نماز شب

نوشته‌ها

عوامل سلب توفیق نماز صبح و نماز شب

اشاره:

اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می‌دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیش‌تر فراهم می‌شود. و بر عکس مرتکب شدن اعمال ناشایست باعث سلب توفیق از انجام عبادات و کارهای نیک دیگر می شود. در این نوشته به عوامل سلب توفیق نماز نماز صبح و نماز شب پرداخته شده است.

 

عوامل سلب توفیق از نماز صبح و هم‌چنین نماز شب به دو گروه عمده دسته‌بندی می‌شود:

عوامل مادی

  1. فقدان برنامه‌ریزی و نظم در زندگی: از مهم‌ترین عوامل مادی که مانع از توفیق درک نماز صبح می‌گردد، فقدان برنامه‌ریزی و نظم در زندگی می‌باشد مانند فقدان برنامه‌ای منظم برای خواب و یا ایجاد مشغله‌های پراکنده و فراتر از توانایی‌های خود که نتیجه‌ای جز ایجاد خستگی مفرط ندارد.
  2. پرخوری در شب: علتی دیگر خواب طولانی و سنگین پرخوری در شب می‌باشد. حضرت عیسی (علیه‌السلام) خطاب به بنی اسرائیل فرمود: «‌ای بنی اسرائیل‌! خوردن خود را زیاد نکنید، زیرا هر کس بر خوردن خود بیفزاید، بر خوابیدن خود هم می‌افزاید و هر کس که بر خواب خود بیفزاید، از نماز کم می‌گذارد (و در نتیجه) در زمره غافلان نوشته می‌شود.»۱
  3. کسلی و تنبلی افراد
  4. غرق شدن در مسایل مادی و دنیوی: حضرت عیسی (علیه‌السلام) نقش دنیا‌زدگی را در بی‌حوصلگی افراد نسبت به عبادات‌، این‌چنین ترسیم می‌نماید: هم‌چنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه می‌کند و به‌‌دلیل شدت درد لذّت آن را نمى‏چشد، هم‌چنان فرد عاشق مال دنیا، نه لذّتى از عبادت مى‏برد و نه شیرینى و حلاوتش را مى‏چشد.۲
  5. خوردن غذاهای نامناسب در شب: برخی از غذاها به‌ گونه‌ای می‌باشند که اعصاب و بدن را سست می‌نمایند. لذا اگر شب‌ها از ماست‌، دوغ، کشک و مانند آن استفاده شود، خواب بر انسان چیره می‌شود؛ همین‌طور خوردن غذاهای چرب و سنگین موجب سنگینی خواب می‌گردد و این امور باعث می‌شود انسان برای بیدار شدن از خواب دچار مشکل گردد.

عوامل معنوی

  1. ضعف در خداشناسی: یکی از مهم‌ترین عوامل معنوی که موجب می‌شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد‌، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می‌باشد .فرض کنید اگر با یکی از مسؤولین که حل مشکل‌تان در دست اوست قراری گذاشته‌اید، و یقین دارید که وی در همان ساعت مقرر منتظر شما است، آیا واقعا شب به راحتی می‌خوابید و دیر بر سر قرار حاضر شده و یا با کسلی با وی مواجه می‌شوید؟

حضرت عیسی (علیه‌السلام) نقش دنیا‌زدگی را در بی‌حوصلگی افراد نسبت به عبادات‌، این‌چنین ترسیم می‌نماید: هم‌چنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه می‌کند و به‌‌دلیل شدت درد لذّت آن را نمى‏چشد، هم‌چنان فرد عاشق مال دنیا، نه لذّتى از عبادت مى‏برد و نه شیرینى و حلاوتش را مى‏چشد.

وضو گرفتن‌، خواندن سوره‌های توحید و معوذتین‌، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، آیت‌الکرسی، به‌‌خصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و … از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می‌کند و این توجه و هدف‌مندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود .

اگر انسان واقعا نسبت به الطاف الهی کم‌ترین معرفتی داشته باشد و بداند که کسی که قرار است به هنگام نماز با وی صحبت کند همانی است که ما را از نیستی به دنیا آورده و تمامی نعمت‌های خود را نیز بر ما ارزانی داشته تا به نهایت کمال و درجات بالای بهشتی دست پیدا کنیم، اوست که اختیار کمی و زیادی روزی ما را دارد؛ او همانی است که مرگ و زندگی ما در ید قدرت اوست و… با این حال آیا نسبت به نماز با بی‌حالی برخورد خواهیم کرد و یا آن‌که سر از پا نشناخته و با تمام وجود به اقامه نماز عاشقانه خواهیم پرداخت .

  1. گناه: اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می‌دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیش‌تر فراهم می‌شود و هر چه به گناه آلوده شود، توفیق اعمال خوب از وی سلب می‌گردد ؛ لذا باید نسبت به این مسأله بسیار حساس بود تا بواسطه گناه درک لذت سحرخیزی را از دست نداد.

بعضی از گناهان که معمولاً دامن‌گیر جوانان می‌باشد از قرار ذیل است:

-دیدن صحنه‌ها و تصاویر غیر اخلاقی از طریق اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و…

– چشم‌چرانی، استفاده از غذاهایی که حلال نیستند.

– دروغ گفتن ـ استهزاء و تحقیر دیگران ـ ایجاد مزاحمت و آزار هم‌کلاسی‌ها و یا هم‌خوابگاهی‌ها

  1. ضعف اراده: سحرخیزی اراده و عزم می‌خواهد. دوست داشتن تنها کافی نیست‌، باید با تصمیم جدی خوابید. ضعف اراده از مهم‌ترین عوامل محروم ماندن از سحرخیزی می‌باشد. باید با این ضعف و سستی اراده مبارزه کرد. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ضادوا التوانی بالعزم»۳ به وسیله عزم، با سستی مبارزه کنید.»

با توجه به آن‌چه گفته شد راه‌کارهای حل این مشکل در هفت محور قابل ارائه می‌باشد:

اول: فعالیت‌های روزانه

۱. تنظیم برنامه‌ای منسجم و منظم جهت جلوگیری از خستگی مفرط

۲. انتقال فعالیت‌های شبانه به بعد از نماز صبح چرا که معمولا این‌گونه فعالیت‌ها تا پاسی از شب به طول می‌انجامد و باعث خواب ماندن از نماز صبح می‌شود، اما با انتقال این فعالیت‌ها به بعد از نماز صبح علاوه بر از دست ندادن نماز ، بازدهی بیش‌تری نیز نسبت به فعالیت‌های خود کسب می‌نماییم.

۳.از سیستم مراقبه، مشارطه، محاسبه استفاده کنید، یعنی با خود شرط نمایید که گناهی انجام ندهید، سپس در طول روز مراقب اعمال خویش باشید و شب محاسبه کنید تا ببینید تقوی را رعایت نموده‌اید و در طول روز آیا گناهی مرتکب شده‌اید و در صورتی که تقوی را رعایت ننموده‌اید، توبه نموده و با خود شرطی را بگذارید تا دیگر مرتکب آن گناه نشوید.

سعی کنید همیشه رأس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می‌تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.

۴. تماشاى صحنه و فیلم‌هاى مبتذل و آلوده به گناه و همین‌طور رفتن به محیط‌هاى نامناسب را ترک نمایید .

۵. از گفت‌و‌گو با جنس مخالف، نگاه کردن به آن‌ها، خندیدن در منظر نامحرم جداً خودداری کنید.

۶. از آن‌جا که ممکن است ارتکاب برخی از گناهان به دلیل عدم اطلاع از آن‌ها باشد، لذا جهت فراگیری واجبات و محرمات دینی مطالعه بیش‌تری نموده و به کتاب‌های ذیل مراجعه فرمایید:

– مطالعه رساله عملیه مرجع تقلید خود

-پرسش و پاسخ دانشجویی شماره ۱۸ (احکام نگاه و پوشش)

-کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام، آیت‌الله مشکینی ، دفتر نشر الهادی، ۱۳۷۸.

– گناهان کبیره، شهید دستغیب

دوم: خوراک شبانه

در خصوص خوراک شبانه نکات زیر را رعایت فرمایید:

۱. شام را در ابتدای شب بخورید، زیرا هر چه وقت خوردن شام به اول شب نزدیک‌تر بوده و با وقت خواب فاصله داشته باشد هم خواب راحت‌تری خواهید داشت و هم برای نماز صبح با مشکل کم‌تری مواجه خواهید شد.

۲. قبل از خواب چیزی نخورید:اگر در فاصله زمانی کم‌تر از دو ساعت به خوابیدن، چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید، بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می‌تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلاً زمان به خواب رفتن‌تان را طولانی کند.

۳‌. سعی کنید زود بخوابید، زیرا تحقیقات نشان داده است که خواب یک سوم ابتدای شب کامل‌تر و با آرامش‌تر می‌باشد و لذا خستگی را از تن انسان، بهتر خارج می‌کند.

۴. پرخوری نکنید: باید از افراط و تفریط در خوردن پرهیز شود. کم خوری غیر از نخوردن یا بد خوردن است. میزان کم‌خوری را رسول اکرم (ص) چنین می‌فرمایند: «کُلْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی وَ أَمْسِکْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی؛ در حالی‌که اشتها داری، بخور و در حالی‌که (هنوز) اشتها داری، از خوردن دست بکش.»۴

۵. غذای مناسبی میل نمایید: کیفیت غذا به‌ گونه‌ای باشد که اعصاب و بدن سست نشود. شب‌ها از ماست‌، دوغ، کشک و مانند آن استفاده نشود یا در کنار آن‌ها چند دانه خرما یا کشمش یا مویز و مانند آن تناول شود. هر کس باید با توجه به مزاج خود، برنامه غذایی مناسبی برای خود داشته باشد. دقت کنید چه غذاهایی قوت می‌بخشد، چه غذاهایی سستی و نسبت به چه غذاهایی حساسیت دارید. مثلاً خرما برای بعضی مزاج‌ها سازگار نیست، زیرا موجب جوش صورت و دمل می‌شود.

۶.‌ از خوردن مال حرام پرهیز نمایید:یکی از مهم‌ترین عوامل معنوی که موجب می‌شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می‌باشد .

سوم: چگونگی خواب و استراحت برای بیدار شدن در سحر

۱. زود بخوابید: بگونه‌ای برنامه‌ریزی نمایید که حداکثر ساعت ده شب در رختخواب خود باشید .

آداب خواب را رعایت کنید، از جمله: وضو گرفتن، خواندن سوره‌های توحید و معوذتین‌، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، آیت‌الکرسی‌، بخصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت.

۲. خواب قیلوله و قبل از ظهر ـ که استحباب شرعی هم دارد ـ ترک نشود. این خواب مختصر، ولی بسیار مفید است. اگر قبل از ظهر میسر نیست با فاصله‌ای بعد از ناهار انجام گیرد. اگر اصلاً خواب روز میسر نیست، حداقل باید دقایقی دراز کشید.

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: از خوردن غذاى سحر براى روزه‏ روز کمک بگیرید و از خواب قیلوله براى بیدارى یارى بخواهید.۵

۳. محل استراحت خود را طورى طراحى و انتخاب کنید که مُشرف به پنجره و فضاى باز باشد تا تغییرات جوّى (رنگ آسمان و تغییرات نور و هوا) براى شما ملموس باشد.

۴. اگر اطرافیان شما دیر مى‏خوابند، شما سعى کنید محل خواب خود را در جایى که سر و صداى کم‌ترى دارد و مزاحمتى براى شما نیست انتخاب کنید و هر چه‌قدر زودتر بخوابید و هرچه خواب شما با آسودگى و در محیطى آرام صورت گیرد، بالطّبع برخاستن شما براى کارهاى صبح، بهتر و و مقدورتر خواهد شد.

یکى از عللى که سبب خواب ماندن در صبح‏ها مى‏شود این است که روح و جسم انسان از لحاظ کمى و کیفى از استراحت کافى برخوردار نیست. حداقل ۶ ساعت خواب براى یک انسان مورد نیاز است. در این مدت زمان بدن باید طورى به خواب برود که استراحت عمیق احساس شود. اگر انسان بعد از این نوع استراحت، خود انگیز از خواب بیدار شد این نشان‌گر خواب و استراحت به اندازه و مطلوب است.

۵. محیط خواب‌تان را برای بیدار شدن مساعد کنید:جایی‌ که در آن می‌خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می‌تواند یک عامل برای سحر‌خیزی باشد. هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می‌تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید، سر زمانی که با خود قرار گذاشته‌اید باید از خواب بیدار شوید.

۶. بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه رأس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می‌تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.

۷. به بدن خود گوش دهید: بدن شما خیلی خوب می‌تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می‌شوید هنوز احساس خستگی می‌کنید سعی کنید شب‌ها زودتر به رختخواب بروید. بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا می‌کند و کاملاً بر آن منطبق خواهد بود.

۹. آداب خواب را رعایت کنید، از جمله: وضو گرفتن، خواندن سوره‌های توحید و معوذتین‌، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، آیت‌الکرسی‌، بخصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و… از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می‌کند و این توجه و هدف‌مندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود. البته اگر بجا آوردن همه آداب خواب برای‌تان سخت است، به هر میزان که مقدورتان می‌باشد انجام دهید.

پی‌نوشت:

۱. ورام ابن ابى فراس‏، مجموعه ورام (تنبیه الخواطر)، مکتبه فقیه‏‌، قم‏، اول‏، ج‏۱، ص۴۷.

۲. حسن‌بن‌شعبه حرّانى‏، تحف العقول، بهراد جعفرى‏، اسلامیه، تهران‏، ۱۳۸۰ ش‏، اول‏، ص۴۸۳.

۳. عبدالواحد تمیمى آمدى‏، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم‏، دفتر تبلیغات‏، قم‏، ۱۳۶۶ ش‏، اول‏، ص۴۷۶.

۴. بحار الأنوار، ج‏۵۹، ص۲۹۰.

۵. شیخ حسن دیلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شریف رضى‏، قم‏، ۱۴۱۲ ق‏، اول‏، ج‏۱، ص۹۱.

سید‌مصطفی علم‌خواه

منبع : ماهنامه آفاق مهر شماره ۴۸

احادیثی گهربار درباره دعا کردن

اشاره:

دعا در پیشگاه خداوند مصداق عبادت است. در دین اسلام دعا جایگاه بس بلندی دارد. از این رو در کلام معصومین(علیهم‌السلام) تأکید شده که مؤمنین در اوقات و مکان های خاصی به دعا بپردازند. در نوشته زیر به احادیثی از معصومین (علیهم‌السلام) اشاره شده که دلالت بر اهیت دعا دارند.

 

۱. امام صادق (علیه‌السلام):

عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّکُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَا تَتْرُکُوا صَغِیرَهً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْکِبَارِ.

شما را سفارش مى کنم به دعا کردن، زیرا با هیچ چیز به مانند دعا به خدا نزدیک نمى شوید و دعا کردن براى هیچ امر کوچکى را، به خاطر کوچک بودنش رها نکنید، زیرا حاجتهاى کوچک نیز به دست همان کسى است که حاجتهاى بزرگ به دست اوست.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۴۶۷ ، ح ۶

۲. امام حسن مجتبى (علیه‌السلام):

أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ یَهْجُسْ فِی قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ یَدْعُوَ اللَّهَ فَیُسْتَجَابَ لَهُ.

کسى که در دلش هوایى جز خشنودى خدا خطور نکند، من ضمانت مى کنم که خداوند دعایش را مستجاب کند.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۶۲، ح ۱۱

۳. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَن سَرَّهُ أن یَستَجیبَ اللّه  لَهُ عِندَ الشَّدائِدِ وَالکَربِ فَلیُکثِرِ الدُّعاءَ فِى الرَّخاءِ؛

هر کس دوست دارد خداوند هنگام سختى ها و گرفتارى ها دعاى او را اجابت کند، در هنگام آسایش، دعا بسیار کند.

نهج  الفصاحه  ص ۷۷۰ ، ح ۳۰۲۳

۴. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَسْرَعَ إِجَابَهً مِنْ دَعْوَهِ غَائِبٍ لِغَائِب‏

هیچ دعایى زودتر از دعایى که انسان در غیاب کسى مى کند، مستجاب نمى شود.

کافی(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۵۱۰ ، ح ۷ . بحارالأنوار(ط.بیروت) ج ۹۰، ص ۳۵۹ ، ح ۱۷

۵. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

اِغتَنِمُوا الدُّعاءَ عِندَ الرِّقَّهِ فَإِنَّها رَحمَهٌ؛

دعا کردن را در هنگام رقّت قلب غنیمت شمرید، که رقت قلب، رحمت است.

نهج الفصاحه ص ۲۲۶ ، ح ۳۷۳ . بحارالأنوار(ط.بیروت) ج۹۰، ص۳۴۷، ح۱۴

۶.  امام صادق (علیه‌السلام):

 إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ فَلْیُطَیِّبْ کَسْبَهُ وَ لْیَخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا یُرْفَعُ إِلَیْهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِی بَطْنِهِ حَرَامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَهٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ.

هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هیچ بنده اى که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى رود.

بحارالأنوار(ط.بیروت) ج۹۰، ص۳۲۱، ح۳۱

۷.  امام صادق (علیه‌السلام):

 إِنَّ الْعَبْدَ لَیَدْعُو فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَکَیْنِ قَدِ اسْتَجَبْتُ لَهُ وَ لَکِنِ احْبِسُوهُ بِحَاجَتِهِ فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیَدْعُو فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَجِّلُوا لَهُ حَاجَتَهُ فَإِنِّی أُبْغِضُ صَوْتَهُ.

هر آینه بنده دعا مى کند و خداوند عزوجل به دو فرشته مى فرماید: من دعاى او را مستجاب کردم اما حاجتش را نگه دارید، زیرا دوست دارم صداى او را بشنوم و همانا بنده دعا مى کند و خداوند تبارک و تعالى مى فرماید: زود خواسته اش را برآورید که من خوش ندارم صداى او را بشنوم.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲، ص ۴۸۹، ح ۳

۸. امام سجاد (علیه‌السلام) :

مَنْ لَمْ یَرْجُ النَّاسَ فِی شَیْ‏ءٍ وَ رَدَّ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ اسْتَجَابَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِی کُلِّ شَیْ‏ء

هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عز و جل واگذارد، خداوند هر خواسته اى که او داشته باشد اجابت کند.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۱۴۸، ح ۳

۹. امام علی (علیه‌السلام) :

رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّیْ‏ءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِیتَ خَیْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْکَ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَکَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِیهِ هَلَاکُ دِینِکَ لَوْ أُوتِیتَهُ فَلْتَکُنْ مَسْأَلَتُکَ فِیمَا یَبْقَى لَکَ جَمَالُهُ وَ یُنْفَى عَنْکَ وَبَالُهُ

گاه چیزى را (از خدا) مى خواهى اما به تو داده نمى شود و دیر یا زود بهتر از آن به تو داده مى شود، یا به خاطر آنچه خیر و مصلحت تو در آن است از برآورده شدن خواسته ات دریغ مى شود، زیرا بسا خواسته اى که اگر برآورده شود به نابودى و تباهى دین تو مى انجامد، پس، چیزى بخواه که زیبایى و نیکیش برایت مى ماند و پیامد سوئى ندارد.

مجموعه ورام  ج ۲ ، ص ۱۰۴

۱۰. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَن أَرادَ أن تُستَجابَ دَعوَتُهُ و َأَن تُکشَفَ کُربَتُهُ فَلیُفَرِّج عَن مُعسِرٍ؛

هر کس مى خواهد دعایش مستجاب شود و غمش از بین برود باید گره از کار گرفتارى باز کند.

نهج الفصاحه ص ۷۵۹ ، ح ۲۹۶۱

۱۱. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

الصَّدَقَهُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَه

صدقه بلا را برطرف مى کند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى گرداند و درد و بیمارى ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى برد.

بحارالأنوار(ط.بیروت) ج ۹۳ ، ص ۱۳۷ ، ح ۱۴

۱۲. امام سجاد (علیه‌السلام) :

أَمَّا حَقُّ ذِی الْمَعْرُوفِ عَلَیْکَ فَأَنْ تَشْکُرَهُ وَ تَذْکُرَ مَعْرُوفَهُ وَ تَکْسِبَهُ الْمَقَالَهَ الْحَسَنَهَ وَ تُخْلِصَ لَهُ الدُّعَاءَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ کُنْتَ قَدْ شَکَرْتَهُ سِرّاً وَ عَلَانِیَهً ثُمَّ إِنْ قَدَرْتَ عَلَى مُکَافَاتِهِ یَوْماً کَافَیْتَهُ

حق کسى که به تو نیکى کرده ، این است که از او تشکر کنى و نیکى اش را به زبان آورى و از او به خوبى یاد کنى و میان خود و خداى عزّوجلّ برایش خالصانه دعا کنى ، هرگاه چنین کردى بى گمان در پنهان و آشکار از او تشکر کرده اى . سپس اگر روزى توانستى نیکى او را جبران کنى ، جبران کن.

امالی(صدوق) ص ۳۷۲ . مکارم الاخلاق ص ۴۲۲

۱۳.  امام صادق (علیه‌السلام):

 الذُّنُوبُ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ الْبَغْیُ وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُورِثُ النَّدَمَ الْقَتْلُ وَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ الظُّلْمُ وَ الَّتِی تَهْتِکُ السُّتُورَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا وَ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ وَ الَّتِی تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ تُظْلِمُ الْهَوَاءَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْن‏

گناهی که نعمت ها را تغییر مى دهد، تجاوز به حقوق دیگران است. گناهى که پشیمانى مى آورد، قتل است. گناهى که گرفتارى ایجاد مى کند، ظلم است. گناهى که آبرو مى بَرد، شرابخوارى است. گناهى که جلوى روزى را مى گیرد، زناست. گناهى که مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خویشان است. گناهى که مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى کند، نافرمانى از پدر مادر است.

علل الشرایع ج ۲، ص ۵۸۴ ، ح ۲۷

۱۴. امام محمد باقر (علیه‌السلام) :

إِنَّ الْحُسَیْنَ صَاحِبَ کَرْبَلَاءَ قُتِلَ مَظْلُوماً مَکْرُوباً عَطْشَاناً لَهْفَاناً [فَآلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ‏] وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا یَأْتِیَهُ لَهْفَانٌ وَ لَا مَکْرُوبٌ وَ لَا مُذْنِبٌ وَ لَا مَغْمُومٌ وَ لَا عَطْشَانٌ وَ لَا ذُو عَاهَهٍ ثُمَّ دَعَا عِنْدَهُ وَ تَقَرَّبَ بِالْحُسَیْنِ ع إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ کُرْبَتَهُ وَ أَعْطَاهُ مَسْأَلَتَهُ وَ غَفَرَ ذُنُوبَهُ [ذَنْبَهُ‏] وَ مَدَّ فِی عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فِی رِزْقِهِ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار

حسین، بزرگ مرد کربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود، قسم یاد کرد که هیچ مصیبت زده و رنجیده خاطر و گنهکار و اندوهناک و تشنه اى و هیچ بَلا دیده اى به خدا روى نمى آورد و نزد قبر حسین (علیه‌السلام) دعا نمى کند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمى سازد، مگر این که خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى کند و گناهش را مى بخشد و عمرش را طولانى و روزى اش را گسترده مى سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید!

کامل الزیارات ص ۱۶۸

۱۵. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

إِذَا لَمْ یَأْمُرُوا بِمَعْرُوفٍ وَ لَمْ یَنْهَوْا عَنْ مُنْکَرٍ وَ لَمْ یَتَّبِعُوا الْأَخْیَارَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ شِرَارَهُمْ فَیَدْعُو عِنْدَ ذَلِکَ خِیَارُهُمْ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُم‏

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود.

امالى (صدوق) ص ۳۰۸

۱۶. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

 صَلَاه اللَّیْلِ مَرْضَاهٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ الْمَلَائِکَهِ وَ سُنَّهُ الْأَنْبِیَاءِ وَ نُورُ الْمَعْرِفَهِ وَ أَصْلُ الْإِیمَانِ وَ رَاحَهُ الْأَبْدَانِ وَ کَرَاهِیَهٌ لِلشَّیْطَانِ وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ وَ إِجَابَهٌ لِلدُّعَاءِ وَ قَبُولٌ لِلْأَعْمَالِ وَ بَرَکَهٌ فِی الرِّزْق‏

نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن ها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است.

ارشاد القلوب(دیلمی) ج ۱، ص ۱۹۱

۱۷. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَنْ أَکَلَ مِنَ الْحَلَالِ الْقُوتَ صَفَا قَلْبُهُ وَ رَقَّ وَ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ وَ لَمْ یَکُنْ لِدَعْوَتِهِ حِجَابٌ“.

هر کس از لقمه حلال بخورد، قلبش صفا و رقت مى یابد، چشمانش از ترس خداوند متعال پر اشک مى شود و براى (استجابت) دعایش مانعى نمى باشد.

مجمع البحرین ج ۵ ، ص ۳۵۳

۱۸.امام حسین (علیه‌السلام) :

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

امالی(مفید) ص ۳۱۷ . امالی(طوسی) ص ۸۹ . تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۱۹۲ ، ح ۳۷۴۲ . مکارم الاخلاق ص ۲۶۸ . بحارالانوار(ط.بیروت) ج ۹۰ ، ص ۲۹۴

۱۹. امام موسی کاظم (علیه‌السلام) :

أوشَک دَعوَهً‌ وَ أسرَعُ إجابَهُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ؛

دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

کافی(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۵۰۷  ، ح ۱

۲۰.حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

 ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبِ غَافِلٍ لَاهٍ.

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد.

بحار الانوار(ط.بیروت) ج ۹۰ ، ص ۳۲۱

۲۱.حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

لا یُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

دعایى که با بسم اللّه  الرحمن الرحیم شروع شود، رد نمى شود.

الدعوات(راوندی) ص ۵۲ ، ح ۱۳۱

۲۲.حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَنْ أَرادَ تُسْتَجابُ دَعْوَتُهُ وَ أَنْ تُکْشَفَ کُرْبَتُهُ فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ؛

هر کس مى خواهد دعایش مستجاب و اندوهش برطرف شود، به تنگدست مهلت دهد.

نهج الفصاحه ص ۷۵۹ ، ح ۲۹۶۱

۲۳.امام رضا (علیه‌السلام) :

 إِنَّ اللَّهَ یُؤَخِّرُ إِجَابَهَ الْمُؤْمِنِ شَوْقاً إِلَى دُعَائِهِ وَ یَقُولُ صَوْتٌ أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ وَ یُعَجِّلُ إِجَابَهَ دُعَاءِ الْمُنَافِقِ وَ یَقُولُ صَوْتٌ أَکْرَهُ سَمَاعَهُ.

خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنیدن) دعایش به تأخیر مى اندازد و مى گوید: «صدایى است که دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعاى منافق عجله مى کند و مى گوید: صدایى است که از شنیدنش بدم مى آید.

فقه الرضا (علیه‌السلام) ص ۳۴۵

۲۴. امام موسی کاظم (علیه‌السلام) :

دعوه الصائم تستجاب عند افطاره؛

دعاى شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب مى شود.

مکارم الاخلاق ص ۲۷ . بحار الانوار(ط.بیروت) ج ۹۳، ص ۲۵۵، ح ۳۳

۲۵. امام صادق (علیه‌السلام):

مَن سَرَّهُ أن یُستَجابَ لَهُ فِی الشِّدَّهِ فَلیُکثِرِ الدُّعاءَ فِی الرَّخاءِ.

هرکه خوش دارد دعایش هنگام سختى مستجاب شود، هنگام آسایش، بسیار دعا کند.

کافی(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۴۷۲ ، ح ۴

 ۲۶.امام علی (علیه‌السلام) :

لَا تَسْتَبْطِئْ إِجَابَهَ دُعَائِکَ وَ قَدْ سَدَدْتَ طَرِیقَهُ بِالذُّنُوب

اجابت دعایت را دیر مپندار، در حالی که خودت با گناه راه اجابت آن را بسته ای.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۱۹۳ ، ح ۳۷۶۸

منبع:

سایت بیتوته

امام صادق (علیه السلام) و نماز شب

امام صادق (علیه‏السلام):

«شَرَفُ المُؤمِنِ صَلاتُهُ بِاللَّیلِ».

(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۸۶)

برترى مؤمن به نماز شب است.

امام صادق (علیه‏السلام):

«اِنَّ صَلاهَ اللَّیلِ تُدِرُّ الرِّزقَ».

(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۷۶)

همانا نماز شب موجب زیادى روزى می ‏شود.

امام صادق (علیه‏السلام):

«اِنَّ الثَّمانِیَهَ رَکَعاتٍ یُصَلّیهَا العَبدُ آخِرَ اللَّیلِ زینَهُ الآخِرَهِ».

(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۷۱)

هشت رکعت نمازى که بنده خدا در آخر شب می‏خواند، زینت آخرت است.

امام صادق (علیه‏السلام):

«اِنَّ صَلاهَ اللَّیلِ تُرضى الرَّبَّ».

(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۷۶)

نماز شب موجب خشنودى خداوند است.

امام صادق (علیه‏السلام):

«ما مِن عَمَلٍ حَسَنٍ یَعمَلُهُ العَبدُ اِلاّ وله ثَوابٌ فِى القُرآنِ اِلاّ صَلاهَ اللَّیلِ فَاِنَّ اللّهَ لَم یُبَیِّن ثَوابَها لِعَظیمِ خَطَرِه»

(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۷۶)

تمام اعمال خوب بندگان ثواب آنها در قرآن بیان شده مگر نماز شب که به خاطر بزرگى اجرش ثوابش بیان نشده و اجر نامحدود دارد.

امام صادق (علیه‏السلام):

«صَلاهُ المُؤمِنِ بِاللَّیلِ تَذهَبُ بِما عَمِلَ مِنَ الذَّنبِ بِالنَّهارِ».

(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۶۹)

نماز خواندن مؤمن در شب گناهانى را که در روز انجام داده از بین می ‏برد.

امام صادق (علیه‏السلام):

«عَلَیکُم بِصَلاهِ اللَّیلِ فَاِنَّها دَأبُ الصّالِحینَ».

(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۷۶)

بر شما باد به نماز شب که روش صالحان است.

تهجد و شب زنده داری.

اشاره:

تَهَجُّد، به معنای شب زنده داری برای خواندن نماز شب، آمرزش خواهی و قرائت قرآن است. بنا بر آیه «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ» نماز شب بر پیامبر اکرم(ص) واجب و بر سایر مومنان مستحب است. براساس احادیث، تهجّد زینت آخرت و شرف مؤمن، موجب سلامت و صحت بدن، فراخی روزی، کفاره گناهان روز، خشنودی خداوند و چنگ زدن به اخلاق پیامبران است.

مفهوم تهجد

اصطلاح تهجد در فرهنگ قرآنی معنایی خاص دارد. تهجد در فرهنگ قرآن، به معنای بیدار شدن در شب برای نماز (ترتیب العین، ج ۳، ص ۱۸۶۸) و ذکر خداست. (مجمع البیان، ج ۵-۶، ص ۶۶۹)

خداوند به مومنان و مسلمانان توصیه می کند به هر مقدار ممکن، تهجد و شب زنده داری داشته باشند. از این رو تهجد برای مسلمانان یک امر مستحب دانسته شده است؛ (مزمل، آیه ۲۰) زیرا تهجد و شب زنده داری آثار و برکات زیادی دارد که ازجمله آنها رسیدن به مقام محمود است.

البته این عمل از عهده همه کس برنمی آید، چرا که نیازمند صبر و شکیبایی بسیار (فرقان، آیات ۶۴ و ۷۵)، بیم و امید به خدا (سجده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ زمر، آیه ۹) و توجه به خدا و ربوبیت و پروردگاری اش است. (همان و نیز فرقان، آیه ۶۴)

شرایط تهجد و شب زنده داری

در بیان کیفیت و چگونگی رسیدن به مفهوم تهجد قرآنی و شب زنده داری کمال بخش لازم است که شرایط و آدابی فراهم آید وگرنه همانند شب زنده داری مترفان و مرفهان مستکبر بی ارزش و حتی ضدارزش خواهد شد.

از مهم ترین شرایط و آداب تحقق تهجد می توان به نیت و قصد خالصانه شب زنده دار اشاره کرد. متهجد کسی است که برای اطاعت از امر هر چند مستحب خداوند بیدار می شود و می خواهد در طول شب تفکر و تدبر و تذکر و بندگی کند. (مزمل، آیه ۲۰) پس برای رسیدن به این مقصد و مقصود، به تسبیح و تحمید خداوند (طه، آیه ۱۳۰؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ انسان، آیه ۲۶)، استغفار (آل عمران، آیه ۱۷؛ ذاریات، آیات ۱۵ تا ۱۸؛ مزمل، آیه ۲۰)، تلاوت قرآن به مقدار ممکن و در حد توان (مزمل، آیات ۲ و ۴ و ۲۰)، دعا و نیایش (اسراء، آیات ۷۹ و ۸۰؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۶)، ذکر و یاد خدا (مزمل، آیات ۲ و ۸)، سجده (فرقان، آیه ۶۴؛ انسان، آیه ۲۶) و نماز (زمر، آیه ۹ و آیات دیگر؛ و نیز مجمع البیان، ج ۷-۸، ص ۵۱۷) مشغول می شود. البته وقت تهجد و بهترین زمان آن از نیمه شب شرعی است. لذا برای تهجد در مقدار دو سوم شب یا کمتر و یا نیمی از آن توصیه شده است. (مزمل، آیه ۲۰)

آثار شب زنده داری و نماز شب

کسی که تهجد کند و نماز شب را به جا آورد، به مقامات بالایی می رسد که هر خردمندی آرزوی آن را دارد. انسان در شب می تواند با ارتباط گیری و اتصال به خدا، از الهامات و وحی الهی برخوردار شود؛ هر چند که به مقام پیامبری و رسالت تشریعی نمی رسد. از این رو بر پیامبران و نیز پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) تهجد واجب بود تا امکان دریافت وحی با افزایش لطافت روحی و اتصال فراهم آید. (مزمل، آیه ۲۰؛ و نیز مجمع البیان، ج ۹-۱۰، ص ۵۷۰)

از دیگر آثار تهجد می توان به کسب حضور قلب (مزمل، آیه ۶)، آرامش و رضایت (طه، آیه ۱۳۰)، دستیابی به مقامات صالحان (آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴)، محسنان (ذاریات، آیات ۱۶ و ۱۷)، شفاعت از دیگران (طه، آیه ۱۳۰؛ اسراء، آیه ۷۹؛ و نیز مجمع البیان، ج ۵-۶، ص ۶۷۱و نیز ج ۷-۸، ص ۵۸) و مقام محمود و پسندیده (اسراء، آیه ۷۹) اشاره کرد.

مقام محمود، مقامی است که خداوند آن را ستوده و ارزشمند شمرده است. پس باید مقامی بسیار بلند باشد که بیرون از دسترس هر کسی است و به سادگی هم به دست نمی آید و نیازمند تهجد با ویژگی ها و شرایط خاصی است.

می دانیم که برای هر چیزی چند سطح می توان تعریف کرد؛ زیرا دارای مراتب و درجات است. به عنوان نمونه اخلاق پسندیده می تواند در دو سطح مثلا محاسن و مکارم تعریف شود. یا صراط حق می تواند صراط مستقیم یا صراط حمید باشد که صراط حمید همان صراط مستقیم با یک درجه و مرتبه برتر است.

این مقام محمود نیز در میان مقاماتی چون مقام متقین، صالحین، محسنین و مانند آن از یک برجستگی بیشتری برخوردار است که خداوند نیز آن را ستوده دانسته است.

برخی ها از این مقام به مقام شفاعتی یاد می کنند که در یک درجه بالاتر در اوج و تمامیت قرار گرفته و این امکان را به شفاعت دهنده می بخشد تا هر چه می خواهد شفاعت کند تا راضی و خشنود شود. (طه، آیه ۱۳۰؛ اسراء، آیه ۷۹؛ و نیز مجمع البیان، ج۶۶-۵، ص ۶۷۱ و نیز ج۸-۷، ص۵۸)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره آثار تهجد و نماز شب می فرماید:

نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستی فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن ها، مایه ناراحتی شیطان، سلاحی بر ضد دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولی اعمال و برکت در روزی است. (ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۹۱)

امام صادق(علیه السلام) نیز در بیان آثار شب زنده داری و نماز شب می فرماید:

نماز شب، انسان را خوش سیما، خوش اخلاق و خوشبو می کند و روزی را زیاد و قرض را ادا می نماید و غم و اندوه را از بین می برد و چشم را نورانی می کند. (ثواب الاعمال، ص ۴۲)

شب های قدر، زمان رسیدن به مقام محمود

در میان شب ها، شب های ماه رمضان، در میان شب های ماه رمضان، شب قدر و در میان ساعات آن، سحرگاهان (ذاریات، آیه ۱۸؛ آل عمران، آیه ۱۷) و در میان مساجد، مساجد چهارگانه یعنی مسجدالحرام و مسجدالاقصی، مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسجد کوفه، بهترین زمان و مکان برای تهجد و احیاء و نماز شب است؛ زیرا هر عمل در شب های قدر خود به اندازه عبادت هزار ماه می ارزد و اگر همراه با دیگر کیفیات شود، این ارزش فزونی می یابد. به گونه ای که انسان می تواند با ادراک شب قدر، ره صد ساله را یک شبه بپیماید و به مقام محمودی که خداوند وعده داده نایل شود.

امام رضا(علیه السلام) درباره ارزش اعمال در ماه رمضان نسبت به دیگر ماه های سال می فرماید:

من قرا فی شهر رمضان آیه من کتاب الله کان کمن ختم القرآن فی غیره من الشهور؛ هر کس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل این است که در ماه های دیگر تمام قرآن را بخواند. (بحارالانوار ج۳۹، ص۳۴۶)

از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ فرمود: کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است. (وسائل الشیعه، ج۷ ص۲۵۶، ح۲) در سیره عملی امامان(علیه السلام) این معنا بارها روایت شده که ایشان شب های قدر تا بامدادان به عبادت می پرداختند تا این شب را ادراک کنند.

در سیره عملی امام باقر(علیه السلام) آمده که ایشان در شب بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان مشغول دعا می شد تا شب به سر آید و آنگاه که شب به پایان می رسید نماز صبح را می خواند. (وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۶۰، ح۴)

بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب، بر شب بیست و سوم تأکید بیشتری داشته اند. چنان که شخصی به نام جهنی از پیامبر پرسید: منزل ما از مدینه دور است، یک شب را معین کن تا به شهر بیایم. حضرت فرمود: شب بیست و سوم به مدینه داخل شو.

امام صادق(علیه السلام) در حالی که بیمار بودند، خواستند که شب بیست و سوم ایشان را به مسجد ببرند و حضرت زهرا(س) در این شب، با پاشیدن آب به صورت بچه ها، مانع خواب آنها می شدند. در روایات آمده است که دهه آخر ماه رمضان، پیامبر بستر خواب خود را جمع می کرد و ده شب را احیا می داشت.

در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می خوانیم که حضرت موسی(علیه السلام) به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد:

«قربی لمن استیقظ لیله القدر»، قرب من، در بیداری شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رحمتی لمن رحم المساکین لیله القدر»، رحمت من در ترحم بر مساکین در شب قدر است.

گفت: خدایا، جواز عبور از صراط می خواهم. پاسخ آمد: «ذلک لمن تصدق بصدقه لیله القدر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت های آن را می طلبم. پاسخ آمد: «ذلک لمن سبح تسبیحه فی لیله القدر»، دستیابی به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لمن استغفر فی لیله القدر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.

در پایان گفت: خدایا رضای تو را می طلبم. پاسخ آمد: «رضای لمن صلی رکعتین فی لیله القدر»، کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد. (تفسیر نور، قرائتی، سوره قدر)

بنابراین، شب های قدر در میان شب های سال یک استثناست که درک آن برای همگان بسیار سخت و دشوار است. از این رو خداوند برای تشویق مومنان به اندیشه و درک حقیقت شب قدر خطاب به پیامبرش(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: توچه دانی شب قدر چیست؟ سپس گوشه ای از ارزش شب قدر را در میان شب های سال بیان می کند و معلوم می دارد که آن، زمان نگارش تقدیر هر چیزی بر جریده هستی است.

فلسفه نهان بودن شب قدر

به باور بسیاری از مفسران، بدان دلیل شب قدر در میان شب های سال یا ماه و یا در شب های ماه رمضان نهان داشته شده که مردم کمال طلب و خداجو در تلاش برای عبادت و شب زنده داری و در پرتو آن، تزکیه جان و پاکسازی دل از زنگارهای گناه و کوشش برای آراستگی به ارزش ها و والایی ها به ره آورد ارزنده تر و موفقیت بیشتری برسند و بکوشند تا به امید درک آن شب گرانقدر، شب های بسیاری را با راز و نیاز سپری کنند.

این ظرافت در برنامه های دیگر نیز هست، برای نمونه خدای فرزانه در میان نمازها، «صلاه وسطی و نماز میانه» را نهان داشت تا از همه نمازها مراقبت بیشتر شود. در میان نام های خود، اسم اعظم را نهان داشت و ساعت اجابت دعا را در ساعت ها و خشم خود را در میان همه گناهان و نیز هنگامه فرا رسیدن مرگ را از انسان ها، تا بندگانش به موفقیت بیشتری در تقرب به خدا نایل آیند و از گناهان دوری جویند.

نامه امام حسن عسکری علیه السلام به ابن بابویه

 این نامه در حقیقت فضایلی از امام علیه السلام را انعکاس داده است و به همین دلیل آن را در بخش فضایل می آوریم.

بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس و ستایش سزاوار خداوندى است که پرودگار جهانیان است، و عاقبت از آن پرهیزگاران، و بهشت مخصوص یکتا پرستان، و دوزخ براى منکرین و منحرفین است و هیچ ستم آشکارى جز بر ستمگران نیست، و معبودى جز خداوند که نیکوترین آفریننده است نمى‏ باشد، و تحیّت و درود بر بهترین آفریده ‏هاى او محمّد و اهل بیت پاک او باد.

 امّا بعد، تو را سفارش مى‏ کنم – که خداوند براى جلب رضایت و خشنودى خود توفیقت دهد، و از نسل تو فرزندان صالح و درستکار قرار دهد – به پیشه کردن تقوى، و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات، زیرا نماز از شخصى که زکات نپردازد پذیرفته نمى‏ شود .

 و سفارش مى‏ کنم تو را به بخشش گناه، و فرونشاندن خشم، و احسان به خویشاوندان، و همدردى کردن با برادران و تلاش کردن در برآوردن حوائج و خواسته‏ هاى ایشان در حال سختى و آسانى، و بردبارى در هنگام جهل و نادانى ، و فهم و آگاهى پیدا کردن در دین، و تأمّل و درنگ کردن در کارها، وهم پیمان شدن با قرآن، و داشتن اخلاق نیکو، وبه کارهاى نیک فرمان دادن و از کارهاى زشت باز داشتن ، و از همه زشتى ‏ها خوددارى کردن .

 خداوند تبارک و تعالى فرموده است:

«لا خَیْرَ فی کَثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إلّا مَنْ أمَرَ بِصَدَقَهٍ أوْ مَعْرُوف أوْ إصلاحٍ بَیْنَ الناس».[۱]

 «در بسیارى از گفتگوهاى پنهانى ایشان خیرى و فایده‏ اى نیست مگر کسى که به احسان کردن یا کارهاى نیکو دستور دهد یا میان مردم را اصلاح نماید» .

 وعلیک بصلاه اللیل، فإنّ النبیّ‏ صلى الله علیه وآله وسلم أوصى علیّاً علیه السلام فقال:  یا علیّ، علیک بصلاه اللیل، علیک بصلاه اللیل علیک بصلاه اللیل، ومن استخفّ بصلاه اللیل فلیس منّا.

 و بر تو باد به نماز شب، همانا پیغمبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله وسلم امیرالمؤمنین علیه السلام را به آن سفارش کرد و فرمود: اى على، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب. و کسى که نماز شب را سبک شمارد از ما نیست.

 پس به این سفارشات من عمل کن و تمام شیعیانم را دستور بده که آنچه را به تو دستور داده ‏ام عمل نمایند.

 وعلیک بالصبر وإنتظار الفرج، فإنّ النبیّ‏ صلى الله علیه وآله وسلم قال: «أفضل أعمال اُمّتی إنتظار الفرج. ولاتزال شیعتنا فی حزن حتّى یظهر ولدی الّذی بشَّر به النبیّ‏ صلى الله علیه وآله وسلم أنّه یملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً.

 و بر تو باد که صبر پیشه خود سازى و منتظر فرج و گشایش باشى، همانا رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است: برترین و با ارزش‏ ترین عمل امت من انتظار فرج است.

 و همواره شیعیان من دچار غم و اندوه باشند تا فرزند من که پیغمبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم به آمدن او مژده داده و درباره ‏اش فرموده است: «او زمین را پر از عدل و داد کند همان طور که پر از جور و ستم شده باشد» ظاهر گردد.

 پس صبر و شکیبایى را پیشه کن و تمام شیعیانم را به آن سفارش کن، و بدان که : «إنَّ الأرْضَ للَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِه وَالعاقِبَهُ لِلْمُتَّقین».[۲]

 «زمین از آنِ خداوند است، به هر کس از بندگان خود که خواهد به ارث بخشد، و عاقبت از آنِ پرهیزکاران است» .

 و سلام بر تو و تمام شیعیان ، و رحمت خداوند و برکات او بر آنها باد، و خداوند ما را کفایت مى‏ کند و خوب پشتیبانى است، و او مولا و یاور خوبى است.[۳]

پی نوشت ها:

[۱] . سوره نساء ، آیه ۱۱۴٫

[۲] . سوره أعراف ، آیه ۱۲۸٫

[۳] . مناقب ابن شهراشوب، ج۴، ص۴۲۵٫

در ذکر فضایل نماز شب‏.

اشاره:

نماز شب مهم‌ترین نماز مستحبی است که ۱۱ رکعت دارد و وقت آن پس از نیمه شب شرعی تا طلوع فجر است. بنا بر آیه «وَمِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّک» نماز شب بر پیامبر اکرم(ص) واجب و بر سایر مؤمنان مستحب است. در روایات بر اهمیت آن تأکید شده و آن را شرف مؤمن، کفّاره گناهان روز، برطرف کننده وحشت قبر و ضامن روزی معرفی می‌کند و توصیه شده در صورت گذشتن وقت، قضای آن خوانده شود.

خداوند متعال در آیه هفتاد و نهم سوره هفدهم فرموده است. «و برخى از شب را بیدار و متهجد باش و نماز شب مخصوص تو است. باشد که خدایت به مقام محمود (شفاعت) مبعوث گرداند.» و در آیات نخست سوره هفتاد و سوم چنین فرموده است «اى جامه به خود پیچیده، هان شب را به نماز برخیز مگر اندکى که نصف یا چیزى کمتر از آن باشد یا چیزى بر نصف بیفزاى و قرآن را با توجه تلاوت کن.» امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، مردى از على بن ابى طالب (علیه السّلام) در باره نماز شب و خواندن قرآن پرسید، فرمود: «مژده باد که هر کس یک دهم طول شب را مخلصانه و به امید دریافت پاداش خداوند نماز بگزارد خداوند عز و جل به فرشتگانش مى فرماید براى این بنده من به شمار همه دانه ها و برگها و درختانى که امشب رسته است و به شمار همه شاخه ها و تنه هاى درختان و چمنزارها حسنه بنویسید، و هر کس یک نهم مدت شب را نماز بگزارد، خداوند به او ده دعاى پذیرفته شده ارزانى مى دارد و نامه عملش را رستاخیز بدست راستش عنایت مى کند، و هر کس یک هشتم شب را نماز بگزارد خداوند به او پاداش شهیدى شکیبا و راست نیت ارزانى مى دارد و شفاعتش را در افراد خانواده اش مى پذیرد، و هر کس یک هفتم شب را نماز بگزارد روزى که از گورش برانگیخته شود چهره اش همچون ماه شب چهاردهم رخشان خواهد بود و همراه کسانى که در امانند از پل صراط مى گذرد، هر کس یک ششم شب را نماز بگزارد نامش در نام توبه کنندگان ثبت و گناهان گذشته و آینده اش آمرزیده مى شود و هر کس یک پنجم شب را نماز بگزارد در خیمه ابراهیم (علیه السّلام) که خلیل الرحمن است انیس او خواهد بود و هر کس یک چهارم شب را نماز بگزارد از جمله نخستین فائزان است و همچون نسیم زودگذر از پل صراط مى گذرد و بدون حساب وارد بهشت مى شود و هر کس یک سوم شب را نماز بگزارد هیچ فرشته یى باقى نمى ماند مگر اینکه به منزلت او در پیشگاه خدا غبطه مى خورد و به او گفته مى شود از هر یک از درهاى هشتگانه بهشت که مى خواهى وارد آن شو، و هر کس نیمى از شب را نماز بگزارد چنان است که اگر به گنجایش زمین هفتاد هزار بار طلا به او بدهند قابل مقایسه با پاداش آن نیست و ثوابش بیش از آزاد کردن هفتاد برده از نسل اسماعیل (علیه السّلام) است.

و هر کس دو سوم شب را نماز بگزارد شمار حسنات او همچون توده هاى انباشته ریگ است و کمترین حسنه او سنگین تر از کوه احد است و هر کس یک شب کامل را به نماز و تلاوت کلام خدا در حال رکوع و سجده و ذکر بگذارند چندان ثواب به او داده مى شود که کمترین آن بیرون شدن او از گناهان است همچون روزى که از مادر زاییده شده است، و به شمار همه آفریدگان خدا براى او حسنه و درجه نوشته مى شود و نور و پرتو در گورش پایدار مى شود و گناه و حسد از دلش بیرون کشیده و از عذاب گور در امان مى ماند و آزادى از آتش به او ارزانى مى شود و در زمره آنان که در امانند برانگیخته مى شود، و خداوند متعال به فرشتگانش مى فرماید: اى فرشتگان من! بنگرید که این بنده من شبى را براى رضاى خاطر من زنده داشته و به عبادت پرداخته است، او را در فردوس مسکن دهید و براى او یک صد هزار شهر در فردوس خواهد بود و در هر شهر هر چه دل بخواهد و چشم از آن لذت ببرد و چیزها که به اندیشه کسى خطور نکرده فراهم است و این غیر از کرامت و قربتى است که برایش آماده ساخته ام [۱].

امام رضا (علیه السّلام) فرموده است بر شما باد به نماز شب که هیچ بنده مؤمنى در آخر شب برنمى خیزد و هشت رکعت نماز و دو رکعت شفع و یک رکعت وتر را نمى گزارد و هفتاد مرتبه در دعاى دست خود استغفار نمى کند مگر اینکه خدایش او را از عذاب گور و عذاب دوزخ پناه مى دهد و عمرش را مى افزاید و روزیش را فراخ مى دارد و سپس فرمود همانا خانه هایى که در آن نماز شب خوانده مى شود پرتو آن براى مردم آسمانها همچون پرتو ستارگان براى اهل زمین است و مى درخشد.

رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: هنگامى که بنده یى از بستر خواب نوشین خود در حالى که چشمانش خواب آلوده است برمى خیزد تا خداى خود را با نماز شب گزاردن خشنود کند، خدایش به او بر فرشتگان خویش مباهات مى کند و مى فرماید آیا این بنده مرا مى بینید که از بستر خود براى نمازى که بر او واجب نکرده ام برخاسته است؟ گواه باشید که او را آمرزید و همان حضرت فرموده اند: آن کس که نماز شب مى خواند اگر تصور کند روز گرسنه و بدون روزى مى ماند یاوه پنداشته است [۲].

و فرموده اند: خانه هایى که شبها در آن نماز شب گزارده و قرآن تلاوت مى شود براى اهل آسمان مى درخشد همچنان که ستارگان آسمان براى مردم زمین [۳].

روایت شده است که جبریل (علیه السّلام) به حضور پیامبر (صلّى الله علیه و آله) آمد و گفت: اى محمد! هر چه زندگى کنى سرانجام تو مرگ است و هر که را دوست بدارى سرانجام از او جدا مى شوى و هر چه مى خواهى عمل کن که به نتیجه آن خواهى رسید. شرف مؤمن نماز شب گزاردن اوست و عزت او خویشتن دارى از آزار مردم است [۴].

امام صادق فرموده است بر شما باد به گزاردن نماز شب که سنت پیامبر شما و آیین نیکوکاران پیش از شما و وسیله بیرون راندن بیمارى از تن شماست [۵].

پیامبر فرموده اند: هر کس نماز شب بگزارد چهره اش در روز زیبا و رخشان است و عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (علیه السّلام) در باره این آیه که مى فرماید «بر رخسارشان  از اثر سجده نشان رخشندگى پایدار است» پرسید. فرمود: منظور نشانه بیدارى در نماز شب است [۶].

اام صادق (علیه السّلام) فرموده است، کسى که نماز شب نگزارد از شیعیان ما نیست.

یعنى از شیعیان مخلص ایشان نیست و یعنى کسى که اعتقاد به فضل نماز شب و اینکه آن سنت مؤکد است، نداشته باشد، شیعه نیست. نه آنکه اگر کسى به سببى مانند کسالت آن را نخواند شیعه نیست، که به هر حال نماز مستحبى است و واجب نیست و البته داراى فضل بسیارى است.

امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) هر دو فرموده اند هر بنده یى در طول شب یکى دو بار یا چند بار ممکن است بیدار شود. اگر برخیزد و نماز بگزارد چه بهتر و اگر لجبازى کند شیطان در گوش او ادرار مى کند. آیا نمى بینى که برخى از شما که این کار را کرده است از خواب خود سنگین و خسته برمى خیزد[۷].

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، شب را شیطانى بنام «رها» است که چون بنده یى از خواب برمى خیزد و مى خواهد نماز شب بگزارد، بیخ گوش او مى گوید هنوز ساعت نماز شب فرا نرسیده است، او مى خوابد، بار دیگر بیدار مى شود، باز همان شیطان مى گوید هنوز وقت آن فرا نرسیده است و همچنین او را از نماز باز مى دارد تا سپیده مى دمد و در آن هنگام در هر دو گوش آن بنده ادرار مى کند و سپس در حالى که از شادى دم مى جنباند با افتخار فریاد برمى  آورد[۸].

پی نوشت:

[۱] . محجه البیضاء، ص ۳۹۴، ج ۲ به نقل از من لا یحضره الفقیه، ص ۱۲۵ و تهذیب الاحکام طوسى، صفحات ۱۶۸ و ۱۶۹، ج ۱٫

[۲] . بخشى از این حدیث به نقل از تهذیب شیخ طوسى، ص ۱۶۸، ج ۱، در محجه البیضاء آمده است.

[۳] . من لا یحضره الفقیه صدوق، ص ۱۲۵٫

[۴] . من لا یحضره الفقیه، ص ۱۲۴ و حدیث اول را طبرانى هم در معجم الاوسط آورده است.

[۵] . من لا یحضره الفقیه، ص ۱۲۴ و حدیث اول را طبرانى هم در معجم الاوسط آورده است.

[۶] . در تفسیر تبیان شیخ طوسى، ص ۳۳۴، ج ۹، چاپ نجف هم نقل شده است.

[۷] . در محجه البیضاء، ص ۳۹۴، ج ۲ به نقل از من لا یحضره الفقیه آمده است.

[۸] . براى اطلاع بیشتر از مجموعه روایات فضیلت نماز شب به مبحث نماز شب در بحار الانوار، ج ۸۷، چاپ جدید، مراجعه فرمایید.

اثر تربیت در کودک

سهل شوشتری از بزرگان عرفاء است که در سن ۸۰ سالگی در سال ۲۸۳ ه ق از دنیا رفت.
او می گوید: من سه ساله بودم که نیمه های شب دیدم دایی‌ام «محمّد بن سوار» از بستر خواب برخاسته و مشغول نماز شب است، یک بار به من گفت: «پسرم! آیا آن خداوندی که تو را آفریده یاد نمی کنی؟»
گفتم: چگونه او را یاد کنم؟
گفت: شب هنگامی که به بستر برای خواب می آرمی، سه بار از دل – نه از زبان – بگو: «خدا با من است و مرا می نگرد و من در محضر او هستم».
چند شب، همین گفتار را از دل گفتم، سپس به من گفت: این جمله ها را هر شب، هفت بار بگو، من چنین کردم، شیرینی این ذکر در دلم جای گرفت، پس از یکسال، به من گفت: آنچه گفتم: در تمام عمر تا آنگاه که تو را در گور نهند، از جان و دل بگو، که همین ذکر و راه، دست تو را در دو جهان بگیرد و نجات بخشد، به این ترتیب نور ایمان به توحید در دوران کودکی در دلم راه یافت و بر سراسر قلبم چیره شد.

منبع: محمد محمدی اشتهاردی؛ داستان دوستان؛ ج۵ص۲۵۷

دعا برای برادران و درخواست دعا از ایشان

 یکی از اموری که در اجابت دعا نقش مهم دارد دعا برای بردران مؤمن و درخواست دعا از آنان است. ابن ابى عمير از هشام بن سالم از ابى عبد اللّه علیه السلام   روايت كرده كه فرموده است: «هر كس چهل مؤمن را در دعا مقدّم بدارد دعايش اجابت مى ‏شود»[1]؛ و تأكيد شده كه پس از فراغ از نماز شب باشد.

روايت شده كه خداوند به موسى علیه السلام وحى فرمود: «اى موسى! مرا با زبانى بخوان كه با آن گناه نكرده‏اى. عرض كرد: كجا آن براى من ميسّر است؟ فرمود: مرا با زبان غير از خودت بخوان.»[2] پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «هيچ چيزى در اجابت دعا سريع‏تر از دعاى غايب براى غايب نيست».[3] فضيل بن يسار از ابى جعفر علیه السلام نقل كرده كه فرموده است: «دعايى كه بيشتر اميد استجابت آن مى ‏رود و زودتر به اجابت مى ‏رسد دعاى مؤمن‏[4] براى برادر دينى در پشت سر اوست».[5] و نيز از آن حضرت روايت شده كه فرموده است: «زودترين دعايى كه به اجابت مى ‏رسد دعاى برادر دينى براى برادرش در پشت سر اوست. چون ابتدا به دعا براى برادرش كند فرشته ‏اى كه بر او موكّل است مى‏ گويد: آمين و براى تو دو چندان است».[6] عبد اللّه بن سنان از ابى عبد اللّه علیه السلام روايت كرده كه فرموده است: «دعاى انسان براى برادر دينى ‏اش در پشت سر او روزى را زياد و ناخوشى را برطرف مى‏ كند.»[7] از آن حضرت روايت شده كه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «هيچ مؤمنى نيست‏ كه براى مردان مؤمن و زنان مؤمنه دعا كند جز اين كه خداوند مانند آنچه را براى ايشان دعا كرده است به شماره هر مرد مؤمن و زن مؤمنه ‏اى كه از آغاز روزگار تا روز قيامت به دنيا آيد به او باز مى‏ گرداند. همانا بنده ‏اى باشد كه در روز قيامت دستور داده مى ‏شود او را به دوزخ برند و بدان ‏سو كشيده مى‏ شود، مردان مؤمن و زنان مؤمنه مى‏ گويند: پروردگارا اين است آن كه براى ما دعا مى‏ كرد شفاعت ما را درباره او بپذير، خداوند شفاعت آنان را مى ‏پذيرد و او نجات مى ‏يابد».[8] علىّ بن ابراهيم از پدرش حديث كرده كه گفته است: عبد اللّه بن جندب را در موقف (عرفات) ديدم، و من وقوفى بهتر از وقوف او مشاهده نكرده‏ ام، پيوسته دستهايش به سوى آسمان بلند و اشكهايش بر گونه‏ هايش روان بود، به‏ طورى‏ كه بر زمين مى‏ ريخت. همين كه مردم از آنجا برگشتند به او گفتم: اى ابا محمّد من وقوفى بهتر از وقوف تو نديدم، گفت: به خدا سوگند من جز براى برادران دينى خود دعايى نكردم، و اين بدان سبب بود كه ابو الحسن امام موسى بن جعفر علیه السلام به من فرمود: «هر كس براى برادر دينى خود در پشت سر او دعا كند از عرش به او ندا مى ‏شود كه براى تو صد هزار برابر است»؛ از اين رو خوش نداشتم صد هزار دعاى تضمين شده را به خاطر يك دعا كه نمى‏ دانم به اجابت مى ‏رسد يا نه ترك كنم.[9]

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2.

[1] . كافى، ج 2، ص 509.

[2] . عدّة الدّاعى، ص 128.

[3] . كافى، ج 2، ص 510؛ سنن ابو داود، ج 1، ص 352.

[4] . كافى،« دعوة المرء».

[5] . كافى، ج 2، ص 507 باب« الدعاء للاخوان بظهر الغيب» به ترتيب شماره 1.

[6] . كافى، ج 2، ص 507 باب« الدعاء للاخوان بظهر الغيب» به ترتيب شماره 4.

[7] . كافى، ج 2، ص 507 باب« الدعاء للاخوان بظهر الغيب» به ترتيب شماره 5.

[8] . كافى، ج 2، ص 507 باب« الدعاء للاخوان بظهر الغيب» به ترتيب شماره 1 و 4 و 2 و 5.

[9] . كافى، ج 2، ص 508، باب الدّعاء للاخوان بظهر الغيب.

امام حسن عسکری علیه السلام طلایه دار عبادت و عرفان(1)

سخن آغازین

از منظر فرهنگ وحیانی قرآن، کمال غایی انسان تنها به وسیله عبادت آگاهانه به دست می آید و هدف نهایی آفرینش جن و انس نیز ریشه در همین حقیقت دارد (1) .

عبادت بارزترین جلوه ارتباط انسان با خداست، خداوندی که در بینش حق باوران به همه آفریده های خود احاطه کامل دارد .

او همه جا حاضر و ناظر است و از همه چیز به انسان نزدیکتر و از هر چیزی بالاتر می باشد .

پروردگاری که از اسرار دل انسانها آگاه و از نجواهای مخفیانه و تصمیمهای افراد باخبر است .

مولای عارفان علی علیه السلام فرمود: «قد علم السرائر وخبر الضمائر، له الاحاطة بکل شی ء، والغلبة لکل شی ء والقوة علی کل شی ء؛ (2)

خدا به تمام اسرار نهان آگاه و از باطن همه چیز با خبر است، به همه چیز احاطه دارد و بر همه چیز غالب و پیروز و بر هر شیئی تواناست .»

همچنین از منظر قرآن ارتباط انسان با چنین خدای قادر و قاهر و عالمی، ارتباطی آسان و سهل الوصول است .

همه کس در همه جا و در همه حال می توانند با آفریدگار خود نجوا کرده و راز دل خود را در میان بگذارند و درهای بیکران رحمت الهی را با مناجات و دعا و نماز به روی خود بگشایند .

«واذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان » ؛ (3)

«هرگاه بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] من نزدیکم و دعای دعا کننده را – هنگامی که مرا می خواند – اجابت می کنم .»

بر این اساس عبادت، ارتباط آسان انسان ناتوان با آفریدگار جهان است که هر لحظه اراده کند و خود را نیازمند پناهگاهی مطمئن و زوال ناپذیر ببیند، می تواند به این وسیله به قدرت لایزال آفریدگار هستی تکیه کرده و آرامش از دست رفته خود را باز یابد .

او با روی آوردن به عبادت آگاهانه، ارتباطی صمیمانه با سرچشمه و پدید آورنده نیکیها و زیبائیها برقرار نموده و کارسازترین سلوک را در زندگی انتخاب می کند .

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

عبادت و سلوک معنوی دستآوردهای ارزشمندی به بشر هدیه می کند .

کسب بینشهای متعالی، رسیدن به عظمت روحی و روانی، به دست آوردن ملکه تقوی (بالاترین معیار ارزش انسان)، صفای باطن و آزادگی روح، دوری از زشتیها و گرایش به خوبیها، آثار جسمانی، بهداشتی، فردی و اجتماعی، نمونه ای از ره آورد رفتار عبادی افراد است .

افزون بر این، مقامات معنوی همچون: اخلاص، توکل، اطاعت از خداوند، حضور قلب و مواردی از این قبیل نیز از ثمرات پربار عبادت و ارتباط با پروردگار متعال می باشد .

در یک کلام بالاترین ارمغان عبادت و عرفان حقیقی، آزادی بی قید و شرط انسان از تمام تعلقات غیر الهی و پناه گرفتن در سایه لطف حضرت حق می باشد که وجود او را از تمام موجودات حتی فرشتگان، ارزشمندتر و شایسته تر می نماید و قلب و جان او را در عشق ورزیدن به مبدا کائنات تسخیر می کند و در نتیجه شمع وجودش در آسمان و زمین می درخشد .

گرنور عشق حق به دل و جانت اوفتد

بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

از آنجا که طی چنین مسیر حساسی در وادی عبادت و عرفان نیازمند الگو و راهنما می باشد و بدون راهبر راستین و آگاه، انسان نه تنها سرگشته و حیران می ماند بلکه ممکن است افرادی سودجو و گروههایی فرصت طلب او را از صراط مستقیم هدایت، گمراه کرده و الی الابد دچار هلاکت نمایند، پس برای سلوک عبادی و عرفانی شایسته است راهنمایی در خور انتخاب کرده و پیروی نمود .

چه شایسته است که برای وصول به سعادت حقیقی در این مسیر از سیره و سخن رهبران الهی و پیشوایان معصوم علیهم السلام که مطمئن ترین و کاملترین الگوی بشریت هستند مدد بگیریم .

با توجه به نکات یاد شده و اهمیت عبادت در زندگی انسان، کوشیده ایم در این فرصت ، گذری بر حیات عبادی و عرفانی حضرت امام حسن عسکری علیه السلام داشته باشیم، به این امید که گفتار و رفتار عرفانی آن مظهر اسماء حسنای الهی، همچون نوری درخشان در پیمودن راه حساس و پر خطر زندگی ما را رهنمون شود .

عبادت به چه معناست؟

عبادت و ستایش پروردگار یک مفهوم وسیع و فراگیر دارد که هر کار نیک و مفیدی را که با انگیزه خدایی انجام پذیرد شامل می شود .

یعنی عبادت از دو رکن اساسی تشکیل می شود که یکی نیت و دومی انجام عمل پسندیده است .

اساسا عبادت از دیدگاه اسلام از هنگام بلوغ بشر شروع شده و تا لحظه مرگ ادامه می یابد .

«واعبد ربک حتی یاتیک الیقین » ؛ (4) «پروردگارت را عبادت کن تا لحظه یقین [مرگ] فرا رسد .»

با توجه به این نکته، یک انسان مسلمان می تواند تمام گامهای خویش را که در راه زیستن بهتر و انجام اعمال پسندیده بر می دارد، همه را برای خدا و با انگیزه الهی همراه کند و به این ترتیب در تمام لحظات عمر خود در حال عبادت باشد .

او با بهره گیری از سفره گسترده رحمت الهی، خود را در فضای ملکوتی و نورانی عبادت داخل کرده و با انجام هر عمل خیری به نیت تقرب الی الله گامی دیگر به سوی تکامل برمی دارد و به این ترتیب محبوب خدا شده و تمام وجودش خدائی می شود . خداوند متعال می فرماید:

«ما یزال عبدی یتقرب الی بالنوافل حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به ویده الذی یبطش بها ورجله التی یمشی بها؛ (5) ان دعانی اجبته وان سالنی اعطیته؛ (6)

پیوسته بنده من به وسیله نافله ها و عبادتهای مستحبی به من نزدیک می شود تا اینکه محبوب من می شود، وقتی که محبوبم شد من گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و دست او می شوم که با آن عمل می کند و پای او می شوم که با آن راه می رود، اگر مرا بخواند او را اجابت می کنم و اگر چیزی از من بخواهد به او عطا می کنم .»

اما با این حال برخی اعمال عبادی جلوه بیشتری دارند و سفر به مقصد حقیقی انسان را سریعتر می نمایند .

حضرت عسکری علیه السلام می فرماید: «الوصول الی الله سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل؛

رسیدن به لقاء الله سفری است که در آن نمی توان به مقصد رسید مگر به وسیله شب زنده داری .»

یکی از عرفای بزرگ در مورد این حدیث نکاتی فرموده است که خالی از فایده نیست .

آن بزرگوار می فرماید: از این حدیث استفاده می شود که:

1 – وصول به لقای حق ممکن است و ممتنع نیست .

2 – رسیدن به حضور حق با حرکت و سلوک امکان دارد نه با سکون و تحجر .

3 – راه وصول سخت و طولانی است و وسیله ای کارساز و مرکبی راهوار همانند سحرخیزی می طلبد .

4 – عبادتهای شبانه نیرومندتر و سریعتر از عبادتهای روزانه انسان را به مقصد می رساند (7) .

به همین جهت حضرت عسکری علیه السلام در پیامی که به علی بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) فرستاده است، بر این نکته تاکید ورزیده و می فرماید:

«وعلیک بصلاة اللیل، فان النبی صلی الله علیه وآله اوصی علیاعلیه السلام فقال: یاعلی علیک بصلاة اللیل، ومن استخف بصلاة اللیل فلیس منا، فاعمل بوصیتی وآمر جمیع شیعتی حتی یعملوا علیه؛ (8)

بر تو باد که نماز شب بخوانی، همانا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام وصیت نموده و فرمود: ای علی! بر خودت نماز شب را لازم بدان! و کسی که خواندن نماز شب را سبک بشمارد از ما نیست .

ای علی بن بابویه! به وصیت من عمل کن و به جمیع شیعیان من نیز فرمان بده که چنین کنند .»

دست آوردهای شب زنده داری

در طول تاریخ بزرگان زیادی از عالمان وارسته و مؤمنین به حق پیوسته به این توصیه حضرت عسکری علیه السلام عمل نموده و از شب زنده داری و سحرخیزی نتایج سودمند و توفیقات چشمگیری را نصیب خود کرده اند .

در اینجا با چند تن از این پاسداران حریم دل، دیداری تازه کرده و تجدید خاطره می کنیم: 1 – عالم بزرگوار مرحوم محمد تقی مجلسی، پدر بزرگوار علامه محمد باقر مجلسی در خاطرات خود می گوید: در یکی از شبها پس از اینکه از نماز شب و تهجد سحری فارغ شدم، حال خوشی برایم ایجاد شد و از آن حالت فهمیدم که در این هنگام هر حاجت و درخواستی از خداوند نمایم، اجابت خواهد شد، فکر کردم چه درخواستی از امور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال نمایم که ناگاه صدای گریه فرزندم محمد باقر در گهواره اش بلند شد و من بی درنگ به خداوند متعال عرضه داشتم: پروردگارا! به حق محمد و آل محمد، این کودک را مروج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتی بی پایان موفق گردان . (9)

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد

اجر صبری است کز آن شاخ نباتم دادند

همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود

که زبند غم ایام نجاتم دادند

و این چنین بود که دعای این عارف سحرخیز به اجابت رسید و فرزند دانشمندش آنچنان توفیقاتی در ترویج دین و نشر احکام پیامبر به دست آورد که موافق و مخالف را به حیرت واداشت، تا جائی که امروزه هیچ پژوهشگری در حوزه دین و علوم اسلامی از تالیفات این عالم وارسته و سخت کوش بی نیاز نمی باشد .

2 – آیت الله العظمی مرعشی نجفی، بزرگ فرهنگبان میراث اهل بیت علیهم السلام، در بیشتر علوم اسلامی صاحب نظر بود و تالیفات ارزشمند ایشان – که نزدیک به 150 اثر در موضوعات مختلف است – گواه روشنی بر این حقیقت است .

کرامات معنوی، دریافت بیش از چهارصد اجازه اجتهادی و روایتی از علمای بزرگ اسلامی، تدریس متجاوز از 67 سال در حوزه علمیه قم و نجف، تربیت هزاران شاگرد و تاسیس صدها مدرسه علمی، مسجد، حسینیه و مراکز فرهنگی، رفاهی و درمانی و ایجاد بزرگترین و مشهورترین کتابخانه در جهان اسلام از جمله توفیقات این فقیه فرزانه می باشد .

او این همه توفیقات را از هفتاد سال مناجاتهای سحری و دعاهای نیمه شبی و کرامات اهل بیت علیهم السلام می داند و با تاکید تمام وصیت می کند که: «سجاده ای که هفتاد سال بر روی آن نماز شب به جا آورده ام با من دفن شود . (10) »

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بیحاصلی و بی خبری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

3 – آیت الله شهید مرتضی مطهری، یکی دیگر از عالمان وارسته ای است که تمام توفیقات خود را مرهون عبادت خالصانه و ارتباط حقیقی با مبدا جهان آفرینش است .

آن شهید والا مقام و قهرمان میدانهای علم و اندیشه و عمل بر این باور بود که: «ما یک سلسله لذتهای معنوی داریم که معنویت ما را بالا می برد .

برای کسی که اهل تهجد و نماز شب باشد، جزء صادقین، صابرین و مستغفرین بالاسحار باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد [. . . آنان] به لذتهای مادی که ما دل بسته ایم هیچ اعتنا ندارند . . . آدمی اگر بخواهد از چنین لذتی بهره مند شود، ناچار از لذتهای مادی تخفیف می دهد تا به آن لذت عمیق معنوی برسد . (11) »

استاد مطهری رحمه الله عمیقا به این گفتار خود اعتقاد داشت و چنان به مناجاتهای سحری دلبسته بود و از لذتهای معنوی آن سرمست می شد که زمزمه های عاشقانه اش دیگران را نیز متاثر می ساخت .

حضرت آیة الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خاطرات خود آورده است: «مرحوم مطهری یک مرد اهل عبادت، اهل تزکیه اخلاق و روح بود .

هر شبی که ما با مطهری بودیم، این مرد نیمه شب تهجد با آه و ناله داشت، یعنی نماز شب می خواند و گریه می کرد، به طوری که صدای گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار می کرد . . .

بله، ایشان نماز شب می خواند همراه با گریه، با صدایی که از آن اتاق می شد آنرا شنید! (12) »

4 – علامه عارف مرحوم سید علی آقا قاضی نیز سعادت دنیا و آخرت را در سحرخیزی و نماز شب می دانست .

آن یگانه دوران و استاد اخلاق و عرفان، نه تنها خود به این گفتار عامل بود، بلکه شاگردانش را نیز در فرصتهای مناسب به این عمل توصیه و ترغیب می کرد .

علامه طباطبائی می فرماید: چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور می کردند، چون به من رسیدند دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: «ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، و آخرت می خواهی نماز شب بخوان . (13) »

حضرت عسکری علیه السلام در یکی از سخنان گهر بار خویش به فوائد روانی و جسمانی شب زنده داری اشاره فرموده و آرامش روحی و جسمی را یکی از دستاوردهای سحرخیزی می داند و می فرماید: «سحر خیزی لذت خواب را بیشتر می نماید و گرسنگی (روزه داری) لذت خوراک را افزایش می دهد . (14) »

اهمیت دادن به نماز

نماز در سیره و سخن حضرت عسکری علیه السلام همانند پدران بزرگوارش جایگاه ویژه ای دارد، در این زمینه چند روایت را می خوانیم:

الف) ابوهاشم جعفری (15) می گوید: روزی به حضور حضرت عسکری علیه السلام داخل شدم و مشاهده کردم آن حضرت مشغول نوشتن است .

در همین موقع وقت نماز داخل شد .

آن بزرگوار از کار نویسندگی دست کشیده و برای اقامه نماز به پا خواست .

من با شگفتی تمام دیدم که قلم بر روی کاغذ همچنان حرکت می کرد و می نوشت تا اینکه کار کتابت کاغذ به پایان رسید .

من به شکرانه این کرامت به سجده افتادم و امام از نماز برگشته و قلم را بدست گرفته و به مردم اجازه ورود داد (16) .

ب) عقید خادم می گوید: هنگامی که حضرت عسکری علیه السلام در بستر بیماری بود و واپسین لحظات حیات خویش را می گذرانید، مقداری داروی جوشانده خواست، ما آنرا آماده کرده و به محضرش آوردیم، امام متوجه شد که وقت نماز صبح رسیده است، فرمود:

می خواهم نماز بخوانم، سجاده حضرت را در بسترش گستردیم، امام از خادمه ایکه در آنجا حضور داشت آب وضو را گرفته و بعد از اینکه با آن آب وضوی کاملی را به جا آورد، آخرین نماز صبح را در همان بسترش خواند و لحظاتی بعد روح بلند آن حضرت به عالم بالا عروج نمود (17) .

ج) شیخ طوسی از حضرت عسکری علیه السلام روایتی نقل می کند که در آن به جا آوردن پنجاه و یک رکعت نماز در هر روز یکی از نشانه های شیعیان راستین شمرده شده است .

طبق این روایت، یک مؤمن واقعی نه تنها در هر روز 17 رکعت نمازهای واجبش را به جا می آورد بلکه خواندن سی و چهار رکعت نافله های آنرا نیز بر خودش لازم می شمرد .

متن روایت چنین است: «علامات المؤمنین خمس: صلوة الاحدی والخمسین، وزیارة الاربعین، والتختم فی الیمین، وتعفیر الجبین، والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم؛ (18)

علامت اهل ایمان پنج تا است: بجای آوردن 51 رکعت نماز [در هر روز]، خواندن زیارت اربعین، قرار دادن انگشتر [مجاز] در انگشتان در دست راست، مالیدن پیشانی [در هنگام سجده] بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم [در حال قرائت نماز ].»

در توضیح فراز اول روایت لازم است به این نکته اشاره شود که مقصود حضرت از 51 رکعت نماز، 17 رکعت نمازهای واجب و 34 رکعت نوافق آنهاست .

البته نافله به نمازهای مستحبی می گویند اما چون برای نافله های نمازهای واجب تاکید فراوان شده و بویژه در مورد نافله های شب سفارش بیشتری صورت گرفته است، به این جهت در این روایت انجام آنها در کنار نمازهای فریضه یکی از نشانه های اهل ایمان و شیعیان اعلام شده است .

ترتیب آنها همچنانکه در کتابهای فقه و حدیث و دعا آمده است در غیر روزهای جمعه این چنین می باشد:

نافله نماز صبح دو رکعت و قبل از فریضه خوانده می شود .

نافله نماز ظهر هشت رکعت و پیش از نماز ظهر، نافله عصر همانند ظهر هشت رکعت و قبل از فریضه می باشد و نافله نماز مغرب چهار رکعت، بعد از فریضه مغرب بوده و نافله نماز عشاء بعد از فریضه و دو رکعت نشسته خوانده می شود و یک رکعت محسوب می گردد، و یازده رکعت هم نافله شب است که وقت آن از نصف شب تا اذان صبح می باشد .

با این حساب 34 رکعت نافله و 17 رکعت فریضه جمعا 51 رکعت نماز برای مؤمنین در هر روز منظور شده و در این حدیث بدان اشارت رفته است .

د) حضرت عسکری علیه السلام در یک روایتی به درجات اهل نماز اشاره کرده و فرمودند: زمانی که بنده به سوی جایگاه نمازش می رود تا نماز بخواند خدای عزوجل به ملائکه اش می فرماید: «آیا بنده مرا نمی بینید که چگونه از همه خلائق بریده و به سوی من آمده است، در حالی که به رحمت و جود و رافت من امیدوار است؟ شما را شاهد می گیرم که رحمت و کرامت خود را مخصوص او گردانیدم . (19) »

یادی از نماز خوبان

از امام حسن عسکری علیه السلام در ذیل آیه «ویقیمون الصلوة » داستانی در مورد نماز ابی ذر نقل شده است که مروری بر آن در اینجا مناسب می نماید .

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:

روزی حضرت ابوذر غفاری به محضر رسول خداصلی الله علیه وآله آمده و عرضه داشت: یا رسول الله! من در حدود 60 راس گوسفند دارم و نمی خواهم بخاطر آنها همیشه در بادیه باشم و از فیض محضر شما محروم شوم و همچنین دوست ندارم آنها را به یک شبانی بسپارم تا به آنها ستم کرده و حقوقشان را رعایت نکند؛ تکلیف من چیست؟

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: فعلا برو و گوسفندانت را بچران .

ابی ذر طبق فرمان پیامبر به صحرا رفت و در روز هفتم به نزد پیامبر آمد .

رسول خداصلی الله علیه وآله از وی سؤال کرد: ای اباذر! گوسفندانت را چه کردی؟ او پاسخ داد: یا رسول الله گوسفندان من قصه شگفت انگیزی دارند! پیامبر فرمود:

ای اباذر مگر چه شده؟ چه قصه ای؟ اباذر در پاسخ اظهار داشت: یا رسول الله! من مشغول نماز بودم، گرگی به گوسفندانم حمله کرد، پس گفتم:

خدایا نمازم، خدایا گوسفندانم! در آن حال من متحیر بودم که نمازم را بشکنم و از گوسفندان دفاع کنم یا نمازم را ادامه دهم .

ادامه نماز را انتخاب کردم، در این حال شیطان مرا وسوسه کرد و به من گفت: ای اباذر! چه می کنی؟ اگر گرگ گوسفندانت را هلاک کند و تو همچنان نمازت را ادامه دهی در دنیا سرمایه ای برای زندگی ات نخواهد ماند .

به شیطان پاسخ دادم: برای من ایمان به وحدانیت خداوند و ایمان به رسالت حضرت محمدصلی الله علیه وآله و ولایت برادرش علی علیه السلام و دشمنی با دشمنان آن بزرگواران بهترین سرمایه است که باقی خواهد ماند؛ بعد از اینها هر چه از من فوت شود اهمیتی ندارد .

در این حال نمازم را ادامه دادم و گرگ یکی از گوسفندانم را ربود، اما با حیرت تمام دیدم که در آن لحظه شیری پیدا شد و گرگ را کشته و آن گوسفند را از چنگال وی رهانیده و به داخل گله بازگردانید .

سپس مرا مورد خطاب قرار داده و [با زبان فصیحی] گفت: ای اباذر! نمازت را با خیال راحت ادامه بده، خداوند تبارک و تعالی مرا مامور کرده که از گوسفندانت مواظبت نمایم تا اینکه از نماز فارغ شوی .

من نماز را به پایان رساندم در حالی که حیرت و تعجب تمام وجودم را فرا گرفته بود و خدا می داند که چه حالی داشتم .

در این موقع شیر به نزدم آمده و به من گفت: «امض الی محمدصلی الله علیه وآله فاخبره ان الله تعالی قد اکرم صاحبک الحافظ لشریعتک ووکل اسدا بغنمه یحفظها؛

نزد حضرت محمدصلی الله علیه وآله برو و به آن حضرت خبر بده که:

خداوند متعال دوست تو را که از شریعتت پاسداری می کرد گرامی داشت و برای گله اش شیری را به محافظت گماشت .»

با شنیدن این ماجرا، همه حاضران از قصه اباذر شگفت زده شدند .

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: ای اباذر! راست گفتی و به یقین من، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام به راستی تو و قصه ات ایمان آوردیم .

اما برخی از منافقین که در حدود 20 نفر بودند، گفتند: محمدصلی الله علیه وآله با اباذر تبانی کرده اند که ما را بفریبند .

ما باید خودمان او را تعقیب کنیم و ببینیم آیا واقعا شیری در هنگام نماز از گله اباذر محافظت می کند؟ آنها آمدند و با چشمان خود دیدند که اباذر در حال نماز است و شیری گله او را می چراند و از آنها مواظبت می کند .

هنگامی که اباذر دوباره به حضور رسول الله صلی الله علیه وآله شرفیاب شد، پیامبرصلی الله علیه وآله خطاب به وی فرمود:

«یا اباذر انک احسنت طاعة الله، فسخر الله لک من یطیعک فی کف العوادی عنک، فانت افضل من مدحه الله عزوجل بانه یقیم الصلاة؛

ای اباذر! تو اطاعت خدا را به نحو احسن انجام دادی و خداوند کسی را برای پاسبانی گوسفندانت در تسخیر تو درآورد که در وسط بیابان از تو اطاعت می کند، پس تو گرامی ترین کسی هستی که خداوند متعال او را به اینکه نماز اقامه می کند ستوده است! (20) »

سجده و حالتهای ملکوتی

بندگان راستین الهی از هنگامی که حلاوت عبادت و عبودیت و نیایش با پروردگار عالمیان را چشیده اند، سعادت و عزت خود را در سجده های عاشقانه و خضوعهای خاکسارانه در پیشگاه حضرت حق می بینند .

آنان آرامش، نشاط و سرور دل را در تعظیم حضرت رب العالمین جستجو می کنند و بر این باورند که سجده نزدیکترین حالات یک عبد در حضور معبود است .

جبین بر خاک سائیدن و در دل شبهای تار زمزمه عشق سر دادن عادت همیشگی مردان خداست . آنان در این حال نورانی می شوند و از میان فرشیان به سوی عرشیان پرواز می کنند و در آن حال است که: «عظم الخالق فی انفسهم وصغر ما دونه فی اعینهم؛ (21) تنها آفریدگار جهان در نظر آنان بزرگ است و ماسوی الله در منظرشان کوچک و حقیر می باشد .»

در اینجا چند روایت در مورد عبادتهای عاشقانه و سجده های طولانی حضرت عسکری علیه السلام را می خوانیم: 1 – محمد شاکری از همراهان امام عسکری علیه السلام در توصیف سیره عبادی – عرفانی آن حضرت می گوید: او در محراب عبادت می نشست و سجده می کرد در حالی که من پیوسته می خوابیدم و بیدار می شدم و می خوابیدم در حالی که او در سجده بود . او کم خوراک بود .

برایش میوه هایی می آوردند، او یکی دو دانه از آنها را می خورد و می فرمود: محمد! اینها را برای بچه ایت ببر (22) .

2 – عده ای از عوامل خلیفه عباسی نزد زندانبان امام عسکری علیه السلام – که شخصی به نام صالح بن وصیف بود – آمده و به او گفتند: هر چه می توانی بر ابو محمدعلیه السلام سخت بگیر و هیچگونه آسایشی برایش نگذار! صالح بن وصیف در پاسخ آنان گفت: چه کنم؟ دو نفر از بدترین و شرورترین مامورانم را برای وی گماشته بودم، اینک هر دو در اثر معاشرت با ابو محمدعلیه السلام نه تنها او را به دیده یک زندانی نمی نگرند، بلکه در عبادت و نماز و روزه به جایگاه رفیعی دست یافته اند .

سپس دستور داد تا آن دو را حاضر کردند، عوامل خلیفه به آن دو گفتند: وای بر شما، مگر شما را چه شده که در مورد این مرد زندانی کوتاهی می کنید؟ آنان اظهار داشتند: در مورد شخصی که روزها روزه می گیرد و تمام شب را به عبادت و سحرخیزی سپری می کند، چه بگوئیم؟ او با کسی غیر از خدا همسخن نمی شود و به غیر عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال به کار دیگری نمی پردازد .

هنگامی که به ما می نگرد ارکان بدنمان می لرزد و هیبت و جلالت او تمام وجودمان را فرا می گیرد . عوامل عباسی وقتی چنین دیدند با ناامیدی و حسرت تمام آنجا را ترک گفتند (23) .

عبادتها، ذکرها و سجده های آن حضرت آن چنان عاشقانه و پر سوز و گداز بود که در و دیوار و سایر موجودات و حتی دشمنانش را متاثر می ساخت و این همان مصداق آیه شریفه است که در مورد حضرت داودعلیه السلام می فرماید: «یسبحن بالعشی والاشراق » (24) ؛ «کوهها [به همراه حضرت داودعلیه السلام] هر شامگاه و صبحگاه تسبیح می گفتند .»

حضرت عسکری علیه السلام همواره در مورد سجده های طولانی به شیعیانش توصیه کرده و می فرمود: «اوصیکم بتقوی الله والورع فی دینکم والاجتهاد لله طول السجود؛ (25) شما را به پارسایی، پرهیزگاری در دینتان و تلاش برای خدا . . . و انجام سجده های طولانی سفارش می کنم .»

سجده های طولانی و خاکساری در برابر حق آثار ارزشمندی برای بندگان خدا جوی به همراه دارد و نزدیکترین و میانبرترین راه به سوی حق زمانی است که انسان سر بر آستان ربوبی گذاشته و نهایت بندگی خود را به نمایش می گذارد .

رسول خداصلی الله علیه وآله روزی مشغول تعمیر خانه اش بود و مردی از آنجا عبور می کرد .

از نزدیک آمده و عرضه داشت: یا رسول الله! من بنایی بلدم، آیا به شما کمک کنم؟ پیامبرصلی الله علیه وآله به او اجازه داد .

بعد از اتمام کار، حضرت رسول صلی الله علیه وآله به او فرمود: حالا در مقابل زحمت خود از ما چه می خواهی؟ بنا بلافاصله گفت: بهشت می خواهم .

رسول الله لحظه ای سر به پایین انداخت و سپس پیشنهاد او را پذیرفت .

هنگامی که مرد با خوشحالی تمام از پیامبرصلی الله علیه وآله جدا شد، حضرت او را صدا کرده و فرمود: «یا عبد الله! اعنا بطول السجود؛ (26) ای بنده خدا! [البته] تو هم ما را با سجده های طولانی یاری کن!»

پی نوشت ها:
1) وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون » ؛ «جن و انس را جز برای عبادت خلق نکردم .» (ذاریات/56).
2) نهج البلاغه، خطبه 86 .
3) بقره/186 .
4) حجر/99 .
5) الغدیر، ج 1، ص 408 .
6) بحارالانوار، ج 72، ص 155 .
7) بحارالانوار، ج 75، ص 380؛ الانوار البهیه، ص 319 .
8) مستدرک الوسائل، ج 3، ص 63؛ الامامة و التبصره، علی بن بابویه قمی، ص 162 .
9) الفیض القدسی، ص 11 .
10) وصیتنامه الهی – اخلاقی، ص 22 .
11) حق و باطل، ص 170 .
12) سرگذشتهای ویژه، ص 88 .
13) مهرتابان، ص 26 .
14) بحارالانوار، ج 75، ص 369 و 379 .
15) داود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر ابن ابی طالب که به ابوهاشم جعفری نیز معروف است، یکی از یاران نزدیک و مورد اطمینان امام حسن عسکری علیه السلام می باشد .
وی به خاطر انتسابش به جناب جعفر طیار (برادر گرامی امیرمؤمنان علیه السلام) جعفری لقب گرفته است .
او از سرشناسان قبیله خود در بغداد و همنشین چهار امام معصوم – (امام رضا، امام جواد، حضرت هادی و امام عسکری علیهم السلام – ) بوده و از این گرامیان حدیث نقل کرده است، همچنانکه پدرش نیز از راویان امام صادق علیه السلام به شمار می رود .
ابوهاشم در اوائل غیبت صغری از ناحیه حضرت مهدی علیه السلام به عنوان وکیل و کارگزار آن وجود گرامی انجام وظیفه می کرد .
او افزون بر نقل روایات متعددی از پیشوایان معصوم علیهم السلام، در علم حدیث کتابی مستقل نیز تالیف نمود .
ابوهاشم مردی آزاده، شجاع و با شهامت بود، هنگامی که سر یحیی بن حسین بن زید (یکی از علویان پارسا و شجاع که بر علیه حکومت ستمگر مستعین عباسی قیام کرده و به شهادت رسید) و دیگر یاران وی را در بغداد نزد محمدبن عبدالله بن طاهر (حاکم مستبد عباسی) آوردند، سرشناسان بغداد و رجال دربار برای عرض تبریک به نزد حاکم رفتند و کشته شدن یحیی را تبریک گفتند .
ابوهاشم جعفری نیز به نزد حاکم رفت و در حالیکه اعیان و اشراف و بزرگان مجلس حضور داشتند، بدون ترس و واهمه خطاب به حاکم گفت: ای امیر! این مردم درباره این کشته به تو تبریک می گویند، اما اگر رسول الله صلی الله علیه وآله اینجا بود به او تسلیت می گفتند .
ابوهاشم در نزد اهل بیت علیهم السلام دارای مقام و منزلت ویژه ای بود و با بیان و اشعار حماسی خود از حریم اهل بیت علیهم السلام دفاع می کرد و به همین جهت در سال 252 به همراه گروهی از طالبیین به سامرا تبعید شده و در آنجا زندانی گردید .
(رجال نجاشی، ص 156؛ معجم رجال الحدیث،
ج 23، ص 85 و ج 8، ص 122؛ شاگردان مکتب ائمه علیهم السلام، ج 2، ص 138) .
16) بحارالانوار، ج 50، ص 304 .
17) کمال الدین، ص 473؛ بحارالانوار، ج 50، ص 331 .
18) مصباح المتهجد، ص 788؛ وسائل الشیعه، ج 14، ص 478 .
البته در کتاب وسائل الشیعه در فراز اول روایت «صلوة الخمسین » آمده است .
19) جامع احادیث الشیعه، ج 4، ص 22 .
20) تفسیر امام العسکری علیه السلام، ص 72 به بعد؛ بحارالانوار، ج 81، ص 231، 232، 233، با تلخیص .
21) نهج البلاغه، فرازی از خطبه همام .
22) بحارالانوار، ج 50، ص 253 .
23) کشف الغمه، ج 3، ص 290 .
24) ص/18 .
25) تحف العقول، ص 487 .
26) وسائل الشیعه، ج 6، ص 378 .
منبع : عبدالکریم پاک نیا؛مبلغان – اردیبهشت 1382، شماره 41 ، صفحه 10