مسئولیت والدین

نوشته‌ها

تربیت فرزند، زیربنای زندگی

با این که شخصیت انسان، به عوامل گوناگونی بستگی دارد که هر کدام از آن‌ها در سرنوشت انسان تأثیر بسزایی داشته و کاملاً موثر می‌باشد (مع‌الوصف) تربیت‌های دوران کودکی در نظر دانشمندان، حائز اهمیت خاصی است و آن را «زیربنای زندگی» می‌نامند.

مسائل مربوط به تعلیم و تربیت کودک، یکی از امور مهم اجتماع کنونی بشر است که فکر دانشمندان را به خود متوجه ساخته، و از این راه، فصل تازه‌ای در علوم تربیتی و پرورشی، باز گشوده و افکار تازه و سودمندی در این باره به مراکز و محافل تربیتی عرضه شده است و سازمان‌هایی برای رفع نیازمندی‌های علمی و تربیتی کودک به وجود آورده و این قسمت به صورت رشته تخصصی نیز در آمده است.

دانشمندان به خوبی دریافته‌اند که زیربنای زندگی، در دوران کودکی پی‌ریزی می‌شود، و بخشی از سعادت و شقاوت ادوار مختلف زندگی یعنی دوران‌های جوانی و پیری، در گرو طرز تربیت دوران کودکی است. با این که شخصیت انسان به عوامل گوناگونی بستگی دارد که هر کدام از آن‌ها در سرنوشت انسان تأثیر بسزایی داشته و کاملاً موثر می‌باشد (مع‌الوصف) تربیت‌های دوران کودکی در نظر دانشمندان، حائز اهمیت خاصی است و آن را «زیربنای زندگی» می‌نامند. قلب و روان کودک، مانند صفحه کاغذ سفیدی است که در دست نقاش چیره دستی قرار گیرد، هر نقشی که روی آن ترسیم شود، تا آخر عمر صفحه، باقی می‌ماند.

فرض کنید قطعه سنگ مرمری در دست استادکار هنرمندی قرار گیرد، از آنجا که او یک سنگتراش توانا، یک صنعتگر ماهر، یا یک مجسمه ساز قوی پنجه است، ده‌ها فکر و خیال درباره آن کرده و نقشه‌هایی می‌ریزد، ولی اگر دست به پیکر آن «مرمر» زد و آن را به صورت مجسمه یکی از نوابغ جهان یا یکی از اشیاء ظریفه در آورد، همه گونه امکانات و استعدادهایی که قبلاً در این قطعه مرمر وجود داشت، از میان می‌رود و تا سنگ باقی است، صورت نابغه نیز همراه آن باقی خواهد بود.

روح و روان حساس کودک در آغاز زندگی، از جهات بسیاری مانند همین ماده خامی است که برای همه گونه فعالیت‌ها و صورت‌ها، برای همه رقم تربیت‌ها و پرورش‌ها، آمادگی دارد؛ و اگر اولیاء کودک حسن ابتکار به خرج دهند و فطرت پاک و احساسات ارزنده او را، با شیوه‌های پسندیده رهبری نمایند، سرنوشت او را از این طریق روشن می‌کند و اگر در این راه سهل انگاری نمایند و با روش‌های غلط و پرورش غلط و پرورش‌های ناستوده، فطرت او را آلوده سازند، حتماً مقدمات بدبختی کودک را فراهم ساخته‌اند به طوری که اگر دیگر عوامل شخصیت‌ساز، از قبیل محیط زندگی، و یا فرهنگ، به داد او نرسد، آثار این گونه تربیت‌های غلط، زود یا دیر در زندگی او نمایان خواهد شد.

امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «اِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْاَرضِ الْخالِیَه ما اُلقِیَ فیها مِنْ شَیْئٍ قَبِلَتْهُ (نهج البلاغه/ نامه ۳۱/۴۶ /ط عبده)؛ دل جوان نورس، همچون زمین کشت نشده و بکر است، هر بذری در آن بپاشند می‌پذیرد». برخی از پدران تصور می‌کنند که مسوولیت آنان فقط منحصر به تأمین نیازمندی‌های جسمانی کودک است و دیگر وظیفه‌ای ندارند، در صورتی که پرورش‌های اخلاقی و ایمانی، بزرگ‌ترین مسئولیتی است که بر دوش آن‌ها گذارده شده است و انجام این مسئولیت، ارزنده‌تر از تأمین حوائج مادی آن‌ها است.

بنابراین، جا دارد بگوییم که مغز کودک، مانند فیلم عکاسی است و از آنچه می‌بیند و مشاهده می‌کند، عکس برمی‌دارد. برخی از پدران تصور می‌کنند که مسوولیت آنان فقط منحصر به تأمین نیازمندی‌های جسمانی کودک است و دیگر وظیفه‌ای ندارند، در صورتی که پرورش‌های اخلاقی و ایمانی، بزرگ‌ترین مسئولیتی است که بر دوش آن‌ها گذارده شده است و انجام این مسئولیت، ارزنده‌تر از تأمین حوائج مادی آن‌ها است. دومین شخصیت جهان اسلام، امیرالمۆمنین(علیه السلام) می‌فرماید: «ما نَحَلَ والِدٌ نَحَلاً اَفْضَلَ مِنْ اَدَبٍ حَسَنٍ (مستدرک الوسائل ۲/۶۲۵)؛ بهترین هدیه‌ای که پدر می‌تواند به فرزند خود بدهد، همان تربیت پسندیده است».

مسوولیت پدران در این باره به قدری سنگین و قابل توجه است که امام سجاد(علیه السلام) در انجام وظیفه خطیر خود از خداوند استمداد می‌کند؛ و در ضمن راز و نیاز خود، چنین عرض می‌کند: «وَ اَعِنّی عَلَی تَرْبِیَتِهِمْ وَ تَاْدیبِهِمْ وَ برِّهِمْ (صحیفه سجادیه دعای ۲۷)؛ بارالها مرا در تربیت و تادیب فرزندان و نیکی به آن‌ها، یاری بفرما». اگر پدران حق اطاعت در گردن فرزندان دارند، فرزندان نیز حق بزرگ‌تری در عهده پدران دارند و آن حق تربیت است؛ یعنی آموختن راه و رسم زندگی از طریق صحیح و پرورش دادن سجایای انسانی است که در فطرت او تعبیه شده است.

اگر دانشمندان امروز به اهمیت تربیت کودکان و راهنمایی رجال آینده کشور پی‌برده‌اند و با تشکیل جلسات و نوشتن کتاب‌ها و جزوه‌ها و نشان دادن فیلم‌های اخلاقی و علمی، گام‌های بلندی در این راه برداشته‌اند، رهبران عالیقدر اسلام و پیشوایان مذهبی ما از ۱۴ قرن بیش با دادن دستورات لازم و ارشاد و راهنمایی‌های سودمند، و با پرورش کودکان و فرزندان نمونه، قدم موثری در این راه برداشته‌اند.

اگر دانشمندان و روانشناسان، استادان آموزش و پرورش، برنامه‌های تربیتی خود را از دورانی شروع می‌کنند که کودک چشم و گوش خود را باز کرده و در آستانه چیز فهمی قرار می‌گیرد، ولی اسلام برنامه تربیتی وسیع خود را برای تحقق یافتن سعادت کودک، پیش از انعقاد نطفه او آغاز می‌نماید. اسلام درباره پیوند زناشویی دستورات لازم و کافی دارد و در این باره به تمام جوانب توجه نموده و در انتخاب همسر، به ریشه خانوادگی و شرافت موروثی، اهمیت فوق‌العاده‌ای داده است.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از «خَضْراءُ الدَمِن» (گیاهانی که در نقاط آلوده می‌رویند) بپرهیزید. عرض کردند: منظور چیست؟ فرمود: زن زیبایی که در خاندان بد و پلید به وجود آمده باشد: (المراه الحسناء فی منبت سوء). اسلام در ایام بارداری و پس از وضع حمل، با موشکافی شگفت آوری، تمام شئون پرورش کودک را مد نظر قرار داده است تا آنجا که به پدران دستور داده است که برای فرزندان، نام نیکی انتخاب نمایند، زیرا نام، خصوصاً نامی که حاکی از بندگی کودک نسبت به خدای یکتا باشد، نشانه شخصیت، و از نظر روانی، اثر نیکی در روح کودک دارد.

اسلام دستور می‌دهد که کودک را پس از تولد، با آب پاک و تمیزی شستشو دهند، و در گوش‌های او اذان و اقامه بگویند تا گوش‌های او از روز نخستین با جمله‌هایی که حاکی از یگانگی خدا و رسالت رسول و نبی اکرم و دعوت به کارهای نیک است، آشنا گردد. اگر مردم آن روز، اسرار این تعالیم عالی را در نمی‌یافتند، امروز پیشرفت دانش، پرده از روی این مطلب برداشته است. دستورات اسلام درباره تربیت کودک به قدری زیاد است که نقل یک صدم آن‌ها برای ما مقدور نیست، ولی خوشبختانه امروز این مسئله زنده و ارزنده، مورد توجه دانشمندان است و نظر اسلام را درباره نحوه تربیت کودک بیان می‌کنند.

منابع

۱- آیت الله جعفر سبحانی، مربی نمونه

۲- تربیت کودک، دکتر علی قائمی

باشگاه کاربران تبیان برگرفته از انجمن: تعلیم و تربیت

تربیت فرزند از دیدگاه امام سجاد(علیه السلام)

امام ساجدان، على بن الحسین(علیهماالسلام)، در رساله جامع حقوقى خود، که سند پرافتخار و گرانسنگ معارف ناب شیعى است، به بیان حقوق مختلفى که بر عهده فرد مسلمان است، می‌پردازد. آن بزرگوار، حقوق فرزندان و خردسالان را در کانون توجه خویش قرار داده، والدین را با مسؤولیت ‏خطیرشان آشنا می‌سازد. حساسیت و ظرافت موضوع، امام ساجدان‏ را بر آن داشت تا در منشور حقوقی‌اش دو بخش را، با عنوان‌هاى «حق الولد» و «حق الصغیر»، به حقوق فرزندان و خردسالان اختصاص داده، راهنماى تربیتى والدین باشد و شیوه‌هاى مطمئن و ره توشه‏‌هاى تربیتى ماندگار را فرا روى آنان قرار دهد. این مقاله بر آن است تا ضمن نقل متن کلام نورانى امام(علیه السلام) در دو بخش «حق الولد» و «حق خردسال‏»، در حد بضاعت نگارنده به توضیح و تبیین آن بپردازد.

بخش اول: حق فرزند

«و اما حق الولدک فتعلم انه منک و مضاف الیک فى عاجل الدنیا بخیره وشره و انک مسئول عما و لیته من حسن الادب و الدلاله على ربه و المعونه له على طاعته فیک و فى نفسه فمثاب على ذالک و معاقب، فافعل فى امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فى عاجل الدنیا المعذر الى ربه فیما بینک وبینه بحسن القیام علیه و الاخذ منه و لاقوه الا بالله».

این سخن، حاوى نکات مهم تربیتى است که به برخى از آنها اشاره می‌شود:

۱ – فرزند، پاره تن انسان

فتعلم انه منک…

امام سجاد(علیه السلام) در این بخش از سخنان خود، فرزند را جزیى از وجود انسان و پاره تن او می‌خواند. بدیهى است که انسان، به طور فطرى، خود و اشیاء و امور وابسته به خود را دوست دارد، در راه نگهدارى‌اش فداکارى می‌کند و در مسیر رشد و تعالی‌اش می‌کوشد. این حقیقت که فرزند وابسته به انسان جزیى از وجود اوست، مسؤولیت‏ سنگین والدین و لزوم عنایت پیوسته به تربیت و رشد فرزندان را یادآورى می‌کند.

۲ – فرزندان، مایه افتخار یا ذلت والدین

… و مضاف الیک فى عاجل الدنیا بخیره و شره.

کودکان، پاک و معصومند و سرزمین وجودشان، آماده افشاندن هر بذرى است. والدین می‌توانند باغبانانى دلسوز و با تدبیر باشند و دشت ‏حاصلخیز وجود فرزندانشان را، به باغستانى سرسبز و بارور تبدیل کنند یا در شمار کشاورزان ناآگاه و بى‏ تجربه جاى گرفته، در سرزمین وجود فرزندانشان، خارهاى آزاردهنده کشت کنند. البته ثمره تلخ و شیرین فرزندان، سرانجام به والدین می‌رسد. اگر فرزندان نیک باشند، مایه نیک‌نامی و افتخار والدین می‌شوند و اگر درست تربیت نشوند، مایه خوارى و بدنامی آنان خواهند بود. آرى، چه بسیار والدینى که سالها پیش، بدرود حیات گفتند، ولى به سبب فرزندان و یادگاران صالح و شایسته، همچنان نامشان زنده و یادشان گرامی است و نداى «خدایش بیامرزد» مؤمنان هدیه روحشان است. در مقابل، گروهى از والدین، به خاطر فرزندان زشت کردارشان، مورد خشم و نفرت دیگران قرار گرفته‌اند و نفرین مردم، پیوسته بدرقه راهشان. بدین جهت امام(علیه السلام) در آغاز سخنش می‌فرماید: «فرزند انسان، جزیى از وجود اوست و خیر و شرش، با وى گره خورده است». این هشدارى به والدین است که اگر براى تربیت فرزندانشان، اهمیت قائل نیستند و اگر آینده فرزندانشان را نمی‌خواهند، لااقل به نیک‌نامی خویش بیندیشند.

۳ – مسؤولیت والدین

… و انک مسئول عما ولیته.

فرزندان، ودیعه‌هاى الهى و از بزرگترین نعمت‌هاى پروردگارند. آنان صفابخش لحظه‌هاى زندگى و مایه طراوت، شادابى و آرامش کانون خانواده ‏اند. والدین در برابر این ودیعه‌ها و نعمت‌هاى الهى باید هم سپاسگزار باشند و هم احساس مسؤولیت کنند. شکر نعمت فرزند، درست انجام دادن وظیفه بزرگ و سنگین تربیت است. آنها خواسته یا ناخواسته این مسئولیت ‏بزرگ را بر دوش دارند و ضرورى است که ضمن باور کردن این مسؤولیت و اهمیت والایش، جهت انجام دادن درست آن، خود را به ابزار لازم مجهز کنند و با استعانت از خداى منان و عزمی راسخ آن را به انجام رسانند.

۴ – محورهاى مسؤولیت

در کلام نورانى امام(علیه السلام)، والدین نه تنها مسؤول تربیت فرزندانشان شمرده شده‌‏اند، بلکه محورهاى مسؤولیت آنان نیز مشخص شده است. این محورها عبارت است از:

– ادب نیکو؛ (من حسن الادب)

– خداشناسى؛ (و الدلاله على ربه)

– اطاعت‏ خداوند؛ (و المعونه على طاعته)

والدین باید دراین سه محور(اخلاق، اعتقادات و پیروى عملى از شرع مقدس) انجام وظیفه کنند. مسئولیت آنان تنها تامین غذا، مسکن و بهداشت جسمانى نیست. آنها، پیش از آن که مسؤول تامین سلامت جسمانى و تامین معیشت فرزندان باشند، مسؤولیت تامین سلامت اخلاقى و اعتقادى و عملى آنها را بر عهده دارند.

۵ – شیوه ایفاى مسئولیت

… فیک و فى نفسه.

به نظر می‌رسد که دو کلمه «فیک» و «فى نفسه‏» در کلام حضرت، به روش اجراى مسؤولیت والدین اشاره می‌کند. بدین بیان که «فیک‏» به بعد، الگوى عملى والدین و «فى نفسه‏»، به تلاش خود فرزند اشاره دارد که البته آن هم در سایه هدایت و کمک والدین به دست می‌آید. شیوه الگویى، از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه‌هاى تربیت است و ائمه اطهار(علیهم السلام)، اغلب در تربیت فرزندانشان از این شیوه بهره می‌بردند؛ یعنى خود، الگویى کامل براى فرزندان بودند و با عمل و رفتار خویش، آنها را تربیت می‌کردند.

البته در کنار پدید آوردن الگوى عملى، باید زمینه را فراهم ساخت تا فرزند، خود نیز تلاش کند؛ در پى سعادت خویش برآید؛ در مسیر تربیت، گام بردارد و پیوسته به حمایت والدین، وابسته نباشد. در این مرحله، وظیفه والدین، هدایت، نظارت و بسترسازى براى تعلیم و تربیت ‏خود جوش است.

۶ – پاداش و کیفر مسؤولیت

… فمثاب على ذالک و معاقب.

مسئولیت داشتن، آثارى دارد. اگر به درستى انجام شود، فرد، سزاوار پاداش و تشویق است؛ و اگر در ایفاى آن، کوتاهى شود، فرد، استحقاق تنبیه و کیفر می‌یابد. اگر والدین مسؤولیت ‏خود را درست انجام دهند، شایسته پاداش الهى می‌شوند؛ و اگر کوتاهى کنند، کیفر در انتظارشان خواهد بود.

۷ – نمایاندن آثار اعمال نیک به فرزند

… فاعمل فى امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فى عاجل الدنیا.

بزرگ جلوه دادن کار نیک فرزند و نشان دادن اثر اعمال نیک کودک به او، از اقدامات مؤثر تربیتى شمرده می‌شود. بزرگ کردن کار خوب فرزند، نوعى تشویق معنوى است که سبب ایجاد و تقویت انگیزه می‌شود و او را براى انجام دادن کارهاى بزرگتر و بهتر، آماده می‌سازد. والدین نباید از کنار کار خوب فرزند، هر چند در نظر آنان کوچک و ناچیز باشد، با بى‏ توجهى بگذرند؛ بلکه بجاست آنان را به خاطر کار خوب تشویق کنند، کردارشان را زینت دهند و بزرگ بنمایانند. افزون بر این، شایسته است آثار کارهاى خوب فرزندانشان را براى آنان ترسیم کنند و به زیبایى نمایش دهند؛ چرا که آنان، با دیدن آثار اعمالشان، اعتماد به نفس بیشتر می‌یابند و خود را براى انجام دادن کارهاى بزرگتر، توانا می‌بینند.

۸ – نظارت بر رفتار فرزند

… بحسن القیام علیه.

بى‌تفاوتى و غفلت از رشد و هدایت فرزند در زندگى، آثارى جبران‌ناپذیر دارد. فرزند انسان، نونهالى است که به باغبانى دلسوز و با درایت نیازمند است تا از او مراقبت کند؛ به ویژه امروز که در اثر تهاجم فرهنگى زمینه‏‌هاى انحراف نوجوانان و جوانان آماده‌تر است و دشمنان هدایت و تربیت، براى صید آنان دام‌هاى رنگارنگ گسترانیده ‏اند. در این موقعیت، نظارت و مراقبت از فرزندان ضرورت مضاعف یافته، مسؤولیت ‏سنگین‌تر می‌شود و انجام دادن وظیفه، تلاش بیشتر می‌جوید.

۹ – بهره‏ گیرى از استعدادهاى فرزند در تربیت

… و الاخذ منه.

انسان، اشرف مخلوقات است و استعداد رسیدن به رفیع‌ترین قله‌هاى انسانیت را دارد. خداوند استعدادهایى در وجود انسان به ودیعه گذاشت تا در پرتو پرورش صحیح، شکوفا شود. علاوه بر استعدادهاى فطرى و مشترک، که در همه انسانها وجود دارد، هر فرد نیز از توانایی هایى ویژه، برخوردار است که ضرورى است در پرتو دقت و نظارت والدین و معلمان و مربیان، به خوبى شناسایى و حمایت ‏شود تا به رشد و شکوفایى برسد، در سایه آن، راه طولانى تربیت، ‏سریعتر پیموده شود و تربیت فرزند، آسانتر انجام گیرد.

۱۰ – استمداد از پروردگار در تربیت

… و لا قوه الا بالله.

تربیت، آسان نیست، بلکه ظریف، دقیق و پیچیده است. انسان، ماشین نیست تا به سادگى راه ‏اندازى شود. علم بشر، با همه پیشرفتى که دارد، هنوز در شناخت رموز ابعاد وجودى انسان، توفیق کامل نیافته است. بنابراین، در امر ظریف تربیت، همراه با تلاش خستگى ناپذیر و پیوسته، هماره باید از آفریدگار یارى خواست. بدین سبب، امام عارفان و سید ساجدان، در پایان این نسخه تربیتى فرموده است: و لاقوه الا بالله.

بخش دوم: حق خردسال

«و اما حق الصغیر فرحمته و تثقیفه و تعلیمه و العفو عنه و الستر علیه و الرفق به و المعونه له و الستر على جرائر حداثته فانه سبب للتوبه و المداراه له و ترک مماحکته فانه ادنى لرشده».

۱ – مهربانى

کودک، روانى لطیف و ظریف دارد؛ روانى که جز مهربانى، برنمی ‏تابد. او، ظرفیت عتاب و تندى ندارد و زود می‌رنجد و می‌گرید. آرى، مهربانى، ضرورى‌ترین نیاز کودک است. بدین جهت، امام سجاد(علیه السلام) آن را اولین حق کودک برمی‌شمرد و بر حق تربیت و تعلیم مقدم می دارد. این بدان معناست که کودک، پیش از نشستن در کلاس تربیت و تعلیم، باید نسیم خوش مهربانى و عطوفت را تجربه کند؛ اقلیم وجودش از بوى خوش مهربانى، عطرآگین گردد و حتى آموزش نیز باید در پرتو مهربانى و عطوفت،‏ به انجام رسد. جالب آن است که در نسخه شیخ صدوق عبارت «فرحمته فى تعلیمه‏» به چشم می‌خورد که تصریح بدین امر است. بدین سان، در می‌یابیم که آموزش، به ویژه در دوره ابتدایى، باید با مهربانى و محبت همراه باشد. این اصلى اساسى و اجتناب‌ناپذیر است.

۲ – تربیت کودک

… و تثقیفه.

اساسى‌ترین و ضرورى‌ترین حق فرزند و خردسال، تربیت اخلاقى و معنوى اوست. تربیت، ‏با اهمیت‌ترین هدف و بلکه هدف همه تعالیم و معارف اسلامی است. زندگى انسان مسلمان، در پرتو تربیت اسلامی، معنا پیدا می‌کند و ارج و ارزش انسان، به تربیت معنوى و اخلاقى اوست. وگرنه، به فرموده قرآن، مانند حیوان و بلکه از آن هم پست‌تر خواهد بود. اهمیت والاى تربیت، وظیفه والدین را صد چندان می‌کند. آنان که در حیات تربیتى فرزندان، اولین نقش را بر جاى می‌نهند، نخستین و اساسى‌ترین وظیفه را نیز به عهده دارند و ضرورى است ‏بیش از هر حق دیگرى، بدین حق اساسى کودک توجه کرده، در انجام دادن درست آن، از هیچ کوششى دریغ نکنند.

۳ – تعلیم و آموزش کودک

… و تعلیمه.

از دیگر حقوق مهم فرزند، سوادآموزى و فراگیرى دانش است. اهمیت‏ سوادآموزى و دانش، به توضیح و تاکید نیاز ندارد. پر واضح است، سعادت هرگونه که تفسیر شود، دانش آموختن، اولین و اساسى‏ ترین گام رسیدن به آن است. اگر کسى سعادت را صرفا رفاه مادى و آسایش دنیوى معنا کند، دانش آموختن، گام نخست در تحصیل آن است و اگر آن را در قرب الهى و بندگى خداوند جستجو کند که حق همین است، ‏باز هم دانش و معرفت، از مطمئن‏ ترین راه‌هاى وصول بدان شمرده می‌شود. دانش، کلید حل بسیارى از مشکلات و ابزار دستیابى به بسیارى از مصالح و منافع مادى و معنوى است. بر والدین -که در برابر سعادت فرزندانشان مسؤولند- ضرورى است تا زمینه تحقق این حق مهم را، برایشان فراهم سازند و آنان را از نعمت ‏سواد و دانش، بهره‏‌مند گردانند.

۴ – عفو

… و العفو عنه.

زمینه خطا و اشتباه، در اعمال و رفتار کودک بسیار است. آنان در ابتداى مسیر رشد هستند، نه رشد بدنى کافى یافته‌اند و نه عقل و تدبیرشان به حد کمال رسیده است. بنابراین، امکان هر نوع لغزش و خطا در رفتار و گفتارشان وجود دارد. والدین و بزرگسالان باید این واقعیت را بپذیرند که کودکانشان انسان‌هاى کوچکى بیش نیستند و انتظار بزرگ از آنان داشتن، خطاست. پس بجاست که از خطاهاى آنان، با کرامت و بزرگوارى درگذرند و پوزش آنان را، براحتى بپذیرند.

۵ – خطاپوشى و تغافل

و الستر علیه… و الستر على جرائر حداثته فانه سبب للتوبه.

چنانکه بیان شد، در کودکان و نوجوانان، به خاطر عدم رشد کامل عقلانى، زمینه لغزش بسیار است و اشتباه و تقصیر در اعمال و رفتارشان، دور از انتظار نیست. واکنش والدین و بزرگترها، در برابر این لغزشها، دو نوع است‏:

یکى آن که خطاهایشان را سریع به آنان گوشزد کنند و احیانا به تنبیه و سرزنش آنان بپردازند و دیگر آن که، ضمن داشتن حساسیت و توجه، به روش خطاپوشى و تغافل که روشى درست و اثربخش است، روى آورند؛ چرا که تغافل، از اصول مهم تربیتى است؛ یعنى والدین، خود را به غفلت ‏بزنند و چنان وانمود کنند که خطاى فرزندشان را ندیده ‏اند. چنانچه والدین چنین رفتارى داشته باشند، امکان پشیمانى و بازگشت از خطا بیشتر است؛ اما اگر کودکان و نوجوانان، در مقابل هر خطا و تقصیرى، با سرزنش و تنبیه والدین رو به رو شوند، احساس مجرم بودن کرده، چنان می‌اندیشند که دیگر اعتبار و ارزشى نزد والدین و بزرگسالان ندارند. این امر باعث می‌شود که در مراحل بعد نیز لغزش و خطا برایشان زشت نباشد و ارتکاب آن، امرى عادى شمرده شود. گذشته از این، سرزنش و تذکرهاى پیاپى، بذر لجاجت را در وجود فرزند می‌افشاند و زمینه پذیرش اندرز را در او نابود می‌کند. امام زین‏ العابدین(علیه السلام) به خاطر اهمیت اصل خطاپوشى و تغافل، این حق را مورد تاکید قرار داده و دو بار آن را بر زبان رانده است. آن بزرگوار، فایده و سبب خطاپوشى را نیز بیان کرده، می‌فرماید: پوشاندن لغزش‌هاى دوران کودکى و نوجوانى، به بازگشت آنان و پرهیز از خطا و لغزش می‌انجامد.

۶ – رفق و ملاطفت ‏با کودک

… و الرفق له.

روحیه لطیف کودک، با اندک تندى و خشم، آزرده می‌شود. بنابراین بزرگسالان، به ویژه والدین، باید از گلهاى زندگى خویش، با لطافت و نرمی مراقبت کنند؛ با صبر و حوصله در برابر آزارهاى کودکانه آنان، عطوفت و ملاطفت نشان دهند و جز در موارد استثنایى، نگاه تند و چهره خشمگین به آنان نشان ندهند.

۷ – کودکان فقراى درگاه بزرگسالان

… و المعونه له.

کودکان، کانون نیازمندى و فقرند. نیازهایشان، فراوان و کمبودهایشان، نمایان است. آنان در لحظه لحظه کودکیشان، به حمایت و مراقبت والدین و بزرگترها نیازمندند. نیازهاى جسمانى، نیازهاى عاطفى، نیازهاى روانى و… از آنان، مسکینانى راستین ساخته است. آنها جز در پرتو کمک و حمایت ‏بزرگترها و والدین، قادر به رشد و تکامل و حتى ادامه حیات نیستند. بنابراین بر بزرگسالان است که مستمندان درگاه خویش را یارى دهند و در رفع نیازمندی‌هاى آنان، بکوشند.

۸ – مدارا با کودک

… و المداراه له.

ضرورت مدارا و تحمل رفتارهاى ناسنجیده کودکان، امرى روشن است؛ چرا که آنان، در طریق رشد و تکاملند. هنوز درکشان کامل نگشته. خوب و بد کارها را به راحتى تشخیص نمی‌دهند. با آداب اجتماعى، آشنا نیستند. ارزشها و ضد ارزشها، برایشان بى ‏معناست. خواسته‏ ها و انتظاراتشان، لباس منطق بر تن نپوشیده است و همچنان در خیالات و پندارهاى کودکانه خویش، غوطه‏ ورند. کنجکاوى و انرژى زیادشان، اغلب آنان را به انسان‌هاى شلوغ و پر دردسر، مبدل ساخته و اعمال و رفتار نا سنجیده و آزار دهنده را، ویژگى طبیعى‏‌شان ساخته است. والدین و بزرگسالان باید این موقعیت کودکان را به درستى درک کرده، با بردبارى بسیار، خود را براى تحمل کردار نادرست آنان آماده سازند تا از امتحان بزرگ و سخت دوران کودکى فرزندان، سربلند برون آیند.

۹ – ترک لجاجت‏ با کودک

… و ترک مماحکته فانه ادنى لرشده.

کودکان، به خاطر نداشتن آگاهى لازم و درک کافى، کمبودها و نقص‏‌هاى بسیار دارند. آنها چه بسا به لجاجت ‏با والدین و بزرگسالان برخاسته، باعث آزار آنها می‌شوند. در چنین موقعیتى، بزرگترها باید با کودکان، مدارا کنند و از لجاجت و مخاصمه با آنان، جدا بپرهیزند. طبق سخن امام سجاد(علیه السلام)، این روش براى رشد و هدایت کودکان، مناسبتر است.

منبع: تبیان

تربیت فرزند از دیدگاه امام سجاد(علیه السلام)

امام ساجدان علی بن الحسین(علیه السلام) در رساله جامع حقوقی خود، که سند پرافتخار و گرانسنگ معارف ناب شیعی است، به بیان حقوق مختلفی که بر عهده فرد مسلمان است، می پردازد. آن بزرگوار حقوق فرزندان و خردسالان را در کانون توجه خویش قرار داده، والدین را با مسؤولیت خطیرشان آشنا می سازد.

حساسیت و ظرافت موضوع، امام ساجدان (علیه السلام) را بر آن داشت تا در منشور حقوقی اش دو بخش را، با عنوان های «حق الولد» و «حق الصغیر»، به حقوق فرزندان و خردسالان اختصاص داده، راهنمای تربیتی والدین باشد و شیوه های مطمئن و ره توشه های تربیتی ماندگار را فرا روی آنان قرار دهد. این مقاله بر آن است تا، ضمن نقل متن کلام نورانی امام(علیه السلام) در دو بخش «حق الوالد» و «حق خردسال »، در حد بضاعت نگارنده به توضیح و تبیین آن بپردازد.

بخش اول: حق فرزند

«واما حق الولدک فتعلم انه منک ومضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره وشره وانک مسئول عما ولیته من حسن الادب والدلالة علی ربه والمعونة له علی طاعته فیک وفی نفسه فمثاب علی ذالک ومعاقب، فافعل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا المعذر الی ربه فیما بینک وبینه بحسن القیام علیه والاخذ منه ولاقوة الا بالله

این سخن حاوی نکات مهم تربیتی است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1 – فرزند، پاره تن انسان

فتعلم انه منک …

امام سجاد(علیه السلام) در این بخش از سخنانش فرزند را جزئی از وجود انسان و پاره تن او می خواند. بدیهی است که انسان، بطور فطری، خود و اشیا و امور وابسته به خود را دوست دارد، در راه نگهداری اش فداکاری می کند و در مسیر رشد و تعالی اش می کوشد. این حقیقت که فرزند وابسته به انسان جزئی از وجود اوست، مسؤولیت سنگین والدین و لزوم عنایت پیوسته به تربیت و رشد فرزندان را یادآوری می کند.

2 – فرزندان مایه افتخار یا ذلت والدین

… ومضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره

کودکان پاک و معصومند و سرزمین وجودشان آماده افشاندن هر بذری است. والدین می توانند باغبانانی دلسوز و با تدبیر باشند و دشت حاصلخیز وجود فرزندانشان را به باغستانی سرسبز و بارور تبدیل کنند یا در شمار کشاورزان ناآگاه و بی تجربه جای گرفته، در سرزمین وجود فرزندانشان خارهای آزاردهنده کشت کنند.

البته ثمره تلخ و شیرین فرزندان، سرانجام به والدین می رسد. اگر فرزندان نیک باشند، مایه نیکنامی و افتخار والدین می شوند و اگر درست تربیت نشوند، مایه خواری و بدنامی آنان خواهند بود. آری، چه بسیار والدینی که سالها پیش بدرود حیات گفتند، ولی به سبب فرزندان و یادگاران صالح و شایسته، همچنان نامشان زنده و یادشان گرامی است و ندای «خدایش بیامرزد» مؤمنان هدیه روحشان است.

در مقابل گروهی از والدین، به خاطر فرزندان زشت کردارشان مورد خشم و نفرت دیگران قرار گرفته اند و نفرین مردم پیوسته بدرقه راهشان. بدین جهت امام(علیه السلام) در آغاز سخنش می فرماید: «فرزند انسان جزئی از وجود اوست و خیر و شرش با وی گره خورده است.» این هشداری به والدین است که اگر برای تربیت فرزندانشان اهمیت قایل نیستند و اگر آینده فرزندانشان را نمی خواهند، دستکم به نیک نامی خویش بیندیشند.

3 – مسؤولیت والدین

… وانک مسئول عما ولیته.

فرزندان ودیعه های الهی و از بزرگترین نعمتهای پروردگارند. آنان صفابخش لحظه های زندگی و مایه طراوت، شادابی و آرامش کانون خانواده اند. والدین در برابر این ودیعه ها و نعمتهای الهی باید هم سپاسگزار باشند و هم احساس مسؤولیت کنند. شکر نعمت فرزند، درست انجام دادن وظیفه بزرگ و سنگین تربیت است.

آنها خواسته یا ناخواسته این سؤولیت بزرگ را بر دوش دارند و ضروری است که، ضمن باور کردن این مسؤولیت و اهمیت والایش، جهت انجام دادن درست آن، خود را به ابزار لازم مجهز کنند و با استعانت از خدای منان و عزمی راسخ آن را به انجام رسانند.

4 – محورهای مسؤولیت

در کلام نورانی امام(علیه السلام)، والدین نه تنها مسؤول تربیت فرزندانشان شمرده شده اند، بلکه محورهای مسؤولیت آنان نیز مشخص شده است. این محورها عبارت است از:

1 – ادب نیکو؛ (من حسن الادب)

2 – خداشناسی؛ (والدلالة علی ربه)

3 – اطاعت خداوند؛ (والمعونة علی طاعته)

والدین باید در این سه محور (اخلاق، اعتقادات و پیروی عملی از شرع مقدس) انجام وظیفه کنند. مسؤولیت آنان تنها تامین غذا، مسکن و بهداشت جسمانی نیست. آنها، پیش از آنکه مسؤول تامین سلامت جسمانی و تامین معیشت فرزندان باشند، مسؤولیت تامین سلامت اخلاقی و اعتقادی و عملی آنها را بر عهده دارند.

5 – شیوه ایفای مسؤولیت

… فیک و فی نفسه.

به نظر می رسد که دو کلمه «فیک و فی نفسه » در کلام حضرت به روش اجرای مسؤولیت والدین اشاره می کند. بدین بیان که «فیک » به بعد الگوی عملی والدین و «فی نفسه» به تلاش خود فرزند اشاره دارد که البته آن هم در سایه هدایت و کمک والدین به دست می آید.

شیوه الگویی از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیت است و ائمه اطهار(علیهم السلام) اغلب در تربیت فرزندانشان از این شیوه بهره می بردند؛ یعنی خود الگویی کامل برای فرزندان بودند و با عمل و رفتار خویش آنها را تربیت می کردند.

البته، در کنار پدید آوردن الگوی عملی، باید زمینه را فراهم ساخت تا فرزند، خود نیز تلاش کند؛ در پی سعادت خویش برآید؛ در مسیر تربیت گام بردارد و پیوسته به حمایت والدین وابسته نباشد. در این مرحله، وظیفه والدین هدایت، نظارت و بستر سازی برای تعلیم و تربیت خودجوش است.

6 – پاداش و کیفر مسؤولیت

… فمثاب علی ذالک ومعاقب.

مسؤولیت داشتن آثاری دارد. اگر به درستی انجام شود؛ فرد سزاوار پاداش و تشویق است؛ و اگر در ایفای آن کوتاهی شود، فرد استحقاق تنبیه و کیفر می یابد. اگر والدین مسؤولیت خود را درست انجام دهند، شایسته پاداش الهی می شوند؛ و اگر کوتاهی کنند، کیفر در انتظارشان خواهد بود.

7 – نمایاندن آثار اعمال نیک به فرزند

… فاعمل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا.

بزرگ جلوه دادن کار نیک فرزند و نشان دادن اثر اعمال نیک کودک به او از اقدامات مؤثر تربیتی شمرده می شود. بزرگ کردن کار خوب فرزند نوعی تشویق معنوی است، سبب ایجاد و تقویت انگیزه می شود و او را برای انجام دادن کارهای بزرگتر و بهتر آماده می سازد. والدین نباید از کنار کار خوب فرزند، هر چند در نظر آنان کوچک و ناچیز باشد، با بی توجهی بگذرند؛ بلکه بجاست آنان را به خاطر کار خوب تشویق کنند، کردارشان را زینت دهند و بزرگ بنمایانند. افزون بر این، شایسته است آثار کارهای خوب فرزندانشان را برای آنان ترسیم کنند و به زیبایی نمایش دهند؛ چرا که آنان، با دیدن آثار اعمالشان، اعتماد به نفس بیشتر می یابند و خود را برای انجام دادن کارهای بزرگتر توانا می بینند.

8 – نظارت بر رفتار فرزند

… بحسن القیام علیه.

بی تفاوتی و غفلت از رشد و هدایت فرزند در زندگی آثاری جبران ناپذیر دارد. فرزند انسان نونهالی است که به باغبانی دلسوز و با درایت نیازمند است تا از او مراقبت کند؛ بویژه امروز که در اثر تهاجم فرهنگی زمینه های انحراف نوجوانان و جوانان آماده تر است و دشمنان هدایت و تربیت، برای صید آنان دامهای رنگارنگ گسترانیده اند. در این موقعیت، نظارت و مراقبت از فرزندان ضرورت مضاعف یافته، مسؤولیت سنگین تر می شود و انجام دادن وظیفه تلاش بیشتر می جوید.

9 – بهره گیری از استعدادهای فرزند در تربیت

… والاخذ منه.

انسان اشرف مخلوقات است و استعداد رسیدن به رفیعترین قله های انسانیت را دارد. خداوند استعدادهایی در وجود انسان به ودیعه گذاشت تا در پرتو پرورش صحیح شکوفا شود. علاوه بر استعدادهای فطری و مشترک، که در همه انسانها وجود دارد، هر فرد نیز از تواناییهایی ویژه برخوردار است که ضروری است در پرتو دقت و نظارت والدین و معلمان و مربیان بخوبی شناسایی و حمایت شود تا به رشد و شکوفایی برسد، در سایه آن، راه طولانی تربیت سریعتر پیموده شود و تربیت فرزند آسانتر انجام گیرد.

10 – استمداد از پروردگار در تربیت

… ولا قوة الا بالله.

تربیت آسان نیست، بلکه ظریف، دقیق و پیچیده است. انسان ماشین نیست تا به سادگی راه اندازی شود. علم بشر، با همه پیشرفتی که دارد، هنوز در شناخت رموز ابعاد وجودی انسان توفیق کامل نیافته است. بنابراین، در امر ظریف تربیت، همراه با تلاش خستگی ناپذیر و پیوسته، هماره باید از آفریدگار یاری خواست. بدین سبب، امام عارفان و سید ساجدان در پایان این نسخه تربیتی فرموده است: ولاقوة الا بالله.

بخش دوم: حق خردسال

«واما حق الصغیر فرحمته وتثقیفه وتعلیمه والعفو عنه والستر علیه والرفق به والمعونة له والستر علی جرائر حداثته فانه سبب للتوبة والمداراة له وترک مماحکته فانه ادنی لرشده

1 – مهربانی

کودک روانی لطیف و ظریف دارد؛ روانی که جز مهربانی برنمی تابد. او ظرفیت عتاب و تندی ندارد و زود می رنجد و می گرید. آری، مهربانی ضروری ترین نیاز کودک است. بدین جهت، امام سجاد(علیه السلام) آن را اولین حق کودک برمی شمرد و بر حق تربیت و تعلیم مقدم داشت. این بدان معناست که کودک، پیش از نشستن در کلاس تربیت و تعلیم، باید نسیم خوش مهربانی و عطوفت را تجربه کند؛ اقلیم وجودش از بوی خوش مهربانی عطرآگین گردد و حتی آموزش نیز باید در پرتو مهربانی و عطوفت به انجام رسد. جالب آن است که در نسخه شیخ صدوق عبارت «فرحمته فی تعلیمه » به چشم می خورد که تصریح بدین امر است. بدین سان، در می یابیم که آموزش، بویژه در دوره ابتدایی، باید با مهربانی و محبت همراه باشد. این اصلی اساسی و اجتناب ناپذیر است.

2 – تربیت کودک

… وتثقیفه.

اساسی ترین و ضروری ترین حق فرزند و خردسال تربیت اخلاقی و معنوی اوست. تربیت با اهمیت ترین هدف و بلکه هدف همه تعالیم و معارف اسلامی است. زندگی انسان مسلمان در پرتو تربیت اسلامی معنا پیدا می کند و ارج و ارزش انسان به تربیت معنوی و اخلاقی اوست. وگرنه، به فرموده قرآن، مانند حیوان و بلکه از آن هم پست تر خواهد بود. اهمیت والای تربیت، وظیفه والدین را صد چندان می کند. آنان که در حیات تربیتی فرزندان اولین نقش را بر جای می نهند، نخستین و اساسی ترین وظیفه را نیز به عهده دارند و ضروری است بیش از هر حق دیگری بدین حق اساسی کودک توجه کرده، در انجام دادن درست آن از هیچ کوششی دریغ نکنند.

3 – تعلیم و آموزش کودک

… وتعلیمه.

از دیگر حقوق مهم فرزند سوادآموزی و فراگیری دانش است. اهمیت سوادآموزی و دانش به توضیح و تاکید نیاز ندارد. پر واضح است، سعادت هرگونه که تفسیر شود، دانش آموختن اولین و اساسی ترین گام رسیدن به آن است. اگر کسی سعادت را صرفا رفاه مادی و آسایش دنیوی معنا کند، دانش آموختن گام نخست در تحصیل آن است و اگر آن را در قرب الهی و بندگی خداوند جستجو کند که حق همین است باز هم دانش و معرفت از مطمئن ترین راههای وصول بدان شمرده می شود.

دانش کلید حل بسیاری از مشکلات و ابزار دستیابی به بسیاری از مصالح و منافع مادی و معنوی است. بر والدین، که در برابر سعادت فرزندانشان مسؤولند؛ ضروری است تا زمینه تحقق این حق مهم را برایشان فراهم سازند و آنان را از نعمت سواد و دانش بهره مند گردانند.

4 – عفو

… والعفو عنه.

زمینه خطا و اشتباه در اعمال و رفتار کودک بسیار است. آنان در ابتدای مسیر رشد هستند، نه رشد بدنی کافی یافته اند و نه عقل و تدبیرشان به حد کمال رسیده است. بنابراین، امکان هر نوع لغزش و خطا در رفتار و گفتارشان وجود دارد. والدین و بزرگسالان باید این واقعیت را بپذیرند که کودکانشان انسانهای کوچکی بیش نیستند و انتظار بزرگان از آنان داشتن خطاست. پس بجاست که از خطاهای آنان با کرامت و بزرگواری درگذرند و پوزش آنان را براحتی بپذیرند.

5 – خطاپوشی و تغافل

والستر علیه … والستر علی جرائر حداثته فانه سبب للتوبة.

چنانکه بیان شد، در کودکان و نوجوانان، به خاطر عدم رشد کامل عقلانی، زمینه لغزش بسیار است و اشتباه و تقصیر در اعمال و رفتارشان دور از انتظار نیست. واکنش والدین و بزرگترها، در برابر این لغزشها، دو نوع است یکی آنکه خطاهایشان را سریع به آنان گوشزد کنند، و احیانا به تنبیه و سرزنش آنان بپردازند و دیگر آنکه، ضمن داشتن حساسیت و توجه، به روش خطاپوشی و تغافل که روشی درست و اثربخش است، روی آورند؛ چرا که تغافل از اصول مهم تربیتی است؛ یعنی والدین خود را به غفلت بزنند و چنان وانمود کنند که خطای فرزندشان را ندیده اند.

چنانچه والدین چنین رفتاری داشته باشند، امکان پشیمانی و بازگشت از خطا بیشتر است؛ اما اگر کودکان و نوجوانان در مقابل هر خطا و تقصیری با سرزنش و تنبیه والدین رو به رو شوند، احساس مجرم بودن کرده، چنان می اندیشند که دیگر اعتبار و ارزشی نزد والدین و بزرگسالان ندارند. این امر باعث می شود که در مراحل بعد نیز لغزش و خطا برایشان زشت نباشد و ارتکاب آن امری عادی شمرده شود.

گذشته از این، سرزنش و تذکرهای پیاپی، بذر لجاجت را در وجود فرزند می افشاند و زمینه پذیرش اندرز را در او نابود می کند. امام زین العابدین(علیه السلام) به خاطر اهمیت اصل خطاپوشی و تغافل، این حق را مورد تاکید قرار داده و دو بار آن را بر زبان رانده است. آن بزرگوار فایده و سبب خطاپوشی را نیز بیان کرده، می فرماید: پوشاندن لغزشهای دوران کودکی و نوجوانی به بازگشت آنان و پرهیز از خطا و لغزش می انجامد.

6 – رفق و ملاطفت با کودک

… والرفق له.

روحیه لطیف کودک با اندک تندی و خشم، آزرده می شود. بنابراین، بزرگسالان، بویژه والدین، باید از گلهای زندگی خویش با لطافت و نرمی مراقبت کنند؛ با صبر و حوصله در برابر آزارهای کودکانه آنان عطوفت و ملاطفت نشان دهند و جز در موارد استثنایی نگاه تند و چهره خشمگین بدانان نشان ندهند.

7 – کودکان فقرای درگاه بزرگسالان

… والمعونة له.

کودکان کانون نیازمندی و فقرند. نیازهایشان فراوان و کمبودهایشان نمایان است. آنان در لحظه لحظه کودکیشان به حمایت و مراقبت والدین و بزرگترها نیازمندند. نیازهای جسمانی، نیازهای عاطفی، نیازهای روانی و … از آنان مسکینانی راستین ساخته است. آنها جز در پرتو کمک و حمایت بزرگترها و والدین قادر به رشد و تکامل و حتی ادامه حیات نیستند. بنابراین، بر بزرگسالان است که مستمندان درگاه خویش را یاری دهند و در رفع نیازمندیهای آنان بکوشند.

8 – مدارا با کودک

… والمداراة له.

ضرورت مدارا و تحمل رفتارهای ناسنجیده کودکان امری روشن است؛ چرا که آنان در طریق رشد و تکاملند، هنوز درکشان کامل نگشته، خوب و بد کارها را براحتی تشخیص نمی دهند، با آداب اجتماعی آشنا نیستند، ارزشها و ضد ارزشها برایشان بی معناست، خواسته ها و انتظاراتشان لباس منطق بر تن نپوشیده است و همچنان در خیالات و پندارهای کودکانه خویش غوطه ورند. کنجکاوی و انرژی زیادشان اغلب آنان را به انسانهای شلوغ و پردردسر مبدل ساخته و اعمال و رفتار ناسنجیده و آزار دهنده را ویژگی طبیعی شان ساخته است.

والدین و بزرگسالان باید این موقعیت کودکان را بدرستی درک کرده، با بردباری بسیار خود را برای تحمل کردار نادرست آنان آماده سازند تا از امتحان بزرگ و سخت دوران کودکی فرزندان سربلند برون آیند.

9 – ترک لجاجت با کودک

… وترک مماحکته فانه ادنی لرشده.

کودکان، به خاطر نداشتن آگاهی لازم و درک کافی، کمبودها و نقص های بسیار دارند. آنها چه بسا به لجاجت با والدین و بزرگسالان برخاسته، باعث آزار آنها می شوند. در چنین موقعیتی بزرگترها باید با کودکان مدارا کنند و از لجاجت و مخاصمه با آنان جدا بپرهیزند. طبق سخن امام سجاد(علیه السلام) این روش برای رشد و هدایت کودکان مناسبتر است.

نویسنده : علی همت بناری

منبع : فرهنگ کوثر ؛ شهریور ۱۳۷۷، شماره ۱۸