نرگس عزیزی

نوشته‌ها

شش جمله که نباید به دوست طلاق گرفته‌تان بگویید!

مواجهه دیگران با فردی که به تازگی طلاق گرفته می‌تواند تجربه ای استرس زا برای او باشد. همه می‌دانیم که فردی که از همسرش جدا می‌شود، در روزهای بعد از طلاق شرایط دشواری دارد.
در دید و بازدیدها ممکن است برخی از اقوام را بعد از مدت‌ها دیده و از حال آن‌ها خبردار شویم. این «خبردار شدن» از حال همدیگر البته شامل اخبار متنوعی می‌شود، گاهی عقد و عروسی است، گاهی بچه‌دار شدن، گاهی بیماری و البته گاهی طلاق. در زمان مواجه شدن با رویدادهایی چون عقد، ازدواج، بچه دار شدن و حتی فوت نزدیکان مان به صورت معمول تا حد زیادی آموزش دیده ایم که باید چه طور برخورد کنیم، چه صحبت‌هایی بکنیم و چه حرف‌هایی را نزنیم، اما وقتی نوبت به طلاق می‌رسد بسیاری از ما نمی‌دانیم چه باید بگوییم و البته چه چیزهایی را نباید بگوییم. نتیجه آن که گاهی حرف‌هایی را به فردی که طلاق گرفته می‌زنیم که نباید آن‌ها را به زبان بیاوریم.

مواجهه دیگران با فردی که به تازگی طلاق گرفته می‌تواند تجربه ای استرس زا برای او باشد. همه می‌دانیم که فردی که از همسرش جدا می‌شود، در روزهای بعد از طلاق شرایط دشواری دارد، تا حدی که برخی افراد این زمان را مشابه وقتی می‌دانند که همسر کسی فوت کرده باشد؛ با وجود این، برخی از ما ممکن است در این روزهای دشوار صحبت‌هایی را با فردی که طلاق گرفته مطرح کنیم که نه تنها کمکی به او نمی‌رساند که باعث افزایش اضطراب و ناراحتی در او شده و یا عصبانیت و احساس گناه را در او تشدید می‌کند. در زمان گفت و گو با فرد جداشده از همسر بهتر است چه حرف‌هایی را به زبان نیاوریم؟

۱- «آخه تو که خوشحال به نظری می‌رسیدی، من فکر می‌کردم ازدواج خوبی داری»

هر کسی که طلاق می‌گیرد و لو این که دلایل بسیار موجهی نیز برای این کار خود داشته است، باز هم در گوشه ذهنش کمی تردید نسبت به انتخاب خوددارد. ممکن است تا مدت‌ها بعد از طلاق، فرد با خود تکرار کند که «آیا واقعا هیچ راهی نبود تا من بتوانم زندگی مشترک خود را حفظ کنم و از این انتخاب دوری کنم؟» در نتیجه بیان این که «من فکر می‌کردم که تو ازدواج خوبی داشتی»، گاهی تنها می‌تواند تقویت کننده همان تردید و البته افزایش دهنده اضطراب باشد. پس شاید بهتر باشد درعوض اظهارنظر در مورد ازدواجی که به انتها رسیده، در مورد موضوعات روزمره و یا آینده با فردی که به تازگی طلاق گرفته به گفت و گو بنشینید.

۲- «اوه متاسفم!»

اظهار تاسف از طلاق هر چند به نظر دوستانه و همدلانه است، اما گاهی اوقات اصلا مناسب نیست. کسی که طلاق گرفته، به صورت معمول روندی طولانی را طی کرده تا به این انتخاب رسیده است. کشمکش‌های درونی ای که افراد برای چنین تصمیماتی دارند به اضافه کشمکش‌هایی که برای انجام کارهای اداری و فرایند قانونی آن طی می‌کنند، معمولا انرژی زیادی از افراد گرفته و تایید طلاق آن‌ها به نوعی رهاشدن از این فرایند و یک جورهایی محسوب می‌شود.

حالا تصور کنید در این شرایط که فرد تازه احساس رهایی می‌کند، کسی از راه برسد و بگویم متاسفم! درست است که منظور ما از اظهار تاسف، بیشتر معطوف آن زندگی از دست رفته و یا احساسات ناخوشایندی است که فرد تجربه کرده است، اما یادتان باشد این جمله می‌تواند دو پهلو بوده و منجر به بروز سوءتفاهم شود، پس در زمان اظهار چنین مواردی، دقت کافی در انتخاب کلمات داشته باشید و اگر فکر می‌کنید فرصت کافی برای توضیح منظور خود ندارید، از بیان چنین عباراتی به کل اجتناب کنید.

۳- «آره خب این روزها حدود یک سوم ازدواج‌ها به طلاق می‌رسه؟»

شاید کسی که در مواجهه با فرد تازه طلاق گرفته چنین حرفی را بزند قصد بدی نداشته باشد، او می‌خواهد با تایید شیوع طلاق به نوعی احساس سرشکستگی و ناراحتی فرد را کاهش دهد، اما یادمان باشد شیوع بالای یک اتفاق ناخوشایند به معنای کاهش احساس ناراحتی ناشی از آن نیست. شاید توجه به شیوع بالای طلاق بتواند احساس شرم خانواده فرد را به میزان کمی تسکین دهد، اما معمولا نمی‌تواند ناراحتی خود فرد را کاهش داده و منجر به برقراری یک گفت و گوی لذت بخش با دیگران شود.

اگر با فرد طلاق گرفته رابطه نزدیکی دارید از او بپرسید آیا این روزها چیزی لازم دارد و یا کاری هست که شما بتوانید برای خوشحالی او انجام دهید؟

۴- «تا آخر مهریه‌ات را ازش بگیر!»

و یا این که «نگذار مهریه را بگیره و کیف کنه!»

تشویق به انتقام گرفتن از همسر، متاسفانه یکی از واکنش‌هایی است که این روزها به وفور دیده می‌شود. برخی افراد، خانم را تشویق به گرفتن تمام مهریه و یا معرفی اموال و دارایی همسر به دادگاه و… می‌کنند. در مقابل برخی نیز آقایان را تشویق به مخفی کردن دارایی‌ها و مقاومت در پرداخت مهریه، اصرار به قسط بندی و سپس دادن هر قسط به سختی می‌کنند.

یادتان باشد تشویق به انتقام و تحت فشار گذاشتن همسر سابق و در پی آن، انجام چنین کارهایی، شاید برای مدتی بسیار کوتاه به اصطلاح دل فرد را خنک کند، اما در طولانی مدت، هیچ کمکی به سلامت روان، آرامش فرد و البته سازگاری بهتر او با شرایط زندگی بعد از طلاقش نخواهد کرد. شاید بهتر باشد افراد را تشویق کنیم تا برای آرام شدن، بیشتر از پول بها قائل شوند و در صورت داشتن بچه و داشتن مشکلات متعدد در زمینه مسائل مالی، از وکیل برای حل مسائل خود بهره گیرند.

۵- «اما از ازدواج تو که خیلی می‌گذشت! تو که هفت هشت سال باهاش بودی!»

اشاره به زمان طولانی ازدواج چندان دردی را دوا نمی‌کند و تنها می‌تواند فرد را دچار تردیدهای بیشتری در زمینه انتخاب کند. این که «آیا انتخاب او برای طلاق در این زمان مناسب بوده؟»، «آیا او باید زودتر دست به کار می‌شده؟»، «آیا او می‌توانسته باز هم ادامه دهد؟» یادتان باشد صحبت‌هایی که می‌توانند تردید در انتخاب را در فرد تشدید کند، گزینه‌های خوبی برای گفت و گو نیستند، چرا که اضطراب را نیز افزایش می‌دهند. پس اگر نقشی در حد یک خویشاوند دارید و البته از مسائلی که منجر به طلاق شده است اطلاع دقیقی ندارید، بهتر است از بیان چنین حرف‌هایی اجتناب کنید.

۶- «مطمئنی انتخابی که کردی بهترین انتخاب بوده؟ آخه تو بچه داری!»

زمانی که فرد جدا شده بچه ای داشته باشد، معمولا حجم اظهارنظرها به دشت افزایش می‌یابد. این که «آیا این انتخاب برای بچه‌ها خوب بوده یا نه؟» و این که «عوارض و آثار طلاق بر آن‌ها چه خواهدبود؟»، از جمله موضوعاتی است که برخی افراد به خود اجازه می‌دهند تا در مورد آن به راحتی صحبت کنند.

اگر شما مطمئن هستید که فرد طلاق گرفته درباره وضعیت بچه هایش بعد از طلاق فکر نکرده و اگر او اکنون به دنبال دریافت نظرکارشناسی شماست، خب صحبت‌های شما در این مورد می‌تواند ضروری تلقی شود، اما اگر می‌دانید که او در فرایند چندماهه طلاق خود به این موضوع اندیشیده و البته در جمع فامیلی و در زمانی دید و بازدید نوروز به دنبال نظرهای کارشناسی در این موضوع نیست، پس بهتر است در این زمینه صحبت نکنید.

یادتان باشد هر پدر و مادری در زمان اقدام به طلاق، کم یا زیاد به آینده فرزندش نیز فکر می‌کند و البته در عین حال در فرایند طلاق و در دادگاه‌ها نیز بر روی مسئله فرزند تامل زیادی می‌شود. پس شاید بهتر باشد در مورد عوارض طلاق بر بچه‌ها با پدر و مادری که به تازگی طلاق گرفته وارد بحث نشویم، چرا که این کار می‌تواند منجر به ایجاد و یا تقویت احساس گناه در آن‌ها شود و یا تصور والد بد را در آنها ایجاد کند. بهتر است شرایطی را فراهم کنید تا دوست و یا خویشاوند شما، اگر دلش خواست در مورد کارهایی که این روزها به عنوان والد برای فرزندش انجام می‌دهد، صحبت کند و شما نیز تلاش کنید تا با بازخوردهایی مناسب به او یادآوری کنید که او هنوز هم پدری مهربان و یا مادری دوست داشتنی است.

منبع: ماهنامه سپیده دانایی؛ نرگس عزیزی؛ کارشناس ارشد مشاوره

نقش پدران در دوران بلوغ دختران

 نرگس عزیزی

همه می‌دانیم که دوره بلوغ، بسیار حساس است. یک سری نگرش‌ها در همین سن می‌تواند مشخص شود و حتی آینده کودکان از همین سن رقم بخورد اما معمولاً در زمانی که بخواهیم عمل کنیم، نمی‌دانیم چه طور می‌توانیم از این دوره حساس، بهترین استفاده را بکنیم. این موضوع شاید برای پدران حیاتی‌تر باشد.

هرچه می‌گذرد، پژوهش‌های بیشتری در رابطه با تاثیرات مثبت تقویت رابطه پدر و دختر انجام می‌شود. در یکی از این پژوهش‌ها که در سوئد صورت گرفته، از مرور پژوهش‌های ۲۰ سال گذشته، حدفاصل سال‌های ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۷، مشخص شد هر چه رابطه پدر با دختر بهتر و صمیمانه‌تر باشد، دختران احتمال کمتری دارد که سیگار بکشند یا مرتکب خلاف شوند، نمرات درسی بهتری می‌گیرند و می‌توانند دوستی‌های بهتری با دیگران برقرار کنند اما این رابطه علاوه بر این تاثیرات در کوتاه مدت، تاثیرات طولانی‌مدت دیگری نیز دربردارد. خانم‌هایی که روابط بهتری با همسرانشان دارند و از نظر روانی و جسمی از سلامت بهتری در حدود سن ۳۳ سالگی برخوردارند، در سن ۱۶ سالگی رفتار بهتری با پدرانشان داشته‌اند.

در تحقیق دیگری که سال ۱۹۹۹ صورت گرفته و در مجله‌ روان‌شناسی اجتماعی و شخصیت چاپ شد، محققان به این نتیجه رسیدند که هر چه رابطه‌ پدر با دخترش صمیمانه‌تر و نزدیک‌تر باشد، دختر در سن بالاتری به سن بلوغ می‌رسد. اگر در مورد عوارض بلوغ زودرس دختران اطلاعات داشته باشید، به ارزش بیش از پیش پدر پی می‌برید.

اما پدران برای این که بخواهند رابطه‌ خوب و موثری با دخترانشان داشته باشند، باید به چه نکاتی توجه کنند؟

رابطه‌ای هدفمند و در چارچوب

در دوره‌ بلوغ، به دخترتان توضیح دهید که ممکن است در این سن، در اجتماع کم‌کم، توجه‌هایی را از جنس مخالف دریافت کند اما این توجه‌ها لزوماً نشان‌دهنده علاقه فرد مقابل به او نیست پس بهتر است که خیلی روی این موارد حساب باز نکند. در عین حال این توجه‌ها گاهی به مزاحمت‌هایی منجر می‌شوند که هر دختری باید راه‌های مقابله با آن را فرا بگیرد. در درجه‌ اول راه‌های پیشگیری از این موارد را به او یاد دهید. مواردی چون مشخص ساختن حد رابطه خود با پسرها از همان اولین برخورد. در مرحله بعدی راه‌هایی را معرفی کنید که اگر مزاحمتی برایش ایجاد شد، چگونه از خودش دفاع کند و یا مزاحمت را به حداقل برساند و این اطمینان را در او ایجاد کنید که اگر هر مشکلی برایش پیش آمد شما و مادرش پشتیبان او خواهید بود. اهمیت این نکته زمانی مشخص می‌شود که دخترها مشکلات کوچک را از ترس برخوردهای خشن، از خانواده مخفی می‌کنند و خود این پنهان‌کاری، باعث سوء‌استفاده از جانب دیگران و بروز مشکلات شدیدتر می‌گردد. با توجه به پایین آمدن سن بلوغ روانی در طی سال‌های اخیر بهتر است این مسایل را در شروع دوره راهنمایی با دخترتان در میان بگذارید یعنی قبل از این که تجارب ناخوشایندی برایش روی داده باشد.

با توجه به رشد دخترتان درباره مسایل مربوط به دوستی بین دختر و پسر در این سن و مشکلات و خطرات دوستی‌های ناسالم و به دور از اطلاع خانواده، برایش توضیح دهید، اما توجه داشته باشید که نباید میل به جنس مخالف را آن‌قدر طبیعی جلوه دهید که دختر شما اگر هم تا به امروز توجه زیادی را صرف این موضوع نمی‌کرده از فردا درگیری ذهنی زیادی پیدا کند. در مورد عقیده خودتان و همسرتان با او، در این رابطه صحبت کنید. از عبارت‌های باید و نباید استفاده نکنید چرا که در این مرحله هدف، آگاه کردن او از عقاید شماست. این توضیحات باعث می‌شود دخترتان متوجه شود که شما در مورد او و تغییراتی که برایش رخ داده، بی‌اطلاع نیستید. این بر اعتبار شما نزد دخترتان افزوده و به او این امکان را می‌دهد که در زمان لازم با شما یا همسرتان صحبت کند.

در سال‌های پایانی دبیرستان و یا دوران دانشجویی، توضیح دهید هدف از رابطه با جنس مخالف پیدا کردن، همسری مناسب است و نه خوش‌گذرانی‌های موقت. در این دوره کم‌کم با او وارد صحبت درباره ملاک‌های انتخاب همسر شوید و نظر او را جویا شوید. بیشتر به حرف‌های او گوش دهید نه این که برایش سخنرانی کنید و مطمئن باشید خود این گوش کردن بهتر از هر روش دیگری او را به تفکر وادار کرده، نظرات او را اصلاح کرده و او را با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌سازد.

مشخص کردن ضوابط خانه

در مورد تمایل دخترتان به خودآرایی، بهتر است قبل از این که اختلاف و یا مشکلی پیش بیاید، محدودیت‌های خانواده را برایش توضیح دهید. محدودیت‌هایی که شما و همسرتان از او انتظار دارید رعایت کند. البته پیشنهاد می‌کنم هر چه قدر هم می‌خواهید دخترتان را در محیطی آزاد بار بیاورید باز محدودیت‌هایی را برایش در نظر بگیرید چرا که این موضوع به ویژه در سنین پایین، در درجه اول باعث حفظ ایمنی او می‌گردد.

زمانی برای تقویت رابطه

هر چند وقت یک بار وقتی را برای دخترتان در نظر بگیرید. مثلاً یک ساعت در ماه و در این زمان با او به صورت دو نفری به پارک بروید و در طی پیاده‌روی از حال و روزش خبردار شوید. البته توجه داشته باشید که افزایش این زمان به شکلی کنترل نشده، خود می‌تواند شما را زمانی که او می‌خواهد ازدواج کند با مشکل روبه‌رو سازد و به نوعی باعث عدم تمایل به ازدواج در او گردد. داشتن رابطه‌ عاطفی مناسب با شما، باعث کاهش توجه زودرس دخترتان به جنس مخالف شده و می‌تواند این میل را تا زمانی که معقولانه‌تر با موضوع برخورد کند، به تعویق بیندازد.

منبع: پایگاه سلامت ایرانیان