مریم عطاریان

نوشته‌ها

اثرات مثبت و منفی اشتغال زنان

امروزه شاغل بودن زنان، یکی از مسائلی است که در اجتماع مطرح است و زنان به علل گوناگون به کار روی می‌آورند و حتی مجبور گشته‌اند علاوه بر مسئولیت‌های خود در خانه و تربیت فرزندان، مسئولیت‌های اجتماعی را نیز پذیرا گردند. در اینجاست که ما با قشری به عنوان «زنان شاغل» رو به رو می‌شویم و….

افرادی که در دو جبهه مهم یعنی جامعه و خانواده مشغول خدمت و انجام وظیفه می‌باشند. آنها می‌خواهند نقش تازه‌ای در جامعه‌ای داشته باشند که کلیشه غالب در آن برای زنان، نقش همسری- مادری است. کار زنان در خانه و خارج از خانه چه تأثیری بر روابط اعضای خانه، اعتماد به‌ نفس زنان و ساخت قدرت در خانواده خواهد گذاشت؟ آیا زنانی که در خانه می‌مانند و فقط کارهای خانه را مدیریت می‌کنند با زنانی که هم کار خانه را انجام می‌دهند و هم در امرار معاش خانواده سهم دارند فرق‌های اساسی دارند؟

در گذشته، زن، غالبا نقش مادر و همسر را به عهده داشت و به انجام امور خانه می‌پرداختند. اگر هم در اموری مانند کشاورزی و دامداری و امثال آن شرکت داشت، دامنه چنین مشارکت‌هایی در حدی بسیار محدود و منحصر به تأمین نیازهای خانواده بود اما با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی و پیچیده‌تر شدن تقسیم کار، امروزه زنان علاوه بر ایفای نقش‌های فوق، پذیرای مسئولیت‌های عمده‌تر نظیر اشتغال در بیرون از خانه می‌باشند.

آنچه که مسلم است زنان نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند و کاملا طبیعی است که زنان نیز مانند مردان بخواهند نقش مهم و موثری در جامعه و فعالیت‌های اجتماعی ایفا کنند. البته در مورد اشتغال زنان، تاثیر آنها بر خانه و خانواده و تربیت فرزندان، نظرات مختلف و حتی متناقضی وجود دارد و حتی سوگیری‌ها و دیدگاهای منفی شکل گرفته است که نیازمند بررسی و تحقیق بیشتر است. لذا در ادامه این مقاله سعی بر این شده است تا یکی از این پژوهش‌ها را مورد بررسی قرار داده و حتی فرضیات غلطی که در این مورد شکل گرفته است را مورد بازبینی قرار دهیم:

پژوهشی که در این مقاله به ان اشاره می‌کنیم سعی داشته تقسیم کار میان همسران در امور خانه، ایفای نقش‌های خانوادگی، کیفیت روابط زوجین، اعتماد به نفس زنان و…در خانواده را در ۲ گروه زنان شاغل و خانه‌دار بررسی کند. اشتغال زنان باعث می‌شود تقسیم کار در خانواده، مشارکتی انجام شود و این باور که تقسیم‌کار در خانواده بر اساس جنسیت صورت می‌گیرد، کمی متعادل‌تر بشود، به نحوی که همسران زنان شاغل در اموری که مربوط به زنان است وارد شده و همکاری و همیاری دارند. این تحقیق که با عنوان بررسی تأثیر اشتغال زنان در خارج از منزل بر خانواده در شهر تهران با انتخاب نمونه ۳۸۴نفری از زنان متاهل شاغل و خانه‌دار صاحب فرزند ساکن شهر تهران آغاز و سپس اطلاعات گردآوری شد. از مجموع ۳۸۴نفر زنان شرکت‌کننده در این پژوهش، ۵۰درصد آنان را زنان خانه‌دار و ۵۰درصد را زنان شاغل تشکیل داده‌اند.

یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که میزان کیفیت روابط زوجین در بین زنان خانه‌دار و زنان شاغل در حد بالا اظهار شده است.

تحلیل فرضیات این پژوهش نشان داد که اشتغال زنان باعث می‌شود تقسیم کار در خانواده مشارکتی انجام شود و این باور که تقسیم‌کار در خانواده بر اساس جنسیت صورت می‌گیرد، کمی متعادل‌تر بشود، به نحوی که همسران زنان شاغل در اموری که مربوط به زنان است وارد شده و همکاری و همیاری دارند. بر اساس نظر جامعه‌شناسان شوهرانی که در کارهای خانه‌داری و مراقبت از فرزندان مشارکت کنند فشار مضاعف بر همسر را در ایفای موازی نقش کاری و خانوادگی می‌کاهند.

همچنین ادامه این بررسی‌ها بیانگر آن است که بین وضعیت اشتغال زنان با کیفیت روابط زوجین، رابطه آماری وجود ندارد. این عدم اثبات رابطه به این معنا نیست که به‌ طور کلی بین این دو متغیر رابطه‌ای وجود ندارد بلکه این امر شاید ناشی از تفاوت‌های فرهنگی- اجتماعی جامعه مورد نظر و حتی وقوع پدید‌ه‌ای باشد و یا متأثر از متغیری باشد که در این تحقیق مورد بررسی قرار نگرفته است. اما به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بر خلاف باور بسیاری از افراد جامعه، اشتغال زنان نمی‌تواند بر کیفیت رابطه زناشویی تاثیر منفی بگذارد.

مادر وسیع‌ترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است و از نظر کودک همچون کسی است که از تمام نقاط این جهان اطلاع دارد. اشتغال مادر، موجب اختلال در تکوین شکل‌گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می‌شود چرا اینکه مراقبت کودک از حالت انفرادی به حالت گروهی در می‌آید و نتیجتاً دلبستگی کودک نسبت به مادر از حالت طبیعی خارج می‌گردد.

یکی دیگر از نتایج این تحقیق، حاکی از آن است که اشتغال برای زنان، اعتماد به نفس به‌ همراه خواهد داشت. یکی از عوامل تأثیرگذار به شیوه اعمال قدرت، درآمد و دارایی زنان است. هنگامی که زنان منابع ارزشمندی در اختیار داشته باشند احتمال دارد که قدرتی نزدیک و برابر با هم داشته باشند، این زنان‌ به صورت رودر‌رو اعمال قدرت کنند و از طریق گفت‌وگو، بحث و مذاکره تنش‌ها را رفع کنند.

اما به هر حال نمی‌توان تصور کرد که اشتغال زنان در خارج از خانه بدون تبعات منفی باشد. زمانی می‏توان از مشارکت اجتماعی زنان و حضور فعال آنان در خارج از خانه به صورت مثبت سخن گفت که پیشاپیش مناسبات دموکراتیک در خانواده‏ها بین زن و مرد برقرار شده باشد تا آنان بتوانند با فراغت و توان بیشتری به مشارکت در عرصه‏های مختلف بپردازند و از این طریق بتوانند به انتظارات اجتماعی از یکسو و نیازها و خواسته‏های خودشان از سوی دیگر پاسخی مثبت بدهند.

بنابراین با توجه به شرایط زندگی در جامعه امروزی و با توجه به تمامی دگرگونی‌هایی که در آن صورت گرفته، مانند کاهش تعداد فرزندان، واگذار کردن قسمتی از جامعه‌پذیری کودکان به مدارس، عدم کفایت یک درآمد برای زندگی یک خانواده، وجود دختران تحصیل‌کرده که تنها نقش مادری و همسری به آنان واگذار شده است، مشکلات زندگی مادران شاغل، حاکمیت نگرش‌های مدرن در جامعه برای مردان و نگرش‌های سنتی در خانواده برای زنان، وضعیتی پیچیده را شکل داده است.

برای مثال مادر وسیعترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است و از نظر کودک همچون کسی است که از تمام نقاط این جهان اطلاع دارد. اشتغال مادر موجب اختلال در تکوین شکل گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می‌شود چرا اینکه مراقبت کودک از حالت انفرادی به حالت گروهی در می‌آید و نتیجتاً دلبستگی کودک نسبت به مادر از حالت طبیعی خارج می‌گردد.

چیزی که مسلم می‌باشد این است که مادران شاغل همانند مادران غیرشاغل نمی‌توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسیدگی کنند چون مادر چندین ساعت از روز را خواه ناخواه جدای از فرزند بسر می‌برد و وقتی که بعد از سپری شدن این ساعات به فرزند می‌رسد خستگی ناشی از دنیای ماشینی امروز و خستگی فکر و ذهنی به مادر اجازه نمی‌دهد که در آن ساعات باقی مانده روز به کودک رسیدگی کافی و لازم را نماید چون از طرف دیگر مسئولیت خانه و خانه داری نیز به دوش او می‌باشد. لذا با این اوصاف مهمترین مسئله‌ای که در اشتغال زنان باید مورد توجه قرار گیرد وجود نقش‌های متعددی است که زنان باید به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گیرند.

نقش‌هایی که در جامعه ما به صورت سنتی به آن نگریسته می‌شود و گاهی با نقش مدرن زن به عنوان یک فرد شاغل در خارج از خانه ناهماهنگ می‌باشد، لذا برای دستیابی به این مهم، پیشنهادهای زیر ارائه می‌شود:

تغییرات فرهنگی که ‌باید، در نظام ارزش‌ها و تخصیص نقش‌ها و جابه‌جایی وظایف ‌که مستلزم مشارکت مرد در انجام امور خانه‌داری است، ایجاد شود؛ اعتقاد و باور به لزوم حضور زنان در صحنه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور ایجاد شود؛ جهت کاستن از مسائل و مشکلات زنان شاغل طرح‌های مؤثر و مفیدی همچون کاستن از ساعت کار روزانه و تغییر در ساعت کار هفتگی ایجاد شود تا زنان بتوانند با پایان کار روزانه، ‌درصورت لزوم بدون نگرانی از عواقب ترک محل کار، به منزل خود بازگردند؛ با توجه به افزایش فزاینده مادران شاغل و به منظور جلوگیری از اثرات جبران‌ناپذیر رشد و نمو کودک، افزایش مرخصی زایمان و ایجاد مهدکودک در محیط کار طبق استاندارد جهانی ضروری به‌نظر می‌رسد.

فرآوری: مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

شوهری که خوب کتک می زند!

به خاطر یک مساله کوچک، آن چنان به سمت من حمله‌ور می‌شود که فرصت فرار هم ندارم. در طی این هفت سال، بار‌ها و بار‌ها قصد جدی برای طلاق داشته‌ام اما آن قدر گریه کرده و عذرخواهی نموده و به دست و پایم افتاده که مجددا پشیمان می‌شوم….

گاهی اوقات تصور می‌کنم، دیگر این آخرین لحظات عمر من است. آن قدر زیر مشت و لگد‌های بیرحمانه همسرم له می‌شوم که به یقین می‌رسم لحظه‌ای بعد را نخواهم دید. الان هفت سال است از زندگی مشترک ما می‌گذرد و این سناریو، حداقل ماهی یک بار تکرار می‌شود.

شاید این شکایت برخی از خانم‌ها باشد. در یادداشت‌های بخش مشاوره به میزان قابل توجهی شکایت از دست بزن برخی از مردان وجود دارد که به نظر می‌رسد این دست افراد در هنگام عصبانیت یادگرفته‌اند خشم خود را با آسیب زدن به دیگران فرونشانند و در آن لحظه خاص کاری به عاقبت و نتیجه رفتار غیرمنطقی خود ندارند. این دست افراد به نوعی دچار انفجار خشم شده و در اصطلاح در کنترل تکانه خشم، بسیار ضعیف و ناتوان هستند. به نظر می‌رسد روش‌های درمانی هم تاثیر دراز مدت ندارد و بعد از مدتی دوباره رفتار‌های پرخاشجویانه از سر گرفته می‌شود.

البته خود پرخاشگر، بعد از مدتی، دچار پشیمانی می‌شود اما به هر حال، این پشیمانی هیچ سودی ندارد و تکرار این دست رفتار‌ها، خلا‌های ارتباطی جدی میان زوجین ایجاد می‌کند. لذا برای کنترل خشم‌تان یک سری توصیه ارایه می‌دهیم:

سعی کنید در مورد خشم‌تان صحبت کنید. اما با فردی منطقی و در زمانی مناسب. وقتی موضوعی عصبانی‌تان می‌کند در مورد آن صحبت کنید اگر شنونده‌تان مناسب نیست موقعیت را ترک کنید و سعی کنید در اولین فرصت پیرامون این مساله با کسی صحبت کنید که توانایی همدلی با شما را داشته باشد.

تنش جسمی‌تان را بیرون بریزید: ورزش یا فعالیتی شدید پیدا کنید تا در تخلیه هیجانی‌تان کمک‌تان کند. مثلا می‌توانید یک بالش بردارید و به آن ضربه بزنید. حتی می‌توانید در خلوت حرف‌هایی را که در جمع مورد پسند نیست را بیان کنید. حتی یک عصا یا چوب دستی هم کمک می‌کند که شما عصبانیت خود را بر سر بالش خالی کنید.

از بازی نقش استفاده کنید: صندلی‌های خالی را جلوی خود بچینید و از آن‌ها برای گفتن چیز‌هایی استفاده کنید که دوست داشتید به دیگران بگویید. مثل معلم یا همکلاسی‌‌هایتان را تجسم کنید و هر چه می‌خواهید بگویید.

تمام عواطف مرتبط با این موضوع را بپذیرید: مثلا شاید نیاز داشته باشید کمی در این مورد گریه کنید. پس راحت باشید و هر چه تمایل دارید انجام دهید.

به دیدگاهی معقول دست پیدا کنید: در نهایت می‌توانید از قدرت عقلانی‌تان بهره ببرید و به خودتان کمک کنید تا آسیب یا فقدان‌تان را در آن شرایط خاص درک کنید. مثلا رفتار خاص معلم‌تان را به نظام خاص آموزشی آن زمان نسبت دهید و … می‌توانید این کار را از طریق صحبت کردن با افراد دیگری که به واسطه مطالعه، دیدن فیلم‌های مرتبط و … تجاربی مشابه دارند انجام دهید.

حال تصور می‌کنید همسر و یا سایر اطرافیان فرد پرخاشگر چه می‌تواند بکنند؟ وقتی دایما در شرایط تنش و پرخاش به سر می‌برند، چه اقداماتی می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا کمتر آسیب ببینند؟
در موقعیت خشم مراقب باشید که با همسرتان در یک سطح باشید مثلا اختلاف در سطح قرار گرفتن خودش می‌تواند ایجادکننده حالت تهاجم باشد.

در مواجهه با خشم اطرافیان
حفظ حالت” آرامش توام با هوشیاری”

وقتی با خشم تکانشی همسرتان مواجه می‌شوید با حفظ ارامش، تمرین بردن بدن خود به حالت ارامش توام با هوشیاری را به طور مرتب انجام دهید. برای این کار می‌توانید ماهیچه‌های‌تان را به مدت چند ثانیه منقض و سپس یه آرامی شل کنید. سپس دو یا سه نفس عمیق بکشید. در موقع بازدم، به ر‌ها شدن از تنش ماهیچه ‌هایتان توجه کنید. ضمنا اطمینان کسب کنید که به روشی مناسب نشسته یا ایستاده اید.

زبان بدن‌تان را کنترل کنید

در موقعیت خشم، مراقب باشید که با همسرتان در یک سطح باشید مثلا اختلاف در سطح قرار گرفتن خودش می‌تواند ایجاد کننده حالت تهاجم باشد. ضمنا مراقب باشید که فضای شخصی کافی در اختیار داشته باشید هر قدر به هم نزدیکتر باشید بیشتر در معرض خطر هستید پس فاصله را حفظ کنید. همزمان مراقب باشید که ایا برای ترک اتاق در وضعیت خوبی هستید؟ در صورتی که احساس می‌کنید به یک خروجی خوب دسترسی ندارید و نگران خشونت احتمالی هم هستید دست کم اطمینان حاصل کنید که شی بزرگ یا خطرناکی در دسترس همسرتان نباشد.

درباره احساس ‌ها و ترس‌هایتان صحبت کنید

این کار می‌تواند در کاهش تنش موثر باشد. فراموش نکنید نباید همسرتان را متهم کنید بلکه فقط بگویید چه احساسی دارید. برای مثال بگویید:وقتی فریاد می‌زنی، من خیلی می‌ترسم(نگویید تو مرا می‌ترسانی). می‌ترسم کنترلت را از دست دهی و شروع به کتک زدن من کنی( نگویید که: تو مرا به وحشت می‌اندازی و باعث می‌شوی فکر کنم می‌خواهی مرا بزنی)

نشان دهید که دارید گوش می‌دهید

بهترین راه برای این کار، تکرار کردن خلاصه چیز‌هایی است که آن شخص به شما گفته است (مشاوران به این روش گوش دادن انعکاسی می‌گویند) بهتر است این کار را در قالب جمله ای مثل جمله زیر انجام دهید:

” متوجه شدم که دوست نداری دیر کنم”

” می‌دانم از کاری که انجام شده چندان راضی نیستی”

پس شرح و توضیح را متوقف کنید و آن را به زمانی بعد از طغیان خشم واگذار کنید.

حالت صلح جویانه به خودتان بگیرید. حالات قابل ارایه در این وضعیت می‌توان شامل:

– عذر خواهی صادقانه

– اظ‌هار تاسف و پشیمانی

– مصالحه و سازش

– اعتراف به این که شخص مقابل حق دارد

– پذیرش این که شما هم در برز این وضعیت سهم دارید

– گفتن حرفی که نشان دهد دوست دارید این تعارض نتیجه مثبتی برای هر دو طرف داشته باشد و …

ضمنا برای افرادی از این دست، توصیه جدی به مدتی دارو درمانی می‌گردد. لذا در کنار تمام مواردی که خود شخص پرخاشگر و اطرافیان وی رعایت می‌کنند، دارو درمانی نیز از اهم امور خواهد بود.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ مریم عطاریان

تربیت فرزند، یک محصول مشترک

درست است زمانی که شما هر دو خسته و یا پرمشغله هستید، حفظ و تداوم یک تعامل خوب، دشوار است اما این دقیقا باارزش ترین تلاشی است که شما می‌توانید برای جلوگیری از بزرگ شدن موضوعات کوچک و کم اهمیت، و تبدیل شدنشان به مشکلات بزرگ انجام دهید…

همه ما می‌خواهیم فرزندانمان مان را با عشق و علاقه، هوش و زیرکی و تمام ارزشهایی که قرار است با آنها زندگی کند، بزرگ کرده و پرورش دهیم. اما واقعا چگونه این مهم دست یافتنی می‌شود؟

اتخاذ یک روش دقیق، ما را راهنمایی می‌کند که چگونه در مورد مسایل و چالش‌های روز به روز، تصمیم‌گیری کنیم. فرزندان ما برای رشد و یادگیری، احتیاج به آزادی دارند. آنها نیاز دارند فرصت کافی در اختیارشان قرار داده شود که انتخاب کنند و محدودیت‌ها و مسئولیت‌ها را یاد بگیرند.

برای ایجاد پل ارتباطی و پر کردن شکاف بین ما و فرزندمان، باید سعی کنیم که خودمان را جای آنها بگذاریم و از دیدگاه و منظر آنها، به دنیا نگاه کنیم. باید یادمان باشد که قبل از هرگونه واکنش، کمی تامل کنیم؛ ببینیم چرا فرزندمان، رفتار خاصی دارد و یا چرا این توجیه و تفسیر خاص را دارد.

البته تمام والدین درباره تربیت فرزندان، با هم جر و بحث می‌کنند. گاهی اوقات به نظر می‌رسد که آنها متعلق به هر دوی شما هستند و گاهی نیز ممکن است به نظر برسد که اتخاذ روش تربیتی فرزندان، یکی از شما (والدین) را در مقابل دیگری قرار می‌دهند و آنگاه، قیل و قال شروع می‌شود.

وقتی زوجین تصمیم بگیرند که تربیت فرزندان را با همکاری هم بر عهده بگیرند، مهمترین اقدامی که آنها می‌توانند در قبال هم انجام دهند، عبارت است از چگونه صحبت کردن درباره استرس‌ها و تنش‌ها و اختلاف نظرها با هم.

درست است زمانی که شما هر دو خسته و یا پرمشغله هستید، حفظ و تداوم یک تعامل خوب دشوار است اما این دقیقا باارزش ترین تلاشی است که شما می‌توانید برای جلوگیری از بزرگ شدن موضوعات کوچک و کم اهمیت؛ و تبدیل شدن‌شان به مشکلات بزرگ انجام دهید. ضمنا فرزندان، با ملاحظه سبک برخوردی والدین پیرامون مشکلات، می‌آموزند که چطور اختلافات و مشکلات را حل و فصل کنند.

تحقیقات نشان می‌دهد که موارد ذیل برای دستیابی زوجین به احساس نزدیکی(در تربیت فرزندان) مهم هستند:

** اعتقاد و باور داشتن بر این که همسرتان توانایی یک والد خوب شدن را داراست.

** قدردانی و تشکر و احترام گذاشتن به همسرتان و همراهی وی در چالش‌های مختلف زندگی روزمره

** حمایت کردن از تصمیمات و سخت‌گیری‌های والدین گونه همدیگر (حتی اگر شما به طور صد درصد با آنها موافق نیستید).

** تحقیر نکردن همسرتان از طریق سرزنش و نکوهش و انتقاد کردن از او

** تقسیم کردن مهربانه و دوستانه مسئولیت و کارهای خانه

** احترام گذاشتن و حمایت کردن از تصمیمات همسر

** مشارکت و درگیر شدن با یکدیگر در روند رشد و تعالی فرزندان

** با هم (مانند یک گروه) کار کردن و فهم و تشخیص پیشرفت همسر در ایفای نقش والد بودن
برای ایجاد پل ارتباطی و پر کردن شکاف بین ما و فرزندمان، باید سعی کنیم که خودمان را جای آنها بگذاریم و از دیدگاه و منظر آنها به دنیا نگاه کنیم.

به جملات زیر نگاهی بیندازید. آنها به شما کمک می‌کنند که ببینید قدرت شما به عنوان یک زوج هنگام پدر و مادر شدن، چه میزان است و سپس پاسخ‌های خود و همسرتان را مقایسه کنید:

** ما قادریم وظایف مربوط به امور منزل و مسئولیتهای پدر و مادر بودن را دوستانه با هم تقسیم کنیم.

** احساس دلگرمی و اطمینان می‌کنم، همسرم مرا درک می‌کند و این در ایفای نقش والدینی بسیار مهم است.

** من قادرم که همسرم و چیزهایی که والد بودنش را تحت تاثیر قرار می‌دهد درک کنم.

** ما قادریم چالش‌های مربوط به والدین بودن را با هم حل و فصل کنیم.

** ما ارزشها و ایده‌های یکسان مان را به عنوان یک پدر و مادر با هم به مشارکت می‌گذاریم و رویاها و آرزوهای یکسانی برای فرزندانمان داریم.

** من قادرم از تصمیم همسرم در مقابل فرزندانم حمایت کنم.

** احساس دلگرمی دارم زیرا همسرم در مقابل فرزندانمان از من حمایت می‌کند.

با یک نگاه دقیق به پاسخ‌هایتان، ممکن است متوجه شوید که در برخی حوزه‌های ارتباط با همسرتان، احساس متفاوتی دارید. هدف این تمرین، انتقاد و نکوهش همدیگر نیست بلکه تشخیص احساساتی است که سبب می‌شود احساس اتحاد و یکی بودن بکنید، نه احساس تنهایی؛ و در مرحله بعد، کار کردن روی این احساسات.

لذا اگر یکی از شما پاسخ داد که کارهای منزل به طور دوستانه و منصفانه میانتان تقسیم نشده، وقت آن است که سعی و تلاش کنید، فکر کنید و دنبال راهی یا کاری بگردید که با انجام آن، قادر شوید کمی شرایط را بهبود ببخشید. گاهی اوقات گوش دادن به یکدیگر و کمی تغییرات کوچک، تفاوت‌های بزرگی ایجاد می‌کنند.

ممکن است احساس کنید که شما قادرید بیشتر اوقات از همدیگر پشتیبانی کنید اما همواره مسایل خاصی هست که همیشه روی آن توافق ندارید. به عنوان مثال برخی موضوعات نظم و انضباط مثل ساعت خواب بچه ها، ساعت مراجعه بچه‌ها به منزل، دوستان خاص و ویژه داشتن، تکلیف درسی و …

در این موارد تلاش کنید بفهمید چرا اینها نقاط کور و گره ارتباط شما با همسرتان هستند. ممکن است یکی از شما بیش از دیگری نگران برخی مسایل باشد. اگر می‌توانید نسبت به ترس یا نگرانی پشت یک تصمیم انضباطی خاص، صادق باشید. ممکن است بتوانید در این موضوع خاص، به طرز تفکر مشابهی دست بیابید. به یاد داشته باشید لازم نیست روی همه چیز، توافق کنید. آنچه مهم است این است که در طرز برخورد با فرزندان و موضوعات مربوط به آنها، متحد باشید. اعتقاد داشتن به توانایی‌تان، مهمترین جنبه کار گروهی والدین است. بنابراین شروع کردن با موضوعاتی که بیشتر نسبت به آنها خوش بین و دلگرم هستید، بهتر است. همیشه در زندگی فراز و فرود هست اما زوجینی که معتقدند می‌توانند موفق شوند، به احتمال بیشتری می‌توانند پس از برخورد با یک مشکل، به عقب بازگردند و کارها را درست مدیریت کنند.

فرزندان شما باید بدانند که در این خانه، مقررات ثابت است و نوعی ثبات ضمنی را در فضای خانه احساس کنند نه این که به این نتیجه برسند که مقررات مادر با مقررات پدر، متمایز است و لذا ” از این ستون به آن ستون فرج است!”

بخش خانواده ایرانی تبیان؛ مریم عطاریان

یه زن و شوهر همه چی تموم!

واژه‌های عاشقانه، گلها، در آغوش گرفتن‌های پرشور و …، به تنهایی ابزارهای بیهوده‌ای است و وقتی با کار، زحمت و تلاش روزانه و بسیار از سوی هر دو طرف همراه شوند، معنا پیدا می‌کند…

ازدواج؛ تنها ارتباطی معنوی و احساساتی پرشور و حرارت نیست؛ ازدواج سه وعده غذا در روز، تقسیم کار و به یاد داشتن بیرون گذاشتن زباله‌ها نیز هست. افسوس که ما نمی‌توانیم فقط بر اساس واژه‌های عاشقانه و بوسه‌ها با هم زندگی کنیم، اگر چه به هر حال آنها نیز نقش خاص خود را دارد و خوراک روح ماست. این ماهیت و واقعیت زندگی است که نود درصد از وقت ما صرف شام خوردن زیر نور شمع و در حالتی شاعرانه و عاشقانه با عشقبازی و پرداختن به تمایلات جنسی نمی‌شود بلکه معطوف کارهای روزانه ما در جهت توجه به نیازهای یکدیگر، در واقع بروز یا اثبات قصد و نیت خوب ماست. تمایلمان به انجام دادن سهم خود از کارهای محوله و مرور روزمره و همچنین کارهای معمول خانه، نشانه این است که ما به همسرمان نیز به اندازه خودمان اهمیت می‌دهیم و برایش ارزش قایل هستیم.

واژه‌های عاشقانه، گلها، در آغوش گرفتن‌های پرشور و .. به تنهایی ابزارهای بیهوده‌ای است و وقتی با کار، زحمت و تلاش روزانه و بسیار از سوی هر دو طرف همراه شوند، معنا پیدا می‌کند. بوسه‌ها شاید بتواند همراه و ضمیمه خوشایندی برای شستن لباسها باشد اما به طور حتم جایگزین آن نخواهد شد. وقتی به طور کامل مسئولیتها و وظایف زندگی روزانه شامل درآمد، کارهای روزمره، مراقبت از بچه‌ها، پرداخت صورت حسابها و قبض‌ها، نگهداری و حفظ خانه، خانه تکانی و .. را با هم تقسیم کنیم و در امور روزانه با یکدیگر سهیم می‌شویم، ارتباط معنوی و احساسات پرشور و عاشقانه با هر چیز دیگری در زندگی روزانه ما در هم می‌آمیزد. آنها اصالت و نیرویی را ایجاد می‌کنند که ما از طریق اعمال و کارهای خود با مفاهیم آمیخته‌ایم.
این مقدمه ارایه گردید تا این مساله روشن شود که وقتی صحبت از یک رابطه شاد و تمام عیار می‌گردد، فقط منظور ارتباطی عاشقانه و رمانیتک نیست بلکه باید حیات زندگی زناشویی را کامل و همه جانبه و با تمام مسئولیت‌ها و حواشی آن در نظر داشت و مورد توجه قرار داد تا بتوان برای شادی و سرور واقعی در زندگی مشترک برنامه‌ریزی کرد؛ لذا:

– خودتان باشید و همسرتان را همانطور که هست بپذیرید. یک ارتباط خوب با پذیرش و قبول شرایط ایجاد می‌شود. همسرتان را وادار نکنید که آدم دیگری شود تا دوستش بدارید زیرا او نخواهد توانست. این خود باعث پیدایش مشکلات جدید خواهد شد.

– بخشنده باشید. آنچه که متعلق به شماست متعلق به همسرتان است و البته بالعکس.
همسر شما کسی است که روز شما را آغاز می‌کند و باید کسی باشد که آن را به پایان می‌رساند. تا زمانی که مشکل‌تان حل نشده نخوابید زیرا این کار آن را بدتر و سخت‌تر می‌کند

– همسرتان را از انجام آنچه که انجامش باعث خوشحالی و لذت او می‌شود بازندارید. اگر او به اینکه برخی از اوقات را با دوستانش سپری کند مانع او نشوید، اما مطمئن شوید که او جای امنی مراوده دارد. مثلا محفلی که در آن انحرافات رفتاری و اخلاقی رخ می‌دهد نباشد.

– من چیزی را که دوست داری، دوست دارم. گاهی اوقات زوجین از دوستان یکدیگر و یا اقوام یکدیگر متنفر هستند. اما باید با این موضوع کنار آمد. چون همسرتان از خانواده اش جدا نشدنی است.

– تعادل داشته باشید. علیرغم تمام اختلافها و تفاوتها، شما می‌توانید کارهای قشنگی کنید همانند ماه و خورشید که علیرغم تفاوت‌شان یک روز خوب را می‌سازد. مانند برگهای مختلف یک درخت که هدف همه‌شان، تولید یک میوه خاص و خوشمزه است. اختلافها می‌تواند به پیدایش نتیجه مسحور کننده‌ای ختم شود.

– تو روز مرا می‌سازی. همسر شما کسی است که روز شما را آغاز می‌کند و باید کسی باشد که آن را به پایان می‌رساند. تا زمانی که مشکل‌تان حل نشده نخوابید زیرا این کار آن را بدتر و سخت‌تر می‌کند.

– آسان بگیرید. شما همسری دارید که باعث خوشحالی شماست. شما هم باید شوهری باشید که عامل شادمانی او است.

– سخت نگیرید. یک همسر خوب همیشه باید مراقب احساسات همسرش باشد. این که او را از تمام علایق، سرگرمی‌ها، دوستان و اقوامش دور کنید، به طور کلی غلط است.

– همیشه نسبت به هم مشتاق باشید. یکدیگر را ببوسید، بگویید که دوستش دارید. همدیگر را در آغوش بگیرید و یا دست هم را بگیرید تا احساس عشق و محبت بین‌تان زنده باقی بماند.

– مصالحه و سازش کنید. شنیدن توضیحات همسر، خیلی بهتر و آرامبخش‌تر از نق زدن و غرغر کردن است.

– هرگز خیانت نکنید. خیانت، همه چیز را ویران می‌کند و از بین می‌برد. تصور نکنید خیانت، لزوما برقراری یک رابطه فیزیکی با جنس مخالف است. هر ارتباط ساده و حتی غیر حضوری که اگر همسرتان متوجه آن شد باعث کدورت و ناراحتی وی می‌گردد، خیانت اطلاق می‌شود.

– وفای به عهد را فراموش نکنید و همیشه قولهایتان را به خاطر داشته باشید.

– تا جایی که ممکن است با هم در تماس باشید تا احساس فقدان دیگری سراغ‌تان نیاید.

نکات انتهایی:
برای مردان: خانم‌ها دوست دارند که مورد قدردانی و تشکر قرار گیرند.
برای خانم‌ها: آقایان دوست دارند آن طور که هستند، پذیرفته شوند.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ مریم عطاریان

تنبیه به روش اصولی

اغلب ما در خانواده‌هایی پرورش می‌یابیم که در آن، تنبیه و پاداش، روشی نمونه بوده که در مورد انضباط‌دهی به بچه‌ها به کار می‌رفته است. اما این روش، به بچه‌ها فرصت انتخاب نمی دهد تا بتوانند مسئولیت‌پذیری را……

برای بسیاری از مردم، واژه انضباط، مترادف با تنبیه است. اغلب ما در خانواده‌هایی پرورش می‌یابیم که در آن تنبیه و پاداش روشی بوده که در مورد انضباط دهی به بچه‌ها به کار می‌رفته است. اما این روش، به بچه‌ها فرصت انتخاب نمی دهد تا بتوانند مسئولیت‌پذیری را بیاموزند. گرچه پاداش و تنبیه ممکن است در سنین پایین موثر به نظر اید ولی ممکن است در دراز مدت موثر نباشد.

اما با همه این اوصاف، منظور ما این نیست که کلا روش‌های تنبیهی مطرود و غیرموثر است در حالی که در برخی از شرایط صرفا تنبیه است که می‌تواند موثر باشد. البته تنبیه یک کودک، کار آسانی نیست و انجام آن، همراه با غم و رنجش فراوان هم برای کودک و هم برای والدین است.

نکات زیر به شما کمک می‌کند که یک تنبیه نرم و لطیف برای کودکتان به کار ببرید

کودکان باید بیاموزند که کردارشان توام با نتایج و عواقبی است. بدون این عواقب، کودکان، افرادی خودخواه و گردن‌کش بار می‌آیند و این وظیفه اولیاست که به یک کودک بیاموزند که شخصی مهربان، منصف، صادق و درستکار باشد. از آنجایی که بیشترین یادگیری کودکان از طریق الگوها و نمونه‌هاست، این که ما از به کار بردن کلمات خشن و تنبیه‌های غیر انسانی استفاده نکنیم بسیار حایز اهمیت است.

لذا مرزها و محدودیت‌هایی را مقرر کنید. والدین باید بدانند که چه نوع محدودیت‌هایی ختم به چالش همیشگی و دایمی کودک می‌شود. والدین لازم است به حرف خودشان عمل کنند آنچه که حالا خوب و پسندیده نیست، فردا و پس فردا هم نباید پسندیده باشد. هیچ گونه انحرافی از مقررات نباید داشته باشید و الا کودک گیج و سر در گم خواهد شد.

تنبیه، باید متناسب با جرم باشد. تنبیه‌های کوچک برای بدرفتاری‌های کوچک، و تنبیه‌های بزرگ، برای بی‌ادبی‌های بزرگ.

خونسرد و آرام باشید: والدین باید بسیار تلاش کنند که تعادل خود را از دست ندهند زیرا ممکن است حرفها و یا کارهایی انجام دهند که در آینده، ختم به پشیمانی گردد. از همه اینها گذشته، آنها فقط کودک هستند و کودکان، اشتباهات زیادی مرتکب می‌شوند و البته گاه ارتکاب این رفتارها، صرفا برای آزمایش اطرافیان است.

ایجاد وقفه یا استراحت اجباری: توقف و وقفه ایجاد کردن، یک ابزار بسیار خوب برای تنبیه است که نه برای کودک و نه اولیا توام با تحقیر نمی باشد.
اگر کودکتان گردن‌کش است مانند یک والدین مسئولیت‌پذیر عمل کنید و از همین حالا مشکل را حل کنید. یادتان باشد هیچ کس حتی والدین، افراد گردن‌کش و متمرد را دوست ندارند. قوانین یک وقفه عبارتند از:

**کودک را از موقعیت دور کنید.

**آنها را در یک مکان خاص قرار دهید تا تحریک نشود.

**با لحنی بسیار قاطع و محکم و بدون جیغ و فریاد، به آنها بگویید که کارش ناپسند بوده است و باید تا پایان یک مدت خاص، در آن محل باقی بماند، نه صحبت کند و نه جیغ و نه …

**این مکان به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه است.

** وقتی که زمان تمام می‌شود، کودک باید فورا به خاطر رفتارش از اولیا عذرخواهی کند و در صورت امکان و مناسب بودن جو، از فردی هم که با او بد رفتاری شده، عذرخواهی کند.

**اگر کودک از عذر خواهی پرهیز کرد او را به محل انزوایش باز گردانید و مراحل را تکرار کنید. اگر هنوز هم حاضر به عذرخواهی نیست باید یک راست به اتاقش برود و تا زمانی که برای بیرون آمدن و عذرخواهی کردن آماده نشده است، بیرون نیاید. نکته قابل اهمیت این است که شما باید بازی‌های ویدیویی و کامپیوتری و یا هر وسیله سرگرمی دیگر را از اتاقش خارج کنید.

امتیازات و حقوق ویژه را قطع کنید: اگر کودکی، کاری بسیار ناشایست را انجام داد، امتیازات خاصی مانند حق تماشای تلویزیون و بازی‌های کامپیوتری و … را از او سلب کنید. مدت تنبیه، از روی میزان نادرستی عمل انجام شده مشخص می‌شود.

تذکر دادن: برخی از اشتباهات، در حد تنبیه نیستند بلکه لازم است به کودک اخطار داده شود که اگر به این رفتار ادامه دهد، تنبیه خواهد شد. اطمینان حاصل کنید که به طور واضح و با لحنی قاطع، به کودک تذکر داده‌اید که اگر ادامه دهد تنبیهش خواهید کرد مثلا اگر کودکتان موقع صرف شام، خودسری می‌کند، به او بگویید که اگر ادامه دهی، تو را به اتاق انزوا خواهم برد و اجازه شام خوردن دسته‌جمعی را نخواهد داشت. اطمینان حاصل کنید که متوجه تذکر شما هست و گرنه در آینده هم، شما را جدی نمی گیرد.

گردن‌کشی و قلدری کردن: اگر کودکتان، گردن‌کش است مانند یک والدین مسئولیت‌پذیر عمل کنید و از همین حالا، مشکل را حل کنید. یادتان باشد هیچ کس حتی والدین، افراد گردن‌کش و متمرد را دوست ندارند. اگر کودک شما، متهم به گردن کشی است، توصیه می‌کنیم که این مساله را جدی بگیرید زیرا این اتهام، به ندرت خلاف واقع است.

یک گفتگوی جدی درباره موقعیت پیش آمده با کودکتان داشته باشید او را از طریق محرومیت از امتیازات ویژه در طی یک زمان مشخص تنبیه کنید. یک روز یا یک هفته، بسته به نوع رفتار، به او تذکر دهید که اگر به این روند ادامه دهد به طور کامل او را از این امتیازات محروم خواهید کرد.(نه فوتبال، نه کلاس ورزشی و …). کودک شما در اسرع وقت، باید از بقیه بچه‌ها عذرخواهی کند حتی اگر مجبور باشید مجددا او را به آن محل ببرید. اگر مجددا گردن‌کشی رخ داد، باز هم او را تنبیه کنید و امکانات او را به طور کلی قطع کنید. اگر باز هم در موقعیت دیگری، گردن‌کشی کرد، توصیه می‌شود که با یک روان‌شناس مجرب، صحبت داشته باشید و خیلی سریع، مشکل را ریشه‌ای بررسی نمایید.

مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

پرورش کودکی دیندار

پروردگارا! بر من منت گذار و فرزندان مرا به من ببخش. بر من منت گذار و از نعمت صلاح محرومشان مساز و مرا از اصلاح عقیده و حسن تربیت شان بهره مند فرمای. (بخشی از دعای ۲۵ صحیفه سجادیه).

دین مبین اسلام با تاکید بر ازدواج و تشکیل خانواده این نهاد را محبوب ترین بنیاد در نزد پروردگار می شمارد و برای این بنیاد قداست و ارزش ویژه ای قایل است.

از آنجا که خانواده جایگاه انسان سازی و محل آموختن درسهای زندگی است، باید که برای تشکیل این نهاد از مدتها قبل از تولد فرزندان و حتی قبل از انتخاب همسر آمادگی لازم و آموزش های تربیتی را-چه زن و چه مرد- فراگیرند، آنگاه آماده پذیرفتن مسئولیت عظیم پدر و مادر شدن گردند.

گرچه به دنیا آوردن فرزند و سپس از روی غریزه فطری خویشتن به او عشق ورزیدن و وسایل رفاه او را فراهم آوردن خود دارای ارزش است اما ارزش و قدر والدین به جهت ایجاد نسلی مهذب و پاکیزه است، تربیت فرزندانی که مایه زینت خانواده و اجتماع باشند، انسانهایی صالح که نام والدین خویش را به نیکویی زنده نگاه دارند و باقیات صالحات ایشان گردند.

به راستی برای رسیدن به چنین فرزندانی چه روش تربیتی باید اتخاذ کرد؟

در ادامه برخی از اصول تربیت دینی و مذهبی فرزندان ارایه می گردد:

برای موفقیت والدین در درونی سازی مذهب در کودکان خود، باید تبیین شود که مذهب چه ابعادی دارد و هر کدام از این ابعاد چه ویژگی هایی دارند و این ویژگی ها چه تناسبی با مراحل رشد و تفکر کودکان دارند؛ تا بتوانند فعالیت ها و آموزش های مناسب را در قالب روش های آموزشی صحیح عملی کنند. بدین منظور با نگاهی جامع به دین و روایاتی که در این زمینه وارد شده اند، به یک طبقه بندی سه بعدی از تعالیم اسلامی می رسیم که مورد استفاده بسیاری از دانشمندان اسلامی از جمله استاد شهید مطهری می باشد که ضمن اشاره به این ابعاد سه گانه به نحوه مواجهه کودکان با این ابعاد و وظایف والدین اشاره می کنیم:

الف) اصول عقاید: مفاهیمی است که وظیفه فرد، کوشش برای تحصیل عقیده درباره آن هاست؛ کاری که در این زمینه بر عهده انسان است، نوعی کار تحقیقی و علمی می باشد. این بعد با قالب های انتزاعی و استدلالی خود نمی تواند تا قبل از ۱۲ سالگی جایگاهی در آموزش کودکان داشته باشد، چرا که این مباحث درصدد طرح سوالاتی هستند که کودکان تمایل ندارند با چنین پرسش هایی رو به رو شوند. آن ها به طور فطری خداوند را قبول دارند و در وجود معاد، پیامبران و ائمه (علیهم السلام) و … تردید نمی کنند از این رو استدلال به منظور اثبات این موضوعات، بیهوده و فراتر از تفکر عینی آنهاست. کودکان دوست دارند تا داستان هایی درباره سرگذشت و سیر تاریخی این موضوعات بدانند و با آداب و رسوم عینی و متداول مربوط به آن آشنا شوند و این علاقه می تواند بسترساز طرح مطالب عینی، مشهود و نیز داستان هایی باشد که ضمن آشنا کردن آن ها با این اصول، عشق و محبت شان را به دین و شخصیت های دینی روزافزون کند.

عبادات و رفتارهای دینی و هم چنین مراسم های دینی در عین حال که منعکس‌کننده عقاید دینی است، بازتابی عمیق از احساس ها و هیجان های دین داران نیز می باشد

ب) اخلاقیات: خصلت هایی است که یک فرد مسلمان باید خویشتن را به آن ها بیاراید و خود را از اضداد آن ها دور نگه دارد. این بعد نیز با قالب اوامر و نواهی موجود در معارف دینی، برای کودکان در این سنین مشکل خواهد بود و چون هنوز به مرحله خود پیروی نایل نیامده اند [که از ۱۲ سالگی شروع می شود و آن ها می توانند علاوه بر پذیرفتن اخلاقیات درباره این اوامر و نواهی انعکاس نشان دهند] برای اوامر و نواهی بزرگسالان و اندیشه های آن ها صحت و ارزش بالایی قائل هستند و به کمک حافظه قوی خود، آن ها را حفظ کرده و بر زبان جاری می کنند، ولی نه تنها در اعمال و رفتار خود بلکه در قضاوت های اخلاقی خویش نیز جایی به آن ها نمی دهند، لذا تفهیم این گونه مطالب اخلاقی نمی تواند در کودکان تأثیر به سزایی داشته باشد. البته این بدین منظور نیست که آموزش دینی در این سنین به طور کامل مطرود شود، بلکه منظور این است که با قالب های موجودی که کودکان درباره معارف دینی در اختیار دارند نمی توان تأخیر چندانی در آموزش دینی آن ها گذاشت، اما چنان که این معارف در قالب همان داستان ها، مراسم، احکام و ابعاد اجتماعی دین مطرح گردد و ارزش های اخلاقی نیز به صورت عینی و عملی و مرتبط با تجربیات و احساسات آن ها و نیز الگوهای مناسب باشد، مقصود حقیقی از این معارف و موضوعات دینی و در عین حال متناسب با این سنین تأمین خواهد شد.

ج) احکام: دستورهایی است که به فعالیت های خارجی و عینی انسان، اعم از امور معاشی و معادی، دنیوی و اخروی، فردی و اجتماعی و… مربوط می شود. عبادات و رفتارهای دینی و هم چنین مراسم های دینی در عین حال که منعکس کننده عقاید دینی است، بازتابی عمیق از احساس ها و هیجان های دین داران نیز می باشد و به سبب ویژگی تقلید پذیری کودکان، در اوایل سنین کودکی نیز در رفتار آنها مشاهده می شود و این واقعیتی است که گاهی اوقات، والدین غیرمذهبی از آن ناراحت می شوند.

والدین باید از این رفتارها استقبال کنند و به گسترش و تنوع آن ها البته همراه با تجارب خوش آیند کمک کنند که در این خصوص، والدین باید به دو مطلب را توجه کنند:

۱- تدریجی بودن این امور: هم چنان که در تعالیم دین و روایات معصومین علیهم السلام بر شروع گام به گام تأکید شده است.

۲- توجه دادن کودک به ریشه های تاریخی مراسم و مناسک: در مراسم و مناسبت ها می توان داستان تاریخی واقعه مربوط را برای کودکان تعریف کرد و در عبادات نیز باید به معنا و انگیزه های موجود در آن به اندازه ای که خارج از فهم و تجربیات کودکان نباشد، اشاره کرد، به طوری که در ذهن آن ها ایجاد سوال کند؛ مثلاً در جواب کودک می پرسد: چرا شکر می کنیم؟ باید بگوییم که: اگر کسی چیزی به تو بدهد، تشکر نمی کنی؟

والدین باید توجه داشته باشند که در صورت عدم توجه به این ویژگی های تاریخی و انگیزه های رفتارهای دینی، خطر عدم شناخت جدی مراسم و تلقی از آن به عنوان ظاهری بی محتوا و عاری از هر گونه معنای حقیقی، وجود دارد.

منابع

کتاب تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن(جلد اول)،

کتاب پرورش فرزندی دین دار، نوشته راضیه محمد زاده انتشارات منیر

 

کنار آمدن با والدین پیر و تندخو

در فرهنگ ملی و دینی ایران، تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است. اما آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان، به این سادگی‌ها هم نیست که اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود، تا این حد در دین اسلام به آن توجه نمی‌شد و مورد تاکید قرار نمی‌گرفت…

وَ قضی رَبُّکَ الّا تَعبُدوا اِلّا اِیّاهُ وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَکَ الکِبَرَ اَحَدُهُما*اَو کِلاهُما فَلاتَقُل لَهُما اُفٍّ وَ لا تَنهَرهُما وَ قُل لَهُما قَولاً کَریماً؛

حکم پروردگار تو اینست که مردم جز خدای یگانه هیچکس و هیچ چیز را نپرستند، و نسبت به والدین خود نیکوکار و محسن باشند، و اگر هر دو یا یکی از آنها پیر و سالخورده شدند از زحمت نگاهداری و حمایتشان شانه خالی نکنند، و کلمه «اُف» که کوچکترین کلمه تلخ و ملال آور است به آنها نگویند و آزارشان ننمایند، مراقب باشند که همواره با آنان مودّب سخن بگویند و گفتارشان آمیخته به تکریم و احترام باشد.(سوره ۱۷ آیه ۲۳)

در فرهنگ ملی و دینی ایران تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است و این اصل در بسیاری از فرهنگ به ویژه کشورهای شرقی آمده است. سالمند در خانواده‌ یک رکن مهم محسوب می‌شود و می‌تواند کانون خانواده را گرم نگه ‌دارد؛ اعضای خانواده نیز می‌توانند از تجارب سالمندان در اداره خانواده بهره‌مند شوند و خانواده از سردرگمی نجات یابد.

خانواده، کانون مهرورزی و آرامشِ روحی و روانی، و جایگاه ابراز احساسات و عواطف افراد نسبت به یکدیگر است. وجود سالمندان در خانواده، بر آرامش و عواطف کانون محبّت بخش خانواده افزوده و فضای خانه با وجود پربرکت آنانْ استواری و صمیمیت خاصی پیدا می‌کند. از این رو باید حرمت و احترام سالمندان در خانه حفظ شود و با نهایت تواضع و مهربانی به آنان محبت کرده و نگذاریم که غروب زندگی شان با غربت و تنهایی قرین شود.

اما آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان به این سادگی‌ها هم نیست که اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود تا این حد در دین اسلام به آن توجه نمی‌شد و مورد تاکید قرار نمی‌گرفت.

آن چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند:

وجود پیران سالخورده بین شما، باعث افزایش فیض خداوند و گسترش نعمت‌های الهی است.

در هر حال والدین سالخورده، گاه غرغرو، منفی باف، بدگمان نسبت به اطرافیان، سرزنش کننده و تندخو (که همگی ناشی از کهولت سن می‌تواند باشد) به نظر می‌آیند و آنچه این شرایط را سخت تر می‌کند این است که باید با این دشواری‌های رفتاری سالمند کنار بیایید و از طرف دیگر مراقب رفتار و برخورد خود نیز باشید. شما موظفید از آنها مراقبت کنید پس منطقی آن است که بیاموزید که چه چیز می‌تواند به لحاظ روحی شما را سالم نگه دارد در حالی که مشغول مراقبت و نگهداری از یک سالمند دشوار هستید:

– بگذارید سالمند شما بدخلقی اش را بکند اما شما صبور باشید: اغلب افراد سالخورده حس می‌کنند عقاید و نظرات شان بی‌اهمیت تلقی می‌شود. اگر بدون هیچ گونه تقابل اجازه دهید که حرف شان را بزنند، احتمالا شاهد کمی آرامش و ملایمت بیشتر در آنها خواهید بود. ممکن است شما با آنچه که آنها می‌گویند، موافق نباشید یا حتی به صلاح زندگی زناشویی یا فرزندان تان نباشد اما همین که به گفتار آنها احترام گذاشته و نظرات آنها را خوب و دقیق می‌شنوید، از بسیاری از چالش‌ها و تندخویی‌ها خواهید کاست.

در مواقعی که به لحاظ ذهنی خودتان را آماده می‌دانید و آرامش لازم را دارید، می‌توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت درباره خاطرات گذشته شوید چون به نظر می‌رسد این مقوله برای بیشتر سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که انها در اوج قرار داشته اند.

– سعه صدر را تمرین کنید: چون والدین مسن نمی‌توانند کارها را آنطور که می‌خواهند و می‌دانند انجام بدهند لذا حس می‌کند که اگر به شما روش کار را گوشزد کنند، به نوعی باعث موفقیت هر چه بیشتر شما خواهند شد و این حس ارزشمندی را در سالمند شما تقویت می‌کند. در بسیاری از موارد سالمندان تصور می‌کنند که آن کار به درستی انجام نخواهد شد مگر آنکه طبق نظر و روش آنها انجامش دهید. گاهی اوقات شنیدن و احترام گذاشتن ولی اجرایی نکردن جواب می‌دهد اما گاهی اوقات نه. در مواردی که حس می‌کنید تحمل شرایط و حتی شنیدن غرولندهای سالمند برای تان دشوار شده است و ممکن است کار به بی حرمتی کشیده شود، بهتر است یک استراحت و تنفس به خودتان بدهید و برای چندین لحظه بیرون بروید و چند نفس عمیق و آرام‌بخش بکشید. وقتی که ذهن تان را پاک کردید می‌توانید با یک انرژی مضاعف به کارتان برگردید و تمامش کنید.

– گاهگاه لبخند بزنید: مسلما اوقاتی که حس کنید که تلاش تان بیهوده است لبخند زدن کار بسیار دشواری است. منفی بافی تان را کنترل کنید و در عوض درباره تمام موفقیتهایی که والدین تان نقش بسزایی در آن داشتند فکر کنید و لبخند بزنید. در بسیاری موارد این روش برای توقف نقد و نکوهش و کاهش تنش موثر است. وقتی که والدین تان شاهد لبخند زدن شما هستند موضوع لبخند (قدردانی که از زحمات ایشان دارید) را به آنها هم بگویید تا هم فضای پرتنش تغییر کند و هم والدین پیر شما بدانند که شما همواره خاطره زحمات آنها را در ذهن حفظ می‌کنید.
کنار آمدن با والدین پیر و تندخو

– با آنها همدلی کنید: در مواقعی که به لحاظ ذهنی، خودتان را آماده می‌دانید و آرامش لازم را دارید، می‌توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت درباره خاطرات گذشته شوید؛ چون به نظر می‌رسد این مقوله برای بیشتر سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که آنها در اوج قرار داشته اند. هم‌کلام شدن آنها با شما، ذهن‌شان را از بدخلقی و ترش‌رویی و احساس تنهایی دور می‌کند. نظرشان را درباره موضوعات مختلف بپرسید. از آنها سوال بپرسید. بخواهید از زندگی‌شان برایتان حرف بزنند. به این ترتیب احساس مفید بودن کنند و حس می‌کنند که آنها هم چیز مهمی برای سهیم شدن در بحث‌های خانوادگی دارند.

– گاهی اوقات شرایط ایجاب می‌کند که چند روزی، از منزل والدین تان دور باشید. لذا در این مواقع، از اقوام یا بستگان یا خواهر و برادرهای خود برای چند روز مراقبت از والدین کمک بخواهید. از این فرصت برای بودن با دوستان و یا تنها بودن و پرداختن به کارهای مورد علاقه‌تان استفاده کنید. انجام این کار به طور دوره‌ای، حس کمک‌رسانی را در شما احیا می‌کند و به شما امکان صبوری بیشتر برای کنار آمدن با شرایط والدین تان در روزهای آتی می‌دهد.

بیایید هم نشین تنهایی شان باشیم، هم دردِ غم‌ها و مرهم زخم هایشان گردیم تا غصه‌ها و خستگی‌های روزگار از تن رنجور آنان زدوده شود. بیایید آنان را در روزگار تنهایی در خانه سالمندان رها نکنیم تا غم و اندوه پیری و غربت و جدایی مهمان قلب‌های مهربانشان شود. بیایید بذر عشق و مهربانی و دوستی را در وجودمان بکاریم و با تکریم سالمندان، از آنان دل جویی کنیم.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ مریم عطاریان