کمک به همسر

نوشته‌ها

خدمت به همسر

خاطره همسر سردار شهید یوسف کلاهدوز:

شاید علاقه‌اش را خیلی به من نمی‏‌گفت، ولی در عمل، خیلی به من توجه می‏‌کرد. با همین کارهایش، غصه دوری از خانواده‌ام را فراموش می‌کردم. حقوق که می‏‌گرفت، می‌‏آمد خانه و تمام پولش را در کمد من می‏‌گذاشت و می‏‌گفت: “هر جور خودت دوست داری خرج کن.”

خرید خانه با من بود. اگر خودش پول لازم داشت، می‌آمد و از من می‌گرفت. هر وقت هم که دلم برای پدر و مادرم تنگ می‌شد، آزاد بودم یکی دو هفته بروم اصفهان. اصلاً سخت نمی‌گرفت. از اصفهان که بر می‌گشتم، می‌دیدم زندگی خیلی مرتب و تمیز است. لباس‌هایش را خودش می‌شست و آشپزخانه را مرتب می‏‌کرد.

(منبع: کتاب همسرداری سرداران شهید)

همکاری و همیاری با خانواده

همسر مرحوم آیت الله میرزا جواد تهرانی(ره) از سادات علویه بود؛ علاوه بر احترام زیادی که آقا برای ایشان قائل بودند، هر وقت هم که فرصت یاری می‌نمود در خانه، یار و کمک کار ایشان بودند؛ اساسا” ایشان به کسی زحمت نمی‌داد مخصوصا” در امور شخصی خویش؛ تا آنجایی که می‌توانستند و قدرت و توان داشتند، خودشان انجام می‌دادند، تا آنجا که از همسر خود نمی‌خواستند که مثلا لباس هایشان را بشویند، بلکه این همسرشان بود که با توجه به اخلاق مرحوم آقا، از ایشان می‌خواستند که لباس‌هایشان را برای شستن، در اختیار ایشان بگذارند و باز هم به سادگی حاضر نمی‌شدند. در برخی اوقات نیز دیده می‌شد که جارو به دست گرفته و حیاط منزل را جاروب می‌زنند و این در حالی بود که راه رفتن با عصا برایشان مشکل بود!

(منبع: خاطراتی از آیینه اخلاق با تغییر و ویراست)

کمک به همسر

روزى رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) وارد خانه فاطمه(علیهاالسّلام) شد و دید که على(علیه السّلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) با هم عدس پاک مى‌کنند. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم)، على (علیه السّلام) را تشویق کرد و فرمود: «هـیـچ مـردى زنـش را در کـار خـانه کمک نمى‌کند مگر آن که خداوند، به تعداد موهاى بدن او، عـبـادت یـک سال که روزها روزه گرفته و شب‌ها شب زنده‌دارى کرده باشد، ثواب به او مى‌دهد».

(منبع: محدث نوری؛ مستدرک الوسائل؛ ج ۱۳ ص ۴۸)

حق همسر در کلام امام سجاد(علیه ‌السلام)

یکی از نکاتی که هر زن و مرد در تشکیل خانواده آن را به عنوان محور قرار داده و زندگی مشترک خود را بر آن استوار می‌سازد، اخلاق محوری است.

وجود همسری وفادار و مهربان، که در مشکلات و سختی‌ها، غم‌ها و شادی‌ها همراه و همدم انسان بوده همسفری مطمئن و دل سوز در سفر پرفراز و نشیب زندگی می‌باشد؛ «وَ مِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَاجاً لِّتَسکُنُوا إِلَیها…(روم / ۲۱)؛ و از نشانه‌های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش یابید.» و البته این امر، در صورتی تحقق پیدا می‌کند که فضای حاکم بر زندگی مشترک، فضایی همراه با صفا و صمیمیت و محبت باشد و اصول و قواعد آن بر سیره ی ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) منطبق باشد.

در این بخش به کلام امام سجاد(علیه‌السلام) در مورد حق همسر و وظیفه‌ی هر کدام نسبت به دیگری می‌پردازیم؛

«و أمّا رعیّک بملک النّکاح فأن تعلم أنّ الله جعله سکناً و مستراحاً و أنساً و واقیه و کذلک …»؛ «و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله‌ی آرامش، رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده و واجب است هر کدام از شما – زن و شوهر – بر نعمت وجود دیگری، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست.»

بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته، در معاشرت با او، خوش رفتاری و رفق پیشه کنی؛ اگر چه حق تو بر زن سخت‌تر و رعایت مکروه و محبوب اگر معصیت و زیاده خواهی نباشد، بر او لازم‌تر است؛ ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش، غریزه‌ای است که گریزی از انجام آن نیست و این حق بزرگی است. (قاسم نصیر زاده، سیری در رساله‌ی حقوق امام سجاد علیه‌السلام، ج ۲، ص ۱۴۸)

اخلاق محوری در خانواده

مطابق آنچه در آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی جمعه آمده، یکی از بخش‌های مهم معارف اسلام مسأله‌ی اخلاق و آراستن روح به ارزش‌های انسانی است. این بخش مکمل اعتقادات و اساس و پایه‌ی مسائل بعدی مانند حکمت و علم و دانش، احکام الهی و انجام واجبات و ترک محرمات نیز می‌باشد. در حقیقت هر عمل خوبی که از انسان سر می‌زند، به پیرو خلق و خوی نیک اوست و هر عمل زشتی هم که از او سر می‌زند، مربوط به اخلاق فاسد می‌باشد.

حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله‌ی آرامش، رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده و واجب است هر کدام از شما – زن و شوهر – بر نعمت وجود دیگری، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست

به تعبیر روشن‌تر، تمام ارزش‌های انسانی معلول اخلاق نیک اوست. انسان تا به تمرین و مجاهده‌ی عملی اخلاقی نیک را در خود ایجاد نکند، ارزش انسانی پیدا نخواهد نمود و اعمال و عبادات او نیز ارزش و مقبولیت نخواهد یافت. از این رو، از نظر اسلام هر فرد اگر شایستگی اخلاقی پیدا نکند، حتی اگر دانشمند و متخصص و هنرمند هم باشد، ارزش انسانی و اسلامی ندارد. (محمّد حسینی بهاران چی، آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام، ص ۲۴۰)

امام محمّد باقر(علیه‌السلام) می‌فرماید: «إنّ أکمل المؤمنین إیماناً أحسنهم خلقاً؛ کامل‌ترین مؤمنان از جهت ایمان، خوش اخلاق‌ترین آنان هستند».(کلینی، اصول کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج ۳، ص ۲۲۷)

حسن معاشرت در زندگی زناشویی همان چیزی است که مطابق با قانون خلقت و موافق طبع سالم هر زن و شوهر است. زن و شوهر طبق قانون آفرینش، عاشق و طالب یکدیگر آفریده شده‌اند. پس خودشان نیز بایستی در استحکام این عشق فطری بکوشند و از محبت و تکریم به یکدیگر که شالوده‌ی اصلی این استحکام بخشی است، غافل نباشند. عاشق، تمام مظاهر خیر و زیبایی، مجد و شرف و جمال را در معشوق خود فرض می‌کند، او را از خود بزرگ‌تر و شریف‌تر می‌داند. (حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، ص ۱۵۰)

درک روحیات طرفین

هر یک از زن و شوهر برای موفقیت در انجام وظیفه و حسن معاشرت و رعایت حقوق همسر خویش، باید بکوشد روحیات همسر خویش را درک کند و آن گونه که شایسته و متناسب؛ روحیه‌ی همسرش می‌باشد، او را مورد نوازش و تکریم قرار دهد؛ شاید سرّ این که بهترین جمله‌ای که یک مرد می‌تواند به زنی بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» و بهترین جمله‌ای که یک زن به مرد مورد علاقه‌اش می‌گوید، جمله‌ی «من به تو افتخار می‌کنم»، است. همین دریافت محبت از مرد و پس دادن تکریم به او باشد (سکینه نیک، حقوق زن و شوهر در اسلام، ص ۱۶۴).

در همین راستا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «قول الرّجل للمرأه إنّی أحبّک لا یذهب من قلبها أبداً؛ این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.» (کلینی، اصول کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج ۵، ص ۵۶۹)

نکاتی چند از سیره ی عملی اهل بیت(علیهم السلام) و بزرگان

در این بخش از مقاله، گوشه‌ای از سیره عملی اهل بیت(علیهم السلام) و بزرگان دین در رابطه با خانواده و روابط ایشان با یکدیگر پرداخته می‌شود. امید آن است که رفتار و منش این بزرگ مردان تاریخ اسلام، الگو و اسوه‌ای برای همسران جوان باشد. گفتنی است که در برخی موارد، به دلیل نداشتن ترجمه‌ی فارسی فقط به ذکر عربی آن اکتفا شده است.

۱٫ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) افزون بر این که مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند.

«در خانه‌اش، خجول‌تر از دوشیزگان بود. از اهل خانه نه غذایی می‌طلبید و نه علاقه‌اش به خوردنی‌ها را ابراز می‌کرد … در خدمت کارهای خانه بود و در تکه تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاری می‌کرد. بیشتر دوخت و دوز می‌کرد و چون به منزل می‌آمد، وقت خود را به سه قسمت تنظیم می‌کرد، بخشی برای خدا، بخشی برای خود. در خانه را خود باز می‌کرد. گوسفندان را نیز می‌دوشید. به خانواده‌اش غذای خوب می‌داد و کارهای شخصی خود را خودش انجام می‌داد» (حسین سیدی، همنام گل‌های بهاری، ص ۴۶)

۲٫ «إنّ فاطمه(علیها السلام) ضمنت لعلی(علیه السلام) عمل البیت و العجین و الخبز و قم البیت و ضمن لها علی(علیه السلام) ما کان خلف الباب نقل الحطب و أن یجیء بالطعام؛ همانا فاطمه(علیها السلام) متعهد شد برای علی(علیهم السلام) که کارهای خانه و پختن نان و ماندن در خانه (را انجام دهد) و علی(علیهم السلام) برای فاطمه(علیها السلام) متعهد شد برای کارهای بیرون از خانه (از جمله) آوردن هیزم و تهیه روزی».(محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۲)

۳٫ مرحوم کلینی نقل کرده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «کان امیرالمؤمنین(علیه السلام) یحطب و یستقی و یکنس و کانت فاطمه(علیها السلام) تطحن و تعجن و تخبز؛ وضع خانه‌ علی(علیه‌السلام) این گونه بود که امیرالمؤمنین هیزم فراهم می‌کرد و آب می‌کشید و خانه را نظافت می‌کرد و فاطمه(علیها السلام) آرد می‌ساخت و آن را خمیر کرده و نان می‌پخت».(علامه مجلسی، روضه المتقین، ج ۸، ص ۳۷۰)

۴٫ قال علی(علیه السلام): «فوالله ما أغضبتها و لا أکرهتها من بعد ذلک علی أمر حتی قبضها الله عزّوجلّ و لا أغضبتنی و لا عصت لی أمراً و لقد کنت إلیها فتنجلی عنی الغموم و الأحزان بنظرتی إلیها؛ به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه(علیها السلام) از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچ گاه مرا خشمناک نساخت، وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا(علیهاالسلام) می‌نگریستم، همه‌ غم و اندوه‌ها کنار می‌رفت».(همان)

نتیجه‌گیری

اخلاق حسنه، گوهر زیبنده‌ای است که هر کسی می‌تواند خود را به آن بیاراید. وقتی افراد ملاک زندگی خود را امری جدا از اخلاق قرار دهند، به علت سست و بی‌بنیان بودن آن، به هدف مطلوب و مورد نظر خود دست نمی‌یابند و سرانجام یا به جدایی می انجامد و یا گذران سخت و دشوار زندگی توأم با رنج و غم. اما اگر هر خانواده‌ای، افق دید خود را اخلاقی نماید و سیره ی رفتاری ائمه اطهار(علیهم السلام) را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار دهد، خواهد توانست فراز و نشیب‌های زندگی را به راحتی در نوردد و آسمان زندگی‌اش، همیشه صاف و آبی باقی بماند.

منابع
۱٫ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و درر الکلم، ترجمه‌ی محمّد علی انصاری قمی
۲٫ بهشتی، احمد، خانواده در قرآن
۳٫ طباطبایی، سید محمد حسین، سنن النبی،
ترجمه‌ی حسین استاد ولی
۴٫ عاملی، حرّ، وسائل الشیعه، ج ۲۹
۵٫ علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۱۰
۶٫ مجلسی، محمد تقی، روضه المتقین
۷٫ قمی، عباس، سفینه البحار
۸٫ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج ۸
۹٫ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه
منبع: سایت راسخون

جلب محبت همسر

محبّت به همسر، هدیه‌ای است که خداوند، در آغاز ازدواج، به زن و شوهر می‌دهد: (وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً)(۱) اگر می‌خواهید، محبّت همسرتان را حفظ کنید، باید، رفتار خود را محبّت‌آمیز کنید. از جمله عوامل پایداری محبّت، اعتماد زوجین به یکدیگر است؛ زن و شوهر باید، اعتماد یکدیگر را جلب کنند؛ اعتماد که پیدا شد، محبّت، پایدار می‌شود. البته، اعتماد یک امر قراردادی نیست که دو نفر با هم قرارداد ببندند تا به یکدیگر اعتماد کنند، بلکه باید، با رعایت حدود و موازین شرعی و رعایت اخلاق اسلامی آن را به دست آورد.
دین اسلام اخلاق نیکو را ضامن بقا و دوام همه‌‌ی روابط سالم اجتماعی می‌داند و نقش آن را در خانه و خانواده فوق العاده برمی شمارد. ابتدا با هم به نقش اخلاق نیکو در اجتماع می‌پردازیم و سپس از آن به مسائل ویژه‌‌ی خانه و خانواده می‌پردازیم.

حُسن خُلق
شاید، گیراتر از حسن خلق، واژه‌ای نباشد که ترسیم کننده‌‌ی روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه‌دار باشد.
بخشی از اخلاق نیکو، در خوشرویی متجلّی است، بخشی، در خوشخویی و بخشی هم در خوشگویی. و چه خوب است که به این سه خوش مبارک و مقدس، بپردازیم و از آن‌ها کلیدی، برای گشودن قلعه‌‌ی دل‌ها و عاملی، برای تحکیم رابطه‌ها بسازیم(۲)!

خوشرویی
در مواجهه‌‌ی دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم رو به رو می‌شود. مواجهه‌‌ی دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه‌‌ی گفتار دارد و رمز گشایش قفل دل هاست.
خوشرویی، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند؛ هم در گفتار آشکار می‌شود، هم در رفتار.
چه بسا، رابطه‌ها و دوستی هایی که با ترشرویی؛ اخم کردن و عبوس شدن به هم خورده است. از سوی دیگر، مبدأ بسیاری از آشنایی‌ها یک تبسّم بوده است. وقتی، با چهره‌‌ی شکفته و باز، با کسی روبه رو می‌شوید، در واقع، کلید محبّت و دوستی را به دست او داده اید. برعکس، چهره‌‌ی اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته، دریچه‌‌ی ارتباط و صمیمیّت را می‌بندد. تبسّم، مبدأ بسیاری از آشنایی‌ها و زداینده‌‌ی بسیاری از غم‌ها و کدورت هاست. شگفت از کسانی که زا این کار بی‌زحمت و رنج و خرج که برکات فراوان دارد، گریزانند و به سختی حاضرت، گلخنده‌‌ی مسرّت را بر لبان خود چهره‌‌ی دیگران بیافرینند!
گشاده رویی با دیگران، باعث می‌شود، افراد، آماده‌تر شوند و به دوستی با شما دل بسپارند. خنده رویی و بشّاش بودن، دیگران را دل و جرأت می‌بخشد، تا بی‌هیچ هراس و نگرانی، باب آشنایی را به روی شما باز کنند و سفره‌‌ی دلشان را پیشتان بگشایند. اگر با خوشرویی، بتوانید، بار سنگین غم دوستان را سبک کنید، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسّم بتوانید، خاطری را شاد سازید، به خدا نزدیک‌تر شده اید.(۳)
به قول حافظ:
دائم گل این بستان، شاداب نمی‌ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی(۴)

غم‌زدایی
وقتی یک چهره‌‌ی گشاده و لبخند صمیمی، غمی را از دل می‌زداید، چرا باید از این احسان دریغ کرد؟
بعضی ها، حضوری غم‌آفرین دارند، برخی هم محضری غم‌زدا. گروه اخیر، آیت لطف الاهی‌اند که قدرشان ناشناخته است.
انسان‌ها به محبّت نیازمند هستند؛ این تشنگی، جز با ملاطفت و خوشرویی برطرف نمی‌شود.
اگر نخستین برخورد ما با کسی، به گونه‌ای باشد که غم او را به شادی و نگرانی‌اش را به اطمینان مبدّل سازد، دریچه ای، به دنیای صفا و سرور به رویش گشوده ایم. این نیز، نزد خداوند، حسنه و عبادت است.
کسی که از چهره‌‌ی برادر دینی‌اش، رنج و اندوهی را بزداید، خداوند، ده حسنه در نامه‌‌ی اعمالش می‌نویسد. مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟
البته این رفتار، نوعی هنرمندی در معاشرت است، قلبی مهربان می‌خواهد و عاطفه‌ای سرشار و خصلتی نوع دوست.
شاد کردن دیگران، چهره‌ای دیگر از همین غمزدایی است. گاهی با توجهّی، نگاهی، محبّتی، کلامی، هدیه‌ای و… می‌توان انسانی را مسرور ساخت و در نتیجه خدا را از خود راضی ساخت.
در این زمینه، سخنی از پیشوای صادق شیعه بیاموزیم که فرمود:
«أَیُّما مُسلِمٍ لَقِیَ مُسلِماً فَسَرَّهُ سَرَّهُ اللهُ عَزّوَجَلَّ»(۵)
هر مسلمانی که با مسلمانی دیدار کند و در برخورد، او را شادمان سازد، خدای متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.
وقتی، می‌توان با کلمات و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر، خاطری را خرسند ساخت، چرا، باید، با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه‌آفرین، بر چهره‌‌ی دیگری غم نشاند و او را به یاد روزهای تلخش انداخت و مأیوس و دلسرد ساخت؟(۶)

خوشگویی
از شاخه‌های دیگر حُسن خُلق که رابطه‌ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی‌تر می‌سازد، گفتار دلپذیر و شادی‌بخش است. متانت در سخن، و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی‌کینه و خلق و خوی اولیای دین است.
انسان ارزش و جوهره‌‌ی وجودی‌اش را با زبان و بیان روشن می‌سازد:
یکی تحقیر می‌کند، یکی تشویق.
یکی عیبجویی می‌کند، دیگری تحسین و تقدیر.
یکی ملامت می‌کند، دیگری پر و بال می‌دهد و امید می‌آفریند.
کدام یک بهتر است؟
پذیرایی از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینی نیست.
گاهی پذیرایی، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اِکرام، بالاتر از تغذیه و اطعام است؛ زیرا، گفتار شایسته و زیبا، غذای روح است.
تشویق کردن، آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته‌‌ی افراد نیز، از این گونه صالحات است. باز هم از امام صادق(علیه السلام) بشنویم:
«هر کس، به برادر دینی خود مرحبا بگوید، خدای متعال تا روز قیامت، برای او مرحبا و آفرین می‌نویسد».(۷)
غیر از پاداش الاهی، تأثیرات اجتماعی خوشگویی در نرم ساختن دل‌ها و جلب عاطفه‌ها و استوار ساختن رابطه‌ها مشهود است. آن که خوش سخن باشد، از دیگران نیز کلامی نیکو می‌شنود: «این جهان، کوه است و فعل ما ندا» و البته که حرف و سخن ما هم در کوهستان زندگی‌ها انعکاس دارد و خوبی آن به خود ما منعکس می‌شود.
کسی که گفتار مؤدّبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدّبانه سخن خواهند گفت، وگرنه…: «کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است». از کلام مولا علی(علیه السلام) است که:
«اَجمِلُوا فِی الخِطاب تَسمَعُوا جَمِیلَ الجَوابِ»(۸)
زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!…
کیفیّت برخورد ما با انسان‌های دیگر، همان نتیجه را به ما برمی گرداند. ادب، ادب می‌آورد و توهین و فحش، بدزبانی و اهانت متقابل را در پی دارد.(۹)

از رموز و موفقیت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) در دعوت و رسالت خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذّاب با مردم بود و حُسن خُلق آن حضرت، امتیاز بارز مظهر رأفت و رحمت بود.
کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدّبانه و جاذبه دار، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره‌‌ی گشاده و بشّاش، از مظاهر و جلوه‌های حُسن خُلق است. به تعبیر دیگر، وقتی، محبّت خود را به دیگران ببخشید، در حوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده، خویش تن داری کنید، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت، عصبانیّت، بدزبانی، تحقیر، توهین و تکبّر به دور باشید، دارای حُسن خُلق هستید.
اگر خداوند، به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت می‌دهد، بی‌جا و گزاف نیست؛ زیرا، نوعی، مجاهده به شمار می‌آید.
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای تثبیت همین کمالات اخلاقی و خوشخویی برانگیخته شد. از کلمات نورانی اوست:
«اِنَّ الرَّجُلَ یُدرِکَ و بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجَهَ الصّائِمِ القائِمِ»(۱۰)
انسان، در سایه‌‌ی خوشخویی، به مقام و رتبه‌‌ی روزه داران شب زنده‌دار می‌رسد!
در معاشرت مسلمانان با هم، باید همدلی، بیش از وحدت فیزیکی و پیوند سطحی حاکم باشد، تا به انس و الفتی پایدار و رابطه‌های درونی بینجامد. با سلام، مصافحه، حُسن خلق، چهره‌‌ی باز، لبخند محبّت‌زا، غمزدا و برخورد نیک، این مهم تأمین می‌شود. میزان اسلامی بودن اخلاق هر مسلمان را باید، در نحوه‌‌ی معاشرتش با دیگران جست و جو کرد. خوش خلقی، دین و مرام، مسلمانی است. به فرموده‌‌ی حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم):
«ایمان کسی کامل‌تر است که اخلاقش بهتر باشد؛ کسی به پیامبر شبیه‌تر و به او نزدیک‌تر است که خوش‌خلق‌تر باشد»(۱۱) و به تعبیر امام صادق(علیه السلام): «پس از عمل به واجبات الاهی، محبوب‌ترین کارها نزد خداوند، آن است که انسان، اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل مدارا باشد»(۱۲)
گفتار و رفتار ما آیینه‌‌ی شخصیت ماست.(۱۳)
اکنون که به اهمیت اخلاق خوش اسلامی در روابط اجتماعی پی بردیم، به مسائل ویژه‌‌ی همسران برمی گردیم و جلوه‌ها و مصادیق آن را در رفتار و روابط همسران بررسی می‌کنیم.

توجه به همسر
یکی از نیازهای همسر توجه به اوست؛ توجهی همه جانبه و در همه شرایط؛ در خانه، مهمانی، سفر و… به ویژه، در مناسبت‌های خاص، مثل سالگرد ازدواج، روز زن، روز تولد، برای همسرتان شرایط متفاوت با روزهای قبل به وجود آورید تا در زندگی تنوّع لازم پدید آید و همسرتان توجّه شما را احساس کند. اگر به همسرتان توجّه کنید، بسیاری از تنش‌ها و ناراحتی‌های روحی او برطرف می‌شود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«نشستن مرد نزد همسر و عیالش در پیشگاه خداوند، از اعتکاف در مسجد من محبوب‌تر است».(۱۴)

عذرخواهی
زندگی مشترک، سرشار از فراز و نشیب است. یکی از دست‌اندازهای این جاده، برخوردها و تنش‌هایی است که بین زوجین به وجود می‌آید. البته این تنش‌ها، امری طبیعی است؛ امّا آنچه اهمیت مسأله را بیش‌تر می‌کند، این است که چگونه می‌توان با این مسائل مواجه شد، به گونه‌ای که نه تنها خدشه‌ای در محبّت آنان پدید نیاید، بلکه موجب افزونی عشق و محبّت در بین آنان گردد. عذرخواهی زوجین از یکدیگر، باعث می‌شود، زندگی زناشوئی از عشق و محبّت لبریز شود.
طبیعی است که اگر زن یا شوهر، دچار خطایی شود و همسر خود را رنجور و افسرده نماید؛ کانون خانواده که محمل محبّت و صفاست، متزلزل می‌گردد. اگر به دنبال خطا، عذارخواهی و پوزش نباشد، اثر ناگوار آن برای همیشه در روح و جان دیگری باقی می‌ماند؛ زیرا، او همواره همسر خطاکار خود را در برابر چشم خود می‌بیند و نفرت، بدبینی و کدورت، در خانه‌‌ی آنان حکمفرما می‌گردد. از عبارت معذرت می‌خواهم، به عنوان رهگشای مشکلات استفاده کنید. بسیار دیده شده که در اوج کشمکش‌ها و دلخوری‌ها جمله‌‌ی پیش گفته، التهاب‌ها را کاهش داده است.
یکی از زوج‌های موفق می‌گوید: «راز موفقیت زندگی مشترک من و همسرم این است که هرگز، در طول زندگی، عذرخواهی را فراموش نکرده ایم!».
در عذرخواهی، باید سه نکته را به یاد داشت:
۱- هرگاه، یکی، عذرخواهی کرد، شایسته است که طرف مقابل نیز عذر او را بپذیرد؛ چرا که حضرت علی(علیه السلام) فرمود:
«بدترین مردم کسی است که معذرت‌خواهی دیگران را نپذیرد و از خطاهایشان در نگذرد».(۱۵)
۲- عذرخواهی، باید، با مقدار خطا متناسب باشد، نه کم‌تر و نه بیشتر.
۳- جرم خطا مرتکب نشدن، از عذرخواهی بهتر است، همان طور که حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند:
«بی‌نیازی از عذرخواهی، از عذرخواهی ارجمندتر است».(۱۶)

عفو و گذشت
هیچ کس، به جز معصومین(علیهم السلام)، از خطا و اشتباه مصون نیست و زن و مردی که زندگی مشترک را آغاز می‌کنند، به ویژه، در ابتدای راه، ممکن است، برخی گفتار و رفتارهای یکدیگر را ناصواب بدانند. در این گونه موارد، باید، با سینه‌ای گشاده رفتار کنند و لغزش‌های یکدیگر را ندیده بگیرند. اغماض، عفو و گذشت، آبی است که آتش غضب و کینه را فرو می‌نشاند و به انسان آرامش روحی می‌بخشد.
اسحاق ابن عمّار می‌گوید:
«از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: زن چه حقی بر عهده‌‌ی همسر خویش دارد که اگر آن‌ها را برآورده سازد، نیکوکار خواهد بود؟
امام(علیه السلام)، در پاسخ فرمود: خوراک و پوشاک او را تأمین کند و نادانی او را ببخشد. سپس فرمود: پدرم، امام باقر(علیه السلام) همسری داشت که او را اذیت می‌کرد، ولی پدرم او را می‌بخشید».(۱۷)
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«تَعافُوا تَسقُطُ الضَّغائِنُ بَینَکُم»(۱۸)
از یکدیگر، درگذرید تا کینه‌ها از میانتان رخت بربندد.

صفا و صداقت
صفا و صمیمیت، برای همه‌‌ی انسان‌ها و در همه جوامع، مفید و ارزنده و در زندگی خانوادگی ارزنده‌تر و مؤثرتر است. با توجه به این که زن و شوهر پیوسته با یکدیگر در ارتباطند، بدون داشتن صداقت و صفا امکان همزیستی مسالمت آمیز نخواهد بود. صداقت و صمیمیت، می‌تواند، بسیاری از مشکلات را حل کند و بیش از ریاکاری و دروغ کارگر شود. زن و شوهر، به علت ارتباط نزدیکی که با یکدیگر دارند، چنانچه، خدعه‌ای از سوی یکی از آنان رخ دهد، دیر یا زود می‌فهمند. برای این که کیمیای محبّت را در دل‌های هم حفظ کنیم، باید با همسر خود صمیمی و صادق باشیم!

همیاری و همکاری
همکاری با زن در کارهای خانه، باعث تقویت محبّت و مودّت می‌شود. برخی، می‌پندارند، کار در خانه، مخالف حرمت و شخصیّت مرد است؛ در حالی که حضرت امیر(علیه السلام) در خانه کار می‌کرد، پس چه نیکوست که شوهر، بدون این که زن تقاضا کند، در امور خانه و خانه‌داری به او کمک کند! کمک به زن، به ویژه، هنگام بیماری او، محبّت بیش‌تر وی را فراهم می‌سازد و اجر معنوی نیز در بر دارد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«خِدمَهُ العِیالِ کَفّارَهٌ لِلکَبائِر وَ تُطفِئُ غَضَبَ الرَّبُّ؛ و تَزیدُ فِی الحَسَناتِ وَالدَّرَجاتَ»(۱۹)
خدمت کردن به خانواده، کفّاره‌‌ی گناهان بزرگ است و خشم پروردگار را فرو می‌نشاند و بر حسنات و نیکی‌ها می‌افزاید و درجات را بالا می‌برد.
اگر به دلیل مشغله‌‌ی زیاد و مسؤولیت سنگین، نمی‌توانید، به همسرتان کمک کنید، دست کم، وی را از انگیزه و نیت خود آگاه سازید تا از حمایت فکری شما احساس دلگرمی کند.
روزی، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه‌‌ی علی(علیه السلام) وارد شد، حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه(علیه السلام) را دید که با هم مشغول آرد کردن گندم با آسیاب دستی هستند.
حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کدام یک خسته ترید؟».
علی(علیه السلام) عرض کرد: «فاطمه خسته‌تر است».
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: «برخیز دخترجان»!
فاطمه برخاست و پیامبر به جای او نشست و علی(علیه السلام) را در آرد کردن گندم کمک کرد.(۲۰)
البته، زن نیز باید، در شرایطی، به همسر خود کمک کند. کمک خانم خانه به همسر خود، صرفه جویی، عدم اسراف و کم کردن خواسته هایی است که از چشم و هم چشمی ناشی می‌شود.
زنان فداکاری هم هستند که با اجازه‌‌ی همسر، با بهره گیری از هنری خاص یا کار در اجتماع، در مشکلات اقتصادی به همسر خود کمک می‌کنند.

هدیه دادن
در روان شناسی، بحثی است، به نام کوچک‌های بزرگ؛ یعنی ای بسا انسان، مسأله‌ای را کوچک می‌شمارد، در حالی که از نظر معنا و واقعیت، بسیار بزرگ است. محیط خانه نیز کوچک‌های بزرگ دارد که یکی از آن‌ها تهیه‌‌ی هدیه است. مردان، برای تحریک عواطف زنان و گرم کردن کانون خانه و خانواده، می‌توانند، از این شیوه استفاده کنند و با این کار، به همسر خود بفهمانند که به یادش بوده‌اند و این خود موجب محبّت بیش‌تر در کانون خانواده است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«مردی که داخل بازار شود تا تحفه‌ای بخرد و آن را به خانواده‌اش برساند، ثوابش، برابر کسی است که صدقه‌ای را به نیازمندی برساند…»(۲۱)
اسلام، به مردان دستور می‌دهد، هرگاه، از مسافرتی دور یا نزدیک به خانه وارد می‌شوند، سوغاتی همراه داشته باشند، هرچند کوچک و اندک باشد.(۲۲)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«برای یکدیگر هدیه ببرید، که هدیه، کینه‌ها را از دل بیرون می‌برد و انتقام و دشمنی‌ها را برطرف می‌سازد».(۲۳)

تشکر و قدردانی از زن
برای پر فروغ نگهداشتن شمع محبّت و صفا، فقط انجام دادن وظیفه و محبّت قلبی کافی نیست، بلکه اظهار محبّت و تشکّر از زن، بسیار مهم است؛ زیرا، مرد، گاهی، در برابر کارهای خوب خود، تمجیدی صادقانه از جامعه دریافت می‌کند و ثمره‌‌ی کار خود را در آن می‌یابد، ولی، چه کسی کارهای زن را تحسین می‌کند؟ اگر از همسرِ خود قدردانی کنید، به شوق می‌آید و وظیفه‌اش را با دلگرمی بیشتر انجام می‌دهد و مشکلات زندگی را با چهره‌‌ی گشاده تحمّل می‌کند.
برخی از افراد، زنان خود را دوست می‌دارند؛ ولی، هیچ گاه دوستی خود را به آنان اظهار نمی‌کنند و تشکّری بر زبان نمی‌آورند.
دسته‌ای دیگر می‌پندارند، با پول دادن و کفش و لباس خریدن بسیار، می‌توانند، همسر خود را راضی نگه دارند؛ از این رو، چندان به تشکّر و اظهار محبّتِ زبانی اهمیت نمی‌دهند.
این دو دسته، غافلند که تأثیر روانی کلمات محبّت آمیز، مانند: متشکرم، دست شما درد نکند و آفرین بر شما، بیش از رضایت قلبیِ صِرف و خریدن لباس و کفش است.
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«از کسی که به تو احسان نموده، سپاسگزاری کن؛ زیرا، اگر، از احسان او سپاسگزاری کنی، آن نعمت پایدار می‌شود و اگر ناسپاسی کنی، دوام نمی‌یابد»(۲۴)!

ارزش گذاشتن به کار یکدیگر
وقتی، مرد، پس از چندین ساعت تلاش در خارج از منزل، با اعصاب خسته و ناراحت، به همسرش می‌اندیشد، احساس می‌کند، او در خانه، این درگیری‌ها و دردسر‌ها را ندارد. در حقیقت او برای فعالیت‌های زن در خانه حساب باز نمی‌کند. حال، وقتی، یک فرد خسته با اعصابی متشنّج، به یک فرد با نشاط برسد، چه توقّعی دارد؟ توقّع دارد، دست به سینه، فرمان‌های او را اجرا کند.
هرگاه، مرد، به این امر توجّه کند که فضای کار و فعالیت خسته کننده‌‌ی او بیرون خانه و درون خانه نیز کارگاه فعالیت‌های خسته کننده و طاقت فرسای همسر اوست، هرگز، هنگام بازگشت به منزل، طلبکارانه، رفتار نخواهد کرد؛ بلکه برعکس، با زبان و عمل، از کار او در خانه قدردانی می‌کند و واکنش متقابل و مثبت این رفتار نیکو، در شخصیت و رفتار خانم خانه نیز به طور کامل روشن می‌گردد.
عکس این نیز ممکن است؛ زنانی هستند که فقط، کار و گرفتاری خود را می‌بینند و می‌پندارند، کار مرد، در بیرون مشقّت آور نیست؛ از این رو، وقتی شوهر، از سر کار بر می‌گردد، با چهره‌‌ی برافروخته و درهم او رو به رو می‌شود. این عمل نیز درست نیست. زن، باید، برای کار شوهرش اهمیت قائل شود؛ وقتی، شوهر به خانه می‌آید، طبعاً خسته است، باید مقداری به او رسیدگی کرد و محبّت و صفا نشان داد تا قدری از خستگی و رنج‌های بیرونی او کاسته شود.

برخورد با مسائل مالی
خانم‌ها، خواسته‌ها، گرایش‌ها، احساسات و عواطفی دارند که در حدّ معقول باید تأمین شوند؛ امّا، زیاده‌روی در این امر موجب می‌شود، مرد، برای تأمین نیازهای افراطی خانم، بیش از حد، به زحمت بیفتد و حتی در مواردی، برای کسب درآمد بیش‌تر به راه‌های غیر حلال کسب درآمد، روی آورد.
میهمانی، پذیرایی و هدیه دادن، امری بسیار مطلوب و شایسته است که دین مبین اسلام به آن فراوان تأکید دارد؛ امّا، اگر، این مسائل، بر اثر چشم و هم چشمی، در حدّی شود که مرد را دچار مضیقه و مشکل نماید، مذموم و ناپسند است و مرد، نباید، آن‌ها را تأمین کند. در عین حال، مردان نیز، نباید ذوق و احساسات خانم‌ها را به طور کلّی نادیده بگیرند و در حدّ لزوم و توان، به اجابت آن خواسته‌ها بپردازند، برخورد منطقی، معتدل و خیرخواهانه، از جانب زن و شوهر موجب استحکام پایه‌های ارتباطی، اخلاقی و اقتصادی خانواده می‌شود.

ابراز محبّت
لذتّ‌بخش‌ترین جمله برای زن این است که شوهرش به او بگوید: «عزیزم! دوستت دارم!»، «عشق منی!» و امید بخش‌ترین جمله برای مرد این است که همسرش به او بگوید: «تو امید من هستی!»، «من به وجود تو افتخار می‌کنم!».

توجه به رفتارهای مثبت
یکی از روش‌های تقویت محبّت و روابط همسری، توجه به رفتارهای مثبت یکدیگر است؛ به این منظور، زن و شوهر، هر کدام، رفتارهای خوشایند همسرشان را روی کاغذی یادداشت کنند و بعد، برای هر یک از این رفتارها، با توجه به شدّت و ضعف و میزان خوشایند بودن آن امیتاز بدهند. با گذشت مدّتی کوتاه به این نتیجه خواهند رسید که همسرشان از آنچه فکر می‌کردند، بهتر است و محبتشان بیش‌تر می‌شود.

کمک به پیشرفت شوهر
بشر به طور ذاتی، قابلیت ترقّی دارد، در نهادش عشق به کمال نهفته و برای تکامل آفریده شده است. هر کس، در هر مقام و هر شرایط و هر سنّی که باشد، می‌تواند، به پیشرفت خویش ادامه داده، کامل‌تر شود.
هر انسانی، خواهان ترقّی است؛ امّا، هر کسی در رسیدن به این هدف، موفّق نمی‌گردد، همّت بلند و کوشش فراوان لازم دارد. باید، زمینه‌‌ی کار را فراهم ساخت و موانع را برطرف نمود، آن گاه کوشید تا به مقصد رسید. شخصیّت مرد، تا اندازه‌‌ی بسیار، به خواسته‌های همسرش بستگی دارد، زن، می‌تواند، به پیشرفت و ترقّی شوهرش کمک کند، او را در مسیر ترقی قرار دهد؛ همان طور که می‌تواند، مانع پیشرفت وی شود.
خانم محترم! در حدّ شرایط و امکاناتی که برایتان فراهم است، شخصیّتی بزرگ‌تر و والاتر را برای شوهرت در نظر بگیر و برای رسیدن به آن تشویقش کن! اگر میل دارد، به تحصیلات خویش ادامه دهد، یا با مطالعه و خواندن کتاب به معلوماتش بیفزاید، نه تنها مخالفت نکن، بلکه تشویق و ترغیبش کن! برنامه‌‌ی زندگی را طوری تنظیم کن که با کارهای او هماهنگ باشد. سعی کن، اسباب آسایش و راحتی او را فراهم سازی تا با فکر آزاد به پیشرفت خویش ادامه دهد.(۲۵)

کمک به ترقّی زن
زن نیز، مانند مرد، لیاقت ترقّی و تکامل دارد. شوهر، همان طور که به ترقّی خویش علاقه دارد، باید، به فکر تکامل همسرش باشد. مرد، باید، توجّه داشته باشد که همسرش شریک زندگی اوست. کمالات او موجب افتخار و سربلندی خانواده است و تحصیل این کمالات، همیشه امکان پذیر است. پس از عروسی و در خانه‌‌ی شوهر نیز می‌تواند، به کمالات خویش بیفزاید؛ البته، مشروط به این که شوهر بخواهد و در این راه به او کمک کند. سزاوار نیست، مرد، خودخواه باشد و تنها به ترقی خود بیندیشد و از تکامل همسرش غافل بماند.
شوهر، اگر احساس کرد، همسرش، برای ترقّی و تکامل، صلاحیت و آمادگی دارد، چه خوب است، در این باره، به او کمک کند، یا، اگر، برای تحصیلات دانشگاهی آمادگی و تمایل دارد، با ادامه‌‌ی تحصیل او موافقت کند و اگر تحصیلاتش به اتمام رسیده، یا میلی به ادامه‌‌ی تحصیل ندارد، دست کم، او را به مطالعه و تحقیق تشویق کند.
یک خانم، می‌تواند، در منزل، مطالعه و تحقیق کند، نقاشی، خیاطی، گلدوزی، خطاطی و یا هر رشته‌‌ی دیگر مورد علاقه‌اش را بیاموزد و تمرین کند.
لازمه‌‌ی همسرداری این است که مرد، در این زمینه، همسرش را تشویق کند و امکانات لازم را تا حد امکان برایش فراهم نماید.
یکی از مشکلات این است که اگر خانم خانه‌دار و بچّه‌دار بخواهد، در مسیر ترقّی و تکامل خویش گام بردارد، طبعاً از خانه‌داری، مقداری عقب می‌ماند و به طور معمول نمی‌تواند، در حدّ مطلوب، به انجام آن‌ها بپردازد. در چنین حالی، مقتضای صفا و صمیمیت خانوادگی این است که مرد، مقداری از این کارها را بر عهده بگیرد. مرد اگر در این زمینه، به همسرش کمک کند، نه تنها زیان نمی‌بیند، بلکه در نهایت، به نفع او تمام خواهد شد؛ زیرا، داشتن یک زن دانشمند، از چند جهت به نفع خانواده است:
۱- در تربیت فرزندان موفق‌تر است.
۲- در مسائل خانوادگی، مفاهمه برقرار است.
۳- زندگی با یک همسر فهمیده و دانا خوش‌تر است.
۴- اسباب آبرو و شرافت شوهر و خانواده است.
۵- وجودش، ارزشمند است و بیش‌تر می‌تواند، به جامعه خدمت کند.
۶- بر اثر اشتغال، از ضعف اعصاب و افسردگی که لازمه‌‌ی بی‌کاری است، مصون می‌ماند.
۷- اگر، درآمد مادی داشت، می‌تواند، در تأمین هزینه‌‌ی زندگی کمک کند.
۸- اطمینان خاطری برای زن، در جهت حل مشکلات احتمالی آینده و روزهای مباداست.(۲۶)

نظم و برنامه
هر فردی، در زندگی، به برنامه‌ریزی نیاز دارد؛ زیرا، برنامه‌ریزی و نظم در زندگی، رمز موفقیت و پیشرفت است.
برای طرح یک برنامه‌‌ی مفید، رعایت موارد زیر لازم است:
۱- تهیه‌‌ی فهرستی از کارهایی که باید در طول هفته، ماه و سال انجام گیرد.
۲- تهیه‌‌ی لیست چیزهایی که باید، خریداری شود.
۳- زمان بندی دقیق کار، تفریح، خواب، رفت و آمد با بستگان و دوستان.

نظم و ترتیب در خانه
خانه‌‌ی مرتب، از جهاتی، بر یک خانه‌‌ی بی‌نظم و نامرتب برتری دارد.
۱- نظم و ترتیبِ ویژه، به منزل، صفا و رونق و زیبایی می‌بخشد. تماشای تکراری خانه، نه تنها موجب ملال نمی‌شود، بلکه مسرّت‌بخش و دلپذیر نیز خواهد بود.
۲- کارهای خانه، به آسانی انجام می‌پذیرد، و اوقات کد بانوی خانه بیهوده تلف نمی‌شود؛ زیرا، تا به چیزی نیاز پیدا می‌کند، می‌داند، کجاست و برای دستیابی به آن معطّل نمی‌شود.
۳- رونق و صفای محیطِ مرتبِ منزل که از ذوق و سلیقه‌‌ی کدبانوی خانه حکایت می‌کند، مرد را به خانه و زندگی علاقمند می‌سازد.
۴- چنین خانه‌ای سبب آبرومندی و سرافرازی خانواده است. هر کس آن را ببیند، از زیبایی‌اش لذّت می‌برد و به ذوق و سلیقه‌‌ی کدبانوی خانه آفرین می‌گوید(۲۷) با خرید و تهیه‌‌ی اسباب لوکس، زندگی زیبا نمی‌شود، بلکه نظم و ترتیب خاص است که زیبایی را به وجود می‌آورد. شما، قطعاً خانواده‌های مرفّه و ثروتمند را دیده اید؛ با این که از انواع و اقسام لوازم لوکس زندگی برخوردارند، زندگی شان، به دلیل بی‌نظمی صفا و رونقی ندارد و دیدن آن ملال آور است؛ برعکس، خانواده‌های فقیری را نیز دیده اید که در عین فقر و ناداری، زندگی زیبا و مسرّت بخش دارند؛ زیرا، همان اسباب و لوازم مختصر را، مرتب، منظّم و تمیز نگه می‌دارند.
بنابراین، یکی از وظایف مهم در خانه، رعایت نظم و ترتیب است. خانم‌های خوش سلیقه و کدبانو، بهتر می‌دانند چگونه باید اسباب و لوازم خانه را مرتب سازند.
در پایان این قسمت، برای دانستی‌های بیش‌تر عروس و داماد، چکیده‌‌ی نظرسنجی صورت گرفته، میان صد نفر از دانشجویان یکی از دانشگاه‌های کشور را ضمن سؤال و جواب می‌آوریم:

۱- به نظر شما شاخص‌های یک زندگی موفّق چیست؟
برنامه‌ریزی درست، نظم در کارها، هماهنگی و همدلی خانواده، ایمان به خدا، رفاه و آسایش، همفکری و همزبانی، صداقت در زندگی.

۲- عوامل خوشبختی در زندگی را چگونه معرفی می‌کنید؟
داشتن تفاهم اخلاقی؛ قناعت کردن در زندگی؛ از خودگذشتگی و رفاه و آسایش.

۳- مهم‌ترین مسائل کسانی که تازه ازدواج کرده اند، چیست؟
شغل، مسکن، تأمین مخارج زندگی، کم تجربگی، استقلال از پدر و مادر، جلب رضایت طرف مقابل، مخارج عقد و ازدواج، اختلاف فرهنگی، حساسیت فوق العاده به رفتار یکدیگر.

۴- مهم‌ترین عوامل گرمی کانون خانواده را چه می‌دانید؟
محبّت والدین به فرزندان، تفاهم اخلاقی والدین، گذشت و درک متقابل.

۵- نقش زن و شوهر، در ایجاد عشق الاهی و تدام آن چیست؟
هم عقیده بودن زن و شوهر؛ یعنی، از لحاظ باورهای دینی به گونه‌ای باشند که آنان را از نظر معنوی اشباع کند و به دنبال آن، عشق الاهی را در وجودشان شعله ور سازد.

۶- بهترین توصیه‌‌ی شما، برای نوعروسان و تازه دامادها چیست؟
توکّل به خدا، مدارا و قناعت، صبر و استقامت، دوری کردن از تصمیمات عجولانه، حفظ حرمت ها، اهمیت به خواسته‌های یکدیگر، احترام متقابل، یکرنگی، تفاهم، صداقت، پنهان نکردن مسائل زندگی از یکدیگر، بزرگ نکردن مشکلات زندگی، فراموش نکردن خداوند، از بهترین توصیه هاست. دیگر این که زندگی را به خاطر خودشان دوست داشته باشند؛ سعی کنند، پایه‌‌ی زندگی را به پایه‌‌ی عشق قرار دهند، آینه‌‌ی همدیگر باشند؛ به جای رؤیاپردازی و وعده وعیده هایی که هیچ گاه عملی نمی‌شود، با واقعیات زندگی کنند؛ به پدر و مادر یکدیگر احترام بگذارند؛ قبل از هر تصمیمی، خوب و عاقلانه، به تمام جوانب زندگی فکر کنند؛ احساساتی و کورکورانه تصمیم نگیرند و به هم وفادار باشند؛ از عیوب یکدیگر چشم پوشی کنند؛ سعی کنند، روی پای خود بایستند و به دیگران تکیه نکنند.

۷- مهم‌ترین عوامل آسیب‌زا در زندگی خانوادگی چیست؟
اختلاف میان زن و شوهر، دروغگویی، بی‌توجهی به نیازهای عاطفی یکدیگر، چشم و هم چشمی، مخفی کاری، کم توجّهی به امور یکدیگر، بداخلاقی و تندخویی، لجبازی، عیب جویی، دخالت پدر و مادر طرفین، سوءظن، اعتیاد، عدم احساس مسؤولیت، انتظارهای بی‌جا، دوری از معنویت.

عُصاره‌‌ی سخن و احادیث زیبا درباره خوش خلقی
اکنون که با راه‌های جلب محبّت در زندگی خانوادگی آشنا شدیم شاخ و برگ‌های سخن را جمع می‌کنیم و به جهت اهمیت این بحث به روی مغز کلام و عصاره‌‌ی سخن انگشت تأکید می‌گذاریم.
از مهم‌ترین شرایط رضایت زن و شوهر در زندگی، خوش اخلاقی و رعایت اخلاق حسنه به یکدیگر است. خوش اخلاقی، در همه جا و از هر کس پسندیده است؛ ولی، از زن و شوهر، در محیط خانه پسندیده‌تر است.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«اَحسِن خُلقَکَ مَعَ اَهلِکَ وجیرانِکَ و مَن تُعاشِرُ و تُصاحِبُ مِنَ الناسِ»(۲۸)
اخلاقت را با اهل و عیال و همسایگان و دوستان و همنشینان نیکو گردان.
علی(علیه السلام) فرمود:
«بحُسنِ الخُلقِ یطیبُ العَیشُ»(۲۹)
با خوش خلقی، زندگی، خوش و نیکو می‌گردد.
علی(علیه السلام) فرمود:
«حُسنُ الخُلقِ یُورِثُ المَحَبَّهَ»(۳۰)
خوش اخلاقی، موجب محبّت می‌شود.
از سوی دیگر، زن و شوهر موظفند، در برابر بدخلقی دیگری، خویشتن‌دار باشند. صبر پیشه کنند و پاسخ بدخلقی همسر را با بدخلقی ندهند. چنین واکنشی، سبب فروکش کردن خشم طرف مقابل و تنبه و سازندگی او می‌گردد و پاداش معنوی را نیز در پی دارد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:
«مَن صَبَرَ عَلی خُلقِ امرَأَهٍ سَیّئهِ الخُلقِ وَ احتَسَبَ فی ذلِکَ الاَجر اَعطاهُ اللهُ ثَوابَ الشّاکِرین»(۳۱)
کسی که بر رفتار زن بداخلاق خود صبر کند و در این کار امید پاداش داشته باشد، خداوند، ثواب شاکران را به او عطا می‌فرماید.
علی(علیه السلام) فرمود:
«داروُهُنَّ عَلی کُلِّ حالٍ وَ اَحسِنُوا لَهُنَّ المَقالَ لَعَلَّهُنَّ یُحسِنَّ المَقالَ»(۳۲)
همواره، با زنان مدارا کنید و با آنان، به نیکی سخن گویید تا آنان نیز سخن نیکو بگویند.
و این واقعیت را ملک الشعرای بهار چه زیبا به نظم کشیده، آن جا که می‌گوید:
مکرّر امتحان کردم که بهر زندگی کردن
به است از تندی و آشفتگی، نرم و آرامی
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
بدان که سفیر وحی الاهی، آنگاه که از فلسفه‌‌ی نبوت خویش، سخن می‌گوید، اخلاق را با ارزش‌ترین مطلب عنوان می‌کند؛ همو که دریای پرتلاطمِ اخلاق و کرامت انسانی بود.
عشق به خداوند لایزال، از جبین درخشانش هویدا بود. تمام وسعت زندگی‌اش، بوی گل‌های داوودی داشت و عطر نَفَس خداوندی اش، به هست و کل آفرینش پای آن، جان می‌خبشید و تَنَفّس هدایت می‌نمود.
همو که از سرزمین حجاز برخاست و جهان را از مهر و عطوفت جاودانه‌‌ی خود، مدهوش ساخت؛ مقام زن را از حَضیض تا اوج آسمان‌ها برد و به مردان رسم وفاداری و سازگاری آموخت. اکنون که دو زوج خوشبخت، به هم رسیده اید، در سایه‌سار فرامین آن پیامبر راستین، شیوه‌‌ی تکلم مهرآمیزش را با بندگان حضرت حق، به ویژه، شریک دلباخته‌‌ی خود، به کار بندید و گفتمان انسان دوستانه‌‌ی او را با زنان و کودکان، تمرین کنید!
از او، رازداری و روشن ضمیری را بیاموزید. کوچه باغ زندگانی خود را از طروات بارانِ مهر و وفا پر کنید و هرگز راضی نشوید، این گلستان زیبا را عیب تراشی و عیبجویی‌های بی‌مورد و غیرمنطقی، خزان نماید که او شما را بر عاج‌ها، ابرها و بلورهای راستین محمدی سوار کرده است و حیات شما را با اکسیر عشق، از شعر و شور، شعور و احساسِ بی‌پایان پر کرده است. زنده است پیامبر عشق، زنده است، سفیر هدایت…

پی‌نوشت‌ها

۱- روم: ۲۱
۲- راه زندگی، ص۱۹
۳- پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «با مؤمنان، با چهره‌‌ی گشاده و روی باز دیدار کن که روی خوش و چهره‌‌ی باز، موجب جذب دل‌ها و افزونی محبّت هاست».
«اَلقِ اَخاکَ بِوَجهٍ مُنبَسِطٍ؛ با برادرت با چهره‌‌ی باز برخورد نما!».
وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۶۰؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۴۷-
۴- راه زندگی، ص۲۰
۵- وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲
۶- راه زندگی، ص۲۰
۷- وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲
۸- غررالحکم، ج۲، ص۲۶۶
۹- راه زندگی، ص۲۱
۱۰- میزان الحکمه، ج۱، ح۵۰۱۲، ص۷۹۹
۱۱- همان، ح۵۰۲۴ و ۵۰۲۵، ص۸۰۰
۱۲- اصول کافی، ج۲، ح۴، ص۱۰۵
۱۳- راه زندگی، ص۲۳
۱۴- التفسیرالمعین، ص۴۰۶
۱۵- «شَرُّ النّاسِ مَن لا یَقبَلُ العُذرَ وَلا یُقیلُ الذَّنبَ»، غررالحکم، ج۴، ص۱۶۵
۱۶- نهج البلاغه، حکمت ۳۲۹
۱۷- وسائل الشیعه، ج۱۴، ح۱، ص۱۲۱
۱۸- میزان الحکمه، ج۳، ح۱۳۱۷۶، ص۲۰۱۲
۱۹- بحارالأنوار، ج۱۰۳، ص۲۴۷
۲۰- همان، ج۴۳، ح۴۷، صص ۵۰ و ۵۱
۲۱- وسائل الشیعه، ج۱۵، ح۱، ص۲۲۷
۲۲- همان، ج۸، ح۱، ص۳۳۷
۲۳- میزان الحکمه، ج۴، ح۲۱۷۴، ص۳۴۵۰
۲۴- اصول کافی، ج۲، ح۳، صص ۹۹ و ۱۰۰
۲۵- آیین همسرداری، ص۲۰۲
۲۶- آیین همسرداری، ص۲۰۵
۲۷- همان، ص۲۴۳
۲۸- بحارالأنوار، ج۷۴، ح۶، ص۶۷
۲۹- غررالحکم، (۷ج)، ج۳، ص۲۱۸
۳۰- همان، ج۳، ح۳۹۴
۳۱- وسائل الشیعه، ج۱۴، ح۵، ص۱۲۴
۳۲- بحارالأنوار، ج۱۰۰، ح۱، ص۲۲۳
منبع: اکبری، محمود؛ (۱۳۳۴)، صمیمانه با عروس و داماد؛ قم: نورالزهراء، چاپ بیست و سوم،(۱۳۸۹)