نسرین صفری

نوشته‌ها

زناشویی با طلاق خاموش

طلاق عاطفی عبارت از یک وضعیت یا طرز تلقی است بین زن و شوهر رسمی که روابط ایشان دچار اختلال شده، سرمایه عاطفی- بین شخصی آنان به حالت انفعالی درآمده و سپس به فقر عاطفی میل می‌کند و پیوند همسری و همسرایی‌شان به گسست، جدا سری و بالاخره به طلاق عاطفی می‌انجامد. با این تعریف به نشانه‌شناسی طلاق عاطفی می‌توان پی برد؛ سکوت و بی‌تفاوتی فضای خانه را پر می‌کند و «هم اتاقی» جای «همسری» را می‌گیرد، حرفی برای گفتن و شوری برای ادامه زندگی نیست، سخن‌های بین زن و شوهر کوتاه می‌شود و چه بسا به مکاتبه و مبادله یادداشت‌های کوتاه منجر می‌شود. در میان غریبه‌ها می‌کوشند به موضع مهربانانه‌ای تظاهر کنند ولی در خلوت، هر یک در عالم بی‌کسی به سر می‌برند. احساس عاطفی همگرایی جای خود را به دگر‌گرایی- اگر نگوییم به گریز و سکوت و ارتباطی غمزده- می‌دهد. اما شاید باورهای غلط فرهنگی، فشارهای اقتصادی و ترس از تنها ماندن، انسان را در جریان زندگی وادار به ادامه می‌کند؛ این همان طلاق عاطفی است.

طلاق عاطفی معمولا تدریجی است و در پی ناکامی‌های مکرر و عدم‌ارضای خواسته‌های روانی، مالی، فرهنگی و… خودنمایی می‌کند. ولی در موارد نادری نیز، انگ یا برچسب ناروای ناموسی به‌ ویژه نسبت دادن روابط جنسی خارج از زناشویی به یکدیگر می‌تواند سریعا ریشه‌های علایق مهربانانه را در دل‌ها به احساس‌های قهرآمیز و خصمانه تبدیل کند. در چنین حالی اغلب، طرفین کنترل خود را از ‌دست می‌دهند و ممکن است به پرخاش و خشونت بپردازند ولی اگر زن و شوهر همراه پدر و مادر و دیگران زندگی کنند و توان خویشتنداری داشته باشند، خشم خود را درون می‌ریزند، فشارهای زیادی را تحمل می‌کنند و می‌کوشند از نظر فضایی و مکانی از هم دوری جویند و از نظر عاطفی نیز بی‌تفاوت باشند.

سه عامل عمده برای شیوع طلاق عاطفی در ایران، عوامل فرهنگی، وضعیت نا به سامان اقتصادی و اجتماعی و کم کاری نهادهای دولتی عنوان می‌شود. عوامل مؤثر بر طلاق عاطفی را می‌توان همانند طیفی تلقی کرد که برحسب افراد، فرهنگ، خویشاوندی و حال و منش ممکن است با کمرنگی و پررنگی خودنمایی کند؛ عدم‌تفاهم و ارتباطات خانوادگی برحسب اقشار و گرایش به طیف سنتی و مدرن ممکن است متفاوت باشد. برای برخی که تجربه آشنایی پیشین با راز و رمز روابط نخستین را ندارند و در پی خواستگاری سریع در سنین جوانی، بدون شناخت کافی از یکدیگر، پیوند زناشویی‌ می‌بندند ممکن است عروسی سفیدشان در نخستین روزهای زندگی به سیاهی تمام عیار بینجامد و عروس به‌جای مهر عاشقانه در پی ندانم‌کاری داماد، با توجه به پیش‌زمینه‌های تربیتی مرد‌گریزی حاکم بر فرهنگ ما و استرس‌های ناشی از تشریفات پیش و پس از آیین ازدواج، عروسی را دچار کابوسی کند که در روزها، ماه‌ها و سال‌های بعد خود را نشان دهد و در پی این وضع زمینه طلاق عاطفی فراهم می‌شود. برای عده‌ای دیگر وضعیت مالی، خیلی مهم و اغلب تعیین‌کننده است. در ازدواج سنتی بین خانواده، در شبکه خویشاوندی عروس و داماد از بدو کودکی با هم بزرگ می‌شوند و هر یک حد توقعات خود را می‌شناسند.

طلاق عاطفی معمولا تدریجی است و در پی ناکامی‌های مکرر و عدم‌ارضای خواسته‌های روانی، مالی، فرهنگی و… خودنمایی می‌کند.

در بررسی عوامل فرهنگی موثر بر طلاق عاطفی باید به ازدواج اجباری که هنوز هم که هنوز است به شکلهایی در جامعه ما وجود دارد اشاره کرد. این اجبار در خانواده‌هایی به صورت علنی وجود دارد و در بسیاری از خانواده‌های دیگر غیر علنی است، یعنی هر چند پسران و دختران علنا مجبور به ازدواج نمی‌شوند اما این انتظار وجود دارد که آنها در سنی خاص ازدواج کنند و اگر چنین اتفاقی نیفتد آشنایان و خویشاوندان می‌گویند فرد نتوانسته یا نمی‌تواند ازدواج کند.

در ازدواج درون شهری با غریبه‌ها در آغاز هر دو طرف اغلب تصویری غیرواقعی از خود بروز می‌دهند و پس از ازدواج هر دو طرف در‌می‌یابند که واقعیت جنسی، جسمی، روانی، عاطفی، مالی و فرهنگی همسرشان بر خلاف تصورات پیش از ازدواج است. چنین وضعی پیش از طلاق رسمی یک دوره فرسایش سرمایه عاطفی را سبب می‌شود که در نهایت به فقر عاطفی منجر شده و به شکل طلاق عاطفی خودنمایی می‌کند.

حق طلاق برای زنانی که همسرشان ازدواج مجدد می‌کند

در مورد وضعیت نا به سامان اقتصادی و اجتماعی باید گفت که آسیب‌های اجتماعی به طور کلی تابعی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی یک جامعه است و هرچه این وضعیت بدتر باشد نرخ آسیب‌های اجتماعی نیز بالاتر می‌رود. بسیاری از زوجهای شاغل فرصتی برای حرف زدن با همدیگر، ابراز عشق و علاقه و اهمیت دادن به خواسته‌های همدیگر ندارند. طبیعی است که روابط چنین زوج‌هایی به مرور زمان سرد و خالی از عاطفه می‌شود.

در جامعه شهری ما فقر مالی پیوند تنگاتنگی با طلاق عاطفی و طلاق رسمی دارد. مردانی که استطاعت پرداخت مهریه را ندارند و زنانی که صاحب فرزند بوده و فاقد پشتوانه حمایتی هستند و امکان تامین معاش خود را ندارند ناچار می‌شوند با وضعیت موجود سازگاری کنند و به رغم بی‌مهری و بی‌توجهی شوهر، به سقف مشترک زناشویی در کنار فرزندان تن دهند. برای اینان بودن در کنار شوهر اسمی بهتر از عوارض بی‌شوهری در جامعه است. از سوی دیگر نگاه‌های جامعه به مردان و به ویژه زنانی که طلاق می‌گیرند عاملی است که آنها تن به طلاق رسمی ندهند.

از طرف دیگر به نظر می‌رسد نهادهای دولتی برنامه مدونی برای کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی به ویژه آسیب‌هایی که کمتر نمود پیدا می‌کنند ندارند. در اکثر کشورهای جهان از سالها پیش نهادهای دولتی به آموزش مهارتهای زندگی به زوجها می‌پرداخته اند. در ایران چند سالی است که این آموزشها ارایه می‌شود اما،ظاهرا از کمیت و کیفیت مطلوبی برخوردار نیست که نه تنها به کاهش طلاق عاطفی منجر نشده است که روز به روز شاهد افزایش این نوع طلاق هستیم. این در حالی است که طلاق عاطفی ریشه بسیاری از نابهنجاری‌ها و آسیب‌های روانی، اجتماعی و شغلی و… برای زنان و مردان و فرزندان آنهاست.

در واقع طلاق عاطفی در بعد اجتماعی باعث می‌شود میزان اعتماد افراد به یکدیگر کاهش یابد. میزان اعتماد که یکی از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی است در صورت بروز طلاق عاطفی به این صورت دستخوش تغییرات منفی می‌شود که مرد یا زن و فرزندان آنها در شرایطی قرار می‌گیرند که نمی‌توانند به نزدیکترین خویشاوندان یعنی افراد خانواده خود اعتماد کنند. طبیعی است که وقتی فرد نتواند به افراد خانواده خود اعتماد کند، به افراد دیگر نیز اعتماد نمی‌کند یا در اعتماد به دیگران، دچار اشتباه می‌شود و به طور کلی در مقوله اعتماد کردن به دیگران دچار افراط و تفریط است.

در بعد روانی نیز مسلم است که طلاق عاطفی، فشار زیادی به افراد وارد می‌کند و آنها را دچار افسردگی، اضطراب، پریشانی و… خواهد کرد. ابعاد دیگر مانند ابعاد شغلی، تحصیلی و… نیز با توجه به اینکه تابعی از وضعیت اجتماعی و روانی افراد است، در صورت بروز طلاق عاطفی دستخوش تغییرات منفی خواهد شد.

توصیه‌های برای پیشگیری از طلاق عاطفی

برای پیشگیری از طلاق عاطفی که نتیجه فقر عاطفی ناشی از فرسایش سرمایه عاطفی است باید تمهیدات زیادی فراهم آید. نخست اینکه باید در نهاد‌های مدنی اعتماد و عاطفه مثبت را از طریق رسانه‌ها بر انگیخت و امنیت جانی، مالی، فرهنگی و تربیتی را ارتقا داد و فقر مالی و فرهنگی و فضای زیستی برون و درون خانه را بهبود بخشید. رسانه‌ها به‌جای نمایش دادن تنش‌های خانوادگی، الگوهای سازش، گذشت و خویشتنداری به‌جای رقابت، رفاقت، عدالت و مفاهمه را به اندرون خلوتگاه غمزده مردم صادر کنند و آنجا را به خرم‌سرای فرح‌انگیز و شادی‌بخش تبدیل کنند. ایجاد مراکز مشاوره مجانی خانواده در محلات می‌تواند تنش‌های درون سرایی را پیشاپیش تخفیف دهد و از رسیدن به حد طلاق عاطفی پیشگیری کند.

تنش‌های درون خانواده، همیشه ریشه در فقر مالی و کاری ندارد بلکه ناشی از گسست فرهنگی بین نسل قدیم مانند مادر شوهرها و خواهرها و نسل جدید عروسان است. فراهم آوردن مفاهمه بین نسلی به‌عهده نهادهای دولتی و مدنی است که اگر چنین امکاناتی فراهم‌ آید امکان مهار بیش از ۳۰درصد طلاق‌های عاطفی فراهم می‌شود‌.

منبع: همشهری آنلاین؛ سایت چارقد؛ سایت آفتاب

بخش خانواده ایرانی سایت تبیان؛ تنظیم و فرآوری: نسرین صفری

ریسک طلاق را کاهش دهید

کاهش ریسک طلاق با…

وقوع طلاق قانونی یک تصمیم آنی نیست و فرآیند با مراحل هفت‌گانه، اختلاف جزئی، تکرار و جدی‌ شدن اختلافات، جدایی یا بی‌میلی یکی از زوجین، قهرهای طولانی و تکرار آن، خستگی زوجین از قهرها، طلاق عاطفی و طلاق قانونی است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ۴۳ درصد طلاق‌ها در ۵ سال اول زندگی رخ می‌دهد و دو سوم آنها در دو سال اول بوده و مهم‌ترین علل این معضل اجتماعی از نظر روانشناسان و جامعه‌شناسان عدم تمکین زوجین از مسائل زناشویی، تفاوت‌های فرهنگی، عدم شناخت زوجین، عدم مهارت‌های ارتباطی، مداخلات خانوادگی، فقر و بیکاری است.

پیشگیری از طلاق به دو صورت ممکن است: اولین و مهمترین و مؤثرترین پیشگیری، زمان انتخاب فرد برای ازدواج است و دومین پیشگیری اقدامات پس از ازدواج است. در ادامه این نوشتار به راهبردهایی اشاره می کنیم که می‌توان با بکارگیری آن‌ها در دو مرحله پیشگیری ، از سناریوی کابوس گونه طلاق اجتناب کرد.

برای افزایش شانس یک ازدواج موفق، می‌توانید از این رهنمودها پیروی کنید:

منتظر باشید که کمی بزرگتر شوید و ازدواج کنید

گاهی آمار‌ها حاکی از آن است که اگر ازدواج بعد از ۲۵ سالگی اتفاق بیفتد، این ازدواج شانس بهتری خواهد داشت.زیرا در این صورت با کسی ازدواج کرده اید که در صدد ازدواج است. اگر شما فکر می‌کنید که بعد از انگشتر دست کردن همه چیز آنطور خواهد شد که شما می‌خواهید، سخت در اشتباه هستید. شما نمی توانید کسی را تغییر دهید، پس کسی را انتخاب کنید که آن چیزی را بخواهد که شما می‌خواهید

درباره مسائل مهم قبل از ازدواج صحبت کنید

هر دوی شما چند فرزند می‌خواهید؟ این مهم است که تمام این سؤالها قبل از ماه عسل مشخص شود. آموزش قبل از ازدواج و یا مشاوره می‌تواند در این موضوع به شما کمک کند. مطالعات نشان می‌دهد زوج‌هایی که این عمل را انجام داده اند رضایت خاطر بیشتری از ازدواجشان دارند و نسبت به همسرشان تعهدات بیشتری دارند.

فرصتی را برای شناخت روحیات یکدیگر فراهم کنید

محققان می‌گویند: اگر مدت ارتباط یک زوج بعد از ازدواج به طور میانگین در حدود ۲ سال و ۴ ماه باشد احتمال طلاق کمتر خواهد بود. زن و شوهرهایی که عجولانه ازدواج می‌کنند و یا زوجهایی که زمان آشنایی طولانی تری دارند، احتمال جدایی در آنها بیشتر است.

بعد از ازدواج هیچ چیز تغییر نمی‌کند

اگر شما فکر می‌کنید که بعد از انگشتر دست کردن همه چیز آنطور خواهد شد که شما می‌خواهید، سخت در اشتباه هستید. شما نمی توانید کسی را تغییر دهید، پس کسی را انتخاب کنید که آن چیزی را بخواهد که شما می‌خواهید.

شما می‌توانید بحث کنید، اما اجازه ندهید که به جنگ جهانی سوم تبدیل شود

بحث کردن قسمت طبیعی یک رابطه است و از طلاق پیشگیری می‌کند. محققان می‌گویند با دیدن نحوه بحث کردن یک زوج می‌توان طلاق را پیش‌بینی کرد.

آنها بر طبق عکس العمل‌های منفی و مثبت زوجین، این را پیش بینی می‌کنند.

مواردی که در هنگام بحث کردن باید از آنها اجتناب کرد: انتقاد، تحقیر، حالت دفاعی و کارشکنی. بیاموزید که در هنگام مباحثه‌های داغ برای ایجاد لحن مناسب از شوخ طبعی و واژه‌های محبت آمیز استفاده کنید.

زمانتان را با هم پر کنید

هر دوی شما نیاز دارید که منافع فردیتان را داشته باشید، اما اگر مرد هر شنبه به زمین فوتبال رود و زن هم جمعه‌ها به استخر رود و هر کدام زندگی خود را تفکیک کنند و جدا از هم رشد کنند، آنها در حال طی کردن پله‌های نزدیک شدن به طلاق خواهند بود. بیاموزید که با یکدیگر مرتبط باشید، با داشتن فعالیت‌ها و سرگرمی‌های مشترک از کنار هم بودن لذت ببرید. راه‌های بسیار عالی برای نزدیکی بیشتر شما وجود دارد مثل بازی کردن، قدم زدن عاشقانه در پارک و در کنار هم استراحت کردن… .

در کارهای روزانه شریک هم باشید

اگر یکی از زوجین اکثر کارهای خانه را انجام دهد و دیگری با شلوار راحتی روزنامه بخواند این نسخه‌ای دیگر از طلاق است.

مؤدب بودن با یکدیگر همچون غریبه‌ها

در بعضی موارد ما با یکدیگر بدون کمترین احترام رفتار می‌کنیم بدون این که بدانیم که چقدر این رفتار می‌تواند خطرساز باشد، حتی بعضی اوقات با اطرافیان هم همین گونه رفتار می‌کنیم. از خودمان بپرسیم آیا این رفتاری که با همسر، دوستان، آشنایان، همکاران حتی غریبه‌ها دارم، می‌پسندم که با من داشته باشند؟ با یکدیگر به گونه‌ای احترام آمیز صحبت بگویید، تعارفات و لطفاً و متشکرم را بیشتر از کلمات آزاردهنده بکار ببرید.

محققان می‌گویند: اگر مدت ارتباط یک زوج بعد از ازدواج به طور میانگین در حدود ۲ سال و ۴ ماه باشد، احتمال طلاق کمتر خواهد بود. زن و شوهرهایی که عجولانه ازدواج می‌کنند و یا زوجهایی که زمان آشنایی طولانی‌تری دارند، احتمال جدایی در آنها بیشتر است

مشکل دارید؟ کمک بگیرید

آیا شما از افسردگی رنج می‌برید؟ آیا یکی از شما فریب خورده اید؟ اگر نشانی‌هایی از مشکلات در بین شما وجود دارد ریسک طلاق در بین شما بالا رفته است. برای حل این مشکلات، تا وقتی که دیر نشده، به مشاوره روید و یا از وسیله دیگری استفاده کنید، فقط در صدد حل آن باشید.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ فرآوری: نسرین صفری

راه حل را بیابید

حتی در میان منسجم‌ترین خانواده‌ها نیز بگو مگو پیش می‌آید‌ زیرا زندگی زیر یک سقف در برخی مواقع منجر به تنش و جر‌و‌بحث می‌شود. همه خانواده‌ها دارای برخی مشکلات ارتباطی هستند. این مشکلات می‌توانند مشکلات ساده ارتباط خانوادگی یا مشکلات پیچیده‌تری باشند.

میزان پیچیدگی مشکلات خانوادگی در مورد برقرار کردن ارتباط اهمیتی ندارد، اما می‌تواند شناخت آنها را دشوار کند. شناخت مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی به‌دلیل پیچیدگی خانواده‌ها و ارتباطات آنها، بسیار دشوار است. هر کس به‌ جز اعضای خانواده خود، با افراد دیگری هم در ارتباط است که آن ارتباطات پیوندهایی که با دیگر اعضای خانواده دارد را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد. در حقیقت خانواده‌ها مانند تارهایی هستند که خود ما آنها را درست می‌کنیم. وجود مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی در همه خانواده‌ها امری طبیعی است؛ مهم نیست کجا زندگی می‌کنید یا سابقه خانوادگی شما چه بوده است.

شناخت مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی با بررسی اعضای خانواده و موقعیت آنها انجام می‌شود. هر یک از اعضای خانواده خواسته‌های متفاوت داشته و برحسب آن به افراد مختلفی نیاز دارند. هر کدام از آنها نسبت به دیگر اعضای خانواده توانایی خاصی دارند تا به‌طور متفاوتی عمل کنند. این ویژگی در میان خانواده‌ها و حتی اشخاص مختلف یک ویژگی معمول به حساب می‌آید. به هر حال، زمانی که همه اعضای خانواده خواسته‌های متفاوتی را در زمانی مشخص نیاز داشته باشند، برآورده کردن آنها بسیار دشوار خواهد بود. وقتی نیازهای اعضای خانواده برآورده نمی‌شود، با این روش یعنی بررسی اعضای خانواده، را بیازمایید تا برای رفع بسیاری از مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی به یک سازماندهی مناسب برسید.راه دیگر برای شناخت مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی مهم، بررسی تفاوت رفتاری و شخصیتی هر کدام از اعضای خانواده است و ما باید از مقایسه آنها با هم خودداری کنیم.

ما همواره به‌دلیل خواسته‌ها و نیازهایی که ما را از دیگران مجزا می‌کند، با دیگران فرق داریم. تفاوت در خواسته‌ها امری پسندیده است اما این درست نیست که بیشتر اوقات تنها به این خاطر که با هم فامیل هستیم، مجبور باشیم همه را دوست داشته باشیم و اعمالی مشابه انجام دهیم. اعضای خانواده به این دلیل که هر یک چیزی متفاوت را به‌وجود می‌آورند، ارزشمندند. زمانی که اعضای خانواده به این باور که هر کدام موجودی منحصر به فرد هستند، برسند و سعی نکنند مثل دیگران باشند، مشکلات ارتباطات خانوادگی از بین می‌رود.

چگونه موفق شویم برخوردهای بین زن و شوهر و فرزندان و بین کوچک‌تر‌ها و بزرگ‌تر‌ها را اداره کنیم؟ کشمکش‌ها، جر‌و‌بحث‌ها و دیگر برخوردها ناشی از آن هستند که ارزش‌ها و علایق افراد یک خانواده یکسان نیستند. ما همگی با یکدیگر فرق داریم! اگر می‌خواهید روابط خانوادگی‌تان از تباهی در امان باشد، باید این کشمکش‌های نهانی یا ابرازشده را به نحو شایسته‌ای اداره کنید. برای فرونشاندن بحران چه باید کرد و برای آنکه در موقعیتی مشکل آفرین به خوبی واکنش نشان دهیم چه رفتاری باید در پیش بگیریم؟

کنترل کشمکش‌ها با فرزندان

تربیت فرزندان همانند رودخانه‌ای طویل و آرام نیست. بگومگو‌ها اغلب همه جا حضور دارند! البته برخی از آنها فقط برخوردهای جزئی هستند که محدودیت‌های شما را به آزمایش می‌گذارند. با این‌حال گاه جر‌و‌بحثی واقعی پیش می‌آید و نفوذ و قدرت شما را زیر سؤال می‌برد. توصیه‌هایی را در اختیارتان قرار می‌دهیم تا به شما کمک کنیم لحظات بحرانی را درک کرده و آن‌را بهتر اداره کنید:

کودک به کمک جر‌و‌بحث به‌خود نظم می‌بخشد

زمانی‌که کودک با شما وارد جروبحث می‌شود در پی شناخت و کشف است. در واقع، برای آن که بتواند به‌خودش نظم و سامان ببخشد‌، نیازمند آن است محدودیت‌هایی را که والدینش به وضوح برایش تعیین کرده‌اند بشناسد. از این‌ رو چون بگو‌مگو‌ها برای پیشرفت و رشدش ضروری هستند غیرقابل اجتنابند. گرچه گاه تسلیم شدن در این جروبحث‌ها آسان‌تر است (در هر حال خستگی کمتری به همراه دارد)، بهتر است بر سر حرفتان بمانید و ممنوعیت‌هایی را که از ابتدا برایش وضع کرده‌اید، به‌شدت حفظ کنید.

رفتارهای درستش را تشویق کنید

بهتر است به جای آن که رفتارهایی که مورد تأیید شما نیست را به‌ گونه‌ای منفی به او گوشزد کنید و رفتارهای مناسب فرزندتان را مثلا زمانی‌ که اتاقش را مرتب کرده است به او تبریک بگویید و به‌گونه‌ای مثبت خاطر نشان کنید‌. به این ترتیب فرزندتان متوجه خواهد شد زمانی‌که کار خوبی انجام می‌دهد، شما نسبت به او توجه نشان می‌دهید. اما اگر فقط از او ایراد بگیرید از آنجایی‌ که تنها هدفش جلب توجه شماست احتمال دارد که برای جلب توجه شما دست به اعمال احمقانه‌ای بزند.

حرف او را درک کنید

کودک هیچ‌گاه برای تفریح و سرگرمی با والدینش وارد جر‌و‌بحث نمی‌شود. لازم است انگیزه و احساساتش را بشناسید. سعی کنید از رفتارش بفهمید به شما چه می‌خواهد بگوید.

ممنوعیت‌ها را توضیح دهید

زمانی‌که چیزی را برای فرزندتان ممنوع می‌کنید باید همواره دلایلش را برایش توضیح دهید؛ به این ترتیب قادر خواهد بود ممنوعیت‌ها را به‌طور «هوشمندانه» بپذیرد.با نوجوانان بیش از حد از موضع پدرانه برخورد نکنید.

با نوجوانانتان با لحن پدرانه صحبت نکنید زیرا این عمل باعث می‌شود به آنان احساس حقارت دست دهد. اگر قرار باشد قوانین زندگی به بچه‌های کوچک تحمیل شود، در عوض نوجوانان باید در تصمیم‌گیری‌ها شرکت داشته باشند. در واقع، این عمل به استقلال آنان کمک کرده و حس مسئولیت‌شان را افزایش می‌دهد.

کنترل کشمکش‌ها با همسرتان

یکی از اصلی‌ترین منشأ جروبحث‌ها در داخل خانه‌، مطمئنا زن و شوهر هستند. چنانچه برخی نیش و کنایه‌ها میان زن و شوهر اغلب فاقد اهمیت باشند، برخی از برخوردها می‌توانند موجب جرو‌بحث و دعوا میان زوجین شود. برای جلوگیری از قطع رابطه بعد از هر جرو‌بحث، توصیه‌هایی را در اختیارتان قرار می‌دهیم.

نیش و کنایه را کنار بگذارید

چنانچه بین شما و همسرتان بحث و مشاجره در گیرد، بهتر است که کاملا نیش و کنایه و تحقیرکردن را کنار بگذارید. در واقع چنین رفتاری ارزش همسرتان را پایین آورده و بر مشکلات می‌افزاید. بهتر است به‌ دنبال راه حلی باشید که موجب رضایت و آرامش خاطر هر دو طرف باشد.

زمانی که اعضای خانواده به این باور که هر کدام موجودی منحصر به فرد هستند، برسند و سعی نکنند مثل دیگران باشند، مشکلات ارتباطات خانوادگی از بین می‌رود.

زیاد انتقاد نکنید

انتقاد طرف مقابل را وا‌می‌دارد تا خودش را تبرئه کند یا موضع بگیرد. با این عمل شما او را در موقعیتی دفاعی قرار می‌دهید که این امکان را از او سلب می‌کند تا بی‌طرفانه به حرف‌های شما گوش دهد. انتقاد، راه‌حلی رضایت‌بخش برای هیچ‌یک از شما نیست.

خود را جای او بگذارید

خودتان را جای او بگذارید و با پذیرفتن نقطه نظر او، به حرف‌هایش گوش دهید. مهم است که احساسات و شرایط او را درک کنید. برای آن که نشان دهید حرف‌هایش را به خوبی درک کرده‌اید، به روش خودتان گفته‌های او را دوباره بیان کنید. در غیراین‌صورت، او می‌تواند افکارش را برایتان توضیح دهد.

تفاوت دیدگاه‌ها را بپذیرید

شما و همسرتان دید یکسانی نسبت به زندگی ندارید و شاید دقیقا به همین دلیل است که او را به همسری انتخاب کرده‌اید! تفاوت را بپذیرید و چنانچه موفق به پذیرش تفاوت‌ها نمی‌شوید، شاید وقت آن رسیده که روی دلایلی که بنا به آن یکدیگر را دوست دارید تمرکز کنید.

به سرعت واکنش نشان دهید

بر خلاف ضرب‌المثل‌های قدیمی، گذشت زمان همیشه همه چیز را درست نمی‌کند. چنانچه احساس می‌کنید کشمکش و درگیری در شرف وقوع است، برای جلوگیری از مشکل و بزرگ شدن آن ضروری است که هر چه سریع‌تر واکنش نشان دهید و چاره‌ای بیندیشید.

زمان مناسب را انتخاب کنید

برای جلوگیری از درگیری و کشمکش نباید مشکلات و بحث و گفت‌وگو را در هر شرایط و زمانی پیش بکشید. زمانی را انتخاب کنید که هر دو آرام و آماده هستید.

مسائل را خیلی بزرگ نکنید

در هر شرایطی برای آن که وضعیت را آرام کنید به شوخ‌طبعی متوسل شوید. این عمل به شما کمک می‌کند تا مسائل را خیلی بزرگ نکنید، از مشکلات فاصله بگیرید و بحران را فرونشانید. اما مراقب باشید، شوخ طبعی به معنای تمسخر طرف مقابلتان نیست. در این حالت وضعیت از بد هم بدتر خواهد شد.

چنانچه واقعا احساس می‌کنید که در بن بست گیر کرده‌اید و برقراری ارتباط غیرممکن است‌، شاید بهتر باشد که با یک متخصص مشورت کنید. درمان خانوادگی یا درمان زوجین می‌تواند به شما کمک کند تا حرکت و پویایی مثبت‌تری را در خانواده بنا کنید.

فرآوری: نسرین صفری
تبیان بخش خانواده ایرانی

تصمیم نهایی برای جدایی

آیا باید طلاق بگیرید؟ این سۆالی است که اگر زندگی‌تان به بن بست رسیده باشد ممکن است از خودتان بپرسید. پرسشی که پاسخ به آن چندان هم راحت و روشن نیست.

اگر به مرحله‌ای رسیده‌اید که احساس می‌کنید ماندن در رابطه زناشویی هر روز مشکلات و مسائل حادی به همراه دارد گزینه طلاق یکی از اولین چیزهایی است که به آن فکر خواهید کرد. اما یادتان باشد که تصمیم‌های احساسی معمولاً نتایج خوبی در پی ندارند. و اگر فقط با احساساتتان تصمیم بگیرید شاید خیلی زود پشیمان شوید.

مشاوران و متخصصان خانواده بیشترین راهنمایی را می‌توانند به شما بکنند. اگر تصمیم‌گیری برایتان سخت است از این مشاوران کمک بگیرید. آنها با شنیدن مسائل و مشکلات شما می‌توانند به نکاتی پی ببرند که ممکن است خودتان آنها را در رابطه زناشویی‌تان نادیده گرفته باشید و یا متوجه آن نشده باشید.

نباید توقع داشته باشید که آنها به شما بگویند زندگی‌تان را ادامه بدهید و یا از همسرتان جدا شوید. آنها فقط می‌توانند شما را راهنمایی کنند تا تصمیم درست را بگیرید. شما فقط زندگی خودتان و اطرافیانتان را می‌بینید اما مشاوران با بررسی چندین مورد مشابه شما می‌توانند نتایج تصمیمی که می‌گیرید را هشدار بدهند و آنها را در اختیارتان قرار بدهند.

ماندن یا ترک زندگی، خواندن سرگذشت زندگی دیگران نیست بلکه خود زندگی است. شما درون یک رابطه قرار دارید، آنچه از سر گذرانده‌اید و آنچه در پیش رو دارید همگی واقعی هستند و فقط خود شما هستید که با عمیق‌تر و دقیق‌تر نگاه کردن به آن می‌توانید درباره آن تصمیم بگیرید.

تصمیم به جدایی همان قدر مهم و جدی است که برای ازدواج یا بچه‌دارشدن تصمیم گرفته‌اید زیرا تمام آینده شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اما این نکته را فراموش نکنید که ابهام در ترک رابطه یا باقی ماندن در آن، زمانی به وجود می‌آید که هنوز گزینه‌های بهتری برای انتخاب وجود دارند. به همین دلیل است که شما نگران انتخابتان هستید. در مواردی که آزار جنسی، جسمی و روحی شدیدی وجود دارد، همسرتان اعتیاد سنگین به مواد مخدر پیدا کرده است و تهدید جدی‌ای برای زندگی شما و فرزندانتان به حساب می‌آید تصمیم‌گیری چندان سخت و پیچیده نیست. زیرا می‌بینید که همسر‌تان به هیچ وجه صلاحیت پدر یا مادر و همسری خوب بودن را ندارد.
اگر با کسانی که از همسرشان خیانت دیده‌اند و یا به شدت مورد آزار قرار گرفته‌اند صحبت کنید، آنها به شما خواهند گفت که از جدایی‌شان راضی‌اند و با این کار خودشان و زندگی‌شان را نجات داده‌اند. زندگی شما چقدر به نوع زندگی آنها نزدیک است؟

چگونه به تصمیم درست نزدیک شوم؟

اگر در گرفتن یک تصمیم قطعی برای ترک زندگی یا ادامه آن مانده‌اید، می‌توانید از این راهنمایی‌های کلی و پیشنهادی استفاده کنید. به این ۱۲ مسئله و نکته در زندگی زناشویی‌تان توجه کنید. اگر آنها را در زندگی‌تان لحاظ کردید و به نتیجه رسیدید می‌توانید راحت‌تر برای ماندن یا ترک رابطه تصمیم بگیرید:

۱ـ زود جدا نشوید: شما برای ازدواج وقت، انرژی، پول، امیدها و رویاهایتان را هزینه کردید. فقط کسانی از جدایی‌شان رضایت دارند و احساس گناه و خطا نمی‌کنند که مطمئن باشند تمام تلاششان را برای بهترکردن این رابطه کرده‌اند اما چیزی تغییر نکرد. پیش از تصمیم‌گیری سعی کنید همه انرژیتان را برای بهبود رابطه‌ای که درآن هستید بگذارید.

۲ـ فرزندانتان را در نظر بگیرید و تأثیر طلاق را بر زندگی آنها جدی بگیرید: کودک نوپا، بچه دبستانی و فرزندتان که از لحاظ عاطفی به پدر و مادرش وابسته است را نمی‌توانید قربانی تصمیم‌های خودخواهانه خودتان بکنید. تصمیم برای طلاق یا زندگی در شرایطی که به کودک آسیب‌های روانی وارد می‌شود بسیار حساس است. تغییر شرایط مالی، مکان زندگی و سبک زندگی برای کودک بسیار سخت است و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۳ـ اگر همسرتان اعتیاد دارد و یا خشونت طلب است از همه فرصت‌های درمانی و حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی‌تان استفاده کنید. مثلاً اگر همسرتان اعتیاد دارد پیش از تصمیم به جدایی به مشاوره بروید. او را به مراکز ترک اعتیاد بفرستید. از روانپزشکان کمک بگیرید و از خانواده بخواهید تا او را برای حفظ زندگی ترغیب و تشویق کنند. اما اگر بعد از همه تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‎هایتان او رویه‌اش را تغییر نداد، گزینه جدایی، انتخاب خوبی است زیرا اگر فرزندانی هم داشته باشید آنها را از این بلای خانمانسوز دور نگه می‌دارید.

۴ـ تغییر کنید: چطور می‌توانید همسر بهتری باشید؟ در بیشتر مواقع لازم است کمی انعطاف پذیر باشید زمانی که خودتان را تغییر می‌دهید و عادت‌ها و تفکرات اشتباهتان را کنار می‌گذارید نتیجه‌اش را در تغییر رفتار همسرتان خواهید دید. گاهی شما تلاش می‌کنید با اجبار همسرتان را تغییر بدهید غافل از اینکه خودتان باید عوض شوید. این به این معنی نیست که همسرتان هیچ ایرادی ندارد. شاید ریشه مشکلات از او باشد اما زمانی که انعطاف پذیر باشید، او را نیز تغییر می‌دهید بدون اینکه مجبور به بحث و دعوا بر سر این موضوع شوید.

۵ ـ مشاوره بگیرید: اگر از آن دسته آدم هایی هستید که رفتن پیش یک مشاور خانواده را وقت تلف کردن یا پول دور ریختن می‌دانید، بسیار اشتباه می‌کنید. این طرز تفکر غلط را کنار بگذارید و مطمئن باشید کمی هزینه برای حفظ زندگی به شما ضرری نمی‌زند.

۶ـ همسرتان را پیش مشاور ببرید: او را تشویق کنید تا برای حل مشکلاتی که در رابطه به وجود آمده است با مشاور گفت و گو کند. شاید او مخالفت کند اما اگر ببیند شما برای جدایی جدی هستید و زندگیش را دوست داشته باشد، حتماً به پیشنهاد شما گوش خواهد داد. اگر او این پیشنهاد را نپذیرد و همچنان بر سر مواضعش باشد، تصمیم‌گیری را برای هر دوی شما سخت خواهد کرد.

۷ـ خودتان را امتحان کنید: پیش از جدایی با توافق همسرتان، مستقل زندگی کنید. آیا به او وابسته هستید؟ آیا در این مدت به آرامش رسیدید؟ آیا دلتان برایش تنگ می‌شود یا خوشحال هستید؟ آیا به تنهایی از پس زندگی برمی‌آیید؟ این روش به شما کمک می‌کند بیشتر و عمیق‌تر فکر کنید. مطمئن باشید به نتایج جالبی می‌رسید.

۸ ـ همسرتان را ارزیابی کنید: روی یک کاغذ خوبی‌ها و بدی‌های همسرتان را بنویسید. تجربه‌های مثبت و منفی‌ای که در این زندگی به دست آوردید را نیز فهرست کنید. هر روز به این ویژگی‌ها چیزی اضافه کنید. از همسرتان نیز بخواهید همین کار را بکند. فهرست هایتان را باهم مقایسه کنید. چه می‌بینید؟ امید برای بهبود زندگی یا نتایجی تأسف‌بار؟

۹ـ ناامیدانه رفتار نکنید: ممکن است به خاطر افسردگی و فشاری که در زندگی تحمل کرده‌اید، نتوانید برای ادامه زندگی قدمی بردارید و تلاشی بکنید. وضعیت روحی‌تان را بررسی کنید آیا روزها خوشحال هستید. آیا فرزندانتان را دوست دارید؟ آیا به خودتان اهمیت می‌دهید. پاسخ هر کدام از اینها اگر نه باشد به این معنی است که از لحاظ روحی ضعیف شده‌اید. ممکن است این حالت مانع تحرک و تلاش شما برای بهبود وضعیت رابطه‌تان باشد. اگر این چنین است به فکر درمان باشید.

۱۰ـ عشق را رها نکنید: علاقه می‌تواند مشکل گشای شما باشد. اگر می‌بینید هنوز هم همسرتان را دوست دارید و نگاه دلسوزانه‌ای به زندگی دارید می‌توانید برای بهبود رابطه امیدوار باشد. اما نفرت دریچه‌های قلب و فکر شما را برای مسالمت و همزیستی همدلانه با همسرتان مسدود خواهد کرد. اگر همسرتان رفتاری دارد که شما را آزار می‌دهد اما باز هم در درون وجودتان بارقه‌های محبت را می‌بینید برای زندگی تلاش کنید و تصمیم برای طلاق را عقب بیندازید.

۱۱ـ برای همسرتان نامه بنویسید: اگر نمی‌توانید احساساتتان را بیان کنید آنها را در نامه‌ای برای همسرتان شرح بدهید. زن و شوهرهای زیادی هستند که مشکلات، افکار و احساساتشان را برای یکدیگر می‌نویسند و از آن نتیجه می‌گیرند. این روش نه قدیمی و نه بی‌فایده است. گزینه‌ای است که شاید همسرتان از آن خوشش بیاید.

۱۲ـ آخرین راه: اگر همه تلاشتان را در مدت زمانی حداقل یک ساله کردید و همسرتان هیچ تغییری نکرد و زندگی‌تان سخت‌تر شد تصمیم برای جدایی چندان غیرمعقول نخواهد بود. در هر صورت، این زندگی شماست که از این رابطه آسیب می‌بیند و خودخواهانه نیست اگر نمی‌خواهید اجازه بدهید کسی آن را با فشارهای روانی، آسیب‌های روحی و عاطفی و جسمی خراب کند.

اگر شما زوج محترم، تصمیم به جدایی گرفته‌اید و فکر می‌کنید وقت طلاق رسیده، بهتر است این مقاله را دوباره مرور کنید.

بخش خانواده ایرانی تبیان؛ فرآوری: نسرین صفری

تلخ چون طلاق

می‌گویند یکی از شیرین‌ترین بخش‌های زندگی، ازدواج است اما متاسفانه برای بسیاری از جوانان این شیرینی به تلخی طلاق می‌انجامد.

متاسفانه یکی از مسائلی که امروزه در جامعه پررنگ‌تر از قبل شده، پدیده طلاق است. آمارها حاکی از آن است که در دهه اخیر درصد طلاق بسیار بالا رفته، به طوری که می‌گویند در شهرها از هر سه ازدواج، یکی به طلاق منجر می‌شود که متاسفانه پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

روان شناسان و مشاوران خانواده معتقدند تجربه‌های کمی در زندگی وجود دارند که به تلخی طلاق هستند. طلاق، فقط به قطع رابطه بین زن و شوهر معطوف نمی‌شود بلکه اثرات آن در تمام فامیل تاثیرگذار است.

طلاق دارای ابعاد زیادی از جمله روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و فردی دارد که شناخت آنها به افراد در متوسل نشدن به این پدیده ناگوار کمک می‌کند.

طلاق همان طور که دارای عوامل بسیاری است، از تعدد و حتی تنوع ابعاد نیز برخوردار است و شاید کمتر پدیده‌ای را بتوان یافت که از این دیدگاه چنین غنی باشد.

باید توجه داشت، طلاق بالاتر از همه یک پدیده روان شناختی است؛ در شرایط یکسان اجتماعی، تمامی انسانها به طلاق تمسک نمی‌جویند و لذا باید روحیه‌ای طلاق زده وجود داشته باشد؛ بنابراین به نظر می‌رسد در راه جلوگیری از پیدایش چنین روحیه‌ای و یا درمان آن به نکات زیر باید توجه داشت:

پنج خصلت فردی که راه طلاق را می‌بندد

انتقادپذیری: در تردید کودکانمان، نباید چنان آنان را حساس و شکننده بار آوریم که با هر تلنگر، در عمق روانشان آسیب ببینند و راه چاه را فقط درپاره کردن پیوند یابند. تربیت از دیدگاهی، مقاوم سازی روان انسانهاست. نباید چنین پنداشت که همواره دیگران باید به تعریف و ستایش از ما برخیزند.

هر کس دارای جهات قوت و ضعف است و هر آن کس که نقاط ضعف را مطرح می‌نماید، به هر انگیزه که باشد همچون آینه‌ای پرده از نقایص ما می‌کشد و جای تقدیس دارد.

روحیه ترکیبی: منظور روحیه‌ای است که دستخوش “آنیت” نباشد. به هیجان تسلیم نشدن، در هر واکنش بیندیشد و در این اندیشه همه عوامل را مد نظر قرار دهد. هر گونه رفتارهای آنی، نیندیشیده و هیجانی دربهبود ارتباط انسانها کارساز نیست. آنان که به هیجان دامن می‌زنند، روابطی بسیار پر نوسان دارند. با یک خبر خوش چنان به شعف می‌آیند که تعادل از دست می‌دهند و در عین حال، با یک حادثه نامطلوب چنان به غم می‌نشینند که امکان هر آسیب روانی و جسمانی می‌رود هر دو نامعقول است. باید فرزندانمان را چنان بار آوریم که در برابر هر رفتار یا واکنش احیانا نامطلوب، یکبار از کوره به در نیایند. گذشته را در نظر آورند، به آینده بیندیشند و در نهارت کنترل و مهار هیجان را مد نظر دارند. بسیاری از طلاق‌ها ناشی از همین هیجانهای آنی است، همان طور که بسیاری از جنایت‌ها چنین‌اند.

ما انسانها معمولا تمایل داریم که صفات مثبت یا دستاوردها را دریافت داریم، ولی در مقابل هر صفت یا بعدی منفی یا آنچه خود منفی می‌انگاریم، فریاد بر می‌آوریم و این درست نیست یا بهتر بگوییم با انصاف انطباق ندارد.

تعلیم بلوغ: منظور این است که ازدواج تنها منوط به بلوغ جسمانی نیست و باید با بلوغ روانی نیز همراه باشد. با این آمادگی روانی چند هدف تحقق می‌پذیرد:

الف: انطباق‌پذیری متقابل

باید توجه داشت هر ازدواج دستخوش فرآیندی از انطباق‌پذیری متقابل است. هر قدر این فرآیند بهتر صورت گیرد، ازدواج موفق‌تر است. فرآیند انطباق متقابل تا آنجا پیش می‌رود که “اشباع” صورت گیرد و خانواده و روابط زوجین به نوعی تعادل دست یابد بنابراین نباید اندیشید که صرفا یکی از طرفین به خواست و سلیقه دیگری تن در دهند.

ب: دوری از رویا و توهم

بنای خانه را نمی‌توان بر ناکجاآباد و رویاهای دور و دراز نهاد. باید بر عکس، واقعیت را دید و شناخت و در برابرش تمکین کرد. هرگز نباید اندیشید که انسانی بی‌هیچ عیب و نقص وجود دارد. همه انسانها دارای نقاط قوت وضعف هستند. بدینسان می‌توان پذیرفت که در هر ازدواج انسان به نوعی به مبادله دست می‌زند. نارسایی یا نواقصی و یا بهتر، ابعاد ناخواسته در جسم و روان دیگری می‌یابد و این در حالی است که او از ابعاد و جهاتی مثبت نیز برخوردار است. به عنوان مثال ممکن است همسرش کمی هیجانی باشد، اما در مقابل بسیار مهربان است. ما انسانها معمولا تمایل داریم که صفات مثبت یا دستاوردها را دریافت داریم، ولی در مقابل هر صفت یا بعدی منفی یا آنچه خود منفی می‌انگاریم فریاد بر می‌آوریم و این درست نیست یا بهتر بگوییم با انصاف انطباق ندارد. بنابراین خانواده‌ها باید فرزندان خود را بیاموزند که هیچ انسانی بدون نارسایی نیست و هیچ رابطه انسانی نیز بدون هیچ مشکلی نیست. نباید به دنبال رویاها و توهم رابطه موجود را گسست.

تسری پذیری: در بحث از روان شناسی طلاق باید بدین نکته نیز توجه داشت که طلاق یکی از واگیرترین پدیده‌ها درحیات انسانی است. با دیدن طلاق و تعدد آن مخصوصا در محیط پیرامون خویش، انسانها به نوعی تساهل نسبت بدان می‌رسند. قبح عمل کاهش می‌یابد و به تبع آن، انسانها دربرخورد با اولین مشکل به اندیشه طلاق می‌افتند. در پی آن باشیم که اساسا اندیشه طلاق پدید نیاید. چه همان در نهایت در واقعیت امکان تجلی خواهد یافت.

روحیه اغماض یا تساهل: باید اندیشدید که هر انسان جایز الخطاست. باید پذیرفت که ما نیز خود خطا کرده‌ایم و امکان تکرار آن را نیز داریم پس نباید به تبلور و بزرگ‌سازی خطای دیگری پرداخت. این جمله معروف همیشه مد نظر ماست: ” اگر بدی را با بدی پاسخ دهیم، کی بدی از میان برخیزد؟” هنگامی که می‌پذیریم هیچ کس از جمله خود ما بی‌عیب نیستیم وهنگامی که قبول می‌کنیم هرکس از جمله خود ما ممکن است اشتباه کند و عملی به خطا از ما سر زند، پس نباید و نمی‌توان آنچه را خود خطای طرف مقابل می‌خوانیم، بزرگ سازیم و بر آن تاکید کنیم تا در دور تسلسل افتد و بنای رابطه را فرو ریزد. فراموش نکنیم با یک گذشت، سلسله‌ای از مسائل را خنثی ساخته ایم به جای آن که با واکنش خود آتش غضب دیگری را برافروزیم و سپس با واکنش او، خود شدیدتر واکنش نماییم، ایا بهتر نیست اساسا با یک اغماض، آب را از چشمه قطع کنیم؟

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ فرآوری: نسرین صفری

عشق، محصول احترام است

تاکنون از خود پرسیده‌اید که مهمترین عنصر در هر رابطه‌ای چه چیز است؟

پاسخ بسیاری از افراد به این پرسش، عشق است. بله عشق یک موهبت است و بدون آن، هیچ رابطه‌ای پایدار نخواهد ماند. اما عشق نیز به تنهایی و بدون پشتوانه “احترام” ناتوان و متزلزل خواهد بود. احترام، متضمن و بیمه‌گر عشق است. احترام، مصالح پیونددهنده اجزا ساختمان است که خانه را در برابر طوفان‌ها، بادهای ویرانگر، شداید و تلخی‌های زندگی حفاظت می‌کند. در واقع احترام، بیمه ساختمان است.

افراد دوست دارند محبوب باشند، اما محترم بودن، به مراتب ارزشمندتر از محبوب بودن است. تعریف احترام چنین است: به رسمیت شناختن شایستگی، ارزشمندی، حقوق و مزایای فرد به عنوان یک انسان؛ یا احترام عبارت است از: ادب، مراعات، پذیرش و توجه. یک شریک ایده‌آل، فردی است که هم شما را دوست دارد و هم به موازات آن برای شما احترام قائل است.

در ادامه به برخی نشانه‌های بی‌احترامی‌ اشاره می‌شود:

بی‌اعتبار کردن

جای فرد پاسخ دادن، سخنان فرد را قطع کردن، بی‌اعتنایی کردن، تمسخر کردن، گوش ندادن به سخنان فرد و تحقیر کردن.

ارعاب کردن

تهدید کردن، هراساندن، قلدری کردن و تشر زدن.

انتقاد کردن

عیب‌جویی، ملامت کردن، نفی کردن و غر زدن.

کنترل کردن

جلوگیری از تصمیم‌گیری مستقل فرد، تحکم کردن، سلطه‌گری و تحمیل عقاید، خواسته‌ها و نیازها.

قضاوت کردن

تعیین درستی و نادرستی اعمال فرد، برانگیختن احساس گناه و شرمساری در فرد.

بدنام کردن

تهمت و افترا زدند، رسوا کردن و افشاگری کردن.

فریب دادن

دروغ گفتن، گمراه کردن و حقه زدن.

خیانت کردن

صادق نبودن، وفادار نبودن.

توهین کردن

گستاخی کردن، ناسزاگویی، رنجاندن.

سوءرفتار کردن

از لحاظ کلامی، احساسی و فیزیکی. صدمه زدن به حس امنیت و فردیت شخص.

هر نوع تغییر در لحن صدا

اشارات و تغییر در چهره که پیام آن چنین است:”من مهمتر از تو هستم”.

برای آن که به همسر خود احترام بگذاریم، نخست باید روحیات و خواسته‌های او را در نظر بگیریم. دنیای او را درک کنیم و بفهمیم کدام رفتار ما را نماد احترام می‌شمرد. در اینجا به انتخاب شیوه‌های متفاوت برای ابراز احترام همسران به یکدیگر اشاره می‌کنم:

دنیای مردان، استدلالی و دنیای زنان، احساسی است. راز صمیمیت میان این دو، درک یکدیگر است. بنابراین پذیرش دنیای متفاوت همسران، روشی برای احترام به یکدیگر است. مردان در هنگام سختی و فشار، دوست دارند به درون خود بروند و مشکلات را در عالم ذهن خود حل کنند اما زنان وقتی دچار مشکل می‌شوند، دوست دارند حرف بزنند. آنان در واقع با حرف زدن، صمیمی می‌شوند و بُعد زنانه خود را تقویت می‌کنند پس فرصت به آنان برای حرف زدن، نمود احترام به آنان است.

زنان در هنگام گرفتاری، دوست دارند علاوه بر حرف زدن، شنونده فعال داشته باشند. مردان نیز دوست دارند کسی خلوت آنها را به هم نزند. گوش کردن به سخن زنان و راحت گذاردن مردان در خلوتگاه ذهنی‌شان، احترام متقابل به شمار می‌آید.

زنان به خاطر برخورداری از دنیای احساسی شدید، به خود حق می‌دهند که در مواردی اظهار ناراحتی کنند. مردان باید این حالت برخاسته از طبیعت آنان را تحمل کنند. این یکی از رازهای صمیمیت است. هر از گاهی به آنان بگویید: طبیعی است که شما از این موضوع ناراحت باشید. وقتی زنان مشکلات خود را مطرح می‌کنند، نه برای این است که مشکل را حل کنند بلکه می‌خواهند بگویند که گفته باشند مردان در این هنگام نباید مطابق دنیای خود راه حل ارائه دهند، باید ده دقیقه سکوت کنند و گوش دهند و با گفتن عبارات کوتاهی او را به حرف زدن تشویق کنند.

پذیرش دنیای متفاوت همسران روشی برای احترام به یکدیگر است

مردان وقتی از سر کار می‌آیند، دوست دارند سردی کار با گرمی عاطفه همسران پایان یابد. زنان باید آنها را تحویل بگیرند و اگر دیدند که مرد به دنیای ذهنی خود فرو رفته، مدت کوتاهی به او کاری نداشته باشند. سپس با زمینه‌سازی او را به صحبت وادارند. بنابراین زمینه‌سازی برای برای تغییر موقعیت یکی از نمادهای احترام به همسر تلقی می‌شود.

مردان نمی‌توانند در یک زمان هم حرف بزنند، هم احساس کنند و هم بیندیشند ولی زنان می‌توانند. به همین جهت اگر زنی را به حرف زدن واداری، علاوه بر حرف زدن، احساس صمیمیت می‌کند و همزمان فکر می‌کند. احترام به زنان، فرصت سخن گفتن برای تحقق احساس و فکر است ولی مردان چون نیازمند اعتماد، پذیرش، قدردانی، تحسین، تایید و تشویق هستند. چنانچه خانم ها به گونه‌ای رفتار کنند که آنان احساس کنند که همسرانشان به آنها اعتماد دارند آنها را می‌پذیرند در کارهای کوچک نیز از آنان تشکر می‌کنند و آنان را مورد تشویق و ترغیب قرار می‌دهند و احساس می‌کنند که محترم واقع شده‌اند.

مردان، به دنبال آزادی و استقلال هستند. همسران آنها نباید با حربه هایی که در زندگی زناشویی در اختیار دارند، مردان را زیر سلطه خود در آورند و آنان را به مهره‌ای بی‌خاصیت در مدیریت و تدبیر منزل تبدیل کنند بنابراین احترام به آنها در دادن حق تصمیم‌گیری و نظارت به آنان تحقق می‌یابد. مردان و زنان گاهی با فاصله گرفتن موقت از همدیگر به روابط مرده خود شوک وارد می‌کنند و آن را حیات تازه می‌بخشند به جاست که گاهی دوری‌های یکدیگر را تحمل کنید تا قدر نزدیکی را بدانید.

زنان گاهی از بیان احساسات خود گریزانند. هنگامی که محرم رازی بیابند احساسات خود را بروز می‌دهند شما همان محرم راز باشید و اجازه دهید تا همسرتان به هر گونه‌ای که می‌پسندد، ابراز احساسات کند. او ممکن است گاهی خندان و گاهی گریان باشد. درک او، احترام به اوست. کاری کنید که او احساس کند آن گونه که هست، مورد لطف و توجه شماست و شما نمی‌توانید بدون او زندگی کنید. وقتی این احساس در او به وجود آید، شما را محرم راز می‌داند و این گونه می‌فهمد که مورد احترام شماست.

لذا، شما همان گونه که اجازه می‌دهید دیگران با شما رفتار کنند، دیگران با شما رفتار خواهند کرد. همه چیز وابسته به خود شماست. هنگامی‌ که مورد بی‌احترامی‌ قرار می‌گیرید و سکوت می‌کنید، در واقع در آن بی‌احترامی، ‌خودتان نیز سهیم هستید.

در انتها به خاطر داشته باشید که منزل باشکوه شما (رابطه)، در صورتی که به حال خود رها گردد، صرف‌نظر از آن که در ابتدا تا چه اندازه استوار و مستحکم بنا شده باشد، به مرور زمان از هم پاشیده و رو به خرابی و زوال پیش خواهد رفت. بنابراین بیاموزید با تبادل عشق و احترام روزافزون، ترک‌های هر چند کوچک منزل خود را مرمت کرده و آن را استوار و پایدار نگه دارید.

راستگویی و صداقت، در ایجاد اعتماد در رابطه ضروریست. احترام، محصول اعتماد و عشق، محصول احترام است. هر رابطه‌ای، منحصر به فرد است و برای نتیجه‌بخش بودن آن، باید مقتضیات آن فراهم گردد. هیچ راه میان‌بری، وجود ندارد. زندگی، کوتاه است، آن را هدر مشاجرات و جر و بحث‌های بی‌معنی و بی‌اهمیت نکنید.

منبع: سایت آفتاب؛ سایت ایسنا

گروه خانواده ایرانی سایت تبیان؛ تنظیم و فرآوری: نسرین صفری

فرزند جسور با ادب

پیداکردن بچه‌هایی که با جسارت بیشتری از وسایل بازی استفاده می‌کنند، اصلا سخت نیست. انگار قدم‌هایشان را محکم‌تر برمی‌دارند و از این که هر کدام از وسایل بازی جدید را حتی برای اولین‌بار امتحان کنند، ترسی ندارند، اما بچه‌هایی را هم می‌توانید ببینید که برای قدم برداشتن حتی در سطح صاف، از پدر و مادرشان کمک می‌خواهند. این تفاوت بارز رفتار به عقیده روان‌شناسان به دلیل خصوصیتی به نام «اعتماد به‌ نفس» است.

تمام والدین، برای افزایش و تقویت اعتماد به‌ نفس فرزندشان تلاش می‌کنند. کودکی را تصور کنید که برای اولین‌بار تصمیم دارد از یک پارچ آب برای خودش آب بریزد. اولین واکنش پدر و مادرها معمولا این است: «عزیزم! حواست رو جمع کن آب رو نریزی.» اما به نظرتان این جمله چطور است؟ «باریکلا که خودت برای خودت آب می‌ریزی، عزیزم!» در این مطلب، روش‌هایی برای تقویت اعتماد به‌ نفس کودک پیشنهاد شده است.

بی قید و شرط عشق بورزید

اعتماد به نفس کودک، وقتی شکوفا می‌شود که نوعی علاقه بی‌قید و شرط را ببیند، عشقی که می‌گوید: «دوستت دارم، هر که باشی و هر چه انجام بدهی». وقتی کودکتان را صرف نظر از توانایی‌هایش، مشکلاتش، اخلاقش، یا قدرتش می‌پذیرید، به او بیشترین کمک را می‌کنید. بنابراین، او را در عشق خود غرق کنید. او را تا می‌توانید بغل کنید، ببوسید و به پشتش بزنید و فراموش نکنید به او بگویید که چقدر دوستش دارید. وقتی مجبورید در موردی به او تذکر بدهید، به او بفهمانید تذکر شما در مورد رفتارش است و نه خودش. مثلا، به جای این که بگویید «خیلی پسر شرّی هستی. چرا درست نمی‌شی؟ به او بگویید، «لطفا تو خونه فوتبال بازی نکن. فوتبال بازی بیرون از خونه است».

الگوی مثبتی برایش باشید

حتما شما هم چند بار در دوران نوجوانی‌ چنین جمله‌هایی را به زبان آورده‌اید: «آرزو دارم این کار را انجام دهم، اما نمی‌توانم.» این جمله‌های منفی که ناشی از ناتوانی‌ در انجام امور است، به رفتار والدین مرتبط است. کودکان دقیقا از رفتار پدران و مادران، الگوبرداری می‌کنند. پس اگر مشغول انجام کاری هستید و مستاصل هم شده‌اید، از این جمله استفاده نکنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم اما اصلا نمی‌توانم تا آن موقع این کار را انجام دهم.» با بیان چنین جمله‌هایی غیرمستقیم به فرزندتان، نداشتن اعتماد به‌ نفس را منتقل می‌کنید. حتی اگر قادر به انجام کاری نیستید، مثبت صحبت کنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم. هنوز نتوانسته‌ام ولی تمام تلاشم را انجام می‌دهم و مطمئنا به نتیجه دلخواهم می‌رسم. با یک برنامه‌ریزی صحیح، حتما می‌توانم انجامش دهم.» در تمام این مدت، فرزند شما به گفته‌هایتان گوش می‌دهد و به این که با یک کار سخت چگونه برخورد می‌کنید، توجه دارد.

خوب گوش کنید

اگر کودکتان نیاز به حرف زدن دارد، بایستید و به چیزی که برای گفتن دارد، خوب گوش دهید. او نیاز دارد احساس کند که افکارش، احساساتش، خواسته‌ها و نظراتش مهم هستند. به او کمک کنید با نام گذاشتن روی احساساتش، با آنها راحت کنار بیاید. بگویید «می‌فهمم که ناراحتی چون نمی‌توانی به آن مهمانی بروی». با پذیرفتن احساساتش بدون قضاوت درباره آنها، به احساسات او اعتبار می‌بخشید و نشان می‌دهید که برای چیزی که می‌خواهد بگوید ارزش قایلید. اگر احساسات خودتان را با او سهیم کنید مثلا اگر بگویید:«من نگران مامان بزرگم. خیلی مریضه»، او هم در بیان احساسات خودش اعتماد به نفس پیدا می‌کند.

بخش مهمی از شکل‌گیری اعتماد به‌ نفس کودک به انتخاب‌های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب‌های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب‌های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد

محدودیت‌ها را یادش بدهید

چند قانون منطقی برای کودک خود وضع کنید. مثلا، اگر به او می‌گویید که موقع دوچرخه سواری در خیابان باید کلاه سرش بگذارد، اجازه ندهید بدون کلاهش به خانه دوستش برود. اگر بداند که بعضی قوانین خانوادگی نقشِ روی سنگ شده‌اند، احساس امنیت بیشتری می‌کند و به زودی بر طبق انتظارات شما، زندگی خواهد کرد. فقط بکوشید واضح و باثبات باشید و نشان دهید که به او اعتماد دارید و از او انتظار دارید که کار درست را انجام دهد.

بگذارید ریسک کند

به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، این که راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاش کند، ارزشمند است و بخش زیادی از کار را پیموده است اما این تفکر، مخصوص افرادی است که اعتماد به‌ نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی‌ترسند. فرزندتان را ترغیب کنید در فعالیت‌های گروهی در مدرسه‌ مانند عضویت در تیم‌های ورزشی، گروه‌های موسیقی یا حتی گروه‌های علمی شرکت کند. با این کار، او فرصت نشان دادن توانایی‌هایش را به دست می‌آورد و حتی ممکن است در این گروه‌ها به عنوان سرگروه نقش‌هایی را بر عهده بگیرد که در تقویت اعتماد به‌ نفس او نقش زیادی خواهد داشت.

اقدام دیگری که می‌توانید انجام دهید، برنامه‌ریزی برای گردش‌های کوتاه اما هیجان‌انگیز خانوادگی است؛ دوچرخه‌ای کرایه و مسیری را از قبل انتخاب کنید و به فرزندتان بگویید یک گردش غیرمنتظره دارید. مسیر حرکت را به او نگویید. بگذارید در عمل انجام شده قرار بگیرد، ترس را بیازماید و اعتماد به‌ نفسش افزایش پیدا کند.

مسابقه‌های ۲ نفری بین خودتان و او ترتیب دهید؛ بذرهای یک گیاه خاص را تهیه کنید و از فرزندتان بخواهید آن را بکارد و مسئولیت پرورشش را بر عهده بگیرد. با دیدن روند رشد گیاه شما و رسیدگی‌تان به آن، او هم ترغیب می‌شود این کار را انجام دهد و ترس از انجام کارهای انفرادی کم‌کم در وجودش از بین می‌رود.

به او حق انتخاب بدهید

وقتی برای خرید لباس کودک می‌روید، به هماهنگ‌کردن رنگ‌های لباس‌های مختلف توجه می‌کنید اما ممکن است فرزندتان رنگ‌هایی را انتخاب ‌کند که خیلی هم با هم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ‌ها بپوشد. این که کودک شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب کند، خیلی بهتر از این است که همیشه شما انتخاب کنید.

به او حق انتخاب بدهید. بخش مهمی از شکل‌گیری اعتماد به‌ نفس کودک، به انتخاب‌های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب‌های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب‌های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد.

به اندازه ستایشش کنید

برای تشویق کودکتان هم حد و مرزی قائل شوید. این که دختر ۱۰ ساله شما از دستمال کاغذی برای پاک کردن لبش هنگام غذاخوردن استفاده می‌کند، امری بدیهی است و نیازی نیست بابت این کار هدیه‌ای دریافت کند. بچه‌ها خیلی سریع همه چیز را می‌آموزند و شما به صورت ناخودآگاه به این دلیل که حس پدر و مادری دارید، آنها را تشویق می‌کنید. این که کودک را تشویق می‌کنید، بسیار عالی است اما به او حسی واقعی ببخشید و این حس را اغراق‌آمیز نکنید. در غیر این صورت فکر می‌کند این کارهای ساده هم حتما خیلی سخت بوده و فقط او از عهده انجامش برمی‌آید.

بگذارید مشکلاتش را خودش حل کند

بچه‌ها با حل مشکلاتشان، اعتماد به‌ نفسشان را تقویت می‌کنند و به توانایی‌های خود پی می‌برند. آیا فرزندتان را در حالی که مشغول پیداکردن یک تکه پازل است فقط تماشا می‌کنید یا سریع تکه پازل گمشده را برایش پیدا می‌کنید؟ آیا وقتی به سختی مشغول بستن دکمه‌های لباس با بند کفشش است، سرزنشش می‌کنید و خودتان انجام این کار را به عهده می‌گیرید یا اجازه می‌دهید برای چند بار دکمه‌ها را جابجا ببندد یا بند کفشش وسط راه باز شود؟ مطمئن باشید اگر بتواند این کارهای ساده را بارها اشتباه انجام دهد، حتما در آینده، با اعتماد به‌ نفس بیشتری مشکل‌های بزرگ‌تر را به تنهایی حل می‌کند.

فرآوری: نسرین صفری

بخش خانواده ایرانی تبیان

درگوشی کاملا محرمانه برای مردان

مردها می‌گویند دنیای زنان، عجیب و غریب است. آنها به راحتی همسران‌شان را به بی‌فکری و غیرمنطقی بودن متهم می‌کنند…

مردها گاهی به حال این زن‌های همیشه حساس و همیشه مشکوک، افسوس می‌خورند اما واقعیت این است که زنان نه از مردها کم‌هوش‌ترند و نه بی‌فکرتر. آنها تنها دنیا را از دریچه دیگری می‌بینند و به موضوعات از بعد دیگری نگاه می‌کنند. زبانی که زنان صحبت می‌کنند بسیار متفاوت‌تر از زبانی است که مردان با آن حرف می‌زنند. مثلا وقتی خانمی می‌گوید: «دیگر راجع به این مساله حرف نزن، نمی‌خواهم چیزی بشنوم»، در واقع منظورش چیزی غیر از گفته‌هایش است. او با زبان بی‌زبانی قصد دارد فرد مقابلش را متوجه کند که این موضوع نه‌تنها برایش مهم بوده، بلکه بشدت باعث ناراحتی‌اش هم شده است؛ اما اگر یک مرد چنین حرفی بزند، بی‌گمان قصدش همانی است که بیان کرده است. این موضوع ساده، فقط نمونه‌ای از رازهای دنیای متفاوت زنان و مردان است. چنین تفاوت‌های شخصیتی، در تمام وجوه زندگی زنان و مردان مشهود است. بنابراین روان‌شناسان معتقدند شناخت و کشف هر یک از آنها برای یک زندگی مشترک موفق، لازم و ضروری است.
بی‌اطلاعی از هر یک از رازهای زنانه، ممکن است خواه‌ناخواه مردان را مرتکب اشتباهی در قبال آنها کند، اشتباهاتی که ممکن است کل زندگی مشترک را تحت‌ تاثیر قرار دهد.
بهتر است تا دیر نشده از آنچه در دنیای زنان می‌گذرد، باخبر شوید تا بتوانید رابطه بهتری را با نامزد و همسر آینده‌تان بسازید. شاید تمام مشکلات به این دلیل اتفاق می‌افتد که شما هیچ چیز از زنی که قرار است شریک زندگی‌تان باشد نمی دانید.
در ادامه این نوشتار، برای این که مردان براحتی بتوانند شخصیت زنان را کشف و رفتار همسرشان را رمز‌گشایی کنند، به چند مورد از رفتارهای منحصرا زنانه اشاره می‌کنیم.

بگذارید جای زندگی را انتخاب کند

شاید فکر کنید علاقه همیشگی زن‌ها به همسران‌شان برگ برنده شماست؟ شاید اینطور باشد اما گاهی هم این ویژگی مسئولیت شما را در مراقبت از همسرتان و تامین نیاز عاطفی‌اش بیشتر می‌کند. تا پایان عمر باید به یاد داشته باشید که ارتباطات برای زن‌ها از آب حیات هم واجب‌تر است. آنها حتی بعد از ازدواج هم بیشتر از مردها به بودن در کنار دوستان، خانواده پدری و اعضای فامیل‌شان احتیاج دارند. قرار نیست به‌خاطر در نظر گرفتن این اصل، به همسرتان اجازه دهید که به خانواده یا اطرافیانش وابستگی اغراق شده داشته باشد و استقلال زندگی بعد از ازدواجش را از بین ببرد، بلکه باید به او این حق را بدهید که در صورت دور بودن از عزیزانش به شکل غیرقابل جبرانی، دلتنگ و افسرده شود. قرار نیست همه وقت‌تان را در کنار نزدیکان او بگذرانید و از بودن با کسانی که دوست‌شان دارید محروم شوید، بلکه کافی است کمی هم احساسات لطیف او را در نظر بگیرید و به او اجازه بروز این احساسات را بدهید.
برای درک بهتر احساسات همسرتان بهتر است علت سکوت و خاموشی او را جویا شوید. با بیان عبارات معجزه‌آسایی چون «عزیزم چه چیزی باعث ناراحتی‌ات شده؟»، «در ذهنت چه می‌گذرد؟»، «از این که دلخوری، متاسفم» و… احساسات همسرتان را دریابید و تمام تلاش خود را برای درک شرایط روحی و روانی‌اش به کار گیرید.

گفتگوی صمیمانه فراموش نشود

برای یک زن، ارتباطاتش باارزش ترین دارایی‌های زندگی است. از همان دوستی‌های کودکی گرفته تا روابط خانوادگی و بعد هم ارتباط عاطفی، همه و همه برای زن‌ها از هر داشته دیگری باارزش‌تر است. بنابراین بهتر است.

قدرت یک گفتگوی ساده و صمیمانه را دست‌کم نگیرید. با استفاده از عبارات معجزه‌گری چون «دوست دارم بیشتر از خودت برایم بگویی»، «منتظر شنیدن صدای زیبایت هستم»، «من به حرف‌هایت علاقه‌مندم»، «دلت می‌خواهد راجع به چه چیزی با هم صحبت کنیم» و… می‌توانید همسرتان را به یک گفتگوی دوستانه و عاشقانه دعوت کنید.
یادتان باشد فقط به گفته‌های شیرین یا تلخ او گوش بسپارید. سعی کنید تا وقتی همسرتان از شما راه‌حلی نخواسته، چیزی نگویید و حل مساله نکنید، چون همسرتان به دنبال کلیدی برای حل مسائلش نیست، بلکه او فقط دو گوش شنوا می‌خواهد و یک همدل.

پای سقراط را وسط نکشید

اگر می‌خواهید چالش‌های میان شما و همسر‌تان زیاد نشود، بهتر است دنیا را از دریچه دید او ببینید. درست است که زن‌ها به همان اندازه مردها ذهنی رشد یافته دارند و از پس دیدن واقعیات زندگی بر می‌آیند، اما آنها در اغلب موارد، واقعیات را به شکل دیگری می‌بینند. اگر شما در مورد یک موضوع جدی برای همسرتان استدلال بیاورید، در کمال ناباوری، واکنش عاطفی و هیجانی او را می‌بینید و گاهی از ادامه دادن بحث منصرف می‌شوید. باید بپذیرید که زن‌ها به اندازه شما از پس کنترل احساسات و حفظ خونسردی شان برنمی‌آیند، پس اگر می‌خواهید در مورد موضوعی با او بحث کنید و به نتیجه منطقی برسید، از کوره در نروید و به جای سرکوب احساساتش به او برای کنترل آنها کمک کنید. البته این اتفاق همیشه به ضرر شما نیست، چراکه با استفاده از این ویژگی، می‌توانید با گفتن «دوستت دارم» به دلخراش‌ترین بحث‌ها پایان دهید.
درگوشی کاملا محرمانه برای مردان

مشکلات را در همان لحظه حل نکنید

دنیای زن‌ها، دنیای توصیف و جزئیات است. برخلاف مردها که همیشه به دنبال کوتاه‌کردن راه و حل کردن مشکلات هستند، زن‌ها دوست دارند در زمان دلتنگی در مورد مشکلات‌شان صحبت کنند و به جای حل کردن‌شان، احساس همدردی فرد مقابل‌شان را به دست بیاورند. وقتی همسر آینده‌تان با شما از نگرانی‌هایش درمورد مراسم عروسی صحبت می‌کند، انتظار ندارد که شما مراسم را به شکلی دیگر برگزار کنید، بلکه تنها می‌خواهد این جمله را بشنود:«نگران نباش، همه چیز را درست می‌کنم.» اگر نمی‌خواهید زن مورد علاقه‌تان را ناامید کنید، در زمان صحبت کردنش به فکر راه حل نباشید و به بحث پایان ندهید، بلکه به او اجازه بیان آنچه در سر دارد را بدهید و با یک همدردی ساده، مشکلی که در ذهن آزارش می‌دهد را حل کنید. گمان نکنید که همیشه باید با یک جمله دندان‌شکن به حرف‌های همسرتان پاسخ دهید. گاهی تنها کافی است شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید که درکش می‌کنید.

حرف‌هایش را وارونه ببینید

گرچه مردها حرف‌های‌شان را صریح و مستقیم می‌زنند، اما زن‌ها همیشه دقیقا آنچه می‌گویند را نمی‌خواهند. زن‌ها گمان می‌کنند که همسرشان باید از ذهن آنها خبر داشته باشد و بدون هدایت آنها، همه چیز را بفهمد. اما مردها عقل‌شان به گوش‌شان است و تنها آنچه را که می‌شنوند باور می‌کنند.
اگر نمی‌خواهید این موضوع زندگی مشترک شما را به خطر بیندازد، بعد از شنیدن هر جمله از طرف همسر آینده یا امروزتان، به منظور احتمالی که می‌تواند پشت حرفش باشد توجه کنید. یادتان نرود که زن‌ها حتی در زمانی که آزاردهنده ترین جملات را بیان می‌کنند، در انتظار جلب محبت شما هستند. پس اگر واقعا نمی دانید که مشکلش چیست و چه می‌خواهد، با مهربانی و آرامش پیشقدم شوید و از حرف‌های او سر دربیاورید. باور کنید که یک صدای آرام، یک چهره حمایتگر و بیان چند جمله عاشقانه می‌تواند پیچیده‌ترین مشکلات را هم حل کند.

سکوت زنان را جدی بگیرید

مردها به اشتباه فکر می‌کنند بهترین راه مواجهه با سکوت زن، رها‌کردن او به حال خودش است، بنابراین به همسرشان اجازه می‌دهند در خلوت بی‌کلام خود، تا هر زمان که دوست دارند، بمانند تا شاید دردشان التیام یابد. درحالی که این راهکار نه‌ تنها اثری عکس دارد، بلکه به طولانی‌شدن سکوت منجر شده و شرایط را وخیم‌تر می‌کند. بنابراین توصیه می‌شود، نسبت به سکوت همسرتان بی‌تفاوت نباشید. بدانید در شرایط سکوت، همسرتان بیش از هر زمانی دیگر، نیازمند دلسوزی و همراهی شماست. حضور پررنگ شما، به همسرتان احساس امنیت می‌دهد و زمینه‌ای را برای ابراز احساسات واقعی‌اش فراهم می‌کند.
برای درک بهتر احساسات همسرتان بهتر است علت سکوت و خاموشی او را جویا شوید. با بیان عبارات معجزه‌آسایی چون «عزیزم چه چیزی باعث ناراحتی‌ات شده؟»، «در ذهنت چه می‌گذرد؟»، «از این که دلخوری، متاسفم» و… احساسات همسرتان را دریابید و تمام تلاش خود را برای درک شرایط روحی و روانی‌اش به کار گیرید.

منبع: بخش خانواده ایرانی سایت تبیان؛ فرآوری: نسرین صفری

با بی‌توجهی همسرم چه کنم؟

مشکل بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر، از دو اصل اساسی ذیل ناشی می‌شود:

– تربیت نادرست زن یا مرد

– عکس العمل و تقابل به مثل نسبت به رفتار زن یا مرد

در زمینه اصل اول که بیشتر نمود پیشگیری دارد، بایستی والدین را با اصول و شیوه‌های تربیتی صحیح آشنا ساخته و در این مسیر رهنمون بود تا بدین طریق، فرزندان با هنر درست زیستن و مهارت حل مسئله آشنا شوند. اما در اینجا برای زوجینی که با این مسئله همسر، به لحاظی تربیتی، مشکل دارند توصیه می‌شود مستاصل نشوند و آگاه به این مطلب باشند که همسرشان به دلیل شرایط تربیتی نادرست، مرتکب چنین رفتارهایی می‌شود و ذاتا این چنین نیستند؛ لذا، همسرتان با قدری تحمل و صبر شما قابل تغییر است و شما می‌توانید یادگیری‌زدایی کرده و رفتارهای جدید را به او بیاموزید، در فضای بدون تحقیر و سرزنش، فقط درباره مشکل با او گفتگو کنید و به او بگویید حاضر هستید در رفع این مسئله به او کمک کنید و این ادعا را در عمل ثابت نمایید. اما در مورد اصل دوم، آگاهی از راهکارهای مواجه و حل و فصل مشکل و کاربرد آنها ضروری به نظر می‌رسد.

زوجین درگیر با این معضل، بهتر است تدابیر ذیل را برای رفع مشکل بین یکدیگر به کار گیرند:

– رجوع و بازنگری رفتار و نوع ارتباط خود با همسرتان را، در اولین اولویت اصلاح رابطه‌تان قرار دهید. بدون سوگیری و پیشداوری، به عبارتی به صورت عادلانه و منصفانه، خود و رابطه‌تان را با پرسش و پاسخ‌های از قبیل: ” آیا رفتار من سبب بی‌توجهی همسرم شده است؟!، کدام رفتار من باعث آن شده است؟ چه موقع و در چه شرایطی آن رفتار را انجام دادم؟ عکس العمل همسرم چه بود؟ و …” محک بزنید و نقاط ضعف و قوت خود و همسرتان را بیابید.

نکته: توصیه می‌شود هر یک از زوجین، ابتدا به طور انفرادی، خود را در محکمه‌ای که در ذهن دارند، به قضاوت بنشانند و پس از یافتن ریشه مشکل و آگاهی از درجات قصور خود و همسر و نحوه واکنش هر یک از طرفین، آن را در محفلی دوستانه و بی‌غرضانه داوری کرده و حل نمایند.

نکته: برای کسب نتیجه مثبت، توصیه می‌شود: قصور و کوتاهی خود را به پای دیگری ننویسید و هر یک از طرفین شجاعانه و با جرات عیوب و کاستی خود را بپذیریند و درصدد رفع آن برآیند.

– یادتان باشد دومین اصل موفقیت، هنر شما و همسرتان در گفتگوی موثر است. رعایت نکات ذیل ضمن گفتگو ضروری است:

رجوع و بازنگری رفتار و نوع ارتباط خود با همسرتان را، در اولین اولویت اصلاح رابطه‌تان قرار دهید

* زمان و شیوه بیان بسیار مهم است. در یک زمان مناسب با لحن آرام به گفتگو بپردازید.

*هرگز در بیان ایرادات و اشتباهات همدیگر، از ضمیر تو استفاده نکنید. شما بهترین ضمیر خطاب در چنین مواقعی است و قدرت اثرپذیری و نفوذ کلام شما را صد برابر می‌کند، چرا که شما با بیان این واژه سحرآمیز، حس انتقاد و تخطئه کردن را در طرف مقابلتان ایجاد نمی کنید.

* هرگز از عباراتی استفاده نکنید که منزلت و شان شخصیتی و خانوادگی یکدیگر را زیر سوال ببرد.

* جدا از سرزنش، از مقایسه منفی و تهدید بپرهیزید.

* دلخوری‌ها، دل‌مشغولی‌های ذهنی، نیازها و خواسته‌هایتان را بیان کنید اما از عبارات داوری کننده، انتقادآمیز اجتناب کنید.

*هیچ وقت یکدیگر را محکوم نکنید و مسبب بی‌توجهی خود قلمداد نکنید.

*صادقانه صحبت کنید و بدون هیچ رو دربایستی و با حفظ حریم و احترام، اندیشه و احساس خود را راجع به بی‌توجهی بیان کنید و از او نیز بخواهید چنین کند.

– از همسرتان بخواهید به شما بگوید: از نظر او کدام رفتار شما بی‌توجهی قلمداد می‌گردد و چه رفتاری انجام دهید برای او به منزله توجه و ارادت است.

– قبل از تصمیم‌گیری بیندیشید و به دنبال یک راه حل اساسی باشید و احساساتی اندیشه و رفتار نکنید.

– در فکر سازندگی باشید نه تخریب زندگی. برخی مواقع مشاهده می‌شود که یکی از زوجین برای خاتمه دادن به مسئله، سکوت اختیار کرده و یا گاهی اوضاع را متشنج می‌سازند و با پاک کردن صورت مسئله، مشکل را پابرجا و پایدار باقی می‌گذارند، زوجین عاقل سعی می‌کنند با کوشش و خطا راه حلی قطعی بیابند نه راه حل موقت و یا گاهی پایداری شرایط نامناسب و یا وخیم‌تر شدن آن.

– لجبازی نکنید و از طفره رفتن و امتناع از پذیرش قصور خود بپرهیزید .

– اگر گفته‌های همسرتان حقیقت داشت، با کمال میل آن را بپذیرید و از عذرخواهی کردن نهراسید و به او قول دهید با کمک او و ممارست خود سعی خواهید کرد در رفتار خود بازنگری و تغییر ایجاد کنید.

– اگر طرح مسئله به صورت مستقیم ممکن نباشد، با کمک فردی که امین و عاقل و ماهر است مسئله را مطرح کنید و با مشورت او و با کمک یکدیگر مشکل را حل کنید. در صورت لزوم برای مشاوره به فردی امین و کاردان مراجعه کنید.

در نهایت باید یاد آور شویم تغییر، کاری است بسیار صعب و دشوار، اما اگر شما و همسرتان بخواهید پیمودن این مسیر بسیار سهل و آسان است؛ البته به دو شرط، یکی آن که همراه و پشتیبان یکدیگر باشید، دیگر آن که صبور و بردبار. با اجرای این دو شرط، خواهید دید که سرانجام به سود شماست و همسرتان نیز از تغییر رفتار شما استقبال خواهد کرد و آرام آرام، عکس العمل منفی خود را درست خواهد نمود.

منبع: تبیان؛ نسرین صفری

نگاه کنجکاوانه یک نوجوان

نوجوانی همچو آذرخشی در بهار عمر است که به ناگاه فرا می رسد و آسمان زندگی را نور باران می کند؛ و یا همچون دشت‌های پوشیده از شقایق است که باید از آن گذر کرد تا به قله‌های رفیع و مغرور جوانی رسید؛ قله‌هایی که ریشه در خاک و سر در افلاک دارند.

نوجوانان چه کسانی هستند؟

نوجوانی، مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی است، نوجوانان از بعضی جهات، شبیه کودکان هستند، با این حال، تغییرات بسیاری که در این مرحله روی می دهد، آنها را متقاعد می‌سازد که تفاوت‌های زیادی با کودکان دارند، به همین دلیل، ما بعضی رفتارهای بزرگسالان را در نوجوانان می بینیم، اما در غالب اوقات آنها مانند بزرگسالان رفتار نمی کنند. به تدریج که نوجوانان بالغ می شوند، همانندی کمتری با کودک و شباهت بیشتری با بزرگسال از آنها مشاهده می شود.

روان‌شناسی نوجوانی، عبارت است از مطالعه رشد و تحول جسمانی، شناختی، شخصیتی و اجتماعی در آدمی، از آغاز بلوغ تا هنگام پذیرش مسئولیت‌های بزرگسالان در جامعه. این تغییرات اغلب بین سنین ۱۳ تا ۲۲سالگی روی می دهند.

به عبارتی، بلوغ، بخشی از دوره نوجوانی و قسمتی از دوره کودکی است. به همین دلیل رفتار نوجوان، نوعی عدم تعادل دارد، او از یک سو هنوز پیوند خود را از قلمرو کودکی قطع نکرده و از دیگر سو، به عنوان یک جوان در جامعه، پذیرفته نمی شود، لذا نوعی نوسان شخصیتی در برخوردهای وی مشاهده می شود.

دید نوجوانان نسبت به مسائل چگونه است؟

ابتدا خودتان را به جای فرزندتان قرار دهید و تا زمانی که این کار را نکنید و از دید او به مسایل نگاه نکنید، می‌توانید با او ارتباط برقرار کنید.» این جمله‌ای است که بسیاری از روان‌شناسان کودک و نوجوان روی آن تکیه می‌کنند و معتقدند باید با شیوه نگرش یک نوجوان آشنا شوید. به همین‌ منظور سعی کنید به دوران نوجوانی خود برگردید و احساسات، امیدها و ایده‌هایی را که داشتید، به یاد آورید. بسیاری از والدین این دوران از زندگی خود را فراموش می‌کنند و در برخورد با نوجوانشان خودخواهانه تصمیم می‌گیرند. تصور کنید شما یکی از تیزهوش‌ترین نوجوانان جهان هستید ولی برای فردی کار می‌کنید که بزرگ‌تر از شما است ولی به اندازه شما باهوش نیست و شما مجبورید برطبق خواسته‌های او رفتار کنید. در چنین وضعیتی چه احساسی خواهید داشت؟

بلوغ و نوجوان

بسیاری از پژوهشگران معتقدند، نوجوانان با ورود به سن بلوغ، تیزهوش می‌شوند و به مرور زمان اطلاعات عمومی آنها بالا می‌رود و سعی می‌کنند برای هر پرسش، جواب قانع‌ کننده‌ای داشته باشند. طبیعی است که در این هنگام هوش و ذکاوت دوستان آنها هم افزایش می‌یابد. کودکانی که شما سال‌ها می‌شناختید، ناگهان مهارت‌های بسیار زیادی به دست می‌آورند و اگر سخنی از دوستان خود بشنوند آن را حقیقت محض تلقی می‌کنند. «نوجوان من زمانی درباره همه چیز با خانواده حرف می‌زد ولی وقتی به سن بلوغ رسیده حرف کمتری برای گفتن دارد.» این جمله‌ای است که بسیاری از مراجعه‌کنندگان به کلینیک‌های روان‌شناسی کودک و نوجوان به پزشکان می‌گویند و به دنبال چاره‌ای برای آن می‌گردند. نوجوان با رسیدن به دوران بلوغ، به پرسش‌ها خیلی کوتاه و فشرده پاسخ می‌دهد و رازهایش را با دوستان خود مطرح می‌کند.

هیچ وقت برای تغییر رفتار فرزندتان از زور استفاده نکنید چرا که در صورت انجام چنین کاری شما مسوول تغییر رفتار فرزندتان هستید نه او. اگر جایی حق با فرزند نوجوانتان بود، جبهه‌گیری نکنید تا بداند آزادی انتخاب دارد و شما خواسته خودتان را به او تحمیل نمی‌کنید

نوجوان زودرنج

در سنین بلوغ، عصبانیت، زودرنجی و تاثیرپذیری از دوستان افزایش می‌یابد و نوجوان به دلیل تمایلی که به گذراندن وقت با هم‌سن و سالان خود دارد، از فعالیت‌های خانوادگی دوری می‌کند. اگر برای انجام کاری از آنها کمک بخواهید، ناراحت می‌شوند و غرورشان جریحه‌دار می‌شود و اگر دوست‌شان همراه آنها باشد، ممکن است دعوت شما را برای گردش قبول نکنند. نوجوانان دوست دارند مانند هم‌سن و سال‌های خود لباس بپوشند و هویت خودشان را از این طریق ابراز کنند بنابراین هر لباسی که مد شود، به سرعت در میان نوجوانان رواج پیدا می‌کند. فراموش نکنید که در سنین بلوغ، افت تحصیلی اتفاق می‌افتد زیرا فعالیت‌های بیشتری وارد زندگی نوجوانان می‌شود. بازی فوتبال، توجه به جنس مخالف، مکالمات تلفنی و مهمانی‌های دوستانه از جمله فعالیت‌هایی است که در مراحل سنی قبل وجود نداشت.

حریم خصوصی

نوجوانان تمایل دارند بیشتر وقت خود را در اتاقشان و تنها بگذرانند. شاید به این دلیل که نمی‌خواهند با والدینی که مسایل آنها را درک نمی‌کنند، مواجه شوند. اگر تلفن، تلویزیون و ضبط صوتی در اتاق آنها باشد فقط در مواقع ضروری از اتاق خود خارج می‌شوند. یکی از دیگر دلایلی که نوجوانان بیشتر اوقات خود را در تنهایی سپری می‌کنند، این است که در این سنین به خواب بیشتری نیاز دارند و در روزهای تعطیل، اغلب تا ظهر می‌خوابند. تغییر دیگری که در سنین بلوغ رخ می‌دهد، نیاز به داشتن حریم خصوصی است و والدین باید به این حقوق نوجوان خود احترام بگذارند. نوجوان در دوران بلوغ تصور می‌کند خانواده او گنجی دارد که تمام نشدنی است و به همین دلیل بدون هیچ محدودیتی با تلفن صحبت می‌کند. از هر گونه بحث، نصحیت مستقیم و سر و صدا راه انداختن افراطی پرهیز کنید.

باز هم بلوغ

سن بلوغ، دورانی است که بسیاری از والدین فرزندان خود را تنبل می‌نامند. البته این به معنی این نیست که نوجوان‌شان فعالیت ندارد بلکه فقط در کارهای خانه به والدین کمک نمی‌کند و خود را با کارهای دیگری مانند تفریح با دوستان، تلفنی حرف زدن، گوش کردن موسیقی و…. سرگرم می‌کند. وجود این روحیات در نوجوانان طبیعی است و اگر برخی از نشانه‌های گفته شده را در نوجوان خود مشاهده کردید، آگاه باشید که او در حال گذراندن مرحله بلوغ است و باید خود را با شرایط او وفق دهید تا نوجوانتان از شما فاصله نگیرد

اعتماد و مسوولیت را به خاطر بسپارید

اگر چه ارتباط میان والدین و فرزندان اهمیت بسیاری دارد ولی نوجوانان همیشه با بحث و گفتگو قانع نمی‌شوند. بعضی از آنها اول باید به یک رفتار عادت کنند و بعد تفکرشان تغییر کند. از هر گونه بحث، نصحیت مستقیم و سر و صدا راه انداختن افراطی پرهیز کنید. انتظارات و مجازات‌ها را قبل از انجام هر عمل نامناسبی برای نوجوان خود معین کنید تا فرزندتان مسوولیت‌ عمل خود را برعهده گیرد و کسی غیر از خود او مسوول پاداش یا مجازات نباشد. هیچ وقت برای تغییر رفتار فرزندتان از زور استفاده نکنید چرا که در صورت انجام چنین کاری شما مسوول تغییر رفتار فرزندتان هستید نه او. اگر جایی حق با فرزند نوجوانتان بود، جبهه‌گیری نکنید تا بداند آزادی انتخاب دارد و شما خواسته خودتان را به او تحمیل نمی‌کنید.

فرآوری: نسرین صفری؛ بخش خانواده ایرانی تبیان

یک مسئله زنانه در دختران نوجوان

بلوغ، مرحله‌ای بحرانی از زندگی انسان است و به شهادت تاریخ، حتی جوامع بدوی شروع بلوغ را جشن می‌گرفتند. نوجوانی، که با بلوغ جنسی شروع می‌شود، دوره‌ای است که طی آن نوجوان از مرز بین کودکی و بزرگسالی عبور می‌کند.

با توجه به اینکه بخش عظیمی از جمعیت جهان را نوجوانان تشکیل می‌دهند، پرداختن به مسائل مختلف مربوط به نوجوانان اهمیت خاصی دارد و بررسی‌های جهانی حاکی از توجه خاص کشورها به مقوله بلوغ و نوجوانی است.

در این میان سلامت دختران به دلایل مختلف فرهنگی و اجتماعی در مقایسه با پسران، اهمیت بیشتری دارد، زیرا بلوغ مرحله‌ای است که نه تنها در مراحل بعدی زندگی دختران، بلکه بر زندگی فرزندان آنها نیز موثر است. این درحالیست که متأسفانه عدم آگاهی و ضعف نگرش و نیز رفتار نادرست نوجوانان در مورد سلامت جسمی، روحی و روانی بلوغ، مشکلاتی چون ازدواج‌های ناموفق، نازایی، حاملگی‌های زودرس و پرخطر و بیماری‌های روانی از جمله اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد.

یکی از تغییرات بارز دوره بلوغ در دختران، عادت ماهانه است. این اتفاق از دو جنبه کودکان را دچار اضطراب می‌کند. دلیل آن را نیز می‌توان در دو نکته عنوان کرد؛ نخست ناشناخته بودن فرایند این تغییر و احساس ابتلا به بیماری یا مشکلی خاص در نوجوان و دوم ناتوانی در کنترل شرایط در دوره عادت ماهانه است.

در مطالعه‌ای که در سال ۱۹۹۸ بر روی دختران نوجوان انجام شد، مشخص شد دخترانی که قبل از وقوع قاعدگی از آن مطلع و آماده آن بوده‌اند، آن را پدیده‌ای فیزیولوژیک دانسته‌اند، اما کسانی که آگاهی و آمادگی لازم را نداشته‌اند آن را حادثه‌ای وحشت‌آور و ترسناک تلقی کرده‌اند.

برای آنکه فرزند شما با فرآیند این مسئله آشنا شده و هراسش از این اتفاق از بین برود و از طرفی بتواند در این دوره زندگی و فعالیت عادی داشته باشد، باید همه مسائل مربوط به این اتفاق ماهانه و دائمی را برای او توضیح بدهید.

بلوغ دختران را به آنها تبریک بگویید

رفتارهای والدین در لحظه حساس بلوغ برای دختران خاطره‌ای ماندگار خواهد شد. پس چه بهتر است که والدین خاطرات خوشی را برای فرزندانشان رقم بزنند.

بهترین برخورد یک مادر در برخورد با دخترش که دچار اولین قاعدگی شده، این است که به او تبریک بگوید، به این جهت که او هم وارد جامعه بانوان شده و بالاخره مرز کودکی را رد کرده و می‌تواند به واسطه همین بالغ شدن روزی طعم مادری را بچشد.

فرزند خود را از چگونگی بلوغ آگاه کنید

مادران قبل از وقوع بلوغ و شروع اولین قاعدگی از چند وقت قبل، با بیان حالت‌ها‌ و چگونگی این دوران، دخترانشان را از نظر ذهنی آماده کنند تا فرزندانشان به محض رویت قاعدگی گیج و دستپاچه نشوند.

زمان بیان شرایط بلوغ برای هر دختری متفاوت است و تشخیص زمان مناسب بر عهده مادران است. بهتر است این مباحث را در زمانی که دختران در ایام امتحانات و استرس‌ها‌ی درسی نیستند بیان کرد و خوب است با توجه به رشد جسمی دختر این مباحث پیگیری شود؛ به عنوان مثال وقتی که مادر متوجه جوانه زدن نوک پستان‌ها‌ در دخترش شد، بهترین زمان بیان این شرایط و آمادگی دادن برای دوران بلوغ است. هر چند که اولین قاعدگی به اندازه خود برای دختران استرس‌آور است، ولی مادران می‌توانند با توضیحات و آموزش‌ها‌ی لازم قبل از بلوغ، میزان این تنش و استرس را تا حد زیادی پایین آورند.

از شنیده‌های او آغاز کنید

در دوران بلوغ، اغلب بچه‌ها درباره موضوع «عادت ماهانه» جسته و گریخته نکته‌هایی را می‌شنوند و درباره آن صحبت می‌کنند؛ بنابراین فرزند شما هم ممکن است درباره این مسئله نکته‌هایی را در مدرسه شنیده باشد. اگر درباره این مسئله یا مسئله بارداری از شما سوال کرد، او را دعوا نکنید. صحبت کردن درباره این مسئله در مدرسه کاملا عادی است. به جای بازخواست او، از فرزندتان بپرسید چه حرف‌هایی درباره این موضوع شنیده است؟

صبر کنید تا کاملا مسئله را برای شما توضیح دهد، سپس در تصحیح شنیده‌های او صحبت کردن درباره عادت ماهانه را شروع کنید اما اگر چیزی نشنیده بود که بعید است چیزی نشنیده باشد، حتما با دیدن نخستین نشانه‌های بلوغ، بتدریج و کم کم خودتان صحبت کردن درباره این مسئله را آغاز کنید.

از تولد شروع کنید

توضیح این مسئله را از اینجا شروع کنید که عادت ماهانه در ادامه روند بزرگ شدن و بالغ شدن اوست؛ بنابراین زمانی بزرگ شدن او کامل می‌شود که عادت ماهانه اتفاق بیفتد. این مسئله برای این است که او بتواند مادر شود. سپس توضیح دهید که در هر بار عادت ماهانه، جسم کوچکی که قرار است در آینده دور به فرزندی تبدیل شود، در حال حاضر چون هنوز خود او (فرزندتان) کوچک است، از بدن او خارج شده و از محل خارج شدن این جسم کوچک، مانند جای زخم، خونریزی ایجاد می‌شود. در سال‌های بعد، زمانی که او بزرگتر شد، یک یا چند عدد از این اجسام کوچک تبدیل به کودک شده و او مادر خواهد شد.
ممکن است فرزند شما احساس کند این مسئله فقط برای او اتفاق افتاده و بنابراین با دیگران تفاوت دارد. به او توضیح بدهید که این مسئله، امری عادی برای همه دختران است و اگر برای دختری این مسئله اتفاق نیفتد، او وضعیت طبیعی ندارد. بنابراین نباید نگران باشد و خودش را فردی غیرعادی بداند.

اتفاقات حواشی را بگویید

برای فرزندتان توضیح دهید که عادت ماهانه، هر ماه یک بار در هر بار در روز مشخصی اتفاق می‌افتد؛ برای مثال اگر او برای اولین بار در روز بیستم ماه عادت شود، ماه بعد نیز در‌‌ همان تاریخ این مسئله تکرار خواهد شد.

به او بگویید پیش از شروع عادت ماهانه، تغییراتی مانند درد زیر شکم، کمردرد، درد در سینه‌ها، سرگیجه، حالت تهوع، سردرد، تب خفیف، حالت افسردگی که گاهی با گریه، بیقراری و عصبانیت همراه است، دیده می‌شود. از طرفی ممکن است اشتهای او نیز زیاد یا کم شود؛ و البته این حالت‌ها طبیعی است.

هراس از شروع درد در مدرسه

پس از آگاهی از مسئله، یکی از دغدغه‌های دختران بروز عادت ماهانه در مدرسه است. برای رفع این نگرانی به او این طور توضیح دهید. اول اینکه اولیای مدرسه محرم راز تو هستند. اگر چنین اتفاقی بروز کرد، حتما نزد ناظم یا مربی بهداشت مدرسه برود. او می‌تواند کمک‌های اولیه لازم را به فرزند شما ارائه کند. دوم اینکه از این زمان به بعد او باید همیشه چند عدد پد بهداشتی و یک عدد لباس زیر اضافی در زیپ مخفی کیفش همراه داشته باشد تا در صورت نیاز از آن‌ها استفاده کند. سوم اینکه او می‌تواند با توضیح شرایطش به ناظم مدرسه، درخواست کند تا با مادر تماس بگیرند و مادر حتما برای کمک به او خواهد آمد.

تو، طبیعی هستی

ممکن است فرزند شما احساس کند این مسئله، فقط برای او اتفاق افتاده و بنابراین با دیگران تفاوت دارد. به او توضیح بدهید که این مسئله، امری عادی برای همه دختران است و اگر برای دختری این مسئله اتفاق نیفتد، او وضعیت طبیعی ندارد. بنابراین نباید نگران باشد و خودش را فردی غیرعادی بداند.

به او آموزش دهید

پیش از شروع عادت ماهانه، باید نحوه صحیح استفاده از پد بهداشتی را به فرزندتان آموزش دهید. به این ترتیب هراس او درباره تجربه اولین عادت ماهانه کم خواهد شد. در ماه‌های نخست شروع عادت ماهیانه معمولا نظم دقیقی وجود ندارد؛ بنابراین آگاهی از این مسئله به فرزند شما آرامش می‌دهد چون می‌داند که می‌تواند همیشه در هر شرایطی به خودش کمک کند.

به او دارو بدهید

برای کنترل عوارض پیش از عادت ماهانه، گاهی نیاز به مصرف داروهای مسکن است؛ بنابراین چند مسکن سبک مانند استامینوفن را داخل کیف فرزندتان بگذارید. علاوه بر این، با مصرف لبنیات کمک کنید تا بدن او، آرامش و توان لازم را کسب کند. بهترین نوع لبنیات، شیر و دوغ است.

نظافت را رعایت کند

یکی از آموزش‌های ضروری این دوره، رعایت نظافت شخصی است. به فرزندتان یاد بدهید که در این دوره باید هر روز حمام کند. هر دو ساعت یک بار، پد بهداشتی را تعویض کند و در صورت ایجاد کوچک‌ترین آلودگی روی لباس زیر یا دیگر لباس‌ها، سریعا آن را تعویض کند. خونی که باقی بماند، بوی نامطلوبی دارد؛ بنابراین باید به نظافت شخصی در این دوره به طور خاص رسیدگی شود.

نسرین صفری

بخش خانواده ایرانی تبیان