فرزندداری

نوشته‌ها

اسلام و تربیت کودکان

عنوان: اسلام و تربیت کودکان
مولف: دکتر احمد بهشتی

مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات شرکت چاپ و نشر بین الملل
سال نشر: ۱۳۹۰
نوبت نشر: اول
محل نشر: تهران

۶۸۵ صفحه

این کتاب از هفت بخش به شرح زیر تشکیل شده است:

بخش اول: زناشویی، فرزندداری و تربیت؛

بخش دوم: مسئولیت‌های تربیتی معلمان؛

بخش سوم: راه‌های مؤثر تربیت؛

بخش چهارم: قواعد اساسی تربیت؛

بخش پنجم: رهنمودهای مهم تربیتی؛

بخش ششم: تربیت کودکان بی‌سرپرست و یتیم؛

و بخش هفتم: تربیت کودکان استثنایی.

مبنا قرار دادن دقیق هر دو منبع قرآن و روایات، همراه با ورود به مسائل و مباحث ریز و کاربردی به علاوۀ انسجام و ساخت‌مندی جذاب مطالب کتاب، از مهمترین ویژگی های برجستۀ این کتاب است.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمد بهشتی

 

زندگی زناشویی بدون فرزند

این مقاله، نکوهشی برای کسانی که نمی‌توانند بچه دار شوند نیست، بلکه هدف، کسانی هستند که می‌توانند بچه‌دار شوند اما جلوگیری می‌کنند. یا به عبارتی از قوه‌ای که در وجودشان است، بهره نمی‌گیرند و همیشه همین بوده، کسانی که از فرصت‌هایشان استفاده نمی‌کنند، در آینده پشیمان خواهند شد. و اما کسانی که مثل شما نمی‌توانند بچه دار شوند، اصلا شامل این پشیمانی نمی‌شوند بلکه اگر غصه این موضوع را داشته باشند، در آینده پشیمان خواهند بود، چرا که قرار نیست همه در این دنیا مثل هم زندگی کنند و اصلا بچه‌دار شدن یا نشدن، ملاک برتری نیست. بلکه کسانی نسبت به دیگران برتری دارند که از همه فرصت‌های زندگی استفاده کنند.

اگـر ادعا کنیم که ازدواج‌ها به جهت بقای نسل انجام می‌شود و زن و مردی که این پیمان مقدس را امـضـا مـی‌کـنـنـد وسیله‌ای هستند برای پیدایش انسان‌های بعدی ـ انسان‌هایی که تدریجا رو به تکامل می‌روند و به مراحل عالی انسانیت نایل می‌شوند ـ سخنی به گزاف نگفته‌ایم. خانواده‌های کم فرزند و بی‌فرزند، از گرمی ونشاط، کم بهره هستند. حتی خانواده‌های بی‌فرزند، از وضع طبیعی خارج شده اند. زنـان ومـردانی که به سن پیری رسیده‌اند و هیاهو و جیغ و فریاد کودکان، آرامش زندگی آنها را بر هم نزده است، انسان‌های پژمرده، بدبین، عصبانی و ناکام به نظر می‌رسند.

ما رمز خلقت را نشناخته‌ایم

قوانین آفرینش، اقتضا می‌کند که محیط خانواده را فرزندان بازیگوش و پرسروصدا و فضول، تنوع بخشند. جـالـب ایـن جـاسـت کـه بـر خلاف تصور بسیاری از پدران و مادران، بچه‌های ساکت و خاموش و سربه راه، چندان طبیعی و عادی نیستند و نمی‌توان برای آنها آینده‌ای درخشان پیش بینی کرد.

در روایـات اسـلامـی آمـده اسـت که: مستحب است کودکان را به بازی و سرگرمی‌های بچه گانه واداشت تا در بزرگی بردبار باشند.

این حقایق را نمی‌توان نادیده گرفت

قـوانـیـن دقـیـق خلقت را نمی‌توان از نو نوشت و به تصویب قوه‌های مقننه رسانید و با سرنیزه و ارعاب، به کار بست. سعادت و سلامت و اعتدال انسان‌ها، ایجاب می‌کند که این قوانین را کشف و از آنها پیروی کنیم. فـرار از مسئولیت‌های خانوادگی و تربیت اولاد، دهن‌کجی به قوانین خلقت است، از این رو از امام هـادی(علیه السلام) نقل شده است که «انگشتری نقره‌ای را با نگین فیروزه تهیه کنید و بر روی آن بنویسید رب لاتذرنی فردا و انت خیرالوارثین، پروردگارا مرا تنها مگذار. تو بهترین وارثانی».

این جمله، قسمتی از آیه ۸۹ سوره انبیا در قرآن کریم است و از زبان یکی از پیامبران(حضرت زکریا علیه السلام) نقل شده است و به خوبی ثابت می‌کند که سعادت خانواده، با وجود فرزند بهتر تامین می‌شود.

وجود فرزند، ضامن کوشش و تلاش انسان است

اگـر فرزند نباشد، انسان به خصوص در اواخر عمر، به چه امیدی به کوشش و تلاش بپردازد؟ چرا زحـمـت بـکشد و رنج برد و خواب خوش و شیرین را برخود حرام سازد؟ برای رفاه فرزندان است که انسان تا آخرین نفس، کار می‌کند و به عمران و آبادی و ترقی مملکت کمک می‌کند. اگـر فرزند و علاقه سرشار والدین به او نبود، این همه کوشش‌های پی‌گیر و خستگی ناپذیر معنی نداشت. دیـن کـه بـا نـاموس خلقت و سرشت آدمی هماهنگی کامل دارد، بر همین موضوع تاکید کرده و محبت به فرزند را یکی از کارهای پسندیده اعلام داشته است

علی(علیه السلام) فرمود: کسی که فرزند خود را ببوسد، برای او پاداشی نیکوست. برنامه دین، به این منظور تنظیم شده است که انسان با خداوند بزرگ، رابطه بندگی داشته باشد و آنـی ازیاد او غافل نشود، ولی اجرای این برنامه، تنها به تسبیح و سجاده و دلق نیست، بلکه خدمت به خلق نیز قسمتی از این برنامه را تشکیل می‌دهد. ایـن جـاسـت کـه مـی‌بینیم از نظر آیین اسلام، محبت به فرزند و کوشش و کار برای رفاه خانواده خدمت و نوازش، از اهم کارهای دینی به شمار آمده است.

پـیـامـبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به بازار برود و هدیه‌ای خریداری کند و برای خانواده خود ببرد، مانند کسی است که برای گروهی نیازمند، صدقه‌ای برده باشد. او باید در موقع هدیه، دختران را بر پسران مقدم دارد، زیرا کسی که دختری را شاد گرداند، گویی یکی از اولاد حضرت اسماعیل را از بردگی آزاد ساخته است. بـرنـامـه فرزندداری که لازمه حیات و سعادت است، هنگامی تکمیل می‌شود که انسان، فرزندان خـود را بـی دریغ از محبت و احسان خود, برخوردار گرداند و از اعمال تبعیض و تخلف از وظایف انسانی، خودداری کند. پـیـامـبـر بـزرگ اسـلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فـرمـود: در نـیـکـی و مـحـبت، میان فرزندانتان به عدالت رفتارکنید، همان طوری که دوست می‌دارید که آنها نیز پس از بزرگ شدن، درباره شما به عدالت رفتار کنند.

منبع: پارسی طب

شخصیت دادن به کودکان

دختر آیت الله شهید بهشتی(ره) در مورد خاطرات اقامتشان در آلمان نقل می‌کند:

زندگی در یک آپارتمان آن هم در آلمان، خیلی یک نواخت و خسته‌کننده بود؛ به ویژه برای ما که فرزندان خردسالی بودیم و از ایران با آن همه آشنایانی که داشتیم، وارد محیط غربت شده بودیم.

پدرم برای جبران این مسئله، معمولا آخر هفته، ما را به اطراف شهر هامبورگ برای تفریح و استراحت می‌برد. جالب اینجا بود که حتما قبل از این مسافرت‌های کوتاه، از همه ما سوال می‌کردند: «بچه‌ها این هفته کجا برویم بهتر است؟» وقتی نظر ما را می‌گرفتند، حرکت می‌کردیم. با این روش، حتی برادر کوچک چند ساله‌ام هم، احساس می‌کرد که نظرش در خانه مهم است و به حساب می‌آید.

(منبع: غلامعلی رجایی؛ سیره شهید بهشتی(ره)؛ ص ۷۹)

پشت صحنه‌های یک نوجوان

فرزندان، بزرگ می شوند و دنیای شان هم بزرگ تر می شود، آنقدر که گاهی در این دنیا گم می شویم. حیران می مانیم که چه باید بکنیم. یاد حرف بزرگ ترها می افتیم، زمانی که هنوز فرزندمان به دنیا نیامده بود و آنها می گفتند قدر این روزها را بدان که هر چه بگذرد، مشکلاتش بیشتر می شود. شب بی خوابی های ایام نوزادی کجا و دل نگرانی های این روزها کجا؟

اگر وقتی راه رفتن آموخت و سرک کشیدن به تمام خانه را شروع کرد، مشکل ما جمع کردن خانه و مراقبت از او برای نیافتادن و آسیب ندیدن بود، این روزها نگرانیم که در مدرسه با چه کسی دوست می شود؟ وقتی به اینترنت دسترسی دارد، کجاها می رود؟ در گوشی موبایلش چه چیزهایی دارد؟ چرا گاهی اینقدر زود از کوره در می رود؟از دنیای جنس مخالف چه می داند؟

فرزند ما وقتی کودکی را پشت سر می گذارد، وارد دنیای ناشناخته ای می شود که باید از آن عبور کند. به روزهای گذار از کودکی به دنیای جوانی و بزرگسالی ایام بلوغ می گویند. روزهایی که فرزندمان هنوز آنقدر بزرگ نشده که بتوانیم برخی حرف ها را به او بگوییم و هنوز آنقدر کوچک نیست که مطمئن باشیم در دنیایش خبری از حرف های بزرگسالی نیست.
تجربه ی سختی است. هم برای ما و هم برای فرزندانمان. اگر ندانیم چگونه عمل کنیم، می تواند سخت تر هم باشد. اما این دوره ی برزخی مشخصات وویژگی هایی دارد که اگر بدانیم، یک تجربه ی شیرین با فرزندمان خواهیم داشت. ما در این مقاله کمی ذهن نوجوان شما را می خوانیم و برخی حرف های درگوشی او را به شما می گوییم تا بهتر فرزند خود را بشناسید.

یک آکتور خیالی
در این سن، فرزند شما گمان می کند، مرکز دنیاست و دیگران توجه ویژه ای به او دارند. حس می کند زیر ذره بین است. شاید گاهی از تذکر های فرزندتان تعجب کرده باشید. مثلا وقتی با هم به رستوران می روید بیش از حد به نحوه ی نشستن، نوع غذا خوردن و حتی لباس شما اهمیت می دهد. او گمان می کند افراد دیگر در رستوران در حال تماشا و نمره دادن به او هستند. او حس کسی را دارد که در صحنه ی نمایش ایستاده و تعدادی تماشاگر خیالی او را نگاه می کنند.

زیبا یا زشت، مسئله این است
در روزهایی که نوجوان فکر می کند در کانون توجه همه قرار دارد، طبیعی است که بر چهره ی خود و مقبولیت ظاهری اش حساس باشد. درست در همین ایام، تغییرات در بدن او شروع می شود. سرعت این تغییرات و وجود برخی مشکلات طبیعی مثل جوش های بلوغ باعث می شود خودپنداره ی نوجوان دچار اشکال شود. جذابیت بدنی بر رشد هویت و شخصیت، ارتباطات اجتماعی و رفتار اجتماعی نوجوانان و جوانان تأثیر می‌گذارد. منظور از این حرف این نیست که او باید زیبا باشد تا ارتباطات خوبی بر قرار کند بلکه باید خود پنداره ی مثبت از ظاهر خود داشته باشد.
فرزندتان با شما زندگی می کند اما ممکن است تمایل داشته باشد بیشتر در اطاقش تنها باشد. گاهی حتی دلش می خواهد در اطاق را هم ببندد.خیلی از نوجوان تقویم شخصی دارند که نوشته های خصوصی خود را در آن می نویسند و دوست ندارند کسی آنرا مطالعه کند. به هم ریختگی اطاقش بهانه ی خوبی نیست برای سرک کشیدن به وسایلی که می دانید بر روی آنها حساس است.

تغییرات همراه با خجالت
این دوره با تغییرات هورمونی و ظهور صفات ثانویه جنسی همراه است. کودک دیروز، قدم به قدم تا یک بزرگسال کامل پیش می رود. اندامش شبیه والد همجنسش می شود و در درونش نیازهایی شروع به آشکار شدن می کنند که تا دیروز ناآشنا بودند. تمام اینها خلوت نوجوان شما را به هم می ریزد. او احساس های متفاوت و شدیدی را تجربه می کند. اگر ظاهرش آرام است، گول این آرامش را نخورید.

عصبانیت کمی بیشتر از مقدار لازم
هر کدام از دلایل بالا می تواند باعث پرخاشگری نوجوان شود. او تغییرات هورمونی را تجربه می کند و استرس های خاص این سن را باید تحمل کند، پس اگر زودتر از قبل عصبانی می شود و از کوره در می رود، صبوری کنید. دوره ی گذار است و این حالت ماندگار نخواهد بود.

حریم خصوصی در اطاق کناری
فرزندتان با شما زندگی می کند اما ممکن است تمایل داشته باشد بیشتر در اطاقش تنها باشد. گاهی حتی دلش می خواهد در اطاق را هم ببندد. خیلی از نوجوان تقویم شخصی دارند که نوشته های خصوصی خود را در آن می نویسند و دوست ندارند کسی آنرا مطالعه کند. به هم ریختگی اطاقش بهانه ی خوبی نیست برای سرک کشیدن به وسایلی که می دانید بر روی آنها حساس است. او نیاز دارد تا به شما اعتماد کند وگرنه ارتباط تان خدشه دار خواهد شد. البته نظارت باید همیشه وجود داشته باشد ولی نامحسوس.

رفاقت های دو آتیشه
این روزها فرزندتان بر روی دوستی هایش حساب ویژه ای باز می کند. گروه همسالان برای نوجوانان اهمیت ویژه ای دارند. پذیرفته شدن و تعلق داشتن به همسالان خود، همنوایی و شبیه شدن با آنها را انتخاب میکند، به طوری که بودن در میان همسالان و تشابه با آنان به یک نیاز اساسی در دوران نوجوانی تبدیل می شود. او هر اظهار نظری بر دوستانش را تحمل نمی کند. دوست دارد خودش آنها را انتخاب کند و معیارهایی که برای این انتخاب دارد برایش مهم هستند.

مهارتهای والدینی برای روزهای ترش و شیرین
حال که می دانید در پشت صحنه ی فرزندتان چه احساساتی نهفته است، نوبت شماست که وارد میدان شوید. برای تان دو کلید طلایی داریم:

طعم خوب پذیرفته شدن
_فرزندتان را بپذیرید. پذیرش او می تواند بسیار به شما کمک کند. تصور رویایی که از فرزندتان در ذهن دارید را فراموش کنید. دختر و پسری که امروز مقابل شما ایستاده، فرزندتان است و پذیرش او با تمام خصوصیاتش هم آرامش شما را بیشتر می کند و هم در او احساس خوب عشق بی قید و شرط را بوجود می آورد. البته منظور ما این نیست که هر رفتار غلطی را تایید کنید و به دنبال تغییرات مثبت نباشید بلکه کاری کنید تا او احساس کند مثلا ممکن است مدل موهایش را نپسندید اما این لطمه ای به دوست داشتن او نمی زند.

ارتباط کلامی و غیر کلامی را فراموش نکنید
وقتی فرزندتان کوچک است با او بازی می کنید، او را در آغوش می کشید. با هم به پارک می روید، شبها برایش قصه می گویید و وقتی خوابد، صورتش را می بوسید اما وقتی بزرگ تر می شود، این رفتارها کم رنگ شده و تعامل تان به بکن، نکن های خسته کننده و مسائلی پیرامون درس و مدرسه محدود می شود. بوسیدنش سخت تر شده و حرف ها نگفته تان بیشتر می شود. نگذارید بلوغ با آمدنش بین شما فاصله بیاندازد. پدر و پسری که هفته ای یکبار با هم به پیاده روی می روند، مادر و دختری که گاهی به بهانه خرید یا درست کردن کیک و یا هر بهانه ی دیگری با هم خلوت می کنند و حرف می زنند، از این روزها به سادگی عبور خواهند کرد. فضایی ایجاد کنید که فرزندتان بتواند با شما حرف بزند. محبت تان را مثل روزهای کودکی به او نشان دهید.
نوجوانی، مرحله ایست که می گذرد اما مهم این است که کنار فرزندتان باشید تا به خوبی از آن عبور کند. شما به عنوان والدین او، باید در شکل گیری هویت مستقل به او کمک کنید. باید مسائل جنسی، خودداری و مراقبت از حریم شخصی را به او بیاموزید.

فراوری: ندا داودی

بخش خانواده ایرانی تبیان

مسئولیت‌پذیرى در خانواده

اهمیت خانواده در اسلام

خانواده، اجتماع کوچکى است که اجتماعات بزرگتر در آن نهفته است. از این رو، هر گونه کردار نیک یا بدخانوادگى در سوق دادن اجتماع به نیکى یا بدى مؤثر است. جامعه‌اى که براى تربیت اجتماعى افراد اهتمام مى‌ورزد، اولین اقدام پرورشى خود را از خانواده آغاز مى‌کند. با نگاهى گذرا به آموزه‌هاى اسلام، درمى‌یابیم که این دین فطرى تا چه حد خانواده را با اهمیت دانسته و با تعیین حقوقى همه جانبه، در رشد و حفاظت از آن کوشیده و حس مسئولیت را در آن برانگیخته است. در این نهاد مقدس، به طور کلى سه نوع مسئولیت وجود دارد: مسئولیت همسران در قبال یکدیگر؛ مسئولیت والدین در برابر فرزندان و مسئولیت فرزندان در برابر والدین. (مجله پاسدار اسلام، حسین مظاهرى، «مسئولیت خانوادگى»، ش ۱۷۷، صص ۱۵ – ۱۷)

احترام متقابل و ایجاد محبت؛ یکى از مسئولیت‌هاى همسران در قبال یکدیگر

سنگ نخستین نباى مقدس خانواده، با پیوند زن و شوهر نهاده مى‌شود و در نتیجه، اولین مسئولیت نیز از همین پیوند و رابطه شکل مى‌گیرد. زن و شوهر به محض پیوند مشترک، مسئولیت‌هایى برایشان به وجود مى‌آید که اگر به درستى عمل کنند، محیط خانواده و در نتیجه اجتماع، یکپارچه لبریز صفا و صمیمیت مى‌شود و رنگ معنویت به خود مى‌گیرد. اگر زن و شوهر به یکدیگر مهر بورزند، خانه به محیطى امن و آرام و مناسب براى رشد و کمال خود و فرزندان تبدیل خواهد شد. همه دستورهایى که در اسلام درباره چگونگى صدا کردن یکدیگر، سلام کردن، پیشباز و بدرقه رفتن، خداحافظى کردن، غذاى خوب پختن، ایراد نگرفتن از کارهاى یکدیگر، تمیزى و نظافت، زینت و خودآرایى، سپاس و قدردانى از یکدیگر، عیب پوشى، تبسم و خوش رویى، خوش زبانى و مسائل دیگرى از این قبیل به ما رسیده است، به منظور ایجاد محبت و تحکیم روابط خانوادگى است. امام صادق(علیه السلام) در سخنى زیبا فرمود: «کوشش در زیاد کردن محبت به همسر، در حقیقت کوشش براى افزودن مراتب ایمانى است.» حتى تأکید شده است که این محبت را اظهار کنید و بر زبان آورید، در این صورت است که هرگز از یادشان نمى‌رود.(مکارم الاخلاق، ص ۵۰)

عفو و گذشت، از دیگر مسئولیت‌هاى همسران

زن و شوهر در ابتداى زندگى، یکدیگر را محک مى‌زنند. از این رو، به شکل ظریفى کردارهاى هم را زیر نظر دارند. از آنجا که هر دو بشر هستند، مسلماً دچار اشتباه‌هایى مى‌شوند و اگر گذشت و چشم پوشى نکنند، اختلاف‌ها و درگیرى‌ها سر مى‌گیرید و کم کم به جاى احترام، اهانت و در عوض محبت، قهر و کینه نمود مى‌یابد. نتیجه این بى‌گذشتى، سستى ارکان خانواده و تربیت فرزندانى ناهنجار و پرمشکل است. پس، اگر همسران محبت و احترام را مى‌خواهند، باید از همان ابتداى زندگى مشترک شان بکوشند که روحیه عفو و گذشت را در خود تقویت کنند و در حقیقت، صاحب این کلید مشکل گشاى زندگى شوند. بنابراین، اگر همسران عزت و سربلندى خانواده را خواستارند، باید عفو و گذشت پیشه کنند؛ چراکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: علیکم بالعفو لا یَزیدُ الْعبدَ اِلّا عِزّاً یُعِزُکُمُ فَتَعافَوا اللَّهُ. (محمدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، ج۳،ص ۱۶۷) بر شما باد که عفو و گذشت داشته باشید، زیرا عفو موجب عزت بنده است. یکدیگر را عفو کنید تا خدا شما را عزیز کند.

پاى بندى به معنویت و رعایت احساسات یکدیگر، از مسئولیت‌هاى همسران

زن و شوهر در بسیارى زمینه‌هاى جسمى و روانى، با هم متفاوتند. از این رو، در نوع احساسات هم تفاوت دارند. این دوگانگى احساس را مى‌توان در عشق‌ورزى و علاقه، خواسته‌ها و ایده‌آل‌ها، انتخاب الگوها، واکنش‌هاى گوناگون در موقعیت‌هاى اجتماعى، میزان پاىبندى به آداب و رسوم و مسائلى این گونه، به خوبى مشاهده کرد. پس بر مرد و زن لازم است که هم از اختلاف احساسات آگاهى داشته باشند و هم به آن احترام بگذارند و در صدد جریحه دار کردن آن برنیایند؛ زیرا بیشتر درگیرى‌هاى خانوادگى ناشى از رعایت نکردن احساسات است. اعتقاد به معنویت و حفظ همیشگى آن نیز از مسئولیت‌هاى مهم خانوادگى است. زن و مرد چه در دورانى که هنوز فرزندى ندارند و چه زمانى که فرزندان به گرمى و صمیمیت محفلشان مى‌افزایند، باید بکوشند فضاى معنوى خوبى را در خانه حاکم کنند تا در این فضاى معنوى هم اطرافیان و هم فرزندان که به دنیا مى‌آیند، با دیدن این الگوها به خوبى رشد کنند؛ زیرا داشتن الگو مؤثرترین و طبیعى ترین وسیله براى انتقال ارزش‌هاى اخلاقى و فرهنگى است.

مسئولیت والدین در برابر فرزندان

فرزند، نعمتى است که خداوند متعال به والدین عطا مى‌کند. در روایت‌هاى معصومان، از فرزند به برکت، گلى از گل‌هاى بهشت و جگرگوشه مؤمن تعبیر شده است. از حسن بصرى نقل شده است که مى‌گفت: «فرزند چیزى است که اگر زنده بماند، رنجورم مى‌کند و چون بمیرد، مرگش بى‌تاب و توانم مى‌سازد.» چون این سخن به گوش امام سجاد(علیه السلام) رسید، فرمود: به خدا قسم، دروغ گفت. فرزند، بهترین نعمت است. اگر بماند، دعایى است حاضر؛ یعنى دعایش در حق والدین مستجاب است و چون بمیرد، شفاعت کننده‌اى است که انسان او را پیشاپیش مى‌فرستد. (میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص ۱۱۲) پس، والدین باید شکر این نعمت را به جاى آورند، بدین صورت که مسئولیت‌هایى را که در برابر فرزندان دارند، انجام دهند. برخى به اشتباه مى‌پندارند که فقط والدین بر گردن فرزند حق دارند و براى فرزندان هیچ حقى نیست. ابو رافع روزى از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: «مگر فرزندان بر ما حقى دارند، همان گونه که ما بر آنها حق داریم؟ فرمود: آرى و آن گاه حقوقى را برشمرد». (علاءالدین متقى هندى، کنز العمال، ج۱۶، ص ۴۴۴)

مراقبت‌هاى اولیه والدین از فرزندان

مسئولیت پدر و مادر در تربیت فرزندان، از هنگام انتخاب همسر و نیز از زمان انعقاد نطفه و سپس دوران باردارى آغاز مى‌شود. مرورى کوتاه بر دستورهاى اسلام در این باره، اهمیت نهاد خانواده را در این مکتب نشان مى‌دهد. پیشوایان معصوم ما براى داشتن فرزند خوب ابتدا به گزینش همسر شایسته تأکید کرده اند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌فرمود: أُنْظُرْ فى أَىِّ شَى ءٍ تَضَعُ وَلَدَکَ فَاِنَّ الْعِرْقَ دَسّاسٌّ. (شیخ عباس قمى، تتمه المنتهى، ص ۱۲) ببین نطفه خود را در چه محلى قرار مى‌دهى، زیرا رگ و ریشه خانوادگى بر فرزندان اثر مى‌گذارد. محمد حنفیه، فرزند امام على(علیه السلام) است وى در جنگ جمل پرچم دار لشکر بود. على(علیه السلام) به او فرمان حمله داد، محمد حنفیه حمله کرد، ولى دشمن با ضربت تیر جلوى او را گرفت و او از پیشروى بازماند. حضرت خود را به او رساند و فرمود: از ضربه‌هاى دشمن مترس و حمله کن. وى قدرى پیشروى کرد، ولى باز متوقف شد. امام على(علیه السلام) از ضعف فرزندش سخت آزرده خاطر شد، نزدیک آمد و با قبضه شمشیر به دوش وى کوبید و فرمود: این ترس را از مادرت به ارث برده اى. (المسطرف، ج ۲، ص ۲۱۸) امام على(علیه السلام) آن چنان به این مهم توجه داشت که به برادرش عقیل سفارش کرد زنى شجاع و نیرومند برایش انتخاب کند تا از او فرزندانى شجاع به دنیا آید. عقیل، از طایفه بنى کلاب زنى را با این اوصاف براى امیرالمؤمنین على(علیه السلام) خواستگارى کرد که بعدها او را «ام البنین» خواندند و قمر بنى هاشم، حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) در دامان او پرورش یافت. البته پس از گزینش همسر مناسب، مراقبت‌هاى لازم در هنگام انعقاد نطفه و نیز دوران باردارى، از مسئولیت‌هاى زیربنایى والدین به شمار مى‌آید.

تربیت صحیح اسلامى

مسئولیت اساسى والدین در برابر فرزندان، تربیت صحیح است. هر چند تربیت، خود واژه‌اى عالى است که همه کردارها و فعالیت‌هاى والدین را در تمامى زمینه‌ها شامل مى‌شود، منظور ما در اینجا آراستن فرزند به آداب اسلامى است. این مهم، از پیش از انعقاد نطفه آغاز مى‌شود و در دوران باردارى، زمان تولد و دوران کودکى و دوره‌هاى پس از آن ادامه مى‌یابد. این مسئولیت به اندازه‌اى با اهمیت است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید: لَأنْ یُؤدِّبُ اَحَدُکم وَلدَه خیرٌ لَه مِنْ أن یَتَصدَّقَ بِنِصْفِ صالحِ کلِّ یَوْم. (مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص ۱۶۶) اگر هر یک از شما به تربیت فرزند خود بپردازد، براى او نیکوتر از آن است که هر روز نیمى از درآمد خود را در راه خدا صدقه بدهد. همچنین ایوب بن موسى، از نبى خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت مى‌کند: «ما نَحلُ والِدٍ أَفْضَلُ مِن أَدَبِ حَسَنٍ؛ هیچ هدیه‌اى از طرف پدر به پسر، بهتر از حُسن ادب و تربیت نیکو نیست». (همان، ص ۱۶۴) والدین با تربیت صحیح، بهترین میراث را براى فرزندان خود بر جاى مى‌گذارند، چرا که بنا به فرمایش پیامبر گرامى(صلی الله علیه و آله و سلم): «ما وَرَّثَ والِدٌ ولَدَهُ أَفْضَلَ مِنْ أدَبٍ؛ هیچ میراثى از ادب و تربیت صحیح براى فرزند بهتر نیست». (کنز العمال، ج۱۶، ص ۴۶۰)

تغذیه حلال و مناسب

همگان بر این نکته آگاهند که تغذیه کافى و مناسب در رشد انسان، به ویژه کودکان مؤثر است. از این رو، مى‌کوشند انواع ویتامین‌ها و مواد نیرودهنده لازم را براى بدن تأمین کنند. اسلام نیز بر این مسئله تأکید و نقش تغذیه را گوشزد کرده است. روایت‌هاى بسیارى از پیشوایان معصوم: در این زمینه به ما رسیده است و بر اساس آنها کتاب‌هاى سودمندى درباره خواص گیاهان، خوردنى‌ها و آشامیدنى‌ها نوشته شده است. در کنار اینها اسلام به یک نکته مهم دیگر هم اشاره کرده است که بسیارى، از آن غافل هستند و آن «تغذیه حلال» است. آرى، لقمه حلال کمک مؤثرى به سالم سازى روح و آماده کردن آن براى درک معارف الهى مى‌کند. بنابراین، والدین باید بکوشند از همان دوران شیرخوارگى، کودک را با غذاى حلال پرورش دهند. همه تأکیدهایى که درباره انتخاب دایه شده، به خاطر تأثیر شیر بر تربیت است. امام صادق(علیه السلام) از حضرت على(علیه السلام) روایت مى‌کند: تَخَیَّرُ و الِلْرِّضاعِ کَما تَتَخَیَّرُونَ لِلنّکاح فَاِنَّ الرِّضاعَ یُغَیِّرُ الطِّباعَ. (فروع کافى، ج۲، ص ۹۳) در امر دایه و شیردادن کودک، دقت کنید و بهترین و سالمترین افراد را انتخاب کنید، همچنان که در انتخاب همسر دقت مى‌کنید؛ زیرا شیر دادن، طبیعت کودک را تغییر مى‌دهد. تأثیر شیر پاک را مى‌توان از روى داستانى از شیخ انصارى به خوبى مشاهده کرد. وقتى به مادر عفیفه و بزرگوار شیخ انصارى در داشتن چنین فرزندى تبریک مى‌گویند و علت زهد و نبوغ علمى او را جویا مى‌شوند، مى‌گوید: چیزى نشده است، زیرا با آن زحمتى که در پرورش او به کار بردم، انتظار داشتم که به کمالات بیشترى برسد. گفتند: مگر چه کرده اى؟ جواب داد: من در تمام مدت دو سال شیرخوارگى‌اش هیچ گاه او را بى‌وضو شیر ندادم. بنابراین، با چنین مراقبتى که من از او به عمل آوردم، رسیدن به چنین مرتبه‌اى بعید نیست. (زندگى و شخصیت شیخ انصارى، ص ۷۰)

انتخاب نام نیک

معمولاً بر نوزاد، نامى نهاده مى‌شود که تا پایان عمر بدان خوانده مى‌شود. نام‌هاى زیبا و با معنا و محتواى اسلامى، نشان دهنده شخصیت خانوادگى هر فرد است. بنابراین، پدر و مادر باید بر این مسئولیت خویش آگاه باشند و براى فرزندان خود نام‌هاى نیک انتخاب کنند. ابن عباس از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مى‌کند که فرمود: «حَقُّ الوَلَدِ عَلَى الْوالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ؛ حق فرزند بر پدر آن است که نام خوبى بر او بگذارد و به بهترین شکل تربیتش کند». (کنز العمال، ج۱۶، ص ۴۷۷) امیرالمؤمنین على(علیه السلام) از رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت مى‌کند: «اولین هدیه‌اى که هر یک از شما به فرزندش مى‌بخشد، نام خوب است. پس، بهترین نام را براى فرزند خود انتخاب کنید». (شیخ حسن حر عاملى، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص ۱۲۲) در اخبار اسلامى آمده است که روزى مردى در حالى که دست فرزندش را گرفته بود، به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و پرسید: این فرزند من چه حقى بر من دارد؟ حضرت فرمود: نام خوبى برایش برگزینى و خوب تربیتش کنى و او را در جایگاهى نیکو قرار دهى. (همان، صص ۱۲۳ و ۱۲۴)

سواد آموزى

مسئولیت دیگر والدین، سوادآموزى به فرزندان است. تلاش در ایجاد انگیزه براى آموختن، ویژگى ارزشمند و برجسته یک خانواده فرهنگى و رشد یافته است و این علاقه را باید والدین در فرزندان خود به وجود آورند. امیرمؤمنان على(علیه السلام) فرمود: «مُرّوا اولادَکم بطلب العلم؛ فرزندانتان را به فراگیرى دانش برانگیزید». (کنزل العمال، ج ۱۶، ص ۵۸۴) همچنین، در همین زمینه امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: لقمان فرزندش را این گونه پند مى‌داد که فرزندم! در روزها و شب‌ها و ساعت هایت سهمى براى آموختن علم قرار ده؛ زیرا هیچ از دست داده‌اى همانند از دست رفتن علم و دانش نیست. (محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۴۱۵) در روایتى زیبا از پیامبر اکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز آمده است: از حقوقى که فرزند بر پدر دارد، سه چیز است: نام نیکى براى او انتخاب کند، خواندن و نوشتن یادش دهد و چون به سن بلوغ برسد، همسرى برایش برگزیند. (وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۱۰)

مسئولیت فرزندان در برابر والدین

نکته اساسى در نهاد خانواده، رعایت حقوقى است که پدر و مادر بر گردن فرزند دارند. بى‌شک، یکى از حقوق اساسى والدین، احترام به آنهاست. پدر و مادر در همه مراحل زندگى، از فرزندان خود توقع احترام دارند. قرآن کریم نیز به این امر بسیار اهمیت داده است. به گونه‌اى که در آیه اى، احسان به پدر و مادر را بعد از پرستش خداى یگانه ذکر فرموده است: وَ قَضى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفِّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا؛ وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرًا. (اسراء: ۲۳ و ۲۴) پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. هرگاه تا [زمانى که] تو زنده هستى، هر دو یا یکى از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار به درشتى خطاب مکن حتى به آنان اف هم مگو و با آنان به اکرام سخن بگوى. در برابرشان از روى مهربانى سر تواضع فرود آور و بگو:‌ اى پروردگار من! همچنان که مرا در خردى پرورش دادند، بر آنها رحمت آور. در این آیه شریفه نکته‌هاى عمیق و آموزنده‌اى وجود دارد که با نگاه دقیق به آنها، حقوق والدین و منزلت آنان به خوبى آشکار مى‌شود:

۱٫ احترام و احسان به پدر و مادر رادر کنار پرستش خداوند ذکر فرموده و این نشان دهنده اهمیت بالاى موضوع است.

۲٫ به هیچ روى نباید والدین را اذیت کرد و سخنان آزاردهنده‌اى به آنان گفت.

۳٫ هنگامى که سالخورده شدند و حوصله، توقع، روش و منش ودیگر خصوصیات اخلاقى آنان با شما سازگارى نداشت، نباید بى‌تاب و عصبى و کم حوصله شوید و حتى در این هنگام نباید به آنان »اف« بگویید.

۴٫ در حضور والدین، کمال تواضع را داشته باشید. تعبیر قرآن در آیه گفته شده این است که در برابر آنان »خفض جناح« کنید. اگر شما پرنده‌اى را دنبال کنید، این پرنده تا آنجا که مى‌تواند، بال مى‌زند و فرار مى‌کند و هرگاه نتوانست، بر زمین مى‌دود، ولى اگر باز هم نتوانست برود، بال هایش را پهن مى‌کند و تسلیم مى‌شود، این حالت را «خفض جناح» مى‌گویند؛ یعنى بال‌ها را به نشانه التماس، پهن کردن و تسلیم شدن.

۵٫ در حق والدین دعا کردن و براى آنان طلب رحمت کردن. این آموزه‌هاى مؤکد اسلامى، نشان از شکوه و قرب والدین در دین اسلام دارد. چه بسا فرزندانى که باخدمت به والدین، به سعادت دنیا و آخرت دست یافته اند و در مقابل، در لا به لاى تاریخ دیده مى‌شود که عاقبت بى‌احترامى به پدر و مادر، عاق والدین بوده است که براى فرزندان بسیار شوم و نکبت بار است.

منبع: راسخون