قرن ششم

نوشته‌ها

تفاسیرعرفانی شیعه

تفسیر عرفانی گونه ای از  تفسیراست که مفسر ابتنای آن را بر تأویل ظاهر الفاظ قرآنی می­ نهد پیشینۀ این تلقی از قرآن که درورای ظاهرالفاظ بطون مختلفی پنهان است و کشف و شهود عرفانی دست یابی بدان را ممکن می سازد سبب بروز این گونه ازتفاسیرشده است . اساساً اهل عرفان خود را خواص وبرخی ارسرشناسان آنان خود را «خاص الخواص » می دانند وبراین باورند که راه آن ها برای دریافت مطالب واسرار نهفتۀ الهی بهترین راه است وفقط برای ایشان ممکن و بر دیگرافراد پوشیده است باتوجه به دیدگاه آنان ، تفسیرعرفانی مجموعه ای ازدریافت های درونی عارف وحاصل تأملات واستنباط های ذوقی وتجارب فردی وعرفانی است. انواع رمز پردازی­ها وگرایش ­های استعاری در این گونه به منصۀ ظهور می­رسد و در آن عارف بر مبنای تعالیم عرفانی و یا ذوق وجدانی حاصل از شهود باطنی به تأویل ظواهر آیات قرآن دست می­زند. این رویکرد تفسیری برآیند مبانی ویژه هستی شناسی ومعرفت شناسی عارفان است . عارفان برای جهان هستی باطن وظاهری قائل اند ومعتقدند که هستی هر لحظه از بطون به ظهورمی­آید و دو باره از ظهور به بطون می­رود و ، ازاین رو هم چون تنفس دارای قبض وبسط است (ابن عربی ، ج 2 ، ص 391- 392) . ایشان با برخی بیانات به هم گونی این قبض وبسط وظاهروباطن درانسان وجهان ودرقرآن نیزپرداخته اند (شایگان ، ص 110) .

تفسیر سهل تستری ازقدیم ترین نمونه ­های تفسیرعرفانی است و پس از آن حقایق التفسیر سلمی را باید نام برد که بر ساخته از مجموعه ­ای از تفاسیر منسوب به امام جعفر صادق (ع) است که در بخش مربوط به تفاسیر امامان به وصف آن پرداختیم . گفتنی است که بسیاری از تفاسیرعرفانی در قرن 7 ق درعصر سیطرۀ مغولان بر محافل اسلامی پدید آمده و شاید سرخوردگی ­ها مردم آن عصرگرایش به این دست آثار را تشدید کرده است. از دستاوردهای این جریان تحریر مجدد و تکمیل تفسیر خواجه عبدالله انصاری به همت رشید الدین احمد بن ابی سعید میبدی با عنوان کشف الاسراربود . تفسیر میبدی دارای سه لایۀ مضمونی است؛ لایۀ اول ترجمه­ای از آیات به فارسی است و در لایۀ دوم مباحثی مبتنی برعلم ظاهر از مباحث ادبی و احادیث و اسباب نزول آمده است و لایۀ سوم به تفسیر اشاری (اشارۀ ظاهرآیه برمعنا) اختصاص یافته است . در بخش مهمی از این لایۀ آخر اقوال تفسیری خواجه عبدالله انصاری آمده و مفسر به اقوال برخی از دیگر بزرگان صوفیه مانند جنید و شبلی و با یزید بسطامی نیز توجه کرده است هم زمان ، روزبهان بقلی هم ، که خود صاحب آموزه ای مهم در تصوف بود، عرائس البیان را تدوین کرد. سال­های انتقال از قرن 6 به 7 ق ، یعنی سال­های ظهوربرخی ازبزرگان طریقه های صوفیه درشرق اسلام  تأثیراتی در تفسیرنویسی آن قرن گذاشت . افزون بر تفسیرالتأویلات النجمیه ی شیخ نجم الدین کبری ، صوفی خوارزمی و بنیانگذارطریقۀ کبرویه (بروسوی ج ، 1، ص 7) ، نجم الدین دایه هم ، که با یک واسطه طریقت را از او گرفته بود ، راه او را ادامه داد و تفسیری عرفانی نوشت . دراین میان ، التأویلات کمال الدین عبدالرزاق کاشی نقطۀ عطفی درتاریخ تفسیرعرفانی دراین عصراست .

ارشد الدین نیریزی (- شیراز604 ق)

فقیه ، محدث درقرن های 6 و 7 ق .

ابوالحسن علی بن محمد ، اهل نیریز . در برخی منابع کنیۀ او را ابوالفضل هم گفته اند اگرچه از زمان تولد او اطلاعی در دست نیست ، با توجه به تاریخ درگذشت برخی ازاستادانش ، می توان دهه های نخست قرن 6 ق را حدود زمانی تولد او درنظرگرف، پس از آموختن دانش های اولیه در دیارخود ، نیریز ، وسپس شیراز ، برای زیارت خانۀ خدا ونیزافزون بردانش خویش راهی سفرشد (جنید شیرازی ، ص 372 – 376) . ارشد الدین درعلوم دینی مهارت داشت ودرمقام فقیه ومحدث بسیارمشهوربود . وی ، افزون برشیراز ، درسفرهایی به حجازوعراق ، محضراستادانی را درک کرد که ازجملۀ آن ها می توان به ابوالوفا احمد بن ابراهیم فیروزآبادی وشیخ توران کبیروابومقاتل مناوربن فرکوه دیلمی اشاره کرد (کربن ، ص 22) . دربازگشت به شیراز ، امامت مسجد عتیق شیراز را برعهده گرفت وبه همین مناسبت دربرخی منابع او را « عتیقی» نیزخوانده اند. برخی ازبزرگان ، به ویژه مشاهیر عرفان ، محضراو را درک کرده اند وازشاگردان وراویان اویند وازآن جمله اند شیخ روزبهان بقلی شیرازی و عزالدین مودود زرکوب وفرزندش ، عماد الدین محمد ، وسراج الدین مکرم ، قاضی القضات فارس . درمنابع دربارۀ نوع رابطۀ نیریزی وروزبهان سخن بسیارآمده است وگویا ، افزون برجلسات گوناگون ، دربرخی ازمجالس سماع صوفیانه نیز باهم شرکت می کرده اند . با آن که نیریزی صوفی نبود ، بسیاربه زهد گرایش داشت ودربارۀ روزبهان آورده است : « اگرآنچه من ازشیخ روز بهان دیدم ملک مقرب نیز می دید ، به چرخ می آمد « روزبهان ثانی ، ص 53) .

نیریزی آثاری درحدیث وادب وتفسیرداشت که با کورة الطلب لاهل الادب و تنویرالمصباح فی شرح المصابیح به ترتیب درادب وحدیث است . اثرتفسیری اوبا عنوان مجمع البحرین نیزازشهرت بسیاری برخوردار است . با توجه به گرایش نیریزی به زهد ومباحث عرفانی ، درتفسیرخود به تمایلات اخلاقی وزهد گرایانه توجه تا داشته است (عتیقی بخشایشی ، طبقات مفسران شیعه ، ج 2 ، ص 202 – 203) .

روزبهای شیرازی (فسا 522 – شیراز606 ق)

عارف مفسردرقرن های 6 و 7 ق .

ابومحمد روزبهان بن ابی نصربقلی ، اهل فسا . علوم پایه را درزادگاه خود آموخت . درحدود 25 سالگی حالتی به او دست داد که سبب دوری او ازخلق شد واو را به انزوا کشاند . روزبهان درطول زندگی سفرهای بسیارکرد ودرکرمان و عراق وشام واسکندریه حضور یافت وازافراد بسیاری دانش آموخت که این دانش را باید به دانش ظاهرودانش باطن تقسیم کرد . ازمشایخ اواطلاعات چندانی دردست نیست وفقط نام برخی ازآن ها درمنابع یاد شده است . اصلی ترین استاد او ارشد الدین نیریزی است که درحق شاگردش بیان کرده است که درقیامت شاگردان به استادان خود مفتخر می شوند ، اما من به شاگردی روزبهان . ازدیگرمشایخ اویند شیخ جاگیرکردی وفخرالدین ابوطاهراصفهانی وشیخ سراج الدین محمود بن خلیفۀ بن عبدالسلام سالبه (ص 219) .

آثارروزبهان این هاست : عبهرالعاشقین ، که با مقدمه وتصحیح هانری کربن ومحمد معین درتهران انتشاریافت ؛ کشف الاسرار ، که ترجمۀ احوال روحانی خود اوست و مؤلف آن را در577 ق به زبان عربی تألیف کرده وبخشی ازآن دراستانبول در1971چاپ شده است . شرح شطحیات ، که ترجمه وشرحی برمنطق الاسراراست وهانری کربن آن را در1913 درپاریس به همراه بخش هایی ازالطواسین حسین بن منصورحلاج منتشرساخته است . تفسیرعرائس وی نیزاثری ارزشمند ودرخورتوجه است . این تفسیر ، چنان که ازمؤلفش انتظارمی رود ، درقالب رمزپردازی ها واشارت وبرطریق عارفانه تألیف شده ودرآن آرای بزرگان صوفیه وعرفای پیشین گرد آوری شده است . باید این تفسیررا قدیم ترین تفسیرعرفانی قرآن کریم دانست که با عقاید صوفیه مطابق وبرتأویل های عارفانه مبتنی است .

روزبهان درمقدمۀ اثرخود علت تألیف را بیان کرده است : « چون کلام الهی را ازلی وازجهت ظاهروباطن نامحدود یافتم ، دانستم که کسی را توان رسیدن به کمال وغایلت معانی آن نیست ؛ پس برآن شدم نا ازاین دریاهای بی کران جرعه ای چند ازحکمت های ازلی وافاضات ابدی بنوشم . سپس به نقل اقوال استادان خود پرداختم و ازمیان آن ها بهترین وظریف ترین را برگزیدم» .

ازشاخصه های مهم این اثرجایگاه زنجیره ای آن درمیان آثارتفسیری عرفانی است . دراصل ، این اثردرادامۀ مسیرلطایف الاشارات قشیری وعرفان غزالی تدوین شده است ومؤلف تلاش کرده تا میراث پیشینیان خود تا آن زمان را یک جا گرد آورد و مجموع آن را به نسل بعد انتقال دهد (قاسم پور ، « روزبهان . . . » ، ص 86 – 95) .

نجم الدین دایه (ری – 654)

عارف نامی قرن 7 ق

نجم الدین عبدالله بن محمد اسدی ، معروف به دایه ، اهل ری . وی درطریقت برمشرب شیخ نجم الدین کبری بود وشیخ مجدالدین بغدادی انتقال دهندۀ طریقت نجم الدین کبری به وی بوده است . نجم الدین دایه از ری به عراق وباری دیگربه همدان واردبیب وازآن جا به آسیای صغیرسفرکرد وامکان آن را یافت تا دراین سفرها محضرشیخ شهاب الدین سهرودی وشیخ صدرالدین قونوی ومولانا جلال الدین بلخی را درک کند . درمنابع به آغازسفراو دراواخرقرن 6 ق اشاره شده ومحمد ریاحی براین نظراست که اودر600 ق درمصربوده است (موحدی ، ص 37 – 38) .

ازمیان مشایخ اوباید ابورشید محمد غزال وعبد المعزهروی ومنصوربن فراوی و ابن عویس وابوالجناب احمد خیوقی را نام برد . هم چنین ، بسیاری نزد او درطریقت گام نهادند وبرخی نیرنه درمسرعرفان ، که با درک محضرا ودرشمارراویان وی قرارگرفته اند که ازمیان آن ها می توان به شمس الدین محمد بن حسن ساوجی و شرف الدین دمیاطی ومحی الدین محمد شاه غزالی واسماعیل بن عثمان قصری و قطب الدین بن قسطانی اشاره کرد (ذهبی ، تا ، ریخ الاسلام ، ج 52 ، ص 167 ؛ مستوفی ، ص 671؛ صفدی ، ج 17 ، ص 579) . نجم الدین دایه آثاربسیاری تألیف کرده که بی شک مهم ترین آن ها مرصاد العباد من المبدأ الى المعاد (چاپ محمد امین ریاحی ، تهران ، 1352 ش) است . افزون براین ، باید ازکتاب های مرموزات اسدی درمرموزات داوودی (چاپ محمد رضا شفیعی کدکنی ، تهران ، 1352 ش) ومنارات السائرین ومقامات الطائرین (چاپ سعید عبدالفتاح ، کویت) ورسالۀ الطیور(چاپ محمد امین ریاحی ، تهران ، 1371ش) ورسالۀ عقل وعشق (چاپ تقی تفضلی ، تهران ، 1367 ش) یاد کرد .

نجم الدین دایه در اواخرعمر تفسیری عرفانی با مفاهیمی در تأویل آیات با عنوان بحرالحقائق في التفسيرالسبع المثالى تأليف كرد . اين تفاسيرازآغازسورۀ حمد تا پایان سورۀ طوررا دربر دارد وعلاء الدولۀ سمنانی ، که خود هم مشرب نجم الدین بود ، آن را به پایان رساند . تفسیربرسیاق مرصاد العباد است ودرنسل های بعد ازوی بسیارمورد اقبال اهل عرفان قرارگرفته است . البته برخی درصحت انتساب این تفسیربه وی تردید کرده و آن را ازتألیفات شیخ نجم الدین کبری دانسته اند ؛ اما ، به دلایل گوناگون ، ازجمله همسانی متن این اثر با مرصاد العباد وارجاع مؤلف به  برخی آثاردیگرش هم چون منارات السائرین ، تردید درصحت انتساب چندان صحیح نمی نماید (موحدی ، ص 48 – 55) .

پی نوشت ها:

ابن عربی ، محی الدین (بی تا) . الفتوحات المکیة ، به کوشش عثمان یحیی ، قاهره ، الهیئه العلمية العامة .

بروسوی ، اسماعیل حقی (1287 ق) . روح البیان ، استانبول ، ج 1.

جنید شیرازی (1328) . شد الازارفی حط الاوزارعن زوار المزار ، به کوشش محمد قزوینی وعباس اقبال ، تهران .

کربن هانری (1376) .« تصوف روزبهانی» ، ترجمۀ محمد علی اخوان کیهان فرهنگی ، ش 132 .

روزبهان بقلی (1380) . عبهرالعاشقین ، به کوشش جواد نوربخش ، تهران .

روزبهان ثانی ، ابراهیم (2003) . تحفة العرفان ، به كوشش جواد نوربخش ، تهران .

عقیقی بخشایشی ، عبدالرحیم (1371) . طبقات ، مفسران شیعه ، قم ، نوید اسلام .

موحدی ، محمد رضا (1380) . «نجم الدین رازی وتفسیرعرفانی قرآن » ، بینات ، ش 30 .

ذهبی محمد حسین (1408ق) . تاريخ الاسلام ، به كوشش عمرعبدالسلام ، بیروت ، ج 52 .

مستوفی ، حمدالله (1362) . تاریخ گزیده ، به کوشش عبدالحسین نوائی ، تهران .

منبع: نقش شیعه در فرهنگ و تمدن

 

ابوالفتوح رازی

مفسر قرن ششم ابوالفتوح رازی (ری480 – 552)

جمال الدین حسین بن علی بن احمد خزاعی ، اهل ری . خاندان وی از حدود قرن های 1و 2 ق به ایران آمده بودند وغالباً هم اهل علم بودند . نیاکان او از دانش آندوختگان مکاتب شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و بسیاری کسان دیگر بودند و عموی پدرش، ابو محمد عبدالرحمان بن احمد، معروف به مفید نیشابوری، ازمحدثان بنام امامی بود. ابوالفتوح نزد عالمان خانواده­اش پرورش یافت و مخصوصاً ازعموی پدرش بهرۀ فراوان برد. هم چنین، از ابوعلی طوسی و عماد­الدین ابومحمد حسن بن محمد قاضی استرآبادی وابوالحسن علی بن ناصربن رضا بهره برد (ابن شهرآشوب ، مناقب ، ج 1، ص 11- 12 ؛ صاحب معالم ، ص 47) .

ابوالفتوح دربسیاری ازعلوم متداول زمانه اش چون حدیث وفقه واصول وقرائت وادب مهارت داشت ، اما گرایش اصلی اوتفسیربود . بسیاری از نام آوران تاریخ شیعه نزد اوکسب فیض کرده اند که ازآن جمله می توان به شیخ منتجب الدین رازی و ابن شهرآشوب وابوطالب نصیرالدین عبدالله بن حمزۀ طوسی وعمادالدین ابوالفرج فرزند قطب الدین راوندی اشاره کرد (منتجب الدین ، ص 48 ؛ ابن شهرآشوب ، مناقب ، ج 1، ص 12 ؛ صاحب معالم ، ص 35) .

بیش ترین اسباب شهرت ابوالفتوح تفسیراوبا عنوان روض الجنان است که  تفسیری به زبان فارسی است . زمان تقریبی تألیف این اثرماندگاردرتاریخ ادب فارسی را برخی حدود 533 ق دانسته اند واین نظربرمبنای وجود نسخه ای ازآن است (یاحقی ، مقدمه بر روض الجنان ، ص 60 – 61) . روض الجنان ازمنظرگرایش تفسیری ازتفاسیرجامع است . مطالب ومسائل گوناگون ادبی وکلامی وفقهی وتاریخی وعرفانی واخلاقی دراین اثربا شیوایی بیان شده ورویکرد آن استدلالی وبرهانی است . هم چنین ، سادگی وروانی آن سبب شده تا ازهمان زمان تألیف بیش ترین مخاطب را به خود جلب کند .

تفسیرابوالفتوح را باید ادامۀ سنت تفسیرهای قصصی و واعظانه دانست که پیش ترین ازآن درزبان فارسی آثاری مانند ترجمۀ تفسیرطبری وتفسیرسورآبادی با این گرایش تدوین شده بود وازهمین روست که ابوالفتوح درتفسیرخود ازآثارقصص ، مانند آثارثعلبی ، سود جسته است . بنابراین ، به همان میزان که ازمنظرگرایش تفسیری باید آن را درشمارجوامع درنظرآورد ، ازنظرویژگی های محتوایی درزمرۀ آثارواعظانه قرارمی گیرد .

تفسیرنظام مند ابوالفتوح اسلوب عامه ویژه ای دارد و ، آگرچه دارای احادیث وروایاتی ازاهل بیت (ع) است ، روایات عامه هم درجای جای آن مشاهده می شود . ابوالفتوح ، برخلاف بسیاری ازتفاسیرمعاصرش ، کم تربه مباحث کلامی وارد شده وسبک پیشینیان خود درتفاسیرواعظانه را ادامه داده است . اوازروایات قصصی وغالباً اسرائیلیات استفاده کرده ، اما بسیاری ازشاخ وبرگ های اضافی را حذف کرده است . شواهد شعری فارسی وعربی بسیاری دراین اثرآمده و امثال وحکم آن را شیواتر کرده است (خرمشاهی ، « تفسیر . . . » ، ص 22 – 24) .

ابوالفتوح دراین اثرنخست به ذکرنام سوره وفضایل وثواب قرائت آن و ، پس از آوردن آیات ، به توضیح لغوی ومباحث صرف و نحو و شیوۀ قرائت و بررسی اختلاف قرائات محتمل پرداخته است . تبیین مفاهیم مربوط به شأن نزول آیات و سرانجام توضیح مفاهیم تفسیری آیات درادامۀ کارمفسرقرارمی گیرد . این تفسیر ، درطول تاریخ ، افزون برجنبه های ارزشمند تفسیری ، ازجنبۀ زبان اثرنیزمورد توجه بوده است . خود مؤلف هم با التفات به مخاطبان فارسی زبان به تدوین این اثردست زده است . اودرمقدمۀ تفسیرآورده است : « چون جماعتی ازدوستان وبزرگان ازاماثل و اهل علم وتدین اقتراح ] = درخواست[   کردند که دراین باب جمعی باید کردن ؛ چه ،

اصحاب ما را تفسیری نیست مشتمل براین انواع . واجب دیدم اجابت کردن ایشان و وعده دادن به دو تفسیر: یکی به پارسی ویکی به تازی ، جزکه پارسی مقدم شد برتازی ؛ برای آن که طالبان این پیش تربودند وفایدۀ هرکسی بدو عام تربود» (رازی ، ابوالفتوح ، ج 1، ص 2 – 3) .

بی شک ، این اندیشۀ مؤلف كاملاً درست ودقیق بوده وپس ازبرخی تفاسیرفارسی ، مانند ترجمۀ تفسیرطبری وتاج التراجم وتفسیرسورآبادی وتفسیرکیمبریج (تفسیری ازقرن 7 ق که دردانشگاه کیمبریج نگه داری می شود) ، این اثردرطول تاریخ ماندگاروبسیاراثرگذاربوده است . استواری متن و قدمت آن ، که آن را درشمارآثارادبی پایدارو پرحجم قرن 6 ق جای می دهد ، سبب شده این تفسیرجایگاهی عظیم یابد و به ویژه درقرن های اخیرآثارگوناگون درمباحث ادب فارسی براساس این کتاب پدید آمده است .

ازجمله مهارت های مفسردراین اثراحاطۀ تام بر مفردات واصطلاحات زبان فارسی است . به کارگیری « فسوس » به جای « استهزا» و«دیو» به جای « شیطان » وهمین طور اصطلاحاتی مانند « خداوندان علم » دربرابر « اولو العلم » و « کارشکسته (کارشکسته)» درمقابل « ذلول» ونمونه هایی این چنین درجای جای اثرنشانۀ توانمندی مفسردرهردوزبان مبدأ (عربی) ومقصد (فارسی) است . ابوالفتوح با تکیه براحاطۀ خود برموضوعات تاریخی وسیرۀ نبوی واحادیث به استشهاد ازاحادیث وروایات و تاریخ دست زده است . هم چنین ، اودرمقام واعظ ، هرجا که فرصتی یافته وموقعیت ایجاب می کرده ، به وعظ وپنددهی پرداخته است (معرفت ، ج 2 ، ص 262 – 272) .

روض الجنان ازتفاسیرمعتبرشیعیان است واز زمان تألیف مورد استفاده واستناد بوده است . درسخن ازتأثیرگذاری این اثردردیگرآثارتفسیری بعد ازآن ، باید تصریح کرد که نقش روض الجنان درتفسیرگازرانکارناپذیراست وحتی برخی تفسیرگازر را خلاصه ای از روض الجنان دانسته اند (محدث ، مقدمه برتفسیرگازر ، ص « ی ») . تفسیرمنهج الصادقین ملا فتح الله کاشانی را ، از آن رو که نویسنده اش بسیارتحت تأثیرتفسیرگازربوده ، می توان با یک واسطۀ تأثیرگرفته ازروض الجنان دانست .

ازروض الجنان چاپ های متعددی صورت گرفته است که برخی ازآن ها عبارت اند ازچاپ سنگی تهران ، 1333 ق ، درقم ، 1404 ق ، ازآن افست شده است . چاپ

تهران به تصحیح وبا حواشی مهدی الهی قمشه ای در1334 -1335 ش وچاپ بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی به تصحیح محمد جعفر یاحقی ومحمد مهدی ناصح درمشهد ، 1365 – 1374 ش ، ونیزتصحیح علی اکبرغفاری وابوالحسن شعرانی ازاین اثرکه درتهران ، 1382 – 1385 ، ق انتشار یافت چاپ های دیگراین کتاب اند .

پی نوشت ها:

ابن شهرآشوب ، محمد (1380 ق) . معالم العلماء ، نجف .

صاحب معالم ، حسن (1403ق) . « الاجازة الكبيرة» ضمن بحارالانوارمجلسی (ج 106) ، بیروت .

منتجب الدین رازی ، علی (1408 ق) . الاربعون حدیثاً . قم .

خرمشاهی ، بهاء الدین (1376) . « جایگاه تفسیرآیت الله سید مصطفی خمینی » بینات ، ش 15

ابوالفتوح رازی ، حسین (1382 – 1385 ق) . روض الجنان وروح الجنان (تفسیر) ، به کوشش ابوالحسن شعرانی وعلی اکبرغفاری ، تهران .

معرفت ، محمد هادی (1380) . تفسیرومفسران ، قم ، ج 1، 2 .

منبع: نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلامی

امین الاسلام طبرسی

طبرسی (تفرش 467 – 548 ق)طبرسی مفسر قرن ششم

فقیه ، مفسربرجستۀ قرن های 5 و 6 ق .

ابوعلی فضل بن حسن بن فضل ، ملقب به امین الاسلام ، اهل تفرش . درخاندانی روحانی به دنیا آمد(سبحانی ، ص 108) وبسیاری ازاعضای خاندان وی ، ازجمله پدرش ، ازفضلا وبزرگان وعالمان دین بوده اند . دانش های اولیه را نزد پدربزرگوارش آموخت و توانست محضربرخی ازبزرگان زمانۀ خود را درک کند . ازمیان استادان وی می توان به افراد زیر اشاره کرد : ابوعلی طوسی (فرزند و راوی اصلی شیخ طوسی) ، حسن بن حسن (جد شیخ منتجب الدین) ، شیخ ابو الوفای رازی ، سید ابوطالب جرجانی ، سید ابوالحمد مهدی بن نزارقائنی ، ابوالقاسم عبید الله بن عبدالله حسکانی .

بی شک ، درمیان مشایخ او ، نام شیخ طوسی می درخشد . طبرسی دانش خود را به نسل بعد انتقال داد و شاگردان وراویان بسیاری تربیت کرد که از جملۀ آن هایند، فرزندش، حسن بن فضل طبرسی، پدیدآورندۀ کتاب ارزشمند مکارم الاخلاق ؛ قطب الدین راوندی ، صاحب تفسیر؛ شیخ منتجب الدین ، صاحب فهرست معروف ؛ ابن شهرآشوب مازندرانی ، مؤلف معالم العلما ومناقب ؛ شاذان بن جبرئيل قمی ؛ عبدالله بن جعفردوریستی . همۀ شاگردان طبرسی ازعالمان طراز اول محافل شیعه بودند . فضل بن حسن طبرسی آثار بسیاری از خود برجای نهاده است که برخی ازان ها ، مانند اعلام الوری بأعلام الهدی ، بسیارمشهورند که این کتاب درفضایل ومناقب امامان (ع) تألیف شده است . ازدیگر آثاراوست تاج الموالید (درانساب) ، النورالمبین ، الآداب الدینیة الخزانة المعينية .

بی گمان ، اصلی ترین آثارطبرسی همان تفسیراوست : مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، الکاف الشاف من کتاب الکشاف ، جوامع الجامع . شناخته ترین تفسیروی ، مجمع البیان ، کتابی سرشارازنکات ومسائل مربوط به ادب ولغت وقرائات وحجج مختلف و مباحث کلامی وغیره است . این کتاب درمیان سال های 530 تا 534 یا 536 ق تألیف شده وتقریباً با تأليف الكشاف زمخشرى هم زمان است ، هرچند طبرسی هنگام تفسیر مجمع البیان ازتألیف الکشاف بی اطلاع بوده است طبرسی تفسیر خود را چنین معرفی کرده است : « تفسیری خلاصه وپیراسته ودارای انتظامی درخورکه اقسام دانش های قرآنی وفنون مربوط به آن را درخور دارد ومطالب اصلی وفرعی آن عبارت است ازقرائت واعراب ولغت وغوامض ومشکلات آن واسباب نزول وتاریخ وقصص و حکایات وآیات الاحکام وفقهیات .

طبرسی هنگام تألیف مجمع البیان به کتاب تفسیری التبیان استاد خویش توجه وبدان تمسک کامل داشته است . او بر این نظربود که تفسیرالتبیان درمیان دیگرآثارتفسیری عامه وخاصه کاملاً برجسته است ؛ چه ، کتابی است متضمن معانی ومفاهیم و اسراربدیع قرآن با شرح وبسط الفاظ ولغات فراوان وانوارالهی ازآن آشکاراست (طبرسی ، فضل ، مجمع البیان ، ج 1، مقدمۀ) . درواقع ، طبرسی درمجمع البیان به تکمیل وتهذیب التبیان پرداخته واین تا حدی است که گاه عباراتش با شیخ طوسی مطابقت کامل دارد . ازحیث جامعیت ، طبرسی همۀ موضوعات مورد نظرشیخ طوسی را دنبال کرده ، اما مباحث گسترده ای ازقرائت وتوجیه اختلاف قرائات برخی موارد دیگر را به تفسیر شیخ طوسی افزوده وکاراو را تکمیل کرده است .

ازدیگر موضوعات مهم دربارۀ اثرطبرسی دیدگاه اودرحجیت ظواهر کتاب است . وی تفسیر به رأی را تأیید وازحجیت ظاهر کتاب دفاع وبیان کرده که تفسیر ، اگر برشواهد لفظی صورت گیرد ، رواست (همان ، ص 39 – 40) ، مفسربا ذهنی آماده ودقیق ومنظماً هربحث را با مکی بودن ومدن بودن آیات وتعداد آیات ووجوه نام گذاری و ، درصورت لزوم ، با بیان اسامی دیگر شروع کرده و درادامه به بیان فضایل وخواص تلاوت سوره وروایات آمده دراین خصوص واختلاف قرائات وبیان اعراب پرداخته است . وی نه زیاده گویی ونه کم گویی را روا دانسته وبراین نظربود که اذهان مردم زمانۀ اوتحمل درک علوم گوناگون را ندارند وازورود به موضوعات پرمخاطره احساس نگرانی می کنند (همان جا) . به همین سبب ، درادامۀ بحث ازهرآیه ، با ذکری ازغوامض وعلل واسباب نزول ، به آرامی وارد تفسیروتأویل شده و ، بیان مناسب و ارتباطات آیات قبل وبعد با یک دیگر ، موضوعات مرتبط با قصص واحکام شرع را بررسی کرده است . طبرسی برای هریک ازاین قسمت ها نامی مانند معنی ولغت و نظم وقصص مشخص کرده وموضوعات را ذیل همان نام آورده است . بدین ترتیب ، خواننده به راحتی می تواند موضوعات گوناگون را ازهم تفکیک وفقط موضوع مورد نظر خود را مطالعه کند .

مجمع البیان تفسیری جامع است که مؤلف درآن ازدوبازوی محکم عقل و نقل بهرۀ فراوان برده است . روایات واحادیث بسیاری درجای جای اثر آمده ، و درکنارآن بهره گیری مفسر ازعلوم عقلی آشکاراست . برخی ازمعاصران ، با دقت دربخشی هایی ازاین تفسیر ، تلاش کرده اند تا حتی الامکان برخی آرای کلامی طبرسی درمجمع البیان را شناسایی وبررسی کنند («آراء کلامی . . . » ، ص 24 – 49) .

تفسیراثرگذارمجمع البیان بارها درمصر وبیروت و ایران منتشرشده است . برخی ازچاپ های معتبرآن این هاست : صیدا ، 1333 ق ؛ تهران ، 1338 ق ، با تصحیح وتعلیق ابوالحسن شعرانی ؛ چاپ محمد شلتوت دردارالتقریب قاهره ؛ چاپ ده جلدی بیروت ، 1379 ق ؛ بیروت ، 1415 ق .

چنان که قبلاً کفتیم ، طبرسی درهنگام نگارش مجمع البیان تفسیرمعاصرخود ، یعنی الکشاف رمخشری ، را دراختیارنداشته است ، اما به محض دست یابی بدان ، که بدون شک پس از536 ق بوده ، تفسیری به نام الکاف الشاف تحریر کرده وازشیوۀ زمخشری درتدوین این مختصرپیروی کرد . اطلاعاتی دربارۀ این کتاب درمنابع آمده است ، اما ازخود کتاب نشانی دردست نیست . پس ازآن ، به تألیف سومین اثر تفسیری خود با عنوان جمع الجوامع مبادرت ورزید (حکیم باشی ، ص 6) .

او ، دراواخرعمر ، به درخواست فرزندش وبرخی دیگر ، تفسیر مجملی برای غیرمتخصصان تألیف کرد که دراین ثرمی خواست دواثرپیشین را مختصرومفید دراختیارخوانندگان قراردهد وبه همین سبب کتاب خود ، که مجمع میان آن ها بود ، جمع الجوامع نام نهاد . وی ، که به ویژه دردومین تفسیرش شیوۀ زمخشری درالکشاف را ملاک کارخود قرارداده وگزیده ای ازآن برساخته بود ، این بارترجیح داد با الکشاف هماهنگی وهمسویی بیش تری داشته باشد ، چنان که حتی می توان آن را اقتباسی ازتفسیرزمخشری دانست . درتوصیف این اثر ، که همیشه تحت الشعاع مجمع البیان کم تربدان پرداخته شده ، دوشاخصۀ مهم گرایش ادبی و اختصارشایان ذکر است . اساساً این اثردرمجموعۀ تفاسیراجتهادی با شاخص جامع نویسی قرارمی گیرد . طبرسی ، برای اختصاربیش تر ، درمواردی ، با استفاده ارحروفی مشخص کننده ، ازتکرارواژگان خود داری کرده است . مثلاً ، « ق» و « ت» را برای تفکیک « قرآن » و « تفسیر » به کاربرده است . تأثیرپذیری طبرسی ازالکشاف به حدی است که حتی دربارۀ آن آیاتی که زمخشری تفسیرنکرده یا قرائتی غیرازقرائت عاصم برایش برگذیده اوهم به همین شیوه عمل کرده است . درمقابل ، طبرسی ، هرگاه فرصتی یافته ، موضوع را با گرایشی ها شیعی پیوند زده است (حاج منوچهری ، ذیل « مجمع الجوامع») .

وی درآغازهر سوره نخست شناسه های اولیه ، ازجمله مکی بودن ومدنی بودن و تعداد آیات وفواید سوره ها وقرائت آن ها وروایاتی دراین زمینه ، را درحد چند سطر آورده و ، پس ازآوردن چند آیه ، به تفسیرپرداخته است . دربخش تفسیر ، آیات درحد اختصارو مفاهیم واژگان وجملات بیش تر با منظرادب عرب آمده است . دراین میان ، به فراخور آیه ، مباحث تفسیری درکلام وفقه را هم بیان کرده است . بخش های تفسیری آیات مختصروکوتاه است وخواننده بدون درگیری با موضوعات ومباحث تخصصی امکان ادامۀ قرائت قرآن را دارد . طبرسی درمجمع الجوامع ، که تفسیری غیرمأثورودرایی است ، کم ترین حجم را به روایات اختصاص داده است (همان جا) .

تفسیرمجمع الجوامع ، که براساس مقدمۀ آن آخرین اثرطبرسی بوده ، بارها به چاپ رسیده است . نخستین چاپ آن درتهران ، 1321ق ، به صورت سنگی صورت گرفت . محمد علی قاضی طباطبایی در1383 ق چاپی مصحح ازآن را انتشارداد . تصحیح ابوالقاسم گرجی با مقدمه ای مفصل وارزشمند درانتشارات دانشگاه تهران درقطع رحلی درچهارجلد انتشاریافت وبعدها در1367 ش با مشارکت دانشگاه تهران و شورای مدیریت حوزۀ علمیۀ قم باری دیگرمنتشرشد . افزون براین ، دربیروت هم انتشارات دارالانوار ، در1405ق آن را به چاپ رساند . هم چنین ، دوجلد ازترجمۀ فارسی احمد امیری شاد مهری ازاین اثرنیز تاکنون درتهران در1374 – 1375 ش منتشرشده است .

پی نوشت ها:

سبحانی ، جعفر (1381) . « شخصیت مفسرومتکلم بزرگ شیخ طبرسی دراندیشۀ بزرگان » کلام اسلامی ، ش 44 .

طبرسی ، فضل (1367) . مجمع الجوامع ، به کوشش ابوالقاسم گرجی ، تهران .

حکیم باشی ، حسن (1381) . « طبرسی ؛ اسوه والگوی مفسران » ، پژوهش های قرانی ، ش 29 .

منبع: نقش شیعه در فرهنگ تمدن اسلام و ایران