و مادر ۳ – جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۵)

۳- انس با پدر و مادر…

فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیله خیر من جهاد سنه.

مردی خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آن که جانم در دست اوست، انس یک روز آنان با تو، از جهاد یکسال بهتر است.(البته در صورتی که جهاد، واجب عینی نباشد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۲)

۴- محبوبترین کارها

عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ‌ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال: الصلاه لوقتها، قلت ثم‌ای شی ء؟ قال: بر الوالدین، قلت: ثم‌ای شیء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می‌گوید: از پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چیز؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چیز، فرمود: جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۰)

۵- نگاه به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما ولد بار نظر الی ابویه برحمه الا کان له بکل نظره حجه مبروره. فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائه نظره؟ قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند، در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می‌شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۳)

۶- عظمت پدر و مادر

عن ابی الحسن الرضا(علیه السلام) قال: ان الله عز و جل امر بثلاثه مقرون بها ثلاثه اخری: امر بالصلاه و الزکاه، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صله الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(علیه السلام) فرمود: خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

۱ – به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی‌شود.

۲ – به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

۳ – به تقوای الهی فرمان داده و به صله‌رحم، پس کسی که صله‌رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

(بحار الانوار، جلد ۷۴، ص ۷۷)

۷- احترام پدر و مادر

قال الصادق(علیه السلام): بر الوالدین من حسن معرفه العبد بالله اذ لا عباده اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمه الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی‌رساند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۷)

۸- اطاعت از والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنه و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت به رویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد، یک درب گشوده می‌شود.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۹- ارزش اطاعت از پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بنده‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۱۰- پرداخت بدهی والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامه مع الابرار.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمی‌انگیزد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۱۱- خشنودی پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن که پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۰)

۱۲- عاقبت نیکی به پدر و مادر

عن الصادق(علیه السلام) قال: بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟ فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن‌چینی نمی‌کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵)

۱۳- سفر برای نیکی به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): سر سنتین بر والدیک، سر سنه صل رحمک.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله‌رحم انجام بده،(یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۳)

۱۴- پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله‌رحم بجای آورد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵)

۱۵- آثار نیکی به پدر و مادر

عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(علیه السلام) و فینا میسر فذکروا صله القرابه فقال ابو عبد الله(علیه السلام): یا میسر! قد حضر اجلک غیر مره و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می‌گوید: در حضور امام صادق(علیه السلام) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(علیه السلام) فرمود: ‌ای میسر! چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله‌رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می‌خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۴)

۱۶- اول نیکی به مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله من ابر؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): اباک.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت:‌ای رسول خدا! به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت؟

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۹)

۱۷- نتیجه نیکی به پدر و مادر

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۶)

۱۸- حق پدر

عن ابی الحسن موسی(علیه السلام) قال: سال رجل رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده که فرمود: مردی از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱- او را با نام صدا نکند ۲ – در راه رفتن از او جلو نیفتند. ۳ – قبل از او ننشیند. ۴ – کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۵)

۱۹- عبادت در نگاه

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): نظر الولد الی والدیه حبا لهما عباده.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۲۰- رفتار با والدین

عن ابی ولاد الحناط قال: سالت ابا عبد الله(علیه السلام) عن قول الله: «و بالوالدین احسانا» فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می‌گوید: معنای آیه «و بالوالدین احسانا»(بقره/ ۸۳) را از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان، نیازشان را برطرف کنی».

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۱- وظیفه در برابر والدین

قال ابو عبد الله(علیه السلام): لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۲- نیابت از پدر و مادر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چه چیز مانع شخص می‌شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می‌رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می‌شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می‌کند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۶)

۲۳- نیکی به والدین بد

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ثلاث لم یجعل الله(عز و جل) لاحد فیهن رخصه اداء الامانه الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است:

۱ – ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.

۲ – وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.

۳ – نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۶)

۲۴- برخورد با پدر و مادر مشرک

فیما کتب الرضا(علیه السلام) للمامون: بر الوالدین واجب، و ان کانا مشرکین و لا طاعه لهما فی معصیه الخالق.

در نوشته حضرت رضا(علیه السلام) به مامون آمده که: نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۲)

۲۵- زیارت قبر والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: من زار قبر والدیه او احدهما فی کل جمعه مره غفر الله له و کتب برا.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می‌بخشد و او را نیکوکار می‌نویسد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۲۶- بهشت و نیکی به والدین

عن ابی الحسن(علیه السلام) قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): کن بارا و اقتصر علی الجنه و ان کنت عاقا فاقتصر علی النار.

از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.

(اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۸)

۲۷- نگاه تیز به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: لو علم الله شیئا ادنی من اف لنهی عنه، و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اف(اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند.(خیره شود).

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۸- نگاه خشم‌آلود به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: من نظر الی ابویه نظر ماقت، و هما ظالمان له، لم یقبل الله له صلاه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که به او ستم کرده‌اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی‌شود.

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۹- غمگین کردن پدر و مادر

قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): من احزن والدیه فقد عقهما.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد، عاق والدین شده است.(حق آنها را رعایت نکرده است.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۰- نتیجه بی‌ادبی به والدین

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ان ابی نظر الی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متکیء علی ذراع الاب، قال: فما کلمه ابی مقتا له حتی فارق الدنیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می‌رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود،(وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۱- درگیری با پدر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ثلاثه من عازهم ذل: الوالد و السلطان و الغریم.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‌گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۲- محرومیت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنه توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق و لا قاطع رحم.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با این که بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می‌رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند، آن بو را احساس نخواهد کرد.(یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۲)

۳۳- بدبختی عاق والدین

عن الصادق(علیه السلام) قال: لا یدخل الجنه العاق لوالدیه و المدمن الخمر و المنان بالفعال للخیر اذا عمله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت گذار، وارد بهشت نمی‌شوند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۴- عاقبت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): اربعه لا ینظر الله الیهم یوم القیامه، عاق و منان و مکذب بالقدر و مدمن خمر.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:

۱ – عاق والدین ۲ – منت گذار۳ – منکر قضاء و قدر۴- شرابخوار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۵- مجازات عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ثلاثه من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخره: عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کیفر سه گناه به قیامت نمی‌ماند(یعنی در همین دنیا مجازات می‌شود.) ۱ – عاق پدر و مادر۲ – ظلم و تجاوز به مردم ۳ – ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۶- عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: الذنوب التی تظلم الهواء عقوق الوالدین.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: از گناهانی که هوا را تیره و تار می‌کند، عاق والدین شدن است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۷- شقاوت عاق والدین

قال الصادق(علیه السلام): عقوق الوالدین من الکبائر لان الله(عز و جل) جعل العاق عصیا شقیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق پدر و مادر شدن، از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۸- هلاکت عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام): ان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) حضر شابا عند وفاته فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) له: قل: لا اله الا الله،قال(علیه السلام): فاعتقل لسانه مرارا فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) لامراه عند راسه: هل لهذا ام؟ قالت: نعم انا امه،قال(صلی الله علیه و آله و سلم): افساخطه انت علیه؟ قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(صلی الله علیه و آله و سلم) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): قال: لا اله الا الله قال(علیه السلام): فقالها… ثم طفی…

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله! به خاطر رضایت تو خدا از او راضی شود.(من از او راضی شدم) سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به جوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵)

۳۹- اعمال عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به عاق والدین از(طرف خدا) گفته می‌شود: هر کاری می‌خواهی انجام بده، دیگر تو را نمی‌بخشم و به نیکوکار(نسبت به پدر و مادر) هم گفته می‌شود: هر چه می‌خواهی انجام ده تو را می‌بخشم.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۴۰- نیکی به والدین و آمرزش گناه

قال علی بن الحسین(علیه السلام): جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی توبه؟ فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فهل من والدیک احد حی؟ قال: ابی قال: فاذهب فبره. قال: فلما ولی قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): لو کانت امه.

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت:‌ ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن(تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش زنده بود.(یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می‌کرد، زودتر آمرزیده می‌شد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۲)

منبع: چهل حدیث والدین؛ شریفی، محمود

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

نماز عاق، پذیرفته نیست!

از جمله رذایل اخلاقی و گناهان کبیره عقوق والدین است. چنانچه حضرت رسول(صلّی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیر(علیه السّلام) و حضرت امام صادق و حضرت امام رضا و حضرت امام جواد(علیهم السّلام) در روایاتی که در شماره‌ کبائر از ایشان رسیده به کبیره بودنش تصریح فرموده‌اند بلکه از پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) چنین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگ‌تر، شرک به خدا و عقوق والدین است و نیز از گناهانی است که در قرآن مجید و احادیث صحیحه بر آن وعده‌ عذاب داده شده است.

در قرآن مجید از قول عیسی بن مریم(علیه السّلام) حکایت می‌فرماید: «که خداوند مرا نیکوکار به مادرم قرار داد و مرا ستمکار و بد عاقبت قرار نداد و سبب ترک نیکی به مادرم»۱ و سبب اینکه ذکر پدر نکرده این است که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحیی(علیه السّلام) ذکر پدر و مادر هر دو شده است.۲

و در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرموده:

جبار(گردنکش و ستمگر) شقی(تیره بخت)، عصی(نافرمانی کننده و گنه‌کار) و به هر یک از آنها وعده‌ی عذاب سخت داده شده، چنانچه درباره‌ی جبار می‌فرماید: «و نومید شد هر گردنکش کینه‌ورزی که پشت سر او است دوزخ، و نوشانیده شود از آب چرک خون آلوده، جرعه‌ای از آن به دهان می‌برد ولی نتواند فرو برد(او را گوارا نباشد) و مرگ از هر سوی به او رو آورد لیکن مردنی نیست و از پس او است عذابی سخت و انبوه».۳

و درباره‌ی شقی می‌فرماید: «اما آنها که بدبختند در آتشند و ایشان را در آتش ناله‌ای زار و خروشی سخت باشد، در آن آتش همیشه تا آسمان‌ها و زمین بر پا است جاویدانند مگر آنچه که پروردگارت خواهد»۴ و درباره‌ی عصی می‌فرماید: «و آن کس که نافرمانی خدا و پیغمبرش کند و بگذرد از مرزهای خدا(و از حدود خویش تجاوز کند) فرو بردش در آتش که جاودان در آن باشد و عذابی خوار کننده برایش باشد».۵

عقوق والدین و اخبار

پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از آزردن والدین بپرهیزید به درستی که بوی بهشت از هزار سال راه، استشمام می‌شود ولی عاق والدین و قاطع رحم آن را نمی‌یابند.۶
نماز عاق پذیرفته نیست: از حضرت صادق(علیه السّلام) است کسی که به پدر و مادرش از روی غیظ بنگرد در حالی که والدین بر او ستم کرده باشند خداوند نماز او را نمی‌پذیرد.(پس چگونه است در صورتی که به او نیکوکار باشند؟)

از همان حضرت مروی است که فرمود: کسی که پدر و مادر خود را به خشم درآورد خدای را به غضب درآورده است.۷

و همچنین فرمود: کسی که والدین خود را بیازارد مرا اذیت کرده و کسی که مرا بیازارد خدای را آزرده و آزار کننده‌ی خدا معلون است.۸

و همچنین فرمود: عاق والدین هر عملی که می‌خواهد به جا آورد، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.۹

و نیز پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه طایفه‌اند که در روز قیامت خداوند با ایشان سخن نمی‌فرماید و نظر رحمت به آنها نمی‌کند و ایشان را پاک نکرده و از برای آنها عذاب دردناکی است ایشان شراب خواران و تکذیب کنندگان به قدر الهی و عاق والدین‌اند.۱۰

عاق والدین آمرزیده شدنی نیست: و کافی است در شقاوت عاق والدین که جبرییل(علیه السّلام) بر او نفرین فرمود: هر که پدر و مادر یا یکی از آنها را درک کند و او را از خود خشنود نسازد آمرزیده مباد و رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) بر نفرین جبرییل آمین گفت.۱۱

و از حضرت صادق(علیه السّلام) مروی است که فرمود: ملعون است ملعون است کسی که والدینش را بزند و کسی که آزار به آنها رساند.۱۲

نماز عاق پذیرفته نیست: از حضرت صادق(علیه السّلام) است کسی که به پدر و مادرش از روی غیظ بنگرد در حالی که والدین بر او ستم کرده باشند خداوند نماز او را نمی‌پذیرد.۱۳(پس چگونه است در صورتی که به او نیکوکار باشند؟)

جوان محتضر و شفاعت پیامبر

رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) بر بالین جوانی که در حال احتضار بود حاضر گردید، آن حضرت کلمه‌ی شهادت را به او تلقین فرمود لیکن جوان نتوانست بگوید، پرسید: آیا مادر دارد؟ زنی که نزد او بود عرض کرد بلی من مادر او هستم. فرمود: آیا بر او غضبناکی؟ گفت آری شش سال است با او حرف نزده‌ام، پس آن حضرت خواهش فرمود از او راضی شود مادر به خاطر آن حضرت از جوان درگذشت زبان آن جوان به کلمه‌ی توحید باز شد حضرت به او فرمود: چه می‌بینی؟ گفت مردی سیاه و زشت روی بد بوی، مرا رها نمی‌کند حضرت جمله‌ای یادش دادند۱۴ خواند و عرض کرد: می‌بینم مردی سفید رنگ خوشروی، خوشبوی و خوش منظر رو به من آورد و هیولای مهیب اولی از من دور شده، فرمود: همان جمله را تکرار کن پس از آن گفت آن هیکل موحشه به کلی محو گردید.

پس آن حضرت شاد شد و فرمود: خدا او را آمرزیده آنگاه جوان از دنیا رفت.۱۵ از این حدیث شریف استفاده می‌شود که یکی از آثار عقوق والدین سوء خاتمه عاقبت به شری است که شخص بی‌ایمان از دنیا می‌رود و در نتیجه همیشه در عذاب خواهد بود. با این که تلقین کننده جوان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) بود تا مادرش از او راضی نگردید نتوانست شهادت را بگوید و پس از رضایت مادر و خواندن آن کلمات به برکت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) پروردگار هم از او راضی شده او را آمرزید.

عقوق چیست

مجلسی در شرح کافی گوید: عقوق والدین به این است که فرزند حرمت آنها را رعایت نکند و بی‌ادبی نماید و آنها را به سبب گفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد نافرمانی از آنها نماید و این عقوق گناه کبیره است و دلیل بر حرمت آن کتاب و سنت و اجماع خاصه و عامه است.

از حضرت صادق(علیه السّلام) مروی است که کمترین عقوق(ناسپاسی والدین) گفتن اُف است(به روی پدر یا مادر) و اگر خدا چیزی را از آن آسان‌تر می‌دانست از آن نهی می‌کرد. و نیز از عقوق است به پدر یا مادر نگاه خیره و تند کردن.۱۶؛ و از امیر المؤمنین(علیه السّلام) مروی است که از عقوق است محزون ساختن پدر یا مادر۱۷؛ و از موارد قطعی عقوق که گناه کبیره است ترک بر واجب مانند نفقه(مخارج روزانه و لباس و مسکن) در صورت احتیاج پدر یا مادر می‌باشد و به طور کلی آزردن خاطر والدین و رنجاندن و ناراحت ساختن آنها عقوق و حرام مسلم است. روایات در این مقام بسیار و به آنچه ذکر شد اکتفا می‌شود.

منبع: آیت الله شهید دستغیب؛ گناهان کبیره؛ ج۱، ص۱۱۷