غیرت

نوشته‌ها

میرزامحمدتقی گلشن حائری شیرازی (ره)

اشاره:

آیت الله میرزامحمدتقی گلشن حائری شیرازی در حدود سال ۱۲۳۲ ش (۱۲۷۰ ق) در شیراز در خاندانی صالح به دنیا آمد. او پس از طی دوران کودکی، به همراه پدر راهی کربلا شد . پس از اتمام مقدمات و سطوح، در درس میرزای بزرگ شیرازی در سامرا، شرکت کرد. آیت الله شیرازی پس از چندی در شمار فاضل ترین شاگردان میرزای بزرگ قرار گرفت و خود نیز به تدریس پرداخت. پس از رحلت میرزای شیرازی، جمع زیادی از شاگردان وی، جذب حوزه درسی آیت الله محمدتقی شیرازی گردیدند و در همین ایام بود که به میرزای دوم شهرت یافت.

اساتید

در این میان شاگردان فاضلی پرورش یافتند که حضرات آیات شیخ عبدالکریم حائری یزدی، شیخ آقابزرگ تهرانی، سیدجمال الدین گلپایگانی، سیدشهاب الدین مرعشی نجفی، محمدعلی شاه آبادی و محمدجواد بلاغی نجفی از آن جمله اند.

فعالیت ها

اواخر عمر میرزای دوم، با اشغال عراق توسط استعمارگران انگلیسی مواجه گردید. ایشان یکی از مشهورترین چهره های شناخته شده در علم و تقوی و غیرت و شهامت دینی، پرچم دار و رهبر انقلاب مسلمانان علیه اشغالگران انگلیس بود. همزمان با تجاوز انگلیسی ها به جنوب عراق، میرزای شیرازی با فتوای معروف خود، همگان را به قیام علیه نیروهای انگلیسی دعوت کرد و انقلاب معروف به ۱۹۲۰ در عراق شکل گرفت. پس از مدتی، انگلیس می خواست فردی مسیحی را بر عراق حاکم سازد که این امر با مخالفت میرزای شیرازی دوم و علمای دیگرروبرو شد. میرزا، به خوبی احساس می کرد که هدف دولت انگلیس از درخواست پذیرش نماینده دولت بریتانیا به عنوان رئیس حکومت عراق تسلط بر کشورهای اسلامی است. صدور فتوای میرزا بار دیگر لرزه بر ارکان حکومت استعمار پیر افکند و دولت انگلیس را به عقب نشینی از مواضع خود وادار نمود.

وفات

حضور این عالم مجاهد و فقیه آگاه برای انگلیس بسیار خطرناک بود. از این رو، تصمیم گرفتند که او را به هر نحو ممکن از میان بردارند. گویند که وی با دسیسه یکی از عمال انگلیسی ها مسموم شد و در ششم شهریور ۱۲۹۹ ش برابر با سیزدهم ذی حجه ۱۳۳۸ ق در ۶۸ سالگی به لقاءالله پیوست. پیکر این عالم ربانی پس از تشییعی باشکوه در صحن مطهر امام حسین(ع) به خاک سپرده شد.

نیم نگاهی به آسیب‌شناسی خانواده و اشتغال زنان(۲)

۳- افسردگی

یکی از آسیب­‌هایی که منشأ اجتماعی دارد، «افسردگی» است. این بیماری روحی، که واکنش طبیعی در مقابل فشارهای زندگی است، در زنان بیش از مردان پدید می­‌آید. در تعریف «افسردگی» می­‌گویند: «افسردگی نوعی نابهنجاری خلقی یا عاطفی است که طیف­‌های پایین آن را، افراد عادی نیز بعضی مواقع، تجربه می­‌کنند. خود ما بعضی وقت­ها احساس غم و ملامت می­کنیم و حاضر نیستیم به هیچ کاری حتی کارهای لذت­بخش دست بزنیم.»

۳ـ۱- نشانه های افسردگی

افسردگی دارای علایم و نشانه­‌هایی است که طبق آن، فرد از همه چیز ناامید شده، غم و غصه­‌ای بر دل او چیره می­‌شود. او احساس وحشت می­‌کند و از تصمیم گرفتن برای زندگی خود عاجز مانده است و هر­گاه می­خواهد کاری انجام دهد، در خود صلاحیت و کفایت لازم احساس نمی­‌کند. یکی از نشانه‌­های بسیار خطرناک افسردگی این است که فرد آنچنان از همه ­کس و همه چیز ناامید می­‌شود که به فکر خودکشی و خودزنی می­‌افتد و یا، دست­کم، بسیار گریه می­‌کند.

۳ـ۲- رابطه خانواده و افسردگی

گاهی فشارهای اقتصادی و اجتماعی و یا فقدان والدین یا فرزندان، موجب افسردگی شدید روحی و روانی فرد می­‌شود و روابط خانوادگی را دچار اختلال می­‌کند و بر اساس مطالعات همایشی، میان وضعیت خانوادگی و افسردگی فرد همبستگی وجود دارد.

براون و همکاران (۱۹۷۸) میزان آسیب‌­پذیری در مقابل افسردگی را به عنوان بخشی از عوامل مرتبط با خانواده می­دانند. طبق تحقیق آنان، زنانی­ که دارای سه یا بیش از سه کودک زیر چهار سال در خانه هستند، اعتماد و اطمینان خود را برای برقراری ارتباط صحیح با شوهر از دست می­‌دهند و حتی مطمئن نیستند بتوانند دوستان دوران خردسالی و قبلی خود را به اندازه لازم ملاقات کنند. این گونه زن­ها و زنانی که مادر خود را پیش از ۱۱ سالگی از دست داده­‌اند، بیش از مردم دیگر برای افسردگی مستعد هستند.

البته ناگفته نماند که کودکان نیز در برخی مواقع، دچار افسردگی می­‌شوند. کودکانی که با کمبود مراقبت و مهرورزی و یا طرد شدن از سوی والدین مواجه می­‌شوند و یا فقدان وجدانی والدین و ستیزه‌­های خانوادگی را تجربه می­‌کنند بیشتر در معرض نوعی افسردگی و فشار روانی قرار می­‌گیرند.

۳ـ۳- علل افسردگی

معمولا آسیب‌­شناسان سه علت زیستی، اجتماعی و روانی برای افسردگی ذکر کرده­‌اند:

۳ـ۳ـ۱- زیستی

مقصود از علل زیستی، عواملی است که از طریق وراثت، از والدین به فرزندان منتقل می­‌شود که در این صورت، لازم است افرادی که در خانواده­شان چنین سابقه‌ای وجود دارد با مراجعه به روان پزشک، برای مشکلات خود راه علاجی پیدا کنند و موضوع را با آنها در میان بگذارند.

عامل دیگر زیستی شامل هر گونه آسیب به مغز در حالات جنینی در رحم مادر یا در حین زایمان و پس از تولد می­‌شود. آسیب به مغز می‌­تواند به شکل ضربه فیزیکی و یا به شکل هر گونه بیماری مغزی ـ مثلا، تومور یا عفونت ـ باشد. در متون پزشکی، برخی همه­‌گیری­‌های ویروسی گزارش شده است که گروه زیادی از افراد همزمان دچار سلسله‌­ای از علایم از جمله افسردگی شده­‌اند. برخی بیماری­های جسمی و داخلی همچون کم­کاری غده تیروئید یا بیماری پارکینسون یا سکته قلبی و مغزی و اسکلرو زمولتی پل نیز می­‌توانند خود را به شکل افسردگی نشان دهند.

۳ـ۳ـ۲- اجتماعی

عامل اجتماعی افسردگی معمولا به وضعیت فرد در مقاطع گوناگون زندگی از کودکی و جوانی و پیری و تحولات زندگی مربوط می­‌شود. چنانچه کودک در محیطی گرم و با صمیمیت رشد کند که پدر و مادرش ضمن داشتن درآمد مناسب، از تفاهم نسبی برخوردار باشند و ارزش­های اخلاقی و دینی بر زندگی آنان حاکم باشد، به احتمال قوی، کمتر دچار بیماری روانی و افسردگی می­‌شود و اعتماد به نفس پیدا می­‌کند. ولی در مقابل، کودکی که در خانواده پرجمعیت رشد می­‌کند و یا در خانواده­ای که انواع نابسامانی­‌ها و ستیزه­‌های خانوادگی وجود دارد و یا در سنین حساس نوجوانی، والدین را از دست بدهد، به احتمال زیاد، دچار افسردگی می­‌شود.

محیط مدرسه و کار، مهاجرت و جابجایی و نابسامانی­های اقتصادی و تورم شدید می­‌تواند افراد را به افسردگی مبتلا سازد.

امروزه در جامعه ما، که به سرعت مردم به سوی تجملات و کالاهای شیک و مصرف‌­گرایی مفرط تمایل پیدا می­‌کنند، به دلیل آنکه خانواده­‌ها نمی­‌توانند خود را با تغییرات سریع و شتابان مصرف­‌گرایی منطبق نمایند، زیاد دچار افسردگی می­‌شوند.

۳ـ۳ـ۳- روان شناختی

این عامل شاید مهم­ترین عامل افسردگی باشد؛ زیرا سایر عوامل از طریق این عامل اثر خود را بر جای می­گذارند. چنانچه فرد همیشه نگرش منفی و بدبینانه‌­ای به خود، زندگی و اطرافیانش داشته باشد، به زودی در دام افسردگی می­‌افتد. از سوی دیگر، هر کس باید توانمندی­‌های خود را بشناسد و به همان میزان، بر داشته‌های خود تکیه کند و بر اساس شناختی که از محیط دارد و ضمیمه نمودن توان و قدرت درونی، به انجام رفتار اقدام نماید. اما اگر فرد اتکا به نفس نداشته باشد و همیشه خود را حقیر و ناتوان‌­تر از دیگران بپندارد، به زودی در گرداب مرگبار افسردگی فرو خواهد رفت. روشن است که وجود باورها و اعتقادات نادرست، نگرش­‌های بیمارگونه و حاکمیت جبر بر روان منجر به بروز رفتار بیمارگونه می­‌گردد. وجود تضاد بین اعتقاد و رفتار و یا بین نگرش و رفتار، تعادل روانی انسان را خدشه­دار می­‌سازد. از منظر الگوهای شناختی، که در شناخت و درمان افسردگی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است، وجود باورهای غلط در ذهن، انسان را گرفتار این بیماری می­‌کند و اصلاح این باورها در فرایند شناخت درمانی محور درمان به شمار می­‌رود.

۴- شکاف سنّی در ازدواج

یکی دیگر از آسیب­‌های خانواده، فاصله سنی زیاد میان زن و مرد است. هر چند مردان دوست دارند با زنان جوان­‌تر از خود ازدواج کنند، اما به هر حال، وجود مشکلات فرهنگی و اجتماعی بسیاری مانع جدی چنین کاری به شمار می­‌آید.

به عقیده برنارد (J. Bernard) بیشترین خرسندی برای زنان هنگامی حاصل می­‌شود که با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال، سالمندتر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی به وجود می­‌آید که میان صفر تا ده سال بزرگ­تر از همسرانشان باشند.

در برخی مناطق کشور ما، مردان گاهی با داشتن فاصله بیش از ۴۰ سال از زنان، با آنان ازدواج می­‌نمایند و خانواده­‌ها صرفاً برای منافع مادی با چنین ازدواج­‌هایی موافقت می­‌کنند. این امر معمولا در سطح انسان­های معمولی موجب بحران و ستیزه­‌های خانوادگی می­‌شود و موردی که در فرهنگ اسلام بر آن تأکید گردیده، نادیده انگاشته می­‌شود؛ زیرا روشن است که تمایلات، نیازها و احساسات یک مرد ۶۰ ساله بسیار متفاوت­تر از دختر نوجوان ۱۴ ساله است. تفاهم، عشق و محبت چگونه در سایه این ازدواج جامه عمل می­‌پوشد و آیا چنین دختری آمال، آرزوها و سعادت خود را در این زندگی مشترک می‌­یابد؟

در این خصوص، لازم است سن متناسب ازدواج برای زوجین رعایت شود تا مصالح زندگی زوجین رعایت گردد. این موضوع به سلامت خانواده از لحاظ روحی، جسمی، فرهنگی و اجتماعی کمک شایان توجهی می­‌کند.

۵- تبدیل خانه به خوابگاه

در جامعه معاصر، زنان بسیاری شاغل هستند، مرد هم برای فراهم نمودن یک زندگی نسبتا مرفه مجبور به داشتن دو شغل است و فرزندان هم هر یک دنبال مدرسه و دانشگاه هستند. در چنین وضعیتی، خانه کارکرد اصلی خود را از دست می­‌دهد. در زمانی که زن کدبانوی خانه بود و مرد یک شغله بود، فرصتی فراهم می­‌شد تا ارتباطات کلامی اعضای خانواده با یکدیگر بیشتر باشد، محبت و روابط صمیمی معنا پیدا می­‌کرد و پدر فرصت می­‌یافت به تربیت فرزندان بپردازد و از وضعیت تحصیلی، دوستان و مشکلات آنان اطلاع کسب نماید و با تجارب ارزشمند خود، فرزندان را راهنمایی کند. اما اکنون مادر خسته از کار برگشته، نه حال و حوصله ابراز محبت به فرزندان دارد و نه می­‌تواند شوهرداری کند. اینجاست که خانه نقش اصلی خود را از دست می­‌دهد و تنها شب هنگام، اعضای خانواده برای خوابیدن، غذا خوردن و تماشای برنامه‌­های تلویزیونی گرد یکدیگر جمع می­‌شوند و همه اعضا به نوعی مشکلات و دغدغه­‌های بیرونی را در روابط با اعضاء لحاظ می­‌کنند. در چنین شرایطی است که خانواده متزلزل می­‌شود و به محیطی سرد و بی­‌عاطفه تبدیل می­‌گردد؛ محیطی که اعضای آن همیشه با یکدیگر طلب‌کارانه برخورد می­‌کنند و هر کس در مسابقه گرفتن حق خود برای رفاه فردی خویش است.

خانه و خانواده در بینش دینی، محیطی گرم و محل تصمیم سازی برای آینده زندگی است که اعضاء با مشورت یکدیگر بتوانند مشکلات زندگی را بررسی و حل نمایند. ارتباطات کلامی و عاطفی نقش مهمی در این رابطه دارد و شاید تلویزیون و سایر رسانه‌­های تصویری مانع جدی وقت­گیری هستند که نمی‌گذارند اعضای خانواده ارتباط بیشتری با یکدیگر داشته باشند.

۶- خشونت خانوادگی

خشونت و برخوردهای قهرآمیز، آرامش خانواده را به هم زده است و زنان و کودکان بیشترین قربانیان خشونت هستند. در غرب، جامعه شناسان این پدیده را به عنوان یک مسئله اجتماعی مورد مطالعه قرار داده­‌اند. نخستین بار در سال ۱۹۶۲ هنری کمپ در مقاله‌­ای به نام «سندرم کودک کتک خورده» کودکانی را توصیف کرد که تحت بدرفتاری و خشونت خانوادگی قرار گرفته­‌اند.

البته نگرش حاکم بر بیشتر جوامع چنین است که خانواده محیطی خصوصی است و دیگران، جامعه و دولت حق دخالت در امور شخصی افراد را ندارند. نگرش چشم پوشی از خشونت­‌های خانوادگی نیز وجود دارد.معمولا در جوامع پدرسالار، این حق برای پدر محفوظ است که می­‌تواند در صورت مشاهده رفتاری که با ارزش و هنجارهای پدر خانواده سازگاری ندارد، کودکان و زنان خود را تنبیه کند تا بدین وسیله، هنجارهای مورد نظر خود را در محیط خانواده با قوّت حاکم نماید.

اما ضرب و جرح کودکان و زنان اثرات ناگواری بر شخصیت و عواطف و احساسات آنان بر جای می­‌گذارد و کودک را دچار اختلالات روانی کرده، او را با نارسایی در کلام و فکر مواجه می­‌سازد و اعتماد به نفس را در او نابود می‌­سازد؛ زن را هم از ایفای نقش مادری و همسری دل سرد می­‌کند.

منطق دین، در هنگام بروز نابهنجاری از سوی کودکان و زنان، ابتدا روشنگری، نصیحت و ارشاد است و در نهایت، که هیچ راهی برای هنجارمند کردن آنان وجود نداشته باشد، تنها مقدار اندکی تنبیه برای رفع ضرورت تجویز شده است.

برخی کج­‌اندیشان به غلط تصور کرده­‌اند تفاوت­های حقوقی بین مرد و زن، نوعی خشونت قانونی تلقی می­‌شود که باید در نفی و محو آن تلاش کرد؛ اما باید دانست که چنین تصوری غلط است. تفاوت مالی مرد و زن در ارث و دیه، ناشی از عدم مسئولیت زن در تأمین هزینه‌­های خانواده و حتی هزینه‌­های شخصی خود در نظام اسلامی است. از سوی دیگر، اختلاف زن و مرد در مسئله شهادت و قضاوت نیز ناشی از عاطفی بودن زن، مشکلات ماهانه و زایمان است و علاوه بر این، جواز ضرب و کتک­‌زدن زن، که در برخی آیات و روایات آمده، در شرایط استثنایی و متناسب با وضعیت ویژه‌­ای است و به قدر ضرورت تجویز شده است.

۷- اختلال در جامعه‌پذیری و فرایند تربیت

یکی از آسیب­‌های جدی خانواده اختلال در فرایند تربیت فرزندان و جامعه‌­پذیر کردن آنهاست؛ زیرا در این صورت، فرزندان راه و روش برخورد با دیگران، پدیده­‌ها و مشکلات اجتماعی را نمی­‌شناسند. بروس کوئن در تعریف «اجتماعی شدن یا جامعه‌پذیری» می­‌نویسد: اجتماعی­‌شدن، فرایندی است که به انسان، راه­‌های زندگی کردن در جامعه را می­‌آموزد، شخصیت می­‌دهد و ظرفیت­‌های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه، توسعه می­‌بخشد. چهار هدف عمده برای اجتماعی شدن وجود دارد:

۱- شخص باید مهارت­های ضروری را، که برای زندگی در جامعه ضروری است، فرا بگیرد.

۲- شخص باید بتواند به صورت مؤثری با دیگران ارتباط برقرار نماید و توانایی خواندن و نوشتن و سخن گفتن پیدا کند.

۳- فرد باید بتواند نیازهای بدنی خود، همچون قضای حاجت را به شیوه­‌های قابل قبول جامعه فراگیرد.

۴- فرد باید ارزش­ها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن متمرکز کند.

بسیاری از جامعه‌­شناسان و نیز روان­کاوان عقیده دارند: ریشه بسیاری از انحرافات شخصیت را باید در پرورش نخستین خانوادگی جستجو کرد؛ زیرا اگر منشأ اغلب کج رفتاری­ها و انواع متنوّع بیماری­های روانی بررسی شود، نقش پرورش خانواده در کیفیت رشد شخصیت آشکار می­‌گردد.

هر چند برخی از نقش­‌های خانواده مانند «آموزش» به نهادهای دیگری مانند آموزش و پرورش داده شده، اما با این وصف، هنوز هیچ نهاد اجتماعی نتوانسته است در امر تربیت و پرورش انسان­ها جایگزین خانه و خانواده شود. فرزندان در محیط خانه با هنجارها آشنا می­‌شوند و ارزش­های دینی و اخلاقی را در عمق شخصیت خود نهادینه می­‌کنند و هنگامی که وارد مدرسه و دانشگاه و محیط کار می­‌شوند، همان سرمایه تربیت و جامعه­‌پذیری خانوادگی را با خود به چنین محیط­هایی می­‌آورند.

جامعه­‌پذیری یا تربیت فرزندان یکی از وظایف و کارکردهای اصلی خانواده به شمار می­‌آید که در روایات مورد تأکید قرار گرفته است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می­‌فرماید: «اکرموا اولادَکم و احسنوا آدابهم»؛ به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید.

با توجه به توصیه‌­های جامعه شناسان و تأکید نصوص دینی بر ضرورت تربیت صحیح فرزندان، چنانچه خانواده نتواند نقش مهم جامعه­‌پذیری و تربیت را برای فرزندان به اجرا درآورد، فرد هنگامی که وارد جامعه می­‌شود، نمی­‌داند چه راه صحیح و مشروعی را باید در مواجهه با انواع نابهنجاری­ها و بحران­های اجتماعی در پیش گیرد و در این صورت است که زمینه­‌های انحراف برای او فراهم می­‌شود و به سرعت بی­‌هنجار و کج­رو می­‌گردد.

نکته قابل توجه این که پدر باید نسبت به انحرافات و کج­روی زن و فرزندانش دارای روحیه «غیرت دینی» باشد. «غیرت» نیروی بازدارنده­ای است که مرد را در مقابل انحراف اعضای خانواده­اش حساس می­‌کند و اجازه نمی­‌دهد از هنجارهای شناخته شده تخلفی صورت گیرد. متأسفانه امروزه تبلیغات رسانه­ای و ژورنالیستی شدیدی در جهت غیرت­‌زدایی در جامعه به کار گرفته می­‌شود و پدران نمونه را این گونه معرفی می­‌کنند که در امور شخصی و دوست گزینی فرزندان دخالتی ندارند و بر رفت و آمد همسر نظارتی نمی­‌کنند. روشن است که غیرت­‌زدایی راه را برای افتادن فرزندان و همسر در دام فریب­کاران و نامحرمان باز می­‌کند.

۸- ازدواج تحمیلی

امروزه یکی از معضلات اجتماعی ازدواج‌­های اجباری و ناخواسته است که حق مشروع و گزینش همسر را از دختران سلب می­‌نماید. این آسیب کم و بیش در مناطق گوناگون جهان وجود دارد. سالانه ۴ میلیون زن در جهان خرید و فروش یا مجبور به ازدواج اجباری می­‌شوند. بخشی از این ازدواج­ها مربوط به دوران خردسالی دختران است. بیشتر ازدواج‌­های پایین­تر از ۱۲ سال اجباری و ناخواسته است و معمولا پس از چند سال به جدایی از همسر یا سایر آسیب­‌های فردی و خانوادگی منجر می­‌شود. این پدیده شوم منحصر به کشورهای جهان سوم نیست و در کشورهای پیشرفته و صنعتی هم گزارش شده است.

مقصود از «ازدواج اجباری» پیوند زناشویی رسمی است که در آن رضایت و اراده زوجین یا یکی از آنان نادیده انگاشته شود و برای برقراری این پیوند، از انواع فشارهای جسمی و روانی استفاده گردد. در طول تاریخ، انواع متعددی از این پدیده وجود داشته است که زنان را همچون کالا یا وسیله­‌ای برای مقاصد سیاسی، اقتصادی و رفع اختلاف طایفه‌­ای و قبیله‌­ای مورد استفاده قرار داده­‌اند. از جمله این ازدواج­ها، می­‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: ۱- ازدواج ربایشی؛ ۲- ازدواج یغمایی؛ ۳- ازدواج وراثی؛ ۴- ازدواج از طریق خرید همسر؛ ۵- ازدواج سیاسی؛ ۶- ازدواج مبادله­‌ای.

بی­‌تردید، علل گوناگونی در بروز این نابهنجاری تأثیر دارد که می­‌توان به علل فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اشاره کرد. اما به هر حال، باید آثار منفی آن را بر روابط خانوادگی مورد مطالعه قرار داد و آن را به عنوان یک آسیب جدی در نظر گرفت. ازدواجی که باید بر پایه عشق، اخلاق، محبت و درک متقابل شکل گیرد تا بتواند جوانه‌­های خوش­بختی را به همراه آورد، اکراه و اجبار در همسرگزینی این پیوند نامقدس را به صورت یک کابوس وحشتناک درمی‌آورد و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان را با آسیب­‌های جدی مواجه می­‌سازد.

۸ـ۱- آسیب­‌های ازدواج تحمیلی

۱- اولین آسیب و عوارض منفی آن متوجه جسم و بدن زن شده، بر سلامت جسمی او تأثیر منفی بر جای می­‌گذارد و موجب اختلال در دستگاه باروری وی و تولد کودکان نارس و عوارض ناشی از آن می­‌شود.

۲- دومین آسیب مربوط به اختلالات روحی دختران است. از دست­دادن امید به زندگی، فقدان تصویری موفقیت­‌آمیز برای زندگی خود و فرزندان یکی دیگر از اختلالات عاطفی و روانی ازدواج‌­های تحمیلی به شمار می­‌رود. مجموعه این فشارهای روانی ایجاد هر گونه ابتکار، طراوت و نشاط را در محیط خانه برای این دختران از بین می­‌برد و خانه را برای آنان به زندانی با میله‌­های روانی و نامرئی تبدیل می­‌کند و افسردگی، پرخاشگری و دل­سردی از زندگی را به همراه می­‌آورد.

۳- آسیب دیگر مربوط به روابط خانوادگی است که در نتیجه آن می­‌توان به سست شدن بنیان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بین زوجین، همسرآزاری، همسرکشی، وجود فرزندان بزهکار، انحطاط اخلاقی و طلاق اشاره کرد.

۸ـ۲- راه­کارهای جلوگیری از آسیب­‌های ازدواج اجباری

۱- برگزاری کارگاه­‌های آموزش حقوق در زمینه ازدواج، مشاوره خانواده برای دختران و پسرانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.

۲- ارتقای آگاهی­‌های خانواده در خصوص حقوق دختران و نیز تبعات ناگوار ناشی از چنین پدیده­ای در پیش­گیری از ازدواج‌­های تحمیلی مؤثر است.

۳- تدوین قوانین مناسب برای حمایت از زنانی که قربانی ازدواج تحمیلی گردیده­‌اند.

۴- ضروری است از طریق آموزش و دانش­‌افزایی والدین نسبت به روحیات جوانان، استقلال‌طلبی واحترام به انتخاب حق همسرگزینی دختران، از وقوع چنین شرایطی پیش­گیری شود.

۵- به یقین، رعایت سن مناسب ازدواج یکی از اقدامات قانونی برای کاهش ازدواج اجباری است.

۶- کاهش هزینه­‌های زندگی، مهار تورم، اشتغال­زایی و بهبود ساختار اقتصادی جامعه و حمایت از خانواده­‌های کم بضاعت که برای تأمین مخارج سنگین زندگی، دختران خود را برای ازدواج با افراد متمول مجبور می­‌نمایند.

۹- کثرت فرزندان

در نصوص دینی، بر­ داشتن فرزندان متعدد تأکید شده است؛ چنان­که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «انّی اباهی بکم الامم و لو بالسقطِ»؛ من در قیامت به کثرت شما بر دیگر امّت­ها مباهات می­‌کنم، هر چند به فرزند سقط شده‌­ای باشد. خداوند هم می­‌فرماید: (وَ مَا مِن دَآبَّه فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا)(هود: ۶)؛ روزی همه موجودات در دست خداست. اما باید دانست که کثرت فرزندان به حکم اولی مطلوب است، مشروط بر این که موجب عزّت جامعه اسلامی گردد و عدالت در میان آنها رعایت شود و مورد تربیت و آموزش آموزه‌­های دینی قرار گیرند.

اما سؤال این است که آیا در شرایط کنونی، چنین شروطی محقق است؟ آیا کثرت مشاغل، دغدغه­‌های معیشت، گرفتاری­های خانوادگی و تورم شدید اجازه رسیدگی شایسته به فرزندان را می­‌دهد؟ واقعیت این است که در شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی جامعه معاصر، برای کثرت فرزندان مشکلاتی وجود دارد که نمی­‌توان آنها را حتی از نظر اسلام در نظر نگرفت. پدری با داشتن فرزندان بسیار، چگونه می­‌تواند آنها را با آداب اسلامی و قواعد اخلاقی آشنا سازد؟ پدری که در جامعه امروز مجبور است برای تأمین معیشت خود و اعضای خانواده در دو نوبت مشغول فعالیت اقتصادی شود، از تربیت فرزندان و نظارت بر رفتار آنان عاجز می­‌ماند و در نتیجه، فرزندانی پرورش می­‌یابند که نه به صورت صحیح و دینی تربیت شده­‌اند و نه از تحصیلات عالی، که معمولا مستلزم پرداخت هزینه­‌های بسیار است، برخوردارند و مهم­تر از همه، از عواطف گرم و صمیمانه پدر و مادر بی­‌بهره‌اند. پس نباید بدون ملاحظه جوانب گوناگون تربیتی، فرهنگی و اجتماعی به تکثیر فرزندان پرداخت.

از سوی دیگر، آنچه مورد اشاره قرار گرفت مشکلات فردی و خانوادگی کثرت فرزندان بود، ولی مشکلات حکومت و نظام سیاسی بسی دشوارتر و پیچیده­‌تر است. دولت باید به تأسیس مدارس، راه، ایجاد شغل مناسب و توسعه خدمات اجتماعی از قبیل برق، آب، گاز، مسکن و بیمارستان بپردازد.

پس کثرت فرزندان در شرایط جهانی و منطقه­‌ای، به ویژه جامعه معاصر، دارای مشکلات و آسیب­‌های فراوانی است.

منبع: آفتاب

حجاب عاملی در جهت سلامت فردی و اجتماعی

شناخت واژگانی حجاب

«حجاب» واژه‌ای است عربی، به معنای پرده، پوشش، وسیله پوشش، حایل و…

در زبان فارسی نیز برای کلمه حجاب، معانی ذیل را آورده‌اند: پرده، ستر، نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند، روی‌بند و چادری که زنان سر تا پای خود را بدان پوشانند. حجاب در معنای اصطلاحی«پوشش مخصوص زنان» است، ولی گاهی هم به معنای پرده و حاجز می‌آید.

خدا ستوده به قرآن که زن بپوشد رخ؛ دری که بسته از او شد، که فتح باب کند؟
کسی که نام تمدن برد چرا شب و روز؛ برای رفع حجاب این قدر شتاب کند؟
کسی که پرده ندارد به فکر پرده‌دری است؛ هوای فتنه و آشوب و انقلاب کند.

(سید محمد نطنزی طباطبایی)

مهمترین دلایل شرعی وجوب پوشش دینی، آیه‌های سوره نور و احزاب است؛ خدای تعالی در سوره نور، آیه ۳۱ فرموده است: به مردان مؤمن بگو که چشم‌های خود را فرو پوشند و دامان خویش را نگاه دارند، این عمل برای ایشان پاکیزه‌تر است؛ همانا خداوند به آنچه انجام می‌دهند آگاه است و به بانوان باایمان بگو چشم‌های خود را فرو پوشند و عورت‌های خود را از نگاه دیگران پوشیده دارند و زینت‌های خود را جز آن مقداری که ظاهر است، ننمایند و زینت‌های خود را آشکار نسازند، مگر برای محارم نسبی و سببی.

آشکار کردن زینت‌ها در یکی دیگر از آیه‌های قرآن نهی شده است: وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ اْلأُولی.(احزاب: ۳۳)

در خانه‌های خود قرار گیرید و همانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایی نکنید.

البته ناگفته نماند که نمایش آرایش و زیورهای زن، تنها در برابر نا محرم آثار ناگواری را در پی دارد و چنانچه برای همسر انجام شود، کار پسندیده‌ای خواهد بود.

آن ماه دو هفته در نقاب است؛ یا حوری دست در خضاب است
آن وسمه ابروان دل بند؛ یا قوس قزح بر آفتاب است

(فردوسی)

پایه‌های حجاب

۱- ایمان به خدا و آخرت

ایمان به خدا و ترس از آخرت، از مهمترین پایه‌های حجاب به شمار می‌رود؛ زیرا حجاب، لباس اهل ایمان است. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرموده است: «انسان به سبب ایمان، بر عمل‌های شایسته رهنمون می‌گردد».

ز پرده برون کس ندیده مرا؛ نه هرگز کس آوا شنیده مرا

(فردوسی)

۲- آگاهی

شناخت سیمای وجودی زن، حقیقت حجاب و فلسفه و آثار آن، از جمله پایه‌های مستحکم پوشش دینی است. وقتی یک زن به این پرسش درونی خود که چرا باید پوشیده باشم جواب دهد، پایه اعتقادی حجاب دینی در درون او شکل می‌گیرد و این آگاهی، به عمل او معنا و ارزش و دوام می‌بخشد.

برای مثال: اگر انسان به فواید باران آگاهی نداشته باشد، باریدن باران را جز گل شدن زمین و ایجاد مشکلات نمی‌پندارد که موجب رکود فعالیت ها، محدودیت در بیرون رفتن از منزل و مانند آنها می‌شود، ولی وقتی بداند که نتیجه باران، سرسبزی و طراوت زمین، حیات جنگل‌ها، رشد و تغذیه موجودات زنده و آثار فراوان دیگری است، به بارش باران مشتاق می‌شود.

حجاب زن ز کجا سد باب معرفت است؛ ز رفع پرده چه معلومی اکتساب کند
ز رو گشادن زن‌ها چه معرفت خیزد؛ به جز مبادی اخلاق را خراب کند
حجاب، بهر مسلمان و اهل ایمان است؛ کسی که این دو ندارد چه احتجاب کند

(سید محمد نطنزی طباطبایی)

۳- تقوا

پرهیزکاری، یکی دیگر از پایه‌های حجاب اسلامی است. تقوای آدمی ضامن اجرای احکام خداست و تا این پایه استوار در قلب انسان شکل نگیرد، لباس ایمان آراسته نخواهد شد.

در قرآن کریم آمده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانًا وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ.(انفال: ۲۹)

‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر خداترس و باتقوا باشید، خدا برای شما تشخیص(حق از باطل و سعادت از شقاوت) را قرار می‌دهد و گناهان شما را می‌زداید و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است.

ای که هست از صدف عفت و عصمت گهرت؛ مفکن پرده عصمت ز رخ چون قمرت

(آیت الله گلپایگانی)

حجاب، عاملی برای ازدواج‌های مشروع

با رعایت حجاب، ازدواج صورت مشروع به خود می‌گیرد. این گونه ازدواج‌ها پیوند زن و شوهر را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‌شود که در نتیجه، کانون خانواده گرم‌تر می‌شود، در حالی که بدحجابی و بی‌حجابی و آزادی بدون قید و بند، به فرو پاشی کانون خانواده می‌انجامد؛ زیرا در این حالت اساس خانواده بر روی غریزه جنسی پایه‌گذاری می‌شود و پس از مدتی که این غریزه فروکش می‌کند، مسائلی دیگر از جمله عدم توافق اخلاقی، مشکلات خانوادگی و… بروز می‌کند و در نتیجه به طلاق و آوارگی فرزندان منجر می‌شود و اساسا این نوع زندگی‌ها و روابط زناشویی دوامی نخواهد داشت.

حجاب، سدی در برابر امیال هوس بازان است و در نتیجه مشوق جوانان به ازدواج، در حالی که بی‌حجابی و بی‌عفتی، سبب گریز جوانان از ازدواج می‌شود که به شیوه‌های مختلف از زیر بار آن شانه خالی می‌کنند؛ زیرا مانعی برای رسیدن به خواسته‌های غیراخلاقی خود نمی‌بینند.

بر دانه‌های دام به حسرت مکن نظر؛ این دانه جز برای فریب و شکار نیست
پرهیز مکن که هر که در اینجا اسیر شد؛ او را امید چاره و راه فرار نیست

(خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم)

آمارهای قطعی و مستندی موجوداست که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی به طور مداوم بالا رفته است، چرا که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل»؛ یعنی هوس‌های سرکش بخواهد، به هر قیمتی که باشد به دنبال آن می‌رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبری می‌بندد و با دیگری وداع می‌گوید.

در محیطی که حجاب و موازین دیگر اسلامی رعایت می‌شود، احساسات و عشق و عواطف همسران مخصوص یکدیگر است، ولی در بازار آزاد برهنگی که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی برای تماشا درآمده‌اند، دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی‌تواند داشته باشد و خانواده‌ها، همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می‌شوند و کودکان، بی‌سرپرست می‌مانند.

حجاب و عفت زنان، عامل استواری خانواده و اجتماع

بر اساس نظام تکوین، غریزه خودآرایی و جلوه‌نمایی برای استحکام خانواده در سرشت هر زن تعبیه شده است، آن گاه خداوند با الهام درونی و فرستادن پیامبران و نازل کردن کتب آسمانی، روش صحیح بهره‌مندی از این دو غریزه را به او نشان داده و او را آگاه کرده است که مکان خودنمایی با آرایش، محیط داخلی خانواده و محل پوشش و احتجاب، خارج از خانه و در برابر بیگانگان است.

پوشش زن سبب می‌شود که استفاده‌های جنسی، محدود به محیط خانواده شود که در این صورت، حفظ اجتماع و استفاده کامل از نیروی فعال آنان را در پی دارد. در حالی که وجود زنان بی‌حجاب و بدحجاب که دل مردان سست اراده و کم ایمان را می‌ربایند و با حرکات و آرایش خود همه نظرها را متوجه خودشان می‌سازند، به رکود فعالیت‌های اجتماعی و عدم موفقیت در مراحل گوناگون کمک می‌کند و در نهایت به پاشیدگی و تیرگی کانون خانواده می‌انجامد.

کاشکی پرده براندازد از آن منظر حسن؛ تا همه خلق ببینند نگارستان را

(سعدی)

غیرت نسبت به ناموس

اما تسحیون و لا تغارون، نسائکم یخرجن الی الأسواق و یزاحمن العلوج. آیا شما(مردان)، حیا نمی‌کنید و غیرت نمی‌ورزید، زنانتان به بازارها می‌روند و مزاحم بیماردلان می‌گردند.

ای پری‌روی بنه چادر عصمت به سرت؛ وی سیه‌موی، مران پرده عصمت ز برت
همچو گل باز مکن غنچه‌ات،‌ ای مایه ناز؛ که خزان آید و ریزد همه برگ و برت
حالیا بکری و پاکی و منزه چون گل؛ وای از آن روز، نمایند به نوع دگرت

(کاظم لاکانی)

حجاب، مایه آرامش خانواده

حجاب، عاملی بسیار مهم و تأثیرگذار برای حفظ آرامش و صفا و صمیمیت در زندگی خانوادگی است. حجاب برای این است که زندگی‌ها از هم نگسلد و مردان به زنان و دختران پاکدامن و عفیف، نگاه آلوده نکنند و اساس خانه و خانواده را ویران نسازند.

همچنین عاملی است در جهت حفظ پاکی نسل و این که فرزند، پدر و مادر معین و متعهدی داشته باشد و از تربیت و محبت پدر و مادر خود برخوردار باشد، از طرفی حجاب می‌تواند راهکاری باشد بر تسلط معنوی زن بر مرد.

حجاب، وسیله حفاظت

در صورت حفظ ارزش حجاب، مردان فقط در محیط خانوادگی از همسران قانونی خود کامجویی می‌کنند؛ زیرا زنان نیز از این که مردان را در خارج از کانون خانواده کام یاب سازند، منع شده‌اند. این محدودیت و در واقع مصلحت خداوندی، به یقین نتایج خوبی را در بر خواهد داشت؛ همچون:

۱- تأمین بهداشت روانی: وقتی بین زن و مرد حریمی وجود نداشته باشد، به طور قطع هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی افزون می‌شود و تقاضای شهوی به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‌آید.

۲- گرمی و دوام خانواده: اگر زن و شوهر از هر گونه کامجویی نامشروع جنسی چشم بپوشند و مرد چشم به زن دیگری نداشته باشد، زن نیز در صدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد، کانون خانواده گرم و پرشکوه خواهد شد.

حجاب نشانه متانت و عفت

برای حفظ امنیت و صفا و پایداری خانواده، زن و شوهر هر یک وظایفی دارند:

زن وظیفه دارد جمال و زیبایی خود را از نامحرمان بپوشاند و طنازی و دلبری نکند و به این ترتیب، امانت و وفاداری و علاقه خود را نسبت به شوهرش اثبات کند.

مرد هم وظیفه دارد وفادار باشد و از زنان نامحرم و بیگانه به کلی چشم بپوشد و اگر هم ناخودآگاه و بی‌اختیار چشمش به زنی افتاد، فورا دیده بربندد و چشم فرو گیرد؛ زیرا پیگیری نگاه و نگاه‌های پی در پی آتش هوس و شهوت را برمی‌افروزد و همین موجب انحراف می‌شود.

نگاه پی در پی، زهرآلود است و چشمه زلال و باصفای زندگی خانوادگی را کدر و مسموم می‌کند. این نکته را نیز نباید از نظر دور نگه داریم که رعایت حجاب و متانت اسلامی در برابر خویشاوندان واجب و عدم رعایت آن گناه است و چه بسا موجب ناراحتی زن و شوهر از یکدیگر شود و از صفا و محبتی که بین آنهاست، بکاهد. پس چه خوب است که به این سخن از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) توجه کنیم که می‌فرماید: «هر لباسی که بدن زن را بپوشاند، باعث آمرزش و رحمت حق تعالی خواهد شد.» و چه زیبا در جایی دیگر فرمود: «زن، زیباروی و محبوب است، هر کس او را گرفت و با او ازدواج کرد، باید او را بپوشاند».

از عفت و شرف همه جا گفت و گو مکن؛ هر دامنی که لایق این افتخار نیست
با دامن ملوثِ آلوده خو مکن؛ آلوده را به نزد کسی اعتبار نیست
مفروش عفت و شرفت را به سیم و زر؛ پایان این معامله جز انتحار نیست

(خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم)

سعادت زن و شوهر در سایه حجاب

اسلام می‌خواهد زن برای شوهر و فرزندانش باشد، ولی دیگران می‌خواهند زن برای همگان باشد و هیچ کس برای او نباشد. دنیای استعمار روز، این همه بدبختی را از آنجا برای زن شروع می‌کند که حجاب را از سر او بردارد و او را از محیط امن بیرون کشد و او را آرایش دوست و مدپسند سازد و در معرض دیده‌های پلید قرار دهد.

اینان بانویی را که اسلام از او می‌خواهد احترام و شخصیت خود را نگاه دارد تا فردی برای خواستگاری خدمتش برسد، مجبور می‌سازند در مکان‌هایی چون اداره، خیابان و بازار خود را عرضه کند تا همسری برای خود بیابد.

اسلام می‌فرماید: زن در حالی که جاذبه دارد یا باید از خانه امن خود بیرون نیاید، یا اگر برای صله رحم و معالجه و گرفتن حق خویش و دیگر کارهای ضروری از خانه خارج می‌شود، جذابیت خود را بپوشاند، به گونه‌ای که لباس و حالات و کردارش عادی باشد تا رفت و آمدش هیچ نظری را جلب نکند. «انّه قد اذن لکنّ أن تخرجن لحوائجهنّ؛ یعنی همانا او اجازه داده است به شما که اگر حاجتی دارید، بیرون روید».

در جای دیگر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) چنین توصیه می‌فرماید:

«تا می‌توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی‌کند».

عصمتیان را به مقام جلال؛ جلوه حرام است مگر با حلال
دیده به هر روی نباید گشاد؛ پای به هر کوی نباید نهاد
این همه آفت که به تن می‌رسد؛ از نظر توبه شکن می‌رسد
روی فرو پوش، چو درّ در صدف؛ تا نشوی تیر بلا را هدف

عوامل و روش‌های ترویج پوشش دینی

پوشش دینی یک فرهنگ است و از همین رو تحقق آن نیازمند حرکت‌های فرهنگی سازنده‌ای است که تعدادی از آنها را به صورت کوتاه بیان می‌کنیم:

۱- تشویق

تشویق همواره به عنوان اصل مهم در جهت تربیت اسلامی توصیه و استفاده شده است. یکی از دلایل ذکر نعمت‌های بهشتی در آیه‌ها و روایت‌ها، بعد تشویقی آن است که تأثیر بسزایی بر گرایش مردم به احکام دین و پرهیز از گناهان دارد. ماهیت تشویق‌ها متنوع است، از جمله بار عاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی، سیاسی، علمی و مانند آن که از تمام این موارد می‌توان در ترویج فرهنگ حجاب بهره گرفت. برای نمونه: سرپرست خانواده‌ای به همسر یا دخترش اظهار دارد که در صورت رعایت پوشش دینی، محبت من نسبت به تو بیشتر خواهد شد. یا معلمی به دانش‌آموزان خود وعده نمره انضباطی بالاتر بدهد و یا مدیری اعلام کند که همکاری لازم را با کارمندان و کادر آموزشی خواهد داشت؛ چنانچه پوشش اسلامی و حجاب را رعایت کنند.

البته تشویق‌های مالی باید هماهنگ با خواست تشویق شونده و نیازهای منطقی و شرعی زندگی او باشد و اگر فردی نیازمند تشویق خاصی بود، به همان نوع او را باید تشویق کرد. اگر یک تقدیرنامه همراه با قابی زیبا به بانویی نمونه در زمینه پوشش دینی داده شود، اثری به مراتب قوی‌تر از اعطای برخی هدیه‌های مادی دارد که پس از مدتی به مصرف می‌رسد یا کهنه می‌شود. همین طور است، اعطای یک جلد قرآن نفیس یا مفاتیح الجنان، نهج البلاغه و امثال آن که تأثیر عمیق و پایداری به دنبال خواهد داشت.

فرمان خدا، قول نبی، نص کتاب است؛ از بهر زنان افضل طاعات حجاب است

۲- فعالیت‌های علمی، فرهنگی و هنری

عامل دیگر ترویج فرهنگ حجاب دینی، فعالیت‌های گسترده علمی، فرهنگی و هنری مربوط به حجاب در تمام سطوح فکری جامعه است. ارائه پوستر، نشریه و به ویژه کتاب‌های مفید به افراد جامعه، از زن و مرد گرفته تا دختران و پسران می‌تواند سبب ارتقای سطح آگاهی آنها در این زمینه شود. البته باید از سخنان و نوشته‌هایی استفاده شود که افزون بر جنبه‌های علمی و نظری به تحقق عملی پوشش اسلامی پرداخته باشند. برگزاری میزگردها و فراخوانی مقالات، شعر، ادبیات و انشا، هنرهای تجسمی و تصویری، مسابقات فرهنگی و امثال آن با تعیین موضوع حجاب برای آنها نیز از حرکت‌هایی هستند که آثار مثبتی در این زمینه به همراه دارند. پخش برنامه‌ها و فیلم‌های مفید و آموزشی از رسانه‌های تصویری و شنیداری اثری فراگیر دارد. رعایت کامل پوشش دینی بانوانی که در فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی ایفای نقش می‌کنند و یا با هر مسئولیتی بر صفحه تلویزیون ظاهر می‌شوند نیز تأثیر مثبتی بر فرهنگ جامعه دارد.

دو چشمش بسان دو نرگس به باغ؛ مژه تیرگی برده از پر زاغ
دو ابرو بسان کمان طراز؛ بر او تور پوشیده از مشک تار

(فردوسی)

۳- ترویج فرهنگ غیرت

بدون شک، زن با هر تفکر و عقیده‌ای که باشد به نظر و سلیقه همسر خود در انتخاب‌ها توجه دارد که از جمله آنها انتخاب لباس و نوع وضع ظاهری است. با توجه به این واقعیت، ترویج فرهنگ غیرت در میان مردان به ترویج و تحقق پوشش دینی در جامعه کمک می‌کند و موجب استحکام و دوام پیوندهای خانوادگی می‌شود. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی که هیزمش از مردم و سنگ خاراست، حفظ کنید».(تحریم: ۶)

در روایتی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «خداوند، بینی هر یک از مؤمنان را که غیرت نمی‌ورزد، به خاک می‌مالد.» همچنین در حدیث دیگری می‌فرماید: «غیرت، از ایمان است».

۴- توصیه به حجاب و نهی از بی‌حجابی و جلوه‌گری

یکی دیگر از راه‌های عمومی ترویج پوشش دینی در جهت استحکام خانواده و اجتماع، توصیه به حجاب و نهی از بی‌حجابی است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «پند ده که پند برای مؤمنان مفید است».(ذاریات: ۵۵)

۵- خانواده

محیط خانواده، نقشی بسیار مهم در حجاب یا بی‌حجابی دختران دارد. ازاین رو، باید به آموزش خانواده‌ها در این باره توجه جدی شود. اگر پدر و مادر حجاب دینی و آثار مثبت و فایده‌ها و نقش آن را در سلامت و حفظ همه جانبه شخصیت دختران خود بدانند و این که حجاب یک حکم الهی است که در قرآن به آن اشاره شده است، به یقین، می‌کوشند تا فرزندان خود را هم با فرهنگ الهی حجاب همراه سازند.

حجب و عفت نعمت واهب بود؛ ستر موها و تنت واجب بود

۶ . شناخت و پیروی الگوهای الهی

شناخت ابعاد وجودی و اعتقادی حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) به عنوان الگوی صالح و شایسته زنان که خداوند نیز ایشان را برای هدایت آنان برگزید، یک اصل مهم است و باید به طرز جامع و حساب شده‌ای دانش آموزان را با این امر آشنا ساخت؛ زیرا وقتی دختران و زنان بدانند فاطمه، دختر رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و حجت خداست و سخنان و اعمال او معیار الهی حرکت‌های زندگی است و عفاف و حجاب از ویژگی‌های بارز الهی او به شمار می‌رفت، طبعاً از او که جز به خواست خداوند عمل نمی‌کرد، پیروی خواهند کرد تا به عزت دنیا و سعادت آخرت دست یابند.

کلام گهربار فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، نشانگر لزوم حفظ جایگاه والای انسان است که می‌فرماید: «بهترین زنان، زنی است که مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند».

حجاب کامل زن، زهد و عصمت ناب است؛ که آبروی وی از روی باز، بر آب است
به روسری نرسد عفت زنان به کمال؛ حجاب چادر زهرا حجاب جلباب است

(میثم)

منبع: گنجینه؛ مهر ۱۳۸۴؛ شماره ۵۴

نقش مغفول مرد در احیای سبک زندگی اسلامی در خانواده

از آنجا که مقوله‌ی حجاب و عفاف متأسفانه به اشتباه با بحث زن درآمیخته شده است، نقش و جایگاه مردان در بحث حجاب و عفاف آن طور که بایسته، شایسته و مهمتر از همه عملیاتی است مورد پردازش قرار نگرفته است.

در صورتی که تکالیف و مسئولیت‌های مردان در اداره‌ی خانواده بر اساس آیه‌ی شریفه‌ی «الرجال قوامون علی النساء» بیش از زنان تعریف گردیده است و حتی در جمع‌های مردانه نیز مردان بیش از این که به بحث و تبادل نظر در خصوص نقش و تکالیف خود در احیای یک خانواده اسلامی بپردازند به بحث و نظر در خصوص نقش زنان در رونق معضلات فرهنگی به خصوص بی‌حجابی و بی‌عفتی و… می‌پردازند، در صورتی که مردان تکالیف و ابزارهایی دارند که با استفاده‌ی صحیح از آن‌ها می‌توانند بخش زیادی از شرایط تشکیل یک خانواده اسلامی را تأمین نمایند که در ادامه به برخی از مهمترین آن‌ها اشاره می‌نمایم:

محبت

اگر زن به عنوان چشمه‌ی محبت و عطوفت در خانواده وظیفه‌ی سیراب کردن کانون خانواده را دارد، این مرد است که باید این چشمه را تغذیه و حفظ و حراست کند، چشمه‌ی محبت زن از عمق وجود مرد است که می‌جوشد و راه به خانواده می‌یابد و اگر زنی قادر به سیراب کردن عاطفه‌ی خانواده نباشد، این مرد است که ابتدا باید به خودش بنگرد که آیا چیزی برای جوشش به این چشمه داده است!؟

به راستی تا کسی نازکش نداشته باشد چگونه می‌تواند اهل ناز و محبت گردد!؟ مرد اگر چه باید به فرزندانش نیز محبت ورزد اما باید این محبت را به درستی بین همسر و فرزندانش توزیع کند و نیاز محبتی هر یک را به درستی درک و تأمین نماید و البته همین محبت نیز باید در خانواده مدیریت شود، یک مرد می‌تواند بدون تنبیه و تشر و تنها با شدت و ضعف در محبت موجب تنبه و توجه و تربیت خانواده‌اش گردد.

روزی حلال

یک مرد وظیفه دارد در راه تأمین درآمد حلال برای خانواده تلاش کند و تا به آنجا که در شأن همسر و خانواده‌اش است ایشان را به لحاظ خوراک و مسکن و درمان و آموزش و سایر نیازها تأمین نماید، تأمین درآمد حلال و آبرومندانه برای همسر و فرزندان از عوامل افتخار و تکیه کردن یک زن به شوهرش است.

مردی که وظیفه‌ی تأمین درآمد را به همسرش بسپارد و یا بدون یاری او به این مهم قادر نباشد، عملاً موجب کاهش اتکا و افتخار همسرش به او می‌گردد؛ و اما مهمتر از کسب درآمد، حلال بودن آن است؛

مال حرام، هرچند که خورنده‌اش نداند، اثرات وضعی خود را می‌گذارد و موجب از بین رفتن حس و حال عبادت و کم سو شدن نور معنویت در خانواده می‌گردد، به راستی جز به سیب حلال بهشتی می‌توان منتظر رویش کوثری عالمتاب بود!؟

درآمد حلال در رشد و تربیت تمام اعضای خانواده نقش به سزایی دارد و درآمدی که حق‌الناس و حق‌الله به آن آمیخته شده باشد، نمی‌تواند بستری برای تربیت و تکامل در خانواده بگستراند.

مدیریت و تدبیر

است و در کنار کسب درآمد چگونگی مصرف آن در مدیریت متعادل یک خانواده اهمیت به سزایی دارد، مرد با تدبیر بین تغذیه‌ی مادی و معنوی، آموزش و تربیت، تفریح و کار، شوخی و جدی، تشویق و تنبیه و. .. تعادل برقرار می‌کند و این چنین است که با وجود یک مرد مدبر، زن با آرامش خاطر در سایه‌ی اتکا و اطمینانی که به شوهرش دارد به جوشش محبت در خانواده می‌پردازد.

مرد با تدبیر حتی اگر چندان هم تمکن مالی نداشته باشد می‌تواند آرامش را به همسرش تقدیم کند و اولین نیاز یک زن برای جوشش محبت در خانواده همین آرامش و دوری از تنش‌ها و استرس‌هاست.

خانواده به مدیریت نیاز دارد و در یک خانواده‌ی سالم، نیازها اهم فی الاهم می‌شوند، نباید طوری بشود که در نهایت خانواده به منظور تأمین نیازهای غیرضروری فرزندان دچار سوء تغذیه و تنگدستی گردد.

از موارد بسیار مهم دیگری که به مدیریت نیاز دارند مدیریت رفت و آمد و مدیریت فرهنگی در کانون خانواده است که شامل حوزه‌ی وسیعی از رفتارهای سلبی و ایجابی توأمان می‌گردد، در برابر هر منعی به راهکاری نیاز است و هر خانواده‌ای به خانواده‌های مناسب جهت تعامل و دوستی و به تفریحات سالم به جای تفریحات ناسالم نیاز دارد و این مقولات نیز به مدیریت نیاز دارد.

مهارت‌آموزی

زندگی به مهارت‌هایی نیاز دارد که مرد و زن مکلف به آموختن این مهارت‌ها هستند و متأسفانه این مسئله بسیار مغفول واقع می‌شود؛ مهارت‌های زندگی از مسائل زناشویی تا مسائل تربیتی، گفتاری، ارتباطی، مدیریت خانه، هزینه و… را در بر می‌گیرد و نقش بسیار مهمی را در ایجاد سبک زندگی اسلامی ایفا می‌کند.

لیکن آموختن در خصوص این مهارت‌ها بعضاً بدون مطالعه و توجه به آثار اندیشمندان و دانشمندان معاصر اسلامی و حتی غربی میسر نمی‌شود و به همین لحاظ نمی‌توان بدون مهارت‌آموزی توقع داشت که انسان صاحب مهارت گردد.

با نگاهی به آثار معاصری مانند آثار دکتر جان گری (مثل کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی) به این نتیجه می‌رسیم که مهارت‌های زندگی تنها آن چیزهایی نیستند که دانشمندان اسلامی از متون اسلامی استخراج کرده‌اند، بلکه آن مهارت‌هایی که موجب می‌شوند تا کانون خانواده به محیطی امن و آرام (که برای تربیت مناسب و اسلامی لازم است)، بدل شود را نیز شامل می‌شود.

صبر و گذشت

زن ماهیتی عاطفی و احساسی دارد و این مسئله باعث می‌شود تا زنان خیلی سریع‌تر از مردان برانگیخته، عصبانی یا ناراحت شوند و شاید به همین دلیل است که شرع مقدس حق طلاق را به زن نداده و یا شرط ولی را برای ازدواج لازم کرده است.

اما مردان به واسطه‌ی منطقی که غالباً بر عواطفشان چیرگی دارد، بیش از زنان می‌توانند احساسات و عواطفشان را مدیریت و کنترل کنند و این مسئله موجب افزایش صبر و تحمل ایشان گردیده و به همین دلیل تکلیف ایشان به صبر، تحمل، انعطاف و گذشت در برابر مسائل، مشکلات، سختی‌ها و اشتباهات همسر و فرزندان بیشتر است و نه تنها باید بتوانند، با صبر و گذشت از کنار مسائل بگذرند، بلکه باید بتوانند در جای خود، با تغافل(خود را به غفلت زدن) موجب گردند تا پرده‌های حیا در خانواده دریده نشود و در مواقع مناسب به صورت غیر مستقیم نسبت به خطاها و اشتباهات آموزش و یا هشدار دهد.

این چنین است که سعدی علی الرحمه، مرد را در کشاکش درد، سنگ زیرین آسیاب می‌داند، چرا که این سنگ است که با سختی و تحمل خود باعث می‌شود تا پویایی آسیاب حفظ گردد.

غیرت

کمتر مردی وجود دارد که هیچ غیرتی نداشته باشد که اگر چنین باشد، کسی او را مرد نخواهد دانست و اگر چه غیرت مردان معمولاً با محدودیت زنان همراه می‌شود، اما هیچ زن عفیفه‌ای وجود ندارد که از مرد بی‌غیرت متنفر نباشد و همین مسئله باعث می‌شود تا در منظر روشنفکرترین افراد هم بی‌غیرتی بدترین فحش‌ها تلقی گردد و باز هم، همین مسئله موجب می‌شود تا زنان، غیرتِ مردان را تاب آورند و حتی از وجود آن احساس رضایت کنند و البته همان طور که در اسلام به زنان توصیه به تحمل غیرت مردان شده است، مردان نیز به افراط نکردن در غیرت سفارش شده‌اند به نحوی که این مسئله در وصیت نامه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به فرزندشان نیز مشاهده می‌شود.

باید مردان بدانند که غیرت متعادل و صحیح موجب افزایش عفت خانواده می‌گردد و البته افراط و تفریط در آن می‌تواند موجب بی‌حجابی سهل انگارانه و یا بی‌عفتی لج‌بازانه گردد.

عفاف

اگر چه غالباً عفاف و حجاب را به اشتباه برای زنان به کار می‌برند، اما همان نقش برای مردان نیز وجود دارد و مردان نیز باید عفیف و پاک دامن و پاک نظر باشند و در پوشش خود رعایت حدود شرعی و حتی اخلاقی را بنمایند و این عفت و حجاب مطمئناً در افزایش عفاف خانواده تأثیر بسزایی خواهد داشت، همسر و فرزندان در برابر توصیه‌های غیرتمندانه‌ی مردی که خودش اولین عامل به حجاب و عفاف است، کمترین مقاومت را نیز جایز نخواهند دانست و حال این که متأسفانه بسیاری از مردان ما بدون این که خودشان نسبت به پوشش و نگاه خود حراستی داشته باشند به حجاب خانواده حساسیت شدید نشان می‌دهند و این مسئله نه تنها اثربخشی مناسبی ندارد بلکه در نهایت موجب لجاجت و تأثیر عکس نیز می‌گردد.

هدایت و تربیت

آموختن روش‌های هدایت، تربیت، امر به معروف و نهی از منکر از تکالیف یک مرد است تا بتواند با مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین راه، همسر و خانواده‌اش را به نیکی هدایت و از بدی بازدارد و البته بالاترین و برترین روش هدایت طبق آموزه‌های اسلامی، آن روشی است که به غیر زبان و با استفاده از رفتار رخ دهد.

اگر مرد در خانواده به صداقت، عدالت، محبت، عبادت، گذشت، صبر، مطالعه و… شناخته شود، همسر و فرزندانش هم یقیناً تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

منبع: وب‌سایت سبک زندگی اسلامی

آسیب‌های خانوادگی آخرالزمان کدامند؟

از ویژگی‌های خانواده مهدی باور، حفاظت و پاک نگه داشتن حریم خانه و خانواده از آسیب‌ها و آفات آخرالزّمانی و جای‌گزینی ‘فرهنگ انتظار’ در برابر ‘فرهنگ ابتذال‘ است.

از مهم‌ترین ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده‌هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده‌ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه‌ها و آفت‌های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه‌های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:
“در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است:۱ حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.۲ فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.۳ در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده‌ها بسیار خواهد شد.۴ در آن زمان، فتنه‌ها چونان پاره‌های شب تاریک، شما را فرا می‌گیرد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی‌ماند؛ مگر اینکه فتنه‌ها در آن داخل می‌شوند.”۵

شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجن زاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد: “همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیّت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!۶
زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.۷ آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند.۸ خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می‌کنند.۹ درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می‌گردد.۱۰ آنان حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می‌گردند.۱۱

بی‌غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی “قحط غیرت” می‌شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده‌های خود دچار نوعی بی‌حسّی و بی‌میلی می‌گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهند و حتّی به بی‌عفّتی‌ها و خودفروشی ایشان رضایت می‌دهند: “مرد از همسرش انحرافات جنسی را می‌بیند و اعتراضی نمی‌کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می‌آورد، می‌گیرد و می‌خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فراگیرد، اعتراض نمی‌کند، به آنچه انجام می‌شود و در حقّش گفته می‌شود، گوش نمی‌دهد. پس چنین فردی دیّوث است(که بیگانگان را بر همسر خود وارد می‌کند).”۱۲

زن‌پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است: “(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.۱۳ مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.۱۴ در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.”۱۵

مانع‌تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع‌تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش‌های الهی آنان است: “وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.”۱۶

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب‌های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه‌آزاری به شیوه‌های گوناگون است: “هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند… .۱۷ همسایه به همسایه‌اش آزار و اذیّت می‌کند و کسی جلوگیری نمی‌کند.۱۸ و همسایه را می‌بینی که همسایه‌اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می‌کند.”۱۹

حرام‌خوری و آلودگی‌های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می‌رسد، خانواده‌ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی‌های اقتصادی هم چون ربا، کم فروشی، رشوه‌خواری و گران‌فروشی غوطه‌ور می‌گردند: “هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی هم چون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است۲۰ و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.۲۱ در آن زمان ربا شایع می‌شود، کارها با رشوه انجام می‌یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می‌نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می‌کند.”۲۲

منابع

۱- اصول کافی، ج۸، ص۴۱
۲- همان.
۳- بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۵۹، باب ۲۵
۴- إلزام الناصب، ص۱۸۲؛ منتخب الأثر، ص ۴۳۳-
۵- الملاحم و الفتن، ص ۳۸
۶- اصول کافی، ج۸، ص۴۲
۷- من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰، ح۴۳۷۴
۸- همان.
۹- وسائل الشّیعه، ج ۱۶، ص ۲۷۵، ح ۲۱۵۵۴
۱۰- همان.
۱۱- همان.
۱۲- إلزام الناصب، ص۱۹۵
۱۳- بشارالاسلام، ص ۱۳۲
۱۴- إلزام الناصب، ص۱۸۱، یزدی حائری.
۱۵- اصول کافی، ج ۸، ص ۳۸
۱۶- جامع الأخبار، ص ۱۰۶، فصل ۶۲
۱۷- بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۶۳
۱۸- وسائل الشّیعه، ج ۱۶، ص ۲۷۵
۱۹- اصول کافی، ج ۸، ص ۴۰
۲۰- وسائل الشّیعه، ج ۱۶، ص ۲۷۹
۲۱- اصول کافی، ج ۸، ص ۴۰
۲۲- وسائل الشّیعه، ج ۱۵، ص ۳۴۸

خانواده و تربیت مهدوی،ص ۳۹ الی ۴۵، آقاتهرانی و حیدری کاشانی.

منبع: پایگاه اینترنتی موسسه مصاف

ویژگى‌هایى که همسرتان دوست دارد

خیلى سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقى که جنس مخالف آنها را مى‌پسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامی که زمان ملاقات فرا مى‌رسد، خانم‌ها از هر نظر به خودشان مى‌رسند، اما در مقابل، آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح مى‌دهند. نکته مهمى که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم‌ها همیشه آن طور که وانمود مى‌کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایى را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمى‌آورند. شاید برخى از خانم‌ها نسبت به بعضى از خصوصیات اخلاقى همسرشان دل خوشى نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت، از برخى خصوصیاتى که مى‌تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایى بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادى از رفتارهاى بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالى در حال انفجار می‌باشد. تعجب آور است؟!

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهاى “مردانه”تان، حس علاقه همسرتان را بر مى‌انگیزد و براى تغییر آنها مجددا فکر کنید.

۱- مرد مردها

هر چند خانم‌ها ادعا مى‌کنند که از مردهاى مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان مى‌آید، اما گاهى اوقات اگر با لباس‌هاى ورزشى کج و کوله جلوى آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازى کنید، شاید به نظر خانم‌ها خیلى جذاب‌تر هم جلوه کنید. او بدش نمى‌آید که هر چند وقت یکبار، براى نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخى وسایل بر مى‌آیید، این کار را انجام دهید، و یا حتى با دوستان خود گپ بزنید. یک خانم با یک آقا قرار نمى‌گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش‌ها و یا موهاى شیک‌ترى دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت‌هاى موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم مى‌شود. البته نباید فراموش کنید که زمانی که براى مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون مى‌روید، او از شما انتظار دارد که لباسهاى مناسب و آراسته‌اى به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات، بیشتر، از حس مردانگى شما لذت مى‌برد – هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک‌ترین لباس‌ها را به تن کنید و درهاى مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافى است که آروغ‌هاى بعد از نوشیدنى را در زمان مناسب و هنگامی که با دوستانتان هستید بزنید.

۲- نه گفتن

شما باید تصمیماتى که به ذهنتان را مى‌رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مى‌دهد، عمل کنید؛ حتى اگر این کار سبب عصبانى شدن خانم شود. آقایون تصور مى‌کنند که دخترخانم‌ها، به دنبال نامزدهایى مى‌گردند که او را بتوانند روى یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که مى‌گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته مى‌شود، عمل کنید، دیرى نخواهد گذشت که رابطه‌تان کسل کننده و ملال‌آور مى‌شود. خانم‌ها به دنبال مردى هستند که چیزى براى ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصى خود را در بحث‌ها وارد کند. آنها به دنبال مردى هستند که شخصیت منحصر به فردى داشته باشد. اگر تمام زندگى یک مرد را تنها “همسرش” تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهاى زیادى براى گفتن ندارد و برایش سورپرایزهاى زیادى باقى نمى‌ماند که بتواند در مواقع ضرورى آنها را رو کند. حتى اگر همسر شما از آن دست خانم‌هایى باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمى‌آید که گه گاه با شما، قدرت آزمایى و جدلى برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور مى‌کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد، دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگى دست‌آموز تبدیل کنید!

۳-داشتن علاقه ى جنسى

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقرارى روابط جنسى محدود شود، طرف مقابل احساس مى‌کند که مورد سوء استفاده قرار مى‌گیرد؛ اما از سوى دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانی که مى‌بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست می‌دهد و ابزار علاقه مى‌کند انگار دنیا را به وى داده‌اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کارى و سر و کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه مى‌بینید، هیچ چیز جز معاشقه نمى‌تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب مى‌شود که او، خودش را در راس تمام شادى‌هاى جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشى دارد و در سمت مهمى قرار دارد، بهتر است شما شروع‌کننده ارتباط جنسى باشید. این امر به او اجازه مى‌دهد که با خیال راحت، از رابطه خود لذت ببرد.

۴- مستقل بودن

شاید همیشه خانم‌ها به این دلیل که همسرشان ادعا مى‌کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافى مبذول نمى‌دارند، وقت زیادى را در محل کار خود سپرى مى‌کنند و یا با دوست‌هاى خود خوش‌گذرانى مى‌کنند، ناراحت مى‌شوند. باید توجه داشت باشید که اگر مى‌خواهید همسرتان در کنارتان باقى بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمى، تفریح و کارهاى دیگرى براى انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم‌ها نیز از آزادى خود لذت مى‌برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکى به نفس، در نظر خانم‌ها از جذابیت بیشترى برخوردار مى‌باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو‌هاى بزرگ، براى بیشتر خانم‌ها هیچ گونه جذابیتى ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمى مخصوص به خودتان را داشته باشید.

۵- حسود بودن

حسادت، یکى از احساسات قوى به شمار مى‌رود. هر چند انسان‌ها نمى‌توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمى حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقى، به راحتى مى‌تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایى که با او صحبت مى‌کنند، هیچ گونه عکس‌العملى از خود نشان ندهید، او تصور مى‌کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسى مى‌رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلى صمیمى و یا مربى‌اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندى بر لب‌هایش نقش خواهد بست.

توجه: زمانیکه نوبت به حسادت مى‌رسد، مقدار کمى از آن مى‌تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن، به شدت صرفه‌جویى کنید. از قدرت فوق‌العاده آن با خبر شوید: او مى‌تواند عاشق مردى شود که نسبت به دارایى‌هاى شخصى او، حساس بوده و از آنها محافظت کند.

۶-آسیب‌پذیرى گاه به گاه

هر انسانى دوست دارد که احساس کند، دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایى که کمتر اتفاق مى‌افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش‌هاى دیگر به شما اثبات کند. براى مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب‌هاى بیشترى دارید، یا این که همیشه یادتان مى‌رود رخت‌ها را به خشک‌شویى ببرید، و براى بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید. شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهى اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده، سبب مى‌شود که او احساس بهترى نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش، جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعى کنید از او براى خود یک مادر بسازید – هر چند او از این کار بدش نمى‌آید – اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایى باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانی که نیاز به کمک داشتید و احساس مى‌کردید که او مى‌تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکارى کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور مى‌کنند که براى کشاندن خانم‌ها به سمت خود، باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنى بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقدارى نیازمندى و کمک خواستن سبب مى‌شود که شما در نظر او، تا حدى آسیب‌پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتى تمام خانم‌ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

۷-پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض مى‌کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعى هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار براى ما چه اتفاقاتى رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را براى او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسى پیدا کند. شما مى‌دانید که خانم‌ها با دوست‌هاى دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانى‌هاى خود، صحبت مى‌کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلى راحت مى‌تواند به شما نمره دهد. در برخى مواقع اگر کمى از او دورى کنید و خود را کمى اسرارآمیز جلوه دهید، او علاقه بیشترى به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه براى پیدا کردن حقیقت تلاش مى‌کند. خانم‌ها لذت مى‌برند تا بدون این که شما به آنها چیزى بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور مى‌کنید از این کار متنفر نباشد.

۸-سرتاپاى او را وارسى کنید

خانم‌ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران، آنها را به خاطر توانایى‌هاى ذهنى و عملى‌شان تحسین کنند، و زمانیکه کارى را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتى، انتظار ترفیع رتبه و تشویقى نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابى صحبت می‌کند، دلش مى‌خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانی که به او توجه مى‌کنند هم بستگى دارد. اما زمانی که نوبت به مردى مى‌رسد که خانم دوستش مى‌دارد، با کمال میل به او اجازه مى‌دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم‌ها هم مانند آقایون، از تعریف و تمجید لذت مى‌برند. اگر به او توجه کنید، او واقعا خوشحال مى‌شود و این خوشحالى شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

۹-همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم‌ها در بیشتر موارد، زمانى که غر زدن‌هایشان را شروع مى‌کنند کاملاً جدى هستند، (به ویژه زمانی‌ که آشغال غذاهاى خود را روى میز بگذارید و یا جوراب‌هایتان را برندارید)؛ اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته‌هایش رفتار کنید، او دلش براى خود واقعى شما تنگ خواهد شد. این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم مى‌شوند: آنهایى که خود واقعى شما را نمایان مى‌سازند و آن دسته‌اى که شما را به او نشان مى‌دهند. از آنجایى که ما کاملاً واقف هستیم که خانم‌ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانم‌ها به آقایون مى‌شود، این احتمال وجود دارد که برخى رفتارهاى منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روى لب‌هاى او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشترى نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت‌هاى او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست مى‌دارد.

منبع: سایت مردمان

همسرداری نمونه در اسلام

چکیده

یکی از مبانی اخلاقی در اسلام، مبحث همسرداری است. همسرداری نیازمند به اجرای مباحث طرفینی بین زن و مرد می‌باشد، بدین معنا که برای دست یابی به همسرداری بهینه و اصولی، هم مرد نقش مهم و به سزایی دارد و هم زن. بر همین اساس، ما در این مقاله برآنیم که اولاً از اصول همسرداری مباحثی ارائه کنیم و ثانیاً وظایف هر یک از مرد و زن نسبت به یکدیگر را به صورت جداگانه بررسی نماییم و در آخر به علل اختلافات بین زن و مرد بپردازیم.

کلید واژه: همسرداری، شوهر، همسر، زن، مرد، اختلاف.

مقدمه

بنیان ازدواج، محبت است. اگر به فرض، دو نفر در تمامی معیارهای عقلانی با هم یکی باشند، اما به هر دلیلی یکدیگر را دوست نداشته باشند، نمی‌توانند با هم زندگی خوبی را آغاز کنند. محبت بین زن و شوهر و ابراز آن و توجه آن‌ها به یکدیگر عصاره بسیاری از اخلاقیاتی است که باید بین آنها رعایت شود. وجود محبت در زندگی مشترک ریشه حضور وفق و مدارا، خوش خُلقی، نگاه مسرورانه، همراهی در غم و شادی، به دوش کشیدن مشترک سختی و رنج است و زمینه گذشت و بخشش از خطاها و دوری از عیب‌جویی و سرزنش و پذیرش، عذرخواهی است.

 

پنجاه اصل همسرداری

۱٫ صداقت؛ ۲٫ انصاف؛ ۳٫ گذشت؛ ۴٫ مدارا؛ ۵٫ رازداری؛ ۶٫ عشق و محبت با یکدیگر؛ ۷٫ محکوم نکردن طرف مقابل؛ ۸٫ نظافت و خوش‌بویی؛ ۹٫ احترام به یکدیگر؛ ۱۰٫ عدم جابجایی نقش‌های یکدیگر؛ ۱۱٫ من و تو نداشتن؛ ۱۲٫ پرهیز از اهانت؛ ۱۳٫ تأمین غرائز جنسی یکدیگر؛ ۱۴٫ درک ضرورت‌های یکدیگر؛ ۱۵٫ پذیرش اصل اختلاف سلیقه و تفاوت روش ها؛ ۱۶٫ داشتن روحیه عذرخواهی و اعتراف به اشتباه؛ ۱۷٫ یکپارچگی در امور مالی؛ ۱۸٫ همدیگر را خوشبخت و بهشتی کردن؛ ۱۹٫ مشورت با یکدیگر؛
۲۰٫ تشکر از یکدیگر؛ ۲۱٫ پرهیز از امر و نهی کردن یکدیگر؛ ۲۲٫ اظهار علاقه به یکدیگر؛ ۲۳٫خود را جای طرف مقابل قرار دادن؛ ۲۴٫ اعتماد داشتن به هم؛ ۲۵٫ وفاداری به هم؛ ۲۶٫ پرهیز از تحقیر و سرزنش یکدیگر در نزد دیگران؛ ۲۷٫ تعریف و تمجید از یکدیگر، به ویژه در غیاب هم؛ ۲۸٫ انتقاد طلبی؛ ۲۹٫ عدم تحریک حسادت و غیرت یکدیگر؛ ۳۰٫ تفکیک مسائل کار از مسائل منزل؛ ۳۱٫ رعایت عدالت در دید و بازدید از بستگان یکدیگر؛ ۳۲٫ غمخوار هم بودن؛ ۳۳٫ پرهیز از حل مشکلات زناشویی در حالت دعوا و خشم؛ ۳۴٫ جلوگیری از انباشتن اختلافات و مشکلات؛ ۳۵٫ خوش رفتاری؛ ۳۶٫ ساده زیستی؛ ۳۷٫ خوب گوش دادن به سخنان یکدیگر؛ ۳۸٫ جلوگیری از دخالت‌های نابجای دیگران؛ ۳۹٫داشتن مشاور خانواده؛
۴۰٫ آشنایی با ویژگی‌های مردان و زنان؛ ۴۱٫ روحیه و امید دادن به هم؛ ۴۲٫ مطالعه کتاب‌های اخلاقی مربوط به اصول همسرداری؛ ۴۳٫ استفاده از تجربیات گذشتگان؛ ۴۴٫ توجه به نقاط قوت همسر؛ ۴۵٫ پرهیز از مخفی کاری؛ ۴۶٫ کاهش توقعات از یکدیگر؛ ۴۷٫ عیب پوشی همدیگر؛ ۴۸٫ احترام به خانواده یکدیگر؛ ۴۹٫ پرهیز از زندگی خشک قانونی و حقوقی؛ ۵۰٫ پرهیز از بزرگ نمایی اختلافات کوچک.

وظایف مرد نسبت به همسر(۱)

۱٫ مهر و محبت و احترام؛ زن کانون مهر و محبت است و بهترین کلید همسرداری را محبت می‌داند. زن سعادت خویش را در زندگی، مهر و محبت شوهر می‌داند. محبت باعث تحکیم روابط زناشویی می‌شود و رفتار شوهر در افزایش مهر و محبت از ناحیه همسر، بسیار مهم و قابل توجه است. چون او تشنه محبت است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر چه ایمان کامل تر باشد بیشتر به همسرش اظهار محبت می‌کند.»(۲) نیز امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «کسی که به خانواده‌اش نیکی کند، خداوند بر عمرش می‌افزاید.»(۳)
۲٫ عذرخواهی؛ چنان که تشکر سبب محبت است؛ عذرخواهی هم موجب محبت نسبت به همسر می‌شود. چه بسا با یک معذرت خواهی، کدورت‌های مختلف زدوده می‌شود و زندگی شیرین تر از اول می‌شود. حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «بدترین مردم کسی است که معذرت خواهی دیگران را نپذیرد و از خطایشان نگذرد.»(۴)
۳٫ عدم توجه به حرف‌های بدخواهان؛ مرد نباید زودباور و ساده لوح باشد و همسرش را مورد آزار و اذیت قرار دهد. چه بسا افرادی هستند که به خاطر حسادت و کینه‌توزی و انتقام گرفتن از مرد، بدگویی می‌کنند و مرد نباید حرف‌های این بدخواهان و بدگویان را گوش دهد چون ممکن است به دروغ سخنی گفته باشند.
۴٫ خوش اخلاقی؛ خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «با همسران خود با نیکی و مهربانی معاشرت کنید و از بی‌عدالتی و خشونت بپرهیزید.»(۵)
۵٫ انعطاف‌پذیری مرد؛ کسی می‌تواند در زندگی خود موفق شود که خوی نرم و انعطاف‌پذیری داشته باشد، و این انعطاف‌پذیری از نشانه‌های مروت و مردانگی مرد است.
۶٫ نادیده گرفتن خطاها و لغزش‌ها؛ انسان دچار لغزش و اشتباه می‌شود و زن هم از این قاعده مستثنی نیست، پس لازم است که مرد با تدبیر و اندیشه، خطاهای احتمالی همسرش را نادیده بگیرد. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر مردی که برای خود همسری اختیار کرد، باید در احترام نمودن و گرامی داشتن او بکوشد، خطای زن را در پیش فرزندان بازگو نکنید و حتی اگر فرزندان شما خطای مادرشان را یادآوری کردند، شما باید ذهن بچه‌ها را از این بابت آسوده سازید و احترام مادر را در دل ایشان استوار گردانید.البته بر مادر نیز واجب است که احترام پدر را همیشه به خاطر فرزندان بیاورد.»(۶)
۷٫ عدم تنبیه بدنی همسر؛ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر مردی که همسرش را بیش از سه بار در عمرش بزند، خداوند او را در میان تمام مردم محشر چنان رسوا کند که اولین و آخرین، به وی بنگرند.»(۷)
۸٫ چشم پوشی از غیر همسر؛ مردان باید از زنان نامحرم چشم بپوشند و جز به همسر خویش، به دیگری نظر نیفکند. چون نگاه به دنبال نگاه، بذر شهوت را در قلب می‌کارد و این تیر زهرناک از تیرهای شیطان است، که باعث حسرت می‌شود.
۹٫ تأمین مخارج خانواده؛ مرد در اسلام، مدیر و سرپرست خانواده است و تأمین کلیه مخارج زندگی و حتی بودجه شخصی زن به عهده مرد می‌باشد، اگرچه زن دارای درآمدی سرشار باشد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «برای گناهکاری مرد، همین بس که در تأمین مخارج افراد تحت تکفل خود کوتاهی کند.»(۸)
۱۰٫ همکاری؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روزی به منزل امیرالمؤمنین(علیه السلام) تشریف بردند و ایشان را در حال پاک کردن عدس یافتند، از این کار خیلی شاد شدند و او را فرمودند: «یا علی، کسی که در کار منزل به زنش کمک کند، ثواب حج عمره دارد.»(۹)
۱۱٫ پاکیزه بودن؛ بعضی از مردها به فکر نظافت شخصی خودشان، اعم از بدن و لباس نیستند، دیر حمام می‌روند و بدن آنها بوی عرق می‌دهد و پاهایشان هم آزاردهنده است. امام رضا(علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می‌کند که: «زنان بنی اسرائیل از عفت و تقوا دست کشیده اند و هیچ علتی نداشت جز این که شوهران، خود را برای آنها نمی‌آراستند؛ زن هم از مرد همان انتظاری را دارد که مرد از او دارد.»(۱۰)
۱۲٫ مقایسه؛ هر زنی ویژگی خاص خود را دارد و در قابلیت‌ها و توانایی‌ها به هیچ وجه نمی‌توان زن خود را با زن‌های دیگر مقایسه نمود.
۱۳٫ خوش زبانی؛ مرد می‌تواند با زبان خوش بر امارت دل افراد خانواده حکومت داشته باشد.
۱۴٫ نیکو سخن گفتن؛ خداوند در قرآن می‌فرماید: «با مردم سخن نیکو بگویید.»(۱۱) امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «زبانت را به نرمی در سخن و سلام کردن عادت ده تا دوستانت بسیار و دشمنانت اندک گردند.»(۱۲)
۱۵٫ احسان و نیکی؛ امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «با احسان، آدمی مالک دل‌ها می-شود.»(۱۳)
۱۶٫ خوش رفتاری؛ آنچه باعث گرمی خانواده می‌شود، خوش رفتاری است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «پاکی و حسن خلق روزگار را می‌سازد و عمر را افزون می-کند.»(۱۴)
۱۷٫ تعلیم و تربیت همسر؛ مرد باید ساعتی از زندگی را برای تعلیم و تربیت همسرش بگذارد، یا همسرش را آزاد بگذارد تا او در جلسات مذهبی و دینی و آموزش احکام و ضروریات خودش شرکت کند و واجبات را به نحو احسن فرا گیرد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «پیش از آن که زنان به زشتی، فرمانتان دهند، شما آنان را به کارهای نیک نصیحت کنید.»(۱۵)

۱۸٫ پرستاری از همسر؛ زن، در موقع کسالت و بیماری از شوهرش انتظار دارد که از او پرستاری کند و با دلجویی و مهربانی در معالجه‌اش کوشش نماید. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس برای بر آوردن حاجت بیماری کوشش کند، موفق شود یا نه، از گناهانش خارج می‌شود. مانند روزی که از مادر متولد شده است.» یکی از انصار عرض کرد: «پدر و مادرم قربانت یا رسول ا…! اگر مریض از اهل بیتش باشد آیا ثواب بیشری ندارد؟» حضرت فرمودند: «بلی».(۱۶)
۱۹٫ فراهم آوردن زمینه آسایش خانواده؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «ملعون است کسی که حقوق خانواده خود را نادیده انگارد.»(۱۷) امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند: «مورد رضایت ترین افراد در پیشگاه خدا کسی است که زمینه‌های آسایش خانواده خود را برآورده سازد.»(۱۸)
۲۰٫ حفظ حرمت زن؛ هر فردی دارای شخصیتی است و دوست دارد که حرمتش حفظ شود و تحقیر را نمی‌پذیرد. البته گاهی اوقات همسر حاضر است کلمات تندی را از شوهرش در خلوت بشنود ولی شکستن حرمتش در پیش فرزندانش و… را نمی‌پذیرد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است.»(۱۹)
۲۱٫ نیکی و خدمت به همسر؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «هر کس خوبی خود را نسبت به عیالش با بهترین وجه انجام دهد، خداوند متعال عمرش را زیاد می‌کند.»(۲۰)
۲۲٫ پرهیز از لجاجت؛ مرد لج باز سخن همسرش را نمی‌پذیرد و هرگز در زندگی به هدفش نمی‌رسد. علاوه بر این که حرمت خود را می‌شکند بین اعضاء خانواده هم جای ندارد، در زندگی زمین می‌خورد و بذر شرارت را در دل می‌پروراند. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «بهترین خُلق و خوی آن است که از لجاجت دورتر باشد.»(۲۱)
۲۳٫ زندگی را به بازی نگیرید؛ مرد باید در زندگی هدف دار باشد و از سرگرم شدن به مسائل پوچ و بی‌محتوا پرهیز کند.
۲۴٫ حفظ وقار و متانت؛ رفتارهای بچه گانه و سبک، مرد را در نزد دیگران بی‌ارزش می‌سازد. حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «وقار، نشانه عقل است.»(۲۲)
۲۵٫ پرهیز از کینه‌توزی؛ دل جایگاه کینه‌ها و دشمنی‌ها نیست و نباید زندگی را بر افراد خانواده تلخ و تنگ نمود. کینه‌توزی، بیماری خطرناک و کشنده ای است که بسیاری از زندگی‌ها را نابود می‌کند و موجب جدایی زندگی مشترک می‌شود. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ریشه تمام فتنه ها، کینه‌توزی است.»(۲۳)
۲۶٫ پرهیز از پرگویی و پرخوری و پرخوابی؛ حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «چون خداوند صلاح بنده‌اش را بخواهد، به او الهام می‌کند که سخن اندک گوید و طعام اندک خورد و خواب اندک کند.»(۲۴)
۲۷٫ قدردانی از اعضای خانواده؛ قدردانی و تشکر از زحمات همسر، او را برای بهتر خانه داری کردن تشویق می‌کند و نسبت به زندگی دلگرم می‌شود. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «خداوند لعنت کند بر کسی که راه نیکی را سدّ می‌کند و او مردی است که در حق او خوبی می‌شود ولی نادیده می‌گیرد و به همین خاطر مانع آن می-شود که خیر و نیکی انجام گیرد.»(۲۵)
۲۸٫ پرهیز از اهانت؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: « خداوند(عزوجل) فرموده است: کسی که بنده مؤمن مرا آزار دهد، باید مرا با خود در جنگ بداند و کسی که بنده مؤمن مرا احترام کند، باید از غضب من ایمن باشد.»(۲۶)
۲۹٫ خدمت گذاری؛ مرد باید چه در کارهای منزل و چه در نگهداری کودکان، به همسرش کمک کند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خدمت به اهل خانه کفاره گناهان است و افزوده اند: این عمل غضب الهی را فرو می‌نشاند و مهریه حورالعین است.»(۲۷)
۳۰٫ حضور در خانه؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «حضور پدر در کنار خانواده اش، پاداشی معادل پاداش اعتکاف در مسجد مرا به همراه دارد.»(۲۸)
۳۱٫ نرمی و مدارا؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر مردی که بر اخلاق زشت زن بد اخلاقش شکیبایی به خرج دهد، و در مقابل آن از خداوند پاداش بخواهد، خداوند ثواب و پاداش اهل شکر را به او عطا می‌فرماید.»(۲۹) حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «آن که مدارا نکند با کسی که چاره ای جز مدارای با او ندارد، حکیم نیست.»(۳۰)
۳۲٫ تعصب و غیرت بی‌جا؛ غیرت یک سرمایه گران بها و پرقیمت است. اما سخت‌گیری و بدگمانی بیش از حد مرد، چه بسا زن با عفت و پاک دامن را به سوی آلودگی می-برد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام) در نامه‌اش خطاب به امام حسن مجتبی(علیه السلام) نوشت: از غیرت ورزی در غیر محل خود بپرهیز؛ زیرا که چنین عملی موجب می‌شود زن مبرّا و پاک از معصیت، معیوب شود.»(۳۱)
۳۳٫ غیرت برای مردها؛ ناموس انسان بالاترین سرمایه‌هاست. تمامی سرمایه‌ها از قبیل طلا و جواهرات قابل مقایسه با ناموس نیست. اگر اشیاء قیمتی و گران بها مورد دستبرد دزدان و خیانت کاران قرار گیرد زیانش مالی و جبران‌پذیر است، ولی اگر ناموس انسان مورد دستبرد قرار گیرد زیانش جبران‌پذیر نیست. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «غیرت، نشانه ایمان و بی‌غیرتی نشانه بی‌ایمانی است.»(۳۲)
۳۴٫ پرهیز از دوستی با افراد آلوده؛ بر اثر دوستی با افراد آلوده، فسادهای اجتماعی به تدریج به خانواده زناشویی رخنه کرده و بنای آن را فرو می‌ریزد. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «بپرهیز از هم نشینی با افراد بد؛ زیرا تو، به وسیله او شناخته می‌شوی.»(۳۳) امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «با تبه کاران هم نشین نشو، مبادا عمل بد او در تو تأثیر گذارد.»(۳۴)
۳۵٫ پرهیز از شراب و مِی گُساری؛ خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «شیطان قصد دارد به وسیله شراب و قمار روابط شما را با یکدیگر تیره کند و بین شما کینه و دشمنی برانگیزد.»(۳۵)
۳۶٫ دوری از تنبلی و بیکاری؛ حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «کسی که به تن آسایی و تنبلی بسنده کرده است هرگز به خوشبختی و آزادگی نخواهد رسید.»(۳۶)
۳۷٫ پرهیز از رفیق بازی؛ برخی از مردها به جهت آزادی که دارند، رفیق باز هستند. هر کسی را به منزل می‌آورند و بر اساس غفلتی که دارند یک زمان به خودشان می‌آیند که در دام فساد گرفتار شده اند. به قمار بازی یا استعمال مواد مخدر یا مِی گُساری و در نهایت بی‌بندوباری، عادت کرده و به شب نشینی‌های خانمان برانداز قدم می‌گذارند.
۳۸٫ تعدد زوجات و ازدواج موقت؛ دین اسلام، تعدد زوجات را برای مردان جایز و مباح دانسته است؛ لذا اگر مردی بنده شهوت و برده غریزه جنسی است و بدون مراعات عدالت و با داشتن همسری عفیف و پاک دامن و صالح و دارای صورت و سیرت زیبا، مبادرت به تجدید فراش نماید و مهر و محبت و صفا و عطوفت، که چاشنی لذت بخش زندگی شان بود را به بغض و کینه و حسادت تبدیل می‌کند.

وظایف زن نسبت به شوهر(۳۷)

۱٫ عشق و محبت؛ اولین نیاز روحی و روانی شوهر، مهر و محبت و دوست داشتن اوست. ابراز محبت، موجب دلگرمی و علاقه مندی او نسبت به زندگی می‌شود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «بهترین زنان شما، زنانی هستند که دارای عشق و محبت باشند.»(۳۸)
۲٫ خوش اخلاقی و رفتار نیکو؛ اخلاق، در اصل به معنای نهاد، باطن و سیرت است. انسان خوش اخلاق، یعنی انسانی که دارای نهاد و باطنی پاکیزه و ارزشمند است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «سنگین ترین اعمال که در میزان اعمال قرار می‌گیرد، حُسن خُلق است.»(۳۹)
۳٫ حیا و عفت؛ عفت و حیا از صفات نفسانی هستند که شهوت و تمام حرکات و سکنات و گفتار و قلم انسانی را کنترل می‌کنند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می-فرمایند: «حیا لباسی است که هر کسی آن را بپوشد عیب هایش از مردم پوشیده می-ماند.»(۴۰)
۴٫ تشکر و سپاس گذاری؛ امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند: «شکرگذارترین شما نسبت به خدا، شکرگذارترین شما نسبت به مردم است.»(۴۱)
۵٫ قناعت؛ اسلام قناعت و مصرف با دقت را ستایش کرده است. انسان قانع هیچ گاه دست نیاز به طرف دیگران دراز نمی‌کند و به اندازه درآمدش خرج می‌کند.
۶٫ عفو و گذشت و چشم پوشی؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «بر شما باد به گذشت و عفو؛ زیرا که گذشت چیزی بر شما جز عزّت نیفزاید و از یکدیگر بگذرید تا این که خدا شما را عزیز گرداند.»(۴۲)
۷٫ آرایش؛ زن باید همیشه تمیز باشد و زیبایی و آراستگی ظاهری داشته باشد و خود را برای شوهرش آرایش کند. اگر زن به وضع ظاهری‌اش نرسد ممکن است شوهرش در دام شیادان و زنان آرایش کرده در خیابان بیفتد آن گاه از شما دل بِبُرَد و از مسیر منحرف شود. امام محمدباقر(علیه السلام) می‌فرمایند: «سزاوار نیست زن بدون زیور باشد ولو این که گردنبندی به گردن آویزد. سزاوار نیست دستش را بی‌رنگ و ساده بگذارد ولو این که حنایی به دست بکشد، هرچند سال خورده باشد.»(۴۳)
۸٫ احترام؛ زن باید از زحمات شوهرش قدردانی کند و با احترام و محبت با او سخن بگوید و او را با احترام صدا بزند و وقتی درب منزل را می‌زند با لب خندان و چهره ای شاد به استقبالش برود و فرزندان را نسبت به احترام پدر سفارش کند.
۹٫ حفظ حجاب اسلامی؛ نبودن حریم میان زن و مرد و بی‌حجابی و آزادی معاشرت ها، تنش‌ها و ناهنجاری‌ها و بی‌بندوباری‌ها را در جامعه بیشتر کرده و در نهایت انسان را به نابودی می‌کشاند.
۱۰٫ خانه داری؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خدمت هر یک از شما زنان در خانه، برابر جهاد مجاهدان است.»(۴۴) امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «بهترین زنان شما، زنی است که خوشبو، خوش پخت و پز باشد، بجا خرج کند و بجا صرفه-جویی نماید…»(۴۵)
۱۱٫ نظافت و مرتب کردن منزل؛ محیط منزل، باید دلپذیر و مسرَّت بخش باشد. پاکیزگی و نظافت خانه وظیفه اخلاقی خانم خانه است. نظافت خانه باعث آرامش اعضای خانواده، مخصوصاً مرد خانه است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «جلوی خانه‌های خود را تمیز نگه دارید؛ خود را به یهود شبیه نکنید.»(۴۶) نیز در جای دیگر می‌فرمایند: «هرچه می‌توانید پاکیزه باشید؛ زیرا خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاده و جز مردم پاکیزه کسی به بهشت نمی‌برد.»(۴۷)
۱۲٫ امانت داری؛ مرد، زن را امین خود در خانه می‌داند و او باید تمام توان و کوشش خود را برای حفظ اموال و وسائل خانه به کار ببرد.
۱۳٫ راز داری؛ فاش کردن راز همدیگر، روابط مرد و زن و بنیان خانواده را تلخ می‌کند و اعتماد و اطمینان و احترام آنها از بین می‌رود. اما با حفظ اسرار و راز شوهر، بر درجات ایمان همسر افزوده شده و اعتماد مردم را به خود جلب کرده و مرد با دیده احترام به همسرش می‌نگرد.

۱۴٫ بی‌اجازه از خانه خارج نشدن؛ امام صادق(علیه السلام) از پدرانش و آنها از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کنند که حضرت می‌فرمایند: «زن نباید بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود، و اگر بدون اجازه خارج گردد ملائکه آسمان، جن، انس و هر آن چه که این زن(نافرمان) از نزد آن عبور می‌کند به او لعنت می‌کند تا به آن هنگام که به خانه برمی گردد.»(۴۸)
۱۵٫ خوش بویی و خودآرایی؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «زن باید خودش را برای شوهر به خوشبوترین عطرها معطر کند و زیباترین لباس هایش را بپوشد و به نیکوترین آرایش، برای شوهرش آرایش نماید و پیوسته خودش را به شوهر عرضه کند.»(۴۹)
۱۶٫ استقبال از شوهر؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «شایسته است که زن چراغ خانه را روشن کند و خوراک را آماده سازد و چون شوهرش به خانه آمد تا نزدیک درب خانه از او استقبال نماید و به او خوش آمد بگوید. و با آوردن آب و حوله، به شوهرش در شستشوی دستش کمک کند و بدون جهت از انجام خواسته‌های او امتناع ننماید.»(۵۰)
۱۷٫ پرهیز از آزار شوهر(تندخویی و بد زبانی)؛ امام جعفر صادق(علیه السلام) می-فرمایند: «ملعون است ملعون، زنی که همسرش را بیازارد و وی را غمگین و غصه-دار کند، و خوشبخت است خوشبخت، زنی که احترام شوهر را نگه دارد و وی را نیازارد و در هر حال از وی اطاعت نماید.»(۵۱)
۱۸٫ اطاعت زن از شوهر؛ یکی از حقوق شوهر، اطاعت زن از او می‌باشد. در کنار ایمان و عبادت زن و ادای واجبات و ترک محرمات، اطاعت از شوهر باعث نجات اوست. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «اگر سجده کردن، برای غیر خدا جایز بود، دستور می‌دادم زن در برابر شوهرش سجده کند.»(۵۲) نیز حضرت در جایی دیگر می‌فرمایند: «زن نمی‌تواند حق خدا را ادا کند مگر این که حق شوهرش را ادا کند.»(۵۳)
۱۹٫ پرهیز از طلسم برای ایجاد محبت؛ امام باقر(علیه السلام) از پدرانش نقل می‌کند که زنی به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: «شوهری دارم که نسبت به من خشن و تندخو است و من طلسمی ساخته ام تا قلب او را به خود متمایل سازم.» حضرت به او فرمودند: «آُف بر تو، دریاها و زمین‌ها را آلوده کردی و ملائک برگزیده خداوند و فرشتگان آسمان‌ها و زمین، تو را نفرین می‌کنند.» آن زن روزها را روزه گرفت و شب‌ها را به عبادت گذراند، موی سر خود را تراشید و لباس خشن پوشید تا بلکه خداوند از تقصیرش بگذرد. وقتی خبر حال او را به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) دادند، حضرت فرمودند: «این اعمال از وی پذیرفته نمی‌شود.»(۵۴)
۲۰٫ زن بدون اجازه شوهر در اموال او تصرف نکند؛ بر اساس شریعت مقدس اسلامی، زن نمی‌تواند بدون اجازه از اموال شوهرش، صدقه یا نذر مالی یا به افراد چیزی ببخشد و اگر بدون اذن او مبادرت به بخشش اموال شوهر نماید گناه کرده و ثوابش به شوهر می‌رسد.
۲۱٫ مصرف بیش از حد و خارج از شأن؛ میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در زندگی، از نظر اسلام، دارای جایگاه خاص است. به مدیر خانه(زن) سفارش می‌کند که مصرف بیش از حد و خارج از شأن خود نداشته باشد چون اسراف شده و زیاده روی و مصرف بیش از حد نیاز و شایستگی شخصی، حرام است.(۵۵)
۲۲٫ تدبیر در امور زندگی؛ زن نباید بر مبنای اخلاقی و اقتصادی دین، برای جهت بخشیدن به وضع زندگی خود و رفع مشکلات و نابسامانی‌های اقتصادی برنامه ای هماهنگ و متناسب با درآمدها تهیه و اجرای آن را در زندگی شخصی و اجتماعی خود مد نظر قرار دهد.
۲۳٫ تشویق به درآمد حلال؛ مرد، در راستای تأمین هزینه زندگی به هر در و دیوار می‌زند تا نزد خانواده شرمنده نشود و جه بسا برخی افراد برای به دست آوردن ثروت، از راه حرام مبادرت می‌کنند که پیامدهای ناگواری چون بی‌خاصیتی عبادت، شقاوت ابدی و ملعون خداوند قرار گرفتن را در پی خواهد داشت. و در این راستا، زن در تشویق مرد، در به دست آوردن رزق و روزی حلال می‌تواند بسیار مؤثر باشد.
۲۴٫ افشا نکردن اسرار و عیوب شوهر؛ خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «همسرانتان لباس شما و شما لباس آنها هستید.»(۵۶) تعبیر لباس در این آیه یک تعبیر لطیفی است. لباس، انسان را از سرما و گرما حفظ می‌کند، زن و شوهر هم باید آبرو و حیثیت یکدیگر را حفظ نمایند. در جای دیگر می‌فرماید: «زن نوح و لوط که در اختیار دو بنده شایسته از بندگان ما بودند به شوهران خود خیانت کردند، خیانت آن دو زن غیر از جاسوسی نمودن از خانه و شوهر چیز دیگری نبود.»(۵۷)
۲۵٫ تأمین خواسته‌های جنسی شوهر؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «لذتی در دنیا و آخرت برتر از کام‌جویی با همسر وجود ندارد حتی برای اهل جنت، در بهشت لذتی فرح بخش تر از نکاح وجود ندارد.»(۵۸) نیز رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «زن هیچ شبی نباید بخوابد مگر آن که شوهرش از او راضی باشد.»(۵۹)
۲۶٫ پذیرایی شایسته از مهمانان؛ مهمان داری و مهمان نوازی یکی از رسم‌های پسندیده ای است که باعث محبت و ارتباط با دل‌ها شده و کینه‌ها و کدورت‌ها را برطرف می‌سازد و باعث افزایش رزق و روزی و آمرزش گناهان میزبان می‌شود.
۲۷٫ سفره آرایی؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «برترین زنان کسانی اند که خوشبو و سلیقه آشپزی آنها کامل و جالب باشد، و اقتصاد را از دست ندهند. چنین زنانی از عمال و کارکنان خدا خواهند بود و عامل خدا هرگز با شکست و پشیمانی مواجه نخواهد شد.»(۶۰)
۲۸٫ بردباری و تحمل مرارت‌های زندگی؛ زندگی، دارای مشکلات و فراز و نشیب‌هایی است که زن و مرد باید خودشان را با آن وفق دهند و با سختی‌ها بسازند و در مقابل سختی‌ها صبور باشند و از زندگی دل سرد نشوند. و تنها راه مبارزه با این مشکلات در زندگی، صبر و بردباری و تحمل مرارت‌های زندگی است.
۲۹٫ پرهیز از سخن چینی؛ حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «از سخن چینی بپرهیز، که سخن چینی تخم کینه را در دل می‌کارد و آدم را از خدا و مردم دور می‌سازد.»(۶۱)
۳۰٫ تکبر و بخل و ترس زن؛ حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «خصلت‌های نیک زنان همان خصلت‌های بد مردان است: تکبر، بخل، ترس. هرگاه زن، متکبر باشد، خود را در اختیار بیگانه نمی‌گذارد. اگر بخیل باشد، مال خود و شوهرش را حفظ می‌کند. و زنی که ترسو باشد، از هر چیز(مشکوک) که در برابرش قرار گیرد، چشم می‌زند و فاصله می‌گیرد.»(۶۲)
۳۱٫ سرگرمی‌های شوهر؛ عده ای از آقایان علاقه مند به بازی‌های ورزشی، عده ای علاقه-مند به تلوزیون، عده ای علاقه مند به پرورش پرندگان و… می‌باشند. که این‌ها باعث علاقه مند شدن مرد به خانه می‌شود و آرامش روحی و روانی پیدا می‌کند. اثر مثبت این سرگرمی‌ها این است که شوهر وقت خودش را در خیابان‌ها و ولگردی نمی-گذارند و از فسادهای اجتماعی و اخلاقی در امان هستند.
۳۲٫ پرهیز از کوچه نشینی؛ کوچه نشینی زنان، هم زشت و ناپسند، و هم نامشروع است.
۳۳٫ پرهیز از توصیف زنان نامحرم نزد شوهر؛ وصف جمال و زیبایی زنی برای مردان نامحرم حرام است و اگر گناهی بین آن دو صورت گیرد، توصیف کننده، شریک آن مصیبت بوده و بلکه شرّ عاملیت در معصیت گریبان گیر او خواهد بود.
۳۴٫ پرهیز از خیانت؛ حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «از خیانت بپرهیز؛ زیرا که خیانت، بدترین گناه است و خائن به خاطر خیانتش همیشه در عذاب و آتش است. خیانت برکت‌ها را از بین می‌برد.»(۶۳)
۳۵٫ پرهیز از قهر کردن؛ حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: «از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمودند: هر زنی که با شوهر به ناحق قهر کند در روز قیامت با فرعون و قارون در آخرین طبقه آتش جهنم محشور می‌شود، مگر آن که توبه کند و برگردد.»(۶۴)
۳۶٫ پرهیز از منت گذاری؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «اگر زنی تمام طلا و نقره‌ها را به خانه شوهر خود ببرد، آن گاه یک روزی به سرش منّت گذارد و بگوید، تو چه کاره ای مال از آنِ من است. عمل وی نابود می‌گردد. اگر چه از عابدترین مردم باشد؛ مگر این که از شوهر خود عذر بخواهد.»(۶۵)
۳۷٫ پرهیز از مُدگرایی؛ یکی از بیماری‌های زنان امروزی، مُدگرایی است. بدون این که بیندیشد با هزاران زحمتی که بری شوهر ایجاد می‌کنند به دنبال تازه‌های لباس و آرایشند که برای خودشان شخصیتی غیر واقعی و کاذب بسازند.
۳۸٫ کاستن توقعات؛ حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر بانویی که با همسر خویش مدارا نکند و او را بر انجام کاری که در توانش نبوده و طاقت آن را ندارد وادارد، هیچ حسنه و کار نیکی از او قبول نخواهد شد و در قیامت خدا را در حالی که بر او غضبناک است ملاقات می‌کند.»(۶۶)
۳۹٫ بارداری و فرزنددار شدن و شیردهی؛ حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به زوجه‌اش ام سلمه درباره زن باردار می‌فرمایند: «زمانی که زن باردار شود، اجر و پاداش کسی را دارد که با جان و مالش در راه خدا جهاد می‌کند و زمانی که فرزندش را بزاید، به او گفته می‌شود، خدا گناه تو را آمرزید کار و عمل از سر گیر، و زمانی که کودکش را شیر می‌دهد، خداوند متعال برای هر شیر دادنی، ثواب آزاد کردن بنده از فرزندان اسماعیل پیغمبر(علیه السلام) را به او می‌دهد.»(۶۷)

علل اختلاف بین زن و مرد(۶۸)

۱٫ آشنا نبودن والدین و زن و مرد با وظایفشان؛ شاید بتوان گفت یکی از مهمترین مسائلی که هر انسانی اعم از زن و مرد باید با آن آشنا باشند، روش همسرداری است. بدین معنا که زن یا مرد هر کدام وظایفشان را نسبت به طرف مقابلش بداند. و هر یک بدانند که زن و مرد در مقابل نیازهای اخلاقی، عاطفی، روحی و روانی، جنسی، اجتماعی و خانوادگی یکدیگر وظیفه دارند، که کوتاهی در برابر هر کدام از این‌ها منشأ اختلاف می‌شود و دانستن این وظایف محقق نمی‌گردد مگر آن که زن یا مرد هر کدام مدت زیادی پیرامون این موضوعات مطالعه نمایند و آن را به مرحله عمل برسانند.

به بیان دیگر اصل مدیریت در داخل منزل و خانواده یکی از اصول بسیار مهمی است که بسیاری، از آن غافلند، چون به اهمیت آن آگاهی ندارند. چه بسا یک فرد بتواند استانی را مدیریت نماید و یا لشگری را فرماندهی نماید، اما در مدیریت منزل و خانواده پنج إلی شش نفری عاجز است.
۲٫ محکوم کردن یکدیگر و مچ گیری؛ یکی دیگر از علل اختلاف بین زن و شوهر، پیدا کردن نقاط ضعف دیگری و آن را به رخ او کشیدن و یا در جمع مطرح کردن است، تا از این طریق، دیگری را محکوم کند و حرف خود را به کرسی بنشاند. در این صورت، طرف مقابل هم در صدد مقابله برمی آید و سعی می‌کند عیب و نقطه ضعفی در دیگری پیدا کند تا او را محکوم نماید. در چنین فضایی زن و شوهر، دائماً با دید منفی به یکدیگر نگاه می‌کنند و هر کدام دنبال پیدا کردن عیب دیگری است تا او را خُرد کند و شخصیتش را در هم بکوبد. در چنین خانواده هایی فضای خانواده در اثر بغض و کینه، روز به روز تیره تر می‌گردد و آتش حِقد همه را می-سوزاند.
۳٫ عدم آرایش زنان برای همسران شان؛ زن باید به آراستگی برای شوهر با رعایت موازین اخلاقی در برابر فرزندان، اهمیت دهد و از آرایش در مقابل نامحرم یا خارج از منزل بپرهیزد؛ زیرا عدم خودآرایی زن برای شوهرش باعث می‌شود که زن برای مرد تکراری شود و دیگر رنگ و بویی نداشته باشد، در حالی که غریزه جنسی به مرد فشار می‌آورد و همین فشار باعث می‌شود که مرد بهانه‌های مختلف بیاورد و هر کاری زن انجام دهد برایش چندان ارزشی نداشته باشد. البته مرد هم در برابر زن این وظیفه را دارد.
بر همین اساس رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «بر زن لازم است که برای شوهرش با بهترین عطرها خود را خوشبو نماید، و بهترین لباس‌ها را بپوشد، و بهترین زینت و آرایش را برای شوهرش بنماید و خود را هر صبح و شب برای شوهرش آماده سازد.»(۶۹) امام محمدباقر(علیه السلام) می‌فرمایند: «برای زن سزاوار نیست که در برابر شوهرش بدون آراستگی باشد، اگر چه به آویزان کردن گردنبندی باشد. و نیز سزاوار نیست دست هایش را بدون حنا و آرایش رها سازد، اگر چه مقدار کمی حنا به دستش بمالد، حتی اگر زن سن زیادی داشته باشد.»(۷۰)
۴٫ عدم احترام متقابل به اقوام یکدیگر؛ زن و مرد وظیفه دارند نسبت به پدر و مادر و اقوام یکدیگر احترام بگذارند. چه بسا بی‌توجهی و بی‌احترامی هر یک نسبت به والدین و بستگان دیگری منشأ اختلاف شوند؛ زیرا علاقه به والدین جزء فطرت هر انسانی است، و نمی‌توان انتظار داشت یک طرف این موضوع را رعایت کند و طرف مقابل رعایت ننماید. بنابراین برای رفع کدورت باید هر کدام برای والدین و اقوام دیگری احترام قائل شود و برخوردی زیبا داشته باشد.

در صورتی که بعضی از بستگان هر یک، از نظر اخلاقی مشکل داشته باشد، و رفت و آمد با آنها اثر منفی روی خودشان و فرزندانشان می‌گذارد، اگر امر به معروف و نهی از منکر امکان دارد بر انسان واجب است انجام دهد و در صورتی که ممکن نیست باید رفت و آمد را به حداقل و یا به حد تلفنی برساند؛ زیرا سلامت خانواده و فرزندان بر همه چیز مقدم است.
۵٫ ابراز علاقه به دیگران؛ زن نباید نسبت به مرد نامحرم ابراز علاقه کند و از او تعریف و تمجید نماید و همین وظیفه را مرد هم دارد؛ زیرا این کار با غیرت مرد تناسب ندارد و از طرف دیگر مرد دوست دارد زن تمام وجودش عشق و علاقه به او باشد مرد هم نباید به زن نامحرمی ابراز علاقه کند و از او تعریف نماید؛ زیرا عدم رعایت این موضوع حساسیت زن را برمی انگیزد و باعث اختلاف می‌شود.
۶٫ مقایسه کردن همسر با دیگران؛ مقایسه کردن همسر با دیگران و به رخ کشیدن و برشمردن امتیازات دیگران نسبت به همسر، یکی از کارهایی است که منشأ سرد شدن زن و شوهر نسبت به هم می‌شود. در حالی که مرد دوست دارد زنش از او ستایش نماید و زن هم علاقه دارد شوهرش به او ابراز عشق و محبت کند.
بر همین اساس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «سخن مرد به زن، که بگوید به راستی من تو را دوست دارم، باعث می‌شود هرگز محبت آن مرد از دل زن بیرون نرود.»(۷۱) در جایی دیگر نیز می‌فرمایند: «زمانی که مرد و زن به یکدیگر نگاه محبت آمیز نمایند، خداوند بزرگ هم به آن دو با رحمت و لطفش می‌نگرد.»(۷۲)
۷٫ اعتیاد و الکلیسم؛ اعتیاد شوهر به سیگار و مواد مخدر و الکل از جمله موضوعاتی است که ایجاد درگیری می‌کند. هر زنی طبق فطرتش دوست دارد وقتی با شوهرش رو به رو می‌شود، معطر باشد نه بوی سیگار و مواد مخدر و الکل و… بدهد، به طوری که گاهی اعتیاد و کشیدن سیگار باعث می‌شود مرد از خود حرکاتی نشان دهد که هر انسانی از او متنفر می‌گردد. بر این اساس رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «کسی که گناه بنگ و حشیش را کوچک شمارد، کافر گردیده است.(مراد از کفر، کفر عملی است).»(۷۳)
۸٫ رفت و آمد زیاد با اقوام یک طرف؛ گاهی رفت و آمد زیاد زن به منزل پدری و اقوامش و بی‌توجهی به مادر شوهر و سایر اقوام او و بالعکس باعث اختلاف می‌شود. البته زن به طور طبیعی علاقه بیشتری به والدین و اقوامش دارد، همان طور که مرد هم از این قاعده مستثنی نیست.
۹٫ کم توجهی به غرائز جنسی مرد؛ از روایات استفاده می‌شود، وظیفه اخلاقی زن آن است که تا شوهرش به بستر، نیامده نخوابد و با رعایت موازین اخلاقی خود را برای شوهر عرضه نماید تا او را از نظر غرائز ارضاء کند. شوهر هم نباید همسرش را زیاد معطل کند. گاهی اوقات مرد خسته است و می‌خواهد زود بخوابد در حالی که بچه‌ها بیدارند و زن هم مشغول دیدن فیلم و سخن گفتن با بچه‌ها و اقوام است و لذا زمینه برای ارضای جنسی مساعد نیست. در چنین مواقعی مرد به خواب می‌رود در حالی که نتوانسته نیاز خود را تأمین نماید و اگر مدتی به همین طریق بگذرد غریزه جنسی بر مرد فشار می‌آورد و ناراحتی‌های ناشی از آن مرد را به طور جدی تحت فشار روحی و اضطراب قرار می‌دهد.

در نتیجه زندگی برای مرد چندان لذت بخش نخواهد بود و همین امر باعث بروز اختلاف و از بین رفتن صفا و صمیمیت می‌گردد. بر این اساس، حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «زمانی که زنی دور از بستر شوهرش، شب را به صبح برساند(شب نزد شوهرش نخوابد)، فرشتگان الهی تا صبح او را لعنت خواهند کرد.»(۷۴) در مقابل، مرد هم وظیفه دارد روحیه و حالت همسرش را در نظر بگیرد و او را از نظر مسائل جنسی ارضاء نماید، به بیان دیگر، مرد نباید تنها به خودش فکر کند، بلکه طوری با همسرش هماهنگ باشد که او احساس نشاط و فرح نماید.
۱۰٫ تبعیض بین فرزندان و نوه‌ها؛ انسان به طور طبیعی به برخی از فرزندان و دامادها و عروس‌ها یا نوه‌ها به خاطر ایمان قوی، فرمان برداری بیشتر و محبتی که به والدین دارند علاقه زیادتری دارد. اما این علاقه نباید در ظاهر و رفتار و رفت و آمدها بروز کند؛ زیرا فرق گذاشتن بین فرزندان و نوه‌ها بسیاری از اوقات منشأ کدورت و حسادت و اختلاف بین زن و شوهر می‌گردد و نظام خانواده را متزلزل می‌کند. بر این اساس، حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خداوند دوست دارد بین فرزندانتان عدالت برقرار کنید، حتی در بوسیدن.»(۷۵)
۱۱٫ دیر آمدن شوهر؛ دیر آمدن شوهر به خانه و بودن با دوستان تا پاسی از شب و خانه را به منزله خوابگاه محسوب نمودن و بی‌توجهی به نیازهای عاطفی و جنسی زن، یکی دیگر از موضوعاتی است که منشأ اختلاف بین خانواده‌ها است. البته زن هم باید حد اعتدال را رعایت کند، بدین معنا که موقعیت شوهرش را در نظر بگیرد و بداند که شوهر نمی‌تواند بیش از حد در کنار او باشد؛ زیرا وظیفه او تأمین مخارج زندگی است و لازمه‌اش آن است که وقت بیشتری را در خارج از منزل صرف کند و به محض ورود به منزل احتیاج به آرامش دارد.
۱۲٫ حاکم نبودن خداوند بر دل ها؛ حاکم نبودن معنویت و تقوا و توجه به زرق و برق دنیا و تمایل به تجملات و تشریفات و وجود فخرفروشی و کبر و غرور و حسادت نسبت به یکدیگر یکی از علل دیگر اختلافات در بین برخی خانواده‌ها است.
۱۳٫ عدم توجه به خواسته‌های شوهر؛ برخی زنان وقتی پا به سن می‌گذارند و داررای عروس و داماد و نوه می‌شوند، به خاطر سن بالا و سرگرم شدن به اطراف شلوغ خود و فروکش نمودن غریزه جنسی در بعضی از این نوع بانوان و موارد دیگر، از نیازهای جنسی و عاطفی شوهر غافل می‌شوند.
۱۴٫ شاغل بودن برخی زنان؛ شاغل بودن زن با حفظ حجاب و رعایت موازین شرعی مانعی ندارد، اما این شغل نباید جلوی نشاط و شادابی او را نسبت به شوهر و تربیت فرزندان بگیرد. حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.»(۷۶)
۱۵٫ وابستگی شدید و تعصب‌های ناروا؛ گاهی وابستگی شدید دختر به مادر یا پسر به مادر و تعصب‌های بی‌جا و ندیدن نقاط ضعف دختر توسط مادر و توجه نکردن مادر به نقاط ضعف پسر و دفاع غیرمنطقی از او، طرف مقابل را عصبانی می‌کند و منشأ اختلاف می‌گردد.
۱۶٫ افکار بچه گانه؛ ازدواج در سنین پایین و آشنا نبودن زن و مرد به وظایفشان در مقابل یکدیگر و بچه گانه فکر کردن یکی از علل دیگر اختلافات است.
۱۷٫ مسافرت‌های طولانی و دور بودن مرد از خانه؛ مسافرت‌های طولانی مرد و عدم درک زن توسط همسرش و اذیت کردن فرزندان و مسئولیت همه آنان را به زن سپردن، گاهی صبر او را لبریز می‌کند و باعث بروز اختلافات می‌شود.
بر این اساس امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: «زمانی که مرد بیش از چهار ماه همبستر شدن با همسرش را رها سازد گناهکار است.»(۷۷)
۱۸٫ تفاوت در آداب و فرهنگ ها؛ نزدیک نبودن آداب و رسوم فرهنگ‌ها و اختلاف در سطح معنویت یعنی پایبند بودن یک طرف به دین و احکام الهی و بی‌توجهی طرف مقابل به عیادت و ارزش‌های اسلامی باعث ناسازگاری زن و مرد می‌شود.
۱۹٫ تجملات و تشریفات؛ چشم و هم چشمی، تجملات، تشریفات و توقعات بیش از حد و دور از انتظار از عروس و داماد و یا از مادرشوهر و مادرزن و مقایسه زندگی و جهیزیه همسر با زنان دیگر و یا مقایسه کردن موقعیت و شغل و حقوق شوهر با مردان دیگر، یکی از عوامل بروز ناراحتی در خانواده‌ها است.
بر این اساس، حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «آدم حریص، فقیر است اگر چه تمام دنیا مال او باشد.»(۷۸) نیز در جایی دیگر می‌فرمایند: «فردی که حرص و طمع داشته باشد، ذلیل و گرفتار خواهد شد.»(۷۹)
۲۰٫ عدم درک یکدیگر؛ عدم درک یکدیگر بدین معناست که زن و شوهر به خوبی از خواسته‌های مادی و معنوی همدیگر آگاه نمی‌باشند.
بر این اساس، حضرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «فقر و تنگدستی در بسیاری از افراد باعث کفر و بی‌ایمانی می‌گردد.»(۸۰)
۲۱٫ رابطه نامشروع قبل از ازدواج؛ یکی از علل اختلافات بین زن و مرد، دوست شدن آنان با یکدیگر قبل از ازدواج است؛ زیرا این نوع روابط غرب گونه باعث بدبینی هرکدام به دیگری بعد از ازدواج می‌شود.
۲۲٫ ثمره ازدواج‌های خیابانی؛ معمولاً این ارتباط‌ها بر اساس احساسات، ظواهر، نگاه سطحی، بدون تعقل و یا بی‌توجهی به آینده و بدون سنجیدن شرایط برای طرفین تحقق می‌یابد و بر فرض این که این روابط با این شرایط به ازدواج منجر شود، پس از مدتی حقایق روشن می‌گردد و اختلافات و ناهماهنگ بودن دختر و پسر در موضوعات مختلف آشکار می‌شود.
۲۳٫ هم شأن نبودن؛ هم شأن نبودن خانواده دختر و پسر و اختلاف بین آن دو در ثروت، تحصیلات، معنویت و موقعیت اجتماعی از علل اختلاف بین زن و مرد است.
۲۴٫ نبودن مدیریت در کارهای منزل؛ هنگامی که زن، هنر کدبانوئی را که یکی از هنرهای زیبا است و باعث جذب شوهر به منزل و ایجاد نشاط در خانواده است، ندارد، شوهرش مدّت‌ها تحمل می‌کند و در نهایت، بعد از مدتی از این نوع زندگی خسته می‌شود و…
بر این اساس حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «مدیریت و اداره خانواده در خارج از منزل به عهده مرد است، اما مدیریت و اداره داخل خانه به عهده زن می‌باشد.»(۸۱)
۲۵٫ تنهایی بیش از حد؛ دختری که به والدین و اقوام خود وابسته است وقتی ازدواج می‌کند و شوهرش نیز صبح تا غروب سر کار است، تمام روز را در منزل تنهاست؛ در بعضی دختران این تنهایی ضمن ایجاد ناراحتی‌های روحی، باعث بهانه-جویی و ناسازگاری با شوهر می‌شود و همین امر به تدریج منشأ نزاع و اختلاف شده و گاهی به طلاق منجر می‌شود.
۲۶٫ ثمره ازدواج‌های اجباری؛ در اسلام روی رضایت دختر و پسر در ازدواج سفارش شده؛ زیرا دختر و پسری که می‌خواهند سال‌ها شب و روز در کنار هم باشند باید از جهت سن، معنویت، زیبایی، آداب و رسوم تفاهم داشته باشند و به بیان دیگر هم کفو و هم شأن باشند؛ در غیر این صورت، خورشید همیشه پشت ابر پنهان نمی‌ماند و روزی آشکار شده، اثر خود را می‌گذارد.
۲۷٫ وجود حسادت، تکبر و حرص؛ یکی از بروز اختلافات در بین خانواده‌ها تنگ نظری و وجود صفت پلید حسادت است. این خصلت باعث می‌شود که شخص نتواند احدی را برتر از خود ببیند، حتی شوهر و خانواده شوهر را… بر این اساس، حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «حسادت، زندگی را سخت و تیره و تار می‌کند.»(۸۲) نیز آن حضرت می‌فرمایند: «کسی که برای مردم تکبر می‌کند، ذلیل خواهد شد.»(۸۳) در جایی دیگر می‌فرمایند: «انسان بخیل دوست و رفیقی نخواهد داشت.»(۸۴) و درباره حرص می‌فرمایند: «کسی که نسبت به دنیا حریص باشد، نابود خواهد شد.»(۸۵)
۲۸٫ اختلاط زن و مرد در مراکز دولتی و خصوصی؛ اختلاط زن و مرد نامحرم در ادارات و شرکت‌ها به عنوان همکار و در برخی موقع ساعت‌ها با یکدیگر حرف زدن و با چهره شاد به دیگری نگریستن، علت دیگر اختلافات خانوادگی است.
۲۹٫ چشم چرانی و مقایسه؛ یکی از علل اختلاف در خانواده، چشم چرانی مرد یا زن و مقایسه کردن همسر خود با دیگران است و این موضوعی است که باعث دلسردی همسران از یکدیگر می‌گردد.
۳۰٫ مخارج سنگین عروسی؛ یکی از علل دیگر اختلاف بین عروس و داماد، مخارج سنگین عروسی و تعداد میهمانان است.
۳۱٫ توقعات و انتظارات بیش از حدّ؛ برخی از مردان گویا هدف ازدواج و انتخاب همسر را گرفتن کُلفَت و خدمتکار می‌دانند و همسر را به عنوان یک مستخدم شبانه-روزی محسوب می‌کنند و… که خود موجب ناسازگاری و اختلاف در خانواده خواهد شد.
۳۲٫ کم‌حرفی و بی‌نشاطی؛ کم حرفی برخی از زنان و مردان در منزل و سکوت بیش از حد، زندگی را برای طرف مقابل از حالت عادی خارج می‌کند و نشاط و سرور و روابط صمیمی را کم رنگ می‌سازد؛ زیرا زن و مرد غیر از نیازهای جنسی، از نظر عاطفی هم به یکدیگر نیاز دارند.
۳۳٫ عصبانیت و بد اخلاقی؛ عصبانیت و تندخویی یکی از علل بروز اختلاف بین زن و مرد است به طوری که گاهی فضای خانواده را متشنّج کرده و طرف مقابل حوصله‌اش تمام شده و جر و بحث شروع می‌شود.
۳۴٫ سخت‌گیری و عدم اعتدال؛ برخی خانواده‌ها و زوج‌های جوان به قول خودشان بسیار با هم راحتند و بین زن و مرد نامحرم موازین شرعی رعایت نمی‌شود. در نقطه مقابل، بعضی خانواده‌ها بسیار سخت گیرند، به طوری که رفت و آمد و صله رحم و نشاط و شادابی را از همسر و فرزندان خود سلب کرده اند و… در هیچ کدام از این دو گروه، خانواده جایگاه حقیقی خود را پیدا نکرده است.
۳۵٫ منفی‌گرایی و دائم، نقاط ضعف را دیدن(عدم انصاف)؛ یکی از عوامل اختلاف در خانواده، منفی گرایی است؛ یعنی دائماً نقاط منفی طرف مقابل را می‌بیند و از کاه کوهی می‌سازد و اصلاً به جنبه‌های مثبت و کارهای خوب دیگری توجه ندارد. بر این اساس، حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «انصاف(عدالت و میانه روی) باعث جذب دل‌ها می‌شود.»(۸۶)
۳۶٫ سوء ظن و بدگمانی؛ بدبین بودن زن و مرد نسبت به هم یکی دیگر از علل نزاع بین آن دو است. در این صورت هر روز کانون خانواده را تاریک تر می‌کنند و چه بسا این سوء ظن‌ها منجر به ضرب و شتم، طلاق، قتل و… شود.
۳۷٫ ثبت نکردن مطالب زمان خواستگاری؛ در هنگام خواستگاری، دو خانواده معمولاً داغ هستند. اکثر مطالبی که خانواده عروس می‌گوید، خانواده داماد قبول می‌کند و داماد هم چون تازه آشنا بوده، بدون تردید و آینده نگری موضوعاتی را پیشنهاد می‌دهد تا به عروس احترام بگذارد. پس از مدتی که داماد به خود می‌آید می‌بیند موقع خواستگاری داغ بوده و حرف‌های نسنجیده زده یا پذیرفته و از توان او خارج است. در نتیجه به طور کلی منکر می‌شود و به دنبال آن نزاع‌ها و درگیری‌های لفظی و کوچک کردن یکدیگر با غیبت و فرستادن پیغام‌ها شروع می‌شود.
۳۸٫ دوستان سابق و حفظ روحیه گذشته؛ گاهی مرد تا دیروقت با دوستانش بیرون از منزل دنبال تفریح و بگو بخندند و توجه ندارند که دل همسرش مثل سیر و سرکه می‌جوشد و انتظار آمدن شوهرش را می‌کشد و…
۳۹٫ توهین و تحقیر؛ یکی از عوامل بروز اختلافات، توهین و فحش دادن به همسر و اقوام و والدین یکدیگر است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزاء و مسخره کنند، شاید آنها که مورد تمسخر قرار گرفته اند از این‌ها بهتر باشند و همچنین هیچ گروهی از زنان نباید زن دیگری را مورد مسخره قرار دهند چرا که ممکن است آنها که مورد اهانت قرار گرفته اند از آنانی که مسخره می‌کنند بهتر باشند.»(۸۷)
۴۰٫ سُستی مرد در عمل به کارهای روزانه منزل؛ زن برای اداره منزل و آماده کردن غذا و مانند آن نیاز دارد که مرد برخی از کارهای بیرون منزل، از قبیل خرید مایحتاج را انجام دهد.
۴۱٫ وسواس؛ داشتن شک و تردید انسان نسبت به صحیح انجام دادن نظافت بدن، منزل، وضو و غسل، و یا شک و بدبینی نسبت به شوهر و یا زن می‌باشد. که همه این‌ها در صورتی انسان در صدد اصلاح خود نباشد منشأ اختلاف و ناراحتی‌های روحی برای خود فرد و اعضای خانواده می‌گردد.
بر این اساس، امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «شیطان می‌خواهد با وارد کردن شک، شما از او اطاعت کنید، راه درمان، آن است که شما گوش به حرف شیطان ندهید و به شک توجه نکنید، زمانی که توجه نکردید، شیطان دیگر برنمی گردد.»(۸۸)
۴۲٫ بچه دار نشدن؛ این امر در برخی از زوجین به اختلاف منجر می‌شود. اگر چه این امر با سازش و توکل به خدا حل می‌شود و یا در نهایت با آوردن بچه ای از پرورشگاه.
۴۳٫ ماندن بیش از حد مرد در خانه؛ اگر زندگی از این تنوع خارج شد، به طوری که زن و مرد شب و روز دائم با هم بودند، دیگر آن جاذبه و کشش قبلی نیست و گاهی ماندن زیاد مرد در منزل(بیهوده) موجب بروز اختلاف می‌شود، به ویژه مردانی که در حیطه و محدوده کار زن وارد می‌شوند.
۴۴٫ ازدواج داد و ستدی؛ در این میان گاهی از اوقات، جوان برای این که برادر یا خواهرش ازدواج کند، مجبور می‌شود دختری یا پسری را قبول کند که چندان علاقه به وی ندارد؛ نتیجه این نوع ازدواج ها، عدم سازش بین زوجین و بروز اختلافات است.
۴۵٫ اعتماد به انتخاب دیگران؛ برخی جوانان بر اساس اعتمادی که روی حرف خواهر یا مادر یا استاد یا رفیق دارند، بدون تحقیق و بررسی راضی به زندگی با دختر یا پسری می‌شوند که اعتماد درست نبوده، در نتیجه به خاطر عدم علاقه به همسرش زندگی شان از نشاط لازم برخوردار نیست.
۴۶٫ عدم نظارت بر رفت و آمدها؛ برخی از جوانان در ابتدای ازدواج به خاطر نداشتن تجربه و عدم مدیریت صحیح در زندگی، و برای این که به اصطلاح خودشان سخت بر همسرشان نگیرند و کاملاً خانم شان از آنان راضی باشد، همسرشان را در رفت و آمدها با دوستان دوران دبیرستان و دوستان دانشگاهی‌اش آزاد می‌گذارند. این عدم نظارت مرد و راهنمایی نکردن او همسرش را، گاهی از اوقات منشأ اختلاف و عدم سازش زن می‌گردد.
۴۷٫ توجه بیشتر به حرف دیگران؛ یکی از علل اختلاف بین زن و شوهر توجه آنان به حرف دیگران است، به گونه ای که به حرف دیگران بیشتر از حرف همسرش گوش می‌دهد و زود تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
۴۸٫ فاش کردن راز زندگی و نقطه ضعف ها؛ گفتن مسائل جزیی و خصوصی زندگی برای والدین و دیگران، زن یا مرد را به شدت ناراحت می‌کند و موجب درگیری می‌شود.
۴۹٫ عدم صداقت، و ظاهر سازی؛ گزافه گویی و خودستایی‌های بی‌مورد و دروغ گفتن و… باعث می‌شود که دو خانواده از همان ابتدا به هم بدبین شوند و نزاع و اختلاف بین آنها روز به روز شدت یابد.
۵۰٫ فقر و بی‌کاری؛ وقتی مرد بیکار باشد توان اداره نمودن خانواده خویش را با این مخارج ندارد و زن هم، فقط تا مدتی می‌تواند تحمل کند.
بر این اساس، حضرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «فقر و تنگدستی در بسیاری از افراد باعث کفر و بی‌ایمانی می‌گردد.»(۸۹)

نتیجه‌گیری

مباحثی که در این مقاله به آنها پرداخته شد و نتایجی که از این مقاله عاید ما می‌گردد به شرح ذیل می‌باشد:
۱٫ هر یک از مرد و زن نسبت به یکدیگر وظایف خود را بداند و به خوبی و بدون چون و چرا، آن وظایف را رعایت نماید.
۲٫ زن کانون مهر و محبت است و بهترین کلید همسرداری را محبت می‌داند.
۳٫ کسی می‌تواند در زندگی خود موفق شود که خوی نرم و انعطاف‌پذیری داشته باشد.
۴٫ مردان باید از زنان نامحرم چشم بپوشند و جز به همسر خویش، به دیگری نظر نیفکند.
۵٫ هر مرد و زنی ویژگی خاص خود را دارد و در قابلیت‌ها و توانایی‌ها به هیچ وجه نمی‌توان مرد یا زن خود را با مرد یا زن دیگر مقایسه نمود.
۶٫ قدردانی و تشکر از زحمات همسر، او را برای کارهای بهتر خانه داری کردن تشویق می‌کند و نسبت به زندگی دلگرم می‌شود.
۷٫ سخت‌گیری و بدگمانی بیش از حد مرد، چه بسا زن با عفت و پاک دامن را به سوی آلودگی می‌برد.
۸٫ سنگین ترین اعمال که در میزان اعمال قرار می‌گیرد، حسن خلق است.
۹٫ فاش کردن راز همدیگر، روابط مرد و زن و بنیان خانواده را تلخ می‌کند و اعتماد و اطمینان و احترام آنها از بین می‌رود.
۱۰٫ زن نمی‌تواند حق خدا را ادا کند مگر اینکه حق شوهرش را ادا کند.
۱۱٫ زن و مرد وظیفه دارند نسبت به پدر و مادر و اقوام یکدیگر احترام بگذارند. چه بسا بی‌توجهی و بی‌احترامی هر یک نسبت به والدین و بستگان دیگری منشأ اختلاف شوند.
۱۲٫ عدم درک یکدیگر بدین معناست که زن و شوهر به خوبی از خواسته‌های مادی و معنوی همدیگر آگاه نمی‌باشند.

نویسنده: حسن مانیان
پی‌نوشت‌ها
۱٫ اقتباس از کتاب هنر همسرداری، صص ۱۸- ۸۴
۲٫ بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۸
۳٫ بحارالأنوار، ج ۱۰۴، ص ۲۲۵
۴٫ شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۴، ص ۱۶۵
۵٫ نساء/ ۱۹
۶٫ آیین کامیابی، ص۱۱۶
۷٫ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۰، ح ۶
۸٫ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۱
۹٫ خانواده در اسلام، ص ۵۹
۱۰٫ بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۱۰۲
۱۱٫ بقره/ ۸۳
۱۲٫ غررالحکم و دررالکلم، ص ۴۳۶
۱۳٫ غررالحکم و دررالکلم، ص ۳۸۵
۱۴٫ میزان الحکمه، ج ۱، ص ۸۰۵
۱۵٫ بحارالأنوار، ج ۲، ص ۲۲۷
۱۶٫ وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۶۴۳
۱۷٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۲
۱۸٫ تحف العقول، ص ۲۰۱
۱۹٫ بحارالأنوار، ج ۷، ص ۲۳۲
۲۰٫ بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۵
۲۱٫ غررالحکم و دررالکلم، ج ۲، ص ۶۵
۲۲٫ غررالحکم و دررالکلم، ج ۲، ص ۲۵۰
۲۳٫ غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۲۷۰
۲۴٫ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۱
۲۵٫ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۹۷
۲۶٫ اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۰
۲۷٫ جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۴۲
۲۸٫ میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۷
۲۹٫ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۱۰
۳۰٫ بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۵
۳۱٫ وسائل الشیعه، ح ۲۵۵۲۴
۳۲٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۸
۳۳٫ نهج الفصاحه، ح ۱۰۱۲
۳۴٫ بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۱۹۱
۳۵٫ مائده/ ۹۱
۳۶٫ غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۱۲۶
۳۷٫ اقتباس از کتاب هنر همسرداری، صص ۹۴- ۱۵۸
۳۸٫ بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵
۳۹٫ محجه البیضاء، ج ۳، ص ۲۸۹
۴۰٫ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۳۷۴
۴۱٫ اصول کافی، ج ۲، ص ۹۹
۴۲٫ اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸
۴۳٫ اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸
۴۴٫ نهج الفصاحه، ج ۱، ص ۵۹۲، ح ۲۸۹۲
۴۵٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵
۴۶٫ نهج الفصاحه، ج ۱، ص ۵۹۲
۴۷٫ نهج الفصاحه، ج ۱، ص ۷۲
۴۸٫ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۴۸
۴۹٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۱۲
۵۰٫ مستدک الوسائل، باب ۶۵، ص ۴۱
۵۱٫ بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۵۳
۵۲٫ فروع کافی، ج ۵، ص ۵۰۷
۵۳٫ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۵۲
۵۴٫ وسائل الشیعه، ح ۲۵۵۵۲
۵۵٫ حلیه المتقن، ج ۱۴، ص ۱۵
۵۶٫ بقره/ ۱۸۶
۵۷٫ تحریم/ ۹
۵۸٫ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۳۸
۵۹٫ حلیه المتقین، ج ۱۴، ص ۱۵
۶۰٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵۳
۶۱٫ غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۲۲
۶۲٫ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۴
۶۳٫ میزان الحکمه، ج ۱، ص ۸۳۵
۶۴٫ مکارم الأخلاق، ص ۱۹۸
۶۵٫ مکارم الأخلاق، ص ۲۰۲
۶۶٫ مکارم الأخلاق، ص ۴۱۴
۶۷٫ بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۵۲
۶۸٫ اقتباس از کتاب آیین همسرداری، صص ۱۷۷- ۲۳۶
۶۹٫ فروع کافی، ج ۵، ص ۵۰۸
۷۰٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۶۳
۷۱٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۰
۷۲٫ نهج الفصاحه، ح ۶۲۱
۷۳٫ مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۸۶
۷۴٫ نهج الفصاحه، ح ۱۸۷
۷۵٫ نهج الفصاحه، ح ۷۵۴
۷۶٫ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۶
۷۷٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۰۰
۷۸٫ میزان الحکمه، ج ۲، ص ۷۷۶
۷۹٫ غررالحکم و دررالکلم، ف ۷۷، ح ۱۴۷۴
۸۰٫ بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۴۶
۸۱٫ نهج الفصاحه، ح ۲۱۷۷
۸۲٫ غررالحکم و دررالکلم، ف ۱، ح ۸۵۹
۸۳٫ بحارالأنوار، ج ۷۷، ص ۲۳۵
۸۴٫ غررالحکم و دررالکلم، ف ۷۳، ح ۲۳
۸۵٫ غررالحکم و دررالکلم، ف ۷۷، ح ۱۵۲
۸۶٫ میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۳۳۰
۸۷٫ حجرات/ ۱۱
۸۸٫ میزان الحکمه، ج ۱۱، ص ۴۶۷۰
۸۹٫ بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۴۶
 
منابع پایانی
۱٫ قرآن کریم.
۲٫ ابن شعبه، حسین بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله و سلم)، ترجمه صادق حسن زاده، انتشارات مؤسسه نشر اسلامی، بی‌چا، قم، ۱۳۷۴ش.
۳٫ امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب(علیه السلام)، غررالحکم و دررالحکم، ترجمه محمد علی انصاری قمی، انتشارات مهر آئین، بی‌چا، بی‌جا، ۱۳۷۸ش.
۴٫ امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب(علیه السلام)، نهج البلاغه، انتشارات مرکز البحوث السلامیه، بی‌چا، بیروت، ۱۳۸۷ق.
۵٫ بارکر، چارلز، آیین کامیابی، ترجمه هوشیار رزم آزما، انتشارات سپنج، بی-چا، بی‌جا، ۱۳۷۳ش.
۶٫ پیامبر اسلام، محمد بن عبدا…(صلی الله علیه و آله و سلم)، نهج الفصاحه: مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)، مترجم و گردآورنده ابوالقاسم پاینده، انتشارات بدرقه جاوید، بی‌چا، بی‌جا، ۱۳۸۶ش.
۷٫ حویزی، عبدالعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، انتشارات مطبعه الحکمه، بی-چا، بی‌جا، ۱۴۱۲ش.
۸٫ صدری، حسن، هنر همسرداری، انتشارات میراث ماندگار، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۶ش.
۹٫ طبرسی، رضی الدین ابی نصر الحسن بن الفضل، مکارم الاخلاق، انتشارات دارالکتب الاسلامی، بی‌چا، بی‌جا، ۱۳۷۶ق.
۱۰٫ عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، انتشارات مکتبه الاسلامیه، ۱۳۳۹ق.
۱۱٫ کاشانی، فیض، محجه البیضاء فی تهذیب الإحیاء، دفتر انتشارات اسلامی قم، بی‌چا، قم، ۱۳۶۱-۱۳۶۲ش.
۱۲٫ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، انتشارات مکتب صدوق، بی‌چا، تهران،۱۳۸۱ق.
۱۳٫ کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، محمدهادی بن محمدصالح المازندرانی، انتشارات دارالحدیث، بی‌چا، قم، ۱۳۸۷ش.
۱۴٫ مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، خانواده موفق(۱۲۰ اصل همسرداری و تربیت فرزند)، مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۹ش.
۱۵٫ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۵ش.
۱۶٫ مجلسی، محمدباقر، حلیه المتقین، انتشارات تهران ناس، بی‌چا، تهران، ۱۳۷۲ش.
۱۷٫ محدث، جلال الدین، شرح غرر و درر تمیمی آمدی، ترجمه محمد علی انصاری، انتشارات دانشگاه تهران، بی‌چا، تهران، ۱۳۴۶ش.
۱۸٫ محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، قم، ۱۳۷۵ش.
۱۹٫ محمدی نیا، اسدا…، آیین همسرداری، انتشارات سبط اکبر(علیه السلام)، چاپ پنجم، قم، ۱۳۸۸ش.
۲۰٫ مظاهری، حسین، خانواده در اسلام، انتشارات بنیاد خیریه فرهنگی المهدی، بی‌چا، بی‌جا، ۱۳۸۴ش.
۲۱٫ نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، انتشارات دارالنعمان، بی‌چا، نجف اشرف، بی‌تا.
۲۲٫ نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل الشیعه، انتشارات مؤسسه آل البیت لإحیاء الثرات، بی‌چا، بیروت، ۱۹۸۷م.

وظایف مرد در خانواده

هر اجتماعی، نیازمند مدیر و سرپرست است؛ خانواده نیز از این اصل کلی پیروی می‌کند. اگر خانواده‌ای از مدیریت صحیح برخوردار نباشد، شیرازه ی آمورش از هم می‌پاشد و نظم و انسجام آن از بین می‌رود. خانواده‌هایی که نقش سرپرستی در آنها ضعیف است، از جنبه‌های گوناگون رفتار مشکل هستند.
خانواده، یک واحد کوچک اجتماعی است و همانند یک اجتماعی بزرگ، باید رهبر واحدی داشته باشد؛ زیرا سرپرستی که زن و مرد به طور مشترک آن را به عهده بگیرند، مفهومی ندارد. در نتیجه، یکی از زن و مرد، باید «رئیس» خانواده و دیگری «معاون» و تحت نظارت او باشد.
در اسلام، وظیفه ی سرپرستی خانواده به عهده ی مرد گذاشته شده است.
خداوند در قرآن می‌فرماید: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ؛ [۱]مردان [درخانواده] بر زنان سرپرستی دارند.»
موقعیت سرپرستی مرد بر خانواده، به سبب وجود ویژگی‌هایی در مرد است؛ مانند برتری قدرت تفکر او بر نیروی عاطفه و احساسات(به عکس زن که سرشار از عواطف است) و داشتن بنیه و نیروی جسمی بیش‌تر که هم بتوانند بیندیشد و نقشه طرح کند و هم از حریم خانواده ی خود دفاع نماید.
خانواده به همان اندازه که به لطافت روح، احساسات و عواطف سرشار زن نیازمنداست؛ به قدرت، قاطعیت، تدبیر و رهبری نیز احتیاج دارد و چون این ویژگی‌ها به طور طبیعی و فطری در مرد قوی‌تر است، اسلام مسؤولیت اداره ی خانواده را بر عهده ی او نهاده است.
افزون بر آن، تعهد مرد در برابر همسر و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه‌های زندگی، مهریه و تأمین زندگی آبرومندانه همسر و فرزندان، این حق را به او می‌دهد که وظیفه ی سرپرستی بر عهده او باشد.  [۲]بنابر این در ادامه ی آیه مورد نظر این گونه آمده است: «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم»؛ مردان [در خانواده] بر زنان سرپرستی دارند؛ به سبب برتری‌هایی که خداوند(از نظر قدرت بدنی و مدیریتی) برای بعضی [مردان] نسبت به برخی دیگر[زنان] قرار داده است؛ نیز به دلیل انفاق‌هایی که مردان از اموالشان [در مورد زنان] می‌کنند.»
در مقابل، زن نیز باید با اطاعت و فرمان برداری از شوهر، نقش سرپرستی و مدیریتی او را بپذیرد تا تنظیم امور خانواده با مشکل روبرو نشود. در ادامه ی همان آیه در توصیف زنان شایسته چنین گفته شده است:
«فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله»؛ زنان صالح، آنهایی هستند که در مقابل شوهر، فرمان بردار و متواضعند و در غیاب(همسر خود)، اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند.»

یادآوری دو نکته
در اینجا توجه به دو نکته ضروری است:
اول، دادن حق مدیریت سرپرستی به مردان، به معنای مطلق بودن فرمانروایی مرد در محیط خانواده نیست که به دلخواه خود فرمان دهد و زن همانند برده‌ای مطیع و تسلیم او باشد؛ هیچ یک از منابع معتبر اسلامی و آیات و روایات، چنین حقی برای مرد قائل نشده است. [۳] مدیریت در خانواده و در هر سازمان اجتماعی دیگر برای گردش بهتر امور و جلوگیری از ایجاد اختلال است؛ نه ایجاد حق برای مدیر در زورگویی و آزار و اذیت زیردستان؛ بنابراین، مرد باید توجه داشته باشد که در امور مربوط به زن و مسایل عمومی خانواده، با همسر خود به مشورت و تبادل نظر بپردازد و تا حد امکان، برای تأمین خواسته‌های او تلاش کند و در مواقعی که میانشان اختلاف نظری وجود دارد، با بحث و استدلال منطقی در جهت حل مشکل بکوشد.
بنابراین، همان گونه که برای تحکیم بنیاد خانواده، به وجود یک سرپرست نیاز است و بدون آن، خانواده به سستی می‌گراید، خودسری‌ها و اعمال قدرت بیجا نیز بنیاد خانواده را متزلزل خواهد کرد؛ پس مرد باید از حق سرپرستی خود سوء استفاده نکند و جز در محدوده شرع، گامی بر ندارد و با شیوه‌ای صحیح، زندگی را اداره کند. چنان که زن نیز نباید با زورگویی و خودمحوری، محبت و مودت خانواده را بر هم بزند؛ بلکه باید با احترام به حق مرد و پذیرش آن، از پاشیده شدن خانواده جلوگیری کند. [۴]
دوم، سپردن وظیفه ی سرپرستی همسر و خانواده به مردان، نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آنها است و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر؛ زیرا این‌ها صرفاً به تقوا و پرهیزگاری بستگی دارد.
برخی چنین تصور می‌کنند که اسلام به مردان بیش از زنان شخصیت داده است؛ شاید منشأ اشتباه آنها پاره‌ای از امتیازها و تفاوت‌های حقوقی است که هر یک، دلیل خاصی دارد؛ ولی بدون شک، قطع نظر از این گونه تفاوت‌ها که ارتباط با موقعیت اجتماعی و شرایط طبیعی آنها دارد، هیچ گونه فرقی از جنبه‌های انسانی و مقام‌های معنوی میان زن ومرد در برنامه‌های اسلام وجود ندارد.
آیت الله جوادی آملی در این باره می‌فرماید:
«قوّام بودن نشانه ی کمال و تقرب الی الله نیست؛ هم چنان که در تمام وزارتخانه‌ها، مجامع، جامعه‌ها و مراکز، افرادی هستند که قوّام دیگری هستند؛ مدیر، مسؤول، رئیس و مانند آن هستند؛ اما این مدیریت، فخر معنوی نیست، بلکه یک کار اجرایی است، این چنین نیست که آن کس که رئیس یا مسؤول شد یا قیم و قوّام شد، به خدا نزدیک‌تر باشد؛ بلکه آن فقط یک مسؤولیت شد یا قیم و قوّام شد، به خدا نزدیک‌تر باشد؛ بلکه آن فقط یک مسؤولیت اجرایی است و ممکن است کسی که ریاست آن مؤسسه را به عهده ندارد، خالصانه‌تر از قیم کار بکند و در قیامت اجر بهتری ببرد و پیش خدا مقرب‌تر باشد. قوام بودن مربوط به کارهای مدیریت و اجرایی است و دلیلش را هم قرآن این چنین بیان کرد: «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم.»
مسایل اجتماعی، شم اقتصادی، تلاش و کوشش برای تحصیل مال، تأمین نیازمندی‌های منزل و اداره ی زندگی را مرد بهتر به عهده می‌گیرد و چون مسؤل تأمین هزینه، مرد است، سرپرستی خانواده هم با مرد است؛ اما این چنین نیست که از این سرپرستی بخواهد مزیتی هم به دست آورد و بگوید من چون سرپرستم، پس افضل هستم؛ بلکه این، یک کار اجرایی است؛ یک وظیفه است نه فضیلت. روح قیوم و قوّام بودن، وظیفه است و این چنین نیست که قرآن به زن بگوید تو تحت فرمان مرد هستی، بلکه به مرد می‌گوید تو سرپرستی زن و منزل را به عهده بگیر. اگر ما این آیه را به صورت تبیین وظیفه تلقی کنیم نه اعطای مزیت، آن گاه روشن می‌شود «الرجال قوامون علی النساء»؛ یعنی «یا ایها الرّجال کونوا قوّامین»؛ یعنی این مردها شما به امر خانواده قیام کنید.»[۵]
خدا در قرآن کریم می‌فرماید:
«ان المسلمین و المسلمات والمؤمنین و المؤمنات، و القانتین و القانتات، و الصادقین والصادقات، والصابرین والصابرات و الخاشعین والخاشعات، و المتصدقین والمتصدقات والصائمین والصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات اعدالله لهم مغفره و اجراً عظیماً»[۶]؛ به یقین، مردان و زنان مسلمانان، مردان و زنان با ایمان، مردان و زنان مطیع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان روزه دار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زنانی که بسیار خدا را یاد می‌کنند؛ خداوند برای همه ی آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است».
این آیه دلیل روشنی بر تفاوت نداشتن زن و مرد در شخصیت انسانی و برتر نبودن مردان بر زنان در این زمینه است؛ زیرا به هنگام بیان ویژگی‌های مؤمنان و اساسی‌ترین مسایل اعتقادی و اخلاقی و عملی، زن و مرد را در کنار یکدیگر همچون دو کفه ی یک ترازو قرار می‌دهد و برای هر دو پاداشی یکسان بدون کم‌ترین تفاوت قائل می‌شود.
به تعبیر دیگر، تفاوت جسمی و روحی مرد و زن را نمی‌توان انکار کرد؛ بدیهی است که این تفاوت برای ادامه ی نظام جامعه ی انسانی ضروری است و پیامدهایی در برخی از قوانین حقوقی زن و مرد ایجاد می‌کند. با این حال، اسلام هرگز شخصیت انسانی زن را زیر سؤال نمی‌برد که آیا زن واقعاً انسان است و آیا روح انسانی دارد یا نه؟!، بلکه هیچ گونه تفاوتی از نظر روح انسانی در میان این دو قائل نیست. در سوره نحل، آیه ۹۷ می‌خوانیم:
«من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون؛ هر کس عمل صالح انجام دهد، مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دهند، خواهیم داد.» [۷]

وظایف مردان در جهت مدیریت و سرپرستی خانواده

مردان به منظور انجام وظیفه ی سرپرستی خانواده، وظایف زیر را به عهده دارند:

۱- تأمین نیازهای مادی همسر

واجب است مرد نیازهای مادی همسر(خوارک، پوشاک، مسکن، لوازم زندگی و… ) را در حد توان خود و در حد شأن او تأمین کند.

اسحاق بن عمار از امام صادق(علیه السلام) درباره ی حق زن بر شوهرش پرسید؛ حضرت پاسخ داد:

«یشبع بطنها و یکسو جثتها و ان جهلت غفر لها؛  [۸] خوراک او را تأمین کند؛ بدن او را بپوشاند و اگر خطایی از او سرزد، بر او ببخشاید».
در اسلام، انجام این کار امری بسیار شایسته تلقی شده و مورد ستایش قرار گرفته است.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«من سعاده الرجل ان یکون القیم علی عیاله؛  [۹] از سعادت مرد آن است که سرپرست خانواده‌اش باشد.»
از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است:
«الذی یطلب من فضل الله عزوجل ما یکف به عیاله اعظم اجراً من المجاهد فی سبیل الله عزوجل؛ [۱۰] کسی که از فضل خدای عز وجل، به دنبال خرج زندگی اهل و عیال خود باشد، اجرش از کسی که در راه خدا به جهاد پرداخته، بیش‌تر است».
از سوی دیگر، کوتاهی در این امر بسیار نکوهش شده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«کفی بالمرء هلاکاً ان یضیع من یعول؛ [۱۱] در هلاکت مرد همین بس که درباره ی افراد تحت سرپرستی خود کوتاهی کند.»
همچنین از آن حضرت نقل شده:
«ان من شر رجالکم البهات الفاحش… البخیل الملجیء عیاله الی غیره؛ [۱۲]
بدترین مردان کسی است که تهمت زن و ناسزاگو باشد…؛ مردی که بخیل است و عیال خود را به دیگری می‌سپارد.»

ایجاد گشایش در وضع مادی خانواده

از امور بسیار نیکو و پسندیده در زندگی خانوادگی، آن است که مرد در صورت توان، وضع مادی همسر و فرزندان خود را بهتر کند و شرایط رفاهی بیشتری برای آنان فراهم آورد.
امام رضا(علیه السلام) در این باره فرموده است:
«صاحب النعمه یحب علیه التوسعه عن عیاله؛  [۱۳]فرد غنی باید بر اهل و عیال خود توسعه دهد.»
و امام زین العابدین(علیه السلام) چنین بیان داشته است:
«ان ارضاکم عندالله اسبغکم علی عیاله؛  [۱۴] خداوند از کسی بیش‌تر خشنود است که بر خانواده‌اش توسعه دهد.»

تذکر دو نکته مهم
اول، در توسعه بر خانواده، باید مردان مراقب باشند که اسراف نکنند. ایجاد رفاه و آسایش برای همسر و فرزندان، امری بسیار پسندیده است، اما اسراف نیز از گناهان کبیره می‌باشد. مرد باید در عین رعایت حال خانواده و ایجاد گشایش در زندگی آنان، از هزینه‌ها و ریخت و پاش‌های نا به جا و بی‌فایده نیز خودداری نماید؛ چنان که قرآن کریم در توصیف بندگان مؤمن می‌فرماید:
«وَ الَّذِینَ اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً»؛  [۱۵][بندگان خوب خدا] کسانی هستند که در هنگام خرج کردن، اسراف یا سختگیری نمی‌کنند و روش آنها میانه ی این دو است».
امام صادق(علیه السلام) به یکی از اصحاب خود فرمود:
«ا تری الله اعطی من اعطی من کرامته علیه و منع من منع من هوان به علیه! لا، ولکن المال مال الله، یضعه عند الرجل ودایع و جوز لهم ان یاکلو قصداً و یشربوا قصداً و یلبسوا قصداً و ینکحوا قصداً و یرکبوا قصداً ویعودوا بما سوی ذلک علی فقراء المومنین و یلموا به شعثهم؛ فمن فعل ذلک کان ما یأکل حلالاً و یشرب حلالاً و یرکبُ حلالا و ینکح حلالاً، و من عدا ذلک کان علیه حراماً؛ ثم قال: و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین، اتری الله ائتمن رجلاً علی مال خول له ان یشتری فرسا بعشره آلاف درهم و یجزئه فرس بعشرین درهماً… و قال: و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین؛  [۱۶] آیا گمان می‌کنی خدا به کسی که مال و ثروت داده، به سبب کرامت و احترام او است، یا به کسی که نداده به واسطه ی پستی او است؟! چنین نیست؛ بلکه مال و ثروت، مال خدا است و آن را به طور امانت نزد شخص می‌گذارد و اذن می‌دهد که به طور میانه روی از آن بخورد، بیاشامد، لباس تهیه کند، ازدواج کند و مرکب سواری تهیه کند، و زیادی آن را به مومنان فقیر برساند و نیازهای آنها را رفع کند. پس هر کس به این دستور عمل کند، آنچه خورده، آشامیده پوشیده سوار شده و نکاح نموده، همه بر او حلال است و اگر چنین نکرد [و اسراف نمود]، همه ی اینها بر او حرام است. سپس برای توضیح بیشتر فرمود: اسراف نکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد، نظرت در این باره چیست که خدا مالی به طور امانت به کسی بدهد؛ پس او اسبی به مبلغ ده هزار درهم برای سوار شدن بخرد؛ در حالی که می‌توانست اسبی به مبلغ ۲۰ درهم بخرد و کاملاً کفایتش می‌کرد… [آیا به نظر تو این کار صحیح است]. سپس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: و لاتسرفوا انه لایحب المسرفین؛ اسراف نکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد.»
همچنین، در خانواده‌هایی که درآمد زیادی ندارند، ریخت و پاش، خانواده را با بدهی مواجه می‌کند. خانواده برای تأمین هزینه‌های سنگین زندگی و پرداخت دیون، با مشکلات جدی روبرو می‌شود. این است که در روایات، عاقبت اسراف، فقر و تنگدستی دانسته شده است.
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغنی؛  [۱۷] اسراف، فقر و تنگدستی می‌آورد و میانه روی، ثروتمندی و بی نیازی را در پی دارد.»
دوم، تأمین هزینه ی خانواه بر عهده ی مردان گذاشته شده و آنان نباید در انجام این کار کوتاهی کنند، اما ممکن است در مواقعی، مرد به دلیل بی کاری یا علت دیگر نتواند از عهده ی این وظیفه بر آید؛ در این مواقع، باید زن قناعت پیشه کند و از توقعات خود بکاهد.
اصولاً لازمه ی وجود محبت و مودت میان زن و شوهر، آن است که در مشکلات و سختی‌ها یکدیگر را تنها نگذارند؛ از برخی توقعات خود، که خارج از توانایی همسر است، چشم بپوشند و برای حفظ خانواده و زندگی مشترک، تنگدستی و نداری را با قناعت و صبر، از سر بگذرانند. صبر نکردن زن بر مشکلات، باعث آزار و اذیت شوهر او می‌گردد؛ این امر به شدت در روایات اسلامی نکوهش شده است.
امام صادق(علیه السلام) در این باره فرموده است:
«ملعونه ملعونه امراه توذی زوجها و تعمه و سعیده سعیده امراه تکریم زوجها و لاتؤدیه و تطیعه فی جمیع احواله؛  [۱۸] ملعون است زنی که همسر خود را می‌آزارد و او را غمگین می‌سازد؛ و خوشبخت است زنی که شوهر خود را اکرام می‌کند و او را نمی‌آزارد و در همه حال از او اطاعت می‌کند.»
برخی از بانوان به این مسأله توجه ندارند و خوشبختی را در ارضای هر چه بیش‌تر خواسته‌های مادی خود می‌جویند؛ انتظارهای ایشان حدی ندارد و پیوسته خواسته ی تازه‌ای دارند؛ این افراد بی آن که امکانات همسر خویش را بسنجند و با آینده‌نگری، مصالح خانواده را درنظر بگیرند، بر خواسته‌های خود پافشاری می‌کنند؛ حال اگر اینها برآورده نشود، زندگی را برای خود و همسر و فرزندان تیره و تار می‌کنند؛ نخستین چیزی که ایشان از دست می‌دهند، احساس رضایت همسر و در پی آن، احساس خوشبختی در زندگی است.
بعضی از زنان هم به دلیل چشم و هم چشمی‌های رایج، به قدری در ارضای خواسته‌های مادی خود زیاده روی می‌کنند که گویی تنها برای خرج تراشیدن و مصرف کردن ساخته شده اند؛ این گونه زنان، باری سنگین بر اقتصاد خانواده تحمیل می‌کنند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به ایشان فرموده است:
«ایما امراه لم ترفق بزوجها و حملته علی ما لایقدر وما لایطیق لم تقبل منها حسنه و تلقی الله و هو علیها غضبان؛  [۱۹] هر زنی که نسبت به شوهر خود دلسوزی نکند و او را بر امری که توانایی و طاقت آن را ندارد وادار نماید، هیچ عمل نیکی از او پذیرفته نمی‌شود و خدا را در حالی ملاقات می‌کند که بر او خشمناک است».
چه بسیارند خانواده‌هایی که با وجود امکانات مادی کم یا متوسط، به سبب داشتن صفت والای قناعت، بسیار سعادتمند هستند؛ این همان سعادت و آرامشی است که بعضی افراد مرفه آن را در خانه‌های مجلل، مهمانی‌های پرخرج، طلا و جواهرات و. . . می‌جویند و هرگز به آن دست نمی‌یابند. به همین جهت، بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی مانند افسردگی، احساس پوچی، انحراف‌های اخلاقی و از هم پاشیدن خانواده و امثال آن، بیشتر در میان قشر مرفه رواج دارد.  [۲۰]

۲- تأمین امنیت خانواده

تلاش برای حفظ امنیت مالی، جانی و ناموسی همسر و فرزندان نیز وظیفه ی مرد است. خداوند سرپرستی زن را بر عهده ی مرد قرار داده و از او خواسته است تا از او نگهداری کند.
امام علی(علیه السلام) در توصیه‌های خود به امام حسن(علیه السلام) درباره ی محافظت از عفت و پاکدامنی زنان می‌فرماید:
«و اکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاهن، فان شده الحجاب ابقی علیهن، و لیس خروجهن باشد من ادخالک من لا یوثق به علیهن و ان استطعت ان لایعرفن غیرک فافعل؛  [۲۱] زنان را در پرده حجاب و عفاف، نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زیرا هر چه آنان محجوب‌تر و پوشیده‌تر باشند، عفتشان بهتر محفوظ می‌ماند؛ و این نکته را در نظر داشته باش که بیرون رفتن آنان، فسادش بیش‌تر از این نیست که تو افرادی را که مورد اطمینان نیستند، به منزل ببری(افرادی را که مورد اطمینان نیستند، به منزل نبر)، و اگر توانستی کاری کنی که جز تو را نشناسند، این کار را بکن».
خانواده و محافظت از آن، در اسلام آن قدر اهمیت دارد که حتی فدا کردن جان در این راه امری ممدوح و پسندیده شمرده شده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«من قتل دون عیاله فهو شهید؛  [۲۲] کسی که در راه دفاع از اهل و عیال خود کشته شود، شهید است».
یکی از ویژگی‌های ناپسندیده و بسیار مهم برای مردان، داشتن غیرت است. غیرت یکی از جلوه‌های مردی و مردانگی و حسی درونی است که آفریدگار برای نگهبانی از حریم خانواده و پاسداری از نسل، در وجود مرد به ودیعه نهاده است. در حقیقت، این حسّ فطری در نهاد مرد قرار داده شده تا ناموس خود را از دسترس کامجویی دیگران حفظ کند و همسرش را تنها در انحصار خود نگه دارد. در روایات رسیده از معصومین(علیهم السلام) نیز غیرت ورزی مردان بسیار ستایش شده و نداشتن غیرت، مورد نکوهش فراوانی قرار گرفته است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره ی غیرت فرموده است:
«ان الغیره من الایمان؛ [۲۳] همانا غیرت از ایمان است».
و باز هم از ایشان نقل شده است:
«ان الجنه لیوجد ریحها من مسیره خمس ماه عام و لایجدها عاق و لادیوث؛ قیل یا رسول الله، و ما الدیوث؟ قال: الذی تزنی امراته وهو یعلم بها؛  [۲۴] بوی بهشت از فاصله ی پانصد سال راه به مشام می‌رسد، ولی عاق والدین و دیوث آن را استشمام نمی‌کنند. اصحاب پرسیدند: ‌ای رسول خدا، دیوث به چه کسی می‌گویند؟ فرمود: مردی که زنش زنا بدهد و او بداند [و عکس العملی نشان ندهد]».
بدین ترتیب، مرد باید همسر خود را در رعایت عفاف و حجاب یاری کند و اگر همسرش در این باره کوتاهی کند او را از این کار باز دارد؛
همچنین از حضور او در مجالس مختلط و اماکن شلوغ که بدن مردها و زن‌ها با هم تماس دارد، جلوگیری کند.
امام علی(علیه السلام) مردم عراق را این چنین نکوهش می‌کنند:
«یا اهل العراق نبئت ان نسائکم یدافعن الرجال فی الطریق، اما تستحیون؟!؛  [۲۵]‌ای مردم عراق، به من خبر رسیده که زنانتان در راه به مردها تنه می‌زنند؛ آیا حیا نمی‌کنید( چرا جلوی زنانتان را نمی‌گیرید)؟!»
حدیث دیگری از آن حضرت بدین مضمون است:
«اما تستحیون ولا تغارون نسائکم یخرجن الی الاسواق و یزاحمن العلوج؟؛  [۲۶] آیا حیا نمی‌کنید و نسبت به زنانتان، که به بازارها می‌روند و با بدن مردان قوی هیکل برخورد می‌کنند، غیرت نمی‌ورزید؟!»
البته مردان نیز نباید در غیرت ورزی، شدت بیش از حد نشان دهند و باعث آزار و اذیت بی دلیل همسر پاکدامن خود شوند. مردان باید مواظب همسر خود باشند، اما این به معنای بدگمانی و تجسس بی جا درباره ی او نیست. بنای خانواده بر اعتماد متقابل استوار است و سوء ظن به همسر، باعث رنجش خاطر او می‌شود و استحکام روابط خانوادگی را سست می‌گرداند.
امام علی(علیه السلام) در سفارش‌های خود به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) می‌فرماید:
«ایاک و التغایر فی غیر موضع غیره فان ذلک یدعو الصحیحه الی السقم و الریئه الی الریب؛  [۲۷] از غیرت‌ورزی بیجا بپرهیز؛ زیرا چنین تعصب افراطی، زن درستکار را به بیمار دلی و پاکدامن را به بدگمانی می‌خواند».
اسلام نیز به زن‌ها نیز توصیه می‌کند بر غیرت ورزی شوهران خود صبر کنند؛ این زنان هر چند ممکن است از این جهت اذیت شوند، بدانند که سخت گیری شوهران، به سود خود آنها است و اگر در موردی باعث آزار و اذیت آنها می‌شود، از آن گذشت نمایند.
فرموده ی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره:
«جهاد المراه ان تصب علی ما تری من اذی زوجها و غیرته؛  [۲۸] جهاد زن آن است که بر آزار و اذیت و غیرت ورزی شوهرش صبر کند.»

۳- هدایت خانواده به سوی خدا و کمال معنوی

یکی از وظایف اصلی مرد در جایگاه سرپرست خانواده، راهنمایی همسر و فرزندان به سوی صراط مستقیم الاهی و دور کردن آنها از دوزخ و عذاب است.
به طور کلی، هدایت دیگران، در اسلام از شأن و مرتبه ی بالایی برخوردار است و در اصل، فرستاده شدن پیامبران از سوی خداوند، برای هدایت بشر بوده است.
هنگامی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) علی(علیه السلام) را برای هدایت مردم یمن گسیل داشت، پیش از سفر به ایشان فرمود:
«و ایم الله لئن یهدی الله علی یدیک رجلاً خیر لک مما طلعت علیه الشمس وغربت؛(۲۹)[۲۹] به خدا قسم، اگر خدا به دست تو کسی را هدایت کند، برای تو از آنچه خورشید بر آن طلوع و غروب کرده، بهتر است».
دستور امر به معروف و نهی از منکر، یک دستور عام است که همه ی مسلمانان باید آن را انجام دهند. با این حال، امر به معروف و نهی از منکر در محیط خانواده اهمیت ویژه‌ای دارد.
قرآن کریم درباره ی امر به معروف و نهی از منکر در محیط خانواده می‌فرماید:
«یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره…؛  [۳۰]‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است نگه دارید».
از این آیه و روایات گوناگونی که از معصومین(علیهم السلام) به دست ما رسیده، به خوبی استفاده می‌شود که انسان در برابر همسر و فرزندان خویش، مسؤولیت سنگین تری دارد و موظف است تا آنجا که می‌تواند در تعلیم و تربیت آنها بکوشد؛ آنها را از گناه باز دارد و به نیکی‌ها دعوت نماید؛ نه اینکه تنها به تأمین نیازهای مادی آنها بسنده کند.
در حقیقت، اجتماع بزرگ از واحدهای کوچکی به نام “خانواده” تشکیل می‌شود؛ هرگاه این واحدهای کوچک که رسیدگی به آن آسان‌تر است اصلاح گردد، کل جامعه اصلاح می‌شود. به ویژه در عصر ما که امواج کوبنده فساد در بیرون خانواده‌ها بسیار قوی و خطرناک است، برای خنثی کردن آنها از راه تعلیم و تربیت خانوادگی، باید برنامه ریزی اساسی‌تر و تلاش بیش تری انجام گیرد.  [۳۱]
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«لا یزال المومن یورث اهل بیته العلم و الادب الصالح حتی یدخلهم الجنه…؛  [۳۲] بنده ی مؤمن، پیوسته به خانواده ی خود علم و ادب صالح می‌آموزد تا این که همه آنان را وارد بهشت می‌گرداند.»
در حدیثی می‌خوانیم هنگامی که آیه ی ۶ سوره تحریم(که کمی قبل ذکر آن گذشت) نازل شد، یکی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: چگونه خانواده ی خود را از آتش دوزخ حفظ کنم؟ حضرت پاسخ داد:
«تامرهم بما امر الله و تنهاهم عما نهاهم الله، فان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک کنت قد قضیت ما علیک؛  [۳۳] آنان را به آنچه خدا امر فرموده، امر کن و از آنچه خدا نهی فرموده باز دار؛ اگر از تو اطاعت کردند، ایشان را از آتش دوزخ حفظ کرده‌ای و اگر نافرمانی کردند، تو به وظیفه ی خود عمل نموده‌ای.»

هدایت معنوی خانواده در سخن علامه مجلسی
علامه مجلسی(رحمه الله) در بحار الانوار  [۳۴]، در توضیح آیه ی شریفه «قوا انفسکم و اهلیکم نارا»، چند وظیفه را برای سرپرست خانواده در جهت هدایت آن یادآوری کرده:
۱٫ بدعائهم الی طاعه الله؛ پدر وظیفه دارد همسر و فرزندان خود را به سوی عبادت و اطاعت پروردگار دعوت کند.
امام صادق(علیه السلام) در این باره فرموده است:
هنگامی که آیه «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم واهلیکم ناراً»
نازل شد، مردم گفتند: یا رسول الله، چگونه خود و اهل و عیالمان را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اعملوا الخیر و ذکروا به اهلیکم و ادبوهم علی طاعه الله؛ اعمال نیک انجام دهید و به خانواده خود نیز یادآوری کنید؛ بدین طریق، آنها را بر اطاعت و عبادت پروردگار تربیت نمایید».
آن گاه امام صادق فرمود: آیا نمی‌بینی که خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: ”
وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا [۳۵] و نیز: “ وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِیّاً وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاَهِ وَ الزَّکَاهِ وَ کَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً  [۳۶][۳۷]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«اذا ایقظ الرجل اهله من اللیل فتوضئا و صلیا کتبا من الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات؛  [۳۸]هنگامی که مرد همسرش را شبانگاهان بیدار کند، هر دو وضو بگیرند و نماز [شب] بخوانند، از مردان و زنانی خواهند بود که خدا را بسیار یاد می‌کنند».
نکته ی شایان توجه این که فرد باید در دعوت خانواده به اطاعت از خدا تا حد امکان از ملایمت و ملاطفت استفاده کند و از خشونت و زور بپرهیزد؛ تنها در این صورت می‌تواند به موفقیت خود امیدوار باشد.
۲٫ و تعلیمهم الفرائض؛ مرد باید احکام دین و واجبات و محرمات الاهی را به همسر و فرزندان خود بیاموزد. مسایل نماز، روزه، وضو، غسل و… مورد نیاز هر فرد است و انسان باید در آموزش دادن آنها به خانواده‌اش کوتاهی نکند.
۳٫ و نهیهم عن القبائح: سرپرست خانواده باید همسر و فرزندان را نسبت به زشتی گناهان آگاه سازد؛ آنان را از انجام گناه باز دارد و زمینه ی گناه و بی تقوایی را در خانواده از بین ببرد.
۴٫ و حثهم علی افعال الخیر؛ پدر باید اهل و عیال خود را به انجام اعمال نیک تشویق کند. اخلاق نیک، علم آموزی، جهاد در راه خدا، رعایت حجاب و… اموری است که انجام آنها بر افراد بایسته است و مدیر خانواده باید افراد تحت سرپرستی خود را به انجام آنها ترغیب نماید.

پی‌نوشت‌ها

[۱] نساء(۴)، ۳۴٫

[۲] تفسیر نمونه، ج۳، ص ۳۶۹ به بعد.

[۳] اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۸۱٫

[۴] همان.

[۵] جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص ۳۶۶٫

[۶] برگرفته ا زتفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۳۱۳٫

[۷] برگرفته ا زتفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۳۱۳٫

[۸] من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۴۰٫

[۹] کافی، ج ۴، ص۱۳٫

[۱۰] همان، ج ۵، ص ۸۸٫

[۱۱] مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۵۶٫

[۱۲] التهذیب، ج ۷، ص ۴۰۰٫

[۱۳] کافی، ج ۴، ص۱۱٫

[۱۴] همان.

[۱۵] فرقان(۲۵)، ۶۷٫

[۱۶] مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۷۰٫

[۱۷] کافی، ج ۴، ص ۵۳٫

[۱۸] بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۵۳٫

[۱۹] همان، ص ۲۴۴٫

[۲۰] برگرفته از راهنمای همسران جوان، ص ۱۳۴٫

[۲۱] نهج البلاغه، نامه ی ۳۱، ص ۵۳۶٫

[۲۲] وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۲۰٫

[۲۳] همان، ج ۲۰، ص ۱۵۴٫

[۲۴] همان.

[۲۵] کافی، ج ۵، ص ۵۳۶٫

[۲۶] همان، ص ۲۳۷٫

[۲۷] نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص ۵۳۶٫

[۲۸] کافی، ج ۵، ص ۹٫

[۲۹] بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۳۶۱٫

[۳۰] تحریم( ۶۶)، ۶٫

[۳۱] تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۲۹۳٫

[۳۲] مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۰۱٫

[۳۳] کافی، ج ۵، ص ۶۲٫

[۳۴] ج ۸، ص ۲۶۹؛ و نیز ج ۷۱، ص ۸۶٫

[۳۵] طه( ۲۰)، ۱۳۲( خانواده خود را به نماز دستور ده و خود نیز بر آن شکیبا باش).

[۳۶] مریم(۱۹)، ۵۴و ۵۵( در این کتاب اسماعیل را یاد کن؛ او درست قول و فرستاده‌ای پیامبر بود و خاندان خود را به نماز و زکات امر می‌کرد و مورد رضایت پروردگارش بود. )

[۳۷] مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۰۱٫

[۳۸] تفسیر مجمع البیان و تفسیر قرطبی؛ به نقل از تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص۳۱۲٫

منبع: حیدری، مجتبی؛ (۱۳۸۵)، دینداری و رضامندی خانوادگی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چاپ سوم بهار(۱۳۸۷).