مولود کعبه

نوشته‌ها

به درون خانه بیا!

اشاره:

امیرالمومنین(علیه السلام) پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بهترین انسان روی زمین بودند که ویژگی های روحی و معنوی و نیز مادی و ظاهری همگی دلالت بر این مطلب دارند. یکی از خصایص و ویژگی هایی که تنها خاص امیرالمومنین علی(علیه السلام) است و تنها ایشان بدان ممتاز گردیده اند محل و مکان ولادت حضرت است که احدی از خلایق از انبیاء عظام و اوصای گرامی هیچ کدام به این خصیصه ی عظمی ممتاز نبودند.
مولد علی(علیه السلام)در حدیثی شریف از صحصمه بن صوحان از شیعیان و روات خاص امیرالمومنین(علیه السلام) نقل شده است که حضرت دلیل برتری خویش نسبت به عیسی(علیه السلام) را چنین ذکر فرمودند:« که موقع ولادت عیسی بن مریم (ع) در بیت المقدس ندای غیبی مریم طاهره مادر وی را از مسجد خارج کرد و بدو گفت:« اخرجی عن البیت فإن هذه بیت العباده لا بیت الولاده، یعنی: بیرون رو از خانه ی بیت المقدس زیرا که اینجا خانه عبادت است نه خانه ولادت و محل زائیدن.» ولی هنگامی که ولادت با سعادت امام علی(علیه السلام) نزدیک شد مادر گرامی شان فاطمه بیت اسد را باندایی غیبی به داخل خانه ی کعبه دعوت نمودند و بدو فرمودند: «یا فاطمه ادخلی البیت، فاطمه در خانه داخل شو.»ولادت امیرالمومنین (علیه السلام) در مکانی واقع شده است که هیچ کس نه پس از او و نه قبل از او چنان محلی را برای ولادت نداشته اند. به خصوص آن که این محل کعبه مبارک است که محل عبادت و خانه آمال و آروزهای همه مومنین و موحد آن از ابتدا تا انتها بوده است. علاوه بر این خانه کعبه خانه مبارکی است که محل عبادت است و اینکه ما در بزرگواری امیرالمومنین(علیه السلام) به درون آن دعوت شده اند خود حاکی از مقام و ارزش والای این مادر و فرزندستکعبه آغوش خود را بازکن….بر اساس نقل های متعدد از شیعه و اهل سنن حضور فاطمه بنت اسد در مسجد الحرام به طور تصادفی نبوده است. بلکه او در ماه وضع حملش بوده و در مسجد الحرام مشغول عبادت بوده است که درد زایمان او را می گیرد. فاطمه در نزدکی کعبه مشغول به دعا می شود و به درگاه باعظمت پروردگار متعال می نالد که خداوندا به عزت و جلال خود که این درد را بر من آسان گردان. یک مرتبه دیوار کعبه شکافته می شود و ندایی فاطمه را به درون خانه دعوت می نماید. فاطمه بنت اسد مادر گرامی امیرالمومنین(علیه السلام) در حضور مردمی که اطراف خانه کعبه بودند داخل خانه می شود. و در و دیوار کعبه به حالت اولیه باز می گردد. این موضوع موجب تعجب و شگفتی همگان می گردد. عباس برادر ابوطالب که در صحنه حاضر بوده است فوراً برادرش را خبر می دهد و ابوطالب سراسیمه به سوی کعبه می آید.
قفل ها بسته اند!ابوطالب کلیددار کعبه بوده است و از این رو فوراً به سوی کعبه می رود ولی هرچه می کند درب خانه مبارکه ی کعبه باز نمی شود.! تا سه روز فاطمه بنت اسد ظاهراً بدون غذا و پرستار در خانه کعبه می ماند و در تمام کعبه صحبت از این ماجرای غیر منتظره می نمودند که روز سوم همان محلی که فاطمه از آن وارد شده بود مجدداً باز می شود و فاطمه بیرون می آید در حالی که پسری ماه پاره بر روی دست دارد. مردم هجوم می آورند و خیره خیره او و فرزندش را می نگردند.ابوطالب کلیددار کعبه بوده است و از این رو فوراً به سوی کعبه می رود ولی هرچه می کند درب خانه مبارکه ی کعبه باز نمی شود.! تا سه روز فاطمه بنت اسد ظاهراً بدون غذا و پرستار در خانه کعبه می ماند و در تمام کعبه صحبت از این ماجرای غیر منتظره می نمودند که روز سوم همان محلی که فاطمه از آن وارد شده بود مجدداً باز می شود و فاطمه بیرون می آید در حالی که پسری ماه پاره بر روی دست داردنقل همگانیاین امتیاز و ویژگی بارز برای حضرت علی(علیه السلام) ماند که مولد او خانه کعبه بوده است آن هم با دعوت مخصوص که مادر بزرگوارشان را به خانه بردند. این قضیه مورد اتفاق فریقین از شیعه و اهل سنن است که پس از آن و قبل از آن واقعه احدی به چنان ویژگی مشخصی نائل نگردیده است. نورالدین بن صباغ مالکی از علمای اهل تسنن در کتاب فصول المهمه خویش فصل اول ص ۱۴ می گوید: «و لم یولد فی البیت الحرام قبله اُحد سواه و هی فضیله خصّه الله تعالی بها اجلالاً له و اعلاء لمرتبه و اظهاراً لتکریمه، پیش از او (علی(علیه السلام) ) هیچ کس در خانه کعبه متولد نشد مگر خود او که این فضیلتی است که خدا داده که استثناء از جمیع افراد بشر اختصاص به آن حضرت داده است تا رتبه بلند او را مردم بشناسند و از آن تجلیل و تکریم نمایند.»چنانچه ملاحضه می شود همگان به شرافت ویژه امیرالمومنین(علیه السلام) در ولادت و محل تولد اذعان دارند و این خصیصه را ویژگی منحصر به فرد حضرت علی(علیه السلام) می دانند.
نتیجه گیری:محل تولد هر کسی نشان دهنده بخشی ازهویت وی است و هر چه محل ولادت پاکیزه تر و مطهرتر باشد مولود پاکتر و معطرتری از آن برمی خیزد. ولادت امیرالمومنین(علیه السلام) در مکانی واقع شده است که هیچ کس نه پس از او و نه قبل از او چنان محلی را برای ولادت نداشته اند. به خصوص آن که این محل کعبه مبارک است که محل عبادت و خانه آمال و آروزهای همه مومنین و موحد آن از ابتدا تا انتها بوده است. علاوه بر این خانه کعبه خانه مبارکی است که محل عبادت است و اینکه ما در بزرگواری امیرالمومنین(علیه السلام) به درون آن دعوت شده اند خود حاکی از مقام و ارزش والای این مادر و فرزندست. مادری که در دورن خویش دُرّ گرانبهایی چون امیرالمومنین(علیه السلام) را پرورانیده است.
پی نوشت:۱٫ شب های پیشاور-سلطان الواعظین شیرازی(ره)۲٫ فصول المهمه- نورالدین بن صباغ مالکی-فصل اول۳٫ تفسیر المیزان- علامه طباطبایی (ره)۴٫ تاریخ ادیان –جان ناسن. رادفر بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

امام علی (ع)مولود کعبه

بنا به نوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بي سابقه‏ اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)

و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد:

و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4)

يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود.

يا رب هذا الغسق الدجى‏
و القمر المبتلج المضى‏ء
بين لنا من حكمك المقضى‏
ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

هاتفى ندا كرد:

خصصتما بالولد الزكى‏
و الطاهر المنتجب الرضى‏
فاسمه من شامخ على‏
على اشتق من العلى (6)

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

يا اهل بيت المصطفى النبى‏
خصصتم بالولد الزكى‏
ان اسمه من شامخ العلى‏
على اشتق من العلى (7)

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود:
انا الذى سمتنى امى حيدرة
ضرغام اجام و ليث قسورة (8)

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9)

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت:

و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏
لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل

يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10)

اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد:

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏
و لقد صدقت و كنت قبل امينا
و ذكرت دينا لا محالة انه‏
من خير اديان البرية دينا (11)

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا
نبيا كموسى خط فى اول الكتب (12)

شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13)

يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .

بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سروده‏اند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد.

ولدته فى حرم الاله امه‏
و البيت حيث فنائه و المسجد
, الثياب كريمة
طابت و طاب وليدها و المولد
فى ليلة غابت نحوس نجومها
و بدت مع القمر المنير الاسعد
ما لف فى خرق القوابل مثله‏
الا ابن امنة النبى محمد (14)

مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود.

در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود .

قابله‏هاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشاينده‏اند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.

پى‏ نوشتها:

(1) حبشى‏هاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت.

(2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر.

(3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19

(4) فصول المهمه ص .14

(5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم.

(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

(7) ينابيع المودة باب 56 ص 255ـكفاية الطالب ص .406

(8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشه‏ام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

(9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14

(10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139

(11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است.

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(13) ينابيع المودة باب 52 ص .152

(14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81

برترى و افضلیت امام علی(ع)

دلیل امامیه بر برترى و افضلیت امام علی(ع) بر صحابیان و یاران پیامبر اکرم(ص) چیست؟

پاسخ

از جمله شرایط متکلمان براى امامت امام، این است که باید افضل اهل زمانش باشد. خداوند متعال می فرماید: (أفَمَنْ یَهْدِى إلَى الْحَقِّ أحَقُّ أنْ یُتَّبَعَ أمَّنْ لا یَهِدِّى إلاّ أنْ یُهْدى فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ[۱] «آیا آن که خلق را به راه حقّ رهبرى می کند سزاوارتر به پیروى است یا آن که نمی کند مگر آن که خود هدایت شود. پس شما مشرکان را چه شده [که این قدر بی خرد و نادانید] و چگونه چنین قضاوت باطل می کنید؟.»

پیامبر(ص) فرمود: «هر کس شخصى را بر ده نفر بگمارد و بداند که در میان آنها فاضل تر از آن کس وجود دارد، به طور قطع غشّ به خدا و رسول و جماعتى از مؤمنان کرده است».[۲]

احمدبن حنبل به سندش از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمود: «هر کس شخصى را به جماعتى بگمارد، در حالى که می داند در میان آنها افضل از او وجود دارد، قطعاً به خدا و رسول و مؤمنان خیانت کرده است».[۳]

امام علی(ع) افضل صحابه

به خلیل بن احمد گفتند: چرا علی(ع) را مدح نمی کنی؟ فرمود: چه بگویم در حقّ کسى که دوستانش فضایل او را به جهت خوف کتمان کرده و دشمنانش نیز به دلیل حسد از انتشار آن جلوگیرى کردند، در حالى که فضایل آن حضرت همه جا را پر کرده است.[۴]

الف) برخى از آیاتى که دلالت بر افضلیت امام علی(ع) دارد

۱ـ امام علی(ع) و ولایت

امام علی(ع) کسى است که در شأن او آیه ولایت نازل شده است: (إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ[۵] «ولّى امر شما تنها خدا و رسول خدا و مؤمنانی هستند که نماز به پا داشته و فقیران را در حال رکوع زکات می دهند.»

به اتفاق مفسّران عامه و خاصه، شأن نزول آیه علی(ع) است، و بیش از پنجاه نفر از علمای اهل سنت به آن اشاره کرده اند.[۶]

۲ـ امام علی(ع) و مودّت

امام علی(ع) از جمله کسانى است که مودّتش بر همه مسلمانان فرض و واجب شده است. خداوند متعال می فرماید: (قُلْ لا أسْئَلَکُمْ عَلَیْهِ أجْراً إلاّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبی[۷] «[اى رسول ما به امّت] بگو من از شما اجر رسالت جز این نمی خواهم که مودّت و محبّت مرا در حقّ خویشان من منظور دارید.»

سیوطی از ابن عباس نقل کرده است: «هنگامى که این آیه بر پیامبر(ص) نازل شد، عرض کردند: اى رسول خدا! قرابت تو که مودّتشان بر ما واجب است کیانند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزند آنها.»[۸]

۳ـ امام علی(ع) و آیه تطهیر

امام علی(ع) کسى است که مشمول آیه تطهیر است. خداوند می فرماید: (إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)[۹] مسلم بن حجاج به سند خود از عایشه نقل کرده که رسول خدا(ص) صبح هنگامى که از اتاق خارج شد، در حالى که بر دوش او عبائى بود، در آن هنگام حسن بن على وارد شد، او را داخل آن عبا ـ کسا ـ نمود. سپس حسین وارد شد و در آن داخل شد. آن گاه فاطمه وارد شد و پیامبر او را داخل آن عبا نمود. آن گاه على وارد شد و او را نیز در آن داخل نمود. سپس این آیه را قرائت کرد: (إنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً).[۱۰]

۴ـ امام علی(ع) و لیله المبیت

امام علی(ع) کسى که در شب هجرت پیامبر(ص) به جاى حضرت خوابید و در شأن او این آیه نازل شد: (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ اللهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ[۱۱] «بعضى از مردان به جهت درخواست رضایت الهى از جان خود درگذرند؛ و خداوند دوستدار چنین بندگانى است.»

ابن عباس می گوید: آیه هنگامى نازل شد که پیامبر(ص) با ابوبکر از دست مشرکان مکه به غار پناه برد و علی(ع) در رختخواب پیامبر(ص) خوابید.[۱۲]

ابن ابى الحدید می گوید: تمام مفسران روایت کرده اند که این آیه در شأن علی(ع) هنگامی نازل شد که در بستر رسول خدا(ص) آرمید.[۱۳]

این حدیث را احمد بن حنبل در المسند،[۱۴] طبرى در تاریخ الأمم و الملوک[۱۵] و دیگران نقل کرده اند.

۵ـ امام علی(ع) و آیه مباهله

خداوند متعال می فرماید: (فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبِینَ[۱۶] «پس هر کس با تو [درباره عیسی] در مقام محاجّه برآید، پس از آن که به وحى خدا بر احوال او آگاه شدی، بگو که بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخیزیم تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.»

مفسران بر این اجماع دارند که مراد از «انفسنا» در این آیه على بن ابى طالب(ع) است، پس علی(ع) در مقامات و فضایل با پیامبر(ص) مساوى است.

احمد بن حنبل در «المسند» نقل کرده است. «هنگامى که این آیه بر پیامبر(ص) نازل شد، حضرت على و فاطمه و حسن و حسین(ع) را دعوت کرد و فرمود: بار خدایا اینان أهل بیت منند».[۱۷]

به همین مضمون مسلم،[۱۸] ترمذی،[۱۹] حاکم[۲۰] و دیگران نقل کرده اند.

ب) برخى از روایاتى که دلالت بر افضلیت امام علی(ع) دارد

۱ـ امام علی(ع) برادر پیامبر(ص)

حاکم نیشابورى از عبدالله بن عمر روایت کرده است: پیامبر(ص) بین اصحاب خود عقد اخوّت بست: ابوبکر را برادر عمر، طلحه را برادر زبیر و عثمان را برادر عبدالله بن عوف قرار داد. علی(ع) عرض کرد: اى رسول خدا! بین اصحاب عقد اخوت بستی، پس برادر من کیست؟ پیامبر(ص) فرمود: تو برادر منى در دنیا و آخرت.[۲۱]

استاد توفیق ابو علم ـ وکیل اول وزارت دادگسترى مصر ـ می نویسد: «این عمل پیامبر دلالت بر برترى امام علی(ع) بر جمیع صحابه دارد، و نیز دلالت بر این که غیر از علی(ع) کسى دیگر کفو همتاى رسول خدا(ص) نیست».[۲۲]

استاد خالد محمّد خالد مصرى می نویسد: «چه می گویید در حق شخصى که رسول خدا(ص) او را از بین اصحابش انتخاب نمود تا آن که در روز عقد اخوّت او را برادر خود برگزید. چه بسیار ابعاد و اعماق ایمان آن حضرت گسترده بود، که پیامبر(ص) او را بر سایر صحابه مقدم داشته و به عنوان برادر برگزیده است».[۲۳]

استاد عبدالکریم خطیب مصرى می نویسد: «این اخوت و برادرى را که پیامبر(ص) تنها به علی(ع) مرحمت نمود بی جهت نبود، بلکه به امر خداوند و به جهت فضل او بوده است».[۲۴]

۲ـ امام علی(ع) مولود کعبه

حاکم نیشابورى می نویسد: «اخبار متواتره دلالت دارد بر این که فاطمه بنت اسد، امیرالمؤمنین على بن ابى طالب ـ کرّم الله وجهه ـ را داخل کعبه به دنیا آورد».[۲۵]

خانم دکتر سعاد ماهر محمّد از نویسندگان اهل سنت می گوید: «امام علی(ع) بی نیاز از ترجمه و تعریف است. و بس است ما را از تعریف این که آن حضرت در کعبه متولد شد، و در منزل وحى تربیت یافت و تحت تربیت قرآن کریم قرار گرفت…»[۲۶]

۳ـ امام علی(ع) و تربیت الهى

حاکم نیشابورى می نویسد: «از نعمت هاى خداوند بر على بن ابى طالب(ع) تقدیرى بود که برای آن حضرت مقدر داشت. قریش در مشکلات بی شمارى قرار گرفته بودند. ابوطالب(ع) اولاد زیادى داشت، رسول خدا(ص) به عمویش عباس که از تمام بنى هاشم ثروتمندتر بود، فرمود: اى اباالفضل! برادر تو ابوطالب عیالمند است و زندگى سختى دارد، نزد او رویم تا از بار او بکاهیم: من یکى از فرزندان او را برمی گزینم و تو نیز فرزند دیگرى را انتخاب کن تا تحت کفالت خود قرار دهیم. عباس قبول کرد و هر دو به نزد ابوطالب آمدند و بعد از طرح تقاضاى خود، ابوطالب عرض کرد: عقیل را نزد من بگذارید و هر کدام از فرزندها را که خواستید می توانید انتخاب کنید. پیامبر(ص) علی(ع) را انتخاب کرد و عباس، جعفر را. علی(ع) تا هنگام بعثت با پیامبر(ص) بود و از او پیروى کرده و او را تصدیق می نمود… .

پیامبر(ص) براى نماز به مسجد می آمد، و به دنبالش علی(ع) و خدیجه(ع) می آمدند و با آن حضرت در ملأ عام نماز می گزاردند، در حالى که غیر از این سه نفر کسى دیگر نمازگزار نبود.»[۲۷]

عبّاد بن عبدالله می گوید: از علی(ع) شنیدم که فرمود: من بنده خدا و برادر رسول اویم. من صدیق اکبرم، این ادعا را کسى بعد از من نمی کند مگر آن که دروغگو و تهمت زننده است. من هفت سال قبل از مردم با پیامبر(ص) نماز گزاردم.[۲۸]

استاد عباس محمود عقّاد نویسنده معروف مصرى می گوید: «علی(ع) در خانه اى تربیت یافت که از آن جا دعوت اسلامى به سر تا سر عالم گسترش یافت…».[۲۹]

دکتر محمّد عبده یمانى در مورد امام على علی(ع) می نویسد: «او جوانمردى بود که از زمان کودکیش که در دامان رسول خدا(ص) پرورش یافت، تا آخر عمر آن حضرت را رها نساخت».[۳۰]

۴ـ امام علی(ع) بر هیچ بتى سجده نکرد

استاد احمد حسن باقورى وزیر اوقاف مصر می نویسد: «اختصاص امام علی(ع) از بین صحابه به کلمه «کرم الله وجهه» به جهت آن است که او هرگز بر هیچ بتى سجده نکرده است…»[۳۱]

استاد عباس محمود عقّاد می نویسد: «به طور مسلّم علی(ع) مسلمان متولد شد، زیرا او تنها کسى بود که دو چشمش را بر اسلام باز نمود، و هرگز شناختى از عبادت بت ها نداشت».[۳۲]

دکتر محمّد یمانى می نویسد: «على بن ابى طالب همسر فاطمه، صاحب مجد و یقین دختر بهترین فرستادگان ـ کرّم الله وجهه ـ کسى که براى هیچ بتى تواضع و فروتنى نکرد.»[۳۳]

همین فضیلت را دکتر محمّد بیوّمى مهران استاد دانشکده شریعت در دانشگاه امّ القرى در مکه مکرمه، و خانم دکتر سعاد ماهر نیز بیان کرده است.[۳۴]

۵ـ امام علی(ع) اوّلین مؤمن

پیامبر(ص) در مورد علی(ع) به حضرت زهرا(ع) فرمود: «همانا او اولین شخصى است از اصحابم که به من ایمان آورد».[۳۵]

ابن ابى الحدید می نویسد: «چه بگویم در حق کسى که پیشى گرفت از دیگران به هدایت، به خدا ایمان آورد و او را عبادت نمود، در حالى که تمام مردم سنگ را می پرستیدند…».[۳۶]

۶ـ امام علی(ع) محبوب ترین خلق به سوى خداوند

ترمذی به سندش از انس بن مالک نقل کرده که فرمود: نزد رسول خدا(ص) پرنده اى بریان شده قرار داشت، پیامبر(ص) عرض کرد: بار خدایا محبوب ترین خلقت را به سوى من بفرست تا با من از این پرنده میل نماید، در این هنگام على آمد و با پیامبر(ص) تناول نمود.[۳۷]

استاد احمد حسن باقورى می نویسد: «اگر کسى از تو سؤال کند که به چه دلیل مردم على را دوست می دارند؟ بر توست که در جواب او بگویی: بدان جهت است که خدا علی(ع) را دوست می دارد.»[۳۸]

۷ـ على و پیامبر از یک نور

رسول خدا(ص) فرمود: من و على بن ابى طالب چهار هزار سال قبل از آنکه حضرت آدم خلق شود نزد خداوند نور واحدى بودیم، هنگامى که خداوند آدم را خلق کرد، آن نور دو قسمت شد: جزئى از آن، من هستم و جزء دیگرش على است.[۳۹]

۸ـ امام علی(ع) زاهدترین مردم

استاد عباس محمود عقّاد می نویسد: «در میان خلفا، در لذّت بردن از دنیا، زاهدتر از علی(ع) نبوده است…».[۴۰]

۹ـ امام علی(ع) شجاع ترین صحابه

استاد على جندی، و محمّد ابوالفضل ابراهیم، و محمّد یوسف محجوب در کتاب خود «سجع الحمام فى حکم الامام» می نویسد: «او سیّد مجاهدین بود و در این امر منازعى نداشت. و در مقام او همین بس که در جنگ بدر ـ بزرگ ترین جنگى که در آن رسول خدا(ص) حضور داشت ـ هفتاد نفر از مشرکان کشته شدند، که نصف آنها را علی(ع) و بقیه را مسلمانان و ملائکه کشتند. او کسى بود که در جنگ ها زحمات زیادى را متحمل شد. وى پیش تاز مبارزان در روز بدر بود. و از جمله کسانى بود که در جنگ احد و حنین ثابت قدم ماند. او فاتح و شجاع خیبر و قاتل عَمر بن عبدوَدّ سواره خندق و مرحب یهودى بود».[۴۱]

عباس محمد عقّاد می نویسد، «مشهور است که على با کسى تن به تن نشد مگر آن که او را به زمین زد. و با کسى مبارزه نکرد مگر آن که او را به قتل رسانید.»[۴۲]

دکتر محمّد عبده یمانى در توصیف امام علی(ع) می نویسد: «او شجاع و پیش تازى بود که برای سلامتى و حفظ رسول خدا(ص) در روز هجرت، جانش را در طبق اخلاص گذاشت؛ آن هنگامى که به جاى پیامبر(ص) در بستر او خوابید…».[۴۳]

۱۰ـ امام علی(ع) داناترین صحابه

امام علی(ع) داناترین اهل زمان خود بود و این مطلب را از جهاتى می توان به اثبات رساند:

الف) تصریح پیامبر(ص)

پیامبر(ص) فرمود: «أعلم امّت بعد از من على بن ابى طالب است».[۴۴]

ترمذی از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمود: «من خانه حکمتم و على درب آن است».[۴۵]

پیامبر(ص) فرمود: «من شهر علمم و على درب آن است، پس هر کس طالب علم من است باید از درب آن وارد شود.»[۴۶]

احمد بن حنبل از پیامبر(ص) نقل کرده که به فاطمه(ع) فرمود: «آیا راضى نمی شوى که من تو را به کسى تزویج کنم که اولین مسلمان است و علمش از همه بیشتر و حکمش از همه عظیم تر است».[۴۷]

ب) اعتراف صحابه به اعلمیّت امام علی(ع)

عایشه می گوید: «على اعلم مردم به سنت است».[۴۸]

ابن عباس می گوید: «عمر در خطبه اى که ایراد کرد، گفت: على در قضاوت بی مانند است».[۴۹]

امام حسن(ع) بعد از شهادت پدرش امام علی(ع) فرمود: «همانا روز گذشته از میان شما شخصی رفت که سابقین و لاحقین به علم او نرسیدند».[۵۰]

عباس محمود عقاد می نویسد: «امّا در قضاوت و فقه: مشهور آن است که حضرت علی(ع) در قضاوت و فقه و شریعت پیش تاز بود و بر دیگران سابق… هرگاه بر عمر بن خطاب مسئله دشواری پیش می آمد، می گفت: این قضیه اى است که خدا کند براى حلّ آن ابالحسن به فریاد ما برسد».[۵۱]

ج) رجوع جمیع علوم به امام علی(ع)

ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد: «مبادى جمیع علوم به او باز می گردد. او کسى است که قواعد دین را مرتب و احکام شریعت را تبیین کرده است. او کسى است که مباحث عقلى و نقلى را تقریر نموده است».[۵۲] آن گاه کیفیت رجوع هر یک از علوم را به امام علی(ع) توضیح می دهد.

۱۱ـ امام علی(ع) بت شکن زمان

امام علی(ع) می فرماید: «با رسول خدا(ص) حرکت کردیم تا به کعبه رسیدیم. ابتدا رسول خدا(ص) بر روى شانه من سوار شد و فرمود: حرکت کن. من حرکت نمودم و هنگامى که رسول خدا(ص) ضعف مرا مشاهده کرد، فرمود: بنشین و من نیز نشستم. پیامبر(ص) از روى دوش من پایین آمده بر زمین نشست و فرمود: تو بر دوش من سوار شو. بر دوش او سوار شدم. و به سطح کعبه رسیدم. حضرت می فرماید: در آن هنگام گمان می کردم که اگر بخواهم می توانم به افق آسمان ها برسم. بالاى کعبه رفتم بر روى بام تمثالى طلا یا مس دیدم، به فکر افتادم چگونه آن را نابود سازم، آن را چپ و راست و جلو و عقب کردم تا بر آن دسترسی یابم. پیامبر(ص) فرمود: او را بر زمین بیانداز. من نیز آن را از بالاى بام کعبه پایین انداخته و به مانند کوزه که بر زمین می خورد و خُرد می شود، آن را شکستم. آن گاه از بام کعبه پایین آمده با سرعت فرار نمودیم، تا آن که در اتاق هایى مخفی شدیم تا کسى ما را نبیند.»[۵۳]

شیعه شناسى و پاسخ به شبهات، على اصغر رضوانى ج ۲، صص: ۶۵۴ـ۶۶۳

 پی‌نوشت‌ها:

[۱] . یونس (۱۰)، آیه ۳۵٫

[۲] . کنزالعمال، ج ۶، ص ۱۹، ح ۱۴۶۵۳٫

[۳] . مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۲۳۲؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۱۶۵٫

[۴] . احقاق الحقّ، ج ۴، ص ۲٫

[۵] . مائده (۵)، آیه ۵۵٫

[۶] . در المنثور، ج ۲، ص ۲۳۹ و…

[۷] . شورى (۴۲)، آیه ۲۳٫

[۸] . احیاء المیت بفضائل اهل البیت(ع)، ص ۲۳۹؛ در المنثور، ج ۶، ص ۷؛ جامع البیان، ج ۲۵، ص ۱۴؛ مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۴۴۴؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۱۹۹ و…

[۹] . احزاب (۳۳)، آیه ۳۳٫

[۱۰] . صحیح مسلم، ج ۲، ص ۳۳۱٫

[۱۱] . بقره (۲)، آیه ۲۰۷٫

[۱۲] . المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۴٫

[۱۳] . شرح ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۲۶۲٫

[۱۴] . مسند احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۳۴۸٫

[۱۵] . تاریخ الامم و الملوک، ج ۲، ص ۹۹ـ۱۰۱٫

[۱۶] . آل عمران، آیه ۵۹ـ۶۲٫

[۱۷] . مسند احمد، ج ۱، ص ۱۸۵٫

[۱۸] . صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۲۰٫

[۱۹] . سنن ترمذی، ج ۵، ص ۵۹۶٫

[۲۰] . المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۵۰٫

[۲۱] . المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴ و… .

[۲۲] . الامام على بن ابى طالب، ص ۴۳٫

[۲۳] . فى رحاب علی،؟؟؟

[۲۴] . على بن ابى طالب(ع)، بقیه النبوه و خاتم الخلافه، ص ۱۱۰٫

[۲۵] . المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۵۵۰، ح ۶۰۴۴٫

[۲۶] . مشهد الإمام علی(ع) فى النجف، ص ۶٫

[۲۷] . المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۸۳؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۲۰۹ و تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۱۱٫

[۲۸] . تاریخ طبری، ج ۲، ص ۵۶٫

[۲۹] . عبقریه الامام علی(ع)، ص ۴۳٫

[۳۰] . «علّموا أولادکم محبّه آلَ بیت النبیّ(ع)»، ص ۱۰۱٫

[۳۱] . علیّ امام الأئمه، ص ۹٫

[۳۲] . عبقریه الامام علی، ص ۴۳٫

[۳۳] . علموا اولادکم محبّه آل بیت النبّی، ص ۱۰۱٫

[۳۴] . على بن ابى طالب(ع)، ص ۵۰؛ مشهد الامام على فى النجف، ص ۳۶٫   

[۳۵] . مسند احمد، ج ۵، ص ۶۶۲، ح ۱۹۷۹۶؛ کنز العمال، ج ۱۱، ص ۶۰۵، ح ۲۳۹۲۴ و… .

[۳۶] . شرح ابن ابى الحدید، ج ۳، ص ۲۶۰٫

[۳۷] . صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۵۹۵٫

[۳۸] . على امام الأئمه، ص ۱۰۷٫

[۳۹] . تذکره الخواص، ص ۴۶٫

[۴۰] . عبقریه الامام علی، ص ۲۹٫

[۴۱] . سجع الحمام فى حکم الامام، ص ۱۸٫

[۴۲] . عبقریه الامام علی، ص ۱۵٫

[۴۳] . علّموا اولادکم محبّه آل بیت النبّی، ص ۱۰۹٫

[۴۴] . مناقب خوارزمی، ص ۴۰٫

[۴۵] . صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۳۷٫

[۴۶] . المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۲۷٫

[۴۷] . مسند احمد، ج ۵، ص ۲۶؛ مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۰۱٫

[۴۸] . تاریخ ابن عساکر، ج ۵، ص ۶۲؛ اسد الغابه، ج ۴، ص ۲۲٫

[۴۹] . تاریخ ابن عساکر، ج ۳، ص ۳۶؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۱۱۳ و طبقات ابن سعد، ج ۲، ص ۱۰۲٫

[۵۰] . مسند احمد، ج ۱، ص ۳۲۸ و…

[۵۱] . عبقریه الامام علی، ص ۱۹۵٫

[۵۲] . شرح ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۱۷٫

[۵۳] . مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۳۶۶؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۸۴؛ کنز العمال، ج ۶، ص ۴۰۷؛ تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۳۰۲