همسر نمونه

نوشته‌ها

همسر دلاور میثم تمار

میثم تمّار از یاران نیرومند امام علی(علیه السلام) و از افراد برجسته و قویدل بود. ابن زیاد دستور داد او را ده روز قبل از ورود امام حسین(علیه السلام) به کربلا، به دار آویختند و شهید کردند.
او همسر دلاوری داشت که در راه اسلام، بسیار ثابت قدم و استوار بود. از دلاوری‌های او این که:
به دستور ابن زیاد، جنازه های حضرت مسلم و هانی و حنظله بن مرّه را  بدون غسل و کفن، در میدان کناسه کوفه انداخته بودند و کسی جرأت نداشت آنها را بردارد و به خاک بسپارد.
همسر دلاور میثم تمّار، تصمیم گرفت آنها را به خاک بسپارد. هنگامی که پاسی از شب گذشت و چشمها به خواب رفت، این بانو با کمال مخفی‌کاری، جنازه‌ها را به خانه خود منتقل نمود و نصف شب آنها را دور از چشم دژخیمان ابن زیاد، کنار مسجد اعظم کوفه برد و آنها را که در خون پاک خود غلطیده بودند، به خاک سپرد، و هیچکس از این جریان جز همسر هانی بن عروه که همسایه‌اش بود، مطّلع نشد.
هزاران آفرین بر این شیر زن قهرمان که به راستی صلاحیت آن را داشت تا همسر میثم باشد، آری از فردی مانند میثم، انتظار آن هست که همسری این چنین داشته باشد. این است نقش مدیریت شوهری برازنده در رشد و تعالی همسری رشید و مسئول.

(منبع: محمد محمدی اشتهاردی؛ داستان دوستان؛ ج۵ ص۷)

الگوی شوهرداری

یک روز صبح امیرالمؤمنین(علیه السلام) به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمود: آیا چیزی در منزل هست که بخوریم؟
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در پاسخ فرمود: سوگند به کسی که پدرم را به نبوت و تو را به وصایت برگزید، چیزی در منزل نیست تا برای شما آماده کنم! دو روز است که چیزی در منزل نداشتیم مگر مقدار کمی که در آن هم، تو را بر خود و حسن و حسینم مقدم داشتم.
امام علی(علیه السلام) فرمود: ای فاطمه! چرا در این مورد، چیزی به من نگفتی تا برای شما غذایی تهیه کنم؟!
فاطمه(علیها السلام) فرمود: یا اباالحسن! من از خداوند شرم دارم که شما را به آنچه توان نداری، وادار کنم.
(چون می‌دانستم توانایی خرید چیزی را نداری، در خواستی نکردم)

منبع: علامه مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج ۴۳ ص۹۴

خانواده و فضایل اخلاقی

«همسر نمونه» عنوانی مشترک بین زن و مرد نمونه در زندگی زناشویی است. در این مقاله به صفات مشترک و اخلاق شایسته‌ای که هم برای مرد و هم برای زن لازم است، می پردازیم.

۱- ایمان و تقوا

اولین عنصری که برای توفیق در یک زندگی مشترک برای زن و مرد لازم است، ایمان و تقواست. زیرا مرد مؤمن به خدا و قیامت، هرگز در پی کارهای خلاف قانون و شرع و هوسبازی که بنیان خانواده را ویران کرده و جز تباهی و سیه روزی حاصل دیگری ندارد، نخواهد بود.
مرد باایمان و باتقوا در بیرون خانه، به ناموس مردم چشم نمی‌دوزد و به زنی غیر از همسر خود دل نمی‌بندد، تا عشق و علاقه‌اش را در جای دیگر خرج کند.
در روایات متعددی از ائمه معصوم(علیهم السلام) آمده است: «اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فتزّوجوه… »؛ هرگاه شخص دین مدار و خوش خلقی برای خواستگاری نزد شما آمد با او موافقت کنید.(۱)
همین طور در برخی روایات از ازدواج با انسان بی بند و بار و شرابخوار نهی شده(۲) و در برخی به این نکته توجه داده شده است که زن با ازدواج، خود را در اختیار شوهر قرار می دهد، و لذا باید به دقت بنگرید که دختر خود را به چه کسی می سپارید.(۳)
همین طور زن باایمان و پرهیزکار، چشم به غیر شوهر خود ندارد و در دام هوس و شیطان گرفتار نمی‌آید و چون وظایف خانه داری و تربیت فرزند را برای رضای الهی و به قصد قربت و خدمت انجام می دهد، از مشکلات آن نهراسیده و شانه از زیر بار آن خالی نمی‌کند، بلکه با عشق و علاقه به آن مبادرت می ورزد.

۲- خوش خلقی

نرم‌خویی و خوش‌رویی از بهترین و برجسته‌ترین صفاتی است که برای هر انسان طالب موفقیت بایسته و ضروری است. شخص تندخو، نه تنها در تأمین یک زندگی سالم و آرام برای خود و خانواده‌اش ناکام است، بلکه در محیط اجتماع نیز رشد و توفیق شایسته‌ای نخواهد یافت.
خوشرویی نه تنها یک صفت نیک اخلاقی بلکه خود حاکی از روحیه‌ای سالم، و به دور از هر گونه عیوب و ناهنجاریهای روانی است. زیرا تا شخص برکنار از صفت کبر و خودخواهی بخل و مالدوستی، بدگمانی و بدخواهی و امثال آن نباشد، نمی‌تواند به طور ثابت و دایم شخصی آرام و نرم خو باشد و فشارهای عصبی ناشی از آن صفات بد، او را به واکنش و کج رفتاری و ترشرویی وادار می کند. و شاید راز این که به این صفت پسندیده «حُسن خلق» و یا خوش‌اخلاقی گفته می شود ناشی از همین امر باشد زیرا تا یک شخص، حداقل شمه‌ای از همه اوصاف و اخلاق خوب را نداشته باشد، از داشتن این هنجار روحی محروم است.
بسیاری در محیط بیرون خانه آدمهای خوش اخلاقند ولی در چارچوب زندگی خانوادگی آدمهای بدخلق و بدرفتاراند. که توجه، جستجو و کسب اطلاعات در این باره از مهمترین مسایلی است که در گزینش یک همسر خوب برای زن و مرد، باید مدنظر باشد.
حسین بن بشّار واسطی می گوید: «کتبت الی ابی الحسن الرّضا(علیه السلام): إنّ لی قرابه قد خطب إلی و فی خلقه سوء، قال: لا تزّوجه ان کان سیی ء الخلق». در نامه‌ای به حضرت رضا(علیه السلام) نوشتم یکی از بستگانم به خواستگاری نزد من آمده ولی شخص بداخلاق و درشت خویی است. حضرت در پاسخ فرمودند: اگر این چنین است با او وصلت مکن.(۴)
در حدیث دیگری امام صادق(علیه السلام) به یکی از اصحاب خود سفارش می کنند که اگر قصد ازدواج دارد زنی خوش خلق را به همسری برگزیند.(۵)

۳- امانت‌داری

برخی مردم طبیعتا اشخاص امینی هستند و از خیانت و ستم برکنارند. اینان افرادی‌اند که باطن خود را به آلودگیها نیالوده‌اند و صفحه دل خویش را از دستبرد هوس و وسوسه های نفسانی و شیطانی به دور داشته اند.
مرد، وقتی امین باشد همسر خود را امانت خدا و مردم دانسته و در مراقبت و رسیدگی به نیازها و خواسته های مشروع او کوتاهی نمی‌کند و از آزاردهی و ستم به او خودداری می ورزد. به همین سان زنی که امانت دار باشد اولاً فرزندان خود را ودیعه الهی دانسته و در تربیت و حفاظت از آنان از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. گذشته از اینکه خود را امین همسر در حفظ اموال او دانسته و در پاسداری و نگهداری از آن تلاش می کند.
در حدیثی رسول اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم) فرمودند: «إذا أتاکم من ترضون دینه و امانته فزوجوه فان لم تفعلوا تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر»؛ هرگاه کسی که دیانت و امانت او مورد پسند شماست برای خواستگاری نزد شما بیاید او را بپذیرید و اگر چنین نکنید در زمین فتنه و فساد بزرگ رخ خواهد داد.(۶)
و نیز همان حضرت فرمودند: «ما افاد رجل بعد الایمان خیرا من امرأه ذات دین و جمال تسرّه اذا نظر إلیها و تطیعه إذا أمرها و تحفظه فی نفسها و ماله اذا اغاب عنها»؛ پس از نعمت ایمان هیچ خیری برای مرد بالاتر از این ارزانی نشده است که دارای زنی دین باور و زیباروی باشد که هرگاه به او بنگرد به سرور آید و دستور او را اطاعت کرده و در غیبتش نسبت به خود و مال او از حریم او پاسداری کند.(۷)

۴- تلاش و کار

موجودات جهان در بقای خود محتاج کارند. از دل هر ذرّه تا عمق کهکشانها را بنگرید، در جای جای آن نشان از تلاش و کار خواهید یافت، انسان نیز به عنوان جزیی از این نظام برای ادامه و تأمین حیات خود نیازمند آن بوده و دستیابی به هدفهای بزرگ و زندگی ناب، در گرو آن است.
قرآن کریم وصول به نعمتهای بزرگ الهی و حیات جاودان آخرت را منوط به عمل صالح و سعی شایسته دانسته است و در جایی فرموده است: «و ان لیس للانسان الاّ ما سعی و انّ سعیه سوف یری»؛ انسان جز سعی و تلاش بهره‌ای ندارد و به زودی به نتیجه کار خود خواهد رسید.(۸)
حرکت و اقدام در جهت رفع نیازمندیهای زندگی بسان رشته‌ای است که مجموعه‌ای از مهره ها را به هم پیوند داده است که پاره شدن آن، از هم پاشیدن مجموعه را در پی خواهد داشت.
و لذا در روایات فراوانی معصومان(علیهم السلام) با تأکید فراوان و با تعبیرهای گوناگون بر روی کار به عنوان ضروری‌ترین نیاز زندگی بشر پافشاری و توصیه می کردند و اقسام کار از کشاورزی، تجارت، دامداری، صنعت، هنر و حرفه های مفید و مورد نیاز جامعه سفارش شده تا هم خلاءهای جامعه پر شده و هم رفاه و آسایش شخص و افراد تحت کفالت او تأمین شود.(۹)
از رسول اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند: «من طلب الدنیا حلالاً استعفافا عن المسأله و سعیا علی عیاله و تعطّفا علی جاره لقی اللّه و وجهه کالقمر لیله البدر». هر کس از راه حلال برای کسب ثروت دنیا بکوشد تا دست نیاز به سوی دیگران نگشاید و احتیاجهای خانواده‌اش را رفع و به همسایه‌اش از روی مهربانی کمک کند، خداوند را ملاقات می کند در حالی که چهره‌اش بسان ماه شب چهارده می درخشد.(۱۰)
و همچنین در سایه کار و تلاش است که زن در محیط خانه به وظایف خود قیام می کند و با بهانه جویی شانه از زیر بار آن خالی نمی‌کند، گذشته از اینکه در صورت توان و وجود زمینه مساعد، برای کمک به اقتصاد خانواده و نیز جامعه، از پذیرفتن کاری که مناسب با شأن زن مسلمان متدین باشد هم دریغ نمی‌ورزد.
رسول اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم) می فرمایند: «المغزل فی ید المرأه الصالحه کالرّمح فی ید الغازی المرید وجه اللّه ». دستگاه ریسندگی در دست زن صالح همچون نیزه در دست جنگجویی است که در راه خدا به مبارزه برخاسته است.(۱۱)
برخی از زنان خانه دار که گرفتاری کمتری داخل منزل دارند، گاهی با وقت اضافی مواجه اند، این گونه بانوان زحمت کش، شایسته نیست وقت گرانبهای خود را به بطالت گذرانده و یا آن را با سرگرمیها و نشستهای گناه آلود بیالایند. قطعا هیچ سرمایه‌ای به ارزش فرصت عمر نیست، چون در سایه همین لحظه هاست که بهشت الهی کسب می شود و دین و دنیای انسان آباد گشته و رو به سامان می رود، و با بهره گیری از همین فرصتهاست که بزرگان دین و دانش قافله بشریت را به پیش برده‌اند و عالی‌ترین خدمات را به جامعه عرضه کرده اند. لذا رسول اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم) در سفارش خود به «معاذ بن جبل» می فرمایند: «و علی العاقل ان یکون ساعیا فی ثلاث: تزوّد لمعاد و سعی لمعاش و لذه فی غیر محرّم». انسان فرزانه تلاش می کند وقت خود را به سه صورت بگذراند: ۱ـ اندوختن سرمایه معنوی و برداشت توشه برای زندگی آخرت ۲ـ تلاش در راه تأمین زندگی و معیشت دنیا ۳ـ تفریح سالم و به دور از فساد و گناه.(۱۲)

۵- آراستگی ظاهر

از مسایلی که برای هر مؤمنی پسندیده است، زیبایی و رعایت آرایش ظاهر است.
خداوند متعال مبدأ زیبایی است و جهان را نیز زیبا پدید آورده است. از این دیدگاه و در اصل آفرینش همه چیز زیباست و زشتی در آن راه ندارد ولی آن گاه که انواع، اقسام، و افراد موجودات با یکدیگر مقایسه و سنجیده می شوند، برخی از برخی دیگر زیباتر و نیکوتر جلوه می کنند.
زیبایی صورت و اندام خوش و ظاهر آراسته و مناسب، به تحکیم پیوندهای اجتماعی کمک می کند و الفت به وجود می آورد.
لذا در روایات معصومان علیهم السلام بر روی این ویژگی و توجه بدان سفارش شده است(۱۳) که برای نمونه به یک روایت از آن بسنده می کنیم.
عن ابی بصیر قال: قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): «ان اللّه جمیل یحب الجمال، و یحب أن یری اثر نعمه علی عبده». ابی بصیر می گوید: علی(علیه السلام) فرمودند: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و می خواهد اثر نعمتهای خود را بر بنده‌اش ببیند.(۱۴)
و بدین سان، تحکیم و تقویت پیوند خانوادگی و زناشویی که به شدت مورد تأکید و سفارش اولیای دین است، توجه و منظور داشتن این ویژگی را در زن و مرد و در انتخاب همسر، می طلبد. البته در مقام اولویت بندیها، حق تقدم با خصلتهای انسانی و معنوی است و قطعا رویکرد به زیبایی تنها و غفلت از معنویت و اخلاق دینی، خسارت‌آمیز و زیان‌بار است و در روایات از آن نکوهش شده است(۱۵) ولی در جایگاه خود اهمیت ویژه‌ای دارد.
حضرت صادق(علیه السلام) در حدیثی از رسول اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم) نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: «افضل نساء امتی أصبحهنّ وجها و اقلّهنّ مهرا»، بهترین زنان امت من زیباروی‌ترین و کم مهرترین آنهاست.(۱۶)
البته با توجه به اینکه خوش چهره بودن از اموری است که نوعا با دید مادی بدان نگریسته می شود سبک بودن مهر چنین زنی، نشان از ایمان و صفای دل و باطن سالم اوست که هم سیرتی نیک دارد و هم صورتی نیکو. و مطابق برخی روایات رابطه‌ای بین این دو برقرار است که به تأیید علم و تجربه نیز رسیده و گرچه کلیت ندارد، ولی به طور غالب این گونه است.
حضرت رضا(علیه السلام) از پدران بزرگوار خود نقل می کنند که رسول گرامی(صلی اللّه علیه و آله و سلم) فرمودند: «اطلبوا الخیر عند حسان الوجوه فانّ فعالهم أحری أن یکون حسنا». خوبیها را نزد خوش صورتان بجویید زیرا رفتار و کارهایشان سزاوارتر و نزدیکتر به خوبی است.(۱۷)
زیبایی و آراستگی نه تنها از اوصاف خوب برای یک زن به عنوان همسر است بلکه از ویژگیهای پسندیده مرد نیز هست.
امام صادق از پدر بزرگوارشان ـ علیهماالسلام ـ نقل می کنند: روزی مردی بر در خانه رسول اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم) اذن ورود خواست. آن حضرت در خانه به ظرف آبی برخورد، خود را در آن نگریست و ریش خود را موزون و آراسته کرد. عایشه به آن حضرت گفت: شما سرور فرزندان آدم و فرستاده پروردگار جهانید. با این حال در برابر ظرف آبی ایستاده و سر و صورت خود را رسیدگی می کنید؟ حضرت فرمودند: «یا عایشه! انّ اللّه یحِبُّ اذا خرج عبده المؤمن إلی أخیه ان یتهیأ له و أن یتجمل»؛ خداوند دوست دارد وقتی بنده مؤمنش به سوی برادر دینی خود می رود خود را برای او زیبا و آراسته کند.(۱۸)
و این در حالی است که محمد بن فضل طبرسی در حالات آن بزرگوار می نویسد: «و لقد کان یتجمل لاصحابه فضلاً عن تجمله لأهله»؛ او گذشته از این که برای همسران خود و در خانه به آرایش خود می رسید با اصحاب خویش نیز این گونه بود.(۱۹)
در این گزارش آمادگی و زیبایی در داخل خانه اصل و مبنا قرار گرفته و آراستگی برای بیرون از آن فرع و بسان آن شمرده شده است.
امام کاظم(علیه السلام) فرمودند: «تهیئه الرّجل للمرأه مما تزید فی عفتها»؛ آماده‌سازی مرد، خود را برای همسرش، موجب افزایش و تقویت عفت زن می شود.(۲۰)
آنچه گفتیم می تواند مهمترین نقاط مشترک بین زن و مرد در همسر نمونه بودن و گزینش آن باشد و البته نباید از نقش دانش، عقل، ادب اجتماعی نیز در شمار مهمترینها غفلت کرد که پرداختن به هر یک از آنها و نیز صفات ویژه هر یک از زن و مرد مجالی وسیع تر می طلبد.

پی‌نوشت‌ها

  1. وسائل الشیعه، ج۱۴، ابواب مقدمات نکاح، باب ۲۸٫
    ۲٫ همان، باب ۲۹٫
    ۳٫ همان، باب ۲۸، حدیث ۸٫
    ۴٫ وسائل الشیعه، ج۱۴، ابواب مقدمات نکاح، ب۳۰، ح۱، ص۵۴٫
    ۵٫ همان، ب۶، ح۱، ص۱۳٫
    ۶٫ مستدرک الوسائل، چاپ قدیم، ج۲، ص۵۳۷، ابواب مقدمات نکاح، باب۲۴، ح۱٫
    ۷٫ همان، ص۵۴۴، ب۸، ح۵٫
    ۸٫ سوره نجم، آیه ۳۹ ـ۴۰
    ۹٫ نگاه کنید به وسائل الشیعه، ج۱۲، ابواب مقدمات تجارت، و نیز مستدرک الوسائل ۲: ابواب مقدمات تجارت.
    ۱۰٫ مستدرک الوسائل، ج۲، ابواب مقدمات تجارت، باب ۵، ح۱۱، ص۴۱۶٫
    ۱۱٫ مکارم الاخلاق، چاپ بیروت، مؤسسه اعلمی، ص۲۳۸٫
    ۱۲٫ ارشاد القلوب، چاپ بیروت، مؤسسه اعلمی، ج۱، ص۷۴٫
    ۱۳٫ برای نمونه بنگرید: وسائل الشیعه، ج۳، ابواب الاحکام الملابس، باب ۱ تا ۱۰٫
    ۱۴٫ همان، باب ۱، ح۲٫
    ۱۵٫ همان، ج۱۴، ابواب مقدمات نکاح، باب ۱۴ و باب ۷، ح۷٫
    ۱۶٫ همان، باب۶، ح۸٫
    ۱۷٫ همان، باب۲۱، ح۴٫
    ۱۸٫ مکارم الاخلاق، ص۹۶ ـ ۹۷٫
    ۱۹٫ همان، ص۳۴٫
    ۲۰٫ همان، ص۹۷٫

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه؛ سیدمهدی موسوی کاشمری

سلامت خانواده

معیارگرایى

چنین نیست که هر کس ازدواج کرد، سعادتـمند شد. چـنین هم نیست که هر کس همسرى بـرگزید، مى‌تـواند او را بـه سعادت و خوشبـختـى برساند. دلیل آن هم وجود آتش‌هاى اختلاف و زبانه‌هاى کینه و کدورت در خانواده‌هاى بسیارى است که گاهى هم پایشان به شکایت و دادگاه و پرونده و… کشیده مى‌شود.

مهمتر از (تشکیل خانواده)، داشتن خانواده‌اى سالم، استوار، پاک و عاطفى و داشتن همسرى همدل و همزبان و همراه و همدرد است. خانواده‌هایى که پـس از تـشکیل، خیلى زود از هم مى‌پـاشد و طوفان اختلاف، ریشه آن را لرزانده و سقف آن را فرو مى‌ریزد، یا از همان آغاز، میان زن و شوهر و اقوام و بـسـتـگان دو طرف، (مسـإله) بوده است، یا در اثر لجاجتها، خودخواهیها، نبـودن روحیه گذشت و ایثار و نادیده گرفتـن خطاهاى کوچک و ضعف‌هاى ناچیز، (مسایلى) بروز مى‌کند و رفته رفته بـزرگ مى‌شود و (مشکلات)، عرصه را بـر (زندگى) تـنگ مى‌سازد. اگر از آغاز، بـناى ازدواج، سالم نهاده شده بـاشد، این گونه بـحـرانها یا هرگز یا دیر بـه سـراغ خـانه مى‌آید.

هستـه اولیه یک خـانواده سالم و مطلوب، از همان آغاز ازدواج، از هنگام خواستگارى و وصلت بـا خانواده دیگر شکل مى‌گیرد و ریشه آن، شناختن و داشتن (معیارهاى مکتـبـى) در انتـخاب همسر است.

همسر ایده آل کیست؟ خصوصیات یک زن یا شوهر خوب کدام است و بـا کدام (معیار)، بـاید سـراغ انتـخـاب شریک زندگى رفت، یا بـه درخواسـت یک خـواسـتـگار بـراى ازدواج، (آرى) گفت؟ و این آرى گفتن، که گاهى بلکه اغلب، یک زندگى مادام ا لعمر را بر دوش انسان مى‌گذارد، باید با در نظر گرفته چه ویژگیهایى باشد؟

نجابت و دیانت

وصلت با خانواده‌هایى که نجیب و شریف‌اند، پسندیده‌تر است. تدین و تقوا، ملاک دیگرى در همسرگزینى است. ارزش و اعتبـار یک مسلمان در دیدگاه مکتب، بـه (دین) او است. پس ملاک قرار دادن دیندارى در ازدواج، نشانه اصول‌گرایى و مکتبى اندیشیدن و مکتبى عمل کردن است.

اگر کسى مسلمان و مومن است و در ازدواج، دنبـال همتا، هم شإن و (کفو) مى‌گردد، لابد مى‌داند که مسلمانى و ایمان، رمز و نشانه آن همتایى اسـت و مومن، کفو مومن اسـت و زنان پـاک و عفیف، لایق مردان باتقوا و پاکند(و الطیبـات للطیبـین)(۱) و در آیات قرآن، ازدواج بـا مشرک و کافر نهى شده است، چرا که همتـاى مومن نیست. (۲

امام صادق(علیه السلام) فرمود: (الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار)؛ (۳)

کفو و همتا در همسرى، آن است که پـاکدامن و تـوانگر بـاشد(تـا بتواند خرج زندگى را تإمین کند).

پـس معیار در (آرى) گفتن بـه همسر آینده یا خواستگارى کردن از یک دخـتـر، آن اسـت که هم (عفاف) داشتـه بـاشد، هم (قدرت مالى). در برخى احادیث، دین و امانت مطرح شده است، در روایتى (دین و اخـلاق) معیار قرار گرفتـه اسـت و بـى اعتـنایى بـه این معیارها فسادآفرین دانسته شده است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

(اذا جإکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه و ان لا تفعلوه تـکن فتنه فى الارض و فساد کبیر)؛ (۴)

هر گاه کسـى سـراغ شـما آمد کـه (اخـلاق) و (دیانت) او را مى‌پسندید، پس بـا او ازدواج کنید و گرنه در زمین فتنه خواهد شد و فساد بزرگ پدید خواهد آمد.

گرچه (زیبایى و جمال) را بـه عنوان یک معیار و ارزش مى‌توان حساب کرد، اما در صورتى که با تقوا، عفاف و پاکى در تعارض قرار نگیرد. کسى که در ازدواج، تنها به (زیبایى)، یا (ثروت) یا (شهرت) توجه کند و از اصالت خانوادگى و تربـیت و اخلاق پـدر و مادر و عفاف دختر غافل شود، چه تـضمینى وجود دارد که خانواده‌اى محکم، استوار و پـابـرجا پـدید آید و این کانون، پـایگاه صفا و محبت شود؟!

سنت‌هاى دینى و ملى را نبـاید نادیده گرفت. فرهنگ خودى ما بـه اصول خوبـى آمیخته و بـر آنها استوار است، اگر آن را در مقابـل فـرهنگ بـیگانه، بـه دیده حـقارت ننگریم و کنار نگذاریم. در یک خانواده، هر چه نجابت و اصالت و حیا و عفت بیشتر بـاشد و هر چه معیارهاى مکتبى بـیشتـر حاکم و سرنوشت ساز و تـإثیرگذار بـاشد، نظام و انسجام و قوام آن خانواده نیز، مستـحکم‌تـر و بـادوام‌تـر خواهد بود.

سستى بنیان خانواده‌ها را بـیشتر در میان کسانى مى‌توان دید که به اصول مکتبى و ارزش‌هاى فرهنگ خودى بى اعتنا و از آنها بـیگانه یا گریزانند.

همسر نمونه

بـراى خـیلى‌ها این سـوال که (همسـر نمونه کیسـت؟ زن یا شوهر ایده آل و مطلوب، چـه ویژگی‌هایى بـاید داشتـه بـاشد؟) از سوالات اساسى در گزینش همسر است. نه تنها در گام نخست و آغاز کار، حتى در مورد کسـانى هم که ازدواج کرده اند و مدتـى از پـى نهادن این بـنا و بـر پـا ساختن این خیمه گذشته و صاحب فرزند نیز شده اند، آشنایى بـا این (شاخص)‌ها و (معیار) ها، مناسب و مفید است، زیرا بـا عینیت بـخشیدن بـه آنها در زندگى مشترک، مى‌توانند بـه سلامت و استحکام بنیان خانواده خویش، کمک کنند.

پـیش از آن که بـه خصوصیات مثبـت و ارزشى همسر اشاره شود، بـد نیست که بـا چـهره منفى و نکوهیده همسر ناشایست هم آشنا شویم و خـانواده‌هاى (مسـإله دار) را بـشناسـیم. در این زمینه روایات بسـیار اسـت و در این احـادیث، از ازدواج بـا فاسـق، بـداخـلاق، شراب خوار، عقیم، احمق و سفیه، مجنون، و دخترى که در خانواده بد رشد و نمو یافته است، نهى شده است. از جمله این حدیث مشهور است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از ازدواج بـا (خضرإ دمن) بـپـرهیزید. پرسیدند: یا رسـول الله! مقصود از خـضرإ دمن(سـبـزه روییده در مزبله)چـیسـت؟ فرمود: (المرإه الحـسـنإ فى منبـت السـوء). (۵)یعنى زن زیبـارویى که در خانواده‌اى پست و فرومایه، بـه بـار آمده باشد.

همچنین از زنان نازا، آلوده، لجبـاز، نافرمان، حقیر و پست در نظر فامیل خـود، سرکش در بـرابـر شوهر، رام و تـسلیم در مقابـل دیگران، ناموافق با شوهر، کینه توز، فخرفروش، بى پروا از کار زشت و… در روایات نکوهش شده و از این گونه زنان به عنوان (شرار النساء) یاد شده است.

در مقابل، بـه ازدواج بـا دوشیزگان، زیبـارویان، فرزندآوران، عفیفان و نجیبان، صاحبان اخلاق نیکو، دیندار و امین، فرمانبرداران از شوهر و حافظان مال و آبروى همسر و… تشویق و ستایش شده است.

از پـیامبـر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است: از جمله عواملى که موجب صلاح و اصلاح مرد مسلمان مى‌شوند آن است که همسرى داشته بـاشد که هر گاه به او بنگرد، خوشحال و مسرور شود و اگر از زنش غایب باشد، حافظ و نگهبان آبرو و حرمت شوهر باشد و اگر به او دستورى داد، اطاعت کند.(۶)

و در روایت دیگر چـنین اسـت: هیچ مرد مسـلمانى پـس از اسـلام، بهره‌اى بیشتر از این نبرده است که همسرى مسلمان داشته بـاشد که اگر به او بـنگرد، شادمان شود و اگر فرمانش دهد اطاعت کند و هر گاه از همسرش غایب باشد، وى نسبت به خودش و مال شوهرش، نگهبـان و امین باشد.(۷

و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: (من سعاده المرء الزوجه الصالحه)؛ (۸) همسر صالح و شایسـتـه، از جـمله عوامل خـوشبـخـتـى مرد اسـت.

رهنمود این احادیث، عبـارت از این اسـت که از معیارهاى همسـر خوب، (حفظ عفاف)، (مراعات حـقوق همسر) و (صیانت از مال و آبـرو) اسـت. همین عوامل و مراعات این نکات، از سـوى دیگر بـه قوام و استحکام بنیاد خانواده کمک مى‌کند. روابط مناسب عاطفى زن و شوهر با یکدیگر و آن دو با فرزندان و بستگان و حفظ حقوق آنان و مراعات وظایف متـقابـل، عامل دیگرى بـراى سلامت خـانواده است.

آتش اختلاف

به کار بستن معیارهاى مکتب، بـه انس و الفت خانواده مى‌انجامد و بى توجهى به آنها عامل بروز تشنج و اختلاف در خانواده است سعدى گفته است: (قدر عافیت کسى داند که به مصیبـتـى گرفتـار آید.) (۹)و چه مصیبتى سخت‌تـر و تـلخ‌تـر از بـروز اختـلاف در یک خانه و خانواده؟

صفاى زندگى، نعمت بزرگى است که برخورداران از آن باید پیوسته شکرگزار آن باشند و قدر و قیمت خانه بى اختلاف و نزاع را بدانند. چنین محیط‌هاى گرمى، بهشتى دنیوى براى فرزندان نیز خواهد بـود و طعم شیرین زندگى را به آنان خواهد چشاند.

البـته گاهى بـرخى بـگو مگوها در حد بـیان دیدگاهها و انتقال سـلیقه‌ها بـه طرف مقابـل لازم اسـت، تـا دو همسـر که شریک زندگى یکدیگرند، از نظرات، خـواسـتـه ها، تـوقعات و کاسـتـیها و حـتـى انتـقـادها و عـیوب خـویش آگاه شـوند و عـقـده‌اى در دل نماند و (انتقاد حضورى) به (غیبـت و بـدگویى پشت سر) نیانجامد. اما تـا حـدى که صمیمیت زندگى مشتـرک و آرامش کانون خانه را بـر هم نزند و بـراى خود زوجین، کینه نیافریند و کودکان را هم که شاهد این گونه مشاجرات یا بحثهاى (درون خانگى) مى‌شوند، بـه نگرانى و اضطراب و آشفتگى فکرى و روحى نکشاند.

اگر زوجین، اهل منطق باشند و حرفهاى خود را مستدل و در فضایى دور از تعصب و لجاجت و پرخاش براى هم بـگویند و موضوعاتى را که سبب بروز ناسازگارى شده و بحران آفریده است، ریز و مشخص کنند و بـراى حل آن همفکرى جدى داشته بـاشند، مطمئنا هیچ خطرى خانواده را تهدید نمى‌کند.

بـسیارى از اختلاف‌ها، ریشه در (سوء تفاهم) و (بـدفهمى) از حرف و عمل طرف مقابـل دارد. گفتـگوى منصفانه مى‌تـواند آشتـى‌آور باشد. نحوه بـرخورد بـا یک مشاجره خانوادگى، هم مى- تواند آمیخته به صحبتى منطقى و معقول بـاشد و آن مسایل را روشن سازد و گره‌ها را بگشاید، هم مى‌تواند آن را به یک بحران و مشکله لاینحل تبـدیل سازد. این که گفته‌اند: (گرهى را که با دست باز مى‌شود، با دندان باز نمى‌کنند) اشاره به همین گونه راه حل‌هاى صحیح و منطقى بـراى معضلات خانوادگى و رفتارى و ارتباطى هم مى‌تواند باشد.

گفتـگوها و نزاع‌هاى لفظى، آسمان خـانه و خـانواده را ابـرى و بـغض‌آلود مى‌کند. نبـاید گذاشـت این وضـعیت ادامه یابـد و ریشـه بـدواند. حرف‌هاى پـشت سر و پـیش این و آن، اوضاع را بـحرانى تـر مى‌سازد و (پرنده آشتى) را از بـام و در آن خانه دورتر مى‌کند. تا مى‌توان در خانه به درمان پرداخت، چرا باید بـه بـیرون کشیده شود؟ و تا مى‌توان خود به خاموش کردن شعله اقدام کرد، چرا بـاید دامنه شعله را گسترده‌تر ساخت؟

صحبـت رویاروى و بـى‌واسطه، خیلى کارسازتـر از آن است که پـاى بـیگانگان و حتـى اقوام نزدیک که اغلب، کارى هم از آنان در رفع اخـتـلاف ساخـتـه نیست، بـه میان کشیده شود. زیرا خـطر رسوایى و بى‌آبرویى و عمیق‌تر شدن اختلاف، بیشتر مى‌شود.

اگر قرآن کریم، فرمان مى‌دهد که خود و خانواده خود را از آتـش حفظ کنید: (قو انفسکم و اهلیکم نارا) (۱۰)، هم حفاظت از آتـش دوزخ به وسیله پرهیز از مفاسد و گناهان است، هم اگر بروز اختلاف در یک خانواده را شعله‌اى هستى سوز بـدانیم ـ که هست ـ بـاید بـا رفتـار سنجیده و صحیح، خود و خانواده را از سوختـن در این آتـش نیز نگه داشت.

نعمت (خانواده بـى اختلاف) را قدر بـدانیم و اگر این شعله در بـساط و کانون زندگى ما در افتاده است، هر چه سریعتر آن را بـا تدبیر و حکمت، با تصحیح رفتار، با گفتگوى منطقى، با ریشه یابى و درمان فـورى، خـاموش کـنیم، پـیش از آنکـه ما و فـرزندانمان را خاکسترنشین کند.

راستـى که همسر صالح، نجـیب، بـا تـقوا و عفاف، هدیه‌اى از سوى خداوند است و خوشا آنان که از این موهبت برخوردارند.

پى‌نوشت‌ها

۱ـ نور، آیه ۲۶٫

۲ـ ر.ک: بقره، آیه ۲۲۱٫

۳ـ بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۳۷۲٫

۴ـ همان، ص۳۷۳٫

۵ـ همان، ص۲۳۲٫

۶ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۲٫

۷ـ همان، ص۲۳٫

۸ـ همان.

۹ـ گلستان سعدى، باب هشتم.

۱۰ـ تحریم، آیه ۶٫

منبع: ماهنامه پیام زن؛ جواد محدثى

اخلاق همسرداری امام علی(علیه السلام)

الف – کمک در کارِ خانه

۱- علی(علیه السلام) و کمک به همسرروزی رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد خانه فاطمه(سلام الله علیها) شد و دید که علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) با هم عدس پاک می‌کنند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) علی(علیه السلام) را تشویق کرد و فرمود:
ما مِن رَجُلٍ یُعیِنُ اِمرَئَتَهُ فی بَیتِها إلّا کانَ لَهُ بِکُلِّ شَعرَهٍ عَلَی بَدَنِهِ عِبادَهُ سَنَهٍ، صِیامُ نِهارِها وَ قِیامُ لَیلِها؛

(هیچ مردی زنش را در کارخانه کمک نمی‌کند مگر آنکه خداوند به تعداد موهای بدن او عبادت یک سال، که روزها روزه گرفته و شب‌ها، شب‌زنده‌داری کرده باشد ثواب به شوهر می‌دهد.)(۱)

۲- تقسیم کار با همسر یکی از عوامل سعادت و شادابی خانواده، تقسیم کار، و تعیین حدود و وظائف زن و شوهر است،
حضرت علی(علیه السلام) با حضرت زهرا(سلام الله علیها) در فکر تقسیم کار بود که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین رهنمود داد:
«کارهای داخل منزل با فاطمه(سلام الله علیها) و کارهای بیرون منزل بر عهده ی علی باشد.»
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با خوشحالی فرمود: فَلا یَعلَمُ ما داخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ اِلاَّ الله؛

(جز خدا کسی نمی‌داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم.)(۲)

ب- فرهنگ پرهیز در روابط اجتماعی

۱- بانوان و فرهنگ پرهیز
در فرهنگ اجتماعی و اخلاق همسرداری امام علی(علیه السلام) اصولی مطرح است، مانند:
۱- تقسیم کار بین زن و مرد
۲- انتخاب مرد نسبت به کارهای بیرون منزل
۳- به کوچه و خیابان نرفتن زن‌ها مگر در ضرورت
۴- مسئولیت‌پذیری مردها نسبت به خرید و فروش خارج از منزل.

بنابراین جامعه ی اسلامی با فرهنگ پرهیز، و عدم اختلاط زن و مرد در بازار و خیابان باید اداره شود، که عامل سلامت نسل جوان و محیط اجتماعی است.
روزی به حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) اطلاع دادند که زنان کوفه در مراکز تجاری و بازار رفت و آمد دارند، و شخصاً به خرید و فروش می‌پردازند، امام علی(علیه السلام) در یک سخنرانی خطاب به مردم کوفه فرمود:
أما تَستَحیُونَ وَ لا تُغارُونَ وَ نِسائُکُم یِخرُجنَ إلی الأسواقِ وَ یُزاحِمنَ العُلُوجَ؛

«آیا حیاء ندارید؟ و غیرت نمی‌ورزید که زن‌های شما به بازارها می‌روند و با جوانان قوی و خوش هیکل روبرو می‌شوند.؟»(۳)

۲- دستورالعمل روابط اجتماعی بانوان(۴)
امام علی(علیه السلام) در یک دستورالعمل اخلاقی، اجتماعی، خطاب به فرزندش امام حسن(علیه السلام) نوشت:
و اکفُف عَلَیهنَّ مِن أبصَارِ هِنَّ بِحِجابِکَ إیَّاهُنَّ، فَإنَّ شِدَّهَ الحِجابِ أبقی عَلَیهِنَّ، وَ لَیسَ خُروُجُهُنَّ بِأشَدَّ مِن إدخَالِکَ مَن لَا یُوثَقُ بِهِ عَلیَهِنَّ، وَ إن استَطَعتَ ألا یَعرِفنَ غَیرَکَ فَافعَل؛

(در پرده ی حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری، و اگر بتوانی بگونه ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند چنین کن.)(۵)

۳- پرهیز در روابط زن و مرد(۶)
از دیدگاه امام علی(علیه السلام) یکی از راه‌های سلامت جامعه، رعایت فرهنگ پرهیز و حرمت نهادن به جایگاه ارزشی زن و مرد است، که در یک سخنرانی فرمود:
فَاتَّقُوا شِرارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِن خِیَارِ هِنَّ عَلَی حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُو هُنَّ فِی المَعرُوفِ حَتَّی لا یَطمَعنَ فِی المُنکَرِ؛

(پس، از زنان بد، بپرهیزید و مراقب نیکانشان باشید، در خواسته‌های نیکو، همواره فرمان بردارشان نباشید تا در انجام منکرات طمع ورزند.)(۷)

ج – علی(علیه السلام) همسر نمونه

رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، پس از عروسی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به منزل دخترش رفت و پرسید:
کَیفَ رَأیتَ زَوجک؟
(دخترم شوهرت را چگونه دیدی؟)

حضرت زهرا(علیه السلام) پاسخ داد:
«یا اَبَهِ خَیرُ زَوجٍ»
(خوب شوهری است)(۱۸)

د – تبلیغ فرهنگ ازدواج

۱- ازدواج‌های امام علی(علیه السلام)

امام علی(علیه السلام) با رعایت عدالت بین همسران، پس از فاطمه زهرا(سلام الله علیها) با زنانی ازدواج کرد که اسامی آنها به شرح زیر است:
۱- خوله: دختر أیاس بن جعفر حنفیّه، مادر محمد حنفیه.
۲- امّ البنین: دختر حزام بن خالد از طائفه کلاب، مادر حضرت اباالفضل(علیه السلام) و…
۳- اسماء بنت عمیس: که قبلاً زن حضرت جعفر بود و مادر محمد بن ابی بکر است.
۴- لیلی: دختر مسعود بن خالد
۵- ام سعید: دختر عروه بن مسعود ثقفی
۶- سبیه: دختر عبادبن ربیعه که او را صهبا نیز می‌نامیدند.
۷- امامه: فرزند زینب دختر رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) که حضرت زهرا(سلام الله علیها) سفارش کرده بود(۹)

و در زمان شهادت امام علی(علیه السلام) چهار زن از همسران حضور داشتند که سال‌ها پس از حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) زندگی کردند، مانند:
۱- امامه. دختر زینب
۲- امّ البنین: مادر حضرت اباالفضل(علیه السلام)
۳- اسماء: بنت عمیس
۴- خوله: مادر محمد بن حنفیّه(۱۰)

هم اکنون اگر فرهنگ تعدّد زوجات با تمام ارزش‌ها و احکامش در جامعه ما تحقّق پذیرد، بسیاری از زنان بیوه صاحب همسر شده و از مفاسد اجتماعی جلوگیری می‌شود.

۲- ازدواج با یکی از اسیران

عمرو بن حصین نقل می‌کند: در یکی از جنگ‌ها که با فرماندهی امام علی(علیه السلام) در دوران حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) انجام گرفت و لشگر اسلام پیروز شد، اموال فراوان، و تعدادی کنیز نیز به تصرف ارتش اسلام در آمد. پس از پایان جنگ، حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) با یکی از کنیزان به اسارت گرفته شده، ازدواج کرد، که در فرهنگ آن روزگاران ازدواج با یک زن اسیر، بزرگترین احترام و تکریم به حساب می‌آمد. اما چند نفر پس از بازگشت لشکر اسلام به مدینه، خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رفته و خواستند نسبت به ازدواج امام علی(علیه السلام) اعتراض کنند، وقتی اعتراض خود را مطرح کردند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از آنها روی برگرداند و فرمود: «علی از من و من از علی هستم، و او ولیّ هر مؤمن و زن مؤمنه است.» و به اعتراض کنندگان فهماند که عمل حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) هیچ گونه ایرادی ندارد.(۱۱)

۳- ازدواج در بصره پس از جنگ جمل

پس از جنگ جمل، و استقرار آرامش در شهر بصره، امام علی(علیه السلام) حدود هفتاد و دو روز در شهر بصره اقامت فرمود(طبق نقل ناصر خسرو(۱۲) یا ۵۰ روز طبق نقل شعبی)(۱۳) و در ماه رجب با انتخاب عبدالله بن عباس برای استانداری بصره، به سوی کوفه حرکت کرد. در این مدتی که حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در شهر بصره بسر می‌برد، با دختر مسعود نهلشی، ازدواج کرد و در خانه ی او سکونت داشت.(۱۴)

۴- عدالت با همسران

درست است که تعدد زوجات یکی از راه‌های جدّی مقابله با مفاسد اجتماعی است، اما شرائط و مقررات خاص خودش را دارد که یکی از آنها عدالت رفتاری، میان همسران است. و قرآن کریم در این مورد هشدار داده است که اگر نمی‌توانی عدالت را رعایت کنی باید به تعدّد زوجات روی نیاروی.(۱۵)
حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) چون همسران متعدد داشت، عدالت را دقیقاً نسبت به همسران خویش رعایت می‌کرد، هنگامی که شبی نوبت یکی از همسران بود، حتّی وضوی خود را در خانه او می‌گرفت. یعنی عدالت رفتاری را حتی در وضو گرفتن نیز رعایت می‌فرمود.(۱۶)

۵- مبارزه با خرافات در ازدواج

هر چه مردم از فرهنگ و اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فاصله می‌گیرند، خرافات و تعصبات جاهلانه ی فراوانی دامنگیر جامعه می‌شود، به خصوص نسبت به ازدواج، که خرافات زیادی مطرح شده است. از جمله: پس از فوت یکی از اقوام تا یک سال یا چند ماه باید در آن فامیل کسی ازدواج نکند، و جلسه ی عقد نگیرد، در صورتی که در سنت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) و سیره ی عملی حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) این گونه سنت‌های غلط راه ندارد. هنوز شانزده روز از وفات رقیه، یکی از دختران رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که، امام علی(علیه السلام) با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ازدواج کرد.(۱۷) نه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد گرفت، نه مردم اعتراض کردند، و نه حضرت زهراء(سلام الله علیها) لب به اعتراض گشود.
ازدواج حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) پس از جنگ بدر، در ماه رمضان و شب زفاف در ماه ذیحجه از سال دوم هجرت اتفاق افتاد.(۱۸)

۶- تأمین هزینه ی زندگی

یکی از وظائف مهمّ اجتماعی در اخلاق همسرداری، تأمین هزینه ی زندگی است، مرد باید با کار و تلاش فراوان، نیازهای اقتصادی خانواده را برطرف سازد تا سر بار جامعه نگردند و دست نیاز به سوی دیگران دراز نکنند، امروزه یکی از عوامل فساد و بزه کاری، تأمین نبودن زن و فرزندان در خانواده هاست.
امام علی(علیه السلام) با کار و تلاش، چاه کردن و آبیاری کردن، و درختکاری و احداث باغ در منطقه «یَنبُع» در اطراف مدینه توانست، سرمایه‌های فراوان بدست آورد، هم هزار برده را آزاد کند؛ هم برای خاله‌ها و عمه‌های خود خانه ی شخصی بَخَرَد، و هم زنان و فرزندان خود را آبرومندانه اداره کند که وصیت نامه ی آن حضرت به صورت نامه ی ۲۴ نهج البلاغه در تاریخ ثبت شده است، در آن دستورالعمل اقتصادی برای اداره زنان و فرزندان خود تأکید می‌کند که درختان و زمین‌ها را نفروشند، بلکه با درآمد سالانه آن نیازهای اقتصادی خانواده ی آن حضرت را برطرف سازند.
امام علی(علیه السلام) به فرزندش نوشت که:

هذَا مَا أمَرَ بِهِ عَبدُ اللهِ عَلیُّ بنُ أبی طَالِبٍ أمِیرُ المومِنِینَ فی مَالِهِ، ابتغَاءَ وَجهِ اللهِ، لِیُولِجَهُ بِهِ الجَنَّهَ وَ یَعطِیَهُ بِهِ الأمَنَهَ. منها: فَإنَّهُ یَقُومُ بِذلکَ الحَسَنُ بنُ عَلیٍّ یَأکُلُ مِنهُ بِالمعرُوفِ، وَ یُنفقُ مِنهُ بِالمعروُفِ، فَإن حَدَثَ بِحَسَنٍ حَدَثٌ وَ حُسَینُ حَیٌّ، قَامَ بِالأمرِ بَعدَهُ وَ أصدَرَه ُمَصدَرهُ. وَ إنَّ لِابنَی فَاطمهَ مِن صَدقهِ عَلیٍّ مِثلَ الَّذی لِبَنِی عَلیٍّ، وَ إنیِّ إنَّمَا جَعَلتُ القِیَامَ بِذلکَ إلی ابنَی فَاطِمَهَ ابتغَاءَ وَجهِ اللهِ وَ قَربَهً إلی رَسَولِ اللهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) وَ تَکریماً لِحُرمَتِهِ وَ تَشریفاً لِوُصلَتِهِ. وَ یَشتَرِطُ عَلَی الَّذی یَجعَلُهُ إلیهِ أن یَترُکَ المالَ عَلَی أصُولِهِ و یُنفِقَ مِن ثَمَرهِ حَیثُ أُمِرَ بِهِ وَ هُدِیَ لَهُ، وَ أَلَّا یَبِیعَ من أولادِ نَخِیلَ هذِهِ القُرَی وَ دِیَّهً حَتَّی تُشکِلَ أرضُهَا غِرَاساً. وَ مَن کَانَ مِن إمَائی – اللَّاتِی أطُوفُ عَلَیهِنَّ- لَهَا وَلَدٌ، أو هِیَ حَامِلٌ، فَتُمسَکُ عَلَی وَلَدَهَا وَهِیَ مِن حَظِّهِ، فَإن مَاتَ وَلَدُهَا وَ هِیَ حَیَّهٌ فَهِیَ عَتِیقَهٌ، قَد أفرَجَ عَنهَا الرِّقُّ، وَ حَرَّرَهَا العِتقُ. قوله(علیه السلام) فی هذه الوصیه: «و ألا یبیع من نخلها وَدِیهً» الوَدِیّهُ: الفَسِیلَهُ، وجمعها وَدِیّ.
و قوله(علیه السلام): «حتی تشکل أرضها غراساً» هو من أفصح الکلام، و المراد به أن الأرض یکثر فیها غراس النخل حتی یراها الناظر علی غیر تلک الصفه التی عرفها بها فیشکل علیه أمرها و یحسبها غیرها.

• وصیت اقتصادی نسبت به اموال شخصی

این دستوری است که بنده ی خدا علی بن ابی طالب، امیر مؤمنان نسبت به اموال شخصی خود، برای خشنودی خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد، و آسوده اش گرداند
( قسمتی از این نامه است)
همانا سرپرستی این اموال بر عهده ی فرزندم حسن بن علی است. آنگونه که رواست از آن مصرف نماید، و از آن انفاق کند، اگر برای حسن حادثه‌ای رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستی آن را پس از برادرش به عهده گیرد، و کار او را تداوم بخشد. پسران فاطمه از این اموال به همان مقدار سهم دارند که دیگران پسران علی خواهند داشت، من سرپرستی اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم، تا خشنودی خدا، و نزدیک شدن به رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و بزرگ داشت حرمت او، و احترام پیوند خویشاوندی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را فراهم آورم.

• ضرورت حفظ اموال

و با کسی که این اموال در دست اوست شرط می‌کنم که اصل مال را حفظ نموده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهال‌های درخت خرما را نفروشند، تا همه ی این سرزمین یک پارچه زیر درختان خرما بگونه ای قرار گیرد که راه یافتن در آن دشوار باشد. و زنان غیر عقدی من که با آنها بودم و صاحب فرزند یا حامله می‌باشند، پس از تولد فرزند، فرزند خود را گیرد که بهره ی او باشد، و اگر فرزندش بمیرد، مادر آزاد است، کنیز بودن از او برداشته، و آزادی خویش را باز یابد.(۱۹)
( «وَدّیه» به معنی نهال خرما، و جمع آن «وَدِیّ» بر وزن «علیّ» می‌باشد، و جمله ی امام نسبت به درختان «حتّی تشکل ارضها غراساً» از فصیح ترین سخن است یعنی زمین پر درخت شود که چیزی جز درختان به چشم نیایند.)

نویسنده: محمد دشتی

پی‌نوشت‌ها
۱- جامع السعادات ج ۲ ص ۱۴۰
۲- مستدرک الوسائل ج ۱۳ ص ۴۸ -و- بحار الانوار ج ۴۳ ص ۸۱ و ۳۱ -و- وسائل الشیعه ج ۱۴ ص ۱۲۳ -و- قرب الاسناد ص ۲۵ -و- لئالی الاخبار ج ۱ ص ۸۳
۳- محجّه البیضاء، ج ۳ ص ۱۰۴٫
۴- نامه ی ۳۱/ ۱۱۶ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
۵- نامه ی ۳۱ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
۶- خطبه ی ۸۰ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
۷- خطبه ی ۸۰ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
۸- بحار الانوار ج ۴۳ ص ۱۳۳ -و – شرح ابن ابی الحدید ج ۳ ص ۲۵۷ -و- مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۶ -و- کنز المعال ج ۱۳ ص ۱۰۸ -و- مختصر تاریخ دمشق ج ۱۷ ص ۱۳۶
۹- مغیره قرشی، هاشمی است در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه پیش از هجرت متولد شد و گفته اند جز شش سال از زندگانی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را درک ننمود. کنیه اش ابو یحیی بود. علی(علیه السلام) وصیت کرد که مغیره پس از او با امامه ازدواج کند. او نیز امامه را همسر خود نمود. و او کسی است که بر روی ابن ملجم چادر انداخت در هنگامی که علی(علیه السلام) را شمشیر زدند.
او بسیار نیرومند بود و با علی(علیه السلام) در صفین حضور یافت. در خلافت خلیفه ی سوم قاضی بود و از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یک حدیث روایت کرده است(اسد الغایه -۴-۴۰۸)
۱۰- ناسخ التواریخ امیرالمؤمنین(علیه السلام) ج ۴ فصل آخر
۱۱- حقّ الیقین، ص ۵۲ -و- صحیح مسلم -و- صحیح ترمذی
۱۲- سفرنامه ی ناصر خسرو ص ۱۵۷٫
۱۳- تاریخ اسلام ۸۰- ۶۱ ص ۱۵۸٫
۱۴- دائره المعارف تشیّع ج ۳ ص ۲۶۴٫
۱۵- وَاِن خِفتُم اَن لا تَعدِلُوا فواحده. آیه ی ۳ سوره ی نساء
۱۶- وسائل الشیعه ج ۱۵ ص ۸۵ حدیث ۳
۱۷- امالی شیخ صدوق ص ۴۳ -و – جلاء العیون مجلسی
۱۸- کشف الغُمّه ج ۱ ص ۳۷۴ -و- جلاء العیون مجلسی
۱۹- نامه ی ۲۴ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
منبع مقاله: دشتی، محمد؛(۱۳۸۰) امام علی(علیه السلام) و اخلاق اسلامی؛ قم؛ انتشارات امیرالمؤمنین(علیه السلام)، جلد اول چاپ سوم.