نماز و زکات

نوشته‌ها

آثار معنوی زکـات

چکیده

در ابتدای نوشتار حاضر که به تبیین برخی فواید و آثار معنوی یکی از واجبات بزرگ و فراموش شده الهی، یعنی زکات می پردازد، یادآوری این نکته لازم است که این حکم و قانون شرعی که سابقه آن به پانزده سال(۱) پس از بعثت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می رسد از چنان محجوریتی برخوردار است که همواره در اغلب جوامع ایرانی مورد بی مهری قرار گرفته است! زکات به عنوان یکی از عوامل مهم برقراری عدالت اجتماعی، مبارزه با جلوه های زشت فقر، تقویت کننده بنیه مالی حکومت اسلامی و پرکننده فاصله های وحشتناک طبقاتی، همواره مورد بی توجهی واقع شده است.

 

در این مجال توجه همه مخاطبان گرانقدر را به چند پرسش از مجموعه سؤالاتی که می توان درباره زکات مطرح نمود، جلب می کنم:

. مگر نه آنکه زکات یکی از ضروریات و مسلمات دین اسلام است؟

. مگر نه آنکه از زکات پا به پای نماز در ۲۷ آیه قرآن نام برده شده است؟

. مگر نه آنکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، منافقین را از مسجد، اخراج ننمود اما کسانی که زکات اموال خویش را نمی پرداختند از مسجد بیرون کرد؟

. مگر نه آنکه در احادیث بسیاری وارد شده است که نماز اشخاصی که زکات نمی پردازند مورد قبول حق واقع نمی گردد؟(۲)

. مگر نه آنکه بنابر مفاد احادیث اسلامی، دلیل نابود گردیدن اموالی که در دریا و خشکی، دچار حادثه و بلا می شوند، نپرداختن زکات است؟!(۳)

آری به راستی که زکات، رتبه ای بس درخشان و پراهمیت در بین انواع بخششها و صدقات دارد و در کلمات بزرگان دین، خواص و آثار فراوانی برای این واجب، بیان گردیده است.

قبل از آنکه در حد گنجایش این نوشتار کوتاه، برخی از آنها را بررسی کنیم، جا دارد به جایگاه واقعی این تکلیف الهی که همواره در قرآن پابه پای نماز از آن نام برده شده و بدان توصیه گردیده، نظری گذرا داشته باشیم.

الزام به نماز و زکات، که همواره در تمام ادیان مورد توجه بوده اند امری عقلی است؛ زیرا نماز به معنای اظهار تواضع و کرنش در برابر حق و زکات به معنای پرکردن کاستیها و ناهمواریهای موجود در عرصه زندگی فردی و اجتماعی است؛ بدین سان که ضرورت این دو مطلب را عقل به خوبی درک می کند.

عقل ما به تنهایی این مطلب را می فهمد و می داند که بایستی در برابر خالقِ قادر و هستی بخش خویش سر تعظیم و خضوع فرود آورَد و در برابر نمادهای فقر مادی در جامعه، دیگر گرا بوده و در این جهت بی تفاوت نباشد. نه تنها عقل بلکه انسان با فطرت پاک خویش این دو حقیقت را می یابد.(۴)

بنابراین آیاتی از قبیل «أقیموا الصلوه و آتوالزکاه» ارشاد و اشاره به حکم عقل دارند و در واقع دو حکم عقلی را مورد تأیید، تاکید و امضاء قرار می دهند. هر چند در ادیان مختلف، این دو امر مهم (زکات و نماز) دارای مصادیق گوناگونی بوده اند؛ لیکن مصداق اکمل آنها در دین مبین اسلام می باشد.

برخی فواید و آثار زکات

۱. پیش گیری از جلوه های دردناک عذاب اخروی:

چنانکه از آیات و احادیث متعددی به دست می آید، یکی از آثار معنوی قابل توجه پرداخت زکات، پیش گیری از عذابهای گوناگون الهی در قیامت است. در این مجال به برخی از آیات و احادیث در این باره اشاره می کنیم.

«و لایحسبنّ الذین یبخلون بما آتهم الله من فضله هو خیرا لهم بل هو شرٌ لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمه و لله میراث السماوات و الارض و الله بما تعملون خبیرٌ»(۵)

این آیه به بیان سرنوشت انسانهای بخیل در روز رستاخیر پرداخته و می گوید کسانی که همواره از انفاق کردن در راه خدا خودداری کرده و از آنچه خداوند از فضل و کرم خود بدانها عنایت نموده به دیگران کمک نمی کنند تصور نکنند که این کار آنها به نفعشان است، بلکه این را بدانند که به زودی اموالی که آنها بخل ورزیده اند به گردن آنان مانند طوقی آویخته خواهد شد.

هر چند در ظاهرِ این آیه نامی از زکات به میان نیامده است، اما در احادیث اسلامی و کلمات مفسران، آیه فوق به کسانی اختصاص داده شده که از پرداخت زکات اموال خویش خودداری می ورزند.(۶)

نکته قابل توجه در این آیه، قانون «تجسم اعمال» است که خدای متعال بدان تصریح نموده و با تعبیر «سیطوقون» به انسانها فهمانیده است که تجسم آخرتی پرداخت نکردن زکات اموال، این است که به صورت زنجیر و طوق به گردن انسان آویخته می شود؛ زیرا اگر اموال انسان از حد معینی بگذرد با توجه به این که بهره وری از آنها محدود به حدود مشخصی می باشد، در آن صورت برای انسان نحوه ای اسارت، بردگی و سنگینی به دنبال خواهد داشت که تجسم حقیقی آن در رستاخیر، همان طوق اسارت است.

چنانکه در تفسیر عیاشی از امام باقر (علیه السلام) آمده است که آن بزرگوار فرمود:

«شخصی که زکات مال خود را نپردازد خداوند مال او را به طوقهایی از آتش مبدل می سازد و سپس به او خطاب می شود: “همان طور که در دنیا حاضر نبودی به هیچ قیمتی آنها را از خود جدا کنی اکنون نیز آنها را به گردن خویش بیاویز”!»(۷)

همچنین در احادیث مختلف از معصومان علیهم السلام به چنین واقعیتی تصریح شده است. به عنوان نمونه محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر (علیه السلام) سؤال کردم که مراد از «سیطوقون مابخلوا به یوم القیامه» چیست؟ حضرت فرمود:

«هر انسانی که از پرداخت زکات خودداری نماید، خداوند در روز جزا برای او یک افعی (اژدها) از جنس آتش قرار می دهد که بر گردن او مانند طوقی آویخته می شود و همواره از گوشت بدن او تغذیه می کند تا آن شخص از حسابرسی آن صحنه فارغ شود.»(۸)

در حدیث دیگری آمده است که امام پنجم فرمود:

«خدای متعال در روز قیامت انسانهایی را از قبر برمی انگیزد در حالی که دستهای آنان بر گردنهایشان گره خورده است به گونه ای که توانایی برداشتن هیچ چیز سبک را نیز ندارند، همراه آنان فرشتگانی هستند که پیوسته آنها را سرزنش نموده و می گویند: ” اینها کسانی هستند که از مال بسیاری که خداوند به آنها ارزانی داشته بود حق خدا را نپرداختند”.»(۹)

۲. جلب رحمت و عطوفت فراگیر الهی:

از برخی آیات قرآن و احادیث استفاده می شود که خدای متعال برخود لازم نموده که بر دهندگان زکات، سایه رحمت خویش را بیفکند و آنها را مورد عنایات خاص خود قرار دهد.(۱۰)

به عکس، در برخی احادیث نیز آمده که خداوند بر خود لازم نموده کسانی که حق او را در اموال خود نپرداخته اند مشمول رحمت بی نهایت خویش قرار ندهد.(۱۱)

۳. پیش گیری از طوفان غضب و خشم الهی:

در بعضی احادیث آمده است که دهندگان زکات از غضب ذلت آمیز خداوند در امان بوده و این کار شایسته آنان زبانه های خشم خداوند را در ساحل آرامش و خاموشی فرو می نشاند.(۱۲)

۴. پیش گیری از کفر، شرک و سلب ایمان:

از آنجا که کفر دارای مراتب و درجات گوناگونی می باشد در یکی از آیات قرآن کسانی که زکات نمی پردازند متهم به «کفر به آخرت» و «شرک به خدا» شده اند.(۱۳)

بدین معنا که چنین اشخاصی با این بی توجهی به زکات که یکی از احکام ضروری دین است، در واقع به خدا شرک ورزیده، منکر قیامت و آخرت گردیده و از آن روی گردان شده اند.

درباره مضمون عجیب این آیه از دیر باز در بین مفسران قرآن، احتمالات متعددی مطرح بوده است؛ زیرا برای همه، جای این سؤال بوده که مگر نه آنکه زکات یکی از فروع دین اسلام می باشد، پس چه توجیهی می توان داشت بر این که ترک کننده آن، کافر یا لااقل مشرک باشد؟!

برای این سؤال، پاسخهای متعددی می توان بیان داشت. ما دو پاسخ را بیان می کنیم:

الف. مراد از «زکات» در این آیه همان مفهوم عمومی آن یعنی «انفاق» است، و ترک کننده انفاق که مشرک نامیده شده بدان جهت است که انفاق مالی در راه کسب رضایت خدای متعال یکی از بهترین و واضح ترین نشانه های ایثار و عشق و محبت به خدا می باشد؛ چه آنکه اموال در چشم انسانها بسیار عزیز و پراهمیت است و ترک انفاق مال می تواند در اغلب موارد به عنوان یک شاخص برای شرک و ایمان محسوب گردد؛ تا بدانجا که برخی از انسانها، اموال خود را تا سر حد جان یا بیش تر از آن دوست دارند و حاضر به هیچ گونه انفاقی نیستند.

ب. زکات در بین دستورات اسلامی از موقعیت خاصی برخوردار است. از یک سو توجه به آن می تواند علامت به رسمیت شناختن حاکمیت اسلامی در جامعه باشد و از سوی دیگر بی توجهی و ترک نمودن آن می تواند در بیش تر موارد به عنوان یک سرکشی علیه حاکمیت اسلامی به شمار آمده و موجبات کفر شخص را فراهم سازد.(۱۴)

چنان که در برخی تفاسیر می خوانیم که پس از رحلت غم انگیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گروهی به نام «اصحاب ردّه» اعلان کردند که ما نمازهایمان را می خوانیم ولی اجازه نخواهیم داد اموالمان با پرداخت زکات مورد غصب قرار گیرد!

پیرو این سخنان بیهوده، مسلمانان دیگر تصمیم به جنگ با آن گروه را در سر پرورانده و این گفته آنان را دلیل بر ارتدادشان گرفتند.(۱۵)

در احادیث بسیاری نیز وارد شده که تارک زکات مرتکب کفر به خدای متعال گردیده و از او سلب ایمان و ارزش می شود.(۱۶) به عنوان نمونه به این حدیث توجه کنید:

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) در یکی از وصیتهای خود به حضرت امیر (علیه السلام) فرمودند:

«ای علی! ده گروه از امت من به خدای بزرگ کفر ورزیده اند.»

آنگاه یکی از آن ده گروه را ترک کنندگان زکات نام برده و سپس فرمود:

«ای علی! کسی که ذره ای از زکات اموالش را نپردازد مؤمن نیست و در درگاه الهی دارای ارزش نمی باشد.»(۱۷)

۵ . پیش گیری از اظهار ندامت و تقاضای فرصتی مجدد در هنگام حسابرسی:

یکی از آیات تکان دهنده قرآن که بنابر تفسیر ائمه معصوم علیهم السلام مربوط به ترک کنندگان زکات است آیه ذیل می باشد:

«زمانی که مرگ یکی از آنها فرا می رسد می گوید مرا به دنیا بازگردانید تا کوتاهیهای گذشته خود را جبران کنم، ولی مسلما چنین نخواهد بود و این درخواست آنان، تنها بر زبانشان جاری شده و از دل برنخاسته است.»(۱۸)

امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:

«کسی که زکات اموال خود را نپردازد هنگام مرگ آرزوی بازگشت به دنیا را می کند و این همان معنای کلام الهی است که «اذا جاء أحدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت …»

۶ . پدید آمدن حالت کرامت و بزرگواری برای نفس و برکت در اموال:

دهنده زکات با ایثار مالی خود در واقع از یک سو به نوعی کرامت و بزرگی دست می یابد که در دیدگاه بزرگان علم اخلاق به عنوان یکی از صفات شایسته و یکی از فضایل مهم نفسانی به شمار می آید،(۱۹) و از سوی دیگر با این عمل شایسته خود، برکات الهی را به سوی اموال خویش سرازیر می سازد.(۲۰)

۷ . پیش گیری از بخل:

یکی از صفات زشت اخلاقی که همواره انسان را به سوی سقوط می کشاند، صفت بخل به معنای «بسته بودن دست انسان در امور مالی» است. بدین سان که انسان حاضر نباشد از مال خود خرج نموده و به دیگران نفعی برساند.(۲۱)

بنابر تصریح احادیث، یکی از آثار معنوی پرداخت زکات، از بین بردن ریشه های بخل از درون دل و کاشتن نهال زیبا و با برکت سخاوت به جای آن می باشد.(۲۲) در این جا دو نمونه از این احادیث را بیان می کنیم:

الف. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«بخیل کسی است که از دادن زکات واجب اموال خود خودداری ورزد.»(۲۳)

ب. حضرت امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود و آنها از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل کرده اند:

«زمانی که خدای متعال برای بنده ای از بندگان خود “خیر” بخواهد دست عنایتش را به واسطه برخی از ملکوتیان بر روی سینه او گذارده و با پرداخت زکات او را مزیّن به صفت سخاوت می گرداند.»(۲۴)

۸ . حسرت اهل محشر به دهنده زکات:

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«کسی که زکات مال خویش را به مستحقان آن بپردازد و نماز خود را صحیح اقامه کند، و پس از آن با ریاکاری و کارهای منفی و ناشایست، آنها را از بین نبرد، در روز قیامت به گونه ای محشور می گردد که تمام انسانهایی که در محشر هستند بر او حسرت خورده و سپس نسیم و رائحه خاص بهشتی، چنین شخصی را به والاترین قصرهای بهشتی در جوار «محمد و آل محمد» هدایت نموده و در آنجا استقرار خواهد یافت.»(۲۵)

۹. صدق عنوان «نیکوکار» بر دهنده زکات:

قرآن در یکی از آیات خود، در زمره مهم ترین و اصلی ترین اصول نیکی و احسان، زکات را محسوب نموده و به صراحت اعلان داشته که یکی از مواردی که عنوان «بِرّ» بر آن صدق می کند، پرداخت حقوق مالی واجب در قالب زکات است.(۲۶)

۱۰. پذیرش نماز مشروط به پرداخت زکات:

در احادیث بسیاری آمده است که شرط قبول گردیدن نماز در درگاه خدای متعال، پرداخت زکات می باشد.(۲۷)

به دو حدیث ذیل توجه کنید:

الف. حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

«زمانی که آیه زکات «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها» در ماه مبارک رمضان از سوی خداوند نازل گردید، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) به فرستاده خود فرمان داد که در بین مردم اعلان نماید که خدای متعال بر شما زکات را واجب گردانیده همچنان که نماز را نیز واجب کرده است، پس ای مسلمانان! زکات اموال خود را بپردازید تا نمازهای شما مورد قبول حق واقع گردد.»(۲۸)

ب. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«کسی که زکات مال خود را نپردازد به نمازهای او دستور داده می شود که به سوی او بازگردد، سپس آنها به سوی او بازگردانده شده و به صورت او زده خواهد شد و به او گفته می شود: “ای بنده خدا! با نمازِ بدون زکات چه می کنی”؟!»(۲۹)

۱۱. اعطاء هدایا و مواهب خاص بهشتی:

از دیدگاه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) یکی دیگر از آثار معنوی زکات، آن است که اگر انسان با هدف جلب رضایت خدای متعال، دست به چنین کاری بزند، در برابر هر ذرّه ای که به عنوان زکات به فقرا پرداخت کرده است، قصری از طلا، نقره، لؤلؤ، زبرجد، زمرد، جواهر و نیز قصری از نور خاص پروردگار هستی به او عنایت می گردد.

در انتهای این حدیث شگفت انگیز آمده است: هنگامی که مسلمانان، این وعده های روحبخش را از پیامبر شنیدند، در پاسخ گفتند: ای رسول خدا! ما این توصیه شما را حتما به گوش جان می خریم و زکات مال خود را همواره پرداخت خواهیم کرد.(۳۰)

۱۲. شکرگذاری منعِم:

از دیدگاه احادیث، پرداخت زکات که یک عبادت مالی به شمار می آید در واقع، شکرگذاری مالی دهنده زکات در مقابل آن معبودی است که همیشه از مواهب گسترده خود، وی را بهره مند ساخته است؛ همچنان که انواع عبادات بدنی مانند روزه و نماز به عنوان شکرگذاری جسمی انسان در برابر نعمت جسم، تلقی می گردد.(۳۱)

۱۳. پیش گیری از بدحالی در قیامت:

دهندگان زکات بایستی این مژده را دریافت نمایند که یکی از آثار ارزنده پرداخت زکات، نجات یافتن از پریشانی و اضطراب توصیف ناپذیر اخروی می باشد؛ زیرا مطابق آنچه از برخی احادیث استفاده می شود زمانی که زکات اموال، پرداخت نمی شود حال بی نیاز و نیازمند، پریشان و نامطلوب می گردد.

راوی می گوید از امام سئوال کردم:

حال فقیر به سبب آن که حق او داده نشده بد می شود، ولی حال شخص بی نیاز چرا بد می گردد؟! امام در پاسخ فرمود:

«شخص بی نیازی که از پرداخت زکات مال خود خودداری ورزد حال او در قیامت، بد و پریشان می گردد، نه در دنیا.»(۳۲)

۱۴ . پیدایش رحمت و عطوفت به نیازمندان:

بنابر مضمون برخی احادیث، پرداخت زکات در ایجاد رحمت و رأفت نسبت به نیازمندن مؤثر است.

بدین معنا که با انجام این فریضه مالی به صورت خواسته یا ناخواسته، روزنه های مهربانی، صفا و صمیمیت در بین بندگان خدا گشوده خواهد شد.(۳۳)

۱۵ . دقت نکردن در حسابرسی مالی دهنده زکات در محشر:

از آثار معنوی نوید بخش برای کسانی که توفیق انجام تکلیف زکات را پیدا می کنند این که در هنگام حسابرسی قیامت . که از سخت ترین و وحشتناک ترین اوقات برای اکثریت بندگان الهی محسوب می گردد . با دقت نظر و پرسشهای پی در پی مأموران الهی رو به رو نخواهند شد.(۳۴)

۱۶ . پیش گیری از مردن در حالت یهودیت یا نصرانیت:

در برخی از احادیث آمده است:

«کسانی که ذره ای از زکات را نپردازند در لحظات تلخ و ناگوار احتضار که برای بیش تر افراد، خروج روح از بدن با سختیها و تلخیهای توصیف ناپذیری همراه است، از سوی مأموران الهی به او گفته می شود: مرگ برای تو حتمی است، اما یهودی یا نصرانی مردن را خودت انتخاب نما!»(۳۵)

۱۷ . پیش گیری از هفتاد نوع مصیبت:

حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) از نبی گرامی (صلی الله علیه و آله) نقل فرمود که رسول خدا هفتاد مصیبت و بلا، از جمله سوختن در آتش، غرق گردیدن در آب و دیوانگی را به زبان آورد و فرمود: تمام اینها با دادن زکات، مرتفع می گردد.(۳۶)

۱۸. پیش گیری از لعن و نفرین الهی:

از دیگر آثار معنوی زکات که در سخنان نورانی نبی گرامی اسلام منعکس است آن که کسانی که زکات مال خود را پرداخت کنند از لعن خداوند در امان خواهند بود.(۳۷)

۱۹. پیش گیری از شُحّ نفس:

عمل خداپسندانه زکات از دیدگاه احادیث می تواند از پدید آمدن یکی از حالات بسیار منفی و خطرناک به نام «شُحّ» در انسان جلوگیری کند.

شُحّ، مرتبه بالاتر و تندتر از صفت ناپسند «بُخل» را می گویند که اگر کسی واجد آن باشد به او «شَحیح» گفته می شود.

شحیح به کسی می گویند که تمام آرزوی او آن است که کلیه نعمتهایی که خدای متعال به دیگر بندگانش عنایت نموده، برای او باشد و هیچ کسی جز او از هیچ یک از مواهب و نعم الهی بهره مند نگردد.

چنین حالتی موجب می گردد که انسان تا لحظه مرگ از زرق و برقِ مال دنیا سیر نگردیده و به هر آنچه خدا به او عنایت کرده نیز قانع نباشد.(۳۸)

۲۰. پیش گیری از مجازات عصر ظهور ولی عصر (علیه السلام) :

بنا بر مفاد برخی احادیث، پس از ظهور با برکت حضرت ولی عصر (علیه السلام) ترک کنندگان زکات از سوی حکومت اسلامی به مجازات خویش رسیده و گردنهای آنان زده خواهد شد.(۳۹)

۲۱. ابزار سنجش عشق و محبت راستین:

انسان چگونه می تواند ادعای عشق و علاقه به خالق محبوب خویش داشته باشد و در عین حال به مظاهر گوناگون دنیا، علاقه مند باشد، به گونه ای که نتواند از بخشی از اموال خود در راه رضای دوست، چشم پوشی نماید.

پس در حقیقت پرداخت کنندگان زکات، با این عمل شایسته و پرمعنای خود می توانند ادعای عشق ورزی خود به معشوق را در مرحله عمل به اثبات برسانند.

از برخی کسانی که در این ادعای خویش کاملاً صداقت داشته اند پرسش کرده اند که در هر صد درهم چه اندازه زکات واجب است؟

پاسخ داد: بر توده های مردم، همان مقدار شرعی؛ یعنی از صد درهم، پنج درهم، ولی بر ما دادن همه اموال در راه دوست لازم است.

چنان که از صادق آل محمد (علیه السلام) نیز همین پرسش صورت گرفت و ایشان فرمود:

«زکات شرعی فلان مقدار است، امّا در واقع تو باید این گونه باشی که هر مقدار که برادر مؤمنت بدان نیازمند باشد، برای او آماده نمایی و در برابر او بی اختیار باشی!»(۴۰)

پی نوشتها

۱. ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۲۱۶.

۲. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۸ و ۹، حدیث ۴ و ص ۱۲، ح ۱۷ و ص ۲۹.

۳. ثواب الاعمال، ص ۵۳۵، ح ۸؛ بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۰، ح ۴۵.

۴. فرق است بین دانستن و یافتن، دانش، کار عقل و یافتن کار فطرت است.

۵. سوره آل عمران (۳) آیه ۱۸۰.

۶. تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۰۷ و ۲۰۸؛ بحار، ج ۹۳، ص ۲۰، ح ۴۶ ؛ ثواب الاعمال، ص ۵۲ و ۵۳ و ح ۲ و ۳.

۷. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۱۹۰ و ۱۹۱.

۸. ثواب الاعمال، ص ۵۲۹، ح ۱.

۹. همان، ص ۵۲۹، ح ۲.

۱۰. به عنوان نمونه ر.ک: سوره اعراف (۷) آیه ۱۵۶؛ سوره توبه (۹) آیه ۷۱.

۱۱. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴ و ۵، ح ۶.

۱۲. بحار، ج ۹۳، ص ۲۰، ح ۴۴ و ص ۲۷، ح ۵۷ و ص ۱۵، ح ۳۱.

۱۳. سوره فصلت (۴۱) آیات ۶ و ۷.

۱۴. تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۲۱۶ و ۲۱۷.

۱۵. تفسیر ابوالفتوح، ج ۱۰، ص ۹.

۱۶. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸ . ۲۰، احادیث ۱ . ۹؛ بحار، ج ۹۳، ص ۲۹ و ص ۱۱، ح ۱۲.

۱۷. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸ و ۱۹ و ص ۱۱، ح ۱۲.

۱۸. سوره مؤمنون (۲۳) آیه ۹۹ و ۱۰۰.

۱۹. الاخلاق، حسین مظاهری، ج ۱، ص ۴۳۵.

۲۰. مجمع البیان، ج ۱، ص ۹۷؛ بحار، ج ۹۳، ص ۵.

۲۱. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۲، ح ۱.

۲۲. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۰، ح ۱ . ۵ و ص ۷، ح ۱.

۲۳. بحار، ج ۹۳، ص ۱۶، ح ۳۴.

۲۴. بحار، ج ۹۳، ص ۱۹، ح ۴۳ و ص ۲۵، ح ۵۷.

۲۵. همان، ص ۸، ح ۴.

۲۶. سوره بقره (۲) آیه ۱۷۷.

۲۷. الخصال، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۵۵؛ بحار، ج ۹۳، ص ۲۹، سطر ۷ و ۸ و ۹ و ص ۱۲، ح ۱۷.

۲۸. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳، ح ۱.

۲۹. بحار، ج ۹۳، ص ۸ و ۹، ح ۴.

۳۰. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۳، ح ۱۱؛ بحار، ج ۹۳، ص ۱۶، ح ۳۳.

۳۱. معراج السعاده، ص ۳۱۹.

۳۲. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۳، ح ۱۱؛ بحار، ج ۹۳، ص ۱۶، ح ۳۳.

۳۳. عیون الاخبار، ج ۲، ص ۵۷.

۳۴. بحار، ج ۹۳، ص ۱۹، ح ۴۲.

۳۵. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸، ح ۵؛ ثواب الاعمال، ص ۵۳۴، ح ۷؛ بحار، ج ۹۳، ص ۲۰، ح ۴۷.

۳۶. بحار، ج ۹۳، صفحات ۲۳ و ۲۴، ح ۵۶.

۳۷. دعائم الاسلام، ص ۲۴۷ . ۲۴۸.

۳۸. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۲، ح ۹ و ۱۰.

۳۹. ثواب العمال، ص ۵۳۵، ح ۸؛ بحار، ج ۹۳، ص ۲۱، ح ۴۸.

۴۰. معراج السعاده، ص ۳۱۹.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

بازدارندگی نماز از گناه

عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی ترین نوع تذلّل و کرنش در برابر خدا است.(۱)

در اهمیت آن، همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران برای عبادت است.(۲)

آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وادار می کند، اموری است، از جمله: ۱ـ عظمت خدا, ۲ـ احساس فقر و وابستگی انسان در برابر خدا, ۳ـ توجه به نعمت های الهی, ۴ـ کشش فطری انسان. بارزترین نوع عبادت و مصداق بندگی «نماز» است. اینک به گوشه ای از نظرهای مکتب وحی پیروان نماز، توجه فرمایید:

نماز سیمای مکتب و پایه و ستون دین است. نماز، کلید بهشت، وسیله نزدیک شدن انسان به خدا و کوبنده شیطان است. نماز، رابطه مطلق مخلوق با خالق و وسیله تشکر از خداوند بر نعمت های اوست. علاوه بر آنچه گفته شد، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیت و جایگاه نماز را بیان می کند:

حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در گهواره هم می گوید: خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است.(۳)

امام حسین ـ علیه السلام ـ حتی ظهر عاشوا در میدان مبارزه در برابر تیرهای دشمن هم نماز ظهر را رها نکرد.

حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ همسر و کودک خویش را در بیابان های داغ مکه ، جایی که هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت: «خدایا، تا نماز به پا دارند»(۴)

پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ چهره شان دگرگون می شد و می فرمودند: وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است.

حال با توجّه به مقدمه بالا باید گفت:

طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می اندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منکر است.

انسانی که به نماز می ایستد، تکبیر می گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر می شمرد، به یاد نعمت های او می افتد، حمد و سپاس او می گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت می ستاید، به یاد روز جزای او می افتد، اعتراف به بندگی او می کند، از او یاری می جوید، صراط مستقیم از او می طلبد و از راه کسانی که غضب بر آن ها شده و گمراهان، به خدا پناه می برد. (مضمون سوره حمد)

بدون شکّ در قلب و روح چنین انسانی، جنبشی به سوی حق تعالی و حرکتی به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوی پیدا می شود. برای خدا رکوع می کند و در پیشگاه او پیشانی بر خاک می نهد، غرق در عظمت او می شود و خودخواهی و خود برتر بینی ها را فراموش می کند.

شهادت به یگانگی او می دهد، گواهی به رسالت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ می دهد. بر پیامبرش درود می فرستد و دست به درگاه خدا بر می دارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد. (تشهد و سلام).

همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد می کند، موجی که سدّ نیرومندی در برابر گناه محسوب می شود. این عمل چند بار در شبانه روز تکرار می گردد، هنگامی که صبح از خواب بر می خیزد در یاد او غرق می شود.

در وسط روز هنگامی که غرق زندگی مادی شده و نیز در پایان روز و آغاز شب پیش از آن که به بستر استراحت رود با او راز و نیاز می کند. از این گذشته به هنگامی که آماده مقدمات نماز می شود، خود را شستشو می دهد، پاک می کند، حرام و غصب را از خود دور می سازد و به بارگاه دوست می رود. همه این امور تأثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد. اما هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است، انسان را از گناه باز می دارد. به عبارت دیگر: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط، دارای بعضی از این درجات است. ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد. هر چند نمازش صوری باشد و او به گناه آلوده باشد.

البته این گونه نماز، تأثیرش بسیار کم است و این گونه افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند.

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله ـ چنین می خوانیم: جوانی از انصار نماز را با پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ ادا می کرد اما با این حال آلوده گناهان زشتی بود، این ماجرا را به پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ عرضه داشتند، فرمود: (إنّ صَلوتَه تَنْهَاهُ یوْماً) «سرانجام نمازش روزی او را از این اعمال پاک می کند.»(۵)

نماز آب زندگانی است که بیماران مبتلا به گناه و نیز محتضران مشرفِ به مرگِ روح را درمان یا احیا می کند، چنان که گناه به مثابه مرض یا مرگ است که مبتلایان به خود را بیمار می کند یا می میراند و پرهیزکاران در پرتو نماز، قرب ویژه ای پیدا می کنند و به هر میزان که نماز با اخلاص بیشتری همراه باشد، تقوای آنان کامل تر است.(۶)

از آن جا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می کند، لذا وسیله شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است. لذا در حدیثی می خوانیم: پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ از یاران خود سؤال کرد: «اگر بر در خانه یکی از شما، نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می ماند؟ عرض کردند: نه، فرمود: نماز درست همانند این آب جاری است، هر زمان که انسان نماز می خواند گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود.»

و به این ترتیب جراحاتی که بر روح و جان انسان از گناه می نشیند، با مرهم نماز التیام می یابد.

همچنین نماز، سدّی در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد و می دانیم ایمان و تقوی نیرومندترین سدّ در برابر گناه است.

نماز قطع نظر از محتوای خودش، با توجه به شرائط صحت، دعوت به پاک سازی زندگی می کند، چرا که می دانیم مکان و لباس نمازگزار، فرشی که بر آن نماز می خواند، آبی که با آن وضو می گیرد و غسل می کند، محلی که در آن غسل و وضو انجام می شود، باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد و کسی که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، کم فروشی، رشوه خواری و کسب اموال حرام باشد چگونه می تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابراین تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است بر رعایت حقوق دیگران.(۷)

نماز علاوه بر شرائط صحت، شرائط قبول (کمال) را نیز دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک بسیاری از گناهان است.

در پایان به عنوان حُسن ختام این نوشتار، قسمتی از حدیثی که از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ نقل شده تبرّک می جوییم:

«مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل می گردد، سبب می شود که انسان، مولی و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد.(۸)

پی نوشتها

  1. قرائتی، محسن، پرتوی از اسرار نماز، تهران، ستاد اقامه نماز، ۱۳۷۴، ص ۱۵ـ۸۳ .
  2. ذاریات: ۵۶، نحل: ۳۶٫
  3. مریم: ۳۱٫
  4. ابراهیم: ۳۷٫
  5. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵، ج ۱۶، ص ۲۸۴٫
  6. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، انتشارات اسوه، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۱۸۶٫
  7. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵، ج ۱۶، ص ۲۹۳٫
  8. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۴٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه

خروج امام مهدی در آینه قرآن کریم

 مسئله خروج و ظهور امام مهدی علیه السلام از مسلمات دین اسلام است. همه مذاهب اسلامی به آن اعتقاد دارند زیرا احادیث صحیح نبوی در متون شیعه و سنی از آن خبر داده است. در اینجا به برخی آیات قرآن کریم اشاره می شود که بر این پدیده مهم دلالت دارند:

امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه

«یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا … تُفْلِحُون»[۱] فرمود : اصبروا على أداء الفرائض وصابروا عدوّکم، ورابطوا إمامکم المنتظر.[۲] بر انجام واجبات صبر کنید، و در مقابل دشمن مقاومت و پایدارى کنید، و با امام خود که انتظار قدومش را دارید رابطه داشته باشید .

قمى‏ رحمه الله در تفسیر آیه شریفه

«وَإنْ مِنْ أهْلِ الکِتاب إلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ … شَهیداً»[۳] «کسى از اهل کتاب نیست جز آنکه پیش از مرگش به او یعنى حضرت عیسى علیه السلام ایمان آورد، و در روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود» ،

از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود:

إنّ عیسى ینزل قبل یوم القیامه إلى الدنیا فلا یبقى أهل ملّه یهودیّ ولا غیره إلّا آمن به قبل موته، ویصلّی خلف المهدیّ.[۴] همانا حضرت عیسى علیه السلام پیش از روز قیامت به دنیا فرود آید هیچ اهل دینى از یهود و غیر آن باقى نماند جز آنکه پیش از وفاتش به او ایمان آورد، و او در پشت سر حضرت مهدى (صلوات اللَّه علیه) نماز مى‏ خواند .

از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه

«إنّا نَصارى»[۵] «و از کسانى که گفتند ما نصارى هستیم عهد و پیمان گرفتیم» ، روایت شده است که فرمود: سیخرج مع القائم علیه السلام منّا عصابه منهم؛ به زودى جماعتى از آنان با حضرت قائم (صلوات اللَّه علیه) خروج خواهند نمود.[۶]

در روایتى آیه شریفه

«هَلْ یَنْظُرُونَ إلّا أنْ تَأْتِیَهُمُ المَلائِکَه»[۷] «آیا انتظارى دارند جز آنکه فرشتگان بر آنها فرود آیند» ، به وجود شریف آن حضرت تفسیر شده است.

همچنین فرموده ‏اند: این قسمت از آیه شریفه «یَوْم یَأْتی بَعْضُ آیاتِ رَبِّک»[۸] «روزى که بعضى از آیات پرودگارت ظاهر شود» ، اشاره به ظهور حضرت حجّت (ارواحنا فداه) دارد.[۹]

عیّاشى‏ رحمه الله در کتاب «تفسیر» ذیل آیه شریفه «هُوَ الَّذی أرْسَلَ رَسُولَه …»[۱۰] «او است آن کسى که رسول خود را براى هدایت مردم و آموختن دین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان چیره گرداند اگر چه براى مشرکان ناخوش آیند باشد»، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: وقتى که حضرت قائم (صلوات اللَّه علیه) خروج کند مشرک و کافرى نباشد مگر اینکه خروج آن حضرت براى او ناخوش ‏آیند باشد.[۱۱]

نعمانى ‏رحمه الله در کتاب «غیبت» در تفسیر آیه شریفه «وَلَئِنْ أخَّرْنا عَنْهُمُ العَذاب إلى اُمَّه مَعْدُودَه»[۱۲](۵۷) «اگر عذاب را از آنها تا امّتى معدود تأخیر بیندازیم» ، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: العذاب خروج القائم ‏علیه السلام والاُمّه المعدوده أهل بدر وأصحابه؛ عذاب خروج قائم علیه السلام است و منظور از اُمّت معدود اصحاب آن حضرت هستند که به عدد اهل بدر یعنى سیصد و سیزده نفر مى ‏باشند[۱۳].

عیّاشى در تفسیر خود از محمّد بن مسلم نقل کرده است که : امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «ألَمْ تَرَ إلَى الَّذینَ قیلَ لَهُمْ کُفُّوا – إلى قوله[۱۴] وَنَتَّبِع الرُسُل»«آیا نمى ‏اندیشى درباره کسانى که به آنها گفته شد: اکنون از جنگ کردن خوددارى کنید و به نماز و زکات بپردازید و آنگاه که حکم جهاد صادر شد گفتند: خداوندا ! چرا بر ما دستور جنگ کردن دادى؟ چه مى‏ شد اگر آن را مقدارى تأخیر مى‏ انداختى؟» ، فرمود: آنها تأخیر جنگ را تا زمان قائم (صلوات اللَّه علیه) اراده کردند[۱۵].

پی نوشت ها :

[۱] . سوره آل عمران ، آیه ۲۰۰ .

[۲] . غیبه نعمانى : ۱۹۹ ح ۱۳، بحار الأنوار : ۲۱۹/۲۴ ح ۱۴، تفسیر برهان : ۳۳۴/۱ ح۴، ینابیع المودّه: ۴۲۱، غایه المرام: ۴۰۸ ح۳، منتخب الأثر: ۵۱۵ ح۷، تأویل الآیات: ۱۲۷/۱ ح ۴۷٫

[۳] . سوره نساء ، آیه ۱۵۹٫

[۴] . تفسیر قمى : ۱۵۸/۱، بحار الأنوار : ۵۰/۵۳ ح ۲۴، تفسیر برهان : ۴۲۷/۱ ح۱، منتخب الأثر: ۴۷۹ ح۱، ینابیع المودّه: ۴۲۲، الآیات الباهره: ۵۹٫

[۵] . سوره مائده ، آیه ۱۴٫

[۶] . الکافى : ۳۵۲/۵ سطر ۲، تفسیر برهان : ۴۵۴/۱ ح۱، التهذیب: ۴۰۵/۷ ح ۶۲۱٫

[۷] . سوره انعام ، آیه ۱۵۸٫

[۸] . سوره انعام ، آیه ۱۵۸٫

[۹] . کمال الدین: ۳۳۶/۲ ح۸ و در آن فرموده است : آیه و نشانه ‏اى که انتظارش را مى‏ کشند حضرت قائم (ارواحنا فداه) است . بحار الأنوار : ۵۱/۵۱ ح ۲۵ ، تفسیر برهان : ۵۶۴/۱ ح ۴٫

و در روایت دیگرى در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود : مقصود خروج امام قائم منتظر از ما اهل بیت است . این حدیث را در کمال الدین: ۳۵۷/۲ ح ۵۴، بحار الأنوار : ۱۴۹/۵۲ ح ۶۷ ، و تفسیر برهان : ۵۲۴/۱ ح۴ روایت کرده ‏اند .

[۱۰] . سوره توبه ، آیه ۳۳ ؛ سوره صفّ ، آیه ۹ .

[۱۱] . بحار الأنوار : ۵۰/۵۱ ح ۲۲، و در تفسیر قمى : ۲۸۹/۱ مى‏ نویسد : این آیه درباره قائم آل محمّد علیهم السلام نازل شده است . و قسمت آخر آیه شریفه در حدیث دوّم از همین بخش ذکر شد .

[۱۲] . سوره هود ، آیه ۸ .

[۱۳] . غیبه نعمانى : ۱۲۷ سطر ۳، بحار الأنوار : ۵۸/۵۱ ح ۵۱، تفسیر برهان : ۲۰۸/۲ ح۱، المحجّه : ۱۰۲٫

[۱۴] . معناى «إلى قوله» این است که آیه را ادامه دهید تا «ونتّبع الرسل» ، ولى این فرمایش صحیح نیست ، زیرا آیات بهم پیوسته نیستند ، آیه پیشین در سوره نساء ، و آیه‏ اى که بعد از آن آمده در سوره ابراهیم است ، و بنابراین ذکر آیه شریفه «ألَمْ تَرَ إلَى الَّذینَ…» در اینجا مناسب نیست بلکه در مورد امام مجتبى علیه السلام نازل شده است ، و در کتاب کافى و تفسیر برهان این دو آیه مخلوط شده است .

[۱۵] . الکافى : ۳۳۰/۸ ح ۵۶، تفسیر برهان : ۳۹۴/۱ ح۲، تفسیر عیّاشى : ۲۵۸/۱ ح ۱۹۶، بحار الأنوار : ۲۱۷/۴۴ ح۲ و ۱۳۲/۵۲ ح ۳۵، المحجّه:۶۱

منبع : پایگاه علمی المنجی.