مرتضی غضنفرنژاد

نوشته‌ها

لزوم توجه به علم در سبک اقتصادی زندگی اسلامی

علم، یکی از اصول تمدن و سبک زندگی در هر اندیشه و تمدنی است. این امر نه تنها باعث تغییر رفتار فردی مردم و تغییر سبک زندگی آن‌ها خواهد شد، بلکه موجب رشد و تعالی یا انحطاط یک تمدن نیز خواهد شد که جامعه‌ی اسلامی از این قاعده مستثنا نیست و باید در متن زندگی مردم به آن توجه شود.

علم‌آموزی و حرکت علمی یکی از بخش‌های اصلی تمدن اسلامی و از نیازهای ضروری جامعه‌ی اسلامی و انقلاب اسلامی به شمار می‌رود. بررسی تحولات و سیر جهان نشان می‌دهد که همواره جامعه‌ای توانسته است در جهان نقشی مؤثر داشته باشد که نبض و حیات علم و تکنولوژی در اختیار آن بوده است. در قرون دوم تا هشتم هجری، تمدن اسلامی از تمدن‌های پویای عصر بوده است و به دلیل توجه به علم در جامعه‌ی آن روز، این برهه‌ی زمانی به عنوان یک مقطع تاریخی از تمدن اسلامی به شمار می‌آید و در عصر خود، یکی از مؤثرترین تمدن‌ها بوده است. امروزه نیز کشورهایی می‌توانند بر جهان حاکمیت کنند که نبض علم در اختیار آن‌ها باشد. این تحولات نشان از جایگاه علم در تاریخ و تمدن یک ملت دارد که مردم هر عصر باید نسبت به آن اهتمام بالایی داشته باشند. از این رو، برای بیان اهمیت علم در سبک زندگی اسلامی، به این جایگاه در حیات اسلامی و ضرورت آن در نظام اسلامی و معیشت مردم پرداخته می‌شود تا بیان شود که علم باید یکی از محورهای اصلی زندگی و سبک زندگی اسلامی قرار گیرد تا مراحل کمال کشور گسترده‌تر شود.

۱- جایگاه علم در اندیشه و حیات اسلامی

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص‏لی الله علیه و آله و سلم): لَا خَیْرَ فِی الْعَیْشِ‏ إِلَّا لِرَجُلَیْنِ عَالِمٍ مُطَاعٍ أَوْ مُسْتَمِعٍ وَاعٍ»: در زندگى جز براى دو نفر خیرى نیست: عالمى که فرمانش برند و شنونده‌ی نگه‌دار (آن که چون مطلبى از دین شنید حفظ کند و عمل نماید).[۱]

«عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ سَمِعْتُ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) یَقُولُ:‏ أَیُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ کَمَالَ الدِّینِ طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ‏ الْعِلْمِ‏ أَوْجَبُ عَلَیْکُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَکُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَیْنَکُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَیَفِی لَکُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوه»: از امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت است که می‌فرمایند: ای مردم! بدانید که کمال دین در طلب علم و عمل به آن است و به درستی که طلب علم، از طلب مال واجب‌تر است. مال، تقسیم‌شده و تضمین‌شده است و خداوند به طور عادلانه‌ای میان شما تقسیم کرده است و علم در نزد اهلش نگه‌داری شده است و به شما امر شده است که آن را از اهلش بطلبید (منظور از اهل علم، اهل بیت علیهم السلام، می‌باشند).[۲]

با توجه به این احادیث و تأکیدات آن‌ها، می‌توان استنباط کرد که طلب علم و فهم دین باید یکی از بخش‌های اصلی زندگی انسان باشد و اساساً زندگی انسان مسلمان بدون توجه به علم معنا و مفهوم ندارد؛ تا حدی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) کمال دین را در طلب علم و عمل به آن می‌داند و حضرت صادق (علیه السلام) نیز امر می‌کنند که انسان یا باید عالم باشد یا در پی طلب علم. تمامی این تأکیدات و احادیث بسیاری که در باب فضل علم بیان شده است، دلالت بر این دارد که علم در دو قالب طلب علم و عمل به علم، یکی از ارکان اصلی زندگی اسلامی محسوب می‌شود.

انسان مسلمان باید توجه داشته باشد که این امر به جهت تفقه در علوم دین و مطابق حدیث شریف «الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَهِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَهِ»: تمامی کمال در تفقه در دین، صبر بر مصیبت و اندازه‌داری در زندگی می‌باشد،[۳] هم چنین موجب رشد و تعالی جامعه‌ی اسلامی نیز خواهد شد. موجب کمال انسانی می‌شود و عامل اصلی در کمال فردی است و با توجه به جایگاه علم در تحولات تمدن‌ها، می‌تواند عامل پیشرفت یک تمدن نیز باشد و در جمع چند حدیث شریف بیان‌شده، باید توجه نمود که در سبک زندگی، با وجود آن که تقدیر معیشت و توجه و اندازه‌داری در امور دنیایی زندگی یکی از راه‌های کمال انسانی است، اما باز این امر نیز نباید در زندگی اصالت پیدا کند و نقش محوری داشته باشد، بلکه عامل اساسی در زندگی باید طلب علم باشد و این علم نیز علمی است که موجب کمال انسان در تمامی عرصه‌های زندگی باشد و بتواند به جنبه‌های اجتماعی زندگی انسانی نیز تسری پیدا کند.

۲- ضرورت توجه به علم در نظام اسلامی

علم، عاملی اساسی است که همواره باعث وابستگی یک ملت یا رشد و تعالی آن می‌شود و باعث عزت و استقلال یک کشور می‌‌گردد و ریشه‌های وابستگی آن را به سایر کشورها قطع می‌کند. این امر نه تنها موجب قطع وابستگی کشور می‌شود، بلکه عامل اصلی در رشد و بالندگی آن کشور نیز محسوب می‌شود. در این صورت، جمهوری اسلامی که به دنبال ایجاد نظام جدیدی در جهان است، باید به دنبال در دست گرفتن نبض علوم، خصوصاً علوم انسانی باشد تا مسیر مدیریت جهانی را به سمت علوم الهی و اسلامی هدایت کند. مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرمایند:

«در این زمینه که علم نیاز است، شماها مى‌دانید، اما خوب است مجدداً من این را بگویم که حقیقتاً کشورى که دستش از علم تهى است، نمی‌تواند توقع عزت، توقع استقلال و هویت و شخصیت، توقع امنیت و توقع رفاه داشته باشد. طبیعت زندگى بشر و جریان امور زندگى این است. علم، عزت می‌بخشد. جمله‌اى در نهج‌البلاغه هست که خیلى جمله‌ى پرمغزى است. می‌فرماید: العلم سلطان؛‌ علم اقتدار است. سلطان یعنى اقتدار، قدرت. العلم سلطان من وجده صال و من لم یجده صیل علیه؛[۴] علم اقتدار است. هر کس این قدرت را به چنگ آورد، می‌تواند تحکم کند، می‌تواند غلبه پیدا کند. هر کسى که این اقتدار را به دست نیاورد، صیل علیه؛ بر او غلبه پیدا خواهد شد؛ دیگران بر او قهر و غلبه پیدا می‌کنند؛ به او تحکم می‌کنند».[۵]

از طرف دیگر، یکی از مشکلات اساسی در تولیدات داخلی، عدم اتکای آن‌ها به علم و تکنولوژی است. متأسفانه کاربرد ناصحیح علم و دانش در جهتی غیر از جهت معیشت مردم و آسیب‌های اساسی اقتصاد کشور، سبب شده است تا نه تنها وابستگی اقتصاد ملی به غرب و علوم غربی کاهش پیدا نکند، بلکه این وابستگی روزبه‌روز بیشتر شود. لذا نیاز است تا با گسترش صنایع دانش‌بنیان و استفاده از علم و دانش در جهت مسائل اساسی اقتصادی و اجتماعی مردم، چرخه‌ی علم و تکنولوژی را به سمت حمایت از تولید داخلی و بهبود معیشت مردم تغییر داد. از این رو، اگر علم در چرخه‌ی تولید کشور نباشد، نه تنها تولید ملی تحول پیدا نمی‌کند و افزایش نمی‌یابد، حتی موجب عقب‌ماندگی و گسترش فقر در کشور نیز خواهد شد. به همین جهت، علم و در اختیار گرفتن مسیر علمی جهان، یکی از راه‌های پیشرفت و تحقق اهداف انقلاب به شمار می‌آید.

مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرمایند: «پیشرفت مادى کشور در درجه‌ى اول، متوقف بر دو عنصر است: یک عنصر، عنصر علم است؛ یک عنصر، عنصر تولید است. اگر علم نباشد، تولید هم صدمه مى‌بیند؛ کشور با علم پیش می‌رود. اگر علم باشد، اما بر اساس این علم و بر بنیاد دانش، تولید، تحول و تکامل و افزایش پیدا نکند، باز کشور درجا می‌زند. عیب کار ما در دوران حکومت طواغیت این بود که نه علم داشتیم و چون علم نبود، نه تولید متکى بر پایه‌ى علم و پیش‌رونده و رشدیابنده داشتیم. لذا دنیا وقتى وارد میدان صنعت شد، پیش رفت؛ قاره‌ى آسیا که دیرتر از اروپا وارد میدان صنعت شده بود، پیش رفت؛ ولى ما بر اثر حکومت این طواغیت و شرایط گوناگون، عقب ماندیم. اگر می‌خواهیم جبران کنیم ‌ـ‌که می‌خواهیم و ملتمان حرکت هم کرده است و به میزان زیادى پیش هم رفته است‌ـ‌ باید به علم و تولید اهمیت بدهیم؛ باید در مراکز علم، در مراکز تحقیق، با شکل‌هاى نو و مدرن پیگیرى شود».[۶]

همچنین عدم آموزش و سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی و توجه به تحقیق و توسعه، موجب می‌شود که تولیدات ملی زمینه‌ی بهره‌وری و رشد و توسعه نداشته باشد و نتواند در شرایط مختلف انعطاف نشان دهد و وابستگی صنایع به تولیدات و علم خارجی زیاد می‌شود. لذا اقتصاد دانش‌بنیاد کمک خواهد کرد تا وابستگی صنایع به علوم غربی کاهش یابد و در عین حال، رشد و بالندگی تولیدات ملی افزایش یابد و اقتصاد بتواند نبض علم و تکنولوژی را در اختیار بگیرد. از این رو، لازم است تا مردم به عنوان رکن اصلی پیشرفت علمی و اقتصادی کشور، نقش مؤثری در این زمینه داشته باشند.

۳- جایگاه علم در سبک اقتصادی زندگی اسلامی

اهمیت علم و دانش نه تنها ضرورت پرداختن به علم در جامعه را می‌رساند و این مهم را یکی از وظایف مسئولان می‌داند، بلکه این تذکر را به مردم می‌دهد که متناسب با اقتضائات جمهوری اسلامی، طلب علم باید یکی از شئون زندگی فردی قرار گیرد تا جامعه بتواند رشد و کمال خود را طی کند. در جامعه اگر تمامی آحاد مردم طلب علم را یکی از ابعاد زندگی خود ندانند، کلیت جامعه نیز نمی‌تواند مسیر علمی را طی کند و فقط در افرادی خاص محدود خواهد شد.

لذا معیشت و زندگی یک فرد مسلمان به مسائل فردی و مادی خود محدود نمی‌شود و شئونی چون طلب علم، تفقه در دین و در نظر گرفتن اقتضائات جامعه و بسیاری از مسائل دیگر را باید در زندگی خود لحاظ کند تا زندگی اسلامی داشته باشد و از اصول و الگوهای غربی تبعیت نکند. از این رو، فرد باید در راه کاهش فقر و عدالت توزیعی، کسب معارف اسلامی و طلب علم (معنای اعم علم مد نظر است) در حد خود گام بردارد و در طرف دیگر، در راه بارور کردن سطح علمی جامعه نیز مؤثر باشد.

باید توجه کرد که یکی از ریشه‌های مشکلات در سبک زندگی کنونی ما، عدم توجه به مسئله‌ی علم و جایگاه آن در زندگی است. اگر مردم ما در خصوص ارتباطات با یکدیگر، احترام به ارزش‌های انسانی خود، مدیریت مصرف و… شئون مختلف سبک زندگی را رعایت نمی‌کنند و به سمت تجمل‌گرایی، اسراف، کم‌کاری و ارتباطات ناصحیح می‌روند، به این علت است که از جایگاه زندگی خود و اهمیت موارد مختلف در زندگی خود آگاهی ندارند. لذا علم‌آموزی نه تنها این شئون زندگی را درست می‌کند، بلکه به رشد و پیشرفت کشور نیز کمک می‌کند.

در این صورت، اگر این علم علمی اسلامی و الهی باشد، یکی از رهبرهای اصلی فرد در زندگی شخصی و اجتماعی‌اش خواهد بود.

علم و آگاهی بر یک مطلب، موجب شکل‌گیری ایمان و اعتقاد ما به آن مسئله خواهد شد و از این رو، می‌تواند ایمان فرد را نیز تصحیح کند و در صورت تصحیح ایمان فرد، ‌هدف زندگی و نحوه‌ی زندگی او نیز متأثر خواهد شد. بنا بر بیان رهبری، ایمان اسلامی و راسخ او، ریشه‌ی اصلی تصحیح سبک زندگی و تعاملات او نیز خواهد شد. ایشان در این باره می‌فرمایند: «دو سه نکته پیرامون ایجاد این وضعیت و الزاماتى که دنبال این فرهنگ رفتن براى ما ایجاد می‌کند، وجود دارد که باید به این‌ها توجه کنیم. نکته‌ى اول این است که رفتار اجتماعى و سبک زندگى، تابع تفسیر ما از زندگى است:

هدف زندگى چیست؟

هر هدفى که ما براى زندگى معین کنیم، براى خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعى، متناسب با خود، یک سبک زندگى به ما پیشنهاد می‌شود. یک نقطه‌ى اصلى وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفى را باید ترسیم کنیم ‌ـ‌هدف زندگى را‌ـ‌ به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخش‌ها امکان‌پذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمی‌گیرد. حالا آن چیزى که به آن ایمان داریم، می‌تواند لیبرالیسم باشد، می‌تواند کاپیتالیسم باشد، می‌تواند کمونیسم باشد، می‌تواند فاشیسم باشد، می‌تواند هم توحید ناب باشد. بالاخره به یک چیزى باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئله‌ى ایمان مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلى اعتقاد؛ یک چنین ایمانى باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگى انتخاب خواهد شد».[۷]

در پایان باید اشاره کرد که علم یکی از اصول تمدن و سبک زندگی در هر اندیشه و تمدنی است. این امر نه تنها باعث تغییر رفتار فردی مردم خواهد شد و سبک زندگی آن‌ها را متأثر می‌کند، بلکه موجب رشد و تعالی یا انحطاط یک تمدن نیز خواهد شد که تمدن اسلامی و جامعه‌ی اسلامی از این قاعده مستثنا نیست و باید در متن زندگی مردم به آن توجه شود.

پی‌نوشت‌ها

۱-کافی، ج ۱، ص ۳۱،

۲-همان، ص ۳۰،

۳-همان، ص ۳۲،

۴-شرح نهج‌البلاغه، لابن أبی الحدید، ج ‏۲۰، ص ۳۲۰،

۵-دیدار مقام معظم رهبری با نخبگان، ۱۲ شهریور ۱۳۸۶،

۶-بیانات در دیدار کارگران نمونه‌ی سراسر کشور، ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹،

۷-بیانات در جمع جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱،

منبع: اندیشکده برهان؛ مرتضی غضنفرنژاد؛ پژوهشگر اقتصادی

دخل و خرج در سبک زندگی اسلامی

یکی از تفاوت‌های دیدگاه اسلامی و حدیثی در باب تقدیر معیشت، سبک زندگی و امور اقتصادی و الگوهای مالی حاکم بر زندگی تفاوت در نگاه به مخارج و درآمدها می‌باشد.

معیار «غنی از آنچه در دست مردم است» می‌باشد: و َ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِی(علیه السلام) فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَهِ قَالَ: تَعَرَّضُوا لِلتِّجَارَاتِ فَإِنَّ لَکمْ فِیهَا غِنًى عَمَّا فِی أَیدِی النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یحِبُّ الْمُحْتَرِفَ الْأَمِینَ الْمَغْبُونُ غَیرُ مَحْمُودٍ وَ لَا مَأْجُور(برای تجارت اقدام کنید به درستی که در تجارت، بی‌نیازی از آنچه که در دست مردم می‌باشد وجود دارد و خداوند پیشه‌ور امین را دوست دارد؛ اگر زیان کند ستایش نمی‌شود و اجری هم ندارد.)[۱]

اگر سبک زندگی را اصول و الگوهای حاکم بر رفتارهای فردی و خانوادگی و اجتماعی بدانیم، باید به این سوال پاسخ داد که چرا اساسا برخی از روابط و اعمال، از نظر اسلام اهمیت دارد و به مسایل جزیی و مصداقی زندگی انسان توجه چندانی ندارد حال آن که انسان مسلمان، نیازمند فهم نحوه رفتار خود در مصادیق و جزییات زندگی خود است؟ در طرف دیگر، اقتصاد متعارف در مورد شئونی از زندگی انسان بحث می‌کند که نظام اسلامی در ظاهر توجه چندانی به آن ندارد. آیا تفاوت در این اهمیت میان دیدگاه اسلامی و غربی وجود دارد یا آن که هر دو، یک سخن را بیان می‌کنند و می‌توان آموزه‌های اقتصاد متعارف یا قدما را در چارچوب اسلامی بیان کرد؟

تفاوت نگاه اسلام و غرب به مساله دخل و خرج

یکی از تفاوت‌های دیدگاه اسلامی و حدیثی در باب تقدیر معیشت، سبک زندگی و امور اقتصادی و الگوهای مالی حاکم بر زندگی تفاوت در نگاه به مخارج و درآمدها می‌باشد. در کتب حدیثی مختلف و مطابق با دیدگاه اسلامی، اسلام توجه چندانی به بحث تناسب دخل و خرج، مدیریت هزینه خانواده، افزایش ساعات کار و… برای جلوگیری از فقر ندارد و در ظاهر امر، این عدم تناسب را عامل فقیر شدن نمی‌داند. اما در طرف دیگر در اندیشه غربی عمده توجهات در مباحث اقتصادی به کاهش هزینه خانوار و افزایش درآمد می‌باشد و مدیریت اقتصادی خانواده به معنی کاهش هزینه‌ها و افزایش درآمدها معرفی می‌شود. این کار از طریق حذف زواید زندگی، برنامه‌ریزی مالی، مشاغل و کارآفرینی خانگی و… مطرح می‌شود. مباحث بسیار زیادی نیز در این زمینه وجود دارد و برای مردم نیز اهمیت بسیاری دارد.

اما نگاه اسلامی، معطوف به افزایش رزق و احکام کسب و کاری است که انسان را به معاد نزدیک می‌کند. در این اندیشه، به جایگاه رزق در زندگی انسان، جهت رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی توجه می‌شود، احکام کسب و کار اهمیت دارد و کمتر به مباحث مالی و دخل و خرج و موارد جزیی می‌پردازد.

دخل و خرج در اندیشه قدما

قدما نیز در باب تدبیر منزل، بیشتر به مسایل کاربردی زندگی توجه داشته‌اند و بر خلاف محدثینی چون شیخ کلینی که معیشت را حول مفهوم رزق و احکام کسب و کار تعریف می‌کند، تدبیر منزل را به معنی مدیریت مالی خانواده تعریف می‌کنند. به عنوان مثال در میان قدما، ابن سینا در باب تدبیر منزل بیان کرده است «که اولا مال بدست آمده را باید سه قسمت کرد. قسمتی را برای مخارج ضروری، بخشی ذخیره برای احتیاجات آینده و مصائب و حوادث روزگار و قسمت دیگر را صرف زکات و صدقات و ابواب معروف و مصارف خیریه نماید». «انفاقات و زکات باید بدون تأخیر، عاری از ریا، پیوسته و مستمر و در جای صحیح مورد رضای خداوند انجام گیرد.» «حد مصارف شخصی از یک طرف اسراف و تضییع مال و از طرف دیگر خست و بخل زیاد است؛ بلکه باید در خرج، تقدیر و تدبیر بکار رفته و به اعتدال و میانه‌روی عمل شود.» «شخص خردمند در عین این که از کفایت و حفظ خداوند متعال غافل نیست، برای روز حاجت خود هم مقداری از مال را ذخیره می‌کند تا با فقر و فلاکت مواجه نشود»[۲]

حال جای این سوال باقی است که آیا مدیریت هزینه در قالب کاهش هزینه و افزایش درآمد، جایگاهی در ادبیات دینی ندارد؟ یعنی صرف فهم احکام کسب و کار و جایگاه رزق و فقر در زندگی انسان، برای مدیریت هزینه‌ی خانوار کافی است و نیازی به برنامه‌ریزی و دقت در مسایل مالی و… نداریم.

ارتباط دخل و خرج در نگاه اسلام و غرب

در جواب باید گفت که داب اسلام، بیان اصول حاکم بر روابط انسانی است و جزییات و موارد کاربردی‌تر بر عهده خود مردم در زمان‌های مختلف و متناسب با اقتضائات زندگی آنها می‌باشد. همچنین باید توجه کرد که تقدیر معیشت که به معنای اندازه‌گیری در زندگی است دلالت بر این دارد که باید اندازه هر چیز مشخص باشد. حد مصرف از کالاهای مختلف، میزان مصرف اعضاء خانواده، مدیریت مالی درآمد برای آن که انسان به دیگران محتاج نشود و … ذیل این مفهوم قرار می‌گیرند.

لذا با توجه به حدیثی که در ابتدای مطلب بیان شد و با بررسی سایر احادیث می‌توان نتیجه گرفت که در زمینه مدیریت هزینه در خانواده، معیار اسلامی «غنی عما فی ایدی الناس» می‌باشد. یعنی انسان باید طوری کار کند و مصرف نماید که از مردم بی‌نیاز باشد. لذاست که اسلام از اجیرشدن نهی می‌کند، امر به تجارت می‌کند تا از این طریق، روزی انسان در همان روز به انسان برسد و… . (مطابق حدیث مورد بحث، فرد تاجر اگر در تجارت زیان کند، اگر چه، اجری ندارد و ستایش نمی‌شود اما خداوند او را دوست دارد. لذا اگر کسی که محبوب خداست (فرد تاجر) ضرر کند، حتما خداوند برای او جبران خواهد کرد و نمی‌گذارد که محتاج مردم بشود. اما این شرطی دارد و آن این است که فرد باید امین باشد. عدم صداقت و خیانت در امانت سبب می‌شود که انسان از امداد الهی دور بماند و از آن منتفع نشود.)

مشاهده می‌شود نگاه اولیه به رویکرد اسلام، در ظاهر بسیاری از حساب و کتاب‌های مادی انسان را به هم می‌ریزد و نگاه را کاملا بر عکس می‌کند. اما آیا این به معنی آن نیست که نباید حساب و کتاب در امور مختلف زندگی حاکم باشد و بحث تجارت و نهی اجیر شدن یکی از موارد غنا و بی‌نیازی از مردم است. اما در طرف دیگر زندگی که معطوف به مخارج می‌باشد، رعایت الگوی مصرف صحیح، مدیریت اموال و استفاده بهینه از آن‌ها، تناسب میان دخل و خرج، نیز باید مورد توجه قرار گیرد و با تناسب میان داشته ها و خواسته مصرف کرد و اصول آن را رعایت کرد.

بحث در اصول حاکم بر مصرف و هزینه‌ها نمی‌باشد اما قصد بیان این نکته را داریم که اگر ما به دنبال غنا از دست مردم باشیم، باید هم اصول حاکم بر کسب رزق و کسب و کار را مدنظر قرار دهیم و هم آن که اصول مصرف را رعایت کنیم و بتوانیم در مصادیق این اصول را کاربردی کنیم. اسراف نکنیم، بدانیم شان ما چیست و متناسب با آن خرج کنیم، بدانیم هر چه که رزق‌مان باشد گیرمان می‌آید و حرص نزنیم و … . لذا تمامی مباحث مربوط به مدیریت هزینه خانوار یا دخل و خرج که در تدبیر منزل و مدیریت مالی خانواده بحث می‌شود، با مدنظر قرار دادن تمامی موارد گفته شده در این بحث، ذیل غنا از مردم قرار می‌گیرد و اگر کاری بتوان انجام داد که ما را از وابستگی به مردم می‌رهاند از نظر اسلامی صحیح می‌باشد.

نتیجه‌گیری

از این رو اگر کاربرد بحث‌های مدیریت هزینه خانوار، کاهش هزینه و… به ما کمک کند که وابستگی‌مان به مردم کمتر شود و چشم‌مان به مال مردم نباشد. دقت در هزینه‌کرد درآمدها، از نظر اسلامی صحیح می‌باشد اما نباد معیارها و موازین اسلامی در خصوص رزق و کسب و کار را فراموش کنیم و تنها به اصول مدیریت هزینه خانوار اکتفا کنیم. در این خصوص باید توجه داشت که استفاده از چنین اصولی، باید در راستای اصول اسلامی و حاکم بر رزق باشد.

منابع و ماخذ

۱- اصول کافی، جلد پنجم؛ (کتاب المعیشه) ص ۷۳

۲- خاکی، محسن، تربیت اقتصادی در تمدن اسلامی ایرانی، مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق(علیه السلام)،۱۳۹۰،۳

منبع: islamiclife.ir/تریبون مستضعفین؛ مرتضی غضنفرنژاد

اقتصاد مقاومتی و تأثیر سبک زندگی بر مصرف کالاهای داخلی

آیا ادبیات اقتصاد مقاومتی در میان خانوارهای ایرانی محقق خواهد شد؟

مردم در انجام بسیاری از سیاست‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نقش عمده و در برخی از سیاست‌ها، اصلی‌ترین نقش را در اجرا و شکست آن برعهده دارند.

به عبارت دیگر، همان طور که مقام معظم رهبری نیز در سخنانشان اشاره کردند، همواره یک طرف اجرای سیاست‌های دولتی، در ابعاد مختلف، بُعد مردمی اجتماع و اقتصاد است. سیاست اقتصاد مقاومتی و تحقق جایگاه مردم در اقتصاد نیز از این قاعده مستثنا نیست و مطابق با تأکید مقام معظم رهبری در سخنرانی شعار امسال، مردم نیز نقش و وظیفه‌ای اساسی در این امر دارند. ایشان در سخنرانی دیگری نیز بیان کرده بودند:

«عمده، مردم‌اند. شما باید کالای ایرانی بخواهید. این افتخار نیست. این تفاخر غلطی است که ما مارک‌های خارجی را در پوشاکمان، در وسایل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکی‌هایمان ترجیح بدهیم به مارک‌های داخلی؛ در حالی که تولید داخلی در خیلی از موارد بسیار بهتر است. تولید داخلی مهم است. ببینید کارگر ایرانی چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانی چه سرمایه‌گذاری کرده است. در زمینه ی مصرف، عمده ی کار، دست مردم است که این بخشی از اصلاح الگوی مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم و بخشی از جهاد اقتصادی است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملی مهم است. این را باید هدف قرار بدهند.»[۱]

لذا بدون هدایت مردم در جهت رسیدن به اهداف سیاست تحقق عزم ملی و اقتصاد مقاومتی، راهکارهای سیاستی و حمایتی دولت محکوم به شکست خواهد بود و به جز هزینه‌های بسیار برای دولت، ثمره‌ای نخواهد داشت. متأسفانه در کشور ما، بسیاری از سیاست‌ها بدون توجه به چنین مسائلی انجام می‌شود. به عنوان مثال، سیاست هدفمندی یارانه‌ها، که به دنبال تصحیح الگوی مصرف مردم بود، بدون ایجاد آمادگی فرهنگی برای مردم انجام شد؛ یعنی برای اجرای بهتر چنین سیاستی، نیاز بود که در ابتدا فرهنگ‌سازی‌های لازم در مدت مشخصی انجام شود و بعد از این گونه آماده‌سازی‌ها، هدفمندی اجرا گردد. در چنین حالتی، مردم بسیار راحت‌تر هدفمندی یارانه‌ها را قبول می‌کردند و فشارهای دولت نیز کمتر می‌شد. از این رو، باید برای انجام بهتر سیاست تحقق نقش مردم در اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولید ملی نیز چنین رویه‌ای در دولت پیگیری شود و در کنار سیاست‌های حمایت از صنایع، فرهنگ‌سازی لازم برای مردم نیز انجام بشود.

نگاهی به بیانات مقام معظم رهبری، نشان از نقش بالای مردم در حمایت از تولید ملی و گسترش میزان این تولیدات دارد. مردم مصرف‌کننده ی این محصولات هستند و نیمی از بار حمایت از تولید ملی بر دوش مصرف‌کنندگان است که عموم مردم را تشکیل می‌دهد.

ایشان بر نکته ی دیگری نیز تأکید داشته‌اند که تا حدی در جهت آسیب‌شناسی رفتار مردم است و به ما تذکر می‌دهد که برای گسترش مصرف کالاهای داخلی، باید به چنین مواردی نیز توجه کرد. ایشان بیان کردند که نباید مصرف مارک‌های خارجی در امور روزمره، یک تفاخر باشد. این مسئله نشان از این دارد که متأسفانه فرهنگ ما با مصرف کالاهای خارجی گره خورده است و اجازه ی مصرف کالاهای داخلی را نمی‌دهد. به عبارت بهتر، فرهنگی که بر الگوی مصرف مردم حاکم است، با مصرف کالاهای خارجی همخوانی بیشتری دارد تا مصرف کالاهای داخلی. به همین جهت، به نظر می‌رسد عامل اصلی این تغییر فرهنگی و تغییر الگوی مصرف، حاکم بودن الگوها و سبک زندگی غربی در جامعه ی امروزی کشورمان است. به عبارت دیگر، سبک زندگی کنونی مردم ایران، ثمره‌ای جز مصرف کالاهای خارجی ندارد و بدون تغییر در چنین رویکردهایی، نباید انتظار رشد مصرف کالاهای داخلی را داشته باشیم.

همچنین در طرف دیگر، تقویت سبک زندگی اسلامی، بر حمایت از کارگر ایرانی نیز تأثیر دارد. اسلام انسان را دعوت به کار کردن می‌کند و توصیه می‌کند که کار را خوب و کامل انجام دهد. رسول اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «رحم الله امرأ عمل عملا فأحکمه»(رحمت خدا بر آن انسانی که کاری را بکند و محکم بکند.)[۲]

اما برداشت ناصحیح ما از اسلام، ما را به کم‌کاری و تنبلی دعوت می‌کند. حال آن که این صفات از دیدگاه اسلام مذمت شده‌اند. امام موسی کاظم(علیه السلام) می‌فرمایند: «إیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ»[۳]کارگری که با تعهد و وجدان‌کاری که ناشی از سبک زندگی اسلامی است در حال خدمت به مردم است، با کارگری که متأثر از عادات غلط فرهنگی، به دنبال سهل‌انگاری و دزدیدن از کار است، تفاوت دارد. لذا در ادامه، به تأثیر این سبک زندگی بر مصرف کالاهای داخلی و حمایت از کار ایرانی خواهیم پرداخت.

۱- اثر سبک زندگی در مصرف کالاهای خارجی

مروری بر عادات روزمره ی مردم، نشان می‌دهد که متأسفانه مردم در بسیاری از الگوهای حاکم در زندگیشان، از الگوهای غربی پیروی می‌کنند. به عنوان مثال، کالایی همانند یخچال یا ماشین لباسشویی و ظرفشویی، زاییده ی سبک زندگی و اهداف مصرفی غربی است. نظام فکری غرب برای ایجاد آسایش و آرامش و سهولت در زندگی و برای آن که مردم وقت خود را صرف کارهایی نظیر لباس شستن یا ظرف شستن نکنند و بتوانند هم وقت بیشتری در اختیار داشته باشند و هم آن که انرژی کمتری صرف کنند و زندگی راحت‌تر باشد، چنین دستگاه‌هایی را تولید کرده است. به عبارت دیگر، سبک زندگی غربی همواره به دنبال کاهش زمان مصرفی مردم برای رسیدن به اهداف در کنار ایجاد سهولت در انجام امور است. به همین دلیل، ماشین را اختراع کرد تا مردم در زمان کمتر و با سهولت بیشتر، به مقصد خود برسند.

اما اکنون با وجود تهیه ی بسیاری از مواد غذایی از مغازه‌ها یا غذا بیرون‌برها و فست‌فودها، در کنار وجود جاروبرقی، ماشین لباسشویی و… برای انجام امور خانه، باز بسیاری از زنان از کمبود وقت و توان در جهت انجام کارها گله دارند. بحث آسیب‌شناسی فرهنگ غربی و اثرات آن در زندگی روزمره ی ما نیست، اما قصد بیان این نکته را داریم که سبک زندگی غربی، که بر اساس ایجاد راحتی و کاهش زمان انجام امور در زندگی ما رخنه کرده است، بسیاری از مسائل ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بنابراین در این سبک زندگی، که بسیاری از الگوهایش را از اقتصاد غربی وام گرفته، طبیعی است که مصرف کالاهای خارجی متناسب با این فرهنگ نیز اصل باشد و همچنین تکلم به انگلیسی نیز یک افتخار محسوب شود؛ زیرا نحوه ی زندگی حاکم در میان مردم، سبک زندگی غربی است که برخی از اصول اسلامی بر آن حاکم است. به همین دلیل، مصرف‌کننده ی داخلی، مصرف کالاهای داخلی برایش توجیه ندارد و تمایل به خرید کالاهایی دارد که با فرهنگی که به او ارائه می‌شود، همخوانی بیشتری داشته باشد.

اگر ما تنها تکنولوژی را از تمدن غربی وام بگیریم و سایر اقتضائات آن به کشور وارد نشود، با توجه به توضیحات بیان شده، تنها ثمره ی آن تنبلی و راحت‌طلبی خواهد بود که در جامعه ی امروزه مشاهده می‌کنیم.

۲-سبک زندگی اسلامی و تغییر ساختار تولیدات ملی

این مسائل در کنار این مهم نیز باید مورد توجه قرار گیرد که بسیاری از تولیدات داخلی ما متأثر از سبک زندگی غربی است که در رویکرد بلندمدت باید اصلاح شود. مثلاً تولید وسایلی نظیر جاروبرقی، نوشابه، غذاهای آماده و… نشئت گرفته از آن سبک زندگی است که تشریح شد و خود این مسائل به این سبک زندگی دامن می‌زند. لذا باید برای تغییر سبک زندگی و تغییر نحوه ی تولید ملی نیز فکر اساسی تری صورت گیرد.

به بیان دیگر، بسیاری از تولیدات ملی، خود مروج سبک زندگی غربی و راحت طلبی هستند که تکنولوژی برای ما به ارمغان آورده است. لذا در یک حرکت بلندمدت تر، باید با تغییر نظام تولیدی، به سمت تولید کالاهایی برویم که از تکنولوژی اسلامی نشئت می‌گیرند و می‌توانند ساختار اقتصادی را نیز تغییر دهند.

۳-فرهنگ‌سازی برای مردم

همان طور که مقام معظم رهبری نیز تأکید فرمودند، یکی از مسائل دیگری که در باب سبک زندگی مؤثر است، فرهنگ‌سازی و تبلیغات در جهت مصرف کالاهای داخلی است. مردم باید از طریق رسانه‌های مختلف، از سبک زندگی متأثر از تکنولوژی و راحت طلبی، به سبکی از زندگی که تلاش و کوشش در آن تجلی دارد و بیشتر مطابق با فرهنگ اسلامی است روی بیاورند و این نیازمند تبلیغات و فرهنگ‌سازی مناسب در رسانه‌هاست.

متأسفانه در رسانه‌های مختلف، عزمی جدی برای فرهنگ‌سازی تولید ملی دیده نمی‌شود. سایت‌ها و خبرگزاری‌ها بیشتر به مسائل حاشیه‌ای نظیر مباحث سیاسی، اخبار دلار و سکه و مسائل حاشیه‌ای تمرکز دارند و رسانه ی ملی نیز با وجود آن که برنامه‌های مختلفی در باب حمایت از تولید ملی تهیه می‌کند، اما در فرهنگ‌سازی آن برای مردم، بسیار ضعیف عمل می‌شود و حتی برخی از فیلم‌ها و سریال‌ها که به نشان دادن زندگی افراد ثروتمند می‌پردازند، با نشان دادن مصرف کالاهای لوکس و تجملی و بعضاً غیرایرانی، مردم را تشویق به مصرف چنین کالاهایی می‌کنند. در چنین شرایطی که در برنامه‌ها و فیلم‌ها و سریال‌های رسانه ی ملی مصرف کالاهای داخلی یک ارزش به شمار نمی‌آید، نمی‌توان انتظار چندانی در تأثیرپذیری مردم و مصرف کالاهای داخلی داشت. تعطیل شدن بسیاری از برنامه‌های آموزشی و اقتصادی به خاطر کسری بودجه ی دولت در سال جاری نیز بر رها کردن فضای فرهنگ‌سازی دامن زده است.

البته باید توجه داشت که عامل اصلی اثرگذاری تبلیغات در کشور، رعایت صداقت در تبیین مواضع برای مردم است. اگر مردم ببیند که در تبلیغات یک کالا ایرانی معرفی می‌شود، اما در حقیقت تولید داخل نیست و چنین سخن‌هایی در حد شعار است، نه تنها دیگر رغبتی به خرید کالای ایرانی نخواهند داشت، بلکه به علت این که اعتماد خود را به دولت از دست می‌دهد، سایر سیاست‌ها نیز محکوم به شکست خواهد بود.

۴-فرهنگ رزق‌محور و گسترش مصرف تولیدات داخلی

یکی از مسائلی که می‌تواند در حمایت از تولید ملی مؤثر باشد و در سبک زندگی اسلامی نیز جایگاه اساسی داشته باشد، مسئله ی رزق است. مطابق با سبک زندگی اسلامی و بیان آیات و روایات، رزق انسان البته در صورتی که تلاش کافی و لازم را انجام داده باشد، تضمین شده است و نباید نگران تأمین رزق خود باشد. در این شرایط، مسلمانی که در کار تولید و ساخت و ساز است، روزی خود را از خداوند طلب می‌کند و برای کسب درآمد در حق مردم اجحاف نمی‌کند و بر همین اساس، کالاهای باکیفیت تولید می‌کند و حقوق کارگران را به درستی می‌دهد و در بازار نیز تقلب نمی‌کند. اگر چنین برداشتی در میان تولیدکنندگان ما نهادینه شود و سبک زندگی در میان این قشر، اسلامی باشد، بازار کالا هم از نظر کیفیت و هم کمیّت بسیار متحول خواهد شد و مردم نیز منتفع می‌گردند.

این امر سبب می‌شود مردمی که مصرف‌کننده ی کالاهای داخلی هستند نیز به دلیل دیدن صداقت و کیفیت تولیدکننده، تمایل بیشتری به مصرف این کالاها نشان دهند و از کالاهای خارجی کمتر مصرف کنند و این مسئله نیز موجب گسترش مصرف تولیدات داخل و قدرت یافتن تولیدکننده ی داخلی می‌شود.

۵-رشد اقتصادی و سبک زندگی

با توجه به مطالب بیان شده، می‌توان نتیجه گرفت که هر نوع رشد اقتصادی برای نظام اسلامی مطلوب نیست. به بیان دیگر، اگر رشد اقتصادی به رشد سبک زندگی اسلامی و ایرانی کمک کند و صنایعی را رشد دهد که باعث کاهش وابستگی کشور می‌شوند، می‌تواند برای نظام اسلامی مثمر ثمر باشد. اما رشد بی‌رویه ی بخش خدمات در مواردی نظیر پاساژهای فروش لباس و مواد خوراکی و بسیاری از اقلام مصرفی، در کنار رشد رستوران‌ها و مجتمع‌های رفاهی و رشد بانک‌ها که ثمره ی رشد بی‌رویه ی نقدینگی در کشور است و بسیاری از موارد مشابه دیگر، برای جامعه ی اسلامی مطلوب نیست و نیاز است تا همان طور که رهبری نیز بیان کردند، نخبگان و مسئولین برای ایجاد چنین تغییری تلاش کنند.

به بیان دیگر، تغییر سبک زندگی و تغییر الگوی مصرف، دو بال تغییر ساختار مردمی اقتصاد هستند و بر یکدیگر متأثر هستند که تغییر در هر یک، به بهبود دیگری کمک خواهد کرد. تغییر ساختار مردمی اقتصاد یعنی تغییر الگوی مصرف و تغییر سبک زندگی از طریق نهادینه کردن مصرف کالاهای داخل در طرف تقاضا و بهبود کیفیت کالای داخل در طرف عرضه محقق خواهد شد. لذا دولت و نهادهای مسئول باید از طریق فرهنگ‌سازی سبک زندگی اسلامی و الگوی مصرف اسلامی، در جهت نهادینه کردن مصرف کالاهای داخلی و بهبود کیفیت کالاهای داخلی گام بردارند تا هم شرایط برای اقتصاد مقاومتی و تحقق عزم ملی مهیا شود و هم این که راه‌های عملیاتی‌سازی تمدن اسلامی گسترده شود.

پی‌نوشت‌ها

[۱] دیدار با مردم در صحن حرم رضوی، ۱۳۹۱؛

[۲] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۴۹؛

[۳] کلینی، کافی، ج ۵، ص ۸۵؛

پدیدآور: غضنفرنژاد، مرتضی

منبع: پایگاه برهان(با اندکی تغییر)

نگاهی به آثار اقتصادی سبک زندگی اسلامی

مفهوم سبک زندگی در غرب، متفاوت از آن چیزی است که مقام معظم رهبری در سخنان خود بیان نموده‌اند.

می‌توان گفت «سبک زندگی» در اندیشه غربی، حالتی خاص از تعریف رهبری از سبک زندگی است. چرا که سبک زندگی از دیدگاه غربی، بر یک سری مفاهیم فردی تکیه دارد که محدود در بهداشت، اجتماعات، غذاخوردن و … می‌باشد.

این تلقی از سبک زندگی تمامی شئون زندگی فرد را در بر نمی‌گیرد. به عنوان مثال شامل نحوه رفتار در بازار و کسب و کار نخواهد شد و در مورد آنها بحث نمی‌کند حال آن که رهبری تقریبا تمامی شئون معیشتی انسان را در سخنان خود مدنظر قرار دادند و دامنه این مفهوم را به بخش نرم‌افزاری تمدن گسترش داده‌اند.

می‌توان ادعا کرد که دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری تمدن، متاثر همدیگر می‌باشند و تصحیح هر یک می‌تواند زمینه تغییر و تحول در دیگری را ایجاد کند. در ادامه، به تاملاتی در باب سبک زندگی و اثرات آن بر اقتصاد اسلامی می‌پردازیم.

معنای سبک زندگی در بیان رهبر

با تاملی در بیانات رهبری می‌توان این گونه نتیجه گرفت که سبک زندگی، به معنی اصول و الگوهای حاکم بر رفتار فردی و خانوادگی در درون خانواده و اجتماع می‌باشد.

به عبارت دیگر ما در رفتارهایمان در مورد زندگی خودمان، خانواده‌مان و یا اجتماعمان از چه ارزشها و الگوهایی تبعیت می‌کنیم. این اصول و الگوها، می‌توانند بخش حقیقی یک تمدن را تشکیل دهند.

تغییر در این الگوها و اصول است که رفتار اقتصادی مردم را تغییر می‌دهد و نوع تحلیل‌ها درباره عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی نیز تغییر می‌کند.

جایگاه رزق در سبک زندگی اسلامی

رزق در زندگی از یک منظر مهمترین مسئله و از منظری دیگر ساده‌ترین مسئله زندگی می‌باشد، و به همین علت است که اگر نگاه خود را نسبت به رزق تصحیح نکنیم، ممکن است طلب رزق، تمام زندگی ما را اشغال کند و امری که باید برای هدفی بسیار بزرگ‌تر در کنار زندگی باشد، هدف زندگی گردد.

از این رو برای نجات از چنین مهلکه‌ای باید با دقت هرچه‌تمام‌‌تر جایگاه رزق را در زندگی و معیشت خود بشناسیم و وظیفه خود را نسبت به آن به درستی انجام دهیم. مساله معیشت و تامین مالی زندگی در غرب، یکی از دغدغه‌های اصلی مردم می‌باشد و این مساله در زندگی انسانی بسیار موثر واقع شده است.

به همین دلیل مسایل اقتصادی به یکی از شالکه‌های اصلی زندگی تبدیل شده و بسیاری از علوم را متاثر کرده است. صنایع جدید برای کاهش هزینه‌ها و کاهش دغدغه‌های بشر ایجاد شده اما هنوز نتوانسته‌اند آرامشی برای هزینه‌ها و زمان‌های از دست رفته ایجاد کنند.

یکی از عمده مسایل این نگرانی، دور شدن از مفاهیمی نظیر رزق و عدم فهم واقعی معیشت انسانی می‌باشد.

سبک زندگی و ربا

مروری بر آداب و رسوم مختلف مردم کشور نشان می‌دهد که روح حاکم بر بسیاری از رفتارها نشات گرفته از سبک زندگی غربی می‌باشد.

سبک لباس پوشیدن، سبک غذا خوردن، سبک بهداشت و علم بهداشت، پیروی از فرهنگ غربی در کاهش هزینه‌های زمانی از طریق وسایلی چون اتومبیل، ماشین ظرفشویی، لباسشویی، یخچال‌های گرانقیمت و ….،‌ سبک کار( انسانها به جای بیدار بودن در بین‌الطوعین و کار در روز و استراحت در ساعات آغازین شب، تا ساعت‌های بسیاری از شب را بیدار می‌نشیند و فرهنگ شب‌نشینی به علت رشد تکنولوژی رشد بسیاری داشته است) همه این مسایل سبب شده است که سبک زندگی مردم در کشورمان، زیاد نزدیک به سبک زندگی اسلامی ‌نباشد.

در چنین شرایطی و حاکم بودن چنین سبک زندگی آمیخته‌ای نباید انتظار داشت که مردم خودشان علاقه چندانی به اجرایی شدن بانکداری اسلامی و حل مساله ربا داشته باشند. اما سوالی که می‌ماند آن است که چرا در سبک زندگی غربی، ربا پذیرفته شده است؟ عامل پذیرش ربا چیست؟

می‌توان گفت که ربا در زندگی معنا می‌دهد که رزاقیت خداوندی را قبول ندارد و تحقق سنن الهی را امری غیر قابل پذیرش می‌داند یا ایمان کافی به آنها ندارد.

به عبارت دیگر، در زندگی غربی که این سنن پذیرفته شده نیست، زمانی که یک فرد می‌خواهد پول خود را در اختیار دیگران بگذارد، به هیچ عنوان از آیه «من ذاالذی یقرض الله قرض حسنا و یضاعف له اضعافا کثیرا» تبعیت نمی‌کند زیرا اعتقادی ندارد که خداوند چندین برابر پول او را به او باز خواهد گرداند.

یا آن که زمانی که پولی را برای کسب سود به کسی می‌دهد برای آن که میزانی را برای خود اطمینان ببخشد و امید داشته باشد که عایدی دارد، حتما میزان مشخصی نرخ بهره وضع خواهد کرد تا تضمینی برای او باشد و عقد مضاربه و مشارکت در سود و زیان برای او معنا ندارد.

اما انسانی که از سنن الهی آگاهی دارد و برای او پذیرفته شده است با تمایل زیاد پول خود را به صورت قرض‌الحسنه در اختیار سایرین قرار می‌دهد و خداوند وعده خویش را در خصوص این فرد عملی خواهد کرد.

یا زمانی که بخواهد در مضاربه مشارکت کند می‌داند که اگر سود و عایدی از این معامله(در صورت آن که تحقیقات کامل را در مورد عملیاتی شدن کار انجام داده باشد) رزق او و به صلاح او باشد، به او می‌رسد و اگر به صلاح او نباشد احتمال زیان خواهد بود.

از این رو در هر دو حالت، برای او مساله‌ای وجود ندارد و به راحتی به چنین عملی دست می‌زند اما تا زمانی که این برداشت از رزاقیت الهی تصحیح نشود، نمی‌توان انتظار داشت که تضمین خداوندی را قبول کند بلکه به دنبال یک تضمین از طرف بنده و تضمین مادی برای خود خواهد بود.

جایگاه پس‌انداز و رزق در سبک زندگی اسلامی

در نظام غربی خدا مرده است و خداوند در زندگی عادی مردم جایگاهی ندارد و بنای اقتصاد غرب بر فرد، فارغ از خدا بنا شده است حال آن که شاکله تمامی اجزاء زندگی اسلامی، متاثر از خداوند و وابسته به اراده و تجلی خداوند است.

مساله پس‌انداز یکی از اختلافات موجود در اقتصاد غربی و اقتصاد اسلامی است، که از سبک زندگی اسلامی و غربی نیز نشات می‌گیرد. اساسا تقسیم درآمد انسان به پس‌انداز و مصرف و به عبارتی تقابل میان پس‌انداز و مصرف، از نخستین تفاوت‌ها در میان اسلام و غرب در مساله مصارف و سبک مصرف مردم می‌باشد.

مطابق با نگاه اسلامی، بسیاری از مصارف به عنوان پس‌اندازی برای انسان به شمار می‌آیند مثل صدقه، خمس، زکات، نذورات و … و بسیاری از پس‌اندازها از رزق و روزی انسان کم می‌کند مثل کنز مال و یا عدم پرداخت خمس و … .

این سخن نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی با وجود آن که تفاوت میان مصرف کردن و ذخیره پول و درآمد می‌باشد اما تقابلی میان این دو نمی‌باشد.

در مجموع باید بیان کرد که سبک زندگی اسلامی، اثرات بسیاری در زندگی انسان دارد و می‌تواند شاکله اقتصاد اسلامی را تعیین کند و موجب رشد و اجرایی شدن اهداف گسترده نظام اسلامی بشود.

سبک زندگی اسلامی با تصحیح رفتارها و الگوهای حاکم بر زندگی اسلامی، موجب می‌شود تا زمینه‌های پذیرش احکام اسلامی گسترده شود و نوع رفتارها و کنش‌های اقتصادی و اجتماعی مردم در قبال مسایل مختلف نیز تغییر کند و در عین حال معنای متفاوتی به علومی اسلامی و انسانی بدهد.

سبک زندگی غربی هم اکنون ساختارهای علوم انسانی و اجتماعی را متاثر کرده است؛ از این رو، سبک زندگی اسلامی نیز می‌تواند ساختار علوم اسلامی و انسانی را نیز متحول کند.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی تریبون؛ مرتضی غضنفرنژاد