قائم آل محمد

نوشته‌ها

آیا ما خود را براى آن روزگار آماده ساخته ایم؟

اشاره:

تحقق انقلاب عظیم حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان بزرگ ترین تحولى است که بشر در حیات خود خواهد دید. این واقعه بزرگ بر پایه هایى استوار است که از مهم ترین آنها فراهم آمدن یاران، همراهان وهمرزمانی است که تا پاى جان براى اجراى اهداف آن حضرت از پاى ننشینند.‍ بازشناسى این عوامل ما را به شناخت آن حکومت سترگ نزدیک تر خواهد کرد. آنگاه خویشتن را با آن شرایط و ویژگیها محک خواهیم زد و از خود خواهیم پرسید: آیا ما خود را براى آن روزگار آماده ساخته ایم؟ شاید آن روز، همین فردا باشد. با فهم این ویژگیها درخواهیم یافت که پاى رفتن این راه را داریم یا خیر؟ و در آن روز موعود و در هنگامه نبرد حق با باطل در کدامین جبهه قرار خواهیم گرفت؟

با گذرى در بوستان کلام معصومان(ع) این ویژگیها به خوبى فراروى ما قرار خواهد گرفت. برخى از ویژگیهای یاران آن موعود امتها از این قرار است:

۱. شناخت پروردگار

خداوند متعال فلسفه اساسى آفرینش انسانها را عبادت و بندگى معرفى فرموده است. در آنجا که مى فرماید: (و ما خلقت الجن والانس الالیعبدون)۱ «جن و انس را جز براى اینکه عبادت کنند خلق نکردم.»

این مهم، زمانى حاصل مى گردد که شناخت نسبت به آن ذات مقدس فراهم آید. پس ازشناخت خداوند است که راه رشد، هموار و موانع برطرف مى شود.

یاران امام مهدی(عج) از جمله کسانى هستند که خداوند را آن گونه که شایسته است مى شناسند. حضرت علی(ع) این شناخت والاى خداوند را در ایشان این گونه وصف فرموده است:

«رجال مومنون عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدى فى آخر الزمان، ۲

 مردانى مومن که خدا را چنان که شایسته است شناخته اند و آنان، یاران مهدى (ع) در آخرالزمانند.»

امام صادق (ع) ششمین ستاره فروزان سپهر ولایت، قلبهاى آنان را بسان پولاد دانسته مى فرماید:

«... رجال کان قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شک فى ذات الله اشد من الحجر...، ۳

آنان مردانى اند که دلهایشان گویا پاره هاى آهن است. هیچ تردیدى نسبت به خداوند قلبهایشان را نیالاید و (قلبهایشان)از سنگ استوارتر است.»

۲. شناخت امام زمان (ع)

اگرچه شناخت امام در هر زمان بر پیروان لازم و ضرورى است، ولى آنچه که شناخت رهبر آخرین را از اهمیتى دو چندان برخوردار مى سازد، شرایط ویژه او است. ولادت پنهان، زیست پنهان، امتحانات سخت و دشوار، برخى از این ویژگى هاست.

یاران امام مهدى (ع) امام خویش را به بهترین وجه مى شناسند و این شناخت آگاهانه در تمامى وجودشان رسوخ کرده است؛ بنابراین یار او شدن بدون شناخت آن بزرگوار امکان پذیر نخواهد بود.

در روایات فراوانى بیان شده است:

«...من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه ؛ ۴

هر که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلى خواهد مرد.»

همچنین امام صادق (ع) فرمود:

«... اعرف امامک فاذا عرفته لم یضرک؛ تقدم هذا الامر ام تاخر… فمن عرف امامه کان کمن هو فى فسطاط القائم (ع)؛ ۵

امام خویش را بشناس، پس وقتى او را شناختى پیش افتادن و یا تاخیر این امر ظهور آسیبى به تو نخواهد رساند… پس هر آن کس که امام خویش را شناخت، مانندکسى است که در خیمه قائم (ع) باشد.»

اگرچه حضرتش در پس پرده غیبت است، ولى هرگز جمال وجودش براى انسانهاى مهدى صفت پنهان نبوده است.

اگر معرفت به آن حضرت نباشد دیدن ظاهرى ایشان نیز سودى در بر نخواهد داشت. کم نبودند کسانى که همواره جمال دلنشین پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) را زیارت مى کردند، ولى بهره معرفتى چندانى از آن اسوه هاى آفرینش نبردند.

امام صادق (ع) فرمود:

«و من عرف امامه ثم مات قبل ان یقوم صاحب هذا الامر کان بمنزله من کان قاعدا فى عسکره لابل بمنزله من قعد تحت لوائه؛ ۶

هر آن کس که امامش را شناخت و قبل از قیام صاحب این امر (امام زمان ع) از دنیا رفت، بسان کسى است که در سپاه آن حضرت، خدمتگزارى خواهد کرد؛ نه، بلکه مانند کسى است که زیر پرچم آن حضرت است.»

بنابراین اگرچه شوق دیدار آن حضرت و سعادت دیدنش از اهمیت بسیارى برخوردار است ولى از آن مهم تر شناخت و معرفت ایشان است که حاصل آن، ارتباط روحى و سنخیت با آن امام همام است. به یقین اگر کسی به وظیفه و تکلیفى که خداوند متعال برایش تعیین فرموده عمل کند، خود آن بزرگوار به دیدنش خواهد رفت؛ چنان که در طول همه سالهاى غیبت چنین بوده است.

امام صادق(ع) در کمال تاکید، شیعیان را به شناخت خداوند، پیامبر و حجتهاى الهى فراخوانده، از جمله دعاهاى دوران غیبت را اینگونه توصیف فرموده است:

«اللهم عرفنى نفسک فانک ان لم تعرفنى نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنى رسولک فانک ان لم تعرفنى رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنى حجتک فانک ان لم تعرفنى حجتک ضللت عن دینی؛ ۷

بارالها! خود را به من بشناسان که اگر خودت را به من معرفى نکنى پیامبرت را نشناسم. بارالها! پیامبرت را به من معرفى کن که اگر پیامبرت را به من معرفى نکنى حجتت را نشناسم، بارالها حجتت را به من معرفى کن که اگر حجتت را به من معرفى نکنى از دین خود گمراه شوم.»

این دعا علاوه بر امام صادق(ع) از نواب اربعه نیز نقل شده که احتمال دارد ایشان از خود حضرت مهدی(ع) نقل کرده باشند. ۸

۳.اطاعت محض از خداوند و اولیاى او

پس از شناخت خداوند و امام زمان(ع) و اعتقاد به آنان باید این شناخت و اعتقاد را عملى کرد و تبلور حقیقى آن در اطاعت محض از آن انوار پاک است.

همسوکردن رفتارها، نیتها و جهت گیریها طبق خواست رهبر الهى از مهم ترین ویژگیهاى رهروى راستین است و این صفت به خوبى در یاران امام مهدی(ع) وجود دارد.

شایان توجه اینکه اگر کسى در مرحله شناخت، در حد ممکن معرفت کسب نمود، در مرحله اطاعت دچار تردید نخواهد شد؛ حال آنکه اگر کسى در آن مرحله دچار تردید و یا نقصان معرفتى شد، در مرحله اطاعت هرگز پیرو خوبى نخواهد بود.

در قرآن کریم اطاعت از امام، همسنگ اطاعت از خداوند و پیامبر او شمرده شده است؛ آنجا که خداوند مى فرماید:

(اطیعواا…واطیعوا الرسول و اولى الامر منکم)؛ ۹

 «از خداوند و رسول و صاحب امرتان اطاعت کنید.»

اگرچه امروزه حضرت مهدی(ع) در پس پرده غیبت است، اما اراده و فرمانش را باید گردن نهاد؛ چرا که اگر کسى اکنون از دستورات آن حضرت اطاعت کرد در زمان ظهور نیز چنین خواهد بود.

رسول گرامى اسلام(ص) در این باره فرمود:

«طوبى لمن ادرک قائم اهل بیتى و هو مقتد به قبل قیامه یتولى ولیه و یتبرا من عدوه و یتولى الائمه الهادیه من قبله اولئک رفقائى و ذوو ودى و مودتى و اکرم امتى علی؛ ۱۰

 خوشا به حال کسى که، قائم اهل بیت را درک کند؛ حال آنکه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد. با دوست او دوست و با دشمن او دشمن [و مخالف] و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست باشد. اینان همنشین و دوستان من و گرامى ترین امت من در نزد من هستند.»

۴.احترام خالصانه

از آنجایى که امام حقى بزرگ برگردن پیروان دارد، خداوند متعال احترام او را بر مردمان لازم فرموده است. از اینرو هر آنچه مایه بزرگداشت او مى شود از سوى یاران آن حضرت انجام مى گیرد. ایشان این روحیه را در زمان غیبت در خود ایجاد نموده اند تا در زمان ظهور نیز همواره در تمامى امور، احترام آن حضرت را پاس دارند.

ائمه معصومین(ع) که معلم انسانهایند، هرگز از این مهم غفلت نکرده و عظمت شأن آخرین معصوم (ع)، آنها را به تکریم و احترامى مثال زدنى وا داشته است.

وقتى «دعبل خزاعی» قصیده اى غراء براى امام على بن موسى الرضا(ع) خواند. که در ابیاتى از آن به حضرت مهدى (ع) اشاره شده بود. حضرتش به احترام ذکر نام مقدس ایشان، متواضعانه برخاسته، دست بر سر نهاد و براى فرج قائم آل محمد(ع) دعا فرمود. راوى این عمل ارزشمند امام رضا(ع) را این گونه وصف کرده است.

«فوضع الرضا(ع) یده على راسه و تواضع قائماً و دعى له بالفرج؛ ۱۱

حضرت رضا(ع) دست خود را بر سرش قرار داد و در حالى که ایستاده بود تواضع کرد و براى فرج او [امام زمان(ع)] دعا کرد.»

به راستى کسى که از احترام اندکی به صورت برخاستن هنگام شنیدن نام آن حضرت کوتاهى مى کند، چگونه مى تواند در عصر ظهور به تکریم آن حضرت بپردازد و از جان خود بگذرد؟!

مناسب است درباره احترام به آن حضرت بیشتر بخوانیم.

از امام صادق(ع) سؤال شد: «چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم!» آن حضرت فرمود:

«آن حضرت، غیبت طولانى دارد و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتى که به دوستانش دارد به هر کس که حضرتش را به این لقب یاد کند نگاه محبت آمیز مى کند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعى در مقابل صاحب عصر خود هنگامى که مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخیزد، پس باید برخیزد و تعجیل در فرج امر مولایش را از خداوند مسئلت نماید.»۱۲

علاوه بر حکمت یاد شده، آمادگی افراد در هر آن، براى قیام، و مبارزه و جهاد در راه تحکیم عدالت اجتماعی، و حفظ حقوق انسانها واجد اهمیتى بسزاست.

انسان منتظر که زمینه ساز ظهور درعصر غیبت است، باید همواره داراى چنین هدفى باشد و در راه تحقق آن به گونه های مختلف بکوشد و تا آنجا این آمادگى را داشته باشد و ابراز دارد، که هرگاه نام پیشواى قیام (قائم) ذکر مى شود به پا خیزد و آمادگى همه جانبه خویش را نشان دهد و این آمادگى را همیشه به خود و دیگران تلقین و تحکیم کند۱۳٫

۵ .انتظار راستین

انتظار راستین که اساس شخصیت یاران امام مهدى را شکل مى دهد، پیشینه اى بس دراز و طولانى در تاریخ شیعه دارد.

آخرین فرستاده الهى بانگ برآورده و انسانها را به روزگارى سراسر نور نوید داده و فرموده است:

«لا تذهب الدنیا حتی یلى امتى رجل من اهل بیتى یقال له المهدی؛ ۱۴

دنیا به پایان نرسد مگر اینکه امت مرا مردى از اهل بیت من رهبرى کند که به او مهدى گفته مى شود.»

و اکنون قرنها از آن بانگ ملکوتی مى گذرد، ولى همچنان طنین دلنشین و امیدبخش آن در گوش انسانهاست. و این بشارت بزرگ زندگى مردمان را در عصر بلند انتظار با تاریخى روشن از نمودها و جلوه هاى فکرى و عملى روز به روز به آن دروازه روشنایى نزدیک تر مى سازد.

و آنچه در این رهیافت از ارزشی بس بلند برخوردار است زمینه سازى براى ایجاد آن حکومت موعود است؛ اگر چه زمان برپایى آن از اسرار الهى و تنها در حیطه اراده خداوند است. انتظار به معناى چشم به راه بودن و درنگ کردن به امید پیشامدى خاص و به بیان دیگر کیفیتى است روحى که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى براى آنچه انتظار دارند مى شود؛ و ضد آن یأس و نا امیدی است.

این اندیشه در فرهنگ مهدویت بیش از هر چیز، مشتمل بر عنصر خوشبینى نسبت به جریان کلى نظام طبیعت و سیرتکاملى تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینى نسبت به پایان کار بشر است که طبق بسیارى از نظریه ها و فرضیه ها فوق العاده تاریک و ظلمانى است.

امید و آرزوى تحقق این نوید کلی جهانى انسانی، در زبان روایات اسلامی، «انتظار فرج» خوانده شده و از جمله عبادات، بلکه برترین آنها شمرده شده است.

پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) بر انتظار آن روز موعود، و لحظه شمارى در فرا رسیدن آن حکومت حق. که تنها به دست آن حضرت تشکیل مى گردد. تأکید فراوانى نموده و آن را از اصول اساسى دیندارى شمرده اند و پاداشهاى بزرگى براى منتظران بیان فرموده اند.

از همین رو، علماى بزرگ، انتظار ظهور منجى را یکى از وظایف مهم مردم در عصر غیبت و عنصرى اساسى در زمینه سازى و حفظ روحیه مناسب براى درک زمان ظهور ذکر کرده اند. و همواره مؤمنان را به رعایت این وظیفه خطیر با گفتار و کردار وا مى داشتند.

در باب انتظار فرج و ارج و اهمیت آن احادیث فراوانى از پیشوایان معصوم (ع) روایت شده است.

رسول گرامى اسلام (ص) در این باره فرموده است:

«افضل اعمال امتى انتظار الفرج من الله عز وجل؛ ۱۵

برترین کارهاى امت من انتظار فرج از خداى عزیز و جلیل است.»

بدون هیچ توضیحى توجه خوانندگان محترم را به کلمه «اعمال» یعنى «کارها» در روایت جلب مى نماییم که آن حضرت، انتظار را عمل و کار دانسته است و نه سکون و بى کاری. این فرمایش پیامبر اکرم (ص) را تا حدودى امام صادق (ع) تبیین فرموده است:

«من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات وقام القائم بعد کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه فجدوا و انتظروا هنیئا لکم ایتها العصابه المرحومه ۱۶

 هر کس که خوشحال مى شود که از یاران قائم(عج) باشد باید منتظر باشد و با پرهیزگارى و اخلاق نیکو عمل نماید و با چنین حالى منتظر باشد که هرگاه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) به پا خیزد، پاداش او همچون کسى خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد، پس بکوشید و منتظر باشید. گوارایتان باد اى گروه رحمت شده!»

۶. آمادگى برای خدمت به حضرت مهدی(عج)

آنان که وجودشان سرشار از عشق خداوند و اولیاى اوست، اگر عصر ظهور را درک کنند بزرگ ترین افتخارشان خدمت به ساحت بلند مهدى آل محمد(ص) خواهد بود.

شاید باورکردن این سخن بسى مشکل نماید که رئیس مذهب شیعه، همو که هزاران دانشمند، زانوى ادب و دانشجویى در محضر کلامش بر زمین مى نهادند و همو که شاگردان مکتبش عقابان تیزپرواز آسمان اندیشه و علم بودند، آنگاه که نام آخرین ذخیره الهى نزدش برده مى شد با حسرتى برآمده از عمق جان و آرزویى بى مانند آهى از نهاد بر مى آورد و مى فرمود:

لو ادرکته لخمدته ایام حیاتی۱۷

 اگر او را درک کنم تمام روزهای زندگانى ام خدمتگزار او خواهم بود.

هر کس بخواهد در آن روزگار به خدمت حضرتش نصیب گردد باید هم اکنون در دوران غیبت، خدمت به آن حضرت و یاران او را سرلوحه کارهاى خود قرار دهد.

بى تردید خادمان دوران ظهور، همان خادمان دوران غیبتند.

پس منتظر راستین و علاقه مند به حضرت مهدی (عج) باید تمامى لحظه هاى زندگى خود را سرشار از خدمت به او و راه و هدفش سپرى نماید.

۷
. خودسازى و دیگر سازی

یکى از ویژگیهاى یاران امام مهدی(عج) در عصر غیبت خودسازى و مواظبت بر رفتار خویش است که در پى آن، جامعه و دیگران نیز به این جهت متمایل خواهند شد.

شکى نیست که دیندارى در عصر غیبت حضرت مهدی(عج) از هر زمانى دیگر بسى مشکل تر و طاقت فرساتر است.

حضرت امام صادق(ع) سختى این دوران را این گونه تصویر نموده اند:

ان لصاحب هذا الامر غیبه المتمسک فیها بدینه کالخارط للقتاد ثم قال هکذا بیده و فایکم یمسک شوک القتاد بیده ثم اطرق ملیا ثم قال: ان لصاحب هذا الامر غیبه فلیتق الله عبده و لیتمسک بدینه ۱۸

صاحب این امر، غیبتى دارد که در آن هر کس از دین خود دست بر ندارد همانند کسى است که با کشیدن دست خود به ساقه قتاد که بوته اى تیغدار است خارهاى آن را بسترد، پس کدام یک از شما با دست خود تیغ های قتاد را نگه مى دارد؟»

سپس آن حضرت مدتى سر به زیر افکنده فرمود:

 صاحب این امر داراى غیبتى است؛ پس بنده خدا باید پرهیزگارى و تقوا پیشه کند و به دین خود تمسک جوید.»

اگرچه آزمایشهاى دینى براى همه ایمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهى است؛ اما در عصر غیبت تمامى عوامل دست به دست هم داده این آزمایش را به کمال خود رسانده است. در این دوران است که نگهداشت دین، بسیار دشوار است و بیشترین مردم به انگیزه هاى گوناگون ایمان خویش را در زندگى از دست مى دهند.

گسترش زمینه هاى ناباوری، افزایش انگیزه هاى انحراف و گریز از دین، ستیزه جویی هاى دشمنان با دینداران و دینداری، از مهم ترین عوامل این آزمایش است. آنان که در این گردابهاى ترسناک، دین خود را حفظ کنند از شأن و رتبه اى بس رفیع برخوردار خواهند بود. پیامبراکرم(ص) فرمود:

«یا على واعلم ان اعجب الناس ایماناً و اعظمهم یقیناً قوم یکون فی آخر الزمان لم یلحقوا النبى و حجب عنهم الحجه فامنوا بسواد على بیاض؛ ۱۹

اى علی! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روى یقین، مردمى اند که در آخرالزمان خواهند بود، پیامبر را ندیده اند و حجت امام«ع» نیز از آنان محجوب است، اما به سیاهى که بر سفیدى رقم خورده است ایمان آورده اند.»

انسان در این دوران برخلاف دوران معاصر پیامبر(ص)، از تمامى دریافتهاى حسى نسبت به پیامبر و امام(ع) دور است و تنها براساس درک عقلى و تاریخی، پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم را مى شناسد و به رسالت و امامت ایشان ایمان مى آورد.

امام سجاد(ع) در این باره می فرماید:

«یا ابا خالد ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان لان الله تبارک و تعالى اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ، و جعلهم فى ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدى رسول ا…(ص) بالسیف، اولئک المخلصون و شیعتنا صدقاً، والدعاه الى دین الله عزوجل سراً وجهراً، ۲۰

اى اباخالد، مردم زمان غیبت آن امام که به امامت او معتقدند و منتظر ظهور اویند، از مردم هر زمانى برترند؛ زیرا خداى متعال عقل و فهم و معرفتى به آنها عطا فرموده که غیبت نزد آنان به منزله مشاهده است و آنان را در آن زمان به مانند مجاهدان پیش روى رسول خدا(ص) که با شمشیر به جهاد برخاستند قرار داده است. آنان مخلصان حقیقى و شیعیان راستین ما و داعیان به دین خداى متعال در نهان و آشکارند.»

موفقیت در این آزمایش، نیازمند بینشى است که انسان دیندار در پرتو آن بتواند در برابر تحریفها و شبهه ها و تردیدها رویکرد دینى خود را حفظ نماید و با هیچ یک از عوامل انحراف، خلوص دینى و دیندارى را در فکر و عمل از دست ندهد.

اگر چنین شد، مصداق این فرمایش رسول گرامى اسلام(ص) خواهد بود که فرمود: «به زودى پس از شما، کسانى مى آیند که یک نفر از آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.»

گفتند: «اى رسول خدا، ما در جنگ بدر و احد و حنین در رکاب شما جهاد کردیم و درباره ما آیه قرآن نازل شده است.»

پیامبر اکرم (ص) فرمود: «اگر آنچه از آزارها و رنجها که بر آنان مى رسد، بر شما آید،بسان آنان شکیبایى نخواهید داشت.» ۲۱

پایدارى بر دین در روزگار غیبت به تحمل سختیها، محرومیتها و تنگناهاى مادى خلاصه نمى شود؛ بلکه تحمل فشارهاى سخت روحى و معنوى نیز، بر آنها افزوده مى گردد. و چنانچه دیندارى با صبر و شکیبایی درست و آگاهانه توأم نباشد به تدریج ناامیدی ها روى مى آورد و باور را از روح و فکر برمى دارد.

بنابراین منتظر راستین باید که زمینه ساز صادق ظهور باشد و اگر چنین بود، داشتن ویژگیهاى فوق پاره اى از خصوصیات او خواهد بود.

پی نوشت:

۱. ذاریات/ .۵۶

۲. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۵۷، ص .۲۲۹

۳ .پیشین، ج ۵۲، ص .۳۰۷

۴.کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج ۲، ص .۴۰۹

۵ .غیبت نعمانی، ص .۳۳۱

۶ . اصول کافی، کلینی، ج ۱، ص .۳۷۱

۷ .کافی، کلینی، ج۱، ص۳۳۷؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۴۲؛ غیبت نعمانی، ص.۱۶۶

۸ .ر.ک: کمال الدین، ج۲، ص.۵۱۲

۹ .نساء/.۵۹

۱۰.کتاب الغیبه ، شیخ طوسی، ص۴۵۶؛ کمال الدین و تمام النعمه ، ج۱، ص.۲۸۶

۱۱. منتخب الاثر، صافى گلپایگانی، ص ۶۴۰، ح .۳

۱۲. پیشین، ح .۴

۱۳ .خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص .۲۶۴

۱۴.کمال الدین و تمام النعمه، ص ۶۴۴، ح .۳

۱۵.همان.

۱۶. غیبت نعمانی، ص ۲۰۰، ح.۱۶

۱۷. پیشین، ص .۲۴۵

۱۸. کافی، ج۱، ص .۳۳۵

۱۹. غیبت نعمانی، ج ۱، ص ۲۸۸، ح .۸

۲۰. پیشین، ج ۱، ص ۳۱۹

۲۱. کتاب الغیبه، ص ۴۵۶ .

منبع: خدامراد سلیمیان؛پایگاه موعود

زندانی بودن امام حسن عسکری (علیه السلام)

اشاره:

شاید بتوان گفت که هیچ یک از امامان (علیهم السلام) همانند امام حسن عسکری (علیه السلام) در فشار طاغوتهای عصر و در زندانها نبوده است، تا آن‌جا که حتی در زندان، جاسوسی را بر او گماشته بودند تا گفتار و رفتار او را گزارش دهد، چنان‌که ابو جعفر هاشمی می‌گوید: با چند نفر در زندان بودم ناگاه امام حسن عسکری (علیه السلام) را وارد زندان کردند، در زندان شخصی بودو ادعا می‌کرد از علویان است، امام (علیه السلام) در غیاب او به یارانش فرمود «این مرد از شما نیست، از او بر حذر باشید، آن‌چه گفته اید در نامه‌ای نوشته و در داخل لباسهایش می‌باشد تا به خلیفه گزارش دهد» یکی از حاضران لباسهای او را وارسی کرد، همان نامه را یافت که مطالب خطرناکی را در مورد زندانیان نوشته بود[۱].

این همه فشار برای چه بود؟ در جواب باید گفت: طاغوتهای بنی‌عباس از چند جهت در مورد امام حسن عسکری (علیه السلام) ترس و نگرانی داشتند و حساس بودند:

۱ـ جمعیت شیعیان در آن عصر، به خصوص در عراق، بسیار بود، طاغوت‎ها ترس آن داشتند که آن‌ها قدرت را به دست گیرند و با زعامت و رهبری امام حسن عسکری (علیه السلام) تاج و تخت عباسیان را واژگون نمایند؛ شیعیان در این عصر به قدری نیرومند بودند که: احمد بن عبید الله ابن خاقان می‌گوید: جعفر کذاب (برادر امام حسن عسکری (علیه السلام) که به دروغ ادعای امامت می‌کرد) نزد پدرم عبیدالله ـ که دارای مقام عالی در دربار خلیفه بود ـ آمد و گفت: « مقام برادرم را به من بده، در عوض، من سالی بیست هزار دینار برای تو می‌فرستم» پدرم به او گفت: «یا احمق السلطان جرد سیفه فی الذین زعموا أن اباک و اخاک[۲] …الخ»

ترجمه: ای احمق نادان! خلیفه، به روی معتقدین به امامت پدر و برادرت (امام حسن عسکری (علیه السلام)) شمشیر کشید، تا آن‌ها را از این اعتقاد برگرداند، نتوانست، بنا بر این اگر آن‌ها (شیعیان) امامت تو را قبول دارند نیاز به خلیفه و غیر او نداری و اگر آن‌ها تو را به امامت قبول ندارند، به وسیله ما هرگز نمی‌توانی به این مقام برسی. پدرم از آن پس، اصلاً به جعفر اعتنا نکرد و تا زنده بود اجازه نداد که جعفر به نزدش بیاید[۳].

۲ـ از سوی دیگر باید به این مسئله مهم نیز توجه داشت که شیعیان توجه خاصی به امام حسن عسکری (علیه السلام) داشتند و اموال بسیاری به مجضرش می‌رساندند، تا آن‌جا که به عنوان مثال، آن حضرت صد هزار دینار (یعنی صد هزار مثقال طلا) به یکی از نمایندگان مورد اطمینان خود به نام علی‌‌بن جعفر همّانی داد تا بین مستمندان و شیعیان در مراسم حج تقسیم کنند، بار دیگر صد هزار دینار برای او فرستاد، بار سوم سی هزار دینار برای او حواله کرد.[۴]

تلاش‌های سیاسی اما حسن عسکری (علیه السلام) نامه و پیک‌های او، فعالیت شاگردان و نمایندگان او، حوزه علمیه طاغوت برانداز او، گفتار سازنده و حرکت‌بخش او و … همه و همه نشان می‌داد که او نه تنها تسلیم دستگاه طاغوتی بنی‌عباس نیست، بلکه زمینه سازی فرهنگی و سیاسی عمیق و گسترده‌ای بر ضد آن دستگاه می‌کند.

۴ ـ طبق روایات متعدد و متواتر، همه مسلمانان می‌دانستند که قائم آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ظهور می‌کند و واژگونی تاج و تخت شاهان و سلاطین جور در سراسر جهان به دست اوست، از طرفی دریافته بودند که این مصلح جهانی از نسل امام حسن عسکری (علیه السلام) است، لذا در مورد آن حضرت، بسیار حساس بودند و احساس خطر می‌کردند و بر همین اساس حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از هنگام ولادت (در سال ۲۵۵) حتی در عصر پدر (تا سال ۲۶۰ یعنی ۵ سال) جز از یاران بسیار مخصوص، مخفی بود.

مرحوم محدث قمی در این‌باره می‌نویسد: « سه نفر از خلفای بنی عباس خواستند امام حسن عسکری (علیه السلام) را بکشند زیرا به آنها خبر رسیده بود که حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در صلب اوست، آن‌ها آن حضرت را چندین بار زندانی نمودند.[۵]»

و نیز روایت شده امام حسن عسکری (علیه السلام) هنگام ولادت حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ فرمود: «ظالمان پنداشتند که مرا می‌کشند تا نسل مرا قطع نمایند، آن‌ها قدرت خداوند قادر را چگونه دیده‌اند».[۶]

این عوامل و نظیر آن، موجب شد که طاغوتیان بنی‌عباس سخت ترین فشار و اختناق و سانسور را بر امام حسن عسکری (علیه السلام) و یارانش وارد ساختند، امام حسن عسکری (علیه السلام) برای حفظ یاران خود، به پنهان‌کاری و راز پوشی تأکید می‌کرد، تا آن‌جا که عثمان بن سعید عمری یار مخصوص آن‌ حضرت (اولین نائب خاص امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ) زیر پوشش روغن فروش مطالب را محرمانه از امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان و به عکس گزارش می‌داد، از این رو به او سمّان (روغن فروش) می‌گفتند[۷].

کوتاه سخن آن‌که: از بررسی تلاشهای امام حسن عسکری (علیه السلام) و یارانش فهمیده می‌شود که آن بزرگ‌مردِ علم و کمال و سیاست، در هفت مورد، تلاش عمیق و چشم‌گیری داشته است که عبارتند از:

۱ـ تشکیل حوزه علمیه و کوشش‌های علمی و انقلاب فرهنگی.

۲ ـ ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان توسط پیک‌ها و نامه‌ها و تعیین نمایندگان، و تلاش‌های آن‌ها و ارتباط با آن‌ها.

۳ ـ تلاش‌های سری و محرمانه سیاسی.

۴ ـ پشتیبانی مالی شیعیان از امام و حمایت مالی آن حضرت از مستضعفان، برای حفط کیان تشیع.

۵ ـ تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه، و روحیه دادن به آن‌ها و سفارش آن‌ها به مقاومت و استقامت در برابر ستمگران.

۶ـ استفاده گسترده از آگاهی‌های غیبی و قدرت‌های ملکوتی و معنوی.

۷ ـ آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت[۸].

امام حسن عسکری (علیه السلام) در راستای این اصول تا سرحد شهادت ایستادگی کرد و تحت شدید ترین شکنجه‌ها و فشارها در زندان‌ها و خانه و بیرون خانه رسالت خود را به جهانیان ابلاغ فرمود و سرانجام با نیرنگ معتمد عباسی، در سن ۲۸ یا ۲۹ سالگی مسموم و به شهادت رسید.

خدایا ما را از پیروان و شیعیان واقعی آن حضرت و از منتظران واقعی فرزندش حجه‌بن الحسن العسکری قرار بده.

پی نوشت:

[۱] . اعلام الوری، ص ۳۵۴٫

[۲] . اصول کافی، ج ۱، ص ۵۰۵ و ۵۰۶٫

[۳] . اصول کافی، ج ۱، ص ۵۰۵ و ۵۰۶٫

[۴] . الغیبه الطوسی، ص ۲۱۲٫

[۵] . انوار البهیّه، ص ۴۹۰٫

[۶] . بحار، ج ۵۰، ص ۲۱۴٫

[۷] . سفینه البحار، ج ۶، ۱۴۳ و ۱۴۴، انتشارات دارالاسوه للطباعه و النشر، طهران ۱۴۱۶ قمری.

[۸] . اقتباس از کتاب سیره پیشوایان مهدی پیشوایی، ص ۶۲۶ تا ۶۵۰٫

امتیازات شیعه راستین در آخرالزمان

تحقق انقلاب عظیم حضرت مهدی(عج) به عنوان بزرگ ترین تحولى است که بشر در حیات خود خواهد دید. این واقعه بزرگ بر پایه هایى استوار است که از مهم ترین آنها فراهم آمدن یاران، همراهان وهمرزمانی است که تا پاى جان براى اجراى اهداف آن حضرت از پاى ننشینند.‍

بازشناسى این عوامل ما را به شناخت آن حکومت سترگ نزدیک تر خواهد کرد. آنگاه خویشتن را با آن شرایط و ویژگیها محک خواهیم زد و از خود خواهیم پرسید: آیا ما خود را براى آن روزگار آماده ساخته ایم؟ شاید آن روز، همین فردا باشد. با فهم این ویژگیها درخواهیم یافت که پاى رفتن این راه را داریم یا خیر؟ و در آن روز موعود و در هنگامه نبرد حق با باطل در کدامین جبهه قرار خواهیم گرفت؟

با گذرى در بوستان کلام معصومان(ع) این ویژگیها به خوبى فراروى ما قرار خواهد گرفت. برخى از ویژگیهای یاران آن موعود امتها از این قرار است:

۱– شناخت پروردگار

خداوند متعال فلسفه اساسى آفرینش انسانها را عبادت و بندگى معرفى فرموده است. در آنجا که مى فرماید: (و ما خلقت الجن والانس الالیعبدون)۱ «جن و انس را جز براى اینکه عبادت کنند خلق نکردم.»

این مهم، زمانى حاصل مى گردد که شناخت نسبت به آن ذات مقدس فراهم آید. پس ازشناخت خداوند است که راه رشد، هموار و موانع برطرف مى شود.

یاران امام مهدی(عج) از جمله کسانى هستند که خداوند را آن گونه که شایسته است مى شناسند. حضرت علی(ع) این شناخت والاى خداوند را در ایشان این گونه وصف فرموده است:

«رجال مومنون عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدى فى آخر الزمان، ۲

 مردانى مومن که خدا را چنان که شایسته است شناخته اند و آنان، یاران مهدى (ع) در آخرالزمانند.»

امام صادق (ع) ششمین ستاره فروزان سپهر ولایت، قلبهاى آنان را بسان پولاد دانسته مى فرماید:

«... رجال کان قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شک فى ذات الله اشد من الحجر...، ۳

آنان مردانى اند که دلهایشان گویا پاره هاى آهن است. هیچ تردیدى نسبت به خداوند قلبهایشان را نیالاید و (قلبهایشان)از سنگ استوارتر است.»

۲- شناخت امام زمان (ع)

اگرچه شناخت امام در هر زمان بر پیروان لازم و ضرورى است، ولى آنچه که شناخت رهبر آخرین را از اهمیتى دو چندان برخوردار مى سازد، شرایط ویژه او است. ولادت پنهان، زیست پنهان، امتحانات سخت و دشوار، برخى از این ویژگى هاست.

یاران امام مهدى (ع) امام خویش را به بهترین وجه مى شناسند و این شناخت آگاهانه در تمامى وجودشان رسوخ کرده است؛ بنابراین یار او شدن بدون شناخت آن بزرگوار امکان پذیر نخواهد بود.

در روایات فراوانى بیان شده است:

«...من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه ؛ ۴

هر که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلى خواهد مرد.»

همچنین امام صادق (ع) فرمود:

«... اعرف امامک فاذا عرفته لم یضرک؛ تقدم هذا الامر ام تاخر… فمن عرف امامه کان کمن هو فى فسطاط القائم (ع)؛ ۵

امام خویش را بشناس، پس وقتى او را شناختى پیش افتادن و یا تاخیر این امر ظهور آسیبى به تو نخواهد رساند… پس هر آن کس که امام خویش را شناخت، مانندکسى است که در خیمه قائم (ع) باشد.»

اگرچه حضرتش در پس پرده غیبت است، ولى هرگز جمال وجودش براى انسانهاى مهدى صفت پنهان نبوده است.

اگر معرفت به آن حضرت نباشد دیدن ظاهرى ایشان نیز سودى در بر نخواهد داشت. کم نبودند کسانى که همواره جمال دلنشین پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) را زیارت مى کردند، ولى بهره معرفتى چندانى از آن اسوه هاى آفرینش نبردند.

امام صادق (ع) فرمود:

«و من عرف امامه ثم مات قبل ان یقوم صاحب هذا الامر کان بمنزله من کان قاعدا فى عسکره لابل بمنزله من قعد تحت لوائه؛ ۶

هر آن کس که امامش را شناخت و قبل از قیام صاحب این امر (امام زمان ع) از دنیا رفت، بسان کسى است که در سپاه آن حضرت، خدمتگزارى خواهد کرد؛ نه، بلکه مانند کسى است که زیر پرچم آن حضرت است.»

بنابراین اگرچه شوق دیدار آن حضرت و سعادت دیدنش از اهمیت بسیارى برخوردار است ولى از آن مهم تر شناخت و معرفت ایشان است که حاصل آن، ارتباط روحى و سنخیت با آن امام همام است. به یقین اگر کسی به وظیفه و تکلیفى که خداوند متعال برایش تعیین فرموده عمل کند، خود آن بزرگوار به دیدنش خواهد رفت؛ چنان که در طول همه سالهاى غیبت چنین بوده است.

امام صادق(ع) در کمال تاکید، شیعیان را به شناخت خداوند، پیامبر و حجتهاى الهى فراخوانده، از جمله دعاهاى دوران غیبت را اینگونه توصیف فرموده است:

«اللهم عرفنى نفسک فانک ان لم تعرفنى نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنى رسولک فانک ان لم تعرفنى رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنى حجتک فانک ان لم تعرفنى حجتک ضللت عن دینی؛ ۷

بارالها! خود را به من بشناسان که اگر خودت را به من معرفى نکنى پیامبرت را نشناسم. بارالها! پیامبرت را به من معرفى کن که اگر پیامبرت را به من معرفى نکنى حجتت را نشناسم، بارالها حجتت را به من معرفى کن که اگر حجتت را به من معرفى نکنى از دین خود گمراه شوم.»

این دعا علاوه بر امام صادق(ع) از نواب اربعه نیز نقل شده که احتمال دارد ایشان از خود حضرت مهدی(ع) نقل کرده باشند. ۸

۳-اطاعت محض از خداوند و اولیاى او

پس از شناخت خداوند و امام زمان(ع) و اعتقاد به آنان باید این شناخت و اعتقاد را عملى کرد و تبلور حقیقى آن در اطاعت محض از آن انوار پاک است.

همسوکردن رفتارها، نیتها و جهت گیریها طبق خواست رهبر الهى از مهم ترین ویژگیهاى رهروى راستین است و این صفت به خوبى در یاران امام مهدی(ع) وجود دارد.

شایان توجه اینکه اگر کسى در مرحله شناخت، در حد ممکن معرفت کسب نمود، در مرحله اطاعت دچار تردید نخواهد شد؛ حال آنکه اگر کسى در آن مرحله دچار تردید و یا نقصان معرفتى شد، در مرحله اطاعت هرگز پیرو خوبى نخواهد بود.

در قرآن کریم اطاعت از امام، همسنگ اطاعت از خداوند و پیامبر او شمرده شده است؛ آنجا که خداوند مى فرماید:

(اطیعواا…واطیعوا الرسول و اولى الامر منکم)؛ ۹

 «از خداوند و رسول و صاحب امرتان اطاعت کنید.»

اگرچه امروزه حضرت مهدی(ع) در پس پرده غیبت است، اما اراده و فرمانش را باید گردن نهاد؛ چرا که اگر کسى اکنون از دستورات آن حضرت اطاعت کرد در زمان ظهور نیز چنین خواهد بود.

رسول گرامى اسلام(ص) در این باره فرمود:

«طوبى لمن ادرک قائم اهل بیتى و هو مقتد به قبل قیامه یتولى ولیه و یتبرا من عدوه و یتولى الائمه الهادیه من قبله اولئک رفقائى و ذوو ودى و مودتى و اکرم امتى علی؛ ۱۰

 خوشا به حال کسى که، قائم اهل بیت را درک کند؛ حال آنکه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد. با دوست او دوست و با دشمن او دشمن [و مخالف] و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست باشد. اینان همنشین و دوستان من و گرامى ترین امت من در نزد من هستند.»

۴-احترام خالصانه

از آنجایى که امام حقى بزرگ برگردن پیروان دارد، خداوند متعال احترام او را بر مردمان لازم فرموده است. از اینرو هر آنچه مایه بزرگداشت او مى شود از سوى یاران آن حضرت انجام مى گیرد. ایشان این روحیه را در زمان غیبت در خود ایجاد نموده اند تا در زمان ظهور نیز همواره در تمامى امور، احترام آن حضرت را پاس دارند.

ائمه معصومین(ع) که معلم انسانهایند، هرگز از این مهم غفلت نکرده و عظمت شأن آخرین معصوم (ع)، آنها را به تکریم و احترامى مثال زدنى وا داشته است.

وقتى «دعبل خزاعی» قصیده اى غراء براى امام على بن موسى الرضا(ع) خواند- که در ابیاتى از آن به حضرت مهدى (ع) اشاره شده بود. حضرتش به احترام ذکر نام مقدس ایشان، متواضعانه برخاسته، دست بر سر نهاد و براى فرج قائم آل محمد(ع) دعا فرمود. راوى این عمل ارزشمند امام رضا(ع) را این گونه وصف کرده است.

«فوضع الرضا(ع) یده على راسه و تواضع قائماً و دعى له بالفرج؛ ۱۱

حضرت رضا(ع) دست خود را بر سرش قرار داد و در حالى که ایستاده بود تواضع کرد و براى فرج او [امام زمان(ع)] دعا کرد.»

به راستى کسى که از احترام اندکی به صورت برخاستن هنگام شنیدن نام آن حضرت کوتاهى مى کند، چگونه مى تواند در عصر ظهور به تکریم آن حضرت بپردازد و از جان خود بگذرد؟!

مناسب است درباره احترام به آن حضرت بیشتر بخوانیم.

از امام صادق(ع) سؤال شد: «چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم!» آن حضرت فرمود:

«آن حضرت، غیبت طولانى دارد و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتى که به دوستانش دارد به هر کس که حضرتش را به این لقب یاد کند نگاه محبت آمیز مى کند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعى در مقابل صاحب عصر خود هنگامى که مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخیزد، پس باید برخیزد و تعجیل در فرج امر مولایش را از خداوند مسئلت نماید.»۱۲

علاوه بر حکمت یاد شده، آمادگی افراد در هر آن، براى قیام، و مبارزه و جهاد در راه تحکیم عدالت اجتماعی، و حفظ حقوق انسانها واجد اهمیتى بسزاست.

انسان منتظر که زمینه ساز ظهور درعصر غیبت است، باید همواره داراى چنین هدفى باشد و در راه تحقق آن به گونه های مختلف بکوشد و تا آنجا این آمادگى را داشته باشد و ابراز دارد، که هرگاه نام پیشواى قیام (قائم) ذکر مى شود به پا خیزد و آمادگى همه جانبه خویش را نشان دهد و این آمادگى را همیشه به خود و دیگران تلقین و تحکیم کند۱۳٫

۵ -انتظار راستین

انتظار راستین که اساس شخصیت یاران امام مهدى را شکل مى دهد، پیشینه اى بس دراز و طولانى در تاریخ شیعه دارد.

آخرین فرستاده الهى بانگ برآورده و انسانها را به روزگارى سراسر نور نوید داده و فرموده است:

«لا تذهب الدنیا حتی یلى امتى رجل من اهل بیتى یقال له المهدی؛ ۱۴

دنیا به پایان نرسد مگر اینکه امت مرا مردى از اهل بیت من رهبرى کند که به او مهدى گفته مى شود.»

و اکنون قرنها از آن بانگ ملکوتی مى گذرد، ولى همچنان طنین دلنشین و امیدبخش آن در گوش انسانهاست. و این بشارت بزرگ زندگى مردمان را در عصر بلند انتظار با تاریخى روشن از نمودها و جلوه هاى فکرى و عملى روز به روز به آن دروازه روشنایى نزدیک تر مى سازد.

و آنچه در این رهیافت از ارزشی بس بلند برخوردار است زمینه سازى براى ایجاد آن حکومت موعود است؛ اگر چه زمان برپایى آن از اسرار الهى و تنها در حیطه اراده خداوند است. انتظار به معناى چشم به راه بودن و درنگ کردن به امید پیشامدى خاص و به بیان دیگر کیفیتى است روحى که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى براى آنچه انتظار دارند مى شود؛ و ضد آن یأس و نا امیدی است.

این اندیشه در فرهنگ مهدویت بیش از هر چیز، مشتمل بر عنصر خوشبینى نسبت به جریان کلى نظام طبیعت و سیرتکاملى تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینى نسبت به پایان کار بشر است که طبق بسیارى از نظریه ها و فرضیه ها فوق العاده تاریک و ظلمانى است.

امید و آرزوى تحقق این نوید کلی جهانى انسانی، در زبان روایات اسلامی، «انتظار فرج» خوانده شده و از جمله عبادات، بلکه برترین آنها شمرده شده است.

پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) بر انتظار آن روز موعود، و لحظه شمارى در فرا رسیدن آن حکومت حق- که تنها به دست آن حضرت تشکیل مى گردد- تأکید فراوانى نموده و آن را از اصول اساسى دیندارى شمرده اند و پاداشهاى بزرگى براى منتظران بیان فرموده اند.

از همین رو، علماى بزرگ، انتظار ظهور منجى را یکى از وظایف مهم مردم در عصر غیبت و عنصرى اساسى در زمینه سازى و حفظ روحیه مناسب براى درک زمان ظهور ذکر کرده اند. و همواره مؤمنان را به رعایت این وظیفه خطیر با گفتار و کردار وا مى داشتند.

در باب انتظار فرج و ارج و اهمیت آن احادیث فراوانى از پیشوایان معصوم (ع) روایت شده است.

رسول گرامى اسلام (ص) در این باره فرموده است:

«افضل اعمال امتى انتظار الفرج من الله عز وجل؛ ۱۵

برترین کارهاى امت من انتظار فرج از خداى عزیز و جلیل است.»

بدون هیچ توضیحى توجه خوانندگان محترم را به کلمه «اعمال» یعنى «کارها» در روایت جلب مى نماییم که آن حضرت، انتظار را عمل و کار دانسته است و نه سکون و بى کاری. این فرمایش پیامبر اکرم (ص) را تا حدودى امام صادق (ع) تبیین فرموده است:

«من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات وقام القائم بعد کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه فجدوا و انتظروا هنیئا لکم ایتها العصابه المرحومه ۱۶

 هر کس که خوشحال مى شود که از یاران قائم(عج) باشد باید منتظر باشد و با پرهیزگارى و اخلاق نیکو عمل نماید و با چنین حالى منتظر باشد که هرگاه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) به پا خیزد، پاداش او همچون کسى خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد، پس بکوشید و منتظر باشید. گوارایتان باد اى گروه رحمت شده!»

۶- آمادگى برای خدمت به حضرت مهدی(عج)

آنان که وجودشان سرشار از عشق خداوند و اولیاى اوست، اگر عصر ظهور را درک کنند بزرگ ترین افتخارشان خدمت به ساحت بلند مهدى آل محمد(ص) خواهد بود.

شاید باورکردن این سخن بسى مشکل نماید که رئیس مذهب شیعه، همو که هزاران دانشمند، زانوى ادب و دانشجویى در محضر کلامش بر زمین مى نهادند و همو که شاگردان مکتبش عقابان تیزپرواز آسمان اندیشه و علم بودند، آنگاه که نام آخرین ذخیره الهى نزدش برده مى شد با حسرتى برآمده از عمق جان و آرزویى بى مانند آهى از نهاد بر مى آورد و مى فرمود:

لو ادرکته لخمدته ایام حیاتی۱۷

 اگر او را درک کنم تمام روزهای زندگانى ام خدمتگزار او خواهم بود.

هر کس بخواهد در آن روزگار به خدمت حضرتش نصیب گردد باید هم اکنون در دوران غیبت، خدمت به آن حضرت و یاران او را سرلوحه کارهاى خود قرار دهد.

بى تردید خادمان دوران ظهور، همان خادمان دوران غیبتند.

پس منتظر راستین و علاقه مند به حضرت مهدی (عج) باید تمامى لحظه هاى زندگى خود را سرشار از خدمت به او و راه و هدفش سپرى نماید.

۷
– خودسازى و دیگر سازی

یکى از ویژگیهاى یاران امام مهدی(عج) در عصر غیبت خودسازى و مواظبت بر رفتار خویش است که در پى آن، جامعه و دیگران نیز به این جهت متمایل خواهند شد.

شکى نیست که دیندارى در عصر غیبت حضرت مهدی(عج) از هر زمانى دیگر بسى مشکل تر و طاقت فرساتر است.

حضرت امام صادق(ع) سختى این دوران را این گونه تصویر نموده اند:

ان لصاحب هذا الامر غیبه المتمسک فیها بدینه کالخارط للقتاد ثم قال هکذا بیده و فایکم یمسک شوک القتاد بیده ثم اطرق ملیا ثم قال: ان لصاحب هذا الامر غیبه فلیتق الله عبده و لیتمسک بدینه ۱۸

صاحب این امر، غیبتى دارد که در آن هر کس از دین خود دست بر ندارد همانند کسى است که با کشیدن دست خود به ساقه قتاد که بوته اى تیغدار است خارهاى آن را بسترد، پس کدام یک از شما با دست خود تیغ های قتاد را نگه مى دارد؟»

سپس آن حضرت مدتى سر به زیر افکنده فرمود:

 صاحب این امر داراى غیبتى است؛ پس بنده خدا باید پرهیزگارى و تقوا پیشه کند و به دین خود تمسک جوید.»

اگرچه آزمایشهاى دینى براى همه ایمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهى است؛ اما در عصر غیبت تمامى عوامل دست به دست هم داده این آزمایش را به کمال خود رسانده است. در این دوران است که نگهداشت دین، بسیار دشوار است و بیشترین مردم به انگیزه هاى گوناگون ایمان خویش را در زندگى از دست مى دهند.

گسترش زمینه هاى ناباوری، افزایش انگیزه هاى انحراف و گریز از دین، ستیزه جویی هاى دشمنان با دینداران و دینداری، از مهم ترین عوامل این آزمایش است. آنان که در این گردابهاى ترسناک، دین خود را حفظ کنند از شأن و رتبه اى بس رفیع برخوردار خواهند بود. پیامبراکرم(ص) فرمود:

«یا على واعلم ان اعجب الناس ایماناً و اعظمهم یقیناً قوم یکون فی آخر الزمان لم یلحقوا النبى و حجب عنهم الحجه فامنوا بسواد على بیاض؛ ۱۹

اى علی! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روى یقین، مردمى اند که در آخرالزمان خواهند بود، پیامبر را ندیده اند و حجت امام«ع» نیز از آنان محجوب است، اما به سیاهى که بر سفیدى رقم خورده است ایمان آورده اند.»

انسان در این دوران برخلاف دوران معاصر پیامبر(ص)، از تمامى دریافتهاى حسى نسبت به پیامبر و امام(ع) دور است و تنها براساس درک عقلى و تاریخی، پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم را مى شناسد و به رسالت و امامت ایشان ایمان مى آورد.

امام سجاد(ع) در این باره می فرماید:

«یا ابا خالد ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان لان الله تبارک و تعالى اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ، و جعلهم فى ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدى رسول ا…(ص) بالسیف، اولئک المخلصون و شیعتنا صدقاً، والدعاه الى دین الله عزوجل سراً وجهراً، ۲۰

اى اباخالد، مردم زمان غیبت آن امام که به امامت او معتقدند و منتظر ظهور اویند، از مردم هر زمانى برترند؛ زیرا خداى متعال عقل و فهم و معرفتى به آنها عطا فرموده که غیبت نزد آنان به منزله مشاهده است و آنان را در آن زمان به مانند مجاهدان پیش روى رسول خدا(ص) که با شمشیر به جهاد برخاستند قرار داده است. آنان مخلصان حقیقى و شیعیان راستین ما و داعیان به دین خداى متعال در نهان و آشکارند.»

موفقیت در این آزمایش، نیازمند بینشى است که انسان دیندار در پرتو آن بتواند در برابر تحریفها و شبهه ها و تردیدها رویکرد دینى خود را حفظ نماید و با هیچ یک از عوامل انحراف، خلوص دینى و دیندارى را در فکر و عمل از دست ندهد.

اگر چنین شد، مصداق این فرمایش رسول گرامى اسلام(ص) خواهد بود که فرمود: «به زودى پس از شما، کسانى مى آیند که یک نفر از آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.»

گفتند: «اى رسول خدا، ما در جنگ بدر و احد و حنین در رکاب شما جهاد کردیم و درباره ما آیه قرآن نازل شده است.»

پیامبر اکرم (ص) فرمود: «اگر آنچه از آزارها و رنجها که بر آنان مى رسد، بر شما آید،بسان آنان شکیبایى نخواهید داشت.» ۲۱

پایدارى بر دین در روزگار غیبت به تحمل سختیها، محرومیتها و تنگناهاى مادى خلاصه نمى شود؛ بلکه تحمل فشارهاى سخت روحى و معنوى نیز، بر آنها افزوده مى گردد. و چنانچه دیندارى با صبر و شکیبایی درست و آگاهانه توأم نباشد به تدریج ناامیدی ها روى مى آورد و باور را از روح و فکر برمى دارد.

بنابراین منتظر راستین باید که زمینه ساز صادق ظهور باشد و اگر چنین بود، داشتن ویژگیهاى فوق پاره اى از خصوصیات او خواهد بود.

پی نوشت:

۱- ذاریات/ .۵۶

.۲ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۵۷، ص .۲۲۹

.۳ پیشین، ج ۵۲، ص .۳۰۷

.۴ کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج ۲، ص .۴۰۹

.۵ غیبت نعمانی، ص .۳۳۱

.۶ اصول کافی، کلینی، ج ۱، ص .۳۷۱

.۷ کافی، کلینی، ج۱، ص۳۳۷؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۴۲؛ غیبت نعمانی، ص.۱۶۶

.۸ر.ک: کمال الدین، ج۲، ص.۵۱۲

.۹ نساء/.۵۹

۱۰-کتاب الغیبه ، شیخ طوسی، ص۴۵۶؛ کمال الدین و تمام النعمه ، ج۱، ص.۲۸۶

.۱۱ منتخب الاثر، صافى گلپایگانی، ص ۶۴۰، ح .۳

.۱۲ پیشین، ح .۴

.۱۳ خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص .۲۶۴

۱۴-کمال الدین و تمام النعمه، ص ۶۴۴، ح .۳

۱۵-همان.

۱۶- غیبت نعمانی، ص ۲۰۰، ح.۱۶

۱۷- پیشین، ص .۲۴۵

۱۸- کافی، ج۱، ص .۳۳۵

۱۹- غیبت نعمانی، ج ۱، ص ۲۸۸، ح .۸

۲۰- پیشین، ج ۱، ص ۳۱۹

۲۱- کتاب الغیبه، ص ۴۵۶ .

منبع: خدامراد سلیمیان؛پایگاه موعود

نحوه پیروزى و غلبه جهانى امام مهدى(عج)

پیروزی امام مهدی و غلبه جهانی آن حضرت عوامل متعددی دارد. شرایط زمان حضور خود یکی از عوامل پیروزی به شمار می آید. اما در عین حال برخی عوامل در روایات نقل شده که به آنها اشاره می شودک

۱ـ فرشتگان و جنّیان:

على علیه السلام  مى فرماید:

خداوند حضرت مهدى (عج) را با فرشتگان جن و شیعیان مخلص یارى مى کند[۱]

امام باقر علیه السلام  نیز مى فرماید:

فرشتگانى که در جنگ بدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) یارى دادند هنوز به آسمان باز نگشته اند تا اینکه حضرت صاحب الامر را یارى رسانند و تعدادشان پنج هزار فرشته مى باشد.[۲]

۲ـ فرشتگان زمین:

محمد بن مسلم مى گوید: از امام صادق علیه السلام  درباره میراث علم و اندازه آن پرسیدم حضرت پاسخ داد که خداوند در شرق و غرب عالم دو شهر دارد که در آن گروهى سکونت دارند و هر چند موقعى یک بار با آنان دیدار مى کنم و آنان از ظهور قائم مى پرسند.

گروهى از آنان از روزى که به انتظار قائم (عج) بوده اند سلاح خود را به زمین نمى گذارند. آنان از خداوند مى خواهند که حضرت را به آنان بنمایاند. در هنگامى که امام مهدى قیام مى کند آنان همراه او مى باشند… اجتماع آنان متشکل از پیر و جوان است… این گروه از اندیشه و دستورات امام آگاه بوده و آن را اجرا مى کنند… این سپاهیان را به جنگ هند، دیلم، روم، بربر، فارس، جابرسا و جابلقا که دو شهر در شرق و غرب است مى فرستد. تمام پیروان ادیان را به اسلام، یکتاپرستى و ولایت ائمه ـ علیهم السلام ـ دعوت مى کنند که در صورت اجابت، مردم رهایى مى یابند و اگر تخلف کردند به قتل مى رسانند که در تمام شرق و غرب عالم همگان ایمان مى آورند.[۳]

۳ـ تابوت موسى علیه السلام   :

هنگام ظهور ولى عصر (عج) حضرت عیسى علیه السلام  فرود مى آید و کتابها را از انطاکیه گردآورى مى کند خداوند بر روى او از چهره (ارم ذات العماد)پرده بر مى دارد و کاخى را که حضرت سلیمان پیش از مرگش ساخت آشکار مى سازد و حضرت دارائیهاى کاخ را گردآورى مى کند و آن را بین مسلمانان تقسیم مى نماید و تابوتى را که خداوند به (اربیا) دستور انداختن آن را در دریاى طبرستان داده بود خارج مى سازد، در آن تابوت آنچه را که خاندان موسى و هارون به یادگار گذاشته اند موجود است و نیز الواح و عصاى موسى و قباى هارون و ده صاع از غذایى که بر بنى اسرائیل فرود مى آمد و مرغهاى بریانى که بنى اسرائیل براى آیندگان خود ذخیره کرده اند در آن مى باشد آنگاه به کمک آن تابوت شهرها را مى گشاید همانگونه که پیش از او نیز چنین کردند.[۴] بنابراین در پیروزى انقلاب جهانى امام زمان قدرت فردى و انسانى، نیروهاى مردمى و امدادهاى غیبى نقش دارند همچنانکه از روایات و احادیث این مطالب روشن گردید.

۴-سلاح جنگى امام زمان :

در روایات گوناگونى، از معصومان، که به حد تواتر نیز رسیده اند، آمده است:

وقتى شر و فساد دامنگیر عالم بشود; نشانه هاى ظهور آشکار مى شود و ظلم و ستم همه جا را فرامى گیرد. امام زمان(عج)، بزرگ پرچمدار عدالت اجتماعى، قیام مى کند و زمین را پر از عدل و داد مى سازد.

بر عبارت، (یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً)[۵]تصریح شده است. اما به راستى حضرت ولى عصر(عج) چگونه عدالت را حاکم مى سازد؟ چگونه قدرت هاى قاهر و ستمگر را مغلوب خواهد کرد; چگونه تبهکاران را از بین خواهد برد؟[۶]

در آیات و روایات فراوانى آمده است که، امام زمان (عج) حکومت را از دست کفار و مشرکان مى گیرد و آن را به دست صالحان مى سپارد. اما در عصرى که قدرتهاى جهنمى مخرب ترین سلاح هاى شیمیایى و هسته اى را تولید و استفاده مى کنند، چگونه مى توان تصور مبارزه با آنان را در سر گذراند؟

آنچه روشن است، آین که امام زمان (عج) بى شک از راه مصالحه وارد نمى شود و ذره اى در برابر ستمکاران کوتاه نمى آید. امام صادق علیه السلام  مى فرمایند:

قائم و اصحابش آن قدر نبرد مى کنند، که دیگر مشرکى نماند.[۷]

نسبت به کیفیت این جنگ و ابزار آن، در روایات بسیارى تعبیر (بالسیف)[۸]; یعنى (با شمشیر)، آمده است. اکنون سخن این جا است که چگونه با شمشیر مى توان بر هزاران پوند بمب هاى هسته اى، که حتى تعدادى اندک از آن هم براى ویران ساختن کره ى زمین کافى است، مقابله کرد؟ در این باره چندین پاسخ وجود دارد، که به بیان پاره اى از آنها مى پردازیم:

الف) برخى در پاسخ مى گویند: (همان طور که در روایات هم آمده است، امام زمان(عج) با همان شمشیر، قیام خواهد کرد; ولى این قیام زمانى خواهد بود که منابع انرژى، همچون: نفت، گاز و… و ذخایر آن پایان یافته باشد و استفاده از ابزارها و اختراعاتى که متکى به این انرژى ها هستند، ناممکن شود. در این حال، بشر به همان وضع نخستین بازمى گردد، و آنگاه تسلط بر قدرت هاى جهانخوار با شمشیر، چندان دور از ذهن نخواهد بود.[۹]

ب) در برابر نظر فوق، دیگران در پاسخ معتقدند که، خروج امام زمان(عج) با شمشیر، کنایه از نبرد است و این روایات در مقام بیان نوع سلاح نیست; بلکه از آن جهت که در زمان صدور این روایات، سلاحى جز شمشیر براى مخاطبان قابل تصور نبوده است، از این تعبیر استفاده کرده اند. معناى مدنظر از این تعبیر، شاید چنین بوده است که جنگ و خونریزى از برنامه هاى لاینفک انقلاب حضرت مهدى(عج) است. اما، حال این که، چگونه حضرت بر قدرت هاى بزرگ ستمگر، چیره خواهد شد، پاسخ هاى دیگرى داده اند، که آنها را بررسى مى کنیم.

۱٫ برخى مى گویند: در عصر ظهور، ستمگرانِ زمانه با سلاح هایى که خود ساخته اند، به جنگ با یکدیگر مى پردازند و خداوند آنان را به خود مشغول مى کند; بنابراین، وقتى قدرت آنان به دست خودشان از بین رفت و ضعیف شدند، آنگاه امام زمان(عج) ظهور مى کنند و بساط آنان را بر مى چینند. چنان که در روایتى از امیر المؤمنین علیه السلام  آمده است:

لایخرج المهدى حتى یقتل ثلث و یموت ثلث و یبقى ثلث.[۱۰]

اگر فعل (یقتل) رامجهول بخوانیم; یعنى، حضرت مهدى(عج) قیام نمى کند; مگر در زمانى که یک سوم از جمعیت دنیا کشته شده باشد و یک سوم بر اثر بیمارى و مرگ طبیعى از بین رفته باشد و تنها یک سوم باقى مانده باشد; بدیهى است که در این حال، چیره شدن بر این جمعیت آسان خواهد شد. این دسته، روایت مزبور را مؤید گفتار خود مى دانند.[۱۱]

۲٫ امّا نسبت به پاسخ هایى که بیان کردیم، بهترین پاسخ همین است که، سیره خداوند در اتمام حجت خود بر بندگانش چنان بوده است که، همیشه رسولان خود را متناسب با وضع خاص همان عصر مى فرستاده است; مثلاً، در عصر سحر و جادو، موسى را مى فرستد; در عصر طب، عیسى را; در عصر سخنورى، محمد مصطفى(صلى الله علیه وآله) را و… .

خداوند در قرآن مى فرماید:

و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم;[۱۲]

یعنى هیچ رسولى را نفرستادیم; مگر به زبان همان قوم خویش تا (آنچه را که گفته ایم) برایشان بیان کند.

در عصر ظهور نیز، دنیاى علم و فناورى دیدگان را خیره مى سازد و عقل را درحیرت فرو مى برد. در چنین وضعى بهترین وسیله اتمام حجت و مبارزه، همان راه علم است. در این هنگام اگر شخصى پدیدار شود، که بزرگ ترین دروازه هاى دانش را بگشاید و پایه هاى دانش هاى پیشین را متزلزل سازد; بى شک همگان در برابر او خاضع مى شوند و حتى اگر بخواهند با سلاح آتشین با او به نبرد برخیزند; سلاح هایشان در برابر اعجاز علمى و سلاح هاى ساخته شده ى او، پشیزى نخواهد بود.

امام زین العابدین علیه السلام  در یک بیان رمزگونه مى فرمایند:

دانش بیست و هفت حرف است و همه ى آنچه را که فرستادگان پیشین آورده اند، دو حرف بیش تر نبوده است; بنابراین، مردم تا به امروز، چیزى بیش از این دو حرف را نمى دانند; امّا وقتى قائم آل محمد(عج) قیام فرماید، بیست و پنج حرف دیگر را او هویدا خواهد ساخت و آن را در میان مردم گسترش مى دهد و دو حرف پیشین را هم ضمیمه مى سازد تا دروازه هاى دانش کاملاً گشوده شود و همه بیست و هفت حرف آشکار شود.[۱۳]

پى نوشتها :

[۱]. ارشاد القلوب، دیلمى، ص ۲۶۸٫

[۲]. مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۴۴۸٫

[۳]. بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۴۱٫ ج ۵۴، ص ۳۳۴٫

[۴]. غایت المرام، ص ۶۹۷٫ الشیعه و الراجعه، ج ۱، ص ۱۳۶٫

[۵]. طبرسى، الاحتجاج، ج ۱، ص ۶۸ و ج ۲، ص ۲۹۰; دیلمى، ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۳۱۴; شیخ مفید، اعلام الورى، ص ۳۹۸; شیخ صدوق، الامالى، ص ۲۶; طبرى، دلائل الامامه، ص ۲۳۵ و ۲۵۵; مطهر حلى، العدد القویه، ص ۸۹ و ۹۱; صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱; شیخ طوسى، الغیبه، ص ۸۰ و اربلى، کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۳۸٫

[۶]. انبیاء/ ۱۰۵; صف/ ۹; نور: ۵۴; قصص/ ۴ .

[۷]. اثبات الهداه، ج ۷، ص ۳۴۵٫

[۸]. کلینى، الکافى، ج ۱، ص ۴۰۷ و ج ۵، ص ۲۷۹٫

[۹]. حسین حیدرى کاشانى، حکومت عدل گستر در دست مهدى منتظر، ص ۲۴۰ ـ ۲۷۰٫

[۱۰]. حسین حیدرى کاشانى، همان، ص ۲۴۰٫

[۱۱]. ابراهیم امینى، دادگستر جهان یا مهدى موعود.

[۱۲]. ابراهیم/ ۴٫

[۱۳]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶٫

منبع : مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

حضرت مهدى در روايات شيعه

درمنابع و مصادر روايى و حديثى شيعه همچون كتاب ارزشمند كافى، كتاب الغيبة طوسى و نعمانى و . . . روايات بسيارى وجود دارد كه امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ در موقعيتها و مناسبتهاى گوناگونى در مورد حضرت مهدى ـ عليه السلام ـ سخنانى بيان فرموده اند و اين نشانگر اهميّت و حساسيت اين مطلب از ديدگاه آنان است.

و اگر در برخى روايات به طور سربسته اين مطلب بيان شده است اين بخاطر شرايط و محدوديت هاى آن زمان مى باشد بگونه اى كه به عدّه اى از آن بزرگواران اجازه نمى دادند تا اين اصل عقيدتى، اجتماعى و دينى را بصورت روشن ترى بيان كنند.

در اين باره به شاخه گلى از بوستان گفتار رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ و ديگر معصومان ـ عليهم السلامـ اشاره مى كنيم:

پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله

1ـ قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله: المهدي  عليه السلام ـ من ولدي اسمه اسمي وكنيته كنيتي أشبه النّاس بي خلقاً وخلقاً تكون له غيبة وحيرة تضل فيه الأُمم ثمّ يقبل كالشهاب الثاقب فيملأها عدلاً وقسطاً كما ملئت ظلماً وجورا)1).

رسول خدا فرمودند: مهدى ـ عليه السلام ـ از فرزندان من است اسمش اسم من است و كنيه اش كنيه ى من، از نظر اخلاق و خلقت از همه مردم به من شبيه تر است. براى او غيبت و حيرتى است كه امّتهايى در آن دوران گمراه مى شوند سپس ظاهر مى شود همچون شهابى كه روشنايى مى دهد و بسرعت حركت مى كند و زمين را از عدل و قسط پر مى كند بعد از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد .

2ـ و عن أبي عبد اللّه عليه السلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله: طوبى لمن أدرك قائم أهل بيتي وهو مقتد به قبل قيامه يأتمّ به وبأئمة الهدى من قبله ويبرئ الى اللّه من عدوّهم أُولئك رفقايي وأكرم أُمّتي عليّ(2)

پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمود: خوشا بحال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك كند و به او اقتدا كند قبل از قيامش، پيرو او و تابع ائمه ى هدايت قبل از او باشد و از دشمنان ايشان به سوى خدا پناه آورد ايشان رفيقان من هستند و گراميترين افراد امّت، نزد من مى باشند.

حضرت امير مؤمنان على (عليه السلام)

حضرت مولى الموحدين على بن ابى طالب (عليه الصلاة والسلام) ضمن خطبه اى در ستايش پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمودند:

1ـ فنحن أنوار السموات والأرض وسفن النجاة وفينا مكنون العلم وإلينا مصير الأُمور وبمهدّينا تقطع الحجج فهو خاتم الأئمة ومنقذ الأُمّة ومنتهى النور وغامض السرّ، فليهنأ من استمسك بعروتنا وحشر على محبّتنا(3).

ما نورهاى آسمان و زمين و كشتيهاى نجات هستيم. دانش، در ما نهان است و ما گنجينه ى آنيم و سرانجام كارها بسوى ماست و مهدى ما، آخرين حجّت است. او آخرين امام معصوم، نجات بخش امّتها، آخرين نور رسالت و امامت و معمّاى پيچيده ى آفرينش است. گوارا باد آنان را كه به رشته محبّت و ولايت ما چنگ زده و با محبّت ما محشورند.

نيز حضرت جواد ـ عليه السلام ـ از پدران گراميشان آورده است كه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمود:

2ـ للقائم منّا غيبة أمدها طويل كأنّي بالشيعة يجولون جولان النعم في غيبته. يطلبون المرعى فلا يجدونه ألا فمن ثبت منهم على دينه ولم يقس قلبه لطول أمد إمامه فهو معي في درجتي يوم القيامة (4).

براى قائم ما غيبتى بسيار طولانى است و من شيعيان را مى نگرم كه در غيبت او بسان گلّه بدون شبان سرگردان دنبال چراگاهند و نمى يابند. آگاه باشيد كه هر كس از اينان بر دين خويش استوار باشد و بخاطر غيبت طولانى آن حضرت قلبش سخت نگردد چنين كسى با من است و در قيامت در درجه ى من.

حضرت فاطمه سلام اللّه عليها

عن جابر بن عبداللّه الانصارى قال دخلت على فاطمة ـ عليها السلام ـ وبين يديها لوح فيه أسماء الأوصياء من ولدها فعددت أثنى عشر آخرهم القائم ـ عليه السلام ـ ثلاثة منهم محمد وثلاثة منهم عليّ(5).

جابربن عبدالله انصارى مى گويد: خدمت حضرت فاطمه ـ عليها السلام ـ رسيدم، در دستان آن حضرت لوحى را ديدم كه نام تنى چند از فرزندانش را كه از جانشينان پيامبر ـ صلى الله عليه و آله ـ بودند در آن ديدم، شمردم دوازده نفر بودند و آخرين آنها قائم ـ عليه السلام ـ بود، سه نفر از آنها محمد و سه نفر على در آنها ديده مى شد.

امام حسن مجتبى عليه السلام

امام حسن مجبتى ـ عليه السلام ـ فرمودند:. . . أما علمتم انّه ما منّا أحد الا ويقع في عنقه بيعة لطاغية زمانه إلاّ القائم الذي يصلّى روح اللّه عيسى بن مريم خلفه، فإنّ اللّه عزّ وجلّ يخفى ولادته ويغيب شخصه لئلاّ يكون لأحد في عنقه بيعة إذا خرج ذاك التاسع من ولد أخي الحسين ابن سيّدة الاماء يطيل اللّه عمره في غيبته، ثمّ يظهره بقدرته في صورة شابٍّ ابن دون أربعين سنة، ذلك ليعلم انّ اللّه على كل شيء قدير(6)

مردم! آيا نمى دانستيد كه هر كدام از ما خاندان وحى و رسالت مجبور به بيعت با حكمران طغيانگر زمان خود مى شويم مگر قائم ـ ارواحنا فداه ـ كه حضرت عيسى بن مريم روح اللّه به او اقتدا مى كند و نماز مى خواند چرا كه خداوند ولادت او را مخفى و شخص او را نهان مى دارد تا هنگامى كه به دستور او ظهور كند بيعت قدرتمدارى را به گردن نداشته باشد او نهمين امام معصوم از نسل برادرم حسين ـ عليه السلام ـ است و فرزند بهترين كنيزان. خداوند در غيبت او عمر او را طولانى مى كند و سپس به قدرت خويش او را در چهره ى جوانى كمتر از چهل سال ظاهر مى سازد تا همگان بدانند كه خداوند بر هر كارى تواناست.

امام حسين عليه السلام

حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ فرمود:

1ـ لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه عزّ وجلّ ذلك اليوم حتّى يخرج رجل من ولدى يملأها عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلمًا، كذلك سمعت رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله يقول(7).

اگر از عمر اين جهان تنها يك روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى مى سازد تا مردى از فرزندان من ظهور كند و جهان را همانگونه كه از ظلم و جور لبريز گشته است از عدالت پر سازد. اين واقعيت را همين گونه پيامبر خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمود.

و نيز از آن حضرت نقل شده كه فرمودند:

2ـ لو قام المهدي لأنكره الناس، لأنّه يرجع إليهم شابّاً وهم يحسبونه شيخاً كبيراً(8).

ا گر مهدى ـ عليه السلام ـ قيام كند مردم او را انكار مى كنند و نمى شناسند زيرا آن حضرت در اوج جوانى ظهور مى كند و حال آنكه آنها مى پندارند كه او پير و كهنسال است.

حضرت سجّاد عليه السلام

بعد از شهادت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ در شام حضرت سجّاد ـ عليه السلام ـ در روز جمعه اى كه يكى از سردمداران يزيد خطبه ى شوم خود را مى خواند، امام سجاد ـ عليه السلام ـ در آنجا بپا خواست و او را با تندى خطاب كرد و بعد مطالبى ايراد نمود; از آن جمله فرمود:

1ـ أيّها الناس! أعطينا ستّاً وفضّلنا بسبع، أعطينا العلم والحلم والسماحة والفصاحة والشجاعة والمحبّة في قلوب المؤمنين وفضّلنا بأنّ منّا النبيّ المختار ومنّا الصدّيق ومنّا الطيّار ومنّا أسد اللّه وأسد رسوله ومنّا سبطي هذه الأُمّة ومنّا مهديُّ هذه الأُمّة . . .

هان اى مردم! خدا به ما شش ويژگى عطا فرموده و با شش امتياز ما را بر همگان فضيلت و برترى بخشيده است خدا به ما نعمت گران بهاى دانش، بردبارى، سخاوت، فصاحت و شجاعت عنايت فرمود; و بذر مهر و محبّت ما را بر دلها و قلبهاى باايمان افشانده است. و نيز ما را به هفت ويژگى برترى و فضيلت بخشيده است پيامبر برگزيده ى خدا از ماست و صدّيق امّت امير مؤمنان و جعفر طيّار و حمزه شير خدا و پيامبر و دو نواده ى گرانمايه ى پيامبر حسن و حسين ـ عليها السلام ـ و مهدىّ اين امّت از ماست.

و نيز آن حضرت فرمودند:

2ـ القائم منّا تخفى ولادته على النّاس حتّى يقولوا: لم يولد بعد، ليخرج حين يخرج وليس لأحد في عنقه بيعة (9) .

قائم كه از ماست ولادت او بر مردم مخفى مى ماند به گونه اى كه مردم مى گويند: او هنوز بدنيا نيامده است تا بدينگونه ظهور كند و به هنگامه ى ظهور، بيعت هيچ كس را بر عهده نداشته باشد.

امام محمّد باقر عليه السلام

ابو جارود از امام باقر ـ عليه السلام ـ آورده است كه روزى به من فرمود:

1ـ يا أبا جارود! إذا دار الفلك وقال الناس: مات القائم أو هلك، بأيِّ واد سلك وقال الطالب: انّى يكون ذلك وقد بليت عظامه فعند ذلك فأرجوه، فإذا سمعتم به فأتوه ولو حبواً على الثلج (10) .

ي عنى اى ابا جارود اگر روزگار به گونه اى بود كه مردم گفتند: قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ از دنيا رفته يا به شهادت رسيده و يا سرنوشت او روشن نيست و ديگرى گفت كه از كجا چنين خبرى خواهد بود . . . در همان اوج حيرت و نااميدى و ترديد مردم، تو به ظهور او اميدوار باش و هنگامى كه خبر ظهور او را شنيدى به هر صورت ممكن، حتى خزيدن بر روى برف بسوى او بشتاب.

و همچنين بانوى دانش پژوهى به نام «امّ هانى» مى گويد: بامدادى بر حضرت باقر ـ عليه السلام ـ وارد شدم و گفتم:

2ـ يا سيدي! آية في كتاب اللّه عزّ وجلّ عرضت بقلبى فاقلقتني واسهرتني قال: فاسألي يا أُمّ هاني قالت: قلت قول اللّه عزّ وجلّ: ( فلا أقسم بالخنّس الجوار الكنّس ) قال: نِعْمَ المسألة سألتيني يا أُمّ هاني! هذا مولود في آخر الزمان، هو المهدي من هذه العترة تكون له حيرة وغيبة يضلّ فيها أقوام ويهتدي فيها أقوام، فياطوبى لكِ ان أدركتيه وياطوبى لمن أدركه (11) .

سرورم! آيه اى از قرآن شريف ذهن و فكرم را بخود مشغول داشته و خوابم را ربوده است فرمود: كدام آيه ام هانى، بپرس! گفتم: اين آيه ى شريفه ( فلا أُقسم بالخنس الجوار الكنّس )فرمود: خوب مسأله اى پرسيدى اى ام هانى اين مولودى است در آخر الزمان او مهدى عترت پيغمبر است براى او غيبت و حيرتى است كه گروهى در آن گمراه مى گردند و گروههايى راه حق و هدايت را مى يابند. خوشا بحالت اگر او و زمان او را درك كنى . . . و خوشا بحال آنانكه او را درك كنند.

امام جعفر صادق عليه السلام

از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمودند:

من أقرّ بجميع الأئمّة  ـ عليهم السلام ـ وجحد المهدي كان كمن أقرّ بجميع الأنبياء وجحد محمّداً  ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ نبوّته. فقيل له: يابن رسول اللّه فمن المهدي من ولدك؟ قال  ـ عليه السلام ـ  : الخامس من ولد السابع يغيب عنكم شخصه ولا يحلّ لكم تسميته.

هر كس به همه ى امامان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ايمان آورد و مهدى آنان را نپذيرد بسان كسى است كه به همه ى پيامبران خدا ايمان آورد امّا رسالت آخرين آنان محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ را انكار كرده باشد. از آن حضرت سؤال شد: اى فرزند رسول خدا! مهدى ـ عليه السلام ـ كيست آيا از فرزندان شماست. فرمودند: پنجمين امام از نسل پسرم «موسى» است او از نظرها غايب مى گردد و آوردن صريح نام مقدسش براى شما روا نيست.

امام موسى كاظم عليه السلام

يونس بن عبدالرحمن آورده است كه بر امام هفتم عليه السلام وارد شدم و گفتم: يابن رسول اللّه! أنت القائم بالحق؟ فقال  ـ عليه السلام ـ «أنا القائم بالحق ولكنّ القائم الذي يطهّر الأرض من أعداء اللّه ويملأها عدلاً كما ملئت جوراً هو الخامس من ولدي، له غيبة يطل أَمَدُها خوفاً على نفسه، يرتدّ فيها أقوام ويثبت فيها آخرون . . . طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبلنا ـ وفي نسخة: بحبّنا ـ في غيبة قائمنا، الثابتين على موالاتنا والبراءة من أعدائنا أُولئك منّا ونحن منهم، قد رضوا بنا أئمّة ورضينا بهم شيعة وطوبى لهم هم ـ واللّه ـ معنا في درجتنا يوم القيامة(12) .

سرورم آيا شما قائم به حق هستيد فرمود: آرى من قائم به حق هستم امّا آن قائمى كه زمين را از دشمنان خدا پاك مى سازد و آن را همانگونه كه هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است از عدل و داد سرشار و مالامال مى سازد، او پنجمين امام از نسل من است. او به فرمان خدا و براى حفظ جان خويش، غيبتى طولانى خواهد داشت به گونه اى كه گروههايى راه ارتداد در پيش مى گيرند و گروهى در دين خدا و اعتقاد به امامت ثابت قدم مى مانند. آنگاه فرمود: خوشا به حال شيعيان ما آنانكه در عصر غيبت قائم ما به ريسمان ولايت و محبّت اهل بيت چنگ زده و بر دوستى ما پايدار بوده و به بيزارى از دشمنان ما استوارند; آنان از ما هستند و ما از آنان، آنان به امامت ما خشنودند و ما به پيروى آنان از اهل بيت پيامبر خويش. راستى كه خوشا به حال آنان! بخداى سوگند كه آنان در روز رستاخيز با ما و در درجه ى ما خواهند بود.

امام على بن موسى الرضا عليه السلام

هنگامى كه دعبل خزاعى آن شاعر انديشمند اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بر حضرت رضا ـ عليه السلام ـ وارد شد و قصيده ى معروف خويش را خواند تا به اين شعر رسيد كه:

خروج امام لا محالة خارج *    *    *يقوم على اسم اللّه والبركاتِ

يميّز فينا كلّ حق وباطل *    *    *ويجزى على النعماء والنقماتِ

قيام شكوهمند امام راستين از خاندان رسالت كه بى ترديد ظهور خواهد نمود در پرتو نام بلند خدا و بركات او

در بين ما حق و باطل را از هم جدا مى كند و بر نعمت ها و كردارهاى شايسته و نيز بيدادها و ناهنجاريها كيفر در خور خود را خواهد داد.

امام رضا ـ عليه السلام ـ به شدّت گريست و فرمود:

يا خزاعي! نطق روح القدس على لسانك بهذين البيتين . . . فهل تدري من هذا الامام؟ ومتى يقوم؟ فقال: لا يا مولاي! . . . إلاّ أنّي سمعتُ بخروج امام منكم يطهّر الأرض من الفساد ويملأها عدلاً كما ملئت جوراً.» فقال الامام  ـ عليه السلام ـ  : يا دعبل الامام بعدي: محمّد ابني وبعد محمّد ابنه علي وبعد علي ابنه الحسن وبعد الحسن ابنه الحجّة القائم المنتظر في غيبته المطاع في ظهوره، لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يخرج فيملأ الأرض عدلاً كما ملئت جوراً (13).

اى دعبل خزاعى! روح القدس بر زبان تو اين دو بيت را گذارد. آيا مى دانى اين امام كيست و كى قيام مى كند؟ پس عرض كرد نه مولاى من! مگر اينكه من شنيده ام امامى از شما خروج مى كند كه زمين را از فساد پاك مى كند و آنرا پر از عدل مى سازد همچنانكه از جور پر شده باشد. پس امام ـ عليه السلام ـ فرمود: اى دعبل! امام بعد از من محمّد پسرم و بعد از محمّد، على پسرش و بعد از على پسرش حسن و بعد از حسن پسرش حجّت قائم است كه در غيبت انتظار او كشيده مى شود و زمان ظهور او از او اطاعت مى شود اگر از دنيا نمانده باشد مگر يك روز خداوند آن روز را آنقدر طولانى مى كند تا او خروج كند و زمين را پر از عدل كند چنانكه از جور پر شده است. بعد در ادامه ى فرمايشاتشان فرمودند كه كسى از وقت ظهور او خبر ندارد و ناگهان به شما ظاهر خواهد شد.

امام جواد عليه السلام

حضرت عبدالعظيم حسنى نقل مى كند به محضر امام جواد ـ عليه السلام ـ شرفياب شدم و تصميم گرفتم كه از او بپرسم آيا او قائم آل محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ است يا ديگرى; امّا پيش از آنكه سخن آغاز كنم فرمود:

يا أبا القاسم! انّ القائم منّا هو المهديّ! الذي يجب أن يُنتظَر في غيبته ويطاع في ظهوره وهو الثالث من وُلدي. والّذي بعث محمّدا ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ بالنّبوة وخصّنا بالامامة انّه لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يخرج فيه فيملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً وانّ اللّه تبارك وتعالى يصلح له أمره في ليلة. كما أصلح أمر كليمه موسى  ـ عليه السلام ـ إذ ذهب ليقتبس لأهله ناراً فرجع وهو رسول نبيّ (14) .

اى ابا القاسم! همانا قائم از ما، مهدى ـ عليه السلام  مى باشد آن كسى كه واجب است در زمان غيبتش، انتظارش را برند و پس از ظهورش فرمانش را اطاعت كنند و او سومين فرزند از نسل من است. قسم به خدايى كه محمّد را به نبوّت مبعوث نمود و ما را به امامت برگزيد اگر از عمر اين جهان تنها يك روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى خواهد ساخت تا او ظهور نموده، جهان را پر از عدل و داد سازد، همانگونه كه به هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است. خداوند كار قيام او را در يك شب اصلاح مى كند همانگونه كه كار رسالت و نبوت كليم خود، موسى بن عمران را به هنگامى كه بسوى آتش رفت تا براى خانواده ى خود از آن برگيرد، اصلاح فرمود و او در حالى بازگشت كه به رسالت برانگيخته شده بود.

امام هادى عليه السلام

مرحوم صدوق از ابى دلف آورده است كه گفت: خود از حضرت هادى ـ عليه السلام ـ شنيدم كه فرمود:

انّ الامام بعدي الحسن ابني وبعد الحسن ابنه القائم، الذي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً15 ) .)

امام پس از من فرزندم حسن است و پس از او پسرش «قائم» مى باشد، همو كه زمين را از عدل و داد پر مى كند همانگونه كه از ستم و بيداد لبريز شده باشد.

امام عسكرى عليه السلام

احمد بن اسحاق كه از اصحاب امام عسكرى ـ عليه السلام ـ است مى گويد: خود از امام عسكرى ـ عليه السلام ـ شنيدم كه مى فرمود: الحمد للّه الذي لم يُخرجني من الدنيا حتّى أراني الخلف من بعدي، أشبه الناس برسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله خلقاً وخُلقاً، يحفظه اللّه تبارك وتعالى في غيبته، ثمّ يُظْهره فيملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلماً(16).

خداى را سپاس كه مرا از اين جهان بيرون نبرد تا جانشين و امام پس از مرا به من نشان داد. پسرم در چهره، خلق و خوى، شبيه ترين مردم به پيامبر خداست. خداوند او را در دوران غيبتش حفظ خواهد كرد و آنگاه او را فرمان ظهور خواهد داد و آن حضرت، زمين را از عدل و داد لبريز خواهد ساخت همانگونه كه از ستم و بيداد پر شده باشد.

 

 


1.بحارالانوار، ج 51، ص 72; كمال الدين، ج 1، ص 286.

2. كمال الدين: 287

3. بحارالانوار: 74/300.

4. كمال الدين: 303

5. كافى، ج 1، ص 522، باب ما جاء في الاثنى عشر.

6. كمال الدين: 316.

7. بحارالانوار، ج 51، ص 133.

8. معجم احاديث امام مهدى عليه السلام: 3/354 از عقد الدرر.

9. بحارالانوار، ج 45، ص 138.

10. كمال الدين، ج 1، ص 324.

11. كمال الدين، ج 1، ص 326.

12. كمال الدين، ج 1، ص 330; بحارالانوار، ج 51، ص 137.

13. كمال الدين: 333.

14. بحارالانوار، ج 51، ص 151.

21. كمال الدين، ج 2، ص 372; فرائد السمطين، ج 3، ص 337.

15. بحارالانوار، ج 51، ص 156; كمال الدين، ج 2، ص 377.

16. كمال الدين، ص 383.