مبارک

نوشته‌ها

ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) (۱۵رمضان)

روز نیمه ماه رمضان

روز پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرى، روز ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) مى باشد،(۱) و بنابر بعضى از اقوال، تولّد امام محمّد تقى(علیه السلام) در سال ۱۹۵ در این روز واقع شده، البتّه این قول غیرمشهور است.(۲)
به هر حال این روز، روز بسیار بافضیلتى است و دادن صدقه و خیرات و کمک به مستمندان در این روز پاداش زیادى دارد.

پی نوشت :
۱، منتهى الآمال، تاریخ زندگانى امام حسن مجتبى(علیه السلام) (البتّه برخى معتقدند ولادت آن حضرت سال دوم واقع شده است).
۲، همان مدرک، تاریخ زندگانى امام محمّد تقى(علیه السلام).

شبهاى قدر

شب قدر، شبى است كه مقدّرات يك سال انسانها – بر اساس لياقت ها و شايستگى هاى آنان – تعيين مى گردد؛ در تمام سال، شبى به عظمت و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن از عمل در هزار ماه برتر است.
فرشتگان خداوند و فرشته اى به نام «روح» كه اعظم همه فرشتگان است در آن شب، به اذن پروردگار به زمين فرود مى آيند و خدمت امام زمان(عليه السلام) مى رسند و آنچه را كه براى هر كس در طول سالِ آينده مقدّر شده است بر آن حضرت عرضه مى دارند.(1)
خوشا به حال آن كس كه از فيض عظيم اين شب كه شب نزول قرآن است، بهره مند شود و با دعا و مناجات و گريه و توبه، به درگاه حقّ روى آورد و زمينه تقديرات ارزشمند و سرنوشت معنوى و روحانى والايى را براى خويش فراهم سازد.
معصومين(عليهم السلام) شب قدر را به طور دقيق، تعيين نكرده اند و آن را مردّد در ميان سه شب (نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم) ذكر فرموده اند، تا مؤمنان با انجام اعمال شب هاى قدر، در هر سه شب و به دست آوردن حال خوشِ معنوى و كسب فيض در اين شب ها، به آمادگى كامل، جهت دريافت عنايات ويژه الهى دست يابند.
هرچند علما، با توجّه به روايات، شب هاى بيست و يكم و بيست و سوم را به شب قدر بودن، نزديكتر مى دانند.(2)

شب نوزدهم ماه:

اين شب، اوّلين شب از شب هاى قدر است و از اين شب، انجام اعمال شب هاى قدر آغاز مى شود.
اعمال شب هاى قدر:
اعمال شب هاى قدر بر دو قسم است. يك قسم آن مشترك ميان هر سه شب است و قسم ديگر اعمالى است كه مخصوصِ هر يك از اين سه شب مى باشد.

اعمال مشترك شب هاى قدر

1ـ غسل شب قدر است، مرحوم «علاّمه مجلسى» فرموده: بهتر است غسلِ شب هاى قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند كه نماز مغرب را با غسل بخوانند.(3)
2ـ دو ركعت نماز بخواند؛ كه در هر ركعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّه» را تلاوت كند و بعد از پايان نماز، هفتاد مرتبه بگويد: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَيْهِ در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمده است: كسى كه اين عمل را بجا آورد، از جاى خويش برنخيزد مگر اين كه خداوند متعال او و پدر و مادرش را بيامرزد و خداوند فرشتگان را مأمور مى كند تا سال آينده براى وى حسنات بنويسند…(4)
3ـ امام باقر(عليه السلام) درباره عمل ديگر اين شب فرمود: قرآن را بگشايد و در برابر خود قرار دهد وبگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ،وَفيهِ اسْمُكَ [الاَْعْظَمُ] الاَْكْبَرُ،وَ

خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است كه در آن است نام بزرگت و

اَسْماؤُكَ الْحُسْنى،وَما يُخافُ وَيُرْجى،اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ.

نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ.

سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.(5)

4ـ مراسم قرآن به سر گرفتن است، به فرموده امام صادق(عليه السلام): قرآن مجيد را بر سر بگذارد و بگويد:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ

خدايا به حق اين قرآن و به حق آن كس كه او را بدين قرآن فرستادى و هر مؤمنى كه در آن مدحش كردى

فيهِ، وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ، فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ.

و به حق تو بر ايشان زيرا هيچ كس به حق تو از خودت آشناتر نيست.

آنگاه ده مرتبه بگويد: بِكَ يا اللهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّد(صلى الله عليه وآله) و ده مرتبه بعَلِىٍّ(عليه السلام) و ده مرتبه بِفاطِمَةَ(عليها السلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ(عليه السلام) و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ(عليه السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد(عليهما السلام) و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر(عليهما السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى(عليهما السلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد(عليهما السلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ(عليه السلام)؛ در پايان هر حاجتى كه دارد از خداوند طلب كند(6) و در تمام اين اذكار، نهايت حضور قلب و توجّه به درگاه خدا را حفظ كند.
بهتر است اگر مى خواهند توسّل گرفته، يا ذكر مصيبتى كنند قبل يا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نكنند.
5ـ زيارت امام حسين(عليه السلام)؛ به فرموده علاّمه مجلسى، زيارت امام حسين(عليه السلام) در هر يكى از اين سه شب، مستحبّ مؤكّد است،(7) و در روايتى آمده است كه سبب آمرزش گناهان مى شود(8) و اگر دسترسى به زيارت از نزديك نداشته باشد، از دور زيارت كند.
6ـ احيا داشتن شب هاى قدر است؛ يعنى اين شب را تا صبح بيدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قرآن و جلسات سخنرانى دينى و پرسش و پاسخ هاى مذهبى و يا مطالعه كتاب هاى تفسير و عقايد و مواعظ سپرى كند.
در روايتى از امام باقر(عليه السلام) آمده است: هر كس شب قدر را احيا دارد، گناهان او آمرزيده شود، هرچند زياد باشد،(9) و بهتر است روز قبل مقدارى استراحت كند و غذا و نوشيدنى كمتر بخورد تا خواب بر او غلبه نكند و كسانى كه توانايى بر احيا ندارند، بهتر است اوّل شب را استراحت كنند و سحرگاهان بيدار باشند و عبادت نمايند.
7ـ صد ركعت نماز بگزارد (هر دو ركعت به يك سلام) كه فضيلت بسيار دارد و افضل آن است كه اگر توانايى داشته باشد، در هر ركعت بعد از حمد،ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخواند.(10)
8ـ مرحوم «شيخ كفعمى» در «مصباح» نقل كرده است كه امام زين العابدين(عليه السلام) اين دعا را در شب هاى نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم در حالت ايستاده و نشسته و در ركوع و سجود مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم

اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتى

و نتوانم از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى خود و بيچارگيم

وَقِلَّةِ حيلَتى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى

در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و وفا كن برايم بدانچه بر من

وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما

و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شبو تمام كن بر من آنچه را

اتَيْتَنى، فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، اَلضَّعيفُ الْفَقيرُ الْمَهينُ،

به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست خوار توام

اَللّـهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيـما اَوْلَيْتَنى، وَلا لاِِحْسانِكَ فيما

خدايا مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و از احسانت در آنچه به من

اَعْطَيْتَنى، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى فى سَرّآءَ اَوْ ضَرّآءَ،

عطا كردى قرار مده و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد چه در خوشى و چه در سختى

اَوْ شِدَّة اَوْ رَخآء، اَوْ عافِيَة اَوْ بَلاء، اَوْ بُؤْس اَوْ نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ.(11)

در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا در نعمت براستى تو شنواى دعايى.

9ـ مرحوم «علاّمه مجلسى» مى فرمايد: بهترين اعمال در اين شب ها طلب آمرزش گناهان و دعا براى امور دنيوى و اخروى است، هم براى خود و هم براى پدر و مادر و خويشان و برادران مؤمن ؛ چه زنده باشند و چه از دنيا رفته باشند و همچنين ذكرهاى مختلف و صلوات بر محمّد و آلش، تا آن جا كه مقدور است، انجام دهد و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاى «جوشن كبير» را در اين سه شب بخوانند.(12)
در روايتى آمده است كه شخصى خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) رسيد و عرض كرد: اگر شب قدر را درك كردم، چه چيزى را از خداوند طلب كنم؟ فرمود: عافيت و سلامتى را بخواه.(13)
اعمال مخصوص هر يك از شب هاى سه گانه قدر:

اعمال شب نوزدهم

اعمال شب نوزدهم چند چيز است:
1ـ صد مرتبه بگويد: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ إلَيْهِ.(14)
2ـ صد مرتبه بگويد: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ.(15)
3ـ دعايى را كه در اعمال روزهاى ماه رمضان ذكر كرديم (يا ذا الّذي كان… ) را بخواند.(16)
4ـ اين دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ، وَفيما تَفْرُقُ مِنَ

خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى و در آنچه جدا كنى از

الاَْمْرِ الحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، وَفِى الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ

فرمان حكيمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و تغيير و تبديلى ندارد

تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ،

كه نام مرا در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه) بنويسى آنان كه حجشان مقبول و سعيشان مورد تقدير

اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ

و گناهانشان آمرزيده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده در آنچه مقدر فرموده اى

تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى، وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا.(17)

كه عمر مرا طولانى كرده و روزيم را وسيع گردانىو درباره ام چنين و چنان كنى.(به جاى كلمه كذا و كذا، حاجت خود را عرضه دارد).

شب بيست و يكم:

اين شب فضيلتش از شب نوزدهم بيشتر است كه اعمال مشترك شب هاى قدر را با توجّه بيشترى انجام دهد. در روايات درباره غسل و احيا و تلاش در عبادت در اين شب و شب بيست و سوم تأكيد شده و آمده است كه شب قدر در ميان يكى از اين دو شب است،(18) و در چند روايت وقتى كه از معصوم(عليه السلام) خواستند تا معيّن كنند كه شب قدر، در ميان كدام يك از اين دو شب است، معيّن نكردند، بلكه فرمودند: ما اَيْسَرَ لَيْلَتَيْنِ فيما تَطْلُبُ (احياى هر دو شب براى آنچه مى خواهى مشكل نيست).(19)
و جالب اين كه «مرحوم صدوق» در «امالى» مى گويد: «مِنْ دينِ الإمامِيَّةِ … مَنْ اَحْيى هاتَيْنِ اللَّيْلَتَيْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ؛ از دستورات مذهب اماميه است كه … اگر كسى اين دو شب را به گفتگوى علمى بپردازد، از هر عبادتى برتر است».(20)

اعمال شب بيست و يكم:
اعمال اين شب بر دو قسم است؛ قسم اوّل دعاهايى كه مربوط به دهه آخر ماه رمضان است كه خواهد آمد و قسم ديگر اعمال مخصوص شب بيست و يكم، كه به اين شرح است:
1ـ دعايى است كه در «مصباح المتهجّد» و «كافى» نقل شده است كه در شب بيست و يكم خوانده مى شود(21):

يا مُولِجَ اللَّيْلِ فِى النَّهارِ، وَمُولِجَ النَّهارِ فِى اللَّيْلِ، وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روزدر شب و اى بيرون آورنده زنده از

الْمَيِّتِ، وَمُخْرِجَ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَىِّ، يا رازِقَ مَنْ يَشآءُ بِغَيْرِ حِساب، يا اَللهُ

مرده و بيرون آورنده مرده از زنده اى روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا،

يا رَحْمـنُ، يا اَللهُ يا رَحيمُ، يا اَللهُ يا اَللهُ يا اَللهُ، لَكَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى،

اى بخشاينده، اى خدا اى مهربان اى خدا اى خدا… از آن توست نامهاى نيكو

وَالاَْمْثالُ الْعُلْيا، وَالْكِبْرِيآءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم درود فرستى بر محمّد و آل

مُحَمَّد، وَ اَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَ رُوحى مَعَ

محمّد و نام مرا در اين شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با

الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ، وَاِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً

شهدا مقرون سازى و احسان و نيكوكاريم را در بلندترين درجه بهشت و گناهانم را آمرزيده كنى و به من يقينى عطا كنى كه

تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَاِيماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّى، وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى،

هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من بدهى كه شك و ترديد را از من دور سازد و بدانچه روزيم كرده اى خشنودم سازى

وَآتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً، وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ،

و بدهى به من در دنيا نعمت نيك و در آخرت نعمت نيك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَ الاِْنابَةَ، وَ التَّوْفيقَ لِما

و روزيم كنى در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت و اشتياق و بازگشت بسويت و توفيق براى انجام آنچه را

وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

موفق داشتى بدان محمّدو آل محمّد را كه بر او و بر ايشان سلام باد.

2ـ مرحوم «شيخ كفعمى» از «سيّد بن باقى» نقل كرده است كه در شب بيست و يكم مى خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ

خدايا درود فرست برمحمّد و آل محمّد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ

الْجَهْلِ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَة، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ

نادانى را و هدايتى به من ده كه بر من منّت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد

فَقْر، وَقُوَّةً تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْف، وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذِلَّة، وَرِفْعَةً

و نيرويى به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى

تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَة، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْف، وَعافِيَةً تَسْتُرُنى

كه بدان وسيله مرا از هر پستى بلند كنى و امنيّتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله

بِها مِنْ كُلِّ بَلاء، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقين، وَيَقيناً تُذْهِبُ بِهِ عَنّى كُلَّ

مرا از هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله هر

شَكٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الاِْجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفى هذِهِ السّاعَةِ

شك و ترديدى را از من دور سازى و دعايى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در همين ساعت

السّاعَةِ السّاعَةِ يا كَريمُ، وَ خَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ كُلَّ رَحْمَة، وَعِصْمَةً تَحُولُ

…………… اى بزرگوار و ترسى به من بده كه هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان

بِها بَيْنى وَ بَيْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها بَيْنَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ، بِرَحْمَتِكَ

حالت ميان من و گناهان حائل شود و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم

يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.(22)

اى مهربانترين مهربانان.

3ـ به فرموده «شيخ مفيد»، در اين شب صلوات بسيار فرستد و بر ظالمان و غاصبان حقوق آل محمّد(صلى الله عليه وآله) و همچنين بر قاتل اميرمؤمنان(عليه السلام) بسيار لعن و نفرين فرستد و براى خويش و پدر و مادرش و ساير مؤمنان دعا كند.(23)
4ـ دعا براى وجود مبارك امام زمان(عليه السلام) و فرج آن حضرت، يكى ديگر از اعمال اين شب است. در روايتى كه «سيّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل كرده مى خوانيم: در شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان به محضر امام صادق(عليه السلام) شرفياب شدم، امام(عليه السلام) از من پرسيد كه آيا غسل كرده اى؟ گفتم: آرى،امام(عليه السلام) حصيرى طلبيد و مرا نيز به كنارش فراخواند. آن حضرت(عليه السلام) مشغول نماز شد و من نيز نزديك آن حضرت(عليه السلام) نماز مى خواندم. وقتى كه از نمازها فارغ شديم، آن حضرت دعا كرد و من آمين گفتم، و اين كار ادامه داشت تا صبح طلوع كرد. امام(عليه السلام) اذان و اقامه گفتند و برخى از خدمتكاران را فراخواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(عليه السلام) بجا آورديم.
امام صادق(عليه السلام) بعد از نماز، به تسبيح و تقديس پروردگار پرداخت و بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) درود فرستاد و براى مؤمنان دعا كرد؛ آنگاه به سجده رفت و ساعتى در سجده بود، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت چيزى را نمى شنيدم، سپس دعايى خواند از جمله در دعايش عرض كرد:

وَ أسْألُكَ بِجَميعِ ما سَأَلْتُكَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْكَ مِنْ عَظيمِ جَلالِكَ، ما لَوْ

از تو تقاضا مى كنم به جميع آنچه كه تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظيم جلال تو كه اگر

عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُكَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ

مى دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى خواهم بر محمد و اهل بيتش درود بفرستى و اجازه فرج

مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِيائِكَ وَ أَصْفِيائِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ بِهِ تُبيدُ الظّالِمينَ

و ظهور كسى را بدهى كه با ظهور او گشايشى در كار اولياى تو و برگزيدگان از خلقت ظاهر مى شود و به وسيله او ظالمان را نابود

وَتُهْلِكُهُمْ، عَجِّلْ ذلِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.

و هلاك مى سازى. اى پروردگار عالميان، در ظهورش تعجيل فرما.

پس از آن كه امام(عليه السلام) سر از سجده برداشت، عرض كردم: جانم به فدايت! شما براى فرج كسى دعا كرديد كه با فرج او گشايشى در كار دوستان و اولياى الهى حاصل خواهد شد؛ مگر آن كس شما نيستيد؟
امام(عليه السلام) فرمود: نه! او قائم آل محمّد است!
آنگاه امام صادق(عليه السلام) نشانه هاى ظهورش را بيان كرد و در ادامه فرمود: «شب و روز، منتظر ظهور مولايت باش! زيرا خداوند هر روز در شأن و كارى است، و انجام كارى او را از كار ديگر باز نمى دارد».
(وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِكَ لَيْلَكَ وَ نَهارَكَ، فاِنَّ اللهَ كُلُّ يَوْم هُوَ في شَأن، لا يَشْغَلُهُ شأنٌ عَنْ شَأن).(24)
نكته:
از شب بيست و يكم، دهه آخر ماه رمضان شروع مى شود كه بسيار پرارزش و مغتنم است. در هر شب از شب هاى اين دهه، غسل مستحب است و روايت شده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در هر شب از شب هاى دهه آخر ماه رمضان غسل مى كرد.(25)
همچنين اعتكاف در مساجد جامع در اين دهه مستحب است و فضيلت فراوان دارد و در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان برابر دو حج و دو عمره شمرده شده است.(26)
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در دهه آخر ماه رمضان در مسجد معتكف مى شد(27) بسترش را جمع مى كرد و آماده و مهيّا و بانشاط به شب زنده دارى و عبادت مى پرداخت (بسيارى از مسلمانان نيز در اين امر به آن حضرت اقتدا مى كردند)،(28) برخلاف آنچه بعضى از ناآگاهان مى پندارند كه با گذشت شب هاى قدر برنامه ماه مبارك رمضان تمام شده است.

شب بيست و سوم:

اين شب، از دو شب قبل برتر است و از احاديث متعدّدى استفاده مى شود كه شب قدر همين شب است. در روايتى از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است كه مردى به نام «جهنى» در ماه رمضان خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمد و به آن حضرت عرض كرد: من در بيرون مدينه به سر مى برم و شتر و گوسفند دارم كه نمى توانم همه شب در مدينه حاضر شوم. دوست دارم شبى را به من معرّفى كنى تا آن شب را به مدينه بيايم و در نماز و عبادت حاضر باشم. حضرت او را به نزد خود فراخواند و به طور درگوشى آن شب را معرّفى كرد.
«جهنى» نيز وقتى شب هاى بيست و سوم ماه رمضان فرا مى رسيد، با همه خانواده و فرزندان و غلامان به مدينه مى آمد و آن شب را مى ماند و صبحگاهان به منزل خويش برمى گشت.(29)
همچنين در روايت ديگرى نقل شده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در شب بيست و سوم ماه رمضان به سر و روى خانواده اش آب مى پاشيد تا به خواب نروند (و از فضيلت اين شب بهره بگيرند).(30)
روايات متعدّد ديگرى نيز داريم كه مى گويد: شب قدر، شب بيست و سوم است.(31) مرحوم «علاّمه مجلسى» نيز در «زاد المعاد» مى گويد: اكثر احاديث معتبر دلالت دارد كه شب بيست و سوم، شب قدر است.(32)

اعمال مخصوص شب بيست و سوم:

در شب بيست و سوم، غير از اعمال مشترك شب هاى قدر، اعمال ديگرى نيز وارد شده است:
1ـ سوره عنكبوت و سوره روم را بخواند كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: «هر كس در شب بيست و سوم، سوره هاى عنكبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است».(33)
2ـ هزار مرتبه سوره «إنّا أنزلناه» را بخواند.(34)
3ـ سوره «حم دخان» را بخواند.(35)
4ـ اين دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى، وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى، وَاَصِحَّ لى جِسْمى،

خدايا دراز كن عمرم را و فراخ كن روزيم را و سالم گردان تنم را

وَبَلِّغْنى اَمَلى، وَاِنْ كُنْتُ مِنَ الاَْشْقِيآءِ فَامْحُنى مِنَ الاَْشْقِيآءِ، وَاْكتُبْنى

و برسانم به آرزويم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را ازسلك آنان پاك كن و در زمره

مِنَ السُّعَدآءِ، فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ، صَلَواتُكَ

سعادتمندانم ثبت كن زيرا تو خودت در كتابى كه بر پيامبر مرسلت(ص) نازل فرمودى چنين گفتى:

عَلَيْهِ وَ آلِهِ، يَمْحُو اللهُ ما يَشآءُ وَيُثْبِتُ، وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ.(36)

«خدا هر چه خواهد محو مى كند و ثبت مى كند و نزد اوست اصل كتاب».

5ـ اين دعا را كه مخصوص شب بيست و سوم است بخواند:

يا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر، وَرَبَّ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ،

اى پروردگار شب قدر و قرار دهنده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز

وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ، وَالظُّلَمِ والاَْنْوارِ، وَالاَْرْضِ وَالسَّمآءِ، يا بارِئُ يا

و كوهها و درياها و تاريكى ها و روشنيها و زمين و آسمان اى پديدآرنده اى

مُصَوِّرُ، يا حَنّانُ يا مَنّانُ، يا اَللهُ يا رَحْمنُ، يا اَللهُ يا قَيُّومُ، يا اَللهُ يا بَديعُ، يا

صورت بخش اى عطابخش اى نعمت ده اى خدا اى بخشاينده اى خدا اى پاينده اى خدا اى نوآفرين اى

اَللهُ يا اَللهُ يا اَللهُ، لَكَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَالاَْمْثالُ الْعُلْيا، وَالْكِبْرِيآءُ

خدا اى خدا اى خدا از آن توست نامهاى نيك و نمونه هاى والا و بزرگى

وَالاْلاءُ، اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى

و نعمتها از تو خواهم كه درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و قرار دهى نام مرا در

هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَرُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ،

اين شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات

وَاِسائَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَايماناً يُذهِبُ

و گناهم را آمرزيده و يقينى به من ببخشى كه هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من بدهى كه

الشَّكَّ عَنّى، وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى، وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً، وَفِى

يكسره شك و ترديد را از من دور كنى و بدانچه نصيبم كرده اى خشنودم سازى و بده به ما در دنيا نيكى و نعمت و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنا عَذابَ النّارِ(37) الْحَريقِ، وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ

آخرت نيز نيكى و نگاهمان دار از عذاب آتش سوزان و روزيم كن در اين شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ، وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ، وَالاِْنابَةَ والتَّوْبَةَ، والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاريت و شوق و بازگشت و توبه بسوى خودت را و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمّد

وَ آلَ مُحَمَّد عَلَيْهِمُ السَّلامُ.(38)

و آل محمّد عليهم السّلام.

6ـ اين دعا را كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَفيما تُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِالْمَحْتُومِ، وَفيما تَفْرُقُ

خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا كنى

مِنَ الاَْمْرِ الْحَكيمِ، فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ

از دستور حكيمانه ات در شب قدر از آن حكمى كه بازگشت ندارد و تغيير پذير نيست

تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذَا، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ،

كه بنويسى مرا از حاجيان خانه محترم كعبه ات در همين امسال آنان كه حجشان مقبول

اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فيما

و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما

تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى.(39)

در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى كه عمرم را طولانى كنى و در روزيم وسعت دهى.

7ـ اين دعا را كه از امام حسن(عليه السلام) نقل شده است بخواند:

يا باطِناً فى ظُهُورِهِ، وَيا ظاهِراً فى بُطُونِهِ، وَيا باطِناً لَيْسَ يَخْفى، وَيا

اى كه نهان است در عين آشكاريش و اى كه آشكار است در عين نهانيش و اى نهانى كه درخفا نيستى و اى

ظاهِراً لَيْسَ يُرى، يا مَوْصُوفاً لا يَبْلُغُ بِكَيْنُونَتِهِ مَوْصُوفٌ، وَلا حَدٌّ

آشكارى كه ديده نشوى اى كه توصيفت كنند ولى هيچ وصفى به كنه ذات تو نرسد و هيچ حدى

مَحْدُودٌ، وَيا غآئِباً غَيْرَ مَفْقُود، وَيا شاهِداً غَيْرَ مَشْهُـود، يُطْـلَبُ

محدودت نكند و اى كه پيدا نيستى ولى گم نشده اى و اى كه حاضرى ولى مشهودنشوى تو را طلب كنند

فَيُـصابُ، وَلَمْ يَخْلُ مِنْهُ السَّمـواتُ وَالاَْرْضُ وَما بَيْنَهُما طَرْفَةَ عَيْن، لا

و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نيست آسمانها و زمين و مابين آن دو يك چشم برهم زدن،

يُدْرَكُ بِكَيْف، وَلا يُؤَيَّنُ بِاَيْن وَلا بِحَيْث، اَنْتَ نُورُ النُّورِ، وَرَبُّ الاَْرْبابِ،

به چگونگى در نيايى و به جايى و سويى اندر نشوى تويى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران

اَحَطْتَ بِجَميـعِ الاُْمُورِ، سُبْحانَ مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ، وَهُوَالسَّميعُ

به تمام امور احاطه دارى منزه خدايى كه نيست مانندش چيزى و اوست شنواى

الْبَصيرُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هكَذا، وَلا هكَذا غَيْرُهُ.(40)

بينا منزه است آن كه او چنين است و جز او ديگرى چنين نخواهد بود.

سپس هر حاجتى دارى از خدا بطلب.
8ـ همچنين از معصومين(عليهم السلام) روايت شده است كه در شب بيست و سوم ماه رمضان، در سجود و ايستاده و نشسته دعاى ذيل را مى خواندند، بلكه مناسب است در تمام ماه رمضان، و در زمانهاى ديگر پس از تمجيد و ستايش خداوند و صلوات بر محمّد و آلش (مثلاً حدّاقل با گفتن اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَ الصَّلاةُ عَلى رَسُولِ اللّهِ وَ آلِهِ الطّاهِرينَاين دعا خوانده شود:

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى ابآئِهِ، فى

خدايا باش براى ولى خود حضرت حجت فرزند امام حسن عسكرى درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد در

هذِهِ السّاعَةِ، وَفى كُلِّ ساعَة، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً، وَدَليلا

اين ساعت و در هر ساعت يار و مددكار و نگهبان و رهبر و ياور و راهنما

وَعَيْناً، حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويـلاً.(41)

و ديده بان تا او را از روى ميل و رغبت مردم در روى زمين سكونت دهى و بهره مندش سازى زمانى دراز.

9ـ همچنين اين دعا را در حالى كه دستان خود را به سوى آسمان بلند مى كند، بخواند:

يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ، يا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ، يا مُجْرِىَ الْبُحُورِ، يا مُلَيِّنَ

اى تدبير كننده كارها اى برانگيزنده هر كه در گورها است اى روان كننده درياها اى نرم كننده

الْحَدِيدِ لِداوُدَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا

به جاى آهن براى حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و بكن نسبت به من چنين و چنان.

كلمات كذا و كذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه كند: اَللَّيْلَةَ اَللَّيْلَةَ، اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ. اين دعا را در حال ركوع، سجده، ايستاده و نشسته به طور مكرّر بخوان.(42)

10ـ با توجّه به اهمّيّت شب بيست و سوم، غسل، احيا و زيارت امام حسين(عليه السلام) در اين شب فضيلت بسيار دارد و همچنين خواندن آن صد ركعت نماز كه مشترك ميان همه شب هاى قدر است.
«شيخ طوسى» در «تهذيب»، از ابوبصير روايت كرده است كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: در آن شبى كه اميد مى رود شب قدر باشد صد ركعت نماز بخوان؛ در هر ركعت (پس از حمد) ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخوان. ابوبصير عرض كرد: اگر نتوانستم ايستاده بخوانم، چه كنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم؟ فرمود: در همان حال كه در بستر خود دراز كشيده اى، بجا آور.(43)

11ـ مرحوم «علاّمه مجلسى»، در «زاد المعاد» فرموده است: در اين شب هر مقدار كه ممكن باشد، قرآن بخواند، و از دعاهاى «صحيفه كامله سجّاديّه» نيز استفاده كند؛ مخصوصاً دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه.
روزهاى شب قدر را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد؛ در احاديث فراوانى آمده است كه روز قدر نيز در فضيلت مثل شب قدر است.(44)

1. زاد المعاد، صفحه 180.
2. رجوع شود به: اقبال، صفحه 167.
3. زاد المعاد، صفحه 185.
4. اقبال، صفحه 186.
5. همان مدرك و زادالمعاد، صفحه 185.
6. اقبال، صفحه 187.
7. زاد المعاد، صفحه 186.
8. تهذيب، جلد 6، صفحه 49، حديث 26.
9. اقبال، صفحه 186.
10. همان مدرك، صفحه 167.
11. بلدالامين، صفحه 203.
12. زاد المعاد، صفحه 186 (با اندكى تصرّف).
13. مستدرك الوسائل، جلد 7، صفحه 458، حديث 12.
14. اقبال، صفحه 186 و زاد المعاد، صفحه 186.
15. همان مدرك.
16. اقبال، صفحه 187.
17. بحارالانوار، جلد 95، صفحه 147.
18. اقبال، صفحه 194.
19. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 2، حديث 4.
20. امالى صدوق، صفحه 649.
21. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و كافى، جلد 4، صفحه 160 (با اندكى تفاوت).
22. مصباح كفعمى، صفحه 584.
23. مقنعه، صفحه 167 (باب صلاة شهر رمضان).
24. اقبال، صفحه 200 (با تلخيص).
25. همان مدرك، صفحه 195.
26. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 129، حديث 7.
27. اقبال، صفحه 195.
28. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 130، حديث 7.
29. اقبال، صفحه 207.
30. همان مدرك.
31. همان مدرك، صفحه 206 و 207.
32. زاد المعاد، صفحه 187.
33. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و اقبال، صفحه 211.
34. همان مدرك.
35. اقبال، صفحه 214.
36. همان مدرك، صفحه 209 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 162 .
37. كلمه «النّار» در مصباح آمده است.
38. كافى، جلد 4، صفحه 161 و مصباح المتهجّد، صفحه 629.
39. اقبال، صفحه 211.
40. اقبال، صفحه 211 . در بحارالانوار، جلد 95، صفحه 165 آمده است كه اين دعا را امام على بن الحسين8 در شب قدر مى خواند.
41. مصباح المتهجّد، صفحه 630 و مصباح كفعمى، صفحه 586 (با اندكى تفاوت).
42. فقيه، جلد 2، صفحه 162 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 70 .
43. تهذيب، جلد 3، صفحه 64، حديث 19.
44. زاد المعاد، صفحه 190.

شب هفدهم ماه مبارک رمضان

اين شب، شب بسيار مباركى است. در اين شب، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با لشكر كفّار قريش در سرزمين بدر برخورد كرد، و در روز هفدهم، جنگ بدر واقع شد و خداوند متعال لشكريان اسلام را بر مشركين پيروز گردانيد، با آن كه مسلمانان از نفرات محدود و ساز و برگ اندك جنگى برخوردار بودند. اين پيروزى از بزرگترين فتوحات اسلام است; از اين رو علما گفته اند كه در اين روز، غسل و صدقه و شكر خدا بجا آوردن مستحبّ است و عبادت در شب هفدهم فضيلت فراوانى دارد.(1)
فضيلتى از امير مؤمنان(عليه السلام) در شب جنگ بدر:
در روايات فراوانى آمده است كه در شب هفدهم كه فرداى آن جنگ بدر واقع شد، رسول خدا(صلى الله عليه وآله)به اصحابش فرمود: چه كسى حاضر است برود از چاه آب بكشد و بياورد؟ اصحاب سكوت كردند و هيچ كدام اعلام آمادگى نكردند (چون كار خطرناكى بود) على(عليه السلام)برخاست، و براى آوردن آب بيرون رفت، آن شب، شبى سرد و ظلمانى بود و باد سردى می وزيد. حضرت به چاه آب رسيد، چاه بسيار عميق بود. حضرت دلوى نيافت كه بتواند از آن آب بكشد، لذا از چاه پايين رفت و مشكى را كه با خود داشت پر از آب كرد و بيرون آمد. به هنگام مراجعت ناگاه باد شديدى وزيد، امام(عليه السلام) نشست تا باد فرو نشيند آنگاه برخاست و حركت كرد كه تندباد ديگرى وزيدن گرفت، ناچار امام(عليه السلام) نشست، پس از آرام شدن، مجدّداً به راه افتاد كه در مرتبه سوم نيز تندبادى همانند قبل وزيد، آن حضرت نشست، تا هوا آرام شد; آنگاه به راه خود ادامه داد و خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) رسيد، پيامبر(صلى الله عليه وآله) پرسيد: اى ابوالحسن! چرا دير آمدى؟ امام جريان را توضيح داد.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پرسيد: متوجّه شدى آن بادهاى شديد چه بود؟ عرض كرد: نه، فرمود: اوّلى جبرئيل بود همراه با هزار فرشته كه بر تو سلام كردند و دوّمى ميكائيل بود كه با هزار فرشته بر تو سلام كردند و سوّمى نيز اسرافيل بود با هزار فرشته بر تو سلام كردند و آنها براى كمك و يارى ما در جنگ آمدند.(2)
و آن كس كه گفته است براى امير مؤمنان(عليه السلام) در يك شب سه هزار و سه فضيلت است، اشاره به همين جريان دارد كه سه هزار فرشته، همراه با سه فرشته مقرّب الهى بر آن حضرت سلام كردند!
سيّد حميرى نيز در شعر خود در مدح آن حضرت به همين داستان اشاره كرده:

اُقْسِمُ بِاللّهِ وَ آلائِهِ
وَالْمَرْءُ عَمّا قالَ مَسْؤُولٌ

سوگند خورم به خدا و نعمتهايش
و انسان از هر چه گويد بازخواست شود

اِنَّ عَلِىَّ بْنَ اَبى طالِب
عَلَى التُّقى وَالْبِرِّ مَجْبُولٌ

براستى على بن ابى طالب
فطرتش به پرهيزكارى و نيكى سرشته شده

كانَ اِذَا الْحَربُ مَرَتْهَا الْقَنا
وَاَحْجَمَتْ عَنْهَا البَهاليلُ

چنان بود كه هنگامى كه نيزه ها تنور جنگ را مى افروخت
و دليران از آن گريزان بودند

يَمْشى اِلَى الْقِرْنِ وَفى كَفِّهِ
اَبْيَضُ ماضِى الْحَدِّ مَصْقُولٌ

بسوى هماورد خويش مى رفت و در دستش
شمشير بَراق و بُران و صيقلى شده بود

مَشْىَ الْعَفَرْنى بَيْنَ اَشْبالِهِ
اَبْرَزَهُ لِلْقَنَصِ الْغيلُ

چنانچه شير در ميان بچه هاى خود راه مى رود
در آن حال كه بيشه براى شكار او را بيرون فرستد

ذاكَ الَّذى سَلَّمَ فى لَيْلَة
عَلَيْهِ ميكالٌ وَجِبْريلُ

على همان كسى است كه در يك شب بر او
سلام كرد ميكائيل و جبرئيل

ميكالُ فى اَلْف وَجِبْريلُ فى
اَلْف وَيَتْلُوهُمْ سَرافيلُ

ميكائيل با هزار فرشته و جبرئيل نيز با
هزار فرشته و پشت سر آنها نيز اسرافيل آمد

لَيْلَةَ بَدْر مَدَداً اُنْزِلُوا
كَاَنَّهُمْ طَيْرٌ اَبابيلُ(3)

در شب بدر كه براى كمك فرود آمدند
همانند مرغهاى ابابيل (كه به مكه آمدند)

1. زاد المعاد، صفحه 179.
2. بحارالانوار، جلد 19، صفحه 286، 293 و 316 و جلد 39، صفحه 95.
3. بحارالانوار، جلد 47، صفحه 315 (با مقدارى تلخيص).

شب چهاردهم ماه مبارک رمضان

در اين شب، چهار ركعت نماز مى خواند (هر دو ركعت به يك سلام)، به صورتى كه در شب سيزدهم گذشت.(1)

1. همان مدرك، صفحه 179.

شب پانزدهم ماه مبارک رمضان

اين شب، از شب هاى بافضيلت و ارزشمندى است كه براى آن اعمالى وارد شده است:
1ـ غسل.(1)
2ـ شش ركعت نماز (هر دو ركعت به يك سلام) كه در هر ركعت، سوره هاى حمد و يس و ملك و توحيد را بخواند.(2)
3ـ صد ركعت نماز، كه در هر ركعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند. از حضرت اميرالمؤمنين على(عليه السلام) از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روايت شده است كه هر كس اين عمل را بجا آورد خداوند ده فرشته را به سوى او بفرستد تا دشمنان را از او دفع كنند و سى فرشته را به هنگام مرگ نزد او بفرستد تا بهشت را به وى بشارت دهند و سى فرشته ديگر، تا او را از آتش دوزخ ايمن دارند.(3)
4ـ زيارت امام حسين(عليه السلام). از امام صادق(عليه السلام) سؤال كردند كه پاداش كسى كه در شب نيمه ماه رمضان كنار قبر امام حسين(عليه السلام) باشد چيست؟ فرمود: خوشا به حال كسى كه در شب نيمه ماه رمضان در كنار قبر امام حسين(عليه السلام) بعد از نماز عشا ده ركعت نماز بگزارد، در هر ركعتى بعد از سوره حمدده مرتبه قل هو الله احد را بخواند و از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد; خداوند نيز به پاداش اين عمل، نامش را «آزاد شده از آتش» ثبت فرمايد و قبل از آن كه بميرد، فرشتگان به وى بشارت بهشت مى دهند و فرشتگان ديگرى، او را از آتش دوزخ ايمن مى دارند.(4)

1. همان مدرك.
2. همان مدرك.
3. اقبال، صفحه 150.
4. اقبال، صفحه 151.

اعمال روز اوّل ماه رمضان

براى روز اوّل ماه رمضان اعمالى به شرح زير نقل شده است:

1ـ غسل كند.(1)
2ـ خود را با گلاب خوشبو سازد.(2)

3ـ دو ركعت نماز بگزارد و در ركعت اوّل سوره حمد و سوره انّا فتحنا و در ركعت دوم حمد و هر سوره اى كه خواست، بخواند. در روايتى آمده است هر كس اين نماز را بخواند خداوند بدى ها را در آن سال از وى دفع كند و تا سال آينده در پناه حمايت خدا باشد.(3)

4ـ دو ركعت نماز اوّل ماه را بجا آورد و صدقه بپردازد.(4)

5ـ بعد از طلوع فجر اين دعا را بخواند: اَللّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ، وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنا صِيامَهُ، وَاَنْزَلْتَ فيهِ

خدايا ماه رمضان آمد و تو روزه آن را بر ما واجب كرده اى و نازل فرموده اى در آن

الْقُرآنَ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ، اَللّهُمَّ اَعِنّا عَلى

قرآن را كه راهنماى مردم و حجتهايى از هدايت و تميز (ميان حق و باطل) است خدايا كمك ده ما را بر گرفتن

صِيامِهِ، وَتَقَبَّلْهُ مِنّا، وَتَسَلَّمْهُ مِنّا، وَسَلِّمْهُ لَنا فى يُسْر مِنْكَ وَعافِيَة، اِنَّكَ

روزه اش و آن را از ما بپذير و بخوبى از ما دريافتش كن و سالمش گردان براى ما در آسودگى و عافيت خودت كه همانا تو

عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ.(5)

بر هر چيز توانائى.

6ـ «علاّمه مجلسى» در «زادالمعاد» فرموده است: «شيخ كلينى» و «شيخ طوسى» و ديگران به سند صحيح روايت كرده اند كه حضرت امام موسى كاظم(عليه السلام) فرمود:

در روز اوّل ماه مبارك رمضان اين دعا را بخوان و فرمود: هر كس اين دعا را از براى رضاى خدا و بدون شائبه اغراض فاسد و ريا، بخواند، در آن سال فتنه و گمراهى به او نرسد و آفتى كه به دين، يا بدن او ضرر رساند، متوجّه او نخواهد شد و خداوند متعال او را از شرّ بلاهاى آن سال حفظ كند، و آن دعا اين است:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذى دانَ لَهُ كُلُّ شَىْء، وَبِرَحْمَتِكَ الَّتى

خدايا من از تو خواهم به حق آن نامت كه گردن نهاد در برابرش هر چيز و بدان رحمتت كه

وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء، وَبِعَظَمَتِكَ الَّتى تَواضَعَ لَها كُلُّ شَىْء، وَبِعِزَّتِكَ الَّتى

فراگرفت هر چيز را و بدان بزرگيت كه فروتن شد در برابرش هر چيز و بدان عزتت كه

قَهَرْتَ كُلَّ شَىْء، وَبِقُوَّتِكَ الَّتى خَضَعَ لَها كُلُّ شَىْء، وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتى

مقهور كرد هر چيز را و بدان نيرويت كه خاضع شد در برابرش هر چيز و به جبروتت كه

غَلَبَتْ كُلَّ شَىْء، وَبِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ بِكُلِّ شَىْء، يا نُورُ يا قُدُّوسُ، يا

غالب آمد بر هر چيزو بدانشت كه هر چيز را احاطه كرده اى نور و اى منزه از هر عيب اى

اَوَّلَ قَبْلَ كُلِّ شَىْء، وَ باقِىَ بَعْدَ كُلِّ شَىْء، يااَللهُ يارَحْمنُ، صَلِّ عَلى

نخست پيش از هر چيز و باقى پس از هر چيز اى بخشاينده درود فرست بر

مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ، وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ

محمّد و آل محمّد و بيامرز از من گناهانى را كه نعمتها را تغيير دهد و بيامرز از من گناهانى را

الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ، وَاغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَقْطَعُ الرَّجآءَ، وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ

كه رنج و عذاب فرو ريزد و بيامرز از من گناهانى را كه اميد را قطع كند و بيامرز از من گناهانى را

الَّتى تُديلُ الاَْعْدآءَ، وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَرُدُّ الدُّعآءَ، وَاغْفِرْ لِىَ

كه دشمنان را چيره كند و بيامرز از من گناهانى را كه دعا را باز گرداند و بيامرز از من

الذُّنُوبَ الَّتى يُسْتَحَقُّ بِها نُزُولُ الْبَلاءِ، وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ

گناهانى كه مردم را مستحق نزول بلا گرداند و بيامرز از من گناهانى را كه

غَيْثَ السَّمآءِ، وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَكْشِفُ الْغِطآءَ، وَاغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ

باران آسمان را جلوگيرى كند و بيامرز از من گناهانى را كه پرده را بالا زند و بيامرز از من گناهانى را

الَّتى تُعَجِّلُ الْفَنآءَ، وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُورِثُ النَّدَمَ، وَاغْفِرْ لِىَ

كه در نابودى شتاب كند و بيامرز از من گناهانى را كه پشيمانى آرد و بيامرز از من گناهانى را كه

الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ، وَاَلْبِسْنى دِرْعَكَ الْحَصينَةَ الَّتى لا تُرامُ،

پرده ها را بدرد و زره محكمت را كه پاره شدنى نيست بر من بپوشان

وَعافِنى مِنْ شَرِّ ما اُحاذِرُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ فى مُسْتَقْبَلِ سَنَتى هذِهِ، اَللّـهُمَّ

و سلامتم بدار از شر آنچه حذر مى كنم از آن در شب و روز در روزهاى آينده امسال من خدايا

رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ، وَرَبَّ الاَْرَضينَ السَّبْعِ، وَما فيهِنَّ وَما بَيْنَهُنَّ،

اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و اى پروردگار زمينهاى هفتگانه و آنچه در آنها و آنچه مابين آنهاست

وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ، وَ رَبَّ السَّبْعِ الْمَثانى، وَالْقُرْآنِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ

و اى پروردگار عرش عظيم و پروردگار هفت آيه (يعنى سوره حمد يا هفت سوره) و قرآن بزرگ و پروردگار

اِسْرافيلَ وَميكآئيلَ وَجَبْرَئيلَ، وَرَبَّ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، سَيِّدِ

اسرافيل و ميكائيل و جبرئيل و پروردگار محمّد صلى الله عليه و آله آقاى

الْمُرْسَلينَ، وَخاتَمِ النَّبِيّينَ، اَسْئَلُكَ بِكَ وَبِما سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ، يا عَظيمُ

رسولان و خاتم پيمبران از تو خواهم به حق خودت و به حق آنچه خود را بدان نام نهاده اى اى خداى بزرگ

اَنْتَ الَّذى تَمُنُّ بِالْعَظيمِ، وَتَدْفَعُ كُلَّ مَحْذُور، وَتُعْطى كُلَّ جَزِيل،

تويى كه به نعمت عظيم منّت نهى و هر محذور را دفع كنى و هر عطاى شايانى را تو عطا كنى

وَتُضاعِفُ الْحَسَناتِ بِالْقَليلِ وَبِالْكَثيرِ، وَتَفْعَلُ ما تَشآءُ يا قَديرُ، يا اَللهُ يا

و دو چندان كنى كارهاى نيك را به كم و زيادو مى كنى هر كارى را بخواهى اى توانا اى خدا اى

رَحْمنُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيْتِهِ، وَاَلْبِسْنى فى مُسْتَقْبَلِ سَنَتى هذِهِ

بخشاينده درود فرست بر محمّد و خاندانش و بپوشان بر من در آينده اين سال

سِتْرَكَ، وَنَضِّرْ وَجْهى بِنُورِكَ، وَاَحِبَّنى بِمَحبَّتِكَ، وَبَلِّغْنى رِضْوانَكَ

پرده خويش را و چهره ام را به نور خويش منور گردان و به محبت خويش دوستم بدار و مرا به مقام خشنودى خود

وَشَريفَ كَرامَتِكَ، وَجَسيمَ عَطِيَّتِكَ، وَاَعْطِنى مِنْ خَيْرِ ما عِنْدَكَ، وَمِنْ

و بزرگوارى شريفت و عطاى بزرگت نائل گردان و عطا كن به من از

خَيْرِ ما اَنْتَ مُعْطيهِ اَحَداً مِنْ خَلْقِكَ، وَاَلْبِسْنى مَعَ ذلِكَ عافِيَتَكَ، يا

بهترين چيزى كه نزد توست و از بهتر چيزى كه عطا مى كنى بر يكى از خلق خويش و با آنها لباس عافيتت را هم بر من بپوشان اى

مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى، وَيا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى، وَيا عالِمَ كُلِّ خَفِيَّة، وَيا دافِعَ

مرجع هر شكايت و اى گواه بر هر راز و اى داناى هر پنهان و اى جلوگيرنده

ما تَشآءُ مِنْ بَلِيَّة، يا كَريمَ الْعَفْوِ، يا حَسَنَ التَّجاوُزِ، تَوَفَّنى عَلى مِلَّةِ

از هر بلا كه خواهى اى بزرگوار گذشت اى نيكو درگذر بميران مرا بر كيش

اِبْراهيمَ وَفِطْرَتِهِ، وَعَلى دينِ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ و آلِهِ وَسُنَّتِهِ، وَعَلى

ابراهيم و فطرت او و بر دين محمّد صلى الله عليه و آله و طريقه اش و بر

خَيْرِ الْوَفاةِ، فَتَوَفَّنى مُوالِياً لاَِوْلِيآئِكَ، وَمُعادِياً لاَِعْدآئِكَ، اَللّـهُمَّ

بهترين مردنها پس بميرانم در آن حال كه دوست دار دوستانت و دشمن دشمنانت باشم خدايا

وَجَنِّبْنى فى هذِهِ السَّنَةِ كُلَّ عَمَل اَوْ قَوْل اَوْ فِعْل يُباعِدُنى مِنْكَ،

و مرا در اين سال از هر كارى يا گفتارى يا عملى كه مرا از تو دور كند

وَاجْلُبْنى اِلَى كُلِّ عَمَل اَوْ قَوْل اَوْ فِعْل يُقَرِّبُنى مِنْكَ فى هذِهِ السَّنَةِ، يا

دورم بدار و بسوى كار يا گفتار يا عملى كه مرا در اين سال به تو نزديك سازد بكشانم اى

اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَامْنَعْنى مِنْ كُلِّ عَمَل اَوْ قَوْل اَوْ فِعْل يَكُونُ مِنّى

مهربانترين مهربانان و بازم دار از هر كارى يا گفتارى يا كردارى كه از من سر زند

اَخافُ ضَرَرَ عاقِبَتِهِ، وَاَخافُ مَقْتَكَ اِيّاىَ عَلَيْهِ حِذارَ اَنْ تَصْرِفَ وَجْهَكَ

و از سرانجام زيان آورش بيمناك باشم و از خشمت بخاطر آن بر خويش بترسم، بترسم از اين كه توجه

الْكَريمَ عَنّى، فَاَسْتَوجِبَ بِهِ نَقْصاً مِنْ حَظٍّ لى عِنْدَكَ، يا رَؤُفُ يا رَحيمُ،

كريمانه ات را از من بگردانى و بدان جهت مستوجب نقصانى از بهره اى كه پيش تو دارم گردم اى با عطوفت اى مهربان

اَللّـهُمَّ اجْعَلْنى فى مُسْتَقْبَلِ سَنَتى هذِهِ فى حِفْظِكَ، وَ فى جِوارِكَ وَفى

خدايا در آينده امسال مرا در حفظ و پناه

كَنَفِكَ، وَجَلِّلْنى سِتْرَ عافِيَتِكَ، وَهَبْ لى كَرامَتَكَ، عَزَّ جارُكَ، وَجَلَّ

و كنف خودت قرارم ده و پرده عافيت خود را بر من بپوشان و از بزرگوارى خويش بر من ببخش عزيز است پناهنده به تو و والاست

ثَنآؤُكَ، وَلا اِلـهَ غَيْرُكَ، اَللّـهُمَّ اجْعَلْنى تابِعاً لِصالِحى مَنْ مَضى مِنْ

ستايشت و معبودى جز تو نيست خدايا مرا پيرو شايستگان از اولياى گذشته ات قرارم ده

اَوْلِيآئِكَ، وَاَلْحِقْنى بِهِمْ، وَاجْعَلْنى مُسَلِّماً لِمَنْ قالَ بِالصِّدْقِ عَلَيْكَ مِنْهُمْ،

و بدانها ملحقم كن و چنانم كن كه براى آنان كه از جانب تو به حقيقت سخن گفتند تسليم باشم

وَاَعُوذُ بِكَ اللّـهُمَّ اَنْ تُحيطَ بى خَطيئَتى، وَظُلْمى وَاِسْرافى عَلى نَفْسى،

و پناه مى برم به تو خدايا از اين كه فرا گيردم خطا و ستم و زياده رويم بر خويشتن

وَاتِّباعى لِهَواىَ، وَ اشْتِغالى بِشَهَواتى، فَيَحُولُ ذلِكَ بَيْنى وَبَيْنَ رَحْمَتِكَ

و پيرويم از هواى نفس و سرگرميم به شهوات و در نتيجه آنها ميان من و رحمت

وَرِضْوانِكَ، فَاَكُونُ مَنْسِيّاً عِنْدَكَ، مُتَعَرِّضاً لِسَخَطِكَ وَنِقْمَتِكَ، اَللّـهُمَّ

و خشنودى تو حائل گردد و كار بدانجا كشد كه فراموش درگاهت شوم و بدانچه موجب خشم و عقوبت توست دست زنم خدايا

وَفِّقْنى لِكُلِّ عَمَل صالِـح تَرْضى بِهِ عَنّى، وَقَرِّبْنى اِلَيْكَ زُلْفى، اَللّهُمَّ كَما

موفقم بدار براى هر عمل شايسته اى كه به وسيله آن از من خشنود شوى و مرا به مقام قرب خويش نزديك كن خدايا چنانچه

كَفَيْتَ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ هَوْلَ عَدُوِّهِ، وَفَرَّجْتَ هَمَّهُ،

هراس دشمن را از پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله كفايت فرمودى و اندوهش را برطرف كردى

وَكَشَفْتَ غَمَّهُ، وَصَدَقْتَهُ وَعْدَكَ، وَاَنْجَزْتَ لَهُ عَهْدَكَ، اَللّهُمَّ فَبِذلِكَ

و غمش را زدودى و به وعده ات درباره اش وفا كردى و پيمانت را با او به پايان رساندى خدايا به همان

فَاكْفِنى هَوْلَ هذِهِ السَّنَةِ، وَآفاتِها وَاَسْقامَها، وَفِتْنَتَها وَشُرُورَها

ترتيب هراس اين سال و آفات و امراض و بلاها و شرور

وَاَحْزانَها، وَضيقَ الْمَعاشِ فيها، وَبَلِّغْنى بِرَحْمَتِكَ كَمالَ الْعافِيَةِ، بِتَمامِ

و اندوهها و تنگى و فشار زندگى را از من دور فرما و به رحمت خويش برسان مرا به كمال عافيت بوسيله

دَوامِ النِّعْمَةِ عِنْدى اِلى مُنْتَهى اَجَلى، اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنْ اَسآءَ وَظَلَمَ،

ادامه نعمتت كه پيش من دارى تا پايان عمرم، و از تو خواهم خواستن كسى كه گناه كرده و بر خويش ستم كرده

وَاسْتَكانَ وَاعْتَرَفَ، وَاَسْئَلُكَ اَنْ تَغْفِرَ لى ما مَضى مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى

و به حال بيچارگى افتاده و به گناه خويش معترف است از تو خواهم كه بيامرزى گناهان گذشته مرا آنها را كه

حَصَرَتْها حَفَظَتُكَ، وَاَحْصَتْها كِرامُ مَلائِكَتِكَ عَلَىَّ، وَاَنْ تَعْصِمَنى اِلـهى

نگهبانانت ثبت كرده و فرشتگان بزرگوارت شماره كرده اند و نگاهم دارى خدايا

مِنَ الذُّنُوبِ فيما بَقِىَ مِنْ عُمْرى اِلى مُنْتَهى اَجَلى، يا اَللهُ يا رَحْمنُ يا

از گناهان در آينده عمرم تا پايان عمرم اى خدا اى بخشاينده اى

رَحيمُ، صَلِّ عَلَى مُحمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّد، وَ اتِنى كُلَّ ما

مهربان درود فرست برمحمّد و آل محمّد و خاندان محمّد و بده به من همه آنچه را از

سَئَلْتُكَ وَرَغِبْتُ اِلَيْكَ فيهِ، فَاِنَّكَ اَمَرْتَنى بِالدُّعاءِ، وَتَكَفَّلْتَ لى بِالاِْجابَةِ،

تو خواستم و درباره اش مشتاقانه به درگاهت آمدم زيرا تو خود دستور دعايم دادى و اجابت آن را نيز برايم به عهده گرفتى

يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.(6)

اى مهربانترين مهربانان.

مناسب است اين دعا در اوّل سال قمرى، و اوّل سال شمسى نيز به قصد قربت مطلقه خوانده شود.

پی نوشت :
1. اقبال، صفحه 86.
2. همان مدرك.
3. همان مدرك، صفحه 87.
4. همان مدرك.
5. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 354.
6. زاد المعاد، صفحه 101 – 105 و اقبال، صفحه 45 (با مقدارى تفاوت).