علاقمندی

نوشته‌ها

مهارت همدلی، یکی از مهمترین مهارت‌های زندگی

پیش‌فرض همدلی کردن، فهم و درک دیگران است؛ همدلی یعنی این که برای این که بفهمید طرف مقابل از چه دردی رنج می‌کشد، خود را جای او بگذارید.

می‌دانید همدلی یعنی چه؟ ذهنتان را جای دوری نفرستید. در همین زندگی روزانه و دور و برتان کمی دقت کنید، به جواب خواهید رسید. همدلی یعنی این که برای این که بفهمید طرف مقابل از چه دردی رنج می‌کشد، خود را جای او بگذارید. همدلی رابطه شما را با خانواده مستحکم می‌کند، اجازه می‌دهد آنها را درک کنید و آنها نیز شما را بفهمند. همدلی کردن یعنی درک احساسات و هیجانات دیگران و دیدن دنیا از دریچه چشمان آنان.

واقعا بزرگ شوید!

همدلی ما را رشد می‌دهد و روحمان را عمیق‌تر می‌کند. پیش‌فرض همدلی کردن، فهم و درک دیگران است، تا وقتی که تعریفی از احساس شکست یا دلتنگی نداشته باشید، نمی‌توانید طرف مقابلتان را همراهی کنید، اما وقتی این احساسات را می‌شناسید و در دیگران شناسایی می‌کنید، در واقع مثل این است که خودتان احساسات این چنینی را تجربه کرده‌اید. علاوه بر این، اگر شما با کسی همدلی کنید، مشکلاتش را از زاویه‌ای دیگر خواهید دید و احتمالا راه‌حل‌هایی را ارائه می‌دهید که شاید به ذهن او خطور هم نکرده باشد.

مشکلات خانواده را دوچندان نکنید

اگر همیشه آماده نصیحت کردن و گوشزد اشتباهات خانواده به آنان هستید، این بار کمی سکوت کردن را تمرین کنید، برای اعضای خانواده به خصوص پدربزرگ و مادربزرگ، وقت بیشتری بگذارید و هنگامی که نیاز به همدلی دارند، با آنان همراه شوید؛ به طور مثال درک کنید پدرتان به خاطر ورشکستگی اخیرش از نظر مالی در بحران به سر می‌برد. در بسیاری مواقع، کسانی که به همدلی نیاز دارند با یک درد دل ساده و تخلیه احساسات، حالشان بهتر می‌شود. این طبیعی است که شما نتوانید مادر یا پدرتان را کاملا درک کنید، اما وقتی خودتان را جای آنها می‌گذارید، درک بهتری از اوضاع به دست می‌آورید.

مشکلات را کوچک جلوه ندهید

همدلی، روابط اجتماعی را بهبود می‌بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت‌کننده و پذیرنده، نسبت به انسان‌های دیگر منجر می‌شود. انسان‌هایی که با هم همدل‌اند، می‌توانند سال‌های سال در یک محیط کاری مشغول باشند، حتی با هم رقابت کنند اما دچار مشکل نشوند.

اگر مادر یا پدری هستید که قصد آرام کردن فرزندتان را دارید، سعی کنید خودتان را جای او بگذارید، به قول معروف شما چند پیراهن بیشتر پاره کرده‌اید و ممکن است مشکلات فرزندتان در نظر شما خیلی کوچک باشد، اما فراموش نکنید که خودتان هم با تجربه‌های سخت و آسان زندگی به این درک رسیده‌اید. پس وقتی فرزندتان دچار مشکلی می‌شود و توقع دارد او را درک کنید، با او همراه شوید. لطفا از آن طرف بام هم نیفتید یعنی مدام نگویید «وای چطور تحمل کردی؟ حالا می‌خواهی چه کار کنی؟ من اگر جای تو بودم نمی‌توانستم تاب بیاورم!»

تجربیات‌تان مال خودتان

برخی افراد عادت کرده‌اند که به محض تمام شدن حرف‌های طرف مقابل، تجربه‌ای از همان جنس را تکرار کنند، نوعی مقابله به مثل پنهانی، جالب اینجاست که اگر خودشان هم تجربه‌ای این چنینی نداشته باشند در ذهنشان می‌گردند و بالاخره خاطره‌ای از خانواده، فامیل یا دوست می‌یابند که در پاسخ طرف مقابل بگویند. درست است که صحبت‌های این چنینی به قصد همدلی بیان می‌شود، اما در عمل به طرف مقابل نشان می‌دهد که اصلا حرف‌هایش شنیده نشده است.

می‌توانید با کفش دیگران راه بروید

اگر مادر یا پدری هستید که قصد آرام کردن فرزندتان را دارید، سعی کنید خودتان را جای او بگذارید، به قول معروف شما چند پیراهن بیشتر پاره کرده‌اید و ممکن است مشکلات فرزندتان در نظر شما خیلی کوچک باشد.

اگر می‌خواهید ببینید شما این مهارت را بلدید یا خیر، بهتر است خیلی صادقانه ببینید این پنج مورد در زندگیتان چقدر وجود دارد. می‌توانید از یک دوست نزدیک، والدین یا همسرتان در این خصوص سوال کنید. مواردی که در بررسی خودتان برای همدلی باید مد نظر بگیرید، از این قرار است: توانایی علاقه‌مندی به دیگران را دارم، تحمل افراد مختلف را دارم، در رفتارم با دیگران پرخاشگری کمی دارم، می‌توانم دوستیابی داشته باشم و شخص دوست داشتنی‌ای هستم، برای دیگران احترام قائل می‌شوم. صادقانه جواب دهید و اگر در مهارت همدلی هنوز تبحر پیدا نکرده‌اید، کمی تمرین کنید و سعی کنید در زندگیتان فرد همدلی باشید.

دل‌هایی نزدیک به هم

همدلی یعنی این که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند. همدلی به فرد کمک می‌کند تا بتواند انسان‌های دیگر را حتی وقتی با آن‌ها متفاوت است، بپذیرد و به آنان احترام بگذارد. همدلی، روابط اجتماعی را بهبود می‌بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت‌کننده و پذیرنده، نسبت به انسان‌های دیگر منجر می‌شود. انسان‌هایی که باهم همدل‌اند می‌توانند سال‌های سال در یک محیط کاری مشغول باشند، حتی با هم رقابت کنند اما دچار مشکل نشوند. آنان که همدلی را بلدند با همسرشان کمتر دچار اختلاف می‌شوند و می‌توانند تفاوت‌‌هایشان را مدیریت کنند.

منبع: جام جم؛ ضمیمه چاردیواری

نقش پدران در دوران بلوغ دختران

 نرگس عزیزی

همه می‌دانیم که دوره بلوغ، بسیار حساس است. یک سری نگرش‌ها در همین سن می‌تواند مشخص شود و حتی آینده کودکان از همین سن رقم بخورد اما معمولاً در زمانی که بخواهیم عمل کنیم، نمی‌دانیم چه طور می‌توانیم از این دوره حساس، بهترین استفاده را بکنیم. این موضوع شاید برای پدران حیاتی‌تر باشد.

هرچه می‌گذرد، پژوهش‌های بیشتری در رابطه با تاثیرات مثبت تقویت رابطه پدر و دختر انجام می‌شود. در یکی از این پژوهش‌ها که در سوئد صورت گرفته، از مرور پژوهش‌های ۲۰ سال گذشته، حدفاصل سال‌های ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۷، مشخص شد هر چه رابطه پدر با دختر بهتر و صمیمانه‌تر باشد، دختران احتمال کمتری دارد که سیگار بکشند یا مرتکب خلاف شوند، نمرات درسی بهتری می‌گیرند و می‌توانند دوستی‌های بهتری با دیگران برقرار کنند اما این رابطه علاوه بر این تاثیرات در کوتاه مدت، تاثیرات طولانی‌مدت دیگری نیز دربردارد. خانم‌هایی که روابط بهتری با همسرانشان دارند و از نظر روانی و جسمی از سلامت بهتری در حدود سن ۳۳ سالگی برخوردارند، در سن ۱۶ سالگی رفتار بهتری با پدرانشان داشته‌اند.

در تحقیق دیگری که سال ۱۹۹۹ صورت گرفته و در مجله‌ روان‌شناسی اجتماعی و شخصیت چاپ شد، محققان به این نتیجه رسیدند که هر چه رابطه‌ پدر با دخترش صمیمانه‌تر و نزدیک‌تر باشد، دختر در سن بالاتری به سن بلوغ می‌رسد. اگر در مورد عوارض بلوغ زودرس دختران اطلاعات داشته باشید، به ارزش بیش از پیش پدر پی می‌برید.

اما پدران برای این که بخواهند رابطه‌ خوب و موثری با دخترانشان داشته باشند، باید به چه نکاتی توجه کنند؟

رابطه‌ای هدفمند و در چارچوب

در دوره‌ بلوغ، به دخترتان توضیح دهید که ممکن است در این سن، در اجتماع کم‌کم، توجه‌هایی را از جنس مخالف دریافت کند اما این توجه‌ها لزوماً نشان‌دهنده علاقه فرد مقابل به او نیست پس بهتر است که خیلی روی این موارد حساب باز نکند. در عین حال این توجه‌ها گاهی به مزاحمت‌هایی منجر می‌شوند که هر دختری باید راه‌های مقابله با آن را فرا بگیرد. در درجه‌ اول راه‌های پیشگیری از این موارد را به او یاد دهید. مواردی چون مشخص ساختن حد رابطه خود با پسرها از همان اولین برخورد. در مرحله بعدی راه‌هایی را معرفی کنید که اگر مزاحمتی برایش ایجاد شد، چگونه از خودش دفاع کند و یا مزاحمت را به حداقل برساند و این اطمینان را در او ایجاد کنید که اگر هر مشکلی برایش پیش آمد شما و مادرش پشتیبان او خواهید بود. اهمیت این نکته زمانی مشخص می‌شود که دخترها مشکلات کوچک را از ترس برخوردهای خشن، از خانواده مخفی می‌کنند و خود این پنهان‌کاری، باعث سوء‌استفاده از جانب دیگران و بروز مشکلات شدیدتر می‌گردد. با توجه به پایین آمدن سن بلوغ روانی در طی سال‌های اخیر بهتر است این مسایل را در شروع دوره راهنمایی با دخترتان در میان بگذارید یعنی قبل از این که تجارب ناخوشایندی برایش روی داده باشد.

با توجه به رشد دخترتان درباره مسایل مربوط به دوستی بین دختر و پسر در این سن و مشکلات و خطرات دوستی‌های ناسالم و به دور از اطلاع خانواده، برایش توضیح دهید، اما توجه داشته باشید که نباید میل به جنس مخالف را آن‌قدر طبیعی جلوه دهید که دختر شما اگر هم تا به امروز توجه زیادی را صرف این موضوع نمی‌کرده از فردا درگیری ذهنی زیادی پیدا کند. در مورد عقیده خودتان و همسرتان با او، در این رابطه صحبت کنید. از عبارت‌های باید و نباید استفاده نکنید چرا که در این مرحله هدف، آگاه کردن او از عقاید شماست. این توضیحات باعث می‌شود دخترتان متوجه شود که شما در مورد او و تغییراتی که برایش رخ داده، بی‌اطلاع نیستید. این بر اعتبار شما نزد دخترتان افزوده و به او این امکان را می‌دهد که در زمان لازم با شما یا همسرتان صحبت کند.

در سال‌های پایانی دبیرستان و یا دوران دانشجویی، توضیح دهید هدف از رابطه با جنس مخالف پیدا کردن، همسری مناسب است و نه خوش‌گذرانی‌های موقت. در این دوره کم‌کم با او وارد صحبت درباره ملاک‌های انتخاب همسر شوید و نظر او را جویا شوید. بیشتر به حرف‌های او گوش دهید نه این که برایش سخنرانی کنید و مطمئن باشید خود این گوش کردن بهتر از هر روش دیگری او را به تفکر وادار کرده، نظرات او را اصلاح کرده و او را با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌سازد.

مشخص کردن ضوابط خانه

در مورد تمایل دخترتان به خودآرایی، بهتر است قبل از این که اختلاف و یا مشکلی پیش بیاید، محدودیت‌های خانواده را برایش توضیح دهید. محدودیت‌هایی که شما و همسرتان از او انتظار دارید رعایت کند. البته پیشنهاد می‌کنم هر چه قدر هم می‌خواهید دخترتان را در محیطی آزاد بار بیاورید باز محدودیت‌هایی را برایش در نظر بگیرید چرا که این موضوع به ویژه در سنین پایین، در درجه اول باعث حفظ ایمنی او می‌گردد.

زمانی برای تقویت رابطه

هر چند وقت یک بار وقتی را برای دخترتان در نظر بگیرید. مثلاً یک ساعت در ماه و در این زمان با او به صورت دو نفری به پارک بروید و در طی پیاده‌روی از حال و روزش خبردار شوید. البته توجه داشته باشید که افزایش این زمان به شکلی کنترل نشده، خود می‌تواند شما را زمانی که او می‌خواهد ازدواج کند با مشکل روبه‌رو سازد و به نوعی باعث عدم تمایل به ازدواج در او گردد. داشتن رابطه‌ عاطفی مناسب با شما، باعث کاهش توجه زودرس دخترتان به جنس مخالف شده و می‌تواند این میل را تا زمانی که معقولانه‌تر با موضوع برخورد کند، به تعویق بیندازد.

منبع: پایگاه سلامت ایرانیان