فاطمه علیهاالسلام

نوشته‌ها

پرتوى از فضايل حضرت زهرا عليهاالسلام در تفسير روض‏ الجنان و كشف‏ الاسرار

فاطمه زهرا علیها السلام دختر پیامبر اکرم، سیمای پرفروغ ایمان، نمونه روشن تقوا، و اسوه تمام‏ عیار زن مسلمان است.

در فضیلت آن بانوی بزرگوار نویسندگان مذاهب اسلامی روایتها آورده ‏اند که هر یک بیانگر گوشه ‏ای از عظمت روحی آن نور مبین و گوهر ثمین است.

مسلمانان نیک ‏نهاد عموما و شیعیان شیفته ‏جان خصوصا عشق محمّد و آل محمّد را پیوسته در سویدای دل نهفته داشته ‏اند. در طول قرون با دل و جان به خاندان رسالت عشق ورزیده و جلوه‏ های این مهرورزی را با خامه اخلاص رقم زده ‏اند.
از جمله عالم نامور شیعه حسین بن علی بن محمّد بن احمد الخزاعی در تفسیر رَوض ‏الجنان و رَوح الجَنان فی تفسیر القرآن علاوه بر مطالب متنوّع لغوی، فقهی، کلامی، ادبی در فضیلت خاتون دو جهان حضرت صدّیقه کبری روایتها آورده است، همچنین ذکر و نقل روایت از امامان «امام علی، امام حسن، امام حسین، علی‏ بن الحسین، ابوجعفر محمد بن علی، جعفر بن محمّد الصادق، علی ‏بن موسی الرضا علیهم‏ا السلام »1 در تفسیر گرانقدر کشف الاسرار و عدّة الأبرار بیانگر علاقه و گرایش ابوالفضل رشیدالدین میبدی به آن انوار پاک است.

در این جا برای نشان دادن هم ‏آوایی مفسّران شیعی و سنّی در ذکر مناقب و فضایل حضرت فاطمه، به عنوان نمونه شواهدی از دو تفسیر فوق ارائه می‏گردد.

حضرت فاطمه علیهاالسلام و توبه حضرت آدم علیه ‏السلام

می‏دانیم که اندیشه جاودانگی به قدمت حیات بشر است.

نخستین وسوسه شیطان نیز از همین روزنه و بدین ‏شکل صورت می‏ پذیرد که ابتدا شیطان با سوگند خود را خیرخواه آدم و حوا می‏ نمایاند2 و سپس سبب نهی پروردگار را از نزدیک شدن به شجره خلد، فرشته شدن یا جاودانگی آن دو القا می‏کند3 چون آن دو مبتلا به ترک مندوب شدند توبه کردند و ندای «رَبَّنا ظَلَمْنا» از جان برآوردند تا رحمتِ حق در کسوت «کلمات»4 و تماثیل نور متجلّی شد.

در این باب صاحب تفسیر عظیم روض ‏الجنان چنین آورده است: «چون خدای تعالی آدم را بیافرید و حیات در او آفرید…

بر ساق عرش اشباحی و تماثیلی از نور دید که بر بالای سر هر یک نوشته بود: محمّد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین.

آدم گفت: بار خدایا پیش از من بر صورت من خلقی آفریدی؟ گفت: نه.

گفت: اینان که ‏اند؟ گفت: فرزندان تواند وَلَوْلاهُمْ لَما خَلَقْتُکَ و اگر نه ایشانندی تو را خود نیافریدی. گفت: بار خدایا گرامی بندگانند بَرِ تو.

گفت: ای آدم این نامها یاد گیر تا در وقت درماندگی مرا به این نامها بخوانی تا فریادت رسم.

آدم این نامها یاد گرفت.

چون این ترک مندوب کرد و خواست تا از آن توبه کند، گفت: بار خدایا به حق محمّد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله و علی علیه السلام و فاطمه علیه‏ا السلام والحسن علیه السلام والحسین علیه السلام به حق این بزرگان که توبه من قبول کنی.

خدای تعالی توبه آدم قبول کرد فَهذِهِ هِیَ الکَلمات».5

علمای اهل سنّت همانند علمای شیعه به دوستی اهل‏ بیت مباهات کرده و در این خصوص به روایات متعدد استناد کرده‏ اند.

زمخشری در تفسیر کشاف ذیل آیه‏ ای که مودت ذوی ‏القربی را اجر رسالت شمرده، (شوری /23) حدیث مفصّلی از پیامبر اکرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله نقل می‏کند که مطلع آن چنین است:

«من ماتَ عَلی حُبّ آل محمّد مات شهیدا»

.6 از پیامبر اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله نیز سؤال شد محبت چه کسانی به موجب آیه

«قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرا اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُربی» (شوری /23)

بر ما واجب شده؟

حضرت بیان فرمودند: علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام و ابناهُما»7.

حدیث کساء و حضرت فاطمه علیهاالسلام مراد از اهل‏ بیت در آیه تطهیر

(سوره احزاب/33) پنج تن آل عباست در این خصوص قول پیامبر که از منابع اهل سنت نیز نقل شده است کافی است که فرمود:

«این آیه درباره من و علی و حسن و حسین و فاطمه نازل شده است»8 میبدی نقل می‏کند که:

«رب‏ العالمین منت می ‏نهد برمصطفی عربی که خواستِ ما و حکم ما آن است که اهل ‏بیت تو پاک باشند از هر چه آلایش خلقیّت است و اوساخ بشریت تا «از خانه به کدخدای ماند همه چیز».

الطیّبات للطَّیِّبین والطیّبون للطیّبات

و در همان تفسیر از قول اُمّ ‏سلمه آورده است: چون آیه تطهیر نازل شد

«فأرسل رسول اللّه‏ الی فاطمة و علی والحسن والحسین فقال هؤُلاءِ اَهْل بَیْتی»

9 در تفسیر روض‏الجنان هم می‏خوانیم: «رسول ـ صلى الله عليه  و آله  ـ حسن علیه السلام را بر دست راست خود نشاند و حسین را بر دست چپ و علی را و فاطمه را در پیش روی، آن گه گلیمی خیبری بر ایشان افکند و گفت:

اللّهُمَّ لِکُلّ نَبِیٍّ اَهْلٌ وَ هؤُلاءِ اَهْلی،

در حال خدای تعالی این آیت فرستاد

(.. اِنَّما یُریدُ اللّه‏ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»10

با وجود قدر و شأن عظیم اُمّ ‏سلمه و تأیید نیک‏ نهادی او توسط پیامبر از همراهی با پنج تن منع می‏شود ولی جبرئیل با حُسن قبول «اَنْتَ مِنّا»11 با نورانیتی مضاعف به ملکوت پرواز می‏نماید و در آسمانها می‏نازد و فخر می‏کرد و می‏گفت:

«مَنْ مِثْلی وَأَنَا فی السماء طاووس الملائکة و فی الاَْرْض‏من اهل بیت محمّد»

یعنی چون من کیست که در آسمان رئیس فرشتگانم و در زمین از اهل ‏بیت محمّد خاتم پیغامبرانم؟»12

مباهله و حضرت فاطمه علیها السلام

چون سران مسیحی شهر نجران از قبول حقیقت سرباز زدند و بر این پندار که عیسی علیه السلام فرزند خداست پای فشردند به پیامبر اکرم وحی شد تا با آنان مباهله کند، ماجرای مباهله با حضور باشکوه پیامبر و چهار نور پاک به شرح زیر صورت پذیرفت:

«حضرت پیامبر و علی و حسنین از پیش می‏رفتند و فاطمه ـ علیها السّلام ـ بر اثر ایشان می‏رفت تا به صحرا شدند. ترسایان بیامدند و اسقف ایشان از پیش ایستاد.

اسقف گفت: اینان که‏ اند از محمّد.

گفتند: آن بُرنا پسر عمّ و داماد اوست بر دخترش و آن زن دختر اوست و آن کودکان دخترزادگان اویند.

اسقف به ترسایان نگرید و گفت: بنگرید که محمّد چگونه واثق است که به مباهله فرزندان و خاصّگان خود را آورده است.

از مباهله او حذر کنید که اگر نه مکان قیصر بودی من اسلام آوردم، رویها دیدم که اگر از خدا بخواستندی تا کوهها را از جای برکند اجابت کردی».13

رشید الدین فضل ‏اللّه‏ میبدی در ذیل آیه مبارکه:

«فَقُل تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنائَنا وَاَبْناءَکُمْ وَنِسائَنا وَنِسائَکُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَکُمْ» (آل‏عمران /61) ماجرای مباهله را چنین یاد می‏کند:

«آن روز که حضرت رسول اکرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله برای مباهله به صحرا رفتند دست حسن و حسین علیه السلام را گرفته و فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام از پس ایشان به راه افتادند «رسول صلى الله عليه  و آله و سلم ایشان را با پناه خود گرفت و گلیم بر ایشان پوشانید و گفت: اللّهُمّ اِنّ هؤْلاءِ أَهلی،

جبرئیل آمد و گفت: یا محمّد وَ اَنَا مِنْ أَهْلِکُمْ

چه باشد یا محمّد اگر مرا بپذیری و در شمار اهل بیت خویش آری؟ رسول صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله گفت:

یا جبرئیل وَ اَنْتَ مِنّا.»14

پیوند ملکوتی

ازدواج سیّده عالم یعنی پیوند نور با نور و انتقال زهره زهرا علیها السلام از بیت نبوّت به منزل امامت در واقع سرآغاز ظهور انوار پاک یازده گوهر تابناک برج امامت بود که باشکوهی الهی در زمین و شوری ملکوتی در آسمان برگزار گردید.

در فضیلت حضرت علی علیه السلام بر دیگر خواستگاران فاطمه علیها السلام پیامبر اکرم فرمود: «لَوْلا عَلیٌ لَمْ یَکُنْ لِفاطِمَة کُفو».15

پیام ملکوتی همسری حضرت علی و فاطمه را فرشته‏ای شگرف به نام محمود به رسول اکرم رسانید. پیامبر پرسید: «یا محمود چه کار را آمده ‏ای؟ گفت: جئتک لِتزویج النور مِن النور.

آمده ‏ام تا نور را به نور دهی. گفتم: آن نور کدام است که او را به نور دهم.

گفت: تزویج فاطمةَ مِنْ علیّ فاطمه علیهاالسلام را به علی علیه السلام دهی که خدای تعالی این عقد را در آسمان ببست.»16

آن گاه فرمان آمد، ای مقرّبان درگاه ای خاصّگیان پادشاه سوره «هل اتی علی الانسان» برخوانید . ایشان همه به آوازی دلربای و الحان طرب‏ف زای سوره «هل اتی» خواندن گرفتند و درخت طوبی بر خود بلرزید و در بهشت گوهر و مروارید و حلّه‏ ها باریدن گرفت.»17

روز بعد از ازدواج وقتی زنان قریش برای تهنیت آمدند حضرت فاطمه جامه‏ای فاخر بر تن داشت که آنان متحیّر بماندند گفتند:

«یا فاطمه این حلّه از کجا آوردی که همانا در دنیا نباشد و ما ندیدیم و نشنیده؟ گفت:

هذا مِنْ عِنْداللّه‏

از نزد خداست.»18

رشید الدین فضل ‏اللّه‏ میبدی در پیوند همسری حضرت علی علیه السلام با حضرت فاطمه علیهاالسلام سخنان زیر را نیز می ‏افزاید:

فرشته‏ای فصیح به نام راحیل بر منبری سپید برآمد و خدای را ثنا گفت آن گاه خداوند ذوالجلال بی‏واسطه ندا کرد که:

ای جبرئیل و ای میکائیل شما دو گواه باشید که من فاطمه زهرا علیها السلام را به زنی به علی مرتضی دادم.»

19 چون فرشته این بشارت را به حبیب خدا داد آن حضرت مهاجر و انصار را خواندند و روی به علی علیه السلا کردند و فرمودند:

«یا علی چم نین حکمی در آسمان رفت اکنون من فاطمه علیها السلام دخترم را به چهارصد20 درم کاوین به زنی به تو دادم.»21

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام سیّدة النّساء العالمین

حضرت زهرای مرضیّه در خانه نبوّت و مرکز وحی تربیت شد پدری چون پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، همسری چون علی مرتضی، و فرزندانی چون حسنین داشت.

روزی زنان قریش با همسران رسول صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله از حَسَب و نَسَب خویش و مفاخرت قوم خود سخن می‏گفتند.

چون فاطمه علیها السلام وارد جمع شد همه ساکت شدند یکی از ایشان گفت:

«چرا حدیث رها کردی؟ گفتند: برای آن که در پیش او حدیث حَسَب و نَسَب کردن محال باشد، دیگری گفت:

ما بالَکُمْ یا بنی‏ هاشم… چیست ای بنی‏ هاشم که همه سیادت جمع کردی خود را و گوی سیادت از همه عالم بربودی، امّا پدرت سیّد وُلدِ آدم است.

و امّا تو سیّده زنان جهانی. امّا شوهرت سیّد عرب است و اما فرزندانت سیّدان جوانان بهشتند و امّا عمّت حمزه سیّد شهیدان است.»22

بدین‏ جهت پاره‏ای از مفسّران آیه «نَسَبا وَ صِهْرا» را در شأن حضرت علی علیه السلام دانسته‏ اند که امیرالمؤمنین جامع سَبَب و نَسَب بود «و هیچ کس را از صحابه این هر دو بیک جای نبود.»23

حضرت محمّد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله و فاطمه علیهاالسلام

از سخنان و شیوه رفتار پیامبر اکرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله و سلم با فاطمه زهرای مرضیّه علیها السلام پی می‏بریم که علاوه بر محبّت فطری پدر و فرزندی، ملکات انسانی و فضایل معنوی، دینداری و پارسایی ام‏ال ائمّه حضرت فاطمه علیها السلام موجب اصلی جلالت و عظمت قدر آن بزرگوار نزد پدر بوده است.

محدّثان و مفسّران قرآن در باب عظمت کفو ولایت و مصداق روشن:

«انّا اَعْطَیْناکَ الکوثر».

روایات متعددی نقل کرده‏ اند که در این جا به ذکر چند نمونه از تفسیر روض ‏الجنان (ابوالفتوح رازی) و تفسیر کشف‏ الاسرار میبدی اکتفا می‏شود.

1 ـ حضرت فاطمه مادر امامان

در خبر است که رسول شبی به نزدیک خدیجه علیها السلام بود و او سخن می‏گفت:

رسول گفت: یا خدیجه من تُکلِّمین؟ با کی سخن می‏گویی؟ گفت:

ای رسول ‏اللّه‏ با این جنین که در شکم دارم.

رسول گفت: بشارت باد تو را که جبرئیل مرا بشارت داد که مادینه است و مادر امامان است.»24

2 ـ خانه فاطمه علیها السلام

اتاقی گلین و کوچک با معنویتی بی‏ کرانه است که تجلی گاه نور الهی و مصداق بارز آیت قرآنی «فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللّه‏» است.

«یک روز رسول ـ (صلی الله علیه و آله) ـ این آیت می‏خواند مردی برخاست و گفت: این خانه‏ ها کدام است؟ گفت: بیوت الانبیاء، خانه ‏های پیغامبران است.

ابوبکر برخاست و گفت: یا رسول‏ اللّه‏ خانه فاطمه و علی از این جمله هست؟ گفت: هُوَ مِنْ اَفاضِلها، خانه ایشان فاضل ترین خانه‏ های ایشان است.»25

3 ـ محبّت حضرت محمد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله و اطاعت فاطمه علیها السلام

علاقه و احترامی که رسول ‏اللّه‏ نسبت به فاطمه علیها السلام اظهار می ‏داشتند در تاریخ رابطه پدر و فرزندی بی‏ نظیر است.

از جمله عادت‏های پیامبر اکرم چنان بود که در ابتدا و بازگشت از سفر به دیدار فاطمه علیها السلام می‏رفتند، روزی پیامبر اکرم به دیدار فاطمه علیها السلام رفتند و آن روز بر در سرای گلیمی خیبری آویخته بود، چون آن را دیدند، بازگشتند، فاطمه علیها السلام برخاست و به حجره رسول آمد و از سبب پرسید؟ حضرت فرمودند:

«یا فاطمه من بر عادت آن‏جا آمدم و لکن در سرای تو بر رسم جبّاران دیدم پرده فروگذاشته بازگشتم [فاطمه علیها السلام  برفت پرده از در سرای دور کرد.»26

4 ـ فاطمه علیها السلام و سجود پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله

در ابتدای دعوت پیامبر اکرم به اسلام کفّار دندان مبارک حضرت را شکستند و خاک و پلیدی بر او می‏ریختند و حضرتش را ساحر و کاهن و مجنون می‏خواندند.

در تفسیر آیه مبارکه «اِنّ الَّذِینَ یُؤذُونَ اللّه‏ وَرَسُولَه». (سوره احزاب /57)

از قول عبداللّه‏ مسعود نقل شده است که گفت: «دیدم رسول خدا را در مسجد الحرام سر به سجود نهاده که کافری شکنبه شتر میان دو کتف وی فروگذاشت رسول سر از زمین برنداشت تا آن گه که فاطمه زهرا علیها السلام بیامد و آن از کتف وی بینداخت.»27

5 ـ فاطمه زهرا علیها السلام و اندوه پیامبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله

آن روز که جبرئیل آیه «اِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ اَجْمَعِینَ» (سوره حجر /43) را آورد حضرت اندوهناک شدند و بسیار گریستند و هیچ کس از صحابه زهره نداشت که از سرّ آن تأثّر شدید جویا شود.

عبدالرحمن عوف می‏دانست که رسول خدا به دیدار فاطمه آسایش می‏ یابد از حضرت فاطمه درخواست نمود تا از پیامبر اکرم سبب این اندوه بزرگ را بپرسد.

پیامبر در جواب به فاطمه علیها السلام فرمودند: چه پرسی از آنچه وهم و فهم هیچ کس بدان نرسد؟ چون حضرت اشاره‏ ای به ابواب جهنم و چگونگی درکات دوزخ کردند «فاطمه علیها السلام بیفتاد و بی هوش شد چون به هوش باز آمد گفت:

«الویل الویل لمن دخل النّار».28

6 ـ دوستی فاطمه علیها السلام

چون قریش پیمان حدیبیّه را شکستند ابوسفیان را برای عذرخواهی نزد پیامبر فرستادند.

او خواست از علاقه پیامبر به حضرت فاطمه به نفع خود سود جوید این بود که به در خانه علیها السلام رفت و ماجرا را گفت، آن حضرت به او گفتند:

«این کار بزرگتر از آن است که حدیث زنان در آن گنجد.»29

7 ـ فاطمه علیها السلام و نوازش یتیم

مفسّران قرآن کریم آیه «وَیَسْئَلُونَکَ عَنِ الْیَتامی» (سوره بقره /55) را تأکیدی به «اصلاح کار و مال»30 و نیکی به یتیمان دانسته ‏اند.

«روزی مهتر عالم یتیمی را دیدند که کودکان او را سرزنش می‏کنند و او می‏گرید و در خاک می ‏غلتد، چون حضرت سبب درماندگی او را پرسیدند.

گفت: پدرم روز احد کشته شد، خواهرم فرمان یافت و مادرم شوهر کرد و مرا براند حضرت رسول گفتند:

ای غلام اندوه مدار من که محمّدم پدر توام و فاطمه خواهر تو و عایشه مادر تو…

آن گاه مصطفی دست وی گرفت و به خانه فاطمه برد و گفت: یا فاطمه علیهاالسلام این فرزند ماست و برادر تو، فاطمه علیهاالسلام برخاست و او را بنواخت خرما پیش وی بنهاد…»31

8 ـ حجاب حضرت زهرا علیها السلام

پوشیدگی زن از دید نامحرم یک فرمان قرآنی است.

در گذشته برای بیان این مفهوم خصوصا در فقه واژه «ستر»32 را به کار می‏بردند.

سعدی شاعر خوش ‏سخن هم در معرفی زن پارسا چنین گفته است:

«چو مستور باشد زن و خوبروی*** به دیدار او در بهشت است شوی»33

و در تفسیر هم‏چنین می‏خوانیم: «در خبر است که روزی رسول در حجره فاطمه ـ علیها السلام ـ بود. مردی نابینای مادرزاد در بزَد. رسول گفت:

درآی، او درآمد فاطمه علیها السلام برخاست و در خانه رفت و تا او بِنَرفت از خانه بیرون نیامد.

رسول بر سبیل امتحان گفت: یا فاطمه چرا از او پنهان شدی و او چیزی نبیند؟ گفت: یا رسول‏ اللّه‏ اگر مرا نبیند، من او را بینم. اَلیس اللّه‏ تعالی قال: «وَقُل لِلمؤمنات یَغْضُضْنَ مِنْ اَبْصارِهِنّ وَیَحْفظن فُرُوجَهُنَّ».

رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ گفت: اَلْحَمْدُللّه‏ِ اَرانِی فی اهل بیتی ما سَرَّنی؛ سپاس آن خدای را که با من نمود در اهل ‏البیت من آنچه مرا خرّم بکرد.»34

حضرت علی علیه‏ السلام و فاطمه علیهاالسلام

بزرگان علم و عالمان دین در شناخت شأنی از شؤون حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام درمانده ‏اند.

ما از طریق روایاتی چون: «أحبّ النساء الی رسول اللّه‏ فاطمة و من الرجال علیّ علیه السلام  فمن عرف فاطمة حقّ معرفتها فقد أدرک لیلة القدر و انّما سمّیت فاطمة لاِءنّ الخلق فطموا عن معرفتها»

35 گوشه‏ای از عظمت این دو عزیز را باز می‏نماییم و از میان انبوه روایات تنها به ذکر چند روایت از تفسیر روض‏الجنان و کشف ‏الاسرار اکتفا می‏نماییم.

1 ـ یاری و پرستاری فاطمه علیها السلام

در جنگ احد که رسول اکرم و حضرت علی علیه السلام جراحاتی برداشتند حضرت فاطمه علیهاالسلام چهره مبارک پدر و روی نازنین همسر را شست.

در همین غزوه شجاعت و فداکاری علی علیه السلام تا آنجا جلوه نمود که جبرئیل از آسمان آواز داد: «لاسیف اِلاّ ذوالفقار وَلافتی الاّ علیّ»

پس از جنگ آن تیغ را به فاطمه علیها السلام داد و گفت: «بستان این شمشیر را که امروز با من وفا کرد.»36

2 ـ دعای حضرت محمد صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله

پیامبر اکرم در پاسخ به طعنه زنان قریش که به حضرت زهرا علیها السلام گفته بودند:

پدرت تو را به مردی درویش داده است چنین فرمودند: «بدان که این زنان که این گفتند نه بر طریق شفقت گفتند.

من تو را به مردی دادم که «اَقْدَمُهُمْ سِلْما و اکْثَرُهُمْ علما وَاَعْظَمُهُمْ حِلْما» به اسلام از همه پیشتر است و به علم از همه بیشتر و به حلم از همه عظیمتر.

آن‏گه دعا کرد ایشان را و گفت: بار خدایا جمع ایشان مجتمع دار و دلهاشان به هم آر و فرزندان ایشان را وارثان بهشت نعیم کن.»37

3 ـ شمه‏ای از فضایل حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام

در وجود مبارک حضرت فاطمه فضایل بیشماری جمع است و زندگانی آن بانوی دوسرای در همه ابعاد نمونه است، از جمله پایداری آن اسوه کامل در تنگدستی و هجوم فقر مادّی است؛ آورده‏ اند:

«یک روز امیرالمؤمنینن علیه السلام ـ در حجره فاطمه شد او را یافت که حسن و حسین را می ‏خوابانید و ایشان نمی‏خفتند از گرسنگی، فاطمه گفت:

یابن عَمّ رسول‏ اللّه‏! بنگر تا چیزکی به دست آری برای این کودکان که از گرسنگی بنمی‏خسبند و سه روز است تا طعام نخورده‏ اند؟

امیرالمؤمنین از خانه به در آمد و به نزدیک عبدالرّحمن عوف شد و او را گفت: دیناری زر به قرض مرا ده .

عبدالرحمن دست در کیسه کرد و دیناری از آن برداشت و به امیرالمؤمنین داد او بستد.

امیرالمؤمنین به بازار آمد تا چیزی بخرد مقداد را بر سر راه دید از حالش جویا شد، دیناری که به قرض گرفته بود به او داد و گفت:

تو اولیت ری که تو چهار روز است که چیز نیافته ‏ای و ما سه روز.

مقداد آن بستد و برفت، امیرالمؤمنین به مسجد رسول آمد.

در شأن او و این قصّه، آیت آمده بود که: «وَیُؤثِرُونَ عَلی اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ…»38 (حشر /9)

4 ـ پیوستن دو دریا

بعضی از اهل اشارت در تفسیر: مَرَجَ الْبَحْرَینِ یَلْتَقِیان (سورة الرحمن /19)

نوشته‏ اند مقصود از بحرین، فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام  است.

و بینهما برزخ (محمّد صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله ) «یَخْرُجُ مِنْهُما اللُّؤلُؤُ وَالْمَرْجان،» الحسن والحسین علیهم السلام است.

و نیز گفته ‏اند : از تخصیصات و تشریفات آدمی یکی آن است که در نهاد وی دو بحر آفریده ‏اند یکی بحر سرّ، دیگر بحر دل، این اشاره است به آیه مرج‏ال بحرین و بحرین این جا خوف و رجاست عامّه مسلمانان را و بحر قبض و بسط خواص مؤمنان را و بحر هیبت و انس انبیاء و صدیقان را.»39

5 ـ حضرت فاطمه علیه السلام خاتون قیامت

میبدی در تفسیر آیه شریفه: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّه‏ُ وَ رَسُولُهُ» (سوره مائده /55)

با استناد به حدیث: «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَعَلِیُّ مُولاه» ولایت دین را اجلّ ولایات می‏داند و در فضیلت علی علیه السلام چنین می‏ نویسد:

«علی مرتضی ابن عمّ مصطفی شوهر خاتون قیامت فاطمه زهرا علیها السلام که خلافت را حارس بود و اولیاء را صدر و بدر بود…»40

در تفسیر کشف ‏الاسرار علاوه بر آنچه گذشت نام و یاد حضرت فاطمه علیها السلام مکرر41 آمده است، برای کوتاهی سخن به ذکر پاره‏ای بسنده شده است.

تأکید احادیث و هم آوازی علمای اهل سنّت با شیعیان در دوستی اهل‏بیت موجب پیدایش اشعاری در مدح حبیبه خدا حضرت فاطمه زهرا علیها السلام شده است که گزیده ای از آن اشعار را می‏توان در کتاب مناقب فاطمی42 مشاهده نمود، البته انعکاس انوار ولایت از مشکوة وجود حضرت زهرا علیهاالسلام در لابه ‏لای دیوان شاعران نیک ‏نهاد ما به چشم می‏خورد.

از آن شمار است شعر عطار نیشابوری که در آن ماجرای بیان احوال فاطمه علیها السلام به رسول اکرم و تعلیم تسبیح نماز به صدیقه کبری آمده است پاره‏ای از آن ابیات چنین است:

«فاطمه خاتون جنت ناگهی *** پیش سیّد رفت در خلوت گهی  گفت کرد از آس دستم آبله *** یک کنیزک از تو می‏خواهم صله  تا مرا از آس رنجی کم رسد*** تا کی‏ام از آس چندین غم رسد؟

آس گردونم چو یک ارزن بود*** آس کردن خود چه کار من بود
وی عجب در پیش صدر روزگار*** بود آن ساعت غنیمت بی‏شمار
دست بگشاد و ببخشید آن همه *** هیچ نگذاشت از برای فاطمه
یک دعاش آموخت زیبا و عزیز*** گفت این بهتر تو را زآن جمله چیز
انس حضرت جانفزایت بس بود *** تا که تو هستی خدایت بس بود»43

در تعلیم تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام نوشته ‏اند: پس از مراسم باشکوه شب ازدواجِ آن حضرت که همسران پیامبر و زنان مهاجر و انصار همه به خانه ‏های خود برگشتند فقط اسماء نزد آن حضرت ماند، چون حضرت فاطمه از خدمت چندین روزه اسماء شرمگین بود تقاضای خادمه‏ای کرد، پیامبر فرمود:

خادمه‏ای خواهی یا چیزی که از خادمه بهتر باشد؟ گفت: و آن چیست یا رسول ‏اللّه‏؟ گفت: آن که به عقب هر نماز سی‏ وچهار بار تکبیر کنی و سی‏ وسه بار تسبیح و سی‏ وسه بار تحمید این بر زبان صد است و در ترازو هزار یا فاطمه هیچ کس نباشد که هر بامداد و شبنگاه این تسبیح بکند و الا خدای تعالی او را مهمات دنیایی و آخرتی کفایت کند.»44

آنچه برای ما پس از سپری شدن قرنها شایان توجّه می‏باشد این است که رسول اکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله بجای بخشش خادمه تسبیحی تعلیم فرزندش نمود که فیض آن جاودانه است چنان که هم اکنون، امّت اسلام تسبیح حضرت زهرا علیها السلام را بعد از هر نماز می‏خوانند و نام آن دخت پارسا و انسیّه حورا تا آفتاب می‏درخشد و مسلمانی نماز گزارد برجاست و از برکات آن تسبیح و تحمید روح مقدسش بهره‏ مند می‏گردد.

زندگانی کوتاه حضرت فاطمه زهرا علیها السلام نمودار نورانی صفات حسنه است انعکاس احادیث نبوی و سخنان ائمه هدی در تفسیر روض‏ الجنان و کشف ‏الاسرار نمایانگر گوشه‏ای از فضایل زهرای مرضیه است و این سخن درست است که بزرگان علم و ادب و عرفان و کلام…

از بیان شأنی از شؤون این گوهر تابناک و اسوه راستین اسلام ناتوانند و در این مقام ابیات زیر بیان حال همگان است که گفت:

«وصف تو بگذشت از قدر عقول** * عقل در شرح شما شد بوالفضول
گرچه عاجز آمد این عقل از بیان ****عاجزانه جنبشی باید در آن»45

پی‏ نوشت‏ها و مآخذ
1 ـ رکنی، محمّد مهدی، جلوه‏های تشیّع در تفسیر کشف‏الاسرار؛ یادنامه علاّمه امینی به اهتمام سیّد جعفر شهیدی، محمدرضا حکیمی، تهران، مؤسسه انجامِ کتاب، 1361، ص 165-230.
2 ـ سوره اعراف/21.
3 ـ سوره اعراف /20.
4 ـ سوره بقره /37.
5 ـ الخزاعی النیشابوری، حسین بن علی بن محمّد بن احمد، روض‏الجنان و رَوح الجنان فی تفسیر
القرآن به تصحیح محمّد جعفر یاحقی، محمّد مهدی ناصح، بیست جلد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، مشهد، 1371، ج1، ص228.
6 ـ جاراللّه‏ محمود بن عمر الزمخشری، الکشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، ربیع‏الاول، 1366، ج6، ص220.
7 ـ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، کشف‏الاسرار و عدّة‏الابرار، به اهتمام علی‏اصغر حکمت ، ده جلد، دانشگاه تهران، 1331-1339، ج9، ص23.
8 ـ سیّد عبدالحسین شرف‏الدین، الکلمة الغرّا فی تفضیل الزهرا، ترجمه محمّد بیدارفر، انتشارات الزهرا، تهران، 1362، ص50.
9 ـ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، همان کتاب، ج8، ص45.
10 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج15، ص419.
11 ـ محمّد باقر مجلسی، بحارالانوار، یکصدوده جلد، داراحیاء التراث العربی، 1403، ج17، ص262.
12 ـ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، همان کتاب، ج2، ص151.
13 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج4، ص363.
14 ـ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، همان کتاب، ج2، ص147 و 151.
15 ـ محمدباقر مجلسی، همان کتاب، ج43، ص145.
16 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج14، ص243.
17 ـ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، همان کتاب، ج7، ص50.
18 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج14، ص275.
19 ـ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، همان کتاب، ج7، ص50.
20 ـ محمّد باقر مجلسی، بحارالانوار، چاپ دوم، المکتبة الاسلامیه، 1362، ج43، ص105. در این حدیث مَهر حضرت فاطمه علیهاالسلام پانصد درهم آمده است: «.. مهر جدته فاطمه و هو خمس مائه درهم جیاد».
21 ـ رشیدالدین فضل‏اللّه‏، همان کتاب، ج7، ص51.
22 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج5، ص400.
23 ـ همان، ج14، ص243.
24 ـ همان، ج17، ص122.
25 ـ همان، ج14، ص152.
26 ـ همان، ج17، ص265.
27 ـ ابوالفضل رشیدالدین، همان کتاب، ج8، ص87.
28 ـ همان، ج5، ص330.
29 ـ همان، ج10، ص647.
30 ـ ابوالمحاسن الحسین بن الحسن الجرجانی، تفسیر گازر جلاء الاذهان و جلاء الاحزان، به تصحیح میرجلال‏الدین حسینی ارموی، تهران، ناشر: مهرآیین، 1378، ج1، ص277.
31 ـ ابوالفضل رشیدالدین، همان کتاب، ج1، ص595.
32 ـ شهید مرتضی مطهّری، مسأله حجاب، نشریه انجمن اسلامی پزشکان، تهران، 1348، ص73.
33 ـ مصلح‏الدین سعدی شیرازی، کلیات سعدی، به اهتمام محمّدعلی فروغی، انتشارات امیرکبیر، تهران، چاپ اول، 1320، ص355.
34 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج14، ص124.
35 ـ محمّد باقر مجلسی، همان کتاب، ج43، ص38 و 65.
36 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج5، ص43.
37 ـ همان، ج14، ص273.
38 ـ همان، ج4، ص45 و 46.
39 ـ ابوالفضل رشیدالدین، همان کتاب، ج9، ص412، 421.
40 ـ همان، ج3، ص150.
41 ـ محمّد جواد شریعت، فهرست کشف‏الاسرار، ناشر: امیرکبیر، تهران، 1363، ص955.
42 ـ احمد احمدی بیرجندی، مناقب فاطمی در شعر فارسی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1369.
43 ـ فریدالدین عطار نیشابوری، مصیبت‏نامه، به اهتمام نورانی وصال، ناشر کتابفروشی زوار، تهران، 1364، ص41.
44 ـ الخزاعی النیشابوری، همان کتاب، ج14، ص274.
45 ـ جلال‏الدین محمّد مولوی، مثنوی به تصحیح رینولد نیکلسون، به اهتمام نصراللّه‏ پورجوادی، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1363، ج3، ص3.
 
منبع:سید محمود خسروانی شریعتی ؛ مشکو‌ة پاییز و زمستان 1377 – شماره 60 و 61 – صفحه 64 تا 76

مناقب حضرت فاطمه زهرا(س) در کتاب الغدیر

علامه امینی (ره) صاحب کتاب گرانقدر الغدیر با توجه به آیات و روایات مقام ولایت حضرت زهرا (علیهاالسلام) را به اثبات رسانده و آن را تح مناقبی از حضرت ارائه داده است. که در این جا آنها را ذکر می کنیم.

منقبت اول:

آفرینش زهرا (سلام الله علیها) قبل از خلقت دیگران، همانند پدر و همسر و فرزندانش، آن انوار مقدسی كه پیش از آفرینش كلیه عوالم علوی و سفلی، و خلقت بشر، در پیشگاه عرش عظمت حق تبارك و تعالی، در حال تسبیح و تقدیس و تهلیل و تكبیر خدای یكتا بوده، و در عبادت استاد و آموزگار جبرئیل و سایر فرشتگان بوده اند.

منقبت دوم:

آفرینش زهرا (علیهاالسلام) از نور عظمت حضرت حق تبارك و تعالی، همان نور واحدی كه حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز از آن آفریده شده اند، و مایه خلقت فاطمه (علیهاالسلام) یك سوم همان نور بوده است.

نوری نهفته در خزینه علم خدائی، نور قدس، نور جلال، نور كمال، و نور كبریائی الهی.

منقبت سوم:

فاطمه (علیهاالسلام) ، همتای پدر و همسر و فرزندانش، سبب آفرینش آسمان ها و زمین، بهشت و دوزخ، عرش و كرسی و فرشتگان، و انس و جن بوده است.

وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ، یكی از پنج تن است، همان كسانی كه علت آفرینش جهان، و آدم و آدمیان بوده اند، اگر آنها نبودند انبیاء و اولیاء، صدیقین و شهداء، ملك و ملكوت زمین ها و آسمان ها، نار و نور، بهشت و دوزخ، و سایر مخلوقات جهان به وجود نمی آمدند. اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبود، اثری از آدم و اولاد آدم نبود، اگر او نبود موسی (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) و نوح (علیه السلام) و ابراهیم (علیه السلام) آفریده نمی شدند، اگر او نبود از اسلام و خداشناسی و توحید خبری نبود.

منقبت چهارم:

نامگذاری زهرا (علیهاالسلام) است از طرف خداوند متعال، همانند اسم گذاری محمد (صلی الله علیه و آله) ، و علی و حسن و حسین (علیهم السلام) ، و همین مطلب دلالت دارد بر این كه این پنج نفر از خود هیچگونه اختیاری ندارند، و تمام امورشان حتی انتخاب نامشان، مربوط به خدای متعال بوده، و به كسی در مورد آنان اجازه دخالت داده نشده است.

حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) هرگز مجاز نیست كه از جانب خود، فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را نامگذاری كند، همچنین در اسم گذاری علی ابن ابیطالب كه مولود كعبه و خانه زاد خداست، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) و ابوطالب را اختیاری نیست.

منقبت پنجم:

«نام فاطمه (علیهاالسلام) از اسماء خدای تبارك و تعالی مشتق شده است، همانند نام پدر و همسر و فرزندانش.»

منقبت ششم:

توسل انبیاء است به فاطمه (علیهاالسلام) و نام های او، همتای پدر و همسر و فرزندانش، و تمسّك به اوست كه وسیله نجات انبیاء و اوصیاء و سایر افراد بشر از مشكلات بوده است.

«هر كس كه به او ایمان آورد، همانا رستگار شد، و هر كس به او اعتقاد نداشت به تحقیق هلاك گردید.»

منقبت هفتم:

نام فاطمه (علیهاالسلام) ، هم ردیف پدر و همسر و فرزندانش، بر ساق عرش و درهای بهشت نوشته شده است.

شگفتا…! این چه مقام والائی است كه با وجود انبیاء، اوصیاء، مخلصون، و فرشتگان مقرب نام هیچ موجودی بر عرش الهی، آن پایتخت عظمت و جلال خدائی نگاشته نشده است، مگر اسامی مقدس پنج تن، كه زینت بخش تمام مراكز معنوی، و عالی ترین منازل اخروی است.

منقبت هشتم:

چنان كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندان معصوم او ملجأ و مرجع توسل جمیع انبیاء بوده اند، بشر از آدم تا خاتم مأمور به توسل به حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) بوده است.

از همان وقتی كه آدم (علیه السلام) آفریده شد، و برای استجابت دعا و رفع مشكلاتش توسل به پنج تن (علیهم السلام) و شفیع قرار دادن آنها در پیشگاه پروردگار بی همتا توسط جبرئیل به او آموخته شد تكلیف بنی آدم روشن گردید.

انسان كه در جهانی پر از شدائد و مشكلات قدم می نهد، دنیایی كه دائماً در آغوش امواج بلا و گرداب حوادث عظیمه است، رحمت بی كران الهی ایجاب می كند كه دست آویزهای محكم و عروة الوثقای ناگسستنی در اختیار این بشر سرگردان قرار دهد تا در مسیر ناهموار زندگانیش، امید گاهی خداپسند، و پناهگاهی دور از گزند داشته باشد و با توسل و با تمسك و چنگ زدن به ریسمان رحمت واسعه الهی، فرزندان آدم نیز همانند حضرت آدم (علیه السلام) به ساحل نجات دست یابند.

اكنون با قلبی سرشار از خلوص، و امیدوار (همانگونه كه خداوند یكتا به پیامبرانش راه نجات را نشان داده است و به آنها طریق دعای خدا پسند را آموخته است) و ما نیز به درگاه «الله» روی نیاز می آوریم، و وجود مقدس آبرومند زهرا (علیهاالسلام) را شفیع و راه گشا و واسطه فیض خدائی قرار می دهیم و عرضه می داریم: یا فاطمة اغیثینی، یا فاطمة اغیثینی…

چنان كه به صلوات بر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و زیارت آنان به عنوان یك فرمان الهی و امر اسلامی دستور داده شده است، عیناً به صلوات بر فاطمه (علیهاالسلام) و زیارتش تصریح و تأكید گردیده است.

منقبت نهم:

هر فرد مسلمان و مؤمنی كه با محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) بیعت كرده، و به او ایمان آورده، و رسالت و اطاعتش را پذیرفته، و آن حضرت را پیام آور از جانب خدای خود می داند، و پیشوایانش علی (علیه السلام) و اولاد علی (علیه السلام) هستند، ناگزیر حضرت زهرا (سلام الله علیها) «ولیّه» او، رهنمای او، مرجع او، و در مشكلات (هماتند پدر و همسر و فرزندانش) دستاویز و پناهگاه اوست .

منقبت دهم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) در مقام عصمت و طهارت، كه او نیز عصمت الله و مورد خطاب آیه تطهیر می باشد.

منقبت یازدهم:

آن امانتی كه از جانب خدای تعالی بر آسمان ها و زمین و كوه ها عرضه شد، و آنها زیر بار آن امانت وزین (و مسئولیت سنگین) نرفته، و از قبولش امتناع نمودند ولی بشر آن را پذیرا شد، همانا ولایت پنج تن (علیهم السلام) بوده است، و وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ولیةالله و جزء امانت معروضه می باشد.

منقبت دوازدهم:

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همسان با امیرالمؤمنین و حسنین (علیهم السلام) در فضیلت سوره «هل اتی» شریك و سهیم است.

منقبت سیزدهم:

اشتراك فاطمه (سلام الله علیها) با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود به مسجد پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و پاك بودنش در هر زمان و در هر حال.

منقبت چهاردهم:

(محدّثه) بودن فاطمه (علیهاالسلام) است، به این معنی كه فرشتگان با او سخن می گفتند، و این مقام از شئون امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولاد معصوم اوست، و با وجود این كه حضرت زهرا (علیهاالسلام) منصب امامت نداشت، هم صحبت ملائك بوده است.

منقبت پانزدهم:

چنانكه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به شیعیان و دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولادش، مژده رستگاری داده است، در موارد بسیار به شیعیان و محبّان فاطمه (علیهاالسلام) نیز بشارت نجات و رهائی از عذاب داده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

منقبت شانزدهم:

فاطمه (علیهاالسلام) در هنگام ولادتش حورالعین و بانوان عالی مقامی را كه از جانب خدای متعال به نزد آن حضرت ارسال شده بودند كاملا ً می شناخت، و قبل از سلام و احوالپرسی با ذكر نام، یك یك آنان را مخاطب قرار داد:

از این مطلب معلوم می شود كه ملاقات و آشنائی زهرا (علیهاالسلام) با آنان بی سابقه نبوده، و آن وجود مقدّس قبلاّ عوالمی را طی كرده است كه در مسیر ملكوتی خویش آن فرستادگان آسمانی را دیده و شناخته است، و باید این چنین باشد، زیرا مقام شامخ ولایت ایجاب می كند كه هر ولی الله (یا ولیّة الله) شیعیان خود را(با آگاهی خدادادش) یك یك بشناسد.

منقبت هفدهم:

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: در روز قیامت، من دست به دامان جبرئیل می شوم (گویا مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله) این باشد كه جبرئیل نماینده خدای متعال است و من متمسّك به دامان رحمت الهی هستم)، سپس در ادامه سخن چنین می فرماید: دخترم زهرا (علیهاالسلام) دست به دامان من، و علی بن ابی طالب متمسّك به فاطمه (علیهاالسلام) است، و یازده فرزندش دست به دامان علی (علیه السلام) هستند.

منقبت هجدهم:

سخن گفتن فاطمه (علیهاالسلام) با مادرش، آنگاه كه در رحم مادر بود، و او را به شكیبائی دعوت می فرمود، و این خود از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت نوزدهم:

حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) نیز همانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندان معصومش، در هنگام ولادت لب به شهادتین گشوده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

منقبت بیستم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پدر و همسر و فرزندانش در علم به آنچه در گذشته واقع شده است و آنچه در آینده به وقوع خواهد پیوست، و آنچه تا روز قیامت واقع شدنی نیست و این دانش نیز مخصوص اولیاء خداست و دارا بودن چنین علمی از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت بیست و یكم:

فاطمه (علیهاالسلام) همانند ائمه اطهار (علیه السلام) مبارك و با طهارت و پاك و پاكیزه از مادر تولد یافته است.

منقبت بیست و دوم:

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با كمال صراحت می فرماید: خدای تبارك و تعالی یك بار بر زمین نظر افكند و از اولین و آخرین مرا برگزید، و دفعه دوّم علی (علیه السلام) را، و در سومین نظر، اولاد معصوم او را، و در چهارمین بار زهرا (علیهاالسلام) را از میان جمیع زنان عالم از اولین و آخرین انتخاب فرمود.

پس همانگونه كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مصطفی است، و چنان كه علی (علیه السلام) مرتضی است، و همان سان كه حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) برگزیده و مختارند، زهرا (سلام الله علیها) (همتای آنان) مصطفاة، مرتضاة، مختاره و برگزیده خداوند تبارك و تعالی است.

منقبت بیست و سوم:

هنگام ولادت فاطمه (علیهاالسلام) ، نور او تمام خانه های مكه، و شرق و غرب را فراگرفت چنان كه در تولد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نیز تمام جهان از نور مباركش روشن شد، گویی با نور افشانی این موجود مقدس، خدای تعالی به اهل آسمان و زمین، به فرشتگان و تمام مخلوقات اعلام می فرماید: اینك تولد یافت، آن بشری كه نور جهانیان از اوست، و سبب خلقت عالمیان و علت آفرینش تمام مخلوقات بوده است، آن وجود مقدسی كه باعث شد موجودات از ظلمات عدم به عالم نور و ظهور چشم گشایند و به لباس آفرینش مزّین گردند.

منقبت بیست و چهارم:

در آن هنگام كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) از جانب خدیجه (علیهاالسلام) ولادت یافت، فرشتگان میلاد او را به یكدیگر بشارت می دادند و تهنیت می گفتند، چنان كه در تولد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار نیز ملائك مقدم مباركشان را به یكدیگر مژده می دادند، و باید این چنین باشد، زیرا فاطمه (علیهاالسلام) یكی از اسباب آفرینش و علت العلل بوده است، و فرشتگان نیز همانند سایر موجودات در سایه خلقت او و از یمن وجودش آفریده شده اند.

منقبت بیست و پنجم:

حبّ فاطمه (علیهاالسلام) همانند حبّ همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبیاء است) بر همگان واجب است حتی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) .

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: خدای تعالی مرا به دوستی این چهار نفر فرمان داده است: علی (علیه السلام) ، فاطمه (علیهاالسلام) ، حسن (علیه السلام) ، حسین (علیه السلام) .

البته وجوب دوستی و محبت آنان نیز به این جهت است كه آن چهار نفر داماد و دختر و فرزندان پیامبرند بلكه رسول خدا نیز همانند سایر بندگان مؤمن، باید معتقد و معترف به مقام ولایت فاطمه (علیهاالسلام) بوده و به این امر شهادت دهد.

منقبت بیست و ششم:

اشتراك زهرا (سلام الله علیها) و هم ردیف و هم درجه بودن اوست با پدر و همسر و فرزندانش در قبّة الوسیله یا درجة الوسیله بهشت، آنجا كه پایتخت(عظمت) حضرت حق تبارك و تعالی است و جز پنج تن (علیهم السلام) از انبیاء و اولیاء و مرسلین و صالحین و فرشتگان مقرّب كسی را به آن مقام والا راه نیست.

منقبت بیست و هفتم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پدر و همسر و فرزندانش در قبه ای از نور كه زیر عرش بر پا می شود و جز پنج تن (علیهم السلام) كسی را به آن رتبه والا راه نیست، و این مقام غیر از «درجة الوسیله» است كه قبلاً بیان شد.

منقبت بیست و هشتم:

ورود پنج تن (علیهم السلام) به بهشت قبل از همه، در حالی كه فاطمه (علیهاالسلام) در پیشاپیش پدر و همسر و فرزندانش، نخستین كسی است كه وارد بهشت می شود.

منقبت بیست و نهم:

فاطمه (سلام الله علیها) یكی از كلماتی است كه حضرت آدم (علیه السلام) فراگرفت، و حضرت ابراهیم نیز با همان كلمات امتحان شد، یعنی با كلمات: محمّد، علی، فاطمه، حسن، و حسین (علیهم السلام) .

منقبت سی ام:

فاطمه (علیهاالسلام) یكی از افرادی است كه آیه مباهله در شأن آنها نازل شده است و آن وجود مقدّس، بین چهار معصوم قرار گرفته است یعنی انفسنا (محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) ) و ابنائنا (حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) ).

منقبت سی و یكم:

سنی و شیعه در این موضوع متفّق القول و هم عقیده هستند: احكامی كه در اسلام در مورد محبت و یا عداوت، صلح و یا جنگ، دشنام دادن و یا اذیت كردن نسبت به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) جاری است، عیناً نسبت به زهرا (سلام الله علیها) نیز معتبر و واجب الاجراست، یعنی اگر كسی نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دشمنی ورزد و یا آن حضرت را بیازارد، و یا دشنام دهد چنان كه مجازاتش حدّ زدن بر او و یا كشتن او، و یا موجب كفر اوست، عیناً در این موارد حضرت زهرا (علیهاالسلام) با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) یكسان و برابر است.

منقبت سی و دوم:

همتا بودن فاطمه (علیهاالسلام) با علی (علیه السلام) در صفات و ارزش های معنوی.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: اگر فاطمه (علیهاالسلام) آفریده نمی شد، هرگز برای علی (علیه السلام) همتائی وجود نداشت، همچنین اگر علی (علیه السلام) خلق نمی شد، فاطمه را در جهان نظیر و مانندی نبود، سپس برای روشن شدن مطلب، و رفع این اشتباه احتمالی كه مبادا تصوّر شود مقصود پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) این بوده است: دیگران كه خواستار همسری با فاطمه (علیهاالسلام) شدند، كفو و هم شأن او نبودند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تصریح می فرمایند، نه تنها فاطمه (علیهاالسلام) را در زمان حاضر جز علی (علیه السلام) نظیر و مانندی نیست، بلكه از آدم و اولاد آدم (یعنی انبیاء «جز پیامبر اسلام»، اوصیاء، اولیاء، صدّیقون، علماء و حكماء) هرگز كسی همتای زهرا (علیهاالسلام) نیست، و تنها علی (علیه السلام) است كه كفو و همانند اوست، علی (علیه السلام) كه چون فاطمه (علیهاالسلام) بی نظیر است، و بشری در ملكات فاضله و مقامات عالیه برابر او نیست، و این دو وجود مقدس در این منقبت به طور یكسان شریكند.

اگر به جز این فرمایش از جانب پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) تصریحی در این مورد در دسترس ما نبود (با این كه وجود دارد)، همین حدیث شریف برای اثبات برتری حضرت صدّیقه زهرا (علیهاالسلام) بر جمیع انبیاء (جز پدر بزرگوارش)، كافی بود.

منقبت سی و سوم:

بزرگترین مقام شفاعت را در روز قیامت حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) همسان با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) حائز می باشد، بلكه می توان گفت آن حضرت را در این رتبه و مقام امتیازاتی است مخصوص به خود و بی نظیر.

بزرگداشت تشریف فرمائی ایشان به محشر و پیشگاه عرش الهی به نحوی است كه تمام توجهات به سوی آن وجود مقدس معطوف خواهد شد، و امام سلام الله علیه در این باره می فرماید: مقام شامخ حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) در روز قیامت چنان است كه حتی از نظر یك نفر هم پنهان نمی ماند.

حكما و دانشمندان چنین فتوا داده اند كه هر كس پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و یا علی (علیه السلام) را دشمن بدارد كافر است، فاطمه (علیهاالسلام) نیز در این مورد با پدر و همسرش شریك است و مشمول این حكم می شود، حال چگونه ممكن است بشری صاحب مقام ولایت نباشد، و دشمنی با او موجب كفر گردد؟

منقبت سی و چهارم:

در روز قیامت منبری از نور بر پا می شود كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بر آن جلوس می نماید، در حالی كه جبرئیل و انبیاء و اولیاء گرد آمده اند خداوند تبارك و تعالی مقام و منزلت زهرا (سلام الله علیها) و پدر و همسر و فرزندان معصومش را به اهل محشر معرفی می فرماید، و هنگام ورود فاطمه (علیهاالسلام) به صحنه محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالی ندا می شود: ای اهل محشر نگاهتان را فرو افكنید، تا فاطمه (علیهاالسلام) عبور نماید…

منقبت سی و پنجم:

چنان كه برتری رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) بر انبیا و مرسلین و ملائكه، با تفحّص و تحقیق در روایات معتبر، ثابت شده است، به همان طریق افضلیت زهرا (سلام الله علیها) نیز بر جمیع مخلوقات از انس و جن و ملك، منصوص و مسلم است.

این چهل منقبت فاطمه (علیهاالسلام) ، خلاصه پانزده موضوع كتاب است، كه با آیات قرآن، و روایات معتبر مربوطه و با ذكر اسناد بسیار و مدارك اطمینان بخش، آنها را قبلاً به طور تفصیل بیان كرده بودیم.

اگر بخواهیم با قلبی حقیقت جو، منصفانه قضاوت نمائیم، یقیناً درمی یابیم، كه این چهل منقبت از شئون مخصوص صاحبان ولایت، و لازم و ملزوم یكدیگرند، مناقبی كه مبنای آنها آیات انكار ناپذیر كلام الله، و گفتار معصومین دل آگاه است. بشری كه خداوند یكتا او را به اقتضای حكمتش از ابتداء خلقت جهان تا برچیده شدن بساط آن، در كنار سفره رحمت خویش نشانده، و او را در مراحل مختلف و مواقف بسیار سیر داده است، منزلت والای این بانوی بانوان و خاتون دو جهان، در عالم اظلّه اش، در عالم میثاقش، در عالم خلقتش، در عالم علوی و سفلی اش، در عالم رحم مادرش، در ولادت و روز قیامت و محشرش، در ورود به جنّتش، همه و همه، حاكی از مقام ولایت اعلای «ولیة الّهی» اوست.

هرگز معقول نیست كه موجودی دارای مقام ولایت كبری نباشد، ولی علت آفرینش بوده، و اعتقاد به قدر و مرتبه خداداد او از شرایط ایمان به شمار آید و وجود مقدسش با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در مناقب چهل گانه مذكور به طور همسان شریك و سهیم باشد.

اما قسمت دوم مناقب زهرا (سلام الله علیها) ، احادیثی است كه مربوط و مخصوص است به خود آن حضرت، درباره مكارم اخلاقش، زهدش، عبادتش، ایثارش، پرورش فرزندانش شوهرداریش، نگاهداری از پدرش، و كمالات و فضایل بی شمار دیگرش، كه در كتب شیعه و سنی مسطور است، كه در اینجا مورد بحث و بررسی ما نیست.

خداوند تعالی به حق محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) ما را در سایه ولایت حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) محشور نماید، و دستمان را در دامان ولای این خاتون دو جهان كوتاه نفرماید، و از مؤمنین به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و اولاد معصومش قرار دهد.

منبع: فاطمة الزهراء؛گفتار: علامه امینی؛به كوشش حبیب چایچیان صص 107 تا 119.