گرسنگی

نوشته‌ها

نگاهی به دلایل تأثیرگذاری ماه مبارک رمضان

اشاره:

ماه مبارک رمضان، اثرگذارترین ماه در زندگی انسان هاست. این ماه می تواند همه زنگارها را از دل انسان روزه دار بزداید؛ همه ویژگی های ناشایست را از پیرامون قلب شخص بپیراید و او را از مقربان آستان پروردگار قرار دهد. اگر شخص روزه دار، قدر لحظه های این ماه را بداند و تکالیف و وظایف خویش در این ماه را به درستی انجام دهد، می تواند از انسانی مادی و زمینی، به انسانی معنوی و ملکوتی تبدیل و وجود او آیینه تمام نمای جمال پروردگار شود. در حقیقت، دلایل اثرگذاری ماه مبارک رمضان را می توان چنین برشمرد:

۱. گرسنگی

بر روزه دار واجب است که از اذان صبح تا اذان مغرب، از خوردن پرهیز کند و در همه این ساعات در گرسنگی به سر ببرد و در حقیقت باید یکی از عوامل اثرگذاری ماه مبارک رمضان را در گرسنگی چند ساعته روزه دار در این ماه دانست؛ زیرا گرسنگی و گاهی معده را از غذا خالی داشتن، افزون بر آنکه در سلامتی جسمانی انسان تأثیر فراوانی دارد و او را در برابر بیماری های فراوانی، ایمن می دارد، نقش فراوانی در تعالی روحی؛ رشد معنوی؛ توفیق در سیر و سلوک روحی و پیروزی در مبارزه با نفس اماره و نیز در زدودن پرده های ظلمانی از برابر قلب آدمی دارد. حضرت علی(ع) می فرماید: «نِعْمَ الْعَوُن عَلی اَشَرِ النَّفْسِ وَ کسْرِ عادَتِها التَجوَع؛ گرسنگی، چه کمک خوبی است برای دفع بد مستی نفس [اماره] و شکستن عادت [نابجای] آن.»۱ آن حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: «نِعْمَ عَوْنُ الورع التجوع؛ چه کمک خوبی است از برای پرهیزکاری، خود را گرسنه نگه داشتن».۲

عین القضاه همدانی می نویسد:

«عیسی مسیح(ع)، حواریان را گفت: «شکم تان را گرسنه نگه دارید، باشد که با چشم قلبتان پروردگارتان را ببینید.» و اینکه شنیده ای که در رمضان شیاطین بسته باشند، همین است که همه گرسنه باشند».۳

شهاب الدین سهروردی نیز می نویسد:

«بنای ریاضت بر گرسنگی است و همچنان که اگر کسی خواهد که خانه ای سازد و بنیادخانه نیفکنده باشد، خانه نتوان ساختن، همچنین اگر کسی خواهد که مجاهده و سیر و سلوک کند و گرسنگی نکشد، هیچ حاصل نشود و هر آفتی که پیدا شود از سیری و پر خوردن باشد و حضرت رسول(ص) فرمود: «گذرگاه های شیطان را با گرسنگی، تنگ گردان.» و حق تعالی در حق جماعتی [و در وصف شکم پارگی و شکم پرستی آنان] فرمود: «ذَرْهُمْ یأْکلُوا وَ یتَمَتّعُوا وَ یلْهِهِمُ اْلأَمَلُ فَسَوْفَ یعْلَمُونَ؛ بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان کند، پس به زودی خواهند دانست». (حجر: ۳) و از جمله صفات حق تعالی، آن است که هرگز نخورد و بخوراند؛ چنانچه قرآن کریم فرموده است: «وَ هُوَ یطْعِمُ وَ لا یطْعَمُ؛ و اوست که خوراک می دهد و خوراک داده نمی شود». (انعام: ۱۴) و جنید بغدادی(ره) گفته است: «الجوعُ الطعامُ الله فی اَرضِه: گرسنگی، طعام خدا در زمین اوست.» و نیز چندان که کمتر خورند، کمتر بخوابند و در این صفت نیز به پروردگار خویش نزدیک شوند، چنانچه فرمود: «لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ؛ نه خوابی سبک او را فرا گیرد و نه خوابی گران». (بقره: ۲۵۵)۴

۱. غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ح ۹۹۴۲، ص ۱۶۶.

۲. همان، ح ۹۹۲۳، ص ۱۶۴.

۳. نامه های عین القضاه همدانی، به اهتمام: علی نقی منزوی و عفیف عسیران، ج ۲، ص ۱۰۷.

۴. شهاب الدین یحیی سهروردی (شیخ اشراق)، مجموعه مصنفات، تصحیح: سیدحسن نصر، ج ۳، صص ۳۹۶ و ۳۹۷.

۲. در غل و زنجیر بودن شیاطین

بر اساس حدیثی از رسول گرامی اسلام(ص) «شیطان ها در این ماه [مبارک رمضان] به بند کشیده شده اند. از خداوند بخواهید که آنها را دیگر بر شما مسلط نگرداند».۱

با توجه به این روایت نبوی، باید یکی از عوامل اثرگذار بودن ماه مبارک رمضان را در «به بند کشیده شدن شیطان ها» در این ماه جویا شد. بدیهی است که شیاطین، دشمنان شماره یک انسان ها هستند و آشکار است که نبرد با دشمنی که در بند است و چندان توان مبارزه ندارد، بسی آسان تر از جهاد با دشمنی است که کاملاً آزاد و رها از هرگونه بند و زنجیر است. بی گمان، ماه رمضان بر دست و پای شیطان ها بند می نهد و در پی آن، مبارزه روزه داران با شیاطین را آسان می کند و موجب می شود شخص نسبت به پیروزی خویش در نبرد با شیاطین، اطمینان حاصل کند. از این رهگذر، ماه مبارک رمضان، یکی از عوامل اثرگذاری خویش بر روزه داران را وام دار، غل و زنجیر نهادن بر دست و پای شیطان هاست.

  1. ۱. شیخ صدوق، امالی، ترجمه: کریم فیضی، ص ۱۵۳.

۳. تبدیل شدن نفس ها، تسبیح و خواب به عبادت و دوچندان شدن پاداش عبادت ها در این ماه

یکی از عوامل اثرگذاری ماه مبارک رمضان بر دل و جان روزه داران این است که در این ماه، نفس های روزه دار، به تسبیح تبدیل، و خواب او عبادت و پاداش عبادت او چند برابر می شود. در حدیثی از حضرت رسول(ص) در این باره می خوانیم: «اَنفاسُکمْ فیهِ تسبیحٌ و نَوْمُکمْ فیه عِبادَهٌ… مَنْ اَدّی فیهِ فَرْضاً کان لَهُ ثوابُ مَنْ اَدّی سَیعینَ فریضَهً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهُودِ وَ مَنْ تَلا فیهِ آیه مِنَ الْقُرآنِ کانَ لَهُ مثل اجر مَن ختم الْقُرآن فی غَیرِهِ مَنَ الشُّهُودِ؛ fd».۱

ماه مبارک رمضان، کار روزه دار را بدان جا می کشاند که نفس او را تسبیح و خواب او را عبادت، و پاداش نماز و تلاوت قرآن او را دوچندان می کند و به شدت در روح و جان او اثر مثبت می گذارد و او را بسی متفاوت تر از ماه های دیگر، به سوی تعالی و کمال، رهنمون می دارد. شکی نیست که اثرگذاری یازده ماه دیگر بر انسان ها که در آنها، نه نفس انسان ها، تسبیح و نه خواب آنها، عبادات و نه پاداش نماز و قرائت قرآن، مضاعف است، با اثرگذاری ماه مبارک رمضان بر انسان های روزه دار که حتی امور طبیعی و اعمال مباح انسان، مانند نفس کشیدن و خواب را به تسبیح و عبادت تبدیل، و عبادت اندک او را انبوه و متراکم می کند، هیچ گاه یکسان نخواهد بود. به تعبیر زیبای مولوی:

خود که یابد این چنین بازار را

که به یک گل می خری گلزار را

دانه ای را صد درختان عوض

حبه ای را آمدت صدکان۲ عوض۳

نیز به تعبیر حکیم نظامی گنجه ای:

سنگ بینداز و گهر میستان

خاک زمین میده و زر میستان

آنکه ترا توشه ره می دهد

از تو یکی خواهد و ده می دهد

بهتر از این مایه ستانیت نیست

سود کن آخر که زیانیت نیست۴

۱. همان، صص ۱۵۰ و ۱۵۲.

۲. معدن.

۳. مثنوی، دفتر چهارم، بیت های ۲۶۱۱ و ۲۶۱۲.

۴. حکیم نظامی گنجه ای، کلیات خمسه، صص ۵۴ و ۵۵.

۴. یادآوری عملی توانایی های معنوی انسان در کنترل غرایز

ماه رمضان، ماه عنان گیری نفس اماره و مهار غرایز است. شکی نیست که وقتی غرایز انسان مهار نشوند، می توانند یکی از عوامل اصلی تباهی و سقوط وی به شمار آیند. معمولاً آدم ها به دلیل جاذبه و قدرت غرایز، خود را از مقابله با آن ناتوان می بینند. به همین دلیل، امید چندانی به پیروزی خویش در مهار زیاده خواهی های غرایز نمی بندند. این در حالی است که ماه رمضان، عملاً به او می آموزد که مهار غرایز، کاری شدنی و عملی در خور طاقت و توانایی انسان هاست و بر اثر این یادآوری به آنها و وادار کردن آنان به تمرین عملی در این باره، آنها را از توان مندی بالایشان برای پیروزی در این کار، با خبر می سازد. انسانی که هیچ گاه در خود این توان را نمی دید که روزی را بدون صبحانه، ناهار و عصرانه به شب برساند، اکنون در این ماه، سی روز را بدون خوردن این سه وعده غذا می گذراند، بی آنکه آسیبی ببیند و دچار اختلالی شود. آنکه خود را ناتوان تر از آن می دید که سحرگاهان، از بستر گرم و نرم خویش دل بکند و ساعتی را در آن لحظه های ملکوتی بیدار بماند، در این ماه به آسانی بیدار می شود. چه بسا روزه داری به دلیل عادت به سیگار، خود را از ترک آن در طول روز ناتوان می دید، ولی اکنون، ساعت های طولانی بین سحر تا افطار را بدون سیگار، پشت سر می گذارد. بی گمان، کسی که در این یک ماه توانست غرایز خویش را در طول روز کنترل کند و حتی از کارهایی بپرهیزد که تا پیش از ماه مبارک رمضان بر او حلال و مباح بود، پس از ماه رمضان و در ماه های دیگر نیز می تواند غرایزش را کنترل کند و آنها را زیر سلطه خویش درآورد. بنابراین، یکی از عوامل اثرگذاری ماه رمضان، فراهم آوردن زمینه برای تمرین عملی درباره مهار غرایز و آگاهی کردن انسان از توانایی های معنوی خویش، برای تعمیم و استمرار مهار غرایز در ماه های دیگر و باور به توان مندی خویش در دیگر ماه هاست.

۵. سحرخیزی

یکی از برکت های ماه مبارک رمضان، توفیق سحرخیزی برای روزه داران است. معمولاً آدم ها سحرگاهان در خواب و استراحت به سر می برند و از فیض سحرخیزی و استفاده از ثمره های بیداری در سحرگاهان محرومند، اما ماه رمضان، دریچه توفیق «سحرخیزی» را به روی روزه داران می گشاید و زمینه بهره بردن از فیض های فراوان سحرگاهان و بر پا داشتن عبادت پر فیض نماز شب را برای بیداران در این لحظه ها فراهم می آورد.

به تعبیر خواجه عبدالله انصاری: «عارفان را در شب، به گریه فرمایند، تا چون روی دل ایشان به قطرات ندامت شسته گردد، نظر کرامت یابند؛ یعنی گل چینند و خار نبینند، در نور نشینند و نار نبینند».۱

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در این باره می گوید:

آنچه در فضیلت نماز شب و سحرخیزی رسیده؛ بسیار است و گمان من آن است که اگر کسی در آن روایات فکر کند و به آنها ایمان داشته باشد، هر چند به کمترین درجات ایمان، و تنش نیز سالم باشد، لذت خواب نمی تواند او را از تهجد و شب زنده داری باز دارد و راضی نمی شود که خود را از این همه فضیلت محروم نموده، با زیان ها و خسارت هایی که نتیجه ترک نماز شب است بسازد. چگونه انسان بیدار دل و عاقل راضی می شود که با ترک نماز شب و خوابیدن در سحرگاهان، فضیلت های مهمی همانند «امام فرشتگان شدن»؛ «شرافت مناجات با پروردگار»؛ «لذت انس با خداوند» و «کرامت هم نشینی با او، را از دست بدهد. کسانی که از مقامات دین به جایی رسیده اند، همه آنها از شب خیزان بوده اند و از غیر آنها دیده نشده است.۲

بادگلبوی سحر، خوش می وزد، خیزای ندیم

بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم

قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر

خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم

راه نومیدی گرفتم رحمتم دل می دهد

کای گنه کاران هنوز امید عفو است از کریم

گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببرد

همچنان امید می دارم به رحمن و رحیم۳

الف) فضیلت سحرخیزی از نگاه آیات

قرآن کریم بارها پیامبر خویش، حضرت رسول(ص) را به سحرخیزی و نماز شب، فرا خوانده و بندگان سحرخیز را ستایش کرده است. برخی از این آیات عبارتند از:

ـ «وَ مِنَ اللّیلِ فَتَهَجّدْ بِهِ نافِلَهً لَک عَسی أَنْ یبْعَثَک رَبّک مَقامًا مَحْمُودًا؛ [ای رسول ما] پاسی از شب راه زنده بدار، تا برای تو [به منزله] نافله ای باشد؛ امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند». (اسراء: ۷۹)

ـ «کانُوا قَلیلاً مِنَ اللّیلِ ما یهْجَعُونَ، وَ بِاْلأَسْحارِ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ؛ [پرهیزکاران] از شب اندکی را می غنودند و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش می کردند». (ذاریات: ۱۷ و ۱۸)

ـ «المستغفرین بالاسحار؛ استغفارکنندگان در سحرگاهانند. (آل عمران: ۷۷)

ـ «وَ عِبادُ الرّحْمنِ… الّذینَ یبیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجّدًا وَ قِیامًا؛ و بندگان [راستین] فدای رحمن… کسانی هستند که در حال سجده و قیام، شب را به روز می آورند». (فرقان: ۶۳ و ۶۴)

ب) فضیلت های سحرخیزی از نگاه روایات

آنچه از روایات اهل بیت(ع) درباره فضیلت ها و فایده های سحرخیزی و اقامه نماز شب آمده، از شماره بیرون است که در ادامه به سه نمونه از آنها اشاره می کنیم:

ـ در حدیث قدسی آمده است که: «دوستان خدا که خدا نیز دوستشان دارد؛ آنها که خدا مشتاق آنان و آنان نیز مشتاق خدایند و آنان که خداوند به آنها نظر می کند و آنان نیز به خداوند نظر می کنند، کسانی هستند که در تاریکی های شب برای خدا سجده می کنند و با او مناجات می نمایند و به نماز شب برمی خیزند».۴

یکی از دوستان امام صادق(ع) می گوید:

به آن حضرت عرض کردم: «در چه ساعتی، بنده خدا به خدا نزدیک تر است و خدا نیز به او نزدیک است؟» فرمود: «در سحرگاهان؛ هنگامی که در آخر شب به پا می خیزد، در حالی که چشم های مردمان در خواب است، پس وضو می سازد، و به نماز می ایستد و رویش را به سوی خداوند می کند؛ و در نماز شب خویش. مقداری از آیات قرآن نیز می خواند؛ و چون نمازش را خواند، آوازدهنده ای از سمت راست عرش خداوند از کرانه آسمان، آواز می دهد، ای بنده ای که به نماز ایستادی و پروردگارت را می خوانی، همانا که احسان و هدیه الهی، از کرانه آسمان، بر سر تو افشانده می شود و فرشتگان گرداگرد تو را فرا می گیرند و خداوند، این گونه تو را مورد ندای خویش قرار می دهد که: ای بنده من! اگر می دانستی که با چه کسی به راز و نیاز پرداختی، هرگز روی از نماز برنمی گردانیدی.۵

امام صادق(ع) فرمود: «نماز شب موجب رضای پروردگار و دوستی فرشتگان است و سنت پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان است و آسایش بدن هاست و ناخوشایند شیطان است و اسلحه مؤمن است و موجب پذیرش دعا و قبولی اعمال و برکت در روزی است».۶

گرفت دامن گل، شبنم از سحرخیزی

ز گرد خواب بشو دست و رو، تو هم برخیز

امید فتح و ظفر هست تا علم برجاست

فروغ صبح نخوابانده تا علم، برخیز

درین دو وقت، اجابت گشاده پیشانی است

دل شب ار نتوانی سپیده دم برخیز

ز گریه دل شب، روی شمع، نورانی است

تو نیز شب به دو چشم شرر فشان برخیز

به فکر دوست به بالین گذار سره «صائب»

چو آفتاب ز آغوش صبحدم برخیز۷

۱. خواجه عبدالله انصاری، رسائل جامع، ص ۶۲.

۲. میرزا جواد ملکی تبریزی، رساله لقاءالله، صص ۱۶۵ و ۱۶۶.

۳. کلیات، تصحیح: محمدعلی فروغی، ص ۷۳۵.

۴. رساله لقاءالله، ص ۱۶۶.

۵. همان، ص ۱۷۱.

۶. همان، ص ۱۷۳.

۷. دیوان صائب، ج ۵، ص ۲۳۲۰.

منبع :اشارات – تابستان سال ۱۳۹۱ شماره ۱۴۷ –

حکمت حرام بودن روزه در عید فطر

اشاره:

اولین روز از ماه شوال، عید فطر است که یکى از اعیاد بزرگ در سنت اسلامى است. در این روز مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و کارهاى مباح دیگر به دستور الهی خودداری نموده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند، اجر و پاداشى که خود خداوند به آنان وعده داده است. روزه این روز حرام است و بر مسلمانان واجب است که زکات فطره بدهند. 
حُرمتِ صوم عیدین، اشارت است به مقام «فنا»، و حکایت است از استغراق در شهودِ دوست و بی خبری از خود، و عملِ خود، و از قشر و پوست که اهل معنی گویند:

سالک تا هستی دارد، و تا جان دارد، باید عمل کند، ولی باید به جایی رسد که «عمل» خود نبیند و «عامل» نماند.

پس، یومُ العید، تعبیه[ای] است، از «میقات اللّقا» و شبیهی است از میعادُ الوصال: «مَن کانَ یرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ.»۱ «یا أَیهَا الْإِنسَانُ إِنَّک کادِحٌ إِلَی رَبِّک کدْحًا فَمُلَاقِیهِ»۲ و در نزد لقای او، نتوان غیرِ او دید، [که] مثالِ باد و پشه و حضور سلیمان علیه السلام است.

گویند کاملی به سالکی رسید. پرسید که: در چه مقام سلوک می کنی؟ جواب داد: به مقامی مثلِ مقامِ «صبر.» و بعد از مدتی به او برخورد و جویا شد از مقامِ سلوکش. جواب داد: به مقام دیگر، چون مقامِ «رضا.» و پس از ازمنه[ای]، باز با هم دچار شدند و مستفسر شد، جواب داد: به مقام دیگر، چون مقام «تسلیم.» پس، آن کامل به آن سالک فرمود:

ای مسکین! تو هنوز مشغول به خودی، کی به خدا می رسی؟

و مقصود ـ چنان که گذشت ـ منعِ «رؤیتِ عمل» خود است، نه منعِ «عمل» و مُراد سرعتِ سیر است.

گویند عابدی، در بُنِ غاری عبادت می کرد، و گاهی در میان ِعبادت، ریش خود را با انگشت شانه می کرد. از هاتفی آوازی شنید که: «تو مشغولِ ریش خودی، نه مشغول ما!» آن دلریش، دلش به درد آمد و شروع کرد به ریش کندن، و در اثنای ریش کندن، آوازی شنید که: «باز هم مشغول ریشی!»

عارفی گوید:

ریش اگر بگذاشت، در تشویش بود

ور همی برکند، هم در ریش بود!

و اما سرِّ «حرمتِ» روزه ایام تشریق، در «مِنی» آن است که: قوم آنجا ضیف الله اند، و نمی خواند آن جوادِ کریم، امساک مهمانان خود را.۳


۱. عنکبوت: ۵؛ هر کس که به لقاء خدا امیدوار و مشتاق است [بداند که] هنگام اجل خدا البته فرا رسد.

۲. انشقاق: ۶؛ ای انسان البته با هر رنج و مشقت (در راه طاعت و عبادت حق بکوش که) عاقبت به حضور پروردگار خود می روی.

۳. اسرار الحکم، صص ۶۷۹ و ۶۸۰.

تأویل زکات فطر

گوییم که زکات فطر بر سر مردم است و زکات مال بر توانگران است، و تأویل زکات فطر اقرار مؤمن است مر امام را که فرود ازو چند حد است و به چه مرتبه است نه بینی که زکات فطر خُرد و بزرگ، نر و ماده، آزاد و بنده بباید دادن و چون مؤمن زکات فطر بدهد اقرار کرده باشد مر امام خویش را که مستجیبم و خیر و شر من به فرمان است.۱


۱. وجه دین، ص ۲۰۵.

تفسیر سوره قدر

«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی لَیلَهِ الْقَدْرِ؛ به درستی که ما نازل ساختیم قرآن را در شب قدر».۱

خدای تعالی تعظیم قرآن نمود از سه وجه: اول آن که اسناد کرده نزول را به خود و مخصوص به خود ساخته جهت شرافت و اگرچه نازل کننده جبرئیل است. دوم آن که به ضمیر آمده نه اسم ظاهر تا آن که تنبیه کند بر قدر او. سوم آن که این نزول در شب قدر بود که اشرف اوقات است. چنانچه مروی است که قرآن نازل شد به یک بار در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنیا، پس نازل می ساخت او را جبرئیل به رسول خدای به تدریج در بیست و سه سال.

و از شعبی منقول است که معنی این است که ما ابتدای نزول قرآن در شب قدر نمودیم. و بعضی گفته اند معنی آن است که ما نازل ساخته ایم قرآن را در بیان فضیلت شب قدر. و اختلاف کرده اند در شب قدر. بعضی منحصر ساخته اند در لیالی افراد ثالث و تأکید نموده اند در شب بیست و سوم. و سر در اخفا آن احیا لیالی کثیره است تا ادراک آن نمایند و نامیدن آن شب قدر یا به سبب آن است که تقدیر و قضای امور در آن شب می شود یا به سبب قدر و شرف او بر باقی شب ها.


۱. قدر: ۱.

شب های قدر بهترین شب ها

«وَ ما أَدْراک ما لَیلَهُ الْقَدْرِ؛ نرسیده به تو عزت و فضل و علو قدر این شب قدر».۱

پس خدای تعالی بیان فرموده: «لَیلَهُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ».۲

شب قدر یعنی احیا کردن در آن شب و عبادت کردن درو بهتر است از هزار ماه که درو شب قدر نباشد و منشأ تخصیص این شب آن است که یک روز حضرت رسالت صلی الله علیه وآله یاد کرد شخصی را از بنی اسرائیل که سلاح می پوشیده در راه خدای تعالی هزار ماه، پس مؤمنان از این تعجب نمودند و اعمال ایشان در نظرشان قاصر نمود، خدای تعالی عطا کرد به ایشان شبی که بهتر است از مدت آن غازی.

و بعضی گفته اند که: مردی را در زمان سابق وقتی عابد می نامیدند که هزار ماه عبادت خدای تعالی نماید پس خدای تعالی عطا کرد به این امت شبی که هرگاه یکی از این امت احیا آن شب کند او سزاوارتر است به آن که او را عابد نامند از آن جماعتی که هزار ماه عبادت خدای تعالی می کردند تا آن که ایشان را عابد می نامیدند.


۱. قدر: ۲.

۲. قدر: ۳.

فرود آمدن ملائکه در شب قدر

«تَنَزَّلُ الْمَلائِکهُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ؛ فرود آیند به آسمان دنیا یا به زمین یا نزدیک جویند به مؤمنین ملائکه و جبرئیل درین شب به فرمان آفریدگار ایشان».۱

بعضی گفته اند که مراد از روح خلقی از ملائکه است که ندیده اند او را ملائکه مگر درین شب. و بعضی گفته اند که مراد رحمت است. در بصائر آورده که جبرئیل علیه السلام با فرشتگانی که ایشان را با اهل زمین علاقه آشنایی هست فرود آیند و به خانه های مؤمنان روند و جبرئیل مؤمنان را مصافحه کند و علامت مصافحه جبرئیل رقت قلب و اشک چشم بود و مخفی نیست که این نزول بیان است مر تفصیل او را به هزار ماه.


۱. قدر: ۴.

تقدیر الهی

مِنْ کلِّ أَمْرٍ: یعنی نزول می کند از برای هر امری که حکم کرده خدای تعالی در این سال.

سَلامٌ هِی سلامت است درین شب، یعنی تقدیر نکرده خدای تعالی درین شب مگر سلامت را، چه سلام بسیار می کنند در این شب ملائکه و روح مؤمنان را.

حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ۱ تا وقت طلوع صبح، از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله منقول است که هرکه سوره قدر بخواند اعطا می کند به او خدای تعالی مثل اجر کسی که روزه رمضان داشته باشد و شب قدر را احیا نموده باشد. و از آن حضرت سؤال کردند که: در شب قدر چه بگوییم؟ آن حضرت فرمودند که بگویید: اَللّهُمَّ انّک عَفْوٌ تُحِبُّ الْعَفْو فَاعْفُ عَنِّی.۲


۱. قدر: ۵.

۲. تفسیر محمد مؤمن مشهدی، صص ۱۷۹ و ۱۸۰.

روزه در مثنوی معنوی

مولانا در مثنوی بیشتر درباره جوع عارفانه یا گرسنگی اختیاری سخن گفته است و فریضه روزه را نیز در مطاوی آن آورده است. او بیشتر ایام سال را به روزه می گذرانید و به گاهِ افطار نیز به اندک بسنده می کرد. و با وجود این طعام ناچیز، به چالاکی چرخ می زده و سماع های بس طولانی و سنگین ترتیب می داده است به نحوی که کسی نمی توانست با او همراهی کند. «قوّتِ جبریل از مطبخ نبود» ازاین رو، اندامی نحیف و استخوانی داشت. نقل است که روزی مولانا به حمام درآمد و به جسم لاغر خود نگاهی کرد و گفت: در تمام عمر خود از کسی شرمسار نشدم مگر امروز که از این جسم خجالت می کشم. اما چه کنم که آسایش من در رنج اوست.۱


۱. شمس الدین احمد افلاک، مناقب العارفین، تصحیح: تحسین یازنجی، ج ۱، صص ۳۶۰ و ۳۶۱.

روزه، رزق معنوی می آورد

باش در روزه شکیبا و مُصِر

دَم به دَم قوتِ خدا را منتظر

کآن خدای خوبْ کارِ بُردبار

هدیه ها را می دهد در انتظار

انتظارِ نان ندارد مردِ سیر

که سبک آید وظیفه یا که دیر

(دفتر پنجم ۱۷۴۹ ـ ۱۷۵۱)

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوی خوانِ آسمانی کن شتاب

دَم به دَم بر آسمان می دار امید

در هوای آسمان، رقصان چو بید

دَم به دَم از آسمان می آیدت

آب و آتش، رزق می افزایدت

(دفتر پنجم ۱۷۲۲ ـ ۱۷۳۰)

جُوع اختیاری یا گرسنگی عارفانه نه تنها پرهیز از هرگونه حرام و شبهت است، بل پرهیز از بهره مندی غیر لازم از حلال هاست. ازاین رو پرخواری و انباشتن شکم از طعام های رنگین نکوهش شده است. چنان که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرماید: «دلِ کسی که شکم خود را انباشته باشد، به ملکوت آسمان اندر نشود.»۱ البته این گرسنگی با آن گرسنگی که ناشی از ستم اجتماعی و عدم توزیع عادلانه ثروت است تفاوتی بنیادین دارد. ازاین رو هیچ یک از انبیا و اولیا نه تنها گرسنگی اجباری و ظالمانه را تأیید و تشویق نکرده اند، بلکه برای برکندن ریشه های شوم این شجره خبیثه مجاهدت ها کرده اند. گرسنگی عارفانه از نظر مولانا فقط منحصر به کم خوردن طعام نیست بلکه به معنی پرهیز از هرگونه امور نفسانی است.


۱. المحجه البیضاء، ج ۵، ص ۱۴۶.

گرسنگی عارفانه باعث شکوفایی باطنی می شود

این دهان بستی، دهانی باز شد

کو خورنده لقمه های راز شد

گر ز شیرِ دیو، تن را وابُری

در فِطامِ او، بسی نعمت خوری

(دفتر سوم ۳۷۴۷ ـ ۳۷۴۸)

زین خورش ها اندک اندک بازبُر

کین غذای خَر بُوَد، نه آن ِحُر

تا غذای اصل را قابل شوی

لقمه های نور را آکل شوی

(دفتر چهارم ۱۹۵۶ ـ ۱۹۵۷)

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوی خوان ِآسمانی کن شتاب

دَم به دَم بر آسمان می دار امید

در هوای آسمان، رقصان چو بید

دَم به دَم از آسمان می آیدت

آب و آتش رزق، می افزایدت

(دفتر پنجم ۱۷۳۰ ـ ۱۷۳۲)

تن چو با برگ است روز و شب از آن

شاخِ جان در برگْ ریزست و خزان

برگِ تن، بی برگی جان است زود

این بباید کاستن، آن را فزود

اَقْرِضُوالله قرض دِه زین برگِ تن

تا بروید در عوض در دل چمن

قرض دِه، کم کن از این لقمه، تنت

تا نماید وجهِ لا عَینٌ رَأَت

تن ز سِرگین خویش چون خالی کند

پُر ز مُشک و دُرِّ اجلالی کند

(دفتر پنجم ۱۴۴ ـ ۱۴۸)

گر تو این انبان زِ نان خالی کنی

پُر ز گوهرهای اجِلالی کنی

طفلِ جان، از شیرِ شیطان باز کن

بعد از آنش با مَلَک انباز کن

تا تو تاریک و ملول و تیره یی

دان که با دیوِ لعین همشیره یی

(دفتر اول ۱۶۳۹ ـ ۱۶۴۱)

اندکی زین شرب کم کن بهرِ خویش

تا که حوضِ کوثری یابی به پیش

(دفتر پنجم ۱۰۰۳)

وارهی زین روزی ریزه کثیف

در فُتی در لوت و در قوتِ شریف

(دفتر پنجم ۱۷۴۳)

نفسِ تو تا مستِ نُقل است و نبید

دان که روحت خوشه غیبی ندید

که علامات است زآن دیدارِ نور

اَلتّجافی مِنْک عَنْ دارِالْغُرور

مرغ چون بر آبِ شوری می تند

آبِ شیرین را ندیده ست او مدد

(دفتر پنجم ۲۴۴۶ ـ ۲۴۴۸)


شرط رسیدن به ملکوت، تبدیل کردن طعام مادی به طعام معنوی است

اگر آدمی مزاج روحش را به طعام های معنوی عادت دهد و از طعام های شهوانی بازش دارد به روشن بینی رسد.

مِعده را خو کن بدان ریحان و گُل

تا بیابی حکمت و قوتِ رُسُل

خوی معده زین که و جَو باز کن

خوردن ِریحان و گُل آغاز کن

معده تن، سوی کهْدان می کشَد

معده دل، سوی ریحان می کشَد

هرکه کاه و جو خورد قربان شود

هرکه نورِ حق خورد قرآن شود

(دفتر پنجم ۲۴۷۵ ـ ۲۴۷۸)

ای پدر! اَلانتِظار اَلانتظار

از برای خوان ِ بالا مَردْوار

هر گرسنه عاقبت قوتی بیافت

آفتاب دولتی بر وی بتافت

ضیفِ باهمت چو آشی کم خورد

صاحبِ خوان، آشِ بهتر آورد

(دفتر پنجم ۱۷۵۴ ـ ۱۷۵۶)

گرسنگی اختیاری از هر دارویی درمان گرتر است

جوع، خود سلطانِ داروهاست هین

جوع در جان نه، چنین خوارش مَبین

(دفتر پنجم ۲۸۳۲)


رنج گرسنگی از رنج امتلای شکم، دل نشین تر است

رنجِ جوع، اَوْلی بُوَد خود ز آن علل

هم به لطف و، هم به خفت، هم عمل

رنجِ جوع، از رنج ها پاکیزه تر

خاصه در جوع است صد نفع و هنر

(دفتر پنجم ۲۸۳۰ ـ ۲۸۳۱)


گرسنگی عارفانه، نصیب هر کسی نمی شود

خود نباشد جوع، هرکس را زبون

کین علفزاری است ز اندازه برون

جوع، مر خاصان ِحق را داده اند

تا شوند از جوع، شیرِ زورْمند

جوع، هر جِلفِ گدا را کی دهند؟

چون علف کم نیست پیشِ او نهند

که: بخور که هم بدین ارزانیی

تو نه یی مرغاب، مرغِ نانیی۱

(دفتر پنجم ۲۸۳۷ ـ ۲۸۴۰)


۱. میناگر عشق، صص ۶۸۰ ـ ۶۸۴.

پایان کار روزه دار

بدانید که در ماه مبارک، آخر کارتان یکی از دو کیفیت است؛ چه آنکه ماه رمضان مثل موقفِ قیامت است؛ آخرش مثل آخر قیامت است یا این است که بعد از ماه مبارک چنان قربی به واسطه اطاعت و عبادت خداوند عالم پیدا می کنی که هم درجه در قیامت با ابراهیم خلیل الرّحمن علیه السلام می شوی، یا آنکه به واسطه بدبختی و شقاوتت و سرکشی ات از بندگی خداوند عالم، ماه مبارک که گذشت مخاطب می شود به بانگ رجیم.۱


۱. فوائد المشاهد، ص ۱۵.

منبع :گنجینه – مهر و آبانماه ۱۳۸۹ ، شماره ۸۵ –

دلسوزی دختر برای پدر

امام علیّ بن موسی الرّضا(علیه السلام) به نقل از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) حکایت فرمودند:
روزی امیرالمؤمنین علیّ(علیه السلام) فرمود: زمانی که در کنار پیامبر اسلام(صلّی اللّه علیه و آله و سلم)، به همراه دیگر اصحاب مشغول کَندن خندق بودیم، فاطمه زهرا(سلام اللّه علیها) بر ما وارد شد و قطعه نانی را که همراهش بود، تقدیم پدرش پیامبر خدا کرد.
پیامبر خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) خطاب به دخترش فرمود: دخترم! این نان را از کجا آورده‌ای؟
حضرت زهرا(سلام اللّه علیها) اظهار داشت: مقداری نان پخته‌ام، یک قرص نان را سهم حسن و حسین کنار گذاشتم و این مقدار را هم برای شما آورده‌ام.
رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) فرمود: ای فاطمه! این، اوّلین طعامی است که پس از سه روز، داخل شکم پدرت می‌شود!

(منبع: علامه مجلسی؛ بحارالا نوار؛ ج۱۶ ص ۲۲۵)

آثار روزه از نگاه قرآن و روایات

الف. آثار و فضایل روزه از نظر قرآن

 خداوند در قرآن می فرماید:«یا ایها الّذین آمنوا کُتب علیکم الصیام کما کتب علی الّذین من قبلکم لعلّکم تتّقون»(۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید روزه بر شما واجب شد کما این که (هم چنان که) بر کسانی که قبل از شما بودند واجب شده بود، شاید پرهیزکار شوید و تقوا پیشه کنید.

اولین و بزرگترین فایدۀ روزه تقوا است، و آن خود سودی است که عاید خود شما می‌شود و فایده داشتن تقوی، مطلبی است که احدی در آن شک ندارد، چون هر انسانی به فطرت خود این معنا را درک می‌کند، و اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود، و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقا یابد، اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود، این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند، و بدون هیچ قید و شرطی، سرگرم لذت‌های جسمی و شهوات بدنی نباشد، و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد، و سخن کوتاه آن که از هر چیزی که او را از پروردگار تبارک و تعالی مشغول سازد بپرهیزد. و این تقوی تنها از راه روزه و خودداری از شهوات به دست می‌آید. و نزدیک‌ترین راه و مؤثرترین رژیم معنوی و عمومی‌ترین آن به طوری که همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره‌مند شوند، و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد، و هم شکم بارگان اهل دنیا. عبارت است از شهوت، خودداری از شهوتی که همه مردم در همه اعصار مبتلای بدانند، ‌و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن، و شهوت جنسی که اگر مدتی از این سه چیز پرهیز کنند، و این ورزش را تمرین نمایند، به تدریج نیروی خویشتن داری از گناهان در آنان قوت می‌گیرد، و نیز به تدریج بر اراده خود مسلط می‌شوند، آن وقت در برابر هر گناهی، عنان اختیار از کف نمی‌دهند و نیز در تقرب به خدای سبحان دچار سستی نمی‌گردند، چون پرواضح است کسی که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسی که امری مباح است اجابت می‌کند قهراً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرمانی‌ها، شنواتر، مطیع‌تر خواهد بود، این است معنای آن که فرمود: «لعلّکم تتقون»(۲). ضمنا در آیات ۱۸۷ سوره بقره، ۹۲ سوره نساء و ۸۹ و ۹۵ سوره مایده و ۳۵ سوره احزاب و ۴ سوره مجادله خداوند از آثار روزه پذیرش توبه و پاداش نیک و… بشارت داده است.

ب. آثار و فضایل روزه از نگاه روایات

از دیدگاه روایات روزه دارای آثار و فضایل زیادی است. بعضی از آنها را مختصراً متذکر می‌شویم:

  1. روزه جسم و بدن را سالم نگه می‌دارد: قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: صوموا تصحّوا(۳) حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: روزه بگیرید تا تندرست بمانید (شوید). یکی از پزشکان روسی به نام الکسی سوفورین روزه طبی (۴۰ روز فقط آب بخورد) برای تجویز بیماری‌های صعب العلاج تجربه کرده و نتایج موفقیت‌ آمیزی از آن به دست آورده بود که استدلال این طبیب به شرح ذیل می‌باشد:

انواع بیماریها از غذاهای زاید و اضافی که از معده می‌گذرد و به تصرف بدن نمی‌رسد سرچشمه می‌گیرد. این مواد غذایی اضافه تولید عفونت‌هایی می‌کند که بهترین شرایط را برای نشو و نمای میکروب‌ها و باکتری‌ها فراهم می‌سازد. بنابراین، اساس درمان همه آنها نیز مصرف کردن و نابود ساختن آن مواد اضافی از طریق گرسنگی و امساک از غذا است. این دو اصل همان است که در عبارت کوتاه و پرمعنی از یک حدیث مشهور که از پیغمبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده صریحاً آمده است: «المعدهُ بیتُ کلّ داءٍ، و الحمئه رأس کل دواء. (بحار الانوار، ج ۱۴) معده خانه تمام دردهاست و امساک بالاترین داروهاست. ولی در تعلیمات اسلامی برای تأمین این منظور دستور ساده وعملی و راحتی داده شد، و آن روزه یک ماهه در هر سال است، مسلما اگر کسی این روزه ساده اسلامی را همه ساله به طور مرتب انجام دهد، و هنگام افطار و سحر از افراط و زیاده‌روی در غذا پرهیز کند، مواد زاید بدن او روی هم متراکم نمی‌گردد، تا نیازی به روزۀ طبی ۴۰ روزه این طبیب که در تمام مدت چهل روز باید غذا را مطلقاً ترک گوید پیدا کند. این روزه اسلامی (به شرط رعایت اعتدال در غذای افطار و سحر) خانه تکانی بسیار مفیدی برای بدن خواهد بود و بدن برای نیاز فراوان به مواد غذایی در روز، ذخیره خود را تدریجاً مصرف نموده و نشاط تازه‌ای پیدا می‌کند و همان نتایج که از طریق روزه طبی با آن همه زحماتش تحصیل می‌شود، به سادگی فراهم خواهد کرد.(۴)

  1. تعادل اقتصادی: حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: براستی خداوند روزه را واجب کرده تا به وسیلۀ آن بین اغنیا و فقرا مساوات و برابری وجود آید، این برای آن است که ثروتمندانی که هرگز درد گرسنگی را احساس نکرده‌اند، به فقرا ترحم نمایند. زیرا اغنیا هر گاه (خوردن و آشامیدنی را) اراده نمودند (و هوس هر نوع مأکولات و مشروبات کردند) برایشان میسر است، پس خداوند تبارک و تعالی (روزه را واجب نمود) که بین بندگانش از فقیر و غنی، برابری به وجود آورد، و این که سرمایه داران مسلمان درد گرسنگی را لمس نمایند، تا بر ضعفاء رقّت آورند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمایند.(۵)
  2. مهار شهوت جنسی (عفاف): روزه یکی از راه‌های مهار طغیان شهوت جنسی است، بنابراین میان عفت و روزه، رابطه مستقیم وجود دارد، پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: یا معشر الشباب ان استطاع منکم الباءَهُ ـ ‌فلیتزوّجُ، فانّه اَغضُّ للبصَر و اَحصنُ للفرج و من لم یستَطِعْ فعلَیه بالصوم: ای گروه جوانان! کسی که از شما توانایی بر ازدواج داشته باشد، ازدواج کند، زیرا ازدواج سبب می‌شود که از نوامیس مردم چشم فرو بندد و دامان خویش را از آلودگی به بی‌عفتی حفظ کند و کسی که توانایی بر ازدواج ندارد، روزه بگیرد.(۶)
  3. اخلاص: عن فاطمه الزهراء ـ سلام الله علیها ـ: فرضَ الله الصیام تثبیتاً للاخلاص.(۷)

حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ فرمود: خداوند روزه را به خاطر تثبیت اخلاص واجب فرموده است.

  1. آرامش قلب: قال الباقر ـ علیه السّلام ـ : الصیام و الحج تسکین القلوب.(۸)

امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: روزه و حجّ آرامش دهندۀ قلوب آدمیان است.

  1. ورود به بهشت: قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : انّ الجنّه باباً یدعی الدّیان لا یدخل منه الّا صائمون.(۹)

حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: برای بهشت دری است به نام ریان که فقط روزه‌داران از آن در داخل می‌شوند.

  1. دعای ملایک: قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: انّ الله وکّلَ ملائکه بالدّعاء للصّائمین.(۱۰)

حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: خداوند ملائکه‌ای را مأمور کرده است تا به روزه داران دعا کنند.

  1. استجابت دعا: قال ابوالحسن ـ علیه السّلام ـ دعوه الصائم تستجاب عند افطاره.(۱۱)

امام رضا ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: دعای روزه دار در هنگام افطار به اجابت می‌رسد.

از آثار دیگر روزه در روایات، می‌توان به دور کردن شیطان از انسان و قبولی اعمال وشفاعتش و… نام برد که در کتاب بحار الانوار، ج ۹۶ و کتاب علل الشرایع صدوق و خطبه شعبانیه، بیان شده است.

پی نوشتها:

  1. بقره: ۱۸۳٫
  2. طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه از مصباح یزدی، بنیاد فکری علامه، ۱۳۶۷، ج ۲، ص ۹٫
  3. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۸ هـ ، ج ۹۶، ص ۲۵۵٫
  4. الکسی سوفورین، ترجمه: محمد جعفر امالی، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵، ص ۵٫
  5. وسایل الشیعه، ج ۷، ص ۳٫
  6. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی ابن ابیطالب، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۳۱۵٫
  7. بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۳۶۸٫
  8. عظیمی، سید جعفر، روزه از دیدگاه قرآن و عترت, مؤسسه انتشارات رسالت رمضان ۱۴۱۵ هـ .
  9. بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۲٫
  10. همان، ص ۲۵۳٫
  11. همان، ص ۲۵۵٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲مرکز مطالعات حوزه.

شب اوّل ماه رمضان

براى شب اوّل ماه چند عمل ذكر شده است: 1ـ به سراغ رؤيت هلال برود كه بعضى آن را واجب (كفايى) دانسته اند.
2ـ وقتى هلال را رؤيت كرد، طبق روايتى از امام صادق(عليه السلام) رو به قبله نمايد و دست ها را به آسمان بلند كند و خطاب به هلال كند و بگويد:

رَبّـى وَرَبُّـكَ اللهُ رَبُّ الْعـالَمينَ، اَللّـهُمَّ اَهِلَّـهُ عَلَيْنا بِـالاَْمْـنِ

شب اوّل ماه

پروردگار من و پروردگار تو خدا پروردگار جهانيان است خدايا اين ماه را بر ما نو كن با امنيّت

وَالاِْيمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ، وَالْمُسارَعَةِ اِلى ما تُحِبُّ وَتَرْضى،

و ايمان و سلامتى و اسلام و پيشى گرفتن بدانچه تو دوست دارى و خشنود شوى

اَللّـهُمَّ بارِكْ لَنا فى شَهْرِنا هذا، وَارْزُقْنا خَيْرَهُ وَعَوْنَهُ، وَاصْرِفْ عَنّا ضُرَّهُ

خدايا بركت ده به ما در اين ماه و خير و خوبى و كمك آن را روزى ما كن و بگردان از ما زيان اين ماه

وَشَرَّهُ، وَبَلائَهُ وَفِتْنَتَهُ.(1)

و شر و بلا و فتنه اش را.

روايت شده كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) وقتى كه هلال ماه رمضان را رؤيت مى كرد، روى شريف را به جانب قبله مى فرمود و مى گفت:

اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَيْنا بِالاَْمْنِ والاِْيمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ، وَالْعافِيَةِ

خدايا اين ماه را بر ما نو كن به امنيّت و ايمان و تندرستى و اسلام و عافيت كامل

الْمُجَلَّلَةِ، وَدِفاعِ الاَْسْقامِ، وَ الرِّزْقِ الْواسِعِ، وَالْعَوْنِ عَلَى الصَّلاةِ

و دفاع از دردها و روزى وسيع و كمك بر نماز

وَالصِّيامِ وَ الْقِيامِ، وَ تِلاوَةِ الْقُرْآنِ، اَللّـهُمَّ سَلِّمْنا لِشَهْرِ رَمَضانَ، وَ تَسَلَّمْهُ

و روزه و شب زنده دارى و تلاوت قرآن خدايا سالم كن ما را براى ماه رمضان و سالم

مِنّا، وَسَلِّمْنا فيهِ حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا شَهْرُ رَمَضانَ، وَ قَدْ عَفَوْتَ عَنّا،

از ما دريافتش كن وما را در آن سالم بدار تا بگذرد از ما ماه رمضان و تو از ما گذشته باشى

وَغَفَرْتَ لَنا وَرَحِمْتَنا.(2)

و ما را آمرزيده و مورد مهر خويش قرار داده باشى.

و از حضرت صادق(عليه السلام) نقل شده است كه چون رؤيت هلال كردى بگو:

اَللّـهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ، وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنا صِيامَهُ، وَاَنْزَلْتَ

خدايا ماه رمضان آمد و تو واجب كرده اى بر ما روزه اين ماه را و فرو فرستادى در آن

فيهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ، اَللّهُمَّ اَعِنّا عَلى

قرآن را كه راهنماى مردم است و حجتهايى از هدايت و تميز حق و باطل است خدايا كمك بده ما را بر

صِيامِهِ، وَتَقَبَّلْهُ مِنّا، وَسَلِّمْنا فيهِ، وَسَلِّمْنا مِنْهُ، وَسَلِّمْهُ لَنا فى يُسْر

روزه آن و آن را از ما بپذير و سالم بدار ما را در اين ماه و از اين ماه و آن را نيز براى ما سالم گردان در آسانى

مِنْكَ وَعافِيَة، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، يا رَحْمنُ يا رَحيمُ.(3)

و تندرستى كه براستى تو بر هر چيز قادرى اى بخشاينده اى مهربان.

3ـ «سيّد بن طاووس»(رحمه الله) روايت كرده كه روزى حضرت امام زين العابدين(عليه السلام) عبور مى كرد كه نظرش به هلال ماه رمضان افتاد، ايستاد و گفت:

اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ الدّائِبُ السَّريعُ، اَلْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْديرِ،

اى مخلوق فرمانبردار پيوسته (در حركت) و شتابان و رفت و آمد كننده در منزلهاى معيّن

اَلْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ، امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ، وَاَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ،

و گردش كننده در مدار تدبير ايمان دارم به آن خدايى كه تاريكيها را به تو روشن كرد و راههاى ناپيدا و مبهم را به تو آشكار كرده

وجَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ، وَعَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ، فَحَدَّ بِكَ

و تو را نشانه اى از نشانه هاى فرمانرواييش و علامتى از علامات سلطنتش قرار داده و زمان را به تو

الزَّمانَ، وَامْتَهَنَكَ بِالْكَمالِ وَالنُّقْصانِ، وَالطُّلُوعِ والاُْفُولِ، وَالاِْنارَةِ

محدود ساخت و تو را واداشت به كمال و نقصان و طلوع و غروب و پرتوافكنى

وَالْكُسُوفِ، فى كُلِّ ذلِكَ اَنْتَ لَهُ مُطيعٌ، وَاِلى اِرادَتِهِ سَريعٌ، سُبْحانَهُ ما

و گرفتن و در تمام آنها تو در تحت فرمان او فرمانبردارى و بسوى اراده اش شتابان منزه است خدا كه

اَعْجَبَ ما دَبَّرَ فى اَمْرِكَ، وَاَلْطَفَ ما صَنَعَ فى شَاْنِكَ، جَعَلَك مِفْتاحَ شَهْر

چه شگفت انگيز تدبيرى در امر تو بكار برد و چه دقيق است صنعتى كه در كار تو انجام داده تو را كليد ماه

حادِث، لاَِمْر حادِث، فَاَسْئَلُ اللهَ رَبِّى وَرَبَّكَ، وَخالِقى وَخالِقَكَ،

نوى قرار داده براى كارى نو از خدا پروردگار خود و پروردگار تو و آفريدگار خود و آفريدگار تو

وَمُقَدِّرى وَمُقَدِّرَكَ، وَمُصَوِّرى وَمُصَوِّرَكَ، اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و تقدير كننده خود و تقديركننده تو و صورت بخش خودو صورت گر تو خواهم كه درود فرستد بر محمّد و آل

مُحَمَّد، وَاَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ بَرَكة لا تَمْحَقُهَا الاَْيّامُ، وَطَهارَة لا تُدَنِّسُهَا

محمّد و قرار دهد تو را ماه بركتى كه روزگار از بينَش نبرد و ماه پاكيزه اى كه آلوده اش نكند

الاْثامُ، هِلالَ اَمْن مِنَ الأفاتِ، وَسَلامَة مِنَ السَّيِّئاتِ، هِلالَ سَعْد لا

گناهان ماه امنيّت از آفات و سلامتى از بديها ماه خجسته و مسعودى

نَحْسَ فيهِ، وَيُمْن لا نَكَدَ مَعَهُ، وَيُسْر لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ، وَخَيْر لا يَشُوبُهُ

كه نحسى در آن نباشد و ماه ميمونى كه ملالى با آن نباشد و ماه آسانى كه با دشوارى مخلوط نشود و ماه خيرى كه

شَرٌّ، هِلالَ اَمْن وَايمان، وَنِعْمَة وَاِحْسان، وَسَلامَة وَاِسْلام، اَللّـهُمَّ صَلِّ

به شرّى آلوده نگردد ماه امنيّت و ايمان و نعمت و احسان و سلامتى و اسلام خدايا درود فرست بر

عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاجْعَلْنا مِنْ اَرْضى مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ، وَاَزْكى مَنْ

محمّد و آل محمّد و قرار ده ما را از خشنودترين مردمى كه اين ماه بر او طلوع كرده و پاكيزه ترين كسانى

نَظَرَ اِلَيْهِ، وَاَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ، وَوَفِّقْنَا اللّـهُمَّ فيهِ لِلطّاعَةِ وَالتَّوْبَةِ،

كه بدان نگاه كرده و سعادتمندترين كسى كه پرستش تو را در آن كرده و موفق دار ما را خدايا در اين ماه به فرمانبردارى و توبه

وَاعْصِمْنا فيهِ مِنَ الاْثامِ وَالْحَوْبَةِ، وَاَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ النِّعْمَةِ، وَاَلْبِسْنا فيهِ

و نگاهمان دار در آن از گناهان و خطا و الهام كن به ما در اين ماه شكر نعمتت را و بپوشان به مادر

جُنَنَ الْعافِيَةِ، وَاَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ، اِنَّكَ اَنْتَ الْمَنّانُ

اين ماه سپرهاى تندرستى و منّت خود را بوسيله انجام كامل اطاعتت بر ما تمام كن كه براستى تويى پر نمعت

الْحَميدُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد و آلِهِ الطَّيِّبينَ، وَاجْعَلْ لَنا فيهِ عَوْناً مِنْكَ

ستوده و درود خدا بر محمّد و آل پاكش و مقرر دار براى ما در اين ماه كمكى از جانب خود

عَلى ما نَدَبْتَنا اِلَيْهِ مِنْ مُفْتَرَضِ طاعَتِكَ، وَتَقَبَّلْها، اِنَّكَ الاَْكْرَمُ مِنْ كُلِّ

براى انجام آنچه ما را بدان خواندى و طاعت واجب خود و بپذير آن را كه تو كريم ترين همه

كَريم، وَالاَْرْحَمُ مِنْ كُلِّ رَحيم، امينَ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(4)

كريمانى و مهربانتر از هر مهربانى آمين آمين اى پروردگار جهانيان.

4ـ غسل شب اوّل ماه طبق بعضى از روايات مستحب است.(5)

5ـ در شب اوّل ماه امام حسين(عليه السلام) را زيارت كند، تا گناهانش بخشوده شود.(6)

6ـ از شب اوّل ماه، شروع به خواندن هزار ركعت نماز ماه رمضان نمايد، كه شرح آن قبلاً گذشت.

7ـ دو ركعت نماز بخواند كه در هر ركعت سوره حمد و سوره انعام را بخواند و از خدا بخواهد تا امور وى را كفايت كند و از آنچه كه مى ترسد و از بيماريها او را حفظ نمايد.(7)

8ـ اين دعا را بخواند كه در اعمال شب آخر ماه شعبان نيز آمده است: اَللّهُمَّ إِنَّ هذَا الشَّهْرُ الْمُبارَكُ... .

9ـ بعد از نماز مغرب دست ها را بلند كند و اين دعا را كه از امام جواد(عليه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ يا مَنْ يَمْلِكُ التَّدْبيرَ، وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، يا مَنْ يَعْلَمُ خائِنَةَ

خدايا اى كه تدبير امور بدست اوست و او بر هر چيز قادر است اى كه مى داند خيانت

الاَْعْيُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ، وَتُجِنُّ الضَّميرُ، وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ، اَللّهُمَّ

چشمها را و آنچه را سينه ها پنهان كنند و دلها در خويش مستور دارند و اوست دقيق آگاه خدايا

اجْعَلْنا مِمَّنْ نَوى فَعَمِلَ، وَلاتَجْعَلْنا مِمَّنْ شَقِىَ فَكَسِلَ، وَلا مِمَّنْ هُوَ

قرار ده ما را از كسانى كه نيّت كنند و بدنبالش عمل كنند و قرارمان مده از كسانى كه بدبخت شده و تنبلى كرد و نه از كسانى كه

عَلى غَيْرِ عَمَل يَتَّكِلُ، اَللّهُمَّ صَحِّحْ اَبْدانَنا مِنَ الْعِلَلِ، وَاَعِنّا عَلى مَا

بر غير كار و كوشش اعتماد كنند خدايا سالم گردان بدنهامان را از بيماريها و كمكمان ده بر آنچه

افْتَرَضْتَ عَلَيْنا مِنَ الْعَمَلِ، حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا شَهْرُكَ هذا، وَقَدْ اَدَّيْنا

واجب كرده اى بر ما از عمل تا بگذرد از ما اين ماه تو در حاليكه آنچه را بر ما

مَفْرُوضَكَ فيهِ عَلَيْنا، اَللّـهُمَّ اَعِنّا عَلى صِيامِهِ، وَوَفِّقْنا لِقِيامِهِ، وَنَشِّطْنا

واجب فرموده بودى انجام داده باشيم خدايا ما را بر روزه اين ماه كمك ده و به شب زنده داريش موفقمان دار و براى خواندن نماز در اين ماه

فيهِ لِلصَّلاةِ، وَلا تَحْجُبْنا مِنَ الْقِرآئَةِ، وَسَهِّلْ لَنا فيهِ ايتآءَ الزَّكاةِ، اَللّـهُمَّ لا

نشاطى بما بده و از قرائت قرآن محروممان مدار و آسان گردان بر ما پرداختن زكات را خدايا

تُسَلِّطْ عَلَيْنا وَصَباً وَلا تَعَباً، وَلا سَقَماً وَلا عَطَباً، اَللّـهُمَّ ارْزُقْنا الاِْفْطارَ

چيره مگردان بر ما خستگى و سستى و نه رنج و نه بيمارىو نه هلاكت را خدايا روزى ما كن افطار كردن

مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ، اَللّهُمَّ سَهِّلْ لَنا فيهِ ما قَسَمْتَهُ مِنْ رِزْقِكَ، وَيَسِّرْ ما

از روزى حلال خدايا سهل كن بر ما در اين ماه آن سهمى را كه از روزيت نصيب ما كرده اى و آسان گردان آنچه را

قَدَّرْتَهُ مِنْ اَمْرِكَ، وَاجْعَلْهُ حَلالاً طَيِّباً، نَقِيّاً مِنَ الاْثامِ، خالِصاً مِنَ

طبق فرمانت مقرّر داشته اى و قرارش ده حلال و پاك و پاكيزه از گناهان و خالص از

الاْصارِ وَالاَْجْرامِ، اَللّـهُمَّ لا تُطْعِمْنا اِلاَّ طَيِّباً غَيْرَ خَبيث وَلا حَرام،

معاصى و جنايات خدايا بر ما مخوران جز خوراكى پاك كه نه پليد باشد و نه حرام

وَاجْعَلْ رِزْقَكَ لَنا حَلاَلاً لا يَشُوبُهُ دَنَسٌ وَلا اَسْقامٌ، يا مَنْ عِلْمُهُ بِالسِّرِّ

و قرار ده روزيت را براى ما حلال كه آلوده به چركى و بيماريها نباشد اى كه داناييش به نهان

كَعِلْمِهِ باِلاَْعْلانِ، يا مُتَفَضِّلاً عَلى عِبادِهِ بِالاِْحْسانِ، يا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّ

همانند داناييش به آشكار است اى كه بر بندگانش به احسان تفضل فرمود اى كه او بر هر

شَىْء قَديرٌ، وَ بِكُلِّ شَىْء عَليمٌ خَبيرٌ، اَلْهِمْنا ذِكْرَكَ، وَجَنِّبْنا عُسْرَكَ،

چيز تواناست و به هر چيز دانا و آگاه است ذكر خود را به ما الهام كن واز دشواريت ما را بركنار دار و به

وَاَنِلْنا يُسْرَكَ، وَ اهْدِنا لِلرَّشادِ، وَ وَفِّقْنا لِلسَّدادِ، وَ اعْصِمْنا مِنَ الْبَلايا،

دستورات آسانت برسانمان و به كارهاى صواب راهنماييمان كن و به كارهاى محكم و درست موفقمان بدار و از بلاها محفوظمان دار

وَصُنّا مِنَ الاَْوْزارِ وَالْخَطايا، يا مَنْ لا يَغْفِرُ عَظيمَ الذُّنُوبِ غَيْرُهُ، وَلا

و از گناهان و خطاها نگاهمان دار اى كه نيامرزد گناهان بزرگ را جز او

يَكْشِفُ السُّوءَ اِلاَّ هُوَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَاَكْرَمَ الاَْكْرَمينَ، صَلِّ عَلى

و برطرف نكند بديها را جز او اى مهربانترين مهربانان و كريمترين كريمان درود فرست بر

مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ، وَاجْعَلْ صِيامَنا مَقْبُولاً، وَبِالْبِرِّ وَالتَّقْوى

محمّد و خاندان پاكش و روزه ما را مقبول درگاهت فرما و به نيكى و پرهيزكارى

مَوْصُولاً، وَ كَذلِكَ فَاجْعَلْ سَعْيَنا مَشْكُوراً، ]وَ حَوْبَنا مَغْفُوراً[ وَ قِيامَنا

پيوندش ده و هم چنين كوشش ما را مورد تقدير و گناهان ما را مورد بخشش قرار ده و شب زنده داريمان را

مَبْرُوراً، وَ قُرْانَنا مَرْفُوعاً، وَدُعآئَنا مَسْمُوعاً، وَاهْدِنا لِلْحُسْنى، وَجَنِّبْنَا

نيك پذيرفته و قرآن ما را (كه خوانده ايم) بالا رفته و دعامان را مقرون به اجابت فرما و ما را به كار نيك هدايت فرما

الْعُسْرى، وَيَسِّرْنا لِلْيُسْرى، وَ اَعْلِ لَنَا الدَّرَجاتِ، وَ ضاعِفْ لَنا

و از دشواريها بركنارمان دار و مهيامان بدار براى آسانها و درجات ما را بالابر و حسنات ما را دو

الْحَسَناتِ، وَاقْبَلْ مِنَّا الصَّوْمَ وَالصَّلاةَ، وَاسْمَعْ مِنَّا الدَّعَواتِ، وَاغْفِرْ لَنَا

چندان كن و روزه و نماز ما را بپذير و دعاهاى ما را بشنو و خطاهاى ما را بيامرز

الْخَطيئاتِ، وَتَجاوَزْ عَنَّا السَّيِّئاتِ، وَاجْعَلْنا مِنَ الْعامِلينَ الْفائِزينَ،

و از گناهان ما درگذرو قرار ده ما را از عمل كنندگان كامياب

وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضّآلّينَ، حَتّى يَنْقَضِىَ شَهْرُ

و قرارمان مده از غضب شدگان و نه ازگمراهان تا بگذرد از ما ماه

رَمَضانَ عَنّا، وَ قَدْ قَبِلْتَ فيهِ صِيامَنا وَ قِيامَنا، وَ زَكَّيْتَ فيهِ اَعْمالَنا،

رمضان و تو روزه و شب زنده داريمان را پذيرفته باشى و اعمال ما را پاك و پاكيزه كرده

وَغَفَرْتَ فيهِ ذُنُوبَنا، وَ اَجْزَلْتَ فيهِ مِنْ كُلِّ خَيْر نَصيبَنا، فَاِنَّكَ الاِْلهُ

و گناهانمان را آمرزيده باشى و بهره ما را در اين ماه از هر خير و نيكى به حد كامل داده باشى كه براستى تويى معبود

الْمُجيبُ، وَالرَّبُّ الْقَريبُ، وَاَنْتَ بِكُلِّ شَىْء مُحيطٌ.(8)

اجابت كننده و پروردگار نزديك و تو بر هر چيز احاطه دارى.

10ـ در شب اوّل، اين دعا را كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است بخواند:

اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، مُنَزِّلَ الْقُرْآنِ، هذا شَهْرُ رَمَضانَ، اَلَّذى

خدايا اى پروردگار ماه رمضان و فرو فرستنده قرآن اين ماه رمضان است كه

اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، وَاَنْزَلْتَ فيهِ آيات بَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ، اَللّـهُمَّ

در آن قرآن را نازل فرموده اى و در آن آيه هايى است كه آنها حجتهاى هدايت و تميز حق و باطل است خدايا

ارْزُقْنا صِيامَهُ، وَاَعِنّا عَلى قِيامِهِ، اَللّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنا وَسَلِّمْنا فيهِ، وَسَلِّمْهُ مِنّا

روزه اش را روزى ما گردان و بر شب زنده داريش به ما كمك كن خدايا اين ماه را براى ما سالم بدار و ما را در آن به سلامت دار

فى يُسْر مِنْكَ وَمُعافاة، وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ،

و آن را در آسانى و تندرستى كاملى از جانب خود از ما دريافتش كن و قرار ده در آن قضا و قدر حتمى خود

وَفيـما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الْحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ

و در آن دستور حكيمانه كه جدا كنى در شب قدر از آن قضا و قدر حتمى و مسلّمى كه برگشت ندارد

وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ،

و تغييرپذير نيست كه نام ما را بنويسى در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه) آنان كه حجشان پذيرفته

اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَ اجْعَلْ

و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و بديهاشان جبران شده است و قرار ده

فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلىَّ مِنَ الـرِّزْقِ الْحَلالِ.(9)

در آنچه مقدر فرمايى كه عمرم را طولانى فرموده و از روزى حلال خود بر من توسعه دهى.

11ـ دعاى بسيار نورانى چهل و چهارم «صحيفه سجّاديّه» نيز مربوط به اين شب است.
12ـ از امور مهمّه در اين ماه، تلاوت قرآن مجيد است كه با شروع ماه رمضان، سزاوار است قرآن بسيار تلاوت شود. روايت شده است كه حضرت امام صادق(عليه السلام) در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت، اين دعاى بسيار پرمعنا را مى خواندند:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا كِتابُكَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِكَ عَلى رَسُولِكَ، مُحَمَّدِ

خدايا من گواهى دهم كه اين كتابى است كه نازل شده از نزد تو بر فرستاده ات محمّد

بْنِ عَبْدِاللهِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَكَلامُكَ النّاطِقُ عَلى لِسانِ نَبِيِّكَ،

بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و كلام گوياى توست كه بر زبان پيغمبرت جارى گشته

جَعَلْتَهُ هادِياً مِنْكَ اِلى خَلْقِكَ، وَحَبْلاً مُتَّصِلاً فيـما بَيْنَكَ وَبَيْنَ عِبادِكَ،

و آن را راهنماى خود بر خلق خويش قرار دادى و رشته پيوسته اى در مابين خود و مابين بندگانت گردانيدى

اَللّـهُمَّ اِنّى نَشَرْتُ عَهْدَكَ وَكِتابَكَ، اَللّـهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرى فيهِ عِبادَةً،

خدايا من باز كردم (پيش رويم) عهد و كتاب تو را خدايا پس قرار ده نظر مرا در آن عبادت

وَقِرآئَتى فيهِ فِكْراً، وَفِكْرى فيهِ اعْتِباراً، وَاجْعَلْنى مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَيانِ

و قرائتم را در آن از روى انديشه و فكرم را در آن عبرت آور و بگردانم از كسانى كه پند گيرد به بيان

مَواعِظِكَ فيهِ، وَاجْتَنَبَ مَعاصيكَ، وَلا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرائَتى عَلى سَمْعى،

پندهاى تو در آن و از معصيتهايت دورى كند و مُهر مَزَن هنگام خواندنم بر گوش من

وَلا تَجْعَلْ عَلى بَصَرى غِشاوَةً، وَلا تَجْعَلْ قِرائَتى قِرائَةً لا تَدَبُّرَ فيها،

و مينداز بر ديده ام پرده و مگردان خواندنم را خواندنى كه تدبر در آن نباشد

بَلِ اجْعَلْنى اَتَدَبَّرُ اياتِهِ وَ اَحْكامَهُ، آخِذاً بِشَرايِـعِ دينِكَ، وَ لا تَجْعَلْ

بلكه چنانم كن كه تدبر كنم در آيات و احكامش و در برگيرم دستورات دين تو را و قرار مده

نَظَرى فيهِ غَفْلَةً، وَ لا قِرائَتى هَذَراً، اِنَّكَ اَنْتَ الرَّؤُوفُ الرَّحيمُ.

نظر مرا در آن نظر بى خبرى و نه قرائتم را بيهوده كه براستى تو رؤوف و مهربانى.

و بعد از قرائت قرآن مجيد اين دعا را مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى قَدْ قَرَأْتُ ما قَضَيْتَ مِنْ كِتابِكَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ

خدايا من خواندم آنچه را حكم كرده بودى از كتابت همان كتابى كه نازل فرمودى بر پيامبر

الصّادِقِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ رَبَّنا، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ يُحِلُّ

راستگويت درود تو بر او و آلش پس حمد خاص توست اى پروردگار ما خدايا بگردانم از كسانى كه حلال مى شمرد

حَلالَهُ، وَيُحَرِّمُ حَرامَهُ، وَيُؤْمِنُ بِمُحْكَمِهِ وَمُتَشابِهِهِ، وَاجْعَلْهُ لى اُنْساً فى

حلالش را و حرام داند حرامش را و ايمان دارد به محكم و متشابه آن و آن را همدم من در

قَبْرى، وَاُنْساً فى حَشْرى، وَاجْعَلْنى مِمَّنْ تُرْقيهِ بِكُلِّ ايَة قَرَأَها دَرَجَةً

قبرم و همدمم در روز محشرم قرار ده و قرار ده مرا از كسانى كه بالا برى او را به هر آيه از آن كه بخواند به درجه اى

فى اَعْلى عِلِّيّينَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(10)

در بالاترين جايگاههاى بهشت اجابت فرما اى پروردگار جهانيان.

پی نوشت
1. اقبال، صفحه 18.
2. اقبال، صفحه 17.
3. همان مدرك، صفحه 18.
4. اقبال، صفحه 17.
5. زاد المعاد، صفحه 99.
6. همان مدرك.
7. اقبال، صفحه 22.
8. اقبال، صفحه 22.
9. اقبال، صفحه 23.
10. بحارالانوار، جلد 89، صفحه 206، حديث 2.