ورزش

نوشته‌ها

سیزده روش برای نشاط و سلامت خانواده

اگر احساس می‌کنید خانواده‌تان به اندازه کافی شاد نیست و رابطه عاطفی در خانواده‌تان کمرنگ شده است به شما پیشنهاد می‌کنیم با ما همراه باشید تا شیوه‌های شاد زیستن در کنار خانواده را بیاموزید. چند اصل وجود دارد که برای داشتن یک زندگی شاد در کنار اعضای خانواده را تضمین می‌کند. شیوه شاد زیستن در خانواده عبارتست از:

۱- زمان‌های بیشتری را برای بودن با یکدیگر بگذرانید. نه به این معنا که بیشتر در خانه باشید و اوقاتتان را پای تلویزیون و اینترنت تلف کنید! بلکه منظور، صحبت کردن، بازی کردن، نوازش کردن و برگزاری جلسات خانوادگی در جهت برنامه ریزی جمعی برای آینده است. این نوع تماس، به فرزندان احساس امنیت در محیط خانه و خانواده می‌دهد و برای والدین سرشار از حس‌های مثبت و شادی آور خواهد بود.

۲– با هم آواز بخوانید. آواز خواندن افراد خانواده در کنار یکدیگر به مثابه یک سرمایه‌گذاری پُر سود در بورس است. می‌توانید کلمات خود را بسازید و در کلمات ترانه‌هایی که با هم می‌خوانید، جایگزین کنید. همچنین با کمک یک موسیقی آرامبخش، می‌توانید در امور خانه بازدهی جمع را افزایش دهید.

۳- به دکوراسیون خانه توجه کنید. اتاق‌ها را طوری دکور و رنگ آمیزی کنید که حس شادی و انرژی را در افراد خانه ایجاد کنند. طراحی و رنگ‌ها باید طوری باشند که تنش و اضطراب ایجاد نکنند. در چنین فضایی انجام اموری مانند بازی، جلسات خانوادگی یا حتی آشپزی لذتبخش خواهد بود.خانواده

۴- ورزش جمعی را فراموش نکنید. با فرزندان خود به دوچرخه سواری بروید. اوقاتی را برای پیاده‌روی و نرمش در نزدیکترین پارک بگذرانید.

۵- عادات سالم ایجاد کنید. سعی کنید عاداتی مانند اضافه کردن نمک و شکر اضافی به غذاها را با مصرف غذاهای سالم و پر از میوه و سبزیجات، جایگزین کنید.

۶- همه را در آشپزی مشارکت دهید. یکی از راه‌هایی که می‌توانید بچه‌ها را به مصرف غذاهای سالم عادت دهید، شریک کردن آنها در تهیه غذاست. با همکاری اعضای خانواده در آماده کردن غذا، آنها را برای فعالیت مثبت و کار تیمی تشویق می‌کنید.

۷- برای رفتارهای خوب پاداش در نظر بگیرید. پاداش دادن به بچه‌ها می‌تواند انجام رفتارهای خوب را در آنها تقویت کند. گردش‌های خارج از شهر، بازدید از باغ وحش، رفتن به سینما و موارد مشابه، پاداش‌هایی خوب به حساب می‌آیند.

۸- مطالعه کتاب و شنیدن کتاب‌های صوتی را در امور هفتگی جای دهید. خواندن کتاب با صدای بلند برای بچه‌ها اثرگذار است. همچنین ترغیب آنها به نوشتن خاطرات روزانه یا داستان‌های کوتاه نیز توصیه می‌شود.

۹- با بچه‌ها پیوند یک به یک داشته باشید. والدینی که بیش از یک فرزند دارند توجه کنند که باید برای همه بچه‌ها یک زمان مساوی در روز اختصاص دهند. حتی اگر مشغله دارید، حداقل روزی ۱۰ دقیقه را با بچه‌ها بگذرانید.

۱۰- بعضی موارد مثبت روزانه را به اعمال روتین تبدیل کنید. با روی روال افتادن بعضی امور، بچه‌ها به صورت خودکار اعمالی که باید انجام دهند را می‌دانند. این مساله از بروز سوء رفتارها پیشگیری می‌کند. برای مثال سعی کنید برای بچه‌ها جا بیاندازید که زمان خواب، باید دندان‌ها را مسواک کرده و در صورت لزوم پس از شنیدن داستانی که هر شب در رختخواب برایشان می‌خوانید، به خواب روند؛ یا اموری که صبح‌ها باید انجام دهند را برایشان روتین کنید تا صبح‌ها سر وقت بیدار شوند و کارها با سرعت بیشتر و سر و صدای کمتری انجام شوند.

۱۱- قدردانی از یکدیگر را فراموش نکنید. راه‌های مختلف را برای نشان دادن ارزش و احترامی که برای یکدیگر قائلید، امتحان کنید. شادی و رفتارهای مثبت و متقابل فرزندان و والدین در این مساله بسیار موثرند.

۱۲- ابراز تاسف و ناراحتی کافی نیست. وقتی دو نفر از اعضای خانه (برای مثال خواهر و برادر) به یکدیگر یا وسایلشان صدمه می‌زنند، باید بدانند که عذرخواهی پایان قضیه نیست. برای مثال بچه‌ها باید بدانند اگر به اسباب‌بازی خواهر یا برادرشان آسیبی وارد کردند، باید به نحوی این خسارت را جبران کنند. مثلاً باید توجیه شوند که در این صورت باید اسباب بازیشان را در اختیار برادر یا خواهرشان بگذارند.

۱۳- رابطه زن و شوهری عمیق خود را به بچه‌ها نشان دهید. به آنها بفهمانید که ازدواجتان مهمترین و بهترین اتفاق زندگی بوده است. عشق و علاقه شما به همسرتان علاوه بر ایجاد خاطرات مثبت در ذهن بچه‌ها، یک الگو و مدل عالی برای زندگی آینده آنها است.

داشتن زندگی سراسر شاد و سالم، نیازمند بودن در کنار خانواده‌ای شاد است. پس حتما زمانی برای ایجاد این فضا در خانواده را به انجام روشهای یاد شده قرار دهید تا از زندگی خود، لذت ببرید.

منبع: نمناک؛ برگرفته از birtak.com

اهداف مطرود و منفى در ورزش

گرچه ورزش، یکى از تفریحات سالم و مورد نیاز جسم و جان انسان به شمار مى‌آید ولى گاهى اهدافى منفى، ورزش را از حالت طبیعى آن خارج کرده و به صورت یک وسیله، براى اغراض شوم استعمارگران در مى‌آورد.

تا آنجا که ورزش سالم و در مسیر سالم‌سازى فرد و اجتماع باشد، جاى هیچ بحثى ندارد. امّا اگر ورزش به صورت وسیله و ملعبه‌اى براى تخدیر افکار جوانان درآید. این ورزش، مطرود است و اثرات آن نیز منفى و مخرّب مى‌باشد.

از نظر اسلام، بازى و سرگرمى چنانچه عنوان لهو پیدا کند، حرام خواهد بود. لهو در لغت، به معنى چیزى است که انسان را سرگرم نموده، فکرش را منحرف کند و او را از یاد خدا و ارزش‌ها و وظائف خود و اجتماعى غافل نماید.[۱]

وقتى انسان مى‌خواهد به جمعى نزدیک شود، باید ببیند آیا این گروه مى‌توانند او را در مسیر تعالى و رشد یارى دهند. اگر ورزش به انسان رشد و تعالى روحى و جسمى، معنوى ندهد، هر برترى که براى انسان داشته باشد، براى او خطرناک به شمار مى‌رود.

متأسفانه دشمنان نسل جوان، تحت عنوان ورزش، اهداف و مقاصد منحرف خود را ترویج مى‌نمایند. گرچه آثار مفید ورزش را نمى‌توان نادیده گرفت، ولى حیله‌هاى دشمن را نیز باید شناخت و اهداف مطرود و مذموم در ورزش را شناسایی کرد.

۱- شهرت‌طلبى

یکى از اهداف منفى در ورزش، شهرت‌‌طلبى است. افرادى تنها براى این که قهرمان شوند، ورزش مى‌کنند و این قبیل افراد، دچار عوارضى روحى، عصبى، جسمى نیز مى‌شوند. ورزش در حد قهرمان شدن، مطلوب نیست و چنان که در مباحث مربوط اشاره مى‌شود، اگر فردى در خردسالى در رشته‌اى قهرمان شود، در بزرگسالى این شانس را نخواهد داشت و از نظر بدنى دچار آسیب مى‌شود.

قهرمان شدن در مقاطع سنى مختلف، فرد را دچار عوارض جسمى مى‌کند. بیماری‌هایى چون فشار خون، تنگى نفس، عوارض قلبى، شکستگی‌هاى اعضاء بدن، افت رشد، بر هم خوردن توازن بدن، در اثر ورزش‌هاى قهرمانى به وجود مى‌آید.

این مطلب را پزشکان هشدار داده‌اند: ورزشکارانى که با ورزش‌هاى سنگین قهرمانى و باستانى سر و کار دارند، زودتر به بیماری‌هاى عروقى عضله قلب دچار مى‌گردند.[۲]

یکى از اهداف استعمارگران در ورزش نیز این است که با شخصیت‌سازى و قهرمان‌پرورى در دنیا افکار مردم را از پرداختن به مسائل فرهنگى، اخلاقى باز دارند.

۲- اهداف سیاسى، استعمارى

یکى از اهداف منفى و مطرود در ورزش این است که ورزشکاران طبق نظر و هدف استعمارگران به ورزش بپردازند.

ورزشکار قبل از هر چیز باید آزادمرد باشد، گرچه از دین و مذهب خاصى نیز پیروى نکند؛ چنان که امام حسین(علیه السلام) فرمود: اگر دین ندارید، در دنیاى خود آزادمرد باشید.[۳]

و در سراسر دنیا مشاهده مى‌شود که ورزش به عنوان وسیله‌اى در دست قدرت‌هاى استعمارگر قرار گرفته است. این قدرت‌هاى استکبارى با مطرح کردن مسابقات ورزشى، شخصیت‌سازى، خرید و فروش ورزشکاران، افکار مردم به ویژه جهان سوم را به خود مشغول مى‌سازند تا آنان را از مسائل جدى زندگى منحرف نمایند.

چنین ورزشى نه تنها سودمند نیست، بلکه عوارض مخربى بر جوامع دنیا بر جاى مى‌گذارد. بدون تردید اسلام با استعمار و استثمار مخالف است و دوست ندارد افراد، شخصیت خود را خرد کرده و تن به استثمار بدهند. على(علیه السلام) در وصیت خود خطاب به امام حسن(علیه السلام) مى‌فرماید: بنده دیگرى مباش، که خدا ترا آزاد گردانیده است.[۴]

متأسفانه آنچه که امروزه در غرب به عنوان ورزش مطرح است، ورزشى بدون ارزش است. زیرا از تربیت بدنى در غرب، تنها اسمى مانده و فقط براى ورزشى ارزش قائل است که براى رسیدن به قهرمانى و کسب شهرت و شخصیت و رسیدن به مقاصد استعمارى آنها مطرح است. ورزش در غرب در خدمت سلامت، بهسازى نسل، تربیت انسان کامل و… نیست. ورزش فقط براى وقت‌کشى و شهرت‌طلبى و مقاصد سیاسى مطرح است.

در این ورزش‌ها، ورزشکار و تماشاچى هر دو مورد بهره‌بردارى سیاسى قرار گرفته و به اشکال مختلف استعمار مى‌شوند و هدف برپایی چنین ورزش‌هایی، به دست آوردن پولى بى‌حساب به نفع استعمارگران و دور کردن مردم از مسائل سیاسى واقعى و سرگرم کردن آنها به مسائل ورزشى است که این غفلت و بى‌خبرى، از نظر علماء و عقلاء‌ مطرود است.

۳- اهداف مادى

یکى از اهداف مطرود و منفى در ورزش، اهداف مادى در ورزش است. برخى از ورزشکاران براى گذران امور زندگى و درآمد، به ورزش‌هاى حرفه‌اى مى‌پردازند. امّا باید دانست که ورزش براى چنین هدفى نیست و مسائل مادى باید در کنار و حاشیه ورزش مطرح باشد نه این که محرک انسان براى ورزش، اهداف مادى باشد.

در دنیا نیز کمپانی‌هاى تجارى بزرگ در عرصه ورزش حرفه‌اى و بین‌المللى نفوذ دارند و در پوشش(اسپانسور[۵]) یا ضامن مالى، در مقابل تأمین خواسته‌هایشان و تبلیغ نام شرکت‌هایشان، ورزشکاران و باشگاه‌هاى ورزشى را از لحاظ مالى تأمین مى‌کنند.

فروش بلیط مسابقات، یکى از منابع مالى است، امّا در مقایسه با آنچه اسپانسورها مى‌پردازند، چندان به حساب نمى‌آید.

بیش از ۳۴۰۰ کمپانى آمریکایى در طول سال ۱۹۸۷ مبلغ ۴۸۵ میلیون دلار به برگزارى مسابقات مختلف اختصاص دادند و همچنین ۵۰۰ میلیون دلار به ورزشکاران حرفه‌اى پرداختند تا کالا و نام آنها را در مطبوعات رادیو و تلویزیون، تابلوها، پوسترها و… تبلیغ کنند.

اکنون ثابت شده است که رویدادهاى بسیار پرهزینه ورزشى چون بازی‌هاى المپیک جام جهانى فوتبال را نمى‌توان بدون کمک مالى کمپانی‌هاى فراملى برگزار کرد. تبلیغاتى که ورزشکاران براى این شرکت‌ها مى‌کنند، یک تضمین متقابل براى آنهاست. تقریباً هیچ قهرمان سرشناسى نیست که در شبکه اختاپوسى اسپانسورها گیر نیفتاده باشد.[۶]

خرید و فروش افکار ورزشکاران، تبلیغات حرفه‌اى، جوائز کلان، شرط‌بندی‌ها و… از عوارض منفى، اهداف مادى در ورزش است که این اهداف به سلامت فکر و اندیشه ورزشکاران خدشه وارد ساخته و از آنان به عنوان کالا و وسیله و ملعبه استعمارگران استفاده مى‌شود.

۴- زورگویی و قدرت‌طلبى

یکى از اهداف مطرود در ورزش، قوى شدن براى زورگویی و قلدرى نسبت به دیگران و قدرت‌طلبى است. برخى افراد ورزش مى‌کنند تا قوى شوند و به زورگویی بپردازند و به آنچه حق آنها نیست برسند. این طرز فکر، بسیار مطرود و منفى است و قوى شدن براى زورگویی، از افکار زشت و ناپسند است. نمونه‌هاى بسیار زیادى از قهرمانان ورزش‌هایی چون بوکس، کاراته، جودو و… وجود دارند که این قهرمانان به جاى به کار بردن پرورش روح و تقویت جسم، براى سازندگى، از قدرت خود براى کتک‌کارى، تضییع حقوق دیگران، زورگویی به افراد زیردست استفاده مى‌نمایند.

انسان قوى و توانا نباید از قدرت و توانایی خویش براى زورگویی، ستم و فشار آوردن بر ضعیفان استفاده کند، قدرتى که براى تسلّط به افراد ضعیف مورد استفاده قرار گیرد، از نظر على(علیه السلام) ناپسند و مذموم است. آن حضرت مى‌فرمایند: سلطه‌جویی بر ضعیف و برده، از پستیِ قدرت است.[۷]

بلکه چنین خوب است: شکرانه بازوى توانا، بگرفتن دست ناتوان است

۵- ابتذال در ورزش

یکى از دستاوردهاى استعمار در ورزش، ابتذال است. ورزش چنان که بیان شد، باید در خدمت سلامت تن و جسم و سلامت روح انسان باشد. اگر ورزش انسان را از ابعاد اخلاقى، اجتماعى و دینى او دور کند، چنین ورزشى مطرود است.

متأسفانه برهنگى در ورزش دنیا، موجب فساد اخلاقى، اجتماعى جوانان مى‌شود. اختلاط زن و مرد و برهنگى به بهانه ورزش در جوامع غربى بسیار مشهود است. در این گونه موارد، ورزش نه تنها موجب سلامت جسم و جان نیست، بلکه عوارض اجتماعى فراوانى نیز در پى دارد.

۶- خشونت

یکى از دستاوردهاى مطرود برخى ورزش‌ها، روحیه خشونت و آسیب‌رساندن به دیگران است. برخى ورزش‌ها موجب مى‌شوند که روحیه انسانى افراد، به روحیه حیوانى و درنده‌خویی تبدیل شود و افراد را براى آسیب‌رساندن به دیگران، تشویق مى‌نماید. بوکس، جودو، کاراته، تکواندو و… از این نوع ورزشهاست. که عوارض بسیار ناگوارى از جهت ضربه به سلامتى افراد به وجود آوردن روحیه خشونت در افراد دارد.

خشونت در محیط‌هاى ورزشى نیز امرى ناپسند است. ورزشکار باید از جهت اخلاق، نمونه باشد، درگیرى و زد و خورد و خشونتى که در بازی‌هاى اغلب کشورهاى غربى به چشم مى‌خورد، حاکى از این است که ورزش در آنجا به عنوان پرورش و تربیت مطرح نیست، بلکه در خدمت مقاصد استعمارى قدرت‌هاى بزرگ مى‌باشد.

۷- قهرمان‌پرورى

یکى از اهداف مطرود ورزش، قهرمان‌‍پرورى است ورزش باید در خدمت سلامت تن و روان باشد و تربیت بدنى در ورزش مهمتر از قهرمان پرورى است.(غرب امروز از تربیت بدنى براى رسیدن به قهرمانى بهره مى‌گیرد که خود آفتى بزرگتر است پرورش روحیه قهرمانى که مترادف با حرفه‌اى شدن ورزش و حرفه‌اى‌گرى است که مخالف و ضد انسان و هویت انسانى است.)[۸]

پى‌نوشت‌ها

[۱] . منجد الطلاب، ص ۵۱۴؛

[۲] . مجله نظام پزشکى، شماره ۳، ص ۲۰۲؛

[۳] . ان لم تکن دینکم فتکونوا احراراً فى دنیاکم. «نفس المهموم»؛

[۴] . نهج البلاغه، نامه ۳۱، بخش ۴۶، ص ۹۲۹؛

[۵] . Sponsor.

[۶] . مجله رشد جوان، سال ۷، آذرماه؛

[۷] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۵۸؛

[۸] . تربیت بدنى از دیدگاه اندیشمندان غرب، ص ۲۸۴

منبع: سایت اندیشه قم

عوامل درونی و عوامل بیرونی رشد معنوی

عوامل مؤثر در تحول شخصیت

 عوامل بیرونی و درونی مختلفی مثل وراثت، محیط (درون رحمی، طبیعی و جغرافیایی، خانواده) و اراده و… در تحول شخصیت مؤثراند اما آنچه مهم است این است که مهم ترین عامل، اختیار و اراده آزاد انسان است. اهمیت عامل اختیار تا بدان حد است که به عقیده صحیح، شخصیت عبارت است از تألیفی از خلق و خوها، معتقدات،‌عادات و ملکاتی که بر اثر افعال اختیاری آدمی حاصل می شود(۱) اگر اراده و اختیار نبود مسئولیت، ستایش، تحسین، نکوهش و تقبیح،پاداش و کیفر و اظهار تأسف و ندامت از گناه معنی نداشت و خلاصه این که همه نظام های ارزشی اعم از حقوقی، اخلاقی و دینی فرو می ریخت.(۲)

دو عامل اساسی در افعال اختیاری انسان

 آنچه در افعال اختیاری انسان تأثیر دارد دو عامل است یکی میل فطری و غریزی دیگری آگاهی و شناخت. اولی در حکم موتور محرک ماشین و منبع مولّد انرژی است و در نهاد هر انسانی وجود دارد (با شدت و ضعف). دومی در حکم چراغ آن ماشین است که راه های ارضاء خواسته های فطری و غریزی را نشان می دهد میل های فطری باید با شناخت ضمیمه شوند تا راههای ارضایشان معلوم گردد.(۳)

میل های فطری + شناخت = راه های ارضاء صحیح خواسته ها

در واقع افرادی که دارای اراده هستند فرمول بالا را به شکل عینی و کاربردی به کار گرفته اند. حال با توجه به مطالب فوق به برخی از راههای تقویت اراده اشاره می کنیم و برای جبران نقص های که ممکن است متوجه انسان شود راهکارهای عملی بیان می داریم:

  1. شناخت:

 شناخت نسبت به پیامدهای مفید یک کار و لذت های دنیوی و معنوی ای که از آن به ما می رسد. و توجه به ضررهای سستی و کاهلی اثر مثبتی در تحرک و پویایی ما دارد. چون انسان به طور فطری خواستار جلب منفعت و دفع ضرر (مادی و معنوی) است قرآن مجید و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ پیوسته انسان را به تأمل، تدبر، عبرت از زندگی پیشینیان، تبعیت از الگوهای صالح، مشورت با متخصصین متعهد، دوستی با افراد صالح تشویق می کنند و انسان را از دوستی با افراد پست و بد کار برحذر می دارد و به ا نسان توصیه می کنند که به خاطر لذت های آنی و زودگذر از خیرها و لذت های پایدار غفلت نورزند. توجه به این امور در کنار هم در انسان انگیزه و شوق به خیر و سعادت و موفقیت ایجاد می کنند.

  1. غربال اندیشه:

اندیشه باید از آرزوهای طولانی، خیال های پوچ، و فکر به گناهان آزاد باشد چون هر اندیشه تمایل دارد که به عمل تبدیل شود.(۴) اگر اندیشه های مزاحم با اندیشه های خالص مختلط شود اعمال متفاوت و بی هدفی در زندگی شکل می گیرد اما اگر هدف معین گردد و تفکر مثل ذره بین به هدف معین متمرکز گردد قطعاً زودتر به نتیجه خواهیم رسید. پس با کنترل ذهن خود مراقب باشیم که هر فکری به ذهن ما وارد نشود و در صورت ورود با بی توجهی و بی اعتنایی به آنها سعی کنیم جلوی پردازش آن افکار را بگیریم تا وارد ضمیر ناخود آگاه ما نگردد و برای ما دلمشغولی ایجاد نکند. ورزش، ذکر خدا، جهت دهی به اوقات فراغت، فرار از زمینه های گناه و مطالعه کتاب های مفید و یادگیری مهارت های عملی و علمی در هر کار می تواند ما را در این جهت کمک کند.

  1. بعداً دیر است همین حالا، آری همین حالا

طبق نظر روان شناسان یکی از کانال هایی که انسان از آن ضربه می خورد و به برنامه های موفقیتش صدمه می خورد گفتن کلمه بعداً، فردا و.. است. یعنی هر گاه تصمیم به انجام کاری کردید و عواقب و پی آمدهای آن را ملاحظه کردید وارد عمل شوید و نگذارید شعله انگیزه شما نسبت به آن کار فروکش کند.(۵)

  1. دوستی با افراد با اراده

 به طور مسلّم نشست و برخاست ها و همنشینی ها اثر متقابل دارد. باید با افرادی طرح دوستی بریزیم که مشوق ما در فعالیت های مثبت باشد، دیدن او ما را به یاد خدا اندازد، گفتارش به دانش و مهارت های (دینی و اخروی) ما بیفزاید و عملش در ما انگیزه عمل برای آخرت و تأمل به معاد ایجاد کند.

  1. تلقین های مثبت

اثرات مثبت تلقین های مثبت در روان شناسی به اثبات رسیده است. در تلقین کمک می شود که انسان شناخت بهتری نسبت به توانایی های خود پیدا کند و تمرکز بیشتری به آنها داشته باشد و به جنبه های مثبت توجه داشته باشد. برای این منظور می توانیم فهرستی از موفقیت های کوچک و بزرگ خود در ابعاد مختلف زندگی تهیه کنیم و با توجه به آنها به خود تلقین کنیم که می توانیم با توانمندی هایی که خداوند در ما به ودیعت گذاشته به قله های کمال برسیم. ما می توانیم از جملاتی مثل خواستن توانستن است، من سرشار از توانمندی هستم، خدا حافظ و یار من است، با استفاده از تجربه های دیگری طعم شیرین موفقیت را دو چندان کنیم و … کمک بگیریم. البته لازم است این فهرست را به طور مکرر مرور کنیم تا در ضمیر ناخودآگاه ما به شکل یک نظام باور درآید و آن نظام باور ما را در جهت موفقیت سوق دهد.

  1. تجزیه و تقسیم اهداف بزرگ تر به ا هداف کوچکتر

 وقتی هدفی زیاد از حد، دور از دسترس باشد و انسان ثمره آن را احساس نکند انگیزه اش کمتر می گردد. برای تقویت اراده خود سعی کنید اهداف خود را به شکل مرحله مرحله تقسیم بندی کنید. موفقیت در هر یک از این مراحل به شما کمک می کند که گام های بلندتر و راسخ تری در مراحل بعدی بردارید. البته می توانید در این راستا از خود تشویقی و خود تنبیهی کمک بگیرید. یعنی هر گاه کار مفید و مثبتی انجام دادید خودتان را تشویق کنید (تفریح بروید، به دوستان سری بزنید) و اگر در کاری سستی کردید خودتان را تنبیه کنید مثلاً مقداری پول صدقه دهید و یا … در این راستا حتماً از برنامه ریزی و اعتدال در آن غفلت نورزید (عبادت، تفریح مشروع، کسب حلال، معاشرت با دوستان و اقوام). نکته ای که نباید نسبت به آن فراموش کنید این است که در برنامه موفقیت خود باید اصل تدریج را سرلوحه کار خود قرار دهید و آهسته و پیوسته روید که گهی تند و گهی خسته رفتن باعث عدم ا ستمرار و پیوستگی و ملالت و توقف کار می گردد.

  1. توجه به زندگی حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ و پسر نوح ـ علیه السّلام ـ

حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ نمونه بارز فردی است که با تأمل، خود سازی و جدا کردن حساب خود از حساب محیط اجتماعی، زندگی و… و تقویت نیروهای درونی (اندیشه، تفکر، اراده، وجدان و فطرت) به رشد و تعالی رسید(۶) از سویی دیگر می بینیم که پسر حضرت نوح ـ علیه السّلام ـ در منزل پیامبر خدا بزرگ می شود و با خواست منفی خود پشت به آفتاب هدایت می کند.(۷) این دو داستان به ما می فهماند که عاقبت امر و تصمیم گیری به دست خود ا نسان است و اوست که باید نسبت به انتخاب خود حساب پس دهد و نسبت به اعمال خود پاسخگو باشد. محیط تنها زمینه ساز است اما همه چیز در کل به خود فرد باز می گردد. البته خداوند به افرادی که مجاهده و تلاش بیشتری می کنند تا به موفقیت های مادی و معنوی برسند و موانع زیادی (دوست بد، تربیت ناصحیح والدین و…) را از میان بردارند اجر بیشتری می‌دهد.

  1. ورزش

 ورزش یکی از روش هایی است که انسان به وسیله آن می تواند با نیروهای مثبت و توانمندی های خود بیشتر آشنا شود.

ورزش بود مرد را راستی ز سستی کژی آید و کاستی

ورزش روحیه انسان را بالا می برد و زمینه های ناامیدی، یأس و سستی و کاهلی را در انسان خاموش می کند.

پی نوشتها

  1. تقی مصباح یزدی، محمد تقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۹، ص ۱۹۰٫
  2. همان، ص ۱۸۷، با کمی تغییر.
  3. همان، ص ۱۹۴ – ۱۹۳ (اقتباس).
  4. ژاگو، پل، قدرت اراده، ترجمه ایرج مهربان، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۸، ص ۱۴، با کمی اضافه.
  5. برای مطالعه بیشتر به کتاب اهمال کاری بررسی علل و راهکارهای درمان، نوشته دکتر مرتضی آقا تهرانی، چاپ مؤسسه آموزشی و پژوهشی قم رجوع فرمائید.
  6. قصص.
  7. هود: ۴۶٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

کارکردن ورزش است

 کار و اشتغال، یکى از ضروریات جامعه بوده و از جهات مختلف، فواید متعددى بر آن مرتب است. یکى از ابعاد پرثمر کار، بهره‌مندى اقتصادى و نجات از فقر و فلاکت است. بعد دیگر آن، به ویژه در کارهاى بدنى، فواید جسمانى آن است؛ و بُعد دیگر، ثمرات اجتماعى آن.

از طرفى بیکارى نیز براى فرد و جامعه، مضرات متعددى در بر دارد. بیکارى و فراغت کامل، مایه خستگى، کم‌شدن نشاط، تنبلى و فرسودگى، و بسیارى از مواقع، مایه فساد و تباهى و انواع گناهان است. نکته مهم، این که آمارها نشان مى‌دهد که به هنگام تعطیلات مؤسسات آموزشى، میزان فساد گاهى تا هفت برابر بالا مى‌رود![۱]

به همین جهت،‌ در احادیث اهل بیت نبوت(علیهم السلام) به شدت از بیکارى نهى و به کار کردن و اشتغال، ترغیب و تشویق شده است. توجه شما را به نمونه‌هایى در این خصوص جلب مى‌کنم:

امام موسى بن جعفر(علیه السلام) فرمود:

«اِنَّ اللهَ تعالى لَیَبْغُضُ الْعَبْدَ النَّوامَ، اِنَّ اللهَ لَیَبْغُضُ‌ الْفارغَ[۲]؛

همانا خداوند بنده پرخواب را مبغوض مى‌شمرد، همانا خداوند انسان بیکار را دشمن مى‌دارد.»

امام على(علیه السلام) فرمود:

«اِنَّ الاَشیاءَ لَمَّ ازْوَجَتْ‌، اِزْدَوَجَتْ الْکَسَلُ و الْعَجْزُ، فَنَتِجا بَیْنَهُما الْفَقْرَ[۳]؛

هنگامى که موجودات در آغاز با هم ازدواج کردند، ‌تنبلى و ناتوانى با هم پیمان زوجیت بستند و فرزندى از آنها به نام «فقر» متولد شد.»

ما در این‌جا در صدد بیان «فواید جسمانى کار بدنى» هستیم مى‌دانیم که بین کار بدنى و ورزش رابطه نزدیک و تنگاتنگى وجود دارد و شاید بتوان همه کارهاى بدنى را به نحوى ورزش دانست. در کتاب ارزشمند وسائل‌الشیعه، که از کتب حدیثى مرجع محسوب مى‌شود، یک باب در مورد «استحباب کار کردن به دست خویش» (نه به کارگیرى کارگران دیگر و استخدام آن‌ها) وجود دارد، تحت عنوان «بابُ اسْتِحْبابِ الْعَمَلِ بِالْیَدِِ»[۴]

در این باب، نمونه‌هایى چند از ائمه معصومین(علیهم السلام) آورده شده که خود آن حضرات ـ با وجود بى‌نیازى از کار ـ به کارهاى سخت و طاقت‌فرساى بدنى مى‌پرداخته و مى‌فرمودند: «دوست دارم در این راه، اذیت شده و عرق بریزم.»

اکنون به برخى از فواید کار بدنی[۵] ـ که در واقع فواید ورزش نیز هست ـ اشاره مى‌نمائیم:

۱ . توانایى‌هاى جسمانى انسان را از مرحله استعداد و قوّه، به مرحله فعلیّت رسانده و شکوفا مى‌سازد.

۲ . بدن انسان را در برابر بیمارى‌ها و دشوارى‌ها مقاوم مى‌نماید.

۳ . استعدادهاى فکرى و نظرى او را به هنگام درگیرى با کارها وتلاش‌ براى حل مشکلات کارى، آشکار مى‌گرداند.

۴ . عضلات بدن را پیچیده و نیرومند مى‌کند.

۵ . انسان را از کسالت خارج کرده، به وى نشاط مى‌بخشد.

۶ . به قواى انسان کمال و ازدیاد مى‌بخشد، همان‌گونه که حضرت على(علیه السلام) فرمودند:

«مَنْ یَعْمَلْ یَزْدَدْ قوَّهً، مَنْ یُقَصِّرْ فِى الْعَمَلِ یَزْدَدْ فتْرَهً[۶]؛

هر کس کار کند، قوّتش بیشتر شده، و هرکس در کار کردن کوتاهى کند، ضعیف‌تر خواهد شد.»

۷ . موجب حفظ سلامتى، توازن و تناسب اعضاى بدن انسان است.

و به طور خلاصه مى‌توان گفت: همان‌گونه که انسان به غذا احتیاج دارد، همین‌طور به کار، فعالیت، تحرک و ورزش نیز نیازمند است کار و تحرک براى بدن انسان، به منزله آب است براى گیاهان، که لازمه رشد، سلامتى، شادابى و طراوت آن است.

حال که به اهمیت و فواید کار، فعالیت و تحرک بدنى آشنا شدیم، مى‌توانیم دریابیم که، ورزش نباید به گونه‌اى باشد که انسان را از هرگونه کار، تلاش، فعالیت و تحرک بازداشته و منع نماید. در واقع، پرداختن به چنین ورزش‌هایى نقض غرض است، و نبودن ورزش‌هایى که انسان را به بى‌تحرکى و تنبلى عادت مى‌‌دهند، از بودنشان بهتر است، و باید نامشان از لیست اسامى ورزش‌ها حذف شود.

پى‌نوشت‌ها

[۱] .ناصر مکارم شیرازى و دیگران،‌ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۳۰٫

[۲] . وسائل‌الشیعه، ج ۱۲، ص ۳۷٫

[۳] . همان، ص۳۸٫

[۴] . همان، ج ۱۲، ص ۲۲ ـ ۲۴٫

[۵] . الحیاه، ج ۵، ص ۳۰۴٫

[۶] . عبدالواحدى الآمدى التمیمى، غرر الحکم، ص ۲۶۹٫

منبع: سایت اندیشه قم

تفریح سالم‏

انسان همچنان که به غذا و نوشیدنى و خواب و استراحت و نظافت نیاز دارد، همین طور به تفریح و سرگرمى سالم نیز نیازمند است، و هیچ عاقلى نمى‌‏تواند این نیاز فطرى و طبیعى انسان را انکار نماید. حتى حیوانات نیز از این قانون کلى استثنا نیستند؛ ساعتى را در شبانه روز مشغول بازى و تفریح هستند؛ از پرندگان هوا گرفته تا درندگان صحرا، از خزندگان گرفته تا موجودات و ماهیان دریا، هم صحنه‌‏هاى زیبایى از تفریح و بازى را به نمایش مى‏‌گذارند، حتى درنده‌خوترین حیوانات مانند شیر و پلنگ و گرگ، ساعتى را با فرزندان خویش در کنار هم به بازى و شادى و تفریح سپرى مى‌‏کنند.

انسان قطعاً در این جهت باید پیشگام باشد چرا که انسان، یک موجود فولادى و یک جسم بى‌جان نیست که هر چه بخواهد کار کند، بلکه موجودى است داراى روح و روان، و روح نیز همچون تن و جسم خسته مى‌‏شود، همان گونه که جسم با استراحت و خواب انرژى مصرف شده را تأمین مى‌‏کند، روح و روان نیز با تفریح و سرگرمى سالم شارژ شده دوباره نیرو مى‏‌گیرد.

تجربه و گذشت زمان نیز نشان داده است که اگر انسان به کارهاى یکنواخت بدون وقفه ادامه دهد و از سرگرمى و تفریح محروم باشد، بازده و راندمان کار، بر اثر کمبود نشاط، تدریجاً افت کرده، پایین مى‏‌آید. و امّا بر عکس، پس از ساعاتى تفریح و سرگرمى، آنچنان نشاط کار و تلاش در او ایجاد مى‌‏شود که کمّیت و کیفیت کار، هر دو فزونى پیدا مى‏‌کند، به این جهت باید گفت ساعاتى که صرف تفریح و سرگرمى سالم مى‌‏شود، نه تنها هدر نمى‌‏رود بلکه با رفع خستگى از روح و روان، عامل تقویت و پیشرفت ساعات کارى و مطالعاتى انسان مى‌‏شود.(۱)

تفریح در قرآن‏

۱- قرآن کریم درخواست برادران را از پدر در مورد حضرت یوسف(علیه السلام) این چنین بیان مى‌‏کند: «ارسله معنا غداً یرتع و یلعب و انّا له لحافظون؛ او را فردا با ما (به خارج شهر) بفرست تا غذاى کافى بخورد،(۲) و بازى و تفریح کند و ما حافظ او هستیم.»(۳)

وقتى برادران یوسف(علیه السلام) مسئله تفریح و گردش در صحرا و خوردن از گیاهان را مطرح کردند. حضرت یعقوب(علیه السلام) اعتراض نکرد که این عمل، شایسته یک جوان موحّد و وابسته به خانواده نبوّت نیست(بلکه از جنبه امنیتى اظهار نگرانى نمود) از این بیان، به خوبى استفاده مى‌‏شود که به تفریح نظر مثبت داشته، بلکه امر مسلّمى بوده است در جامعه آن روز و امروز شهرنشینى، و فضاى بسته خانه‌‏هاى شهرها، این نیاز را دوچندان کرده است.

۲- در آیات متعددى از قرآن، خداوند دستور داده در زمین سیر کنید(۴) و در آن گردش کنید، از جمله فرمود: «و میان آنها و شهرهایى که برکت داده بودیم، آبادی‌هاى آشکارى قرار دادیم و سفر در میان آن‏ها را به طور متناسب(با فاصله نزدیک) مقرر داشتیم (و به آنان گفتیم:) شب‌ها و روزها در این آبادی‌ها با ایمنى کامل، سفر و گردش کنید.»(۵)

۳- آیاتى که دستور مى‌‏دهد در بین گیاهان گردش کنید و در کیفیت خلقت آنها دقت کنید، از جمله فرمود: «اَ وَ لَم یروکم انبتنا فیها من کلّ زوجٍ کریمٍ؛ آیا آنان به زمین نگاه کردند که چه قدر از انواع گیاهان پر ارزش در آن رویاندیم؟»(۶)

نیز فرمود: «ا و لم یروا انا نسوق الماء الى الارض الجرر فنخرج به زرعاً تأکل منه انعامهم و انفسهم افلایبصرون؛ آیا ندیدند که ما آب را به سوى زمین‏‌هاى خشک مى‌‏رانیم و به وسیله آن زراعت‌هایى مى‌‏رویانیم که هم چهارپایانشان از آن مى‌‏خورند و هم خودشان تغذیه مى‌‏کنند، آیا نمى‌‏بینند؟!»(۷)

و همین طور از انسانها خواسته شد که به دریا نظر کنند و از انواع جنبندگان عبرت بگیرند، از جمله مى‌‏فرماید: «در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتی‌هایى که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبى که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایى که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‌هایى است (از ذات پاک خدا و یگانگى او) براى مردمى که عقل دارند و مى‌‏اندیشند.»(۸)

منتهى قرآن در گردش‏‌ها و تفریح‏‌ها به دو نکته انسان را توجّه داده است:

۱- تفریح، فقط گردش بدون اندیشه و تفکر، و بدون عبرت‏‌گیرى و پندپذیرى نباشد، انسانهایى که در صحراها و کنار دریاها و… گردش مى‌‏کنند و یا مسافرت‌هایى در شهرها و آثار باستانى دارند، با تفکّر و اندیشه به آن محل‌هاى گردشى بنگرند، و از این راه به عظمت خالق و صانع آنها پى برند؛ و همین طور از سرانجام شاهان و ظالمان و کاخ‌هاى بجاى مانده از آنها درس عبرت بگیرند.

۲- تفریح، باعث آلوده شدن انسان به گناهان دیگر نشود، دشمنان تلاش دارند میادین ورزشى و تفریحى، محلّى براى آلوده کردن مردم، مخصوصاً جوان‏ها باشد، و تا حدودى به این امر موفق شده‌‏اند، شاهدش این است که بیشترین بى‌‏حرمتى‏‌ها را نسبت به مسائل دینى در پارک‌‏ها، کنار دریاها و بعضى میادین ورزشى و مسیر رفت و آمد این مکان‌‏ها مشاهده مى‌‏کنیم.

قرآن هشدار مى‌‏دهد که به بهانه ورزش و تفریح و گردش، شما را نبرند، چنان که برادران یوسف به بهانه تفریح او را بردند و به داخل چاه افکندند. یکى از مفسّران در این زمینه مى‌‏گوید: «همان گونه که برادران یوسف(علیه السلام) از علاقه انسان مخصوصاً نوجوان به گردش و تفریح، براى رسیدن به هدفشان سوء استفاده کردند، در دنیاى امروز نیز دست‌هاى مرموز دشمنان حق و عدالت، از مسأله ورزش و تفریح براى مسموم ساختن افکار نسل جوان سوء استفاده فراوان مى‌‏کنند؛ باید به هوش بود که ابرقدرت‌هاى گرگ‌صفت در پوشش ورزش و تفریح، نقشه‏‌هاى شوم خود را میان جوانان به نام ورزش و مسابقات منطقه‌‏اى یا جهانى پیاده نکنند.»(۹)

تفریح در روایات‏

در روایات نیز به امر تفریح سالم پرداخته شده و سفارش شده که ساعتى از زندگى را به لذّت‌هاى حلال و تفریحهاى سالم اختصاص دهد، على(علیه السلام) فرمود:

«للمؤمن ثلاث ساعاتٍ، فساعه یناجى فیها ربّه و ساعهٌ یرمّ معاشه و ساعهٌ یخلّى بین نفسه و بین لذّتها فیما یحلّ و یجمل و لیس للعاقل ان یکون شاخصاً الّا فى ثلاثٍ مرمّهٍ لمعاشٍ، او خطوهٍ فى معادٍ او لذّهٍ فى غیر محرمٍ؛(۱۰)

براى مؤمن در شبانه روز، سه وقت است، زمانى براى (نیایش) و مناجات با پروردگارش، و زمانى براى تأمین معاش زندگى‌‏اش، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّت‏‌هایى که حلال و مایه زیبایى است. خردمند را نشاید جز آن که در پى سه چیز حرکت کند: (کسب حلال) براى تأمین زندگى، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذّت‏‌هاى (حلال و) غیر حرام.»

جالب این است که در برخى روایات، این جمله اضافه شده است:

«و ذلک عونٌ على سائر السّاعات؛(۱۱)

این سرگرمى (و تفریح سالم) کمکى است براى سایر برنامه‏‌ها» و در تعبیر دیگر دارد: «و بهذه السّاعه تقدرون على الثّلاث السّاعات؛(۱۲) و با این ساعت (تفریح) نیرو مى‌‏گیرید بر انجام وظائف اوقات دیگر».

۲- در برخى روایات عقل را به درخت پربارى تشبیه نموده و ثمره آن را نشاط و شادى مى‏‌داند، على(علیه السلام) فرمود:

«اصل العقل القدره و ثمرتها السّرور؛(۱۳)

ریشه عقل، قدرت است و میوه آن، نشاط و خوشحالى»

البته شادى و نشاط نیز اخلاق خوش و نرمى مى‌‏طلبد که همان حضرت فرمود:

«لایستعان على السّرور الّا باللّین؛(۱۴)

بر شادى و (نشاط) نمى‌‏توان دست یافت مگر با نرمى (و خوشخویى).»

۳- شادى و تفریح‌‏هاى سالم فرصت‌هایى است که زمینه بهره‌‏بردارى بیشتر از اوقات عمر را فراهم مى‌‏کند. على(علیه السلام) فرمود:

«اوقات السّرور خلسهٌ؛(۱۵) اوقات شادى فرصت‌هاى لطیف است.»

۴- عامل آرامش و راحتى، امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود:

«بقدر السّرور بکون التنفیص؛(۱۶) به میزان شادى و نشاط راحتى و آرامش (فکرى) به دست مى‌‏آید.»

۵- شادى (و تفریح) عامل غمزدایى است على (علیه السلام) فرمود:

«السّرور یبسط النّفس و یثیر النّشاط، الغمّ یقبض النّفس و یطوى الانبساط؛(۱۷)

شادى، روح انسان را باز (و بلند پرواز نموده) نشاط را مى‏‌انگیزاند، غصّه، نفس انسانى را در فشار قرار داده و در حصر نگاه مى‌‏دارد و فضاى نشاط را مى‌‏پیچد(و جمع مى‏‌کند)».(۱۸)

در اسلام به مسائل تفریح تا آن جا اهمّیت داده شده که یک سلسله مسابقات راحتى با شرط‌بندى اجازه داده، و برخى موارد را با عنوان‌هاى قابل تعظیم مورد تأکید قرار داده است:

۱- اسب و شتر دوانى

یکى از موارد تفریحات سالم که شرط‌بندى و تعیین جایزه نیز در آن روا مى‌‏باشد، اسب دوانى است، تاریخ نشان داده که قسمتى از این مسابقات در حضور شخص پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و با داورى و نظارت او انجام مى‏‌گرفت، حتى گاه شتر مخصوص خود را براى مسابقه‌‏اى سوارى در اختیار یاران مى‌‏گذاشت. در روایتى از امام صادق(علیه السلام) چنین آمده است:

«انّ النبىّ اجرى الابل مقبلهً من تبوک فسبقت الغضیاء و علیها اسامه، فجعل النّاس یقولون سبق رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) و رسول اللّه یقول سبق اسامه؛(۱۹)

هنگامى که پیامبر از تبوک بر مى‌‏گشت (میان یاران خود) مسابقه شتر سوارى را مقرّر ساخت، پس غضیا(شتر معروف پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حالى که اسامه (بن زید) بر آن سوار بود از همه پیشى گرفت، پس مردم (به خاطر این که شتر از آن پیامبر بود) صدا زدند پیامبر پیشى گرفت ولى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌‏فرمود: اسامه سبقت گرفت (و برنده شد)».

حضرت با جمله «سبق اسامه» فهماند که سوارکارى مهمّ است نه مرکب و چه بسا مرکب راهوارى که به دست افراد ناشى بیفتد و کارى از آن ساخته نباشد.

گاه حتى خود حضرت شخصاً مسابقه مى‌‏داد، از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

عربى آمد نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و گفت آیا با این شترت با من مسابقه مى‌‏دهى؟

«قال نعم فسابقه و الاعرابىّ فقال رسول اللّه انّکم رفعتموها فاحبّ اللّه ان یضعها انّ الجبال تطاولت سفینه نوحٍ(علیه السلام) و کانت جودىّ اشدّ تواضعاً بها فحبط اللّه فیها؛(۲۰) حضرت فرمود:

بلى پس اعرابى برنده شد، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آنگاه فرمود:

شماها (بس که شتر مرا تعریف کردید و مبالغه نمودید) او را بالا بردید، ولى خداوند دوست مى‌‏دارد، که او را پایین آورد، زیرا کوه‌ها در طوفان نوح گردن‌کشى نمودند (براى فرود آمدن کشتى نوح) امّا کوه جودى، نهایت تواضع را نشان داد، خداوند کشتى را در آن قرار داد(و این افتخار ابدى نصیب او گردید).»

حتّى در مسابقه اسب دوانى و شتر دوانى، شرط‌بندى و تعیین جایزه مى‌‏کردند:

ابن لبید از انس بن مالک پرسید آیا شما در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) براى مسابقه شرط‌بندى مى‌‏کردید، گفت: آرى «راهن رسول اللّه على فرسٍ فسبق فسرّ بذلک و اعجبه؛(۲۱)

رسول خدا روى اسبى که داشت (براى مسابقه)، شرط‌بندى کرد و مسابقه را برد و این پیروزى، باعث مسرّت و اعجاب آن حضرت شد.»

از امام ششم بازگو شده که جمعى از مشرکین به چراگاه‌‏هاى مدینه به منظور دستبرد گوسفند آمدند. منادى اهل مدینه را به کمک خواست. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) صداى او را شنید براى دفع دشمن سوار اسبش شده ابوقتاده نخستین کسى بود که از یاران پیامبر به او پیوست و سپس از اصحاب به آنها پیوستند و دشمن فرار کرده بود از آنها اثرى نیافتند.

ابوقتاده گوید به رسول خدا گفتم: حالا که دشمن فرار کرده اگر موافقت فرمایید از فرصت استفاده نموده مسابقه اسب دوانى برقرار نمایى، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) جواب مثبت داد مسابقه آغاز شد در نتیجه آن حضرت از همه پیشى گرفت و رو به حاضرین کرد و فرمود: من از قریش هستم و این اسب، اسب نجیب خوبى است.(۲۲)

۲- تیراندازى‏

مورد دیگر از تفریحات مجاز، مسابقه تیراندازى است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هم عملاً در مسابقات تیراندازى شرکت مى‌‏فرمود، و هم در مورد آن سفارش مى‌‏فرمود.

شیخ در مبسوط آورده که روزى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به جمعى از انصار عبور کرد که مشغول تیراندازى بودند، حضرت نیز پیشنهاد فرمود که در مسابقه تیراندازى با آنها شرکت کند و فرمود: من با گروهى که «ابن اردع» در آن است همکارى مى‌‏کنم، دسته مقابل با شنیدن گفتار حضرت، از تیراندازى دست کشیدند و گفتند: گروهى که رسول خدا در آن باشد هرگز مغلوب نمى‌‏شوند.

حضرت براى این که مسابقه تعطیل نشود، فرمود، من با هر دو گروه همکارى مى‌‏کنم مجدداً مسابقه شروع شد و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با هر دو گروه تیراندازى نمود.

علاوه بر شرکت عملى، در سخنان خویش نیز به این مسأله سفارش نموده است از جمله رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«کلّ لهو المؤمن باطل الّا فى ثلاثٍ: فى تأدیبه الفرس، و رمیه عن قوسه و ملاعبته امرأته، فانّهن حق؛

هر لهو و بازى از مؤمن باطل است مگر در سه مورد:

۱- در تربیت اسب (و اسب دوانى)

۲- تیراندازى از کمانش (و مسابقه تیراندازى)

۳- شوخى و بازى با همسرش، این سه مورد حق (و روا) است.»

و امامان معصوم(علیهم السلام) نیز تیراندازى مى‌‏کردند و مهارت خاصى داشتند از جمله جریان مسابقه تیراندازى امام باقر(علیه السلام) است که نقل شده هشام بن عبدالملک تصمیم گرفت مسابقه تیراندازى ترتیب داده امام را در آن مسابقه شرکت بدهد تا بلکه به واسطه شکست در مسابقه، امام باقر(علیه السلام) در نظر مردم کوچک جلوه کند! به همین جهت پیش از ورود امام به قصر خلافت، عده‌‏اى از درباریان را واداشت نشانه‌‏اى نصب کرده مشغول تیراندازى شوند. امام باقر(علیه السلام) وارد مجلس شد و اندکى نشست ناگهان هشام رو به امام کرد و چنین گفت: آیا مایلید در مسابقه تیراندازى شرکت نمایید؟ حضرت فرمود: من دیگر پیر شده‌‏ام وقت تیراندازیم گذشته است، مرا معذور دار، هشام اصرار و پافشارى کرد و امام را سوگند داده و همزمان، به یکى از بزرگان بنى امیّه اشاره کرد که تیر و کمان را به آن حضرت بدهد. امام دست برد و کمان را گرفت و تیرى در چلّه کمان نهاد و نشانه‏‌گیرى کرد و تیر را درست به قلب هدف زد، آنگاه تیر دوم را به کمان گذاشت و رها کرد و این بار تیر در چوبه تیر قبلى نشست و آن را شکافت، تیر سوم نیز به تیر دوم اصابت کرد و به همین ترتیب نه تیر پرتاب نمود که هر کدام به چوبه تیر قبلى خورد!

هشام بى‌اختیار گفت: آفرین برتو اى ابا جعفر! تو سرآمد تیراندازان عرب و عجم هستى، چگونه مى‏‌گفتى پیر شده‌‏ام؟!… حضرت فرمود: مى‌‏دانى اهل مدینه به تیراندازى عادت دارند، من نیز در ایام جوانى مدّتى به این کار سرگرم بودم ولى بعد، آن را رها کردم، امروز چون تو اصرار کردى ناگزیر پذیرفتم.(۲۳)

۳- شنا

یکى دیگر از سرگرمى‌‏هایى که در روایات به آن سفارش شده شنا است، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«خیر لهو المؤمن من السّباحه، و خیر لهو المرأه المفزل؛(۲۴)

بهترین لهو و بازى مؤمن شنا کردن است و بهترین لهو و بازى زن (مؤمنه) بافندگى است.»

۴- گردش در صحرا و باغات

نمونه دیگر از تفریحات سالم، گردش در صحرا، باغات، مزارع کشاورزى و کلّاً در فضاى سبز است. گردش در چنان محیطى غم انسان را مى‌‏زداید، شاعر عرب با استفاده از روایات این جمله را گفته:

ثلاثه یذهبن عن قلب الحزن‏      و الماء و الخضرا و الوجه الحسن‏

سه چیز(غم را) از قلب محزون مى‌‏برد، آب (و دریا) فضاى سبز و صورت (نورانى) و نیکو.

این بخش نیز هم مورد سفارش معصومان(علیهم السلام) قرار گرفته و هم عملاً خود حضرات از چنین تفریحى استفاده مى‏‌بردند از جمله:

۱- عمرو بن حریث مى‏‌گوید: به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شده و او را در منزل برادرش عبداللّه پیدا کردم. عرض کردم:

«جعلت فداک ما حوّلک الى هذا المنزل؛ فقال: طلب النّزهه؛(۲۵)

فدایت بشوم چه باعث شد به این جا آمدید؟ فرمود: براى تفریح نمودن.»

۲- ابراهیم بن ابى محمود روایت مى‌‏کند حضرت امام رضا(علیه السلام) در جمعى از ما پرسید؟ چه نوع خورشتى بهتر و پراستفاده‌‏تر است؟ جمعى گفتند: گوشت و بعضى گفتند: روغن زیتون و بعضى دیگر گفتند: روغن بهتر است؛

فقال(علیه السلام): لا! بل الملح لقد خرجنا الى النّزهه لنا و نسى الغلمان الملح فما انتفعنا شى‏ءٌ حتّى انصرفنا؛(۲۶)

پس حضرت فرمود:

نه! (هیچ از آنچه گفته شد نیست) بلکه نمک (مفیدترین است) براى این که روزى ما(با جمعى) براى تفریح و سیاحت(از شهر) خارج شدیم و غلامان نمک را فراموش کردند: پس از چیزى (که از خوردنى‌‏ها همراه داشتیم) بهره نبردیم و استفاده نکردیم تا آن که (همان طور) برگشتیم.»

ابن سکیت مى‏‌گوید:

«خرجنا نتنزّه اذا خرجوا الى البساتین؛(۲۷).

خارج شدیم براى تفریح، وقتى گفته مى‌‏شود که براى (دیدن) باغات و بوستان خارج شوند.

موارد فوق و غیر آن نشان مى‌‏دهد که یکى از موارد تفریح (و شاید بهترین مورد) رفتن به باغات و فضاى سبز اطراف شهر است، منتهى حدود شرعى مراعات شود و از کارهاى خلاف شرع پرهیز شود. امام رضا(علیه السلام) مى‌‏فرماید:

«از لذائذ دنیا نصیبى براى (کامیابى) خویش قرار دهید و تمنّیات دل را از راه‌‏هاى مشروع و حلال برآورید و (مراقبت کنید که) مردانگى و عزتتان آسیب نبیند و دچار اسراف نشوید و با این تفریحات سالم به زندگى دنیا مدد رسانید.(۲۸)

۵- مزاح و شوخى با برادران دینى‏

از دیگر تفریحات که مجاز شمرده شده، شوخى و مزاح‌هایى است که از نزاکت خارج نباشد و مرز شخصیّت انسان را نیز نشکند و همین طور حدود شرعى در آن مراعات شود.

در روایت آمده که:

«کان یمزح و لایقول الّا حقّاً؛(۲۹)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مزاح مى‌‏کرد و غیر از حق نمى‌‏گفت.»

و نمونه‏‌هایى از مزاح آن حضرت در تاریخ نقل شده است: از جمله روزى به یک زنى از طایفه اشجع فرمود: پیرزن‌ها به بهشت وارد نمى‌‏شوند، زن به گریه افتاد، بلال حبشى علّت گریه را پرسید، بعد از این که متوجه شد نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رفت، حضرت فرمود: سیاه‌‏ها هم به بهشت راه ندارند، او هم شروع کرد به گریه، هر دوى آن‏ها را عبّاس عموى پیغمبر دیدار کرد و مسأله را به عرض پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رساند، حضرت فرمود: پیرمردها هم به بهشت راه ندارند، او نیز ناراحت شد، سپس حضرت همه آنها را احضار کرد و فرمود: اهل بهشت همه جوان و بى‌مو و آراسته‌‏اند و اضافه نمود که:

«انّهم یدخلون الجنّه شبّاناً منورّین؛(۳۰)

 آن‏ها به صورت جوان و نورانى وارد بهشت مى‌‏شوند.» و همین طور بلال نیز گاهى شوخى و مزاح مى‌‏کرد؛ و خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمود:

«انّى لامزح و لا اقول الّا حقّا؛(۳۱) من شوخى مى‌‏کنم و جز واقع و حق نمى‏‌گویم.»

در جاى دیگر فرمود:

«المؤمن دعبٌ لعبٌ و المنافق قطب غضب؛(۳۲)

مؤمن، مزاح‌کننده و بازى‌کن است و منافق، ترش‌رو و خشمگین است.»

امامان معصوم(علیهم السلام) نیز به این مسئله سفارش نموده‌‏اند، و خود نیز گاهى مزاح مى‏‌فرمودند:

یونس شیبانى مى‏‌گوید، امام صادق از من پرسید:

«کیف مداعبه بعضکم بعضاً قلت قلیلاً، قال: هلّا تفعلوا فانّ المداعبه من حسن الخلق و انّک لتدخل بها السّرور على اخیک و لقد کان النّبى یداعب الرّجل یرید ان یسرّه؛(۳۳)

چگونه است شوخى و مزاح شما با (برادران دینى و) دیگران، گفتم: خیلى کم. فرمود: چرا(در این کار سستى و کم‌کارى مى‏‌کنید و) انجام نمى‌‏دهید. به راستى شوخى و مزاح، از شاخه‏‌هاى حُسن خلق است و تو با این عمل، شادى را در قلب برادر(دینى) خود وارد می‌کنى. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه بود که هرگاه مردى را مى‌‏خواست خوشحال کند، با او شوخى مى‌‏کرد.»

۶- تفریح در خانواده و با خانواده‏

نوعى دیگر از تفریحات سالم، تفریحاتى است که در منزل با اهل و عیال، و با همراه آنها به مسافرت رفتن و به بیرون از شهر رفتن انجام مى‌‏گیرد، این بخش در سه قسمت بیان مى‌‏شود:

الف: همراه با خانواده در خارج از شهر و باغات‏

رفتن به تفریح‌گاه‌ها همیشه مجرّدى و همراه رفقا و دوستان نباید باشد، گاه لازم است خانواده را از این تفریحات بهره‏‌مند سازیم، چنان که معصومان(علیهم السلام) ما این گونه بودند، اگر گاهى همراه دوستان و رفقاى خویش به تفریح مى‌‏رفتند زمانى نیز دست زن و بچه را گرفته به خارج از شهر براى تفریح مى‌‏رفتند.

ابى بصیر از امام صادق(علیه السلام) روایت مى‌‏کند، که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روزى به در خانه فاطمه(سلام الله علیها) آمد و او را سوار الاغ کرده و به على و حسن و حسین (علیهم السلام) هم دستور داد که از شهر مدینه همراه او خارج شوند هنگامى که از دیوارهاى شهر فاصله گرفتند سر دو راهى رسیدند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دست راست را انتخاب کرد تا رسیدند به محلى که در آنجا درخت خرمایى وجود داشت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گوسفندى خرید که در یکى از گوش‏‌هایش نقطه‌‏هاى سفید داشت و دستور داد آن را ذبح نمودند و آن را پختند.(۳۴)

ب: شوخى و بازى با همسر

مورد دیگر از تفریح سالم که باید به آن توجّهى جدّى شود، و مناصب و مقام‌هاى علمى و سیاسى و… مانع آن نگردد، توجّه ویژه به همسران و شوخى و تفریح با آنهاست. در روایت متعددى به این امر اشاره شده است که نشان دهنده اهمیت آن است از جمله:

۱- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر لهوى از مؤمن باطل است مگر در سه مورد، تأدیب و تربیت، اسب (سوارکارى)، تیراندازى «و ملاعبته امرأته؛ و بازى کردن مؤمن با همسرش، این موارد حقّند.»(۳۵)

۲- همان حضرت فرمود:

«کل شى‏ءٍ لیس من ذکر اللّه لهوٌ و لعبٌ الا ان یکون اربعهً: ملاعبه الرّجل امرأته…؛(۳۶)

هر چیزى غیر از یاد خدا، لهو و بازى است، جز چهار چیز (که تفریح سالم شمرده مى‌‏شود) شوخى و بازى مرد با همسرش، تربیت اسب، تیراندازى، و یاد دادن شنا».

۳- امام باقر(علیه السلام) فرمود:

«لهو المؤمن فى ثلاثه اشیاء: التّمتّع بالنساء…؛

لهو و تفریح مؤمن در سه چیز است: بهره‌ورى و لذّت بردن از زنان، شوخى با برادران (دینى) و نماز شب.»(۳۷)

ج: بازى با کودکان‏

از جمله تفریحاتى که هم براى خود انسان مفید است و هم کودکان، بازى با کودکان و به بازى گرفتن آن‏هاست. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«من کان عنده صبىّ، فلیصاب له؛(۳۸)

هر کس کودکى نزد اوست، پس باید با او کودکانه رفتار کند.»

     چون که با کودک سرو کارت فتاد             پس زبان کودکى باید گشاد

حتّى شخص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با آن همه عظمت، با کودکان بازى مى‌‏کرد، جابر بن عبداللّه گوید:

«دخلت على النّبىّ(صلی الله علیه و آله و سلم) و الحسین و الحسن على ظهره و هو یحبثو لهما و یقول نعم الجمل جملکما و نعم العدلان انتما؛(۳۹)

بر رسول خدا وارد شدم در حالى که حسن و حسین سوار پشت رسول اللّه بودند، وى پشت خود را خم کرده بود(مانند حالت رکوع) براى آن دو مى‌‏فرمود:

بهترین شتر، شتر شما است و بهترین سواره شما هستید.»(۴۰) و عمر بن خطاب مى‌‏گوید: حسن و حسین را بر دوش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دیدم، گفتم چه اسب خوبى دارید؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «چه سواران خوبى هستند آن دو».

۷- نماز شب و ارتباط با خدا

از مهمترین موارد تفریح سالم که نشاط درونى عمیق و انبساط روحى پایدار در انسان ایجاد مى‏‌کند، دعا و مناجات و ارتباط با خداى متعال است. او که قدرت و علم و کرم بى‌‏نهایت دارد، که هر کس به دریاى رحمت و یاد او وصل شود، انبساط روحى گسترده‌‏اى پیدا مى‌‏کند، در بین ارتباطات با خدا نماز شب از جایگاه و منزلت خاصى برخوردار است.

در روایت پیش گفته از حضرت باقر(علیه السلام) چنین مى‌‏خوانیم:

«لهو المؤمن فى ثلاثه اشیاء… و الصّلوه باللیل؛ لهو و تفریح مؤمن در سه چیز است، بهره‌‏ورى از زنان، شوخى با برادران و خواندن نماز شب.»

راز این که نماز شب باعث نشاط درونى مى‌‏شود، یکى این است که خدا نماز شب‌خوان‌‏ها را دوست مى‌‏دارد و با بشاشت و نشاط و بشارت، با آنها برخورد مى‏‌کند، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«ثلاثه یحبّهم اللّه و یضحک الیهم و یستبشرون بهم… و الّذى له امرأه حسناء و فراشٌ لهن حسن فیقوم من اللیل فبذر شهوته فیذکرنى و یناجینى و لو شاء رقد؛

سه گروه را خداوند دوست مى‏دارد و با آنها با خنده (و نشاط) برخورد نموده آنها را (به بهشت) بشارت مى‌‏دهد… و کسى که براى او زن زیبایى است و بستر نرم و (گرم و) و نیکو دارد (با این حال) پس شب بر مى‌‏خیزد و شهوت خویش را رها نموده مرا یاد نموده و با من مناجات مى‏‌کند و (با این که) اگر مى‌خواست، مى‏‌توانست بخوابد.»(۴۱)

و نکته دیگر این که نماز شب، باعث صحّت و سلامتى انسان مى‏‌شود، و این خود در شادى و نشاط انسان نقش دارد، على(علیه السلام) فرمود:

«قیام اللیل مصحّه للبدن و مرضاهٌ للرّبّ عزّ و جلّ و تعرّض للرّحمه و تمسّک باخلاق النبییّن؛(۴۲)

برخاستن در شب (براى نماز) باعث سلامتى بدن، خشنودى پروردگار عزیز و جلیل، در معرض رحمت الهى قرار گرفتن و (باعث) چنگ زدن به اخلاق انبیاء مى‏‌شود.»

تذکّر این نکته ضرورى است آنچه مورد اشاره قرار گرفت، نمونه‏‌هایى از تفریحات سالم بود که در منابع دینى آمده و گرنه تفریحات سالم منحصر به این موارد نیست هر قوم و ملّتى متناسب با فرهنگ خویش‌‌‌، از ورزش‌ها و تفریحاتى برخوردارند که اگر خلاف دستورات شرعى نباشند و گناهى در آن انجام نگیرد، مورد تأیید اسلام نیز مى‌‏باشد.

پى‌‏نوشت‏‌ها‏

۱- ر ک تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیّه، ج ۹، ص ۳۳۴ ؛ شعارهاى فضیلت، محمد باقر مدرس، انتشارات سوره، اول ۱۳۷۴، ج ۴، ص ۲۳۱ با تغییر و اضافات.

۲- یرتع یعنى علف خوارى از گیاهان صحرایى و شیره درختان، و به معناى فراوان خوردن نیز آمده، تفسیر نمونه، همان، ص ۳۳۰، و ستاره‌‏هاى فضیلت، همان ص ۲۳۱٫

۳- سوره یوسف، آیه ۱۲٫

۴- سوره آل عمران، آیه ۱۳۷، سوره انعام، آیه ۱۱، سوره نمل، آیه ۳۶٫

۵- سوره سبأ، آیه ۱۷  ۱۸٫

۶- سوره شعراء، آیه ۷٫

۷- سوره سجده، آیه ۲۷٫

۸- سوره بقره، آیه ۱۶۴٫

۹- تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰، ج ۹، ص ۳۳۶٫

۱۰- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص ۷۲۴، حکمت ۳۹۰٫

۱۱- تفسیر نمونه، ص ۳۳۴، ستاره‌‏هاى فضیلت، همان، ص ۲۳۲٫

۱۲- بحار، ج ۷۸، ص ۳۴۶، حدیث ۶٫

۱۳- محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، بیروت، دارالحدیث، دوّم، ۱۴۱۹، ج ۳، ص ۱۲۹۰ روایت ۸۴۵۷٫

۱۴- همان، روایت ۸۴۵۶٫

۱۵- همان، روایت ۸۴۵۱٫

۱۶- همان، ۸۴۵۲٫

۱۷- همان، ص ۱۲۹۰، حدیث ۸۴۴۸٫

۱۸- شیخ عباس قمى، سفینه البحار، ص ۵۹۶، به نقل از تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۳۳۵٫

۱۹- سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۹۶٫

۲۰- حرّ عاملى، وسائل الشیعه، داراحیاء التراث العربى، ج ۲، ص‏۵۱۷٫

۲۱- همان، ج ۱۳، ص ۳۴۶٫

۲۲- شیخ طوسى، مبسوط، بحث سبق و رمایه، به نقل از ستاره‌‏هاى فضیلت، همان، ص ۲۴۵  ۲۴۶٫

۲۳- میزان الحکمه، همان، ج ۷، ص ۲۸۰۴، روایت ۱۸۳۶۸٫

۲۴- محمد بن جریر بن رستم الطبرى، دلائل الامه، نجف، منشورات المطبعه الحیدریّه، ۱۳۸۳ه.ق، ص ۱۰۵ و ر ک سیره پیشوایان، مهدى پیشوایى، ص ۳۴۰  ۳۴۱٫

۲۵- میزان الحکمه، همان، ج ۷، ص ۲۸۰۴٫

۲۶- اصول کافى، محمد بن یعقوب کلینى، ج ۳، ص ۳۶٫

۲۷- شیخ عباس قمى، سفینه البحار، ج ۲، ص ۵۸۴٫

۲۸- ستاره‌‏هاى فضیلت، همان، ج ۴، ص ۲۴٫

۲۹- بحار، ج ۷۸، ص ۳۴۶ «اجعلوا لانفسکم حظّا من الدّنیا باعطاءها ما تشتهى من الحلال و ما لا ثلم المروه و ما لا سرف فیه و استعینوا بذلک على لهو الدّنیا.»

۳۰- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۹۴٫

۳۱- همان، ص ۲۹۴، حدیث ۹۵٫

۳۲- همان، ج ۱۶، ص ۲۹۶٫

۳۳- همان، ج ۷۷، ص ۱۵۳٫

۳۴- همان، ج ۱۶، ص ۲۹۸؛اصول کافى، ج ۲، ص ۶۶۲٫

۳۵- حارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۹۲، حدیث ۱۳ با تلخیص.

۳۶- میزان الحکمه، همان، ج ۷، ص ۲۸۰۴ و روایت ۱۸۳۶۸٫

۳۷- همان، روایت ۱۸۳۷۰٫

۳۸- همان، روایت ۱۸۳۶۷٫

۳۹- وسایل، همان، ج ۱۵، ص ۲۰۳٫

۴۰- بحارالانوار، همان، ج‏۴۳، ص ۲۸۵٫

۴۱- الدّر المنثور، ج ۲، ص ۳۸۳، به نقل از میزان الحکمه، همان، ج‏۴، ص ۱۶۵۴ روایت، ۱۰۷۵۵٫

۴۲- همان، روایت ۱۰۷۵۹٫

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام؛ شماره ۲۹۷؛ نویسنده: سید جواد حسینى

آشنایى اجمالى با اقسام ورزش(۳)

لازم است دوچرخه‌سواران نسبت به انتخاب دوچرخه دقت کافى به عمل آورند تا عضلات دست، شانه، گردن، پا، شکم و کمر آنان آسیب نبیند.

فوتبال

فوتبال یکى از ورزش‌هاى پرطرفدار در بین جوانان است. اغلب پسران از کودکى به فوتبال مى‌پردازند و گاه تا سنین ۳۰ الى ۳۵ سال نیز این ورزش را رها نمى‌کنند.

نکته قابل ذکر در این ورزش این است که بدترین نوع طرفدارى فوتبال تماشاى آن است. از آنجا که بیننده، صحنه‌هاى پرهیجان را مى‌بیند و هیجان زده مى‌شود، امّا جایی براى تخلیه ندارد، تماشاى آن روى اعصاب بیننده، ‌اثر مخرب بر جاى مى‌گذارد. لذا جوانان باید به جاى تماشاى فوتبال، خود به ورزش بپردازند. نکته قابل ذکر دیگر، توجه به حفظ سلامتى در ورزش فوتبال است. برخى از افراطیون فوتبال به ناراحتى‌هاى زانو، صدمات زانو، دیسک کمر و سائیدگى استخوان لگن مبتلا مى‌شوند. بیش از ۵۰% رنج کلیّه بازیکنان فوتبال در جهان از ناراحتى زانو مى‌باشد. لذا لازم است که ورزشکاران در فوتبال افراط نکنند و اگر مجبور به تمرین زیاد هستند حتماً از مواد غذایى طبیعى که مقاومت بدنشان را بالا مى‌برد، استفاده نمایند، تا دچار فقر غذایی نشوند.

انواع دیگر

ورزش‌هاى زیاد دیگرى نیز امروزه متداول و طرفدارانى نیز دارد. از جمله ژیمناستیک، والیبال، بسکتبال، پرتاب دیسک، تنیس، پینگ پنگ، اسکى، چوگان، هر کدام از این بازی‌ها شرائط خاصى دارد که از حوصله بحث کوتاه ما خارج است. تنها توصیه‌اى که از طرف فدراسیون‌هاى ورزشى مى‌شود، اعتدال در ورزش، رعایت قوانین و مقررات بازى و توجه به توصیه‌هاى پزشکى است.

ورزش‌هاى رزمى

یکى از توصیه‌هاى فرهنگ مقدس اسلام این است که جوانان مسلمان همواره در حالت آماده‌باش باشند و فنون نظامى و جنگى را فرابگیرند.

قرآن مى‌فرماید: در برابر دشمنان آنچه توانایی دارید از نیرو و اسبان سوارى آماده و مهیّا سازید.[۱]

آمادگى در برابر دشمنان و مجهّز شدن به سلاح‌هاى نظامى از توصیه‌هاى اسلام است. در زمان قدیم جنگ بیشتر به صورت فردى بود، لذا اسب‌سوارى، شمشیربازى، نیزه‌زنى و … جزء آمادگى نظامى محسوب مى‌شد. با پیشرفت علم لازم است که جوانان مسلمان با تکنیک روز و ورزش‌هاى رزمى و دفاع شخصى به سبک جدید آشنا شوند که این ورزش‌هاى رزمى، تعداد کمى نیز نمى‌باشند از جمله: کاراته، جودو، تکواندو، جوجوتسو، رزم تن به تن و سرنیزه و دفاع شخصى از تعلیمات ضرورى یک سرباز مسلمان به شمار مى‌رود.

امّا نکته قابل ذکر در فراگیرى این فنون این است: افرادى که تحت تعلیم قرار مى‌گیرند، از نظر اخلاقى، دینى و عقلانى افرادى باشند که از این فنون در راه پیشرفت و اعتلاء اسلام استفاده کنند و این توانایی‌ها را وسیله تحقیر و تهدید دیگران قرار ندهند و از آن براى ترساندن و مصدوم کردن افراد تحت سلطه خود استفاده ننمایند.

ورزش باستانى

ورزش باستانى و زورخانه را مى‌توان ورزش مذهبى نامید. زیرا در تمام حالات و احوال این ورزش، شمارش اعداد، ورزش کردن، دعا کردن، آغاز و انتهاى این ورزش رنگ مذهبى دارد. در زورخانه‌ها ذکر مرشد، مدح ائمه(علیهم السلام) و دعاء او نیز از مذهب شیعه سرچشمه مى‌گیرد. اگر مختصر دقتى در ورزش باستانى صورت گیرد، این نکته کاملاً مشهود است آنها که ورزش باستانى مى‌کنند، ابتدا باید ایمان خود را قوى سازند، ورزش را هدف نگیرند و به اصلاح روح و جسم خود بپردازند. از این رو نمى‌توان ورزش باستانى و مذهب را از یکدیگر جدا دانست.

بوکس ورزشى خطرناک و مرگ‌آفرین

ورزش بوکس، از ورزش‌هاى خطرناک و مرگ‌آفرین است. این ورزش نه تنها سودى در برندارد، بلکه تاکنون باعث مرگ بسیارى از ورزشکاران شده است که گاه روزنامه‌ها نیز گزارش از آن ثبت مى‌کنند:

یک بوکسور کلمبیایی که هفته گذشته در جریان برگزارى یک مسابقه حرفه‌اى با هموطن خود و وارد آمدن ضربه‌اى سنگین به سرش بیهوش شده و به حالت کما فرو رفته بود روز یکشنبه در بیمارستان درگذشت.[۲]

گزارش گرچه کوتاه است امّا تکان‌دهنده مى‌باشد و هشدار براى ورزشکارانى به شمار مى‌رود که بوکس را به عنوان یک ورزش برگزیده‌اند.

واحد مرکزى خبر نقل مى‌کند: پزشکان انگلیسى اعلام کردند، ممکن است بروز آسیب‌هاى مغزى در بوکسورها بسیار زود آغاز شود. امّا علائم هشداردهنده پزشکى آن مى‌تواند بسیار دیر بروز نماید.

بر اساس این گزارش، مرگ یک بوکسور ۲۳ ساله در رینگ بوکس نشان داد که قبل از آن که خونریزى مغزى سبب مرگ وى گردد، او مبتلا به آسیب مغزى دائمى شده بود.

به گزارش رویتر از لندن: پژوهش چند تن از پزشکان بیمارستان‌هاى لندن حاکى از آن است که اختلالات مغزى این بوکسورها همانند اختلالاتى است که در مغز افراد مبتلا به بیمارى «الزایمر» دیده شده است.

این گزارش اضافه مى‌کند که بوکسورهاى مسن‌تر نیز دچار اختلالاتى نظیر ضعف در حفظ تعادل و اختلال در گفتار مى‌باشند.

انجمن پزشکى انگلیس بارها درخواست کرده است که ورزش بوکس ممنوع شود.[۳]

بوکس از دیدگاه روانکاوان

یکى از بیماری‌هایى روانى «سادیسم» یا دگر‌آزارى یا جنون آزار مى‌باشد. سادیسم در حقیقت یک انحراف است و شخص مبتلا، از آزار دادن دیگران و یا از تماشاى رنج و عذاب دیگران لذت مى‌برد.

به عنوان نمونه افرادى را به عنوان بیمار سادیسم معرفى مى‌کنند که این افراد عبارتند از:

کسانى که سحرخیزى مى‌کنند تا دار زدن فردى را تماشا کنند.

کسانى که به تماشاى مسابقه بوکس مى‌روند.

افرادى که از دیدن مناظر گاوبازى، گاوکشى و جنگ خروسها لذت مى‌برند، این گونه افرادى دچار بیمارى سادیسم مى‌باشند.

ورزش بوکس از دیدگاه اسلام در صورتى که همسانى لازم را نداشته باشند، گناه و تماشاى آن اگر موجب تحریک و آلودگى چشم و فکر باشد نیز گناه مى‌باشد و از نظر روانپزشکى نیز نوعى سادیسم است.

البته برخى ورزش‌هاى دیگر هم مطرح است که از نظر شرع، عرف و عقل قابل تأیید نیست که از طرح آن به خاطر اختصار صرف نظر کرده و به همین مقدار بسنده مى‌کنیم.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . و اعدوا لهم؛ انفال، ۶۰،
[۲] . رسالت، ش ۱۸۴۹،
[۳] . جمهورى اسلامى، ش ۴۸۲۰،
منبع: سایت اندیشه قم

آشنایى اجمالى با اقسام ورزش(۱)

اهمیت شناخت پیرامون انواع ورزش

لازم است، افرادى که مى‌خواهند ورزش کنند، ابتدا نسبت به آن ورزش، شناخت کافى پیدا کنند، از منابعى چون کتاب، باشگاه‌هاى ورزشى، مربیان ورزش و… با انواع و اقسام و مراحل و روش‌هاى شروع ورزش‌ها آشنا شوند و کاربرد آنها را یاد بگیرند.

هر فرد نسبت به سن، آمادگى بدنى، علاقه فردى، خصوصیات روحى و اخلاقى، سلامت جسمى و… به ورزشى بپردازد که براى او سود و فایده در برداشته باشد و با آمادگى جسمى و روحى بتواند در آن ورزش موفق شود.

اسب دوانى

یکى از ورزش‌هاى مفید، اسب دوانى است. اسب دوانى در زمان قدیم، جزء آرایش‌هاى جنگى به شمار مى‌رفت و خداوند در قرآن نسبت به حفظ و نگهدارى آن، توصیه و از آن تمجید فرموده است:

و شما در مقام مبارزه با دشمنان، خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و آلات جنگى و اسبان سوارى براى تهدید دشمنان خداوند و دشمنان خود فراهم سازید.[۱]

اسب دوانى، از ورزش‌هایى است که توان رزمى و آمادگى دفاعى مسلمین را بالا مى‌برد. لذا رسول گرامى(صلّى الله علیه و آله و سلم) و ائمه(علیهم السلام) نیز مسلمانان را به آن تشویق مى‌فرمودند و حتى مسابقه تشکیل مى‌دادند و به برندگان جایزه مى‌دادند و گاه خود در مسابقات شرکت مى‌فرمودند. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: رسول خدا (صلّى الله علیه و آله و سلم) مسابقه اسب دوانى ترتیب داده و جوایز را از مال خویش پرداخت.[۲]

امام صادق (علیه السلام) در مورد مسابقه فرمودند:

فرشتگان به هنگام مسابقات اسب دوانى، فرود مى‌آیند و در محل مسابقات حاضر مى‌شوند.[۳]

اسب سوارى تنها بُعد رزمى و مسابقه ندارد بلکه نوعى تفریح به شمار مى‌رود. در تأیید این مطلب على (علیه السلام) فرمود:

عطر زدن، عسل خوردن، سوارى کردن و نگاه کردن به سبزیجات، شادى‌آور و نشاط‌برانگیز است.[۴]

طبیعى است که اکنون اسب سوارى صرفاً بُعد تنوع و تفریح دارد و ثمره رزمى ندارد و اگر کسى بخواهد کار عمیق‌تر و مکتبى‌تر انجام دهد، باید به جاى اسب‌رانى بر مرکب‌هاى روز مسلط گردد تا در مواقع جنگ و دفاع، آگاهى کافى را داشته باشد.

آشنایى به فن و کاربردهاى رانندگى، از مواردى است که مى‌توان جزء امور بالا محسوب کرد.

هشدار

انسان در هر کارى باید میانه‌روى و اعتدال را رعایت کند. اسب سوارى نیز به میزان کم، باعث تقویت اعضاء بدن، به خصوص اعضاء تحتانى مى‌شود. امّا زیاده‌روى در اسب سوارى، موجب ضعف این اعضاء شده و براى سوارکار، عوارضى در پى دارد.

از جمله دکتر هاموند که پزشکى ارتش آمریکا بود و در ۱۸۵۰ در نیومکزیک خدمت مى‌کرد، گزارش داد: سرخ پوستان ناحیه در نتیجه اسب سوارى ممتد بر اسب‌هاى بى‌زین، دچار انزال‌هاى بى‌اراده مى‌شوند و به صورت خواجه‌ها در مى‌آیند.

علاوه بر انزال‌هاى بى‌اراده، اسب سوارى زیاد مى‌تواند سوارکار را به بیماری‌هاى جنسى از قبیل: اونانیسم مبتلا کند، زیرا تماس زیاد آلت تناسلى و تحریک آن بر بدن اسب، موجب بروز این عوارض مى‌شود.

تیراندازى

یکى از ورزش‌هاى مفید در اسلام، تیراندازى است. تیراندازى از ورزش‌هایى است که هم جنبه آموزشى دارد هم عبادت است و هم تفریح به شمار مى‌رود.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله و سلم) طى روایتى فرمود:

حق فرزند پسر بر عهده پدرش، این است که به او نوشتن بیاموزد، شناکردن و تیراندازى یاد دهد و روزى او را از راه حلال و پاکیزه تهیه کند.[۵]

و به اصحاب خود سفارش فرمودند:

به تیراندازى روى آورید، زیرا یکى از بهترین سرگرمی‌هاى شماست.[۶]

اسلام، آمادگى جهت مقابله با دشمن و ترساندن آنها را لازم و واجب مى‌شمارد، خداوند در قرآن مى‌فرماید:

آنچه قوه و توان دارید براى مقابله با دشمنان آماده و مهیا سازید.[۷]

پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله و سلم) ذیل این آیه، ۲ بار فرمودند: آگاه باشید، قوه، همان تیراندازى است.[۸]

طبیعى است آموزش تیراندازى در هر زمان به تناسب سلاح آن زمان، مورد نظر و تأیید اسلام مى‌باشد.

شنا

یکى از ورزش‌هاى مفید، شنا مى‌باشد که اسلام نسبت به آن توصیه فرموده است. پیامبر (صلّى الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید:

به فرزندانتان شنا و تیراندازى بیاموزید.[۹]

و در روایت دیگر شنا را بهترین سرگرمى معرفى مى‌فرماید:

بهترین سرگرمى براى مرد با ایمان، شنا و براى زن باایمان، بهترین سرگرمى ریسندگى (کارهاى هنرى) مى‌باشد.[۱۰]

شنا باعث آرامش اعصاب و نشاط روحى و اعتماد به نفس است و در ورزش شنا، روح خداشناسى و مذهبى در افراد قوى‌تر مى‌شود.

توصیه

تذکر این نکته به شناگران ضرورى است که اگر فردى مى‌خواهد شنا کند، باید حتماً معده‌اش خالى یا از غذاى کم حجم استفاده کرده باشد.

اگر فردى پرخورى کند، فشار زیادى به معده و روده‌هاى او وارد مى‌شود و اگر در آن حال به شنا بپردازد چون نیروى عضلانى زیادى مصرف مى‌شود و بدن بیش از حد توانایى کار مى‌کند، موجب مى‌شود که هضم غذاى بیشتر که مى‌تواند کالرى زیادتر تولید کند، در نتیجه فعالیت عضلانى افزونتر گرماى زیادى داخل بدن ایجاد گردد و در اثر رفتن در آب سرد، عارضه تهدیدکننده‌اى به نام «هیدرو کوسیون» که چیزى جز توقف قلب نیست پیش آید. براى افرادى که تب دارند، بیماران مبتلا به امراض ریوى، افراد ضعیف و علیل، بیماران قلبى، بیمارانى که گوش‌درد عفونى دارند و برخى از بیماران که حساسیت پوستى دارند، شنا مضر است.[۱۱]

قایقرانى، اسکى روى آب

از جمله ورزش‌هاى مفید، قایق سوارى و اسکى روى آب است که فوائد این ورزش‌ها، بیش از حد است. خداوند تسخیر دریا و سوار شدن انسان بر کشتى و حرکت روى دریا را از جمله عنایات و کرامات خود به انسان بیان مى‌فرماید:[۱۲]

همچنین آن را نشانه‌اى از خداوند و وسیله‌اى براى خداشناسى معرفى مى‌فرماید.[۱۳]

و در آیات بی‌شمارى تسلط انسان بر دریا را براى وسیله دستیابى به منابع تغذیه دریایى معرفى مى‌فرماید.[۱۴]

و در آیه دیگر مى‌فرماید:

خداست آن که براى شما دریا را مسخر گردانید، تا کشتى به امر خدا آسان در آب جارى شود و از آن (به تجارت و سفر) از فضل خدا روزى طلبید، باشد که شکر نعمتش را به جاى آورید.[۱۵]

شمشیربازى

یکى از ورزش‌هاى رزمى و فنى، شمشیربازى است که این ورزش در قدیم، جزء فنون نظامى بوده و سربازان ملزم به فراگیرى فنون آن بوده‌اند تا بتوانند از خود و کشورشان دفاع نمایند.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله و سلم) نیز در وصف آن چنین مى‌فرمایند:

بهشت زیر سایه شمشیرهاست و همه خوبی‌ها در شمشیر و زیر سایه شمشیر است.[۱۶]

امّا شمشیربازى در عصر حاضر، جنبه تفریح و سرگرمى دارد و تنها در دفاع فردى، گاهى مورد استفاده خاص قرار مى‌گیرد.

کوهنوردى

یکى از ورزش‌هاى مفید و سالم، کوهنوردى است. کوهنوردى ورزشى است که هم جنبه تفریح و سرگرمى دارد و هم جنبه تعلیم و تربیت در آن نهفته است. کوهپیمایى یکى از مفیدترین ورزش‌هایى است که همه مى‌توانند در آن شرکت کنند و در همگانى کردن ورزش و سالم‌سازى جامعه، سهم زیادى مى‌تواند داشته باشد.

کوه، جلوه‌اى از عظمت خداوند است و کوهنورد در حین کوهنوردى، به این عظمت پى مى‌برد. کوهنوردى از ورزش‌هایى است که انبیاء الهى نیز به آن مى‌پرداخته‌اند و اکثر اوقات خود را در کوه به عبادت و سیر و سیاحت و شناخت خداوند مشغول بودند و برخى از آنها در کوه به نبوت مبعوث شدند. کوهنوردى براى انسان مواهبى در بردارد:

درک زمان و مکان: انتخاب مکان بهتر براى کوهنوردى و انتخاب زمان خوب که همان ابتداى صبح است، از مواهب کوهپیمایی است.

دقت و احتیاط: کوهنورد براى موفقیت خود، محتاج دقت و احتیاط است و اگر کمى بى‌دقتى کند گاه مساوى با از دست دادن جان اوست.

مقابله با مشکلات: از خصوصیات خوب کوهنورد، آن است که بتواند با مشکلات کنار بیاید و آنها را از سر راه بردارد.

شکیبایی: صبر و شکیبایی از مواهب کوهنوردى است.

دوراندیشى: کوهنورد، دور اندیش است و در معابر، تنها به جلوى پاى خود نمى‌نگرد بلکه در فکر تسخیر راه‌هاى صعب‌العبور مى‌باشد.

داشتن هدف: کوهنورد براى موفقیت در کار خود، محتاج به داشتن هدف معین و مشخص است. داشتن هدف، به انسان امید حیات مى‌دهد و او را در رسیدن به هدف تشویق و در برابر ناملایمات صبور مى‌سازد.[۱۷]

فوائد بهداشتى: ورزش در محیط بسته و هواى آلوده، مطلوب نیست؛ امّا کوهنورد مى‌تواند اکسیژن زیادى را جذب بدن و خون خود کند و دستگاه تنفسى خود را تقویت کرده و سالم نگهدارد.

دوستى و صمیمیت: از جمله مواهب کوهنوردى این است چون افرادى که به کوه مى‌روند قصد مسابقه و گرفتن مدال و امتیازات دیگر را ندارند و هر کس به میزان دلخواه و توان خود کوهپیمایی مى‌کند؛ لذا نبودن رقابت خصمانه و مسابقه و مدال، بین کوهنوردان دوستى و صمیمیت به وجود مى‌آورد.

روحیه شاد و سرحال: فضاى باز کوهستان و چشم‌اندازهاى دور دست و طبیعت شاد، به افراد روحیه تازه مى‌بخشد و امکان تفکر بیشترى براى آنها فراهم مى‌آورد.

افزایش مقاومت بدن: کوهنوردى انسان را در مقابل بیماری‌ها، گرما و سرما مقاوم مى‌کند.

ورزش همگانى است: کوهپیمایی ساده، از ورزش‌هاى کم خرج است و همگان مى‌توانند در آن شرکت داشته باشند.

براى همه سنین مفید است: کمتر ورزشى است که مانند کوهپیمایی براى همه افراد با هر سنى مفید باشد.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . و اعدو لهم؛ انفال، ۶۰؛
[۲] . وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۳۵۱؛
[۳] . بعثت، غدیر، عاشورا، ص ۱۳۹؛
[۴] . بحار، ج ۷۹، ص ۲۸۹؛
[۵] . میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۲؛
[۶] . میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۸۳؛
[۷] . و اعدوا لهم؛ انفال، ۶۰؛
[۸] . بحار، ج ۱۰۳، ص ۱۹۱؛
[۹] . وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۹۴؛
[۱۰] . میزان الحکمه، ج ۱۸۰۶۹؛
[۱۱] . اولین دانشگاه، ص ۲۵۷؛
[۱۲] . و لقد کرمنا بنى آدم؛ اسراء، ۷۰؛
[۱۳] . و اذا مسکم الضر؛ اسراء، ۶۷؛
[۱۴] . لتأکلوا منه لحماً طریّا؛ نحل، ۱۴؛
[۱۵] . سخر لکم البحر؛ جاثیه، ۱۱؛
[۱۶] . تهذیب الاحکام شیخ طوسى، ج ۶، کتاب الجهاد.
[۱۷] . اولین دانشگاه، ج ۱۴، ص ۲۶۵؛
منبع: سایت اندیشه قم

رابطه‌ ورزش و تربیت از نظر امام خمینى(ره)

ایشان مى‌فرمایند: «ما احتیاج به انبیاء داریم براى این که انسان مثل حیوانات نیست که یک حد حیوانى داشته باشد و تمام بشود. انسان یک حد مافوق حیوانى و یک مراتب مافوق حیوانى، مافوق عقل(دارد) تا برسد به مقامى که نمى‌توانیم از آن تعبیر کنیم»[۱]. «اگر انسان مثل سایر حیوانات بود و تا حدى که حیوانات رشد مى‌کردند بود، انبیاء لازم نبود».[۲]

امام در مسایل تربیتى تاکید فراوان داشتند که تربیت جسمى مثل کشورهاى غربى، منجر به یک تربیت حیوانى و بى‌هدف نشود و معتقد بودند تربیت غربى، تربیت حیوانى است آن هم حیوان وحشی[۳] و مى‌فرمودند: «انسان باید فوق حیوانات تربیت شود براى این که همان طوى که… زندگى سعادتمند در اینجا دارند، آنجا هم زندگى سعادتمند داشته باشند. لطفى است از جانب خداى تبارک و تعالى به بشر که قابل از براى این است که تربیت بشود و تربیت بشر به وحى خدا و به تربیت انبیاء این است که چیزهایى که رابطه بوده است ما بین آن عالم و این عالم… آنها را به ما بیان کردند».[۴]

بر این مبناست که امام راحل(ره) به تربیت جسم، بدون تربیت روح، هیچ اعتقادى نداشتند بلکه آن را مضر و در خدمت طاغوت مى‌دانستند[۵] و اصالت را به تربیت روحى مى‌دادند که البته براى تربیت روحى، تربیت جسمى را چیزى لازم به حساب مى‌آوردند و معتقد بودند که عقل سالم، در بدن سالم است[۶] و کسانى که ورزش مى‌کنند و آمادگى پیدا مى‌کنند، روح آنها معنویات را هم زودتر قبول مى‌کند[۷] و «ورزش، همان طور که بدن را تربیت مى‌کند و سالم مى‌کند، عقل را هم سالم مى‌کند».[۸]

به قول سعدى:

ورنه جان در کالبد دارد حمار[۹]     آدمى را عقل باید در بدن ‌

حقیقتى که امام بر آن تاکید مى‌ورزند، چیزى است که سیاق آیات شریفه قرآن به آن دلالت دارد، آنجا که تلویحا ضرورت همراهى قوت و امانت را متذکر مى‌گردد[۱۰] و تعجب‌برانگیز بودن جسم را از ویژگى‌هاى منافقین مى‌شمارد.[۱۱]

احادیث شریفه معصومین(علیهم السلام)، قلب را امام بدن مى‌دانند و مرض قلب را عامل مرض جسم و سلامتى قلب را عامل سلامتى جسم مى‌دانند.

محور چهارم: منشاى برتر براى کسب قدرت

پاره‌اى از اظهارات امام در خصوص ورزش، به مقوله‌اى اشاره دارد که با مقولات پیشین متفاوت است زیرا در آنجا سخن از ورزش به عنوان یک بعد از ابعاد تربیت بود که امام وفق جدیدترین و صحیح‌ترین اصول و موازین علمى و عقلى، به آن اعتقاد داشتند. اما وقتى سخن از قدرت و توانمندى باشد و از ورزش به عنوان وسیله‌اى براى قوى شدن مطرح شود، امام دیدگاه دیگر دارند.

امام به عنوان عارفى وارسته، اعتقاد راسخ دارند که هیچ چیز جز اتصال به خداوند انسان را قدرت نمى‌بخشد و هر قدرتى جز او، فانى و ناپایدار است و بدون اتصال به قدرت لایزال الهى هیچ تمرین و تربیت و تدبیرى نمى‌توانند ضعف انسان را به قدرت و حقارت او را به عزت و عظمت مبدل سازد.

این که امام از هیچ قدرتى هراس نداشتند و آنها را پوشالى مى‌دانستند، با تکیه بر همین دیدگاه بود و پیروزى انقلاب علیرغم نداشتن هیچ اسلحه‌اى برابر قدرت‌هاى شیطانى که به عظیم‌ترین سلاح‌ها مجهز بودند را با اعتقاد و اتکاء به چنین سرچشمه‌اى لایزال مى‌دانستند و هم از این رو بود کراراً از ورزشکاران مى‌خواست که در قدرتمندى و دلیرى به امام على(علیه السلام) اقتدا کنند و از او الهام بگیرند و به آن حکایت مشهور از امام على(علیه السلام) اشاره مى‌فرمودند که وقتى با نمک و نان جوین خشکیده افطار مى‌کردند، شخصى از ایشان پرسید که چگونه با غذا، آن قدرت در شما هست و حضرت پاسخ فرمودند: که درخت‌هایى که در بیابان هست، محکم‌تر است و صلابتش بیشتر و اینجور نیست که انسان با خوردن قدرت پیدا کند.[۱۲]

امام سرچشمه قدرت و نیرومندى را در ورزش نمى‌جستند بلکه سرچشمه دیگرى براى آن مى‌شناختند و گاه به شکل دعا[۱۳] و گاه به شکل موعظه[۱۴] یا اشکال دیگر[۱۵] ذهن ورزشکاران را به سوى آن معطوف مى‌داشتند و لزوم تهذیب در کنار تربیت بدنى و عقلى را یادآور مى‌گردیدند[۱۶] و از آنان مى‌خواستند که ذکر خدا را در ورزشگاه‌ها تقویت کنند[۱۷] و اخلاق و ذکر ورزشکاران را عاملى براى صدور انقلاب مى‌دانستند[۱۸] نه پیروزى آنها در مسابقات را.

ایشان در قالب دعا، منشا دیگرى را براى قدرت معرفى مى‌کردند و مى‌فرمودند: «خداوند ان شاء الله به شما قدرت زیادتر، قوه ایمان، قوه تهذیب نفس، قدرت بر تسلط بر نفس، عنایت کند».[۱۹]

امام راحل، نه تنها براى قدرت، سرچشمه دیگرى را مى‌شناختند و مى‌شناساندند بلکه برداشت ایشان از مفهوم پیروزى و شکست نیز با برداشت‌هاى عادى متفاوت بود.

ایشان چهره بشاش ورزشکاران را پیروزى مى‌دانستند و مى‌فرمودند: «این چهره‌هاى شما و آن حال بشاشتى که در چهره‌هاى شما دیده مى‌شود، این خودش پیروزى است»… مهم این است که در کنار پیروزى‌ها همان طور که توجه داشته‌اید و دارید، انشاء الله پیروزى بر نفس خودتان هم داشته باشید.[۲۰]

این نگاه امام به مساله پیروزى و شکست و قدرت، از ویژگى‌هاى ایشان به عنوان یک عالم عارف است و بعید نیست اگر از دید بعضى مورخین غربى مانند پرفسور «استالانیلاس» فرانسوى به دور مانده باشد آنجا که مى‌پندارد پیروزى مسلمین صدر اسلام در جنگ‌ها، در اثر مهارت‌هاى آنها در اسب‌سوارى و تیراندازى بوده است[۲۱] و به منشأ اصلى آن که معنویت و ایمان آنهاست، اشاره‌اى نمى‌کند.

این رسول گرامى است که مى‌فرماید:[۲۲]

آیا گمان کرده‌اید که قدرت در حمل سنگ است؟! بى‌تردید قدرت این است که دل شما از خشم سرشار شده باشد و بر آن پیروز شوید.

«ان الحدید لیس من غلبه الناس ولکن الحدید من غلبه على نفسه».[۲۳]

قدرتمند آن کسى نیست که بر مردم پیروز شود بلکه قدرتمند کسى است که بر نفسش پیروز گردد؛ و هم او مى‌فرماید:

«من قو على نفسه تنا هى فى القوه».[۲۴]

آن که در مبارزه با نفسش قوى باشد، به منتها درجه قدرتمندى رسیده است؛ آیا پیروزى در چنین نبردى، جز با قدرت الهى میسر است «انه لا ینال ذلک الا بفضلک».[۲۵]

پى‌نوشت‌ها

۱- امام خمینى، صحیفه امام، ص ۱۸۶، تاریخ سخنرانى ۶/ ۸/ ۵۷، در میان جمعى از ایرانیان.
۲- همان.
۳- همان، جلد ۸، ص ۹۵،‌۹۶، تاریخ سخنرانى ۲۱/ ۳/ ۵۸ در جمع دانشجویان پلیس.
۴- همان، ج ۴، ص ۱۸۹، تاریخ سخنرانى ۶/ ۸/ ۵۷؛
۵- همان، ج ۸، ص ۲۲۲، تاریخ سخنرانى ۳۰/ ۳/ ۵۸ در جمع ورزشکاران و فرهنگیان بابل.
۶- همان، ج ۷، ص ۲۶، تاریخ سخنرانى ۲۳/ ۲/ ۵۸؛
۷- همان، ج ۸، ص ۲۲۲، تاریخ سخنرانى ۳۰/ ۳/ ۵۸ و جلد نهم ص ۷۴؛
۸- همان، ج ۷، ص ۲۶۱، تاریخ سخنرانى ۲۳/ ۲/ ۵۸ در جمع ورزشکاران و فرهنگیان بابل و نیز ج ۱۶، ص ۸۰، تاریخ سخنرانى ۱۶/ ۱۲/ ۶۰ در جمع اعضاى تیم‌هاى فوتبال منتخب تهران.
۹- کلیات سعدى قصاید فارسى ص ۳۳، در مدح امیر انکیاتو.
۱۰- در آیات قرآن کریم هرگاه صفت قوى بودن براى کسى به عنوان مدح ذکر مى‌شود در کنار آن امین بودن را هم ذکر مى‌شود و این کار اشاره به این دارد که قدرت به شرطى حسن است که با امانت و صداقت همراه باشد رجوع شود سوره قصص آیه ۳۶، و سوره نمل آیه ۳۹؛
۱۱- سوره منافقون، آیه ۴؛
۱۲- میزان الحکمه.
۱۳- صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۴۲۲، تاریخ سخنرانى ۲۱/ ۹/ ۶۰ و نیز جلد ۸، ص ۳۳، تاریخ ۹/ ۳/ ۵۸؛
۱۴- همان، ج ۷، ص ۵۴۱، تاریخ ۸/ ۳/ ۵۸؛
۱۵- همان،‌ ج ۱۵، ص ۴۲۲، تاریخ سخنرانى ۲۱/ ۹/ ۶۰؛
۱۶- همان، ج ۷، ص ۲۶۱، تاریخ سخنرانى ۲۳/ ۲/ ۵۸؛
۱۷- همان، ج ۸، ص ۳۵، تاریخ سخنرانى ۹/ ۳/ ۵۸، و ج ۱۵، ص ۴۲۲، تاریخ ۲۱/ ۹/ ۶۰؛
۱۸- همان، ج ۷، ص ۲۶۳، تاریخ ۲۳/ ۲/ ۵۸؛
۱۹- همان، ج ۷، ص ۲۶۳، تاریخ ۲۳/ ۲/ ۵۸؛
۲۰- همان، ج ۱۵، ص ۴۲۲، تاریخ ۲۱/ ۹/ ۶۰؛
۲۱- مقدمه‌اى بر مبانى تربیت بدنى در اسلام معاونت پرورشى و نیروى انسانى اداره کل تربیت بدنى تابستان ۱۳۶۱، ص ۸۷؛
۲۲- نهج الفصاحه، حدیث ۲۸، و نیز حدیث ۲۹۹، ۳۰۶؛
۲۳- نهج الفصاحه، حدیث ۱۷۹۵؛
۲۴- همان ماخذ، ۹۶، ص ۸۸؛
۲۵- قمى، شیخ عباس، مفاتیح‌الجنان دعاى کمیل.
منبع: ورزش و ورزشکار از دیدگاه امام خمینى(ه)؛ ص۱۱۵

ورزش در قرآن(۱)

 قرآن، کتاب آسمانى اسلام، بزرگ‌ترین سرمشق و راه‌گشاى زندگى انسان‌ها در همه شؤون و امور، تا روز قیامت است. در این کتاب بزرگ و بى‌نقص ـ که کلام خالق انسان و تمام هستى مى‌باشد ـ آیاتى وجود دارد که به گونه‌اى بر اهمیت ورزش و نیرومندسازى جسم در کنار تقویت روح و بُعد علمى دلالت دارد.

ما در اینجا به برخى از آیات ـ در حدود وسع کتاب ـ اشاره مى‌کنیم، ‌باشد که راه‌گشاى ورزش‌کاران، ورزش‌دوستان و سایر اقشار جامعه مؤمن و مسلمانان‌ها باشد، ان‌شاءالله.

طالوت و نیرومند‌سازى

از جمله مواردى که نیرومندى جسمانى به عنوان یک مزیت و امتیاز در قرآن ذکر شده، داستان طالوت و قوم بنى‌اسرائیل است.

قوم یهود که در زیر سلطه فرعونیان، ضعیف و ناتوان شده بود، بر اثر رهبرى‌هاى خردمندانه حضرت موسى(علیه السلام) از آن وضع اسف‌انگیز نجات یافته و به قدرت و عظمت رسیدند، ولى پس از مدتى دچار غرور شده و دست به قانون‌شکنى زدند، و به همین جهت، سرانجام از قوم «جالوت» ـ که در ساحل دریاى روم، بین فلسطین و مصر مى‌زیستند ـ شکست خورده و ۴۴۰ نفر از شاه‌زادگانشان نیز به اسارت جالوتیان درآمدند.

این وضع، چندین سال ادامه داشت، تا آن که خداوند پیامبرى به نام «اشموئیل»[۱] را براى نجات و ارشاد آنها برانگیخت. بنى‌اسرائیل گرد او اجتماع نموده و از او خواستند رهبر و امیرى براى آنها انتخاب‌ کند، تا همگى تحت فرمان و هدایت او، با دشمن نبرد کنند و عزت از دست رفته خویش را بازیابند.[۲]

اشموئیل به درگاه خداوند روى آورده و خواسته قوم خود را به پیشگاه حضرت احدیّت عرضه داشت، به او وحى شد که طالوت را به پادشاهى ایشان برگزیدم:

«وَ قالَ لَهُمْ نَبِیٌّهُمْ اِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالوُتَ ملِکا؛[۳]

و پیامبرشان به آنها گفت: خداوند، طالوت را براى زمام‌دارى شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.»

از آنجا که طالوت مردمى کشاوز بوده و توانایى مالى چندانى نداشت، اشراف با انتخاب وى مخالفت نمودند:

«قالوُا انّى یَکونُ لَهُ الُملکُ عَلَیْنا و نَحنُ اَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤتَ سَعَهً مِنَ الْمالِِ؛[۴]

گفتند: چگونه او بر ما حکومت داشته باشد، با این که ما از او شایسته‌تریم؟ و او ثروت زیادى ندارد.»

او نه ثروت و قدرت مالى دارد ونه موقعیت اجتماعى وخانوادگى، زیرا از خاندان نبوت و پیامبرى نبوده و از خاندان پادشاهى نیز نیست. اشموئیل در پاسخ گفت:

«اِنَّ اللهَ اصْطَفیهُ عَلیْکُم وَ زادَهُ بَسْطَهً فِى الْعِلمِ وَ الْجِسْمِ؛[۵]

خداوند او را بر شما برگزیده و علم (قدرت) جسم او را وسعت بخشیده است.»

چنان‌که ملاحظه مى‌شود، اشموئیل پیامبر دو خصلت «گسترش علمى و توانایى جسمى» را بر دو خصوصیت دیگر، یعنى قدرت مالى و افتخارات نژادى و نَسَبى، فضیلت و ترجیح مى‌دهد[۶] و دارنده این دو خصلت را براى احراز مقام رهبرى شایسته‌تر مى‌داند، در این‌جا قدرت بدنى با صراحت به عنوان یک مزیت و فضیلت مطرح شده و در کنار علم و قدرت علمى قرار گرفته و با‌ ‌آن مقایسه شده است.

هنگامى اهمیت این مقایسه روشن مى‌شود که با اهمیت علم از دیدگاه اسلام آشنا شویم. در قرآن مى‌خوانیم:

«اِنَّما یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء؛[۷]

در جمع بندگان الهى، فقط علما هستند که ترس و بیم از خداوند دارند (و حس تقوا و پرهیزگارى در دل آن‌ها راه دارد).»

«مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فقَدْ اُوتِیَ خَیْراً کَثیراً[۸]؛

کسى که از حکمت (و دانش و استحکام در اندیشه و گفتار و رفتار) برخوردار گردید، به خیر و برکت فراوانى دست یافته است.»

کسى که از حکمت (و دانش و استحکام در اندیشه و گفتار و رفتار) برخوردار گردد، به خیر و برکت فراوانى دست یافته است.»

خداوند در مقام بیان منزلت والاى حضرت یحیى(علیه السلام) مى‌فرماید:

«وَ اَتَیْناهُ الْحُکْمَ صِبَیاً[۹]؛

ما به یحیى(علیه السلام) ، آنگاه که کودکى بیش نبود، حکم و داورى متین و رأى و اندیشه‌اى استوار ارزانى داشتیم. و در کودکى به او دانایى عطا کردیم.»

«یَرْفَعِ اللهُ الَّذینَ آمَنوُا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ اُتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ[۱۰]؛

خداوند آن‌هایى را که ایمان آورده‌اند و کسانى را که دانش یافته‌اند، به درجاتى برافرازد.»

در احادیث نبوى نیز در این خصوص چنین آمده است:

«مِدادُ العُلَماءِ اَفْضَلُ مِنْ دِماء الشُّهداء[۱۱]؛

مرکب قلم دانشمندان، از خون شهیدان برتر است.»

«اِنَّ الْمَلائکَهَ لَتَضعُ اَجْنِحَتَها لِطالبِ الْعِلْم رِضیً بما یَصْنَعُ[۱۲]؛

فرشتگان آسمانى براى ابراز رضایت و شادمانى نسبت به دانش آموختن طالبان علم، پروبال خویش را فرو مى‌نهند.»

«اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَو بالصّین[۱۳]؛

جویاى دانش و علم باشید، هر چند آن را در چین (و نقاط بسیار دوردست) سراغ گرفته باشید.»

«فَقیهٌ اشَدُّ عَلَى الشَّیاطینِ مِنْ اَلْفِ عابِدٍ[۱۴]؛

وجود یک فقیه و فرد واجد بینش و بصیرت دینى، از دیدگاه شیطان‌ها و اهریمن صفتان، طاقت‌فرساتر و تحمّل‌ناپذیرتر از وجود هفتاد عابد است.»

«مَوتُ قَبیلَهٍ اَیْسَرُ مِنْ مَوْتِ الْعالِمِ[۱۵]؛

مرگ یک گروه و قبیله، از مرگ یک عالم و دانشمند، آسان‌تر و تحمل‌پذیرتر است.»

حال که تا حدودى با ارزش و مقام والاى علم و عالم از دیدگاه اسلام آشنا شدیم، مى‌توانیم به اهمیت تقویت جسم نیز پى ببریم، زیرا در این آیه قرآنى، نیرومندى جسمانى در ردیف نیرومندى علمى ـ و البته بلافاصله پس از آن ـ ذکر شده است.

البته باید توجه داشت نیرومندى علمى بر توانایى جسمانى اولویت و برترى دارد و رهبر چنان چه از نظر علمى ضعیف باشد، دیگر نمى‌‌تواند رهبرى کند و توانایى جسمى او نیز کمکى به وى نخواهد کرد.

بدین جهت است که مى‌بینیم ابتدا توانایى علمى طالوت مطرح شده و سپس توانایى جسمى وى، و فرمود: «وَ زادَهُ بَسْطَهً فى الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ.»

از همین جا مى‌توان استفاده کرد که قوى بودن جسمانى براى یک ورزشکار کافى نبوده و باید به موازات تقویت جسم ـ بلکه مقدم بر تقویت جسم ـ به تقویت جنبه علمى و ایمانى نیز بپردازد.

قدرت بدنى و حتى قدرت علمى فراوان، چنان‌چه با ایمان به خدا همراه نگردد، جز زیان و خسران، فایده دیگرى براى جامعه بشرى نداشته و همچون تیغ تیزى خواهد بود در دست زنگیِ مست.

شجاعت و توان رزمى حضرت داوود(علیه السلام)

هنگامى که طالوت براى مبارزه با جالوت به سوى او حرکت مى‌کند، جنگ‌جویان فراوانى از مردان بنى‌اسرائیل وى را همراهى مى‌کنند، ولى در نهایت با تعداد نیروى اندکى که داراى ایمانى راسخ و استوار بودند، در برابر لشکر انبوه و مجهّز جالوت، صف‌آرایى مى‌نمایند.

خداوند متعال به اشموئیل پیامبر وحى مى‌فرستد که قاتل جالوت شخصى است که زره حضرت موسى(علیه السلام) به تن او اندازه باشد، و او مردى است از فرزندان «لاوى بن یعقوب» و نامش «داوود بن ایش» است. ایش، مرد چوپانى بود که ده پسر داشت[۱۶] و داوود کوچک‌ترین آنها بود.

طالوت به هنگام گردآورى سپاه، به دنبال ایش مى‌فرستد که خود و فرزندانت در لشکر من حضور یابید. آن‌گاه زره حضرت موسى(علیه السلام) را به تن یک‌یک فرزندان ایش مى‌کند، ولى براى هر کدام یا کوتاه است و یا بلند؛ مى‌پرسد: آیا پسر دیگر نیز دارى؟

مى گوید: آرى، کوچک‌ترین پسرم را با خود نیاورده‌ام، تا از گوسفندان نگهدارى کند.

طالوت به دنبال داوود مى‌فرستد و وقتى زره را به وى مى‌پوشاند، آن را درست به اندازه وى مى‌یابد.

داوود شخصى قوى هیکل، نیرومند و شجاع بود. [۱۷] طالوت براى این‌که به توان رزمى و قدرت بدنى داوود پى ببرد، از او مى‌پرسد: آیا تاکنون قدرت و نیرومندى خود را آزمایش کرده‌اى؟

وى پاسخ مى‌دهد:‌ آرى،‌ هرگاه شیرى به گله من حمله نموده و گوسفندى را به دهان مى‌گیرد، من خود را به آن شیر رسانده و با قدرت، دهانش را باز نموده و گوسفند را از آن خارج مى‌کنم![۱۸]

جالوت که داراى عظمت و ابّهت ویژه‌اى بود، در پیشاپیش لشکر خویش بر فیلى سوار بوده و تاجى بر سر داشت، یاقوتى نیز بر پیشانى وى مى‌درخشید.

داوود به اقتضاى شغل چوپانى، فلاخونى در اختیار داشت که سنگ در آن نهاده و به طرف حیوانات درنده‌اى که قصد دریدن گوسفندان را داشتند پرتاب مى‌کرد.

سنگى در آن نهاده و آن را به طرف سربازانى که در سمت راست جالوت بودند پرتاب مى‌کند و آنان را متفرق مى‌سازد. سربازان سمت چپ وى را نیز به همین ترتیب از او دور مى‌سازد. آن‌گاه آخرین سنگى را که به همراه آورده بود، در فلاخن نهاده و آن را به سوى جالوت پرتاب مى‌کند.

سنگ یاقوتى که روى پیشانى جالوت بود اصابت نموده، آن را خرد کرده و به مغزش اصابت مى‌کند! ناگاه پیکر بى‌جان جالوت بر روى زمین قرار مى‌گیرد.[۱۹]

و خداوند بدین گونه رهروان راه حق رابه پیروزى مى‌رساند و به داوود نیز که خدمت بزرگى نموده و شایستگى خویش را به خوبى به اثبات رسانیده بود، حکومت و دانش مى‌بخشد:

«فَهَزَمُوهُمْ بِِاِذْنِ اللهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ اتیهُ اللهٌ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَهَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا یَشاءُ[۲۰]؛

سپس آنان به فرمان خدا، ایشان (سپاه دشمن) را به هزیمت و شکست واداشتند و داوود (جوان کم‌سن و سال نیرومند و شجاع که در لشکر طالوت بود) جالوت را کشت، و خداوند حکومت و دانش را به او بخشید، و از آن چه مى‌خواست به او تعلیم داد.

ادامه دارد…

پى‌نوشت‌ها

۱- در زبان عربى به «اشموئیل»، «اسماعیل» گفته مى‌شود.
««عن الباقر(علیه السلام) : هو اشموعیل و هو بالعربیه اسماعیل». (ملامحسن فیض کاشانى، تفسیر الصافى، ج ۱، ص ۲۵۱).
۲- گروهى که این خواست را مطرح کردند، طبقه اشراف ـ و به اصطلاح قرآن «ملاء» ـ بودند. در ضمن باید دانست در آن زمان بین بنى‌اسرائیل چنین بود که نبوت در یک خاندان، و پادشاهى نیز در خاندان دیگر بود. نبوت در بین فرزندان «لاوى» (پسر حضرت یعقوب) و پادشاهى در بین فرزندان «یهودا» (حضرت یوسف).
۳- بقره (۲)، آیه ۲۴۷؛
۴- همان.
۵- همان‌جا.
۶- شیخ طبرسى، تفسیر جوامع الجامع، ص ۴۵؛
۷- فاطر (۳۵)، آیه ۲۸؛
۸- بقره (۲)، آیه ۲۶۹؛
۹- مریم (۱۹)، آیه ۱۲؛
۱۰- مجادله (۵۸) آیه ۱۱؛
۱۱- شهید ثانى، منیه المرید، ص ۹؛
۱۲- همان.
۱۳- همان.
۱۴- همان.
۱۵- همان.
۱۶- در بعضى از تفاسیر، تعداد فرزندانش، چهار یا شش ذکر شده است.
۱۷- تفسیر الصافى، ج ۱، ص ۲۵۵ و ۲۵۶؛
۱۸- سیدمحمد حسین طباطبائى، تفسیر المیزان، ص ۲۹۹، تفسیر الصافى، ج ۱، ص ۲۵۶؛
۱۹- تفسیر الصافى، ج ۱، ص ۲۵۶؛
۲۰- بقره (۲)، آیه ۲۵۱؛
منبع: سایت اندیشه قم

ورزش‌هاى فکرى

فکر و اندیشه

یکى از ابزار موفقیت انسان، تفکر و اندیشه سالم است. اگر انسان بخواهد رشد فکرى پیدا کند، باید فکر خود را در مسیر بالندگى و رشد، حرکت دهد، کسانى که انگیزه فرهنگى و علمى والائى دارند، باید با ورزش‌هاى مخصوصى، قدرت تفکر خود را بالا ببرند.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: همانا فکر تو، وسعت همه کارها را ندارد پس آن را براى کارهاى مهم، آزاد بگذار.[۱]

و در روایت دیگر فرمودند: وقتى فکرت را بر تمام کارهایت مقدم بدارى، آینده‌ات نیکو خواهد شد.[۲]

فکر و اندیشه، نیاز به مراقبت دارد و انسان باید سعى کند افکار خود را از آلودگی‌هاى فکرى پاک کند و قدرت اندیشه و تفکر را در مسائل زیربنایى به کار گیرد.

براى این کار، تمرین بسیار لازم است تا فکر انسان، از عوامل متفرق به سوى تفکر در مسائل اعتقادى عبادات و مطالعه به کار گرفته شود.

شرایط ورزش روحى، فکرى

ورزش‌هاى روحى و فکرى باید تحت شرایط و برنامه‌هاى صحیح اجراء شوند تا آثار و نتیجه مثبت داشته باشند.

۱- مکان ورزشى خلوت و بى‌سر و صدا باشد.

۲- زمان هر تمرین حداقل ۱۰ تا ۲۰ دقیقه باشد.

۳- زمان تمرین، منظم باشد.

۴- حداقل روزى یکبار تمرین‌ها انجام شود.

۵- تمرکز در تمرین‌ها وجود داشته باشد.

ورزش تمرکز در مطالعه

یکى از مشکلات افراد در مطالعه، عدم تمرکز در مطالعه است. بسیارى از افراد هنگام مطالعه تمرکز ندارند و خیلى زود از آن خسته مى‌شوند. براى آن که در مطالعه تمرکز حاصل شود، باید عوامل تفرقه در مطالعه را جستجو کرده و آنها را از بین برد.

عوامل تفرقه فکر

۱- مشکلات و نارسایی‌ها

مشکلات و نارسایی‌ها مى‌توانند عامل تفرقه فکر باشند و فکر انسان را به خود مشغول دارند. لذا باید مشکلات و نارسایی‌ها را هنگام مطالعه فراموش نماییم.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: کسى که بسیارى از امور را پشت سر نیندازد، خوشى زندگیش مختل مى‌شود.[۳]

یکى از برخوردهاى منطقى با مشکلات، فراموش کردن آنهاست.

۲- کسالت و تنبلى

یکى از عوامل تفرقه در مطالعه، کسالت وتنبلى است، هر کسى داراى این صفت باشد، نه تنها در مطالعه موفق نمى‌شود بلکه در سایر کارهاى خود نیز موفقیتى نخواهد داشت. در روایت مى‌خوانیم:

بر تو باد پرهیز از سستى و بى‌حوصلگى. زیرا این دو، مانع بهره‌بردارى و سود تو از دنیا و آخرت خواهد شد.[۴]

کسالت و تنبلى را باید با عزم و اراده از بین برد. على(علیه السلام) مى‌فرماید: با اراده محکم، به جنگ سستى‌ها بروید.[۵]

۳- آمال و آرزوهاى معقول و غیر معقول

آمال و ‌آرزوها چه معقول باشند یا غیرمعقول تلقى گردند، باعث تفرقه حواس انسان مى‌شوند. از نظر شرع مقدس اسلام نیز آرزوها باید کوتاه و محدود و قابل دسترسى باشد و گرنه آفت دین و دنیا به شمار مى‌رود.

امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: دنیا مانند آب دریاست، تشنه هر چه بیشتر از آن بنوشد، عطش او زیادتر مى‌شود تا او را به هلاکت برساند.[۶]

۴- سروصداهاى ناهنجار

یکى از عوامل تفرق حواس، سر و صداست. مشکل آلودگى صوتى، یکى از مشکلات فراگیر جامعه است. فردى که مى‌خواهد مطالعه کند، باید مکانى را براى مطالعه در نظر بگیرد که خالى از سروصدا باشد.

۵- اشتغالات فکرى

یکى از عوامل تفرقه حواس، اشتغالات فکرى بیش از حد مى‌باشد. وقتى فکر انسان متفرق و مشغول باشد، نمى‌تواند در مطالعه تمرکز پیدا کند. لذا على(علیه السلام) مى‌فرماید:

همانا فکر تو وسعت همه کارها را ندارند، پس آن را براى کارهاى مهم آزاد بگذار.[۷]

۶- خستگى

یکى از موانع مطالعه و تمرکز، خستگى است. کسى که مى‌خواهد کارهاى فکرى انجام دهد، باید خود را بیش از اندازه خسته نکند. کارهاى بدنى، فعالیت‌هاى ورزشى سنگین که همراه با خستگى باشد با کارهایى فکرى در تضاد مى‌باشد.

۷- اضطراب و نگرانى

اضطراب و نگرانى، عامل تفرقه حواس و باعث عدم تمرکز در انسان است.[۸]

۸- شرایط نامناسب محیط

یکى از عوامل تفرقه فکر، شرایط بد و نامناسب محیط مطالعه است. سرد بودن زیاد مکان مطالعه، گرم بودن زیاد مکان مطالعه، کم یا زیاد بودن نور و عدم نور کافى، از شرایط نامناسب محیط مطالعه به شمار مى‌رود.

ورزش تمرکز براى خوابیدن

یکى از مشکلات عصر حاضر، بدخوابى و کم‌خوابى است.[۹] بسیارى از افراد، از دیر خوابیدن در هنگام شب، گله دارند و برخى به داروهاى خواب‌آور متوسل مى‌شوند. امّا بیدار خوابى را مى‌توان با به دست آوردن تمرکز در هنگام خواب درمان کرد:

۱- هر شب هنگام خواب، چند دقیقه پیرامون کارهاى روز خود فکر کنید و جهات مثبت و منفى آن را ارزیابى کنید.

۲- عوامل گرایش به کارهاى بد و عوامل گرایش به کارهاى خوب را بررسى کنید. تصمیم بگیرید کارهاى بد را تکرار نکنید و کارهاى خوب را بیشتر انجام دهید.

۳- دعاهاى هنگام خواب را بخوانید.[۱۰]

۴- دو ساعت قبل از خوابیدن، از خوردن غذاها و آشامیدنی‌هاى مقوى پرهیز کنید.

۵- بالش زیر سر را، کوتاه انتخاب نمائید.

۶- از موادى که زائل‌کننده خواب هستند مثل چاى و قهوه استفاده نکنید.

۷- تنفس را از راه بینى انجام دهید.

۸- اگر از خواب بیدار شدید، روى برنامه‌هاى جدید خود فکر کنید، کارهایى را که باید انجام دهید دسته‌بندى کرده و نسبت به زمان و مکان آن برنامه‌ریزى نمائید. این برنامه‌ریزى، بر اساس واقعیات باشد.

۹- پارچه‌اى روى دو چشم قرار دهید تا به تاریکى بیشتر کمک شود.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . غرر الحکم، ص ۲۵۲
[۲] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۵۳۹
[۳] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۲۶۸
[۴] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۳
[۵] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۵
[۶] . اصول کافى، ج ۲، ص ۱۳۶
[۷] . غرر الحکم، ص ۳۵۲
[۸] . توضیح در کتاب اضطراب و نگرانى اثر دیگر مؤلف.
[۹] . توضیح بیشتر را در کتاب تربیت فرزند اثر دیگر مؤلف مطالعه کنید.
[۱۰] . توضیح این را در کتاب اخلاق در زندگى ج ۱، اثر مؤلف مطالعه کنید.
محمد حسین حقجو
منبع: سایت اندیشه قم

ورزش کودکان(۳)

۱- صرف انرژى اضافى

بازى براى کودک، یک کار جدى و یک نیاز طبیعى است، یکى از فواید بازى، این است که انرژی‌هاى زائد کودک، به وسیله بازى به مصرف رسیده و عضلات کودک، قوى مى‌شود. زیرا کودک با وجود انرژى زیاد، مسئولیت زیادى در زندگى به عهده ندارد. در این حال، ورزش، بهترین راه تخلیه انرژی‌هاى اضافى اوست.

کودک به وسیله دویدن، پریدن، شنا کردن و … انرژى اضافى را تخلیه کرده و از نظر روحى و روانى نیز آرام مى‌شود و هیجانات خود را در زمین ورزش تخلیه مى‌نماید.

۲- شکوفایى و رشد استعدادها

یکى از فواید ورزش، آن است که ورزش و بازى به کودک کمک مى‌کند تا استعدادهاى او شکوفا شده و به تکامل برسد. مربیان دلسوز و زیرک با توجه به نوع بازی‌ها و ورزش‌هاى مورد علاقه کودکان مى‌توانند شخصیت واقعى و حقیقى و استعدادهاى نهفته کودکان و حساسیت‌هاى روحى آنان را کشف کرده و در برنامه‌ریزى‌هاى تربیتى مورد توجه و استفاده قرار دهند.

بازى، وسیله‌اى است که به کودک کمک مى‌کند، خود را بهتر بشناسد، تصورات او را گسترش دهد و فکرش را توسعه بخشد و درک کند که چگونه خود را کنترل نماید و بین اعضای مختلف بدن و مغز خود، هماهنگى برقرار نماید و بازى، وسیله‌اى براى رشد و شکوفایى استعدادها مى‌باشد. کودک، به وسیله بازى، با اشیاء و اشخاص خارج ارتباط برقرار مى‌سازد، هوش و قواى عقلى خود را به کار مى‌گیرد، آزمایش مى‌کند و علم و تجربه ودرس زندگى مى‌آموزد و به این وسیله نیروى تخیل و خلاقیت خود را پرورش مى‌دهد.

کودک، در بازى آنچه را دیده است و آنچه را که مى‌داند، منعکس مى‌کند و این، احساس او را عمیق‌تر مى‌سازد و تصورات او را دقیق‌تر مى‌کند.

۳- فراگیرى اخلاق اجتماعى

یکى از فواید ورزش، آن است که به کودک کمک مى‌کند تا قواعد و قوانین اجتماعى را بشناسد. کودک به وسیله بازى، با انسان‌هاى دیگر ارتباط برقرار مى‌سازد و روح تعاون و همکارى و مسئولیت‌پذیرى و سازش اجتماعى، در او پرورش مى‌یابد.

به وسیله بازی‌هاى دسته‌جمعى، کودک، طریق همزیستى مسالمت‌آمیز، همکارى و تعاون با دیگران و رعایت حقوق آنان، رعایت نظم و قانون، دفاع از حقوق مشروع خود، مسئولیت‌پذیرى وتسلیم در برابر مسئولیت‌هاى دیگران و به طور کلى زندگى اجتماعى را فرا مى‌گیرد.

از جمله آموزش‌هایى که کودک در هنگام بازى فرا مى‌گیرد آن است که: نوبت را در بازى، مراعات نماید، پس از استفاده از اسباب‌بازى، آن را به کودکان دیگر واگذار نماید، اسباب‌بازى را خراب نکند، رعایت حال دیگران را بنماید، با کودکان دیگر ارتباط سالم برقرار نماید (و به این طریق آداب معاشرت بیاموزد) در هنگام شکست و پیروزى، بردبارى داشته باشد، انعطاف‌پذیر باشد، توانایی‌ها و استعدادهاى خود را بشناسد، تمرکز خود را افزایش دهد، محبت و گذشت به دیگران را تجربه کند.

اعتدال در بازى و ورزش کودکان

یکى از اصول مهم تعلیم و تربیت، اعتدال در کارهاست. این مسئله روشن است که کودک، نیاز به بازى دارد و باید سال‌هاى ابتداى زندگى خود را بیشتر صرف بازى کند، امّا بازى باید در حدّ اعتدال باشد و در سال‌هاى بعد، نوجوان به کارهاى جدى‌تر بپردازد و ورزش، مانع تحصیل و رشد علمى او نشود.

حضرت امام على (علیه السلام) طى روایتى فرمودند: کسى که شیفته بازى و سرگرم لهو و طرب باشد، سعادتمند نخواهد شد.[۱]

ارسطو نیز ورزش و بازى را براى کودکان لازم مى‌دانسته ولى آنها را از پرداختن به ورزش‌هاى سنگین منع نموده و معتقد است: «کودکان باید به طور معتدل ورزش نمایند. نه تا آن حد که مهارت حرفه‌اى به دست آورند. جوانانى که براى شرکت در مسابقه المپیک ورزش مى‌کنند، باید مربیان و اولیاء مراقب باشند، سلامت و تندرستى شان آسیب نبیند و این نکته آشکار است کسانى که در خردسالى قهرمان مى‌شوند، در سالخوردگى به ندرت باز به چنین مقامى مى‌رسند.»[۲]

مربیان باید روش اعتدال در ورزش را به کودکان بیاموزند. ژان شاتو مى‌نویسد: «کودک مثل بزرگسال، متوجه فعالیت‌هاى دشوار است، نه مطبوع. نیازمند آن است که کمکش کنند او را از بازى بیرون کشند، این کار از خودش ساخته نیست، امّا خودش، خواهان آن است. این سر آغاز اراده وى و همچون بذر آن است. پس به هیچ وجه نباید از این که مورد بى‌مهرى او قرار گیریم، بیمى به خود راه دهیم، و حتى باید از این که مطبوع طبعش واقع شده‌ایم، ترسان باشیم. زیرا کودک در اعماق قلب خود از سرگرم‌کنندگانى که مى‌خواهند خود را هم سطح وى جلوه دهند، بیزار است.»[۳]

نظارت فنى

آموزش فنون، طبیعى است که نیاز مبرم به مربى دارد ولى آموزش‌هاى عملى از اهمیت بیشترى برخوردار مى‌باشد. ورزش و نرمش‌ها علاوه بر رعایت مراتب و مراحل لازم باید زیر نظر مربى با تجربه و آگاه باشد.

ورزش‌هایى که تکنیک‌هاى رزمى ویژه را به ورزشکار نوجوان و جوان مى‌آموزد، نظارت مربى متدین و با تجربه را لازم دارد، به علاوه، ارزیابى اولیاء در دوران آموزش ضرورت دارد تا بر اساس توان روحى و فکرى فرد، این تعلیمات ادامه یابد.

زیان‌هاى افراط در ورزش

اگر در ورزش، افراط شود و ورزش از حدّ تعادل بیرون رود، مخاطراتى براى کودکان در پى خواهد داشت، که گاه این عوارض، جبران‌ناپذیر هستند.

پی‌نوشت‌ها

[۱] . غرر الحکم، ص ۸۵۴
[۲] . تربیت بدنى از دیدگاه اندیشمندان غرب، ص ۱۱۶
[۳] . مربیان بزرگ، ص ۳۴۲
منبع: سایت اندیشه قم

ورزش کودکان(۲)

۹٫ حرکات ورزشى باید اثر تربیتى معنوى و جسمى براى کودکان داشته باشد.[۱]

نظارت بر بازی‌هاى کودکان

یکى از وظائف اولیاء و مربیان این است که بر بازى کودکان، نظارت کامل داشته باشند. در بازی‌هاى جمعى و گروهى، نظارت اولیاء مى‌تواند به ایجاد جو سالم و عارى از خشونت و اختلاف به کودکان کمک کند. براى کودکان در حین بازى، ممکن است مسائلى به وجود بیاید که وجود بزرگتر این مشکلات را به خوبى از بین مى‌برد و کودکان در حین بازى با مسائل عاطفى، اخلاقى، روحى، اجتماعى و ایمنى نیز آشنا مى‌شوند.

رعایت و آموزش مسائل اخلاقى، اجتماعى

در هنگام ورزش، مربى باید ضمن نظارت به دانش‌آموزان نکات اخلاقى و اجتماعى را آموزش دهد.

۱٫ جوّ بازى، ملایم و دوستانه باشد و مربیان باید با تمام قدرت، از خشونت در بازی‌هاى ورزشى جلوگیرى کنند، زیرا خشونت در ورزش جایى ندارد.

۲٫ باید به کودکان و نوجوانان آموخت که هنگام بازى، یکدیگر را هل ندهند. زیرا در این صورت، ورزش با مشکل روبرو شده و موجب ناراحتى و نزاع بین بازیکنان مى‌شود.

۳٫ مربى باید در حین بازى، نظم و قانون را به ورزشکاران بیاموزد و آنها را ملزم به رعایت قانون نماید.

۴٫ مربى باید به شخصیت افراد ورزشکار، احترام بگذارد و اگر آنها در حین بازى، اشتباهى مرتکب شدند با آنها، با خشونت رفتار نکند.

۵٫ ادب و نزاکت و بازى صادقانه و حفظ امانت، از هدف‌هاى مهم ورزش است و مربى باید از ابتداى کودکى، این روحیه را در نوجوانان تقویت کند و از طریق ورزش ارزش‌هاى اخلاقى، اجتماعى را به کودکان بیاموزد.

۶٫ مربى در ارائه اصول و مبانى ورزش و آموزش آن، بیش از اندازه سخت‌گیر نباشد و به کودکان فرصت دهد که تجربه‌ها و نظرهاى خود را در یادگیرى اصول و مهارت‌هاى ورزشى در نظر بگیرند.

۷٫ مقدارى از وقت کلاس، صرف ارزشهاى اجتماعى کودکان شود.

۸٫ مربى باید جوّ محیط ورزش را سالم نگه دارد. از اختلاط دختر و پسر جلوگیرى کند. زیرا این امر، باعث انحراف کودکان مى‌شود.

رعایت بهداشت و ایمنى

براى حفظ سلامت ورزشکاران، لازم است نکات ایمنى و احتیاط‌هاى لازم در هر رشته ورزشى رعایت شود. آموزش نکات بهداشت و ایمنى به کودکان لازم و ضرورى است و کودک باید از همان ابتدا که به ورزش مى‌پردازد، این نکات را بیاموزد و به آن عمل کند.

۱٫ زمین و محوطه ورزشى باید مناسب باشد. داراى وسعت کافى باشد، موانع و اشیاء غیرضرورى آن پاکسازى شود و زمین صاف و هموار باشد.

۲٫ ورزش‌هاى مختلف و نکات ایمنى آن، براى افراد بیان شود و مهارت‌هاى ورزشى و مقررات ایمنى هر رشته ورزشى، براى ورزشکاران روشن باشد.

۳٫ در بازی‌هاى دسته‌جمعى، فاصله بین افراد، حفظ شود به گونه‌اى که برخورد بین اعضاء و بازیکنان به وجود نیاید.

۴٫ در بازی‌هاى با توپ، بازیکنان باید چشم به توپ داشته باشند و هیچ گاه توپ را به طرف فردى که متوجه نیست، پرتاب نکنند.

۵٫ رعایت مقررات عبور و مرور در بازی‌هاى مختلف ورزشى، بسیار اهمیت دارد. اگر همه افراد از طرف راست یکدیگر بگذرند، از برخورد افراد با یکدیگر جلوگیرى خواهد شد.

کودکان هنگام دنبال کردن یکدیگر یا دویدن و پرش از موانع، باید زمان و فاصله را برآورد کنند.

۶٫ براى برداشتن و برگرداندن توپ از خیابان‌ها یا مکان‌هاى پر رفت و آمد و خطرناک باید مقررات بسیار سختى برقرار و رعایت شود و مربیان باید در این گونه موارد، مراقب کودکان باشند.

۷٫ بند کفش کودکان باید بسته باشد و کفش کودک با ورزشى که انجام مى‌دهد، مناسب باشد.

۸٫ در ورزش‌هاى سنگین مانند کشتى، فوتبال و… نباید از عینک استفاده شود.

۹٫ به کودکان و نوجوانان باید آموخت که هنگام بازى، یکدیگر را هل ندهند و نزاع و کشمکش ننمایند.

لزوم نظارت بر بازی‌هاى تصویرى و رایانه‌اى

یکى از دستاوردهاى پیشرفت علم و صنعت براى کودکان، پیدایش بازی‌هاى تصویرى و رایانه‌اى است. این بازی‌ها براى کودکان، هیجان‌آور است و از این رو در بین کودکان طرفداران بیشمارى دارد.

امّا در کنار هیجان، افراط در این بازی‌ها عوارضى براى کودکان به همراه دارد که اگر اولیاء بخواهند کودکان از این عوارض مصون بمانند، باید در مقابل این ورزش‌ها روش درست و مناسب را انتخاب نمایند.

روانشناسان معتقدند که بازى با رایانه، عوارض جانبى مثل بی‌هوشى، اختلال در رفتار و گفتار را در پى دارد. اگر والدین بخواهند این عوارض را کم کنند، ‌باید توجه داشته باشند که این گونه بازی‌ها را باید تحت کنترل داشته باشند.

پروفسور «پیرسون» مى‌گوید:[۲]

۱٫ بهترین راه حل، خارج کردن رایانه از اطاق کودک است.

۲٫ راه حل دیگر آن است که والدین هم در بازی‌هاى رایانه‌اى با کودک مشارکت کنند.

۳٫ به کودک اجازه ندهند که در فاصله بسیار نزدیک از صفحه رایانه بنشیند.

۴٫ از رایانه با صفحه کوچک استفاده کنند.

۵٫ نور صفحه تلویزیون را کم کنند.

۶٫ کودک، بازى را تنها انجام ندهد، بلکه دسته‌جمعى بازى نماید.

۷٫ ساعات بازى با رایانه محدود باشد و کودک، ساعت‌هاى طولانى با آن بازى نکند.

۸٫ والدین وقت بیشترى را با کودک بگذرانند.

۹٫ بازی‌هاى دیگر غیر از رایانه، براى کودک فراهم کنند.

۱۰٫ کودک به بازى با رایانه عادت نکند، بلکه براى تنوع به بازى بپردازد.

همراهى اولیاء در ورزش کودکان

از نظر اسلام، کودک باید در بازى کردن آزاد باشد، به شرط آن که ورزش‌هاى خطرناک نکند، در ورزش افراط ننماید، به خود زیان نرساند، مزاحم دیگران نشود و حقوق دیگران را رعایت کند. لازم است اولیاء نیز به گونه‌اى اوقات خود را برنامه‌ریزى کنند که ساعتى در روز را با کودکان خود بازى کنند. بازى اولیاء با کودکان، براى آنان بسیار لذت‌بخش است و کودک، بازى اولیاء با خود را، علامت محبت آنان نسبت به خود مى‌داند و بازى با والدین را بسیار دوست دارد.

على (علیه السلام) طى روایتى مى‌فرمایند: هر کس کودکى دارد، خود نیز باید کودک شود.[۳]

جابر مى‌گوید: دیدم که رسول خدا (صلّى الله علیه و آله و سلم) با دست و پا راه مى‌رفت، در حالى که حسن و حسین(علیهما السلام) بر پشتش سوار بودند و مى‌فرمود: شتر شما، بهترین شترها و شما، بهترین سوار هستید.[۴]

پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله و سلم) در روایتى فرمودند: هر کس کودکى دارد، خود نیز باید تظاهر به کودکى نماید.[۵]

چنانکه بیان شد، رهبران دینى ما، نه تنها کودکان را به واسطه کارها و بازی‌هاى کودکانه، سرزنش نمى‌کنند، بلکه به والدین آنها نیز توصیه مى‌نمایند، خود، کودک شده و با کودکانشان به بازی‌هاى کودکانه بپردازند و خود آنها نیز چنین بوده‌اند.

در سیره پیامبر بزرگ اسلام (صلّى الله علیه و آله و سلم) مى‌خوانیم: آن بزرگوار با نوه‌هاى خردسال خود، بازى مى‌کرده و حتى مرکب آنان مى‌شده و آنان را به دوش مى‌گرفته است. اسلم مى‌گوید: من حسن و حسین(علیهما السلام) را دیدم که بر شانه‌هاى پیامبر (صلّى الله علیه و آله و سلم) سوار شده‌اند. به آن دو رو کرده و گفتم: چه مرکب راهوارى دارید. در این لحظه پیامبر (صلّى الله علیه و آله و سلم) مرا مخاطب ساخته و فرمود: و چه سواران نیکویى.[۶]

همچنین در روایتى چنین مى‌خوانیم: گاه اتفاق مى‌افتاد آن حضرت، در حال نماز بود و همین که سر به سجده مى‌گذاشت، دو نوه بزرگوار ولى کم سن و سال او حسن و حسین (علیهما السلام)، بر پشت او سوار مى‌شدند و به بازى و شوخى مى‌پرداختند. آن حضرت، نه تنها آنها را منع نمى‌فرمود، بلکه آن قدر سجده را طولانى مى‌کردند تا خودشان به میل خود، پائین بیایند. جالب‌تر این که گاهى خود آن حضرت، دو نوه خردسال خود را به کشتى گرفتن واداشته و سپس به تشویق آنان مى‌پرداخت.

در روایات آمده است: شبى پیامبر گرامى اسلام (صلّى الله علیه و آله و سلم) به خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) وارد شدند. امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) نیز که در سنین کودکى بودند، به همراه ایشان بودند. آن حضرت به آن دو فرمودند: بپاخیزید و با هم کشتى بگیرید. آنها نیز برخاسته و به کشتى گرفتن پرداختند. زهرا (سلام الله علیها) براى انجام کارهاى منزل از اتاق خارج شدند. وقتى بازگشتند؛ با کمال تعجب دیدند که پیامبر (صلّى الله علیه و آله و سلم) امام حسن (علیه السلام) را تشویق نموده و مى‌فرماید: حسن،‌ حسین را محکم بگیر و به زمین بزن. حضرت زهرا (سلام الله علیها) با تعجب عرض کرد: پدرجان! این بسیار عجیب است که شما، پسر بزرگتر را تشویق مى‌کنید تا پسر کوچکتر را شکست دهد؟! پیامبر (صلّى الله علیه و آله و سلم) فرمود: دختر جان! آیا تو راضى نمى‌شوى من بگویم. حسن! حسین را به زمین بزن، در حالى که حبیب من «جبرئیل» مى‌گوید: اى حسین! حسن را محکم گرفته و به زمین بزن![۷]

فوائد ورزش در کودک

بازى و ورزش براى کودکان، فواید بیشمارى دارد. نمى‌توان بازى کودکان را تنها سرگرمى تلقى کرد. بلکه ورزش و بازى اگر هدایت شده و تحت نظارت اولیاء باشد، فوایدى براى کودک در پى دارد.

پى نوشتها

[۱] . کلیات تربیت بدنى، ص ۱۳۸٫
[۲] . روزنامه فرهنگ آفرینش، ۲۹ / ۹/ ۷۲٫
[۳] . وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۳٫
[۴] . بحار، ج ۴۲، ص ۲۸۵٫
[۵] . وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۳٫
[۶] . اعیان الشیعه، ج ۴٫
[۷] . بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۸۳٫
منبع: سایت اندیشه قم

ورزش کودکان(۱)

ورزش، نیاز ضرورى کودک

یکى از نیازهاى طبیعى و فطرى کودک، ورزش است. کودکان به طور طبیعى و فطرى به ورزش، بازى و تحرک، علاقه نشان مى‌دهند. ورزش و بازى براى رشد کودک، امرى بسیار ضرورى است و شرط زنده ماندن کودک است. از همان ابتدا که کودکان با صداى وسائل بازى آرام مى‌گیرند، نشستن و راه رفتن مى‌آموزند، نسبت به ورزش علاقه و تمایل نشان مى‌دهند. به همان اندازه که سن کودک بالا مى‌رود، علاقه به بازى نیز در او بیشتر مى‌شود و در سال‌هاى پیش از دبستان، بهترین وسیله سرگرمى کودک به شمار مى‌رود. ورزش و بازى چون واکسیناسیون به موقع، براى کودک لازم و ضرورى است و بسیارى از مسائل آموزشى را کودک در کنار ورزش فرا مى‌گیرد. لذا ورزش کودکان اهمیت زیادى دارد.

اسلام و ورزش کودکان

از آنجا که مکتب اسلام، مکتبى غنى به شمار مى‌رود و به تمام ابعاد وجودى انسان توجه خاص نموده است، در این جا نیز جایگاهى خاص براى ورزش و بازى کودکان در مکتب مقدس اسلام در نظر گرفته شده است و اسلام نسبت به این نیاز طبیعى، بى‌توجه نبوده است.

امام صادق(علیه السلام) طى روایتى فرمودند: بچه را تا هفت سال آزاد بگذارید تا بازى کند.[۱]

و در روایتى مى‌خوانیم: رسول خدا(صلّى الله علیه و آله و سلم) از جایى عبور مى‌کرد، دید کودکان، مشغول خاک بازى هستند، بعضى از اصحاب خواستند آنها را از بازى کردن نهى کنند، پیغمبر(صلّى الله علیه و آله و سلم) فرمود: بگذارید بازى کنند، خاک پرورشگاه کودکان است.[۲]

در قرآن کریم نیز در داستان حضرت یوسف(علیه السلام) به این معنا مى‌توان پى برد که بازى و تفریح، یک ضرورت فطرى است و پیامبران الهى با این ضرورت فطرى، هیچ گاه مخالفت نمى‌کردند. لذا برادران حضرت یوسف(علیه السلام) وقتى مى‌خواستند او را از پدر جدا کنند، موضوعى را مطرح کردند که پدرشان با توجه به پیامبرى و بینش الهى نتواند با خواسته آنها مخالفت کند. لذا بیان کردند: اى پدر فردا یوسف را با ما به صحرا بفرست تا در چمن و مراتع بگردد و بازى کند.[۳] و حضرت یعقوب(علیه السلام) نیز این جهت ایرادى نگرفت و موافقت کرد که یوسف(علیه السلام) با برادران خود به صحرا برود.

اسلام، ورزش را تأیید کرده و به آن سفارش فرموده است.

ورزش کودکان از دیدگاه دانشمندان

دانشمندان روانشناس نیز ورزش را براى کودکان، ضرورى و لازم مى‌دانند. از جمله این دانشمندان، ابوعلى سینا(ره) است که معتقد است اطفال تا ۶ سالگى از تمایلات خود پیروى مى‌کنند و بر اولیاء آنان است که همواره اطفال را از آنچه که به آن تمایل دارند، محروم نکنند و‌ آنچه را که باعث محروم شدن کودکان مى‌شود، بر او تحمیل ننمایند. ابن سینا(ره) سلب آزادى و جلوگیرى از جنب و جوش و بازى کودکان را زمینه‌اى براى افسردگى آنها مى‌داند و نتیجه این افسردگى‌هاى بى‌موقع و زودرس سبب مى‌شود رغبت‌هاى کودکان از بین برود و آنها بیمار شوند.

خواجه نصیرالدین طوسى(ره) ورزش و بازى را وسیله‌اى براى رفع خستگى از فعالیت‌هاى جدى مى‌داند، او شرط بازى را آزادى عمل اطفال مى‌داند و ممانعت از بازی‌هاى غم‌انگیز را وظیفه والدین مى‌شمارد به این معنا که اولیاء نباید بگذارند کودک به بازی‌هاى غم انگیز بپردازد. از نظر خواجه نصیر(ره)، بازى، وسیله‌اى براى بروز توانائی‌هاى کودک، برانگیختن شور و نشاط در کودک و وسیله‌اى براى رسیدن کودک به سلامت جسم و روح است.

ویلیام استرن مى‌نویسد: بازى، یک غریزه براى رشد و نمو استعدادها بوده و یا تمرین مقدماتى براى اعمال آتى مى‌باشد.[۴]

«آنتوان سمیرنوویچ ماکارنکو»، مربى برجسته روسیه مى‌گوید: کودک در هر بازى هر طور باشد، وقتى که بزرگ شد، در کارها هم همان گونه خواهد شد زیرا در هر بازى خوب، قبل از هر چیز، کوشش کار و کوشش فکر وجود دارد. بازى خوب، شبیه کار خوب است. در بازى، احساسات و آرزوهاى کودک ظاهر مى‌شوند. به کودکانى که بازى مى‌کنند بنگرید، ببینید چگونه در نقشى که براى خود انتخاب کرده‌اند، واقعى هستند. احساسات کودکان در بازى، احساسات واقعى و اصیل است و بزرگترها نباید هیچ وقت به آنها بى‌اعتنا باشند.[۵]

افکار غلط نسبت به بازى

برخى اولیاء، از کودکان خود انتظار دارند که مانند بزرگسالان زندگى کنند. حرکت بچه‌گانه و بازى نداشته باشند و همیشه آرام و مطیع و سربزیر باشند و اگر کودکى ساکت و آرام بنشیند و بازى نکند، این کار او را نشانه ادب و تربیت وى مى‌شمارند.

از نظر اسلام و روانشناسان امر تربیت، کودکانى که بازى نمى‌کنند، خمود و سر به زیر و ساکت هستند، کودکانى با ادب به شمار نمى‌روند، بلکه این خصوصیات، علامت کسالت جسمى و ضعف روحى این کودکان است. لازمه رشد و تعادل جسمى و روحى کودک، بازى کردن است.

امام موسى بن جعفر(علیه السلام) مى‌فرمایند: شایسته است که کودک به هنگام خردسالى، بازیگوش باشد تا در بزرگسالى، صبور و شکیبا گردد.[۶] و پیامبر(صلّى الله علیه و آله و سلم) طى روایتى مى‌فرمایند: شیطنت و لجاجت کودک به هنگام خردسالى، نشانه زیادى عقل او در بزرگسالى است.[۷]

لزوم نظارت اولیاء بر بازى کودکان

بر اولیاء فرض و لازم است که در مورد انواع بازی‌ها و ورزش‌هاى کودکان شناخت کامل داشته باشند و آگاهى خود را به وسیله مطالعه کتب مختلف روانشناسى، دینى، اخلاقى قوى نمایند، تا بتوانند در بازی‌ها، کودکان را به روش درست بازى و ورزش راهنمایى کنند. در عین حال که ورزش و بازى بر کودکان لازم و ضرورى است، وظیفه والدین و مربیان این است که سعى کنند کودکان را به سوى ورزش‌ها و بازی‌هایى هدایت کنند که فکر روح، جسم و شخصیت آنها را ساخته و آنها را براى زندگى اجتماعى سالم و مفید آماده سازد.

ورزش‌هایى که به کودکان یاد داده مى‌شود، باید چنان باشند که به تربیت قواى فکرى و نظم روحى آنها منتهى گردد. بدین معنى که اخلاق آنها کامل شود، عادتهاى درست از قبیل انضباط، اطاعت از قانون، حس تعاون و همکارى، را فرا بگیرند، حس ابتکار در آنها بیدار شده و استعدادهاى آنها شکوفا گردد و به مرحله رشد و نمود و تعالى برسند.

کودک در خانه و مدرسه، تحت تعلیم قرار مى‌گیرد و خوب و بد را مى‌شناسد امّا درونى شدن و تثبیت این تعالیم اخلاقى، هرگز به میزان فراگیرى کودک در هنگام بازى قوى نیست. کودک در حین بازى تحت تعلیم بهتر و ثابت‌ترى قرار مى‌گیرد و آموزش حین بازى، تا پایان عمر در ذهن کودک باقى مى‌ماند.

بازی‌هاى مورد علاقه کودک مى‌تواند تا حدّ زیادى معرّف جهت عاطفى، اخلاقى کودک باشد، لذا بازى کودک باید تحت نظارت مربى باشد. بازى، واقعاً بازى نیست، درس زندگى کودک است و نمایشى از سیر تکاملى، فکرى کودک به شمار مى‌رود، لذا مربى باید بازى کودک را هدایت و بر آن نظارت کند.

مربى باید بازى را متناسب سن، خصوصیات فردى و جنسى کودکان انتخاب کند، در غیر این صورت ارزش تربیتى نخواهد داشت و اختلالاتى نیز در رشد کودک به وجود خواهد آورد. اگر کودک نتواند بازى موردنظر مربى را انجام دهد، خشن و عصبانى شده و پرخاشگر مى‌شود، لذا بازى باید متناسب با افراد باشد.

باید به کودک آزادى داده شود تا بر طبق دلخواه خود بازى کند، باید به او فرصت داد تا فکر و هوش خود را به کارگیرد و از اسباب‌بازی‌ها استفاده کند و اگر مشکلى برایش پیش آمد خود در حل آن جدیت به کار برد. امّا اگر نتوانست مشکل خود را حل کند، مربى باید به او کمک کند تا مشکلش را مرتفع نماید.

مربى باید مراقب اسباب‌بازی‌هاى او باشد و به کودک سفارش کند که در حفظ و نگهدارى آنها بکوشد و مواظب باشد که آنها را خراب نکند و اگر خراب کرد فورى آن را دور نیندازد، بلکه آنها را تعمیر نماید و بعد از تمام شدن بازى اسباب‌بازى‌هاى را در جاى مخصوص و منظمى قرار دهد. از همین جا کودک نظم و تربیت را یاد مى‌گیرد.

ورزش در سال‌هاى ابتدایى دبستان

کودک در سال‌هاى اول دبستان، از نظر جسمى، نیاز بیشترى به فعالیت دارد و نمى‌تواند بیش از چند دقیقه در یک جا ثابت بماند و یا توجه خود را به یک مسئله خاص معطوف کند. اگر در حین آموزش در سال‌هاى اول نسبت به ورزش و بازى کودکان بى‌توجه باشیم، موجب دلزدگى کودک از درس و آموزش‌هاى جدى‌تر در سال‌هاى بعد او را فراهم کرده‌ایم. اگر کودک به اندازه کافى ورزش نکند، موجب فقر حرکتى و در نتیجه کاهش رشد از لحاظ جسمانى مى‌شود.

خستگى، فکر و فشار بیش از حد در آموزش دوران کودکى و کم بودن ساعات ورزش، عوارض زیان‌آور و ناگوار بر جاى مى‌گذارد که مهم‌ترین آنها، اختلال در رشد قواى جسمى و روانى است.

درس خواندن، به تنهایى کافى نیست، بلکه بازى و فعالیت‌هاى فکرى، روحى و بدنى کودک نیز یکى از راه‌هاى مفید و مناسب براى پرورش استعدادها و قواى ادراکى آنهاست.

چگونگى فعالیت‌هاى ورزشى کودکان

۱- فعالیت‌هاى ورزشى باید به کارآیى و تناسب بدن کودکان منتهى شود.

۲- ورزش کودکان باید از هر گونه خطرى به دور باشد و بر اساس مهارت‌هاى ساده و آسان قرار گیرد.

۳- ورزش باید مناسب با فضاى دبستان و محیط زندگى باشد.

۴- ورزش نباید بیش از حد، وقت دانش آموزان را بگیرد و به پیشرفت آنان در دیگر درس‌ها صدمه بزند.

۵- مربى باید متوجه روحیات کودکان و اختلافات فردى کودکان باشد.

۶٫ ورزش باید با زندگى و برنامه روزانه کودکان هماهنگ باشد و به پیشرفت آن کمک کند.

۷٫ برنامه‌هاى ورزشى باید فرصت ایجاد اعمال مدیریت و ابراز شخصیت به کودکان بدهد.

۸٫ فعالیتهاى ورزشى باید مورد علاقه کودک باشد. تا او را براى کوشش و فعالیت تشویق کند.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . وسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۳
[۲] . مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۱۵۹
[۳] . ارسله معنا غدا، یوسف، ۱۲
[۴] . روانشناسى کودک، ص ۳۳۱
[۵] . روانشناسى تجربى کودک، ص ۱۳۰
[۶] . مبانى تعلیم و تربیت اسلامى، ص ۱۵۳
[۷] . نهج الفصاحه، شماره ۱۹۴۰، ص ۴۲۰
منبع: سایت اندیشه قم

ورزش بانوان(۱)

اهمیت ورزش براى بانوان

ورزش بانوان، مسئله‌اى مهم است که پیرامون آن بحث‌هاى زیادى شده است. زنان به عنوان نیمى از پیکره اجتماع و مدیر خانه و مسئول نظم و تربیت کودکان خود، براى حفظ نشاط، شادابى و سلامتى، به ورزش نیازمند مى‌باشند.

در بیان لزوم ورزش بیان شد که ورزش براى حفظ سلامت انسان امرى لازم است. در مورد بانوان نیز این مسئله صدق پیدا مى‌کند، زیرا سلامت بانوان نیز با ورزش کردن تأمین مى‌شود.

ورزش براى بانوان به عنوان حرفه و شغل مطرح نیست، بلکه ورزش نوعى تفریح سالم است که زن نیز به عنوان یک فرد از اجتماع باید از آن بهره‌مند باشد.

موافقان و مخالفان ورزش زنان

در اینجا ذکر این نکته لازم است که، پیرامون ورزش بانوان بحث‌هاى زیادى شده است. و اجمال این نقطه نظرها این است:

موافقان: گروهى بر این عقیده‌اند که زن در مسابقات ورزشى شرکت کند و آزاد است هر رشته ورزشى را که مى‌خواهد انتخاب و در آن رشته حرفه‌اى شود و به مسابقه بپردازد و هیچ قیدو‌بندى در این امر نیز وجود ندارد. زیرا زن از حقوق مساوى با مرد باید برخوردار باشد.

مخالفان: گروهى از افراد مخالف ورزش بانوان در رشته‌هاى ورزشى خاصى هستند زیرا برخى از رشته‌هاى ورزشى را براى بانوان سنگین و طاقت‌فرسا مى‌دانند و بر این عقیده‌اند که لطافت و ظرافت زن با ورزش‌هاى سنگین و خشن سازگار نیست و زن اگر در آن رشته‌ها به تمرین و مسابقه بپردازد، از حالت لطافت و ظرافت بیرون مى‌رود و از نظر جسمى و روحى خشن مى‌شود و دچار شکست جسمى و پیرى زودرس مى‌شود.

از جمله روزنامه «دیلى میرور» در انگلستان مى‌نویسد:

از نظر علمى ثابت شد ورزش، دختران و زنان را بدترکیب و زشت مى‌کند. زنان و دخترانى که ورزش مى‌کنند، صدایشان کلفت مى‌شود و زیبایى اندام و برجستگی‌هاى زنانه خود را از دست مى‌دهند و اندام و جثه درشت و قوى مانند مردان پیدا مى‌کنند.

پرفسور «لودویک پروکوپ» کارشناس پزشکى و ورزشى است. این پزشک معروف در مسابقات المپیک مکزیک ۹۱۱ دختر ورزشکار را مورد معاینه قرار داد و مشاهده کرد که نیمى بیشتر از این دختران، زیبایى اندام خود را از دست داده و شبیه مردان شده‌اند.[۱]

تفاوت‌هاى زن و مرد

این نکته قابل ذکر است که زنان از نظر خلقت و قواى جسمى، روحى با مردان تفاوت دارند. بدن زنان نسبت به بدن مردان، ضعیف‌تر و ظریف‌تر است. امّا این ضعف بدنى براى زن نقص نیست. بلکه به خاطر وظائفى که زن بر عهده دارد، این ظرافت مقتضاى حال اوست. على(علیه السلام) در نهج البلاغه مى‌فرماید:

زنان از نظر بدنى ضعیفند.[۲]

باید توجه داشته باشیم که هرگز نباید زنان را در ردیف مردان به شمار آورده و این دو را با هم مقایسه نمائیم. اگر از زن انتظار اعمال و رفتار و کارهایى مثل مردان داشته باشیم، ظلم بزرگى به زنان کرده‌ایم.

تفاوت‌هاى فراوانى در خلقت زن و مرد وجود دارد. مردان قوى‌تر از زنان هستند. به همین جهت کارهاى سخت و طاقت‌فرسا بر عهده مردان است و مرد موظّف است کلیّه مخارج و امور مربوط به زن را تأمین کند.

قرآن مى‌فرماید:

مردان سرپرست زنان قرار داده شده‌اند.[۳]

با توجه به ظرافت زن که کارهاى سنگین بیرون از خانه به عهده مردان است، على(علیه السلام) مى‌فرمایند:

زن گیاهى خوشبو و گل است. قهرمان و کارفرما نیست.[۴]

با توجه به قواى عاطفى و ظرافت زن است که کارهاى ظریف، دقیق و حساس و عاطفى همچون پرورش کودک، رسیدگى به وضع منزل، شوهردارى و خانه‌دارى به عهده زن گذاشته شده است.

در تأیید این مطلب، رئیس انجمن بین المللى مدارس عالى تربیت بدنى «خوزه کالیگال» مى‌گوید:

من با مسابقات و رقابت‌هاى علنى و آشکار بین زن و مرد مخالفم. منظور من رقابت‌هاى سطح بالاى ورزشى است نه اعمال ورزش به عنوان تفریح، گذران اوقات یا آموزش. بلکه مسابقاتى که با زمان‌سنج و سانتیمتر اندازه‌گیرى مى‌شود؛ یا ورزش‌هایى که بر حسب کارآیى‌ها و توانایى‌هاى مبتنى بر قدرت، سرعت و استقامت ارزیابى مى‌شود.

من معتقدم (ضمن این که به هر عقیده مخالف دیگرى نیز احترام مى‌گذارم) که یکى از بزرگترین دلائل زیستن ما در این عالم، این است که زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارند.[۵]

تفاوت در اجزاء جسمى زن و مرد

بدون شک در ساختمان جسمى زن و مرد اختلالات مهمى وجود دارد. استخوان‌بندى و قالب زن نسبت به مرد ظریف‌تر و سبک‌تر است. لگن خاصره زن پهن‌تر است و وضع استخوان‌هاى ران زن تا حدى متمایل است و لذا زن براى دویدن عامل خوبى نیست.

پسر در زمان تولد سنگین‌تر از دختر و بلندتر و سینه فراخ‌تر است و تا ۱۱ تا ۱۴ سالگى این اختلاف وجود دارد و در این حوالى ناگهان قد و وزن دختر نسبت به پسر زیاد مى‌شود. بلوغ دختر همیشه قبل از پسر است و این موضوع موجب دگرگونی‌هاى شدید بین آنهاست.

اگر وزن زن و مرد با هم مساوى باشد، زن چاق‌تر به نظر مى‌رسد، زن استخوان‌بندى ظریف همراه با ذخیره چربى دارد و مرد استخوان‌بندى قوى‌ترى دارد.

زن انرژى را در مدت طولانى‌تر از مرد ذخیره مى‌کند. ساختمان و کار غدد زن و مرد با هم اختلاف دارند و به عقیده برخى پزشکان کار غدد تیروئید و غدد آدرنال در زن شدیدتر از مرد است.[۶]

تفاوت‌هاى اخلاقى و روحى

از نظر اخلاقى و روحى زن و مرد تفاوت‌هاى بیشمارى دارند. بانوان عاطفى تر هستند، زیرا باید نسل را پرورش دهند و مردان از عواطف و احساسات کمترى برخوردار هستند.

توجه زنان به جزئیات مسائل بیشتر از مردان است. به اشخاص و احساسات آنها، بیشتر از اشیاء توجه دارند. کمتر از مردها اهل تعقیب و ستیز هستند و بیشتر روح مواظبت و دلسوزى و تسلى دهنده دارند. بیشتر از مردها تحت تأثیر عواطف و احساساتند و در فرمانبردارى از عواطف هم بیشتر از مردها ثبات دارند. خصوصیات اخلاقى زن با تغییر طرز تربیت و اوضاع و احوال محیط زودتر عوض مى‌شود.

در اوایل کودکى چگونگى بازى پسران و دختران، کاملاً مشهود است. در بازى پسران خشونت و شدت مشهود است. امّا دختران بیشتر به بازى با عروسک علاقه دارند.[۷]

اعتدال در ورزش بانوان

فرهنگ اسلام مردم را به میانه‌روى در امور و کارهاى خود دعوت کرده است و مى‌فرماید:

و ما شما را امتى متعادل و میانه‌رو قرار دادیم.[۸]

با توجه به تفاوت‌هاى خلقت زن و مرد بهتر است زنان از پرداختن به ورزش‌هاى سخت، خشن و طاقت‌فرسا بپرهیزند، زیرا ورزش در هر یک از زن و مرد اثرات متفاوت بر جاى مى‌گذارد. براى زنان ورزش‌هاى نرم و سبک با توجه به لطافت و ظرافت آنها مفید است.

از نظر اسلام پرداختن به ورزش‌هایى که به حفظ سلامتى، زیبایى و شادابى زن مفید باشد و به جسم و روح او لطمه وارد نسازد، اشکالى ندارد.

افراط و زیان‌هاى آن

افراط در ورزش عواقب سویى براى ورزشکاران در پى دارد. محققان کانادایى بر این باورند که تمرینات سخت دختران ژیمناست، آنها را در معرض آسیب‌دیدگى، پیچ‌خوردگى، کمردرد، شکستگى اعضاء بدن قرار مى‌دهد، در مقابل هر ۱۵۰۰ ساعت تمرین یک دختر ژیمناست دچار آسیب دیدگى مى‌شود.[۹]

بهتر است زنان ورزش‌هایى از قبیل: پیاده‌روى، نرمش و… را براى تفریحات سالم خود انتخاب کنند. به شرط آن که در این ورزش‌ها نیز افراط نکنند.

اصولاً ورزش زن باید حفظ سلامت او باشد و هر چه مغایر با سلامت و نشاط اوست مطرود مى‌باشد. از نظر علمى ثابت شده که ورزش‌هاى سنگین، باعث مى‌شود، صداى زنان کلفت و مردانه شود و زیبایى اندام و برجستگی‌هاى زنانه خود را از دست بدهند و اندام و جثه قوى مانند مردان پیدا کنند.

پرهیز از انحراف و گناه

این نکته قابل توجه است که ورزش بانوان نباید همراه با گناه و اختلاط با مردان باشد. اسلام نمى‌خواهد زن را از ورزش منع کند، بلکه مى‌خواهد تماس زن و مرد نامحرم را به حداقل برساند؛ زیرا هر چه تماس زن و مرد بیشتر باشد، خطر به فساد و سقوط کشیده شدن زنان و در نتیجه جامعه بیشتر خواهد بود.

جوامعى که در طى سالیان گذشته، هیچ گونه محدودیتى در روابط مردان و زنان قائل نشده و به آنان در این زمینه آزادى مطلق داده‌اند، ضررهاى بسیار زیادى متحمل شده‌اند.

در این گونه جوامع، فساد، فحشاء، جنایت، آدم ربایى و تجاوز جنسى به طور محسوسى افزایش یافته، موازین اخلاقى، انسانى از بین رفته، روابط خانوادگى، صمیمیت و گرمى خود را از دست داده و بنیان خانواده از هم پاشیده شده است.

ورزش زن باید همراه با حجاب لازم و محیط سالم و امن و تحت کنترل باشد. ورزش براى سالم‌سازى جامعه است و نباید موجب فساد و فحشاء در جامعه شود.

توجه به نکات بهداشتى و ایمنى

یکى از نکات مهم در ورزش، توجه به موارد بهداشتى و نکات ایمنى است. ورزش تا جایى براى انسان مفید است که موجب، سلامتى و نشاط انسان شود.

مشاهده مى‌شود در برخى موارد، عدم رعایت بهداشت و نکات ایمنى در حین ورزش، عوارض ناگوارى براى افراد در پى دارد.

توجه به توان و استعداد

یکى از نکات قابل توجه در بهداشت ورزش، توجه به میزان توان هر فرد است. هر کس میزان توان و قدرت خاصى دارد، لذا باید افراد توانایی‌هاى خود را همیشه در نظر داشته باشند.

بدن بانوان طاقت تمرین‌هاى سخت ورزشى را ندارد و اگر احیاناً در تمرین‌ها زیاده‌روى کند، دچار عواقب وخیم بدنى مى‌شود.

ادامه دارد…

پى‌نوشت‌ها

۱- اولین دانشگاه، ج ۱۴، ص ۱۶۴٫
۲- نهج البلاغه، نامه ۱۴، ص ۸۵۹٫
۳- الرجال قوامون على النساء.
۴- نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص ۹۳۹٫
۵- فصلنامه ورزش، ش ۲، ص ۴۲٫
۶- اولین دانشگاه، ص ۱۶۶٫
۷- اولین دانشگاه، ص ۱۶۷٫
۸- جعلناکم امه وسطا؛ بقره، ۱۴۳٫
۹- کیهان شماره ۱۴۵۶۲ ـ ۹/۶/۷۱٫
منبع: سایت اندیشه قم؛ محمدحسین حقجو

داروی طبیعی ضد افسردگی

با ورزش می‌توانید هم قوای جسمی و هم قوای روحی خود را تقویت نمایید. تحرک و به کار انداختن ماهیچه‌ها، موجب شادابی شده و شما را برای انجام کارهای روزانه، آماده‌تر می‌سازد. در این مطلب، به دلایل اهمیت ورزش برای سلامت روح پرداخته شده است.

۱- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیه عمومی فرد

در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده شیمیایی از بدن به نام سروتونین بیشتر می‌شود. کاهش  سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند. بنابراین در میان افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، به ندرت می‌توان شخص افسرده‌ای یافت. از طرفی با ورزش کردن، تولید اندورفین و اپی‌نفرین و سیتوکین‌ها نیز افزایش می‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیه عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمره زندگی به شخص ورزشکار اعطا می‌کنند.

در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده شیمیایی از بدن به نام سروتونین بیشتر می‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند.

۲- تاثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلما یک شخص ورزشکار، با تنبلی و کسالت بیگانه است و علاوه بر داشتن هیکلی متناسب و خوش فرم، از روحیه بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در احتماع یا محیط کار تضمین می‌کند. مسلما کارفرمایان در استخدام افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.

۳- پیشگیری از ابتلا به آلودگی‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار، قطعا به طور ناخودآگاه از سیگار دوری می‌کند،  چون درمی‌یابد با ورزش، به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر، به وضوع انرژی وی را کم کرده و او را ضعیف‌تر می‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می‌جوید. از طرفی، در یک محیط ورزشی سالم، از این گونه افراد و آلودگی‌ها کمتری می‌توان اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌های اجتماعی بسیار پایین بوده و به دلیل روحیه ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی جوانمردی و ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌کنند.

ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت پیچیده مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند.

۴- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت جسمانی خلاصه نمی‌شود. بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و … حرفه‌ای هستند و نیاز به یادگیری و حتی مربیان مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می‌طلبند.

بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیده  مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند به گونه‌ای که در یک شخص غیر ورزشکار، این قابلیت‌های مغزی، خاموش می‌ماند و به تدریج  ذهن تنبل و سست می‌شود و این گونه افراد، بیشتر تمایل دارند در یک گوشه بنشینند و در فکر فرو روند!

به طور کلی می‌توان گفت ورزش، در کلیه اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیه مراحل زندگی انسان تأثیر غیر قابل انکار و به سزایی دارد.

منبع: ایران بانو

اهمیت و فواید ورزش(۲)

در این دعا، امام على(علیه السلام) هدف قوى شدن را نیز معین مى‌فرماید که اگر فردى قوى شد، باید در خدمت خدا و خلق او باشد.

پیامبر اکرم(صلّى الله علیه و آله و سلم) قوى بودن را نشانه سعادت مى‌داند و مى‌فرماید: خوشبخت و سعادتمند کسى است که ایمان داشته باشد و درآمدش براى مخارج او کافى باشد و قواى(مادى و روحى) بدنش نیرومند باشد.[۱]

و در روایت دیگر فرمودند:

خداوند بنده قوى را دوست دارد.[۲]

قرآن کریم در آیه‌اى، عنایات خداوند به حضرت طالوت را چنین معرفى مى‌فرماید:

و خداوند به او توانایى و قدرت در علم و جسم عطا فرمود.[۳]

و در آیه دیگر، قوى بودن را نعمتى الهى مى‌داند:

خدا به شما قدرت فوق‌العاده جسمانى و نیروى بدنى عنایت کرد؛ و در آیات بى‌شمار دیگرى، خداوند خود را قوى مى‌نامد و قوى بودن از صفات الهیه است.[۴]

۵) تقویت سیستم عصبى

یکى از فواید ورزش، تقویت اعصاب است.

۱٫ ورزش متعادل، سیستم عصبى انسان را تقویت مى‌سازد. وقتى سیستم عصبى انسان قوى باشد، کارهاى فکرى آسانتر انجام مى‌شود. لذا کسانى که به مطالعه و پژوهش مى‌پردازند، باید ورزش‌هاى ساده را فراموش نکنند تا تعادل به وجود آمده بین سیستم‌هاى عصبى، موجب تقویت قواى فکرى آنها شود.

۲٫ یکى از دستاوردهاى زندگى ماشینى، هیجان و اضطراب و استرس است. ورزش، وسیله‌اى براى کنترل این هیجانات مى‌باشد.

دکتر هانس سلى مى‌گوید:

ورزش، اعصاب را در برابر هیجان و استرس مقاوم مى‌کند.[۵]

۳٫ بى‌خوابى، یکى از ناراحتى‌هاى عصبى است که به وسیله ورزش مرتفع مى‌شود.

ورزش متعادل و مناسب، بى‌خوابى انسان را برطرف مى‌سازد و خستگى اندک ناشى از تمرین‌هاى ورزشى، عامل خوبى جهت جلوگیرى از بى‌خوابى است؛ زیرا خستگى کم، همراه با فعالیت بدنى لذت‌بخش و آرامش‌آفرین است.

۴٫ استعدادهاى فکرى و نظرى انسان، با ورزش شکوفا مى‌شوند و قوه ابتکار و خلاقیت انسان، تقویت مى‌گردند.

۶) پیشگیرى از بیماری‌ها

یکى از اثرات ورزش مفید و متعادل، پیشگیرى از بیمارى‌هاست. افرادى که هر روز به میزان لازم ورزش مى‌کنند، کمتر دچار بیمارى مى‌شوند. مشاهدات علمى نشان مى‌دهد افرادى که شغل آنها با فعالیت جسمى روزانه همراه است، کمتر به بیمارى قلبى و یا سکته قلبى دچار مى‌شوند.

در این زمینه پروفسور بایرد مى‌گوید:

ورزش، ۲ الى ۵ درصد از میزان بسترى شدن افراد در بیمارستان مى‌کاهد.[۶]

فعالیت متناسب بدن، درصد ابتلا به بیمارى در انسان را کاهش مى‌دهد.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . طوبى لمن اسلم و کان عیشه کفا فامو قواه شدادا.
[۲] . ان الله یحب عبده القوى.
[۳] . و زاده بسطه فى العلم و الجسم؛ بقره، ۲۴۷٫
[۴] . و زادکم فى الخلق؛ اعراف، ۶۹٫
[۵] . اولین دانشگاه، ج ۱۴، ص ۱۰۳٫
[۶] . ورزش و تندرستى، ص ۵٫
منبع: سایت اندیشه قم