غم

نوشته‌ها

پرهیز از غم و شادی برای دنیا

اشاره:

هدف اصلى این نامه آن است که امام(علیه السلام) مخاطب خود، ابن عباس و به یک معنا تمام رهروان راه حق را به این نکته مهم توجّه دهد که سرور و شادى انسان نباید نسبت به مواهب مادى دنیا که در دسترس او قرار مى گیرد باشد، و غم و اندوه او نباید مربوط به مواهبى که از دست مى رود بوده باشد، بلکه سرور و شادى باید فقط براى نیل به مواهب معنوى و اخروى، و تأسف و اندوه به جهت از دست رفتن آنها باشد.

و من کتاب له (علیه السلام) إلى عبد الله بن العباس رحمه الله تعالى و کان عبد اللّه یقول: «ما انتفعتُ بکلام بعد کلام رسول الله صلى اللّه علیه و آله، کإنتفاعی بهذا الکلام!»:

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْمَرْءَ قَدْ یَسُرُّهُ دَرْکُ مَا لَمْ یَکُنْ لِیَفُوتَهُ، وَ یَسُوؤُهُ فَوْتُ مَا لَمْ یَکُنْ لِیُدْرِکَهُ؛ فَلْیَکُنْ سُرُورُکَ بِمَا نِلْتَ مِنْ آخِرَتِکَ وَ لْیَکُنْ أَسَفُکَ عَلَى مَا فَاتَکَ مِنْهَا؛ وَ مَا نِلْتَ مِنْ دُنْیَاکَ فَلَا تُکْثِرْ بِهِ فَرَحاً، وَ مَا فَاتَکَ مِنْهَا فَلَا تَأْسَ عَلَیْهِ جَزَعاً، وَ لْیَکُنْ هَمُّکَ فِیمَا بَعْدَ الْمَوْت.

لغات

یَفُوتَهُ: از دستش مى رود بدون آنکه بتواند دوباره آن را بدست آورد.

یُدْرِکُهُ: به آن مى رسد، به آن دست مى یابد.

یَسُوءُ: ناراحت میکند

نِلتَ: رسیده اى، بدست آورده اى

أسَف: حسرت خوردن

لا تَأسَ: محزون نباش

ترجمه

نامه اى از آن حضرت (علیه السلام) این نامه را به ابن عباس نوشته، و او مى گفت که پس از سخن رسول الله (ص) از هیچ سخنى بدین پایه سود نبرده ام:

اما بعد. گاه آدمى را دست یافتن به چیزى که براى او مقدّر بوده، شادمان مى سازد، و گاه از دست دادن چیزى که دست یافتن به آن برایش مقدر نبوده است، غمگین مى کند. پس باید شادمانى تو به چیزى باشد که براى آخرتت به دست آورده اى، و اندوهت به چیزى باشد که از آخرتت از دست داده اى. به آنچه از دنیا به دست آورده اى فراوان شادى مکن، و بر آنچه از دنیایت از دست مى دهى، تأسف مخور و زارى منماى. و باید همه همّ تو منحصر به کارهاى پس از مرگ باشد.

از نامه هاى آن حضرت علیه السّلام است بعبد اللَّه ابن عبّاس که مى گفته: پس از سخن رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از سخنى مانند این سخن سودى نبردم (که در آن او را به شادى و افسردگى در امر آخرت پند داده):

(۱) پس از ستایش خدا و درود بر پیغمبر اکرم، مرد را شاد مى نماید رسیدن بآنچه که (مقدّر) نبوده است از دست بدهد، و اندوهناک مى سازد او را در نیافتن آنچه که (شایسته) نبوده است دریابد (سود و زیان دنیا را باعث قضاء و قدر است، نه سعى و کوشش در بدست آوردن سود و نه نادرستى اندیشه و تنبلى در زیان بردن، ولى مردم با بصیرت و بینائى نمى نگرند و نمى دانند سود و زیان بهر که مقدّر شده خواهد رسید، چنانکه در قرآن کریم سوره ۵۷ آیه ۲۳-۲۲ مى فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها، إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ – لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» یعنى غمّ و اندوهى در زمین «مانند گرانى و خشکسالى» و در نفسهاى شما «مانند بیمارى و درویشى و مرگ فرزندان» رخ نخواهد داد مگر آنکه در لوح محفوظ نوشته شده پیش از آنکه آن نفسها را بیافرینم، و ثبت این امور «هر چه هم بسیار باشد» بر خدا آسان است «و این براى آنست» تا شما بر آنچه از دستتان رفت اندوهگین نشوید و بآنچه بشما برسد شاد نگردید، و خدا دوست نمى دارد یعنى از رحمت خود دور مى سازد هر گردنکشى را که «بر اثر رو آوردن دنیا» بنازد و سرفرازى نماید) پس (با اینکه دانستى سود و زیان دنیا بسبب قضاء و قدر است، چون شادى از سود و اندوه به زیان فطرىّ بشر است) باید شادیت به سود آخرت باشد که (وسیله آنرا در دنیا) دریافته اى، و اندوهت براى براى سود آخرت از دست رفته باشد،

(۲) و بآنچه از دنیا از دست رفته و اندوهگین و ناشکیبا مباش، و باید کوشش تو در کار بعد از مرگ باشد (باید سعى کنى تا وسائل آمرزش و نیکبختى زندگانى جاوید بعد از مرگ را دریابى).

اما بعد (از حمد و ثناى الهى) انسان گاه مسرور مى شود به سبب رسیدن به چیزى که هرگز از دستش نمى رفت! و ناراحت مى شود به سبب از دست دادن چیزى که هرگز به او نمى رسید، حال که چنین است شادى و سرور تو باید به خاطر چیزى باشد که در مسیر آخرت به دست آورده اى و تأسف و اندوهت به سبب آن امور معنوى و اخروى باشد که از دست داده اى. بنابراین به خاطر آنچه از دنیا به دست آورده اى زیاد خوشحال نباش و آنچه را از دنیا از دست داده اى بر آن تأسف نخور و جزع نکن; تمام همّت خود را به آنچه بعد از مرگ و پایان زندگى است متوجه ساز.

شرح

إلى عَبْدِاللهِ بْنِ الْعَبّاسِ رَحِمَهُ اللهُ تَعالى، وَکانَ عَبْدُاللهِ یَقُولُ: «مَا انْتَفَعْتُ بِکَلام بَعْدَ کَلامِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، کَانْتِفاعی بِهذا الْکَلامِ!»

از نامه هاى امام(علیه السلام) است که به عبدالله بن عباس(رحمه الله) مرقوم داشته و عبدالله همواره مى گفت: پس از سخنان پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از هیچ سخنى به اندازه این سخن سود نبردم.(۱)

نامه در یک نگاه:

روح این نامه همان چیزى است که در قرآن مجید در سوره حدید آمده است: «(لِکَیْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ); این به جهت آن است که براى آنچه از دست داده اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده شده دلبسته و شادمان نباشید».

اگر این دستور را انسان در زندگى به کار بندد هرگز دگرگونى هاى روزگار و طوفان هاى زندگى او را تکان نخواهد داد.

خوشحالى و تأسف بیجا:

در این نامه، امام(علیه السلام) نخست به دو نکته مهم و سرنوشت ساز که در سراسر زندگى انسان تأثیر گذار است اشاره کرده ومى فرماید: «اما بعد (از حمد و ثناى الهى) انسان گاه مسرور مى شود به سبب رسیدن به چیزى که هرگز از دستش نمى رفت! و ناراحت مى شود به سبب از دست دادن چیزى که هرگز به او نمى رسید»; (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْمَرْءَ قَدْ یَسُرُّهُ دَرَکُ(۲) مَا لَمْ یَکُنْ لِیَفُوتَهُ وَ یَسُوؤُهُ فَوْتُ مَا لَمْ یَکُنْ لِیُدْرِکَهُ).

مواهب دنیا بر دو گونه است; بخشى از آن با سعى و کوشش به دست مى آید و با سستى و تنبلى از دست مى رود. بخشى دیگر چنان است که بدون سعى و کوشش در اختیار او قرار مى گیرد و قسمتى چنان است که به هر حال از دست مى رود، هرچند نهایت سعى و تلاش را بنماید.

بخش اوّل محدوده اختیارات انسان است و آیه شریفه (وَأَنْ لَّیْسَ لِلاِْنْسانِ إِلاّ ما سَعى)(۳) اشاره به آن دارد; ولى بخش دوم محدوده قضا و قدر حتمى است که از تحت اختیار انسان بیرون است.

امام(علیه السلام) در حقیقت به این نکته اشاره مى کند که بسیارى از چیزهایى که مایه مسرت انسان است از بخش دوم است. به هر حال امورى بوده که طبق قضا و قدر الهى در اختیار او قرار مى گرفته، بنابراین مسرور شدن به سبب آن بیهوده است; مثل اینکه کسى به سبب طلوع آفتاب مسرور شود و در نقطه مقابل امورى است که با هیچ سعى و کوششى به دست نمى آید و اگر کسى به سبب از دست رفتن آن غمگین شود، بیهوده غمگین شده; مثل اینکه براى غروب آفتاب غمگین گردد که چرا آفتاب چهره خود را پنهان کرد.

مواهب مادّى اعم از اموال، ثروت ها، مقامات و پیروزى ها و همچنین شکست ها، ناکامى ها و از دست رفتن امکانات، در بسیارى از مواقع از همین قبیل است; نه آمدنش اختیارى بوده و نه از دست رفتنش، نه آمدنش باید مایه سرور باشد و نه از دست رفتنش مایه تأسف.

هنگامى که ما از این دیدگاه به حوادث زندگى خود نگاه کنیم و پیروزى ها و شکست ها را از این منظر ببینیم، نه پیروزى ها موجب شادى و ذوق زدگى مى شود و نه شکست ها مایه اندوه و غم.

آن گاه امام(علیه السلام) چنین ادامه مى دهد: «حال که چنین است شادى و سرور تو باید براى چیزى باشد که در مسیر آخرت به دست آورده اى و تأسف و اندوهت به سبب امور معنوى و اخروى باشد که از دست داده اى»; (فَلْیَکُنْ سُرُورُکَ بِمَا نِلْتَ مِنْ آخِرَتِکَ، وَلْیَکُنْ أَسَفُکَ عَلَى مَا فَاتَکَ مِنْهَا).

دلیل آن هم روشن است مواهب مادى چه اختیارى و چه غیر اختیارى به سرعت رو به فنا مى رود و حتى در زمان وجودش قابل اعتماد نیست و دائما در معرض آفت ها و آسیب هاست و محرومیّت هاى مادى نیز زودگذر و پایان پذیر است; آنچه همیشه باقى مى ماند، مواهب اخروى است و آنچه براى از دست رفتنش باید تأسف خورد، همین مواهب جاودانى است.

امام(علیه السلام) در پایان در یک نتیجه گیرى شفاف و روشن مى فرماید: «بنابراین آنچه از دنیا به دست آورده اى زیاد به آن خوشحال نباش و آنچه را از دنیا از دست داده اى بر آن تأسف نخور و جزع نکن; تمام همّت خود را براى آنچه بعد از مرگ و پایان زندگى است قرار ده»; (وَمَا نِلْتَ مِنْ دُنْیَاکَ فَلاَ تُکْثِرْ بِهِ فَرَحاً، وَمَا فَاتَکَ مِنْهَا فَلاَ تَأْسَ عَلَیْهِ جَزَعاً، وَلْیَکُنْ هَمُّکَ فِیمَا بَعْدَ الْمَوْتِ).

در پایان این نامه لازم است توجّه کنیم که مواهب دنیا بر دو قسم است و مواهب آخرت یک نوع بیش نیست، مواهب دنیا گاه با تلاش و کوشش به دست مى آید و گاه بدون تلاش و کوشش; و به تعبیر بعضى: «گر نستانى به ستم مى دهند». از آنجا که انسان در بسیارى از مواردى که به نعمتى مى رسد یا از نعمتى محروم مى شود، نمى داند دقیقا از کدام قسم است به همین دلیل امام(علیه السلام) مى فرماید: به آنچه مى رسى زیاد مسرور و شادمان نباش چه بسا از آن نوع مواهبى بوده که هرگز از دست نمى رفت، همچنین از آنچه محروم مى شوى نگران نباش چه بسا چیزى بوده که هرگز به دست نمى آمده است; ولى تمام همّت خود را براى آخرت بگمار که آن را جز با سعى و تلاش و کوشش به کسى نمى دهند. همان گونه که امام(علیه السلام) در جاى دیگر از نهج البلاغه مى فرماید: «لاَ تَکُنْ مِمَّنْ یَرْجُو الاْخِرَهَ بِغَیْرِ عَمَل; از کسانى نباش که امید نجات درآخرت دارد و عمل صالحى انجام نمى دهد».(۴)

*****

نکته ها:

  1. پاسخ به یک سؤال:

در تعبیر امام(علیه السلام) در نامه بالا آمده بود که باید شادى تو براى امورى باشد که از آخرت به دست آورده اى در حالى که مى دانیم آخرت در آینده به دست مى آید نه در دنیا.

ولى باید توجّه داشت که اولاً بسیارى از امور معنوى است که انسان در دنیا به دست مى آورد و نوعى امور اخروى محسوب مى شود; مانند موفقیّت در سیر و سلوک الى الله. ثانیاً این جمله ناظر به اسباب نائل شدن به مواهب اخروى است; کسى که داراى اعمال صالح و صفات پسندیده در این دنیاست مى توان گفت که به مواهب اخروى نائل شده است; زیرا اسبابش را از امروز فراهم ساخته است و به تعبیر دیگر نائل شدن به اسباب، نوعى نیل به مسببات است.

  1. انسان فاعل مختار است:

در بحث جبر و اختیار ثابت شده است که طبق دلایل عقلى و آیات فراوان در قرآن مجید و روایات اهل بیت(علیهم السلام) انسان در اعمال خود فاعل مختار است و محال است انسان مجبور بر گناه باشد و خداوند عادل او را مجازات کند و ممکن نیست مجبور بر اعمال صالح باشد و خداوند پاداشى به عنوان استحقاق به او بدهد; ولى بى شک در زندگى انسان امورى وجود دارد که از اختیار او بیرون است و خداوند هرگز نه او را مجازات مى کند و نه پاداشى مى دهد; مثل اینکه انسان در چه زمان و چه مکان و از کدام پدر و مادر و با چه خصوصیات جسمانى متولد شود. این امور ممکن است در چگونگى اعمال انسان اثر بگذارد ولى تأثیر قطعى و غیر قابل اجتناب نمى گذارد و به تعبیر دیگر این امور ممکن است زمینه هایى براى اعمال صالح و غیر صالح فراهم سازد; اما حرف آخر را اراده انسان مى زند که تصمیم مى گیرد کارى را انجام دهد یا ندهد.

البتّه آنها که زمینه هاى مساعدترى براى اعمال صالح دارند نسبت به آنها که از زمینه هاى نامساعدترى برخوردارند پاداش کمترى دارند و به عکس آنها که زمینه هاى مساعدترى براى گناه دارند و آن را ترک مى کنند پاداش بیشترى از کسانى که زمینه هاى نامساعدترى دارند، خواهند داشت که با ذکر دو مثال مى توان آن را روشن ساخت; بسیارى از مردم به مسجد مى روند ولى همسایه مسجد با کسى که در یک کیلومترى آن قرار دارد یکسان نیست.

مسلمانان روزه مى گیرند ولى پاداش کسى که مزاج قوى و نیرومندى دارد با کسى که مزاج ضعیفى دارد نمى تواند یکسان باشد. شرح این مطلب در کتب مختلف آمده است.

*****

پی نوشت:

۱ . سند نامه: به گفته نویسنده مصادر نهج البلاغه، این نامه از روایات متواترى است که گروه زیادى قبل از سیّد رضى و بعد از او در کتاب هاى خود آورده اند. از جمله کسانى را که قبل از سیّد رضى نام مى برد: نصر بن مزاحم در کتاب صفین، مرحوم کلینى در روضه الکافى، بلاذرى در انساب الاشراف و یعقوبى در کتاب تاریخش و بعد از مرحوم سیّد رضى گروه دیگرى را نیز نام مى برد و از مجموع این نقل ها استفاده مى شود که نامه، نامه بسیار مشهور و معروفى بوده است (مصادر نهج البلاغه، ج ۳، ص ۲۳۴).

۲ . «درک» در بسیارى از نسخه هاى نهج البلاغه «دَرَک» بر وزن «نمک» آمده است; ولى در بعضى «دَرْک» بر وزن «ارک» آمده است و هر دو به یک معناست و آن به دست آوردن چیزى است.

۳ . نجم، آیه ۳۹ .

۴ . نهج البلاغه، کلمات قصار ۱۰۵ .

منبع: ahlolbait.ir/article/16482/

دعای سریع التاثیر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) برای رفع هم و غم و اندوه.

اشاره:

قطعا مشکلات مالی و گرفتاریهای متعدد می تواند باعث به وجود آمدن افسردگی و ناراحتی شود بعضاً شخص را به راه های ناصواب بکشاند اگر به خواهیم از شر این مشکلات رهای  یابیم قطعا خواندن دعا بسیار کارگشا است. دعا ها موجب می شوند که شما به حریم امن الهی نزدیک شده و از پلیدی های شیطان رجیم فاصله بگیرید؛ پس دعای سریع التاثیر و مجرب دفع فقر و مشکلات مالی را موجب می شود.

 دعای سریع التاثیر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) برای رفع هم و غم و اندوه

یَا جَالِیَ الْأَحْزَانِ وَ یَا مُوَسِّعَ الضِّیقِ وَ یَا أَوْلَى بِخَلْقِهِ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ یَا فَاطِرَ تِلْکَ‏ النُّفُوسِ وَ مُلْهِمَهَا فُجُورَهَا

وَ تَقْوَاهَا نَزَلَ بِی یَا فَارِجَ‏ الْهَمِّ هَمٌّ ضِقْتُ بِهِ ذَرْعاً وَ صَدْراً حَتَّى خَشِیتُ أَنْ أَکُونَ غَرَضَ فِتْنَهٍ یَا اللَّهُ وَ بِذِکْرِکَ

تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ قَلِّبْ قَلْبِی مِنَ الْهُمُومِ إِلَى الرَّوْحِ وَ الدَّعَهِ وَ لَا تَشْغَلْنِی عَنْ ذِکْرِکَ

بِتَرْکِکَ مَا بِی مِنَ الْهُمُومِ إِنِّی إِلَیْکَ مُتَضَرِّعٌ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی لَا یُوصَفُ إِلَّا بِالْمَعْنَى لِکِتْمَانِکَ‏ هُوَ فِی

غُیُوبِکَ ذَاتِ النُّورِ اجْلُ‏ بِحَقِّهِ أَحْزَانِی وَ اشْرَحْ صَدْرِی بِکُشُوطِ مَا بِی مِنَ الْهَمِ‏ یَا کَرِیم‏

پی نوشت:

۱٫ الجواهر السنیه فی الأحادیث القدسیه (کلیات حدیث قدسى)، ص ۳۴۵

بازگشت شادی به زندگی پس از سوگواری

جدایی از عزیزان به هر شکل و در اثر هر عاملی که باشد (طلاق، مرگ، در مواقعی مهاجرت و… )، تلخ و دردناک است. برخی افراد را با بحران‌های عاطفی کوتاه یا بلندمدت مواجه می‌کند.

تقریبا اغلب ما با چنین شرایطی در میان خانواده و بستگان خود مواجه بوده و گاهی مستأصل مانده‌ایم که با این افراد چگونه رفتار کنیم یا چه اقداماتی می‌توان انجام داد تا فرد یا افراد سوگوار واقعیت را بپذیرند سریع‌تر به جریان عادی زندگی بازگردند. برای آشنایی با روان‌شناسی سوگ و دستیابی به راهکارهای موثر در این زمینه با مرجان فتحی، مشاور و دانشجوی دکترای روان‌شناسی سلامت گفت‌وگو کرده‌ایم.

عبور از دوران سوگواری، یک فرآیند چند مرحله‌ای است و مدت زمان عبور از این شرایط، در افراد متفاوت است.

انکار و ناباوری: این، اولین مرحله سوگواری است. وقتی جدایی اتفاق می‌افتد مخصوصا اگر این واقعه در اثر مرگ یکی از اعضای درجه اول خانواده و به‌ صورت ناگهانی باشد، تلخی اتفاق به قدری دردناک است که فرد گمان می‌کند در خواب است و واقعه را نه‌تنها باور نمی‌کند بلکه انکار هم می‌کند. بیان احساسات و افکار از سوی فرد باعث می‌شود که او به تدریج مرگ عزیز از دست رفته را بپذیرد.

خشم از واقعه: در این مرحله، فرد از چرایی وقوع اتفاق برای او دچار خشم و رنج می‌شود. واقعه را یک بی‌عدالتی می‌داند و بابت این موضوع عصبانی و شاکی است. والدینی که فرزند خود را از دست داده‌اند، احساس می‌کنند به آنان ظلم شده است. گاهی آنان خود را مسئول مرگ فرزندشان می‌دانند و دچار عذاب وجدان می‌شوند. در این شرایط، والدین احساس می‌کنند بخشی از هویت خود را از دست داده‌اند. درک شرایط فرد و حمایت عاطفی و اجتماعی از فرد سوگوار باعث می‌شود که او این مرحله را راحت‌تر سپری کند.

معامله: فرد به‌ واسطه شدت علاقه و میزان وابستگی، تمایل می‌یابد تا تمام دارایی‌های خود را بدهد اما فردی که از دست داده است، دوباره به زندگی برگردد.

گناه: قضاوت و سرزنش ناشی از کارهایی که می‌شد برای عزیز از دست رفته انجام داد اما به هر علت انجام نشده است، باعث می‌شود فرد سوگوار دچار عذاب وجدان و گناه شود. در این مرحله فرد باید محدودیت‌های خود را بپذیرد و خود را ببخشد.

افسردگی: در این مرحله، اطرافیان شاهد نوسانات خلقی در فرد هستند. اما گوشه‌گیری‌ها و احساس غم این دوران، نباید طولانی مدت شوند و فرد باید به تدریج به فرایند عادی بازگردد و فعالیت اجتماعی خود را از سرگیرد. توجه داشته باشید که تشویق افراد برای بازگشت به وضعیت عادی اصلا موثر نیست.
در چنین شرایطی، فرد سوگوار انتظار دارد تا دیگران سوگ او را دریابند و اجازه دهند تا او مراحل سوگواری خود را سپری کند. به همین دلیل از دیگران انتظار ندارد که در شرایطی که او احساس غم و افسردگی دارد، او را به شاد بودن تشویق کنند. می‌توانید منتظر بمانید تا فرد هر زمانی که تمایل دارد درباره مرگ عزیز خود صحبت کند. در چنین شرایطی توجه داشته باشید که تن صدای شما، آرام و با محبت همراه با همدلی باشد؛ به‌گونه‌ای که فرد متوجه شود که او برای شما مهم است و با محبت و علاقه دارید به حرف‌های او گوش می‌کنید. شما نیز از تجربیات مشابه خود با فرد صحبت کنید و از احساسات و غمی که در آن دوران تجربه کرده‌اید، صحبت کنید.

تنهایی: خلا ناشی از دست دادن عزیز، باعث می‌شود فرد احساس تنهایی را تجربه کند. دریافت حمایت اجتماعی و حضور فرد در همنشینی‌ها در کاهش این احساس، بسیار موثر است. این احساس در بین افرادی که همسر خود را از دست داده‌اند، شدیدتر است.

پذیرش: یکی از اشتباهات رایج اغلب افراد در مواجهه با فرد سوگوار، این است که از او انتظار دارند از همان دقایق اولیه واقعیت را بپذیرد. در صورتی که پذیرش اتفاق به معنای واقعی زمان‌بر بوده و چنین انتظاری از سوی اطرافیان غیرواقع‌بینانه است. هر چند پذیرش واقعه از سوی فرد سوگوار، به معنای بازگشت شادی به زندگی او نیست. فرد در این مرحله می‌پذیرد که چاره‌ای جز ادامه زندگی بدون عزیز از‌ دست رفته ندارد. معاشرت و ارتباط با دوستان و افراد مورد علاقه، می‌تواند در بهتر شدن احساسات فرد بسیار موثر باشد.

پایان اندوه: این مرحله در افراد، متفاوت است. میزان نزدیکی و ارتباط فرد با متوفی، در پایان‌یافتن زمان اندوه موثر است. در برخی ممکن است این فرآیند یک‌سال و برخی دیگر چند سال طول بکشد. هر چه رابطه فرد با متوفی صمیمی‌تر باشد، مرحله بهبود طولانی‌تر می‌شود.

امید و بازگشت به زندگی: گذشت زمان، فرد را به مرحله‌ای می‌رساند که دیگر یادآوری خاطرات، فرد را کمتر اذیت می‌کند.

علائم افسردگی بالینی در افراد سوگوار

عدم‌تمرکز، بی‌خوابی، زود از خواب بیدار شدن، دیر خوابیدن، خواب طولانی و بیدار شدن با خستگی، تغییر عادات غذایی، بی‌اشتهایی، عدم احساس مزه غذا، پرخوری و افزایش اشتها، احساس گناه، ناامیدی و تنهایی، افزایش انتقاد و سرزنش خود، افکار خودکشی، انزوای شدید، افزایش مصرف دارو و آرامبخش علائمی است که در صورتی که شاهد وجود آنها در فرد سوگوار بیش از دو هفته بودید، احتمال ابتلای فرد به افسردگی بالینی وجود دارد. در چنین شرایطی برخی افراد به خودکشی فکر می‌کنند. می‌توانید به‌صورت مستقیم از او سوال کنید که «آن‌ قدر ناراحتی که حاضری به خودت آسیب برسانی» نگران نباشید این پرسش احتمال بروز خودکشی را افزایش نمی‌دهد. اتفاقا باعث می‌شود که فرد، افکار خود را بیان کند. در این مواقع، فرد را تشویق کنید تا با یک روان‌شناس صحبت کند. درمان این نوع افسردگی ۹ تا ۱۲ ماه یا بیشتر طول می‌کشد. هر چند در مواقعی نیز فرد در مدت ۴ تا ۶ هفته در مسیر بهبودی قرار گرفته است.

منبع: جام جم آنلاین

دستورالعمل درمان افسردگی بدون قرص

دارو‌های ضد افسردگی و هزار و یک چیز دیگر، در درمان خمودگی شما بی‌تاثیر نیستند اما آنچه می‌تواند زندگی شما را برای همیشه دگرگون کرده و شما را از مصرف چنین ترکیباتی بی‌نیاز کند، داشتن یک هدف در زندگی است.

دارو‌های ضد افسردگی و هزار و یک چیز دیگر، در درمان خمودگی شما بی‌تاثیر نیستند اما آنچه می‌تواند زندگی شما را برای همیشه دگرگون کرده و شما را از مصرف چنین ترکیباتی بی‌نیاز کند، داشتن یک هدف در زندگی است. شادی حقیقی، با آمدن چنین هدفی، به زندگی شما می‌آید. هدفی که موجب می‌شود درجا نزنید و هر لحظه از زندگی‌تان، با لحظه قبل تفاوت داشته باشد. همین است که باعث می‌شود قدم برداشتن به جلو، به یک اتفاق عادی در زندگی شما تبدیل شود.

با مهار ذهنتان، شما تنها از پس افسردگی‌های مزمن یا گاه و بی‌گاه برنمی‌آیید، بلکه می‌توانید تمام زندگی‌تان را زیر و رو کنید و یک سروگردن از خود قدیمی‌تان بالاتر بروید. اگر می‌خواهید چنین زندگی‌ای را آغاز کنید، از راهنمایی‌های دکتر اوز کمک بگیرید. او که سال‌هاست کتاب‌هایش از پرفروش‌ترین کتاب‌های روانشناسی و سبک زندگی بوده‌، حتما به شما در این مسیر کمک می‌کند.

هوای خوابتان را داشته باشید

بی‌خوابی، دشمن شادی است. ساعات خواب نامنظم و خواب آشفته، نه‌تنها در طول روز شما را خسته و بی‌رمق می‌کند، بلکه افسردگی و اضطراب را هم به یکی از مشکلات جدی زندگی‌تان تبدیل می‌کند. خواب، عمیق‌ترین تاثیر را روی هورمون‌هایتان می‌گذارد و باعث می‌شود بدنتان روی روال طبیعی قرار گیرد. بررسی‌ها ثابت کرده بی‌خوابی هم می‌تواند یکی از عوارض افسردگی باشد و هم یکی از عواملی باشد که شما را بیشتر به سمت افسردگی می‌برد. اما یاد‌تان نرود یک خواب آرام و شادی‌آور، اصول خودش را دارد؛ پس اگر می‌خواهید خنده از لب‌هایتان نرود، از این اصول پیروی کنید:

ساعات معینی را برای خوابیدن و بیدار شدن انتخاب کنید. بعد از ساعات کاری تنها ۳۰،۲۰ دقیقه چشم‌هایتان را ببندید و تاریکی شب را برای خواب اصلی‌تان انتخاب کنید. شب‌زنده‌داری می‌تواند خیلی زود شما را افسرده کند.

بدون نور چراغ و دیگر عوامل مزاحم بخوابید. سعی کنید یک اتاق آرام و بدون وسایل اضافی را انتخاب کرده و حتی عامل مزاحمی مثل ساعت‌هایی که صدای تیک‌تاک بلندی دارند را هم در اتاقتان نگذارید.

قبل از رسیدن زمان خواب‌تان، ۱۰ دقیقه برای مشخص کردن کار‌های فردایتان وقت بگذارید، ۱۰ دقیقه به پوست و ظاهر‌تان برسید و ۱۰ دقیقه هم برای رسیدن به آرامش، حرکات کششی ذهن و جسم یا راه‌های دیگر تمرکز را امتحان کنید.

رابطه‌های تلگرافی را کنار بگذارید

درست است که شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شوند بیشتر از قبل با اطرافیان‌تان در ارتباط باشید، اما اگر می‌خواهید حس و حالتان بهتر از این باشد، ارتباط‌های اینترنتی‌تان را به حاشیه برانید و با افرادی که دوست‌شان دارید یا دوست‌تان دارند، رو در رو صحبت کنید. نه‌ این که از همین امروز بلکه از هر نوع ارتباط آنلاینی فاصله بگیرید. اما اجازه ندهید این ملاقات‌های رایانه‌ای، باعث شوند عزیزان‌تان را کمتر ببینید یا کمتر صدایشان را بشنوید. سعی کنید با دیدن کسانی که برایتان اهمیت دارند، انرژی‌تان را چند برابر کنید و اگر در این روزهای پرترافیک و پرکار، فرصت دیدنشان را ندارید، با یک تلفن کوتاه از حالشان باخبر شوید. یکی از جدی‌ترین آسیب‌هایی که می‌توانید به خود بزنید، زندگی در یک جزیره و بدون هم‌صحبتی با دیگران است. پس خود را از این جزیره خالی از سکنه بیرون بکشید.

قدرشناس باشید

دفترچه‌های خاطرات، تنها برای نوشتن گلایه‌های شما از جهان نیستند. هر چند اگر شما احساسات منفی‌تان را بنویسید و بعد آن‌ را پاره کنید و دور بریزید، می‌تواند کمک خوبی برای روان‌تان باشد. اما این بار ما می‌خواهیم از دفترچه‌ای صحبت کنیم که قرار است با موضوعات مثبت پر شود. یک دفترچه با جلدی زیبا بردارید یا این که سعی کنید آن را با سلیقه خودتان زیبا کنید. سعی کنید انرژی‌بخش بودن این دفترچه، حتی از روی جلدش هم مشخص باشد. حالا وقت آن است که قدم‌های زیر را بردارید:

در پایان هر روز، ۱۵ دقیقه برای نوشتن وقت بگذارید.

این ۱۵ دقیقه را به نوشتن در مورد تمام آدم‌هایی اختصاص دهید که در طول روز به شما کمک کرده‌اند یا در برداشتن یک قدم مثبت به شما انگیزه داده‌اند. حالا یک متن کوتاه از سر قدرشناسی بنویسید. می‌توانید یک فهرست از تمام اتفاقات و افرادی که باید از آنها قدردانی کنید بنویسید یا روی یکی، دو مورد تمرکز کنید. بعد از چند روز، به عقب بر‌گردید و تاثیر این قدر‌شناسی را روی روزهایی که گذشته ببینید. این به عقب برگشتن، باعث می‌شود که هرگز تاثیر این آدم‌ها را در زندگی‌تان فراموش نکنید و نگذارید که کینه‌های ریز و درشت شادی را از شما بگیرند. این یادداشت‌ها به شما یادآوری می‌کند حتی در سخت‌ترین روزها، افرادی در زندگی شما وجود دارند که اجازه نمی‌دهند به‌دلیل مشکلات زندگی از هم بپاشید.

با خودتان مهربان باشید

شما هم مثل هر فرد دیگری، نقاط ضعفی دارید اما اگر می‌خواهید چنین موضوعاتی به ویژگی‌های اصلی شخصیت‌تان تبدیل نشوند و از شما یک فرد ضعیف نسازند، باید مسیر دیگری را امتحان کنید. به جای این که مداوم از خود بپرسید «چرا نمی‌توانم هیچ کاری را درست انجام دهم»، با واژه‌های مثبت با خود صحبت کنید. روی کارهایی که «می‌توانید» انجام دهید تمرکز کنید و بعد از تمام‌کردنشان به‌خود بگویید «آفرین! کارت عالی بود!» پس در اولین قدم، مثبت حرف زدن با خودتان را فراموش نکنید و اگر نمی‌توانید از پس‌کاری بربیایید، زندگی‌تان را برای آنچه می‌توانید بگذرانید.

با یک تیر دو نشان بزنید

شاید فکر کنید تمام این خستگی‌ها و افسردگی‌ها در ذهن شما می‌گذرند اما باید بدانید آرام شدن بدنتان، تاثیر خارق‌العاده‌ای روی سلامت ذهن‌تان دارد. پس قبل از هر کاری، به جسم‌تان سروسامان دهید. ورزش‌هایی که تمرکز شما را بیشتر می‌کنند بهترین راه برای شاد کردنتان هستند. حرکات کششی ذهن و جسم (یوگا)، تای‌چی یا ورزش‌هایی از این دست، نه‌تنها استرس‌های روزمره را از شما می‌گیرند، بلکه بدنتان را هم سالم‌تر می‌کنند و با تزریق آرامش به بدنتان، شما را شادتر می‌کنند. با ورزش‌های سخت خود را خسته نکنید و سعی کنید با تمرین‌های آرام و آرامش‌بخش، هم بدنتان را قوی کنید و هم به ذهنتان آرامش دهید.

۳۰ دقیقه مثبت ببینید

این که تمام روز به غم‌هایتان فکر کنید، کار سختی نیست. قدرت غم‌ها، آن قدر زیاد است که بتواند تمام روز شما را به خود درگیر کند. اما اگر واقعا به دنبال شادی هستید، باید از هر راه باریکی برای رسیدن به آن بگذرید. به شکلی برنامه‌ریزی کنید که بتوانید ۳۰دقیقه از روز‌تان را بدون این فکر و خیال‌ها بگذرانید. در این ۳۰ دقیقه، هیجان‌انگیز‌ترین فعالیتی که می‌توانید را انجام دهید. مهم نیست این زمان را به ورزش، نقاشی یا هر کار دیگری بگذرانید. مهم این است که با تمام وجود از این زمان‌کوتاه لذت ببرید و به هیچ چیز منفی‌ای فکر نکنید. اگر در تمام روز باید سخت کار کنید، به بچه‌ها برسید و ریخت‌وپاش‌های همسرتان را جمع کنید، در این ۳۰ دقیقه تنها به‌فکر خودتان باشید و ذهنتان را از هر استرس و نگرانی‌ای خالی کنید.

زنده زندگی کنید

قضاوت شما در مورد خودتان، می‌تواند شادی‌تان را تضمین کند یا شما را به ناامید‌ترین آدم روزگار تبدیل کند. اما تنها بخش کوچکی از این قضاوت، زاده ذهن شماست. بخش اصلی آن از طریق واکنش‌هایی که دیگران به شما، حضورتان و رفتارهایتان می دهند، شکل می‌گیرد. پس برای این که هم خودتان نگاه بهتری نسبت به خود داشته باشید و هم دیگران برداشت مثبت‌تری نسبت به شما داشته باشند، راه‌های زیر را امتحان کنید:

صاف بایستید و یک قدم بلند بردارید. با شانه‌های عقب داده راه بروید و سرتان را بالا نگه‌دارید. با اعتماد به‌ نفس و با نگاهی مثبت قدم بردارید. پایتان را روی زمین نکشید. بگذارید برای تک‌تک قدم‌هایی که برمی‌دارید، لذت ببرید.

پیروز‌مندانه حرف بزنید. به صدای‌تان انرژی و شادی تزریق کنید و این انرژی را به مخاطب‌تان هم منتقل کنید. نشان دهید به حرف‌هایتان مطمئنید با صدایی حرف بزنید که نه گوش کسی را آزار دهد و نه آن قدر آهسته که شنیدنش دشوار باشد.

امید را از واژه‌هایتان نگیرید. چه زمانی که با دیگران حرف می‌‍‌‌‌‌‌زنید و چه وقتی که در ذهنتان، سعی کنید از جملات و کلماتی استفاده کنید که بوی شکست و ناامیدی نمی‌دهند. با امید پیش بروید. با تمرکز کردن روی مشکلات، موفقیت به دست نمی‌آید. سعی کنید بیش از آن که به گرفتاری‌هایتان فکر کنید، روی راه‌حل‌های ممکن تمرکز کنید و وقتی که نگرانی به شما هجوم می‌آورد، در ذهنتان تکرار کنید که برای هر مشکلی راهی وجود دارد.

شادی را بو بکشید

نمی‌توانیم بگوییم مشکلات در زندگی شما جایی ندارند. اما شما هم مثل تمام افراد روی زمین، با آنها روبه‌رو می‌شوید و به‌ خاطرشان زجر می‌کشید. شاید نتوانیم آنها را از زندگی‌مان حذف کنیم ولی می‌توانیم بگوییم، با درس گرفتن از آنها، می‌توانید زندگی شادتری داشته باشید. به‌ جای این که اجازه دهید سختی‌ها شما را از پا دربیاورند، در لحظه روبه‌رو شدن با آنها، به آنچه در زندگی دارید فکر کنید. به‌ جای نابود کردن خود در آن لحظه، به این فکر کنید چه چیزهایی، واقعا در زندگی‌تان ارزش و اهمیت دارند و برای حفظ کردنشان چه راهی را باید بروید. یادتان نرود زندگی کوتاه است و شما برای در دست گرفتن چیزهایی که آرزو داشته‌اید، فرصت زیادی ندارید. پس این زمان کوتاه را برای غصه‌هایتان خرج نکنید.

برای بالا بردن روحیه و جوان ماندن ذهنتان، باید به فکر خورد و خوراک‌تان هم باشید. غذاهای تند و شکلات می‌توانند شما را سرزنده و جوان نگه‌دارند. البته قرار نیست همه این خوراکی‌های انرژی‌بخش را با هم بخورید اما می‌توانید این تنقلات را، در کنار یک رژیم غذایی سالم و آرامش‌بخش میل کنید. شکلات تلخ، ۷۰درصد کاکائو در خود دارد و یک نیروی کمکی برای بدنتان به حساب می‌آید و نمی‌گذارد فشار خونتان بالا برود. غذاهای تند و فلفل چیلی، نوعی مسکن قوی هستند که نمی‌گذارند روان شما به دلیل درد‌های بدنتان آسیب ببیند. پس بدون افراط در خوردن این خوراکی‌ها، هر روز میزان کمی از آنها را به رژیم‌تان راه دهید.

منبع: برترین‌ها

باورهای عامیانه اشتباه در مورد افسردگی

خوشبختانه افسردگی، یک اختلال قابل درمان است اما داروهای ضد افسردگی، برای درمان آن کافی نیستند. در حالی که این داروها قابلیت تغییر شیمی مغز و رفع مشکلات بیولوژیکی ریشه‌دار را دارند، اما افسردگی گاه نیاز به روان درمانی نیز دارد.

اگرچه افسردگی بیش از ۱۰ درصد جمعیت عمومی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما هنوز تصورات و اسطوره‌ها در مورد این بیماری ادامه دارند. به منظور تسخیر افسردگی، این مهم است که در مورد آن حقایق درست به جمعیت عمومی، آموزش داده شود.

تصورات غلط درباره افسردگی، یکی از موانع اصلی برای ادامه و پیگیری روند درمان هستند. در اینجا به برخی افسانه‌های رایج در مورد بیماری افسردگی و حقایق پشت این افسانه‌ها اشاره شده است:

افسردگی یک بیماری واقعی نیست

بسیاری از مردم به اشتباه معتقدند که افسردگی به عنوان یک ضعف شخصیت یا غم و اندوه تعریف شده است. اما باید گفت این عارضه، یک اختلال پیچیده است و آنهم با ریشه‌های روانی، اجتماعی و بیولوژیکی. افسردگی یک بیماری روانی است که می‌تواند از راه‌های مختلف از جمله دارو و روان درمانی اصلاح شود.

داروهای ضد افسردگی همیشه می‌توانند افسردگی را درمان کنند

خوشبختانه افسردگی، یک اختلال قابل درمان است اما داروهای ضد افسردگی، برای درمان آن کافی نیستند. در حالی که این داروها قابلیت تغییر شیمی مغز و رفع مشکلات بیولوژیکی ریشه‌دار را دارند، اما افسردگی گاه نیاز به روان درمانی نیز دارد.

افسردگی همیشه به خاطر یک وضعیت تلخ رخ می‌دهد

اگرچه رویدادهای تلخ مانند مرگ، منجر به ایجاد افسردگی می‌شود، اما گاه این بیماری می‌تواند بدون هیچ رویداد منفی نیز رخ دهد، حتی زمانی که همه چیز در زندگی مثبت به نظر می‌رسد. غم، بی‌حالی، تمایل به خودکشی و … اغلب می‌تواند بدون توضیح و به طور ناگهانی تظاهر کند. در واقع گاه هیچ دلیل منطقی برای ابتلا به افسردگی وجود ندارد.

ابتلای والدین به افسردگی، به معنای ابتلای بقیه اعضای خانواده است

اگرچه تحقیقات نشان می‌دهد که افسردگی می‌تواند پایه‌های ارثی داشته باشد، اما به طور کلی مشکلات بهداشت روانی یکی از اعضای خانواده، می‌تواند سبب این مساله را در بین افراد دیگر خانواده نیز شایع کند. اتفاقی که با دوری از عوامل خطر افسردگی، کاملا قابل پیشگیری است.

داروهای ضد افسردگی، شخصیت افراد را تغییر می‌دهند

داروهای ضد افسردگی با تغییر مواد شیمیایی مغز منجر به کاهش اختلالات خلقی می‌شوند. فکر کردن در مورد تغییر مواد شیمیایی مغز می‌تواند ترسناک به نظر بیاید اما این داروها تنها برای تغییر مواد شیمیایی خاصی در مغز طراحی شده‌اند و نمی‌توانند شخصیت فرد را به طور کلی تغییر دهند.

داروهای ضد افسردگی را باید تا آخر عمر مصرف کرد

این داروها به عنوان یک راهکار طولانی مدت برای درمان افسردگی مطرح شده‌اند. اما طول دوره درمان، بستگی به شدت اختلال دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، لازم نیست بعد از دوره درمان، این داروها را در روزهای ما بقی عمر خود مصرف کنند. به همین دلیل، گزینه روان درمانی نیز در کنار درمان‌های دارویی پیشنهاد شده است و فرد افسرده می‌تواند راهکارهای جدید و سالم را برای مقابله با افسردگی با هدف از بین بردن نیاز به دارو بیاموزد.

افسردگی فقط مخصوص زنان است

اگرچه بنا به گزارش‌ها زنان دو برابر بیشتر از مردان به افسردگی مبتلا می‌شوند، اما این بیماری مختص هر دو جنس است. در واقع نرخ خودکشی ناشی از افسردگی در مردان بالاتر از زنان است.

حرف زدن درباره افسردگی، روند آن را وخیم‌تر می‌کند

این یک تصور غلط است. بحث درباره افسردگی با دیگران احساسات مخرب را تقویت نمی‌کند و فرد را روی تمرکز منفی نگه نمی‌دارد. در واقع تنها بودن با احساسات منفی خطرناک‌تر است. داشتن یک شنونده حمایتی، قابل اعتماد و بدون قضاوت برای درمان افسردگی بسیار مهم است. در حقیقت گفتاردرمانی، برای درمان افسردگی‌های خفیف تا متوسط می‌تواند مفید باشد.

افسردگی جزئی از روند پیری است

بسیاری از افراد مسن، افسرده نیستند، اما اگر افسردگی در افراد مسن به وجود آید، ممکن است نادیده گرفته شود. سالمندان ممکن است غم خود را پنهان کنند و یا دارای علائم مبهمی باشند از قبیل: طعم غذاها را دوست نداشته باشند، دردهایشان بدتر شود و یا تغییر الگوی خواب داشته باشند.

منبع: آوای سلامت

پدر نمونه مسلمان

صفت‌های پدر نمونه

از کنار هم قرار گرفتن مسئله توحید و موضوع احترام به والدین، میزان اهمیت بی‌شمار آن در اسلام روشن می‌شود. در این میان پدر خانواده، به عنوان رکن و عمود این نهاد اجتماعی، از اهمیت ویژه‌ای برخودار است که در این مقاله به خصوصیات یک پدر خوب از منظر روایات اشاره‌ای می‌گردد.

پدری که سعی و تلاش می‌کند تا فرزندش در وقت بلوغ ازدواج نماید

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از جمله حقوقی که فرزند بر پدر دارد آن است که: وسائل ازدواج او را در وقت بلوغ فراهم سازد.(۱)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: از جمله نشانه‌های سعادت یک مرد، آن است که دخترش را وقت بلوغ شوهر دهد.(۲)
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از جمله حقوقی که فرزند بر پدر دارد آن است که: با ازدواج او -در وقتی که بالغ می‌شود-عفت و پاکدامنی‌اش را حفظ نماید.(۳)
در حدیث آمده است: از جمله حقوقی که فرزند بر پدر دارد آن است که: در به ازدواج درآوردن او تسریع نماید.(۴)
در حدیث آمده است: چند چیز موجب راحتی مؤمن است، از جمله آن امور، ازدواج فرزند است.(۵)

پدری که در راه رفع نیازهای فرزند سعی و تلاش می‌نماید

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: شخصی که در راه رفع نیاز فرزندان و خانواده خود سعی و تلاش نماید، بزرگترین اجر و ثواب را خواهد برد.(۶)
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پدری که در راه رفع نیازهای فرزندان خود سعی و تلاش می‌نماید و او با این سعی و تلاش -در وقتی که فرزندان کوچک هستند-عفت و پاکدامنی را به آنها آموزش می‌دهد و خدای متعال بوسیله او فرزندان را بی‌نیاز می‌سازد، چنین شخصی مستحق اجر و ثواب زیادی خواهد بود.(۷)

پدری که نیازهای معیشتی فرزند خود را -در حد وسع و توان- تأمین می‌نماید

شخصی به نزد پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و به ایشان گفت: من به ایشان گفت: من دو دینار دارم و می‌خواهم آنها را در راه خدا خرج نمایم؟ پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: آیا والدین تو -یا یکی از آنها-زنده هستند؟ آن مرد گفت: بله. آنگاه پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: برگرد و این دو دینار را خرج والدین خود نموده و نفقه آنها قرار بده. زیرا این کار برای تو بهتر از آن است که این پول را در راه دیگری خرج نمایی.
آن مرد از نزد پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رفته و این کار را انجام داد. سپس این مرد، دو دینار دیگری آورده و به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: می‌خواهم این دو دینار را در راه خدا صرف نمایم. پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: آیا فرزندی داری؟ آن مرد گفت: بله. در این هنگام پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: این دو درهم را در راه فرزند خود خرج نما و نفقه او قرار بده. این کار برای تو بهتر از آن است که این پول را در راه دیگری خرج نمایی…(۸)

پدری که برای فرزندانش چیزی می‌خرد و آن را حمل نموده به منزل می‌برد

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مردی که وارد بازار شود و برای همسر و فرزندش تحفه‌ای خریداری نماید و آن را با خود حمل نموده به منزل بیاورد، ثواب شخصی را خواهد داشت که در راه خدا صدقه داده است، و وقتی که می‌خواهد آن چیز را به فرزندان خود بدهد، لازم است که از فرزندان دختر شروع کند. بدرستی که شخصی که دختری را خوشحال کند مانند آن است که فرزندی از فرزندان اسماعیل را آزاد نموده باشد و شخصی که پسری را خوشحال نماید مانند آن است که از خوف خدا گریه کرده است و ثواب چنین شخصی داخل شدن در بهشت می‌باشد(۹)
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: شخصی که برای فرزندان و عیال خود یک درهم گوشت بخرد مانند آن است که فرزندی از فرزندان اسماعیل را از بردگی آزاد ساخته است.(۱۰)
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شخصی که مایحتاج خانواده‌اش را حمل نماید و به منزل ببرد، از کبر و غرور دور شده است.(۱۱)

پدری که با فرزند خود خوش اخلاقی می‌کند

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: چهار خصلت است که هر شخصی دارای آنها باشد، دیانت او به اسلام کامل می‌گردد و گناهان او پاک می‌شوند و در حالی خدای متعال را ملاقات می‌کند که از او راضی است:
۱) شخصی که به وعده‌ای که به مردم می‌دهد وفاداری می‌نماید.
۲) شخصی که با مردم راست گفتار است.
۳) شخصی که از انجام دادن امر قبیح حیاء می‌کند.
۴) شخصی که با فرزندان او عیال خود خوش‌اخلاقی می‌نماید.(۱۲)

پدری که به فرزند خود علم و دانش می‌آموزد

امام صادق(علیه السلام) فرمود: شخص مؤمن به خاطر این که به فرزندان و خانواده‌اش دانش و ادب نیک و شایسته را می‌آموزد، آنها را وارد بهشت می‌نماید.(۱۳)

پدر عیالواری که صبور و بردبار است

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در بهشت درجه و مقام و منزلت خاصی وجود دارد که تنها سه گروه به آن می‌رسند:
۱) شخصی که پیشوای دادگر است.
۲) شخصی که بسیار صله رحم بجا می‌آورد.
۳) شخص عیالواری که صبور و بردبار است.(۱۴)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: خدای متعال دوست دارد بنده بی‌بضاعت و عیالواری که پاکدامن باشد.(۱۵)
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: اولین اشخاصی که وارد بهشت می‌شوند عبارتند از: شخصی که در راه خدا شهید شده است و بنده‌ای که عبادت خدا را به نیکی انجام دهد و شخص عفیف و پاکدامنی که عیالوار است.(۱۶)

پدری که به خاطر اداره نمودن فرزندان و خانواده خود -و مشکلات آنها- غمگین است

روزی حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بر پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد. پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به آن حضرت فرمود: یا علی! امروز را چگونه گذراندی؟ حضرت امیرالمؤمنین به ایشان عرض نمود: امروز را در حالی گذراندم که غیر از آب، چیزی در دسترس نداشتم و به همین خاطر، برای فرزندان خود -حسن و حسین-غمگین و اندوهناک هستم.
در این هنگام پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: یا علی! غم و اندوه خوردن برای خانواده، امان و سپری از گزند آتش جهنم است و اطاعت خدای متعال، امانی است از رسیدن عذاب و صبر کردن و بردباری نمودن بر تنگدستی، به منزله جهاد است و این کار برتر از شصت سال عبادت محسوب می‌گردد و غم و غصه خوردن برای مرگ، کفاره گناهان است. بدان که رزق و روزی بندگان، در دست خدای متعال است و غم و اندوه تو، ضرر و نفعی نخواهد داشت، اما موجب می‌گردد تا تو اجر و ثواب ببری. زیرا سنگین‌ترین اندوه، غم و غصه خوردن برای خانواده است.(۱۷)

پی‌نوشت‌ها
۱-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : من حق الولد علی والده ثلاثه:
یحسن اسمه.و یعلمه الکتابه.و یزوجه إذا بلغ (مکارم الأخلاق ج ۱ ص ۴۷۴ و روضه الواعظین ج ۲ ص ۴۲۶).
۲-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : من سعاده الرجل أن لا تحیض ابنته فی بیته (من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۳۰۲ و مکارم الأخلاق ج ۱ ص ۴۷۳).
عن أبی عبدالله(علیه السلام) قال: من سعاده المرء أن لا تطمث ابنته فی بیته (الکافی ج ۵ ص ۳۳۶).
۳-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : من حق الوالد علی والده أن یحسن اسمه -إذا ولد-.
و أن یعلمه الکتابه -إذا کبر-.
و أن یعف فرجه -إذا أدرک-(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۶۹).
۴-…و یعجل سراحها إلی بیت زوجها (تهذیب الأحکام ج ۸ ص ۱۸۷).
۵-قال الإمام الصادق(علیه السلام) : ثلاثه للمؤمن فیها راحه:…و ابنه یخرجها إما بموت أو بتزویج (الکافی ج ۵ ص ۳۲۸).
_لازم به یادآوری است که: در امر تسریع ازدواج فرزندان نباید دقت را فدای سرعت نمود.
بلکه باید با بکار بردن دقت و تحقیق شایسته و بایسته.و لحاظ سایر شرایط و امور لازمه.به این امر مهم و حساس مبادرت و اقدام نمود.
۶-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : من أعظم الناس أجراً من سعی فی حاجه أهله (ثواب الأعمال ص ۳۴۱).
۷-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : و أی رجل أعظم أجراً.من رجل سعی علی عیاله -صغاراً-یعفهم.و یغنیهم الله به (مستدرک الوسائل ج ۷ ص ۲۴۱).
برای اطلاع از احادیث شریف دیگری که در این باب ذکر شده است.به این کتاب:
همسران رحمت شده و همسران نفرین شده
فصل: تلاش کردن و سعی نمودن در راه کسب رزق و روزی حلال برای همسر و خانواده.
و فصل: توسعه و گشایش در زندگی و معیشت فرزند و همسر.
مراجعه فرمائید.
۸-عن أبی الحسن الرضا(علیه السلام) قال: أتی رجل إلی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) بـ دینارین.
فقال: -یا رسول الله-ارید أن أحمل بهما فی سبیل الله؟
قال(صلی الله علیه و آله و سلم) : ألک والدان -أو أحدهما-؟
قال: ‌نعم.
قال (صلی الله علیه و آله و سلم) : اذهب *فأنفقهما علی والدیک.
فهو خیر لک أن تحمل بهما فی سبیل الله.
فرجع.
ففعل.
فأتاه بدینارین آخرین.
و قال: -یا رسول الله-قد فعلت.
و هذان دینارین ارید أن أحمل بهما فی سبیل الله؟
قال (صلی الله علیه و آله و سلم) : أ لک ولد؟
قال: نعم.
قال (صلی الله علیه و آله و سلم) : فإذهب.فأنفقهما علی ولدک.
فهو خیر لک أن تحمل بهما فی سبیل الله.
فرجع.
ففعل…(تهذیب الأحکام ج ۶ ص ۱۹۰ و عوالی اللئالی ج ۳ ص ۱۹۵).
*فی التهذیب: فأذهب.
برای اطلاع از احادیث شریف دیگری که در این موضوع می‌باشد.به کتاب
همسران رحمت شده و همسران نفرین شده
مراجعه فرمائید.
۹-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : من دخل السوق *فإشتری تحفه.فحملها إلی عیاله.
کان کـ حامل صدقه إلی قوم محاویج.و لیبدء بالإناث -قبل الذکور-.
فإن _من فرح ابنه _فکأنما أعتق _رقبه من ولد إسماعیل.
و من أقر بعین _ابن.فکأنما بکی من خشیه الله عز و جل.
و من بکی من خشیه‌ الله عز و جل أدخله الله جنات النعیم (ثواب الأعمال ص ۲۳۹ و الأمالی للشیخ الصدوق -علیه الرحمه-ص ۶۷۲ المجلس ۸۵ و مکارم الأخلاق ج ۱ ص ۴۷۶ و روضه الواعظین ج ۲ ص ۳۷۷).*فی روضه الواعظین: إلی السوق.
_فی مکارم الأخلاق و ثواب الأعمال و روضه الواعظین: ‌فإنه.
_فی مکارم الأخلاق: بنته.و فی روضه الواعظین: ابنته.و فی ثواب الأعمال: انثی.
_فی ثواب الأعمال و روضه الواعظین: ‌عتق.
_فی مکارم الأخلاق: عین.
۱۰-قال أمیرالمؤمنین(علیه السلام) : من اشتری لعیاله لحماً بدرهم.کان کمن اعتق نسمه من ولد إسماعیل (الاختصاص ص ۱۸۹).
۱۱-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : من حمل بضاعته _فقد بریء من الکبر (مکارم الأخلاق ج ۲ ص ۳۸۰).
_یعنی: ما یشتری من السوق (مکارم الأخلاق ج ۲ ص ۳۸۰).
قال الإمام الصادق(علیه السلام) : من خصف نعله و رفع ثوبه و حمل سلعته_.فقد برء من الکبر (الکافی ج ۸ ص ۲۳۱).
قال الإمام الصادق(علیه السلام) : من رقع جیبه و خصف نعله و حمل سلعته فقد بری _من الکبر (ثواب الأعمال ص ۲۱۳ و الخصال ص ۱۰۹).
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : من رفع ذیله و خصف نعله و عفر وجهه.فقد بریء من الکبر (مکارم الأخلاق ج ۲ ص ۳۸۰).
_السلعه -بکسر السین-: المتاع و ما یشتری الإنسان لأهله (نقلاً عن هامش الکافی).
_فی الخصال: ‌فقد أمن من الکبر.
برای اطلاع از احادیث شریف دیگری که مربوط به این موضوع است به کتاب:
همسران رحمت شده و همسران نفرین شده مراجعه فرمائید.
۱۲-قال الإمام السجاد(علیه السلام) : أربع من کن فیه کمل إسلامه (۱) و محصت(عنه) (۲) ذنوبه.
و لقی ربه عز و جل و هو عنه راض: من وفی لله عز و جل بما یجعل (۳) علی نفسه للناس.
و صدق لسانه مع الناس.و استحیی من کل قبیح عند الله و عند الناس.
و حسن (۴) خلقه مع أهله (الخصال ص ۲۲۲ و الأمالی للشیخ المفید -علیه الرحمه-ص ۲۹۹ المجلس ۳۵ و الأمالی للشیخ الطوسی -علیه الرحمه-ص ۷۳ المجلس ۳ و المحاسن ج ۱ ص ۶۹ و مشکاه الأنوار ج ۱ ص ۳۳۷).
(۱) فی الأمالین: ‌کمل إیمانه.
(۲) ما بین القوسین لم یذکر فی مشکاه الأنوار.(۳) فی الأمالیین: جعل.
(۴) فی المحاسن: و یحسن.
قال الإمام السجاد(علیه السلام) : أربع من کن فیه کمل إسلامه و محصت ذنوبه.
و لقی ربه عز و جل و هو عنه راض: وفاء لله بما یجعل علی نفسه للناس.
و صدق لسانه مع الناس.
و الاستحیاء من کل قبیح عند الله و عند الناس.
و حسن خلقه مع أهله (مشکاه الأنوار ج ۱ ص ۳۸۹).
۱۳-قال الإمام الصادق(علیه السلام) : لا یزال العبد المؤمن یورث أهل بیته العلم و الأدب الصالح حتی یدخلهم الجنه جمیعاً.
حتی لا یفقد منهم صغیراً و لا کبیراً و لا خادماً و لا جاراً…(دعائم الإسلام ج ۱ ص ۸۲).
۱۴-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : إن فی الجنه درجه لا یبلغها إلا إمام عادل.
و ذو رحم وصول.
و ذو عیال صبور (اعلام الدین ص ۱۵۲).
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : إن فی الجنه درجه لا ینالها إلا إمام عادل.
أو ذو رحم وصول.
أو ذو عیال صبور (الخصال ص ۹۳).
۱۵-قال الإمام الصادق(علیه السلام) : إن الله یحب عبده الفقیر المتعفف ذا العیال _(إرشاد القلوب ج ۱ ص ۳۴۹ الباب ۵۲ و تنبیه الخواطر ج ۱ ص ۷).
_فی تنبیه الخواطر: المتعفف بالعیال.
۱۶-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : أول من یدخل الجنه:
شهید.
و عبد مملوک أحسن عباده ربه و نصح لسیده.
و رجل عفیف متعفف ذو عیال…(عیون الأخبار ج ۲ ص الباب حدیث ۲۰).
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : أول من یدخل الجنه:
الشهید فی سبیل الله.
و المملوک لم یشغله رقه عن طاعه ربه.
و فقیر ذو عیال متعفف (تنبیه الخواطر ج ۲ ص ۱۲۱).
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : أول من یدخل الجنه _من الناس-:
شهید.
أو عبد مملوک أحسن عباده ربه و نصح سیده.
أو رجل عفیف متعفف…(دعائم الإسلام ج ۱ ص ۲۴۶).
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : أول ثلاثه یدخلون الجنه:
شهید.
و عبد أحسن عباده الله.و نصح لسیده.
و رجل فقیر کثیر العیال.عفیف متعفف.(معدن الجواهر للشیخ الکراجکی -علیه الرحمه-ص ۳۲).
_لازم به ذکر است که مخاطب واقعی این جمله مردم هستند.
و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بدینوسیله به مردم یادآوری می‌نماید که غم و غصه خوردن آنها برای مرگ موجب آمرزش گناهان می‌گردد.
زیرا حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) معصوم می‌باشد.و مرتکب گناه و معصیت نمی گردد.
۱۷-قال أمیرالمؤمنین(علیه السلام) : دخلت علی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ذات یوم.
فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) : کیف اصبحت -یا علی-؟
فقلت: اصبحت و لیس فی یدی -شیء-غیر الماء.
و أنا مغتم لحال -فرخی-الحسن و الحسین.
فقال (صلی الله علیه و آله و سلم) لی: -یا علی-غم العیال ستر من النار.
و طاعه الخالق أمان من العذاب.
و الصبر علی الفاقه‌ جهاد.و أفضل من عباده ستین سنه.
و غم الموت کفاره الذنوب.
و اعلم -یا علی-إن أرزاق العباد علی الله سبحانه.
و غمک لهم.لا یضرر و لا ینفع.
غیر.إنک تؤجر علیه.
و إن أغم الغم.غم العیال (جامع الأخبار ص ۲۳۹ الفصل ۴۹).
 
منبع: ناجی جزایری، سید هاشم، پدران و مادران رحمت شده و پدران و مادران نفرین شده، قم: ناجی جزایری، (۱۳۸۸).