عشق ورزی

نوشته‌ها

هفت روش ابراز علاقه به فرزندان

فرزندان ما، مهمترین ارثیه در جهان هستند و عشق ما نسبت به کودکانمان، با اهمیت‌ترین ارثیه ما برای آن‌ها محسوب می‌شود. این هفت روش، به فرزندان ما کمک می‌کند تا زندگی آینده خود را محکم‌تر بنا کنند:

۱- زمانی را با کودکان خود بگذرانید

زمان، بهترین هدیه‌ای است که می‌توانیم به کودکان خود تقدیم کنیم. این با هم بودن، باعث می‌شود احساسات، فعالیت‌ها و اعتقادات را با یکدیگر مبادله کنیم. با این کار، فرزندانمان ارتباط برقرار کردن و گفت و گو کردن با دیگران را می‌آموزند و به طور حتم، از لحاظ ارتباطات اجتماعی پیشرفت می‌کنند. به کودکان خود کمک کنید تا روش‌های جدیدی خلق کرده و آنها را در کنار خانواده خود تجربه کنند و لذت ببرند.

۲- الگویی برای فرزندان خود باشید

رفتار ما بیش از گفتارمان، فرزندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ما قهرمان دنیای آنها هستیم.

۳- به حرف‌های فرزندان خود گوش دهید

پیغام‌های کودکان، هدیه‌های با ارزشی هستند. زمانی که مشتاقانه به حرف‌های آنها گوش می‌دهیم، اعتماد به نفس کوکان خود را تقویت می‌کنیم. هنگامی که با کودکان خود هستید، هم سطح آنها باشید و با تمام وجود به آنها گوش دهید. احساسات و حالات زیبای آنها از طریق چشم‌هایشان بیان می‌شود اگر ما به حرف‌های آنها دقت کنیم کودکانمان نیز به سخنان ما عمیقاً و با تمام وجود، گوش می‌دهند.

۴- شیوه تربیتی مناسبی برای کودکان خود در نظر بگیرید

فرزندان ما باید بیاموزند که در مقابل کارها و انتخاب‌هایشان، پاسخگو باشند. آنها باید بدانند که با کارهای آزاردهنده آنها، مخالفت می‌شود، اما والدین، همیشه به آنها عشق می‌ورزند.

۵- کودکان خود را تشویق کنید

کلمه‌های امیدبخش و تشویق آمیز، اعتماد به نفس را به کودکان هدیه می‌دهد. موفقیت‌ها و استعدادهای کودکان خود را به زبان بیاورید. زمانی که فرزندانتان کار مهمی انجام می‌دهند، حتماً به آنها بگویید که موفق بوده اند. کودکان ما احتیاج دارند، بدانند که امیدها و آرزوهای آنها را درک می‌کنیم و به طور حتم، حامی آنها هستیم. فرزندانتان را تشویق کنید تا از لحاظ روحی و معنوی رشد کنند تا زندگی متعادلی داشته باشند.

۶- تجربه‌های خود را با کودکانتان تقسیم کنید

هر کدام از ما، داستان‌های ارزشمندی برای گفتن داریم. این داستان‌ها مشخص می‌کنند که عکس‌العمل ما در مقابل این حوادث، زندگی کنونی ما را به وجود آورده است. با تجارب خود می‌توانیم کودکانمان را راهنمایی کنیم. شاید روی فرزندان شما نیز با بعضی از شرایطی که برای شما پیش آمده، روبه رو شوند و به طور حتم از تجارب شما بهره می‌گیرند و از اشتباهات دوری می‌کنند.

فرزندان ما در زندگی احتیاج به الگویی دارند تا آن را سرمشق خود قرار دهند. ارزش‌های وجودی را به طور عملی به فرزندان خود آموزش دهید. اشتباه‌های خود را قبول کرده و عذرخواهی کنید.

۷- به فرزندان خود بی قید و شرط عشق بورزید

عشق، هدیه بی چون و چراست. به کوکان خود نشان دهید که آنها را در هر شرایطی دوست دارید و حمایتشان می‌کنید. در این صورت آنها هنگام سختی‌ها و مشکلات با آرامش و احساس امنیت به شما پناه می‌آورند.

فرزندان شما برای تصمیم‌گیری و تجربه موارد جدید نیاز دارند که آزاد باشند. آنها باید بیاموزند که در زندگی مسوولت‌پذیر و مقاوم باشند. آنها اجازه دارند شکست بخورند و یا پیروز شوند بدون این که قضاوتی در مورد آنها صورت گیرد. اگر همه نیازها، امیدها و انتظارات فرزندان خود را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه عشق است.

منبع: افکار نیوز

تفاوت زندگی مشترک با دوستی‌های عاشقانه

بسیاری از جوانان تصور می‌کنندکه زندگی مشترک و شرایط به وجود آمده در زمان ازدواج، مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج‌ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند. در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد.

دنیای دوستی، دنیای رویاها و ایده‌آل‌هاست در حالی که زندگی مشترک، دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است. دنیایی که در آن خوبی‌ها و بدی‌ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت. دنیای دوستی سراسر شیرینی، امید و شرایط مطلوب است. اینجا مرد مورد علاقه‌ات کاملا در اختیار توست. برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته‌هایت تن در می‌دهد. زن مورد علاقه‌ات به همان گونه است که تو می‌خواهی، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند.

در زمان دوستی، از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی، از همه خواسته‌هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی. همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی‌ها و کاستی‌ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب‌ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی، شرایط کاملا تغییر می‌کند. اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی‌ها و قشنگی‌ها در کنار همدیگر است. در دنیای دوستی، محبوب تو، خود را به شکلی ایده آل به تو ارائه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

دنیای دوستی، دنیای نیاز‌های عاطفی و نیازهای غریزی است. در این دنیا برای رسیدن به خواسته‌هایت، باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی. اینجا رفع نیاز‌هایت، در ردیف اول اولویت‌های زندگیت می‌باشد بنابراین خود را برای برآورده شدن نیاز‌های عاطفی یا دیگر نیاز‌های غریضی خود آماده می‌کنی. اما در زندگی مشترک، با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می‌گیرند و مردان بر اساس ساختار مغزی و نوع وظیفه‌ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده، کار و موفقیت‌های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می‌دهند. اما زنان، ایده آل‌ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه‌شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ چیز جز زن محبوب‌شان در اولویت کار آنان نبود. اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز‌های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است. بنابراین نسبت به همه روابط مشترک، حساس شده که این حساسیت، تصور سلطه‌طلبی و زیاده‌خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان، واکنش‌های منفی از خود بروز دهند. اینجا یک رابطه ساده و عاطفی، تبدیل به رابطه‌ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد.

بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی، این است که به حساسیت‌های خود دامن بزنند یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند، عشق آنها همیشه پر رنگ و ثابت بود. در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه‌شان، نیاز به کسب مهارت عشق‌ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را در مهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند. او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک‌تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم. من، کانون عشق و عاطفه هستم. من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من، تو هم، به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می‌پروراندیم. محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری، برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم.

زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات، وظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده‌اند. بلکه این کار نیاز به پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت‌های زنانه است. چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد، بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد. در ضمن مردان، موجودات تنوع‌طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید، زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند.

در دنیای دوستی، همه روابط عاشقانه و بی‌عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک، این عشق‌ها کم رنگ شده و عیب‌ها خود را نمایان می‌سازند. در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی، دارای معایب و محاسنی است و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همان طور که خودم یا شما، دارای نقاط ضعف و عیب‌هایی هستیم.

منبع: بیتوته

«خانواده موفق» یک رویا نیست

پنج‌ گام برای داشتن ارتباطی صمیمی به همراه احترام متقابل در خانواده

درباره عبارت «خانواده موفق» چه تعریفی به ذهنتان می‌رسد؟ مثلا خانواده‌ای که تمام اعضای آن مودب باشند و خوب تربیت شده باشند؟ خانواده‌ای که فرزندان آن به موفقیت‌های بزرگ رسیده باشند؟ خانواده‌ای که ارتباط متقابل و پیوستگی میان اعضای آن، کل خانواده را به یکدیگر متصل کند به نحوی که سلامت یکی برای همه مهم باشد و مشکل یکی مشکل بقیه باشد؟ خانواده‌ای که ارتباط صمیمی و نزدیک با هم داشته باشند، یکدیگر را تقویت و تأیید کنند و به پیشرفت هم کمک کنند؟ خانواده‌ای که محبت، تشویق، پذیرش و احترام متقابل در آن مشاهده شود؟ خانواده‌ای که شادی، رضایتمندی، عشق و علاقه در آن وجود داشته باشد؟ «زن روز» با مطرح کردن این سوالات می‌نویسد: بله، تمام این موارد تعریفی از یک خانواده موفق است. شاید با توجه به این تعاریف، شما تصور کنید که داشتن خانواده موفق خواب و خیالی بیش نیست، اما برای داشتن خانواده‌ای موفق ۵عامل وجود دارد که اگر بتوانید آن‌ها را اجرا کنید، می‌توانید امیدوار باشید که خانواده خود را به سمت شادی، رضایتمندی، عشق و علاقه بیشتر هدایت کرده اید.

عامل اول – ایجاد یک نظام خانوادگی مبتنی بر محبت و پذیرش

اولین نیاز روحی هر فرد، نیاز به تأیید شدن و پذیرش است، به این معنا که فرد نیاز دارد به کسی یا چیزی احساس تعلق داشته باشد. آیا تا به حال به این مسئله فکر کرده‌اید که چرا بعضی بچه‌ها به یک گروه خاص متعهد و پایبند هستند؟ علت آن تأمین نیاز عاطفی، ابراز وجود و تعلق خاطر افراد در این گروه هاست. شما مطمئن باشید که اگر نیاز فرزندان تان به تأیید و پذیرش در خانواده تأمین نشود، آن‌ها برای برآورده شدن این نیاز به هر جایی پناه خواهند برد، ولی اگر شما نمی‌خواهید که فرزند تان به جایی غیر از خانواده دلبسته شود، تلاش کنید تا این موارد را رعایت کنید:

* در برنامه خود تجدیدنظر کنید یا از برخی کارهای خود صرف نظر کنید تا بتوانید وقت بیشتری را در کنار فرزندتان باشید. مثلا آخر شب برای فرزندتان قصه بخوانید یا یک هفته در شب را با هم فیلم تماشا کنید یا آخر شب با هم بازی کنید.

* به فرزندتان کمک کنید تا برای خود هدف داشته باشد و به این اهداف برسد. داشتن برنامه باعث می‌شود تا کودک و نوجوان شما بسیاری از کارهای باطل را انجام ندهد. اما در این مسیر مراقب باشید که کودکتان را به راهی هدایت کنید که در مسیر استعدادها و علایق او باشد.

* همواره باید تلاش کنید تا به کارهای درست فرزندان تان هم توجه داشته باشید چرا که توجه دائمی والدین به کارهای نادرست فرزندان، باعث کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس فرزندان می‌شود؛ بنابراین گاهی هم فرزندان تان را به خاطر کارهای درستی که انجام می‌دهند، تشویق کنید.

* گاهی هم فکر کنید که علت بدرفتاری کودکتان، از روی قصد و نیت بدخواهی نیست؛ برای مثال اگر کودک شما روی دیوار نقاشی می‌کشد شاید واقعا نمی‌دانسته که نباید این کار را انجام دهد بنابراین شما نباید فکر کنید که او بچه بدی است و او را سرزنش کنید.

* جلوی چشم فرزندان، با یکدیگر جر و بحث نکنید چرا که آن‌ها نباید نگران وضعیت خانواده باشند. نباید نگران از هم پاشیدن خانواده باشند و شاید آن‌ها خودشان را مقصر این وضع بدانند و برای همین تلاش کنند تا وضعیت را درست کنند؛ بنابراین شما می‌توانید به جای جر و بحث کردن با داشتن رفتارهای موقر و محترمانه درباره مسائل مورد اختلافتان صحبت کنید تا کودکان بفهمند والدین مشکلاتشان را از راه درست حل می‌کنند و از این طریق می‌آموزند که در آینده با مشکلاتشان چطور برخورد کنند.

عامل دوم – ریتم مشخص زندگی

* یکی از راه‌های برخورداری زندگی از یک ریتم مشخص، این است که هر برنامه در خانواده دارای نظم است. برای مثال ساعت خواب، مشخص است مثل ساعت غذا خوردن، ساعت تماشای تلویزیون و …

* فرصتی را برای با هم بودن در نظر بگیرید. برای مثال انجام مسابقات خانوادگی یا حل جدول یا انجام فوتبال دستی و البته فراموش نکنید که تماشا کردن تلویزیون جزو این فعالیت‌ها در نظر گرفته نمی‌شود چرا که مستلزم برقراری ارتباط با یکدیگر نیست.

* کمک کردن به افراد درمانده به عنوان یک کار داوطلبانه می‌تواند به زیبا شدن آهنگ زندگی شما کمک کند.

ضمن آن که احســــــاس همدلی را در کودک شــما افزایش می‌دهد.

* درباره ارزش‌های خانوادگی خودتان صحبت کنید و آن ارزش‌ها را با خودتان مرور کنید؛ برای مثال خانواده ما هیچ وقت دروغ نمی‌گویند، هیچ وقت دزدی نمی‌کنند، دیگران را مسخره نمی‌کنند و …

عامل سوم- رسم و رسوم خانوادگی

* وقتی کودک بودم هر سال والدینم برای من و خواهر و برادرانم جشن تولد می‌گرفتند و این مراسم نه تجملاتی بود و نه خرج زیادی داشت بلکه یک رسم و سنت خانوادگی بود که احساس تعلق و پیوند ما را نسبت به خانواده زیاد می‌کرد. شما هم می‌توانید با انجام چنین کارهایی خانواده خود را در مسیر لذت و شادی قرار دهید. یکی از کارهای دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که داستان‌های خانوادگی تعریف کنید.

* با هم عبادت کردن یا شرکت در مراسم عزاداری‌ها و سوگواری‌ها هم می‌تواند به عنوان یکی از رسوم خانوادگی در نظر گرفته شود. این کار باعث ارتباط، پیوستگی و تعلق خاطر اعضای خانواده می‌شود.

عامل چهارم – در روابط خود نقشی فعال داشته باشید

* نتایج پژوهش‌ها نشان داده است که میزان مشکلاتی که فرزندان یک خانواده دچار آن می‌شوند با میزان ارتباط کلامی اعضای خانواده، در ارتباط است و به عبارت دیگر هر چه گفت وگوها در خانواده کمتر باشد میزان مشکلات هم بیشتر خواهد شد. بنابراین تلاش کنید تا در محیط خانه فقط درباره مشکلات صحبت نکنید و فقط زمانی که از دست یکدیگر دلگیر هستید، با یکدیگر حرف نزنید بلکه تلاش کنید تا درباره هر موضوعی حتی موضوعات کم اهمیت و خوب هم صحبت کنید.

* به علایق فرزندانتان احترام بگذارید و سعی کنید تا آن جا که با عقاید و ارزش‌های خانوادگی شما در تضاد نیست، آن علایق را بپذیرید و به آن‌ها احترام بگذارید.

* درباره موضوعات حساسی مانند مذهب یا سیاست صحبت کنید و به فرزندتان اجازه دهید تا عقایدش را ابراز کند و یاد بگیرد چطور ارتباط برقرار کند. فراهم کردن این فرصت به کودکان اجازه می‌دهد تا اعتماد به نفسشان تقویت شود و مهارت‌های ارتباطی آن‌ها افزایش یابد.

عامل پنجم – مقابله با بحران‌ها را یاد بگیرید

* آرامش خود را حفظ کنید، چرا که با حفظ کردن آرامش خودتان به دیگر اعضای خانواده هم آرامش و امنیت خاطر می‌دهید.

* سعی کنید به جای سرزنش کردن دیگران، مشکل را حل کنید برای مثال هنگام بروز بحران و مشکلات، اعضای خانواده را سرزنش نکنید و فقط تلاش کنید مشکل را حل کنید. با این کار هم مشکل حل می‌شود و هم با سرزنش و تنبیه یک نفر موجب گوشه‌گیری و انزوای او نمی‌شوید و دفعه بعد هم اگر دچار مشکل شد آن را از شما پنهان نمی‌کند.

* سعی کنید وضعیت خانواده را تا حد ممکن، عادی نگه دارید و مراسم خانوادگی خود را حفظ کنید و با این کار سبب القای آرامش و ثبات اعضای خانواده خود شوید.

* تلاش کنید تا آن جا که ممکن است، نگران آینده نباشید و به خودتان اطمینان دهید که همان طور که مشکلات گذشته را حل کرده‌اید پس می‌توانید این مشکل را هم حل کنید.

منبع: میگنا

پا به پای همسر در خانه‌داری

خاطره همسر سردار شهید محمدرضا دستواره:

وقتی به خانه می‌رسید، گویی جنگ را می‌گذاشت پشت در و می‌آمد داخل خانه. دیگر یک رزمنده نبود. یک همسر خوب بود برای من و یک پدر خوب برای مهدی. با هم خیلی مهربان بودیم و علاقه‌ای قلبی به هم داشتیم. اغلب اوقات که می‌رسید خانه، خسته بود و درب و داغون! چرا که مستقیم از کوران عملیات و به خاک و خون غلتیدن بهترین یاران خود باز می‌گشت. با این حال سعی می‌کرد به بهترین شکل وظیفه سرپرستی‌اش را نسبت به خانه انجام دهد.

به محض ورود می‌پرسید: کم و کسری چی دارید؟ مریض که نیستید؟ چیزی نمی‌خواهید؟

بعد آستین را بالا می‌زد و پا به پای من در آشپزخانه کار می‌کرد. غذا می‌پخت. ظرف می‌شست. حتی لباسهایش را نمی‌گذاشت من بشویم. می‌گفت: لباسهای کثیف من خیلی سنگین است؛ تو نمی‌توانی چنگ بزنی. بعضی وقتها فرصت شستن نداشت. زود بر می‌گشت. با این حال موقع رفتن، مرا مدیون می‌کرد که دست به لباسها نزنم. در کمترین فرصتی که به دست می‌آورد، ما را می‌برد گردش.

(منبع: کتاب همسرداری سرداران شهید)

این رسم شوهرداری نیست!

هیچکس نیست که ناراحتى و گرفتارى و درددل نداشته باشد. هر کسى دوست دارد، غمخوار و محرم رازى پیدا کند، گرفتاریهاى خویش‏ را برایش شرح بدهد. و بدینوسیله غمی‌ از دل خودش برداشته، آرامش خاطرى بدست آورد. لیکن هر سخن، جایى و هر نکته، مقامی‌ دارد. براى درددل نیز موقعیت مناسب لازم‏است. در هر جا و هر زمان و با هر شرایطى نباید شکایت را شروع کرد. خانم‌هایی که از رموز معاشرت و آداب شوهردارى‏ بی‌اطلاعند، آن قدر ظرفیت و حوصله ندارند که مشکلات را تحمل نمایند و درددلها را تا موقع مناسب به تاخیر بیاندازند.

خانم گرامی‌! براى رضاى خدا و براى حفظ شوهر و خانواده‌‏ات‏ از این شکایت‌های بیجا دست‏ بردار، زیرک و دانا و ‏وقت‏شناس باش. اگر هم واقعا درددل دارى، قدرى صبر کن تا شوهرت ‏استراحت کند، آن گاه که موقعیت‏ مناسبی‌ پیدا شد، می‌توانى مطالب لازم و ضرورى را به عنوان مشورت نه‏ اعتراض، با او در میان بگذارى و در صدد چاره‌جویى بر آیید. پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر زنی که به وسیله زبان‏، شوهرش را اذیت کند، نمازها و سایر اعمالش قبول نمی‌شود، و لو هر روز، روزه باشد و شبها را براى تهجد و عبادت برخیزد، و بنده‏‌هایى آزاد کند و ثروتش را در راه خدا انفاق نماید. زنی که بد زبان باشد و بدینوسیله‏ شوهرش را بیازارد، نخستین کسى است که داخل دوزخ میشود. (۱)

ایجاد ارتباط رضایت‏بخش با همسر، موجب خواهد شد که زن یا مرد، در مقابله با مشکلات قدرت و توان بیشترى داشته باشند.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر زنی که شوهرش را در دنیا اذیت کند، حور العین به او می‌گویند: خدا ترا بکشد! شوهرت را اذیت نکن. این مرد از شما نیست و لیاقت او را ندارید، به زودى از شما مفارقت نموده به سوى ما می آید. (۲) اگر خانم‌ها می‌خواهند توجه ‏شوهر را جلب نموده، خودشان را محبوب و زحمتکش و خیرخواه جلوه‏ دهند، مطمئن باشند که نتیجه معکوس خواهند گرفت و نه تنها محبوبیتى پیدا نمی‌کنند بلکه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.

یک پزشک در دادگاه می‌گوید: «در تمام مدت زندگى ما، همسرم‏ حتى یکبار رفتارى که شایسته یک زن خوب و کدبانو است نداشت. خانه‏ ما همیشه نامرتب و درهم است. فریادها و بهانه‏‌جوئی‌ها و دشنام‌هاى زننده‌ ‏او، مرا به ستوه آورده است. آنگاه حاضر می‌شود با پرداخت پنجاه هزار تومان پول، از شر او خلاص شود و با خوشحالى می‌گوید: راستش را بخواهید اگر تمام ثروت و حتى مدرک پزشکی‌ام را می‌خواست، می‌دادم تا زودتر خلاص ‏شوم.»(۳)

زن و شوهرى که با شور و شوق به تداوم زندگى مشترک‏شان فکر می‌کنند، با همدیگر یکرنگ و صادق‏اند. اما یکى از مواردى که موجب آسیب‏‌هاى جدى به ارتباط زن و شوهر می‌‏شود، این است که زن یا مرد و یا هر دو طرف، احساس نمایند همسرشان نسبت به وى بی‌‏توجه شده و یا علاقه‌‏اش کم شده است. چنین تصورى، احساس بی‌‏ارزشى و پوچى را در افراد به وجود خواهد آورد. بسیارى از افرادى که به همسر خود بی‌‏توجهى نشان می‌‏دهند، دلیل رفتارهایشان را گرفتاری‌هاى روزمره می‌‏دانند در حالى که ایجاد ارتباط رضایت‏بخش با همسر، موجب خواهد شد که زن یا مرد در مقابله با مشکلات، قدرت و توان بیشترى داشته باشند. در این میان و براى جلوگیرى از ایجاد تنش و اختلاف، ابراز علاقه زوجین نسبت به یکدیگر، بسیار مهم و حیاتى می‌‏باشد. البته ابراز علاقه در هر دوره‌‏اى می‌‏تواند شکلى متفاوت داشته باشد. مثلاً شاید در زمانى که امکان آن فراهم بوده است، زن و شوهر هر هفته با یکدیگر به میهمانى می‌‏رفتند اما شاید امروز زن و یا شوهر، دوست داشته باشند بیشتر با طرف مقابل‏شان حرف بزنند.

اگر می‌‏خواهید لذت بیشترى از زندگى مشترک‏تان ببرید به نکات زیر توجه داشته باشید:

۱ـ از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نکشید. ابراز علاقه، نشانگر میزان دوست داشتن و محبت شما نسبت به همسرتان می‌‏باشد.

۲ـ نگویید علاقه‏‌ام را با رفتارم نشان می‌‏دهم. براى ابراز علاقه، باید از کلمات زیبا و محبت‏‌آمیز استفاده کرد.

۳ـ هرگز اجازه ندهید مشکلات زندگى، شما را از همسرتان دور سازد. مشکلات، همیشه خواهند بود.

۴ـ در هر حال و در هر حالت، ابراز علاقه و عشق به همسر، بهترین و والاترین هدیه به اوست. این هدیه را از وى دریغ ننماید.

در این میان، زن و شوهر باید به اصل تفاوت‏هاى فردى حتما معتقد باشند و بر این باور باشند که زن و مرد دو موجودند که از نظر هوش، استعداد، علایق، خصایص جسمانى و اخلاقى تفاوت‏‌هایى با هم دارند. زن و مرد باید حداکثر توافق را میان خصایص خود و همسرشان را برقرار نمایند و وجود هم را مکمل و متمم بدانند.
پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر زنی که به وسیله زبان‏ شوهرش را اذیت کند نمازها و سایر اعمالش قبول نمی‌شود.

براى این که همسران با یکدیگر مدام در حالت مهر و محبت به سر می‌‏برند، باید به تمایزات خود با طرف مقابل‏شان به دیده احترام بنگرند. همه انسان‏ها نیازمند داشتن یک هویت مستقل که همانا تفاوت‏‌هاى فردى میان آنها می‌‏باشد، هستند.

همسران می‌‏توانند زندگى بسیار شیرین و لذت‏بخشى داشته باشند به شرط این که از داد و ستد عاطفى به شیوه‏‌هاى قلبی‌، کلامی‌ و عملى استفاده نمایند و به همسر و شریک زندگى خود، ابراز محبت کنند، همسر خود را قلبا دوست داشته باشند و با زبان و عمل، این امر را ثابت نمایند. هر جا قدم می‌گذارید، بذر عشق بپاشید و قبل از همه در خانه خودتان. به فرزندان و به همسر خود، عشق بورزید… نگذارید که او از پیش شما برود مگر این که خوش‌تر و امیدوارتر از وقتی باشد که نزد شما می‌آید.

پی‌نوشت‌ها

۱-بحار ج ۷۶ ص ۳۶۳٫

۲-محجه البیضاء ج ۲ ص ۷۲٫

۳-اطلاعات شماره ۱۳۶۸۹

منبع: پایگاه اطلاع رسانی سایت حوزه

عیار گرم بودن زناشویی چیست؟

این که چقدر با هم حرف می‌زنید، یعنی چقدر همدیگه رو دوست دارید؟ اگه آدم کم حرفی هستید، پس همسرتان را دوست ندارید!!

در تحلیل‌های مربوط به حوزه مشاوره و خانواده که در رسانه‌ها بازتاب دارد، گاهی به عباراتی بر می‌خوریم گه به نظر نمی‌رسد چندان عمیق باشد؛ یکی از این تحلیل‌ها که در سال‌های گذشته چندین بار به تناوب در رسانه‌ها بازتاب داشته، قضاوت در باره تعداد کلمات رد و بدل شده زوج‌ها در طول روز است.

مطلب در این باره است که گفته می‌شود به واسطه حاکم شدن سبک زندگی مدرن و ماشینی، تعداد کلمات رد و بدل شده از سوی زوج‌ها در کلانشهرها مثلا به چند ده کلمه یا چند صد کلمه در طول روز رسیده است و از این بابت، احساس نگرانی می‌شود. گذشته از این که مطابق معمول، سندیت این آمارهای ارائه شده معلوم نیست و ظاهرا هر کسی در رسانه‌های ما می‌تواند نقش یک سازمان آماری را ایفا کند بدون آن که موظف باشد بگوید از کجا به چنین آماری رسیده است حتی اگر فرض کنیم که چنین آماری هم درست باشد، باز خدشه‌هایی در این گونه تحلیل‌ها وجود دارد.
پرسش این است که آیا تعداد کلمات رد و بدل شده زوج‌ها می‌تواند عیار و خط‌کش خوبی برای این نتیجه‌گیری باشد که رابطه زوج‌ها با همدیگر خوب یا بد است؟ مشکل این گونه اظهار نظرها درباره زوج‌ها این است که بسیار مکانیکال، کلی و فله‌ای به رابطه زوج‌ها نگاه می‌کند. آیا به واقع تعداد کلمات زوج‌ها می‌تواند نشان‌دهنده یک رابطه سالم و خوب باشد؟ آیا کمیت کلمات رد و بدل شده می‌توان چنین تضمینی را به ما بدهد؟ مثلا فرض کنید زن و مرد هر روز در جریان مشاجره‌های لفظی قرار می‌گیرند و در جریان آن مشاجره‌ها، ده‌ها و صدها کلمه بین آن‌ها رد و بدل می‌شود آیا تعداد کلمات رد و بدل شده یک مشاجره، حاکی از گرم و عاطفی بودن رابطه زن و شوهری است؟

چتری که عاطفه است بی‌هیچ کلمه‌ای
واقعیت آن است که تعداد کلمات رد و بدل شده، نمی‌تواند محک روشنی برای گرم یا سرد بودن یک رابطه باشد. فرض کنید زن و شوهری که هر دو عادت‌های درونگرایانه دارند و کمتر تمایلی به پرگویی نشان می‌دهند اما در عوض، رابطه خوبی با هم دارند، آیا می‌توان گفت آن مرد و زن رابطه گرم و پیش برنده‌ای با هم ندارند؟ مرد و زنی با هم مسافرت می‌روند و مثلا دقایق طولانی در ساحل یک دریا به یک افق چشم می‌دوزند، به امواج خیره می‌شوند و از بازی دریا با شن‌های ساحل لذت می‌برند و به هم لبخند می‌زنند بدون آن که کلمه‌ای با هم مبادله کرده باشند. زن با دقت، در چشم‌های مرد، خیره می‌شود و مرد هم همین طور، بعد هر دو به هم لبخند می‌زنند. یا فرض کنید باران می‌آید. مرد چتر را به گونه‌ای می‌گیرد که بیشترین حجم چتر به سمت زنش باشد و به گونه‌ای وانمود کند که همه چیز در طرف خودش خوب و مرتب است. همه این ابراز محبت‌ها و ترجیح دادن دیگری به جای خود بدون رد و بدل کردن کلمه‌ای صورت می‌گیرد، اما شیرازه حرکت بر محبت است.
اما ممکن است زوجی در کنار همان ساحل دریا بروند و ۱۰۰۰ کلمه با هم حرف بزنند و در این میان به خاطر کلماتی که زن یا مرد بر زبان رانده ناگهان اختلافی پیش بیاید. البته استدلال این مطلب این نیست که زوج‌ها برای آن که اختلافی پیش نیاید حرف نزنند یا کم تر حرف بزنند – گرچه گزیده حرف زدن و پرهیز از حرافی‌های بی‌مورد یک عمل اخلاقی و توصیه شده بزرگان دینی ماست – بلکه می‌خواهد بگوید صرفا بسنده کردن به تعداد کلمات نمی‌تواند عیار قابل دفاعی برای گرم یا سرد بودن یک رابطه باشد.

بودن شبانه مرد بیرون از خانه چقدر قابل دفاع است؟
فرض کنید یک مرد به خاطر مشکلات اقتصادی مجبور است دو شیفته یا سه شیفته کار کند. آیا از چنین مردی می‌توان انتظار داشت شب که به خانه می‌رسد، به هر ضرب و زوری شده، تعداد کلمات رد و بدل شده با همسرش را بالاتر ببرد تا در مظان اتهام قرار نگیرد؟ و اصلا آیا توسل به تعداد کلمات بالا خنده‌دار نخواهد بود؟ در واقع این جا، یک مرد علاقه و عشق خود به خانواده را با عدم حضورش در خانه نشان می‌دهد. او اگرچه بیرون از خانه است اما هدف او از این بیرون بودن، تأمین هزینه خانواده است. البته اگر خانواده واقعا در تنگنای مالی نیست و در رفاه نسبی به سر می‌برد، شاید واقعا نیاز نباشد مرد تا ۱۲ شب بیرون از خانه باشد. چه بسا بسیاری از این بیرون از خانه بودن‌ها، اول به بهانه تأمین معاش انجام می‌شود اما آرام آرام به یک عادت تبدیل می‌شود. یعنی در اول، ضرورت‌های مالی خانواده و زوج این بیرون از خانه بودن‌ها را توجیه می‌کرده اما بعدها، صورت دیگری به خود می‌گیرد و مرد ممکن است درگیر حاشیه‌های دیگر – حرص و ولع برای اندوختن مال، روابط عاطفی شدن بیرون از خانه – باشد در آن صورت، دیگر نمی‌توان از این بیرون خانه ماندن‌ها دفاع کرد، البته آنجا می‌توان پرسید و نگران بود که چرا مرد کمتر در خانه حضور دارد و چرا تعداد کلمات به کار رفته از سوی زوج‌ها کم است.

گاهی محبت در فراسوی کلمات است
در واقع این جا می‌توان گفت این شکل و جهت‌گیری یک زندگی است که می‌تواند مهم باشد، نه تعداد کلمات به کار رفته. همچنان که ما مثلا وقتی در جاده به سمت یک مقصد حرکت می‌کنیم ممکن است بارها به سمت چپ یا راست بپیچیم اما در واقع آن پیچیدن ها، از سرعت کاستن‌ها و به سرعت افزودن‌ها به خاطر شرایط جاده – زندگی – است و از منطق جاده پیروی می‌کند. بنابراین نمی‌شود یک نسخه واحد برای زوج‌ها پیچید و گفت همه زوج‌ها به این تعداد از کلمات در روز برسند. گاهی یک نگاه گرم زن به صورت مردی که دیر از کار برگشته می‌تواند کار هزار کلمه را بکند و در این عبارت هیچ اغراقی نیست. گاهی نگاه‌ها با هم می‌توانند حرف بزنند در فراسوی کلمات.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ حسن فرامرزی

زن، خانه و خانواده در کلام و سیره پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)

نیاز به داشتن هم صحبت و همسر و ایجاد رابطه محبت آمیز دو طرفه، نخستین انگیزه شکل‌گیری زندگی مشترک و پیدایش خانواده است. هر گونه بی‌توجهی در این رابطه، موجب تزلزل بنیان خانواده و بی‌علاقگی دو طرف به زندگی مشترک و حتی به اصل زندگی خواهد شد. برای مثال؛ اگر زن ببیند که همسرش به او بی‌مهری و بی‌توجهی می‌کند، بی‌درنگ دچار احساس سرخوردگی و کاهش اعتماد به نقس می‌شود. در این میان، با در نظر گرفتن نقش‌های مهم زن در خانواده در مقام مدیر و مادر، زن چگونه می‌تواند با این احساس سرخوردگی و شکست و کاهش اعتماد به نفس، روحیه مادرانه و دیگر ویژگی‌های لازم برای ساخت زندگی روبه رشد را در خود حفظ و تقویت کند؟

باید بپذیریم که از میان سه عنصر فرد، خانواده و جامعه؛ خانواده در راس این هرم قرار می‌گیرد؛ زیرا هر گونه اختلال، تنش، تزلزل، کمبود محبت، کم رنگ بودن ارتباط عاطفی درست و نارسایی‌ها و گرفتاری‌های اخلاقی و تربیتی درخانواده، در شکل‌گیری شخصیت فرد و به دنبال آن، پایه ریزی یک جامعه، اثر مستقیم دارد.بدیهی است آنچه در همه روزگاران می‌تواند این مثلث را از خطر نابودی و فروپاشی نجات دهد، بازگشت به اصل دین و چنگ زدن به ریسمان معنویت است؛ معنویتی که کمبود آن به ویژه در جوامع غربی آشکارا درک می‌شود و به همین دلیل؛ امروزه، موج بازگشت به معنویت به ویژه گرایش به اسلام در سرزمین‌های مغرب زمین؛ معضلی آنهاست برای سیاستمداران و بزرگان و توان ایستادگی در برابر این گرایش عظیم را ندارند. در واقع، دوری از معنویت و به تبع آن کمبود عاطفی، پوچی فکری و تزلزل خانوادگی، سبب دل زدگی غربی‌ها از نوع زندگی موجود شده است.

همه انسان‌ها بر اساس فطرت خویش نیروی عظیمی‌ از معنویت و خدا جویی را در وجود خود احساس می‌کنند. حال چرا انسان مدرن در شرایط زندگی کنونی، دچار احساس پوچی و کمبود روحی میشود؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت بعضی از افراد در جوامع امروزی، همواره می‌کوشند با خدای درون خود یا همان نیروی عظیم معنوی، مبارزه و با دست بشری، آن نیروی فرابشری را نابود کنند. بدین ترتیب؛ در طول این جنگ بی‌نتیجه، گرفتار نوعی احساس پوچی یا آشفتگی و افسردگی می‌شوند؛ چون آنها همواره در سرزمین جنگ زده و با شکست و ناکامی‌ بی‌پایان به سر می‌برند. زمانی که از این مبارزه خسته می‌شوند و در خود قدرت ادامه این جنگ بی‌سرانجام را نمی‌بینند؛ خواهان بازگشت به نقطه اول و اصل فطرتشان هستند و این نقطه اول، جایی نیست جز معنویت و عشق به خدا و در یک کلمه «دین».

برای فهم این مطلب و زنده کردن این نیاز در وجود خود، لازم است به رفتار و سیره عملی اسوه محبت و عاطفه، پیامبر مهربانی‌ها، آخرین فرستاده خداوند، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) بنگریم و عمل کنیم. بدون شک، در شرایط امروزی، بیش از هر زمان دیگر، به پیروی از الگوی عملی پیامبر، این اسوه حسنه نیازمندیم؛ همان گونه که در قرآن مجید به نقش اخلاق پیامبر در پیشبرد اسلام و جذب دل‌ها تصریح شده است:
«”فیما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لاتفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر”(۱)‌ای رسول ما؛ در سایه لطف و رحمت خدا، با مردم مهربان شده‌ای و اگر خشن و سنگ دل بودی، مردم از گرد تو پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنان آمرزش بخواه و با آنها در کارها مشورت کن».

پیروی از اصول اخلاق خانوادگی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و بیان کلام و سیره ایشان در ارتباط با زن و خانواده، امری ضروری در زندگی بشر در همه دوره‌هاست. بر این اساس، رفتار پیامبر اسلام در خانه و با خانواده و سفارش‌های ایشان در این زمینه به ویژه در موضوع «زن» بهترین راه حل‌ها برای مشکلات زندگی همه انسان‌هاست. در اینجا، نمونه‌هایی از رهنمودها و سیره پیامبر را دراین زمینه بیان می‌کنیم:

۱- رفتار با همسر

«الا خیر کم، خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائی».(۲)
آگاه باشید، بهترین شما کسی است که نسبت به همسرانش بهتر باشد و من، بهترین شما نسبت به همسرانم هستم.
احترام و خوش رفتاری، حق شناسی، محبت، وفاداری در حق همسر و شریک بودن در غم‌ها و مشکلات او، از نشانه‌های نیک «همسرداری» است. مرد موظف است حتی در برابر تندی و خشونت همسر خود با صبر و حوصله، سازگاری کند، به گونه‌ای که پیامبر همواره مردان امت خود را سفارش می‌کرد با بدی‌ها و بد خلقی‌های همسران خود کنار بیایند و به آنها مهربانی کنند.
خداوند نیز در قرآن می‌فرماید: «و عاشروهن بالمعروف؛ با زنان به نیکی رفتار کنید».(۳) لفظ «معروف» را که در این آیه به کار رفته است، باید در رفتار پیامبر با زنان جست و جو کرد. با این که بیشتر زنان پیامبر، پیر و سال خورده بودند، حضرت با آنها با صبر و حوصله و مهربانی و احترام رفتار می‌کرد؛ این یعنی «معروف». پیامبر همواره مردان را به رعایت تمام جلوه‌های محبت و اصول خوش رفتاری با زنان سفارش می‌کرد. از دیدگاه پیامبر، رفتار زن در زندگی مشترک، به نوعی بازتاب رفتار مرد و میزان احترام و محبتی است که مرددر برخورد با زن از خود نشان می‌دهد. از آنجا که تحمل سختی‌ها و محدودیت‌های طبیعی زندگی مشترک، بیشتر بر عهده زن است، مرد باید با رفتار درست و دریغ نکردن عشق و محبت خود، زمینه‌ساز آمادگی زن برای تحمل این بار سنگین باشد.
در حدیثی ارزشمند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
برادرم، جبرئیل آن قدر سفارش زنان را به من کرد که گمان بردم مرد حق ندارد به همسرش «اف» بگوید. آنگاه به من گفت: «در رفتار با زنان از خدا بترسید. پس با آنها مهربان باشید و دل‌های آنان را با رفتار خوبتان پاکیزه کنید تا تحمل زندگی کردن در کنارتان را داشته باشند».(۴)

۲- ازدواج، سنت پیامبر

یکی از بزرگترین دغدغه‌های اجتماعی در جوامع امروزی، مشکلات و مسائل ناشی از ازدواج‌گریزی جوانان است. این پدیده می‌تواند ناشی از اندیشه‌ها و باورهای نادرستی همچون ترس از تعهد، ترس از مسئولیت، ترس از فقر و کاهش اعتماد به نفس باشد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با توکل کردن بر خداوند متعال، هیچ یک از این موارد را سد راه ازدواج نمی‌دانست و معتقد بود تحقق نیافتن این امر مهم، پیامدهای منفی بسیار بزرگتری از چنین ترس‌ها و نگرانی‌هایی برای جامعه خواهد داشت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در احادیث زیادی، از ازدواج به عنوان یک سنت حسنه یاد کرده است و جوانان را به این امر مقدس تشویق می‌کرد.
تأکید پیامبر به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، نشانه اهمیت و ارزش بسزایی است که دین اسلام برای خانواده و ثبات بنیان آن قائل است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می‌فرماید:
«بدترین مردان آنانی هستند که بدون دلیل، ازدواج را ترک می‌کنند».
«هر کس به خاطر ترس از فقر، ترک ازدواج کند، فضل خدا را جدی نگرفته است، چون خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: “ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله”(۵) اگر فقیر و تنگ دست باشند؛ خداوند از فضل خودآنان را بی‌نیاز می‌کند».
«هر کس بخواهد پیرو دین حق باشد، این را بداند که زن خواستن؛ سنت و شیوه من است».
«درهای رحمت در چهار زمان گشوده می‌شود: هنگام بارش باران؛ هنگامی‌که فرزند به صورت پدر و مادر نگاه می‌کند؛ هنگام گشوده شدن در خانه خدا؛ هنگام ازدواج».(۶)

۳- اهمیت مسائل زناشویی وپرهیز از رهبانیت

دین در اذهان عمومی‌ملت‌ها، به عنوان عاملی بازدارنده و محدودکننده شناخته شده و پذیرش دین موجب محروم شدن از لذت‌ها و مبارزه با غرایز تعریف شده است. بر این اساس، علت گرایش به بی‌دینی و بی‌خدایی که به ویژه در یکی دو قرن گذشته رواج زیادی داشته است، فرار از این محدودیت‌های متصور برای رسیدن به مفهوم خود ساخته از آزادی بود. در حالی که از زیبایی‌های دین اسلام این است که در کنار پایبندی به اصول اخلاقی و اعتقادی که مایه آزادی و تجرد روح انسان می‌شود، اهمیت بسزایی برای بهره بردن از لذت‌های جسمی‌ نیز قائل است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بارها و با هر بهانه‌ای تأکید می‌کرد که دین اسلام نه تنها با رهبانیت مخالف است؛ بلکه در تضاد با آن قرار دارد. توجه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مسائل زناشویی و اهمیت دادن ایشان به رفع نیازهای زنان و بررسی مشکلات آنها در این گونه موارد؛ خود، گواهی است بر این مطلب که زن هم به اندازه مرد و حتی بیشتر از او، حق حاکمیت در روابط زناشویی و بهره‌مندی از لذت‌های مشروع را دارد.

۴- مهربانی با زن، از صفات خدا

نیاز عاطفی جنس زن، بیشتر از مردان است و از نظر روان شناسی، روح لطیف زن، تشنه درک و محبت و ابراز احساسات از سوی اطرافیان به ویژه شریک زندگی خویش است. کمترین حق یک زن این است که از همسر خود انتظار داشته باشد و محبت و علاقه راستین خود را به او نشان دهد و زن را در احساسات کمال‌آفرین خود سهیم کند. در واقع؛ زن انتظار و شایستگی «عشق سخاوتمندانه» را دارد. عشق سخاوتمندانه یعنی عشق‌ورزی همیشگی، بی‌منت و بدون هیچ محدودیت و قید و شرطی. بنابراین؛ وظیفه مرد است که همواره در جهت احقاق این حق و برطرف کردن این نیاز طبیعی در زن تلاش کند، در مقام پدر به یک شکل و در مقام شوهر به شکلی دیگر. دختران نیز به نوعی دیگر و متفاوت و بسیار بیشتر از پسران، به درک محبت پدری نیاز دارند.
بدین ترتیب، مهربان بودن با زن، از صفات زیبای خداوند است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می‌فرماید: «خداوند به دختران؛ مهربان‌تر از پسران است. هر کس دختر یا زنی یا از محارم خود را خوش حال و راضی کند؛ خداوند در قیامت، او را خوش حال خواهد کرد».(۷)
از امام صادق (علیه السلام) نیز روایت می‌کنند: «محبت ورزیدن به زنان؛ از اخلاق پیامبران است؛ آن امام بزرگوار در جای دیگر می‌فرماید: «فکر نمی‌کنم ایمان کسی افزایش یابد، مگر با زیاد شدن محبت او نسبت به زنان؛ همچنین پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایت زیبایی در باره محبت کردن به دختر می‌فرماید: «هر کس دخترش را شاد کند، گویی برده‌ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است».(۸)

۵- رفتار پیامبر در خانه و خانواده

در سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است زمانی که در خانه به سر می‌برد، همواره در خدمت خانواده خود بود و با آن همه مسئولیت و مشغله‌ای که داشت؛ زمان‌های خویش را به سه بخش تقسیم می‌کرد. جدا از وقت‌های معین برای عبادت خدا و کارهای شخصی، بخشی را هم به خانواده اختصاص می‌داد.
همان گونه که گفته شد، خانواده در راس هرم فرد، خانواده و جامعه قرار می‌گیرد. بنابراین رفتار درست زن و شوهر و فرزندان با یکدیگر، پایه‌های این هرم را استحکام و به جامعه پاکی و صفا و آرامش می‌بخشد.
نمونه زیبا و درست این رفتار را نیز در خانه و زندگی خانوادگی پیامبر مهر و رحمت، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌توان دید.
«پیامبرخدا در خانه که بود؛ از هر نوع غذایی که فراهم می‌کردند؛ می‌خورد و از هیچ غذایی بدگویی و مذمت نمی‌کرد. سرسفره با خانواده می‌نشست و غذا می‌خورد، مگر آن که مهمانی وارد می‌شد که در آن صورت، با مهمان خود بر سر سفره می‌نشست».(۹)
از موارد دیگری که بر محبت و همدلی میان اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر می‌افزاید و کانون خانواده را گرم‌تر و پیوندشان را محکم‌تر می‌کند، مشارکت و همکاری در امور است. پیامبر همواره چنین بود و در ساعت‌هایی که در خانه به سر می‌برد؛ به دوختن و وصله زدن لباس‌هایش می‌پرداخت، گوسفند می‌دوشید، زانوی شتر می‌بست، به خادم خانه در آسیاب کردن گندم کمک می‌کرد، وسایل خانه را بر پشت خود از بازار به خانه می‌برد. و همیشه می‌فرمود: «کمک به همسر و انجام کارهای خانه، صدقه و احسان در راه خداست».(۱۰)

پی‌نوشت‌ها

۱- سوره آل عمران، آیه ۱۵۱
۲- سنن النبی، ص۱۵۰
۳- سوره نساء، آیه ۱۹
۴- مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج۱۴، ص ۲۵۳
۵- سوره نور، آیه ۳۲
۶- بحارالانوار، علامه مجلسی، ح۱۰۳، ص۲۲۱
۷- وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۴
۸- بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۶۹
۹- مکارم الاخلاق، ص۲۶
۱۰- بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۲۷

منبع: زهرا سادات هاشمی؛ماهنامه طوبی شماره ۳۶؛(باتلخیص)

جلوه‌های عشق‌ورزی در خانواده

عشق‌ورزی

(از نشانه‌های او، آن است که از جنس خودتان، همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن، آرامش یابید و میان شما مودّت و رحمت قرار داد). ۱

پرسود‌ترین گنج‌ها، به دست آوردن محبت قلبهاست. ۲

مودّت، موهبتی الهی به خانواده است که در کنار رحمت، تضمین‌کننده تداوم زندگی است. مودّت، محبت عمیق و ریشه‌داری است که تمام وجود را در بر می‌گیرد و نشانه‌های آن در رفتار و گفتار نمایان می‌گردد. مودّت، محبت لبریز شده، ریشه‌دار و نشان‌دار است. خانواده، آشیانه کوچک عشق و بانک مهرورزی است. همه اعضای یک خانه باید در این بانک سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت داشته باشند تا بتوانند از حساب جاری خود، وام‌های گوناگون عشق و محبت را دریافت و پرداخت کنند!

عشق‌ورزی نسبت به همسر

محبت و عشق‌ورزی نسبت به اعضای خانواده، در رفتار خانوادگی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) موج می‌زد و آن را نشانه ایمان می‌دانست: هر چه بر ایمان بنده‌ای افزوده شود، بر محبت و دوستی او نسبت به خانواده‌اش افزوده می‌شود. ۳

آن حضرت، دوست داشتن همسران را از آداب پیامبران برمی شمرد۴ و شوخی و عشق بازی با همسر را از بازی‌ها و لذت‌های روای زندگانی می‌دانست: بازی در سه چیز رواست: …با همسرت شوخی و عشق بازی کنی. ۵

جابر بن ‌عبدالله می‌گوید: «وقتی ازدواج کردم، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از من پرسید:”با چه کسی ازدواج کردی؟”» گفتم: «با زن بیوه‌ای». فرمود: چرا با دوشیزه‌ای شوخ و شنگ ازدواج نکردی؟ دختری که با تو نرد عشق ببازد و تو نیز با او بازی و عشق بازی کنی؟ ۶

محبّت ورزی به همسران و آگاه کردن آن‌ها از این دوستی و محبت را مستحب اعلام می‌ کرد و می‌‌فرمود: این که مرد به زنش بگوید:”تو را دوست دارم” هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود. ۷

عشق‌ورزی با همسر را عبادتی شیرین و برتر از تمام دنیا و آنچه در آن است، بر می‌‌شمرد و می‌فرمود: مردی نیست که دست همسرش را عاشقانه بگیرد، جز آن که آفریدگار ۵ پاداش برایش می‌نویسد؛ پس اگر او را در آغوش کِشد، ۱۰ پاداش می‌برد؛ اگر همسرش را ببوسد، ۲۰ پاداش دارد؛ اگر با او درآمیزد، پاداش این کار برای او از دنیا و آنچه در آن است، بهتر است. ۸

مردی به محضر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و عرض کرد: «ای پیامبر خدا! من از چیزی شگفت‌انگیز در عجبم: مرد و زنی ازدواج می‌کنند، در حالی که یکدیگر را قبل از آن ندیده‌اند، اما صبحگاهان که از خواب بر می‌خیزند، هیچ کس نزد آن دو، از دیگری محبوب‌تر نیست؟!». پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ او فقط این قسمت از آیه کریمه را تلاوت فرمودند: (وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً؛۹ خداوند در میان شما مودّت و رحمت قرار داد). ۱۰

از منظر برخی تفسیرنگاران، رحمت، به معنای عشق و مهربانی قلبی در باطن و مودّت، به معنای اظهار این عشق و علاقه در ظاهر است و این خداوند است که این دو حالت را در بین همسران ایجاد می‌نماید: یکی در باطن که در دل نسبت به همسر خود احساس محبت و رحمت نماید و دیگر در ظاهر که آن محبت و رحمت درونی را در گفتار و رفتار ابراز نماید. ۱۱

گویی پروردگارِ مهر، تمام حقوق واجب بین همسران را در عشق‌ورزی ظاهری و باطنی، یعنی مودت و رحمت، خلاصه فرموده است.

آری، خداوندگار قلب‌ها، با جهت‌دهی راستین به نگرش‌ها، آدمی را می‌آموزد که از زاویه مهر و رأفت به خانه و خانواده‌اش بنگرد که اگر چنین شد، او در انجام هر وظیفه‌ای نسبت به همسر و دیگر اعضای خانواده جدیت می‌ورزد و هر نوع خدمتی را شیرین و لذت‌بخش می‌یابد.

اگر بین همسران عشق و محبت ریشه‌دار برقرار نباشد و هر یک از آنها از نظر عاطفی، خود را ملزم به انجام وظایف و رعایت حقوق دیگران نبیند، همواره در جست و جوی راه فرار خواهد بود و اگر از نظر قانونی و حقوقی نیز ملزم به انجام خدمتی گردد، با تلخی و اکراه آن را به انجام خواهد رساند.

نتیجه آن که هر بینش و نگرش و یا هر روش و منشی که در بین اعضای خانواده بر اساس عشق‌ورزی و محبت‌مداری نباشد، عاقبت به فرار از مسؤولیت و تضییع حقوق دیگر اعضای خانواده خواهد انجامید.

عشق‌ورزی به فرزندان

بهترین اعمال در نزد خداوند، محبّت و دوستی کودکان است. ۱۲

کسی با همسران و فرزندانش مهربان‌تر از پیامبر نبود.۱۳ فرزندان را گل‌های خوشبوی خداوندی و میوه دل والدین بر می‌‌شمرد۱۴ و به محبت و عدالت نسبت به ایشان فرمان می‌داد: با فرزندانتان، با محبّت و عدالت رفتار کنید، همان گونه که دوست دارید با شما با محبّت و عدالت رفتار شود. ۱۵

بر سر فرزندان و نوه‌هایش، دست مهر و نوازش می‌کشید. بسیار می‌شد که آنان را در دامن خویش می‌نشانید، می‌بوسید، نوازششان می‌کرد و بر پیشانی و دهانشان بوسه می‌زد و می‌فرمود: بوی فرزند، از بوهای بهشت است. فرزندانتان را بسیار ببوسید. برای هر بوسه‌تان، در بهشت مقامی است. فرشتگانی می‌آیند و به تعداد بوسه‌هایتان درجه‌هایی در بهشت برایتان معین می‌کنند. ۱۶

روزی یکی از فرزندانش را روی زانوان خود نشانده بود و می‌بوسید و به او محبت می‌کرد. در این هنگام مردی از اشراف به خدمت حضرت آمد و با دیدن آن صحنه عرض کرد: «من ده پسر دارم و تا به حال هیچ کدامشان را برای یک بار هم نبوسیده ام». پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از این سخن، چنان ناراحت شد که رنگ صورتش برافروخته و سرخ گردید. آن گاه فرمود: کسی‌که به دیگران رحم نکند، خدا نیز به او رحم نخواهد کرد. ۱۷

یکی از نشانه‌های عشق‌ورزی در خانواده، بوسیدن فرزندان است که هر بوسه، درجه‌ای در بهشت۱۸ و نشان رحمت الهی معرفی شده است. ۱۹

مردی به نام اقرع بن جاس وقتی دید پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نوادگانش حسن و حسین(علیهما السلام) را می‌بوسد، عرضه داشت: «من۱۰ فرزند دارم و تاکنون هیچ کدام را نبوسیده‌ام». پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که ترحم و محبت نکند، مورد رحمت قرار نمی‌گیرد. ۲۰ دل تو از سنگ است. اینک اگر خداوند رحمت خویش را از تو بردارد، برایم اهمیتی ندارد. ۲۱

از سوی دیگر پیشوایان دین، ما را از کم محبتی و کم لطفی در حق فرزندان دختر بر حذر می‌دارند: از دختران نفرت نداشته باشید که آنان مونس و همدم شمایند.۲۲ دختران رنج و محنت و پسران، نعمتند، اما خدا بهشت را به رنج و محنت می‌دهد، نه به نعمت. ۲۳

در کلامی دیگر، پدران و مادران را از بی‌مهری نسبت به کودکان به هنگام گریستنشان برحذر داشته، و از کتک زدن کودکان به علت گریه کردنشان نهی فرموده۲۴ و گریستن کودکان را ذکر لا اله الاّ الله، ذکر صلوات بر محمد و آل محمد و طلب آمرزش و مغفرت برای والدینشان برشمرده اند. ۲۵

پیشوایان دین یادآور شده‌اند که در مغز کودکان رطوبتی وجود دارد که اگر با گریه و اشک خارج نشود، بیماری‌های خطرناکی همچون فلج مغزی و نابینایی…، سلامتی فرزندانمان را تهدید خواهد کرد.۲۶

حضرات معصومین(علیهم السلام) نفرین والدین بر فرزندان را هر چند که ظلم کرده باشند، روا ندانسته و آن را موجب فقر و تهیدستی خانواده معرفی فرموده‌اند.۲۷

دختران

پیامبر رحمت، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، دختران را بهترین فرزندان و مایه خیر و برکت و رحمت برای اهل خانه می‌دانست و می‌فرمود: خداوند بیامرزد پدر دختران را؛ چرا که دختران خجسته‌اند و دوست داشتنی… . ۲۸

از خوش قدمی زن این است که نخستین فرزندش دختر باشد.۲۹ چه خوب فرزندانی هستند دختران، نازک‌دل، مهیا برای کار، همدم، خجسته و… .۳۰ هیچ خانه‌ای نیست که در آن دختران باشند، جز این که هر روز ۱۲ برکت و رحمت از آسمان بر آن فرود می‌آید، دیدار فرشتگان از خانه قطع نمی‌شود و هر روز و شب، برای پدر آنان، عبادت یک سال را می‌ نویسند. ۳۱

اگر ولادت دختری را به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خبر می‌دادند، می‌فرمود: گُلی است که روزی‌اش با خداوند است.۳۲

پسران

پیام‌آور مهر، پسران را وزیر و جانشین پدر در خانه و خانواده می‌دانست و به وفای عهد و پیمان با ایشان تأکید می‌فرمود: هرگاه یکی از شما به فرزند پسرش وعده‌ای می‌دهد، باید آن را به انجام رساند. ۳۳

شاد کردن فرزندان پسر در خانواده را عبادت می‌شمرد و می‌فرمود: کسی که پسرش را شاد کند، گویا برده‌ای از تبار اسماعیل را آزاد کرده است و کسی که(با کاری یا هدیه‌ای) پسرش را خوشحال نماید، گویا از ترس خداوند گریسته است. ۳۴

—————————

پی‌نوشت‌ها

۱٫(وَ مِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً…)روم(۳۰)، ۲۱٫
۲٫ امام علی(علیه السلام): «أنفَعُ الکُنُوزِ مَحَبَّهُ القُلُوبِ» آمدی، غررالحکم و دررالکلم،ص۴۱۳، ح۹۴۱۹٫
۳٫ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۸٫
۴٫ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۵۲٫
۵٫ متقی هندی، کنزالعمّال، ج۱۵، ص۲۱۱٫
۶٫ العجلونی، کشف الخفاء، ج۲، ص۳۳۲؛ سیدی، حسین، همنام گل¬های بهاری(نگاهی نو به زندگی پیامبر(ص))، ص۷۸٫
۷٫ کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۵۶۹٫
۸٫ قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۹۰٫
۹٫ روم(۳۰)، ۲۱٫
۱۰٫ میبدی، تفسیر کشف الاسرار و عدّه الابرار، ج۷، ص۴۴۶٫
۱۱٫ یثربی، سید محمد، سیری در رساله حقوق امام سجاد۷، ج۲، ص۱۵۶٫
۱۲٫ امام صادق(علیه السلام): «موسی‌بن‌عمران(علیه السلام) به محضر پروردگار عرضه داشت:”بهترین اعمال در نزد تو چیست؟” خطاب آمد:”حُبُّ الأطفالِ فَإِنَّ فِطرَتَهُم عَلی تَوحیدی؛ دوست داشتن کودکان؛ همانا نهادشان از یگانگی من لبریز است”» محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۶۴؛ برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۹۳٫
۱۳٫ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج۷، ص۷۶٫
۱۴٫ متقی هندی، کنزالعمّال، ج۱۶، ص۴۵۷٫
۱۵٫ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۹۲٫
۱۶٫ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۸، ص۱۵۶٫
۱۷٫ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۳، ص۳۸۴٫
۱۸٫ فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص۳۶۹٫
۱۹٫ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۲۰٫
۲۰٫ فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص۳۶۹؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۳، ص۳۸۴٫
۲۱٫ طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۲۰٫
۲۲٫ متقی هندی، کنزالعمّال، ج۱۶، ص۴۴۹، ح۴۵۳۷۴٫
۲۳٫ سبزواری، جامع الأخبار، ص۱۰۵٫
۲۴٫ شیخ صدوق، علل الشرایع، ص۸۱، ح۱٫
۲۵٫ ر.ک: شیخ کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۲، ح۵ .
۲۶٫ ر.ک: مفضّل‌بن‌عمرو، توحید مفضّل.
۲۷٫ سبزواری ، جامع الأخبار، ص۱۲۴؛ ابن فهد حلّی، عدّه الداعی، ص۸۹٫
۲۸٫ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۱، ص۴۱۵٫
۲۹٫ ابن‌ماجه، السنن، ج۲، ص۷۷۳٫
۳۰٫ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج۸، ص۹۶٫
۳۱٫ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج۸، ص۹۲٫
۳۲٫ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۹۸٫
۳۳٫ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۰٫
۳۴٫ همان.
منبع: خانواده و تربیت مهدوی ص۱۶۴