مهاجران

نوشته‌ها

اصحاب صفه.

اشاره:

اَصْحاب صُفّه ، گروهی از یاران پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) که پس از هجرت به مدینه در قسمت شمالی مسجد النبی سکنی گزیدند و به سبب از دست دادن و یا رها کردن خانه و دارایی و جایگاه خود در قبایل، با پذیرش فقر و تنگدستی، به عبادت و تعلیم و تعلم و شرکت در جهاد روی آوردند[۱] پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ایشان را تحت حمایت خود قرار داد. برخی از مفسران، از نزول شماری از آیات قرآنی در شأن آنان سخن آورده‌اند. اینان که در مدینه، در قسمت شمالی مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله)[۲] در محلی مسقف و بزرگ و خارج از مسجد، ولی متصل به آن به نام صُفّه به معنای سکو یا ایوان،[۳] زندگی می‌کردند، به تدریج به نام اصحاب صفه، اهل صفه و گاه اصحاب الظله شهرت یافتند[۴] و به اسوه‌هایی از رها ساختن مظاهر دنیا برای روی آوری صرف به آخرت تبدیل شدند.

اصحاب صفه تحت حمایت پیامبر

پیامبر(صلی الله علیه و آله) اصحاب صفه را تحت حمایت خود داشت و با انس گرفتن و همنشینی با آنان، و اضیاف الاسلام[۵] نامیدن ایشان،[۶] مسلمانان را به اکرام و در عین حال شناخت فضل و مراتب آنان تشویق می‌کرد.[۷]

اوضاع اقتصادی

در روایات از چگونگی فقر و تنگدستی اصحاب صفه بسیار گفت و گو شده است؛ تا آنجا که گفته‌اند آنان از شدت فقر به خرمایی قانع بودند و از بی‌پوششی خود را گاه در ریگ‌ها پنهان می‌کردند. اگر چه در پی مساعی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) مشکلات مالی آنها به تدریج کاهش یافت و کسانی که تمایل به خروج از صفه را داشتند، امکان سکونت در جایی مناسب‌تر را یافته بودند، گروهی از آنان که دنیا را به کلی رها کرده بودند، به رغم فراهم بودن این امکان، همچنان به عبادت و تعلیم و تعلم ادامه می‌دادند.

همین امر سبب شده بود که شکل نخستین اصحاب صفه، به عنوان گروهی مهاجر تنگدست، دگرگون شده، این عنوان از صورت خاص خود به عنوانی عام و کلی بدل شود و مورد استفاده کسانی قرار گیرد که به علت تنگدستی و نداشتن خانه در صفه به سر می‌برده‌اند.[۸]

تعداد اهل صفه

تغییرات شکلی و دگرگونی معنایی عنوان اصحاب صفه، در روایات تاریخی نیز موجب بروز اختلاف نظرهایی درباره شماره آنان شد و هر یک از راویان در زمان حضور خود در مدینه و مشاهده این گروه، نظری متناسب با شرایط زمانی به دست دادند و گاه شماره آنها را تا ۴۰۰ تن آورده‌اند.[۹]

اهل صفه در آثار نویسندگان

ابو نعیم اصفهانی[۱۰] هجویری[۱۱] و برخی نویسندگان دیگر که اصحاب صفه را به دیده اولیای الهی می‌نگریسته‌اند، در آثار خود نام شماری از آنان را یاد کرده‌اند که در آن میان کسانی از صحابه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، همچون ابوذر غفاری، سلمان فارسی، بلال بن رباح، واثله بن اسقع و نیز نام ابوهریره دیده می‌شود،[۱۲] ولی انتخاب نام‌ها و یاد کردن افرادی در شمار اصحاب صفه، گاه به دور از گرایش‌های نویسندگان نبوده است.[۱۳]

همچنین ابو عبدالرحمان سلمی (د ۴۱۲ق) در کتابی با عنوان تاریخ اهل الصفه به فضایل و مناقب آنان پرداخته است.[۱۴]

آیاتی درباره اهل صفه

ویژگی‌ها و ارزش‌های اسلامی اصحاب صفه زمینه‌ای بوده است تا برخی مفسران، از نزول شماری از آیات قرآنی[۱۵] در‌شأن آنان سخن آورند و در تفاسیر خود به آن اشاره کنند.[۱۶]

انتساب به اهل صفه

در سده‌های ۴ و ۵ق، گروه‌هایی زهدگرا و خصوصاً صوفیه خود را به نوعی به اصحاب صفه منتسب می‌ساختند[۱۷]، تا آنجا که حتی عنوان «صوفی» را مشتق از صفه دانسته، می‌کوشیدند تا این پیوند را ریشه‌دار و قوی نشان دهند؛ اشتقاقی که بیشتر مفهومی معنایی دارد و از نظر صرفی نادرست است[۱۸]، چنانکه از بزرگان اهل عرفان ابو القاسم قشیری (درگذشت ۴۶۵ق) و شهاب الدین سهروردی (درگذشت ۶۳۲ق) به صراحت آن را اشتقاقی در معنا و نه در لغت دانسته‌اند.[۱۹]

پانویس

  1. بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۶۷
  2. ابن تیمیه، مجموعه الرسائل و المسائل، ج۱، ص۳۴
  3. ابن منظور، لسان، ج۹، ص۱۵۹
  4. نک: ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۱ (۲)، ص۴۸، جاهای مختلف
  5. میهمانان اسلام
  6. نک: احمدبن حنبل، مسند، ج۲، ص۵۱۵
  7. سراج، اللمع، ص۱۳۲-۱۳۳
  8. نک: ذهبی، تاریخ الاسلام، ص۴۰۰؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۸۹
  9. نک: راوندی، النوادر (نوادر الراوندی)، ص۲۵؛ بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۶۷
  10. ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء، ج۱، ص۱۴۳، ۳۷۴، جاهای مختلف
  11. ابوالقاسم هجویری، کشف المحجوب، ص۹۷-۹۹
  12. نیز نک: احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۴۹۰؛ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۱ (۲)، ص۱۴، ۴۸، جاهای مختلف؛ هجویری، کشف المحجوب، ص۹۷، ۹۸
  13. مثلاً نک: هجویری، کشف المحجوب، ص۹۹
  14. نک: هجویری، کشف المحجوب، ص۹۹؛ ابن تیمیه، مجموعه الرسائل و المسائل، ج۱، ص۳۶
  15. بقره:۲، آیه۲۷۳، انعام:۶، آیه۵۲، کهف:۱۸، آیه۲۸
  16. مثلاً نک: ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۱ (۲)، ص۱۳؛ قمی، تفسیر، ج۱، ص۲۰۲؛ طبری، تفسیر، ج۲۵، ص۱۹؛ فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۷، ص۸۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۸۸، ج۷، ص۳۵۲
  17. نک: سراج، اللمع، ص۲۷
  18. نک: ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ص۱۶۲
  19. نک: خاوری، ذهبیه، ج۱، ص۳۳؛ نیز کلاباذی، التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۲۱
  20. منابع
  21. ابن تیمیه، احمد، مجموعه الرسائل و المسائل، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  22. ابن جوزی، عبدالرحمان، تلبیس ابلیس، به کوشش محمد منیر دمشقی، قاهره، ۱۹۲۸م.
  23. ابن سعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، لیدن، ۱۹۰۴- ۱۹۰۵م.
  24. ابن منظور، لسان.
  25. ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیه الاولیاء، قاهره، ۱۳۵۱ق /۱۹۳۲م.
  26. احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
  27. بیضاوی، عبدالله، انوار التنزیل، بیروت، مؤسسه شعبان.
  28. خاوری، اسدالله، ذهبیه، تهران، ۱۳۶۲ش.
  29. ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، بخش سیره نبوی، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی.
  30. راوندی، فضل الله، النوادر (نوادر الراوندی)، نجف، ۱۳۷۰ق / ۱۹۵۱م.
  31. سراج، عبدالله، اللمع، لیدن، ۱۹۱۴م.
  32. سیوطی، الدر المنثور، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  33. طبری، تفسیر.
  34. فخرالدین رازی، محمد، التفسیر الکبیر، قاهره، المطبعه البهیه.
  35. قرآن کریم.
  36. قمی، علی، تفسیر، قم، ۱۳۸۷ق /۱۹۶۸م.
  37. کلاباذی، محمد، التعرف لمذهب اهل التصوف، به کوشش عبدالحلیم محمود و طه عبدالباقی، قاهره، ۱۳۸۰ق /۱۹۶۰م.
  38. هجویری، علی، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، سن پترزبورگ، ۱۳۴۴ق / ۱۹۲۶م.

مـــزار بقيع

 در دل هر ذره، خورشيدى نهان دارد بقيع     *    اين مبارك بقعه را، حاجت به نور ماه نيست

مقدس ترين و با فضيلت ترين «شفق» مكان ها، پس از قبر پيامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) در مدينه است. اين مكان مقدس كه محلّ دفن چهار امام معصوم عليهم السلام ، همسران و فرزندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، جمع كثيرى از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد زيادى از علما، شهدا و بزرگان اسلام است، از ديدگاه تاريخى و معنوي، داراى ارزش فوق العاده اى است. و همين نكته موجب شد، تا در اولين شماره اين مجلّه، جهت آشنايى خوانندگان محترم به شناخت و معرفى اين مكان شريف و بزرگانى كه در آن مكان آرميده اند، بپردازيم.

بقيع و معانى آن

قبرستان بقيع را كه قديمى ترين قبرستان مدينه است «جنة البقيع» هم مى نامند. و از آنجا كه در اين مكان مقدس، درختى به نام «غرقد» بوده، به «بقيع الغرقد» نيز معروف است. بقيع در زبان عرب، به جايگاه وسيع، يا مكانى كه در آن درخت و ريشه هاى درخت باشد اطلاق مى شود.

در مجمع البحرين آمده است: «البقيع من الارض: المكان المتّسع (قيل) و لا يسمّى بقيعاً الاّ فيه شجرا و اصولها، و منه، بقيع الغرقد».

بعضى مى گويند: بقيع به معنى توتستان، و بقعه، و مزرعه نيز آمده است.

در كنار بقيع الغرقد، قطعه ديگري، به نام «بقيع العمّات» بوده است كه در اين اواخر ديوار بين  دو بقيع را برداشته، و هر دو قسمت را به صورت يك قبرستان درآورده اند.

بقيع در كجا واقع شده است؟

بقيع در سمت شرقى مسجدالنبي(صلی الله علیه و آله)، و در حال حاضر تقريباً در وسط شهر مدينه واقع شده، كه از شمال به شارع عبدالعزيز، و از شرق به شارع ستين، و از جنوب به شارع باب العوالي، و از غرب به شارع ابى ذر، محدود شده است.

در گذشته، ديوارهاى بقيع، از گل و خشت خام درست شده بود، كه بعداً دورتا دور اين قبرستان را با بلوك هاى سيمانى ديوار كشيده و روى ديوار نيز نرده ها و پنجره هايي، نصب كردند.

متأسفانه تا چند سال پيش، درب بقيع تنها براى دفن جنازه ها باز مى شد و در غير آن، بسته بود. وليكن از سال 1365 شمسى و به دنبال درخواست مردم مسلمان ايران و اقدامات مسؤولين ايراني، در ساعاتى از روز، درب آن به روى زائران گشوده مى شود.

فضيلت بقيع

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: سرزمين بقيع، نخستين مكانى است كه در روز قيامت شكافته مى شود، و مدفونين آن سر از خاك بيرون مى آورند، و پس از آن زمين مكّه. و در روز قيامت، هفتاد هزار نفر از بقيع، در صحراى محشر حاضر مى گردند كه صورتشان مانند ماه شب چهارده مى درخشد، و بدون حساب نيز داخل بهشت مى شوند.

 به گواهى تاريخ، پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بارها و حتى در نيمه هاى شب به زيارت بقيع مى رفت و براى خفتگان در آن، طلب مغفرت مى كرد و مى فرمود: خدايا اهل بقيع را بيامرز. و نيز مى فرمود: مأموريت دارم تا بر اهل بقيع درود بفرستم:

«انّى بعثت الى اهل البقيع لأصلّى عليهم».

گنجينه هاى گرانقدر در خاك بقيع

چنان كه گفتيم بقيع، قبرستان قديمى مدينه است كه بهترين عزيزان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و سربازان فداكار اسلام، در آنجا مدفونند; اينك بـه نــام بـرخـى از آنـها اشــاره مى كـنيم:

1 ـ مرقد چهار امام معصوم از ائمه شيعه(علیه السلام): امام مجتبي(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام)، امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام).

2 ـ (بنابه نقلي) قبر پنهان فاطمه زهرا                     ( س).

3 ـ قبور فرزندان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مانند ابراهيم، زينب، ام كلثوم و رقيه.

4 ـ قبور همسران آن حضرت.

5 ـ قبر فاطمه بنت اسد مادر على بن ابى طالب(علیه السلام).

6 ـ قبر عباس عموى پيغمبر(صلی الله علیه و آله).

7 ـ قبر صفيه و عاتكه، عمه هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله).

8 ـ قبرحليمه سعديه، مادر رضاعى آن حضرت.

9 ـ قبر عقيل برادر علي(علیه السلام)، و عبدالله بن جعفر، همسر زينب كبري(س).

10 ـ قبر سعد بن معاذ، و ابوسعيد خدري.

11 ـ قبر اسماعيل فرزند امام صادق(علیه السلام).

12 ـ قبر امّ البنين مادر حضرت ابى الفضل(علیه السلام).

13 ـ قبر عثمان بن مظعون، و سفيان بن الحارث بن عبدالمطلب.

14 ـ قبرجمعى از شهداى اُحُد و شهداى واقعه حرّه كه محل آنها معلوم ومشخص است.

15 ـ قبور برخى از فرزندان ائمه و بستگان پيامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) وبرخى از صحابه بزرگوار آن حضرت.

16 ـ قبور گروهى از راويان حديث، و عده اى از علما، شهدا و قرّاء و مبلغين بزرگ اسلام.

و سرانجام بسيارى از شخصيت هاى برجسته و افراد والامقام كه از صدر اسلام تاكنون، در اين سرزمين مقدس آرميده اند و قبورشان مجهول است.

قبورى كه چنانچه، هر يك از آنها در ديگر بلاد اسلامى قرار داشت، آنچنان آباد و مجلل مى بود كه چهره آن شهر را عوض مى كرد.

سمهودى در « وفاءاوفاء» از مالك روايت كرده كه: در اين آرامگاه ده هزار نفر از صحابه گرامى و اكابر اسلام مدفونند، ليكن قبور تعدادى از آنها مخفي، و برخى ديگر هم كه معلوم بوده به مرور زمان از بين رفته، و متأسفانه بسيارى از آنها را هم در اين قرن اخير از ميان برده اند.

«رفعت پاشا» نويسنده «مرآة الحرمين» عقيده دارد: بيش از دو هزار نفر از اصحاب و تابعين، در اين قبرستان دفن شده اند.

صحابه مدفون در بقيع

گروهى از صحابه كه در اين مكان شريف مدفونند عبارتند از:

1 ـ مقداد بن الاسود.

2 ـ مالك بن حارث.

3 ـ مالك اشتر نخعي.(بنا بر قولي)

4 ـ خالد بن سعيد.

5 ـ خزيمة ذوالشهادتين، كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت و گواهى او را به جاى دو شاهد عادل مى پذيرفت.

6 ـ زيد بن حارثة. (پسرخوانده پيامبر«ص»)

7 ـ سعد بن عباده.

8 ـ ابودجانه انصاري.

9 ـ جابر بن عبداللّه انصاري.

10 ـ مالك بن نويره.

11 ـ زيد بن ارقم.

12 ـ حسّان بن ثابت.

13 ـ قيس بن سعد بن عباده.

14 ـ اسعد بن زاره …

مورخين نوشته اند: نخستين كسى كه از انصار در بقيع مدفون شد، اسعد بن زراره بود، وى از بيعت كنندگان با پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در عقبه اول و دوم (پيش از هجرت) در سرزمين منى بوده است و نخستين كسى كه از مهاجرين در بقيع مدفون شد، عثمان بن مظعون است كه به حبشه و مدينه هجرت كرد و همو بود كه سرپرستى گروه مهاجران اول به حبشه را عهده دار بود.

 علاوه بر افراد ياد شده، تعداد ديگرى از بستگان پيغمبر(صلی الله علیه و آله) و فرزندان ائمّه ـ عليهم السلام ـ نيز در اينجا دفن شده اند، از جمله:

1 ـ محمد بن حنفيه ، فرزند امام علي(علیه السلام).

2 ـ حسن مثنى و جعفر و زيد فرزندان امام حسن مجتبي(علیه السلام).

3 ـ چهار تن از فرزندان امام سجّاد (علیه السلام) به نام هاى عمرالاشرف، عبداللّه باهر(بنا بر قولي)، حسين اكبر، حسين اصغر (حسين اصغر متولى موقوفات جدش علي(علیه السلام) بوده كه از موقعيت والايى نيز برخوردار بوده است).

4 ـ از فرزندان امام باقر(علیه السلام): ابراهيم، عبدالله، زينب و امّ سلمه.

5 ـ از فرزندان امام صادق(علیه السلام): اسماعيل و عبدالله افطح.

6 ـ عبيدالله و اسحق از فرزندان امام كاظم(علیه السلام).

7 ـ فرزندان حضرت ابوالفضل(علیه السلام).

8 ـ امام زادگان ديگرى چون عبداللّه اميرالعارفين از فرزندان حسين اصغر، حسن مثلث فرزند حسن مثنى و…

     بعلاوه بقيع، مرقد گروهى از راويان و قرّاء و مبلغان نيز مى باشد، مانند:

1 ـ عبداللّه بن مسعود.

2 ـ معاذ بن جبل.

3 ـ سالم.

4 ـ ابوالحسين يحيى النسابة العقيقي، او نخستين كسى است كه در انساب سادات، كتابى تدوين نموده، تأليفات بسيارى دارد، و در كتب رجال نيز مورد تمجيد و تقديس قرار گرفته است.

5 ـ سيد الُمهنابن سنان الحسين اعرجي، او كسى است كه سؤال هايى از مدينه منوره به حضور «علامه حلي(ره)» ارسال نمود، و علامه هم به سؤال هاى وى جواب داد و اكنون آن جواب ها، به «اجوبة المسائل المهنائية» معروف است.

لازم يه يادآورى است كه در گذشته بقيع و مرقد امامان معصوم(علیهم السلام) عموماً داراى بقعه و گنبد و بارگاه بوده و ليكن در سال هاى اخير همه آنها تخريب گرديده و هم اكنون هيچ آثارى از آنها جز چند قطعه سنگ كه در بالا و پائين قبور گذاشته شده، وجود ندارد.(1)

 در حالى كه اغلب اين قبور چنانكه محمد بن محمود نجّار متوفاى 643 هجرى (در كتاب اخبار مدينة الرسول) ابن جبير متوفاى 614 هجرى و ابن بطوطه متوفاى 779 آنها را مشاهده و خصوصيات آن را شرح داده اند، داراى كتيبه و سنگ هاى نوشته شده، بوده است.

     و نيز ميرزا حسين فراهانى در سال 1320 و 1302 هجرى اين آثار را ديده و در سفرنامه خود آنها را شرح داده است.(2)

مظلومترين و اندوهناكترين صحنه بقيع

در بقيع صحنه هاى اندوهبار و حزن انگيز فراوانى است كه از همه آنها اندوهبارتر، قبور چهار امام مظلوم و معصومى است كه چون خورشيدي، در دل خاك مستور مانده اند:

1 ـ پيشواى دوم امام حسن مجتبي(علیه السلام).

2 ـ پيشواى چهارم امام سجاد زين العابدين(علیه السلام).

3 ـ پيشواى پنجم امام محمّد باقر(علیه السلام).

4 ـ پيشواى ششم امام جعفر صادق(علیه السلام).

بديهى است بيان علّت شهادت و دفن آن بزرگواران در بقيع و ماجراى تشييع و تدفين هر يك از آنها، خود كتابى مستقل و مقالاتى جداگانه مى طلبد كه بايد در جاى ديگر به آن پرداخت و اين مختصر را گنجايش آن نيست.

و اينك قسمتى از بيوگرافى و شرح اجمالى زندگانى برخى از بزرگان مدفون در بقيع را ذكر مى كنيم:

1 ـ فاطمه بنت اسد

فاطمه دختر اسد: فرزند هاشم، همسر ابوطالب و مادر علي(علیه السلام)، جعفر، عقيل و هانى و طالب است. وى كه از مهاجرين نخستين و بيعت كنندگان با حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) مى باشد به پاكى و پرهيزكارى مشهور است و تنها كسى است كه در خانه كعبه وضع حمل نمود و مولود كعبه علي(علیه السلام) را به دنيا آورد. او در زمان حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله)، جهان را بدرود گفت، آن حضرت در مرگ وى تأثر و اندوه فراوان از خود نشان داد، و سرانجام بر جنازه اش نماز خواند، و او را در ميان قبر نهاد.

 برخى قبر او را در كنار قبر عثمان بن مظعون و ابراهيم فرزند پيامبر دانسته اند ولى مشهور اين است كه نزديك قبر چهار امام معصوم(علیهم السلام) قرار دارد كه اهل سنت آن را قبر فاطمه زهرا(علیه السلام) مى دانند! اين قبر قبلاً قبه و بارگاه داشته است.

2 ـ عباس، عموى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

عباس فرزند عبدالمطلب عموى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مادرش نتيله دختر خبّاب است. او دو تا سه سال از پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بزرگتر بود.

عباس از بزرگان و سادات قريش و بنى هاشم بود كه پيش از ظهور اسلام منصب سقايت حاجيان و عمارت مسجدالحرام را به عهده داشت. او به دستور پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در مكه ماند و فعاليت هاى ضد اسلامى قريش را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) گزارش مى كرد. و نيز او بود كه خبر حمله قريش به مدينه را در جنگ احد و خندق به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اطلاع داد.

     عباس، دو ماه قبل از فتح مكه به سوى مدينه هجرت كرد. و از آن پس مستقيماً جزء ياران و صحابه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد و از مهاجران شمرده شد. وى مورد توجه و عنايت خاص پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود، در جنگ حنين نيز فداكارى هاى زيادى انجام داد.

     عباس در سال 33 هجرى در عصر خلافت عثمان دار دنيا را وداع گفت. و در قبرستان بقيع در كنار قبر فاطمه بنت اسد دفن شد.

3 ـ عبدالله بن جعفر

پس از مهاجرت گروهى از مسلمانان، به سرپرستى جعفر بن ابى طالب از مكّه به سوى حبشه و اقامت در آنجا، خداوند به جعفر فرزندى داد كه نامش را عبدالله گذاشت. عبدالله اولين مولود مسلمانى بود كه در حبشه به دنيا آمد.

پدرش جعفر، در سال هفت هجرى از حبشه به مدينه بازگشت و در سال هشتم، به فرماندهى سپاهى كه زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه فرمانده دوم و سوم آن بودند عازم موته شد و در آنجا شهيد گرديد…

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با نشان دادن عكس العمل شديد نسبت به شهادت او و همراهانش، ايثار و فداكارى جعفر را ستود و براى تسليت به خانواده اش به منزل وى رفت و بشارت خدا را نسبت به جعفر بدين  گونه اعلان كرد كه: خداوند متعال به جاى دو بازوى جدا شده او در جنگ موته، دو بال به او داده است تا در بهشت همانند فرشتگان پرواز كند و بدين جهت او را «جعفر طيار» لقب داده اند.

 و امّا عبدالله پسر جعفر هم مورد محبت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود، او كسى است كه در كودكى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيعت كرد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز با آنكه معمولاً بيعت كودكان را نمى پذيرفت بيعت او را پذيرا شد. عبدالله همسر بانوى بزرگ اسلام حضرت زينب كبري(س) است. او مردى سخاوتمند و جوانمرد و از حاميان على بن ابيطالب(علیه السلام) بود كه در سال 80 هجرى و در نود سالگى در مدينه فوت كرد، و او را در قبرستان بقيع كنار قبر عمويش عقيل دفن كردند.

4 ـ امّ البنين مادر حضرت ابوالفضل (علیه السلام)

امّ البنين دختر حزام بن خالد همسر على بن ابى طالب(علیه السلام) بود، او مادر چهار پسر يعنى حضرت عباس، جعفر، عثمان و عبدالله است كه تمامى اين فرزندان در كربلا شهيد شدند. اين بانوى گرامى به امام حسين(علیه السلام) بيش از فرزندان خود علاقه داشت.

هر چند نام او فاطمه بود، وليكن به احترام فاطمه زهرا(علیه السلام) كمتر به اين نام خوانده مى شد. و فقط او را به خاطر فرزندانش «اُمّ البنين» (مادر پسران) مى خواندند. وى در مدينه از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شد، قبر او در كنار قبر عمه هاى پيامبر (صفيه و عاتكه) قرار دارد.

5 ـ حليمه

حليمه از قبيله بنى سعد بن بكر و دختر ابو ذُوَيب، عبداللّه بن حارث است. وى مدتى دايه و مادر رضاعى پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) بوده است. او نيز در بقيع مدفون، و قبرش معروف است. على بن موسى مؤلف كتاب «وصف المدينه المنوره» مى نويسد: قبر او در جهت شمالى قبر عثمان قرار دارد كه در سال 1303 هجرى داراى گنبد و بارگاه بوده است.

6 ـ اسماعيل فرزند امام جعفر صادق(علیه السلام)

اسماعيل بزرگترين فرزند امام صادق(علیه السلام) و مورد علاقه شديد آن حضرت بود. مادرش فاطمه دختر حسين بن علي(علیه السلام) است. در زمان امام صادق(علیه السلام) در سال 133 هجرى فوت كرد. امام(علیه السلام) در فوت اسماعيل شديداً گريست و بدون كفش و عبا به استقبال جنازه وى كه از منطقه عُريض به مدينه حمل مى شد،رفت. در بين راه چندين بار جنازه را به زمين نهاد و صورتش را باز كرد و سپس او را در بقيع دفن نمود.

و اين عمل بدين جهت بود كه برخى خيال نكنند او (اسماعيل) امام بوده و نمرده است. ولى با اين حال، عده اى از طرفدارانش او را مهدى موعود پنداشته و امامت را حق مسلّم او و فرزندانش بعد از امام ششم مى دانند و شيعيان اسماعيلى از اين طايفه اند. «سمهودي» قبر او را در مقابل قبر عباس در سمت مغرب آن مى داند…

  مقبره او داراى بقعه اى بوده است كه پس از خيابان كشى از قبرستان جدا، و سپس تخريب شد.

7 ـ محمد بن حنفيه

اسم او محمد اكبر، پسر على بن ابيطالب(علیه السلام)است. وى نيز در قبرستان بقيع دفن شده است. محمّد با آنكه به امامت على بن الحسين(علیه السلام) معتقد بود ولى پس از قيام مختار برخى او را امام و حتى مهدى موعود خوانده اند. مورخين مرگ او را در سال 81 هجرى ذكر كرده اند.

8 ـ قبور عمه هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

دو تن از عمه هاى پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) به نام هاى «صفيه» و «عاتكه» در بقيع دفن شده اند و برخى معتقدند كه سه تن از عمه هاى آن حضرت در آنجا مدفونند.

شرح حال مختصر آنان:

الف ـ صفيه دختر عبدالمطلب: او با حمزه سيدالشهداء از جهت پدر و مادر يكى بودند. وى همسر عوام بن خويلد برادر حضرت خديجه و مادر زبير بن عوام است. صفيه در نبرد احد حضور داشت و آنگاه كه در كنار جسد مثله شده برادرش قرار گرفت سخنانى سوزناك و پرمعنى ايراد كرد.

در جنگ خندق همراه حسان بن ثابت و ديگران، در كوشك فارع، به حراست شهر و نگهبانى از خانه اى كه زنان و كودكان به دستور پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن جمع بودند، پرداخت، مى نويسند: او يك يهودى مهاجم را نيز با شمشير از پاى درآورد، و بدين خاطر، مورد تقدير پيامبر قرار گرفت.

صفيه در سال 20 هجرت در مدينه از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شد.

ب ـ عاتكه دختر عبدالمطلب: عاتكه و دو خواهرش اميمه و بره از مادر ديگرى به نام فاطمه بنت عمر و بن عايد بن عمران بودند. همسر عاتكه امية بن مغيرة بن عبدالله بود. وى از او دو پسرداشت: به نام هاى «زهير» و «عبدالله». ظاهراً زهير اسلام نياورد و ليكن عبدالله با ابوسفيان بن حارث و عباس مسلمان شد و به حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) رسيد.

به هر حال عاتكه پيش از وقوع جنگ بدر، شكست قريش را در رؤيا ديده بود. و سرانجام به مدينه هجرت كرد و در آنجا از دنيا رفت و در كنار قبر خواهرش صفيه به خاك سپرده شد.

9 ـ ابوسفيان بن حارث

ابوسفيان نوه عبدالمطلب و پسر عموى پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) است، او شبيه ترين افراد به پيامبر بود و پيش از فتح مكه، مسلمان شد.

در جنگ حنين هنگامى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تنگه حنين به محاصره درآمد، و يارانش پا به فرار گذارده بودند، او با اخلاص فراوان به دفاع از اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداخت، حضرت او را مورد تجليل قرار داد و از اهل بهشت معرفى كرد.(3)

وى در سال 20 هجرى در مدينه فوت كرد و در كنار مقبره اى در بقيع كه بعدها به مقبره عقيل شهرت يافت، دفن گرديد.

10 ـ عقيل پسر ابوطالب و برادر على (علیه السلام)

او فرزند ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد مى باشد كه ده سال از جعفر و بيست سال از علي(علیه السلام) بزرگتر بود.

سه فرزند او به نام هاى مسلم، عبدالله و عبدالرحمن در كربلا و كوفه شهيد شدند.

نسل عقيل تنها از فرزند ديگرش محمد بن عقيل ادامه يافت.

عقيل در علم انساب عرب شهرتى بسزا داشت. وى در جنگ بدر مسلمان شد، و در جنگ حنين فداكارى هاى زيادى نمود. عقيل در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) محبوب بود، و حضرت بدو چنين فرمود: تو را به دو جهتدوست دارم:

1 ـ به خاطر قرابت و خويشاوندى با من.

2 ـ به خاطر محبت عمويم ابوطالب به تو.

او در آخر عمر نابينا شد و پيش از كشتار و قتل عام مدينه توسط يزيد در واقعه «حرّه» در مدينه از دنيا رفت و در دار عقيل سمت غربى قبرستان بقيع كه بعداً عبدالله جعفر و ابوسفيان بن حارث بن عبدالمطلب نيز در آنجا دفن شدند، به خاك سپرده شد.

اين مقبره قبلاً قبه و بارگاه داشت، كه از بين رفته است.

11 ـ همسران پيامبر(صلی الله علیه و آله)

الف ـ زينب بنت جحش:

او و برادرش عبدالله جحش از مسلمانان نخستين هستند، وى به اصرار پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عقد زيد بن حارثه پسر خوانده پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه از بردگان آزاد شده بود درآمد و شايد رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، مى خواست با اين كار، رسم جاهلى را كه اشراف با بردگان آزاد شده ازدواج نمى كردند، بشكند.

مى گويند زينب در آغاز خواستگاري، تصور كرده بود كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را براى خود خواستگارى كرده است و لذا تمايل فراوان نشان داد، ولى بعداً كه معلوم شد حضرت او را براى زيد خواستگارى نموده است، به احترام پيامبر پذيرفت.

     اين ازدواج تا سال پنجم هجرى ادامه داشت. وليكن زندگى آنان، بى اندازه سرد و بى فروغ بود. و سرانجام منجر به طلاق گرديد. و از سوى ديگر طبق سنّت غلط جاهلي، ازدواج مرد با همسر پسر خوانده خود ممنوع بود، ولى قرآن اين سنّت را منسوخ كرد زيرا اصولاً پسر خوانده پسر واقعى انسان نيست و آثار حقوقى فرزند انسان را ندارد ولى شكستن اين سنّت غلط، كار آسانى نبود. از اين رو بنابه دستور وحي، اين سنّت شكنى به عهده پيامبر(صلی الله علیه و آله) نهاده شد. و حضرت پس از طلاق گرفتن زينب، به امر خدا با او ازدواج كرد. و قرآن نيز در آيه 37 از سوره احزاب به اين قضيه تصريح كرده است.

«فلما قضى زيد منها و طراً زوّجناكها..

«هنگامى كه زيد او را طلاق داد، ما او را به همسرى تو درآورديم…»

زينب در سال 20 هجرى در سن پنجاه سالگى از دنيا رفت و در مراسم تشييع جنازه او، رجال صحابه حاضر بودند و در بقيع به خاك سپرده شد.

ب ـ عايشه بنت ابى بكر: عايشه دختر ابوبكر در سال چهارم بعثت متولد شد، مادرش ام رومان دختر عامر بود كه در سال دوم هجرت و پس از گذشت پنج سال از وفات حضرت خديجه با پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ازدواج كرد.

وى با آنكه طبق شواهد مسلّم تاريخى مردم را به قتل عثمان تحريك مى كرد ولى پس از خلافت علي(علیه السلام) و بيعت عموم مردم با آن حضرت، به تحريك بعضى از افراد به عنوان خونخواهى عثمان، جنگ جمل را با همكارى طلحه و زبير رهبرى كرد و از سپاه علي(علیه السلام) شكست خورد. (4)

او در سال 58 هجرى (و به نقلى در 57) درگذشت. و ابوهريره بر جنازه اش نماز خواند و در بقيع مدفون شد.(5)

ج ـ حفصه دختر عمر بن خطاب: وى هيجده سال پيش از هجرت (5 سال قبل از بعثت) از مادرش زينب بنت مظعون متولد شد. او با خنيس بن حذافه ازدواج كرد و پس از مرگ وى در سال دوم يا سوم هجرت به عقد پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آمد.(6)

مى گويند: پيامبر او را طلاق داد و پس از مدتي، به دلايلى كه خيلى روشن نيست رجوع كرد.

به نقل واقدى او در سال 45 هجرى در مدينه از دنيا رفت و مروان بر جنازه اش نماز خواند، و در بقيع در كنار مقبره همسران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دفن شد.

د ـ ام سلمه: نام او هند بنت ابى امية بن مغيرة، و مادرش عاتكه بنت عمر كنانيه بود. او كه از مسلمانان اوليه بود، با ابو سلمه عبدالله بن عبدالأسد كه وى نيز تازه به اسلام گرايش پيدا كرده بود، ازدواج كرد. و هر دو جزء نخستين گروه مهاجران، به حبشه بودند.

ام سلمه در حبشه فرزندى به دنيا آورد كه وى را «برّه» نام نهاد ولى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بعدها او را زينب ناميد. ابوسلمه در جنگ بدر و سپس احد شركت كرد وليكن در جنگ احد بر اثر جراحات جنگ شهيد شد. پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از شهادت ابوسلمه، با ام سلمه ازدواج كرد.

ام سلمه خواهر رضاعى عمار ياسر بود.او به خاطر ايمانش، در ميان زنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) از موقعيت ممتازى برخوردار بود. وى همواره مدافع اهل بيت(علیه السلام) بود. و حتى چندين بار عايشه را از مخالفت با علي(علیه السلام) و حركت براى جنگ جمل برحذر داشت ولى سودى نبخشيد.

ام سلمه تا پس از شهادت امام حسين(علیه السلام) زنده بود. و او اولين كسى بود كه با گريه اش بر امام حسين(علیه السلام)، مدينه را در عزا و ماتم فرو برد. وى در سال 61 هجرى وفات كرد. و دو فرزندش عمر و سلمه او را در بقيع و در كنا مقبره ديگر همسران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دفن كردند.

 هـ ـ ماريه قبطيه: مى نويسند «مقوقس» پادشاه مصر در پاسخ نامه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نامه اى را در سال ششم هجري، همراه با هدايايى به مدينه ارسال داشت كه از جمله هدايا، كنيز جوانى به نام ماريه (مارى = مريم) دختر شمعون قبطى مصرى بود، ماريه در بين راه توسط نامه رسان پيامبر(صلی الله علیه و آله) «حاطب ابن ابى بلتع» مسلمان شد. پس از مسلمان شدن، پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) او را به همسرى خود انتخاب كرد كه از وى فرزندى به نام ابراهيم به دنيا آمد. و به همين جهت نيز مورد حسادت برخى از همسران پيامبر(صلی الله علیه و آله) واقع شد زيرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تنها از دو همسر داراى فرزند ذكور شد يكى خديجه، كه قاسم و عبداللّه را و ديگر ماريه كه ابراهيم را به دنيا آوردند. ولى متأسفانه قاسم در مكه فوت كرد و ابراهيم نيز در سن 22 ماهگى در مدينه از دنيا رفت و در بقيع دفن شد.

و سرانجام ماريه در سال 16 هجري، در عصر خلافت عمر بن خطاب در مدينه فوت كرد و در بقيع دفن گرديد.

و ـ رمله بنت ابى سفيان (ام حبيبه):

او مسلمانى پاك و با اخلاص بود، كه با همسرش عبيدالله بن جحش در يك حركت قهرآميز به حبشه مهاجرت نمودند. همسرش در آنجا به دين نصارى گرايش يافت، و در همانجا از دنيا رفت ولى رمله به اسلام پاى بند باقى ماند. به هر حال او كه زنى مؤمن و از خاندان اموى بود، در حالى كه از وطن رانده و در غربت مانده بود و در شرايط بسيار سختى قرار داشت، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، از راه تفقد و دلجويى توسط نجاشي، پادشاه حبشه، از وى خواستگارى كرد، و سرانجام با اعلان رضايت به عقد پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد. اين ازدواج از لحاظ عاطفى و سياسى و مصلحتى اهميت فراوانى داشت. رمله يا ام حبيبه همچنان در حبشه بود تا آنكه در سال 7 هجرى همراه با آخرين گروه مهاجران، به مدينه بازگشت. وى در سال 44 يا 46 هجرى در مدينه درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد.

ز ـ زينب بنت خزيمة: او دختر خزيمه بنت حارث است، وى زنى مهربان و رئوف بود كه به او اُمّ المساكين (مادر مسكينان) لقب داده بودند، او نخست همسر عبدالله بن جحش بود كه پس از شهادتش در جنگ اُحد به همسرى پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد.

وى در حالى كه بيش از سى سال نداشت در حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله) و در ماه ربيع الاخر سال 4 هجرى در گذشت. برخى نوشته اند كه بيشتر از دو تا سه ماه با پيامبر(صلی الله علیه و آله) زندگى نكرد و پس از فوت در بقيع به خاك سپرده شد.

ح ـ صفيـه:

 او دختر حى بن اخطب يهودى بود كه نخست با «ابو عبيد سلام بن مُشكم» ازدواج كرده بود و سپس از او جدا شد. و همسر «كنانة بن ابى الحقيق» شد. وى پس از شكست خيبر به اسارت اسلام درآمد و سپس به همسرى پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد.

ابن اسحاق و ديگران گفته اند او پيش از شكست خيبر در رؤيا ديده بود كه به همسرى پيامبر آخرالزمان درآمده است و در اين انتظار بود، تا آنكه به عقد پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد…(7)

وى در سال 50 يا 52 هجرى در مدينه فوت كرد و در بقيع به خاك سپرده شد.

ط ـ سوده بنت زمعه: پدرش زمعة بن قيس به عبد شمس و نام مادرش شموس بنت قيس بن زيد بود. وى نخست با «سكران بن عمرو» ازدواج كرد و با همسرش به حبشه مهاجرت نمود. وليكن در فوت همسرش در حبشه يا مكّه اختلاف است. بهرحال پس از فوت همسرش، پيامبر(صلی الله علیه و آله) او را به همسرى خود برگزيد. او دومين زن پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و اولين زنى است كه آن حضرت پس از فوت خديجه(علیه السلام)، با او ازدواج كرده است. وى در سال 50 يا 54 هجرى در مدينه وفات نمود و در قبرستان بقيع دفن شد.

 ى ـ ريحانه بنت زيد:

وى از قبيله بنى نظير بود و قبلاً با مردى از بنى قريظه به نام «حكم»ازدواج كرده بود ولى پس از اخراج يهوديان بنى قريظه از مدينه مسلمان شد و در سال ششم هجرى به عقد پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد.

طبق نقل مورخان وى در حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله) درگذشت وليكن به نقل ابن سعد در طبقات، پس از مراجعت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از حجة الوداع فوت كرد و حضرت او را در بقيع دفن نمود.(8)

 ك ـ جويره دختر حارث:

از بنى مصطلق بود. او در جنگ مُرَيسَع (يا جنگ بنى مصطلق) همراه پدرش اسير شد، وى به درخواست «ثابت بن قيس بن شماس» رئيس طايفه بنى مصطلق به ازدواج پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد. و از بركت اين ازدواج اسيران بنى مصطلق ـ كه يكصد خانوار بودند ـ آزاد شدند. او بيست ساله بود كه در سال 5 يا 6 هجرت به ازدواج پيامبر(صلی الله علیه و آله) درآمد و در سال 50 يا 56 هجرت، در ايام خلافت مروان بن حكم در مدينه فوت كرد و در بقيع مجاور قبور ديگر همسران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دفن شد.(9)

12 ـ فرزنــدان پيـامبـر(صلی الله علیه و آله)

الف ـ ام كلثوم:

ام كلثوم يكى از دختران رسول خدا بود كه با يكى از دو پسر ابولهب به نام عتيبه ازدواج كرده بود، با نزول سوره: «تبّت يدا ابى لهب…» و قطع رابطه ام جميل و ابولهب با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ابولهب فرزندش را به طلاق دادن ام كلثوم مجبور كرد، از آن پس وى در خانه پدر، همراه فاطمه(علیه السلام) بود كه تا پس از مرگ «رقيه» (دختر ديگر پيامبر و همسر قبلى عثمان بن عفان) بنا به نقلى به همسرى عثمان درآمد.

وى تا سال نهم هجرى زنده بود وليكن فرزندى براى عثمان به دنيا نياورد و پس از آن درگذشت. اسماء بنت عميس و صفيه بنت عبدالمطلب او را غسل دادند و در بقيع، در مقبره بنات رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) دفن شد.

ابن حجر در «الاصابه» مى نويسد كه: علي(علیه السلام) و فضل بن عباس و اسامة بن زيد وارد قبر شدند تا او را دفن كنند و امّا از حضور عثمان در دفن او خبر و سندى در دست نيست.

ب ـ زينــب:

مورخين او را بزرگترين دختر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) و خديجه(علیه السلام) مى دانند كه پيش از بعثت متولد شد. او همسر ابوالعاص فرزند ربيع و مادر ابوالعاص نيز «هاله» خواهر خديجه بود. زينب بعد از ظهور اسلام مسلمان شد وليكن شوهرش به شرك باقى بود، وى بعد از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) با شوهرش در طائف ماند.

ابوالعاص در جنگ بدر اسير شد، مقرر گرديد هر اسيرى براى آزادى خود فديه اى بدهد، و آنگاه اين خبر به گوش زينب رسيد. گلوبندى را كه مادرش حضرت خديجه به او داده بود، براى مسلمانان فرستاد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ديدن گلوبند خديجه متأثر شد و پيشنهاد آزادى او را مطرح فرمود، مسلمانان هم به احترام پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابوالعاص را بدون فديه آزاد ساختند. و بنا شد كه ابوالعاص، دختر پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، طلاق داده، به مدينه بفرستد كه او نيز موافقت كرد.

سرانجام زينب به مدينه هجرت كرد، و ابوالعاص نيز بعدها به مدينه آمد و مسلمان شد. و چون تاجر پيشه بود به مكّه برگشت و اموال مردم را رد كرد و پس از تصفيه حساب، به مردم چنين گفت: من مسلمان شدم. و سپس به مدينه آمد و مجدّداً با زينب ازدواج كرد.

به هر حال زينب در سال 8 هجرى از دنيا رفت و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر او نماز گذارد و دربقيع دفن شد.

ج ـ رقيـه:

رقيه دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه به نقلى همسرش «عتبه» پسر ابولهب بود و او (مانند برادرش عتيبه) با فشار پدرش ابولهب، او را طلاق داد. و بعد از مدتى رقيه با عثمان ازدواج، و با او به حبشه هجرت كرد، و سپس همراه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بازگشت و در سال دوم هجرت در مدينه فوت نمود و در بقيع دفن شد.

مى گويند: او از عثمان فرزندى در حبشه به دنيا آورد كه نامش را عبداللّه نهاده بودند ولى در سال چهارم هجرت براثر بيمارى فوت كرد و از آنجا كه «عثمان بن مظعون» نخستين مسلمانى بود كه در مدينه درگذشت، پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) پس از فوت رقيه خطاب به وى فرمود: «الحقى بسلفنا عثمان بن مظعون» آنگاه دستور داد او را در مجاورت قبر عثمان بن مظعون دفن كنند.

ابن عباس مى گويد: پيامبر(صلی الله علیه و آله) كنار قبر وى نشست، در حالى كه فاطمه زهرا(س) هم در كنارش بود و مى گريست، و آنحضرت اشك چشم فاطمه(س) را با لباس خود پاك مى كرد.

 «و قعد رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) على شفير القبر و فاطمة جنبه تبكى فجعل النبي(صلی الله علیه و آله) يمسح عين فاطمه بثوبه رحمة لها».(10)

 چنان كه اشاره شد، عثمان بن مظعون نخستين فرد از مسلمانان بود كه در بقيع دفن شد. و پس از آن قبرش نشانى براى مسلمانان گشت تا مردگان خود را در همان حوالى به خاك سپارند.

د ـ ابراهيم:

او از فرزندان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و مادرش، ماريه قبطيه بود، در ذى الحجه سال 8 هجرى قمري، به دنيا آمد. قابله اش «سلمي» و دايه اش «امّ برده» دختر منذر بن زيد از بنى نجار بود. پيامبر(صلی الله علیه و آله) به وى علاقه زيادى داشت. او يك سال و ده ماه در كنار پدر بزرگوار و مادرش بود و سپس در سال دهم هجرت فوت كرد، و در بقيع دفن شد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در فوت او بسيار ناراحت گرديد و بر حسب اتفاق، خورشيد در آن روز گرفت، و مردم نيز آن را معلول مرگ ابراهيم پنداشتند، ولى پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: اين چنين نيست، هرگز خورشيد و ماه، براى مرگ يا حيات كسى گرفته نمى شود و شما در صورت مشاهده «كسوف» يا «خسوف» بايد به نماز بايستيد.

منابع:

1 ـ راهنماى حرمين شريفين ج 5، ص 142.

2 ـ مدينه شناسي، از محمد باقر نجفي.

3 ـ مستدرك حاكم، ج 2، ص 318 و مدينه شناسي.

4 ـ تاريخ يعقوبى (چاپ نجف)، ج 2، ص 142 و نيز ج 2، ص 165; الكامل ابن اثير، ج 3، ص 206; الفتوح، ج 2 ص 248 و…

5 و6 ـ مدينه شناسى ص 366 و 365.

7 و8 و9 ـ سيره ابن هشام، ج 3، ص 295; اعلام الورى و تاريخ يعقوبى و طبقات الكبري، و مدينه شناسى ص 375 تا 365.

10 ـ ترجمه: «پيامبر(صلی الله علیه و آله) بركنار قبر نشست و فاطمه(س) در كنار او بود و مى گريست پيامبر(صلی الله علیه و آله) با رحمت و لطف، اشك هاى فاطمه را با لباس خود پاك مى نمود.»

منبع :على اكبر حسنى؛میقات حج 1371 شماره 1