هویت فرهنگی

نوشته‌ها

دفاع از حقوق زن

عنوان: دفاع از حقوق زن
مولف: محمّد حکیمی
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی
سال نشر: ۱۳۷۸
نوبت نشر: اول
محل نشر: مشهد

۱۷۵ صفحه

کتاب با پیشگفتار و دوازده بخش سامان یافته است: آفرینش زن، اوج گرایی و تکامل زن، عقل زن، پایگاه اجتماعی زن، زن، محور خانواده، خشونت نسبت به زن، روان شناسی اختلافی، بالاترین لذّت‌ها، رسالت زن، مشورت و رایزنی با زنان، سالاری‌گری، جانبداری افزون بر حقوق.

در پیشگفتار اثر آمده است:

«نظریاتی که درباره زن از سوی مکاتب گوناگون ارائه شده است، چون دیگر ره آوردهای فکر بشری، از افراط و تفریط بیرون نیست… از این رو، این موضوع درخور ژرف‌نگری‌های گسترده و حقیقت جویانه است.»

«شناخت زن و منزلت و مقام او، در حقیقت شناخت انسان و کرامت اوست.»

و نتیجه‌گیری شده است:

«بنابراین مطالعه در احوال زن و بررسی ابعاد هستی این بخش از جامعه انسانی، گامی در راستای انسان شناسی عمومی است.»

چنین می‌نماید که برآیند مباحثی که نویسنده در بخش‌های گوناگون کتاب خود آورده است، نقد نظریه‌ای افراطی درباره زنان باشد که وی از آن به «نظریه مرد نمایی زنان(همانند سازی رفتاری) با مردان» یاد می‌کند:

«نظریه‌ای… که اصولا به انکارِ زن بودنِ زن می‌اندیشد و می‌کوشد تا زن را از عالَم خویش جدا کند و ویژگی‌های انکارناپذیر هستی زنانه را منکر شود… موجودی که مورد علاقه جنس مخالف است و می‌تواند همسر باشد… یا مادر شود و کانونِ هستی‌سازی گردد و تداوم نسل انسانی را تضمین کند؛ یا… محور خانواده باشد و چون ساحلی آرام جامعه بزرگ انسانی را آرامش و آسایش بخشد.»

نویسنده بر نادرستی این اندیشه افراطی، به طور عمده، دو دلیل اقامه می‌کند:

«این تفکر در حقیقت ناقص شناختن جنس زن… همچنین نادیده گرفتن ضرورت‌های انکارناپذیر طبیعی؛ چون: ضرورت زایمان و ابعادِ آثار روانی و تنی آن، نیاز مادری، تشکیل خانواده و همسری، تداوم نسل انسانی و تربیت فرزند در کانون خانواده و در دامن مادر.»

او راه نجات از پندارهای بی‌پایه روزگار ما را در «بازگشت به هویت فرهنگی و دینی خویش» و «بازشناسی ارزش‌های والا و عقلانی تفکر اسلامی و ایرانی» می‌یابد.

مؤلّف بر پایه این که:

«در چند دهه گذشته… همواره و هرگاه موضع‌گیری علیه  اسلام صورت می‌گرفت و یا باورهای توده‌های مردم هدف واقع می‌شد، موضوع زن و مسائل مربوط به او، یکی از محورهای این موضع گیری‌ها بود و اکنون نیز در این تهاجم جدید، از موضوع زن چون گذشته‌ها، سوء استفاده‌هایی می‌شود.» به نگارش در این حوزه، همّت گماشته است.

منبع: مجله حوزه؛ فروردین ماه ۱۳۹۱؛ شماره ۱۶۳؛ کتابشناسی زنان 

تأثیر رسانه بر سبک زندگی کودکان و نوجوانان

رسانه‌ها مانند دریچه‌ای به جهان خارج، در دیدگاه‌ها و رفتارهای افراد مؤثر هستند؛ یکی از نگرانی‌های عمده، در باب تأثیر رسانه‌ بر سبک زندگی، مخاطبان کودک و نوجوان هستند. در مورد مخاطبان کم‌سن و سال، رسانه‌ها می‌توانند شیوه‌های مصرف خاصی به وجود آورند. به خاطر کمبود مهارت‌های شناختی، این گروه در برابر تبلیغات، شکننده‌تر هستند.

در عصر کنونی، رسانه‌ها مانند دریچه‌ای به جهان خارج در دیدگاه‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای افراد جامعه مؤثر هستند؛ چه این که تصور بسیاری از ما از جهان خارج و خودمان، به ناچار به واسطه‌ی رسانه‌ها شکل گرفته است. نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید و توزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادها یا مرجع‌های معنی‌دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی، اشتغال دارد. غالباً حدود و ثغور محیط نمادینی که در آن زندگی می‌کنیم (شامل اطلاعات، افکار و باورها) با کمک رسانه‌های جمعی بر ما مکشوف می‌شود. علاوه بر این، رسانه‌ها نقش میانجی میان واقعیت اجتماعی و تجربه‌ی فردی را ایفا می‌کنند؛ میانجی مخاطب با دیگران و تجربه‌ای خارج از ادراک یا تماس مستقیم او، میانجی مخاطب و نهادهای قانونی، صنعتی، دولتی و ادراک مخاطب از سایر گروه‌ها. از این رو، استعاره‌هایی مانند پنجره‌ای رو به جهان خارج، مفسر حوادث پیچیده، تریبون انتقال اطلاعات و عقاید، آیینه‌ی بازتابنده جامعه یا پرده و حجابی بر حقیقت و خدمت به مقاصد تبلیغاتی ناظر بر میانجی بودن رسانه‌های جمعی در روابط اجتماعی است (مک کوایل، ۱۳۸۵، صص ۸۱ تا ۸۴).

اساساً تصور وجود سبک‌های زندگی بدون رسانه‌های جمعی، غیرممکن است. از نظر گیدنز رسانه‌ها نقش مهمی در تبلیغ سبک‌های زندگی مختلف دارند. طیف سبک‌های زندگی با گونه‌های آرمانی که در رسانه‌ها طرح می‌شوند شاید محدود باشند، ولی گسترده‌تر از سبک‌های زندگی‌ای هستند که افراد قاعدتاً در زندگی روزمره‌ی خود در قالب آن‌ها جا می‌گیرند. البته به اعتقاد او رسانه‌ها در جهان جدید در عین این که امکان‌ها و گونه‌ها را به دست می‌دهند، تفسیرهای باریک‌اندیشانه‌ای از نقش‌ها یا سبک‌های زندگی خاص نیز ارائه می‌کنند.

سبک‌های زندگی، با توجه به محبوبیت و قدرت اجتماعی خویش، از رسانه‌های گوناگون برای اشاعه‌ی خود استفاده می‌کنند و شکل‌دهنده‌ی محتوا و فرم برنامه‌ها هستند. سبک زندگی می‌تواند به مثابه‌ی فرهنگ یا ارزش‌های ارتباط‌گران رسانه‌های جمعی نمود پیدا کند. برای مثال، نویسندگان، کارگردانان و سایر عوامل تولید در سریال‌های تلویزیونی بازتاب‌دهنده‌ی سبک زندگی خود، یعنی سبک زندگی طبقه‌ی متوسط، هستند.

پوشش خبری رسانه‌ها می‌تواند ترویج‌دهنده‌ی مبانی سبک‌های زندگی باشد. در مورد اخبار، بررسی این تأثیرات، پیچیده‌تر و نیازمند این است که سیاست خبری، ایدئولوژی یا ارزش‌های اجتماعی مؤثر بر آن بررسی شود.

نهایتاً ممکن است ردپای سبک زندگی را با بررسی زنجیره‌ای از این موارد آشکار کرد. یکی از بارزترین جلوه‌های این مسئله سبک خبری و ارزش‌های خبری است. محققان مختلفی الگوهایی از سبک خبری را تشریح کرده‌اند که نشان‌دهنده‌ی غلبه‌ی معیارها، مانند تشخص بخشیدن، ستیز، خشونت، ارجاع به ملت‌های نخبه، ارجاع به افراد نخبه و منفی بودن، کلان‌شهرگرایی (همه‌ی راه‌ها به شهرهای بزرگ ختم می‌شود)، طبیعی‌سازی (امر فرهنگی‌ـ‌تاریخی را طبیعی جلوه دادن) در گزینش و پوشش اخبار است. هر کدام از این عناصر می‌تواند مرتبط با انگاره‌های سبک‌های زندگی باشد.

هر چند امروزه رسانه‌هایی مانند تلویزیون یا فرارسانه‌هایی مانند اینترنت، بیشتر مرجع مخاطبان برای سبک زندگی هستند، ولی رسانه‌های نوشتاری مانند روزنامه‌ها و مجلات نیز به نوبه‌ی خود در ترویج و معرفی سبک‌های زندگی نقش دارند. این رسانه‌ها حوزه‌های مد، توریسم، بهداشت، دکوراسیون، موسیقی و… را پوشش می‌دهند. مجله‌های «life»، ماهنامه‌ی «Gentlemen’s Quarterly»، «Complex» (با گروه مخاطب هدف مردان دانشگاهی در کلان‌شهرها)، «Marie Claire» و «prima» (با مخاطب هدف زنان) نمونه‌هایی از نشریات سبک زندگی هستند.

در اینترنت نیز علاوه بر سایت‌های معروف و تخصصی سبک زندگی مانند «The Beauty Bean» (برای طراحی داخلی)، «Smitten Kitchen» (برای آشپزی و مواد خوراکی)، «Jezebel» (زندگی چهره‌های مشهور) و… حتی سایت‌های خبری معروف نیز بخشی را به سبک زندگی اختصاص داده‌اند تا به نیازهای خبری مخاطبان خود در این حوزه پاسخ دهند.

غالباً سبک زندگی مبتنی بر ارتباطات تصویری است و از رسانه‌ی تلویزیون بیشتر برای آن استفاده می‌شود. از پرطرفدارترین برنامه‌های تلویزیونی که در مقوله‌ی برنامه‌های سبک زندگی قرار می‌گیرند برنامه‌هایی هستند که در آن‌ها ترکیبی متنوع از آشپزی، اخبار چهره‌های سرشناس، موسیقی و… به مخاطب عرضه می‌شود. از دیگر اَشکال برنامه‌های سبک زندگی، برنامه‌های مربوط به پوشش است که در آن کارشناسان طراحی لباس و مد، برای مخاطبانی که با آن‌ها مکاتبه کرده‌اند، مدل مو و پوشش و سایر خصوصیات ظاهری را طراحی می‌کنند. این نوع برنامه‌ها در مورد طراحی داخلی خانه‌های مخاطبان نیز تهیه می‌شود. نمونه‌ی دیگر برنامه‌های سبک زندگی، مسابقاتی است که در آن مخاطبان بر اساس مهارت آشپزی خود با دیگران رقابت می‌کنند. «come dine with me» از اولین و معروف‌ترین نمونه‌های این نوع برنامه‌هاست که توسط شبکه‌ی تلویزیونی «itv» در انگلستان پخش می‌شود. نمونه‌هایی از این نوع برنامه‌ها در ۳۱ کشور، از ترکیه گرفته تا آفریقای جنوبی و دانمارک و مالزی و… پخش می‌شود.

شاید آشکارترین سطح تأثیرگذاری رسانه‌ها بر سبک زندگی، تبلیغات تجاری باشد. رسانه‌ها با تبلیغ محصولات و خدمات می‌توانند در ترویج، اشاعه و تداوم سبک‌های زندگی مؤثر باشند. به تعبیر آسابرگر، تبلیغات برای این که بتواند کالا را به فروش برساند مجبور است نگرش‌ها، شیوه‌های زندگی، رسوم، عادات و ترجیحات مردم را زیر و رو کند. تبلیغات در حقیقت چیزی بیشتر از تجارت محض است. تبلیغات حیات روزمره را در کنترل خود می‌گیرد و بر روابط اجتماعی سیطره می‌یابد و در عین حال مردم را به درون‌گرایی و جدایی گزیدن از دیگران رهنمون می‌کند و به آن‌ها شکلی از سلیقه‌ی جمعی را تحمیل می‌کند.

بال روکیچ (۱۹۸۴) نشان داد که تلویزیون می‌تواند ابزاری مناسب برای اغوای فرد به پذیرش ارزش‌های جدید باشد. او در مطالعه‌اش شواهدی را یافت مبنی بر پذیرش سریع ارزش‌های فردگرایانه توسط افرادی که در معرض فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی غربی قرار می‌گیرند.

در مطالعه‌ای طولی از تأثیرات تبلیغات تلویزیون در ایالات متحده، مشخص شد که در معرض تبلیغات قرار گرفتن، ارزش‌های مادی‌گرایانه را ترویج می‌کند. این مطالعات مبتنی بر این فرضیه‌اند که تبلیغات، علاوه بر دریافت اطلاعاتی در باب محصولات و سرویس‌ها، ارزش‌های مصرف‌گرایانه را نیز بیان و القا می‌کنند.

همچنین پژوهشی در چین نشان داد که قرار گرفتن در معرض محتوای رسانه‌های غربی و همچنین رسانه‌های حاوی مطالب مصرف‌گرایانه، موجب پذیرش دو ارزش مصرف‌گرایانه، یعنی مصرف کیفیتی و مصرف نوآورانه و همچنین توسعه‌ی نگرش‌های مثبت‌تر نسبت به تبلیغات می‌شود و منجر به مصرف بیشتر می‌گردد (موحد و دیگران، ۱۳۸۹، صص ۱۴ و ۱۵).

تحقیقات سبک زندگی در حوزه‌ی انتخاب رسانه‌ای می‌توانند هم ویژگی‌های مخاطبان خاص را برای رسانه‌ی خاص شناسایی کنند و هم مخاطبان خاص را برای گروهی از رسانه‌ها. این شناسایی هم در هدف‌گذاری تولید رسانه‌ها از نظر کمّی و کیفی مفید خواهد بود و هم استراتژی تبلیغات رسانه‌ای را روشن می‌کند. مهمترین مطالعات مرتبط با سبک زندگی در حوزه‌ی تولید رسانه‌ای توسط گروهی از محققان، از جمله پسیمر و تیلگرت، انجام شده است. آن‌ها گروه‌هایی از خوانندگان مجلات را با ویژگی‌های سبک زندگی آن‌ها، متغیرهای جمعیت‌شناختی، استفاده از کالاها و ویژگی انتخاب شغل، مشخص و دسته‌بندی کردند. این مطالعات در طول بیش از سه دهه باعث شده است که بنگاه‌های تبلیغاتی، بسته به نوع کالایی خاص، تشریفات یا رسانه‌ها را برای تبلیغ مناسب بدانند و از این طریق به مدل انتخاب رسانه‌ای دست یافتند؛ با این فرض که هر رسانه اعم از نوشتاری یا دیداری برای محتوای خاصی تولید می‌شود و مخاطبان خاصی را نیز دارد.

سطح دیگری از تأثیرات رسانه‌ها برنامه‌های غیرخبری مانند سریال‌ها و فیلم‌هاست. امروزه اوقات فراغتِ بخش زیادی از افراد جامعه حول مصرف رسانه‌های گوناگون است. رسانه‌ها با پخش سریال‌ها و سایر برنامه‌های تفریحی و سرگرمی می‌توانند در تبلیغ سبک‌های زندگی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم مؤثر باشند.

«فراغت مدرن» ناظر بر توسعه‌ی اختیار افراد در گزینش نحوه‌ی مصرف زمان ورای محدودیت‌های طبقاتی، جنسی، سنی و اساساً حاصل تجدید سازمان اقتصادی و اجتماعی کار در جوامع انسانی است. سبک فراغتی مشتمل بر مجموعه‌ای منسجم از ترجیحات و رفتارهای فراغتی است که انسجام آن‌ها به واسطه‌ی تأثیر عوامل و تجربیات زمینه‌ای معین قابل تحلیل است.

نتایج حاصل از پژوهشی در ارتباط با میزان اهمیت عوامل تعیین‌کننده‌ی سبک فراغتی در جوانان تهرانی و نیز نوع تعامل تجربه‌های فراغتی «آنلاین» و «غیرآنلاین» و یا به عبارت بهتر، جایگاه استفاده از اینترنت در رفتارهای فراغتی افراد، بیانگر وجود سه سبک فراغتی متفاوت در بین جوانان مورد بررسی است. سبک‌های فراغتی «مستقل»، «دانش‌محور» و «طبقه‌محور» از حیث منشأ و عوامل تعیین‌کننده و نیز نوع تعامل رفتارهای فراغتی افراد در اینترنت و رفتارهای فراغتی آن‌ها در جهان واقعی، بیشترین تفاوت را در بین گروه‌بندی‌های رفتاری موجود داشته‌اند.

در سبک فراغتی «مستقل»، مصرف اینترنت جایگاه خاصی دارد. این جایگاه بیش از هر چیزی به واسطه‌ی نقش دوره‌ی سنی در جوانان متعلق به این سبک فراغتی قابل تحلیل است. این افراد عموماً مجرد، غیرشاغل و دارای تحصیلات دیپلم یا کمتر هستند. زمان زیاد فراغت، دریافت فراغت به معنی لذت بردن و خوش‌گذرانی، محوریت فراغت اجتماعی و نقش آن در هدایت سایر فعالیت‌های فراغتی، جایگاه ویژه جمع دوستان در فراغت اجتماعی و توجه به روش‌های فعال گذران فراغت، از مشخصات رفتارهای فراغتی در این سبک فراغتی هستند.

اما تأثیر مصرف اینترنت بر رفتارهای فراغتی افراد متعلق به سبک فراغتی «دانش‌محور»، متفاوت است. عامل مهم و اساسی تعیین‌کننده‌ی این تفاوت تحصیلات دانشگاهی و افزایش سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی و نیز شبکه‌ی اجتماعی افراد تحصیل‌کرده است که موجب بروز رفتارهای فراغتی خاص در آنان می‌شود. دریافت فراغت به مثابه‌ی استراحت کردن و به کارهای عقب‌افتاده پرداختن، اهمیت زمان در رفتارهای فراغتی، تمایل به شیوه‌های فردی گذران فراغت، تأثیر تجربه‌های غیرفراغتی در زمینه‌ی تحصیلات و روابط اجتماعی در تعیین محتوای فعالیت‌های فراغتی و غلبه‌ی گزینشگری و گذران فرهنگی فراغت در الگوی عام گذران وقت فراغت مهم‌ترین ویژگی‌های این سبک فراغتی به شمار می‌آیند. میزان زمان فراغت افراد و همچنین فعالیت‌های فراغتی آنان، متأثر از ویژگی‌هایی مانند پایگاه اقتصادی، اجتماعی، جنس، شغل، چرخه‌ی زندگی و… متفاوت است.

مهمترین ویژگی که در سبک فراغتی «طبقه‌محور» در تعیین جایگاه مصرف اینترنت در مجموعه‌ی رفتارهای فراغتی مؤثر است، زمان‌مندی و مکان‌مندی فعالیت‌های فراغتی است. افراد متعلق به این سبک فراغتی با توسعه‌‌ی رفتارهای فراغتی، که از حیث جغرافیای زمانی و مکانی با رفتارهای فراغتی سایر افراد و جوانان متفاوت‌اند، در پی ایجاد نوعی تمایز بین خود و آن‌ها هستند. این موضوع پیامد مشخصی را در رابطه با مصرف اینترنت، که فعالیتی اساساً فاقد زمان و مکان است، در پی دارد و آن اهمیت بسیار اندک مصرف اینترنت در مجموعه‌ی رفتارهای فراغتی افراد متعلق به این سبک فراغتی است. عمومیت یافتن کاربرد اینترنت ظرفیت آن را برای تعیین طبقاتی کاهش داده است و در واقع متغیر مهم در تعیین جایگاه اینترنت به عنوان وسیله و عرصه‌ای برای تجربیات فراغتی، در این سبک فراغتی، بیش از آنکه از سواد رسانه‌ای و دیجیتال ناشی شده باشد، از سواد طبقاتی ناشی شده است. سواد طبقات اشراف و مهارت در گزینش ابزارها و رویه‌ها بر اساس منطق حفظ تمایز طبقاتی است.

بر اساس نتایج پژوهشی که درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی و سبک زندگی جوانان انجام شده است، ۳۰/۶ درصد مردان و ۴۱/۳ درصد زنان معتقدند شبکه‌های اجتماعی اینترنتی توانسته است به میزان بالایی در نوع ادبیات افراد جامعه مؤثر باشد. این مسئله بیانگر آن است که اکثر اعضای شبکه‌های اجتماعی معتقدند میان عضویت ایشان در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و سبک زندگی اعضای شبکه‌های مجازی، رابطه‌ی چشمگیری وجود دارد.

همچنین ۴۹/۵ درصد زنان و ۴۱/۴ درصد مردان بر این باور هستند که عضویت در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در مقادیر متوسط به بالا توانسته است بر سبک پوشش ایشان در جامعه مؤثر باشد. در بخش‌های دیگری از این پژوهش، تأثیر عضویت در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر ادبیات هویتی افراد در ارتباط با جنس مخالف و تأثیر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر سبک زندگی مجازی افراد بررسی شده است (بشیر و افراسیابی، ۱۳۸۸).

رشد اینترنت در سال‌های اخیر، زمینه‌هایی برای مصرف و خرید اینترنتی فراهم کرده است. در تحقیقی پیرامون رفتار مصرف‌کننده در اینترنت میان کاربران ایرانی، مشخص شد که از میان اولویت‌های کاربری اینترنت در خرید، دریافت اطلاعات محصول ۵۰/۷درصد، مقایسه‌ی قیمت محصول ۸/۴ درصد، خرید ۳/۸ درصد و سفارش محصول ۹/۱ درصد از اولویت‌های کاربران را به خود اختصاص داده‌اند (حقیقی و احتشامی، ۱۳۸۵، ص ۳۱). از این رو، بخش زیادی از خرید اینترنتی در میان کاربران اینترنت، مربوط به بُعد ذهنی و نگرشی آن است و بُعد رفتاری و کنشی، درصد کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. بنابراین اینترنت، به عنوان منبع کسب اطلاعات درباره‌ی خرید تبدیل شده است و بُعد رفتاری خرید و مصرف، در دنیای واقعی، جریان بیشتری دارد.

گذشته از اینترنت، رسانه‌ی تلویزیون سهم قابل توجهی از اوقات فراغت مخاطبان را به خود اختصاص داده است. بر اساس پژوهشی که توسط سازمان ملی جوانان درباره‌ی نحوه‌ی گذران وقت در بین نوجوانان و جوانان و فعالیت فراغت آنان در شهر تهران انجام شده است، تماشای تلویزیون سهم عمده را در اوقات فراغت آنان با میزان ۳:۱۱ ساعت از کل ۷:۲۱ ساعت فراغت دارد. دیدار خویشاوندان و دوستان (۱:۱۰)، استراحت (۴۳ دقیقه)، گوش دادن به رادیو (۳۲ دقیقه) ورزش و بازی (۲۷ دقیقه) و کتاب‌خوانی (۱۸ دقیقه) رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند.

اما این پرسش مطرح می‌شود که تأثیرات تلویزیون بر سبک زندگی چگونه است؟ نظریه‌ی کاشت در حوزه‌ی تأثیرات رسانه نشان داده است وجوه مشترک ظریفی زیربنای برنامه‌های متفاوت در تلویزیون را تشکیل می‌دهند. انگاره‌ها، تصاویر نسبتاً متداول و پایدار و مهمتر از همه الگوی کلی برنامه‌ها هستند که اجتماعات در یک دوره‌ی طولانی در معرض آن‌ها قرار می‌گیرند. الگوی صحنه‌آرایی، انتخاب بازیگران، تیپ‌های اجتماعی و پیامدهای مرتبط در اکثر برنامه‌های تلویزیون وجود دارد.

خانم شور معتقد است که عامل تلویزیون در کنار ازهم‌گسیختگی، پیوندهای همسایگی و ورود زنان به بازار کار، مصرف‌کنندگان کشورهای غربی را ترغیب نموده است که به جای همراهی با افراد همسایه و همتراز، نگاه خود را به سبک زندگی افراد ثروتمندتر از خویش معطوف نمایند. امروزه هنگامی که به تماشای یک فیلم می‌نشینید، احتمالاً در حال دیدن یک تبلیغ تصویری طولانی هستید.

برای نمونه، غالب سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی در ایران سبک زندگی طبقه‌ی مرفه شهری و عناصر مرتبط با آن را نشان می‌دهد. نوع پوشش، منازل و مکان‌های استفاده‌شده در سریال، وسایل نقلیه و… همگی الگوهایی برای سبک زندگی ارائه می‌کنند. در پژوهشی با عنوان تحلیل محتوای پیام‌های بازرگانی تلویزیونی با تأکید بر طبقه‌ی اجتماعی و سبک زندگی، که به تحلیل محتوای پیام‌های بازرگانی پخش‌شده قبل و میان پربیننده‌ترین برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی در سال ۱۳۸۴ پرداخته، مشخص شده است که پیام‌های بازرگانی در ایران به مثابه‌ی زبان، تولیدکننده‌ی معانی مصرف است و نمایش‌دهنده‌ی سبک زندگی طبقه‌ی متوسط رو به بالاست؛ به طوری که این تبلیغات حاوی ورزش‌های متعلق به طبقه‌ی بالا، خیابان‌های شمال شهر، منازل ویلایی و همچنین برج‌های بلند و ماشین‌های گران‌قیمت هستند.

بر اساس نتایج تحقیقی که به شکل خاص با هدف بررسی تأثیر برنامه‌های تلویزیون بر سبک زندگی انجام شده (خوشنویس، ۱۳۸۸) مشخص شده است که تلویزیون در بُعد اجتماعی سبک زندگی اهمیت خاصی به جامعه‌ی مدرن و قشر مرفه داده است؛ به طوری که گویی جامعه‌ی سنتی به همراه یک سری آداب و رسوم نادیده گرفته شده است و از سوی دیگر، قشر متوسط و پایین نیز چندان نمایش داده نمی‌شوند. در بُعد فرهنگی نیز عدم توجه به جایگاه بانوان دیده شده و در بُعد مذهبی مشخص شده است که برنامه‌های تلویزیونی در تحکیم روابط خانواده مؤثر بوده‌اند، هر چند در تشویق جوانان به ازدواج توفیق چندانی نداشته‌اند و در نهایت، در بُعد روانی، که شامل مسائلی از قبیل الگوپذیری و حس همدلی مخاطب است، تلویزیون تأثیر چندانی نداشته است.

این مسئله می‌تواند به بیگانگی مخاطب با برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیون دامن زند، چرا که سبک زندگی کاملاً متفاوتی با واقعیات زندگی او به نمایش گذاشته می‌شود. نتایج یک نظرسنجی از بینندگان سریال‌های تلویزیونی صداوسیما (عیوضی، ۱۳۸۸) در پاسخ به این سؤال که به چه میزان امکانات زندگی که در اکثر سریال‌ها نمایش داده می‌شوند با زندگی عموم مردم مطابقت دارد، نشان‌دهنده‌ی این است که درصد بالایی از بینندگان، شباهت موارد استفاده‌شده در آن سریال‌ها (یعنی خانه‌، لوازم منزل، اتومبیل‌ها، نوع لباس بازیگران و نوع تفریحات و سرگرمی‌های افراد) را با زندگی خودشان در حد «کم»، «خیلی کم» و «اصلاً» دانسته‌اند.

همان طور که گفته شد، تأثیر پوشش خبری، تبلیغات تجاری، سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و فضای مجازی بر سبک زندگی از حوزه‌های احتمالی تأثیر است؛ اما اصولاً نقش و تأثیر رسانه‌ها در سبک‌های زندگی را باید با سایر متغیرهای غیرارتباطی مانند سن، جنس، موقعیت اقتصادی و اجتماعی، تحصیلات و… در نظر گرفت. نمی‌توان تمام ابعاد و وجوه سبک زندگی را متأثر از رسانه‌های جمعی دانست. نقش ارتباطات میان‌فردی و گروهی نیز در این میان حائز اهمیت است.

علاوه بر این، در مورد سبک‌های زندگی الزاماً شناخت، نگرش و رفتار افراد منطبق با هم نیست؛ چه این که افراد ممکن است نگرش مثبتی به یک سبک زندگی خاص داشته باشند، اما از عملی کردن وجوه آن سبک زندگی، بنا به دلایلی مانند عدم دسترسی به منابع مالی، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی و… ناتوان باشند.

یکی از نگرانی‌های عمده، در باب تأثیر رسانه‌ها بر سبک زندگی، مخاطبان کودک و نوجوان هستند. در مورد مخاطبان کم‌سن و سال، رسانه‌ها می‌توانند سبک‌ها و شیوه‌های مصرف خاصی به وجود آورند. به خاطر کمبود توانایی‌ها و مهارت‌های شناختی، این گروه در برابر تبلیغات، شکننده‌تر هستند. معمول‌ترین زمینه یا جذابیت (مانند استراتژی اقناع‌کننده) که در تبلیغات برای کودکان استفاده می‌شود، پیوند دادن محصول با تفریح و شادی (استفاده از شعر، رنگ‌های متنوع، شخصیت‌های کارتونی و…) است تا فراهم نمودن اطلاعات واقعی درباره‌ی کالا.

تأثیر تبلیغات تلویزیون بر بچه‌ها را می‌توان طبق دو دسته تأثیرات عمدی و غیرعمدی مقوله‌بندی کرد. برای مثال، تبلیغ تنقلات، اثر عمدیِ تقاضای خرید محصول و افزایش مصرف را ایجاد می‌کند، اما ممکن است بر اثر نتایج غیرعمدی این تبلیغ، درک نادرستی در مورد عادت‌های غذایی یا کشمکش فرزندان‌ـ‌‌والدین به وجود آید و باعث شود بچه‌ها والدین خود را به خرید محصولات نامطلوب مجبور کنند.

در مورد گروه نوجوانان، عدم توانایی «نه» گفتن به دوستان، کنجکاوی، لذت‌جویی پرخطر، تنزل قبح رفتار ناسالم، تضاد بین حقیقت و واقعیت، شکاف نسلی و دوستان فراتر از والدین، از عناصر و زمینه‌های هستند که در شکل‌گیری سبک زندگی مؤثرند (زارعیان و دیگران، ۱۳۸۶). برای این گروه از مخاطبان با توجه به موارد مذکور، حوزه‌ی فضای مجازی جذابیت بیشتری دارد و احتمالاً پژوهش‌های سبک زندگی در مورد این گروه باید متمرکز بر فضای مجازی باشد.

سرانجام این که در گستره‌ی ارتباطات اجتماعی، کارگزاران و متولیان سیاسی و فرهنگی جامعه تمایل به تغییر، اصلاح و ایجاد سبک‌های زندگی سازگار با ارزش‌ها و هنجارهای جامعه‌ی خویش دارند. یکی از منابع تأثیرگذار، توجه به آموزه‌های دینی و بومی است که می‌تواند در ایجاد، تغییر و اصلاح سبک زندگی و الگوی مصرف مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، اسلام به مسلمانان تأکید می‌کند که از نعمت‌های الهی بهره‌مند شوند و نیازهای خود را برآورده سازند (ملک، ۱۵؛ یس، ۳۴ و ۳۵؛ سبأ، ۱۵؛ نحل، ۱۱۴؛ طه،‌ ۸۱؛ بقره، ۱۷۲؛ مائده، ۸۷ و ۸۸). بهره‌مندی و مصرف بهینه و دور از اسراف و تبذیر مورد تأکید اسلام است و مسلمانان از رهبانیت و سخت گرفتن بر خود و خانواده نهی شده‌اند. اصولاً مصرف افراد در اسلام به صورت کلی به پنج دسته تقسیم می‌شود:

الف) مصارف واجب که به منظور تأمین نیازهای ضروری خود و افراد تحت تکفل و انجام واجبات عبادی استفاده می‌شوند، مانند خوراک و پوشاک و حج تمتع.

ب) مصارف مستحب که به منظور جلب رضای الهی، اهداف خداپسندانه و خیرخواهانه و کسب ثواب صورت می‌گیرند.

ج) مصارف حرام که در راه‌های نامشروع و حرام و در مواردی که از حد شرعی و نیاز خارج است استفاده می‌شوند.

د) مصارف مکروه که شامل مصرف بیش از حدِ متعارف و همچنین سخت‌گیری در مصرف روزمره است.

ه) مصارف مباح که شامل مواردی غیر از موارد پیش‌گفته است و نکوهش و ثوابی در آن‌ها نیست (سیدی نیا، ۱۳۹۱).

با توجه به این زمینه‌ها و آموزه‌های دینیِ ناظر بر مسائل اجتماعی، می‌توان جنبه‌های سبک زندگی را اصلاح کرد و آن را بهبود بخشید. طبعاً این امر نیازمند پیش‌بینی سازوکارهای مورد نیاز است. یکی از این زمینه‌ها فعالیت در قالب رسانه‌هاست. در حال حاضر، صداوسیما با راه‌اندازی سیستم دیجیتال پخش، بیش از ۱۵ شبکه را در حوزه‌های مستند، آموزش، کارتون، ورزش و بازار راه‌اندازی کرده است. این مجموعه، با توجه به توانمندی‌های تکنیکی و فنی، قابلیت ایجاد شبکه‌ی سبک زندگی یا خانواده را، متناسب با فرهنگ و ارزش‌های جامعه، داراست. برنامه‌سازی در حوزه‌هایی مانند پوشش، طراحی داخلی، هنرها و صنایع دستی و آشپزی از جمله‌ی این مسائل هستند.

برنامه‌های پراکنده‌ی مرتبط با سبک زندگی در شبکه‌های مختلف ملی و استانی می‌توانند در این شبکه تجمیع شوند تا نیازهای مخاطبان پاسخ داده شود. تنوع حوزه‌ی مرتبط با سبک زندگی و رقابت‌های میان رسانه‌های گوناگون در این حوزه، فعالیت را بسیار دشوار کرده و این مسئله مستلزم برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری هدفمند، بلندمدت و کاراست. فعالیت در این حوزه، تنها شامل تغییر و اصلاح مسائل مرتبط با سبک زندگی نمی‌شود، بلکه می‌تواند در افزایش علاقه‌مندی به تولیدات داخلی، شناخت قابلیت‌ها و ظرفیت‌های مغفول‌مانده‌ی فرهنگ جامعه در حوزه‌ی سبک زندگی مؤثر باشد. همچنین بازاندیشی در شیوه‌های تبلیغات بازرگانی در رسانه‌ها و پرهیز از رواج الگوهای مصرف‌گرایی از حوزه‌های دیگری است که نیازمند توجه و اهتمام بیشتری است.

منابع

یوسف اباذری و حسن چاوشیان، از طبقه‌ی اجتماعی تا سبک زندگی: رویکردهای نوین در تحلیل جامعه‌شناختی هویت اجتماعی، نامه‌ی علوم اجتماعی، ۱۳۸۱، شماره‌ی۲۰، صص ۳ تا ۲۷

حسن بشیر و محمدصاق افراسیابی، شبکه‌های اجتماعی و سبک زندگی جوانان: مطالعه‌ی موردی بزرگ‌ترین جامعه‌ی مجازی ایرانیان، پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد (دانشکده‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات)، ۱۳۸۸

سلیمان پاک‌سرشت و حسین نوری‌نیا، بررسی پیامدهای کاربرد فراغتی اینترنت بر رفتارهای فراغتی جوانان تهرانی، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ۱۳۸۶، شماره‌ی ۳

محمد حقیقی و کاملیا احتشامی اکبری، تحلیل رفتار مصرف‌کننده در اینترنت، فصلنامه‌ی دانش مدیریت، سال ۱۹، ۱۳۸۵، شماره‌ی ۵۷

ناهید خوشنویس، بررسی تأثیر برنامه‌های تلویزیونی بر سبک زندگی، ماهنامه‌ی علمی تخصصی انجمن روابط عمومی ایران، ۱۳۸۸، شماره‌ی ۶۹

زارعیان و دیگران، تبیین مفهوم سبک زندگی در نوجوانان پسر، پژوهش پرستاری دور ۲، ۱۳۸۶، شماره‌های ۶ و ۷

غلامحسن عیوض، سبک زندگی تلویزیونی و مصرف، فصلنامه‌ی فرهنگی دفاعی زنان و خانواده، سال پنجم، ۱۳۸۸

سید اکبر سیدی‌نیا، مصرف و مصرف‌گرایی از منظر اسلام و جامعه‌شناسی اقتصادی، ۱۳۹۱

محمد فاضلی، مصرف و سبک زندگی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات، ۱۳۸۲

دنیس مک کوایل، درآمدی بر نظریه‌ی ارتباطات جمعی، ترجمه‌ی پرویز اجلالی، تهران، دفتر مطالعه و توسعه‌ی رسانه‌ها، ۱۳۸۵

مجید موحد، محمدتقی عباسی شوازی و ندا مرحمتی؛ رسانه، جنسیت و مصرف گرایی؛ مطالعات راهبردی زنان؛ سال دوازدهم؛ ۱۳۸۹؛ شماره‌ی ۴۷

سعید مهدوی کنی، مفهوم سبک زندگی و گستره‌ی آن در علوم اجتماعی، فصلنامه‌ی تحقیقات فرهنگی، سال اول، ۱۳۸۶

نویسنده: سید یاسین ابراهیمی؛ کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی

منبع: پایگاه جامع و تخصصی جنگ نرم

دستیابی به سبک زندگی اسلامی در جامعه‌ی اسلامی مدرن

سبک زندگی با هویت، ارزش‌ها و فرهنگ یک جامعه، ارتباط متقابل و دو سویه دارد، بنابراین سبک زندگی یک جامعه، بر فرهنگ آن تأثیر می‌گذارد و همین طور است در مورد تأثیرپذیری سبک زندگی از فرهنگ. غرب همواره جهت تسلط و استعمار بر سایر کشورها و مخصوصاً بلاد اسلامی از عنصر ترویج سبک زندگی غربی و تجددمآبانه به عنوان استراتژی اصلی خود استفاده کرده و نیروی خود را نیز متمرکز در ایجاد تضاد میان اسلام و مدرنیته کرده است. این سیاست غرب، در طول سالیان متمادی با روش‌های مختلف دنبال شده است؛ از شیوه‌ی آمرانه‌ی رضاخانی دیروز گرفته تا جنگ نرم جهان امروز.

جهت مقابله با این استراتژی غرب، باید هم عوامل ایجاد تضاد سبک زندگی اسلامی با مدرنیته را شناخت و هم به یافتن طرق راهبردی ایجاد سبک زندگی اسلامی- مدرن پرداخت. مهمترین نقطه‌ی اتکای غرب جهت وصول به مقاصدش تخریب نظام معنوی و اخلاقی خانواده با تمرکز بر مسائل زنان است که موجب فروپاشی فرهنگ جامعه می‌گردد، به طوری که مسلمانان در میان زندگی سنتی اسلامی و اسلامی مدرن سردرگم شوند و سرانجام به سبک مدرن غربی روی آورند.

مفهوم‌شناسی سبک زندگی

سبک زندگی در رشته‌ی مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها، مدل‌ها و الگوهای کنش‌های هر فرد اطلاق می‌شود که معطوف به ابعاد هنجاری، رفتاری و معنایی زندگی اجتماعی او و نشان دهنده‌ی کم و کیف نظام باورها و کنش‌ها و واکنش‌های فرد و جامعه باشد. به عبارتی سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای روابط، تعاملات و کنش‌های اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد.(noormags.mihanblog.com)

عوامل ایجاد تضاد بین سبک زندگی اسلامی و زندگی مدرن

تغییر هویت زن و مرد

هویت زن و مرد مسلمان، نقطه‌ی استراتژیک تهاجم غرب در عرصه‌ی جنگ نرم به شمار می‌رود. اسلام به حفظ نهاد خانواده اهتمام ویژه‌ای دارد. در یک جمله می‌توان گفت خانواده شاهراه اصلی رسیدن به پیشرفت و کمال است و همین جایگاه عظیم سبب شده که دشمنان به وسیله‌ی عوامل مختلف در پی آن باشند که این مسیر را مسدود سازند. دشمن از این راه درصدد است تا با هدف گرفتن خانواده و تقدّس‌زدایی و از بین بردن کارکردهای آن، جلوی پیشرفت جامعه را بگیرد زیرا پیشرفت و سلامت جامعه، در گرو خانواده‌ی سالم است.

یکی از راهبردهای غرب در راستای تغییر سبک زندگی، تضعیف نهاد خانواده به وسیله‌ی تغییر هویت زنان مسلمان است که با القای زن‌محوری، تضعیف نقش مرد، تضعیف نقش مادری و همسری، کم‌ارزش جلوه دادن خانه‌داری و ارزشمند جلوه دادن مشاغل بیرون از منزل، مصرف‌زدگی و… ابتدا به تغییر نگرش زنان مسلمان و در نتیجه به تقدس‌زدایی و سست کردن پایه‌های خانواده می‌انجامد. آن‌ها با درک نقش محوری و اهمیت جایگاه زن در خانواده، به خوبی دریافته‌اند که برای رسیدن به اهداف خود، گام اول را باید از این نقطه آغاز کنند.(عسگری پرور، برهان) و چقدر جای تأسف دارد که آن‌ها به جملات امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که می‌فرمایند: «جِهَادُ الْمَرْأَه حُسْنُ التَّبَعُّلِ»(کلینی، ج۵، ص۹) و «فَإِنَّ الْمَرْأَهَ رَیحَانَه وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَه»(کلینی، ج۵، ص۵۱۰) جهت دستیابی به اهداف خود دقت کرده‌اند؛ ولی ما مسلمانان به این سخنان عمیق و گرانبها کمتر توجه می‌کنیم.

ارائه‌ی مفهومی نادرست از استقلال و اشتغال زنان

از مصادیق تغییر سبک زندگی، می‌توان به تغییر الگوی تأمین معاش در خانواده به تقلید از کشورهای غربی اشاره کرد؛ البته نمی‌توان ضرورت‌های جامعه‌ی امروز را برای حضور زنان در برخی مشاغل زنانه نادیده گرفت؛ اما آنچه در حال حاضر در جامعه‌ی ما اتفاق می‌افتد، این است که حتی در مواقع غیرضروری و تنها با این استدلال که زن باید به استقلال مالی برسد تا به مرد وابسته نباشد، به اشتغال بیرون از منزل روی می‌آورند که این مسأله به خودی خود، عامل به وجود آمدن مشکلات بسیاری برای فرد و جامعه خواهد شد.(islamiclife.ir)

نکته‌ی اساسی اینجاست که در مسأله‌ی اشتغال زنان، باید حساب استقلال زنان را از جدایی آنان از خانواده مجزا دانست. اسلام بنا به مصالحی که متوجه خود زن، خانواده و اجتماع است. زحمت کار بیرون از منزل را از دوش زن برداشته و به عهده‌ی مرد قرار داده است؛ اما متأسفانه می‌بینیم که اشتغال بیرون از منزل برای زنان ما به عنوان یک ارزش در آمده و در عوض خانه‌داری و تربیت فرزند به وقت هدر دادن و سوزاندن فرصت‌های پیش رو تبدیل شده است. در حالی که رسالت اصلی زن، در خانه و خانواده تحقق می‌یابد و کار او در جامعه، باید طبق مصالح و نیازهای آن جامعه تنظیم گردد.

تعاملات لجام گسیخته‌ی میان زن و مرد

تمایز حقوق زن و مرد، به تفاوت نوع آفرینش و تفاوت نیازها و توانایی‌های آن‌ها برمی‌گردد. اسلام را می‌توان اصلی‌ترین حامی و مدافع حقوق زنان به شمار آورد، زیرا نه تنها حقوق زن در اسلام نادیده گرفته نشده، بلکه در تمامی احکام و دستورات آن ظرافت روح و جسم زن در نظر گرفته شده، مسأله‌ای که هرگز در نظریه‌های فمینیستی و به اصطلاح بشر دوستانه‌ی غرب دیده نشده است. کار آن‌ها تنها به دست گرفتن پرچم حقوق بشر و ترتیب دادن شعارهای زیبا و فریبنده، اما از درون پوچ و تو خالی است.

حقیقت امر این است که گروهی در سخنرانی‌ها، در مدارس و در کتاب‌ها و مقالات خود، نظر اسلام را درباره‌ی حقوق و حدود و وظایف زن به صورت غلطی طرح می‌کنند و همان‌ها را وسیله‌ی تبلیغ علیه اسلام قرار می‌دهند و متأسفانه توده‌ی اجتماع مسلمان ما، با منطق اسلام در این موضوعات به هیچ وجه آشنا نیست؛ لذا با کمال تأسف، افراد زیادی را اعمّ از زن و مرد نسبت به اسلام، بدبین ساخته‌اند.(مطهری، ج ۱، ص۴۰)

خطا در الگوگیری

الگوگیری غلط خانواده‌ها و جوانان، سبب افزایش ناسازگاری بین زن و مرد، مصرف‌گرایی، تغییر نوع پوشش و… شده است. باید مراقب باشیم تا شیوه‌های جدید زندگی با فرهنگ دینی ما سازگار باشد و به تغییر و استحاله‌ی ارزش‌ها و اعتقادات ما نینجامد. نظریه‌های دور از عقل و منطق فمینیستی نتیجه‌ای جز تحقیر زن، کمبود عاطفی، نبود امنیت، به چالش کشیدن مفهوم مادری، افزایش میزان خشونت در خانواده، افزایش آمار طلاق، افزایش کودکان نامشروع، رواج گسترده‌ی زندگی‌های مجردی، گسترش همجنس‌گرایی و در یک جمله نابودی زن و نابودی انسانیت ندارد.(عسگری پرور، برهان)

تسلیم شدن و فرو رفتن در کام مصرف‌گرایی

یکی از مهمترین این مصرف‌گرایی‌ها، در عرصه و صنعت ساخت و ساز است یعنی رواج معماری‌های غربی و غیراسلامی. هر چند انسان در ابتدا خالق بناست، اما در ادامه این بناست که بر رفتار و فرهنگ وی و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، معماری هم فرهنگ‌ساز و هم زاده‌ی فرهنگ است.

امروزه معماری ایرانی، به دلیل بروز برخی جنبه‌های از خود بیگانگی، مورد تهاجم فرهنگی غربی واقع شده و این موضوع سبب شده است معماری ایرانی ـ اسلامی در ساختمان‌های ایرانی بیش از پیش کمرنگ شود. از آنجایی که معماری و سبک خانه، نقش مهمی در شکل‌دهی روابط، خلق و خوی و فرهنگ اهل خانه دارد، کالبد بسیاری از فضاهای شهری و ساختمان‌ها، یکی از زمینه‌های ظهور فرهنگ غربی و اروپایی را در ایران فراهم کرده است. طرح‌های برونگرا در مجتمع‌های ساختمانی، تزئینات نمای ساختمان‌ها، پنجره‌های متعدد و بزرگ رو به خیابان و کوچه، به جای دیوارهای ساده و بی‌روزن، که موجب تضعیف حیا می‌گردد و نیز گم شدن جایگاه معماری عاطفی گذشته و عناصری همچون ایوان، باغچه، حیاط، حوض، پشت‌بام و… از جمله مصرف‌گرایی‌های جامعه اسلامی ما از فرهنگ غربی است.

تغییر سبک ساده‌زیستی

مسئله‌ی مهم دیگر، تغییر سبک ساده‌زیستی است که تا همین چند سال اخیر بر خانواده‌های ایرانی حاکم بود، اما به تدریج مبدل به زندگی تجملاتی شده است. در این مسأله هم، بیشترین تلاش غرب در تغییر روحیه‌ی زنان بوده است، زیرا آنان هسته‌ی اصلی خانواده را تشکیل می‌دهند و بر نوع نگرش همسر و فرزندان بسیار اثرگذار می‌باشند؛ همچنین همین مسأله خود، از دلایل اصلی روی آوردن به اشتغال بیرون از منزل است، و به خودی خود، سبب به وجود آمدن انحراف‌های فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی افراد می‌شود.

راه‌کارهای دستیابی به سبک زندگی اسلامی و مدرن

اصلاح و هماهنگی ظاهر و باطن

ظاهر و باطن، دو حیثیت از یک امر واحدند و نه دو امر مجزا، پس تغییر یکی، تحول آن دیگری و تحول آن، تغییر این است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) سخنی می‌فرمایند: «شما و تمام فرزندان و خاندانم و هر که را که نامه‌ام به او برسد، به تقوی و ترس از خدا، و نظم و ترتیب کارتان سفارش می‌کنم.»(نهج البلاغه، خطبه ی۴۶، ابن میثم) این جمله، کلیدی‌ترین درس سبک زندگی را به ما می‌آموزد؛ توصیه‌ی هم‌زمان و هم‌ردیف به تقوا و نظم، تجلی این معناست که نظم در زندگی و رعایت نظامات اسلامی، از تقوا و پرهیزگاری منشأ می‌یابد، ظاهر و باطن با هم تحول می‌پذیرند و بر هم اثر می‌گذارند؛ بنابراین سودای تحول سبک زندگی انسان، نتیجه‌ای جز تغییر نسبت‌های نفسانی او در بر نخواهد داشت و صد البته چون جان انسان متوجه امری گردد، فعل او، ظهور آن توجه خواهد شد. نظم ظاهری، حاصل تقوای باطنی است.

طراحی مدل سبک زندگی اسلامی با استفاده از دانش‌های پشتیبان

طراحی سبک زندگی و الگوی توسعه، نیازمند به یک سلسله دانش‌های پشتیبان است. اگر قرار باشد سبک زندگی اجتماعی تغییر یابد و الگوی رفتار اجتماعی، اشتغال اجتماعی، خوراک، مسکن، پوشاک و روابط اقشار تغییر کند، باید یک سلسله دانش‌های پشتیبان، فنون، هنرها و مهارت‌های اصیل اسلامی در خدمت گرفته شوند تا از طریق آن‌ها سبک زندگی تبدیل به فرهنگ صحیح شود. اگر به دنبال سبک زندگی اسلامی هستیم، دانش‌های پشتیبان خود، فلسفه‌ی پشتیبان، هنر پشتیبان و ساختارهای اجتماعی لازم را باید خودمان تولید کنیم و اگر می‌خواهیم از اسلام الهام بگیریم، باید در این مقیاس الهام بگیریم.(rasanews.ir، برگرفته از بیانات حجت الاسلام و المسلمین میرباقری)

نگرش در سبک زندگی و برنامه‌ریزی برای آن

به سبک زندگی نباید به عنوان یک پازل به هم پیوسته نگریست بلکه باید آن را پدیده‌ای در حال تحول و تکامل دانست و برایش برنامه‌ریزی کرد.(rasanews.ir، برگرفته از بیانات حجت الاسلام و المسلمین میرباقری) قرآن کریم نیز با تأکید بر این نکته‌ی اساسی است که می‌فرماید: «خداوند نعمت و حال خوب قومی را تغییر نمی‌دهد، تا آن که ایشان خودشان [طاعت را به معصیت ] تغییر دهند.»(رعد، آیه ی۱۱)

ایجاد سبک زندگی معنوی و توحیدی در برابر سبک زندگی مادی

غربیان به دنبال لیبرالیزم اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند و می‌خواهند ایدئولوژی غربی را که یک ایدئولوژی اومانیستی – لیبرالیستی است در جهان گسترش دهند و رفتار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جوامع و نیز اخلاق، تعلقات و تمایلات ملت‌ها را مبتنی بر ایدئولوژی مدرن، مهندسی، بازسازی و طراحی کنند؛ اما ایدئولوژی فراگیری که اسلام و قرآن غیر از این است.(rasanews.ir) اگر بخواهیم کتاب الهی را مبنای آداب و مناسک و سبک زندگی خودمان قرار دهیم، باید آن را در همه‌ی عرصه‌های حیاط و لایه‌های زندگی لحاظ کنیم و همه ساحت‌های زندگی، ساحت‌های قرآنی باشد، اگر همه‌ی ساحت‌های زندگی ما در بستر قرآن واقع شد جزو کسانی می‌شویم که کلمه‌ی «لااله الا الله حصنی» را روش و پرورش خود در بستر توحید قرار داده‌اند. اگر بخواهیم به «کلوا و اشربوا»ی اسلام عمل کنیم و «و لا تسرفوا»ی آن را رها سازیم نتیجه همان می‌شود که امروز با آن مواجهیم؛ نه زندگی و جامعه را می‌توان سنتی و اسلامی نامید و نه مدرن و متجدد.

تمدن غرب، دارای ایدئولوژی پنهان و یک تمدن همه جانبه‌ی مبتنی بر ایدئولوژی مدرن و مادی است که همه‌ی عرصه‌های زندگی را در بر می‌گیرد، لذا ما در روند ایجاد سبک زندگی اسلامی مدرن، باید در نقطه‌ی مقابل تمدن غربی بایستیم، یعنی باید سبکی را به وجود آوریم که همه در کلمه‌ی توحید زندگی کنند، چرا که سبک زندگی قرآنی، زندگی در محیط حیات طیبه و توحید است و باید تمام زندگی ما در محیط ولایت، که حصن الهی است واقع شود.(rasanews.ir)

به کارگیری عقل در مسیر شناخت نیازهای واقعی

انسان، نیازهایی دارد و این نیازها را به گونه‌ای برآورده می‌کند و در این میان، به آسایش و آرامش نسبی دست می‌یابد. نیازهای واقعی انسان، برای کارکرد دیگری در نهاد بشری تعبیه شده و برآوردن این نیازها هم روش‌های خود را دارد. به انسان، عقل هدیه شده تا نیازهایش را خود برطرف کند اما همین عقل، می‌تواند به خطا کشیده شود و به جای برطرف کردن نیازهای واقعی، نیازهای کاذبی را تولید کند و برای برطرف کردن این عطش کاذب، نمک را در قالب آب ارائه نماید. مشکل جامعه‌ی ما این است که عقل و علم در راستای جهان‌بینی منطبق با هدف هوشمندانه‌ی جهان، به کار گرفته نمی‌شوند و ما در مسیری افتاده‌ایم که برای خرید آسایش بیشتر، آرامش را می‌فروشیم و به جای پاسخ دادن به نیازهای طبیعی و واقعی، نیازهای کاذب و سراب تولید می‌کنیم.(noormags.mihanblog.com)

این که امام سجاد(علیه السلام)، از یک طرف واژه‌ی عفت و آسایش و از طرف دیگر فراخی روزی و آرامش و عافیت را در کنار هم ترتیب داده اتفاقی نیست، بلکه تذکری است برای عقول آگاه و صاحبان اندیشه که بی‌عفتی غربی را مایه‌ی آسایش و نیاز واقعی خود ندانیم و برای به دست آوردن آرامش، عافیت خود را قربانی گسترش تصنعی روزی حرام نسازیم: «بار خدایا! دلم را به آنچه در نزد توست، آرام و مطمئن نمای و همه‌ی قصد مرا ویژه‌ی اعمالی ساز که رضای تو در آن باشد و مرا به کاری برگمار که خاصان درگاهت را بر آن می‌گماری. چون خردها به غفلت افتند، تو دل مرا به آب طاعت خویش، سیراب فرمای و توانگری و عفت و آسایش و بی‌گزندی و تندرستی و فراخی در روزی و آرامش و عافیت را همه یکجا نصیب من گردان».(صحیفه‌ی سجادیه، دعای ۴۷)

استفاده از ابزارها در جهت نیل به هدف، نه حمل بدون بهره‌گیری آن‌ها

امروز ابزارها بر ما حکومت می‌کنند. به جای استفاده درست از ثروت، آن را می‌پرستیم و به ابزارها سواری می‌دهیم. در سبک به هم ریخته زندگی امروز ما، سعادتی در میان نیست. ثروت، بیشتر برای خرید بت‌های تکنولوژی دیگر است. همین طور است در مورد علوم، مهارت‌ها و هنرها، که باید در خدمت ایجاد سبک زندگی سعادتمندانه‌ای باشند که اسلام آموخته است؛ نه آن که تنها حامل آن‌ها باشیم.

مطالعات بین رشته‌ای در بررسی سبک زندگی

روانشناسان غربی بسیار زودتر از ایرانیان، نیاز به مطالعه بین رشته‌ای را تشخیص دادند پرداختن به مطالعه بین رشته‌ای یعنی انجام مطالعات بر اساس قرآن و دین به صورت جدی ضرورت دارد و باید به مطالعه بین رشته‌ای قرآن و علوم روز روی آوریم.(noormags.mihanblog.com)

ارائه‌ی مدلی جامع از سبک زندگی اسلامی و مدرن، در جامعه‌ی امروز ایران، خصوصاً با توجه به رابطه‌ی متقابل فرهنگ و سبک زندگی، امری ضروری به نظر می‌رسد که مورد تأکید مقام معظم رهبری نیز می‌باشد. جهت دستیابی به این هدف باید از یک سو تعریفی صحیح از سبک زندگی تبیین کرد و از سوی دیگر، با شناسایی عوامل اختلال در سبک زندگی اسلامی که عموماً در اثر جنگ نرم غرب علیه اسلام صورت پذیرفته است، راه‌کارهایی جهت بنیان نهادن سبک زندگی اسلامی همگام با پیشرفت‌های جهان امروز معرفی کرد.

منابع

۱- قرآن مجید.

۲- نهج البلاغه.

۳-صحیفه‌ی سجادیه.

۴- کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷؛

۵- عسگری پرور، مریم، «سبک زندگی مدرن و افزایش آمار طلاق»، برهان.

۶- مطهری، مرتضی، مجموعه آثاراستاد شهید مطهری(عدل الهی، ج۱)، تهران: صدرا، [بی تا].

noormags.mihanblog.com-7

islamiclife.ir -8

farsnews.com -9

rasanews.ir-10

منبع: مجله پیام زن؛ اردیبهشت سال ۱۳۹۲؛ شماره ۲۵۴؛ نویسنده: سحر حیدری(دانشجوی کارشناس ارشد تفسیر و علوم قرآن)

هنر براى جوانان

در کشورى همچون ایران، با آن پیشینه کهن تاریخى و وجود مردمى با درک و احساس بالا که ویژه‌ شرقى‌هاست و همچنین ایجاد تحولات عمیق فکرى در چند دهه اخیر، این وظیفه را بر دوش هر شهروندى قرار مى‌دهد که گامى هر چند کوتاه در راستاى حرکت‌هاى رو به رشد فرهنگى جامعه بردارد. من نیز به نوبه خود، این وظیفه را پاس داشته تا به ضرورت و جایگاه تئاتر کودک و نوجوان به‌ عنوان یک مسئله جدى نگاهى هر چند ناتمام داشته باشم. هنر کودکان در محیط هنرى ،مقام نامشخصى دارد ولى با این وجود، نمى‌توان منکر هنر کودکان شد. بنابراین بر ماست که در جهت رشد، شکوفایى و بارورى هرچه بیشتر کودک و نوجوان و در راستاى اهداف آموزشى و تربیتى گام برداریم.

به‌طور کلى دنیاى کودکان، دنیاى پررمز و رازى است که با ریزبینى‌هاى خاص، مى‌توان پى به تمام وجود آن برد. در اینجا سعى شده است تا مطالعه کلى در ابعاد مختلف هنر کودکان به عمل آید.

حال مشکلاتى جهت پیشبرد این هدف نیز وجود دارد که نویسنده را بر این داشته است که از مخاطب خود، سوالات جدى‌ترى را مطرح نماید که آیا برگزارى جشنواره‌ها حتى اگر خوب هم اجرا شده باشند، متاسفانه جرقه‌اى بیش نبودند که به سرعت خاموش شده‌اند و یا آن که در حالى که نسل سازنده جامعه، جوانان مى‌باشند و شکل‌گیرى شخصیت جوانان، در گرو تربیت و سلامت نسل قبل از خود یعنى همین کودکان و نوجوانان مى‌باشند، آیا بهتر نیست کارهاى پایه و اساسى را بر این نسل استوار سازیم و یا این که متاسفانه ما از پیشرفت تئاتر کودک و نوجوان در دنیا و جهان، اطلاع چندانى نداریم؛ زیرا سازمانى که متولى این امر باشد، در ایران وجود ندارد و به تناسب اهمیت و ضرورت نقش کودک و نوجوان در ساختار جامعه از لحاظ پژوهش علمى و تحقیقاتى شکل نگرفته است و این باعث مى‌شود که رخدادهاى جهان پیرامون ما ناشى از تحقیقات و پژوهش‌ها همواره از رسانه‌هاى شنیدارى و نه دیدارى و به خصوص هنر نمایش بى‌بهره بماند.

آنچه در فرهنگ و سنت ایرانى که نه به لحاظ علمى بلکه از لحاظ عملى که در قالب بازى‌هاى کودکان و نوجوانان مى‌توانستند در تربیت و باورپذیرى و حتى مسئولیت‌پذیرى کودکان و نوجوانان نقش بسزایى داشته باشند، متاسفانه به گونه‌اى رو به نابودى گذاشته شده‌اند و ما نه تنها جایگزین مناسبى براى آنها ایجاد نکرده‌ایم، که کودک را با ذهنى متفاوت متغیر و بیگانه با فرهنگ و سنت و حتى ملیت خود حرکت داده‌ایم و متاسفانه رسانه‌هاى تصویرى در جهت ناباورى و عدم اعتماد به نفس و حتى در پاره‌اى از موارد بیگانه‌سازى کودک از فرهنگ و اصالت، گام بر مى‌دارند و نقش کودک در این رسانه‌ها را بسیار کمرنگ و گاهى بى‌رنگ مى‌بینیم. در صورتى که رسانه تصویرى که مى‌تواند جایگاه بسیار رفیع و مطمئن و نقش بسزایى در تاثیرگذارى فرهنگ و تعلیم و تربیت داشته باشد، متاسفانه در جهت خلاف و متضاد با آن حرکت مى‌کند و على‌رغم این که در هزاره سوم مى‌باشیم، هنوز تقسیم‌بندى درستى از بازى متناسب با سنین کودک نداریم.

حال باید بدانیم که: کودکان، معمولا طبعى جویا و ذهنى، سازنده و روشن دارند. به همین سبب، مى‌کوشند تا ابعاد مجهول را بشکنند.

– تئاتر در تمام مراحل زندگى حتى در سنین بالا، مى‌تواند وسیله موثرى براى اعتماد روحى انسان باشد و در مورد کودکان مى‌توانیم بگوییم که براى تربیت روانى و تکامل فکرى آنها وسیله‌اى بسیار موثر و مفید است.

– هدف از تئاتر کودکان، یاد دادن تئاتر کودک نیست بلکه کاملا جنبه‌هاى پرورشى و روانشناختى خود دارد.

– در تحلیل و بررسى آثار کودک، بایستى بناى کار بر شرایط و زندگى اجتماعى باشد و تنها مى‌توان از این راه معلوم کرد تجربیات در زندگى چه اثرى در ذهن و کار آنها دارد.

– کودک خود را سانسور نمى‌کند و هر چه در ذهنش دارد، صادقانه بیان مى‌کند.

– عیب‌جویى و اشتباه نسبت به درک یک نمایش کودک، اولین سانسور را در زندگى کودک مى‌کند.

– بزرگترها تلاش مى‌کنند آنچه را که تجربه کرده‌اند، به بچه‌ها بیاموزند اما کودک، آنها را با تجربه‌هاى شخصى خود در هم مى‌ریزد.

– همان‌طور که کودک به محبت، نوازش، تشویق و تنبیه غیر از تنبیه بدنى نیاز دارد، درک مسائل اجتماعى نیز براى او از جمله نیازهاست.

– هر کودکى که نتواند به راحتى احساس خود را بازگو کند و در گفتار و بیان خود ترس و تردید و شرمندگى کند،‌ از کار واهمه داشته باشد و در برقرارى ارتباط با اطرافیان یا بچه‌هاى دیگر تمایل از خود نشان ندهد یا نتواند در این راه پیش‌قدم شود، کمرو و گوشه‌گیر خواهد شد.

نمایش کودک، نقش ارزنده‌اى در آموزش و شیوه زندگى فردى و رفتار اجتماعى و آموزشى و قانون و مقررات آموزش و پرورش، آموزش اخلاق، تبدیل خواسته‌ها و عقده‌گشایى‌ها و ایجاد عادات مفید دارد. نمایش، به کودک مى‌آموزد که زندگى، همیشه بردن نیست بلکه برخى اوقات، با باخت همراه است. پس نباید دلسرد شود بلکه باید حرکت کند و فعالیت تازه‌ترى از خود بروز دهد.

حال بایستى گفته شود که وظیفه اصلى یک هنرمند آگاه، انتخاب حرکت‌هاى بالنده در هنر است و نقش اصلى یک هنرمند، بیان واقعیت‌ها در جامعه نیست بلکه هنرمند در قلمرو و فکر آنان، باید به سمت درهم شکستن واقعیت‌ها پیش رود.

به عبارت دیگر، نگرش‌هاى واقعى در نمایش کودکان به وسیله بزرگترها به آنها تحمیل مى‌شود که این نوع بینش، هیچ رابطه‌اى با شخصیت درونى کودک ندارد و بدین جهت، بررسى نمایش کودک جز با علم روانکاوى و روانشناختى نتیجه زیانبارى در جامعه به جاى مى‌گذارد.

از بین بردن احساسات کودک، ممکن است منجر به امراض عصبى گردد. اهمیت تاثیر افکار، بستگى به وضع طبقاتى افراد دارد و باید به هر کودک، اجازه استقلال داده شود.

در نظر داشته باشیم که یادگیرى و نوآورى‌هاى کودکان، تنها وسیله نمایش نیست بلکه تعداد زیادى از کودکان، به وسیله بازى و نقاشى و اسباب‌بازى‌‌هاى خود، دنیاى آینده را ترسیم مى‌کنند. مثلا دختران با عروسک‌هاى خودشان، آینده زیبایى براى زندگى خود ترسیم مى‌کنند. پس در انتخاب نمایش، بایستى از کودک خود خواست تا نظر بدهد و هیچ‌گاه نظر خود را به وى تحمیل نکنیم. بیشتر معلمان سعى مى‌کنند از ساعت این درس “هنر”‌، به‌ عنوان ساعت کمکى براى جبران عقب‌ماندگى یا تقویت درس‌هایى مانند ریاضى و علوم و… استفاده کنند.

والدین نیز در خانه، به هنر به‌ عنوان یک سرگرمى و یا گذراندن اوقات فراغت کودکان خود نگاه مى‌کنند و به ارزش و اهمیت این رشته توجه ندارند. اگر نمایش در مدارس، به اندازه درس‌هاى دیگر اهمیت داشت یا والدین در خانه، به آن اهمیت مى‌دادند نه تنها به پیشرفت کودکان در همه زمینه‌ها کمک مى‌کرد بلکه باعث تقویت دروس دیگر نیز مى‌شد.

بررسى تئاتر و درک آن باعث انعکاس نیازها، رشد تفکر و به دست آوردن تجربه‌هاى بسیارى مى‌شود.

تئاتر کودک، به ما کمک مى‌کند به درون خلوت آنها راه پیدا کنیم و از احساسات و نیازها و کمبودهایشان آگاه شویم تا بهتر بتوانیم براى رفع نیازها و بروز صحیح احساساتشان برنامه‌ریزى کنیم.

– به درک و ارزیابى کودکان از مسائل محیط اطراف و اطرافیانشان پى مى‌بریم.

– به نحوه تفکر کودکان پى برده تا بتوانیم بسترى براى رشد و پرورش خلاقیت آنها آماده کنیم.

– به کشمکش‌ها و دلهره‌هاى درونى کودکان پى برده و با شناخت علت آنها سعى مى‌کنیم با رفع آن به کودکان خود کمک کنیم، آنها وقتى دلهره‌هایشان را پس از دیدن یک نمایش به ما منتقل مى‌کنند احساس آرامش و راحتى بیشترى مى‌کنند.

ما بر آنیم تا از طریق هنر نمایش و به ویژه نمایش کودک و نوجوان، کلیه راهها و خطوط موردنظر و توجه کودکان را براى آنها ترسیم کرده و منقوش سازیم و آنگاه با توجه به گرایش،‌علاقه‌مندى و آمال و آرزوهاى کودکان و نوجوانان مسیرى درست براى حال و آینده او که همانا شکل‌گیرى شخصیت فردى و اجتماعى کودک و نوجوان، مى‌باشد ترسیم نماییم. در واقع ما آنچه را که از وى آموخته و دریافته‌ایم، به‌طور منظم و علمى به خود وى (کودک و…) تحویل مى‌دهیم و در اینجا نقش و مشارکت آنها قابل توجه و دقت است. در واقع این یک ارتباط کاملا دوجانبه است که در مسیر حرکت شکل گرفته،‌ تکمیل شده و به اجرا در مى‌آید.

شهره‌ گل‌محمدى
منبع: روزنامه رسالت ،شماره۶۳۳۴