عدل و قسط

نوشته‌ها

مهدی از نسل فاطمه سلام الله علیها

یکی از فضایل حضرت فاطمه سلام الله علیها که در کتابهای اهل سنت نقل شده این است که مهدی از اولاد آن حضرت است.

در المستدرک حاکم نیشابوری چندین حدیث در این رابطه نقل شده و آنها را بر شرط بخاری و مسلم صحیح دانسته است که در برخی از آنها نشانه‌های جسمی آن حضرت بیان گردیده و در آنها گفته شده‌است که زمین را پر از عدل و قسط می‌کند بعد از اینکه پر از ظلم و جور می‌شود. و در برخی دیگر از آنها آمده که مهدی از اولاد فاطمه دخت گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. در یکی دیگر از این احادیث آمده است که مهدی از عترت رسول خدا است.  صاحب مستدرک حدیثی در این مجموعه بیان می‌کند که امت اسلامی در حکومت آن حضرت از نعمت های فروانی بهره مند گردیده و زمین تمام ذخایر خود را بیرون می‌ریزد.[۱]

در سنن ابی داود در برخی از احادیثی که  تحت عنوان «کتاب المهدی» در ضمن بیان خصوصیات و اسم مهدی گفته شده که اگر از دنیا چیزی باقی نماند مگر یک روز، خداوند این روز را به قدری طولانی خواهد کرد تا مردی از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث شود و زمین را پر از عدل و قسط گرداند. و نیز از پیامبر اسلام نقل شده که مهدی از عترت آن حضرت و از اولاد فاطمه سلام الله علیها است که در مکه بین رکن و مقام با او بیعت شده و لشکری که برای جنگ با آن حضرت از شام به سوی مکه می رود در سرزمین بیدا در زمین فرو خواهد رفت و او در بین مردم به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمل خواهد کرد.[۲]

پی نوشت ها:

[۱] . محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین ج۴ ص۶۰۰ –  ۶۰۱ ، بیروت، دار الکتب العلمیۀ ، چ۱، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا.

[۲] . سلیمان بن الأشعث أبو داود السجستانی الأزدی، سنن ابی داود، ج۴ ص۱۰۶ – ۱۰۷ ، دار الفکر ، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید.

نویسنده: حمید رفیعی

عدم تحقق حکومت عدل در عصر انبیاء گذشته

چرا در عصر انبیاى گذشته حکومت عدل جهانى تحقق نیافته است؟

پاسخ:

این سؤال گاهی به طریق دیگری نیز مطرح می‏شود که چرا حکومت عدل جهانی درپایان تاریخ وآخرالزمان اجرا می‏گردد؟ آیا این امر اتفاقی است یا اینکه وجه ودلیلی دارد؟ می‏گوییم: تکامل فرد ودر نتیجه ایجاد مجتمع کامل ونیز دولت وحکومت عدل در جامعه با دو عامل اساسی تحقق‏ پذیر است:

 ۱ – عامل خارجی: به این معنا که هر فرد از افراد جامعه، معنای عدل وکمالی را که هدف خلقت در اوست بداند ونیز راهی را برای رسیدن به آن بیابد، واز آنجا که فهم بشر قاصر از درک این امور است لذا بشر در طول تاریخ محتاج به انبیا برای هدایت ورسیدن به اهداف خود بوده است.

 ۲ – عامل داخلی: که همان شعور بشر به این مسئولیّت وهدف بزرگ است. لذا برای رسیدن به هدف، تحقق این عامل داخلی در وجود انسان لازم است. این شعور به مسئولیّت تحقق نمی‏یابد مگر به اینکه:

 الف. عقل، اهمیّت اطاعت خداوند وخضوع وخشوع نسبت به او را درک کند.

 ب. بداند که اطاعت خدا ضامن حقیقی برای سعادت خود وجامعه وایجاد عدل مطلق در جامعه خواهد بود.

 ج. حقیقت عدل و قسط و آثار و برکات آن را بداند.

 این عامل داخلی با انواعش از چند طریق قابل پیاده شدن است:

 ۱ – اینکه این ایمان واخلاص در افراد جامعه به صورت معجزه تحقق یابد.

 این احتمال با قانون معجزات منافات دارد، زیرا معجزه طریق انحصاری است، در حالی که برای رسیدن به نتیجه وهدف راه‏های دیگر غیر از طریق معجزه وجود دارد. ونیز با اختیار انسان -که کمال او در گروآن است- منافات دارد.

 ۲ – بشر بدون جبر وبا تجربه وارشاد به سطحی عالی از فهم وشعور برسد تا بتواند آن هدف عالی را با رهبری الهی پیاده کند.

 با ملاحظه حالات وخصوصیات بشر پی می‏بریم که هنوز انسان به آن سطح عالی از فهم وشعور برای رسیدن به این هدف کامل نرسیده است، زیرا بشر از ابتدای خلقت، دو شرط اساسی از شرایط تطبیق عدل کامل را نداشته است:

 الف. شناخت عدل به صورت کامل.

 ب. آمادگی برای فداکاری در راه تطبیق وپیاده کردن عدالت بعد از شناخت آن.

 اگر بر فرض، بشر شرط اوّل را دارا باشد، هنوز آمادگی کامل برای شرط دوّم را پیدا نکرده است. ولذا حتی در عصر صحابه رسول اکرم که آن را بهترین عصر می‏دانند آن حضرت مشکلاتی با صحابه در زمینه فداکاری آنان در راه اسلام داشته است.

 خداوند متعال در اعتراض به جماعتی از صحابه می‏فرماید: {یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَی الأَرْضِ أَرَضِیتُمْ بِالحَیاه الدُّنْیا مِنَ الآخِرَه فَما مَتاعُ الحَیاه الدُّنْیا فِی الآخِرَه إِلّا قَلِیلٌ}؛ “ای کسانی که ایمان آورده‏اید! چرا. سوره توبه، آیه ۳۸٫

 هنگامی که به شما گفته می‏شود: به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید بر زمین سنگینی می‏کنید [و سستی به خرج می‏دهید]؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‏اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست.”

 حال به این نتیجه می‏رسیم که بشر تاکنون به شروط اساسی برای تشکیل حکومت جهانی دست نیافته وزمینه را برای ظهور فراهم نساخته است.

 سید رضا صدر؛ می‏گوید: “روزی خواهد رسید که بشر قابلیت پیدا کند که دادگستری توانا و بینا بر او حکومت کند وقابلیّت پیدا کردن بشر برای چنین حکومت عبارت است از تکامل او. بشر تکامل نیافته شایستگی ولیاقت حکومت عدل را ندارد وآن را نمی‏ پذیرد، واگر با جبر و زور بر او تحمیل شود نقض غرض خواهد بود. جبر و زور ظلم است وظلم نردبان عدل نخواهد بود. عدلی که به وسیله ظلم برقرار شود عدل نیست، هر چند نام عدل بر آن گذارند. بشر تکامل نیافته حاکم عدل را نمی‏ پسندد ودوست می‏دارد که او برکنار شود. حضرت علی (ع) می‏فرماید: “این مردم از من ملول شده‏اند ومن هم از آنها ملول هستم”، سپس در حقّ آنها نفرینی کرده، فرمود: “خدایا مرا از اینها بگیر”. حکومت عدل بایستی با رضایت خلق برقرار شود، وآن وقتی است که بشر خواستار آن باشد. بشر وقتی خواستار حکومت عدل می‏شود که خوی حیوانی تحت فرمان خوی انسانی او قرار گیرد”.

. راه مهدی (ع)، ص ۵۴٫

 در رو آیات نیز به جهتی دیگر اشاره شده است.

 امام باقر (ع) فرمود: “دولتنا آخر الدول ولن‏یبقی أهل البیت لهم دوله إلّا ملکوا قبلنا لئلّا یقولوا إذا رأوا سیرتنا إذا ملکنا سرنا مثل سیره هؤلآء وهو قول اللَّه عزّوجلّ: {وَالعاقِبَه لِلْمُتَّقِینَ}”؛ “دولت وحکومت ما آخرین دولت‏ها وحکومت‏هاست. حکومت برای هیچ اهل. الغیبه، طوسی، ص ۴۷۲ ؛ بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۳۲، ح ۵۸٫

 بیتی باقی نمی‏ ماند مگر اینکه قبل از ما به حکومت رسیده وآن را به نهایت رسانده است، به جهت آنکه هر گاه سیره ما را در حکومت مشاهده کردند نگویند: اگر ما نیز مالک وعهده‏دار حکومت بودیم این چنین حکومت می‏ کردیم. اشاره به این معناست قول خداوند متعال که می‏فرماید: (وعاقبت برای پرهیزگاران است).”

منبع:    مرکز تخصصی مهدویت

فلسفه انتظار فرج امام زمان (عج)

در ابتدا به بررسی مفهوم گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای انسانی، تشکیل مدینه فاضله، و جامعه ایده آل و بالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی، به وسیله شخصیتی مقدس و عالی قدر که در روایات متواتر اسلامی از او به مهدی تعبیر شده است. اندیشه ای است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی ـ با تفاوت‌ها و اختلافاتی ـ بدان معتقدند. این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر است، که طبق بسیاری از نظریه ها و فرضیه ها امید و آرزوی تحقق این نوید کلی جهانی و انسانی، در زبان روایات اسلامی انتظار فرج خوانده شد، و عبادت بلکه افضل عبادات شمرده شده است. اصل انتظار فرج از یک اصل کلّی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می شود و آن اصل حرمت یأس از روح الله است. مردم مؤمن به عنایات الهی، هرگز در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمی دهند و تسلیم یأس و ناامیدی و بیهوده گرایی نمی‌گردند، چیزی که هست این انتظار فرج و این عدم یأس از روح الله در مورد یک عنایت عمومی و بشری است نه شخصی یا گروهی، و به‌علاوه توأم است با نویدهای خاص و مشخصی که به آن نظمیت داده است.(۱)

اما انتظار فرج و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده است، تحرک بخش است، تعهدآور است، بلکه با فضیلت ترین عبادت است، و انتظاری که ویرانگر است بازدارنده است، فلج کننده است، و نوعی اباحه گری محسوب می‌شود. و مسلماً منظور از انتظار فرج و فلسفه آن، انتظار از نوع اول آن می باشد، نه انتظار ویرانگر و فلج کننده.

استاد مطهری (ره) در توضیح این دو نوع انتظار می فرمایند: برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود (عج) این است که، صرفاً ماهیت انفجاری دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم‌ها و تبعیض‌ها و اختناق‌ها و حق کشی‌ها،تباهی‌ها ناشی می شود؛ نوعی سامان یافتن است، که معلول پریشان شدن است. آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد … این انفجار رخ می دهد، و دست غیب برای نجات حقیقت ـ نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد ـ از آستین بیرون می‌آید. علیهذا هر اصلاحی محکوم است … بر عکس هر گناه و هر فساد و هر ظلم و تبعیضی و هر حق‌کشی و هر پلیدی به حکم این که مقدمه صلاح کلی است… پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد دانست… این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعود، به هیچ وجه با موازین اسلامی وفق نمی دهد.

آن عده از آیات قرآن کریم ـ همچنان که گفتیم ریشه این اندیشه است و در روایات اسلامی بدان‌ها استناد شده است ـ در جهت عکس برداشت بالاست. از این آیات استفاده می شود که ظهور مهدی موعود، حلقه ای است از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل، که به پیروزی نهایی اهل حق منجر می شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد. آیاتی که بدان‌ها در روایات اسلامی استناد داده شده است، نشان می دهد که مهدی موعود (عج) مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است، مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است. وعدالله الذین امنوا منک و عملوا الصالحات لیستخلفنکم فی الارض… یعنی: خداوند به مؤمنان و شایسته کاران (شما) وعده داده است که آنان را جانشینان زمین قرار دهد (همچنان که پیشینیان را قرار داد) دینی که برای آنها پسندیده است مستقر سازد، دوران خوف آنان را تبدیل به دوران امنیت نماید (دشمنان آنان را نابود کند) بدون ترس و واهمه خدای خویش را بپرستند و اطاعت غیر خدا را گردن ننهند و چیزی را در عبادت یا اطاعت شریک حق نسازند. در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام زمان (عج)، به آن حضرت ملحق می شوند، بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی شوند… معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه های عالی برای پرورش این گونه افراد هست.

بنابراین کسی منتظر و یاور حضرت مهدی (عج) است که در زندگی منتظرانه خود، دوره آمادگی را گذرانده و به مرتبه ایثار جان و مال در راه خدا رسیده باشد، برای شرکت در استقرار عدل بزرگ و نجات بشر مظلوم و انسانیت محروم، گام‌های خود را به ایمان و ایثار استوار سازد، و آن گاه برای یاری کردن نهضتی که می خواهد ریشه ظلم را در جهان بکند، و عدل و قسط را به جای آن بنشاند، بی صبرانه منتظر جهاد باشد.(۳)

پی‌نوشت‌ها:

۱) قیام و انقلاب مهدی (عج)، استاد شهید مطهری، صص ۱۳-۱۴

۲) همان، صص ۵۴-۵۸ (با اندکی تلخیص)

۳) چشم به راهی مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، ص ۲۲۴

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

شبهه احادیث مهدویت

شبهه

برخی از وهابیان این شبهه را القا می کنند که مهدویت از عقاید خاص شیعیان است و هيچ حديثي از اهل تسنن در مورد بحث مهدويت وجود ندارد!

پاسخ شبهه

موضوع امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ و قيام و انقلاب جهاني او یک امر مسلم و غیر قابل خدشه در بین مسلمانان است. از این‌رو علما و دانشمندان اهل سنت به وجود و ظهور مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ كه از دودمان پاك پيامبر و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ است معتقدند اين اتفاق نظر به حدي است كه حتي تندروترين گروه‌هاي اسلامي ـ يعني وهابيان ـ نيز اين موضوع را  نه تنها پذيرفته‌اند، بلكه به طور جدي از آن دفاع مي‌كنند و از عقايد قطعي و مسلم اسلامي مي‌دانند.[1]

بعضي از دانشمندان اهل سنت در گذشته و حال، كتاب‌هايي مستقل در موضوع امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ نوشته‌اند مثل ابو نعيم اصفهاني در مجموعه الاربعين (چهل حديث) و سيوطي در كتاب «العرف الوردي في اخبار المهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ» و برخی دیگر در مقام دفاع از عقيدة مهدويت و ردّ منكران اين عقيده، كتاب و مقاله نوشته‌اند مانند «محمد صديق مغربي» كه در رد گفتار «ابن خلدون» كتابي نگاشته و به سختي از او انتقاد كرده است.

اين‌ها نمونه‌هايي از موضع اهل سنت در مسئله مهدويت است. اين مسئله هيچ اختصامي به شيعه اماميه ندارد. اینکه برخی وهابی ها در مناظرات خود ادعا کرده اند که هیچ حدیثی در مورد مهدویت وجود ندارد ناشی از جهل و یا از عناد شدید او نسبت به اهل بیت و اسلام است. ما برای بطلان ادعای این دست از وهابی‌ها احادیثی را در باره حضرت مهدی(عج) و قیام او در آخرالزمان از برخی کتابهای حدیثی و تفسیری اهل سنت نقل می کنیم:

مهدویت در کتاب های حدیثی اهل سنت

در کتابهای حدیثی اهل سنت به صورت بسیار گسترده، به مسئله مهدویت و ظهور و خروج آن حضرت پرداخته شده و در بیشتر آنان تحت عناوینی خاصی احادیث مهدویت جمع آوری گردیده است. ما در اینجا به برخی از این کتابها در ضمن بیان مضامین این احادیث اشاره می‌کنیم:

در المستدرک حاکم نیشابوری چندین حدیث در این رابطه نقل شده و آنها را بر شرط بخاری و مسلم صحیح دانسته است که در برخی از آنها نشانه‌های جسمی آن حضرت بیان گردیده و در آنها گفته شده است که زمین را پر از عدل و قسط می کند بعد از اینکه پر از ظلم و جور می شود. در برخی دیگر از آنها آمده که مهدی از اولاد فاطمه دخت گرامی رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم– است. در حدیثی دیگری از این احادیث مدت حکومت آن حضرت هفت یا هشت سال گفته شده است. در یکی دیگر از این احادیث آمده است که مهدی از عترت رسول خدا است. حدیثی در این مجموعه بیان می‌کند که امت اسلامی در حکومت آن حضرت از نعمتهای فروانی بهره مند گردیده و زمین تمام ذخایر خود را بیرون می‌ریزد.[2]

در صحیح ابن حبان احادیثی که در باره مهدویت نقل شده، می‌گوید که قیامت برپا نخواهد شد تا اینکه زمین پر از ظلم و جور گردد و سپس مردی از اهل بیت و عترتم خروج کرده و آن را از عدل و قسط پر خواهد کرد. سپس در ذیل این احادیث می گوید اخباری که از وصف واسم مهدی نقل شده است بر ضد سخن کسی است که گمان کرده مهدی همان عیسی بن مریم است.[3]

در کتاب حدیثی موارد الظمآن چندین حدیث تحت عنوان«باب ما جاء في المهدي» نقل شده که می‌گوید اگر از دنیا چیزی باقی نماند مگر یک شب، همانا مردی از اهل بیت رسول خدا-صلی الله علیه و آله و سلم– که همنام پیامبر است در آن حاکم خواهد شد و آن را پر از عدل و قسط خواهد نمود. در یکی از احادیث که از رسول خدا- صلیه الله علیه و آله و سلم- نقل شده به نحوه خروج و بیعت با آن حضرت و نیز علامت دشمنان او و فرو رفتن در زمین بیدا اشاراتی شده و گفته شده که بر طبق سنت رسول خدا عمل خواهد کرد.[4]

در سنن ابی داود تحت عنوان «کتاب المهدی» احادیث متعددی نقل شده است. در برخی از این احادیث به دوازده خلیفه رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- اشاره شده و در برخی از آنها در ضمن بیان خصوصیات و اسم مهدی گفت شده که اگر از دنیا چیزی باقی نماند مگر یک روز، خداوند این روز را به قدری طولانی خواهد کرد تا مردی از اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- مبعوث شود و زمین را پر از عدل و قسط گرداند. هم چنان از پیامبر اسلام نقل شده که مهدی از عترت آن حضرت و از اولاد فاطمه(س) است که در مکه بین رکن و مقام با او بیعت شده و لشکری که برای جنگ با آن حضرت از شام به سوی مکه می رود در سرزمین بیدا در زمین فرو خواهد رفت و او در بین مردم به سنت پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- عمل خواهد کرد.[5]

5 . سنن ابن ماجه احادیث مهدویت را تحت عنوان «بَاب خُرُوجِ الْمَهْدِيِّ» جمع آوری کرده است. در این روایات از قومی که از مشرق با پرچمهای سیاه قیام می‌کند و برای طلب خیر می جنگد تا اینکه آن پرچم را به دست مردی از اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و اله و سلم- می دهد. در احادیث رسول خدا به مسلمانان دستور داده که با این مرد بیعت کنند؛ زیرا او مهدی خلیفه خداوند است و خداوند کار او را در یک شب سر و سامان می‌دهد.[6]

6 . در سنن ترمذی «بَاب ما جاء في الْمَهْدِيِّ» برای احادیث مهدویت اختصاص داده شده است. در این احادیث بیان شده که دنیا به پایان نمی رسد تا اینکه مردی از اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- که هم نام پیامبر است، حکومت را به دست بگیرد.[7]

در کتاب حدیثی الجامع فی الحدیث در ذیل عنوان«باب المهدی» روایات متعددی آمده است. در این روایات فرورفتن لشکر شام در زمین بیداء و نحوه بیعت مردم با مهدی در بین رکن و مقام بیان گردیده و گفته شده مهدی که از عترت و اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم است به گونه ای زمین را از عدل و قسط پر می کند که ساکنین آسمان و زمین از او راضی می گردند و آسمان و زمین یک قطره آب را در خود نگه نمی دارد و همه را بر روی زمین جاری می‌کند که حتی مردگان آرزوی زندگی در این زمان را می کنند. در برخی از احادیث آمده که مهدی تورات و انجیل اصلی را از زمینی که انطاکیه گفته می‌شود بیرون می آورد. در هنگام خروج مهدی نشانه ای با خورشید طلوع می‌کند.[8]

مهدویت در کتاب های تفسیری اهل سنت

سایر کتاب های اهل سنت به طور گسترده روایاتی مربوط به مهدویت را منعکس کرده و به ذکر همه آنها نیازی نیست و فقط به چند مورد از تفاسیر اهل سنت اشاره می‌شود:

فخر رازی در تفسیرش در ذیل آیه«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلّهِ» در یکی از پاسخ های این شبهه که اسلام هنوز بر همه ادیان غلبه نکرده است از قول سدی می‌گوید که این غلبه در زمان خروج مهدی تحقق پیدا می‌کند و در آن زمان کسی باقی نمی ماند مگر اینکه داخل در اسلام شده باشد.[9]

سیوطی در الدرالمنثور در تفسیر آیه که خزی و خواری کفار را وعده داده است می‌گوید که این خزی برای آنان زمانی تحقق پیدا می‌کند که مهدی قیام کند.[10]  او نیز می گوید از ابن عباس نقل شده که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: اصحاب کهف از اعوان مهدی هستند.[11] در موارد متعدد دیگر روایاتی را از کتابهای حدیثی اهل سنت در این تفسیر خود انعکاس داده است.[12]

در تفسیر ابن ابی حاتم  و تفسیر ابن کثیر نیز تحقق خزی کفار در دنیا بر ظهور و خروج حضرت مهدی- علیه السلام- متوقف شده است.[13]

قرطبی در تفسیر آیه «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلّهِ» می‌گوید: بنابر قول سدی این غلبه در زمان خروج مهدی حاصل می‌شود و کسی که گفته مهدی همان عیسی است این سخن درست نیست زیرا اخبار صحیح متواتر آمده که مهدی از عترت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- است. پس حمل آن بر عیسی جایز نیست. و حدیثی که گفته است «لا مهدي إلا عيسى» صحیح نیست و راوی آن مجهول است. بلکه صحیح‌ترین احادیث به صورت نص بر خروج مهدی دلالت دارند که از عترت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم– است.[14]

آلوسی درباره مهدویت مطالبی زیادی را در تفسیر روح المعانی بیان داشته است که به عنوان نمونه به یک مورد اشاره می شود:

او در ذیل آیه «قلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏» بعد از ذکر مطالبی می‌گوید: در بعضی اخبار آمده است که هنگامی که باد شدید می وزید پیامبر خدا صورتش زرد می‌شد و می فرمود من می ترسم از اینکه روز قیامت برپا شود. این روایات و سخنانی که به رسول خدا نسبت داده  شده صحیح نیست زیرا قیامت بعد از ظهور مهدی و عیسی و خروج دجال و طلوع شمس از مغرب و سایر امارات و نشانه های که هنوز محقق نشده است برپا می شود.[15]

پی نوشت ها:

[1] . شخصي به نام ابو محمد از كنيا سؤالي دربارة ظهور مهدي منتظر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ از رابطة العالم الاسلامي كه زير نظر وهابيان عربستان اداره مي‌شود پرسيد. آنها ضمن پذيرفتن احاديث حضرت مهدي توسط پنج تن از علماي معروف حجاز رساله‌اي تهيّه و براي او فرستاده‌اند پس از ذكر نام حضرت مهدي و محل ظهور او يعني مكه را نوشته‌اند و توضيحات مضطر داده‌اند اقتباس از: الهامي، داود، آخرين امّيد، ص 227، انتشارات مجلة مكتب اسلام، چ اول، 72.

[2] . محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، المستدرک علی الصحیحین ج4 ص600 –  601 ، دار الكتب العلمية – بيروت – 1411هـ – 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا.

[3] . : محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي صحیح ابن حبان ج15 ص236 ، مؤسسة الرسالة – بيروت – 1414 – 1993، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط.

[4]. علي بن أبي بكر الهيثمي أبو الحسن، موارد الظمآن ج1 ص463، دار الكتب العلمية – بيروت، تحقيق: محمد عبد الرزاق حمزة.

[5] . سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي، سنن ابی داود ج4 ص106 – 107 ، دار الفكر ، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد.

[6] . محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني، سنن ابن ماجه ج2 ص 1366 – 1367، دار الفكر – بيروت ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي.

[7] . محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي، سنن ترمذی، ج4 ص505 ، دار إحياء التراث العربي – بيروت ، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون.

[8] . عبد الله بن وهب بن مسلم القرشي أبو محمد المصري، الجامع في الحديث، ج11 ص 371 – 373 دار ابن الجوزي – السعودية – 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د . مصطفى حسن حسين أبو الخير.

[9] . فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج16 ص33 ، دار الكتب العلمية – بيروت – 1421هـ – 2000م، الطبعة: الأولى.

[10] . عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي، الدرالمنثور ج1 ص264، دار الفكر – بيروت – 1993م.

[11] . الدرالمنثور، ج5.ص370.

[12] . رک: الدرالمنثور ج7 ص 483-485.

[13] . عبد الرحمن بن محمد بن إدريس الرازي، تفسیر ابن ابی حاتم، ج1 ص211 ، المكتبة العصرية – صيدا، تحقيق: أسعد محمد الطيب؛ : إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء، تفسیر ابن کثیر (تفسير القرآن العظيم)ج1 ص158 ، دار الفكر – بيروت – 1401.

[14] . أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي تفسیر قرطبی (الجامع لأحكام القرآن) ج8 ص121- 122 ، دار الشعب – القاهرة

[15] . العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج7 ص 111 و ج13ص171 ، دار إحياء التراث العربي – بيروت.

نویسنده: حمیدالله رفیعی