منفی نگری

نوشته‌ها

راه‌های درمان شک و بدبینی

شک و بدبینی می‌تواند یک حس بسیار ناراحت‌کننده و بازدارنده باشد. این حس، شما را از شانس‌ها و موقعیت‌های خوب زندگی دور نگه می‌دارد و باعث می‌شود کار‌ها را بسیار سخت‌تر از چیزی که واقعا هستند شروع کرده و به پایان برسانید. قطعا شک می‌تواند گاهی مفید باشد و شما را از ایده‌های بد نیز دور نگه دارد. اما در اغلب مواقع، بازدارنده است. بنابراین چگونه می‌توانیم با آن مقابله کنیم و چگونه می‌توان با درمان شک و بدبینی به سمت شانس و موفقیت حرکت کنیم؟

به او نه بگویید

ابتدا باید زمانی که شک و بدبینی در شما ایجاد شد، سریعا کار مورد نظر را انجام دهید. اجازه ندهید که نجوا‌های منفی در ذهن و قلبتان، شما را از آن کار دلسرد کنند. برای درمان شک و بدبینی در دل خود یک “نه” محکم بگویید یا فریاد بزنید تا آن حس دوباره آشکار نشود. با انجام این کار افکار منفی‌تان را مختل کرده‌اید و دیگر به سراغ شما نمی‌آیند.

به گذشته فکر کنید و در افکار خود غرق شوید

با خود صادق باشید و از خود بپرسید: چند بار پیش آمده که من با وجود شکی که داشته‌ام، به کاری خود ادامه داده و ضرر کرده‌ام؟ جواب قطعا چنین است: تقریبا هیچ وقت. بدبینی مانند یک هیولایی در مغز ما است که باعث می‌شود نتوانیم خود را تغییر دهیم و در آن محدوده ی امنی که هستیم تا ابد باقی بمانیم.

بدانید که شما تنها نیستید

ابتدا بدانید که همه ی انسان‌ها دچار شک و دودلی می‌شوند. شاید شما فکر کنید که تنها کسی هستید که از عدم اطمینان کافی رنج می‌برید. اما این گونه نیست.

اصلا به این که دیگران چه فکر می‌کنند اهمیت ندهید

اگر تمام وقت و انرژی خود را صرف افکار و نظرات دیگران کنید، همیشه در یک محدوده ی نامناسب قرار می‌گیرید. همیشه یک فردی وجود دارد که کار بهتر را انجام می‌دهد و موفق تر است. پس نباید دیگران را معیار دستاورد‌های خود قرار دهید.

با شخص دیگری مشورت کنید

اگر افکارتان را درون خود نگه دارید، آزاردهنده‌تر و اغراق‌آمیزتر از آن چیزی که واقعا هستند، می‌شوند. هنگامی که شک و دودلی به سراغ‌تان آمد، برای درمان شک و بدبینی با یکی از نزدیکانتان در مورد آن مشورت کنید. اگر این افکار را بیرون بریزید متوجه می‌شوید که به نظر خیلی اغراق‌آمیزتر از واقعیت بوده‌اند. همچنین با مشورت در مورد این احساسات خود می‌توانید آن‌ها را نیز تغییر دهید.

خود را در تله ی مقایسه نیاندازید

اگر شما دائما خود را با دیگران به جهت موفقیت‌ها و یا چیز‌هایی که از آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی می‌بینید مقایسه کنید، به سرعت خسته و ناامید می‌شوید. دوست عزیز! برای درمان شک و بدبینی، بهترین کار این است که خود را با خودتان مقایسه کنید. ببینید چقدر نسبت به خودتان پیشرفت کرده و چه موفقیت‌هایی داشته‌اید.

دست به قلم شوید

نوشتن می‌تواند به دلایل زیادی، عادت خوبی محسوب شود. به منظور درمان شک و بدبینی، این کار می‌تواند به شما کمک کند:

یک دید واقعی از زندگی خود داشته باشید. این کار باعث می‌شود موفقیت‌ها و چیز‌های مثبتی که در زندگی بدست آورده‌اید و چگونگی غلبه کردن بر افکار منفی را بهتر ببینید. در راه درمان شک و بدبینی درونی خود، اگر افکارتان را روی کاغد بنویسید و یا در کامپیوترتان تایپ کنید، راحت‌تر می‌توانید با آن کنار بیایید تا زمانی که در ذهن با آنها کلنجار بروید.

با ایجاد فهرستی از جوانب مثبت و منفی افکار و ایده‌هایتان، نوشتن و جست و جو کردن حوادث و احساسات مشابه در گذشته و آشکار ساختن جوانب مختلف مسئله می‌توانید راه حل مناسب‌تری برای آن پیدا کنید.

به خاطر داشته باشید: مردم به کاری که شما انجام می‌دهید و حرف‌هایتان چندان توجهی ندارند. هنگامی که شما نگران حرف دیگران در مورد کارهایتان هستید و شک به دل راه می‌دهید، اگر آن کار را انجام دهید بسیار قوی‌تر خواهید شد. هنگامی که چنین اتفاقی می‌افتد به این حرف می‌رسید و متوجه می‌شوید که واقعا دیگران اهمیتی به کارهای شما نمی‌دهند. این یکی از مهمترین راه‌های درمان شک و بدبینی است که باید در ذهن داشته باشید. حرفی که دیگران می‌زنند یا کاری که انجام می‌دهند ممکن است اصلا ارتباطی با شما نداشته باشد. وقتی فردی از شما انتقاد می‌کند، به سرعت شک و بدبینی به سراغتان می‌آید. هنگامی که فردی شما را نادیده می‌گیرد و اولین قرار‌تان به مرتبه ی دوم نمی‌رسد، شما به راحتی در هم می‌شکنید. اما اگر چیزی که کسی گفته یا کاری که انجام داده است، اصلا ارتباطی با شما نداشته باشد چه؟ شاید برای مثال همکار‌تان که با شما بد صحبت کرده و بر سر شما فریاد کشیده، اصلا روز، ماه یا ازدواج خوبی نداشته است.

خوش‌بین باشید

اجازه دهید شور و نشاط، تحرک و انگیزه ی دیگران بر روی شما تاثیر بگذارد. حداقل در روز ۲۰ دقیقه را به گوش دادن به کتاب‌های صوتی و پادکست‌ها اختصاص دهید. فایل‌های صوتی بسیار کمک می‌کنند و کتاب‌های صوتی برایان تریسی نیز بسیار مفید هستند و با استفاده از آن‌ها در خود پیشرفت را مشاهده کردم. همین ۲۰ دقیقه‌ها می‌توانند برای شما نیز بسیار مفید باشند و بدبینی‌هایتان را به خوش‌بینی تبدیل کنند. از خواندن کتاب‌های روانشناسی غافل نشوید.

عواقب عقب کشیدن را در نظر بگیرید

هنگامی که به شک‌های خود بها دادید و عقب کشیدید، می‌بینید که همه چیز منفی است و شرایط خوبی نخواهید داشت. برای درمان شک و بدبینی، باید سرسخت و قوی باشید.

مهارت‌های خود را تقویت کنید

مثلا اگر همیشه قبل از ارائه ی مطلبی در کلاس، درس دچار شک و تردید می‌شوید، مهارت ارائه ی خود را تقویت کنید. کتاب‌هایی در این باره بخوانید و مطلب خود را چندین مرتبه در خانه مقابل آینه یا دوستان نزدیک خود ارائه دهید تا تمرین کرده باشید. بدین ترتیب، بیشتر احساس ارامش و اطمینان خواهید داشت.

احساس خود را نادیده نگیرید

یکی از راه‌های رایج برای درمان شک و بدبینی، این است که به خود پرخاش کنید تا آن احساسات از شما دور شوند. این کار باعث می‌شود به سمت جلو حرکت داشته و پیشرفت کنید. البته من به شخصه این تجربه را نداشته‌ام. من دریافته‌ام که در زمان شک و بدبینی، مهربانی می‌تواند انتخاب بهتری باشد. بنابراین سعی می‌کنم با خود مهربان باشم و احساسات خود را درک کنم. یک گام کوچک به سمت جلو و رو به موفقیت چه چیزی است؟ سپس سعی می‌کنم با گام‌های کوچک و قدم به قدم پیش بروم تا موفق شوم. گام‌ها و پیشرفت‌های کوچک در مسیر درمان شک و بدبینی را جشن بگیرید. اگر توانستید هر چند یک قدم کوچکی به سمت موفقیت بردارید -مثلا توانستید وبسایت خود را راه اندازی کنید-، می‌توانید بگویید که برنده شده‌اید. این شاید یک قدم کوچک باشد اما برنده شده‌اید و می‌توانید آن را جشن بگیرید. می‌توانید غذای مورد علاقه‌تان را درست کنید، سرگرمی و بازی مورد نظر‌تان را انجام دهید و یا چیزی که مدت‌ها بوده دوست داشته‌اید را برای خود خریداری کنید.

اهداف فوری و سریع برای خود تنظیم کنید

علاوه بر داشتن اهداف بلندپروازانه، گاهی لازم است اهداف کوتاه مدتی نیز داشته باشید. هنگامی که اهداف طولانی مدت شما دیر بدست می‌آیند، باید احساس ترس و شک خود را طور دیگری کنترل کنید. بنابراین با بدست آوردن موفقیت‌های کوچک در مسیر اصلی، احساسات خود را کنترل کنید.

موفقیت‌های قبلی‌تان را به خود یادآوری کنید

برای درمان شک و بدبینی، به جای دامن زدن به آن احساس، سعی کنید موفقیت‌های قبلی را به خود یادآوری کنید. پس به حفظ موفقیت و پیروزی‌های آتی خود اعتماد داشته باشید.

با انسان‌های خوب معاشرت کنید

واضح است که انسان نمی‌تواند در یک جزیره به تنهایی زندگی کند. به افرادی که مثبت هستند و برای زندگی شما مفید می‌باشند اجازه دهید اطرافتان را پر کنند. و افراد بدبین و ترسو را از خود دور کنید.

به تردید‌های خود شک کنید

چرا گاهی به شک‌های خود شک نمی‌کنید؟ آیا این احساسات به قدری مهم هستند که ایمان شما را تضعیف می‌کنند؟ به منظور درمان شک و بدبینی، تردید‌های خود را نیز نقد و بررسی کنید. شک و تردید اغلب اوقات کار را درست نمی‌کنند.

منبع: ویکی روان

«خودمراقبتی» برای ارتقاء سلامت روان به چه معناست؟

از زندگی ناامیدید؟ احساس فرسودگی می‌کنید؟ به شما خوش نمی‌گذرد؟ از خودتان ناراضی هستید؟ اگر جواب‌تان مثبت است، پس باید بدانید که تنها نیستید! اما چه باید کرد؟

احساس نارضایتی از خود و زندگی، موضوعی است که بسیاری از افراد آن را تجربه می‌کنند، اما تا زمانی که عملکرد شما را مختل نکرده باشد طبیعی است. بسیاری از ما در مراحلی از زندگی خود، مشکلی با سلامت ذهنی و روانی خود پیدا می‌کنیم. سلامت روان به اندازه‌ سلامت جسمی در زندگی ما مهم است.

سلامت روان ما می‌تواند قسمت‌های مختلفی از زندگی‌مان را تحت تاثیر قرار دهد:

•شغل، تحصیل، زندگی شخصی
•روابطمان با دیگران
•خواب
•اشتها
•سطح انرژی
•توانایی تفکر هشیارانه یا تصمیم‌گیری
•سلامت جسمی
•رضایت از زندگی و بسیاری موارد دیگر

سلامت روان فقط به معنی نبودن یا نداشتن بیماری روانی نیست. این که چه احساسی در مورد خود، جهان و زندگی خود داریم، همگی بخشی از سلامت روان ما را تشکیل می‌دهند. در واقعیت، هیچکس سلامت روان صددرصد و در تمام لحظه‌ها را تجربه نمی‌کند. ما معمولاً منتظر بیماری نمی‌شویم تا تازه به فکر سلامت جسم خود بیفتیم. به همین شکل، عاقلانه نیست صبر کنیم که رنج مشکلات روانی شروع شود و بعد به فکر ارزش سلامت روان بیافتیم.
افراد زیر از نظر ابتلاء به مشکلات روانی، بیشتر در معرض خطر هستند و از آسیب‌پذیری بیشتری در این زمینه برخوردارند:

•افرادی که با استرس یا وقایع مهم بسیاری در زندگی خود روبه‌رو هستند
•افرادی که از سطح حمایت اجتماعی اندکی برخوردارند
•نوجوانان
•بزرگسالانی که تحصیلات یا درآمد کمی دارند
•بزرگسالان یا کودکانی که با ضربه ای روبه‌رو شده‌اند
•زنان
•افرادی که با مشکلات جسمی روبه‌رو هستند
•افراد دارای برخی خصوصیات شخصیتی که این خصوصیات می‌تواند احتمال بروز مشکل را در آنها افزایش دهد (مثلاً داشتن استانداردهای خیلی بالا در شخصیت‌های وسواسی و خطر‌پذیری خیلی بالا در شخصیت‌های مرزی)

ابعاد اصلی رفاه و سلامت روان
بروز تغییرات در هر یک از ابعاد زیر، موجب تغییر در وضعیت سلامت روان افراد می‌شود.
۱) افکار: شامل ایده‌ها، تصورات و تمایلاتی می‌شوند که دائم در ذهن خود با آن‌ها درگیر هستیم.
۲) رفتارها: عملکرد و فعالیت‌هایی که به طور روزمره یا در موقعیت‌های خاص انجام می‌دهیم.
۳) واکنش‌های جسمی: این واکنش‌ها مربوط به تغییر در عملکردهای بدن مانند ضربان قلب، تنفس، هضم غذا، هورمون‌های مغزی و غیره می‌شود.
۴) احساسات: شامل احساسات مثبت (شادی، همدلی، عشق، محبت، نوع‌دوستی) و احساسات منفی (غمگینی، خشم، نفرت)

مثال‌هایی از افکار مثبت:
•می‌دانم که می‌توانم این دوران سخت را پشت سر بگذارم.
•در مورد زندگی‌ام احساس هیجان و انرژی دارم!
•می‌دانم دوستانی دارم که واقعاً به من اهمیت می‌دهند.
•از نحوه‌ پیشرفت زندگی‌ام راضی هستم.
•من استعدادها و علایق نسبتاً خوب و جالبی دارم.
•می‌خواهم کاری کنم که یک تغییر مثبت به وجود بیاورد.
•با این که کمبودهایی دارم، اما انسان خوبی هستم.
•اتفاقات خوبی برایم خواهد افتاد.

مثال‌هایی از افکار منفی:
•احساس می‌کنم دارم عقلم را از دست می‌دهم.
•زندگی‌ام مسخره است!
•هیچ‌وقت نمی‌توانم این وضعیت را پشت سر بگذارم.
•من زشت و احمق هستم.
•همه فکر می‌کنند که من یک بازنده‌ام.
•احساس می‌کنم قرار است اتفاق خیلی بدی بیفتد.
•کمبودهای من آن‌قدر بزرگ هستند که نمی‌توان آن‌ها را برطرف کرد.
•انگار هیچ‌ وقت هیچ اتفاق خوبی برای من نمی‌افتد.

مثال‌هایی از رفتارهای مثبت:
•کار کردن روی راه ‌حل یک مسئله به شکل گام به گام
•درخواست کمک از یک دوست یا یکی از اعضای خانواده برای حمایت و درک
•دعا کردن یا سایر اشکال اعمال معنوی
•انجام کاری آرامش‌بخش مانند نماز خواندن، تمرکز کردن، حمام کردن و تمرین آرامش عضلانی
•انجام کارهایی که باعث می‌شوند به مشکلات مان فکر نکنیم (مثلاً تماشای تلویزیون، مطالعه یا کار کردن)
•ورزش یا فعالیت‌های بدنی
•انجام تفریحات یا دنبال کردن سرگرمی‌های و فعالیت‌های مورد علاقه خود
•خوابیدن و خوردن در حد متعادل

مثال‌هایی از رفتارهای منفی:
•منزوی کردن خود و دوری از دوستان و خانواده
•استفاده از مواد مخدر یا الکل
•عدم کنترل و مدیریت خشم (پرخاشگری فیزیکی و زبانی با دیگران)
•وابستگی بیش از حد و چسبیدن به عزیزان
•زیاد خوردن و زیاد خوابیدن

مثال‌هایی از واکنش‌های جسمی در مواقع استرس:
•گرفتگی عضلات، دردهای عضلانی یا سردرد
•معده درد، تهوع و میل به بالا آوردن
•مشکل روده و معده
•تغییر در میزان خواب و اشتها
•تمایل به ادرار بیش از حد
•عرق کردن، داغ کردن یا یخ کردن
•درد سینه یا مشکل در تنفس
•تپش قلب یا ضربان قلب نامنظم
•سرگیجه
•احساس عدم واقعیت یا جدا افتادن (انزوا)
•اغراق در یک مشکل موجود جسمی (مثل جوش، مشکل در هضم غذا، میگرن، دردهای مزمن و غیره)

•تغییر در تمایلات جنسی مثال‌هایی از احساسات خوب:
•خوشی یا شادمانی
•رضایت
•آرامش
•هیجان
•عشق و علاقه
•سرخوشی

مثال‌هایی از احساسات بد:
•بی‌حوصلگی یا خشم
•ناامیدی
•اضطراب یا ترس
•ناراحتی یا افسردگی
•احساس تهی یا کرخت بودن
•آزردگی
•نفرت
سلامت روان با استفاده از الگوی کلی افکار، احساسات، رفتارها و واکنش‌های جسمی ما تعیین می‌شود.
هر کدامِ از ابعاد سلامت روان، می‌تواند بر بقیه‌ ابعاد هم تاثیر بگذارد.
مثال: عضلاتم راحت و آزاد هستند.
مثال: احساس شادمانی می‌کنم. مثال: قلبم تند می‌زند.
مثال: احساس خشم می‌کنم.
چرا سلامت روان باید برای من و خانواده‌ام مهم باشد؟

وقتی سلامت روان ما دچار مشکل می‌شود، این مسئله می‌تواند لذت بردن از زندگی را سخت کرده و ممکن است از نظر جسمی و روانی احساس فرسودگی کنیم.
بسیاری از این تغییرات می‌توانند جلوی یک زندگی رضایت‌بخش را بگیرند. همه‌ ما می‌توانیم با یادگیری این‌ که چطور از سلامت روان خود محافظت کرده و آن را بهبود ببخشیم نفع فراوانی به دست بیاوریم.

خودمراقبتی برای کنترل استرس
•به خوبی با شرایط کنار نمی‌آیید؟
•استرس دارید؟
•احساس درماندگی می‌کنید؟
اگر پاسخ‌تان مثبت است، بدانید که تنها نیستید. خیلی ها، مشکل کنار آمدن با سطوح بالای استرس در زندگی روزمره‌ی خود را دارند.

آیا نشانه‌های استرس را تجربه می‌کنید
•مضطربید و دلشوره دارید؟
•از رخ دادن مسئله‌ای غیرمنتظره ناراحت هستید؟
•احساس می‌کنید با تمام کارهایی که باید انجام دهید، نمی‌توانید کنار بیایید؟
•بابت مسایلی که خارج از کنترل شما هستند، احساس خشم می‌کنید؟
•به چیزهایی فکر می‌کنید که باید انجام دهید؟
•احساس می‌کنید مشکلات آن ‌قدر روی هم جمع شده‌اند که نمی‌توانید بر آن‌ها غلبه کنید؟
•مشکل در خواب دارید؟
•در تمرکز یا تصمیم‌گیری مشکل دارید؟
•اشتها یا الگوی تغذیه‌تان تغییر زیادی کرده است؟
•دائم احساس می‌کنید که باید به دستشویی بروید؟
•سردردهای مداوم، معده‌ی ناراحت یا سایر دردها را تجربه می‌کنید؟
•برای فرار از مشکلات یا پیدا کردن احساسی بهتر، از الکل یا مواد مخدر استفاده می‌کنید؟
•تمام مدت احساس خستگی می‌کنید؟

منشا کلی استرس‌های روزمره

اغلب وقتی مسایل زندگی آن‌قدر زیاد و پیچیده می‌شوند که نمی‌توانیم به آنها را مدیریت کنیم، احساس استرس می‌کنیم مانند مسائل زیر:
انجام امور فرزندان، مشکلات یا مسئولیت‌های خانوادگی، انجام حجم کارهای زیاد در مدت زمان کم، تماس‌های تلفنی یا ایمیل، روابط با دوستان، آشنایان یا با اعضای خانواده، مسایلی با همسر خود، نداشتن اوقات فراغت، سرعت سریع زندگی، مسئولیت‌های شغلی، مشکلات سلامت شخصی، احساس خستگی،مدرسه یا تکالیف، ترافیک یا رفت و آمد، مسایل اجتماعی، مشکلات سلامتی اعضای خانواده، مسایل مالی و صورتحساب‌ها، رسیدگی به امور منزل

چه کسانی در معرض سطح استرس بالا هستند؟
•زنان
•والدین مجرد
•نوجوانان
•بیکاران
•افرادی میزان درآمد آنها ناکافی است
•افرادی با مسکن نامناسب
•افرادی که مسئولیت‌ها و وظایف زیادی دارند
•افرادی که دچار شکست مالی، شغلی، تحصیلی یا عاطفی شده اند
یک منشاء کلی دیگر برای استرس، وقایع یا تغییرات مهم در زندگی است. هم وقایع مثبت و هم وقایع منفی، می‌توانند سرمنشاء استرس باشند – خصوصاً آنهایی که باعث تغییرات عظیم یا تحولی در زندگی عادی ما می‌شوند.
وقایع کلی که باعث استرس می‌شوند: تغییر محل زندگی و منزل، تغییر شغل، بارداری ، آسیب‌دیدگی یا بیماری جدی جسمانی، حوادث، مشکلات جنسی، طلاق یا جدایی، اخراج شدن از محل کار، دعوا یا ناسازگاری با اعضای خانواده و آشنایان، وجود بیمار جسمی یا روانی در اعضای خانواده، مشکلات مالی، مرگ دوستان یا اعضای خانواده، بازنشستگی،. حتی اتفاقات خوب و خوشایند هم می‌توانند استرس زا باشند مانند: قبول شدن در دانشگاه، برنده شدن یک جایزه بزرگ، ازدواج، تولد نوزاد در خانواده و …

چرا استرس حالمان را بد می‌کند؟

گاهی اوقات استرس می‌تواند تاثیر منفی بر ابعاد اصلی سلامت ما (افکار، احساسات، رفتارها و واکنش‌های جسمی) داشته باشد. استرس اگر باعث شود احساس تهدید یا خطر از دست دادن و فقدان بکنیم، احتمال زیادی دارد که اثر منفی بر سلامت ما بگذارد. همچنین اگر در پاسخ به این موقعیت‌ها رفتارهای ناسالمی را انجام دهیم که شرایط را بهبود نمی‌دهند، استرس می‌تواند سطح سلامت مان را بیشتر کاهش دهد. اثرات منفی استرس بر سلامت می‌تواند خود منشا استرس‌های جدیدتر شود. کافی است با کسی که بر اثر استرس شب‌ها خواب خوبی ندارد صحبت کنید، اوحرف ما را تایید خواهد کرد. استرس تاثیر منفی بر زندگی مان دارد: اختلال در کیفیت خواب، سلامت شخصی، خانه یا خانواده، کیفیت فعالیت جنسی و کیفیت کار.

آیا استرس خوب هم وجود دارد؟

گاهی اوقات استرس می‌تواند اثر مثبتی بر ابعاد کلی سلامت روانی (افکار، احساسات، رفتارها و واکنش‌های جسمی) ما داشته باشد. اگر استرس را به عنوان یک فرصت نه یک تهدید در نظر بگیریم می‌تواند انگیزه ما را برای رسیدن به هدف و موفقیت افزایش دهد. وقتی استرس در حد کم باشد تولید انگیزه می‌کند. آن‌وقت با تاثیر مثبت استرس روبه‌رو خواهیم شد و برخی اثرات مثبت استرس را نیز تجربه خواهیم کرد.

استرس و بیماری جسمی

سطح استرس و این که چطور با آن کنار می‌آییم، می‌تواند بر سلامتی فیزیکی ما تاثیر داشته باشد. سطوح بالاتر استرس می‌تواند سیستم ایمنی ما در مقابل بیماری‌ها و عفونت‌ها را تضعیف کند. به عنوان مثال، عفونت‌های تنفسی گسترده (سرماخوردگی، آنفولانزا و غیره) با احتمال بیشتری اتفاق می‌افتند اگر با سطوح بالاتری از استرس روبه‌رو باشیم. همچنین شواهدی در دست است که استرس می‌تواند ناهنجاری‌های مربوط به ایمنی بدن را مثل رماتیسم، دیابت وابسته به انسولین، تصلب شرایین و امثال آن افزایش دهد. برخی ارتباطات میان استرس و بیماری‌ها با نحوه‌ی برخورد ما با آن استرس تعیین می‌شود.

کنار آمدن با استرس

هیچ راه «درست» یا «غلطی» برای کنار آمدن با استرس وجود ندارد. تحقیقات نشان داده اند که اگر روشی برای یک نفر خوب باشد، ممکن است برای فرد دیگری مناسب نباشد و روشی که تحت یک سری شرایط خاص جواب می‌دهد، ممکن است در شرایط دیگر جواب ندهد. در زیر فهرستی از روش‌های معمول کنار آمدن با استرس و نکاتی در مورد این که چطور تصمیمات ما منجر به کاهش استرس و زندگی سالم‌تر برای خود و عزیزان مان می‌شود، ارائه داده‌ایم:

بر آن‌چه می‌توانیم انجام دهید، تمرکز کنید:

معمولاً می‌توانید کاری کنیم تا استرس را در بیشتر شرایط تحت کنترل در آورید.
•در مقابل وسوسه‌ی تسلیم شدن یا فرار از مشکلات، مقاومت کنید. این گزینه‌ها اغلب استرس را در بلندمدت بدتر می‌کنند.

احساسات‌تان را کنترل کنید:

احساس ناراحتی، خشم یا ترس در زمان کنار آمدن با استرس طبیعی هستند. احساس خوشبختی، رضایت یا شادمانی در زمان کنار آمدن با استرس سخت‌تر می‌شود.
•سعی کنید احساسات خود را محدود نکنید. در عوض، آن‌ها را با حرف زدن یا نوشتن، ابراز کنید.

•سعی کنید با دیگران با خشونت برخورد نکنید. فریاد زدن، توهین کردن و دشنام دادن، اطرافیانتان را از شما دور می‌کند.
•بسیاری از استراتژی‌های کنار آمدن با استرس که در زیر آمده‌اند، روش‌های مفید کنترل احساسات هستند.

به دنبال حمایت و پشتیبانی باشید:

جستجوی حمایت اجتماعی دیگران، بسیار مفید است مخصوصاً زمانی که احساس می‌کنید به تنهایی نمی‌توانید با شرایط کنار بیایید. دوستان، خانواده، آشنایان مورد اعتماد و متخصصین سلامت روان می‌توانند منابع خوبی برای این حمایت باشند.
•از کسی درباره اینکه چطور باید با موقعیت مورد نظر روبه‌رو شوید، نظر یا مشورت بخواهید.
•اطلاعات بیشتری کسب کنید تا تصمیم‌گیری بهتری داشته باشید.
•درمورد فعالیت‌ها و مسئولیت‌های روزمره از دیگران کمک بخواهید.
•از کسی که شما را درک کرده و به شما اهمیت می‌دهد، درخواست حمایت عاطفی کنید.

بر نکات مثبت تمرکز کنید:

این یکی از سخت‌ترین کارها در زمان کنار آمدن با استرس است و گاهی اوقات غیرممکن به نظر می‌رسد. فکرکردن به نکات منفی اغلب استرس را افزایش داده و انگیزه‌ی ما را برای بهبود شرایط از بین می‌برد.
•جای نقاط ضعف، روی نقاط قوت تمرکز کنید. به خودتان یادآوری کنید که هیچ‌کس کامل نیست. در ذهنتان، افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید
•در هر موقعیت دشوار از خود بپرسید: «از این مسئله چه چیزی می‌توانم یاد بگیرم؟» یا «چطور می‌توانم پیشرفت کنم»،
•به یاد داشته باشید که اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد.
•سعی کنید شوخ‌طبعی خود را حفظ کنید.
•به خودتان یادآوری کنید که با وجود شرایط موجود، بیشترین سعی خود را انجام می‌دهید.

یک برنامه‌ عملکردی برای حل مشکل خود داشته باشید:

حل جنبه‌های قابل کنترل یک موقعیت استرس‌زا، یکی از موثرترین روش‌ها برای کاهش استرس ما است. سعی کنید مسایل استرس‌زا را به بخش‌های کوچک تر و قابل مدیریت تقسیم کنید. یک برنامه‌ی عملکردی خوب می‌تواند شامل متوقف کردن سایر کارها و تمرکز بر مشکل اصلی، یا انتظار برای زمان مناسب برای عمل کردن باشد.
•مسئله را شناسایی و تعریف کنید.
•هدف خود را انتخاب کنید.
•به راهکارهای مختلف فکر کنید.
•به نقاط ضعف و قوت فکر کنید.
•بهترین راهکار را انتخاب کنید.
راه‌حل کامل به ندرت وجود دارد.
•برنامه‌ی خود را عملی کنید.
•تلاش خود را ارزشیابی کرده و در صورت نیاز، یک استراتژی دیگر انتخاب کنید.

از خود مراقبت کنید:

اگر از اصول اولیه مراقبت از خود تبعیت نکنید، نمی‌توانید به خوبی با استرس هایتان مقابله کنید. خودمراقبتی می‌تواند در موقعیت‌های استرس‌زا کار سختی باشد. اگر کار را با تفریح متوازن نکنید، دچار احساس فرسودگی می‌شوید.
•غذا و نوشیدنی‌های سالم مصرف کنید و در طول روز آب زیادی بنوشید تا انرژی خود را حفظ کنید.

•سعی کنید ورزش یا بعضی فعالیت‌ها را به شکل مستمر انجام دهید.
•سعی کنید از الکل و مواد مخدر دوری کنید.
•مراقبه، یوگا یا سایر تکنیک‌های ریلکس‌شدن(آرام سازی) را امتحان کنید. مثل: نفس عمیق از بینی و خارج کردن آرام از دهان.
•وقفه‌های منظم بین کار بیندازید تا انرژی خود را حفظ کنید.
•برای فعالیت‌های جذاب و سرگرمی‌های خود برنامه‌ریزی کنید.
•خواب شبانه را به میزان کافی داشته باشید.
مراقب روابط‌تان باشید: دوستان،خانواده و همکاران می‌توانند از استرس شما تاثیر بپذیرند یا می‌توانند بخشی از مشکل شما باشند. احساسات و نیازهای دیگران را در زمان کنار آمدن با استرس به یاد داشته باشید، ولی احساسات و نیازهای آن‌ها را با احساسات و نیازهای خود متعادل کنید.
•بجای این که پرخاشگر یا منفعل باشید، نیازهای‌تان را قاطعانه بیان کنید.
•مسئولیت خود را بپذیرید، هر وقت مناسب است عذرخواهی کنید و سعی کنید اوضاع را سر و سامان دهید.
•با افرادی که درگیر هستند صحبت کنید و آن‌ها را از تصمیمات خود مطلع نگاه دارید.

عملکردهای معنوی یا مذهبی داشته باشید:

افرادی که در زندگی روزمره‌ی خود با معنویات و مذهب سر و کار دارند، اغلب استرس کمتری را تجربه می‌کنند و از مزایای بیشتری مانند حمایت‌های معنوی و اجتماعی برخوردارند.
•دعا کنید.
•به زیارتگاه‌ها بروید.
•با رهبر مذهبی/معنوی خود حرف بزنید.
•به قدرت‌های خداوند ایمان داشته باشید.
•با افرادی که اعتقادات معنوی مشابه با شما دارند ارتباط برقرار کنید.

پذیرش: پذیرش چیزهایی که نمی‌توانید آن‌ها را تغییر دهید، یکی از بهترین جنبه‌های کنار آمدن با استرس است. گاهی اوقات تنها کاری که می‌توانید بکنید کنترل ناراحتی یا اندوه خود است.

•انکار مشکلات موجود تنها ناراحتی را طولانی‌تر کرده و با توانایی ما برای وارد عمل شدن، تداخل ایجاد می‌کند.
•پذیرش فرآیندی است که زمان لازم دارد، پس صبور باشید.
•مرگ، بیماری، فقدان‌های بزرگ یا تغییرات عظیم در زندگی اغلب به سختی پذیرفته می‌شوند.
•سعی کنید درگیر خیالبافی یا تفکر زیاد در مورد اتفاقی که می‌توانست بیفتد و نیفتاده، نشوید.

پرت کردن حواس: این کار می‌تواند در مورد استرس‌های کوتاه‌ مدتی که تحت کنترل ما نیستند، مؤثر باشد (مثلاً مطالعه‌ی مجله زمانی که در مطب دندانپزشکی هستیم). پرت کردن حواس می‌تواند مزاحم کنترل استرس‌هایی شود که تحت کنترل ما هستند (مثلاً تماشای تلوزیون وقتی که باید کار عقب افتاده‌ای را انجام دهیم).
پرت کردن حواس با استفاده از مواد مخدر، الکل یا افراط در خوردن می‌تواند منجر به استرس و مشکلات بلندمدت شود. پرت کردن حواس با افزایش بار کاری در مدرسه یا محیط کار می‌تواند منجر به فرسودگی یا سایر مشکلات (مثلاً ناراحتی خانواده) شود.

تقریباً همه چیز را می‌توان برای پرت کردن حواس به کار برد:
•خیالبافی
• رانندگی کردن یا پیاده‌روی
• فعالیت‌های تفریحی، ورزش، سرگرمی‌ها
• کار خانه، کار در حیاط یا باغبانی
• تماشای تلوزیون یا رفتن به سینما
•بازی‌های ویدیویی(بازی‌های حرکتی)
•وقت‌ گذراندن با دوستان و خانواده
•وقت گذراندن با حیوانات خانگی
•جست‌وجو در اینترنت یا خواندن ایمیل
•خوابیدن یا چرت زدن
بسیاری از این‌ها اگر برای مدت کوتاهی استفاده شوند، می‌توانند فرصتی برای استراحت و ذخیره‌ی انرژی به وجود بیاورند. به این صورت این کار بخش مهمی از خودمراقبتی را تشکیل می‌دهد. صدمه زدن به خود، دیگران، حیوانات یا وسایل هیچ‌وقت نمی‌تواند راهی امن یا سالم برای کنار آمدن با استرس باشد.
برای بررسی راه ‌های کنار آمدن با استرس که شامل خشونت یا آسیب رساندن نمی‌شود، این گزینه‌ را در نظر بگیرید:
•اجازه دهید کسی که به شما اهمیت می‌دهد، از وقایع با خبر باشد تا بتواند جلوی آسیب دیدن شما و عزیزان‌تان را بگیرد. بلافاصله به دنبال کمک حرفه‌ای بروید (مثلاً به نزد پزشک، به کلینیک، اورژانس، مرکز سلامت روان، نزد روانشناس یا روانپزشک یا مشاور بروید).

منابع: سایت بنیاد شهید و امور ایثارگران؛ الو دکتر

«با اعتماد به نفس‌‌ها» این شکلی‌اند!

با اعتماد به نفس‌‌ها، مثبت‌گرا هستند و همیشه مسائل را مثبت و خوب می‌بینند و افکارشان را با صدای بلند بیان می‌کنند، آنها به نکات منفی توجه دارند ولی هیچ‌گاه درباره این موضوعات، حرفی نمی‌زنند.
داشتن و نداشتن اعتماد به نفس در زندگی روزمره هر آدمی، بسیار تاثیرگذار است. فکر کنید در یک کلاس درس حضور دارید و آن درس را به خوبی بلد هستید، استاد سوالی را می‌پرسد، شما اگر اعتماد به نفس داشته باشید دست خود را بالا برده و پاسخ را بلند و شفاف می گویید اما اگر فردی بدون اعتماد به نفس باشید، با توجه به این که پاسخ را می‌دانید ترجیح می‌دهید سکوت کنید. پاسخ ندادن در جمع برای شما مهم‌تر از آن است که نمره خوبی از آن درس بگیرید. بدین ترتیب بی‌اعتماد به نفس بودن یعنی عقب ماندن از خیلی فرصت‌ها در زندگی. در این مطلب، به کمک پویا ودایع سخنران و مدرس زبان بدن، زبان بدن افراد با اعتماد به نفس را بررسی می‌کنیم.

با اعتماد به نفس‌ها مثبت‌گرا هستند
این افراد مثبت‌گرا هستند و همیشه مسائل را مثبت و خوب می‌بینند و افکارشان را با صدای بلند بیان می‌کنند، آنها به نکات منفی توجه دارند ولی هیچ‌گاه درباره این موضوعات حرفی نمی‌زنند. از دست‌های خود زیاد استفاده می‌کنند و در تمام توضیحات کلامی دست‌ها را همراه می‌سازند. در واقع دست‌ها را ابزاری برای بیان احساسات خود می‌دانند. استفاده از حرکات که قاطعیت و اصالت را نشان دهد جزء دستور کار آنهاست. دست‌های دیگران را لمس می‌کنند و دست‌های خود را همچون یک جمله رقصان در هوا به حرکت درمی‌آورند. آنان دست‌ها را جزء دارایی‌های ارزشمند برای بیان کلمات و جملات خود می‌دانند.

تمام قد و استوار
قدم‌های آدم با اعتماد به نفس، گاه تند و همراه با استواری است. این قدم‌های تند، نشان‌دهنده عجله و شتاب نیست بلکه نشانه یک نوع تفاوت ظاهری و اطمینان از حرکت درست در مسیر است. معمولا موقع ایستادن، سینه خود را ستبر می‌کنند و جلوی شخص مورد نظر می‌ایستند تا دیگران آنها را تمام قد و از تمام زوایا ببینند. این‌ کار یک نوع فخرفروشی نیست بلکه این افراد از دیده شدن، لذت می‌برند و خود را در معرض نقد دیگران قرار می‌دهند چون از گفت‌وگوی دیگران در مورد خود لذت می‌برند. این افراد به‌طور معمولا پاهای خود را اندازه عرض شانه باز می‌کنند و نوک انگشتان پاها را رو به جلو قرار می‌دهند تا استوار‌تر بایستند.

خنده‌های بلند
خنده این افراد، با صدای بلند و رسا همراه است. از خندیدن با صدای بلند در جمع لذت می‌برند، دوست دارند بر دیگران تاثیر بگذارند و دیگران از خنده آنها مطلع شوند. از خندیدن با صدای بلند به عنوان یک ابزار برای دیده شدن استفاده می‌کنند. علاوه بر این، در تلاش هستند تا همیشه دندان‌های تمیز و سفیدشان را به همه نشان دهند.

سکوت‌های معنا‌دار
افراد دارای اعتماد به نفس معمولا یک مشخصه یکسان دارند و آن سکوت‌های معنی‌دار آنهاست که در میان جملات دیگران و جملات خودشان از این سکوت‌ها استفاده می‌کنند. این سکوت‌ها برای جلب ‌توجه و گرفتن زمان برای فکر کردن درباره جملات دیگران است. آنها می‌دانند کجا ساکت شوند و چه وقت سر خود را به طرفین تکان دهند.

آنها می‌دانند سکوت برای انجام کارها چه قدرتی دارد. افرادی که اعتماد به نفس دارند، فاصله ایستادن خود را با دیگران معین و سعی می‌کنند اندازه یک جلو نظام که در مدارس‌ آموختیم با دیگران فاصله داشته باشند. آنها با ایجاد فاصله، حریم خود را مشخص می‌کنند. دست در جیب گذاشتن و ایستادن، یکی دیگر از نشانه‌های افراد با اعتماد به نفس بالاست. آنها یک دست خود را در جیب قرار می‌دهند و با دست دیگر، حرکات غیر کلامی را بیان می‌کنند. با گذاشتن یکی از دست‌ها در جیب، نشان می‌دهند که قدرت استدلال و تفکر خوبی دارند.

از مقایسه دست بردارید
هیچ‌وقت خود را با دیگران مقایسه نکنید. یکی از بهترین روش‌ها برای افزایش اعتماد به نفس این است که از مقایسه خود با دیگران دست‌ برداریم. مشکل اینجاست که شما فقط قسمت کوچکی از شخصیت فردی را که در حال مقایسه‌اش با خودتان هستید، می‌بینید. هر شخصی به صورت متفاوت فکر، درک و احساس می‌کند و یاد می‌گیرد. شما تنها فرد این جهان هستید که قابلیتی خاص دارید. منظور من توانایی‌های خارق‌العاده نیست بلکه منظور روش و راهی است که شما برای حل یک مسئله از آن استفاده می‌کنید. یادتان باشد هیچ دو اثر انگشتی یکسان نیست. وقتی شما خود را با فرد دیگری مقایسه می‌کنید، در ذهن‌تان، او را در تمام مسائل بهتر از خود می‌بینید. این کار به هیچ‌وجه روش خوبی برای ارزیابی خودتان نیست. به جای این کار بهتر است نگران این باشید که چقدر خودتان را دوست دارید. احتمالا وقتی ببینید افرادی که خود را دوست دارند چقدر شاد‌تر از افرادی هستند که خود را دوست ندارند، به‌طور حتم شگفت‌زده می‌شوید.

شیوه نشستن پشت میز و صندلی
تکیه کردن به صندلی و دست گذاشتن روی میز، از دیگر نشانه‌های این افراد است. آنها انگشتان خود را روی میز قرار می‌دهند، انگار که مالک میز و صندلی زیر دست خود هستند. خیلی محکم و صاف می‌نشینند، انگار کسی قرار است صندلی را از زیر آنها بگیرد. آنها مراقب جایی که می‌نشینند هستند و حواس‌شان به‌اطراف است. آنها خود را دوست دارند، برای بدن خود احترام قائل هستند و سعی می‌کنند همیشه و همه جا خوش بگذرانند، مثلا کمتر از وسایل و خوراکی‌های مضر استفاده می‌کنند چون می‌خواهند همیشه بدنی سالم داشته باشند.

هر عملی عکس‌العملی دارد
از دیگران تعریف کنید و مثبت‌اندیش باشید؛ این کار به شما اجازه می‌دهد نقاط قوت دیگران را ببینید و از آنها تعریف کنید. شاید بپرسید این چه ربطی به اعتماد به نفس دارد؟ وقتی شما از دیگران تعریف می‌کنید، به‌ طور حتم آنها هم همین‌گونه با شما رفتار می‌کنند و از نقاط قوت شما می‌گویند. روایتی وجود دارد که می‌گوید «اگر خواستید چیزی به دست بیاورید، اول باید آن را به دیگران ببخشید.» وقتی دیگران نقاط قوت شما را بیان می‌کنند مانند ذره‌بینی عمل می‌کنند که رفتار‌های مثبت شما را بهتر نشان می‌دهند و این موجب پیشرفت و افزایش اعتماد به نفس‌تان می‌شود.

با ترس‌های‌تان روبه‌رو شوید و از آنها فرار نکنیم
ترسیدن، یکی از دلایل نداشتن اعتمادبه‌نفس در میان بیشتر مردم دنیاست. ترس‌های ما با احساسی که ما از خودمان داریم رابطه مستقیمی دارد. وقتی از چیزی می‌ترسیم، حس می‌کنیم که در آن زمینه ناتوان هستیم و این موجب کاهش اعتماد به نفس می‌شود. برای رفع این مشکل باید با ترس‌های‌تان روبه‌رو شوید. از ترس‌های‌تان وحشت نکنید. بهترین راه این است که بفهمید چرا این ترس‌ها در شما به وجود آمده‌اند. یاد بگیرید هیچ‌گاه از شکست نترسید. هر شخصی بارها در زندگی شکست می‌خورد؛ شکست‌های شما زندگی‌تان را تعریف نمی‌کند.

با غذا و ورزش می‌توان اعتماد به نفس داشت
غذای خوب یعنی سوخت خوب برای بدن. ظاهر بد شما علت اصلی اعتماد به نفس پایین شماست. بهبود ظاهر شما می‌تواند به طرز شگفت‌انگیزی اعتماد به نفس‌تان را افزایش دهد. به نظر من بهترین راهی که هم می‌توانید حس خوبی داشته باشید و هم اندامی مناسب، ورزش کردن است. هر ورزشی که انجام دهید خوب است چون باعث ترشح آندورفین می‌شود؛ این ماده شیمیایی موجب احساس نشاط و بالا رفتن روحیه شما می‌شود. ورزش کردن به خودی خود، اعتماد به نفس را بالا می‌برد و تناسب اندام را همراه دارد. در این صورت بیشتر لبخند می‌زنید و احساس خوبی خواهید داشت.

از نگاه کردن به دیگران نهراسیم
ارتباط چشمی برقرار کنید. اکثر مردم نگران این هستند که دیگران چگونه در مورد آنها فکر می‌کنند. با ایجاد ارتباط چشمی می‌توانید خود را یک فرد شایسته، نترس و با اعتماد به نفس نشان ‌دهید. یک ترفند کوچک وجود دارد و آن این که اگر شما از این ترس دارید که مستقیم به چشم طرف نگاه کنید، به جای چشمان طرف، به فاصله میان دو ابروی او نگاه کنید. در این حالت نه شما مستقیم به فرد نگاه کرده‌اید و نه آن فرد متوجه این موضوع می‌شود. برای این کار باید مدتی تلاش کنید تا این کار به عادت شما تبدیل شود.

با اعتماد به نفس‌ها و ساعت‌شان
افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، لوازم و ملزومات خود را در دید افراد دیگر قرار می‌دهند، مثلا ساعتی که به دست دارند را آشکار نشان می‌دهند و سعی می‌کنند همگان ساعت آنها را ببینند. اگر کسی از آنها ساعت بپرسد دست خود را جوری بالا می‌آورند که همگان مارک ساعت و نوع ساعت را تشخیص دهند. هیچ‌گاه به لباس و وسایل دیگران زل نمی‌زنند و سعی در تعریف آنها ندارند بلکه به صورت نامحسوس وسایل دیگران را مورد تحلیل قرار می‌دهند و هیچ وقت در جمع خود را با دیگران مقایسه نمی‌کنند. از این که در جمع با کسی صحبت کنند هیچ ترس و واهمه‌ای ندارند اما سعی می‌کنند در جمع با کسی بحث نکنند و دیگران را مورد انتقاد قرار ندهند.

با اعتماد به نفس‌ها چه شکلی هستند؟
وقتی با افراد سرشار از اعتماد به نفس صحبت می‌کنید، با تکان دادن سر در جهات مختلف به شما نشان می‌دهند که حرف‌های‌تان را می‌شنوند. آنها جوری می‌ایستند که مخاطب‌شان، سمت راست آنها قرار بگیرد و سر را به سمت طرف مقابل متمایل می‌کنند. این کار باعث می‌شود دید کلی افراد نسبت به بدن آنها تغییر نکند و حرف‌ها را راحت‌تر بشنوند. این افراد، تعریف و تمجید دیگران نسبت به خودشان را به‌راحتی می‌پذیرند به طوری که می‌توان این موضوع را هنگام صحبت با آنها فهمید چون تایید سر و برق زدن چشم‌های‌شان، نشان‌دهنده این ویژگی است.

عطر وسیله ضروری برای این افراد
طرفدار عطر و بوی خوش هستند و همیشه سعی می‌کنند یک عطر خوب در کیف و وسایل خود داشته باشند. آنها عطر را جزء وسایل ضروری خود می‌دانند و سعی می‌کنند همیشه بوی خوب بدهند و هرازگاهی هم عطر زدن را در روز تکرار می‌کنند. افراد دارای اعتماد به نفس، صاف می‌نشینند یا از ژست‌های بسیار خاص زبان بدن برای ایجاد تفاوت با دیگران استفاده می‌کنند. آنها هنگام نشستن لباس خود را جمع می‌کنند تا کمترین تا خوردگی و چروک را داشته باشد.

چنین افرادی با اطمینان خاطر می‌نشینند، دسته‌های صندلی را همچون فرمانروایان لمس می‌کنند و دست‌های خود را روی دسته‌های صندلی قرار می‌دهند. همیشه سعی می‌کنند رو به سمت نفر مقابل بنشینند و دیگران را راحت‌تر ببینند. آنها سعی می‌کنند افراد مقابل را زیر نظر داشته باشند.

شیک لباس بپوشید
لباس گران لازم نیست، فقط خوب لباس بپوشید. شنیده‌اید که می‌گویند «وقتی خوش‌تیپ باشید، احساس خوبی خواهید داشت؟» این جمله واقعا حقیقت دارد. وقتی شما شیک لباس بپوشید بر خودتان و دیگران تاثیر مثبت می‌گذارید. این گونه لباس پوشیدن احساس راحتی خاصی را در شما ایجاد می‌کند. شیک لباس پوشیدن یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای افزایش اعتماد به نفس است.

منبع: مجله زندگی ایده‌آل

مثبت‌نگرى به رفتار دیگران از دیدگاه قرآن

آدمى همواره نسبت به کارهاى خود، خوش‌بین است و با توجه به نیت و آگاهى از خود، به آسانى با رفتارها و کردارهایش کنار می‌آید. اگر اصل توجیه‌گرى و عذرتراشى را نادیده بگیریم که هر کسی می‌کوشد رفتار ناهنجار خویش را توجیه کند، شخص، خود را متهم نمی‌سازد و هیچ گمان بد به خود نمی‌برد. اما هنگامى که به دیگرى می‌رسد، این نگرش به کلى متفاوت می‌شود. هر کار دیگرى با هزاران اما و اگر روبه‌رو می‌شود و او به آسانى، درستى کار دیگران را نمی‌پذیرد. با آن که بسیار گفته و شنیده است که آنچه بر خود نمی‌پسندى بر دیگران مپسند؛ ولى در مقام عمل، به این دستور وقعى نمی‌نهند و گوش دل بدان نمی‌سپارد.

در آموزه‌های وحیانى که بر پایه فطرت سالم قرار داده شده است به این مسئله از زوایاى مختلف و ابعاد متنوع آن پرداخته شده است. از این رو قاعده‌اى در آموزه‌هاى وحیانى اسلام پدیدار شده که به اصل صحت یا حمل بر صحت شهرت یافته است.

اصل صحت در حوزه قانونگذارى و حقوق فردى و اجتماعى، مورد توجه قانونگذار اسلامى بوده است. چنان که در حوزه اخلاق و هنجارهاى شخصى و اجتماعى نیز به عنوان اصل حاکم، مورد تایید و تأکید قرار گرفته است. در این نوشتار تلاش شده است نگرش اسلام و آموزه‌هاى وحیانى نسبت به این اصل واکاوى شده و مباحث و مسایل آن از جهات مختلف بازخوانى شود.

گسترش معنایى اصالت صحت

اصل صحت از قواعدی است که در کتاب‌هاى اصول فقه که مبانى و روش استنباط احکام دینى را از منابع اصلی کتاب و سنت بیان می‌کند، مورد بحث قرار گرفته است. این اصل به نوع برخورد و قضاوت انسان درباره گفتار و کردار و عقاید دیگران (بدون توجه به دین آنان) مربوط می‌شود.

برخى از اصولی‌ها بر این باورند که این اصل، در دو معنا و اصطلاح مختلف به کار می‌رود:

۱- به معنای حمل فعل مؤمن بر وجه صحیح و جایز در مقابل قبیح (حرام و ممنوع)؛ به این معنا که هرگاه مردى مسلمان با زنى در خلوتگاهى دیده شد، بر این حمل می‌کنیم که وى به جهتی درست و شرعى، با وى خلوت کرده است و گناه و حرامى را مرتکب نشده است. مثلا شاید وی از محارم اوست و یا به هر عنوان درست دیگرى این امکان را داشته است تا با او خلوت کند؛ زیرا شخص مسلمان با نامحرم خلوت نمی‌کند.

۲- معناى دیگر این است که کار دیگران را به تمام و کامل بودن حمل کنیم و بگوییم که آنان کارى را به درستى انجام داده‌اند؛ مانند زمانى که از فردى مسلمان و متشرع بخواهیم نمازى بر میت بخواند و او چنین کند. ما در این زمان، رفتارش را به درستى حمل کرده و می‌گوییم وى نماز میت را به درستى و تام و کامل خوانده و چیزى را فروگذار نکرده است.

تفاوت دو معنا در این است که معناى نخست، مختص مسلمانان و از احکام خاص اسلامى است و تنها نسبت به خودى یعنى مسلمانان به کار می‌رود و درباره اعمال و رفتار غیر مسلمانان چنین حکم و قضاوتى نخواهیم کرد. اما معناى دوم اختصاصى به مسلمانان نداشته و نسبت به هر شخص دیگرى از مسلمان و غیر مسلمان به کار می‌رود؛ به این معنا که وقتى مالى را در دست شخصى حتى کافر می‌بینیم و یا او معامله‌اى را انجام می‌دهد، در مقام داورى حکم می‌کنیم که این معامله به صورت کامل انجام شده و نقص ندارد. (مصباح الاصول؛ ج ۳ ص ۳۲۲)

بر این اساس، دو برداشت درباره اصل صحت وجود دارد که برداشت نخست بر پایه حسن ظن و گمان نیکو بناگذاری شده و اصلى از اصول اخلاقى شمرده می‌شود. بدین معنا که اگر در عمل مسلمان یا مؤمنی به لحاظ حکم تکلیفی، تردید حاصل شد که آنچه از گفتار و کردار و عقیده نمود می‌کند، حلال و مشروع و یا حرام و قبیح است، باید عمل و کار وى را بر وجه مباح و جایز حمل کرد؛ به عنوان نمونه اگر کسى از دور سخنى گفت و شنونده شک کرد آیا سلام می‌کند و یا ناسزا می‌گوید یا شخصى مایعى می‌نوشد و مشخص نیست آب است یا نوشیدنى حرام، یا مردى به همراه زنى مشاهده شد و هر دو به زوجیت خود اقرار کردند، در این موارد و نظایر آن که در جامعه فراوان اتفاق می‌افتد و می‌بایست اصل را مورد ملاحظه قرار داده و به اقتضاى آن، فعل را بر امر مباح و جایز حمل کرد و گفتار و کردار و عقیده وى را بر شکل درست و نیکوى آن بار نمود.

ولى بنا به برداشت دوم، اصل صحت تنها قاعده‌اى فقهى است که در کتاب‌هاى علم اصول از آن بحث می‌شود و به مسلمانان اختصاص ندارد. از این رو اگر در فعل و کار کسى به لحاظ حکم وضعی، تردید شد که آیا آن را به صورت درست و صحیح انجام داده یا نه، باید عملش را بر درستى بار کرد. به عنوان نمونه اگر معامله‌اى چون خرید و فروش، ازدوج و طلاق انجام دهد، همه این موارد بر صحت حمل می‌شود و آثار عقود یا ایقاعات بر آن مترتب می‌گردد.

قرآن و اصالت صحت

اصل صحت به عنوان یک اصل اخلاقی، اصلى عقلایى است. به این معنا که جوامع انسانى بر پایه اصول عقلایی نسبت به رفتار دیگران چنین برخوردى را به کار می‌گیرد. بنابراین اگر سخن از اصل صحت در قرآن و آموزه‌هاى آن به میان می‌آید به معناى حکمى امضایى و تاییدى است و این گونه نیست که اسلام آن را به عنوان یک اصل تأسیسى ابداع کرده و براى نخستین بار به مردم سفارش داده باشد.

سیره عقلایى مردمان بر این است که در رفتار خویش نسبت به دیگران این گونه رفتار کنند و اصل را بر صحت قرار دهند. این گونه است که در بسیارى از دستورها و ضرب المثل‌هاى اقوام مختلف با دستورهاى مشابه اصل صحت مواجه می‌شویم.

در دستورى از کنفوسیوس به این مطلب برمی‌خوریم که می‌گوید آنچه را به خود نمی‌پسندى بر دیگران مپسند و آنچه را براى خود می‌خواهى براى دیگران نیز بخواه.

قرآن نیز این اصل را به شیوه‌هاى مختلف تایید کرده است. در اینجا به برخى از شواهد اشاره می‌شود:

خداوند در آیه ۸۳ سوره بقره دستور می‌دهد که در برخورد گفتارى با دیگران، اصل را بر گفتار نیکو و پسندیده قرار دهید: قولوا للناس حسنا. هر چند که ظاهر این آیه آن است که با مردم به نیکى سخن بگویید و گفتارتان سبب بغض و عداوت نگردد؛ ولى می‌توان با توجه به روایتى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه، آن را به عنوان شاهدى بر تأیید اصل عقلایی دانست.

امام صادق(علیه السلام) با اشاره به آیه می‌فرماید: تا زمانى که یقین ندارید کار دیگران شر و قبیح و ناپسند است درباره آن جز داورى خیر و نیکو نداشته باشید. (کافى ج ۲ ص ۱۶۴)

شیخ انصارى نیز در توضیح آن می‌نویسد: شاید مراد از قول در آیه و روایت، همان ظن و اعتقاد باشد؛ بدین ترتیب آیه کریمه به کمک روایت، به حسن ظن و گمان نیکو در حق دیگران بردن ترغیب و تشویق می‌کند و بدگمانى را نسبت به مردم، ناپسند می‌شمارد. (فرائدالاصول ج ۲ ص۷۱۵)

بدگمانى گناه است

در سوره حجرات آیه ۱۲ می‌فرماید: یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم؛ ای کسانى که ایمان آورده‌اید! از گمان بسیار پرهیز کنید؛ زیرا برخى از گمان‌ها گناه هستند. در این آیه مؤمنان از بسیارى از گمان‌ها درباره دیگران منع شده‌اند که مراد، گمان سوء است؛ نه گمان خیر؛ زیرا در آیه ۱۲ سوره نور، قرآن به گمان خیر که همان حسن ظن و گمان نیکو است، تشویق کرده است.

در این آیه سخن از گمان بد نکردن درباره دیگرى است و هر چند که گمان، یکى از حالات چهارگانه یقین و گمان و شک و وهم است که به طور غیر اختیارى بر انسان عارض می‌شود و نمی‌تواند مورد امر و نهى قرار گیرد ولى مراد آن است که انسان، آثار گمان را نباید بر آن بار کند و به چنین گمانى ترتیب اثر دهد و به گمان بدى که در حق دیگران می‌کند، اعتنایى کند.

بنابراین اگر گمانی بد در دل وى خطور کرد، اشکالى ندارد ولى نباید بدان توجه کند و آثارش را بر آن مترتب سازد. در روایات آمده است که یکى از چیزهایى که براى مؤمن نیکوست و راه خلاصى آن را دارد، سوءظن است که راه رهایى از آن، بی‌توجهى و جامه عمل نپوشاندن به آن است. (وسائل الشیعه ج ۸ ص ۲۶۳)

هدف از این کار، آن است که آبروى مؤمن حفظ شود؛ زیرا مؤمن در پیشگاه خداوند از منزلت و جایگاه والا برخوردار است و آبروى او از جمله سه گانه‌هایى است که نمی‌توان متعرض آن شد، مؤمن جان و مال و عرضش در امان است و آبرو و حفظ آن، یکى از مهمترین مسایلى است که نمی‌توان آن را بى‌ارزش کرد و با تعرض به آن شخص را به خطر انداخت.

قرآن، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را به علت آبرودارى مؤمنان ستوده است. آن حضرت) چنان عمل می‌کرد که منافقان وى را متهم به سادگى می‌کردند و می‌گفتند او شخص خوش‌باورى است. قرآن بیان می‌کند که خوش‌باورى آن حضرت، به نفع شماست که حفظ آبروى شما را می‌کند و آنچه در دل دارید آشکار نمی‌سازد. (توبه آیه ۶۱) زیرا اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواست، بی‌درنگ پرده‌ها را کنار می‌زد و شما را رسوا می‌ساخت و مشکلات فراوانى براى شما پدید می‌آمد.

امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می‌فرماید: کارهاى برادر دینی‌ات را بر بهترین وجه حمل کن و در سخن وى، بر اساس بدگمانى داورى نکن، مگر آن که یقین به خلاف آن پیدا کنی. (کافی؛ ج ۲ص ۳۶۱)

منبع: کیهان نیوز؛ منصور جواهرى

آیا می‌دانید چگونه می‌توان خوش‌بین بود؟

“آنچه که منزلت و شان شما را تعیین می‌کند، رفتار و نگرش است نه استعداد و قابلیت‌های ذاتیتان.”

همه ما با مثل‌ها و حـکایـات زیـادی در مـورد خـوش‌بـیـنی بـرخـورد کرده ایم، امـا ممکـن است قـدرت حقـیقی دیــدن جـهـان از طریق عینک خوش‌بینـی را درک نـکرده بـاشـیـم. قدرتی که می‌توانـد بر همه چیز بسیار اثـرگـذار بـاشـد از زندگی روزمره و انتخاب همسر گرفته تا گزینه‌های شغلی و موفقیت‌های دراز مدت.

نواهای درون ذهن شما

آن نـدای درونـی ذهـن شـمـا کـه زمـزمـه مـی کـنـد، هـر چـیزی امکان‌پذیر است بـه جـای غیر ممکن است، یا چه روز خوبی است، به جای زندگی سخت است همانـند نوری برای گذشتن از پیچ و خم دشواری‌های زندگی یاریتان می‌کند.

خوش‌بینی محض در افراد به صورت نادر یافت شده و چنین اشخاصی اغلب مـورد پـسند دیـگـران نیستند. ما کسانی که دائما در حال خوشحالی و شـادمـانی هسـتـند را مـورد تـمسخر قـرارداده و خـود آشـکارا بـه خاطر بـدی هـوا یـا کـمبـود چای در دفترکار دچار تردید می‌شویم. در حـیرتیم که آنها چگونه می‌تواننـد دنـی را آن گونه که هست نبینند؟ -دنیایی که مملو از ناملایمات و بی عدالتی است.

خوب! حقیقت این است که آنها عقـیـده دارند که دنیا به همراه مردمانش، دارای عیوب و کاستی می‌باشند، اما به سـادگی تمرکز روی چیزهای خوب را برمـی گـزینـند. و چنین دیدگاهی فواید بزرگی را بدنبال خواهد داشت؛ سلامتی بهتـر، انـرژی بیـشتر، خلاقیت، توانایی‌های حل مسئله و یک حس کلی سرور و شادمانی.

بنابراین، آیا می‌توانیم یک سوئیچ خوش‌بینی کوچک را در ذهنمان روشن کرده و بلافاصلـه شاهـد اثـرات و نـتایج مطلوب آن باشیم؟ متاسفانه آنـقدرهـا هـم سـاده نـیـست — امـا روش‌هـایی وجود دارند که بتوان با آنها، مثبت بـودن را تـمـرین کـرده تـا بـه صورت واکـنـشی طبیعی در بیاید و منفی‌نگری را تقلیل دهد.

سلامتی شما به آن بستگی دارد

اشـخاص خوش‌بین، در برابر بیماری‌های عفونی و مسری مقاوم‌تر بوده و بهتر می‌تواننـد امراض مزمن را از خود دفع کنند. در یک مطالعه علمی، محققان ۹۶ مردی که یک بار دچار حمله قلـبی شـده بودند را مورد بررسی قرار دادند. بعد از طی مدت هشت سال، از هر ۱۶ مرد بـدبیـن، ۱۵ نفرشان جان باختند و از هــر ۱۶ نــفـر مــرد خــوش‌بـیـن فـقـط پــنج نفرشان از دنیا رفتند.

امـروزه به طرز گـسترده‌ای عقیده بر این است که خوش‌بینی، قابلیـت سیـستم دفـاعـی بدن را برای مبارزه با بیماری‌ها افزایش می‌دهد. این ممکن است به آن دلیل باشد که افراد خوش‌بین دارای پایین‌ترین سطح استرس در یک اجتماع می‌بـاشند و هــمگی ما می‌دانیم که استرس کمتر، به معنای داشتن بدنی سالم‌تر است.

پیش به سوی مسائلی که ممکن است بخواهید آنها را تغییر دهید…

خودشکوفایی کام‌بخش

بـرای بـسیاری از افـراد، عـقایـد، تـعییـن‌کنـنده اعـمال و طـرز بـرخوردها نسبت به زندگی می‌باشد. از آنجایی کـه رفتارها و نگرش‌ها چنین نـقش عمده‌ای در چگونگی احسـاس شما ایفا می‌کنند، باید عقاید را بازنگری نموده و بـرآورد کنید که کدامیـک بـه نفـعتـان و کدامیـک به ضررتان است. میزان خوش‌بـینی شـما، نوع نگرشتان را نسبت به زندگی و دنیای پیرامون منعکس می‌کند. اگر احساس می‌نمایید نیـاز دارید انـدکی خـوش‌بین‌تر باشد، نکات زیر را دنبال کنید.

شرایط دوپهلو را درک کنید

هیچگاه با موقیت‌های دوپهلو، جوری برخورد نکنـید کـه گویـی دوپهلو نیستند. همیشه با مـسائل آن گـونه که هستند رفتار نمایید. برای مثال وقـتی روی جنسی سرمایه‌گـذاری می‌کنید، به خود بقبولانـید کـه ممکن است آن جنس ارزان شده و شما مقداری از پول خود را از دست بدهید.

با این حال، فرد خوش‌بین این نکته را می‌داند و ریسک می‌کند و بـه از دسـت دادن مقداری پول اهمیت نمی‌دهد. به علاوه هنگام روبرو شدن با این موقعیت‌های دوپهلو، تفـسیرهای منفی ممکن است منتهی به افسردگی و کسالت گردند.

متنوع فکر کنید

افراد خوش‌بین بر خلاف افراد بدبین، از تفکری ملون برخورداند. در برابر موقیعت‌ها و ایده‌های جدید، روشنفـکرتر بـاشید. از مـصر بـودن در مـورد دیـدگاه‌هـای خـود بـاز ایستاده و شروع به لذت بردن از افکار و نظرات دیگران نمایید.

همه چیز را قطعی ندانید

اشخاص خوش‌بین به ندرت مسائل را قطعی و بدون اشکال می‌دانند؛ آنها همیشـه انتقاد‌پذیر بوده و نظرات خوب دیگران را مد نظر قرار داده و بدنبال اصلاح خود هستند.

مسائل را تغییرپذیر تصور کنید

افـراد خوش‌بین می‌دانند که تغییر و دگرگونی یک چیز خوب و ضـروری اسـت. آنـهـا طـرز برخوردهای تطبیق‌پذیر و قابل تغییری از مسائل را در خود بوجود می‌آورند.

تفکری به خصوص داشته باشید

اشخاص خوش‌بین تمایل دارند به جای این که در برابر مسائل کلی از طریق راه حل‌های عمومی واکـنش نـشان دهند، با مسائل خاص بـرای رسیـدن بـه یـک راه حـل عـمـومـی دست بگریبان شوند.

افکار خود را تغییر دهید

در مورد رویدادهای ناگوار مداوم فکر نکنید. اگر رئیستان شما را از کار برکنار کرد و یـــا در یـک امتـحــان مهم قبول نشدید، توصیه ما این است که با انجام کاری لذت‌بخـش، افـکـار خود را از مشکلاتتان دور کنید چون تفکر به مسائل در چـهـارچـوب مـنـفی ذهن، منتهی به یافتن راه حل‌های کمتر خواهد شد.

با کـمک کردن بـه احـوال خـود و کـسب اعتماد به نفس، افـرادی کـه دارای تمایلات بدبینانه هستند می‌تـوانند خود را آزاد سـاختـه و خـلاقانه‌تـر فکر کنند. برای اغلب مردم بدست آوردن چنین روحیه‌ای، فقط چند هفته طول می‌کشد، اما به محض یادگیری تــکنـیـک خوش‌بینی، دیگر برگشت به بدبینی بعید خواهد بود.

منبع: بیتوته

با نوجوانان وارد جنگ قدرت نشوید

یکی از مسایلی که به کرات شاهد آن هستیم، موضوع خودپنداره ضعیف نوجوانان است.

والدین زیادی هستند که از فرزندان خود گله می‌کنند و می‌گویند با وجود در نظر گرفتن نیاز آنها، نوجوان‌شان هرگز راضی به نظر نمی‌رسد و به همه می‌گوید که والدین‌ام مرا درک نمی‌کنند. مشکل اصلی از آنجا نشأت می‌گیرد که اغلب این نوجوانان احساس خوبی نسبت به تحولات بدنی خویش ندارند. بسیاری از آنها دوست دارند برخی از جنبه‌های بدن خود را مانند قد، وزن و قیافه تغییر بدهند. فشار همسالان و تبلیغات مختلف رسانه‌ها نوجوانان را تشویق می‌کند که تصویر بدنی قالبی را که در جامعه‌شان رایج است، برگزینند. شاید هم هیچ جذابیتی در این تصویر بدنی وجود نداشته باشد اما آنها تحت تاثیر گروه همسالان قرار دارند؛ به تایید آنها نیاز دارند؛ بدون در نظر گرفتن شرایط منطقی و حتی عرف موجود در خانواده یا جامعه تمایل پیدا می‌کنند در قالبی که ویژگی‌های پسر یا دختر خوب و زیبا و خوش‌تیپ را بیان می‌‌کند، قرار گیرند. از این‌رو با تصویر بدنی خود مشکل دارند و اغلب با عدم‌ رضایت از بدن‌شان، نگرانی در مورد وزن‌‌شان یا فرم‌ بینی و حالت چشم‌ها و… از والدین خود می‌خواهند با جراحی زیبایی یا تهیه فلان وسیله گران تبلیغ شده موافقت کنند که این تغییرات را در خود بدهند. این تصمیم آنها اغلب احساسی و دور از منطق است اما برای شکل‌گیری صحیح شخصیت آنها و تقویت خودپنداره ضعیف‌شان (پایه و اساس اعتماد به نفس) والدین باید در برخورد با آنها نکاتی را بدانند. این که فقط بگویید من تایید نمی‌کنم که تو با این قیافه و تیپ از خانه بیرون بروی و یا جراحی برای دختر ۱۵، ۱۶ ساله مناسب نیست، کافی نیست و باعث می‌شود آنها حس کنند همدلی لازم را از شما دریافت نمی‌کنند و باید جذب گروه‌های ناکارآمد شوند.

خب، چه باید کرد؟

در وهله اول باید بدانید سر و کله زدن با نوجوانی که کنترل مناسبی از کودکی روی او نداشته‌اید، سخت‌تر از نوجوانی است که با قوانین و قاعده اصولی تربیت شده است. نکته مهم دیگر این که باید حوصله کافی به خرج دهید و وارد جنگ قدرت نشوید. به‌ جای مقابله کردن، باید با آنها صحبت کنید. اگر همدلی نکنید، موفق نمی‌شوید رابطه‌تان را حفظ کنید. مقصودم این نیست که تاییدشان کنید بلکه کافی است بگویید نگرانی او را درک می‌کنید. سپس با یادآوری جنبه‌های مثبت وجودی او (نکات ظاهری، مهارت‌ها و…) حس مثبت بودن‌اش را تقویت کنید. هرگز او را با دیگران مقایسه نکنید و هیچ‌گاه دوستان‌اش را زیر سوال نبرید چون احتمالا نسبت به آنها حساسیت خاصی دارد. سعی کنید اگر خودتان نمی‌توانید کمک سازنده‌ای بکنید (مثلا در حس چاقی، برایش اصول صحیح غذا خوردن یا برنامه ورزشی در نظر بگیرید و یا پسرهایی که برای عضلانی شدن دارو مصرف می‌کنند را با عوارض داروها آشنا کنید و…) از کسی که روی او نفوذ دارد، کمک بخواهید و یا بگویید بیا با هم پیش مشاور برویم تا بتواند مساله تو را حل کند.

منبع:سایت سلامت

شادى

 خانواده و تربیت؛ نکته ها

شادى، احساسى درونى است که بیشتر، از طریق علایم و نشانه‌هاى غیرکلامى، حالت چهره، وضع بدن، حرکات چشم و لب نمایان مى‌شود. مسائل فرهنگى، شیوه ابراز شادى را به افراد القا خواهد کرد. چهره شاد اما سخنان مأیوس‌کننده نشانه تظاهر و عدم صداقت است. سخنان خوشایند کسى که از چهره‌اش شادى مشخص نیست نیز نشانه طعنه و نیشخند است.

شادى ترکیبى از عواطف مثبت از جمله خوشحالى، هیجان و برانگیختگى به همراه پایین بودن عواطف منفى همانند احساس ملال، بى‌علاقگى و افسردگى است.

افراد برونگرا، مردم‌آمیز و جمع‌گرا به دلیل ویژگى‌هاى رفتارى خاص‌شان چون ارتباط با دوستان، مشارکت و تماس‌هاى اجتماعى متعدد، داراى بیشترین عواطف مثبت هستند. عدم تمایل شخصیت‌هاى درونگرا به داشتن تماس اجتماعى، مانع دستیابى به عواطف مثبت شدید است. مهمترین عامل ایجاد عواطف منفى، باورهاى غلط، غیرمنطقى و خودمخرب است. اصلاح افکار غیر منطقى، باعث کاهش یا ضعف عواطف منفى مى‌شود.

نمونه‌هایى از خطاهاى ذهن یا تحریفات شناختى انسان‌ها که باعث ایجاد عواطف منفى مانند افسردگى و اضطراب مى‌شوند عبارتند از: ۱ـ تمرکز بر مشکل یا مشکلات ناراحت‌کننده بدون در دست داشتن شواهد کافى؛ ۲ـ داشتن تفکر همه یا هیچ یا تفکر سیاه و سفید؛ ۳ـ مبالغه کردن در مورد رفتارها و یا تفکرات دیگران.

شناسایى افکار و باورهاى منفى و ارزیابى و مقابله با آنها، عواطف منفى را کاهش مى‌دهد و آرامش روح را به ارمغان مى‌آورد. معمولاً عواطف منفى به ویژه افسردگى، با عدم تحرک همراه است. یکى از مهمترین راههاى شاد زیستن، فعال بودن است. برنامه‌ریزى براى فعالیت‌هاى خوشایند مثل: ورزش، گردش، شرکت در جمع‌هاى خانوادگى و دوستانه و پرداختن به امور اخلاقى و معنوى مى‌تواند بر فعالیت‌هاى خوشایند بیفزاید. فعالیت‌هاى خوشایند از جمله مؤثرترین شیوه‌هاى کاهش عواطف منفى و افزایش شادى است. همچنین اهداف و موفقیت‌ها، میزان شادى را تحت تأثیر قرار مى‌دهند. به عبارت دیگر، حرکت در راستاى اهداف، رضایت افراد را به همراه دارد. البته باید توجه داشت افرادى که هدف‌هاى دشوار را بر مى‌گزینند پس از این که متوجه شوند این اهداف دست‌نایافتنى است دچار افسردگى خواهند شد.

براى برنامه‌ریزى شاد زیستن مى‌توان:

ـ در همه حال به خدا توکل داشته، از او کمک خواسته و با او درددل کنیم.

ـ مهارت‌هاى اجتماعى خود را افزایش دهیم. برخى رفتارهاى مفید عبارتند از: توجه به گفته‌هاى دیگران، ترغیب و تشویق افراد مقابل به ابراز عقاید خود، مکث کردن در پایان صحبت و رعایت بهداشت فردى؛

ـ فعالیت‌هاى روزمره لذتبخش را در برنامه خود بگنجانیم؛

ـ غصه گذشته را خوردن و نگران آینده بودن، مشکلى را حل نمى‌کند؛

ـ نقش بازى کردن و دورى از خویشتنِ خویش، عواطف منفى را زیاد خواهد کرد؛

ـ افکار غیر منطقى و خطاهاى شناختى را شناسایى و به مقابله جدى با آنها برخیزیم؛

ـ توجه خود را روى افکار مثبت و خوش‌بینانه متمرکز کنیم.

در هر حال، چه بهتر که در جلسات و محافل دوستانه، مشکلات و نگرانى‌هاى خود را بزرگ جلوه نداده و آنها را به دیگران منتقل ننماییم و همان طورى که معتقدیم مؤمن گشاده رو است و با لبخند خود، به دیگران آرامش مى‌بخشد، سعى نماییم به موفقیت‌ها و جنبه‌هاى خوشایند زندگى اندیشیده و افسردگى را به خود راه ندهیم.

منبع: پیام زن؛ آبان ۱۳۸۵؛ شماره ۱۷۶

 

یأس و ناامیدى

از مهمترین مشکلاتى که بشر امروزى با توجه به همه پیشرفت‌هاى صنعتى و علمى با آن دست به گریبان است، یأس و ناامیدى نسبت به زندگى و آینده خود است. تعریفى که از یأس و ناامیدى (HOPELEESNESS) مى‌توان ارایه نمود، عبارت است از این که انسان، نسبت به ارزشمندى خود، آینده و جهان، احساس تردید داشته باشد. همچنین ناامیدى، به حالتى اطلاق مى‌شود که فرد، انگیزه خود را براى پیشرفت، حل مساله، روابط اجتماعى، موفقیت، تحول، یادگیرى، دستیابى به اهداف زندگى و به طور کلى جنبه‌هاى مثبت از دست مى‌دهد.

پس باید با این مشکل و بلا که حضرت على(علیه السلام) از آن به عنوان بزرگترین بلا یاد مى‌کند،[۱] مقابله و پیشگیرى شود. عوامل بسیارى باعث مى‌شود که انسان، احساس ناامیدى کند و مهمترین آنها عبارتند از:

۱- نداشتن هدف درست در زندگى

نداشتن هدف و معنى درست در زندگى و یا ضعف ایمان به هدف، مطمئناً رابطه مستقیمى با ناکامى و یأس دارد، انسان بى‌هدف، سرگردان و مضطرب است و هر لحظه، به سویى مى‌رود و فعالیت‌هایش، نتیجه‌بخش نیست، گرفتارى‌هاى زندگى، به او فشار مى‌آورد و هیچ توجیهى براى سختى‌ها و رنج‌ها ندارد.

۲- مقایسه خود با دیگران 

وقتى انسان خودش را با دیگران و به خصوص افراد موفق که همه از آنها تعریف مى‌کنند مقایسه کند و ببیند که نسبت به آنها کار چندانى بلد نیست، احساس شکست و ناامیدى به وى دست مى‌دهد.

۳- انتظارات و توقعات بیش از اندازه

برخى والدین، توقعات زیادى از فرزندان خود دارند. مى‌خواهند فرزندشان در رشته تحصیلى‌اش، نمره عالى کسب کند و شاگرد ممتاز شود. گاهى اوقات خود افراد، چنین توقعاتى از خویش دارند و دوست دارند که در هر زمینه‌اى بهترین باشند؛ مثلاً انتظار دارند که در امتحان پایان ترم یا کنکور دانشگاه، با نمره بالا قبول شوند، وقتى پذیرفته نشدند و نمره کمى آوردند، احساس ناامیدى به آنها دست مى‌دهد و چنین فکر مى‌کنند که هیچ گاه در زندگى موفق نمى‌شوند.[۲]

۴- فراموش کردن خدا

برخى افراد، فقط به خود متکى هستند و فکر مى‌کنند که با اعتماد به نفس، مى‌توانند بر تمامى مسائل و مشکلات زندگى پیروز شوند. اما وقتى با مشکل رو به رو مى‌شوند و نمى‌توانند به تنهایى آن را انجام دهند، احساس شکست و ناتوانى مى‌کنند. گاهى هم توجه نداشتن به قدرت بخشندگى و گذشت خداوند، سبب یأس مى‌شود.

۵- برداشت نادرست و تعمیم بیش از اندازه

برخى دیگر، وقتى در یک زمینه شکست مى‌خورند یا یک بار شکست مى‌خورند، از آن نتیجه مى‌گیرند که در هیچ زمینه‌اى و در هیچ زمانى، موفق نخواهند شد. این تفسیر و برداشت نادرست، باعث افسردگى و احساس ارزشمندى و عزت نفس پایین در وى مى‌شود و عملاً هم، به شکست منجر مى‌گردد.

۶- عواملى دیگرى چون:

الف) سستى، تنبلى و اهمال‌کارى در کارها.

ب) ضعف اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس.

ج) عدم سخت‌کوشى و تلاش و فقدان استمرار و جدیت در کارها.

د) عدم استفاده از استعدادها و شایستگى‌ها.

هـ) قاطع نبودن در تصمیمات و عدم ثبات کارى.

و) منفى‌نگرى، خودبینى و تنگ‌نظرى.

ز) عدم انعطاف‌پذیرى در برابر حوادث و نپذیرفتن واقعیات زندگى و… .

ح) تک‌روى و عدم کمک از افراد متخصص و با تجربه.

راه‌هاى پیشگیرى و درمان یأس و ناامیدى

با تمرین و به کارگیرى روش‌هاى زیر، مى‌توانید بذر امید و اعتماد به نفس را در خویش تقویت نمایید:

۱- توانایى‌ها و استعدادهاى خویش را در نظر آورید؛ اگر در برخى موارد، ناتوان هستید و احساس مى‌کنید که نسبت به دیگران ناموفق‌ترید، یقیناً در موارد دیگر نسبت به دوستان و هم کلاسى‌هایتان موفق‌تر هستید؛ شاید از نظر ورزش، نسبت به دیگران عقب هستید، اما از لحاظ درس، نسبت به آنها موفق‌تر هستید. بنابراین، فقط ابعاد منفى و ناتوانی‌هاى خود را در نظر نگیرید. بلکه زمینه‌هاى موفقیّت و توانایى‌هاى خویش را نیز لحاظ کنید. صحنه‌هایى را که در گذشته موفق شده‌اید، همیشه به خاطر داشته باشید، لیستى از نقاط قوّت خود حتى کوچکترین آنها، تهیه کنید و پیوسته مرور کنید.

۲- اگر اشتباهى انجام دادید و یا در موردى شکست خوردید، به جاى سرزنش خود، عمل خود را سرزنش کنید. مثلاً نگویید: «من آدم بدى هستم»، یقین داشته باشید که اشتباه، لازمه انسانیت است و هر انسانى، ممکن است اشتباه کند. بلکه در مورد رفتار خود قضاوت کنید و بگویید: فلان رفتارم، مناسب نبود و باید اصلاح شود.

۳- براى خود، هدفى مناسب از زندگى داشته باشید و با انتخاب اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت و برنامه‌ریزى مناسب، از پوچى رهایى یابید.

۴- در ابتدا هدف‌هاى کوچکتر را در نظر بگیرید تا بتوانید آسانتر به آنها برسید. افرادى که اهداف بزرگ و ایده‌آل در نظر مى‌گیرند و عملاً نمى‌توانند در وقت محدودى به آن دست یابند، دچار ناامیدى مى‌شوند. اما وقتى انسان، اهداف جزیى‌تر و دست‌یافتى‌تر در نظر بگیرد و در آن زمینه موفق شود، احساس خوشحالى مى‌کند و در آینده در دیگر موارد هم موفق مى‌شود.[۳]

۵- مثبت‌اندیش باشید و واژه‌ها و جملات منفى نظیر «من همیشه شکست مى‌خورم»، «آدم ضعیفى هستم»، «هیچ کارى از من بر نمى‌آید» را هرگز بر زبان نیاورید.

۶- بیش از اندازه توان خود، انتظار نداشته باشید: همه افراد، مثل هم نیستند؛ شرایط زندگى و امکاناتى که در اختیار دارند هم یکسان نیست. افرادى که موفق هستند و در هر زمینه مى‌توانند خود را نشان دهند، شاید امکانات بیشترى در اختیار دارند که اگر شما هم آن امکانات را مى‌داشتید، موفق مى‌شدید.

۷- از ارتباط طولانى و همنشینى با افراد مأیوس، افسرده و مضطرب اجتناب نمایید.[۴]

۸- با افراد موفق، دوست شوید و به جاى مقایسه کردن خود با آنها، سعى کنید از تجارب آنها استفاده نمایید.

۹- به خداوند توکل نمایید، ارتباط با منبع لایزال الهى، مایه قدرتمندى و احساس توانمندى در شما مى‌شود. توکل به خدا از ترس، اضطراب و ناامیدى شما مى‌کاهد. وقتى انسان به خدا توکل مى‌کند، همان خدایى که همه جا حاضر و بر همه چیز قادر و توانا است، امیدوار مى‌شود و هیچ گاه خود را ناتوان نمى‌بیند. اگر کسى خود را در برابر دشمن تنها ببیند، هر قدر نیرومند و قوى باشد، به زودى روحیه و اعتماد به نفس خود را از دست مى‌دهد ولى اگر احساس کند لشکر نیرومندى پشت سر او است، احساس توانمندى و قدرت مى‌کند، هر چند خودش ضعیف و ناتوان باشد. در روایتى از على(علیه السّلام) آمده است: «چگونه بترسم در حالى که تو(خداوند)، امید من هستى و چگونه مقهور شوم، در حالى که تو تکیه‌گاه من باشى».[۵]

انسان وقتى به خدا توکل نمود و امیدوار شد، از حالت شک و تحیّر بیرون مى‌آید و به نصرت و یارى خداوند امیدوار مى‌شود. خداوند در قرآن کریم مى‌فرماید: «فاذا عَزَمْتَ فتوکَّل على الله»[۶] امام باقر(علیه السّلام) نقش توکل را در موفقیت و خودباورى و افزایش عزت نفس، این گونه بیان مى‌کند: «کسى که به خدا توکل کند، مغلوب نمى‌شود و کسى که به دامن لطف‌اش چنگ زند و به او امیدوار شود، شکست نمى‌خورد».[۷]

پس علاوه بر راهکارهاى علمى که در تقویت اعتماد به نفس و خودباورى انسان نقش دارد، توکل به خدا، بسیار مهم و ارزشمندتر است و مى‌تواند عزت نفس و احساس کارآمدى فردى را در انسان تقویت کند. لذا در دعاهایمان مى‌خوانیم: «اللهم اعزّنیِ بالتّوکل»[۸] بارالها! مرا در سایه توکل، نیرومند و عزیز و سرافراز گردان.

۱۰- اراده، اعتماد به نفس و عزت به نفس خود را تقویت کنید و در تصمیمات خود، قاطع باشید.

۱۱- بدانید که همیشه سختى‌ها و ناگوارى‌ها، با زندگى دنیوى عجین است و باید با سخت‌کوشى و تلاش خود، آنها را پشت سر گذاشته و رو به خوشبختى و کمال گام بردارید.

۱۲- از تفریحات سالم، گردش در طبیعت و ورزش کردن غافل نشوید.

۱۳- حرف آخر این که زندگى را سخت نگیرید، زندگى لذت‌بخش‌تر از آن است که فکر مى‌کنید، فقط شرط آن این است که اهل عمل باشید و ایمانتان به خدا را تقویت کنید و محبّ ائمه اطهار(علیهم السلام) باشید.

۱۴- در یأس‌هاى شدید و پژمردگى‌هایى که سازمان روانى‌تان به هم خورده است، حتماً از روانشناس بالینى کمک بگیرید.

منابع کمکى

۱ـ باقى زاده، رضا، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، ۱۳۷۹ش.

۲ـ اسلامى نسب، على، روان شناسى اعتماد به نفس، تهران، انتشارات مهرداد، ۱۳۷۳ش.

۳ـ ابراهیمى، مجتبى، عوامل مؤثر در یأس و ناامیدى، مرکز مشاوره بلاغ.

۴ـ ابراهیمى، مجتبى، آثار روانى یأس و ناامیدى و راهکارهاى پیشگیرى و درمان آن، مرکز مشاوره بلاغ.

پی‌نوشت‌ها
[۱] . غررالحکم و دررالکلم، ص۲۸۶۰
[۲] . آلبرت آلیس، احساس بهتر ـ بهتر شدن ـ بهتر ماندن، ترجمه مهرداد فیروز بخت، مؤسسه فرهنگى رسا، ۱۳۸۲ش، ص۸۹-۴۹
[۳]. شان کاوى، هفت قدم در راه موفقیت نوجوانان، ترجمه ساناز قاسمى، انجمن اولیاء و مربیان، ۱۳۸۰ش، ص۲۳۷-۹۱
[۴]. عارف، سید محمد صادق، روش دوست یابى، مشهد، آستان قدس رضوى، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش، ص۶۸-۶۳
[۵]. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج۹۱، ص۲۲۹
[۶]. آل عمران / ۱۵۹
[۷]. محمدى رى شهرى، محمد، میزان الحکمه، ج۱۰- ص۶۸۱
[۸]. بحارالانوار، همان، ج ۹۰، ص۱۷
منبع: سایت مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

کمرویى

راه‌هاى غلبه بر کمرویى و تقویت اعتماد به نفس

کمرویى، یک امرى است که آموخته مى‌شود و جنبه اکتسابى دارد (نه جنبه ارثى)؛ پس ما مى‌توانیم آن را با تمرین برطرف سازیم. آنچه مهم است این که باور داشته باشیم که ما چنین قدرتى را داریم و مى‌توانیم از لباس کمرویى بیرون آئیم. دیگر این که کمرویى یک فرایندى است که به تدریج حاصل شده، پس نباید انتظار داشت که به سرعت و دفعتاً برطرف گردد؛ اما برطرف شدن آن، بستگى به تمرین، جدّیت و باور به توانایى‌هاى خودمان دارد در ذیل به راه‌هاى پرورش اعتماد به نفس و غلبه بر کمرویى اشاره مى‌کنیم:

۱- توجه به عواقب بد کمرویى: مثل احساس تنهایى، افسردگى، طرد شدگى، تحقیر، افزایش خود مشغولى ما به خودمان، نرسیدن به حقوق خود، نادیده گرفته شدن توانایى‌ها و قابلیت‌ها، مانع از ارزیابى مثبت دیگران از شخصیت ما مثل این که مى‌گویند فلانى خشک است، با خودش قهر است…

نکته: کمرویى گاهى مواقع فوایدى هم دارد اما در معدّل‌گیرى آن با پیامدهاى بد آن، به این نتیجه مى‌رسیم که کمرویى واقعاً یک معلولیت اجتماعى است؛ البته ناگفته نماند که اکثر پیامدهاى مثبت آن، گذرا هستند و در کل، مانع پیشرفت انسان در درازمدت مى‌شود مثلاً کسى که به خاطر ترس از ارزیابى دیگران در جمع حاضر نمى‌شود، هیچگاه به نقاط مثبت و منفى خود آگاه نمى‌گردد و نمى‌تواند نقاط ضعف خود را تقویت کند و از تشویق دیگران در مورد نقاط مثبتش بهره‌مند شود.

۲- نقاط قوت و ضعف خود را بازشناسى واقع‌بینانه کنید و براى خود در زندگى، اهداف معقول (کوتاه‌مدت و بلندمدت) در نظر بگیرید. حال بر اساس نقاط مثبت و ویژگى‌هاى شخصیتى و ارزشى که براى خود و هدف‌ها و خواسته‌هاى خویش قائلید، تصمیم بگیرید و برنامه خودتان را از همان جا شروع کنید. (از مقایسه مستمر نقاط ضعف خود با نقاط قوت دیگران پرهیز کنید.)

۳- به زندگى گذشته خود مرورى کنید، ذهن خودت را از تجارب و مخاطرات ناخوشایند و ناکامى‌هاى ارتباطات اجتماعى پاک کنید. در عوض تلاش کنید تجارب موفق خود در خانه، مدرسه، کوچه، خیابان، محل کار، در برخورد با دیگران را مجدداً مرور کرده و آن‌ها را به خاطر بسپارید (بهتر است از موفقیت‌هاى خود لیستى تهیه کنید و هر روز صبح و عصر آن‌ها را مرور کنید).

۴- افکار مثبت را جایگزین افکار شرم، خجالت، کمرویى، ناتوانى و …. گردانید چرا که افکار، بر احساسات و هیجان‌هاى شما اثر مى‌گذارد و هیجان‌هاى حاصله از آن افکار را تبدیل به رفتار مى‌شوند (الگوى آرون تى بک، روانشناس شناختى).

۵- آگاه باشید که احساس کمرویى گاهى به خاطر ناکامى‌ها، تجارب تلخ خودماست و گاهى هم به خاطر محیط (یاد گرفته‌ایم، همانندسازى با بزرگتر کرده‌ایم، سرزنش شده‌ایم، نقاط منفى ما بیشتر به گوش زده شده است و براى کارها و نقاط مثبت خود، تشویق نشده‌ایم) و گاهى ـ که اغلب این طور است ـ کمرویى فرایندى است که از تجارب تلخ ارتباطى گذشته، احساس بى‌کفایتى و خودکم‌بینى و ارزیابى بد از خود و به خاطر حرف‌ها و عکس‌العمل‌هاى دیگران حاصل مى‌گردد.

پس باید توجه داشت که براى درمان باید براى هر قسمت، جداگانه سرمایه‌گذارى کنیم. توجه داشته باشید که تقویت هر قسمت، بر قسمت‌هاى دیگر اثر مثبت مى‌گذارد و بر عکس، ارزیابى بد هر قسمت، بر دیگر ابعاد اثر منفى مى‌گذارد.

مثال: کسى که به توانایى‌هاى خود اعتماد و اعتقاد دارد، گذشته تلخ خود را به دیده عبرت و تجربه براى آینده در نظر مى‌گیرد و باعث رکود او نمى‌شود و در نتیجه خوب مى‌درخشد و بر ارزیابى مردم تأثیر مى‌گذارد و یا ارزیابى غلط، آنها را به حساب نمى‌آورد که به باورهاى خود اعتقاد دارد.

۶- انسان نان باورهایش را مى‌خورد؛ تا جایى این گفته اثربخش است که برخى گفته‌اند تو همانى که مى‌اندیشى یعنى اندیشه مثبت تو درباره خودت بر اعمال و رفتار و افکارت اثر مثبت مى‌گذارد.

۷- خلاق باشید: تفکر دو گونه است:

۱- تفکر همگرا(CONVERGENT – THINKING): در این تفکر، بیشتر از اطلاعات و راه حل‌هاى عمومى و دیگران استفاده مى‌شود.

۲- تفکر واگرا(DIVERGENT – THINKING): در این تفکر، انسان از اطلاعات خود سعى دارد به نحو احسن استفاده کند و راه‌حل‌هاى جدید و مغایر با دیگران ولى ارزشمند ارائه دهد. مطئمناً کسى که تفکر خلاق داشته باشد از تشویق‌هاى دیگران بهره‌مند مى‌شود و تشویق‌ها باعث نشاط و پویایى و امیدوارى و اعتماد به نفس مى‌گردد.

۸- راه‌هاى تقویت اراده را بیاموزید: توجه به بُعد روحانى (دعا، تفکر، نماز، محاسبه نفس، خودشناسى) بیشتر از توجه به بُعد جسمانى باشد، ورزش کنید، به سلامت جسمانى و روحى خود اهمیت دهید و برنامه بریزید و در شروع آن اصلاً تأخیر نکنید. از همین حالا، بله! همین حالا شروع کن، با افرادى که اراده قوى دارند دوست شو، و….

۹- هنر گفتگو را بیاموزید (مطالعه کتب مربوط، ارتباطات، مهارت‌هاى ارتباط جمعى، سبک‌هاى ارتباط‌هاى مؤثر) از جمله آن‌ها:

۱- شروع خوب با قدرت و مثبت و جذاب داشته باشید.

۲- محتواى کلامتان داراى مطالب مفیدى باشد، خسته‌کننده نباشد، مستمع را به وجد آورد؛ احساس کند مطلبى مى‌شنود که به نفع او است.

۳- در گفتگو‌هاى دیگران، حقایقى بیابید تا مورد تأیید طرف مقابل واقع شوید پس آنگاه به او تأثیرگذارى (براى تغییر افکار و اعمال دیگران، اول به او شخصیت بدهید بعد نقطه ضعف او را بیان کنید).

۱۰- خود تشویقى: در قبال هر رفتارى که حکایت از تجدید نظر در رفتار کمرویى شماست، خود را تشویق کنید گردش و تفریح، زیارت.

۱۱- با احساس خودکم‌بینى بجنگید: گره زدن خود به گذشته، توانایى‌هاى خود را کم انگاشتن، متکى به قضاوت دیگران بودن، همه و همه بر احساس بى‌کفایتى و خودکم‌بینى شما مى‌افزاید. زندگى افراد موفق را مطالعه کنید آن‌ها بر اثر تمرین، تلاش، فقر و شکست‌ها و ناکامى‌ها و عبرت از آن‌ها به آنجا رسیده‌اند.

۱۲- خودشناسى (استعدادها، علاقه‌ها و نقاط قوت و ضعف….):

افزایش اعتماد به نفس و شکوفایى توانایى‌ها = سعى در ابراز وجود پذیرش خود = شناخت خود.

منبع: مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

خلاصه با هم بسازید…

برای داشتن سعادت و آرامش مطلوب در زندگی زناشویی، ارتباط سالم سازنده میان زن و مرد، نیاز اصلی است و حرف اول را می‌زند. در این عرصه، موانعی بر سر راه قرار می‌گیرد، که البته رفع آن‌ها تنها به خود همسران بستگی دارد و کاملاً دو طرفه است. در این مقاله، به بیان و بررسی برخی از آن‌ها می‌پردازیم.

۱- سخت‌گیری و بی‌اعتمادی: سخت‌گیری در خانواده مصادیق مختلفی دارد. از جمله آن‌ها می‌توان به بهانه‌گیری در امور خانه اشاره کرد. صفت سخت‌گیری، جزیی از منفی‌نگری است که از نظر دین و اخلاق، مذموم شمرده شده است. در گفتار و کردار آدمی، همواره عیوب و نقایصی وجود دارد. هر اندازه انسان منفی‌نگرتر باشد، از زمینه موجود برای بهانه‌گیری، بیشتر بهره می‌جوید. گاهی در اثر عوامل مختلفی از قبیل علاقه افراطی و یا بدبینی ممکن است زن یا مرد نسبت به هم حساسیت بی‌مورد پیدا کنند. به طوری که در حفظ و پاکدامنی هم دچار وسواس و سخت‌گیری بی‌جا شوند. این گونه رفتارها و کنترل‌های افراطی، زمینه روانی را برای سقوط انسان به سمت فساد و بی‌قیدی فراهم می‌کند. زیرا روح انسان در برابر فشار، عکس العمل نشان می‌دهد و شانه خالی می‌کند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: تعلیم دهید و آسان گیرید. سخت نگیرید و نوید دهید و دیگران را طرد نکنید.(۱)

۲- ترشرویی: درست است کسی که ناراحتی و خستگی روحی دارد، ناخود آگاه آثار آن در چهره اش نمودار می‌شود. ولی اسلام به پنهان داشتن درد درون دستور می‌دهد. آزار زبان بدترین آزارهاست. سرزنش، تهمت، دشنام و شماتت، هر کدام موجب آزار دیگری می‌شود؛ که علاوه بر کیفر الهی و عقوبت اُخروی، آرامش و سلامت زندگی را هم ، به هم می‌ریزد. اگر یکی از زوجین فردی عصبی است، طرف دیگر باید بکوشد با درک موقعیت، از تحریک عصبانیت او خودداری کند و با سکوت و خویشتنداری، او را در کنترل هیجان عصبی خویش یاری کند.

۳- چشم و هم چشمی: بر خلاف آن چه در تفکر عرف جا افتاده است، این مسئله هم از جانب زن و هم از سوی مرد پیش می‌آید. تنها نتیجه این اخلاق، ایجاد اختلافات زناشویی است. در صورتی که راه پیشگیری از این بیماری خیلی آسان تر است. طبق نظریه قرآن، مؤمن آن است که به تمام تجملات و چشم و هم چشمی‌ها و اسراف‌ها پشت پا می‌زند. سادگی اساس دین و شیوه بزرگان اخلاق بوده است. برخی همسران پیوسته زندگی دیگران را به رخ همسر می‌کشند و با این وسیله او را تحقیر می‌کنند. زن و شوهر موظفند برای حفظ روابط صمیمانه و مهرآمیز، یک بار و برای همیشه دست از مقایسه‌های ویرانگر بردارند و به این وسیله، موجبات آزردگی یا تحقیر طرف مقابل را فراهم نیاورند. گاه این نوع مقایسه‌ها به خانواده‌های زن و شوهر نیز کشیده می‌شود و هر یک از دو طرف، خانواده و بستگان خود را با بستگان طرف مقابل مقایسه می‌کند و امکانات و امتیازات آن‌ها را به رخ همسر می‌کشد. در حقیقت این گونه رفتارها از ضعف‌های شخصیتی دو طرف حکایت می‌کند و نشان می‌دهد که این قبیل افراد هنوز به رشد و بلوغ فکری و روحی لازم نرسیده و راه و رسم زندگی مشترک را نیاموخته‌اند.
امام سجاد(علیه السلام) در این رابطه می‌فرمایند: تمامی خیر و خوبی، در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه در دستان مردم جمع شده، است .(۲)

۴- لجاجت: یکی از شاخه‌های منیت، لجاجت است. خطر این رذیله به حدی بزرگ است که می‌تواند اساس زندگی را مختل کند. برای درمان مساله خود را وادار به رفتار خلاف آن کنید. جر و بحث آثاری مخرّبی بر روابط انسانی بر جای می‌گذارد و موجب دور شدن از هم و دلخوری و رنجش خاطر همسران می‌شود. اغلب زن یا شوهر نظری را ابراز می‌کند و با پافشاری، قصد تحمیل آن را بر دیگری دارد، هر چند آن نظر ممکن است دقیق و درست نباشد. طرف مقابل هم برای فرار از این تحمیل با تمام وجود در برابر آن موضع می‌گیرد. تجربه نشان داده در همه این موارد، معمولاً جدال بر سر حق و باطل نیست. بلکه بر سر «خود» و به کرسی نشاندن حرف خود است. لذا فخر فروشی بر برتری‌های خود از موانع خوشبختی است و دین ما خود خواهی را از وسوسه‌های شیطانی می‌داند.

۵- توقعات بی‌جا: زندگی زناشویی میدان مشترک کمال زن و مرد محسوب می‌شود. بنابراین برای داشتن آرامش و رضایت از زندگی، باید میزان خواسته‌ها و انتظارات زن و مرد از هم متناسب با قدرت و توان طرف مقابل باشد. در غیر این صورت فشار‌های روانی بر زندگی حاکم می‌شود. به گونه ای که زحمات و محبت‌های طرف مقابل را درک نکرده و یا برای آن اهمیتی قائل نشده و این برخورد به مرور زمان اختلال شدیدی در روابط همسران ایجاد می‌کند.

۶- انتقادناپذیری: اسلام و تربیت دینی کاملاً روحیه انتقاد پذیری را تأیید می‌کند. امام جواد(علیه السلام) می‌فرمایند : مومن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا و به پندگویی از طرف خودش و به پذیرش از کسی که او را نصیحت کند .(۳) خطر انتقادناپذیری، این است که با از بین بردن محبت میان زن و شوهر، حس لجاجت را در آنان تقویت می‌کند.

۷- سوء تفاهم: در سخن گفتن باید روشی را در پیش گرفت که از بروز سوء تفاهم جلوگیری شود. چه بسا اتفاق می‌افتد که گفته‌ها، با شنیده‌ها همخوانی ندارد. برخی افراد به جهت دارا بودن روحیه ای خاص، برای دچار شدن به سوء تفاهم به شدّت آماده‌اند و ذهن آن‌ها از هر سخنی، برداشتی نا مطلوب دارد. این افراد از خوش‌بینی بی‌بهره‌اند و حفظ روابط با آن‌ها بسیار دشوار است. برخی روان شناسان عامل اصلی اختلافات زناشویی را سوء تفاهم می‌دانند. بنابراین همسران باید از گمان‌های بی‌اساس، تعبیر و تفسیرهای منفی و وسواس‌های فکری خودداری کنند تا آسیبی به روابط زناشویی شان وارد نشود. در یک ارتباط سالم گلایه‌ها و دلخوری‌ها و رضایت‌ها و خشنودی‌ها نیز به طور مناسب مطرح می‌شود. طرح گلایه هر چند در جای خود لازم است، اما نباید در بیان آن‌ها زیاده روی کرد. در بیان گلایه باید موقع شناس بود و فرصت مناسبی را برای این کار در نظر گرفت.

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند:«هیچ جرعه ای با ارزش تر از جرعه خشمی که فرو برده شود، نیست!»(۴)

پی‌نوشت‌ها

۱-کنزالعمال.ج۱۰٫ ص ۲۴۹

۲ -جهادالنفس. ص ۲۷۶

۳ -تحف العقول . ص ۴۸۰

۴اصول کافی . ج ۲ .ص ۱۰۹

منبع: مرکز امور زنان و خانواده