همنشین

نوشته‌ها

آسیب‌شناسى دوستى‌ها

این نکته را همه ى ما مى‌دانیم که تمام خوشبختى‌ها و سعادت‌ها، در امکانات مادى و دنیوى خلاصه نشده‌اند؛ بلکه یک سعادت هست که از خیلى چیزها بهتر و مطلوب‌تر است، اما هر کسى داراى آن نیست و آن، همنشین و رفیق خوب است.

جوان، از روحیه‌اى پاک وسرشار از زیبایى و مهربانى برخوردار است و این روحیه ى حساس او در رسیدن وى به اهداف خویش، بسیار با ارزش است و نباید این روحیه، دچار آسیب یا خطر شود. یکى از این خطراتى که جوان را تهدید مى‌کند، همنشین و رفیق بد است. جامعه‌پذیرى، فرایندى است که در جریان آن، انسان‌ها طى چندین سال و در سنین مختلف، الگوهایى را از یکدیگر یاد مى‌گیرند. بسیارى از الگوهاى پذیرفته شده و مورد قبول جوانان، پیشنهادى از ناحیه ى دوستانشان است؛ زیرا جوان بیشتر به گروه همالان و همسالان خود بها مى‌دهد تا به دیگران. لذا دوست و همنشین انسان مى‌تواند آثار و کارکردهاى مثبت و یا منفى بر شخص بگذارد و ما در این نوشتار، به گوشه‌اى از کارکردهاى منفى و ویژگی‌هاى دوست بد خواهیم پرداخت.

رویکرد اسلام به دوستى

دوستى، از واژه‌هایى است که همه ى ما با آن مأنوس بوده‌ایم و کم و زیاد با آن آشنا هستیم. هر کسى براى دوستى، تعریفى دارد؛ اما براى بهتر شناختن واژه ى دوست، بهتر است به سراغ کلام زیباى حضرت على(علیه السلام) برویم. حضرت مى‌فرماید: «دوست، کسى است که تو را از ظلم و دشمنى، دور و در نزدیکى و احسان، کمک کند».(۱)

با این سخن معلوم مى‌شود که هر کسى نمى‌تواند دوست ما باشد بلکه باید دو شاخصه ى مهم داشته باشد: یکى این که ما را در نیکى کردن به دیگران یارى برساند(نه این که مانع بشود) و دوم این که ما را از دشمنى و کینه و ستم، دور نگه دارد.

نباید با هر کسى رابطه ى صمیمى و عاطفى برقرار کرد؛ زیرا دوست به طور ناخودآگاه در ما اثر مى‌گذارد. پس اگر دوستانمان از صفات برجسته(مثل خوش اخلاقى و ادب) برخوردار بودند ما هم یاد مى‌گیریم که خوش‌اخلاق و با ادب باشیم. و اگر بر عکس، دوستانمان بد زبان و بد اخلاق باشند در وجود ما هم این رفتارهاى زشت، نفوذ مى‌کند.

انسان‌ها بدون اقوام و خویشان، مى‌توانند به زندگى خود ادامه دهند ولى بدون دوست و همنشین، قادر به ادامه ى زندگى نیستند. دوست در زندگى هر یک از انسان‌ها، نقش‌هاى بسیار متنوعى بازى مى‌کند، چنان که جامعه‌شناسان همه بر این مطلب، اتفاق دارند که میزان تأثیرگذارى گروه همسالان بر افراد، بیشتر از دیگر گروه‌هاست. به این ترتیب، لزوم دقت در انتخاب دوست براى ما روشن مى‌گردد. پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چهارده قرن پیش فرموده است: «دین هر شخص، متناسب با دوست اوست».(۲)

شناخت، عاملى مهم در دوستیابى

آنچه عقل به ما حکم مى‌کند، این است که در هر کارى، اول باید شناخت و آگاهى نسبت به آن پیدا کرد و بعد اقدام به آن کار کرد. در دوستیابى هم همین طور است. در ابتدا شخص باید دوست خود را بشناسد و از او آگاهى کامل داشته باشد و بداند که آن دوست، چه خصوصیات و روحیاتى دارد. آیا آن روحیات، واقعا مورد پسند است؟ خیلی‌ها به خاطر جذابیت‌هاى ظاهرى و عوامل بیرونى، جذب شخص مى‌شوند و پیوند دوستى مى‌بندند بدون شناخت و آگاهى از روحیات یکدیگر، چنین دوستی‌هایى دوام و استمرار و فایده ى مطلوبى ندارد و به دنبال آن، پشیمانى است. پس شناخت، عامل مهمى در دوستیابى است، چنان که حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: «با کسى که او را نشناخته‌اى، اقدام به دوستى مکن».(۳)

ویژگی‌هاى دوست بد

۱)نادان

انسان‌هایى که از نظر فکرى دچار ضعف هستند، چون معیارهاى ثابت و صحیحى در زندگى خود ندارند، همواره دچار اشتباه مى‌شوند. چنین افرادى هرگز صلاحیت لازم را براى دوستى ندارند؛ چون از روى نادانى به انسان ضربه‌هاى سختى مى‌زنند که هرگز جبران‌شدنى نیست و یا جبران آن بسیار مشکل است. مولاى متقیان على(علیه السلام) مى‌فرماید: «سزاوار است که مسلمان از برادرى کردن با سه گروه اجتناب نماید: بى‌حیا، نادان و دروغگو».(۴)

۲) شرور

بعضى افراد را در جامعه مى‌بینیم که اینها اصلا فکر نمى‌کنند براى چه هدفى زندگى مى‌کنند و در فکر زیبا زندگى کردن و سالم زیستن، نیستند و همواره درصدد اذیت و آزار دیگران‌اند. چنین انسان‌هایى هرگز ویژگى دوست خوب را ندارند. در حدیثى از حضرت على(علیه السلام) آمده که: «مصاحبت و همنشینى با اشرار، موجب پیدایش شر مى‌گردد».(۵)

پس معلوم شد که کارکرد دوستى با اشرار، ایجاد شر است و این نکته هم نباید مورد غفلت قرار گیرد که افراد شرور، غالبا با ظاهرى آرام و جذاب با انسان برخورد مى‌کنند و مدعى مرام و معرفت و… نیز هستند. لذا باید مراقب دوستى با چنین افرادى بود.

۳) حسود

از دوستى با افراد حسود باید اجتناب کرد؛ زیرا انسان‌هاى حسود، به دنبال این هستند که افراد و دوستان خود را از پیشرفت باز دارند و چنین افرادى هرگز خیر و خوبى را براى دوستان خود نمى‌خواهند بلکه به دنبال از بین بردن خوبی‌ها و یا جلوگیرى از پیشرفت دوستان خود هستند.

راه و روشى که دوست حسود براى اجراى هدف شومش دنبال مى‌کند این است که با دوستان خود چنان برخورد صمیمى و عاطفى برقرار مى‌کند که من و شما هرگز تصور نمى‌کنیم که این شخص، مخالف ماست، بلکه بر عکس، تصور مى‌کنیم که خیرخواه ماست، در حالى که او دست اندر کار نفاق و دورویى است تا بتواند مانع پیشرفت دوستش بشود.

حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: «حسود، دوستى‌اش را در سخنانش ظاهر مى‌کند و کینه‌اش در اعمالش مخفى مى‌سازد. پس او به نام، دوست و به صفت، دشمن است».(۶)

از این کلام زیبا فهمیده مى‌شود که دوست واقعى، بین گفتار و کردار و نیتش، هیچ تناقضى مشاهده نمى‌شود؛ بلکه کردارش با گفتار وى موافق است و هرگز اهل نفاق نیست و هیچ گاه در خیرخواهى براى دیگران، تردیدى به خود راه نمى‌دهد.

۶-۴) خیانت‌کننده، ستمگر و سخن‌چین

امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: «از سه گروه مردم برحذر باش: خیانت‌کننده، ستمگر و سخن‌چین».(۷)

از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) این سه گروه، اصلا ادبیات دوستى و صمیمیت را نمى‌شناسند؛ چرا که آدم خیانتکار، اهل وفا نیست و دوستش را در مواقعى که نیاز به او دارد، تنها مى‌گذارد. آدم ستمگر هم معناى دوستى را درک نکرده و به جاى محبت واقعى، همواره به دنبال ظلم و چپاول و بهره‌کشى است. شخص سخن‌چین همچون صحبت‌ها و گفتگوهاى دیگران را اینجا و آنجا بازگو مى‌کند، از این کارش مى‌فهمیم که سخنان و گفتگوهاى ما بین او و دوستش را نیز براى دیگران خواهد گفت و ابدا رازدار و امانتدار نیست و زیان دوستى با او، بیش از سود است.

۷) افراد پست و کم اعتبار در جامعه

امام صادق(علیه السلام) یکى از ویژگی‌هاى دوست بد را این چنین متذکر مى‌شود: «از همراهى با فرد پست و فرومایه برحذر باش؛ چرا که همراهى با او، تو را به راه خیر نمى‌کشاند».(۸)

افراد فرومایه و پست، پایبند به مسائل اخلاقى و انسانى نیستند و به هر کارى – حتى اگر گوهر انسانى‌شان را خوار سازد- تن مى‌دهند. در نتیجه کسانى که با آنها همنشین باشند، هرگز به خوبی‌ها گرایش پیدا نمى‌کنند؛ چون خود شخص فرومایه، به دنبال نیکی‌ها نیست و تنها به گذراندن زندگى و خوشی‌هاى گذرا و منافع آنى فکر مى‌کند. چنین افرادى، نه تنها اعتبارى در جامعه ندارند، بلکه از نظر شخصیت فردى نیز خودکم‌بین و فاقد اعتماد به نفس هستند که از منظر اسلام، از همنشینى با آنها باید پرهیز شود.

۸) بازدارنده از خوبی‌ها و سوق‌دهنده به زشتى‌ها

دوستان بد همواره در مسیرى قرار دارند که مانع خوبی‌ها و نیکی‌ها مى‌شوند و سعى و تلاش آنها در جهت انجام دادن کارهاى زشت و نابهنجار و یا دست‌کم، بیهوده و بدفرجام است.

این، قسمتى از صفات دوستان بد است؛ لذا مى‌توان صفات مقابل آن را از جمله صفات خوب و معیارهاى دوست خوب دانست.

اما نکته‌اى که باید متذکر آن بشویم این است که در حدیثى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که: «تنهایى، بهتر از همنشین بد است».(۹) دوست بد آن قدر بر کالبد و شخصیت و روح انسان، تأثیر مى‌گذارد که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: تنها باش؛ ولى دوست بد نداشته باش!

انسان به دنبال تعامل و ارتباط برقرار کردن با دیگران است و همین خصلت است که او را از دیگر موجودات، متمایز مى‌سازد؛ اما باید توجه کرد که به چنگال دوست بد و ناشایست گرفتار شدن، مخرب است و عامل سقوط انسان از جایگاه والاى انسانى‌اش مى‌شود. بدین ترتیب، اگر انسان تنها باشد، بهتر از آن است که در معرض سقوط و انحراف قرار بگیرد. پس چه خوب است که جوانان، بیشتر تلاش و همتشان را در انتخاب دوست خوب، صرف کنند.

راز بقاى دوستى‌ها

از آنجا که هدف از دوستى‌ها، استمرار و دوام روابط اجتماعى و عاطفى است، بعد از دقت کافى در انتخاب دوست، باید مراقبت کنیم تا دوستى‌هایمان به بن بست و یا جدایى منجر نشوند. لذا باید چند نکته ى مهم را در دوستى‌ها مراعات کنیم:

۱) پرهیز از شوخى زیاد

شوخى زیاد و خارج از چارچوب ادب و اخلاق، هم از هیبت شخص مى‌کاهد و هم ممکن است منجر به رنجیدگى یا دشمنى شود. براى جلوگیرى از این مطلب، باید با دوستان خود به اندازه، مزاح و شوخى کنیم و نه بیشتر، چنان که حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: «شوخى زیاد، ارج و احترام را مى‌برد و موجب دشمنى مى‌شود».(۱۰)

۲) دخالت و تجسس نکردن در امور خصوصى دوستان

حالا که دوست یکدیگر شدیم، بدین معنا نیست که به هر طریقى حتما باید از امور خصوصى و شخصى یکدیگر با خبر شویم؛ چون تجسس کردن در حریم خصوصى افراد، کار ناپسندى است. حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: «کسى که نسبت به دوستش تجسس و موشکافى نماید، دوستى‌اش از بین مى‌رود».(۱۱)

۳)پرخاش نکردن

یکى از چیزهایى که باعث تداوم دوستى‌ها مى‌شود، محبت کردن است و در مقابل، یکى از عواملى که باعث سردى دوستی‌ها مى‌شود، پرخاشگرى با دوست است. اگر کسى به دوستش عصبانیت نشان داد و تندى کرد، در حقیقت، بین خودش و دوستش جدایى انداخته است.

امام على(علیه السلام) به این سه نکته اشاره دارد و مى‌فرماید: «آن گاه که کسى به برادرش دشنام دهد و او را به خشم آورد، همانا او را ترک کرده است».(۱۲)

پس یکى از عواملى که باعث کمرنگ شدن دوستى‌ها مى‌شود، پرخاشگرى و دشنام‌گویى است که باید در میان دو دوست، وجود نداشته باشد.

۵-۴)احترام و تواضع

عامل دیگرى که باعث کمرنگ شدن دوستى‌ها مى‌شود، رعایت نکردن جایگاه اجتماعى و منزلت فردى دوست در روابط و گفتگوهاست. چه بسا یک برخورد ناشایست و یا یک بى‌احترامى در جمع، باعث دلسردى مى‌شود و تا ابد، دوستى کسى را از دست مى‌دهیم. عامل دیگرى که باعث بقاى دوستى‌ها مى‌شود، ارج نهادن به دوست و با او با تواضع برخورد کردن است.

کارکردهاى منفى دوستان ناباب

۱) از نظر فکرى و عقیدتى: دوستانى که داراى افکار نامعقول و فرصت‌طلبانه و سطحى و یا عقاید ناصحیح و رشدنیافته‌اى هستند، دوستى با آنها، فکر و عقیده ى جوان را دچار تشویش و بى‌ثباتى مى‌کند و در او گرایش‌هاى فکرى ویرانگرى به وجود مى‌آورد.

۲) از نظر اخلاقى: وجود غرایز در جوان و نشاط و توان زیاد وى از یک طرف و عدم ارضاى به موقع و صحیح آن غرایز از سویى، سبب مى‌شود که یک عده دوستان ناباب به میدان بیایند تا جوان را از نظر اخلاقى به سمت و سوى مطلوب خود برند. لذا اولین راه براى حفظ خود، این است که از دوستى با چنین افرادى پرهیز کنیم و پیوسته به چارچوب‌هاى قانونى – اخلاقى و علمى – عقلانى در ارضاى غرایز، توجه و پایبندى داشته باشیم. تقویت اراده و ایمان، مشارکت در فعالیت‌هاى اجتماعى و عبادت‌هاى جمعى، کار، ورزش، هنر، و ازدواج، جوان را از افتادن به ورطه ى چنان دوستى‌هایى برکنار نگه مى‌دارد.

۳) بى‌هویتى و خودباختگى: یکى از آسیب‌هاى عمده‌اى که جوانان را مورد تهدید قرار مى‌دهد، خودباختگى یا احساس بى‌هویتى است. جوانان خود باخته، دیگر به فرهنگ و تمدن اصیل خود توجهى ندارند و همه چیز در فرهنگ‌هاى وارداتى مى‌بینند. سرمایه‌دارى جهانى، براى رسیدن به این هدف و جذب نخبگان و تصرف بازارهاى جهان سوم، دائما این فکر را تزریق مى‌کند که جوانان براى پیشرفت خود باید به مظاهر غربى رو بیاورند. جوان آزاداندیش، براى حفظ باور و هویت خود، باید به توانایى خود ایمان داشته باشد و بداند که در سایه ى تلاش و کوشش خود و با بهره‌گیرى از سرمایه‌هاى علمى – فرهنگى جامعه ى خویش با الگوگیرى از پیشوایان خویش، خیلى بهتر مى‌تواند در جهان پرآشوب کنونى، به ساحل آرامش، پیشرفت و خوشبختى دست یابد.  به امید آن روز.

پى‌نوشت‌ها

۱-۱۲. میزان الحکمه، حدیث ۱۰۳۱۱، ۱۰۲۲۱، ۱۰۳۲۱، ۲۳۴، ۱۰۲۵۲، ۳۹۱۶، ۱۰۲۶۲، ۱۰۲۷۵، ۱۰۲۳۵، ۱۸۸۹۵، ۱۰۲۹۹، ۱۰۲۹۱؛

منبع: محمد صادق ربانى؛ نشریه حدیث زندگى

انواع دوستان

 در بـیـان انـواع دوسـتـان و اقـسـام بـرادران، روایـات چندى از اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده که صفات وویژگی‌هاى هر دسته از آنها را روشن ساخته است تا آدمى در این راه با آگاهى گام بردارد.

چـه کـسـى اسـت کـه در روزگـار زنـدگـى خود، اقسامى از دوستان را ندیده و انواعى از یاران را مشاهده نکرده باشد؟
در مـیان آنها کسانى وجود داشته‌اند که بر آنها اعتماد کرده و به آنها اطمینان یافته؛ و از مصاحبت آنها شاد و از دیدار آنها چشمش روشن گردیده است.
نـیـز در جرگه آنها افرادى بوده‌اند که جز بر غم و اندوه همنشین خود نیفزوده‌اند؛ اینان در ظاهر دوستان و در نهان، دشمنانند؛ مکر و کید خود را براى دوست خود در دل پنهان مى‌دارند و حوادث نـاگوار را براى او انتظار دارند.
از این رو باید بسیار برحذر بود که مبادا آدمى، در دام این چاپلوسان گـرفـتار شود چه اینان براى انسان از دشمنانى که آشکارا اظهار خصومت مى‌کنند، خطرناکترند.

اولئک شر مکانا و اضل سبیلا؛(۱)

آنان بدترین مکان را دارند و منحرف‏ترین راه را مى‌روند.

شاعر گفته است:

و صاحب لى کداء البطن صحبته     یودنى کوداد الذئب للراعى  

یثنى على جزاه اللّه مکرمه          ثناء هند على روح بن زنباع(۲)

اکـنـون بـراى آن کـه بـر اقـسـام دوسـتـان طـبق آنچه اهل بیت(علیهم السلام) روشن کرده‌اند آگاه شویم توجه خواننده را به احادیث زیر معطوف مى‌داریم:

امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده است: دوستان دو نوعند: دوستان مورد اعتماد و دوستان خنده رو. اما دوستان مورد اعتماد مانند کف و بال و خانواده و مالند؛ هرگاه بر دوستت اعتماد دارى، مال و تلاش خود را در راه او صرف کن؛ با دوستانش دوست و با دشمنانش دشمن باش؛ راز او را پوشیده بدار و یاور او باش و محاسن او را ظاهر گردان؛ و ‌اى پرسش‌کننده! بدان وجود این گونه دوستان، نایاب‌تر از کبریت احمر است.
امـا دوسـتـان خنده رو، از آنها به تو لذت و خوشى مى‌رسد؛ این را از آنها قطع مکن و بیش از این، از وجـدان آنـها انتظار نداشته باش و به اندازه‌اى که با تو گشاده‌رویى و شیرین‌زبانى مى‌کنند با آنها رفتار کن.(۳)

سرور شهیدان حسین بن على(علیه السلام) فرموده است: برادران چهار گونه‌اند: برادرى که براى توست و تو براى اویى؛ برادرى که براى توست؛ برادرى که ضد توست و برادرى که نه براى اویى و نه او براى تـوسـت.

از آن حـضـرت دربـاره معناى این سخن پرسش شد فرمود: برادرى که براى تو و براى خـودش اسـت، بـرادرى اسـت کـه بـا دوستى خود، بقاى برادرى را خواهان است و با دوستى خود، خـواهـان مـرگ برادرى نیست. و این براى توست و به سود خودش است؛ چه هرگاه برادرى کامل شـود، زنـدگـانـى هر دو خوش و گوارا خواهد شد؛ و هرگاه برادرى یک طرفه و در تناقض باشد، برادرى هر دو طرف نادرست خواهد بود.

بـرادرى کـه او بـراى تـوسـت، کـسى است که نفس خویش را از طمع رهایى داده و به حال رغبت درآورده است؛ از این رو، هرگاه رغبت به برادرى داشته باشد، در امور دنیا طمع ندارد؛ و این به طور کامل و با تمام وجود براى توست.

برادرى که بر ضد توست، برادرى است که پیشامدهاى ناگوار را برایت انتظار مى‌کشد و اسرارت را فـاش مـى‌کـنـد و در میان خانواده‌ها، بر تو دروغ مى‌بندد؛ و به تو، با نظر حسادت مى‌نگرد؛ و لعنت خداوند یگانه بر او باد.
برادرى که نه براى توست و نه تو براى اویى؛ کسى است که خداوند او را پر از حماقت کرده و او را از رحمت خود دور ساخته است؛ او را مى‌بینى که خودش را بر تو ترجیح مى‌دهد و به سبب حرصى که دارد، آنچه را در اختیار توست، مى‌طلبد.(۴)

امـام جعفر بن محمد صادق(علیه السلام) فرموده است: دوستان سه گونه‌اند:

یکى مانند غذاست که در هر زمـان بدان نیاز دارى و آن، دوست خردمند است.
دوم به منزله درد است و آن، دوست احمق است.
سوم در حکم داروست و آن، دوست هشیار و زیرک است.(۵)

نیز فرموده است: دوستان سه گونه‌اند: دوستى که با جان خویش با تو مواسات و همیارى مى‌کند؛ دیگر دوستى است که با مال خویش با تو مواسات و همیارى دارد؛ سومى کسى است که کفاف خود را از تـو مى‌گیرد و تو را براى برخى لذت‌ها مى‌خواهد بنابراین نباید او را از دوستان مورد اعتماد به شمار آورى.(۶)

 

پی‌نوشت‌‌ها

۱-فرقان/۳۴

۲-وفیات الاعیان؛ ج۳ ص۹۵

۳-اصول کافی؛ ج۲ ص۲۴۸

۴-مستدرک الوسائل؛ ج۹ ص۱۵۳

۵-بحارالانوار؛ ج۷۸ ص۲۳۸

۶-همان؛ ص۲۳۹

منبع: روش دوستیابی؛ نویسنده: محمد الحیدری؛ ترجمه محمد صادق عارف؛ ص۶۰-۶۲

دوستى و دوستیابى

 ضرورت و اهمیت دوست

با توجه به این که انسان، موجودى اجتماعى است و براى ارائه حیات خویش، نیاز به ارتباطات در جامعه دارد؛ پس انسان در تمام دوران حیات، نیازمند به رفاقت و دوستى با دیگران است. انسان‌ها نه تنها با هم انس مى‌گیرند و با مصاحبت و همنشینى وسایل شادمانى و شادى یکدیگر را فراهم مى‌سازند، بلکه هر دوستى، به میزان ارتباط و همنشینى، در روح و روان رفیق خودش نفوذ مى‌کند و بر عقاید، اخلاق، گفتار، و کردار او اثر مى‌گذارد.

بزرگان گفته‌اند «درباره هیچکس به نیکى یا بدى نمى‌توانیم قضاوت کنیم، مگر این که دوستانش را بشناسیم. آدمى با صفات همنشینان و دوستان صمیمى‌اش شناخته مى‌شود. بر این اساس، انتخاب دوست و همنشین براى جوانان، از حساس‌ترین مسائل دوران جوانى است.

امام على(علیه السلام) مى‌فرماید: «عاجزترین مردم کسى است که از نظر دوستیابى عاجز باشد و عاجزتر از او کسى است که دوستى را که به دست آورده، از دست بدهد.»

از این رو، بهترین و مناسب‌ترین دوستان را انتخاب کنیم و همواره دوستى‌هایمان را مستحکم کنیم و آن را پاس بداریم.

ویژگى‌هاى دوست خوب

این ویژگى‌ها به ترتیب زیر است:

۱- اخلاق خوب و پسندیده

۲- صداقت و راستگویى

۳- رازدارى و امانتدارى

۴- حسن مشاوره، راهنما و هدایت‌کننده

۵- صبور و تحمل شداید و ناملایمات در کنار دوست

۶- تواضع، فروتنى و نداشتن تکبر، غرور و حسد

۷- شفقت و مهربانى

۸- گذشت و فداکارى

۹- همراهى و همدلى و وفادارى

۱۰-انعطاف‌پذیرى

۱۱-جوانمردى و همیارى دوستان سالم

۱۲-داراى رشد عقلانى و دانا

۱۳-با ایمان و تقوا دورى‌کننده از گناه

۱۴-دست‌گیرى و یارى در حل مشکلات

۱۵-بزرگوارى و نجابت

۱۶-اهل خیر و دعوت‌کننده به نیکى‌ها

۱۷-دوستى براى خداوند نه مطامع دنیوى

روایت: مردى از امام حسین(علیه السلام) خواست که دوست و همنشین وى باشد، امام سه شرط را برایش مطرح نمود و فرمود:

۱ـ اول آن که از من ستایش و تعریف نکنى، زیرا من نسبت به خودم از تو آگاهترم.

۲ـ مرا دروغگو ندانى؛ زیرا دروغگو، رأى و عقیده درستى ندارد.

۳ـ مبادا در برابر من از کسى غیبت کنى.

چون آن مرد شرایط دوستى با آن حضرت را دشوار دید، گفت: مى‌خواهم از درخواست خود منصرف شوم. امام(علیه السلام) فرمود: آرى؛ هر طور مى‌خواهى انجام بده.

وظایف متقابل دوستان

۱ـ احترام متقابل

۲ـ درک شرایط همدیگر

۳ـ محبّت و ابراز عشق و علاقه

۴ـ گذشت و فروتنى در سختى‌ها و شرایط بحرانى

۵ـ همدلى و همدردى

۶ـ مشارکت در حل مشکلات

۷ـ صداقت و رازدارى

۸ـ و …

شیوه‌هاى انتخاب دوست

۱ـ آگاهى و شناخت لازم نسبت به فرد مورد نظر (دوست) و خانواده‌اش. این آگاهى مى‌تواند به شیوه‌هاى پرسش و پاسخ از دوستان، همسایگان، همکلاسان، بستگان و آشنایان و غیره ایجاد گردد.

۲ـ مشاهدات عینى رفتار‌هاى فردى و اجتماعى. این امر مى‌تواند با مشاهدات غیابى و نامحسوس والدین، مربیان و مشاوران، در گروه‌هاى هم‌سن و سال، اردوهاى تفریحى، اعیاد و مراسم اجتماعى، میادین ورزشى، مجامع مذهبى و حتى گردهمایى‌هاى خانوادگى به عمل آید.

نکته: نقش خانواده به عنوان مشاور دلسوز، نمود ویژه‌اى دارد، به طورى که پدر و مادر مى‌توانند با ایجاد جلب اطمینان و اعتماد، به حرف‌هاى فرزند خود گوش کنند، با او همدلى نمایند و کمک کنند فرزندشان، ندانسته از ناحیه دوستان کج‌اندیش و کوتاه‌فکر گمراه نشود. اگر والدین بتوانند خطر رفیقان ناصالح را به جوانان خود بفهمانند و با منطق شیوا و خیرخواهانه آنان را از زیان‌هاى جبران‌ناپذیر معاشرت با عناصر تبهکار آگاه سازند، توانسته‌اند موجبات خوشبختى و سعادت فرزندان خویش را فراهم آورند.

۳ـ آزمودن دوست. راه‌هاى زیادى براى آزمایش دوست وجود دارد، از جمله این که مثلاً ببیند در سختى‌ها و مشکلات، چگونه شما را یارى مى‌کند و آیا شما را در چنین روزى، تنها مى‌گذارد یا همدل و همراه شما است؛ و یا مثلاً رفتار و برخورد او در سفر چگونه است، چرا که آدمى در سفر، لباس تکلّف و ریا را از تن خود مى‌کند و آن طور رفتار مى‌کند که واقعاً مى‌اندیشد؛ اینجاست که مى‌توان او را به آسانى آزمایش کرد.

عوامل فروپاشى و ترک دوستى

۱- دروغگویى

۲- بى‌احترامى نسبت به یکدیگر

۳- استبداد

۴- بدزبانى و دشنام

۵- عدم درک متقابل

۶- کینه‌توزى و لجبازى، بگو مگو کردن و بحث و مجادله بیش از حد

۷- تحقیر و شماتت همدیگر

۸- بى‌توجهى به کمالات همدیگر

۹- اسراف و تبذیر

۱۰-حسادت، خساست و تنگ‌نظرى

۱۱-تعارض در احساسات و عواطف همدیگر مثل نفرت در مقابل محبت

۱۲-سخن‌چینى و عیب‌جویى

رعایت موارد زیر موجب تحکیم دوستى شما با دیگران خواهد شد:

۱- نسبت به نزدیکترین دوستان خود، وقت‌شناس باشید.

۲- با آن‌ها صادقانه برخورد کنید.

۳- در برخورد با آن‌ها ادب را کاملاً رعایت کنید.

۴- با آن‌ها مهربان باشید.

۵- اشتباهات خود را بپذیرید و در صورت لزوم از آن‌ها پوزش بخواهید.

۶- امکانات خود را در نظر بگیرید و از وعده و وعیدهاى بى‌جا بپرهیزید.

۷- رازنگهدار باشید.

۸- تا جایى که ممکن است، از دوستان وام و قرض نگیرید.

۹- از آن‌ها توقع بى‌جا و بى‌مورد نداشته باشید.

۱۰-نسبت به آن‌ها با گذشت و فداکار باشید.

۱۱-در غیاب آن‌ها به نیکى یاد کنید.

۱۲-زودرنج نباشید و هر چه سریعتر، در صدد رفع دلتنگى‌هاى خویش برآیید.

۱۳-از شوخى و مزاحى که به شخصیت آن‌ها لطمه وارد مى‌سازد، اجتناب کنید.

۱۴-عیب‌هاى آن‌ها را با رعایت احترام و در خلوت به آن‌ها بگوئید.

۱۵-محبت و علاقه خود را همواره ابراز کنید و با آن‌ها خوش برخورد باشید.

۱۶-هر از چند گاهى به همدیگر هدیه دهید.

۱۷-نسبت به آن‌ها خوشبین باشید و به نظراتشان احترام قایل شوید.

۱۸-در سختى‌ها و هنگام بروز مشکل با یکدیگر مدارا کنید.

منبع: جمعی از نویسندگان؛ با تلخیص از کتاب راهنمای آموزش مهارت‌های اساسی زندگی؛ ص ۶۴ – ۶۷