محمد بن مسلم

نوشته‌ها

ابوحمزه ثمالى، لقمان روزگار

اشاره:

 ابوحمزه ثمالى همنشین ائمه معصومین(علیهم السلام) بود. او از اصحاب و شاگردان معروف على بن الحسین، محمدبن على، جعفربن محمد(علیهم السلام) و اندکى هم در عصر امامت امام موسى بن جعفر(ع) در خدمت آن حضرت بوده است. دعای ابوحمزه ثمالی از دعاهای معروفی است که امام سجاد علیه‌السلام به او  آموخته بود. در این مقاله به گوشه های از زندگی این مرد بزرگ اشاره شده است.

 

روزى در یک مسافرتى ابوحمزه با امام باقر(ع) هم‌کجاوه بود. آن ها براى استراحت از کجاوه پیاده شدند و بارشترها را برزمین گذاردند. امام باقر(ع) بعد از اندکى قدم زدن، نزد ابوحمزه آمد و با او دست داد. ابوحمزه گفت: (فدایت شوم! من الان در کجاوه همراه شما بودم، چه طور دوباره با من دست مى دهید؟)

امام فرمود:

«مگر نمى دانى که چون مومن گردشى کند و سپس با برادرش دست دهد، خداوند توجه خود را به سوى آن ها مى افکند و پیوسته به آن ها رو مى کند و به گناهانشان خطاب مى کند: از آن ها فرو ریزید! اى ابوحمزه! بعد از این فرمان، گناهان هردو مانند برگ درختان فرو مى ریزند و آن ها خالى از گناه از همدیگر جدا مى شوند.»(۱)

همراه امام صادق(ع)

ابوحمزه مورد عنایت ومحبت پیشواى ششم بود. روزى ابوحمزه در قبرستان بقیع بود که شخصى آمد و گفت: اى ابوحمزه! مولاى خودت را اجابت کن! ابوحمزه با شنیدن این فرمان، بدون هیچ معطلى به دنبال آن شخص راه افتاد و به محضر امام رسید. او متوجه شد که امام صادق(ع) منتظر اوست. امام به ابوحمزه فرمود: (اى اباحمزه! ما وقتى تو را مى بینیم، آرامش مى یابیم.)(۲)

ابوبصیر، یار دیرین و صمیمى ابوحمزه نقل مى کند: روزى به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم. امام(ع) در ضمن گفت و گو از من سوال کرد:

ـ ابوحمزه ثمالى چه طور است، چه کار مى کند؟

ـ ابوحمزه را وقتى ترک کردم، مریض و بدحال بود.

ـ موقعى که به پیش او رفتى، سلام مرا به وى برسان و بگو: در فلان ماه و فلان روز مرگ تو فرا مى رسد و زندگانى را به درود خواهى گفت.

ـ فدایت شوم! به خدا سوگند! او یکى از دوستان و شیعیان خالص شماست و ما به او انس گرفته ایم.

ـ راست مى گویى! اما آن موقعیت و منزلتى که او در نزد خداوند و پیش ما دارد، برایش بهتر است.

ـ اى فرزند رسول خدا! آیا شیعه شما در روز قیامت با شما خواهد بود؟

ـ بلى؛ اگر از نافرمانى خداوند بترسد، مراقب دستورهاى پیامبرش باشد و از ارتکاب گناهان خوددارى ورزد، حتما در درجات بهشت با ما خواهد بود.(۳)

کلام امام رضا(ع)

امام رضا(ع) در مورد ابوحمزه ثمالى مى فرماید: «ابوحمزه ثمالى در روزگار خود مانند لقمان حکیم بود. او به چهار نفر از ما (ائمه(علیهم السلام) خدمت کرده است؛ على بن الحسین، محمدبن على، جعفربن محمد(علیهم السلام) و اندکى هم در عصر امامت امام موسى بن جعفر(ع). یونس بن عبدالرحمن هم سلمان روزگار است.»(۴)

در بعضى از عبارات از ابوحمزه به عنوان (سلمان عصر) تعبیر شده است.

درآینه اهل نظر

۱ـ شیخ صدوق(ره)، بزرگترین محدث شیعه مى نویسد: «ابوحمزه ثابت بن دینار ثمالى شخصى مورد اعتماد و عادل است. او با چهار امام معصوم(علیهم السلام) رفت و آمد داشت. وى در سال ۱۵۰ هجرى از دنیا رفت.»(۵)

۲ـ ابوالعباس نجاشى، رجال شناس معروف قرن پنجم مى گوید: «ابوحمزه ثمالى کوفى فرزند ابى صفیه و شخصى مورد اعتماد است. او مورد حمایت طایفه آل مهلب بود. فرزندان وى: نوح، منصور و حمزه همراه زیدبن على(ع) به شهادت رسیدند. او با چهار امام درعصر خویش رابطه داشته و روایات آنان را نقل کرده است. ابوحمزه از برجسته ترین، شایسته ترین و مطمئن ترین اصحاب ما درحدیث و روایت مى باشد. اهل سنت از وى روایت هائى نقل کرده اند. کتاب هاى تفسیر قرآن، نوادر و رساله حقوق امام سجاد(ع) از وى به یادگار مانده است. او در سال ۱۵۰ هجرى درگذشت. »(۶)

۳ ـ شیخ طوسى درکتاب فهرست مى گوید: «ثابت بن دینار ـ که کنیه او ابوحمزه ثمالى مى باشد.ـ یکى از محدثین مورد اعتماد ماست و کتاب حدیث دارد و کتاب نوادر و کتاب زهد هم از آثار اوست. شیخ طوسى همچنین در رجال خویش ضمن شمردن نام وى در ردیف اصحاب امام چهارم، پنجم، ششم و هفتم(علیهم السلام) مى گوید: در این که آیا ابوحمزه زمان امامت امام کاظم(ع) را درک کرد، یانه؟ اختلاف است ولى از سه امام قبلى روایت نقل کرده است.»(۷)

۴ ـ محمدبن اسحاق ندیم در کتاب ارزشمند (الفهرست) در مورد ابوحمزه ثمالى مى نویسد: «کتاب تفسیر تإلیف ابوحمزه ثمالى مى باشد. وى از پیروان على(ع) و از شخصیتهاى نجیب و مطمئن روزگار خویش بود. او با ابوجعفر(ع) رابطه نزدیک داشت.»(۸)

در منظر اهل سنت

۱ـ محمد بن اسماعیل بخارى (۱۹۴ـ۲۵۶ ه’ .ق) در کتاب (التاریخ الکبیر)، در شرح حال ابوحمزه ثمالى مى گوید: «ثابت ابن ابى صفیه، ابوحمزه ثمالى از اهالى کوفه و تحت حمایت مهلب بود. وى از ذاذان، عکرمه و ابى جعفر الباقر حدیث نقل کرده است. ابونعیم و وکیع از شاگردان وى مى باشند که از او حدیث شنیده اند.»(۹)

۲- ابن حجرعسقلانى مصرى شافعى (۷۷۳ـ۸۵۲ ه’ .ق) بعد از ذکر سخنان فوق، از قول ابن سعد نقل مى کند: ابوحمزه در زمان خلافت ابوجعفر منصور دوانیقى ـ دومین خلیفه عباسى ـ از دنیا رفت. ابن حجر نظر علماى اهل تسنن در باره ابوحمزه و احادیث، اساتید و شاگردان وى را مفصل نقل مى کند و او را به علت این که از شیعیان تندرو مى باشد، مورد بى مهرى قرار مى دهد. ابن حجر احادیث ابوحمزه را به خاطر سخنان او علیه خلفا غیر متین دانسته و ازقول دانشمندان غیر شیعى وى را تضعیف مى کند و مورد اعتماد و اطمینان نمى داند.(۱۰)

البته آنان هیچ گونه نقض و ایراد منطقى و استدلالى که با آن بتوان بر احادیث و شخصیت ابوحمزه خدشه کرد، در کتب خود نقل نکرده اند. عاملى که سبب آشفتگى و بى مهرى شدید آنان نسبت به شخصیت والاى این فقیه شیعى شده است و آن را دلیل بر تضعیف ابوحمزه و تردید در صداقت و ایمان وى شمرده اند، استقامت در تشیع و پیروى مخلصانه از مولاى متقیان، امام على(ع) مى باشد.(۱۱)

با این حال آن ها در کتابهاى متعدد خویش از کلمات و احادیث ابوحمزه ثمالى سود جسته و بهره برده اند. ما براى آشنایى بیش تر خوانندگان عزیز، با عظمت ابوحمزه و اطلاع از شخصیت فراگیر این دانشمند برجسته جهان حدیث و تفسیر، نگاهى کوتاه و گذرا به احادیث ابوحمزه در منابع غیر شیعى مى اندازیم.

قندوزى حنفى در (ینابیع الموده)، ابن ماجه در (سنن)، طبرانى در (معجم کبیر)، ابن هیثمى در (مجمع الزواید) و سایر محدثین و دانشمندان اهل سنت روایت هاى ابوحمزه را نقل کرده اند. ما به عنوان نمونه فقط یک مورد از احادیث وى را در رابطه با فضیلت امام على(ع) و غیبت حضرت مهدى(عجل الله تعالى فرجه) از آن منابع نقل مى کنیم:

ابوحمزه ثمالى از سعیدبن جبیر و او از ابن عباس چنین نقل مى کند: «پیامبر بزرگوار اسلام فرمود: على بعد از من، امام امت است و قائم منتظر از نسل على است؛ همان کسى که زمین را پراز عدل و داد خواهد کرد، بعد از آن که از ظلم و جور پرخواهد شد. قسم به آن کسى که مرا به حق مبعوث فرمود ـ تا مردم را بشارت داده و از عذاب خدا بترسانم.ـ آنان که در امامت وى در زمان غیبت ثابت و استوار خواهند بود از (کبریت احمر) کمیاب تر هستند.

جابرابن عبدالله انصارى در این هنگام به پا خاست وعرض کرد: یارسول الله! مگر فرزند قائم تو غیبت خواهد داشت؟! پیامبر(ص) فرمود: بلى. قسم به پروردگارم! مطمئنا خداوند اهل ایمان را آزمایش خواهد کرد و در این آزمایش کفار هلاک خواهند شد. اى جابر! این غیبت طولانى یکى از اسرار الهى است و از نظر بندگان خداوند، آن سر مخفى است. مبادا در این امر شک کنى؛ زیرا شک و تردید در کارها و افعال پنهان و آشکار خداوند متعال، مساوى با کفر است.»(۱۲)

پدر  سه شهید

ابوحمزه پنج پسر صالح داشت. سه نفر از فرزندان او: نوح، منصور و حمزه همراه زید بن على بن الحسین(ع) قیام کردند و علیه حکومت جبار امویان در کوفه دست به شورش زدند. در این قیام شیعیان کوفه با زید بیعت کردند.

سه فرزند ابوحمزه از شاخص ترین چهره هاى آن قیام شمرده مى شدند. آن ها درکنار فرزند دلیر امام سجاد(ع) علیه ظلم مبارزه کردند. هنگامى که جنگ به اوج خود رسید و یاران زید بن على(ع) احساس ضعف و شکست کردند، بسیارى از آنان بیعت را شکسته و فرار کردند. فقط عده اندکى در اطراف زید باقى ماندند، که از جمله آنان نوح، منصور و حمزه؛ فرزندان ابوحمزه ثمالى بودند. آنان تا آخرین لحظه مقاومت کردند و تاپاى جان ایستادند و در کنار پسرشجاع و غیرتمند پیشواى چهارم(ع) بعد از فداکارىهاى بسیار، به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

دو فرزند دیگر ابوحمزه: على و حسین در زمان امام کاظم(ع) زنده بودند. آن دو در ردیف محدثین و فقهاى شیعه قرار دارند و از امام ابوالحسن موسى الکاظم(ع) و سایر ائمه(علیهم السلام) احادیث و روایاتى نقل کرده اند.(۱۳)

تإلیفات و آثار

این محدث بلند پایه و فقیه نام آور شیعه در طول عمر با برکت خویش، آثار متعددى را به عرصه فرهنگ و دوستداران معارف شیعى عرضه کرده اند.

او احادیث بسیارى در موضوعات فقهى، تفسیرى و عرفانى و در زمینه هاى آداب معاشرت، حقوق، اقتصاد اسلامى، حج، اصول دین و… را از ائمه(علیهم السلام) نقل کرده است.

شاخص ترین آثار وى عبارت است از:

۱ـ تفسیر قرآن کریم: ابن ندیم در فهرست خویش از آن یاد کرده است. اخیرا این کتاب به شکلى زیبا، توسط یکى از محققین محترم به زیور طبع آراسته گشته است.

۲ـ کتاب (نوادر): موضوع آن حدیث است و حسن بن محبوب آن را از ابوحمزه نقل کرده است.

۳ـ کتاب (زهد)

۴ـ رساله (حقوق امام زین العابدین(ع)) که در کتاب هاى امالى و من لایحضره الفقیه آمده است.

۵ـ (دعاى ابوحمزه ثمالى) که داراى عبارت هاى عرفانى و ملکوتى و مورد توجه اهل نظر بوده و شرح هاى متعددى بر آن نوشته شده است.

۶ـ سایر ادعیه و زیارات که زینت بخش صفحات کتب ادعیه مى باشد.

آثار زرین ابوحمزه در کتاب ها و منابع مهم شیعه و سنى، در موضوعات گوناگون دیده مى شود.(۱۴)

اساتید و شاگردان

ابوحمزه ثمالى علاوه بر این که از مکتب پرفیض امام زین العابدین، امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) استفاده برد؛ از محضر بزرگان صحابه و دانشمندان نامى عصر خویش نیز بهره مند شد که از جمله آن ها مى توان از جابرابن عبدالله انصارى، عبدالله بن حسن(ع)، سعیدبن جبیر و ابوبصیر نام برد. وى از آنان حدیث و تفسیر آموخته است.

او همچنین معارف اهل بیت(علیهم السلام) را به شمار فراوانى از فقیهان و سایر شیعیان دانش طلب و علم دوست آموخته است. نویسنده معجم رجال الحدیث بیش از چهل نفر را نام مى برد که در زمزه شاگردان ابوحمزه محسوب مى شوند.

حسن بن محبوب، محمدبن مسلم، معاویه بن عمار، صفوان جمال، حسن بن حمزه، هشام بن سالم، داودرقى ابوایوب، ابان بن عثمان، ابوسعید المکارى، ابن مسکان و حمادبن ابى طلحه بیاع السابرى از شاگردان ابوحمزه هستند. بعضى از شاگردان او از ارکان شیعه و از یاران نزدیک ائمه اطهار(علیهم السلام) محسوب مى شوند.

افول ستاره

ابوحمزه ثمالى بعد از عمرى ترویج مکتب والاى تشیع، در سال ۱۵۰ ه’ .ق درشهر کوفه رخ در نقاب خاک کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

ابن جان عاریت که به حافظ سپرد دوست

روزى رخش بینم و تسلیم وى کنم

بنابه گفته شیخ طوسى و نجاشى، ابوحمزه بعد از شهادت امام صادق(ع) (۱۴۸ ه’ .ق) و در زمان خلافت منصورعباسى، درسال ۱۵۰ ه’ .ق از دنیا رفت. اما از آنجا که ابن محبوب (متولد ۱۴۹ ه’ .ق) از وى احادیث زیادى رابلاواسطه نقل کرده است، به نظر مى رسد ابوحمزه تا آخرین سال هاى خلافت منصور (۱۵۸ه’ .ق) زنده بود؛ تا امکان داشته باشد که ابن محبوب بتواند در ده سالگى از او حدیث شنیده باشد. در هر صورت، در تاریخ وفات وى اختلاف است.(۱۵)

حسن ختام این مقاله چند حدیث نورانى است که ابوحمزه ثمالى راوى آن هاست.

بهترین مردم

امام زین العابدین(ع) فرمود:

«من عمل بما افترض الله علیه فهو من خیرالناس»(۱۶)؛ هرکس به واجبات الهى عمل کند، از بهترین مردم است.

پاداش شهید

امام صادق(ع) فرمود: «من ابتلى من المومنین ببلإ فصبر علیه کان له مثل اجر الف شهید»(۱۷)؛ هرکس از مومنین به بلائى گرفتار شود و برآن صبر کند، معادل پاداش هزار شهید را خواهد داشت.

زکات

حضرت محمد(ص) فرمود: «اذا منعت الزکاه منعت الارض برکاتها»(۱۸)؛ اگر مردم از دادن زکات خوددارى کنند، زمین هم برکات خود را از آنان منع خواهد کرد.

تبعیض نژادى ممنوع!

امام زین العابدین(ع) فرمود: «لاحسب لقرشى و لا عربى الا بتواضع، و لا کرم الا بتقوى، و لا عمل الا بنیه»(۱۹)؛

قرشى بودن و عربى بودن مایه افتخار نیست، مگر این که شخص متواضع باشد. نیکوکارى و سخاوتمندى ارزش ندارد، مگر این که بر اساس تقوا باشد. هیچ عملى مورد قبول درگاه الهى نیست؛ جز این که نیت خیر و خدایى همراه آن باشد.

ولایت

ابوحمزه ثمالى مى گوید: «روزى امام سجاد(ع) به ما فرمود: کدام سرزمین بهتر است؟ گفتیم: خدا، پیامبر و فرزند رسول الله بهتر مى داند. امام فرمود: بهترین مکان، بین رکن و مقام است. اگر مردى عمر حضرت نوح(ع) را داشته باشد؛ و (حداقل) ۹۵۰ سال عمر کند و روزها را روزه بگیرد و شب ها را در چنین مکان باعظمت نماز بخواند و به عبادت بپردازد، سپس در روز قیامت خداوند را ملاقات کند در حالى که به ولایت ما معتقد نباشد؛ این همه تلاش و زحمت و عبادت طاقت فرسا هیچ سودى برایش نخواهد داشت.»(۲۰)

پى نوشت:

۱ ـ اصول کافى، ج ۲، ص ۱۸۰٫

۲ ـ سفینه البحار، ج ۲، ص ۴۴۰ و قاموس الرجال، ج۲، ص ۴۴۷٫

۳ ـ معجم الرجال الحدیث، ج ۴، ص ۲۹۴ و سفینه البحار، ماده حمز.

۴ ـ رجال کشى، ص ۳۳ و اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۹٫

۵ ـ معجم الرجال الحدیث، ج ۴، ص ۲۹۲٫

۶ ـ رجال نجاشى، ص ۸۳٫

۷ ـ الفهرست، شیخ طوسى، ص ۹۰ و رجال شیخ طوسى، ص ۱۱۰، ۱۲۹، ۱۷۴، ۳۳۳٫

۸ ـ الفهرست، ابن ندیم، ص ۵۹٫

۹ ـ التاریخ الکبیر، ج ۲، ص ۱۶۵٫

۱۰ – التهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۷٫

۱۱ ـ الامام الصادق، اسدحیدر، ج ۳، ص ۵۱۷٫

۱۲ ـ ینابیع الموده، ج ۳، ص ۳۹۷٫

۱۳ ـ اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۱۰ و نامه دانشوران، ج۱، ص ۵۰٫

۱۴ ـ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۴۵۹ و قاموس الرجال، ج ۲، ص ۴۴۴٫

۱۵ ـ اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۹٫

۱۶ ـ الکافى، ج ۲، ص ۸۱٫

۱۷ ـ همان، ص ۹۲٫

۱۸ ـ وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۲۶٫

۱۹ ـ همان، ج ۱، ص ۴۷٫

۲۰ ـ همان، ص ۱۲۲٫

منبع: پایگاه شبکه اطلاع رسانى شارح

عبدالکریم پاک نیا

سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر امام محمد باقر (علیه‌السلام)

اشاره:

تاریخ شیعه در زمانا امامان (علیهم‌السلام) فراز و نشیبهالیی داشته است. حکام اموی و عباسی پیوسته علیه شیعیان فشار وارد نموده و حتی آنان را وادار می کردند که تقیه کنند. در عصر امام محمد باقر (علیه‌السلام) فرصتی برای آن حضرت پیش آمد و آن حضرت تاونس از این فرص خوب استفاده کند و تا حد امکان علوم اهل بیت را نشر دهد. در زیر به مطلب مختصر در این خصوص ارائه شده است

 

 شیخ‌ محمدحسین‌ مظفّر (أعلی‌ الله‌ درجته‌السَّامیه‌) در کتاب‌ «تاریخ‌ الشِّیعه‌» می‌گوید: امام‌ محمد باقر (علیه‌السلام) در مدینه‌ منوّره‌ سنه‌ ۵۷ از هجرت‌ تولد یافت‌، و در واقعه‌ کربلا چهار ساله‌ بود، و به‌ دست‌ هشام‌ بن‌ عبدالملک‌ با تصدّی‌ عامل‌ خود در مدینه‌ در هفتم‌ از شهر ذی‌الحجه‌الحرام‌ سنه‌ ۱۱۴ و یا ۱۱۷ با القاء سمّ شهید گردید و در قبرستان‌ بقیع‌ با عمویش‌ و پدرش‌ مدفون‌ شد. آن حضرت از ناحیه‌ بنی‌امیه‌ در تنگی‌ و ضیق‌ شدید نبود به‌ مثابه‌ ضیق‌ و تنگنائی‌ که‌ پیش‌ از عصر آن‌ حضرت‌ در آن‌ بوده‌اند. در زمان‌ حضرت‌ کاروانها به‌ سوی‌ وی‌ برای‌ سیراب‌ شدن‌، و به‌ نهایت‌ مکیدن‌ از آبشخورهای‌ دانش‌ و معارف‌ او از نقاط‌ بعیده‌ به‌ راه‌ می‌افتاد. در عصر وی‌ روایت‌ و راویان‌ از او بسیار گردیدند، و روایت‌ و حدیث‌ از او به‌ مقدار معتنابهی‌ از آباء گرامی‌ سابقش‌ فزونی‌ گرفت‌.

حدیث‌ باقری‌ در هر قطری‌ از اقطار منتشر گشت‌، تا به‌ جائی‌ که‌ جابر جُعْفی‌ که‌ از موثّقین‌ راویان‌ و أعاظم‌ ناقلین‌ أحادیث‌ می‌باشد، تنها از او هفتاد هزار حدیث‌ نقل‌ نموده‌ است‌. جابر از حاملین‌ علوم‌ اهل‌ البیت‌ بوده‌ است‌. وَ عِلْمُهُمْ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لاَیحْتَمِلُهُ إلاَّ نَبِی أوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أوْ مُومِنٌ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلاْءیمَانِ همان‌ طور که‌ در نصّ حدیث‌ وارد شده‌ است‌.

در حدیثی‌ که‌ از جابر روایت‌ است‌ وی‌ گوید: عِنْدِی‌ خَمْسُونَ ألْفَ حَدِیثٍ، مَا حَدَّثْتُ مِنْهَا شَیئاً. کُلُّهَا عَنِ النَّبِی (صلی الله علیه و آله) مِنْ طَرِیقِ أهْلِ الْبَیتِ.

   «نزد من‌ پنجاه‌ هزار حدیث‌ موجود می‌باشد که‌ من‌ یکی‌ از آنها را هم‌ بیان‌ ننموده‌ام‌. همه‌ آن‌ احادیث‌ از پیغمبر اکرم‌ ۶ است‌ از طریق‌ اهل‌ بیت‌.»

تنها محمد بن‌ مسلِم‌ از حضرت‌ امام‌ باقر به خصوص‌ سی‌ هزار حدیث‌ روایت کرده‌ است‌.

بَه‌ بَه‌! شما چه‌ بزرگمردانی‌ هستید! چقدر ظروف‌ علم‌ شما صلاحیت‌ دارد تا آن‌ مقادیر عظیمه‌ از علوم‌ اهل‌ البَیت‌ را در برگیرد! آن‌ هم‌ آن‌ علوم‌ صَعْب‌ و مُستصعب‌ را! آری‌ این‌ امرِ بدیعی‌ نیست‌، چرا که‌: النَّاسُ مَعَادِنُ.

در عصر حضرتش‌ علمائی‌ از رجال‌ حدیث‌ به‌ ظهور رسیدند که‌ یگانه‌ تکیه‌گاه‌ شیعه‌ بر احادیث‌ آنان‌ نه‌ تنها در آن‌ زمان‌، بلکه‌ در اعصار آتیه‌ بوده‌اند. آنان‌ در محضر حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ (علیه‌السّلام) مقام‌ والاتری‌ را حائز بوده‌اند. حضرت‌ بر ایشان‌ نظر عطوفت‌ و مرحمت‌ می‌فرمود، و با احترام‌ و ملایمت‌ و مرافقت‌ سلوک‌ می‌فرمود. و درباره‌ آنها از حضرت‌ مدائح‌ جلیله‌ای‌ صادر گردیده‌ است‌، امثال‌ جابر، ومحمد بن‌ مسلم‌، و زُرارَه‌، و حُمْران‌ دو پسران‌ أعْین‌، و ابن‌ أبی‌ یعْفُور، و بُرَیدِ عِجْلی‌، و سُدَیر صَیرَفی‌، و أعْمَش‌، و أبوبَصیر، و مَعْروف‌ بن‌ خَرَّبوذ و بسیاری‌ دگر از غیر ایشان‌، همان‌ طور که‌ شعرای‌ پهلوان‌ و عالی‌ مرتبتی‌ ظهور نمودند أمثال‌ کُمَیت‌ که‌ آثار خالده‌ ایشان‌ تا امروز زینت‌ بخش‌ صفحات‌ تاریخ‌ می‌باشد.

منبع: 

امام شناسی، ج ۱۶ و ۱۷ ص ۱۹۴.

 

محمد بن مسلم

 محمد بن مسلم ثقفی کوفی، یکی از اصحاب برجسته و پرآوازه‌ترین پرورش‌یافتگان و دانش‌آموختگان دو تن از حجت‌های الهی حضرت امام محمد باقر(ع) و حضرت امام جعفر صادق(ع) است. او در گسترش فرهنگ اسلام ناب و حقایق تابناک آموزه‌های اهل بیت عصمت(ع) نقش ممتاز و تأثیرگذاری داشت.

محمد بن مسلم در مدت اقامت خود در مدینه، به‌طور مستمر به محضر امام باقر(ع) حاضر می‌شد و کسب دانش و حدیث می‌کرد. از همین منظر است که در تبیین جایگاه بلند او گفته‌اند: «ما کان أحَدٌ مِنَ الشیعَهِ اَفْقهُ مِنْ محمد بن مسلم»؛ هیچ یک از محدثان شیعی، فقیه‌تر از محمد بن مسلم نیست. وی، دارای کتابی با عنوان «الأربعمائه مسأله فی أبواب الحلال و الحرام‏» است.

پاسخ تفصیلی

در مکتب امام باقر(ع)، شاگردان زیادی تربیت یافته‌اند که گروه قابل توجهی از آنان از شهر کوفه بوده و هریک در زمان خود به ترویج مکتب حیات‌بخش اهل بیت(ع) اشتغال داشته‌اند. شیخ طوسی(ره) ۴۶۸ نفر از شاگردان امام باقر(ع) را در کتاب رجال خویش نام برده است.  در این تحقیق، با شخصیت یکی از اصحاب آن‌  آشنا می‌شویم.

محمد بن مسلم در شهر کوفه پا به عرصه‌ی هستی نهاد و بدین جهت، به او «کوفی» می‌گویند، و کنیه‌اش ابوجعفر است  درباره‌ی تاریخ تولد او چیزی در منابع تاریخی و حدیثی یافت نشد. او ملقب به القابی همچون «طحّان» (آسیابان) و «أعور»  (بینایی یک چشم او مشکل داشت)  است که هر یک، به سبب وجود ویژگی‌های جسمی، اقتصادی و قبیله‌ای است.

محمد بن مسلم، یکی از برجسته‌ترین و پرآوازه‌ترین پرورش‌یافتگان و دانش‌آموختگان دو تن از حجت‌های الهی امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) است که بی‌تردید در گسترش فرهنگ اسلام ناب و حقایق تابناک آموزه‌های اهل بیت عصمت(ع) نقش ممتاز و تأثیرگذاری داشت؛ و به جرأت می‌توان گفت: در اوایل سده دوم هجری در میان یاران امامان معصوم(ع)، کمتر چهره‌ای همانند او این چنین قله‌های رفیع دانش طلبی و نشر احادیث امامان را فتح کرده است.

در عظمت مقام این شاگرد ممتاز ائمه‌ی اطهار(ع)، همین بس که امام صادق(ع) وی را از احیاگران مکتب حضرت باقر(ع) به شمار آورده است. آنجا که فرمود: «کسی جز زراره، ابو بصیر، محمد بن مسلم و بُرَید بن معاویه یاد و نام ما و سخنان پدرم را زنده نگه نداشته است. اگر اینها نبودند کسی احکام دین را استنباط نمی‌کرد. اینان پاسداران [حریم احکام] دین الهی و امینان پدرم بر حلال و حرام خداوند هستند. اینان در دنیا [برای حضور در نزد ما] و در آخرت [در رسیدن] به ما از همه سبقت گرفته‌اند».

همچنین آن‌حضرت فرمود: «زراره، ابو بصیر، محمد بن مسلم و برید از کسانی هستند که خداوند در مورد آنان فرموده است: پیشی گرفتگان پیشی گرفتگان [در ایمان]، آنان به حقیقت مقرّبان درگاه [الهی] هستند

بیشتر این راویان، که تربیت یافته‌گان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) هستند، پیام‌داران اندیشۀ اهل بیت(ع) و مربّی نسل‌هاى بعدى نیز بوده‌اند. انبوه معارف اسلامى شیعى که به حق پایۀ نیرومند استحکام و جوشش علمى سخاوتمندانه این مکتب به شمار می‌آید، حاصل کار این راویان است.

در اینجا به برخی از ویژگی‌ها و خدماتی که محمد بن مسلم ثقفی انجام داد، اشاره می‌شود:

الف. تواضع و فروتنی

از آنجا که محمد بن مسلم مردى ثروتمند و سرشناس و صاحب نفوذ بود، امام باقر(ع) یا براى حفظ او از شرّ دستگاه حکومت و یا از شرّ شیطان و نفس امّاره به او دستور داد که تواضع و فروتنی کند و از زىّ ثروتمندان بیرون آید. امام باقر(ع) به وى فرمود: «اى محمّد! تواضع و فروتنی پیشه کن!»، پس در کوفه زنبیلى پر از خرما برداشت و ترازویى بر دست گرفت و بر در مسجد نشست و مشغول خرمافروشى شد. بستگان او به نزد او آمدند و گفتند: تو بزرگ مایی، این کار تو باعث رسوایی و ننثقفی کوفی

گ ما است! محمد پاسخ داد: مولاى من مرا امر فرموده به چیزى که من دست از آن بر نخواهم داشت. گفتند: اگر به ناچار می‌خواهى کسبى کنى پس کاری سنگین‌تر و آبرومندانه‌تر انجام بده! در دکّان آردفروشى بنشین! پس براى او سنگ آسیا و شترى آماده کردند که گندم و جو آرد کند و بفروشد، محمّد نیز قبول کرد و از این جهت است که او را «طحّان» گفتند.

ب. محبت نسبت به اهل بیت(ع)

زراره درباره‌ی محبت و دلدادگی محمد بن مسلم به خاندان وحی می‌گوید: «روزی ابو کریبه ازدی و محمد بن مسلم ثقفی جهت ادای شهادتی نزد شریک، قاضی کوفه آمدند. شریک لحظه‌ای در سیمای نورانی و معنوی آن دو نگریست. وقتی آثار صلاح و تقوی و عبادت را در چهره‌ی آنان مشاهده کرد، با خود زمزمه کرد: جعفریان و فاطمیان! (یعنی این دو نفر از شیعیان جعفر صادق(ع) و فاطمه(س) هستند). آن دو با شنیدن این سخن، اشک در چشمانشان حلقه زد و گریستند، شریکِ قاضی، علت گریه‌ی آنان را پرسید. آن دو پاسخ دادند: برای این‌که ما را از شیعیان شمردی و جزو مردمانی حساب کردی که راضی نمی‌شوند ما را برادران خود بگیرند به جهت آنچه مشاهده می‌کنند از کمی ورع و ضعف ایمان ما. و همچنین ما را نسبت دادی به کسی که راضی نمی‌شود امثال ما را از شیعه خود به حساب آورد؛ پس اگر لطف نموده، ما را قبول فرماید، بر ما منت نهاده است. شریک تبسّم کرد و گفت: هرگاه جوانمرد در دنیا پیدا می‌شود، باید مانند شما بوده باشد».

ج. تلاش و خدمات علمی محمد بن مسلم

گاهی امامان(ع) شیعیان خویش را در فراگیری آموزه‌های اسلامی و دریافت احکام شرعی به برخی از چهره‌های شاخص و برجسته و موجّه، ارجاع می‌دادند و این، نشان دهنده‌ی جایگاه بلند و والای آنان در نیل به قله‌های دانش و کمال است. احادیثی وجود دارد که حاکى از اجازۀ فتوا دادن به محمد بن مسلم ثقفی است، و این به جهت علم و تقوا و امانت داری او بوده که از افراد مورد اعتماد امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شده بود. او به مدت چهار سال متوالی در مدینه اقامت کرد و در این مدت به‌طور مستمر به محضر امام باقر(ع) حاضر می‌شد و کسب دانش و حدیث می‌کرد. از همین منظر است که در تبیین جایگاه بلند او گفته‌اند: «ما کان أحَدٌ مِنَ الشیعَهِ اَفْقهُ مِنْ محمد بن مسلم»؛ هیچ یک از محدثان شیعی، فقیه‌تر از محمد بن مسلم نیست که دارای کتابی با عنوان «الأربعمائه مسأله فی أبواب الحلال و الحرام‏» است.

محمد بن مسلم در اثر تلاش‌های فراوان؛ روایات و احکام زیادی را از محضر آن دو امام بزرگوار در موضوعات مختلف فقهی و حقوقی آموخته است؛ برای همین، در عصر خود بسیاری از مشکلات مردم را در مورد احکام شرعی و مسائل حقوقی حل می‌نمود. که حتی ابوحنیفه وقتی پاسخ برخی از مسائل شرعی را نمی‌دانست به محمد بن مسلم ارجاع می‌داد او می‌گوید: هر چه بخاطرم رسید از حضرت باقر(ع) پرسیدم تا آنجا که سى هزار حدیث از او شنیدم، ولى از حضرت صادق(ع) شانزده هزار حدیث یا مسئله پرسیدم.

روزی عبدالله بن ابی یعفور به امام صادق(ع) عرض کرد: من همیشه نمی‌توانم شما را ملاقات نمایم و امکان تشرّف به محضر شما همیشه برایم مقدور نیست. برای من سؤالاتی مطرح می‌شود و یا این‌که شیعیان به من مراجعه می‌کنند و سؤالاتی از من می‌پرسند و من جواب همه‌ی آنها را نمی‌دانم. امام صادق(ع) فرمود: «چرا به نزد محمد بن مسلم ثقفی نمی‌روی و از او جواب سؤالهایت را نمی‌گیری؟ او از پدرم بهره‌ها برده و سخن‌ها شنیده است و یکی از چهره‌های ارزشمند و مورد اعتماد و آبرومند نزد پدر بزرگوارم بوده است»

وفات محمد بن مسلم

محمد بن مسلم، بعد از سپری کردن عمری با برکت و به انجام رساندن خدماتی به دنیای دانش و عالم تشیع و بجا گذاشتن سخنان حکمت‌آمیز از ائمه‌ی زمان خویش، در سال ۱۵۰ هجری قمری به دیار باقی شتافت.

 پی نوشت ها:
[۱]. شیخ طوسى، رجال الطوسی، ص ۱۲۱ – ۱۵۱، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
[۲]. سبحانى، جعفر، موسوعه طبقات الفقهاء، ج ۲، ص ۵۲۱، مؤسسه امام صادق(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
[۳]. کشّى، محمد بن عمر، اختیار معرفه الرجال‌، محقق و مصحح: مصطفوى، حسن، ص ۱۶۱، ‌مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، مشهد، ۱۴۹۰ق.  
[۴]. موسوعه طبقات الفقهاء، ج ۲،ص ۵۲۲٫
[۵]. اختیار معرفه الرجال‌، ص ۱۳۶ – ۱۳۷؛ محدث نورى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۷، ص ۳۱۴، مؤسسه آل البیت(ع)، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
[۶]. واقعه، ۱۰ – ۱۱٫
[۷]. اختیار معرفه الرجال‌، ص ۱۳۶؛ شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۴، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.  
[۸].  اختیار معرفه الرجال‌،ص ۱۶۵؛ شیخ عباس قمی، منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل‏، ج ۲، ص ۱۴۵۲، دلیل ما، قم، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
[۹]. شیخ مفید، الإختصاص‏، ص ۲۰۲، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.  
[۱۰]. اختیار معرفه الرجال‌،ص ۱۶۷؛ الإختصاص‏، ص ۲۰۳٫
[۱۱]. نجاشى، احمد بن على، فهرست أسماء مصنفی الشیعه، محقق و مصحح: شبیرى زنجانى، سید موسى، ص ۳۲۴،دفتر انتشارات اسلامى، قم،۱۴۰۷ق.
[۱۲]. اختیار معرفه الرجال‌، ص ۱۶۲ – ۱۶۳؛ الإختصاص‏، ص ۲۰۳ – ۲۰۴٫
[۱۳]. اختیار معرفه الرجال‌،ص ۱۶۳ – ۱۶۷٫
[۱۴]. همان، ص ۱۶۱ – ۱۶۲٫
۱۵]. الإختصاص‏، ص ۲۰۱؛ فهرست أسماء مصنفی الشیعه، ص ۳۲۴٫

اصحاب برجسته امام محمد باقر علیه السلام

 در مکتب امام ابوجعفر باقر العلوم که درود فرشتگان بر او باد، شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش یافتند که اینک به معرفى برخى از آنان اشاره مى‎شود:

ابان بن تغلب :

محضر سه امام را درک کرده بود – امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام – ابان از شخصیت‎هاى علمى عصر خود بود و در تفسیر، حدیث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسیارى داشت. والایى دانش ابان چنان بود که امام باقر علیه السلام به او فرمود در مسجد مدینه بنشین و براى مردم فتوا بده زیرا دوست دارم مردم چون تویى را در میان شیعیان ما ببینند.

ابان هر وقت به مدینه مى ‎آمد حلقه‎هاى درس مى‎شکست و در مسجد جایگاه خطابه پیامبر را براى تدریس او خالى مى‎کردند.

چون خبر درگذشت ابان را به امام صادق علیه السلام عرض کردند فرمود: به خدا سوگند مرگ ابان قلبم را به درد آورد. (۱)

 زُرارِِه :

دانشمندان شیعه میان پروردگان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام شش تن را برتر مى‎شمرند و زُراره یکى از آنهاست. امام صادق علیه السلام خود مى‎فرمود:

اگر «برید بن معویه» و «ابو بصیر» و «محمد بن مسلم» و «زراره» نمى‎بودند آثار پیامبرى (معارف شیعه) از میان مى‎رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امین هستند. و باز مى‎فرمود: «برید» و «زراره» و «محمد بن مسلم» و «احول» در زندگى و مرگ نزد من محبوب‎ترین مردمانند.

زراره در دوستى امام چنان استوار بود که امام صادق علیه السلام ناگزیر شد براى حفظ جان او به عیبجویى و بدگویى او تظاهر کند و در پنهان به او پیام داد اگر از تو بدگویى مى‎کنم براى ایمن داشتن توست زیرا دشمنان، ما را به هر کس علاقمند ببینند به آزار او مى‎کوشند… و تو به دوستى ما شهرت دارى و من ناچارم چنین تظاهر کنم. زراره از قرائت و فقه و کلام و شعر و ادب عرب بهره‎اى گسترده داشت و نشانه‎هاى فضیلت و دیندارى در او آشکار بود. (۲)

 کُمِیت اسدى:

شاعرى سرمد بود و زبان گویایش در قالب نغز شعر در دفاع از اهل‎بیت سخنان پر مغز مى‎سرود، شعرش چنان کوبنده و رسواگر بود که پیوسته از طرف خلفاى اموى تهدید به مرگ مى‎شد.

بازگو کردن حقایق و به ویژه دفاع از اهل‎بیت پیامبر در آن زمان چنان خطرناک بود که جز مردان مرد جرأت اقدام بدان نداشتند، و کمیت از قوی‎ترین چهره‎هایى است که در دوران حکومت اموى از مرگ نهراسید و تا آنجا که یارایش بود حق گفت و سیماى امویان را بر مردم آشکار ساخت.

کمیت در برخى از اشعار خویش امامان راستین را در برابر بنى‎امیه چنین معرفى مى‎کند:

« آن راهبران دادگر همچون بنى‎امیه نیستند که انسان‎ها و حیوان‎ها را یکى بدانند، آنان همچون عبدالملک و ولید و سلیمان و هشام اموى نیستند که چون بر منبر نشینند سخنانى بگویند که خود هرگز عمل نمى‎کنند، امویان سخنان پیامبر را مى‎گویند اما خود کارهاى زمان جاهلیت را انجام مى‎دهند.» (۳)

کمیت شیفته امام باقر علیه السلام بود و در راه این مهر، خویشتن را فراموش مى‎کرد، روزى در برابر امام و در مدح او اشعار شیوایى را که سروده بود مى‎خواند، امام به کعبه رو کرد و سه بار فرمود: خدایا کمیت را رحمت کن آنگاه به کمیت فرمود صد هزار درهم از خاندانم براى تو جمع آورى کرده‎ام .

کمیت گفت: به خدا سوگند هرگز سیم و زر نمى‎خواهم، فقط یکى از پیراهن‎هاى خود را به من عطا فرمایید. و امام پیراهن خود را به او داد. (۴)

روزى دیگر در خدمت امام باقر علیه السلام نشسته بود، امام به دلتنگى از زمانه این شعر بر خواند:

ذهب الذین یعاش فى اکنافهم لم یبق الا شاتم او حاسد ؛ « رادمردانى که مردم در پناهشان زندگى مى‎کردند رفتند و جز حسودان یا بدگویان کسى باقى نمانده است.»

کمیت فورا پاسخ داد:

و بقى على ظهر البسیطه واحد فهو المراد و انت ذاک الواحد؛ «اما بر روى زمین یک تن از آن بزرگمردان باقى است که هم او مراد جهانیان است و تو آن یک تن هستى.» (۵)

 محمد بن مسلم:

وى فقیه اهل‎بیت و از یاران راستین امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بود، چنانکه در بالا گفتیم امام صادق علیه السلام او را یکى از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پیامبرى به وجودشان پا بر جا و باقى است.

محمد کوفى بود و براى بهره گرفتن از دانش بیکران امام باقر علیه السلام به مدینه آمد و چهار سال در مدینه ماند.

«عبدالله بن ابى یعفور» مى‎گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم گاه از من سؤالاتى مى‎شود که پاسخ آن را نمى‎دانم و به شما نیز دسترسى ندارم، چه کنم؟

امام «محمد بن مسلم» را به من معرفى کرد و فرمود: چرا از او نمى‎پرسى؟ (۶)

در کوفه زنى شب هنگام به خانه محمد بن مسلم آمد و گفت: همسر پسرم مرده است و فرزندى زنده در شکم دارد، تکلیف ما چیست؟

«محمد بن مسلم» گفت: بنابر آنچه امام باقرالعلوم علیه السلام فرموده است باید شکم او را بشکافند و بچه را بیرون آورند، سپس مرده را دفن کنند.

آنگاه از زن پرسید مرا از کجا یافتى؟

زن گفت: این مساله را به نزد «ابوحنیفه» بردم و او گفت در این باره چیزى نمى‎دانم ولى به نزد محمد بن مسلم برو و اگر فتوایى داد مرا آگاه ساز .

دیگر روز محمد بن مسلم در مسجد کوفه «ابوحنیفه» را دید که در جمع اصحاب خویش همان مساله را طرح کرده مى‎خواهد پاسخ را به نام خود به آنان بگوید!

«محمد» به طعنه سرفه‎اى کرد و ابوحنیفه دریافت و گفت: «خدایت بیامرزد بگذار زندگى کنیم.» (۷)

پى نوشت‎ها:

۱- جامع الروات، ج ۱، ص ۹ .

۲- جامع الروات، ج ۱، ص ۱۱۷ و ۳۲۴- ۳۲۵ .

۳- الشیعه و الحاکمون، ص ۱۲۸٫

۴- سفینه البحار، ج ۲، ص ۴۹۶ .

۵- منتهى الآمال، چاپ ۱۳۷۲ قمرى، ج ۲، ص ۷ .

۶- تحفه الاحباب، محدث قمى، ص ۳۵۱/ جامع الرواه، ج ۲، ص ۱۶۴٫

۷- رجال کشى، ص ۱۶۲، چاپ دانشگاه مشهد .

منبع: کتاب پیشواى پنجم ، علی  نظرى منفرد

نگاهى به شیوه هاى تبلیغى امام صادق علیه السلام

محمود اکبرى

«الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الا الله و کفى بالله حسیبا» . (۱)

آنها که رسالت هاى الهى را تبلیغ مى کنند و (تنها) از او مى ترسند و از هیچ کس جز او واهمه اى ندارند، همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش دهنده اعمال آنها) است .

به مناسبت ۲۵ شوال، سالروز شهادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت، صادق آل محمد (ع) پاسدار بزرگ اسلام و شیخ الائمه، که در حدود شصت و پنج سال عمر با برکت خود را در شرایطى که امویان و عباسیان سرگرم زد و خورد با یکدیگر بودند، صرف احیاى دین و تربیت هزاران شاگرد در علوم و فنون مختلف نمود و بدین گونه، اسلام را از غربت و انزوا نجات بخشید . در این نوشتار کوتاه نگاهى داریم بر برخى شیوه هاى تبلیغى آن حضرت .

جامعیت

از ویژگى هاى امام صادق، جامعیت در علوم مختلف بود . حضرت با تاسیس دانشگاه چهار هزار نفرى در رشته هاى مختلف، متخصصین بسیارى در رشته هاى کلام، فقه، حدیث، طب، شیمى و . . . تربیت کرد.

و بدین گونه در تمام رشته ها و قشرها نفوذ داشت و بزرگان علم و دانش، خود را شاگرد او به حساب مى آوردند .

«ابوحنیفه » پیشواى اهل سنت مى گوید: من فقیرتر از امام صادق (ع) کسى را ندیده ام . روزى طبق سفارش «منصور دوانیقى » چهل مساله مهم فقهى را آماده کرده بودم تا در جلسه اى با حضور شخص خلیفه مطرح کنم . هنگامى که در محضر خلیفه با امام روبرو شدم و سؤال ها را مطرح کردم حضرت آن چنان پاسخ ها را طبق اقوال مختلف بیان کردند و به هر چهل مساله آن چنان پاسخ دادند که همگان اعتراف کردند که او دانشمندترین مردم و آگاه ترین آنان بر موارد اختلاف آراء مردم مى باشد . (۲)

«حسن بن على وشاء» که از شخصیت هاى بزرگ شیعه به شمار مى رود مى گوید: من فقط در مسجد کوفه نهصد نفر از اساتید بزرگ و تربیت یافتگان مکتب امام صادق (ع) را درک کردم که هر یک حوزه درسى تشکیل داده و آنچه را که از مکتب حضرت فراگرفته بودند، براى شاگردان خود بازگو مى کردند . (۳)

براى درک عظمت گوشه اى از دانشگاه بى همتاى اسلامى، کافى است گفته شود که اصول چهارصدگانه حدیث و معارف اسلامى که تنها منبع اصلى و اصیل کتابهاى معتبر چهارگانه «کافى شیخ کلینى، من لایحضره الفقیه صدوق و تهذیب و استبصار شیخ طوسى » محصول مستقیم شاگردان با کفایت امام صادق (ع) بوده است . آرى، در مکتب تربیتى امام شاگردان برجسته اى هم چون «ابان بن تغلب » ، «محمد بن مسلم » و «زراره ابن اعین » پرورش یافته اند که هزاران روایت از امام صادق نقل کرده اند . در دیگر رشته هاى علوم و فنون و معارف نیز شاگردانى چون «جابر ابن حیان ثقفى » و «هشام ابن حکم » تربیت یافته اند که هر دو از پایه گذاران علم شیمى و علم کلام به شمار مى روند، و نیز از شاگردان نامدار دیگر، «ابوحنیفه قاضى سکونى » و «قاضى ابوالبخترى » را مى توان نام برد . (۴)

استفاده از موقعیت ها

امام صادق (ع) در سال هاى آخر حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان، با استفاده از درگیرى بنى امیه و بنى عباس و مشغولیت آنان به مسایل خود که موجب تخفیف خفقان شده بود، نهضت علمى و مذهبى خود را گسترش داده و عملا مدینه را حوزه درسى قرار دادند که در آن هزاران پژوهنده مشتاق، در رشته هاى گوناگون از محضر آن امام بهره مى گرفتند . شهرت علمى امام در بلاد اسلامى آن چنان چشمگیر و زبانزد خاص و عام بود که از نقاط بسیار دور سرزمین هاى اسلامى براى کسب فیض به مدینه و حوزه درس او مى آمدند و از دریاى بى کران علوم الهى او بهره مى بردند . حتى بسیارى از متفکران غیر مسلمان نیز براى مذاکره علمى با امام به خدمتش مى رسیدند و حضرت به میزان سطح درک و علمشان پاسخ مى گفتند; گاهى سطح علمى سؤال کننده ایجاب مى کرد که حضرت پاسخ علمى و فلسفى بدهد و گاهى پاسخ در حد ابطال دلیل خصم بودن و گاهى ساده تر از آن .

بدین گونه، حضرت با نهضت علمى خود افق معارف اسلامى را چنان گسترش داد که دیگر توطئه هاى دشمنان نتوانست جلوى فوران انوار معرفت را بگیرد . این زمینه سازى ها بود که یک نسل بعد هنگامى که هشتمین پیشوا و امام وقتى به نیشابور وارد شد، هزاران هزار عاشق مشتاق با تمام وجود به استقبال آن حضرت شتافتند تا قطره اى از دریاى معارف اهل بیت را فراگیرند . در حالى که در زمان امام زین العابدین (ع) و ائمه دیگر، چنین شرایطى فراهم نبود .

مناظره و بحث آزاد

یکى از شیوه هاى تبلیغى ائمه معصومین – علیهم السلام – مناظره با سران مذاهب و ادیان و ملحدان و شبهه افکنان بود این شیوه در زندگى امام صادق (ع) رنگ و لعاب بیشترى داشت . حضرت با ارباب دانش هاى گوناگون، چون: پزشکان، فقیهان، منجمان، متکلمان، صوفیان و . . . به بحث و مناظره مى پرداخت که کیفیت اغلب آنها در منابع اسلامى ثبت و ضبط شده است . مناظرات حضرت با چهره هایى همچون «ابن ابى العوجا» ، «ابن مقفع » ، «ابوشاکر ایمانى » «سفیان ثورى » ، «ابوحنیفه » ، «عمروبن عبید» و «واصل بن عطا» که هر دو از سران معتزله بودند، معروف و مشهور است . (۵)

برخورد عملى

انسان بیش از آنکه از گفتار متاثر گردد، از کردار تاثیر مى پذیرد; بویژه کردارى که از ایمان برخیزد و سخنى که از قلب سرچشمه گیرد .

سخن خیزد گر از اعماق جانى

به فریاد آورد جان جهانى

سخن کز دل برآید آتش است آن

که مى سوزد تو را تا پرده جان

حضرت آن چه را که مى خواست به دیگران بیاموزد عمل مى آموخت . بر هیچ معروفى امر نمى کرد، جز آنکه خود بیشتر و پیشتر از دیگران بدان عملى مى کرد و از هیچ منکرى نهى نمى کردند; جز آن که خود همیشه از آن اجتناب مى نمودند .

«مالک بن انس » مى گوید: اغلب اوقاتى که بر امام صادق (ع) وارد مى شدم، او را در یکى از سه حال مى دیدم: نماز، روزه، قرائت قرآن . (۶)

و به یارانش نیز مى فرمود: «کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم » (۷) مردم را به غیر زبانتان به نیکى فراخوانید .

یکى از بستگان امام صادق (ع) از آن حضرت بدگویى کرده بود .

وقتى به آن حضرت خبر رسید . بدون آن که عکس العمل شدیدى از خود نشان دهند، با آرامش برخاستند و وضو گرفتند و مشغول نماز شدند . یکى از حاضران به نام «حماد لحام » مى گوید: من گمان کردم حضرت مى خواهد آن شخص را نفرین کند، ولى برخلاف تصور خود دیدم آن بزرگوار بعد از نماز چنین دعا کرد: خدایا من حقم را به او بخشیدم . تو از من بزرگوارتر و سخى ترى او را به من ببخش و کیفر مکن! (۸)

مردى با یکى از بستگانش بر سر میراثى اختلاف داشت و کارشان به دعوا و جدال کشید . «مفضل » که یکى از یاران امام صادق (ع) است و از آن جا مى گذشت، متوجه درگیرى آن دو شد، آنها را خانه خود برد و با چهارصد درهم میان آن دو مصالحه برقرار کرد و درهم ها را هم خودش پرداخت و اختلاف حل شد .

آن گاه مفضل به آنان گفت: بدانید پولى که براى حل اختلاف پرداختم، از آن خودم نبود . و از اموال امام صادق (ع) بود، زیرا حضرت به من فرمان داده اند که هر جا دو نفر از شیعیان ما اختلافى داشتند، از مال آن بزرگوار آنان را صلح دهم . (۹)

نهى از منکر با محبت

امام صادق (ع) شنیده بودند که از مسلمانان مردى به نام «شقرانى » شراب خورده است و به دنبال فرصتى بودند که نهى از منکر کنند . روزى او براى دریافت سهمى از بیت المال نزد حضرت آمد . حضرت ضمن این که سهمى از بیت المال به او دادند با لحنى ملاطفت آمیز فرمودند: کار خوب از هر کسى خوب است، ولى از تو به واسطه آشنایى که با ما دارى و آزاد شده پیامبر هستى زیباتر است . و کار بد از هر کسى بد است، و از تو به خاطر همین انتساب زشت تر و قبیح تر است .

شقرانى با شنیدن این جمله دانست که امام از شراب خوارى او آگاه بوده و در عین حال به او محبت کرده است . نادم گشت و در درونش تحولى ایجاد شد . (۱۰)

آرى، توجه به کمالات، موقعیت و شخصیت افراد یکى از عوامل بازدارنده از منکرات و کارهاى زشت است .

اختصار در سخن

از ویژگى هاى تمام معصومین اختصار در سخن و خطابه و پرهیز از سخنان زاید بوده است . امام صادق (ع) مى فرماید:

«ثلاثه فیهن البلاغه التقرب من معنى البغیه و التعبد من حشو الکلام و الدلاله بالقلیل على الکثیر» (۱۱) سه چیز از بلاغت است: استفاده از رساترین عبارات براى رسانیدن مطالب، مخاطبان و دورى از سخنان زاید و بیهوده که شنونده را خسته مى کند و استفاده از جملات کوتاه و پر معنا .

ترغیب به نشر فرهنگ اهل بیت

حضرت به شیعیان توصیه و سفارش مى کردند که به زیارت یکدیگر بروید، که این دید و بازدیدها دل هایتان را زنده مى دارد . و احادیث و سخنان ما را به یکدیگر نقل کنید، که سخنان و احادیث ما، شما را به یکدیگر پیوند مى دهد و بهره گیرى از آنها هدایتتان مى کند و نجاتتان مى بخشد .

اما اگر آنها را ترک کنید گمراه شده و هلاک مى گردید . پس به احادیث و سخنان ما توجه نمائید که من نجات شما را با عمل به آنها تضمین مى کنم . (۱۲)

توجه به جوانان

یکى از شیوه هاى دیگر تبلیغى حضرت دعوت به دانش اندوزى و کسب معارف دینى بود . حضرت اصحاب و شاگردانش را به دانش اندوزى و کسب معارف تشویق مى نمود و مى فرمودند:

«لست احب ان ارى الشاب منکم الا غادیا فى حالین اما عالما او متعلما» (۱۳) دوست ندارم یکى از شما جوانان را جز در یکى از دو حال ببینم: یا دانشمند و عالم باشید و یا متعلم و دانشجو . و بدین گونه به جوانان بهاى بیشترى در مسائل تبلیغى مى دادند .

توجه به ظرفیت افراد

امام صادق (ع) شخصى را براى ماموریتى به منطقه اى فرستاد . او در گزارش خود به امام از مردم منطقه به شدت انتقاد کرد . امام فرمود: اى سراج، ایمان ده درجه دارد . بعضى یک درجه ایمان دارند و بعضى دو درجه . بعضى هم هفت تا ده درجه . نباید کسانى که ایمان کامل ترى دارند از دیگران بیش از ظرفیت آنها توقع داشته باشند . (۱۴)

تبلیغ پنهانى

امام صادق (ع) در میان امامان معصوم، تنها امامى بود که با دو حکومت مروانى و عباسى معاصر بود . دو حکومت و قدرتى که عملا با شریعت اسلام و بنیانگذار آن به نبرد برخاسته بودند و در این راستا بدعت گذاران و مذهب سازان گوناگونى هم پدید آورده بودند . حضرت که نظاره گر این شبهه افکنى ها و تبلیغات ضددینى بودند، بهترین راه را در نشر فرهنگ اسلامى در پرتو تقیه (تلاش پنهانی) دیدند . و بدین گونه توانستند خدمات بسیارى را در بعد فرهنگى به عالم تشیع بنمایند . (۱۵)

حضرت به اصحاب خود نیز سفارش مى کردند که مخفیانه عمل کنند و در هر عملى که انجام مى دهند توجه کامل داشته باشند که مخالفان و دشمنانشان متوجه آنان نشوند و مى فرمودند: مبلغان خاموش ما باشید .

نوآورى

یکى از روش هاى تبلیغى حضرت نوآورى بود . یکى از دانشمندان مسیحى درباره حضرت مى گوید: امام صادق (ع) سرمنشا مجموعه ابتکارات و افکار و روش هاى جدید است . (۱۶)

نویسنده کتاب «مغز متفکر شیعه » مى نویسد: امام صادق (ع) شخصیتى است که مذهب شیعه را از خطر نابودى نجات داد . او بود که نخستین بار نظریه «بطلمیوس » در موضوع مرکزیت کره زمین و گردش خورشید به دور آن را مورد انتقاد قرار داد و رکزیت خورشید را مطرح ساخت او نخستین کسى بود که عقیده عناصر چهارگانه آب، آتش، خاک، هوا را مطرح ساخت . او نخستین پایه گذار عرفان در اسلام بود . او پدید آورنده فرهنگ جامع شیعه بود . او پایه گذار تئورى حرکت تمام موجودات و ده ها نظریه جدید علمى بود که تفصیل آن را در همان کتاب باید مطالعه نمود. (۱۷)

تبلیغ در حساس ترین لحظه ها

«ابوبصیر» مى گوید: امام صادق (ع) در آخرین لحظه هاى عمرش فرمود: همه اقوام و خویشان مرا خبر کنید .

همین که همه بستگانش را خبر کردیم و همه در خانه حضرت جمع شدند، حضرت فرمود: شفاعت ما هرگز نصیب کسى که نماز را سبک مى شمارد نخواهد شد . (۱۸)

امام صادق (ع) با تدوین فقه و حدیث و نشر معارف اهل بیت، تشیع را آسیب ناپذیر ساخت و سهم ایشان چنان بزرگ است که مذهب شیعه را «مذهب جعفرى » نامیدند .

«علامه طباطبایى » مى گوید: احادیثى که از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) نقل شده، از مجموع احادیثى که از پیامبر و ده امام بزرگوار ضبط شده بیشتر مى باشد . (۱۹) و به دلیل همین رهبرى مذهبى و فکرى و علمى سیاسى دستگاه خلافت سخت نگران بود .

به همین جهت هر از چند گاهى، به بهانه اى امام را به عراق احضار کرده و نقشه قتل ایشان را مى کشیدند که هر بار به نحوى خطر از وجود مقدس امام برطرف مى گردید . ولى سرانجام، دستگاه خلافت در شوال سال ۱۴۱۸ امام را مسموم و به شهادت رسانید .

پى نوشت ها:

۱) احزاب، آیه ۳۹ .

۲) مناقب ابن حلیفه، ج ۱، ص ۱۷۳، تذکره الحفاظ، ج ۱، ص ۱۵۷، دور نمایى از زندگانى امام جعفر صادق، عقیقى بخشایشى .

۳) رجال نجاشى ، ص ۴۰: «لقد ادرکت فى هذا المسجد تسعماه شیخ کل یقول حدثنى جعفر بن محمد» .

۴) زندگانى امام جعفر صادق، بخشایشى، ص ۱۹ .

۵) صفحاتى از زندگانى امام جعفر صادق ، محمد حسین مظفر، نشر قلم، ص ۲۸۱، بیست گفتار شهید مطهرى، ص ۱۵۷ .

۶) میزان الحکمه، ج ۱، ص ۲۵۵ .

۷) بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۰۳ .

۸) انوارالبهیه، ص ۱۹۴ .

۹) کافى، ج ۲، ص ۲۰۹، بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۵۸ .

۱۰) بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۳۴۹ .

۱۱) تحت العقول ، ص ۳۳۰ .

۱۲) کافى، ج ۲، ص ۱۸۶ .

۱۳) بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۷۰ .

۱۴) ره توشه راهیان نور، ویژه محرم ۱۴۱۹ .

۱۵) بر امام صادق چه گذشت، سید محمد حسن موسوى کاشانى، ص ۱۰۳ .

۱۶) مغز متفکر شیعه، ص ۵۹ .

۱۷) دورنمایى از زندگانى امام صادق، عقیقى بخشایشى، ص ۷۵،

۱۸) بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۱۰۵ .

۱۹) شیعه در اسلام، علامه طباطبایى، ص ۱۴۰ .

منبع : ماهنامه پاسدار اسلام  بهمن ۱۳۷۸ – شماره ۲۱۸