ماه مبارک رمضان

نوشته‌ها

اوصاف ماه مبارک رمضان در آئینه کلام معصوم (ع)

اشاره:

ماه رمضان نهمین ماه از ماههاى سال قمرى عربى است . در قر آن کریم از ماههاى سال قمرى ، جز ماه رمضان نام هیچ ماه دیگرى نیامده است (۱) و این یکى از فضایل و امتیازات ماه رمضان است که از میان ماههاى سال قمرى فقط از ماه رمضان در قر آن ، در سوره بقره آیه ۱۸۵ نام برده شده است . کلمه رمضان اسمى از اسماى الهى است ونباید به تنهایى و بدون کلمه شهر که به معناى ماه است ذکر شود .

 

     هشام بن سالم از سعد نقل مى کند که گفت ما هشت نفر در محضر امام محمد باقر (ع) بودیم ، رمضان به یاد ما آمد و از آن سخن گفتیم . امام باقر (ع) فرمودند :

نگوئید این رمضان است ، نگوئید رمضان رفت و رمضان آمد . زیرا رمضان اسمى از اسماى الهى است که نمى آید و نمى رود . سخن از آمدن و رفتن براى آن صحیح نیست . فقط آنچه که زوال پذیر و نابود شدنى است مى آید و مى رود . و در ادامه فرمودند :

 بلکه بگوئید ماه رمضان ، پس ماه را در تلفظ به اسم اضافه کنید که اسم ( رمضان ) اسم خداست (۲)

      در این رابطه روایت بسیارى از معصومین علیهم السلام ، به ما رسیده است که مرحوم کلینى در فروع کافی بابى جداگانه و مستقل در این زمینه با عنوان :

‹‹‌ باب نهى از گفتن رمضان بدون کلمه ماه ››‌ (۳)گشوده است .

       مرحوم حر عاملى نیز در کتاب الصوم وسائل الشیعه بابى با این عنوان دارد :

 باب ‹‹ مکروه بودن گفتن رمضان بدون اضافه به ماه و حرام نبودن گفتن رمضان به تنهایى و کفاره گفتن رمضان به تنهایى ››‌ در روایتى در بحار الانوار و وسائل الشیعه از امام موسى بن جعفر (ع)از پدران گرامى ایشان از قول حضرت على آمده است که گفتن رمضان به تنهایى بدون اضافه کلمه شهر ( ماه ) کفاره دارد باید صدقه بدهد و روزه بگیرد (۴).

         از ناحیه علمای عامه ( اهل سنت ) نیز روایاتى از پیامبر گرامى اسلام در زمینه نهى از گفتن رمضان به تنهایى وارد شده است (۵).غیر از دو فضیلتى که براى ماه رمضان بیان شده  ماه رمضان دارى فضایل و امتیازات و ویژ گیهاى فوق العاده اى است که شمارش آنها نیازمند تحقیق گسترده و تالیف کتاب است و طبعا در این فرصت کوتاه امکان پذیر نیست و در یک مقاله نمى گنجد .

          به همین جهت در این مقاله و چند شماره آینده ، صرفا اشاره اى کوتاه به بخشى از این امتیازات و اوصاف بر اساس روایات و احادیث معصومین (ع) مى شود . این اوصاف در اسامى ماه رمضان نمود یافته است .

شهر الله ( ماه خدا )

گرچه اجزاى زمان و مکان از نظر معنوى هیچ تفاوتى در ذات با یکدیگر ندارد ، ولى به واسطه امورى ،  یک مکان همچون کعبه یا مساجد و مشاهده ، یا یک زمان همچون ماه رمضان و بویژه لیله القدر ، ارزش ، اعتبار و اهمیت پیدامى کند و مبارک مى گردد . درمیان ماهها ، ماه رمضان ، ‹‹‌ شهر الله ››‌ و ماه خداست ، زمانى است که براى عبادت تعیین شده ، مردم همه در آن عبادت مى کنند و زمینه رشد و تکامل معنوى و تربیت استعداها و سیر و سلوک و تخلق به اخلاق الله دراین ماه بیشتر فراهم است . درهاى آسمانها به روى انسانها باز است . در این ماه ، زمینه بر قرارى ارتباط بین زمین و آسمان فراهم مى شود . در کلمات معصومین (ع)بارها ماه رمضان ‹‹‌شهر الله ››‌ نامیده شده است . مطابق نقل امام صادق ، علیه السلام ، پیامبر گرامى اسلام فرمودند :‌

 ‹‹‌ ماه رمضان ماه خداست ، ماهى است که در آن حسنات و کارهاى خوب را چند برابر ثواب دهند (۶).

          رسول گرامى اسلام حضرت محمد (ص) در چند روایت ، شعبان را ماه خود و ماه رمضان را شهر الله ( ماه خدا ) نامیده اند (۷).

          امام زین العابدین علیه السلام در دعاى وداع با ماه رمضان در ‹‹‌ صحیفه سجادیه ››‌ مى فرماید :

 ‹‹‌ ا لسلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه ›› درود بر تو اى بزرگترین ماه خدا و اى عید ( روز جشن و شادى ) دوستان خدا .

          امام جعفر صادق (ع) فرمودند :

‹‹‌ ماه رمضان ماه خداست در این ماه زیاد ذکر خدا لا اله الا الله ، الله اکبر الحمدلله و سبحان الله بگو ئید ›› (۸).

شهر الصبر( ماه صبر )

در سخنان معصومین (ع) ، ماه رمضان ماه صبر ، نامیده شده است . پیامبر اسلام در توصیف ماه رمضان فرمودند:

 ‹‹ ماه رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است ›› (۹).

مولى الموحدین على بن ابی طالب (ع)فرموده اند :

 ‹‹ روزه ماه صبر ( ماه رمضان ) وروزه سه روز در هر ماه ، زنگارها و غم و اندوه و وسواس را از قلب بیرون مى برد (۱۰).

          به بیان رسول الله (ص) خداى متعال در حدیث قدسى مى فرماید :

 همه اعمال بنى آدم ده برابر تا هفتصد برابر ثواب و پاداش دارد ، جز صبر که براى من است و من پاداش آن رامى دهم . پیامبر گرامى اسلام ادامه مى دهند :

پس ثواب صبر فقط در نزد خداروشن است و در پایان مى فرمایند :

 ‹‹ والصبر الصوم ›› مقصود از صبر روزه است (۱۱).

          مرحوم علامه طباطبائى مى نویسد :

 ‹‹ هر گاه پیامبر اسلام (ص) از امرى محزون و غمگین مى شد از خواندن نماز و گرفتن روزه براى دفع آن غم و حزن ، کمک مى گرفت (۱۲).

          صبر در زندگانی فردى و اجتماعى هر انسان و در زندگانى است ، یک ضرورت است ، صبر در دین به منزله سر نسبت به بدن است . همانگونه که انسان بدون سر ، انسان نیست و بى اثر است دین هم بدون صبر و استقامت ،  دین و ایمان نیست (۱۳).

          ماه رمضان راه وصول به صبر ، تمرین صبر وتقویت آن است . در ماه رمضان انسان با هو اهاى نفسانى مبارزه مى کند ، بدون هیچ قید و شرط سرگرم لذتهاى جسمى و شهوانى نمى شود خود را بزرگتر از آن مى داند که زندگى مادى و شکمى و حیوانى را هدف قراردهد

امساک و خوددارى از شهوات ، خوددارى از خوردن و آشامیدن در ماه رمضان حتى در همان سطح که در ماهاى دیگر نه تنها حلال و جائز بلکه مستحب است ، ورزش و تمرینى است که اراده انسان را تقویت می کند ، به خویشتن دارى عادت مى دهد و بر نفس خود مسلط مى کند .

انسان در ماه رمضان باروزه ، صبر عادت مى کند تا در زندگى و جامعه در برابر مشکلات و سختیها و مصیبتها شکست نخورد . روزه صبرى طولانى است بر جدایى و فراق از مهمترین عادتهایى که همواره با زندگى انسان همراه است .

شهر المواساه ( ماه همدردى )

پیامبر گرامى اسلام در وصف ماه رمضان فرموده اند :

 ‹‹هو شهر المواساه ؛ ماه رمضان ماه همدرى است ›› (۱۴) .

‹‹ مواسات ، یارى کردن ، به هم کمک کردن و مساعدت و همراهى نمودن بامال و ثروت است . ماه رمضان ماه همدردى با پابرهنگان ، مستضعفان ، محرومان ، گرسنگان ،  تشنگان ، فقرا ، مساکین ، نیازمندان و بى بضاعتها ست . همه مردم ثروتمند و فقیر در گرسنگى و تشنگى مساوى اند . هیچ کدام در حال روزه چیزى نمى خورند و نمى آشامند و این راهى است براى اینکه عموم مردم بویژه ثروتمندان و پولدار ها و توانگران و سرمایه داران ، درد گرسنگى و تشنگی پا برهنگان را درک کنند و به فکر و یاد آنها باشند ، شریک غم و غصه آنها شوند ، به یارى آنها بشتابند ، یا مال و ثروت و امکانات خود به آنها کمک کنند ، حقوق سائل و محروم رابپردازنند و از دادن خمس و زکات اموال خویش دریغ نورزند .

روایات بسیارى در این زمینه وارد شده که فلسفه تشریح و وجوب روزه ، همدردى و مواسات ثروتمندان با پابرهنگان و محرومین است . هشام بن حکم از امام جعفر صادق ( ع) پرسید : فلسفه تشریح روزه چیست ؟ امام در پاسخ فرمودند :

خداى متعال روزه را واجب کرد تا ثروتمند و فقیر مساوى شوند زیرا ثروتمند درد گرسنگى را نمى چشد تابه فقیر رحم کند .چون هر چه بخواهد و اراده کند قدرت فراهم نمودن آن را دارد ،پس خداى متعال اراده کرد بین انسانها مساوات بر قرار کند و به ثروتمند ، طعم گرسنگى را بچشاند تا بر ضیعف و ناتوان رقت آورد و بر گرسنه رحم کند (۱۵).

فضل بن شاذان مى گویید امام رضا(ع) فرمودند :

 به انسانها روزه داده شد تا درد گرسنگى و تشنگى را بشناسند و به فکر فقر در آخرت بیفتند … ، ‹‹ شدت اثر فقر و گرسنگى را بر نیازمندان و بیچارگان درک کنند تا حقوقى را که خداوند بر آنها در اموالشان واجب گردانده است ادا کنند (۱۶) .

پیامبر گرامى اسلام در سخنان خویش ماه رمضان را بهار فقیران خوانده اند (۱۷)به حقیقت ماه رمضان بهار فقیران است زیرا همه همچون فقیران در روز هنگام روزه یکسان هستند . بهار پابرهنگان است که بصورت طبیعى عموم مردم درد و رنج و سختى آنها را درک و لمس مى کنند .

پی نوشت:

۱-طباطبائی ، محمد حسین ، المیزان ، موسسه الاعلمى للمطبوعات ، ۱۹۷۳ م، ج۲ص۱۲ ۲-مجلسى ، بحارالانوار ، موسسه اوفا ، بیروت ، لبنان ، ج۹۶ص۳۷۶

۳-کافی ج۴ص۶۹

۴-وسائل الشیعه ج۷ص۳۳۲

۵-محمدی رى شهرى ، محمد ،‌میزان الحکمه ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم چاپ اول ۱۳۶۲ ه-ش، ج۴ص۱۷۶ به نقل از کتاب کنزالعمال

۶-بحار ج۹۶ص۳۴۰

۷-همان ، صص ۳۶۴ و۳۵۶

۸-همان ، ص۳۸۱

۹-وسائل الشیعه ج۷ص۲۲۲-کافى ، ۴ص۶۶

۱۰-بحار ،ج۹۶،ص۳۴۱

۱۱-بحار ، ج۹۶ص۲۵۴

۱۲-طباطبائی ، محمد حسین ، سنن النبى ، ص۳۰

۱۳-فیض الاسلام ، ترجمه و شرح نهج الباغه حکمت ۷۹ص۱۱۲۳

۱۴-من لا یحضره الفقیه ج۲ص۹۵

۱۵-همان ، ص۷۳

۱۶-وسائل الشیعه ، ج۷،ص۴

۱۷-همان ، ص۲۳۱

منبع : پایگاه رسانه

آداب قرائت قرآن

اشاره

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن است. ماهی که همه حقیقت قرآن بر قلب نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است. ماه رمضان، بهار قرآن است. سیره اهل بیت علیهم السلام در این ماه، بر انس و تلاوت بسیار قرآن بوده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و عترت پاکش علیهم السلام -که خود قرآن ناطقند و هیچ گاه ایشان از قرآن، و قرآن از ایشان جدا نبوده-، به تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان عنایت خاصی داشتند و توجه اصحاب و یاران خود را به آن جلب می کردند؛ از این رو علمای ربانی و پیروان راستین ایشان در این ماه مبارک و عزیز، اهتمام ویژه ای به قرائت، انس با قرآن و تدبر در آن داشته اند.

اما آداب قرائت قرآن چیست؟ چگونه باید در آن تدبّر کرد؟ موانع فهم قرآن چیست؟ این ها سؤالاتی است که باید از اهلش پرسید:

فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛ ۱

از اهل ذکر بپرسید اگر نمی دانید.

یکی از بزرگانی که مصداق اهل ذکر بود مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است. وی که خود از علمای ربّانی و مهذّب حوزه های علمیه بود، در کتاب گرانسنگ المراقبات بحثی درباره آداب قرائت و تدبّر در قرآن دارد که به دلیل اهمیت مطلب و بزرگی شخصیت نویسنده، ترجمه آن را برای خوانندگان عزیز نقل می کنیم:ماه رمضان، بهار دعا و قرآن است؛ به همین سبب، به طور اختصار به شرایط واجب دعا اشاره می کنیم؛ زیرا بیان تفصیلی آن، جای دیگری دارد. همچنین شرایط قرائت قرآن را ذکر می نماییم که در اینجا برای رعایت ادب و حق تقدم قرآن، ابتدا شرایط قرائت آن را بیان می کنیم.

تدبر در قرآن

خداوند متعال می فرماید:

أ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها؛۲

چرا در قرآن اندیشه نمی کنند؛ یا بر دل هایشان قفل هایی است؟

کسی که در قرآن تدبر و اندیشه می کند، باید به اندازه تدبرش معنای کلام و بزرگی آن و عظمت گوینده را بفهمد و در هنگام قرائت، با حضور قلب باشد و در آن بیندیشد؛ منظور از کلام را بفهمد و موانع فهم را از بین ببرد؛ تا اندیشه و درک او بیشتر شده، به عوالم زیبا و مقامات بالایی برسد. رعایت بعضی از امور مذکور، لازم بوده و رعایت بعضی از آن ها واجب نیست؛ گرچه خیلی مفید و سودمند است.

نمونه ای از تدبر و فهم در قرآن

اکنون مناسب است نمونه ای از تدبر و فهمیدن قرآن را بیان کنیم تا برای کسانی که می خواهند به این امر بپردازند، مفید باشد.

وقتی انسان در سوره واقعه می خواند: «أَ فَرَأَیتُمُ الْماءَ الَّذی تَشْرَبوُن؛ ۵ آیا آبی را که می آشامید، دیدید؟» می تواند فکر خود را محدود به مزه آب نکند و درباره مطالب مختلفی پیرامون آن بیندیشد؛ از جمله درباره به وجود آمدن تمام اشیا از آن بیندیشد؛ مثلاً فکر کند آب چگونه در اشکال گوناگون دانه، گیاه، حیوان و انسان یافت می شود. آن گاه درباره اجزای انسان فکر کند؛ اجزای ظاهری، مانند گوشت و استخوان و چشم و گوش و… نیروها و اخلاق عالی و اخلاق رذیله و آثار آن در دنیا و آخرت، تا نوبت به تفکر درباره مراتب عقل های خود رسیده، درباره عقل مستفاد۶فکر کند و ببیند که گویی عالم کوچکی است و حتی آن را عالم بزرگی ببیند. آن گاه در تفکر خود به مبدأ آب بازگشته، همان گونه که در قرآن است، بفهمد آب از آثار رحمت خداوند است و نیز بفهمد که رحمت از صفات خداوند است و بدین ترتیب آب را نعمتی از نعمت های خداوند بداند.

این نوع تدبر، از چیزهایی است که علم مکاشفه با آن آغاز می شود و اگر کسی که تدبر می¬کند، فکر خود را غرق در این مطلب کند، شاید چیزی ببیند که این فرمایش امام صادق علیه السلام را تصدیق کند که: «چیزی ندیدم، مگر اینکه قبل و همراه و بعد از آن، خداوند را دیدم».۷

و اگر خواننده قرآن در این موارد نیز تدبر نماید، قرآن را بهتر خواهد فهمید:

الف. اندیشیدن درباره حالات پیامبران که با توجه به نزدیکی آنان به خداوند و داشتن مقام بالایی نزد او، چرا این همه گرفتار بلاها و مصیبت ها بودند؛ مصیبت هایی مانند فقر، بیماری و اذیت مردم از قبیل دروغ گو خواندن، تهمت، دشنام، کتک زدن و کشتن. فکر کند که خدا چگونه آنان را با بلاها و محنت ها تربیت کرد، تا جایی که سرور پیامبران صلی الله علیه و آله و سلم با اینکه حبیب خدا بود، فرمود:

مَا أوذِی نَبِی مِثْلَ مَا اُوذِیت؛ ۸

هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد.

و درباره هر کدام از این مطالب بیندیش، تا موارد زیر را از آن بفهمی:

•بزرگی خداوند متعال را از آن بفهمی؛ چرا که امثال این بزرگان تحت سیطره قدرت و حکمت او بودند خداوند متعال، هرچه بخواهد، انجام می دهد و کسی نمی تواند از کارهای او سؤال کند.

•متوقع نباشی که باید مقابل طاعاتی که داری، خداوند نیز امور را طبق اراده ات درآورد.

•هنگامی که تو را در دنیا به فقر و خواری یا سایر بلاها مبتلا می کند، از فضل او مأیوس نشوی.

•هیچ مؤمنی را به سبب بلاهایی که به او رسیده، شماتت نکنی.

•هیچ مؤمنی را به سبب ذلت و فقری که در دنیا دارد، تحقیر نکنی؛ شاید خداوند او را به سبب بزرگواری اش مبتلا کرده است.

•پستی دنیا را نزد خدا ببین. خود نیز آن را بزرگ ندانسته و کوچک شمار و به سبب از دست دادن آن، غصه نخور.

•رو آوردن دنیا را علامت دور شدن از خدا و پشت کردن آن را علامت صالح بودن خود بدان؛ همان گونه که به حضرت موسی علیه السلام چنین وحی شد:

یا مُوسَی إِذَا رَأَیتَ الْفَقْرَ مُقْبِلًا فَقُلْ مَرْحَباً بِشِعَارِ الصَّالِحِینَ وَ إِذَا رَأَیتَ الْغِنَی مُقْبِلًا فَقُلْ ذَنْبٌ عَجِلَتْ عُقُوبَتُه؛ ۹

اگر فقر آمد، بگو: «آفرین بر نشان صالحان» و هنگامی که غنا آمد، بگو: «گناهی است که مجازات آن زود آمد».

ب. یکی دیگر از چیزهایی که برای فهم قرآن مفید است، اندیشیدن درباره مجازات و حدود و تعزیراتی است که برای گناهان وضع شده است؛ برای مثال، بریدن دست به دلیل دزدیدن ربع دینار که یکی از احکام الهی است، ترس بزرگی برای عاقل به وجود می آورد؛ به این سبب که او هر روز گناهان قلبی و بدنی زیادی مرتکب می شود و اگر مجازات ربع دینار چنین باشد، مجازات او با این بار سنگین، چه خواهد بود؟!

ج. اندیشیدن درباره اعمال و مجازات امت هایی که نابود شده اند نیز از این جمله است.

حضرت عیسی علیه السلام درباره عمل کسانی که گرفتار نزول عذاب شده بودند سؤال کرد، و خود آنان جواب دادند: «دنیا را به اندازه ای دوست داشتیم که بچه¬ای مادرش را دوست می دارد. با ترس اندکی از اهل گناه فرمانبرداری می کردیم. دارای آرزوهای طولانی بوده، لهو و لعب، ما را غافل کرده بود». عیسی علیه السلام از یکی آنان پرسید: «چگونه هلاک گشتید و عذاب شدید؟» گفت: «شب با سلامتی خوابیدیم؛ ولی صبح در«هاویه» بودیم».

پرسید: «هاویه چیست؟» گفت: «کوهی آتشین است که تا روز قیامت بر ما افروخته می شود».

پرسید: «چه گفتید و چه جوابی شنیدید؟» گفت: «گفتیم: ما را به دنیا برگردان، تا در آن زهد پیشه کنیم». جواب شنیدیم: «دروغ می گویید».

فرمود: «عجیب است که [از میان این قومِ عذاب شده] جز تو دیگران با من سخن نمی گویند». گفت: «روح الله! فرشتگانی خشن و نیرومند بر دهان آن ها دهنه ای آتشین زده اند. من میان آنان بوده؛ ولی از آنان نبودم. وقتی عذاب نازل شد، من را نیز در بر گرفت و اکنون با تار مویی به کناره جهنم آویزانم؛ نمی دانم در آتش می افتم یا از آن نجات می یابم».۱۰

درباره گناه «اصحاب سبت» و عذابشان که در ابتدا به میمون و خوک تبدیل شده، سپس هلاک گردیدند، فکر کن. آن گاه به اعمال خود بیندیش. آیا مطمئنی که عمل تو مانند اعمال آن ها نباشد؟ امثال این تفکرات نمی گذاشت که صالحان و اولیا، با اطمینان بخوابند و می گفتند: «کسی که از شبیخون می ترسد، چگونه می خوابد!» آن ها صورت خود را هر روز چند بار بررسی می کردند که ببینند آیا از ستم گناهان، سیاه شده یا به حال خود باقی است؟

تو خود حجاب خودی

حضرت امام رضا علیه السلام که گرمای محبتش را ما ایرانی ها خوب چشیده ایم، می فرمایند: «امام، همدم، رفیق، پدر مهربان، برادر تنی، مادر دلسوز به کودک است».۱۴همچنین فرموده اند: «امام از پدر و مادر به شما مهربان تر است».۱۵

شاید اگر این محبت را بیشتر درک کنیم، معنای این جملات حضرت ولی عصر علیه السلام را بهتر بفهمیم، وقتی در تشرف شریف علی بن ابراهیم بن مهزیار- که پس از بیست سال اشتیاق به خدمت حضرت رسیده است- اینچنین سخن را شروع می کنند:

یا اَبَاالْحَسَن! قَدْ کُنّا نَتَوَقَّعُکَ لَیلاً وَ نَهاراً. فَما الَّذی اَبْطَأَ بِکَ عَلَینا؟؛

ای ابالحسن! شب و روز در انتظار دیدار تو بودیم. چه شد که تأخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟

وقتی پسر مهزیار تعجب می کند و عرض می کند: «ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند»، امام با تعجب می فرمایند: «کسی را نیافتی که راهنمایی ات کند؟!» سپس [طوری که پسر مهزیار از این شرمندگی خجالت نکشد] سرشان را پایین گرفتند و با انگشت مبارک روی زمین کشیدند و فرمودند: «نه؛ شما به مال اندوزی روی آوردید و در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده، با آنان با بی اعتنایی رفتار کردید. صله رحم را ترک کردید. پس دیگر چه عذری دارید؟!»۱۶

پی نوشت :

۱. سوره انبیا: ۷.

۲. سوره محمد: ۲۴.

۳. در جنگ صفین بعد از خدعه معاویه و قرآن به نیزه کردن و درخواست معاویه از امیرالمؤمنین علیه السلام برای عمل به قرآن، حضرت فرمودند: «یا ابنَ أبِی سُفیان! أنتَ تَدعُونِی إلَی العَمَلِ بِکتابِ اللهِ وَ أنَا کتَابُهُ النَّاطِقُ»؛ إرشاد القلوب، حسن بن محمد دیلمی، الشریف الرضی، قم، اول، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۴۹.

۴. سوره واقعه: ۷۹.

۵. سوره واقعه: ۶۸.

۶. از نظر حکمای اسلامی عقل مستفاد، یکی از مراتب عقل انسان است. حجت الاسلام والمسلمین پارسانیا مراتب عقل را این گونه توضیح می دهد:

عقل آدمی به حسب مراتب به چهار قسم تقسیم می شود؛ عقل بالقوه (هیولایی)، عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد.

عقل بالقوه، مرز بین انسان و حیوان است. صاحب عقل بالقوه، دارای نفسی است که توانایی تحصیل علوم و دانش های مختلف را داشته، امکان عمل بر طبق آن را دارد.

عقل بالملکه عقلی است که مفاهیم و معانی و قضایای اولی و بدیهی را ادراک می کند. صاحب عقل بالملکه توانایی تربیت، استدلال و حرکت به سوی مجهولات نظری را داراست.

عقل بالفعل، عقلی است که با استفاده از بدیهیات و معارفی که در عقل بالملکه است، به سوی معارف نظری حرکت کرده و برخی از آن ها را به فعلیت رسانده است.

کسی که عقل نظری او بالفعل باشد و در عقل عملی نیز توانمند و قوی باشد، در فهم مسائل نظری به ترتیب و چینش مقدمات نیاز ندارد و همه معلومات را در ملکه علمی خود واجد می باشد؛ به گونه ای که هرگاه یکی از آن ها را اراده کند، بدون آنکه به استدلال جدیدی محتاج باشد، مستقیماً معلوم را می یابد. کسی که از این مرتبه عقل بهره مند باشد، دارای عقل مستفاد است. (مجله معارف، مرداد ۸۵ شماره ۳۷ ).

۷. در بسیاری از منابع این روایت را با این عبارت: «ماَ رَاَیتُ شَیئاً الاَّ وَ رَاَیتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ» به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده اند؛ اما در تفسیر الفرقان، ج ۱۵، ص ۶۷، آن را با این عبارت: « ماَ رَاَیتُ الله الا وَ قَدْ رَاَیتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ» به امام صادق علیه السلام منسوب می کند.

۸. کشف الغمه (ط – القدیمه)، علی بن عیسی اربلی، بنی هاشمی، تبریز، اول، ۱۳۸۱، ج ۲، ص ۵۳۷.

۹. کافی (ط – الإسلامیه)، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج ۲، ص ۲۶۳.

۱۰. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: مَرَّ عِیسَی ابْنُ مَرْیمَ علیهما السلام عَلَی قَرْیهٍ قَدْ مَاتَ أهْلُهَا وَ طَیرُهَا وَ دَوَابُّهَا فَقَالَ: «أمَا إِنَّهُمْ لَمْ یمُوتُوا إِلَّا بِسَخْطَهٍ وَ لَوْ مَاتُوا مُتَفَرِّقِینَ لَتَدَافَنُوا» فَقَالَ الْحَوَارِیونَ: «یا رُوحَ اللهِ وَ کلِمَتَهُ ادْعُ اللهَ أَنْ یحْییهُمْ لَنَا فَیخْبِرُونَا مَا کانَتْ أَعْمَالُهُمْ فَنَجْتَنِبَهَا». فَدَعَا عِیسَی علیه السلام رَبَّهُ فَنُودِی مِنَ الْجَوِّ أنْ نَادِهِمْ فَقَامَ عِیسَی علیه السلام بِاللَّیلِ عَلَی شَرَفٍ مِنَ الْأَرْضِ فَقَالَ: «یا أهْلَ هَذِهِ الْقَرْیهِ». فَأَجَابَهُ مِنْهُمْ مُجِیبٌ: «لَبَّیک یا رُوحَ اللهِ وَ کلِمَتَهُ!» فَقَالَ: «وَیحَکمْ مَا کانَتْ أَعْمَالُکمْ» قَالَ: «عِبَادَهُ الطَّاغُوتِ وَ حُبُّ الدُّنْیا مَعَ خَوْفٍ قَلِیلٍ وَ أَمَلٍ بَعِیدٍ وَ غَفْلَهٍ فِی لَهْوٍ وَ لَعِبٍ». فَقَالَ: «کیفَ کانَ حُبُّکمْ لِلدُّنْیا» قَالَ: «کحُبِ الصَّبِی لِأُمِّهِ إِذَا أَقْبَلَتْ عَلَینَا فَرِحْنَا وَ سُرِرْنَا وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنَّا بَکینَا وَ حَزِنَّا» قَالَ: «کیفَ کانَتْ عِبَادَتُکمْ لِلطَّاغُوتِ؟» قَالَ: «الطَّاعَهُ لِأَهْلِ الْمَعَاصِی». قَالَ: «کیفَ کانَ عَاقِبَهُ أَمْرِکمْ» قَالَ: «بِتْنَا لَیلَهً فِی عَافِیهٍ وَ أَصْبَحْنَا فِی الْهَاوِیهِ» فَقَالَ: «وَ مَا الْهَاوِیهُ؟» فَقَالَ: «سِجِّینٌ» قَالَ: «وَ مَا سِجِّینٌ؟» قَالَ: «جِبَالٌ مِنْ جَمْرٍ تُوقَدُ عَلَینَا إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ» قَالَ: «فَمَا قُلْتُمْ وَ مَا قِیلَ لَکمْ؟» قَالَ: «قُلْنَا: رُدَّنَا إِلَی الدُّنْیا فَنَزْهَدَ فِیهَا: قِیلَ لَنَا: کذَبْتُمْ». قَالَ: «وَیحَک کیفَ لَمْ یکلِّمْنِی غَیرُک مِنْ بَینِهِمْ!» قَالَ: «یا رُوحَ اللهِ! إِنَّهُمْ مُلْجَمُونَ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ بِأَیدِی مَلَائِکهٍ غِلَاظٍ شِدَادٍ وَ إِنِّی کنْتُ فِیهِمْ وَ لَمْ أَکنْ مِنْهُمْ فَلَمَّا نَزَلَ الْعَذَابُ عَمَّنِی مَعَهُمْ فَأَنَا مُعَلَّقٌ بِشَعْرَهٍ عَلَی شَفِیرِ جَهَنَّمَ لَا أَدْرِی أُکبْکبُ فِیهَا أَمْ أَنْجُو مِنْهَا». فَالْتَفَتَ عِیسَی علیه السلام إِلَی الْحَوَارِیینَ فَقَالَ: «یا أَوْلِیاءَ اللهِ أَکلُ الْخُبْزِ الْیابِسِ بِالْمِلْحِ الْجَرِیشِ وَ النَّوْمُ عَلَی الْمَزَابِلِ خَیرٌ کثِیرٌ مَعَ عَافِیهِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ». (کافی، ج ۲،ص ۳۱۸-۳۱۹).

۱۱. سوره غافر: ۳۵.

۱۲. همان: ۱۳.

۱۳. عوالی اللئالی، ابن أبی جمهور، دار سید الشهداء، قم، اول، ۱۴۰۵ ق، ج ۴، ص ۱۱۶.

۱۴. کافی، ج۱، ص۲۰۰.

۱۵. من لایحضر الفقه، ج۴، ص۴۱۸.

۱۶. بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۰۴، ح۱۳۱.

منبع :خُلُق – خرداد و تیر ماه سال ۱۳۹۲ شماره ۳۵ –

شناخت ماه خدا

اشاره:

نخستین کارى که باید در ارتباط با (ماه مبارک) انجام گیرد، بدست آوردن نگاه صحیح نسبت به آن مى باشد، نگاهى برگرفته از آنچه که کتاب خدا و پیشوایان راستین الهى به انسان ارایه کرده اند. بدین ترتیب انسان مومن، در آغاز و پیش از انجام هرگونه رفتار و برخورد با این ماه، در تب و تاب به دست آوردن آگاهى از (چیستى ماه رمضان) و کسب معرفت لازم درباره مقام، موقعیت و جایگاه آن است.

 

آن گونه که امام زین العابدین (علیه السلام) این آگاهى و معرفت را ملتمسانه از پروردگارش طلب مى کند:

اللهم صل على محمد وآل محمد والهمنا معرفه فضله واجلال حرمته… ۶

خدایا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.

شناخت ماه رمضان تعیین کننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهیت و موقعیت ماه مبارک رمضان و آگاهى از چیستى آن، ضمن آنکه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است، راه گشاى کیفیت برخورد و چگونگى رفتار با آن نیز مى باشد. در پرتو شناسایى موقعیت و شناخت جایگاه ماه خدا است که انسان مومن هنگام حلول و تشریف فرمایى آن، مى تواند استقبال شایسته از آن به عمل آورد. در حقیقت با این شناسایى و شناخت، راه چگونگى برخورد با این ماه و نوع رفتار با آن هموار مى گردد. در این باره این گزارش (انس بن مالک) شنیدنى است:

 لما حضر شهر رمضان قال النبى (صلی الله علیه و آله):

 سبحان الله، ماذا تستقبلون وماذا یستقبلکم قالها ثلاث مرات.۷

هنگامى که ماه رمضان فرا مى رسید پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى فرمود:

 منزه است خدا، بنگرید که به استقبال چه مى روید و چه به شما روى مىآورد و این جمله را سه بار تکرار فرمود.

در سایه ى این شناخت و شناسایى است که نقش بى بدیل، تاثیر شگرف و آثار و فواید ارجمند آن، هویدا مى گردد و تلاش و تقلا ى انسان مومن براى شرف یابى به محضر آن، رعایت وظایف و آداب، بهره مندى از برکات و کوشش براى نگهدارى و از دست نرفتن لحظات و ساعت آن را برمى انگیزد. چنانچه در روایت ابى مسعود انصارى از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:

لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یکون رمضان السنه  ۸

اگر بنده، از آنچه که در ماه رمضان قرار داده شده آگاهى داشت، با تمام وجود دوست مى داشت که همه ى سال، ماه رمضان باشد.

شناخت و درک ماه رمضان موجب شکر پروردگار

برخوردارى از درک درست از ماه مبارک رمضان، زمینه و موجبات به دست آوردن مواهب و برکات الهى و هدایا و عطایاى ربانى در این ماه را فراهم مى نماید.

نعمتى بسیار بزرگ و موهبتى بسیار عظیم است که بى تردید هر کس با بهره مندى از آن نیکبختى خود را رقم زده، قله سعادت و ظفرمندى را فتح کرده و مدال پر افتخار رستگارى را نصیب خود مى کند. نعمتى که از شدت گرانقدرى و ارجمندى نمى توان براى آن قیمت و بهایى تعیین کرد. از این رو سزاوار است، کسى که از این نعمت بزرگ بهره مند گردید خداوند را شکر فراوان و سپاس بسیار گوید:

لو علمتم ما لکم فى شهر رمضان لزدتم الله تعالى ذکره شکرا ۹

اگر آنچه را که در ماه رمضان براى شما قرار داد شده مى دانستید فراوان شکر خدا مى گذاشتید.

گفت پیغمبر که نفحت هاى حق اندر این ایام مىآرد سبق گوش و هش دارید این اوقات رادر ربایید این چنین نفحات را پیامبر فرمود، بوهاى خوش الهى، عنایت و رحمت ها و دم مبارک خداوندى در این ایام بیشتر است و پى درپى مىآید. یعنى در تمام اوقات و در همه ساعات نفحات الهى درمى رسد و بر دیگر نفحات سبقت مى گیرد. اى کسانى که نفحات الهى را طالب هستید این اوقات را که نفحه حق به شما مى رسد با گوش هوش، غنیمت شمرید و این ساعات لطیف و شریف را دریابید.

شناسایى و شناساندن ماه رمضان

به مدد و توفیق الهى این نوشتار بر آن است که به منظور ارایه نگاه صحیح درباره

چیستى ماه رمضان، به بررسى و بیان ویژگیها، اوصاف و اسامى آن در آیات، روایات و ادعیه بپردازد. هرچند با توجه به فراوانى این اوصاف وویژگى ها همه آن ها در این مقاله نمى گنجد و ناگزیر به بیان چند ویژگى اکتفا مى شود.

ماه مبارک

یکى از اوصاف ماه رمضان که در برخى از روایات و ادعیه بدان تصریح شده است، صفت مبارک است، اینک تعدادى از آنها را با هم مرور مى کنیم:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

قد جائکم شهر رمضان، شهر مبارک، شهر فرض الله علیکم صیامه… ۱۰

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رمضان به سوى شما آمد، ماه مبارک، ماهى که خداوند روزه اش را بر شما واجب کرده است…

عن الامام على (علیه السلام) قال: ان رسول الله (صلی الله علیه و آله) خطبنا ذات یوم فقال: ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکه والرحمه والمغفره…۱۱

از امام على (علیه السلام) روایت شده که فرمود: روزى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین فرمود: مردم، ماه خدا همراه با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است…

عن سلمان الفارسى قال: خطبنا رسول الله (صلی الله علیه و آله) فى آخر یوم شعبان فقال: قد اظلکم شهر رمضان شهر مبارک، شهر فیه لیله القدر خیر من الف شهر…۱۲

در گزارشى از سلمان فارسى آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آخرین روز ماه شعبان براى ما سخنرانى کرد و چنین فرمود:

ماه رمضان، ماهى مبارک، ماهى که در آن ماه، شب قدر که از هزار شب برتر است، سایه خود را بر شما گسترده است…

عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) انه کان یدعو اول لیله من شهر رمضان:  الحمد الله الذى اکرمنا به ایها الشهر المبارک.. ۱۳

 از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت شده که آن حضرت همیشه در شب اول ماه رمضان این گونه دعا مى خواند: حمد و سپاس خدایى را که ما را به تو اى ماه مبارک کرامت بخشید…

عن الصادق (علیه السلام) انه کان یقول فى آخر لیله من شعبان واول لیله من شهر رمضان: اللهم ان هذا الشهر المبارک الذى انزلت فیه القرآن وجعلته هدى للناس وبینات من الهدى والفرقان قد حضر...۱۴؛ از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که آن حضرت در آخرین شب ماه شعبان و در نخستین شب ماه رمضان این دعا را مى خواند: بارالها! این ماه مبارک را که در آن قرآن، براى راهنمایى مردم، نشانه هدایت و جداکننده حق و باطل فرو فرستاده شد، فرا رسید

فراوانى اطلاق عنوان مبارک بر ماه رمضان در متون دینى موجب شده است که این عنوان جزو مشهورترین اوصاف و عناوین این ماه شناخته گردد.

معنى برکت و مبارک

علماى لغت واژه برکت را به فزونى و رشد ۱۵ همراه با ثبات و دوام معنى کرده اند.

در کتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: معنى برکت فراوانى در هرچیز خیر است.۱۶

راغب اصفهانى نیز آن را به معناى ثبوت و استقرار خیر الهى در چیزى مى داند، چنانچه برکه (چیزى شبیه حوض) به جایى که آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد، گفته مى شود.۱۷

اما مبارک، به آنچه که در آن خیر فراوان وجود دارد و از او بروز و صدور مى یابد اطلاق مى گردد. زجاج مى گوید: مبارک آن چیزى است که از آن خیر فراوان برآید.۱۸

راغب نیز مى نویسد: به آنچه که خیر و فایده الهى در آن ثبوت و استقرار داشته باشد مبارک گفته مى شود.۱۹

کاربرد واژه برکت و مبارک در قرآن

بنابراین، آنچه که در آن خیر فراوان و نفع و فایده بسیار، ثبات و قرار داشته و از آن صادر گردد، مبارک نامیده مى شود. بدین ترتیب عنوان (با برکت) و (مبارک) در آیات قرآن کریم ودر این موارد بکار رفته است:

۱– ذات اقدس الهى که خیر محض و برکت ناب است: «تبارک الله رب العالمین» (اعراف: ۵۴)، «فتبارک الله احسن الخالقین» (مومنون: ۱۴)،

«تبارک الذى نزل الفرقان على عبده…»! (فرقان:۱)

۲- قرآن کریم: «وهذا کتاب انزلناه مبارک» (انعام: ۹۲)، «وهذا کتاب انزلنا مبارک فاتبعوه» (انعام/ ۱۵۵)، «کتاب انزلناه الیه مبارک لیدبروا آیاته…» (ص : ۲۹)

۳- خانه خدا (کعبه): «ان اول بیت وضع للناس للذى ببکه مبارکا وهدى للعالمین».۲۰

۴- مسجد الاقصى: «.. الى المسجد الاقصى الذى بارکنا حوله…» ۲۱

۵ شب قدر:  «انا انزلناه فى لیله مبارکه…» ۲۲

۶ -پیامبران الهى:  «وجعلنى مبارکا اینما کنت…» ۲۳، «وبارکنا علیه وعلى اسحاق…» ۲۴

۷ باران:  «ونزلنا من السما ما مبارکا…» ۲۵

راز مبارکى ماه رمضان

بى تردید مبارکى و نامبارکى و سودمندى و زیان بارى هرچیزى که به انسان منتسب مى شود، با حیات آدمى و ابعاد وجودى او رابطه اى تنگاتنگ و گسست ناپذیر داشته و با مصالح و مفاسد حیات و جنبه هاى مختلف وجود او ارتباط کامل دارد. به همین علت، براى پى بردن به مبارکى ماه رمضان و برکت زایى آن براى انسان، توجه و تامل در نکات زیر ضرورى است:

۱ـ  حقیقت حیات و گوهر وجود انسان روشن است که آدمى علاوه بر جنبه هاى مادى و زندگى حیوانى از جنبه هاى معنوى و زندگى انسانى نیز برخوردار است این جنبه معنوى و انسانى در پرتو اعطاى وجودى برتر به او بخشیده شده است.

.. ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین ۲۶

فاذا سویته ونفخت فیه من روحى فقعوا له ساجدین ۲۷

این وجود برتر و حقیقت فراتر که اساس هستى و گوهر حیات انسان را تشکیل مى دهد همان روح آدمى و جان انسانى است که دیگر موجودات از آن بهره اى ندارند; غیر این جانى که در گاو و خر استآدمى را عقل و جانى دیگر است در صورت نبود این گوهر ارجمند، آدمى ازحیات انسانى تهى شده و در ردیف دیگر حیوانات قرار خواهد گرفت.

۲ـ نیازمندیها و موجبات حیات انسانى همان گونه که براى حیات حیوانى و جنبه مادى انسان نیازمندىها و خواسته هایى متناسب با آن وجود دارد و در صورت تامین نشدن و پاسخ ندادن به آنها حفظ و بقاى آن ناممکن است، براى حیات انسانى و معنوى نیز نیازها و تمایلاتى وجود دارد که حفظ و بقاى آن تنها در پرتو تامین و برآورده کردن آنها امکان پذیر خواهد بود.

پیداست که نیازمندى ها و خواسته هاى این دو جنبه ى وجود و دو بعد حیات انسانى متناسب با تفاوت و اختلاف آنها متفاوت و مختلف خواهد بود; تغذیه، رشد، بالندگى و نشاط بعد حیوانى و جنبه مادى انسان، به امور مادى و تامین خواسته هاى حیوانى وابسته است و از امور مورد نیاز بعد انسانى بیگانه و بى خبر مى باشد; او نداند جز که اصطبل و علف از سعادت غافل است و از شرف اما براى تغذیه، فربهى، شادابى و پرورش بعد انسانى و جنبه معنوى و روحى انسان موجبات و نیازمندىهاى دیگرى وجود دارد و این گونه نیست که با به دست آوردن عوامل و زمینه هاى شادابى، فربهى و آسایش تنى، زمینه تنومندى، رشد، نشاط و آرامش جان نیز فراهم گردد.

۳ـ   هدف و نقش ماه رمضان بنابراین، براى پرورش و رشد و بالندگى جان و تامین خواسته هاى آن باید به سراغ امورى غیر از عوامل تامین کننده نیازهاى تن شتافت. هدف اساسى و نتیجه نهایى و دستاورد اصلى (روزه) که برجسته ترین، وظایف مسلمان در ماه مبارک رمضان است، تقوا مى باشد.

«یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم لعلکم تتقون» ۲۸

اى کسانى که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده; آن گونه که بر آنها که پیش از شما بودند نوشته شد، تا پرهیزکار باشید.

تقوا که همان نگهدارى، کنترل و مهار تمایلات حیوانى و خواسته هاى نفسانى است، یک امر واقعى و عینى مى باشد که در سایه ى روزه و روزه دارى در وجود انسان محقق مى گردد. ماه رمضان با همه آنچه که به همراه دارد (و برجسته ترین آن روزه است)، در صدد کنترل انسان و مهار تمایلات تنى و ایجاد و تقویت روحیه ى مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى است تا بتواند بعد حقیقى و گوهر اصلى وجود انسان را سرزنده، بالنده، با نشاط و فربه نماید; تا تو تن را چرب و شیرین مى دهى گوهر جان را نیابى فربهى

 ۴ـ ارتباط ماه رمضان با حیات حقیقى انسان انسان براى تامین حیات معنوى خود و تقویت، پرورش و فربهى روح خویش به این ماه الهى نیازمند است. گرچه این فریضه الهى مانند دیگر فرایض و تکالیف اسلامى تنها با یک بعد وجود انسان سروکار ندارد و فواید و آثار آن به حیات روحى انسان محدود نمى گردد و ضمن تامین نیازهاى روحى و درپى داشتن آثار و نتایج معنوى، بهره ها و برکات مادى و دنیایى را هم براى انسان و جامعه به همراه دارد،۲۹ ولى هدف اصلى ونقش اساسى و تاثیر عمده ماه رمضان به حیات معنوى و روان انسانى مربوط مى شود و آدمى براى بالندگى، رشد و چالاکى به امساک، منع و محدودیتى که ماه رمضان براى بعد حیوانى انسان ایجاد مى کند نیازمند است، این امساک، هرگز به معناى محرومیت و از دست دادن توانایى ها و گرفتار ضعف و ناتوانى شدن نیست. (روزه) براى پیشگیرى از محرومیت انسان و ایجاد قدرت کنترل در برابر شهوات نفس و تمایلات تن و برخوردار ساختن جان انسان از گوهرها و کمالات انسانى بسیار لازم و ضرورى است. چه بسیار افرادى که با رها نمودن نفس و تن دادن به شهوات آنى و هوس هاى زودگذر، در حسرت ازدست دادن گوهر انسانیت نشسته و گرفتار اندوهى همیشگى شده اند; کم من شهوه ساعه اورثت حزنا طویلا.۳۰

 امام على (علیه السلام) فرمود:

 و چه بسا شهوت یک لحظه که مایه اندوه طولانى گردد.

ماه رمضان یکپارچه خیر و برکت

با به خاطر سپردن نکات چهارگانه ى پیش، اکنون مى توان چهره مبارک و سیماى پر خیر و برکت ماه رمضان را مشاهده نمود و به برکت آفرینى آن براى انسان پى برد.

البته این چهره زیبا و سیماى نورانى آنگاه قابل مشاهده است که پرده از دیدگان آدمى برداشته شود و غبار تن، حجاب رخسار زیباى جان نگردد و خواهش هاى نفسانى، مانع رویت ارتباط میان نیازهاى جان آدمى با حقیقت و ماهیت روح پرور ماه رمضان نباشد و نگاه صحیح نسبت به این ماه و رابطه آن با جان انسانى و نیازهاى او بدست آید. در این صورت لحظه لحظه این ماه و همه آنچه که به همراه دارد، موجب خیر، برکت و مبارکى براى انسانى است که آن را درک کرده و در آستانش بستر افکنده است. چقدر شنیدنى است این گزارش محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام):

 ان الله تعالى ملائکه موکلین بالصائمین یستغفرون لهم فى کل یوم من شهر رمضان الى آخره وینادون الصائمین کل لیله عند افطارهم: ابشروا عباد الله فقد جعتم قلیلا وستشبعون کثیرا بورکتم و بورک فیکم…۳۱

خداوند داراى ملائکه اى است که وظیفه آنان استغفار نمودن براى روزه داران در هر روز از ماه رمضان تا پایان این ماه است و در هر شب هنگام افطار به روزه داران بشارت مى دهند: اى بندگان خداوند اندکى گرسنگى را چشیدید و بزودى سیر مى گردید. شما و آنچه که در شماست مبارک گردید.

   اى خجسته درد و بیمارى و تب                   اى مبارک درد و بیدارى شب

رنج گنج آمد که رحمت ها دروست            مغز تازه شد چو بخراشید پوست

 آرى، اگر روح انسان را بشناسیم و نیازهاى حقیقى او را بدانیم و رابطه بنده با خدا و راز نیازمندى بشر به ارتباط با عالم ملکوت را به درستى بیابیم نه تنها ماه رمضان راموجب محرومیت و محدودیت نمى دانیم، بلکه آن را موجب توسعه و پیشرفت وجودى و صعود و تکامل انسانى خواهیم دانست.. در این صورت، براى تکامل و تعالى انسان و رسیدن به کوى حق، روزه و ماه رمضان (و امورى که موجب بالندگى و نشاط و قوت جان مى گردد) را لازم و ضرورى خواهیم شمرد; چنان که در این روایت نبوى آمده است: من عرف الله وعظمه، منع فاه من الکلام و بطنه من الطعام وعنى نفسه بالصیام والقیام...۳۲

کسى که خدا را به درستى شناخته و به عظمت او پى برده باشد، دهان خود را از سخن و شکمش را از غذا بازداشته و رنج روزه و عبادت (نماز و شب زنده دارى) را بر خود هموار مى کند.

چون که در معده شود پاکت پلید                 قفل نه بر حلق و پنهان کن کلید

یعنى ویژگى معده این است که پاکى ها را به پلیدى تبدیل مى کند پس بر حلق خود قفلى بزن و کلیدش را پنهان کن و دائم مراقب شکم خود باش]. با این نگاه و معرفت، انسان مومن هرگز به از دست دادن ماه رمضان راضى نمى شود و در صورت از دست رفتن آن سخت نگران و بسیار آزرده خاطر و ملول مى گردد. آن گونه که در زمزمه هاى عارفانه آن روح آگاه و شیدا در واپسین ساعات ماه مبارک مى خوانیم:

فنحن مودعوه وداع من عز فراقه علینا وغمنا و اوحشنا انصرافه عنا..۳۳

ما با این ماه خدا حافظى مى کنیم، خدا حافظى کسى که جدایى اش براى ما سخت است و این جدایى ما را اندوهگین مى کند و با رفتنش تنها مى شویم.

پی نوشت:

۱ـ آل عمران، ۱۷۸

۲ـ  متن  خطبه مقام معظم رهبرى در نماز جمعه تهران در تاریخ ۷۷/۱۰/۱۸ بیستم ماه مبارک رمضان.

۳ـ    در مقاله اى تحت عنوان ((على (علیه السلام) و کارگزاران ناصالح)) به این شخصیت پرداخته شده است.

۴ـ اعراف، ۳۳.

۵ـ  در این گفتار متن عربى عباراتى که معظم له از غیر معصوم نقل کرده اند حذف و به ترجمه اکتفا شده است.

۶ـ  صحیفه جامعه سجادیه دعاى / ۱۵۵.

۷ـ  بحار، ج ۹۳، ص ۳۴۷.

۸ـ  بحار، ج ۹۳، ص ۳۴۶.

۹ـ  وسایل الشیعه، ج ۶، ص ۱۷۴.

۱۰ـ  تهذیب الاحکام، ج ۴، ص ۱۵۲.

۱۱ـ  وسایل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷.

۱۲ـ  مستدرک الوسایل، ج ۷، ص ۴۲۹.

۱۳ـ همان، ص ۴۴۶.

۱۴ـ  لاقبال بالاعمال الحسنه (اقبال سید بن طاووس) باب ۳ فصل ۴.

۱۵ـ لسان العرب، ج ۱ و مفردات راغب واژه ((برک)) ومجمع البیان، ج ۲، ص ۴۷۷.

۱۶ـ لسان العرب، ج ۱.

۱۷ـ   مفردات راغب.

۱۸- لسان العرب، ج ۱.

۱۹ـ  مفردات راغب.

۲۰ـ آل عمران، ۹۶.

۲۱ـ اسرا، ۱.

۲۲ـ دخان، ۳.

۲۳ـ مریم، ۳۱.

۲۴ـ صافات، ۱۱۳.

۲۵ـ ق، ۹.

۲۶ـ مومنون، ۱۴.

۲۷ـ حجر، ۲۹.

۲۸ـ بقره، ۱۸۳.

۲۹ـ  واین حقیقیت با مدد و توفیق الهى پس از بیان همه ى ویژگیها و اوصاف ماه مبارک کاملا آشکار خواهد شد.

۳۰ـ  کافى ج ۲، ص ۴۵۱.

۳۱ـ  وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۷۶.

۳۲ـ امالى صدوق، ص ۲۴۹.

۳۳ـ  صحیفه جامعه سجادیه، دعا ۱۴۲ و اقبال سید بن طاووس، باب ۳۴.

منبع :ره توشه راهیان نور ـ ویژه ماه مبارک رمضان ـ ۱۴۲۲قمرى ، ۱۳۸۰ شمسى

مروری بر مضامین خطبه شعبانیه رسول اکرم(ص)

اشاره:

امیرمؤمنان علی علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می پرسد: ای پیامبر خدا! برترین کارها در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: «ای ابوالحسن! برترین کارها در این ماه، ورع و پرهیز از حرام های الهی است.» ماه رمضان ماه روزه است. از نظر قرآن هدف و حکمت روزه، دست یابی به تقواست که میزان و معیار سنجش کرامت و انسانیت انسان است. اگر انسان نتواند در ماه رمضان روشی را اتخاذ کند که او را به تقوا برساند در زمان های دیگر سال شاید این امر دست یافتنی نباشد؛ چرا که در این ماه دشمن های بیرونی انسان درغل و زنجیر هستند و انسان تنها باید با هواهای نفسانی خود مبارزه کند و آن ها را تحت کنترل عقل و فطرت سالم درآورد. او اگر نتواند در این ماه بر نفس خود مسلط شود در ماه های دیگر می بایست به غیر از نفس با وسوسه های شیاطین نیز مبارزه کند و شرایط سخت تری را برای خودسازی تجربه کند.

نویسنده با مراجعه به خطبه شعبانیه پیامبر(ص) وظایف روزه داران و شرایط استثنایی ماه مبارک رمضان را تشریح کرده است.

ماه مبارک رمضان، کارگاه تقوای الهی خداوند به صراحت در آیه ۲۸۳ سوره بقره حکمت و فلسفه روزه و روزه داری را دست یابی به تقوا می داند. تقوا که از واژه وقایه عربی گرفته شده به معنای سپرگرفتن است. این بدان معناست که انسان در طول زندگی وحیات دنیوی خود همواره از سوی دشمنی تهدید می شود و لازم است خود را در میدان مبارزه دائمی بداند و دمی از خود و دشمن غافل نشود. پس لازم است تا سپری را در اختیار گیرد و تحت حفاظت آن، خود را از دشمن و تیرهای آشکار و نهانش در امان نگه دارد.

از آیات قرآن و روایات اسلامی به دست می آید که انسان دارای دو دشمن اصلی است. یکی دشمن نفسانی اوست که همواره با اوست. نفس انسانی در شرایط مادی دنیوی به جای آنکه همان اعتدال فطری را رعایت کند[۱] و فرمان عقل و فطرت را گوش دهد[۲] به برخی از قوای خود بیشتر بها می دهد و اجازه می دهد که مثلا قوه شهوت یا عضب یا هر دوی آنها زمام امور را در دست گیرند و در مسیر افراط و تفریط درآید. از همین رو گفته شده «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک؛ دشمن ترین دشمنان همان نفس درون آدمی است.»

از سوی دیگر، انسان یک دشمن قسم خورده دیگری دارد که اجازه نمی دهد تا در مسیر فطرت و عقل و وحی حرکت کند. این دشمن ابلیس و شیاطین پیرو او هستند. ابلیس از دو دسته پیروان جنی و انسانی برخوردار است. او که خواهان مقام خلافت برای خود بود، هنگامی که خلافت به انسان داده شد، کفر و عصیان می ورزد و پس از کسب مهلت تا روز معین[۳] سوگند می خورد تا نگذارد فرزندان حضرت آدم(ع) در مسیر خلافت حرکت کرده و این مقام را به دست آورند.[۴]

شرایط ابلیس و جنیان نسبت به انسان ها کمی بهتر است؛ زیرا آنان هرچند تنها وسوسه می کنند و کار دیگری نمی توانند انجام دهند، چون سلطه ای بر انسان ندارند[۵]  ولی به سبب آنکه دیده نمی شود[۶] می توانند در گوش جان آدمی زمزمه های وسوسه انگیزی داشته باشند که انسان گمان می کند اینها افکار و اندیشه ها و تصمیمات خودش است. از این رو، آدمی گناهانی را مرتکب می شود و به قوای غضبی و شهوانی خود اجازه می دهد تا افراط و ظلم هایی را مرتکب شود. این اعمال، اندک اندک به قوای ادراکی و شناختی انسان را آسیب می رساند[۷] به گونه ای که گوش و چشم دیگر حقایق را نمی تواند بشنود و ببیند و قلب نیز از تحلیل حقیقت باز می ماند و واژگونه تحلیل می کند و حق را باطل و باطل را حق می یابد،[۸] چرا که بر گوش و چشم پرده هایی کشیده و بر قلب ها مهر خورده و بسته شده است.[۹] انسان گناهکار که فطرت سالم خود را از دست می دهد به جای آنکه از وحی الهی بهره مند شود، تحت تاثیر وحی شیطانی قرار می گیرد و به جای پذیرش حق، علیه آن موضع گیری کرده و به مجادله با آن می پردازد.[۱۰]

اما خداوند به انسان عنایت خاصی دارد و اجازه نمی دهد تا ابلیس و شیاطین به سادگی تسلط یابند. اینجاست که کارهایی را برای بهبود وضعیت بشر انجام داده تا امکان تسلط و چیرگی شیطان به سادگی فراهم نیاید. از جمله این کارها، برنامه های خاصی چون روزه داری به ویژه در ماه رمضان است؛ زیرا در این ماه مبارک دشمن بیرونی با محدودیت های شدیدی مواجه است و دیگر نمی تواند آزادانه حرکت و یا کاری علیه انسان بکند.

ماه رمضان یک فرصت استثنایی برای بازسازی و بازگشت به سوی حق و راستی و درستی و توبه به درگاه خداوندی است. رحمت خاص خداوندی در این ماه شامل بندگان می شود تا انسان با روزه داری و انجام وظایف و تکالیف ویژه آن بتواند نخست بر هواهای نفسانی مسلط شود و آنگاه پس از ماه رمضان به سبب همان بستر تقوایی که فراهم آمده بتواند در برابر وسوسه های شیطانی مقاومت کرده و در مسیر تقوای کامل گام بردارد.

ویژگی های ماه رمضان از نظر پیامبر(ص)

حضرت امام رضا(ع) از پدرش از جدش این روایت را نقل کرده اند که امام علی(ع) چنین فرمود: در روزی از روزهای آخر شعبان و در آستانه ماه مبارک رمضان رسول خدا(ص) خطبه مهمی خواند. این خطبه به خطبه شعبانیه معروف است.

۱- فضیلت ماه رمضان:

پیامبر(ص) نخست به بیان فضیلت ماه رمضان می پردازد و می فرماید: «ای مردم! ماه خدا، همراه با برکت و رحمت و آمرزش، به شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خدا برترین ماه هاست و روزهایش برترین روزها، شب هایش برترین شب ها و ساعاتش برترین ساعات است.»

پیامبر(ص) در این خطبه در بیان فضیلت ماه مبارک رمضان نسبت به دیگر ماه های سال مواردی را برمی شمارد که از جمله آنها می توان به ماه برکت، رحمت و آمرزش، بهترین ماه ها در نزد خداوند، ساعاتش بهترین ساعات، خواب مومنان عبادت، ضیافت الهی، ماه میهمان خدا، یک شب برابر هزار شب، دعاهای مومنان مستجاب، نزول قرآن، تلاوت یک آیه از قرآن ثواب یک ختم قرآن، آمرزش گناهان، تسبیح نفس ها، ماه سربلندی و سرافرازی مومنین در پیکار با خواسته های نفسانی و جبران غفلت انسان ها از خدا و توبه و بازگشت به سوی خدا اشاره کرد.

۲- ماه مهمانی و ضیافت الهی:

پیامبر سپس به نکته دیگری اشاره می کند که جایگاه و ارزش این ماه را بسیار بالاتر از هر ماهی قرار می دهد؛ پیامبر(ص) می فرماید که این ماه، ماه ضیافت الله است و خداوند به انسان این کرامت را بخشیده تا مهمان سفره الهی شود: «ماهی است که در آن به مهمانی خدا دعوت شده اید و از شایستگان کرامت الهی قرار داده شده اید».

۳- پاداش های استثنایی:

از دیگر ویژگی های این ماه این است که خداوند در این ماه حتی برای اعمال غیراختیاری و غیرارادی روزه داران چون نفس کشیدن و خوابیدن و مانند آن ثواب و پاداش قرار داده و اعمال خوب و صالح در آن مقبول است و دعاها مورد اجابت قرار می گیرد: نفس هایتان در آن، تسبیح است؛ خوابتان در آن، عبادت؛ عملتان در آن، پذیرفته؛ و دعایتان در آن، مورد اجابت الهی است.»

تکالیف و وظایف روزه دار

پیامبر(ص) پس از بیان فضیلت ماه رمضان، به تکالیف و وظایف روزه داران اشاره می کند؛ چرا که حضور در مهمانی و ضیافت الهی نیازمند تحقق شرایطی است.

۱- شرط حضور در مهمانی خدا:

هر انسانی اگر به مهمانی شخص بزرگی می رود، کارها و مقدماتی را انجام می دهد تا در مهمانی بهترین و نیکوترین حضور را داشته باشد و به بهترین شکل از آن حضور بهره مند شود. پیامبر(ص) شرایط حضور در ضیافت الهی را این گونه بیان می کند: «با نیت های راست و دل های پاک، از پروردگارتان بخواهید تا برای روزه داری آن و تلاوت کتاب خویش، توفیقتان دهد؛ چرا که بدبخت، کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش الهی محروم بماند.»

۲- معنابخشی به کارها با یاد قیامت:

اصولا انسان اگر شناخت و معرفت درستی از هستی نداشته باشد، نمی تواند نیت صادقی داشته باشد؛ چرا که شناخت و معرفت نسبت به هستی به ویژه قیامت و آخرت است که فلسفه زندگی دنیایی را دگرگون می کند و همه اندیشه ها و باورها و نگرش ها و رفتارهای ما را متحول می سازد. آخرت شناسی و آخرت گرایی، انسان را برای اهداف بلند آماده کرده و کارها را به شکلی دیگر تنظیم می کند. هر کاری که انسان انجام می دهد بی پذیرش قیامت و آخرت، تنها در دایره محدود دنیوی معنا می یابد و ارزش و اعتبار آن تنها در کسب لذات زودگذر مادی و دنیوی خلاصه می شود؛ اما اگر فلسفه زندگی ما با شناخت کامل از هستی از جمله قیامت و آخرت و زندگی اخروی همراه شود، هر عملی معنای دیگر پیدا می کند و انسان کار را برای آن انجام می دهد که آثار آن در آخرت و سازه های اخروی نمودار می شود. اعمال خیر در چارچوب فلسفه زندگی اخروی انجام می شود و سبک زندگی به طور کامل تغییر می یابد.

پس وقتی هر کاری را می کند تنها لذات دنیوی را مد نظر قرار نمی دهد بلکه خواهان رضایت الهی و تاثیر آن در زندگی پس از دنیاست. از این رو پیامبر(ص) به نقش آخرت گرایی در تحول معنادار فلسفه و سبک زندگی و رفتار انسانی توجه می دهد و می فرماید: «با گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را یاد کنید؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید؛ به بزرگان خود احترام و بر کوچک هایتان ترحم و به بستگانتان نیکی کنید؛ زبانتان را نگه دارید؛ چشم هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، بپوشانید؛ گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست، فرو بندید؛ به یتیمان مردم، محبت کنید تا بر یتیمان شما محبت ورزند.» در این بخش، پیامبر(ص) براموری به ویژه صدقه به فقیران، رعایت اخلاق اجتماعی، تقوا و مهار زبان، چشم و گوش و نیز اکرام یتیمان تاکید می کند.

۳- تصفیه باطن با توبه و دعا:

پیامبر(ص) از مردمان می خواهد تا نسبت به کارهای خطا توبه کنند و در مسیر راست فطرت و عقل و وحی قرار گیرند و برای جلب عنایت و رحمت خاص خداوندی دست های نیایش خود را به آسمان بردارند؛ چرا که انجام دستورهای خداوندی نیازمند بازگشت به مسیر فطرت و رفتاری مبتنی بر تقوای عقلانی است. لذا لازم است که انسان برای بهره مندی از الطاف الهی، نخست خانه دل خود را از هرگونه رذایل و پلیدی پاک کند و با پاک کردن خانه دل، اجازه دهد که انوار الهی وارد شود. اگر دلی از خیالات موهوم و باطل و کینه و حسادت، بغض و عدوات تصفیه نشده باشد، نمی تواند کارهای خیر انجام دهد؛ باید خود را باصفا کرد تا کارهای نیک با نیت خیر انجام گیرد. خانه آلوده به گناه همانند نهر و رودی آلوده است که هر آب پاکی را نیز آلوده می کند و دست کم به تیرگی می کشاند و اعمال خیر را به نیت ریا و منت و مانند آن آلوده می کند. از این رو مسئله توبه و دعا و استغفار به عنوان راهکارهایی برای بسترسازی فضای مناسب در دستور کار قرار می گیرد و پیامبر(ص) می فرماید: «از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید؛ در هنگام نمازها، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید، که آن هنگام (وقت نماز)، برترین ساعت هاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش می نگرد و هرگاه با او مناجات کنند، پاسخشان می دهد و چون او را صدا بزنند، جوابشان می گوید و چون او را بخوانند، اجابتشان می کند. ای مردم! جان های شما در گرو کارهای شماست، پس با آمرزش خواهی خود، آنها را آزاد سازید؛ و پشت های شما از بار گناهانتان سنگین است، پس با طول دادن سجده های خود، آنها را سبک کنید و بدانید که خداوند- که یادش والاست- به عزت خود، سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمی کند و در روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان ]برای حساب[ می ایستند، آنان را با آتش، هراسان نمی سازد.

پاداش افطاری دادن

پیامبر(ص) پس از آنکه وظایف و تکالیف روزه دار را از نظر فکری و رفتاری در حوزه های عبادیات و اعمال صالح و همچنین اخلاق فردی و اجتماعی بیان می کند، راه های رهایی از کیفرهای اخروی الهی را با انجام برخی از اعمال خیر در همین دنیا توضیح می دهد ای مردم! هر که از شما در این ماه، روزه داری را افطار دهد، پاداش او برای آن، نزد خدا، آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست. پس گفتند: ای پیامبر خدا! همه ما توانایی این کار را نداریم! پیامبر فرمود: «خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یک دانه خرما باشد؛ خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یک جرعه آب.»

آثار و برکات روزه داری

پیامبر(ص) در بخشی دیگر از خطبه شعبانیه که برای استقبال از ماه رمضان و بیان اهمیت و ارزش روزه داری و ذکر قوانین آن بوده، آثار و برکات روزه داری را بیان می کند.

۱- آثار خوش خویی در ماه رمضان:

پیامبر(ص) مهم ترین اثر ماه رمضان را در خوش خویی روزه دار می داند و از همین رو در نخستین سخن خود درباره آثار و برکات ماه رمضان و اعمال آن به نقش ماه رمضان در نیکوکردن خلق و خو اشاره کرده و آن را مورد توجه قرار می دهد؛ چرا که آنچه از عبادات مراد است و به عنوان فلسفه بندگی مطرح می باشد. دست یابی به حسن خلق است. پیامبر(ص) در بیان فلسفه بعثت خویش به اتمام مکارم اخلاقی اشاره کرده و مهم ترین عامل ورود انسان را به بهشت داشتن حسن خلق دانسته و گفته که بدخو به بهشت نمی رود. ایشان در اینجا نیز می فرماید: ای مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه، نیکو سازد، برای او وسیله عبور از صراط خواهد بود، در آن روز که گام ها بر صراط می لغزد.

۲- آسان گیری درباره زیردستان و مدیریت خشم:

از جمله نمودهای حسن خلق که تأثیر مهمی در زندگی فردی و اجتماعی دارد، آسان گیری نسبت به زیردستان و کارگزاران است. اگر خداوند اجازه داده تا بر دیگری نوعی سلطه داشته باشید و شما را بردیگری فضیلت بخشیده نمی بایست از آن سوء استفاده کرد و بر مردم سخت گرفت. ماه رمضان می بایست به شخص بیاموزد که نسبت به دیگران نرم و آسان گیر باشد و سخت گیری نکند. رحمت آورد تا خداوند بر او رحم آورد. همچنین انسان باید به گونه ای رفتار کند که شری به دیگری نرساند و مردم از شر او در امان باشند. پیامبر(ص) به نقش این حسن خلق اشاره می کند و می فرماید: هر کس در این ماه بر بردگان (زیردستان) خود آسان بگیرد، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت؛ و هر کس در این ماه، شر خود را از دیگران باز دارد، خداوند در روز دیدارش، غضب خویش را از او باز خواهد داشت.

۳٫ یتیم نوازی:

یکی از آسیب پذیرترین اقشار اجتماعی یتیمان هستند. لذا توجه ویژه به آنان به عنوان یک عمل بسیار مهم اخلاقی بارها در قرآن تأکید شده و پیامبر(ص) اطعام و اکرام آنان در این ماه را بسیار ارزشمند دانسته و به آثار آن اشاره می کند و می فرماید: «هر که در این ماه، یتیمی را گرامی بدارد، در روز دیدار، خداوند، گرامی اش خواهد داشت.»

۴٫ صله رحم:

این نیز یکی از مسائل مهم اخلاق اجتماعی است که در اسلام مورد تأکید بوده و صله رحم را به عنوان عامل برکت و افزایش عمر دانسته اند. در اینجا پیامبر(ص) از آثار روزه داری را مراعات حال خویشان و تقویت پیوند خویشاوندی دانسته و با اشاره به آثار آن بر آن است تا این اخلاق اجتماعی در ماه رمضان تقویت شود. ایشان می فرماید: «هر که در این ماه به خویشاوند خود نیکی کند، در روز دیدار، خداوند با رحمتش به او نیکی خواهد کرد؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببرد، خداوند در روز دیدار، رحمتش را از او قطع خواهد نمود.

۵٫ اعمال عبادی بویژه نماز:

از نظر آموزه های اسلامی نماز مرز میان کفر و ایمان است و مهم ترین عمل عبادی در ارتباط میان بنده و خدا، همین نماز است که بارها در آیات قرآن مورد تأکید است. روزه دار می بایست به نماز بیش از پیش در این ماه اهتمام ورزد. از این رو نماز مستحبی در این ماه بسیار ارزشمند دانسته شده است؛ زیرا ابلیس و شیاطین از نماز و سجده، بسیار عصبانی می شوند و چون خود اهل سجده نیستند اهل سجده را دشمن می دارند و از این عصبانیت به خود می پیچند. پیامبر(ص) با اشاره به آثار نماز در این ماه، روزه داران را به انجام آن تشویق و ترغیب می کند و می فرماید: و هر کس در آن، نماز مستحبی بخواند، برای او دوری از آتش، نوشته می شود؛ و هر کس واجبی را در آن ادا کند، پاداش کسی را دارد که هفتاد واجب را در ماه های دیگر، ادا کرده است.

۶٫ صلوات بر پیامبر(ص):

از دیگر اعمال بسیار مستحب در ماه رمضان، صلوات است. خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) صلوات می فرستند و انجام این عمل در این ماه به شخص کمک می کند تا تحت ولایت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) قرار گیرد و از ولایت شیطان بیرون رود. کسی که صلوات می فرستد پیمانه وجودش را از برکت وجودی ولایت پر می کند و کسی که اهل ولایت باشد، در میزان قیامت پر پیمانه خواهد بود؛ چرا که چیزی سنگین تر از ولایت و محبت به آن در دنیا و قیامت نیست. از همین رو برای توسل و جلب محبت و بهره مندی از شفاعت آن حضرت(ص) بر صلوات به عنوان یکی از مهم ترین ابزارها و وسائل تأکید شده و پیامبر(ص) می فرماید: «هرکس در این ماه بر من زیاد صلوات بفرستد، خداوند در روزی که وزنه اعمال، سبک می شود، وزنه اعمال او را سنگین می کند.

۷٫ تلات قرآن:

ماه رمضان بهار قرآن است و در این ماه است که قرآن نازل شده است. این کتاب الهی با نزول در این ماه زندگی انسان را معنای دیگر بخشیده و انسان را به کرامت الهی و خلافت خداوندی بسیار نزدیک کرده است. پس بهره مندی از ماه رمضان برای استفاده از قرآن با تلاوت و تدبر در آن بسیار مهم است. پیامبر(ص) در این باره نیز می فرماید: و هرکس در آن، آیه ای از قرآن تلاوت کند، پاداش کسی را دارد که در ماه های دیگر، ختم قرآن کرده است.

۸٫ نیایش به درگاه خداوند:

از دیگر کارهای مهم در این ماه دعا است. در این ماه درهای بهشت باز می شود و انسان باید از خدا بخواهد تا هرگز درهای دوزخ را بر او نگشاید. این از فضایل این ماه است که درهای بهشت باز و درهای دوزخ بسته است. پیامبر(ص) می فرماید: «ای مردم! در این ماه، درهای بهشت، بازند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد؛ و درهای دوزخ، بسته اند، پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید.

۹٫ دعا و اسارت شیاطین:

یکی دیگر از جنبه های دعا می بایست مربوط به مسئله شیاطین باشد؛ چنانکه گفته شد از فضایل ماه رمضان محدودیت هایی است که نسبت به شیاطین روا داشته شده تا انسان ها بتوانند در کمال آرامش به خودسازی و تزکیه نفس بپردازند و به دور از وسوسه های شیطانی با هواهای نفسانی خود مبارزه کنند. از آن جایی که ماه رمضان ماه دعا و تضرع است، یکی از مهم ترین دعاها باید این باشد که پس از ماه رمضان شیاطین بر او مسلط نشوند و خداوند همچنان با تقوایی که شخص به دست آورده شیاطین را در بند نگه دارد و اجازه تسلط به آنان ندهد. از این رو پیامبر(ص) به این مسئله توجه داده و می فرماید: «و شیطان ها دربندند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلط نسازد.»

بهترین اعمال در ماه رمضان

در روایت آمده که در اینجا امیرمؤمنان علی(ع) از جا برمی خیزد از پیامبر(ص) می پرسد: ای پیامبر خدا! برترین کارها در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: «ای ابوالحسن! برترین کارها در این ماه، ورع و پرهیز از حرام های الهی است.»

این که پیامبر(ص) ورع را به عنوان بهترین کار در ماه رمضان مطرح می کند، از آن روست که ورع به معنای ترک حرا م های الهی، زمینه ساز تقوایی است که هدف از روزه داری دانسته شده است. پس در حقیقت انسان با ترک حرام های کلامی و رفتاری و دیداری و شنیداری و فکری و روحی این فرصت را می یابد تا خود را به دایره متقین و اهل تقوا برساند و فرصت مبارزه رو در رو با شیاطین را به دست آورد؛ زیرا از دشمن درون رهایی یافته شده است.

قرآن صامت و قرآن ناطق؛ معنای ولایت

ماه رمضان ماه انزال دفعی قرآن بر قلب پیامبر(ص) و بهار قرآن است. قرآن صامت که در این ماه آغاز می شود با شهادت قرآن ناطق نیز همراه است. از این رو پیامبر(ص) وقتی به امیرمؤمنان(ع) می نگرد می گرید؛ چرا که دین اسلام که به ولایت ایشان کامل و تمام شده است، در همین ماه گرفتار نفاقی می شود که جریان اصلی اسلام را از مدار خود خارج می کند.

در ادامه روایت آمده است: پیامبر گریست. علی(ع) می گوید: گفتم؛ ای پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟ فرمود: «ای علی! بر این می گریم که حرمت تو را در این ماه می شکنند. گویا می بینم تو در حال نماز برای پروردگار خویشی، که نگون بخت ترین اولین و آخرین، همو که برادر پی کننده ناقه قوم ثمود است، برمی خیزد و بر فرق سرت ضربتی می زند و محاسنت، از خون سرت، رنگین می شود.»

گفتم: ای پیامبر خدا! آیا در آن حالت، دینم سالم است؟ فرمود: «دینت، سالم است». سپس فرمود: «ای علی! هر کس تو را بکشد، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا که تو از من هستی، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من. خدای متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا برای پیامبری و تو را برای امامت، انتخاب کرد. هر کس امامت تو را انکار کند، نبوت مرا انکار کرده است. ای علی! تو وصی من، پدر فرزندان من، همسر دختر من و جانشین من بر امتم هستی، در حال حیاتم و پس از مرگم فرمان تو، فرمان من است و نهی تو، نهی من است. سوگند به خدایی که مرا به نبوت برانگیخت و مرا بهترین آفریدگان قرار داد، تو حجت پروردگار بر خلق اویی و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش هستی»[۱۱]

پی نوشت:[۱] شمس، آیه ۷

[۲] روم، آیه ۲۱

[۳] حجر، آیه ۳۸؛ ص، آیه ۸۱

[۴] حجر، آیه ۳۹

[۵] ابرهیم، آیه ۲۲

[۶] اعراف، آیه ۲۷

[۷] مطففین، آیه ۱۴

[۸] اعراف، آیه ۱۷۹

[۹] بقره، آیه ۷؛ جاثیه، آیه ۲۳؛ توبه، آیه ۸۷؛ منافقون، آیه ۳

[۱۰]  انعام، آیه ۱۲۱

[۱۱] بحارالانوار ج ۹۶ ص ۱۵۷؛ عیون اخبار الرضا ج ۱، ص ۲۹۵ و وسایل الشیعه کتاب الصوم

منبع : کیهان , معینی، مصطفی

توصیه های پزشکی ویژه ی تغذیه در ماه مبارک رمضان

اشاره:

رَمَضان یا رَمَضان‌ُ المُبارَک نام نهمین ماه سال قمری که روزه در آن بر مسلمانان واجب است. بنا بر برخی آیات، قرآن در این ماه و در شب قدر نازل شده است. این ماه تنها ماهی است که نام آن به صراحت در قرآن کریم آمده و گرامی داشته شده است. این ماه، نزد مسلمانان احترام و جایگاه ویژه‌ای دارد. از مهم‌ترین عبادت‌های این ماه، تلاوت قرآن، اِحیای شبهای قدر (شب زنده‌داری)، دعا و استغفار، افطاری‌دادن و کمک به نیازمندان است. حضرت علی(ع)، نخستین امام شیعیان در بیست و یکم ماه رمضان به شهادتف رسیده است.

– توجه داشته باشیم که در ماه رمضان، حتما باید دو وعده غذا مصرف شود؛ افطار و سحر.

– غذا در هنگام افطار باید سبک باشد؛ روزه داران تعدادی چای کم رنگ یا مقداری آب ولرم – نه گرم و نه سرد- و چند عدد خرما یا کشمش استفاده کنند و سپس غذای سبک، مانند نان و پنیر و گردو، یا نان و پنیر و سبزی تناول نمایند. ضمنا بعد از افطار تا آخر شب، مایعات به مقدار فراوان مصرف کنند. لازم به ذکر است، روزه داران، مطلقا با آب سرد افطار نکنند. در بین غذا آب هم ننوشند؛ هم چنین نوشابه ی گازدار – نه در افطار و نه در سحر – به هیچ وجه مصرف ننمایند.

– به هنگام سحر نیز، یک وعده غذای مقوّی مانند برنج و خورش و کنار آن حتّی الامکان از ماست، سبزی، سالاد و مخصوصا میوه بعد از غذا مصرف نمایند؛ چراکه قند میوه، موجب پایین نیامدن قند خون می شود.

– روزه داران به هیچ وجه در هنگام افطار نباید آش تناول کنند؛ چون نفخ آور است. بویژه آشی که نعناء و پیاز داغ داشته باشد.

– سفارش ما به نوجوانان نیز این است که مواد مقوّی زیاد مصرف کنند و حتّی الامکان به جای آب ولرم، موقع افطار از شیر ولرم همراه با خرما استفاده نمایند. تفاوت آب با شیر این است که آب، اصلا انرژی ندارد ولی شیر، علاوه بر قند، پروتئین و چربی، انواع ویتامینها و املاح را دارد. به نوجوانان، بویژه دختر خانم ها، تأکید می کنیم در این ایام به هنگام افطار و سحر، ماست، زیاد مصرف کنند.

– و امّا افراد چاق؛ سفارش ما به آنان این است که از زولبیا و دیگر شیرینی ها مانند فرنی، حلوا، و…اصلا استفاده نکنند. – مادران باردار و شیرده نیز توجه داشته باشند که نباید روزه بگیرند؛ بخصوص مادرانی که فرزند زیر سن ۶ماه را شیر می دهند. توضیح این که روزه گرفتن مادران باردار و شیرده، باعث می شود مواد مغذّی لازم به مادر و نوزاد نرسد و باعث ضرر و زیان برای هر دو آنها شود.

– بیمارانی که چربی، دیابت نوع ۲ (که به علت چاقی ایجاد می شود) و یا فشار خون دارند، می توانند روزه بگیرند؛ امّا بیمارانی که دیابت از نوع ۱ (ملزم به تزریق انسولین)، فشار خون متغیّر و کلیوی دارند نمی توانند روزه بگیرند.

– نکته ی مهم: همه ی بیماران برای کسب تکلیفِ گرفتن یا نگرفتن روزه، باید به پزشکان متخصص مراجعه کنند و با آنان مشورت کنند.

منبع :خیمه – آبان ۱۳۸۲- شماره ۸ –

حلول ماه مبارک رمضان

اشاره

ماه رمضان، نهمین ماه از ماه های قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان، از ریشه «رمض» و به معنای «شدت تابش خورشید بر سنگریزه» است. نقل است چون به هنگام نام گذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه رمضان نامیده شد. از دیگر سو، رمضان از اسماء الهی است. این ماه، ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب های قدر در آن قرار دارد.

برخی حوادث و رویدادهای این ماه عبارتند از:

ـ وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.

ـ ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام در نیمه رمضان سال دوم هجرت.

ـ جنگ بدر در سال دوم هجرت.

ـ فتح مکه در سال ۸ هجرت.

ـ مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی میان پیامبر و علی علیه السلام.

ـ بیعت مردم با ولایت عهدی امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۱ هـ. ق.

ـ شهادت حضرت علی علیه السلام در شب ۲۱ ماه رمضان.۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه شعبانیه فرمود: «ای بندگان! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خدا بهترین ماه هاست؛ روز هایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعات است».۲

«رمضان، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است؛ کتابی که مردم را راهنماست و دربردارنده نشانه های آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است». (بقره: ۱۸۵)

«ای مؤمنان! روزه بر شما واجب شده است، چنان که بر پیشینیان شما واجب شده بود. شاید که پرهیزکار شوید!» ۳

پیامبر اکرم فرمود: «دعای روزه دار رد نمی شود».۴

مسلمانان، در ماه مبارک رمضان، پیش از طلوع تا غروب آفتاب، از خوردن و آشامیدن خودداری می کنند. در پایان این ماه، روز عید فطر قرار دارد که از اعیاد بزرگ اسلامی است و روزه گرفتن در آن روز، حرام است. در ماه رمضان، مسلمانان با خودداری از خوردن و آشامیدن، می کوشند با کنترل امیال نفسانی خود، تزکیه نفس را تمرین کنند. در روز عید فطر، مسلمانان به شکرانه موفقیت در یک ماه روزه داری، مقداری پول به نیازمند می دهند که «فطریه» نام دارد و فطریه هر نفر، ۳ کیلو گندم است.


۱. محدث قمی، هدایت الانام الی وقایع الایام، ص ۲۱.

۲. تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۳۴؛ المیزان، ج ۲، ص ۱۵.

۳. بقره: ۱۸۳.

۴. مسند احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۷.

فواید روزه داری

مطهره پیوسته

تقویت تقوا

نخستین فلسفه روزه، ایجاد و تقویت روحیه تقواگرایی و پرهیزکاری است. تقوا؛ یعنی پرهیز و احتیاط کاری های هشیارانه، بر اساس ایمان به خدا. ملاک پذیرفته شدن عبادت ها و اعمال حسنه ما در پیشگاه خداوند، تقواست، چنان که در قرآن آمده است: «إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ همانا خداوند، از پرهیزکاران می پذیرد». (مائده: ۲۷) همچنین، در آیه ای دیگر می خوانیم: «إِنّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکمْ؛ معیار برتری انسان ها بر یکدیگر، تقواست». (حجرات: ۱۳)

به فرموده امام صادق علیه السلام، «تقوا آب حیات بخشی است که از چشمه سار حکمت و آگاهی حقیقی می جوشد.»۱ روزه نیز یکی از راه های تقویت کننده تقواست. خداوند در قرآن می فرماید: «روزه برای شما مقرر گردید تا به تقوا دست یابید».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به روزه روی آورید که عامل تضعیف سلطه شهوت و مایه تقویت تقواست».۳


۱. مصباح الشریعه، فصل تقوا.

۲. قتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص ۳۱۶؛ شفیعی مازندرانی، تزکیه النفس، ج ۱، بخش تقوا، ج ۲، ص ۲۹۷.

۳. مصباح الشریعه، مبحث روزه (صوم)؛ تزکیه النفس، ج ۳، بخش روزه).

تقویت صبر و پایداری

اضطراب و نگرانی، از عوامل شکست در برابر دشواری هاست. برای مقابله با این عوامل که ناراحتی روحی و روانی در پی دارد، مقاومت روحی شدیدی لازم است که در پرتو نماز و روزه به وجود می آید. نقل است هرگاه پیامبر دچار حزن و اندوه می شد، به نماز می ایستاد یا روزه می گرفت.۱ امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه، اضطراب های درونی و تاریکی های دل را از بین می برد.»۲ در بیان آسمانی پروردگار نیز می خوانیم: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از صبر و نماز یاری بجویید!» (بقره: ۱۵۳) به عقیده مفسران، مراد از صبر در این آیه، روزه است.۳

همچنین، نقل است آنگاه که نوح پیامبر یاران خود را بر کشتی سوار می کرد، دستور داد روزه بگیرند؛ زیرا روزه، روح آدمی را تقویت می کند و به انسان تحمل حکیمانه می بخشد».۴

امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه داری که در محضر جمعیت روزه خوار، بر غذا صبر می کند، اعضا و جوارح او خدا را تسبیح می کنند و فرشتگان خدا او را درود و سلام می فرستند و درود فرشتگان خدا برای او آمرزش و استغفار است».۵

۱. مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۳. نک: مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳؛ فیض الغدیر، ج ۵، ص ۱۲۰.

۴. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۶.

۵. سفینه البحار، کلمه صوم.

تزکیه و بلندهمتی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «روزه، صورت شیطان را سیاه می کند و صدقه، کمرش را می شکند. دوستی در راه خدا و مبادرت به عمل صالح، دنباله و نسل شیطان را قطع می کند و از برای هر چیزی زکات است و زکات (تزکیه) بدن، روزه است».۱

رسول خدا صلی الله علیه و آله در کلامی دیگر می فرماید: «روزه ماه رمضان و سه روز در هر ماه، زنگار دل را از بین می برد.»۲ امام علی علیه السلام نیز فرموده است: «روزه، اضطراب و دلهره و زنگارهای دل را از بین می برد.»۳ در سخنی از امام رضا علیه السلام نیز می خوانیم: «راز وجوب روزه آن است که آدمی گرسنگی و تشنگی را بچشد و در پیشگاه خدا فروتن گردد، احساس نیاز کند و اجر خود را از خدا بخواهد، صبر پیشه سازد و با همت بر انجام همه این کارها در آخر، این نیاز، زمینه ساز توجه به نیازمندی های وی در قیامت شود».۴

۱. صدوق، امالی، ج ۱، ص ۵۹.

۲. راغب، مفردات، ماده صبر.

۳. رسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۴. صدوق، علل الشرایع، ص ۳۷۸، باب ۱۰۸.

تامین تندرستی

در اسلام، تندرستی و عافیت، ارزش و اهمیت بسیاری دارد و بر رعایت بهداشت تأکید فراوان شده است. روزه، امروزه به عنوان یکی از عوامل مهم تندرستی، توجه مجامع پزشکی جهان را به خود جلب کرده است و این، نتیجه رهنمود معروف رسول خداست که می فرمود: «صوموا تَصِحُّوا؛ روزه بگیرید، تا تندرست و سالم بمانید».۱

حضرت علی علیه السلام فرمود: «سه چیز عافیت می آورد و حافظه را قوی می سازد: مسواک زدن، روزه گرفتن و خواندن قرآن».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: «هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن، روزه است.»۳ در کلامی دیگر از آن حضرت می خوانیم: «پرخوری، منشأ تمام دردها و ناراحتی هاست و دوری از پرخوری، عامل و سرچشمه تندرستی است».۴


۱. مجمع الزّوائد، ج ۵، ص ۳۲۴.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹۲.

۳. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۲۷.

۴. سفینه البحار، ماده بیت.

تجلی خلوص و رسیدن به تعالی

روزه، امری پنهانی و تقویت کننده خلوص آدمی است. امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید: «انسان باید تکلیف خود را عمل کند، اگر بخواهد خودنمایی نماید، از اول شکست خورده است۱… باید به آنچه تکلیفمان است، عمل کنیم.۲. .. مهم است که مقصد، مقصد واحد باشد؛ هر چند از راه های مختلف به آن برسیم.۳. .. پیامبر فرمود: «معیار و ملاک اعمال انسان، نیت وی است»؛۴ یعنی عملی ارزشمند است که از روی اخلاص انجام شده باشد و برترین تجلی اخلاص را می توان در تقویت روحیه روزه داری یافت.


۱. صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۱۹.

۲. همان، ص ۲۵۶.

۳. همان، ص ۱۷۷.

۴. همان، ج ۷، ص ۲۱۱.

پیامدهای جسمی و روحی روزه داری

شفابخشی جسم و توان بخشی جان؛

مؤثر در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان؛

مؤثر در تهذیب و تزکیه نفس؛

بازدارنده گناه، تقویت کننده اراده و صفای باطن.

پیامدهای گرسنگی روزه دار

موجب صفا و رقت قلب می شود.

ذهن انسان محکم و پویا می شود.

از عبادت لذت می برد.

ذکر خدا وی را خوش حال می کند.

به فقرا رحیم تر می شود.

مانع طغیان می گردد.

امکان عبادت بیشتر می شود.

شهوت ها را از بین می برد.

خواب را دور می کند.

ایثار و کم خرجی بیشتر می شود.

سبب تندرستی و دفع بیماری هاست.

فرد از کالبد انسانی فراتر می رود و از اعمال حیوانی، به روح عبادت پیوند می خورد.

رمضان، همت و تلاش

مطهره پیوسته

بیایید در این ماه، بکوشیم روزه داری مخلص باشیم تا سعادتمند شویم که علی علیه السلام می فرماید: «نشانه سعادتمندی، اخلاص در کار است».۱

تصمیم بگیریم در این رمضان، توشه ای نیک برگیریم که علی علیه السلام می فرماید: «توشه ای سودمندتر از کار نیک نیست».۲

بیایید در این رمضان، با همت و تلاش برای خدا و آخرت، رستگاری را از خدا طلب کنیم که علی علیه السلام فرمود: «نیل به رستگاری، در گرو کوشش برای آخرت است».۳

بیایید در این رمضان، با کار و تلاش، جهاد کنیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که برای تأمین معاش خانواده اش بکوشد، مانند مجاهد در راه خداست».۴

بکوشیم در این رمضان، با کار و همت خود، موقعیت اجتماعی خود را تثبیت کنیم؛ زیرا خداوند می فرماید: «برای انسان، بهره ای جز کار و کوشش او نیست». (نجم: ۳۹)

بیایید در این رمضان، از کم کاری و سستی دور شویم تا از غم و اندوه رهایی یابیم که علی علیه السلام فرمود: «کسی که در عمل کوتاهی کند، به غم و اندوه مبتلا می شود».۵

بکوشیم در این رمضان، با همت و تلاش عبادت کنیم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «عبادت هفتاد جزء دارد و بهترین آن طلب روزی حلال است».۶

بکوشیم در این رمضان، بزرگوار باشیم و با همت و کار بیشتر، بزرگوارتر شویم که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از جمله نشانه های بزرگواری انسان ها آن است که بیش از حد توان خود، برای خدا کار کنند».۷

بیایید در این رمضان، چنان کار کنیم که دستانمان از آتش دوزخ دور شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر دستان کارگر بوسه زد و تضمین داد که دستان کارگر از آتش دوزخ به دور است.۸


۱. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۳۲۳.

۲. همان، ج ۶، ص ۳۷۸.

۳. همان، ج ۴، ص ۳۹۴.

۴. فقه الرضا، ص ۲۰۸.

۵. نهج البلاغه، حکمت ۱۲۲.

۶. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۰۹.

۷. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ص ۱۹.

۸. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۶۹.

گفتار مجری

دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام دیدن هلال ماه مبارک رمضان

«پروردگارا! این ماه را بر ما نو گردان، به امن و امان و سلامت دین و اسلام و تن درستی شایان شکر و روزی فراخ و برطرف ساختن دردها و ناملایمات. پروردگارا! در این ماه روزه و قیام برای عبادت و تلاوت قرآن را روزی ما قرار ده و این ماه را برای ما سالم و تمام گردان و او را از ما سالم بدار و ما را در این ماه، سالم و تن درست فرما!»۱


۱. مفاتیح الجنان، ورودی ماه رمضان.

دعای امام سجاد علیه السلام هنگام حلول ماه رمضان

«سپاس خدایی را سزاست که ماه خود رمضان را، میان صیام و روزه و ماه اسلام و ماه تزکیه و ماه تصفیه و پاک کردن از گناهان هر ماه قیام و ایستادن برای نماز در شب ها یا به پا خاستن در احیای اسلام و جهاد در راه خدا را یکی از آن راه های احسان قرار داد. چنان ماهی که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالی که برای مردم راهنما از گمراهی و نشانه های آشکار رهبری و جداکننده میان حق و باطل است».۱


۱. صحیفه سجادیه، ترجمه: محمد رسولی، دعای ۴۴، ص ۳۰۱.

نام گذاری رمضان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به راستی که رمضان نامیده شد؛ زیرا گناهان را از بین می برد».۱

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «رمضان، رمضان نامیده شد؛ زیرا گناه را می سوزاند.۲. ..نگویید رمضان رفت یا آمد؛ زیرا رمضان نامی از اسماء خداست که نمی رود و نمی آید. رمضان، نام خداوند و ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده و خداوند، آن را مثل وعده و وعید قرار داده است».۳

۱. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۲. کنز العمال، ح ۲۳۶۸۸.

۳. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۳۲.

فلسفه روزه

امام رضا علیه السلام درباره فلسفه روزه فرمود: «اگر پرسیدند چرا روزه واجب شده است، پاسخ آن است که درد گرسنگی و تشنگی را بدانید و از این راه، به فقر و بی زاد و توشگی آخرت پی ببرید. از آنجا که روزه دار بر اثر گرسنگی پیش آمده، فروتنی می کند و نیاز نشان می دهد و مقاومت می کند، پس مستحق اجر است. [شما روزه داران،] با جلوگیری از طغیان شهوت های نفسانی، عبرت می گیرید و با تمرین، به انجام تکالیف الهی می رسید و برای جهان دیگر راهنمایی می گیرید و وقتی شدت مشکلات فقرا و بینوایان را درک کردید، به مساکین و تهیدستان، حق واجب را ادا می کنید».۱

حضرت زهرا علیها السلام نیز در این باره می فرماید: «خداوند، روزه را برای تثبیت اخلاص واجب کرد».۲


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۶۸.

پاداش روزه داری

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز درباره پاداش روزه نقل شده است: «خداوند هفت ویژگی را بر فرد روزه دار واجب می کند: حرام را از بدنش می زداید؛ او را به رحمت خدا نزدیک می کند؛ گناه و اشتباه پدرش و حضرت آدم را می پوشاند؛ سکرات مرگ را بر او آسان می کند؛ او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد؛ به او برائت از آتش دوزخ را عطا می کند و بر او از نعمت های پاک بهشت می خوراند».۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «اگر بدانید در رمضان چه اموری برای شما تقدیر شده است، سپاس خود را برای خدا افزون می کنید».۲

«در نخستین شب از رمضان، درهای آسمان باز می شود و تا شب آخر بسته نمی شود».۳

«چون هلال ماه رمضان برآید، درهای دوزخ بسته و درهای بهشت باز می گردد و شیاطین در بند می شوند».۴

«به امت من در ماه رمضان، پنج چیز عطا شده که به امت هیچ پیامبری پیش از من داده نشده است؛ شب اول رمضان، خداوند به سوی بندگان نظر می کند و کسی که خدا به او نظر کرده است، تا ابد عذاب نمی شود؛ بوی بد دهان در شب زنده داری، خوش بوتر از مشک می شود؛ فرشتگان بر آنها (روزه داران) شب و روز استغفار می کنند؛ خداوند به بهشت خویش امر می کند استغفار کند و برای بندگانی که به زودی از سختی های دنیا رها می شوند و به کرامت می رسند، آراسته شود؛ هرگاه شب آخر فرا رسد، خداوند همه بندگان را می آمرزد».۵

امام رضا علیه السلام فرمود: «کارهای نیک در ماه رمضان، مقبول است و گناهان آمرزیده می شود. تلاوت یک آیه قرآن در این ماه، مانند یک ختم قرآن در غیر ماه رمضان است. شاد کردن دل برادر ایمانی در این ماه، موجب می شود فرد، در آخرت با شادمانی وارد بهشت شود و خداوند در آن روزی که همه پاها می لغزند، او را در عبور از پل صراط کمک می کند. آن که خشم و غضبش را نگاه دارد، خداوند نیز در قیامت خشم خود را از وی نگاه می دارد و اگر کسی بیچاره ای را دریابد، خداوند از فزع اکبر او را در امان می دارد و اگر کسی به ستمدیده ای یاری رساند، خدا در دنیا از شر دشمنان محفوظ و در قیامت، هنگام حساب و میزان، یاری اش می کند».۶

امام باقر علیه السلام می فرماید: «کسی که در ماه رمضان داخل شود و روزهایش را روزه بدارد و شب هایش را به دعا و نیایش سپری کند و نفس سرکش را از شهوت و زبانش را از محارم حفظ کند و چشمش را از حرام ببندد و آزارش را از مردم بازدارد، از گناه خارج می شود، مانند روزی که از مادر متولد شده است و هیچ گناهی ندارد».۷

حضرت علی علیه السلام: «پروردگارا! خیر و خوبی در این ماه را از تو می خواهم و نیز فتح و پیروزی [بر شیطان] و نورانیت و یاری [بر روزه داری] و برکت و طهارت و روزی این ماه را از تو می طلبم و از تو خیر آنچه را در این ماه و پس از آن است، درخواست می کنم و به تو پناه می آورم از شر و بدی آنچه در این ماه و آنچه پس از آن است. بار پروردگارا! این ماه را با امن و امان و ایمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و برکت و تقوا و توفیق یافتن به آنچه تو دوست داری و راضی می گردی، بر ما وارد گردان [تا از همه ویژگی های شایسته این ماه بهره مند شویم]».۸

(


۱. همان، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۴. همان، ص ۱۷۹.

۵. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۴.

۶. وقایع الایام، ص ۱۲۹.

۷. امالی طوسی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۸. همان.

فضیلت و اهمیت ماه رمضان در آیینه کلام امامان معصوم علیهم السلام و بزرگان دین

سیده طاهره موسوی

رسول اکرم صلی الله علیه و آله، واسطه خیر و برکت برای ما مسلمونا، در خطبه ای درباره فضلیت ماه رمضان می فرماید: «ای مردم! به تحقیق، ماهی شما را فرا گرفت که در آن ماه، شبی است که بهتر از هزار ماه است و این ماه، ماه رمضان است. خداوند در این ماه، روزه را واجب کرده و پاداش قیام برای نماز مستحبی در شبی از این ماه را به اندازه نماز مستحبی هفتاد شب در غیر این ماه، قرار داده است».۱

از خدا می خوایم توفیق روزه گرفتن و نماز شب خواندن رو در این ماه پرخیر و برکت نصیبمون کنه!

حضرت علی علیه السلام فرموده است: «برشما باد به روزه ماه رمضان؛ زیرا روزه این ماه، سپر نگهدارنده از آتش دوزخ است».۲

سالکان طریق الی اللَّه، این ماه مبارک رو فرصتی استثنایی می دونستن و اون رو آغاز سال خودشون قرار می دادن. از ابن طاووس نقل شده است: «عده ای اول سالشان، اول فروردین است؛ مثل یک نوجوان که تلاش می کند، اول فروردین لباس نو در بر کند. درخت ها هم اول سالشان فروردین است که لباس های نو و تازه در بر می کنند. یک کشاورز، اول سالش، اول پاییز است که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد هم، اول سالی را برای خود تعیین می کند، اما آنها که اهل سیر و سلوک اند، اول سالشان، ماه مبارک رمضان است و حساب ها را از ماه مبارک تا ماه مبارک بعدی بررسی می کنند».۳


۱. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۲. شیخ صدوق، امالی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۳. جوادی آملی، اسرار عبادات، ص ۳۰۶.

نام های ماه رمضان

سیده طاهره موسوی

تا حالا فکر کردید چرا به ماه رمضان، ماه خدا گفته می شه؟ درسته که همه هستی متعلق به خدای یگانه است، ولی برخی چیزها به دلیل عظمت و اهمیتی که دارن، به خدا نسبت داده می شوند، مثل خانه خدا، کتاب خدا و ماه خدا. پیامبر اسلام دراین باره می فرماید: «خداوند از میان آفریده هایش، برگزیده هایی دارد و ماه های برگزیده اش عبارتند از: رجب، شعبان و رمضان».

روزه داران! مؤمنین آماده! من ماه خدایم

ماه روزه، ماه قرآن، ماه تسبیح و دعایم

ماه حق، ماه نبی، ماه علی مرتضایم

ماه خیل انبیا و اتقیا و اوصیایم

تا رساند بر همه عالم پیامم را محمد صلی الله علیه و آله

خوانده از آغاز، «شهر الله» نامم را محمد صلی الله علیه و آله

غلامرضا سازگار

همون طور که می دونین، ماه رمضان ماه اسلام نامیده شده است، چون مؤمنان سعی می کنن در این ماه از پروردگارشون اطاعت کنن و هیچ کار نادرست و گناهی رو انجام ندهند و از سوی دیگر طبق فرمایش امام صادق علیه السلام یکی از پایه های اسلام روزه گرفتن است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است».۱

یکی دیگر از نام های مبارک ماه رمضان شهر القیام یعنی ماه قیام است، توفیق قیام در ماه مبارک رمضان خواسته معصومین علیهم السلام است و شیعیان رو هم به چنین امری فراخواندند.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله هنگام ورود ماه رمضان می فرماید: «حمد و ستایش خدایی را سزاست که ما را به وسیله تو ای ماه مبارک گرامی داشت، بار خدایا ما را به روزه و قیام در این ماه، نیرومند و توانا بگردان».۲

همچنین امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «خدایا روزه داری در این ماه رسیدن به آرزوی قیام در این ماه را نصیب من بگردان».۳


۱. محجه البیضاء، ج ۲، ص ۱۲۲.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۳. کافی، ج ۴، ص ۷۶.

ماه رمضان، فرصتی برای جبران

سیده طاهره موسوی

ماه رمضان، ماه پرهیزکاریه. خدا تو این ماه، یه فرصت به همه ما می ده؛ به همه ماهایی که خودمون رو گم کردیم؛ ماهایی که پشت سر کسی غیبت کردیم یا به کسی تهمت ناروا زدیم. خدای بزرگ به همه ما آدما یه فرصت دوباره می ده، یه فرصت برا جبران همه اشتباه ها و گناهانمون، یه فرصت برا برگشتن دوباره به سمت خودش.

شایدم برای کسایی که از یاد خدا غافل بودن، این ماه فرصتیه برا آشتی دوباره با خدا.

خدایا! تو این ماه عزیز، با قلبی پر از اخلاص از تو می خوایم، هیچ وقت هیچ مسلمونی رو اسیر غفلت نکنی!

ماه رمضان پر از لحظه های زیباست، لحظه هایی که درک کردنی است، توصیف کردنی نیست. باید این لحظه های خوب و زیبا رو تجربه کرد تا به عظمت این ماه پی برد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «اگر بنده خدا می دانست که در ماه رمضان [چه برکتی وجود دارد]، دوست می داشت تمام سال، ماه رمضان باشد.»۱ ای کاش همه ما بتونیم عظمت این ماه عزیز رو درک کنیم!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، شب زنده داری می کنن و به عبادت خدا برمی خیزن و با محبوب راز و نیاز می کنن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، هر شب سحر از خواب بیدار می شن، وضو می گیرن و تا اذان صبح قرآن می خونن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، از هر کار بد و ناروایی پرهیز می کنن و در حد توان، به یاد و ذکر پروردگار مشغول می شن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، با گفتار و رفتارشون، به بندگان خدا محبت می ورزن و گره از کار بنده های خدا باز می کنن!

این ماه، ماه به دست آوردن ثواب و پاداشه. بیاید از همدیگه سبقت بگیریم و آخرتمون رو هرچه زیباتر بسازیم.


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶.

خواسته ها و نیازهای روزه داران در ماه رمضان، برگرفته از فاهیم دعاهای ماه رمضان

درخواست بخشش

هم میهنان عزیز! بیایید در این ماه مبارک، اندیشه و احساساتمون رو پاک کنیم و به گناه آلوده نسازیم. ماه، ماه رحمت و آمرزش بندگان است. بیاید از خداوند بخوایم گناهانمون رو ببخشه و درهای توبه و بازگشت رو به رومون باز کنه!

مبادا این ماه سپری بشه و ما از لطف و بخشش پروردگارمون بی بهره باشیم.

«خداوندا! پناه می برم به جلال و عظمت ذات گرامیت که نگذرد از من ماه رمضان یا فجر طلوع کند در این شب و در نزد تو از من، گناه یا جرمی باشد که تو مرا بر آن عذاب کنی!»۱


۱. مفاتیح الجنان، دعای چهاردهم، اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح، ص ۳۴۶.

درخواست زائر خانه دوست شدن

سیده طاهره موسوی

در این ماه مبارک، می تونیم توفیق زیارت خانه خدا و حرم پیامبر رو از خداوند درخواست کنیم.

در دعای هر شب ماه رمضان، این حاجت رو زمزمه می کنیم: «اللهم ارزقنی حجّ بیتک الحرام؛ خداوندا! حج خانه ات، بیت الحرام را روزی من گردان، در امسال و هر سال، مادامی که زنده ام».۱

همچنین، در دعای هر شب (پس از دعای افتتاح، دعای سیزدهم) می خوانیم: «…أن تَکتُبَنی مِن حُجّاج بَیتک الحرامِ المَبرورُ حَجُّهم؛ خدایا! از تو درخواست می کنم که بنویسی مرا از حاجیان خانه ات که حجشان نیکو و سعی شان مورد تقدیر است…».۲

شب های قدر، شب رقم خوردن سرنوشت و تقدیر انسان هاست. برای زائر خانه دوست شدن، در شب نوزدهم ماه رمضان نیز این گونه خداوند را می خوانیم: «اَللّهمَ اجْعَل فیما تَقْضی و تقدّرُ مِن الأمرِ المَحْتومِ…».۳

انشاءالله که همه مؤمنان، زائر خانه دوست شوند!


۱. همان، ص ۳۳۸.

۲. همان، ص ۳۴۶.

۳. همان، اعمال شب نوزدهم ماه رمضان، ص ۴۲۶.

درخواست شهید شدن در راه خدا

خدایا! از تو می خوایم لیاقت بهترین مرگ؛ یعنی شهید شدن در راه حق رو به ما عطا کنی.

در دعای دوازدهم از اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح می خوانیم: «وَقَتْلاً فی سَبیلِک فَوِفِّق لَنا…؛ خدایا! برای کشته شدن در راهت، ما را موفق بدار!»۱.

۱. همان، ص ۳۴۵.

درخواست رهایی از آتش دوزخ

سیده طاهره موسوی

پروردگارا! تو این ماه عزیز، از تو می خوایم ما رو هدایت کنی و از آتش دوزخ نجاتمون بدی و به بهشت واردمون کنی!

در دعای پس از افتتاح می خوانیم: «وَ اِذا جَمَعْتَ الاَوّلینَ والآخرینَ یوْمَ الْقِیامَهِ فَارْحَمْنا و برائهً مِنَ النّار فَاکتُبْ لَنا وَ فی جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا و من ثمار مِنَ النّارِ فاکتُبْ لَنا وَ فی جَهنَّم فلا تَغُلَّنا…؛ آنگاه که همه در روز قیامت جمع شوند پس به ما رحم فرما و بیزاری از آتش دوزخ را برای ما بنویس و در دوزخ، ما را در غل و زنجیر مکن!»۱ در دعای پس از ابوحمزه ثمالی نیز (یا عُدَّتی فی شِدَّتی…) این درخواست مطرح می شود.


۱. همان، ص ۳۴۶.

دعای هر روز ماه رمضان و درخواست های دنیوی

هر روز ماه رمضان، پس از هر نماز، نیازها و خواسته های دنیوی مون رو با خدا مطرح می کنیم: خدایا! بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن! خدایا! هر فقیری رو بی نیاز گردان! خدایا! هر گرسنه ای رو سیر کن! خدایا! هر برهنه ای رو لباس بپوشان! خدایا! دِین هر مدیونی رو ادا بفرما. خدایا! دل هر غمگینی رو شاد کن! خدایا! هر غریبی رو به وطنش برگردون! خدایا! هر اسیری رو آزاد کن! خدایا! مفاسد امور مسلمانان رو اصلاح فرما! خدایا! هر بیماری رو شفا بده! خدایا! با بی نیازی خودت، ما رو بی نیاز کن و نذار فقیر بشیم! خدایا! بدی های حال ما رو به خوبی صفات خودت تغییر بده! خدایا! دین ما رو ادا بفرما و فقر ما رو به بی نیازی تبدیل کن! همانا که تو بر هر چیز توانایی!۱


۱. همان، ص ۲۹۰.

پیامد خواندن دعاها در ماه رمضان

در دعاهایی که تو این ماه می خونیم، با اوصاف خدا هر چه بیشتر و بهتر آشنا می شیم. دعای جوشن کبیر، سراسر، نام های پروردگار و اوصاف اوست. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحرهای ماه رمضان «اللهُم إنّی اَسْئَلُک مِنْ بَهائِک…»۱ و «الهی لا تُؤدِّبنْی بِعُقُوبَتِک…»،۲ دعای هر روز و پس از هر نماز «یا علی یا عظیم…» و ده ها دعای دیگر، همه بیانگر اوصاف خداست و این دعاها، راه بهتر شناختن خداوند رو به ما می آموزه.

با خوندن دعاها در ماه رمضان، می تونیم خدمت اهل بیت علیهم السلام عرض ارادت کنیم و با یاد کردن پیوسته ایشان، عهد و پیوندمون رو با امامت و ولایت محکم تر سازیم. برای مثال، در دعای افتتاح، یکایک امامان معصوم علیهم السلام رو یاد می کنیم.

همون طور که می دونید، ماه رمضان، ماه نزول کتاب آسمانی قرآن است، به ویژه اینکه سوره قدر هم در شب قدر نازل شده است. در دعاهای گوناگونی که در این ماه می خونیم، نام قرآن آورده شده تا فراموش نکنیم که هر روز باید قرآن رو تلاوت و در آیاتش تدبر و تفکر کنیم و از رهنمودهای این کتاب بزرگ بهره ببریم. در دعای «یا علی یا عظیم» آمده است: «الّذی أنزلتَ فیهِ القرآن…. » در دعای قرآن بر سر گرفتن در شب های قدر نیز می خوانیم: «اَسْئَلُک بِکتابِک المُنْزَل فیه»۳ همچنین، در موارد دیگر به این حقیقت اشاره شده است.

امیدواریم این ماه، سرشار از خیر و برکت و رحمت و آمرزش برای همه شما همراهان گرامی باشه!


۱. همان، ص ۳۴۸.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. همان، ص ۴۲۳.

منبع :اشارات – بهمن ماه ۱۳۸۸ ، شماره ۱۳۵ –

پیام های ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان

اشاره:

یکی از موضوعات قابل بحث در ماه مبارک رمضان، ادعیه روزانه این ماه است. هر یک از دعاهای این ماه حاوی چند پیام تربیتی است. در این مقاله از هر دعای روزانه، یک پیام گزینش شده و مطالبی جهت ارائه یک سخنرانی، به صورت مختصر و فشرده بیان شده است. مبلغان محترم می توانند مطالب مربوط به هر روز را با عنایت به دعای آن روز که در مفاتیح الجنان آمده است، براساس ذوق و سلیقه خود به عنوان یک سخنرانی ارائه کنند.

روز اول: هوشیاری

نشانه های غفلت

۱ – پند نگرفتن از حوادث دنیا: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اغفل الناس من لم یتعظ بتغیر الدنیا من حال الی حال (۱. ; غافلترین مردم کسی است که از دگرگونی های دنیا پند نگیرد.»

دلت گر که یک لحظه غافل نشیند

خدنگ بلا بر دل دل نشیند

سر شب سر قتل و تاراج داشت

سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت

۲ – بیهوده گذراندن عمر: قال علی علیه السلام: «کفی بالمرء غفله ان یضیع عمره فیما لا ینجیه (۲. ; تضییع عمر در راهی که موجب نجات انسان نمی شود، برای غفلت کفایت می کند.»

ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

۳ – سرگرمی (بی فکری.: قال لقمان لابنه: «للغافل ثلاث علامات: اللهو و السهو و النسیان; (۳. لقمان به فرزندش گفت: غافل سه نشانه دارد: سرگرمی، حواس پرتی، فراموشی.»

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

نتایج غفلت:

۱ – نادانی: قال علی علیه السلام: «من غفل جهل; (۴. غافل نادان است.»

۲ – قساوت قلب: قال الباقر علیه السلام: «ایاک والغفله ففیها تکون قساوه القلب; (۵. از غفلت بپرهیز، زیرا در آن قساوت قلب است.»

۳ – هلاکت: قال علی علیه السلام: «من طالت غفلته تعجلت هلکته; (۶. کسی که غفلتش طولانی شد، زود هلاک می شود.»

۴ – مردن قلب: قال علی علیه السلام: «من غلبت علیه الغفله مات قلبه; (۷. کسی که غفلت بر او غلبه کرد قلبش می میرد.»

۵ – از دست دادن بصیرت: قال علی علیه السلام: «دوام الغفله تعمی البصیره; (۸. ادامه غفلت بینش را کور می کند.»

۶ – خسران: قال علی علیه السلام: «من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر; (۹. کسی که نفس خویش را محاسبه کند، سود برد و آنکه از آن غفلت ورزد زیان بیند.»

عوامل غفلت

۱ – اموال و اولاد: قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله » (۱۰. ; «ای اهل ایمان! مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کند.»

۲ – امکانات رفاهی: قرآن کریم می فرماید: «و لکن متعتهم و آبائهم حتی نسوا الذکر» (۱۱. ; «لکن تو این کافران و پدرانشان را متمتع به دنیا و نعمت های دنیا گردانیدی تا آنکه از فرط سرگرمی به دنیای فانی، ذکر و قرآن تو را فراموش کردند.»

۳ – فزونی طلبی: «الهکم التکاثر» (۱۲. ; «بفریفت شما را فزونی جستن.»

این نوبت توست دیگرت نوبت نیست

این فرصت توست دیگرت فرصت نیست

بر خاک مریز باوه هستی را

چون جام تهی شد دگرت مهلت نیست (۱۳.

روز دوم: قرآن

جایگاه قرآن

«لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله » (۱۴. ; «[ای رسول ]اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که کوه از ترس خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گشت.»

برخی از ویژگی های قرآن

۱ – وسیله رحمت و هدایت: «هدی و رحمه للمؤمنین » (۱۵. ; «هدایت و رحمت برای مؤمنان است.»

۲ – رهبر: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «علیکم بالقرآن فاتخذوه اماما قائدا; (۱۶. بر شما باد به قرآن، آن را پیشوا و رهبر خویش قرار دهید.»

۳ – برترین گفتار: «الله نزل احسن الحدیث » (۱۷. ; «خداوند برترین گفتار را نازل کرد.»

۴ – شفای دردها: «ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه » (۱۸. ; «ما آنچه از قرآن می فرستیم شفای دل و رحمت است.»

۵ – جامعیت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله «من اراد علم الاولین و الاخرین فلیقرء القرآن; (۱۹. هر کس علم اولین و آخرین خواهد، قرآن بخواند.»

ملا صدرا در مقدمه تفسیر سوره مبارکه واقعه می فرماید: «بسیاری به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم ولی همین که چشم بصیرتم باز شد، خود را از علوم واقعی خالی دیدم، در آخر عمرم به فکر فرو رفتم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات محمد و آل محمد بروم. من یقین کردم که کارم بی اساس بوده است. زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم، در خانه وحی را کوبیدم درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: سلام علیکم طبتم فادخلواها خالدین. من که اکنون دست به نوشتن اسرار قرآن زده ام، اقرار می کنم که قرآن دریای عمیقی است که جز با لطف الهی امکان ورود در آن نیست ولی چه کنم عمرم رفت، بدنم ناتوان، قلبم شکسته، سرمایه ام کم، ابزار کارم ناقص و روحم کوچک است.» (۲۰.

مرحوم فیض کاشانی در رساله انصاف می فرماید: «من مدت ها در مطالعه مجادلات متکلمین فرو رفتم و کوشش ها کردم ولی همان بحث ها ابزار جهل من بود. مدت ها در راه فلسفه به تعلم و تفهم پرداختم و بلند پروازی هایی را در گفته هایشان دیدم، مدت ها در گفت و گوهای این و آن بودم، و کتاب و رساله ها نوشتم و گاهی میان سخنان فلاسفه و متصوفه و متکلمین جمع بندی می کردم و حرف ها را به هم پیوند می دادم، ولی در هیچ یک از علوم دوایی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم. بر خود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه کردم، تا خداوند مرا از طریق تعمق در قرآن و حدیث هدایتم کرد.»

امام خمینی رحمه الله می فرماید: «و این جانب از روی جد; نه تعارف معمولی می گویم که از عمر به باد رفته خود تاسف دارم. شما ای فرزندان برومند اسلام! حوزه ها و دانشگاه ها را به شؤونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن توجه دهید، تدریس قرآن را در هر رشته ای محط نظر و مقصد اعلی (نه در حاشیه. قرار دهید. مبادا خدای نخواسته در آخر عمر که ضعف و پیری بر شما هجوم کرد از کرده ها پشیمان و تاسف بر ایام جوانی بخورید همچون نویسنده.» (۲۱.

روز سوم: جهالت

برخی از نتایج جهل

۱ – انحراف عقیدتی: «یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه » (۲۲. ; «به خداوند گمان ناروا می برند، گمان جاهلیت.»

۲ – خودبزرگ بینی

۳ – خود محوری

۴ – تخطئه دیگران

۵ – گمراه دانستن دیگران

۶ – انکار و تکذیب

۷ – لجاجت

۸ – خودپسندی

قال علی علیه السلام: «ان الجاهل من عد نفسه بما جهل من معرفه العلم عالما و برایه مکتفیا و لمن خالفه مخطیا و لمن لم یعرف من الامور مضللا و اذا ورد علیه من الامر ما لا یعرفه انکره و کذبه و کان للحق منکرا و فی اللجاجه متجریا و عن طلب العلم متکبرا; (۲۳. نادان کسی است که خود را نسبت به نادانسته هایش دانا شمارد و نظر خود را کافی بداند، هر کس با وی مخالفت کند او را در اشتباه پندارد و ناآگاهان را گمراه کند، هرچه را نداند انکار و تکذیب کند، حقیقت را انکار نموده و در لجاجت جری باشد و در طلب دانش، خودپسندی کند.»

پند گفتن با جهول خوابناک

تخم افکندن بود بر شوره خاک

چاک حمق و جهل نپذیرد رفو

تخم حکمت کم دهش ای نیکخو

زانکه جاهل جهل را بنده بود

هر چه پندش می دهی او نشنود (۲۴.

روز چهارم: چشیدن حلاوت ذکر خدا

آثار یاد خدا

۱ – قوت روح: قال علی علیه السلام: «مداومه الذکر قوه الارواح; (۲۵. مداومت یاد خدا موجب قدرت جان هاست.»

۲ – زنده دلی: قال علی علیه السلام «فی الذکر حیاه القلوب.» (۲۶.

۳ – روشنی قلب: قال علی علیه السلام: «علیک بذکر الله فانه نور القلوب.» (۲۷.

۴ – اطمینان قلب: قال تعالی: « الا بذکر الله تطمئن القلوب.»

در مناجات الذاکرین می خوانیم:

«الهی لولا الواجب من قبول امرک لنزهتک من ذکری ایاک علی ان ذکری بقدری لا بقدرک … الهی فالهمنا ذکرک فی الخلا و الملا و اللیل و النهار و الاعلان و الاسرار و فی السراء و الضراء و انسنا بالذکر الخفی … استغفرک من کل لذه بغیر ذکرک; (۲۸.

خدایا اگر امر تو نبودی، من تو را منزه تر از آن می دانستم که ذکر تو کنم، چون ذکر من به قدر توان من است نه به قدر مقام تو … خدایا ذکرت را در خلوت و جلوت و شب و روز و در ظاهر و باطن و در حال خوشی و ناخوشی به ما الهام فرما و ما را به ذکر خفی مانوس کن … خدایا از هر لذتی غیر از لذت یاد تو طلب بخشش می کنم.»

روز پنجم: عبادت

قال تعالی: «یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم لعلکم تتقون » (۲۹. ; «ای مردم، خدایی را بپرستید که آفریننده شما و مخلوقات قبل از شماست، باشد که پارسا و منزه شوید.»

گام اول در بندگی

امام رضا علیه السلام می فرماید: «اول عباده الله معرفته و اصل معرفه الله توحیده (۳۰. ; اولین گام بندگی، شناخت خدا و اصل شناخت او به توحید است.»

جایگاه عبادت

۱ – هدف خلقت: قال تعالی: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون » (۳۱. ; «جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا بپرستند.»

۲ – رستگاری: قال علی علیه السلام: «العباده فوز; (۳۲. عبادت رستگاری است.»

۳ – نشانه عنایت خداوند: قال علی علیه السلام: «اذا احب الله عبدا الهمه حسن العباده; (۳۳. وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد خوب عبادت، کردن را به او می آموزد.»

۴ – بهترین وسیله تقرب به خدا: قال علی علیه السلام: «ما تقرب متقرب بمثل عباده الله; (۳۴. هیچ چیز مانند عبادت انسان را به خدا نزدیک نمی کند.»

شرایط عبادت

۱ – فهم دین: امام سجاد علیه السلام: «لا عباده الا بالتفقه; (۳۵. عبادتی کامل نیست مگر با فهم.»

۲ – آگاهی: قال علی علیه السلام: «لا خیر فی عباده لا علم فیها; (۳۶. عبادتی که با آگاهی همراه نباشد، خیری در آن نیست.»

۳ – حضور قلب: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اعبد الله کانک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک; (۳۷. خدا را آن گونه عبادت کن که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.»

روز ششم: گناه

بعضی از گناهان

۱ – ترک واجبات: قال الصادق علیه السلام: «لا ینظر الله الی عبده و لا یزکیه لو ترک فریضه; (۳۸. بنده ای که یکی از واجبات را ترک کند، خداوند به او نظر رحمت نمی کند و او را پاک نمی کند.»

۲ – حرام خواری: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اذا وقعت اللقمه من حرام فی جوف العبد لعنه کل ملک فی السموات و الارض; (۳۹. هرگاه لقمه حرامی در شکم بنده قرار گیرد، ملائک آسمان و زمین او را لعنت می کنند.»

۳ – سحر: قال علی علیه السلام: «من تعلم شیئا من السحر قلیلا او کثیرا فقد کفر; (۴۰. هر کسی چیزی از سحر یاد بگیرد، زیاد باشد یا کم کافر شده است.»

۴ – کمک به ستمگران: قال الصادق علیه السلام: «من الکبائر معونه الظالمین و الرکون الیهم; (۴۱. کمک به ستمگران و میل به آن ها از گناهان کبیره است.»

کسی که نمی تواند ترک گناه کند چه کند؟

شخصی خدمت وجود مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام رسید و گفت: من مرد گناهکاری هستم که صبر از گناه ندارم، مرا موعظه کن.

حضرت فرمود: با پنج شرط هرچه می خواهی گناه بکن:

۱ – روزی خدا را نخور، هر چه می خواهی گناه کن: «لا تاکل رزق الله و اذنب ما شئت.»

۲ – جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن: «اطلب موضعا لا یراک الله و اذنب ما شئت.»

۳ – از ولایت خدا خارج شو و هر چه می خواهی گناه کن: «اخرج من ولایه الله و اذنب ما شئت.»

۴ – جان به عزرائیل نده و هر چه خواهی گناه کن: «اذا جاءک ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و اذنب ما شئت.»

۵ – به جهنم نرو و هر چه می خواهی گناه کن: «اذا ادخلک مالک النار فی النار فلا تدخل فی النار و اذنب ما شئت.» (۴۲.

وای بر حال کسی که آحادش بیش از اعشارش باشد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ان الله تعالی قال: الحسنه عشرا و ازید و السیئه واحده و اغفر فالویل لمن غلبت آحاده اعشاره; (۴۳.

خداوند ثواب را ده برابر و بیشتر از ده برابر پاداش می دهد اما کیفر گناه یکی بیش نیست، آن هم ممکن است بخشیده شود. پس وای به حال کسی که یکی های او از ده هایش بیشتر باشد.»

روز هفتم: نماز

وجوب نماز

قال تعالی: «ان الصلوه کانت علی المؤمنین کتابا موقوتا» (۴۴. ; «نماز برای اهل ایمان حکمی واجب و لازم است.»

اهمیت نماز

۱ – مقدم بر اعمال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اول ما ینظر فی عمل العبد فی یوم القیامه فی صلاته; (۴۵. اولین چیزی که روز قیامت در اعمال بنده مورد توجه قرار می گیرد، نماز اوست.»

۲ – وسیله تقرب: قال علی علیه السلام: «الصلوه قربان کل تقی; (۴۶. نماز وسیله تقرب هر پرهیزکاری است.»

۳ – بهترین اعمال: قال علی علیه السلام: «اوصیکم بالصلاه و حفظها فانها خیر العمل; (۴۷. شما را به نماز وحفظ آن سفارش می کنم، بدرستی که بهترین اعمال نماز است.»

۴ – سنگر مبارزه با شیطان: قال علی علیه السلام: «الصلاه حصن من سطوات الشیطان; (۴۸. نماز سنگری است برای در امان ماندن از نفوذ شیطان.»

۵ – مانع ضد ارزش ها:قال تعالی: «ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر» (۴۹. ; «نماز اهلش را از هر کار زشت باز می دارد.»

آثار ترک و سبک شمردن نماز

۱ – جهنمی شدن:قال تعالی: «فی جنات یتسائلون عن المجرمین ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین » (۵۰. ; «بهشتیان سؤال می کنند چه چیزی شما را جهنمی کرد؟ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.»

۲ – محرومیت از الطاف الهی: قال تعالی: «ویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون » (۵۱. ; «وای بر نمازگزارانی که دل از یاد خدا غافل دارند.»

۳ – دوری از رسول خدا صلی الله علیه و آله: پیامبر اکرم فرمود: «لیس منی من استخف بصلاته; (۵۲. کسی که نمازش را سبک بشمارد از من نیست.»

۴ – محرومیت از شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: پیامبر اکرم فرمود: «لا تنال شفاعتی غدا من اخر الصلاه المفروضه بعد وقتها; (۵۳. کسی که نماز واجب را از وقت آن به تاخیر اندازد، در قیامت شفاعت من به او نمی رسد.»

روز هشتم: یتیم نوازی و سیر کردن گرسنگان

قال علی علیه السلام: «الله الله فی الایتام فلا تغبوا فواههم و لایضیعوا بحضرتکم; (۵۴. خدا را خدا را درباره ایتام، نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع شود.»

آثار و نتایج سرپرستی ایتام

۱ – بهشت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من عال یتیما حتی یستغنی عنه اوجب الله عز و جل له بذلک الجنه; (۵۵. هر کس یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز شود، خداوند بهشت را بر او واجب می کند.»

۲- همنشینی با پیامبر صلی الله علیه و آله: پیامبر اکرم فرمود: «انا و کافل الیتیم کهاتین فی الجنه; (۵۶. من و کسی که یتیمی را سرپرستی می کند، مانند این دو [انگشت] در بهشت کنار یکدیگر خواهیم بود.»

روز نهم: رحمت خداوند

گسترش رحمت خداوند

قال تعالی: «و رحمتی وسعت کل شی ء»; (۵۷. «رحمت من همه موجودات را فرا گرفته است.»

موجبات رحمت خداوند

۱ – احسان و نیکی:قال تعالی: «ان الله قریب من المحسنین » (۵۸. ; «البته رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.»

۲ – ایمان و اعتقاد به خدا:قال تعالی: «فاما الذین آمنوا بالله واعتصموا به فسیدخلهم فی رحمه منه.» (۵۹.

۳ – یاد خدا: قال علی علیه السلام: بذکر الله تستنزل الرحمه; (۶۰. رحمت خداوند به واسطه ذکر او نازل می شود.»

۴ – عفو وگذشت: قال علی علیه السلام: «بالعفو تنزل الرحمه; (۶۱. رحمت به واسطه عفو و بخشش نازل می شود.»

۵ – اطاعت خدا و رسول:قال تعالی: «و اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون » (۶۲. ; «از خدا و رسول اطاعت کنید که مشمول حمت خدا شوید.»

۶ – اندیشه و تفکر: قال علی علیه السلام: «رحم الله امرءا تفکر فاعتبر.» (۶۳.

۷ – موعظه پذیری: قال علی علیه السلام: «رحم الله امرءا اتعظ (۶۴. ; انسان پندپذیر مشمول رحمت خداست.»

۸ – استغفار: قال تعالی: «لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون » (۶۵. ; «چرا از کردار زشت استغفار بدرگاه خدا نمی کنید تا شاید مشمول رحمت خدا شوید.»

۹ – ترحم بر ضعفا: قال علی علیه السلام: «رحمه الضعفاء تستنزل الرحمه; (۶۶. ترحم بر ضعیفان موجب نزول رحمت خداست.»

۱۰ – مراقبه: قال علی علیه السلام: «رحم الله عبدا راقب ذنبه و خاف ربه; (۶۷. خداوند رحمت کند کسی را که گناهانش مد نظرش باشد و از خدا بترسد.»

روز دهم: سعادت

تعریف سعادت

قال الصادق علیه السلام: «السعاده سبب خیر تمسک به السعید فیجره الی النجاه (۶۸. ; سعادت وسیله خیری است که سعادتمند به کمک آن به رستگاری رهنمون می شود.»

سعادتمند کیست؟

۱ – مخلص: قال علی علیه السلام: «السعید من اخلص الطاعه (۶۹. ; سعادتمند کسی است که طاعتش را برای خداوند خالص گرداند. »

۲ – پیروان علی علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «یا علی ان السعید، کل السعید، حق السعید من اطاعک و تولاک من بعدی (۷۰. ; یا علی! سعادتمند کامل و حقیقی کسی است که بعد از من، از تو اطاعت کند و پس از من ولایت تو را بپذیرد.»

۳ – اهل محاسبه: قال علی علیه السلام: «من حاسب نفسه سعد (۷۱. ; کسی که به محاسبه نفس بپردازد، سعادتمند می شود.»

۴ – همنشین علما: قال علی علیه السلام: «جالس العلماء تسعد (۷۲. ; با دانشمندان همنشین باش تا سعادتمند شوی.»

۵ – فرزند صالح داشتن: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من سعاده الرجل الولد الصالح (۷۳. ; فرزند صالح از سعادت انسان است. »

روز یازدهم: توفیق احسان

احسان چیست؟

۱ – سرشت نیکان: قال علی علیه السلام: «الاحسان عزیزه الاخیار; (۷۴. احسان سرشت نیکوکاران است.»

۲ – زینت علم: قال علی علیه السلام: «زینه العلم الاحسان; (۷۵. احسان زینت علم است.»

۳ – اوج ایمان: قال علی علیه السلام: «راس الایمان الاحسان; (۷۶. احسان راس ایمان است.»

آثار و نتایج احسان

۱ – عنایت خداوند:قال تعالی: «ان الله لمع المحسنین » (۷۷. ; «خداوند با نیکوکاران است.»

۲ – محبت الهی:قال تعالی: «احسنوا ان الله یحب المحسنین » (۷۸. ; «نیکی کنید بدرستی که خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»

۳ – بذر دوستی: قال علی علیه السلام: «الاحسان الی المسیئ یستصلح العدو (۷۹. ; نیکی به بد رفتار، دشمن را اصلاح می کند.»

۴ – هدایت:قال تعالی: «تلک آیات الکتاب هدی و رحمه للمحسنین » (۸۰. ; «این است آیات کتاب [خدای حکیم] که رحمت و هدایت است برای نیکوکاران.»

۵ – رحمت الهی:قال تعالی: «ان رحمت الله قریب من المحسنین » (۸۱. ; «البته رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.»

۶ – رفعت و بزرگی: قال علی علیه السلام: «مع الاحسان تکون الرفعه; (۸۲. بلندی مرتبه و مقام به وسیله نیکوکاری به دست می آید.»

۷ – عاقبت به خیری: قال علی علیه السلام: «من احسن الی الناس حسنت عواقبه; (۸۳. هر کس به مردم نیکی کند، عاقبت به خیر خواهد شد.»

روز دوازدهم: عفاف

فضیلت عفاف

۱ – برترین عبادت: قال الصادق علیه السلام: «افضل العباده العفاف (۸۴. ; بهترین عبادت پاکدامنی است.»

۲ – مقام ملک: قال علی علیه السلام: «ما المجاهد فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف کاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه; (۸۵. مجاهد در راه خدا پاداشش بیشتر از کسی نیست که در حالی که امکانات گناه دارد، پاکدامنی می کند. ای بسا پاکدامنی که ملکی از ملائک بوده باشد.»

۳ – اساس نیکی ها: قال علی علیه السلام: «العفه راس کل خیر (۸۶. ; پاکدامنی در راس تمام نیکی هاست.»

۴ – زکات زیبایی: قال علی علیه السلام: «زکاه الجمال العفاف (۸۷. ; زکات زیبایی پاکدامنی است.»

موجبات عفاف

۱ – رضایت به کفاف: قال علی علیه السلام: «الرضا بالکفاف یؤدی الی العفاف (۸۸. ; راضی بودن به آنچه کفایت کند، موجب پاکدامنی می شود.»

۲ – غیرت: قال علی علیه السلام: «قدر الرجل علی قدر همته و عفته علی قدر غیرته (۸۹. ; شخصیت مرد به اندازه همت او و پاکدامنی او به اندازه غیرت اوست.»

۳ – قناعت: قال علی علیه السلام: «اصل العفاف القناعه (۹۰. ; اصل عفت، قناعت است.»

۴ – عقل: قال علی علیه السلام: «من عقل عف (۹۱. ; عاقل پاکدامن است.»

روز سیزدهم: تقوی

تقوی چیست؟

از امام صادق علیه السلام در مورد تفسیر تقوی سؤال شد، حضرت فرمود: «ان لا یفقدک الله حیث امرک و لا یراک حیث نهاک; (۹۲. تقوی آن است که خداوند تو را در جایی که امر فرموده غایب و در جایی که نهی فرموده حاضر نبیند.»

آثار و نتایج تقوی

۱ – نزول رحمت:قال تعالی: «و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض » (۹۳. ; «چنان که مردم آبادی ها همه ایمان و تقوا داشتند، درهای رحمت آسمان و زمین را برای آن ها می گشودیم.»

۲ – خیر دنیا و آخرت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من رزق التقی رزق خیر الدنیا والاخره; (۹۴. هر کس را تقوا روزی شود خیر دنیا و آخرت نصیبش شده است.»

۳ – کرامت:قال تعالی: «ان اکرمکم عندالله اتقیکم » (۹۵. ; «گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.»

۴ – داروی امراض روحی: قال علی علیه السلام: «ان تقوی الله دواء قلوبکم (۹۶. ; تقوا دوای دردهای روحی شماست.»

۵ – قبولی اعمال:قال تعالی: «انما یتقبل الله من المتقین » (۹۷. ; «خداوند اعمال را از متقین می پذیرد.»

۶ – عزت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من اراد ان یکون اعز الناس فلیتق الله (۹۸. ; هر کس می خواهد عزیزترین مردم باشد، تقوا پیشه کند.»

روز چهاردهم: امتحانات الهی

زندگی برای هیچ کس به یک منوال نیست. گاهی انسان در غم و اندوه و بلا بسر می برد وزمانی در رفاه و آسایش و هیچ کس را پیدا نمی کنیم که در تمام دوران عمرش همواره مبتلا و یا همیشه در خوشی و راحتی باشد. اما هیچ یک از بلا یا خوشی نشانه بدی یا خوبی صاحب آن نیست، بلکه گاهی آسایش بیش از حد ریشه در استدراج دارد و گرفتاری نشانه لطف خداوند است برای کسب مقامات بالاتر.

آنچه مسلم است این است که در نظام طبیعت بدون آزمون و گرفتاری نمی توان به مراتب افراد واقف شد و اغلب افراد قبل از آزمایش خود را از موفق ترین افراد می دانند. پس وجود بلاها و ابتلائات برای شناخت درجات انسانی افراد ضروری است و اگر انسان به حال خود گذاشته شود حب نفس او را وادار به خودپسندی و طغیان خواهد کرد. خداوند می فرماید:«ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا» (۹۹. ; «اگر خداوند سفره روزی بندگان را بگستراند، طغیان خواهند کرد.»

اما بلاها و امتحانات الهی گاهی کیفری اند و گاهی درجه ای و ضمنا گاهی فردی اند و زمانی جمعی وگروهی. تصویر تقسیم مذکور چنین است:

بلاها

۱ – فردی

الف: کیفری: مثل از پا در آمدن نمرود توسط پشه

ب: درجه ای: «و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن »

۲ – اجتماعی

الف: کیفری: مثل طوفان نوح

ب: درجه ای: مثل جریان شعب ابی طالب

اگر بلا درجه ای باشد، باید به استقبالش رفت چون ناز پرورده تنعم نبرد راه به جایی.

چنانکه گوشت خام به آتش پخته شود و تا پخته نشود شایسته خوان ملوک نگردد، آدمی هم خام است و جز به آتش مصائب و بلیات پخته نشود و تا پخته نشود شایسته بساط ملک الملوک جل جلاله نشود.

این بلای دوست تطهیر شماست

علم او بالای تدبیر شماست

پوست از دارو بلاکش می شود

چون ادیم (۱۰۰. طایفی خوش می شود

× × ×

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

× × ×

اما اگر بلا، کیفری باشد، باید با توبه و استعانت از خداوند، زمینه های وقوع آن را ازبین برد. و این جاست که می گوئیم: «اللهم اغفرلی الذنوب اللتی تنزل البلاء.» (۱۰۱.

روز پانزدهم: شرح صدر

حضرت موسی علیه السلام فرمود: «رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.» (۱۰۲. خداوند در اکثر نعماتی که به پیامبرش می دهد منت نمی گذارد اما در مورد نعمت شرح صدر به پیامبر منت می گذارد و می فرماید: «الم نشرح لک صدرک.» (۱۰۳.

موجبات شرح صدر

۱ – انس با قرآن: «اللهم نور بکتابک بصری واشرح به صدری; (۱۰۴. خدایا چشمان مرا به وسیله کتاب خود نورانی کن و سینه ام را فراخی ده.»

۲ – اراده الهی: قال تعالی: «فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام »; (۱۰۵. «پس هر که خدا هدایت او را خواهد، قلبش را به نور اسلام روشن و وسیع می کند.»

روز شانزدهم: ابرار و اشرار

ویژگی های ابرار

۱ – صاحب بهترین ها: قال تعالی: «و ما عندالله خیر للابرار» (۱۰۶. ; «آنچه نزد خداست برای نیکان از هرچیز بهتر است.»

۲ – غرق نعمت ها: قال تعالی: «ان الابرار لفی نعیم » (۱۰۷. ; «محققا نیکوکاران درون نعمت ها متنعم اند.»

ویژگی های اشرار

۱ – پیشوایان گمراه و گمراه کننده: قال علی علیه السلام: «ان شر الناس عندالله امام جائر ضل و ضل به (۱۰۸. ; بدترین مردم، پیشوایان گمراه و گمراه کننده اند.»

و نیز آن امام بزرگوار موارد زیر را از اشرار شمردند:

۲ – «من لا یقبل العذر; کسی که عذر را نمی پذیرد.»

۳ – «من لایبالی ان یراه الناس مسیئا; کسی که ابا ندارد که مردم او را گناهکار ببینند.»

۴ – «العلماء اذا فسدوا; عالمان، زمانی که فساد کنند.»

۵ – «المشاؤون بالنمیمه; سخن چینان.»

۶ – «المفرقون بین الاحبه; کسانی که بین دوستان تفرقه می اندازند.»

روز هفدهم: توفیق عمل صالح

بهترین اعمال

۱ – «افضل الاعمال احمزها; (۱۰۹. بهترین اعمال مشکل ترین آن هاست.»

۲ – «افضل الاعمال ما اکرهت علیه نفسک; (۱۱۰. بهترین اعمال چیزی است که انجام آن برایت ناگوار است.»

۳ – «افضل الاعمال ما ارید به وجه الله; (۱۱۱. بهترین اعمال عملی است که برای خدا باشد.»

۴ – «افضل العمل ادومه و ان قل; (۱۱۲. بهترین اعمال آنست که دوام داشته باشد ولو کم باشد.»

۵ – «اطعام الطعام افضل الاعمال; (۱۱۳. اطعام کردن بهترین عمل است.»

آثار عمل صالح

۱ – رستگاری: «فاما من تاب و آمن و عمل صالحا فعسی ان یکون من المفلحین » (۱۱۴. ; «پس هر کس به درگاه خدا توبه کند و عمل صالح انجام دهد امید است از رستگاران باشد.»

۲ – حیات طیبه: «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه » (۱۱۵. ; «هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا انجام دهد، ما او را در زندگی سعادتمندانه زنده می گردانیم.»

۳ – شعار مؤمن: «قال علی علیه السلام: «العمل شعار المؤمن (۱۱۶. ; عمل شعار (نشانه. مؤمن است.»

روز هیجدهم: برکات ماه مبارک رمضان

معنای رمضان

رسول اکرم فرمودند: «انما سمی رمضان لانه یرمض الذنوب (۱۱۷. ; به درستی که علت نامگذاری ماه مبارک رمضان به این نام این است که گناهان را می سوزاند.»

ویژگی های ماه مبارک رمضان

۱ – برترین ماه ها

۲ – برترین روزها

۳ – والاترین شب ها

۴ – برترین ساعات

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله… شهر هو افضل الشهور عندالله و ایامه افضل الایام و لیالیه افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات (۱۱۸. ; ای مردم ماه خدا به سوی شما رو آورده است…. ماهی که در نزد خدا بهترین ماه ها است و روزهای آن بهترین روزها و شب هایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعت هاست.»

برکات ماه مبارک رمضان

۱ – غفران الهی: «من ادرک شهر رمضان فلم یغفر له فابعده الله (۱۱۹. ; کسی که ماه رمضان را درک کند و خدا او را نبخشد، از حمت خدا دور است.»

۲ – استجابت دعا: «دعائکم فیه مقبول (۱۲۰. ; دعای شما در این ماه مستجاب است.»

۳ – بسته شدن درهای جهنم: «تغلق فیه ابواب النیران و یفتح فیه ابواب الجنان (۱۲۱. ; در این ماه درهای جهنم بسته و درهای هشت باز می شود.»

۴ – ایمنی از مکر شیاطین: «قد وکل الله بکل شیطان مرید سبعه من الملائکه فلیس بمحلول حتی ینقضی شهرکم هذا (۱۲۲. ; خداوند بر هر شیطانی که قصد شما بکند هفتاد ملک می گمارد. او را توان نفوذ در شما نیست تا ماه مبارک رمضان تمام شود.»

۵ – قبول شدن اعمال: «عملکم فیه مقبول (۱۲۳. ; عمل شما در این ماه مورد قبول است.»

۶ – نفس ها تسبیح است: «انفاسکم فیه تسبیح (۱۲۴. ; نفس کشیدن های شما در آن ماه تسبیح است.»

۷ – خواب عبادت است: «نومکم فیه عباده (۱۲۵. ; خواب شما در این ماه عبادت است.»

روز نوزدهم: هدایت به سوی خیرات

اقسام هدایت

۱ – تکوینی:«ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی » (۱۲۶. ; «خدای ما آن کسی است که به همه موجودات عالم، وجود بخشید و سپس به راه کمالشان هدایت کرد.»

۲ – تشریعی:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» (۱۲۷. ; «ما به حقیقت راه را به انسان نشان دادیم خواه هدایت پذیرد یا کفران نعمت کند.»

شایستگان هدایت

۱ – مؤمن:«من یؤمن بالله یهد قلبه » (۱۲۸. ; «کسی که به خدا ایمان بیاورد خدا او را هدایت می کند.»

۲ – توبه کننده: «یهدی الیه من اناب » (۱۲۹. ; «هر کس به سوی خدا باز گردد خدا او را هدایت می کند.»

۳ – مستمسکین به خداوند: «من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم » (۱۳۰. ; «هر کس به دین خدا متمسک شود، به راه راست هدایت یافته است.»

۴ – مجاهدین: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (۱۳۱. ; «آن ها که در راه ما کوشش کنند محققا آن ها را به راه خویش هدایت می کنیم.»

۵ – اهل تقوی: قال علی علیه السلام: «هدی من اشعر قلبه بالتقوی » (۱۳۲. ; آنکه قلبش تقوی را درک کرد، هدایت یافت.»

۶ – صابران: قال علی علیه السلام: « هدی من ادرع لباس الصبر والیقین (۱۳۳. ; هدایت یافت آنکه لباس صبر و یقین پوشید.»

۷ – مخلصین: قال علی علیه السلام: «هدی من اخلص الایمان (۱۳۴. ; آنکه ایمان خود را خالص نمود هدایت یافت.»

۸ – عالمان: قال علی علیه السلام: «من علم اهتدی (۱۳۵. ; آنکه عالم شد هدایت شد.»

بهترین وسیله هدایت

۱ – قرآن: قال تعالی: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم » (۱۳۶. ; همانا این قرآن خلق را به استوارترین راه هدایت می کند.»

۲ – اهل بیت پیامبر: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «انی تارک فیکم الثقلین ما ان اخذتم به لن تضلوا; کتاب الله و عترتی (۱۳۷. ; من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می گذارم، تا وقتی که پیرو آن ها باشید هرگز گمراه نخواهید شد; قرآن و اهل بیتم.»

روز بیستم: توفیق تلاوت قرآن

آثار تلاوت قرآن

۱ – بهره مندی از پاداش های الهی: «ان الذین یتلون کتاب الله … یرجون تجاره لن تبور» (۱۳۸. ; «آنان که کتاب خدا را تلاوت می کنند امید تجارتی دارند که زیان و زوال ندارد.»

۲ – شکوفایی ایمان: قال علی علیه السلام: «لقاح الایمان تلاوه القرآن (۱۳۹. ; شکوفایی ایمان با قرآن خواندن است.»

۳ – همنشین تنهایی: قال علی علیه السلام: «من انس بتلاوه القرآن لم توحشه مفارقه الاخوان; (۱۴۰. هر که به تلاوت قرآن انس بگیرد، جدایی از دوستان، او را به وحشت نمی اندازد.»

× × ×

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

آداب تلاوت قرآن

۱ – پاکی و نظافت دهان: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «طیبوا افواهکم فان افواهکم طریق القرآن (۱۴۱. ; دهان های خود را پاکیزه نگه دارید، زیرا دهان های شما راه قرآن است.»

توضیح: مراد از پاکی، پاکی ظاهری و باطنی است; یعنی هم مسواک زدن و هم پرهیز از گناهان زبانی مانند غیبت و دروغ و … .

۲ – استعاذه: قال تعالی: «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم » (۱۴۲. ; «[ای پیامبر!] هنگام قرائت قرآن از وسوسه شیطان به خداوند پناه ببر.»

۳ – ترتیل: قال تعالی: «و رتل القرآن ترتیلا» (۱۴۳. ; «قرآن را شمرده شمرده بخوان.»

۴ – تدبر: قال تعالی: «ا فلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» (۱۴۴. ; «آیا به آیات قرآن نمی اندیشند؟ یا [مگر] بر دل هایشان قفل ها نهاده شده است؟»

۵ – خشوع: قال تعالی: «الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله » (۱۴۵. ; «آیا نوبت آن نرسیده که گرویدگان دل هایشان به یاد خدا خاشع گردد؟»

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد

که دار الملک ایمان را مجرد بینداز غوغا

۶ – صدای خوش: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «حسنوا القرآن باصواتکم (۱۴۶. ; «قرآن را با صدای خوش بخوانید.»

روز بیست و یکم: ایمنی از شر شیطان

شیطان و انسان

قال تعالی: «ان الشیطان للانسان عدو مبین » (۱۴۷. ; «بدرستی که شیطان برای انسان دشمن آشکاری است.»

کسانی که از شر شیطان مصونند

۱ – مخلصین: قال تعالی: «قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین » (۱۴۸. ; «شیطان می گوید: به عزت و جلالت که همه آن ها را فریب دهم جز مخلصین را.»

توضیح: مخلص کسی است که در صدد اخلاص خود است و سعی دارد اعمالش خالصانه باشد و مخلص کسی است که با اعمال خالصانه به مقامی می رسد که خداوند او را برای خودش خالص می گرداند.

۲ – مؤمنین: قال تعالی: «انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا» (۱۴۹. ; «به درستی که شیطان بر مؤمنین (واقعی. تسلطی ندارد.»

۳ – فرد با انصاف

۴ – کسی که در مصائب، جزع و ناله نکند.

۵ – راضی به قسمت الهی

امام صادق علیه السلام فرمود: «قال ابلیس: خمسه لیس فیهن حیله و سائر الناس فی قبضتی … و من رضی لاخیه المؤمن ما یرضاه لنفسه و من لم یجزع علی المصیبه حتی تصیبه و من رضی بما قسم الله له ولم یهتم لرزقه (۱۵۰. ; ابلیس گفت: مرا به پنج کس راه نفوذ نیست و بقیه مردم در دست من هستند … [و از جمله آن هاست ]کسی که آنچه بر خود می پسندد برای برادرش بپسندد، کسی که در مصائب جزع و ناله نکند و صبر نماید، کسی که به قسمت خدا راضی باشد و غم روزی نخورد.»

روز بیست و دوم: توفیق

توفیق از نظر علی علیه السلام

۱ – راهنما: «لا قائد کالتوفیق (۱۵۱. ; راهنما و جلوداری چون توفیق نیست.»

۲ – عنایت خداوند: «التوفیق عنایته (۱۵۲. ; توفیق عنایت الهی است.»

۳ – رحمت الهی: «التوفیق رحمته; توفیق رحمت خداوند است.»

۴ – جذبه خداوند:«التوفیق من جذبات الرب; توفیق از جاذبه های پروردگار است.»

۵ – قله رستگاری:«التوفیق راس النجاح; توفیق اوج موفقیت و رستگاری است.»

۶ – برترین نعمت:«لا نعمه اجل من التوفیق; نعمتی بالاتر از توفیق نیست.»

موجبات توفیق از دیدگاه علی علیه السلام

۱ – طلب از خداوند: «من استنصح الله وفق (۱۵۳. ; آنکه از خدا طلب خیر کند توفیق یافته است.»

۲ – دینداری: «کما ان الجسم و الظل لایفترقان کذلک التوفیق والدین لایفترقان (۱۵۴. ; همان گونه که جسم و سایه جدایی ناپذیرند، توفیق و دین نیز جدایی پذیر نیستند.»

چو توفیق الهی شد رفیقت

هدایت می کند در هر طریقت

روز بیست و سوم: موفقیت در امتحان الهی

برخی از امتحانات

۱ – ترس

۲ – گرسنگی

۳ – ضرر مالی

۴ – ضرر جانی

۵ – آفات زراعت

۶ – خیر و شر

قال تعالی: «و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات » (۱۵۵. ; «البته شما را به سختی هایی چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازمائیم.»

و قال تعالی: «و نبلوکم بالشر و الخیر» (۱۵۶. ; «شما را با بدی و نیکی می آزمائیم.»

هدف از امتحان الهی

۱ – تصفیه قلوب: «و لیبتلی الله ما فی صدورکم و لیمحص ما فی قلوبکم » (۱۵۷. ; «تا خدا آنچه در سینه پنهان دارید بیازماید و هرچه در دل دارید پاک و خالص گرداند.»

۲ – تصفیه نفوس: «ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب » (۱۵۸. ; «خداوند هرگز مؤمنان را بدین حال کنونی وانگذارد تا آنکه بدسرشت را از پاک گوهر جدا کند.»

۳ – شناخت مجاهدین: «و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین » (۱۵۹. ; «شما را امتحان می کنیم تا مجاهدین شناخته شوند.»

۴ – نیکوکاران: «الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا» (۱۶۰. ; «خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید تا شما بندگان را بیازماید که کدامیک از شما نیکوکارتر است.»

نخست شرط ولی ابتلای او به بلایاست

بلا همیشه بدو مایل است و او متمایل

روز بیست وچهارم: رضای خداوند

موجبات رضایت الهی

۱ – زیاد استغفار کردن

۲ – فروتنی

افتادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

تا یک سر موی از تو هستی باقی است

آئین دکان بت پرستی باقی است

۳ – زیاد صدقه دادن

قال علی علیه السلام: «ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله: کثره الاستغفار و خفض الجانب و کثره الصدقه (۱۶۱. ; سه چیز موجب رضای الهی می شود: زیاد استغفار کردن، فروتنی و زیاد صدقه دادن.»

۴ – عدم تن پروری: قال علی علیه السلام: «من اسخط بدنه ارضی ربه (۱۶۲. ; هر کس در راه بندگی بدنش را به سختی اندازد، خدا را راضی کرده است.»

× × × × ×

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

× × × × ×

خواهی که خدا کار نکو با تو کند

ارواح ملائک همه رو با تو کند

یا هرچه رضای او در آنست بکن

یا راضی شو هر آنچه او با تو کند

روز بیست و پنجم: دوستی و دشمنی

تمام نظام خلقت بر پایه جاذبه و دافعه است. اگر جاذبه مولکولی نباشد، هیچ جمادی در خارج وجود پیدا نخواهد کرد.

اگر قانون جذب و دفع در نباتات نباشد، گیاهان در تنفس (گرفتن اکسیژن و پس دادن گاز کربنیک. دچار اختلال خواهند شد.

اگر قانون جاذبه و دافعه در بین حیوانات نبود، هیچ حیوانی به بچه اش شیر نمی داد و حیوانات از دشمنان خود پرهیز نمی کردند.

اگر قانون جذب و دفع عمومیت نداشته باشد، خوبی، بدی، کیفر، پاداش و بهشت و جهنم و بالاخره خلقت عالم عبث است.

انسان موجودی است متحرک و حرکت او نتیجه تعلق اوست، پس به هرچه تعلق داشته باشیم نسبت به آن جاذبه خواهیم داشت و عقلا از ضد آن گریزان خواهیم بود، لذا یاوران پیامبر اکرم در قرآن کریم با این صفت بارز توصیف شده اند: «اشداء علی الکفار رحماء بینهم » (۱۶۳. ; «[یاران پیامبر] بر کافران سخت گیر و با خودشان مهربانند.»

و در زیارت عاشورا می خوانیم: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم »

محبت اهل بیت علیهم السلام

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «لا یؤمن احدکم حتی اکون احب الیه من نفسه و یکون عترتی احب الیه من عترته و یکون اهلی احب الیه من اهله و یکون ذاتی احب الیه من ذاته (۱۶۴. ; کسی از شما مؤمن نیست مگر اینکه مرا بیش از خود دوست بدارد و خانواده من نزد او محبوبتر از خانواده خودش باشد و اقوام مرا از اقوام خودش بیشتر دوست بدارد و خود من محبوبتر از خود او باشم.»

روز بیست و ششم: پوشیدن عیوب

در آتشم بیفکن و نام گنه مبر

کآتش به گرمی عرق انفعال نیست

یکی از صفات خداوند، ستار بودن است و کسی که بخواهد از صفت ستاریت خداوند بهره ببرد باید خود عیب پوش دیگران باشد.

همیشه تا بتوانی بپوش عیب کسان

به آن دلیل که دانای عیب ستار است

قال علی علیه السلام: «فاستر العوره ما استطعت یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک (۱۶۵. ; زشتی های مردم را حتی الامکان مستور بدار همانگونه که دوست می داری که خدا عیوب تو را از چشم مردم مستور بدارد.»

تجسس گری شرط این کوی نیست

در این پرده جز خامشی روی نیست

به پوشیدن ستر درویش کوش

که ستر خدایت بود پرده پوش

× × × × ×

در گفتن عیب دگران بسته زبان باش

با خوبی خود عیب نمای دگران باش

روز بیست و هفتم: درک لیله القدر

فضیلت های شب قدر

۱ – عظمت فوق العاده: «و ما ادرک ما لیله القدر» (۱۶۶. ; «چه چیزی می تواند تو را به عظمت این شب آگاهت کند.»

۲ – شب نزول قرآن: «انا انزلناه فی لیله القدر» (۱۶۷. ; «ما قرآن را در شب قدر نازل کریم.»

۳ – شب نزول ملائک و روح: «تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (۱۶۸. ; «فرشتگان و روح در این شب به اذن خدا از هر فرمان (دستور الهی. نازل می شوند.»

۴ – بهتر از هزار ماه: «لیله القدر خیر من الف شهر» (۱۶۹. ; «شب قدر از هزار ماه بهتر است.»

۵ – شب رحمت و امنیت: «سلام هی حتی مطلع الفجر» (۱۷۰. ; «شب رحمت و سلامت است تا صبحگاهان.»

۶ – شب خجسته: «انا انزلناه فی لیله مبارکه » (۱۷۱. ; «قرآن را در آن شب مبارک نازل کردیم.»

۷ – شب تقدیر: «فیها یفرق کل امر حکیم » (۱۷۲. ; «در آن شب هر امری با حکمت تعیین می شود.»

روز بیست و هشتم: احضار مسائل

در مورد احضار مسائل احتمالات مختلفی وجود دارد که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود:

۱ – در رابطه با انسان

الف: انسان توجه داشته باشد که به چه چیزی نیاز دارد و نیازهای ضروری اش مد نظرش باشد تا مصداق این شعر نشود که:

افسوس هر آنچه برده ام باختنی است

بشناخته ها تمام نشناختنی است

برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت

بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی است

ب: این که انسان در مقابل مخالفین، اهل مناظره و حاضر جواب باشد، مانند حاضرجوابی معصومین و پیروان واقعی آن ها مثل مفضل و بهلول.

۲ – در ارتباط با خداوند

الف: در دنیا: در حین دعا بدانیم چه چیزی در اولویت است که باید از خدا بخواهیم. چنان که در دعا می گوئیم: «اللهم ارزقنا ما تحب و ترضی; خدایا آنچه موجب دوستی و رضای توست، روزیمان فرما.»

ب: در برزخ: هنگام ورود به برزخ جواب نکیر و منکر را راحت بدهیم. در دعای وضو می گوئیم: «اللهم لقنی حجتی یوم القاک; خدایا روز ملاقات با تو به من حجت القا کن.»

ج: در قیامت: آنچه را که خداوند به بندگان صالحش وعده داده است برای ما فراهم باشد. به قول شاعر:

هرچه خواهد دلت همان بینی

هرچه بینی دلت همان خواهد

روز بیست و نهم: پاکی قلب

قلب در روایات

۱ – مرکز عواطف: «موضع العقل الدماغ والقسوه والرقه فی القلب (۱۷۳. ; جایگاه عقل مغز است و قساوت و رقت در قلب جای دارد.»

۲ – سرچشمه حکمت: «القلب ینبوع الحکمه (۱۷۴. ; قلب سرچشمه حکمت است.»

۳ – گنجینه زبان: «القلب خازن اللسان (۱۷۵. ; «قلب گنجینه زبان است.»

۴ – رهبر بدن: «ان منزله القلب من الجسم بمنزله الامام من الناس (۱۷۶. ; جایگاه قلب در بدن مانند جایگاه رهبر بین مردم است.»

۵ – ظروف خداوند: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ان لله فی الارض اوانی الا و هی القلوب (۱۷۷. ; خداوند در روی زمین ظرف هایی دارد که آن ها قلب ها هستند.»

انواع قلب

۱ – قلب سلیم: «الا من اتی الله بقلب سلیم » (۱۷۸. ; «تنها کسی سود می برد که دارای قلب سلیم باشد.»

۲ – قلب مطمئنه: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله » (۱۷۹. ; «کسانی که ایمان آوردند، قلوبشان با نام خداوند آرامش می یابد.»

۳ – قلب نورانی: سئل رسول الله صلی الله علیه و آله عن شرح الصدر ما هو؟ فقال: «نور یقذفه الله فی قلب المؤمن (۱۸۰. ; از پیامبر اکرم در مورد شرح صدر سؤال شد، فرمود: نوری است که خداوند به قلب مؤمن وارد می کند.»

۴ – قلب بیمار: «فی قلوبهم مرض » (۱۸۱. ; «در دل های آن ها (منافقین. بیماری است.»

۵ – قلب مهر خورده: «کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر» (۱۸۲. ; «خداوند این چنین بر قلوب متکبرین مهر می زند.»

۶ – قلب سخت: «فبما نقضهم میثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسیه » (۱۸۳. ; «چون (بنی اسرائیل. پیمان شکستند، آن ها را لعنت کرده و دل هایشان را سخت گردانیدیم.»

۷ – قلب مرده: علی علیه السلام فرمود: «من قل ورعه مات قلبه (۱۸۴. ; کسی که پرهیزکاریش اندک باشد، قلبش می میرد.»

ز تاثیر دل بیدار چشم تر شود پیدا

که ماه از نور خورشید بلند اختر شود پیدا

روز سی ام: ایفاء حق اهل بیت علیهم السلام

حقوق اهل بیت

۱ – دوستی ایشان: «قل لا اسئلکم علیه من اجر الا الموده فی القربی » (۱۸۵. ; «بگو من در برابر اجر رسالت از شما جز دوستی اهل بیتم را نمی خواهم.»

۲ – اطاعت از ایشان: «اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » (۱۸۶. ; «فرمان خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا را اطاعت کنید.»

۳ – حفظ احترام: «لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی » (۱۸۷. ; «صدایتان را از صدای پیامبر بلندتر نکنید.»

۴ – تمسک به آن ها: علی علیه السلام فرمود: «یا ایها الناس شقوا امواج الفتن بسفن النجاه (۱۸۸. ; ای مردم! موج های فتنه را با کشتی های نجات (اهل بیت. بشکنید.»

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت

پی نوشت:

۱. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۱۲٫

۲. غررالحکم، ماده غفل.

۳. تفسیر نور الثقلین، ج ۲، ص ۸۱۵٫

۴. نهج البلاغه، خ ۱۵۳٫

۵. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۶۴٫

۶. غررالحکم، ماده غفل.

۷. همان.

۸. همان.

۹. نهج البلاغه، حکمت ۲۰۸٫

۱۰. منافقون/ ۹٫

۱۱. فرقان/ ۱۸٫

۱۲. تکاثر/ ۱٫

۱۳. صائب تبریزی.

۱۴. حشر/ ۲۱٫

۱۵. یونس/ ۵۷٫

۱۶. کنزل العمال، خ ۴۰۲۹٫

۱۷. زمر/ ۲۳٫

۱۸. اسری/ ۸۲٫

۱۹. کنز العمال، خ ۲۴۵۴٫

۲۰. مقدمه تفسیر سوره واقعه، ملاصدرا.

۲۱. صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۰٫

۲۲. آل عمران/ ۱۵۴٫

۲۳. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۰۳٫

۲۴. مولوی.

۲۵. راهنمای تبلیغ، ج ۷، مجلس چهارم.

۲۶. غررالحکم، ماده ذکر.

۲۷. همان.

۲۸. اقبال و مفاتیح، مناجات الذاکرین.

۲۹. بقره/ ۲۱٫

۳۰. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۲٫

۳۱. زاریات/ ۵۶٫

۳۲. غررالحکم، ماده عبد.

۳۳. همان.

۳۴. همان.

۳۵. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۳۸٫

۳۶. غررالحکم، ماده عبد.

۳۷. کنزل العمال، خ ۵۲۵۰٫

۳۸. وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۰۷٫

۳۹. سفینه البحار، ج ۱، ص ۲۴۵٫

۴۰. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۸۰٫

۴۱. کافی، ج ۳، ص ۱۸۰٫

۴۲. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۶٫

۴۳. تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۵۸٫

۴۴. نساء/ ۱۰۳٫

۴۵. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۲۷٫

۴۶. همان، ج ۱۰، ص ۹۹٫

۴۷. همان، ج ۸۲، ص ۲۹٫

۴۸. غررالحکم، ماده صلاه.

۴۹. عنکبوت/ ۴۵٫

۵۰. مدثر/ ۴۳٫

۵۱. ماعون/ ۴ – ۵٫

۵۲. بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۲۱٫

۵۳. همان.

۵۴. فروع کافی، ج ۷، ص ۵۱٫

۵۵. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۴٫

۵۶. میزان الحکمه، ح ۲۲۵۸۲٫

۵۷. اعراف/ ۱۵۶٫

۵۸. اعراف/ ۵۶٫

۵۹. نساء/ ۱۷۵٫

۶۰. غررالحکم، ماده ذکر.

۶۱. همان.

۶۲. آل عمران، ۱۳۲٫

۶۳. غررالحکم، ماده فکر.

۶۴. همان، ماده وعظ.

۶۵. نمل/ ۴۶٫

۶۶. غررالحکم، ماده رحم.

۶۷. همان.

۶۸. بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۸۴٫

۶۹. غرر الحکم، ماده سعد.

۷۰. امالی مفید، ص ۹۵٫

۷۱. غرر الحکم، ماده سعد.

۷۲. همان.

۷۳. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۴٫

۷۴. غررالحکم، ماده حسن.

۷۵. همان.

۷۶. همان.

۷۷. عنکبوت/ ۶۹٫

۷۸. بقره/ ۱۹۵٫

۷۹. غررالحکم، ماده حسن.

۸۰. اعراف/ ۵۶٫

۸۱. لقمان/ ۳٫

۸۲. غررالحکم، ماده حسن.

۸۳. همان.

۸۴. کافی، ج ۲، ص ۷۸٫

۸۵. نهج البلاغه، حکمت ۴۷۴٫

۸۶. غررالحکم، ماده عف.

۸۷. همان.

۸۸. همان.

۸۹. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۴٫

۹۰. همان، ج ۷۸، ص ۷٫

۹۱. غررالحکم، ماده عقل.

۹۲. میزان الحکمه، باب تقوی.

۹۳. اعراف/ ۹۵٫

۹۴. میزان الحکمه، باب تقوی.

۹۵. حجرات/ ۱۳٫

۹۶. نهج البلاغه، خ ۱۹۸٫

۹۷. مائده/ ۲۷٫

۹۸. میزان الحکمه، باب تقوی.

۹۹. شوری/ ۲۶٫

۱۰۰. ادیم یعنی سفره.

۱۰۱. دعای کمیل.

۱۰۲. طه/ ۲۵٫

۱۰۳. انشراح / ۱٫

۱۰۴. اصول کافی، ج ۲، ص ۵۷۷٫

۱۰۵. انعام/ ۱۲۵٫

۱۰۶. آل عمران / ۱۹۸٫

۱۰۷. مطففین/ ۲۲٫

۱۰۸. غرر الحکم، ماده شر. (موارد شش گانه ویژگی های اشرار از این کتاب نقل شده است.

۱۰۹. بحارالانوار، ج ۷، ص ۱۹۱٫

۱۱۰. همان، ج ۷۸، ص ۶۹٫

۱۱۱. غرر الحکم، ماده عمل

۱۱۲. راهنمای تبلیغ، ج ۷، جلسه ۱۷٫

۱۱۳. بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۱۳٫

۱۱۴. قصص/ ۶۷٫

۱۱۵. نحل/ ۹۷٫

۱۱۶. غرر الحکم، ماده عمل.

۱۱۷. کنز العمال، خ ۲۳۷۴۳٫

۱۱۸. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۶٫

۱۱۹. همان، ج ۷۴، ص ۷۴٫

۱۲۰. همان، ج ۹۳، ص ۳۴۲٫

۱۲۱. همان، ج ۹۶، ص ۳۶۳٫

۱۲۲. همان، ج ۹۶، ص ۳۷۲٫

۱۲۳. همان، ج ۹۶، ص ۳۴۲٫

۱۲۴. همان، ج ۹۶، ص ۳۵۶٫

۱۲۵. همان.

۱۲۶. طه / ۵۰٫

۱۲۷. انسان/ ۳٫

۱۲۸. تغابن/ ۱۱٫

۱۲۹. رعد/ ۲۷٫

۱۳۰. آل عمران/ ۱۰۱٫

۱۳۱. عنکبوت/ ۶۹٫

۱۳۲. غرر الحکم، ماده هدی.

۱۳۳. همان.

۱۳۴. همان.

۱۳۵. همان.

۱۳۶. اسراء/ ۹٫

۱۳۷. معالم المدرستین، ص ۴۸٫

۱۳۸. فاطر/ ۲۹٫

۱۳۹. غرر الحکم، ماده تلی.

۱۴۰. همان.

۱۴۱. کنزل العمال، خ ۲۷۵۲٫

۱۴۲. نحل/ ۹۸٫

۱۴۳. مزمل/ ۴٫

۱۴۴. محمد/ ۲۴٫

۱۴۵. حدید/ ۱۶٫

۱۴۶. کنزل العمال، ح ۲۷۶۵٫

۱۴۷. یوسف/ ۲٫

۱۴۸. نساء/ ۸۳٫

۱۴۹. نحل/ ۹۹٫

۱۵۰. بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۹٫

۱۵۱. نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳٫

۱۵۲. موارد ۲ تا ۶ از غرر الحکم، ماده وفق.

۱۵۳. نهج البلاغه، خ ۱۴۷٫

۱۵۴. غرر الحکم، ماده وفق.

۱۵۵. بقره/ ۱۵۵٫

۱۵۶. انبیاء/ ۳۵

۱۵۷. آل عمران/ ۱۵۴٫

۱۵۸. آل عمران/ ۱۷۹٫

۱۵۹. محمد/ ۳۱٫

۱۶۰. ملک/ ۲٫

۱۶۱. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸۰٫

۱۶۲. همان، ج ۷۰، ص ۳۱۲٫

۱۶۳. فتح / ۴۸٫

۱۶۴. بحار الانوار، ج ۷، ص ۱۴٫

۱۶۵. نهج البلاغه، نامه ۵۳٫

۱۶۶. قدر/ ۲٫

۱۶۷. قدر/ ۱٫

۱۶۸. قدر/ ۴٫

۱۶۹. قدر/ ۳٫

۱۷۰. قدر/ ۵٫

۱۷۱. دخان / ۳٫

۱۷۲. دخان/ ۴٫

۱۷۳. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۵۴٫

۱۷۴. غرر الحکم، ماده قلب.

۱۷۵. همان.

۱۷۶. بحارالانوار، ج ۷، ص ۵۳٫

۱۷۷. کنزالعمال، خ ۱۲۲۵٫

۱۷۸. شعراء/ ۸۹٫

۱۷۹. رعد/ ۲۸٫

۱۸۰. مجمع البیان، ج ۴، ص ۳۶۳٫

۱۸۱. بقره/ ۱۰٫

۱۸۲. غافر/ ۳۵٫

۱۸۳. مائده/ ۱۳٫

۱۸۴. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹٫

۱۸۵. شوری/ ۲۳٫

۱۸۶. نساء/ ۵۹٫

۱۸۷. حجرات/ ۲٫

۱۸۸. نهج البلاغه، خ ۵٫

منبع :مبلغان – آذر ۱۳۸۰، شماره ۲۳ –

نگاهی به دلایل تأثیرگذاری ماه مبارک رمضان

اشاره:

ماه مبارک رمضان، اثرگذارترین ماه در زندگی انسان هاست. این ماه می تواند همه زنگارها را از دل انسان روزه دار بزداید؛ همه ویژگی های ناشایست را از پیرامون قلب شخص بپیراید و او را از مقربان آستان پروردگار قرار دهد. اگر شخص روزه دار، قدر لحظه های این ماه را بداند و تکالیف و وظایف خویش در این ماه را به درستی انجام دهد، می تواند از انسانی مادی و زمینی، به انسانی معنوی و ملکوتی تبدیل و وجود او آیینه تمام نمای جمال پروردگار شود. در حقیقت، دلایل اثرگذاری ماه مبارک رمضان را می توان چنین برشمرد:

۱. گرسنگی

بر روزه دار واجب است که از اذان صبح تا اذان مغرب، از خوردن پرهیز کند و در همه این ساعات در گرسنگی به سر ببرد و در حقیقت باید یکی از عوامل اثرگذاری ماه مبارک رمضان را در گرسنگی چند ساعته روزه دار در این ماه دانست؛ زیرا گرسنگی و گاهی معده را از غذا خالی داشتن، افزون بر آنکه در سلامتی جسمانی انسان تأثیر فراوانی دارد و او را در برابر بیماری های فراوانی، ایمن می دارد، نقش فراوانی در تعالی روحی؛ رشد معنوی؛ توفیق در سیر و سلوک روحی و پیروزی در مبارزه با نفس اماره و نیز در زدودن پرده های ظلمانی از برابر قلب آدمی دارد. حضرت علی(ع) می فرماید: «نِعْمَ الْعَوُن عَلی اَشَرِ النَّفْسِ وَ کسْرِ عادَتِها التَجوَع؛ گرسنگی، چه کمک خوبی است برای دفع بد مستی نفس [اماره] و شکستن عادت [نابجای] آن.»۱ آن حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: «نِعْمَ عَوْنُ الورع التجوع؛ چه کمک خوبی است از برای پرهیزکاری، خود را گرسنه نگه داشتن».۲

عین القضاه همدانی می نویسد:

«عیسی مسیح(ع)، حواریان را گفت: «شکم تان را گرسنه نگه دارید، باشد که با چشم قلبتان پروردگارتان را ببینید.» و اینکه شنیده ای که در رمضان شیاطین بسته باشند، همین است که همه گرسنه باشند».۳

شهاب الدین سهروردی نیز می نویسد:

«بنای ریاضت بر گرسنگی است و همچنان که اگر کسی خواهد که خانه ای سازد و بنیادخانه نیفکنده باشد، خانه نتوان ساختن، همچنین اگر کسی خواهد که مجاهده و سیر و سلوک کند و گرسنگی نکشد، هیچ حاصل نشود و هر آفتی که پیدا شود از سیری و پر خوردن باشد و حضرت رسول(ص) فرمود: «گذرگاه های شیطان را با گرسنگی، تنگ گردان.» و حق تعالی در حق جماعتی [و در وصف شکم پارگی و شکم پرستی آنان] فرمود: «ذَرْهُمْ یأْکلُوا وَ یتَمَتّعُوا وَ یلْهِهِمُ اْلأَمَلُ فَسَوْفَ یعْلَمُونَ؛ بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان کند، پس به زودی خواهند دانست». (حجر: ۳) و از جمله صفات حق تعالی، آن است که هرگز نخورد و بخوراند؛ چنانچه قرآن کریم فرموده است: «وَ هُوَ یطْعِمُ وَ لا یطْعَمُ؛ و اوست که خوراک می دهد و خوراک داده نمی شود». (انعام: ۱۴) و جنید بغدادی(ره) گفته است: «الجوعُ الطعامُ الله فی اَرضِه: گرسنگی، طعام خدا در زمین اوست.» و نیز چندان که کمتر خورند، کمتر بخوابند و در این صفت نیز به پروردگار خویش نزدیک شوند، چنانچه فرمود: «لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ؛ نه خوابی سبک او را فرا گیرد و نه خوابی گران». (بقره: ۲۵۵)۴

۱. غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ح ۹۹۴۲، ص ۱۶۶.

۲. همان، ح ۹۹۲۳، ص ۱۶۴.

۳. نامه های عین القضاه همدانی، به اهتمام: علی نقی منزوی و عفیف عسیران، ج ۲، ص ۱۰۷.

۴. شهاب الدین یحیی سهروردی (شیخ اشراق)، مجموعه مصنفات، تصحیح: سیدحسن نصر، ج ۳، صص ۳۹۶ و ۳۹۷.

۲. در غل و زنجیر بودن شیاطین

بر اساس حدیثی از رسول گرامی اسلام(ص) «شیطان ها در این ماه [مبارک رمضان] به بند کشیده شده اند. از خداوند بخواهید که آنها را دیگر بر شما مسلط نگرداند».۱

با توجه به این روایت نبوی، باید یکی از عوامل اثرگذار بودن ماه مبارک رمضان را در «به بند کشیده شدن شیطان ها» در این ماه جویا شد. بدیهی است که شیاطین، دشمنان شماره یک انسان ها هستند و آشکار است که نبرد با دشمنی که در بند است و چندان توان مبارزه ندارد، بسی آسان تر از جهاد با دشمنی است که کاملاً آزاد و رها از هرگونه بند و زنجیر است. بی گمان، ماه رمضان بر دست و پای شیطان ها بند می نهد و در پی آن، مبارزه روزه داران با شیاطین را آسان می کند و موجب می شود شخص نسبت به پیروزی خویش در نبرد با شیاطین، اطمینان حاصل کند. از این رهگذر، ماه مبارک رمضان، یکی از عوامل اثرگذاری خویش بر روزه داران را وام دار، غل و زنجیر نهادن بر دست و پای شیطان هاست.

  1. ۱. شیخ صدوق، امالی، ترجمه: کریم فیضی، ص ۱۵۳.

۳. تبدیل شدن نفس ها، تسبیح و خواب به عبادت و دوچندان شدن پاداش عبادت ها در این ماه

یکی از عوامل اثرگذاری ماه مبارک رمضان بر دل و جان روزه داران این است که در این ماه، نفس های روزه دار، به تسبیح تبدیل، و خواب او عبادت و پاداش عبادت او چند برابر می شود. در حدیثی از حضرت رسول(ص) در این باره می خوانیم: «اَنفاسُکمْ فیهِ تسبیحٌ و نَوْمُکمْ فیه عِبادَهٌ… مَنْ اَدّی فیهِ فَرْضاً کان لَهُ ثوابُ مَنْ اَدّی سَیعینَ فریضَهً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهُودِ وَ مَنْ تَلا فیهِ آیه مِنَ الْقُرآنِ کانَ لَهُ مثل اجر مَن ختم الْقُرآن فی غَیرِهِ مَنَ الشُّهُودِ؛ fd».۱

ماه مبارک رمضان، کار روزه دار را بدان جا می کشاند که نفس او را تسبیح و خواب او را عبادت، و پاداش نماز و تلاوت قرآن او را دوچندان می کند و به شدت در روح و جان او اثر مثبت می گذارد و او را بسی متفاوت تر از ماه های دیگر، به سوی تعالی و کمال، رهنمون می دارد. شکی نیست که اثرگذاری یازده ماه دیگر بر انسان ها که در آنها، نه نفس انسان ها، تسبیح و نه خواب آنها، عبادات و نه پاداش نماز و قرائت قرآن، مضاعف است، با اثرگذاری ماه مبارک رمضان بر انسان های روزه دار که حتی امور طبیعی و اعمال مباح انسان، مانند نفس کشیدن و خواب را به تسبیح و عبادت تبدیل، و عبادت اندک او را انبوه و متراکم می کند، هیچ گاه یکسان نخواهد بود. به تعبیر زیبای مولوی:

خود که یابد این چنین بازار را

که به یک گل می خری گلزار را

دانه ای را صد درختان عوض

حبه ای را آمدت صدکان۲ عوض۳

نیز به تعبیر حکیم نظامی گنجه ای:

سنگ بینداز و گهر میستان

خاک زمین میده و زر میستان

آنکه ترا توشه ره می دهد

از تو یکی خواهد و ده می دهد

بهتر از این مایه ستانیت نیست

سود کن آخر که زیانیت نیست۴

۱. همان، صص ۱۵۰ و ۱۵۲.

۲. معدن.

۳. مثنوی، دفتر چهارم، بیت های ۲۶۱۱ و ۲۶۱۲.

۴. حکیم نظامی گنجه ای، کلیات خمسه، صص ۵۴ و ۵۵.

۴. یادآوری عملی توانایی های معنوی انسان در کنترل غرایز

ماه رمضان، ماه عنان گیری نفس اماره و مهار غرایز است. شکی نیست که وقتی غرایز انسان مهار نشوند، می توانند یکی از عوامل اصلی تباهی و سقوط وی به شمار آیند. معمولاً آدم ها به دلیل جاذبه و قدرت غرایز، خود را از مقابله با آن ناتوان می بینند. به همین دلیل، امید چندانی به پیروزی خویش در مهار زیاده خواهی های غرایز نمی بندند. این در حالی است که ماه رمضان، عملاً به او می آموزد که مهار غرایز، کاری شدنی و عملی در خور طاقت و توانایی انسان هاست و بر اثر این یادآوری به آنها و وادار کردن آنان به تمرین عملی در این باره، آنها را از توان مندی بالایشان برای پیروزی در این کار، با خبر می سازد. انسانی که هیچ گاه در خود این توان را نمی دید که روزی را بدون صبحانه، ناهار و عصرانه به شب برساند، اکنون در این ماه، سی روز را بدون خوردن این سه وعده غذا می گذراند، بی آنکه آسیبی ببیند و دچار اختلالی شود. آنکه خود را ناتوان تر از آن می دید که سحرگاهان، از بستر گرم و نرم خویش دل بکند و ساعتی را در آن لحظه های ملکوتی بیدار بماند، در این ماه به آسانی بیدار می شود. چه بسا روزه داری به دلیل عادت به سیگار، خود را از ترک آن در طول روز ناتوان می دید، ولی اکنون، ساعت های طولانی بین سحر تا افطار را بدون سیگار، پشت سر می گذارد. بی گمان، کسی که در این یک ماه توانست غرایز خویش را در طول روز کنترل کند و حتی از کارهایی بپرهیزد که تا پیش از ماه مبارک رمضان بر او حلال و مباح بود، پس از ماه رمضان و در ماه های دیگر نیز می تواند غرایزش را کنترل کند و آنها را زیر سلطه خویش درآورد. بنابراین، یکی از عوامل اثرگذاری ماه رمضان، فراهم آوردن زمینه برای تمرین عملی درباره مهار غرایز و آگاهی کردن انسان از توانایی های معنوی خویش، برای تعمیم و استمرار مهار غرایز در ماه های دیگر و باور به توان مندی خویش در دیگر ماه هاست.

۵. سحرخیزی

یکی از برکت های ماه مبارک رمضان، توفیق سحرخیزی برای روزه داران است. معمولاً آدم ها سحرگاهان در خواب و استراحت به سر می برند و از فیض سحرخیزی و استفاده از ثمره های بیداری در سحرگاهان محرومند، اما ماه رمضان، دریچه توفیق «سحرخیزی» را به روی روزه داران می گشاید و زمینه بهره بردن از فیض های فراوان سحرگاهان و بر پا داشتن عبادت پر فیض نماز شب را برای بیداران در این لحظه ها فراهم می آورد.

به تعبیر خواجه عبدالله انصاری: «عارفان را در شب، به گریه فرمایند، تا چون روی دل ایشان به قطرات ندامت شسته گردد، نظر کرامت یابند؛ یعنی گل چینند و خار نبینند، در نور نشینند و نار نبینند».۱

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در این باره می گوید:

آنچه در فضیلت نماز شب و سحرخیزی رسیده؛ بسیار است و گمان من آن است که اگر کسی در آن روایات فکر کند و به آنها ایمان داشته باشد، هر چند به کمترین درجات ایمان، و تنش نیز سالم باشد، لذت خواب نمی تواند او را از تهجد و شب زنده داری باز دارد و راضی نمی شود که خود را از این همه فضیلت محروم نموده، با زیان ها و خسارت هایی که نتیجه ترک نماز شب است بسازد. چگونه انسان بیدار دل و عاقل راضی می شود که با ترک نماز شب و خوابیدن در سحرگاهان، فضیلت های مهمی همانند «امام فرشتگان شدن»؛ «شرافت مناجات با پروردگار»؛ «لذت انس با خداوند» و «کرامت هم نشینی با او، را از دست بدهد. کسانی که از مقامات دین به جایی رسیده اند، همه آنها از شب خیزان بوده اند و از غیر آنها دیده نشده است.۲

بادگلبوی سحر، خوش می وزد، خیزای ندیم

بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم

قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر

خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم

راه نومیدی گرفتم رحمتم دل می دهد

کای گنه کاران هنوز امید عفو است از کریم

گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببرد

همچنان امید می دارم به رحمن و رحیم۳

الف) فضیلت سحرخیزی از نگاه آیات

قرآن کریم بارها پیامبر خویش، حضرت رسول(ص) را به سحرخیزی و نماز شب، فرا خوانده و بندگان سحرخیز را ستایش کرده است. برخی از این آیات عبارتند از:

ـ «وَ مِنَ اللّیلِ فَتَهَجّدْ بِهِ نافِلَهً لَک عَسی أَنْ یبْعَثَک رَبّک مَقامًا مَحْمُودًا؛ [ای رسول ما] پاسی از شب راه زنده بدار، تا برای تو [به منزله] نافله ای باشد؛ امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند». (اسراء: ۷۹)

ـ «کانُوا قَلیلاً مِنَ اللّیلِ ما یهْجَعُونَ، وَ بِاْلأَسْحارِ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ؛ [پرهیزکاران] از شب اندکی را می غنودند و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش می کردند». (ذاریات: ۱۷ و ۱۸)

ـ «المستغفرین بالاسحار؛ استغفارکنندگان در سحرگاهانند. (آل عمران: ۷۷)

ـ «وَ عِبادُ الرّحْمنِ… الّذینَ یبیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجّدًا وَ قِیامًا؛ و بندگان [راستین] فدای رحمن… کسانی هستند که در حال سجده و قیام، شب را به روز می آورند». (فرقان: ۶۳ و ۶۴)

ب) فضیلت های سحرخیزی از نگاه روایات

آنچه از روایات اهل بیت(ع) درباره فضیلت ها و فایده های سحرخیزی و اقامه نماز شب آمده، از شماره بیرون است که در ادامه به سه نمونه از آنها اشاره می کنیم:

ـ در حدیث قدسی آمده است که: «دوستان خدا که خدا نیز دوستشان دارد؛ آنها که خدا مشتاق آنان و آنان نیز مشتاق خدایند و آنان که خداوند به آنها نظر می کند و آنان نیز به خداوند نظر می کنند، کسانی هستند که در تاریکی های شب برای خدا سجده می کنند و با او مناجات می نمایند و به نماز شب برمی خیزند».۴

یکی از دوستان امام صادق(ع) می گوید:

به آن حضرت عرض کردم: «در چه ساعتی، بنده خدا به خدا نزدیک تر است و خدا نیز به او نزدیک است؟» فرمود: «در سحرگاهان؛ هنگامی که در آخر شب به پا می خیزد، در حالی که چشم های مردمان در خواب است، پس وضو می سازد، و به نماز می ایستد و رویش را به سوی خداوند می کند؛ و در نماز شب خویش. مقداری از آیات قرآن نیز می خواند؛ و چون نمازش را خواند، آوازدهنده ای از سمت راست عرش خداوند از کرانه آسمان، آواز می دهد، ای بنده ای که به نماز ایستادی و پروردگارت را می خوانی، همانا که احسان و هدیه الهی، از کرانه آسمان، بر سر تو افشانده می شود و فرشتگان گرداگرد تو را فرا می گیرند و خداوند، این گونه تو را مورد ندای خویش قرار می دهد که: ای بنده من! اگر می دانستی که با چه کسی به راز و نیاز پرداختی، هرگز روی از نماز برنمی گردانیدی.۵

امام صادق(ع) فرمود: «نماز شب موجب رضای پروردگار و دوستی فرشتگان است و سنت پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان است و آسایش بدن هاست و ناخوشایند شیطان است و اسلحه مؤمن است و موجب پذیرش دعا و قبولی اعمال و برکت در روزی است».۶

گرفت دامن گل، شبنم از سحرخیزی

ز گرد خواب بشو دست و رو، تو هم برخیز

امید فتح و ظفر هست تا علم برجاست

فروغ صبح نخوابانده تا علم، برخیز

درین دو وقت، اجابت گشاده پیشانی است

دل شب ار نتوانی سپیده دم برخیز

ز گریه دل شب، روی شمع، نورانی است

تو نیز شب به دو چشم شرر فشان برخیز

به فکر دوست به بالین گذار سره «صائب»

چو آفتاب ز آغوش صبحدم برخیز۷

۱. خواجه عبدالله انصاری، رسائل جامع، ص ۶۲.

۲. میرزا جواد ملکی تبریزی، رساله لقاءالله، صص ۱۶۵ و ۱۶۶.

۳. کلیات، تصحیح: محمدعلی فروغی، ص ۷۳۵.

۴. رساله لقاءالله، ص ۱۶۶.

۵. همان، ص ۱۷۱.

۶. همان، ص ۱۷۳.

۷. دیوان صائب، ج ۵، ص ۲۳۲۰.

منبع :اشارات – تابستان سال ۱۳۹۱ شماره ۱۴۷ –

ره توشه هائی از عید فطر

اشاره

فرا رسیدن روز مبارک عید فطر، نوید بخش تحوّلاتی سرنوشت ساز در زندگی اهل ایمان است. چرا که عید فطر یکی از ایام اللّه، زمینه ساز وحدت کلمه برای مسلمانان و تقویت اتحاد و اراده آنان، تجدید حیات دوباره برای اسلام، دمیدن روح ایمان و سرور و نشاط برای بندگان الهی، روز نمایش عظمت دین و بازگشت دوباره به فطرت انسانی و بالاخره روز فتح و پیروزی در جهاد اکبر برای رهروان خداجوی می باشد. در شب و روز عید فطر، اهل ایمان از سوئی به شب زنده داری و نماز و دعا می پردازند و از سوئی دیگر با زمزمه زیارت امام حسین(علیه السلام) با آن حضرت و مقاصد آسمانی اش پیمان مجدد امضاء کرده و روح حماسه و عرفان و فداکاری را در وجودشان احیاء می کنند.

این اعمال معنوی آنان را برای پرواز در عالم ملکوت به همراه قدسیان آماده می کند و آنان بدین وسیله از قید و بند مادّیات و علاقه های بی ارزش رهائی یافته و با دلی سرشار از شوق ایمان و عشق به خدا زندگی نوینی را آغاز می کنند. چه زیباست که تمام اقشار جامعه از این فرصت به دست آمده در راه اعتلای کلمه حق و توسعه و ترویج معارف حیاتبخش الهی بهره گرفته و خود را یک سال دیگر در پناه ایمان و مصونیت بیمه کنند. در آن روز مسلمانان با شوق وصف ناپذیری از عبادات و ریاضات شبهای ماه رمضان و شبهای قدر و زیباترین لحظات ارتباط با خداوند فارغ شده و در اجتماع روز فطر صف می کشند و اتّحاد و یگانگی و برادری و همدلی خود را به نمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان و شیطان صفتان می زنند و هم نوا با برادران دینی خود، پروردگار با عظمت را صدا کرده و توفیق در تمام کارهای خیر و دوری از تمام بدی ها رابه همراه حضرت محمّد و آلش ـ که درود خدا بر آنان باد ـ از درگاه خداوند درخواست می کنند. در همین راستا به برخی از دستاوردهای این روز باشکوه اشاره کرده و روح و جان خویش را با آموختن درسهائی از آن صفا می بخشیم به امید اینکه ره توشه هائی را برای سلوک به سوی حق به دست آوریم.

در اجتماع بزرگ مسلمانان در روز فطر، می توان پیامهای مهم و حیاتبخش اسلام را به گوش حاضرین رساند چرا که برخی افراد فقط در چنین روزی فرصت راه یابی به مجالس مذهبی را پیدا می کنند و در چنین فضائی آمادگی شنیدن مطالب معنوی و دستورات انسان ساز اسلامی را دارند. به همین جهت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در یکی از خطبه های خویش در روز عید فطر بعد از حمد و ثنای الهی و فراهم نمودن زمینه پیامهای آسمانی به بیان مهمترین دستوارت الهی پرداخته و اهم احکام کلیدی را به نمازگزاران فطر می آموزد در فرازهائی از گزارشی که شیخ صدوق از بیانات امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در خطبه عید فطر آورده است چنین می خوانیم: «انّ هذا الیوم جعله اللّه لکم عیداً و جعلکم له اهلاً فاذکروا اللّه یذکرکم و ادعوه یستجب لکم؛امروز را خداوند متعال برای شما عید قرار داده است و به شما شایستگی آنرا عنایت فرموده پس شما هم به شکرانه آن خدا را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را بخوانید تا شما را اجابت کند به یکی از مهمترین اعمال روز عید فطر که پرداخت زکات فطره است اشاره کرده و اهمّیت آنرا متذکر می شود، چرا که اگر زکات فطره از صورت پرداخت فردی به سمت بُعد اجتماعی آن سوق داده شود پشتوانه و سرمایه مهم اقتصادی در حلّ مشکلات مردم خواهد بود. ایجاد مراکز درمانی، تأسیس کانون های علمی و صنعتی برای اشتغال زائی بیکاران جامعه، سرمایه گذاری

برای مسائل بهداشتی و عمران محیط زیست، تقویت بنیه دفاعی مسلمانان و حراست از مرزهای اسلامی، توسعه فرهنگ عمومی و دینی و ایجاد مؤسسات پژوهشی و تحقیقاتی برخی از دستاوردهای پرداخت زکات فطره در روز عید است که در صورت جمع آوری و مصرف صحیح این بودجه دینی به دست خواهد آمد.

ائمه جمعه و جماعات و مبلغان گرامی در صورت هدایت صحیح مردم و مخاطبین خویش در این زمینه توفیقات افزون تری را در امر تبلیغ خواهند داشت و در به وجود آوردن مراکز علمی، عمرانی و بهداشتی که نوعی باقیات صالحات است شریک خواهند بود؛ چه بسیار از عالمان متعهد و مبلغان پر تلاشی که از همین زاویه به توسعه و ترویج معارف عالی اسلام پرداخته اند. به همین جهت امیر مؤمنان مردم را به پرداخت دَینِ شرعی خویش تشویق نموده و با یاد آوری اهمّیت موضوع می فرماید: «و اَدّوا فِطرَتَکُم، فَاِنَّها سُنَّهُ نَبیِّکُم وَ فَریضَهٌ مِن رَبِّکُم فَلیُؤدّها کُلُّ اِمرِءٍ مِنکُم عَنهُ وَ عَن عیالِهِ کُلِّهِم ذَکَرِهِم وَ اُنثاهُم، صَغیرِهِم و کَبیرِهِم وَ حُرِّهِم و مَملُوکِهِم عَن کُلِّ اِنسانٍ مِنهُم صاعاً مِن بُرٍّ اَوصاعاً مِن تَمرٍ اَو صاعاً مِن شَعیرٍ؛ زکات فطره خود را ـ که سنت پیامبرتان و فریضه واجبی از سوی پروردگارتان می باشد ـ هر یک از شما از سوی خود و افراد تحت تکفل خود از زن و مرد، کوچک و بزرگ، آزاد و مملوک یک صاع گندم یا خرما یا جو پرداخت نماید.»

علی(علیه السلام) در فراز دیگری از خطبه خویش به مهمترین دستورات الهی پرداخته و به مسلمانان یادآور می شود که: «اطیعوا اللّه فیما فرض اللّه علیکم و امرکم به من اقام الصّلوه و ایتاء الزّکوه و حجّ البیت و صوم شهر رمضان و الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر و الاحسان الی نساء کم و ما ملکت ایمانکم؛ در مواردی که خداوند بر شما واجب کرده و به انجام آن امر نموده است از فرمان خداوند اطاعت کنید، از بپا داشتن نماز، پرداخت زکوه، زیارت خانه خدا، روزه ماه رمضان، امر به معروف و نهی از منکر و نیکی و احسان به همسران و زیردستان خود. مولای متقیان باتذکر زشتی برخی گناهان کبیره اضافه می کند که: «و اطیعوا اللّه فیما نهاکم عنه من قذف المحصنه و ایتان الفاحشه و شرب الخمر و بخس المکثال و نقص المیزان و شهاده الزّور و الفرار من الزّحف؛(۱) ای مردم! خدا را در مورد چیزهائی که شما را نهی کرده اطاعت کنید و از انجام آن دوری گزینید که از جمله نسبت ناروا به زنان شوهر دار و آبرومند، انجام اعمال زشت همچون فحشا و شرب خمر، کم فروشی در معاملات، گواهی باطل و دروغ و فرار از میدان نبرد از مقابل دشمن است.

برخی از مردم عید را به معنی نشاط و شادی ظاهری دانسته و با پوشیدن لباسهای نو و رنگارنگ و با تدارک غذاهای متنوع و شیرینی و شربت و گفتن و خندیدن و سیاحت و تفرج بی محتوا خود را سرگرم می کنند. در حالی که عارفان با بصیرت و اولیاء خاص الهی با چشم دل به عید نگریسته و زوایای معنوی آنرا جستجو می کنند. بخشی از کوششهای مردان الهی در ایّام عید بعد اجتماعی دارد که در حلّ مشکلات برادران دینی،رسیدگی به نیازمندان و محرومان و گرفتاران، شاد و مسرور ساختن برادران و خواهران دینی، کمک به مستضعفان فکری جامعه و اهتمام به مسائل عمومی و مبتلا به مسلمانان جلوه می کند چرا که آنها بر این باورند که علی(علیه السلام) در مورد ویژگیهای مردان الهی فرموده است: «نفسه منه فی عناءٍ والنّاس منه فی راحهٍ اتعب نفسه لآخرته و اراح النّاس من نفسه؛(۲) نفس او از دستش در رنج و ناراحتی است امّا مردم(بخاطر خدماتی که او انجام می دهد) از او در آسایش اند. او برای (رسیدن به درجات عالی در روز) قیامت خود را به زحمت می افکند ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند».

و برخی دیگر از فعالیت های اهل ایمان مربوط به ارتباط خود و خدایشان است، آنان از آنجائی که در طول ماه مبارک رمضان با زحمات شبانه روزی خود بر شیطان نفس تسلط یافته و در جهاد بزرگ به پیروزی نائل شده اند روز عید فطر را به شکرگزاری و ارتباط نزدیکتری با پروردگارشان می گذرانند: حضرت امام خمینی در این مورد سخنان قابل توجهی ارائه کرده و می فرماید: البته عیدهائی که اسلام تأسیس فرموده است به حسب نظرهای مختلفی که اهل نظر دارند و بحسب قشرهای مختلفی که برخورد می کنند برداشتهای مختلفی وجود دارد. آن برداشتی که اهل معرفت از عید می کنند، با آن برداشتی که دیگران می کنند بسیار متفاوت است. آنها بعد از اینکه در ماه مبارک رمضان آن ریاضتها را می کشند و کشیدند، روز عید روز لقای آنهاست لقاء اللّه است آن روز برای آنها. «الغیرک من الظّهور ما لیس لک؛(۳) خدایا! برای غیر تو چه ظهوری هست که برای تو نیست.؟!» آنها همه چیز را از او می دانند و آن روزرا عید می کنند برای اینکه بعد از ریاضات یوم ورود به حضرت است. و در عید قربان نیز بعد از اینکه تمام عزیزانشان را از دست دادند، مهیا برای ملاقات می شوند، بعد از اینکه نفس

خودشان را کشتند و هرچه عزیز است در راه خدا از آن گذشتند آن وقت است که روز لقاء است و جمعه هم در اثر اجتماعاتی که مسلمین با هم دارند، اهل معرفت مهیا می شوند برای لقاء اللّه. پس برداشت آنها غیر از برداشت ماست و ما امیدواریم که به تبع اولیاء خدا به جلوه ای از آن جلوه ها برسیم و ذره ای از آن معارف در قلب ما واقع بشود.(۴)» به همین جهت حضرت امام مجتبی(علیه السلام) هنگامی که مشاهده کرد عدّه ای از مردم در روز عید فطر مشغول لهو و لعب و خنده هستند خطاب به یارانش فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را معیار آزمایش مردم قرار داده است که در آن مردم برای کسب مقامات معنوی و بهشتی مسابقه می دهند عدّه ای در این مسابقه برنده شده و برخی دیگر از کسب این مقامات باز می مانند.

کمال شگفتی است از کسی که بی خبر از نتیجه این مسابقه به خندیدن و خوشگذرانی مشغول است به خدا سوگند! اگر پرده ها کنار رورد نیکوکاران به نتائج نیکو رفتاری خود مشغول بوده و بدکاران گرفتار اعمال بد خود هستند.(۵)

شوق دیدار یار

از برجسته ترین و به یادماندنی ترین ساعات روز عید فطر لحظاتی است که منتظران راستین ظهور حضرت ولی عصر(عج) آرزوی دیدار آن حضرت را کرده و در فراقش با دلی مملو از امید اشک حسرت می ریزند. آنان به یاد سخن حضرت باقر(علیه السلام) می افتند که فرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَیً وَ لا فِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللّهُ لآلِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِک قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فی اَیدی غَیرِهِم؛(۶) هیچ عید فطر و قربان نیست که با آمدن آن غم و اندوه آل محمد(ص) تجدید می شود راوی گفت: چرا در روز عید غمگین می شوند؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران می بینند و از اینکه افراد غیر شایسته بر جایگاه رهبری امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نکرده است که حکومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین و ناراحتند.

به همین جهت یکی از رایجترین اعمال این روز که اولیاء خدا و عارفان واصل به آن اهتمام خاص دارند زمزمه دعای ندبه در روز فطر است که دردمندانه و عاشقانه با امام زمان(علیه السلام) نجوا می کنند: «هل الیک یا بن احمد سبیلٌ فتلقی…متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النّصرتری…».

این ابیات مولوی تا حدودی بیانگر راز دل ندبه خوانان عید فطر است که به مولای خویش عرضه می دارند:

در هوایت بی قرارم روز و شب سر زپایت بر ندارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب
تا که بگشایم به قندت روزه ام تا قیامت روزه دارم روز و شب
چون زخوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم، انتظارم روز و شب
تا بسالی نیستم موقوف عید بامه تو عید دارم روز و شب
زآن شبی که وعده کردی روز وصل روز و شب را می شمارم روز و شب
بس که کشت مهر جانم تشنه است زابر دیده اشک بارم روز و شب

عارف وارسته حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در این مورد در کتاب ارزشمند المراقبات(۷) می نویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت و غصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان، سختی حال شیعیان و رعایای او را در دست کافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصب اموال و بدی حال و مقام خواری و ابتذال چه می رسد بایستی خوشحالی او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعای ندبه بسان زن بچه مرده ای بگرید و فرج او را از خدا بخواهد… باری چون خواستی برای نماز عید بیرون روی که با امامی نمازگزاری یا خودت امام جماعت شوی برتست که از مصیبتی که برای غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشی، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است که نماز با امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفکر نمای و در پیش خویش میزان بگیر که چون برای مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟! و به آنچه از برکات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محوجور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تکمیل عقول و تزکیه قلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق ونظر کن و با صدای بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: ای زاده احمد! آیا راهی به سوی تو هست که ملاقات شوی؟…ای آقای من:

و تلافی ان کان فیه أتلافی بک عجّل به جعلت فداکا

اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فدای تو شوم.

و بما شئت فی هواک اختبرنی فاختیاری ماکان فیه رضاکا

و به هرچه بخواهی در راه عشق خودت مرا آزمایش کن که آنچه را که رضای تو در آن است انتخاب می کنم.

بجمال حجبته بجلالٍ هام واستعذب العذاب هناکا

قسم به جمال خودت که از او پوشیده ای و جلال خودت که او را سرگردان ساخته ای و در کوی تو عذاب را شربت گوارا می داند.

ذات قلبی فأذن له یتمنّا ک فیه بقیّه لرجاکا

دل من آب شد پس به او اجازه بده که ترا آرزو کند، در این قلب نیم رمقی برای امید و تمنای تو هست.

بنابراین درخواست برقراری دولت کریمه حضرت مهدی(عج) بهترین پاداش و عیدی است که می توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

سیدبن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقر(علیه السلام) نقل می کند: هنگامی که از منزل خارج شده و به سوی نماز عید می روی دعای اللّهم من تهیّأ را می خوانی و هنگامی که به نام مبارک حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) رسیدی با آرزوی تحقق وعده الهی و استقرار حکومت عدل مهدوی (علیه السلام) می گویی: «اللّهم افتح لنا فتحاً یسیراً و انصره نصراً عزیزاً…اللّهم انّا نرغب الیک فی دولهٍ کریمهٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله…؛(۸) خداوندا برای ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتی عزتبخش یاری نما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت کریمه ای هستیم که با آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاک مذلّت بنشانی …

درسی از امام صادق(علیه السلام)

از آموزنده ترین فرازهای زندگی امام صادق(علیه السلام) حادثه ای شنیدنی است که در عید فطر اتّفاق افتاد ماجرا از این قرار بود که ابوالعباس سفاح، اولین خلیفه عباسی در هنگام خلافت خویش در بغداد، روزی امام صادق(علیه السلام) را به مرکز خلافت خود احضار کرد. او به دنبال فرصتی می گشت تا آن

حضرت را به شهادت برساند تا اینکه وی آخرین روز ماه مبارک رمضان را عید فطر اعلام کرد. آن روز هنگامی که حضرت صادق(علیه السلام) در منطقه حیره بر او وارد شد خلیفه از او پرسید: ای اباعبداللّه! نظر تو راجع به روزه امروز چیست؟ امام صادق با بهره گیری از آیه تقیه که می فرماید: «لایتّخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من اللّه فی شی ءٍ الّا ان تتّقوا منهم تقیهً و یحذّرکم اللّه نفسه و الی اللّه المصیر؛(۹) افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را به دوستی بگیرند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد مگر اینکه از آنان به نوعی تقیه کنید و خداوند شما را از عقوبت خود بر حذر می دارد و بازگشت همه به سوی خداست. و با پیروی از اجداد طاهرین خویش تقیه نموده، و به سفاح فرمود: این مربوط به پیشوای مردم است، تو اگر روزه بگیری، من هم روزه می گیرم و اگر افطار کنی من هم افطار خواهم کرد. در این هنگام سفاح به غلام خود دستور داد تا سفره غذا را بچیند و امام صادق(علیه السلام) به همراه او غذا خورده و روزه اش را شکست با اینکه مطمئنّاً می دانست آن روز از ماه رمضان است و عید فطر نیست. آن حضرت در توضیح عمل خویش به یاران نزدیکش فرمود: «و اللّه انّه یومٌ من شهر رمضان فکان افطاری یوماً و قضاؤه ایسر علیّ من ان یضرب عنقی ولایعبد اللّه ؛(۱۰) به خدا سوگند آن روز از ماه رمضان بود و یک روز شکستن روزه ماه رمضان (بخاطر تقیه و حفظ دین) و ادای قضای آن برای من آسانتر از این است که کشته شوم و خدا عبادت نشود.»

حضرت صادق(علیه السلام) با این تدبیر الهی توطئه خلیفه ستمگر را خنثی نموده و به شیعیان درسی دیگر آموخت. آن حضرت در این روایت ضمن تأکید بر اصل قرآنی تقیه، به فلسفه آن نیز اشاره می فرماید که تقیه برای حفظ دین است نه برای حفظ زندگی افراد.

و اضافه می کند که اگر من بخاطر حادثه ای کوچک کشته شوم دین الهی از میان رفته و عبادت و اطاعت از خداوند متعال به فراموشی سپرده خواهد شد.

سیره تربیتی امام سجاد(علیه السلام) در

عید فطر

با مروری کوتاه به سیره تربیتی ائمه اطهار(علیه السلام) در می یابیم که آن بزرگواران از ماه مبارک رمضان به عنوان یک دانشگاه تربیتی بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسانهای با استعداد در روز عید فطر هدایا و جوائز مادّی و معنوی به آنان عطا می کردند و به این ترتیب این ماه را به یک آموزشگاه و کلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبدیل نموده و به پرورش یافته گان این مکتب در محدوده وسع و اختیاراتش نسبت به شایستگی افراد، عطایائی در نظر گرفته و آنان را تشویق می کردند. در اینجا گوشه ای از سیره تربیتی و آموزنده امام سجاد(علیه السلام) را به روایت سیدبن طاووس می خوانیم:

امام صادق(علیه السلام) فرمود: شیوه حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) در ماه رمضان چنان بود که هرگاه غلامان یا کنیزان آن حضرت خطائی را مرتکب می شدند آنان را تنبیه نمی کرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفتری ثبت کرده و تخلّفات هر کس را با نام و موضوع مشخص می نمود. در

آخر ماه همه غلامان و کنیزان را جمع کرده و در میان آنان می ایستاد. آنگاه از روی نوشته تمام کارهای خلاف آنان را که در طول ماه رمضان مرتکب شده بودند برایشان گوشزد می کرد و به تک تک آنان می فرمود: فلانی تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفی کردی و من ترا تنبیه نکردم!آیا به یاد می آوری؟ می گفت: بلی ای پسر رسول خدا! و تا آخرین نفر این مطالب را متذکر می شد و آنان به اشتباهات و خطاهای خود اعتراف می کردند. آنگاه به آنان می فرمود: «ارفعوا اصواتکم و قولوا یا علی بن الحسین! انّ ربّک قد احصی علیک کلّما عملت کما احصیت علینا کلّما قد عملنا و لدیه کتابٌ ینطق علیک بالحقّ لایغادر صغیرهً و لا کبیرهٌ ممّا اتیت الّا احصاها و تجد کلما عملت لدیه حاضراً…؛با صدای بلند بگوئید: ای علی بن الحسین! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنانکه تو اعمال ما را نوشته ای نزد خداوند نامه اعمالی هست که با تو به حق سخن می گوید و هیچ عمل ریز و درشتی را فروگزاری نمی کند و هرچه انجام داده ای به حساب آورده و تمام آنچه را که انجام داده ای نزد او حاضر و آماده خواهی یافت، چنانکه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده دیدیم. پس ما را ببخش همچنانکه دوست داری خدا تو را ببخشد. ای علی بن الحسین! به یاد آر آن حقارت و ذلّتی را که فردای قیامت در پیشگاه خدای حکیم و عادل خواهی داشت. آن پروردگار عادل و حکیمی که ذرّه ای و کمتر از ذرّه ای به کسی ظلم و ستم روا نمی دارد و اعمال بندگان را همچنانکه انجام داده اند به آنان عرضه خواهد کرد و حساب و گواهی خدا کافی است …

ببخش و عفو کن تا پادشاه روز قیامت از تو عفو کرده و درگذرد چنانکه خودش در قرآن می فرماید: «ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبّون ان یغفر اللّه لکم واللّه غفورٌ رحیمٌ؛(۱۱) باید ببخشند و درگذرند. آیا دوست ندارید خداوند شما را بیامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.

امام سجاد(علیه السلام) این کلمات را برای خویش و غلامان و کنیزانش تلقین می کرد و آنان با هم تکرار می کردند و خود امام(علیه السلام) که در میان آنان ایستاده بود و می گریست و با لحنی ملتمسانه می گفت: «ربّ انّک امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا کما امرت فاعف عنّا فانّک اولی بذلک منّا و من المأمورین…؛ پروردگارا، تو به ما فرمودی از ستمکاران خویش درگذریم و ما براستی بر خود ستم کرده ایم. همان طور که فرمودی، ما از کسانی که ستم کرده اند درگذشتیم، تو هم از ما درگذر که تو در عفو کردن از ما و از ماموران برتری. تو به ما فرمودی سائلی را از درگاه خود محروم نکنیم و هم اکنون ما سائلان و گدایان در آستانه در خانه ات زانو زده و احسان و عطای تو را می طلبیم، بر ما منّت بگذار و محروممان نگردان، که تو در این کار شایسته تر از ما و از مأموران هستی. خدایا! من اکرام کردم تو هم به من اکرام کن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما ای صاحب احسان و کرامت.

پس از این برنامه عرفانی حضرت سجاد(علیه السلام) خطاب به غلامان و کنیزان خویش می فرمود: من شما را عفو کردم، آیا شما هم من و بدرفتاریهای مرا که فرمانروای بدی برای شما و بنده فرومایه ای برای فرمانروای بخشاینده عادل و نیکوکار بودم، بخشیدید؟! همگی یکصدا می گفتند: با اینکه ما از تو جز خوبی ندیده ایم ترا بخشیدیم. آنگاه به آنان می فرمود: بگوئید خداوندا! از علی بن الحسین درگذر! همان طور که او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد کن همان طور که او ما را از بردگی آزاد کرد. آنان دعا می کردند و امام سجاد(علیه السلام) هم آمین می گفت. و در پایان می فرمود: بروید، من از شما در گذشتم و آزادتان کردم به امید اینکه خدا نیز از من درگذرد و آزادم کند. در روز عید فطر چندان به آنها جایزه و هدایا می بخشید که از دیگران بی نیاز می شدند. هر سال در شب آخر ماه مبارک رمضان در هنگام افطار حدود بیست بنده آزاد می کرد و می گفت: «انّ للّه تعالی فی کلّ لیلهٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعین الف عتیقٌ من النّار کلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارک رمضان هفتاد هزار کس را از آتش جهنم آزاد می کند که همگی مستحق عذاب بوده اند آن حضرت هیچ بنده ای را بیش از یک سال به بندگی نمی گرفت. هرگاه کسی را در اول سال و یا در وسط آن مالک می شد در شب عید فطر آزاد می کرد. این عمل روش هر ساله او بود. بندگان سیاه را که هیچگونه نیازی به آنان نداشت می خرید و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هدایای قابل توجهی را به آنان عطاء می کرد.(۱۲)

با توجّه به این روایت نسبتاً طولانی در می یابیم که رهبران الهی و پیشوایان معصوم ما چقدر در ترویج فرهنگ اسلامی و آموختن آن به انسانهای تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عید فطر در آزادی جسم آنان می کوشیدند بلکه افکار و اندیشه های آنان را نیز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستی رها می ساختند و به دین گونه بود که تربیت یافتگان مکتب اهل بیت(علیه السلام) از پستی ذلّت به اوج عزت می رسیدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خدا جوی مبدل می گشتند. که فهرست مفصلی از اینان را می توان در کتابهای رجالی، تاریخی و سیره مطالعه نمود.

پی نوشت:

۱. من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۱۶.

۲. نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه ۱۹۳.

۳. فرازی از دعای عرفه.

۴. صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۳۹۵.

۵. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۶۸۱.

۶. تهذیب الاحکام، ج ۳، ص ۲۸۹.

۷. المراقبات، ص ۳۴۳.

۸. اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۴۷۶.

۹. سوره آل عمران، آیه ۲۸.

۱۰. الکافی، ج ۴، ص ۸۲.

۱۱. سوره نور، آیه ۲۲.

۱۲. اقبال الاعمال، ص ۲۶۰.

۱۳. رهبر آزادگان، ص ۴۳۰.

منبع :پاسدار اسلام – آبان ۱۳۸۳، شماره ۲۷۵ –

نکته هایی درباره احیای شب قدر

اشاره:

«ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم و تو چه می دانی که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگار خود برای تقدیر هر کاری نازل می شوند. آن شب انباشته از سلامت [و برکت و رحمت] تا طلوع صبح است.»ماه مبارک رمضان در میان ماههای دیگر سال از شرافت و عظمت ویژه ای برخوردار است؛ ماهی که در آن شب قدر و نزول قرآن قرار گرفته است. سعادتمند و خوشبخت کسی است که بتواند با سلامتی و معرفت این ماه و به ویژه شبهای قدر را درک کرده، از فیوضات آن بهره مند شود. از این رو، در این مقاله مطالبی را در قالب چند نکته خدمت خوانندگان گرامی ارائه می نمایم:

۱٫ برای اینکه از شبها و روزهای ماه مبارک رمضان استفاده وافی شود، لازم است ارزش و اهمیت این ماه برای مخاطبین مشخص گردد. سیره بزرگان به تأسی از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بر این بود که قبل از فرارسیدن ماه مبارک رمضان، خطبه ای ایراد می نمودند و ارزش و اهمیت این ماه و شبهای قدر را برای مردم بیان می کردند؛ به طوری که همه مشتاق فرا رسیدن این ماه عزیز می شدند. پس لازم است مبلغان گرامی از ماه شعبان المعظم شروع کنند و در فرصتهای به دست آمده از ویژگیها و فضایل ماه مبارک رمضان و شب قدر صحبت کنند.

به عنوان مثال، ذکر نکاتی چون موارد ذیل برای تذکر مفید است:

الف. خیلی ها هستند که برای خود روزی را مشخص کرده اند که به عنوان سال خمسی محسوب می شود. اولیای الهی نیز اوّل ماه مبارک رمضان را سال معنوی برای خود انتخاب می کنند تا حساب اعمال و رفتارهای یکساله خود را مشخص کنند و اگر اعمال خوب بوده، شکر الهی را به جای آورند و اگر رضایت بخش نبوده، به درگاه ربوبی استغفار کنند.

ب. خیلی از اولیای الهی و بزرگان بوده اند که اهتمام ویژه ای داشتند تا بتوانند شبهای قدر را درک کنند. بدین منظور، برخی از بزرگان، یکسال تمام را از سر شب تا به صبح شب زنده داری می کردند تا موفق به درک شب قدر شوند.

ج. طبق فرمایش پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله این ماه، ماهی است که همه به مهمانی خداوند دعوت شده اند؛ ماهی که حتی خواب روزه داران عبادت محسوب می شود؛ اگر نمازی خوانده شود، هفتاد برابر ثواب دارد؛ اگر آیه ای از قرآن تلاوت شود، ثواب ختم قرآن دارد و… که در خطبه شعبانیه به صورت مفصل آمده است.

۲٫ شهرها، روستاها و مساجد موجود در ایران اسلامی در خصوص برگزاری مراسم شبهای قدر به یک صورت عمل نمی کنند. برخی از مساجد چه در شهر و چه در روستا شبهای قدر را به اجرای مراسم و شب زنده داری می گذرانند و برخی دیگر بعد از اتمام سخنرانی همه به خانه ها می روند و اثری از حضور مردم در مسجد دیده نمی شود. بنابراین، لازم است مبلغان گرامی که می خواهند برنامه اجرا کنند، توجه مضاعفی به «بوم شناسی» منطقه داشته باشند. اگر قبلاً برنامه داشته اند، درباره چگونگی آن مدیریت کنند و اگر تا به حال برنامه ای در شبهای قدر نداشته اند، قبل از فرا رسیدن این شبهای عزیز با برنامه ریزی صحیح سعی کنند اولین برنامه خود را به نحو احسن اجرا نمایند.

۳٫ حالات معنوی نماز گزاران و روزه داران به یک اندازه نیست؛ چرا که به فرمایش شهید این ماه، مولی الموحدین امیر المؤمنین علی علیه السلام برای قلبها ادبار و اقبالی است. پس ضروری است در اجرای برنامه ها به این مهم نیز توجه شود تا خدای نکرده برخی از کسانی که برای احیای شب قدر به مسجد آمده اند، با طولانی شدن برنامه ها و نبود زمینه اجرای برنامه طولانی در آنها از جهت اقبال قلب، از مراسم دل زده نشوند و با تصور کم توفیقی یا بی توفیقی مأیوسانه مسجد را ترک نکنند.

۴٫ برای اجرای یک برنامه خوب و معنوی در شبهای قدر توجه به نکات ذیل و رعایت آنها مفید است:

ـ برای درک فضیلت و فیض «شب قدر» از قبل به نمازگزاران یادآور شویم تا همه مشتاقانه حضور در این شب و استفاده از برنامه های معنوی را روزشماری کنند.

ـ بهتر است برخی از افراد اهل مسجد را که وجهه خوبی نیز در اجتماع دارند و اهل قرآن خواندن، دعا خواندن، مداحی و… هستند، شناسایی کنیم و در اجرای برنامه از آنها کمک بگیریم.

ـ از قبل در تابلویی زمان برگزاری مراسم و زمان اتمام آن و نیز افرادی را که برای تلاوت قرآن، مناجات، دعا، مداحی و… اجرای برنامه خواهند کرد، به اطلاع نمازگزاران برسانیم. همچنین اعمال شبها را به صورت خوبی در تابلوهای مسجد درج نمایید.

ـ سعی کنید در بین برنامه ها فاصله ای جهت رفع خستگی، تجدید وضو و… به شرکت کنندگان در مراسم بدهید.

ـ روز قبل از شب قدر به نمازگزاران اطلاع رسانی کنید که اگر امکان دارد با غسل در مراسم شرکت کنند.

ـ دعاهای دهه آخر ماه مبارک رمضان ویژگی خاصی دارند که نباید مورد غفلت قرار بگیرند.

ـ از آنجا که حضور بانوان در مراسم شبهای قدر همراه فرزندانشان خواهد بود، ضروری است:

الف. فضای اختصاص یافته برای آنها کوچک تر از فضای برگزاری مراسم مردان نباشد؛

ب. نور کافی و زیرانداز مناسب تهیه شود؛

ج. حتما ظروفی جهت آب آشامیدنی در آنجا فراهم گردد؛

د. توجه داشته باشیم که آنها علاوه بر قرائت قرآن، نماز، دعا و… به فرزندان هم توجه دارند. بنابراین، اگر سر و صدایشان زیاد شد، با حالتی مناسب تذکر داده شود.

ـ از نوجوانانی که در مسجد حضور دارند در اجرای مراسم فعالانه بهره ببرید. از آنها می توان در تقسیم قرآنها، مفاتیح و… استفاده کرد.

ـ قبل از فرارسیدن شبهای قدر، اگر مسجد شما از جهت قرآن و مفاتیح دچار کمبود است، از قبل به فکر باشید. نیز اگر مهر مسجد کثیف و جرم گرفته شده، با غبارروبی مساجد، این مهرها را نیز تعویض یا سمباده کشی نمایید.

ـ از آنجا که سیره بزرگان بر این بوده که حتی در شبهای قدر از مباحث علمی برای احیاء این شبها بهره می گرفتند، با شناسایی مشکلات و معضلات و شبهاتی که احیانا در منطقه وجود دارد و دعوت از شخصیتهای علمی، در رفع این مشکلات و پاسخ به شبهات بکوشید.

ـ در میان برنامه ها از همه خواسته شود تا مثلاً نماز هفت قل هو اللّه را بخوانند یا صد مرتبه «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّی وَاَتُوبُ اِلَیْهِ» یا صد مرتبه «اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ اَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ» را بگویند. این کار باعث می شود که اهل مسجد اگر فراموش کرده اند این اعمال را به جا آورند، به صورت دسته جمعی مثلاً دست به استغفار بزنند یا قاتلین را لعن و نفرین کنند که بی شک همراهی جماعت با یکدیگر در اجرای عملی، درصد اجابت را بیشتر می کند و نیز احساس خستگی را از شب زنده داران می گیرد.

ـ سعی کنید سخنرانی خود را در این شب کمتر از شبهای دیگر طول دهید. تصور اینکه امشب جمعیت زیادی حضور دارند و می توان حرفهای ناگفته را گفت، صحیح نمی باشد.

ـ شایسته است برنامه ها را از زمان اعلام شده شروع کرده، از طولانی شدن آن پرهیز کنیم. پس ضروری است از انداختن برنامه ها به آخر وقت خودداری نماییم؛ چنان که برخی از بزرگان سیره خود را بر این نوع اجرا قرار داده اند.

ـ یکی از کارهای بسیار خوب، پذیرایی در فواصل برنامه هاست که به رفع خستگی و از بین بردن ضعف حاضرین کمک خواهد کرد.

ـ یکی از اعمال شبهای قدر خواندن صد رکعت نماز است. شایسته است به مخاطبین خود اطلاع رسانی کنید که خواندن نمازهای قضا در اولویت قرار دارد و برای اجرای این برنامه نیز تدابیر لازم را بیندیشید.

منبع :مبلغان – شهریور و مهر ۱۳۸۶، شماره ۹۵ –

ماه مبارک رمضان در منظر پیامبر اکرم و اهلبیت(ع)

اشاره:

 رسول خدا صلی اللّه علیه وآله سه روز مانده از ماه شعبان، به بلال دستور می داد در میان مردم جار بزند. پس مردم را جمع می کرد و بر منبر می رفت و حمد و ثنای خدا می گفت و می فرمود: ای مردم همانا این ماه به شما روی آورده و آن سرور همه ماه هاست. در آن شبی وجود دارد که از هزار ماه بهتر است. در این ماه درهای دوزخ بسته و درهای بهشت گشوده می شود. هر که این ماه را در یابد و آمرزیده نشود خداوند او را از رحمت خود دور گرداند.

امام علی علیه السلام: روزی رسول خدا صلی اللّه علیه وآله برای ما خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم همانا ماه با برکت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است. این ماه نزد خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعات. در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و در زمره بهره مندان از کرامت خداوند قرار گرفته اید. در این ماه نفس های شما تسبیح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت می رسد …، من برخاستم و عرض کردم: ای رسول خد بهترین عمل در این ماه چیست؟ پیامبر فرمود: ای ابالحسن بهترین عمل در این ماه خویشتن داری از حرام های خدای عزوجل است. امالی صدوق

امام محمد باقر علیه السلام: رسول خدا صلی اللّه علیه وآله در آخرین جمعه ماه شعبان برای مردم خطبه ای ایراد کرد. ابتدا حمد و ثنای الهی گفت و سپس فرمود: ای مردم همانا ماهی بر سر شما سایه افکنده که در آن شبی هست بهتر از هزار ماه. آن ماه رمضان است که خداوند روزه خود را در آن واجب کرده و یک شب نماز نافله در این ماه را برابر با هفتاد شب نافله در دیگر ماه ها قرار داده است.

امالی صدوق

از سفارش های امام صادق علیه السلام به فرزندانش در هنگام حلول ماه رمضان: جان های خود را به تلاش و کوشش وا دارید؛ زیرا در این ماه روزی ها قسمت و اجل ها نوشته می شود و در آن، نام های میهمانان خدا که بر او وارد می شوند، نوشته می گردد. در این ماه شبی هست که عمل عبادت در آن از عمل هزار شب بهتر است. بحارالانوار ج۹۶ص۳۷۵

امام سجاد علیه السلام در هنگام حلول ماه رمضان، چنین دعا می کرد: ستایش خدایی را که دین خود را به ما ارزانی داشت و ما را به آیین خویش اسلام اختصاص داد و در راه های احسان و نیکی خود در آورد، تا با نعمت و احسان او، آن راه ها را به سوی خشنودیش بپیماییم؛ ستایشی که آن را از ما بپذیرد و به وسیله آن از ما خشنود گردد. و ستایش خدایی را که ماه خود، رمضان، ماه روزه و ماه اسلام و ماه پاکیزگی و ماه تصفیه و ماه قیام به عبادت و شب زنده داری را یکی از این راه ها قرار داد. صحیفه سجادیه دعای۴۴

منبع :افق حوزه – ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ – شماره ۱۹۹ – راه سبز/

شب های قدر

اشاره:

شب قدر (به عربی: لیله القدر)، در باور اسلامی، شبی است که اولین آیات قرآن بر پیامبر اسلام محمد نازل شد.این شب در طول ماه رمضان (ماه نهم) واقع می‌شود، ماهی که با روزه گرفتن مورد توجه قرار می‌گیرد. نه قرآن و نه احادیث جمع‌آوری‌شده از محمد روز دقیقی که شب قدر باید بزرگداشت شود را آشکار نمی‌کنند. اِنَّا اَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدرِ، وَ مَا اَدرَاکَ مَا لَیلَهُ القَدرِ، لَیلَهُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهر، تَنَزَّلُ المَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمرٍ، سَلَامٌ هِی حَتَّی مَطلَعِ الفَجرِ.

ما آن(قرآن) را در شب قدر نازل کردیم، و تو چه می دانی شب قدر چیست؟ شب قدر، بهتر از هزار ماه است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان بر هر کار نازل می شوند. شبی است مملو از سلامت تا طلوع صبح.

از آیه ۱۵۸ سوره بقره: «شَهرُ رَمَضانُ الَّذِی اُنزِلَ فِیهِ القُرآنِ» استفاده می شود که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده است. در نخستین آیه سوره قدر نیز می فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم»، از این دو آیه نتیجه گیری می شود که «شب قدر»، در ماه مبارک رمضان است، گرچه بنا بر حکمت های الهی، زمان دقیق آن مشخص نشده است.

خداوند برای بیان عظمت شب قدر، خطاب به پیامبر می فرماید: «تو چه می دانی شب قدر چیست؟» و نیز آن را برتر از هزار ماه می داند. این بیان نشان می دهد که شکوه و بزرگی این شب به قدری است که حتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) با آن علم وسیع و گسترده اش، قبل از نزول این آیات، به آن آگاه نبوده است.

می دانیم که هزار ماه بیش از هشتاد سال است. به راستی شب قدر چه شب باشکوهی است که به اندازه یک عمر طولانی و پربرکت ارزش دارد.[۲]

یک جرعه آفتاب

رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

«هرکس شب قدر را احیا بدارد، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود».[۳]

«هرکه از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی، شب قدر را به عبادت بگذراند، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود».[۴]

حضرت علی(علیه السلام)

«چون مقدرات فرود آیند، تدابیر باطل و بی اثر شوند».[۵]

امام محمدباقر(علیه السلام)

امام محمدباقر(علیه السلام) در پاسخ به پرسش حمران از معنای آیه: «اِنَّا اَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدرِ» فرمود: «آری، منظور شب است. آن شب، همه ساله در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد و قرآن جز در شب قدر نازل نشده است». خدای عزوجل می فرماید: «در آن شب، هرکاری ]به نحوی[ استوار، فیصله می یابد.» در شب قدر، هرچیزی از خیر و شر یا طاعت و معصیت یا ولادت مولودی یا مرگ کسی یا روزی ای که در آن سال تا شب قدر سال آینده تحقق می یابد، مقدر می شود. آنچه در آن شب مقدر و حکم شود، حتمی است و البته مشیت و خواست خدا در آن دخالت می کند.

حمران می گوید: عرض کردم: «شب قدر بهتر از هزار ماه است»، مقصود چه چیز شب قدر است؟ فرمود: «کار شایسته در این شب، مانند نماز و زکات و انواع کارهای نیک، از کاری که در هزار ماه بدون شب قدر صورت گیرد، برتر و بهتر است. و اگر نبود که خداوند حسنات مؤمنان را مضاعف می کند، ایشان ]به کمال فضیلت و ثواب[ نمی رسیدند، ولی خداوند حسنات آنان را مضاعف می گرداند».[۶]

امام صادق(علیه السلام)

«قلب ماه رمضان، شب قدر است».[۷]

«هرکه فاطمه را آن گونه که سزاوار است، بشناسد، بی تردید شب قدر را درک کرده است».[۸]

«مقدرات در شب نوزدهم، تعیین، در شب بیست و یکم، تأیید و در شب بیست و سوم، امضا می شود».[۹]

«چون دهه آخر ماه رمضان فرامی رسید، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دامن همت به کمر می زد و از زنان دوری می گزید و شب ها را احیا می داشت و خود را وقف عبادت می کرد».[۱۰]

اشاره

ورودیه

اهمیت شب قدر

سهیلا بهشتی

شب قدر به سبب نزول قرآن، شبی شکوهمند است، شبی که والاترین و پربرکت ترین شب های سال به شمار می رود، شبی که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آن را ستوده و درباره آن فرموده است: «ماه رمضان، سرور ماه ها و شب قدر، سرور شب هاست».[۱۱]

جایگاه والای این شب و نقش مهم آن در میهمان سرای الهی و بهره وری از برکات و دستاوردهای این ضیافت الهی تا آنجاست که امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «قلب ماه رمضان، شب قدر است».[۱۲]

کسی که بخواهد ماه رمضان، برای او ماهی زنده، بانشاط، حیات آفرین و سرشار و پربار باشد، باید از این قلب، مواظبت کند. مراقبت از این قلب ممکن است سرنوشت ساز و بیمه کننده همه عمر انسان باشد.

رقم خوردن سرنوشت انسان در شب قدر، در چهارچوب مقدرات او، در علم ازلی خداوند است. به گفته روایات اهل بیت(علیه السلام) آنچه در علم حضرت حق، در طول سال برای مردم مقدر است، به صورت برنامه ای نوشته شده آشکار می شود که فرشتگان، آن را می نویسند و به امام عصر(عج) تحویل می دهند و این، به تناسب کاری است که انسان در شب قدر انجام می دهد، به گونه ای که کار شایسته در آن، با کار شایسته در عمری طولانی(بیش از هشتاد سال) برابر است.

محدث بزرگوار، ابن بابویه، در مجلس ۹۳ از کتاب الامالی، پس از بیان نوافل شب های ماه رمضان و صد رکعت نماز هریک از شب های بیست و یکم و بیست و سوم، می گوید: «هرکس این دو شب را با گفت وگوی احیا بدارد، بهتر است».

عبادات، نقش بنیادی در پیدایش و تداوم فروغ علم دارند. از این رو، هدف احادیثی که علم را برتر از عبادت می دانند، تضعیف یا انکار نقش سازنده عبادت در کنار علم نیست، بلکه تأکید بر همراه ساختن عبادت با علم و برحذر داشتن از عبادت ناآگاهانه است که نه تنها بی ارزش، بلکه خطرآفرین است.

بنا بر آیه: «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ؛ و تو چه دانی که شب قدر چیست؟»، دست یافتن به معنای حقیقی شب قدر، بسیار دشوار و فراتر از سطح ادراک مردم است و این آیه نشان دهنده عظمت و ارج شب قدر است. پس دست یافتن به دستاوردهای اصلی و حقیقی این شب عظیم و پرثمر، بدون بهره گیری از علم و شناخت صحیح و بدون استفاده از تعالیم اهل بیت(علیه السلام) و رهنمودهای روشنگر و زندگی ساز آنان، هرگز امکان پذیر نمی باشد.[۱۳]

آداب شب های قدر

۱. غسل

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «شب نوزدهم ماه رمضان و بیست ویکم و بیست وسوم، غسل کن و بکوش که این شب ها را زنده بداری».

۲. شب زنده داری

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرکس شب قدر را زنده بدارد، تا سال آینده، عذاب از او برگردانده می شود».

امام محمدباقر(علیه السلام) نیز به نقل از پدرانش می فرماید: «پیامبر خدا نهی کرد که از شب بیست ویکم و شب بیست وسوم غفلت شود و نهی کرد که کسی در آن شب بخوابد».

از امام محمدکاظم(علیه السلام) هم نقل است: «هرکس در شب قدر غسل کند و آن شب را تا سپیده دم زنده بدارد، از گناهانش بیرون می آید».

۳. دعا

دعای امام حسن مجتبی(علیه السلام) در شب قدر:

«ای آن که در آشکاری اش پنهان است! ای آن که در نهان بودنش آشکار است! ای پنهانی که نهان نیست! ای آشکاری که دیده نمی شود! ای آن که هیچ توصیفگری به حقیقت هستی اش نمی رسد و به حدی محدود نیست! ای غایبی که گم شده نیست! ای حاضری که دیده نمی شود، طلبش می کنند و به او نمی رسند، آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست، حتی چشم برهم زدنی، تهی از او نیست، نه به «چگونگی» درک می شود و نه به «کجایی» جایی برای او بیان می گردد، تو فروغ فروغ ها و پروردگار پروردگارانی. تو بر همه چیز، احاطه داری. منزه است آن که چیزی همچون او نیست و او شنوای بیناست. منزه است آن که این گونه است و جز او چنین نیست».

۴. واسطه قرار دادن قرآن

امام محمدباقر(علیه السلام) فرموده است: «در سه شب از ماه رمضان، قرآن را ]به دست[ می گیری، باز می کنی و جلوی روی خود قرار می دهی و می گویی: خداوندا! تو را به کتاب نازل شده ات می خوانم و به آنچه در آن است و نام بزرگ تر و نام های نیکوتر تو و آنچه مایه بیم و امید است، در آن است، که مرا از آزادشدگان خودت از آتش قرار دهی و برای هر نیازی که به نظرت می رسد، دعا می کنی».

۵. نماز خواندن در شب قدر

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرکه در شب قدر، از روی ایمان و برای پاداش الهی نماز بخواند، خداوند گناه گذشته او را می آمرزد».

امام صادق(علیه السلام) نیز فرموده است:

مستحب است در هریک از شب های قدر، صد رکعت نماز خوانده شود، در هر رکعت، یک بار «حمد» و صد بار سوره «قل هوالله احد». پس اگر چنین کند، خداوند او را از آتش می رهاند و بهشت را برای او حتمی می سازد و شفاعت او را درباره جماعتی به شمار قبیله ربیعه و مضر می پذیرد.

۶. زیارت امام حسین(علیه السلام)

حضرت امام جواد(علیه السلام) فرمود:

هرکس در شب بیست وسوم ماه رمضان، امام حسین(علیه السلام) را زیارت کند همان شبی که امید است شب قدر باشد و در آن شب، هر کار حکمت آمیزی فیصله می یابد روح های بیست وچهار هزار فرشته و پیامبر با او مصافحه می کنند که همگی از خداوند اذن می گیرند که آن شب، حسین(علیه السلام) را زیارت کنند.

۷. خواندن سوره قدر

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

اگر کسی در شب بیست وسوم ماه رمضان، هزار بار سوره «انا انزلناه» بخواند، صبح خواهد کرد، در حالی که یقین او، با اعتراف به آنچه مخصوص ماست، استوار خواهد بود و این نیست، مگر به سبب آنچه در خواب خود می بیند.[۱۴]

گفتار مجری

شب دراز است و عمر ما کوتاه شب قدر است، قدر شب دریاب

از برکت ها و نعمت های بزرگ خداوند بر امت اسلام، شب قدره، فارغ از اینکه این شب، در کدام یک از شب های ماه مبارک رمضانه، مؤمنین و خدا جویان عاشق می تونن در اون شب ها، به دعوت حق لبیک بگن و سر سفره معبود بنشینن و از مائده های نوارانی قرآن بنوشن و تناول کنن تا شفای همه دردهای ظاهر و پنهان اونا باشه بله، شب قدر واقعاً نعمتی است که حتی یادآوری اون، دل و جان آدم رو غرق نور و سرور می کنه.

۱۱۱

در طول سال، روزا و شبایی وجود دارن که با شب و روزای دیگه متفاوتن. یکی از این شبا، شب قدره که بین مسلمونا جایگاهی ویژه داره.

ماه رمضان با همه شکوه و شگفتی های خودش، بر ما جاری شده و هرکس به قدر ظرفیت و پیمانه خودش می تونه از این اقیانوس عظیم نعمت، رحمت و برکت بهره بگیره.

در بزرگی و ارزش این شب یگانه، اشاره به این کلام خداوند بی همتا کافیه که فرموده: «و تو چه می دانی که شب قدر چیست؟»

سخن بزرگان

امام خمینی(ره)

در ماه مبارک رمضان، قضیه ای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن، تا ابد برای امثال ماها در ابهام مانده است و آن، نزول قرآن است. نزول قرآن بر قلب رسول الله در لیلهالقدر، کیفیت نزول قرآن چه بوده است و قضیه چه بوده است و روح الامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است…، لیلهالقدر چیست؟ این ها مسائلی است که به نظر سطحی، یک مطالب آسانی است و گاهی هم حرف هایی گفته شده است، لکن به شما عرض کنم کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است برای امثال ما و کیفیت نزول ملائکه الله در لیله القدر و ماهیت لیلهالقدر.[۱۵]

شهید چمران

چه فرخنده شبی بود شب قدر من؛ شب معراج من به آسمان ها…، شب قدر من، شبی که سلول های وجودم در آتش عشق تغییر ماهیت داده بود و من گویا چیزی جز عشق نبودم… . من به خاطر شب های قدر زنده ام و شب قدر، عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.[۱۶]

متن ادبی

باران نور

برخیز! بیدار شو! گوش کن! صدای بال فرشتگان را می شنوی؟ نگاه کن! باران نور را می بینی؟ عطر حضور را احساس می کنی؟ دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن! امشب آسمان به زمین نزدیک می شود و کریمانه، دل های کویری را ستاره باران می کند.

امشب، شب قدر است؛ شبی که برتر از هزار ماه است، شبی که برتر از تمام عمر توست، شب تولدی دوباره، شبی که درهای آسمان باز می شود. شب قدر است.

قدرش را بدان؛ شاید فردایی نباشد.

پرواز را به خاطر بسپار. دستانت را به فرشتگان بسپار! سلام بر لیله مبارکه قدر! سلام! سلامی تا صبح.

شعر

ای که ندانی تو همی قدر شب

قدر شب اندر شب قدر است و بس

شب قدر است و طی شد نامه هجر

ملک و روح با تو و تو به خواب

چنین شب گر مجال افتد که با دلدار بنشینی

امشب شب قدر توست، بشتاب

آن که گویند به عمری شب قدری باشد

سوره واللیل بخوان از کتاب

برخوان آن سوره و معنی بیاب

ناصر خسرو

سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر

حافظ

شب قدری تو، خویش را دریاب

اوحدی

شب قدر است و شب های چنین، بیدار خوش باشد

اوحدی

قدر شب قدر خویش دریاب

نظامی

مگر آن است که با دوست به پایان آرند

سعدی

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

باده از جام تجلی صفاتم دادند

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

حافظ

امشب عجب است ای جان، گر خواب رهی یابد

ای عاشق خوش مذهب، زنهار مخسب امشب

امشب شب قدر آمد، خامُش شو و خدمت کن

اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش

وان چشم کجا خسبد کو چون تو شهی یابد

کان یار بهانه جو بر تو گنهی یابد

تا هر دل اللهی ز الله ولی یابد

تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد

مولوی

شام عشق است و چشم دل به سما

کس ندارد امید جز به ولی

ای خدا! بنده ای مسلمانم

لیک از کرده ها پشیمانم

عمر اندر گنه فنا کردم

از خطاهای بی کران، توبه

از گناهان دیدگان، توبه

به حق مرتضی مرا تو ببخش

من از این درد گر به در نروم

از درت ای خدا دگر نروم

یا خدایا، خدا، تو را به علی

شب قدر است و روی جان به خدا

نرسد کس به دوست جز به ولا

پیرو اهل بیت و قرآنم

شرمم آید به توبه روز جزا

خود برآرم ز سر، دو دست دعا

از فریب دل و زبان، توبه

تو ببخشا که رفته ام به خطا

من ز درگاه تو، روم به کجا؟

نکند یار اگر نظر، نروم

من به امر تو ام رضا، به رضا

یا علی! یا علی! تو را به خدا

متکلم

زیرنویس

شب قدر، شب نور، شب نزول قرآن و سرآغاز نیکی ها و سعادت ها و هنگام نزول برکات است.

شب قدر، شب دمیدن روح در کالبد زمان است.

شب قدر، شب زیباترین جلوه های معنوی خداوند است.

شب قدر، شب باریدن باران رحمت حق بر جان زمان است.

شب قدر، شب راز بندگی است.

شب قدر، شب تعیین سرنوشت است. خداوندا! سرنوشت ما را به بهترین حال و بهترین وجه رقم بزن.

شب قدر، نزدیک ترین جاده ملک به ملکوت و خاک به افلاک است.

شب قدر، شب زمزمه آوای ایمان در گوش جان انسان است.

قدرِ قدر بدانیم تا از راه نمانیم.

شب قدر، شب شست وشوی جان با نور ایمان است.

پرسش و پاسخ

۱. چرا این شب، شب قدر نامیده شده است؟

در پاسخ به این پرسش، نظرهای مختلفی ابراز شده است. از جمله اینکه:

الف) همه مقدرات بندگان در تمام سال، در این شب تعیین می شود. آیه سوم و چهارم سوره دخان و نیز روایات متعددی، بیانگر این نظر است.

ب) دارای قدر و شرافت بزرگی است.

ج) قرآن با تمام قدر و منزلتش، بر رسول والاقدر و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.

د) شبی است که مقدر شده ]است[ قرآن در آن نازل شود.

ه) کسی که در آن شب، احیا بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت می شود.

و) در این شب، آن قدر فرشتگان نازل می شوند که عرصه زمین بر آنها تنگ می شود؛ چون تقدیر به معنای تنگ گرفتن نیز آمده است.

جمع میان این تفسیرها، در مفهوم گسترده شب قدر، کاملاً ممکن است، هرچند تفسیر اول، از همه مناسب تر و معروف تر است.[۱۷]

۲. شب قدر کدام شب است؟

در اینکه شب قدر در ماه رمضان است، تردیدی وجود ندارد، ولی در اینکه کدام شب از شب های ماه رمضان است، تفسیرهای زیادی شده است، از جمله، شب اول، شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بیست ویکم، شب بیست وسوم، شب بیست و هفتم و شب بیست و نهم، ولی مشهور و معروف در روایات این است ]که[ در دهه آخر ماه رمضان و شب بیست و یکم یا بیست و سوم است.[۱۸]

۳. چرا شب قدر مخفی است؟

بسیاری معتقدند مخفی بودن شب قدر در میان شب های سال یا در میان شب های ماه مبارک رمضان، برای این است که مردم به همه این شب ها اهمیت دهند، همان گونه که خداوند رضای خود را در میان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم به همه طاعات روی آورند و غضبش را در میان معاصی پنهان کرده تا از همه بپرهیزند، دوستانش را در میان مردم مخفی کرده تا همه را احترام کنند، اجابت را در میان دعاها پنهان کرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در میان اسمایش مخفی ساخته تا همه را بزرگ دارند و وقت مرگ را مخفی ساخته تا در همه حال آماده باشند.[۱۹]

۴. آیا شب قدر در امت های پیشین نیز بوده است؟ روایت های متعددی این است که این از مواهب الهی بر این امت است، چنان که در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که فرمود: «خداوند به امت من، شب قدر را بخشیده و احدی از امت های پیشین، از این موهبت برخوردار نبودند.» به علاوه، روایات بسیاری نشان می دهد که شب قدر، مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام نبوده، بلکه همه سال تا پایان جهان تکرار می شود.[۲۰]

۵. چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟

نزول قرآن در این شب و نزول برکات و رحمت الهی در آن، سبب می شود که از هزار ماه، برتر و بالاتر باشد. بهتر بودن این شب از هزار ماه، به سبب ارزش عبادت و احیای آن شب است.[۲۱]

۶. چرا قرآن در شب قدر نازل شد؟

قرآن چون یک کتاب سرنوشت ساز است و خط سعادت و خوشبختی و هدایت انسان ها در آن مشخص شده است، باید در شب قدر، شب تعیین سرنوشت ها، نازل گردد. در این شب، سرنوشت انسان برای یک سال، بر طبق لیاقت ها و شایستگی ها تعیین می گردد.[۲۲]

۷. آیا شب قدر در مناطق مختلف، یکی است؟

آغاز ماه های قمری، در همه بلاد یکسان نیست و ممکن است در منطقه ای، امروز، اول ماه باشد و در منطقه دیگری دوم ماه. بنابراین، شب قدر نمی تواند یک شب معین در سال بوده باشد؛ چرا که فی المثل شب بیست وسوم، در مکه ممکن است شب بیست ودوم در ایران و عراق باشد و به این ترتیب قاعدتاً هرکدام باید برای خود، شب قدری داشته باشند. آیا این با آنچه از آیات و روایات استفاده می شود که شب قدر، یک شب معین است، سازگار است؟ پاسخ این سؤال با توجه به یک نکته روشن می شود و آن اینکه:

شب، همان سایه نیمکره زمین است که بر نیمکره دیگر می افتد و می دانیم این سایه، همراه گردش زمین، در حرکت است و یک دوره کامل آن، در بیست وچهار ساعت انجام می شود. بنابراین، ممکن است شب قدر، یک دوره کامل شب به دور زمین باشد؛ یعنی مدت بیست وچهار ساعت تاریکی که تمام نقاط زمین را زیر پوشش خود قرار داده، شب قدر است که آغاز آن، از یک نقطه شروع ]می شود[ و در نقطه دیگر، پایان می گیرد.[۲۳]

۸. هم از نظر تاریخی و هم از نظر ارتباط محتوای قرآن با حوادث زندگی پیامبر، مسلم است که این کتاب آسمانی به طور تدریجی و در طی بیست وسه سال نازل شده است. این مسئله چگونه با آیاتی از قرآن که می گویند قرآن در ماه رمضان و شب قدر نازل شده است، سازگاری دارد؟

با توجه به آیات قرآن و روایاتی که در این مورد وجود دارد، مفسران قائلند که قرآن کریم دارای دو گونه نزول بوده است: نزول دفعی که از آن تعبیر به «انزال» می کنند. نزول دفعی و یک باره قرآن، در یک شب بوده که تمام آن، بر قلب پاک پیامبر نازل شده است.

نزول تدریجی که از آن به «تنزیل» تعبیر شده است. این نوع نزول در طی بیست وسه سال دوران نبوت پیامبر انجام گرفته است.[۲۴]

کتابستان

۱. ابن طاووس، علی بن موسی، الاقبال لصالح الاعمال (اعمال روزه داران در شب و روز قدر رمضان) ،گردآورنده: اصغر محمدی همدانی، تهران، گلزار کتاب، ۱۳۸۵، ۲۶۱ صفحه.

۲. احمدی، محمدصادق، لیله القدر (شب رحمت)، قم، نصر، ۹۶ صفحه.

۳. باقری بیدهندی، ناصر، شب قدر، ترجمه: مختار حسین جعفری، قم، انصاریان، ۱۳۷۰، ۸۷ صفحه.

۴. برناس صومعه سرایی، مهدی، شب قدر چیست، قم، کوثر غدیر، ۱۳۸۱، ۱۲۸ صفحه.

۵. بهشتی، محمد، شب قدر، تهران، بقعه، ۱۳۸۳، ۷۱ صفحه.

۶. ترقی، سمیه، شب های هزار ماه، (آداب و ادعیه شب های قدر)، مشهد، خانه پژوهش، ۱۳۸۴، ۸۸ صفحه.

۷. جلون، طاهر، شب قدر، سوئد، باران، ۱۳۷۸، ۱۵۰ صفحه.

۸. حسینی، مرتضی، پژوهشی درباره شب قدر، قم، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۷، ۱۷۲ صفحه.

۹. خمینی، روح الله، ضیافت الله و شب قدر، برگرفته از: آثار امام خمینی(ره)، گردآورنده: مجید زمانپور، تهران، زیبا، ۱۳۸۶، ۱۰۱ صفحه.

۱۰. رضوانی، علی اکبر، تحقیقی درباره لیله القدر و رابطه آن با امام عصر (ارواحنا فداه)، تهران، فرهنگ ماهرخ، ۱۳۸۳، ۲۰۶ صفحه.

۱۱. شریفی خوانساری، محمدرضا، تفسیر سوره قدر، قم، مرتضی، ۹۶ صفحه.

۱۲. ضرابی، احمد، در تمنای قدر عارفان (گام های معرفت به رموزی نهفته و اسراری ناگفته از شب های قدر)، مشهد، مؤسسه فرهنگی پیوند با امام، ۱۳۸۳، ۵۷ صفحه.

۱۳. طالقانی، هدایت الله، بر کرانه قدر، قم، راسخون، ۱۳۷۷، ۲۲۴ صفحه.

۱۴. عسکرزاده، علیرضا، همراه با شب های قدر، کرمان، مشتاق، ۱۳۸۱، ۹۴ صفحه.

۱۵. کاظمیان، حمیدرضا، قدر شب های قدر (مختصری درباره ماهیت، خصوصیات و اعمال شب های قدر)، تهران، مؤسسه نشر شهر، ۱۳۸۷، ۳۲ صفحه.

۱۶. کریمی جهرمی، علی، اسرار لیالی قدر، قم، طرح فرهنگی قدر، بی تا، ۴۵ صفحه.

۱۷. محمدی همدانی، اصغر، وظایف مؤمنین در شب و روز قدر، تهران، گلزار کتاب، ۱۳۸۴، ۴۲۹ صفحه.

۱۸. نجفی، گودرز، شب پر حادثه و سرنوشت ساز (پیرامون شب قدر)، تهران، عابد، ۱۳۷۹، ۳۲ صفحه.

۱۹. ویس کرمی، مهرداد، شبی با آفتاب، اصفهان، انتظار سبز، ۱۳۸۲، ۱۱۲ صفحه.

پی نوشت:

[۱]. قدر: ۱ ۵.

[۲]. تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.

[۳]. ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۱، ص ۳۴۵.

[۴]. شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، ص ۱۳۶.

[۵]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، ج ۱۰، ص ۴۷۸۳.

[۶]. همان، ص ۴۷۸۹.

[۷]. بحارالانوار، ج ۵۸، ص ۳۷۶.

[۸]. همان، ج ۴۳، ص ۶۵.

[۹]. کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۱۵۹.

[۱۰]. میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۷۸۹.

[۱۱]. بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۵۴، ح ۸۹.

[۱۲]. الکافی، ج ۴، ص ۶۶، ح ۱.

[۱۳]. محمد محمدی ری شهری، مراقبات ماه رمضان، ترجمه: جواد محدثی، صص۳۸۰ – ۳۸۳.

[۱۴]. همان، صص ۳۹۶ ۴۲۱.

[۱۵]. صحیفه امام، ج ۱۷، صص ۴۹۰ و ۴۹۱.

[۱۶]. مصطفی چمران، خدا بود و دیگر هیچ، صص ۱۰۵ – ۱۰۷.

[۱۷]. تفسیر نمونه، ج ۲۷، صص ۱۸۷ و ۱۸۸.

[۱۸]. همان، صص ۱۸۸ و ۱۸۹.

[۱۹]. همان، صص ۱۸۹ و ۱۹۰.

[۲۰]. همان، ص ۱۹۰.

[۲۱]. همان.

[۲۲]. همان، صص ۱۹۱ و ۱۹۲.

[۲۳]. همان، ص ۱۹۲.

[۲۴] . همان، ص ۱۸۴.

منبع :اشارات – شهریور ۱۳۸۸ – شماره ۱۲۴ –

فتح مکه۲۰ رمضان

فتح مکه مکرمه به دست پیامبر اسلام (صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلم) ۲۰ رمضان سال هشتم هجری

با این که آغاز بعثت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و نزول وحى بر آن حضرت، در مکه واقع شده بود و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدت سیزده سال به صورت نهان و آشکار اهالى این شهر و طوایف و قبایل اطراف آن را به دین مبین اسلام فراخوانده بود، جز تعدادى اندک، پاسخ مثبتى به وى ندادند و در صدد تکذیب و حتى دشمنى او برآمدند و در این راه وى و خانواده و یارانش و سایر مسلمانان را در فشار و تنگنا قرار داده و آن ها را اذیت و آزار زیادى نمودند. به طورى که عده اى از مسلمانان به حبشه و خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه سایر مسلمانان به مدینه هجرت کردند و در این شهر مقدس، نظام نوپاى اسلامى را بنا نهادند. از این پس دشمنى هاى مکیان، به ویژه قریش نسبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان مدینه فزونى یافت و جنگ هاى زیاردى از سوى آنان بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان تحمیل گردید. سرانجام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به امر پروردگار منان تصمیم به فتح کانون اصلى مشرکان و کافران قریش، یعنى مکه معظمه گرفت. آن حضرت در دوم ماه مبارک رمضان، در رأس یک سپاه بزرگ ده هزار نفرى از مسلمانان ] اعم از مهاجر، انصار و قبایل و طوایف اطراف مدینه [ به سوى مکه حرکت کرد.(۱)

یکى از مسلمانان مهاجر، به نام “خاطب بن ابى بلتعه” پیش از حرکت سپاه اسلام، خبر حرکت آنان را به واسطه زنى بد سابقه و نوازنده به نام “ساره” براى قریش ارسال کرد، ولى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از جاسوسى آن دو با خبر گردید و حضرت على(علیه السلام)، زبیر و مقداد را مأموریت داد که به هر صورت ممکن، آن زن جاسوس را بیابند و وى را دستگیر کنند. آنان، زن جاسوس را در میان راه مدینه و مکه، در مکانى به نام “روضه خاخ” و به قولى در “خلیقه” یافته و وى را دستگیر کرده و به نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند.(۲)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، مراقبت و مواظبت زیادى به عمل آورد که قریش از حرکت سپاه اسلام آگاه نگردد، بدین جهت تا رسیدن به “مرّالظّهران” که در چند کیلومترى مکه است، اهالى مکه و جاسوسان و نفوذى هاى آنان هیچ خبرى از حرکت جهادى سپاه اسلام نداشتند.(۳)

عباس بن عبدالمطلب، عموى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) که در مکه مى زیست و پیش از آن مسلمان شده بود، ولى رابطه حسنه اى با مکیان داشت، در همان زمان از مکه خارج شد و به سوى مدینه هجرت مى کرد، که با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و سپاه اسلام در سرزمین “جحفه” روبرو گردید. وى پس از آن که چندى در کنار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود، به دستور آن حضرت، به سوى مکه رفت و در میان راه با برخى از سران قریش مانند ابوسفیان، حکیم بن حزام و بدیل بن ورقاء برخورد کرد و خبر هجوم سپاه اسلام را به آنان گوش زد کرد و ابوسفیان را به همراه خود در نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آورد و او را وادار به پذیرش اسلام نمود.(۴)

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) هم از تاکتیک هاى نظامى خویش و هم از وجود ابوسفیان براى فتح مکه بهره جست و وى را پیشاپیش به میان مکیان فرستاد، تا با فراخوانى آنان به تسلیم شدن و هیچ گونه حرکت نظامى انجام ندادن، زمینه فتح این شهر مقدس را بدون جنگ و خون ریزى فراهم کند. گرچه عده از سرکشان و طاغیان مکه با دسته اى از مسلمانان روبرو شده و به درگیرى و نبرد پرداختند، ولى با دادن دوازده یا سیزده تن کشته، متوارى شدند و در نتیجه این شهر مقدس در روز بیستم ماه مبارک رمضان، سال هشتم قمرى به دست پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و سپاهیان مسلمان فتح گردید و بت ها از خانه خدا به بیرون ریخته شد و داخل کعبه با آب زمزم شستشو داده شد و بدین گونه مقدس ترین مکان مذهبى و دینى مسلمانان از لوث بت ها، تصاویر و مجسمه ها پاکسازى شد و براى همیشه، محل مقدس و عبادت مسلمانان قرار گرفت.(۵)

نقل شد که در این روز امیرمؤمنان(علیه السلام) بر دوش پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) ایستاد و بالاى کعبه رفت و بت ها را به زمین انداخت و در هم شکست و به رعایت ادب، خود را از میزاب کعبه به پایین انداخت.(۶) برخى از مورخان و سیره نگاران، تاریخ فتح مکه را در روز سیزدهم رمضان ذکر کرده اند،(۷) ولى اکثر علماى شیعه و اهل سنت، روز بیستم رمضان را روز فتح مکه مى دانند.(۸)

۱- تاریخ ابن خلدون (ترجمه عبدالمحمد آیتى)، ج۱، ص ۴۳۲
۲- فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام (جعفر سبحانى)، ص ۴۳۱؛ الارشاد (شیخ مفید)، ص ۵۰؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۳۲؛ المغازى (واقدى)، ج۲،ص ۷۹۷
۳- فرازهایى از تاریخ اسلام، ص ۴۳۱؛ المغازى، ج۲، ص ۸۱۴
۴- تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۳۳؛ فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام، ص ۴۳۱
۵- تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۳۴؛ فرازهایى از تاریخ اسلام، ص ۴۳۵
۶- وقایع الایام (شیخ عباس قمى)، ص ۴۳
۷- البدایه و النهایه (ابن کثیر)، ج۴، ص ۳۲۶
۸- تاریخ الطبرى، ج۲، ص ۳۴۳؛ البدایه و النهایه، ج۴، ص ۳۲۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۳۴؛ وقایع الایام، ص ۴۲؛ مسارالشیعه (شیخ مفید)، ص ۹- رمضان در تاریخ (لطف الله صافى گلپایگانى)، ص ۲۲۰؛ المغازى، ج۲، ص ۷۸۰

وقوع غزوه بدر ۱۷ رمضان

 سال دوم هجرى قمرى

هنگامى که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از شدت آزار و اذیت اهالى مکه، ناچار گردید که به مدینه منوره هجرت نماید و پس از هجرت، نخستین نظام حکومتى اسلامى را در این شهر بر پا نماید؛ دشمنى اهالى مکه، به ویژه قریش و سران قبایل و طوایف این شهر نسبت به آن حضرت و مسلمانان مدینه فزونى یافت و سرانجام تصمیم به یورش نظامى به سوى مدینه گرفتند. سران قریش، مانند عتبه، شیبه، ولید بن عتبه، ابوجهل، ابوالبخترى و نوفل بن خویلد، رهبرى سپاه کفر و شرک را بر عهده داشتند و تعداد افراد آنان، نهصد و پنجاه تن بود و هر روز ده یا نه شتر براى اطعام سپاهیان مى کشتند.(۱) پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) در روز دوازدهم ماه مبارک رمضان سال دوم قمرى با تعدادى از یارانش به سوى کاروان قریش به سرپرستى ابوسفیان، رهسپار شد و در میان راه با تصمیم قریش مبنى بر هجوم آنان به سوى مدینه با خبر گردید(۲) و به سوى آنان حرکت کرد و زودتر از قریش به سرزمین بدر و چاه هاى آن رسید و چاه ها را به تصرف خویش در آورد. از آن سو، سپاه قریش نیز به بدر رسیده و در برابر سپاهیان اسلام قرار گرفتند. تعداد مسلمانان، سیصد و سیزده تن؛ حدود یک سوم سپاهیان کفر و شرک بود. در آغاز نبرد انفرادى و بسیارى سپس درگیرى گروهى به وقوع پیوست و سپاهیان اسلام با رهبرى خردمندانه پیامبر(صلی الله علیه و آله)، مشرکان و کافران را با شکستى سخت روبرو کرده و از بزرگان و فرماندهان آنان را کشتند، عده اى را زخمى و عده اى را اسیر کردند و مابقى، به سوى مکه عقب نشینى کرده و پیام پیروزى اسلام و شکست خفت بار کفر و شرک را به اهالى مکه رسانیدند. در این نبرد، دلاورى هاى حضرت على(ع) و حمزه سیدالشهداء به همراه سایر فرماندهان بسیار چشمگیر بود. تعداد کشته هاى مشرکان در این واقعه، بیش از هفتاد نفر بود(۳) که اسامى برخى از آن ها بدین قرار است: حنظله بن ابى سفیان، حارث بن حضرمى، عامر بن حضرمى، عُمیر بن أبى عمیر، عبیده بن سعید بن عاص، عاص بن سعید، عقبه بن ابى معیط، عتبه بن ربیعه، ولید بن عتبه، شیبه بن ربیعه، عامر بن عبدالله، حارث بن عامر، حارث بن ربیعه، ابوالبخترى، نوفل بن خویلد، نضر بن حارث، ابوجهل، عاص بن هشام، مسعود بن امیه، امیه بن خلف، على بن امیه و … (۴) گفتنى است که از میان هفتاد و چهار کشته مشرکان قریش، تعداد ۲۲ نفر به دست امام على(ع) به هلاکت رسیدند.(۵) اما اسیران آنان نیز بیش از هفتاد تن بودند که اسامى برخى از آنان عبارت است از: ولید بن عتبه، عمرو بن ربیع، خالد بن ولید، هشام بن ولید، عکرمه بن ابى جهل، اُبى بن ابى خلف و غیره، که تعداد دو نفر از آنان به دستور پیامبر اعدام و مابقى فدیه داده و پس از مدتى آزاد شدند.(۶) بسیارى از آیات سوره انفال و آیاتى از سوره دخان، فرقان، حج، مؤمنون، قمر، اعراف، مزمل، اسراء، یونس، ابراهیم، مؤمنون، سجده و صافات درباره این واقعه نازل گردیده اند.(۷) تاریخ وقوع این واقعه در روز هفدهم و به روایتى روز نوزدهم و به روایتى دیگر روز دهم ماه رمضان بوده است.(۸)

۱- المغازى (واقدى)، ج۱، ص ۱۹؛ منتهى الآمال (شیخ عباس قمى)، ج۱، ص ۵۴؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۰۲
۲- المغازى، ج۱، ص ۲۱؛ تاریخ الیعقوبى، ج۲، ص ۴۵
۳- المغازى، ج۱، ص ۱۴۴ و ص ۱۵۲؛ التنبیه و الاشراف (مسعودى)، ص ۲۰۴
۴- همان، ص ۱۴۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۰۵
۵- همان، ص ۱۵۲
۶- همان، ص ۱۳۰ و ص ۱۳۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۰۵؛ تاریخ الیعقوبى، ج۲، ص ۴۵
۷- همان، ص ۱۳۱
۸- همان، ص ۵۱؛ منتهى الآمال، ج۱، ص ۵۷؛ وقایع الایام (شیخ عباس قمى)، ص ۳۷؛ تاریخ الیعقوبى، ج۲، ص ۴۵؛ تاریخ الطبرى، ج۲، ص ۱۳۰ و ص ۱۴۸

ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) (۱۵رمضان)

روز نیمه ماه رمضان

روز پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرى، روز ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) مى باشد،(۱) و بنابر بعضى از اقوال، تولّد امام محمّد تقى(علیه السلام) در سال ۱۹۵ در این روز واقع شده، البتّه این قول غیرمشهور است.(۲)
به هر حال این روز، روز بسیار بافضیلتى است و دادن صدقه و خیرات و کمک به مستمندان در این روز پاداش زیادى دارد.

پی نوشت :
۱، منتهى الآمال، تاریخ زندگانى امام حسن مجتبى(علیه السلام) (البتّه برخى معتقدند ولادت آن حضرت سال دوم واقع شده است).
۲، همان مدرک، تاریخ زندگانى امام محمّد تقى(علیه السلام).

وصول نخستین نامه کوفیان به امام حسین (ع) ۱۰ رمضان

سال ۶۰ هجرى قمرى

شهر کوفه، در عصر امام حسین(علیه السلام) از شهرهاى تازه تأسیس و پرجمعیت عراق و جهان اسلام بود و بیش از چهار سال مقر خلافت امام على بن ابى طالب(علیه السلام) و کانون شیعیان مخلص و وفادار آن حضرت به شمار مى آمد. مؤمنان و دوستداران اهل بیت(علیهم السلام) در این شهر، در پیروى از امامان معصوم(علیهم السلام)و فداکارى در راه اهداف آنان، همیشه پیش تاز و پر تحرک بودند؛ گرچه وجود افرادى دو چهره، منافق و سست ایمان در میان آن ها، در مواقع حساس و خطرناک، زیان هاى زیادى متوجه اهل بیت(علیهم السلام) نمود، ولى با این حال، شیعیان و محبان اهل بیت(علیهم السلام)در این شهر، همیشه مورد توجه اهل بیت(علیهم السلام) و حساسیت دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) و زمامداران غاصب عصر خویش قرار داشتند. اهالى کوفه پس از آن که از هجرت اعتراض آمیز اباعبدالله الحسین(علیه السلام) از مدینه منوره به مکه معظمه با خبر شدند، انجمن هاى چندى برگزار کرده و به این نتیجه رسیدند که آن حضرت را به کوفه دعوت کرده و وى را یارى دهند(۱) و بار دیگر شاهد عدالت علوى، از سوى امام حسین(علیه السلام) در این شهر باشند. آنان، نامه هایى براى امام حسین(علیه السلام) نوشته و وى را به کوفه دعوت کردند. اسامى برخى از امضا کنندگان نامه ها عبارت بود از: حبیب بن مظاهر، سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعه بن شداد، شبث بن ربعى، حجّار بن ابجر، عبدالله بن وال، یزید بن حارث، عروه بن قیس، عمرو بن حجاج و محمد بن عمر تمیمى.(۲) برخى از آن ها از یاران معروف حضرت على(علیه السلام) و در رکاب آن حضرت بر علیه دشمنانش جنگ ها و نبردهایى کرده و هم اینک قصد یارى فرزندش امام حسین(علیه السلام) را نمودند. به هر روى، نخستین نامه کوفیان در دهم ماه مبارک رمضان سال ۶۰ قمرى به دست امام حسین(علیه السلام) رسید و از آن پس نامه هاى فراوان دیگرى پى در پى به محضر آن حضرت ارسال مى شد.(۳) در برخى از این نامه ها آمده بود: امّا بعد، باغ هاى کوفه سبز و خرم گشته و میوه هاى آن رسیده است. هرگاه اراده ات تعلق گرفت، با لشگریان پیروزت به سوى ما بیا. در نامه دیگر آمده بود: امّا بعد، با سرعت و به زودى به سوى ما حرکت کن که همه چشم انتظار توییم و به غیر تو کس دیگر را نمى خواهیم.(۴) امام حسین(علیه السلام) در آغاز، سکوت اختیار کرد و پاسخى به نامه هاى کوفیان نداد، تا این که نامه هاى آنان به حدود دوازده هزار عدد که پاى هر یک از آن ها را چندین نفر و یا ده ها نفر امضا کرده بودند، رسید.(۵) در آن زمان به آنان پاسخ مثبت داد و درخواستشان را پذیرفت.

۱- الارشاد (شیخ مفید)، ص ۳۷۸؛ منتهى الآمال (شیخ عباس قمى)، ج۱، ص ۳۰۲
۲- همان
۳- وقایع الایام (شیخ عباس قمى)، ص ۳۰
۴- الارشاد، ص ۳۷۸؛ منتهى الآمال، ج۱، ص ۳۰۲
۵- منتهى الآمال، ج۱، ص ۳۰۳؛ لهوف سید بن طاووس، ص ۵۱