عاق

نوشته‌ها

چهل حدیث والدین

قال الله تعالی: و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما… (سوره اسراء: ۲۳)

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند(که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو. و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.

پیشگفتار

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه‌ای از وجود این دو عزیزیم و میوه‌ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی نظیر پدر و مادریم.

انسان فراموشکار، وقتی به قدرت و موقعیتی رسید، دوران عجز و کوچکی خویش را از یاد می‌برد و پدر و مادر و زحمات طاقت‌فرسای آنان را فراموش می‌کند، و چه ناسپاسی و کفرانی بدتر از این؟

انسانیت و اخلاق ایجاب می‌کند که پاسدار این دو گوهر باشیم و در حال حیاتشان از نیکی و احسان و پس از مرگشان از صدقات و یاد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم و فرزندان ما تداوم وجود مایند، چگونگی برخورد ما با پدر و مادر و احترام و نیکی ما به آنان سبب می‌شود که فرزندان ما نیز در نسل آینده، حق‌شناس و قدردان و نیکوکار به بار آیند. فرزندان ما همان گونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می‌کنیم.

باری… ادای حق والدین و انجام سپاس زحمات آنان نیز مانند حق خدا و شکر نعمت‌هایش از عهده توانایی ما خارج است و تنها باید زبان به عجز بگشاییم و بال تواضع و فروتنی به زیر پای آن دو فرشته بگستریم.

با این حال، توجه به مقام پدر و مادر و شناخت قدر و منزلت آنان نزد خداوند، زمینه ادای بخشی از حق بزرگ آنان را فراهم می‌سازد.

روایاتی که در این مجموعه چهل حدیث والدین مطالعه می‌کنید، ما را با گوشه‌ای از وظایف خود در برابر والدین آشنا می‌کند. توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدر و مادر خویش به حساب آییم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است. خدایا! ما را قدردان زحمات پدر و مادر بگردان. خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.

۱- بزرگترین واجب

قال امیر المؤمنین علی(علیه السلام): بر الوالدین اکبر فریضه.

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) فرمود: بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی، نیکی به پدر و مادر است.

(میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۰۹)

۲- برترین اعمال

قال الصادق(علیه السلام): افضل الاعمال الصلاه لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: برترین کارها عبارتست از: ۱ – نماز در وقت ۲ – نیکی به پدر و مادر ۳ – جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۵)

۳- انس با پدر و مادر…

فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیله خیر من جهاد سنه.

مردی خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آن که جانم در دست اوست، انس یک روز آنان با تو، از جهاد یکسال بهتر است.(البته در صورتی که جهاد، واجب عینی نباشد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۲)

۴- محبوبترین کارها

عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ‌ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال: الصلاه لوقتها، قلت ثم‌ای شی ء؟ قال: بر الوالدین، قلت: ثم‌ای شیء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می‌گوید: از پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چیز؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چیز، فرمود: جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۰)

۵- نگاه به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما ولد بار نظر الی ابویه برحمه الا کان له بکل نظره حجه مبروره. فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائه نظره؟ قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند، در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می‌شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۳)

۶- عظمت پدر و مادر

عن ابی الحسن الرضا(علیه السلام) قال: ان الله عز و جل امر بثلاثه مقرون بها ثلاثه اخری: امر بالصلاه و الزکاه، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صله الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(علیه السلام) فرمود: خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

۱ – به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی‌شود.

۲ – به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

۳ – به تقوای الهی فرمان داده و به صله‌رحم، پس کسی که صله‌رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

(بحار الانوار، جلد ۷۴، ص ۷۷)

۷- احترام پدر و مادر

قال الصادق(علیه السلام): بر الوالدین من حسن معرفه العبد بالله اذ لا عباده اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمه الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی‌رساند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۷)

۸- اطاعت از والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنه و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت به رویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد، یک درب گشوده می‌شود.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۹- ارزش اطاعت از پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بنده‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۱۰- پرداخت بدهی والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامه مع الابرار.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمی‌انگیزد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۱۱- خشنودی پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن که پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۰)

۱۲- عاقبت نیکی به پدر و مادر

عن الصادق(علیه السلام) قال: بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟ فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن‌چینی نمی‌کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵)

۱۳- سفر برای نیکی به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): سر سنتین بر والدیک، سر سنه صل رحمک.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله‌رحم انجام بده،(یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۳)

۱۴- پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله‌رحم بجای آورد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵)

۱۵- آثار نیکی به پدر و مادر

عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(علیه السلام) و فینا میسر فذکروا صله القرابه فقال ابو عبد الله(علیه السلام): یا میسر! قد حضر اجلک غیر مره و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می‌گوید: در حضور امام صادق(علیه السلام) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(علیه السلام) فرمود: ‌ای میسر! چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله‌رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می‌خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۴)

۱۶- اول نیکی به مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله من ابر؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): اباک.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت:‌ای رسول خدا! به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت؟

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۹)

۱۷- نتیجه نیکی به پدر و مادر

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۶)

۱۸- حق پدر

عن ابی الحسن موسی(علیه السلام) قال: سال رجل رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده که فرمود: مردی از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱- او را با نام صدا نکند ۲ – در راه رفتن از او جلو نیفتند. ۳ – قبل از او ننشیند. ۴ – کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۵)

۱۹- عبادت در نگاه

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): نظر الولد الی والدیه حبا لهما عباده.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۲۰- رفتار با والدین

عن ابی ولاد الحناط قال: سالت ابا عبد الله(علیه السلام) عن قول الله: «و بالوالدین احسانا» فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می‌گوید: معنای آیه «و بالوالدین احسانا»(بقره/ ۸۳) را از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان، نیازشان را برطرف کنی».

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۱- وظیفه در برابر والدین

قال ابو عبد الله(علیه السلام): لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۲- نیابت از پدر و مادر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چه چیز مانع شخص می‌شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می‌رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می‌شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می‌کند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۶)

۲۳- نیکی به والدین بد

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ثلاث لم یجعل الله(عز و جل) لاحد فیهن رخصه اداء الامانه الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است:

۱ – ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.

۲ – وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.

۳ – نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۶)

۲۴- برخورد با پدر و مادر مشرک

فیما کتب الرضا(علیه السلام) للمامون: بر الوالدین واجب، و ان کانا مشرکین و لا طاعه لهما فی معصیه الخالق.

در نوشته حضرت رضا(علیه السلام) به مامون آمده که: نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۲)

۲۵- زیارت قبر والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: من زار قبر والدیه او احدهما فی کل جمعه مره غفر الله له و کتب برا.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می‌بخشد و او را نیکوکار می‌نویسد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۲۶- بهشت و نیکی به والدین

عن ابی الحسن(علیه السلام) قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): کن بارا و اقتصر علی الجنه و ان کنت عاقا فاقتصر علی النار.

از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.

(اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۸)

۲۷- نگاه تیز به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: لو علم الله شیئا ادنی من اف لنهی عنه، و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اف(اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند.(خیره شود).

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۸- نگاه خشم‌آلود به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: من نظر الی ابویه نظر ماقت، و هما ظالمان له، لم یقبل الله له صلاه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که به او ستم کرده‌اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی‌شود.

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۹- غمگین کردن پدر و مادر

قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): من احزن والدیه فقد عقهما.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد، عاق والدین شده است.(حق آنها را رعایت نکرده است.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۰- نتیجه بی‌ادبی به والدین

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ان ابی نظر الی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متکیء علی ذراع الاب، قال: فما کلمه ابی مقتا له حتی فارق الدنیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می‌رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود،(وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۱- درگیری با پدر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ثلاثه من عازهم ذل: الوالد و السلطان و الغریم.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‌گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۲- محرومیت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنه توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق و لا قاطع رحم.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با این که بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می‌رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند، آن بو را احساس نخواهد کرد.(یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۲)

۳۳- بدبختی عاق والدین

عن الصادق(علیه السلام) قال: لا یدخل الجنه العاق لوالدیه و المدمن الخمر و المنان بالفعال للخیر اذا عمله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت گذار، وارد بهشت نمی‌شوند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۴- عاقبت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): اربعه لا ینظر الله الیهم یوم القیامه، عاق و منان و مکذب بالقدر و مدمن خمر.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:

۱ – عاق والدین ۲ – منت گذار۳ – منکر قضاء و قدر۴- شرابخوار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۵- مجازات عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ثلاثه من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخره: عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کیفر سه گناه به قیامت نمی‌ماند(یعنی در همین دنیا مجازات می‌شود.) ۱ – عاق پدر و مادر۲ – ظلم و تجاوز به مردم ۳ – ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۶- عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: الذنوب التی تظلم الهواء عقوق الوالدین.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: از گناهانی که هوا را تیره و تار می‌کند، عاق والدین شدن است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۷- شقاوت عاق والدین

قال الصادق(علیه السلام): عقوق الوالدین من الکبائر لان الله(عز و جل) جعل العاق عصیا شقیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق پدر و مادر شدن، از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۸- هلاکت عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام): ان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) حضر شابا عند وفاته فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) له: قل: لا اله الا الله،قال(علیه السلام): فاعتقل لسانه مرارا فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) لامراه عند راسه: هل لهذا ام؟ قالت: نعم انا امه،قال(صلی الله علیه و آله و سلم): افساخطه انت علیه؟ قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(صلی الله علیه و آله و سلم) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): قال: لا اله الا الله قال(علیه السلام): فقالها… ثم طفی…

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله! به خاطر رضایت تو خدا از او راضی شود.(من از او راضی شدم) سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به جوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵)

۳۹- اعمال عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به عاق والدین از(طرف خدا) گفته می‌شود: هر کاری می‌خواهی انجام بده، دیگر تو را نمی‌بخشم و به نیکوکار(نسبت به پدر و مادر) هم گفته می‌شود: هر چه می‌خواهی انجام ده تو را می‌بخشم.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۴۰- نیکی به والدین و آمرزش گناه

قال علی بن الحسین(علیه السلام): جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی توبه؟ فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فهل من والدیک احد حی؟ قال: ابی قال: فاذهب فبره. قال: فلما ولی قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): لو کانت امه.

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت:‌ ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن(تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش زنده بود.(یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می‌کرد، زودتر آمرزیده می‌شد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۲)

منبع: چهل حدیث والدین؛ شریفی، محمود

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

نیکی به والدین و حفظ حقوق ایشان

امام علی(علیه السلام):

«ثَلاث یوجِبنَ المحبَّهَ؛ حُسنُ الخُلقِ و حُسنُ الرِّفقِ و التَّواضُعُ»

سه خصلت موجب محبت می‌شود: خوش‌خویی، مهربانی و فروتنی.

(غررالحکم، ص۲۵۵)

نیکی و احسان به دیگران، صفتی پسندیده و ممدوح است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تأیید است. همه جوامع بشری برای این صفت خداپسندانه، اهمیت خاصی قائلند و فاعل آن را محترم می‌شمارند. در این میان، البته بعضی نیکی‌ها اهمیت دو چندان دارد، که نیکی به پدر و مادر از جمله آنهاست.

خداوند در قرآن بیش از ۲۳ بار صراحتاً و یا ضمناً انسان‌ها را به احسان و نیکی به پدر و مادر امر فرموده است. ۱ ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرموده اند. حضرت علی(علیه السلام) فرمود: (برّ الوالدین من اکرم الطباع؛ نیکی به پدر و مادر، ارزشمندترین خلق‌هاست.)۲

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ مردی که از حقوق والدین پرسیده بود، فرمود: (هما جنّتک و نارک؛۳ پدر و مادر، بهشت و جهنم تو هستند؛ بهشت در رضای آنها و دوزخ در خشم آنهاست.)

حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و تکریم را معمول دار… خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داده و فرموده است: شکرگزار من و شکر گزار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است. ۴

همیشه مونس و یارم پدر بود     به وقت رنج، غمخوارم پدر بود

چو پروانه پر و بالم اگر سوخت     ولی شمع شب تارم پدر بود

طریق زندگی آموخت بر من    به هر سختی مدد کارم پدر بود

* * *

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است   هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است

آن بهشتی را که قرآن می‌کند توصیف آن         صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است

نیکی به والدین در ادیان آسمانی

لزوم نیکی به والدین، اختصاص به شریعت اسلام ندارد، بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانی همواره مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن در سوره بقره، آیه ۸۳ وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند، جزء پیمان‌ها و وظایف حتمی بنی اسرائیل شمرده است.

حضرت نوح(علیه السلام) برای پدر و مادر خود چنین دعا می‌فرماید: (رب ّ اغفر لی و لوالدی ّ و لمن دخل بیتی مؤمناً و للمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظّالمین الاّ تبارا ؛۵ خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر که با ایمان وارد خانه من می‌شود و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز و ستم کاران را جزء بر هلاک و عذابشان میفزای.)

امام صادق(علیه السلام): فرمود: موسی بن عمران(علیه السلام) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد، دارای دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکی می‌کند و برای سخن چینی گام برنمی‌دارد. ۶

نقل است روزی حضرت داوود(علیه السلام) هنگام قرائت قسمتی از کتاب(زبور)، دلش شکست و منقلب شد. در آن حال کمی به خود بالید و گفت: در دنیا از من عابدتر نیست. همان ساعت به او وحی شد: برو بالای کوه، کشاورزی را ببین که هفتصد سال مرا عبادت می‌کند و از گناهی که انجام داده از درگاه من عذر می‌خواهد، در صورتی که آن عمل نزد من گناه نبوده است. او روزی در پشت بام راه می‌رفت که مختصر خاکی از پشت بام بر روی مادرش ریخت و اینک مدتی است که به حساب این گناه در درگاه ما می‌نالد، برو او را به مغفرت و آمرزش من بشارت بده.

داوود(علیه السلام) به کوه رفت، دید مردی لاغر اندام که بر اثر عبادت، استخوان‌هایش در آمده، مشغول نماز است. وقتی از نماز فارغ شد، بر او سلام کرد. او جواب سلام داوود(علیه السلام) را داد و پرسید: تو کیستی؟ حضرت داوود(علیه السلام) فرمود: من(داوود) نام دارم. گفت: اگر می‌دانستم که تو داوود هستی، جواب سلام تو را نمی‌دادم، به دلیل آن لغزشی که از تو سر زده است. اینک که به کوه بالا آمده‌ای، استغفار کن. به خدا سوگند، روزی به پشت بام رفتم، بر اثر عبور، مختصری خاک بام بر سر مادرم ریخت، اینک هفتصد سال است که در این وضع هستم، نمی‌دانم مادرم از من راضی شده یا نه، با این حال استغفار می‌کنم، به دلیل این که شاید او از من راضی نشده باشد. ۷

خداوند به موسی وحی نمود: همانا کسی که به پدر و مادر نیکی کند و مرا رها کند، اسم وی را نیکوکار بنویسم و کسی که مرا نیکی کند و پدر و مادرش را واگذارد، وی را عاق نویسم. ۸

نکاتی چند در باره احترام به والدین

گر چه عواطف انسانی و مسئله حق‌شناسی به تنهایی، لزوم احترام نمودن به والدین را بیان می‌کند، ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که عقل مستقلاً می‌تواند داوری و قضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد، سکوت روا نمی‌دارد؛ بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتی را صادر می‌کند. ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین احترام به والدین و مسائل و زوایای مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان می‌کنیم.

نکته اول: در چهار سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: بقره، آیه ۸۳؛ نساء، آیه ۳۶؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ لقمان، آیه ۴۱،

تأکید قرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفی شرک، و عبادت و پرستش و شکر نعمت‌های الهی، به روشنی این مطلب را ثابت می‌کند که عدم رعایت حق آنان، بزرگترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در(سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.

نکته دوم: خداوند در این آیات، نوع خاصی از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده، بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکی به پدر و مادر، دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودی نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلی و شرعی؛ به این معنا که هر چه انسان در توان دارد، باید برای پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهی نکند.

نکته سوم: این احسان و خیرخواهی و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت‌فرسای آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل می‌کند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته، چند مطلب قابل توجه است:

۱ ـ حق پدر و مادر، به حدی بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمی‌تواند تمام و کمال زحمات و محبت‌های آنان را جبران کند.

۲ ـ انسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعی، مقصر بداند؛ هم چنان که در انجام شکر الهی. آن گونه که سزاوار نعمت‌های بی‌کران اوست، همه انبیاء و اولیاء قاصرند و دیگران نه تنها قاصرند، بلکه مقصّرند.

۳ ـ همان گونه که در شکر نعمت‌های الهی نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد، بلکه باید با اطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت، در مقابل الطاف و محبت‌های پدر و مادر هم باید عملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است؛ از احترام و خدمت و کمک به عنوان تشکر، دریغ نکرد.

۴ ـ شکر الهی، خود یک نعمتی است که باز هم نیاز به شکر دارد و هم چنین است توفیق در انجام خدمت و تشکر عملی از مقام پدر و مادر.

نکته چهارم: خداوند متعال دستورات خاصی را به فرزندان پدر و مادری که به سن پیری رسیده اند، صادر فرموده است: (و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی و هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ای پروردگار من! هم چنان که مرا در خردی پرورش دادند، بر آنها رحمت آور.)۹

نکته پنجم: در برخی آیات، پدر و مادر را در صدر کسانی قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوند به پیامبر می‌فرماید: در پاسخ کسانی که از تو می‌پرسند چه انفاق کنیم؟ بگو:(هر چه از خیر انفاق می‌کنید، به پدر و مادر و خویشان نزدیک و یتیمان و فقیران و درماندگان انفاق کنید.)۱۰

نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(علیه السلام) در دعای خویش می‌فرماید: (پروردگارا! آن روز که حسابرسی بر پا می‌شود، بر من و پدر و مادرم و همه مؤمنان ببخشای.)۱۱

تواضع در برابر والدین

خفضِ جناح(تواضع) چند بار در قرآن آمده است، ولی(جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه.)۱۲

به گفته لغت شناسان، تواضع دو گونه است: گاهی تواضع، انسان را پست می‌کند ؛ مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان، و گاهی انسان را بالا می‌برد؛ مانند تواضع در برابر مؤمنان، پدر و مادر، معلم و امثال آنها. در چنین مواردی، تواضع را خفض جناح می‌گویند. جناح به معنای بال پرنده است و خفض جناح، این معنا را به ذهن تداعی می‌کند که تواضع به انسان بال می‌دهد و با آن به اوج رفعت می‌رسد. خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین؛۱۳ در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می‌کند، بال فروتنی فرود آر.)

(ذل) به معنای نرمی و تسلیم است و در موردی به کار برده می‌شود که امری از روی قهر و غلبه بر کسی وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر، مقهور و مغلوب می‌بیند. با این که آنها به او نیازمندند، اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنان با تواضع و فروتنی اوامرشان را اطاعت می‌کند.

به هر حال این(جناح ذل) از روی رحمت و عطوفت است نه از روی ترس و یا احتیاج، زیرا پدر و مادر، سال خورده و در دوران نیازمندی اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.

علل ذکر نیکی به والدین بعد از وجوب عبادت پروردگار

فخر الدین رازی می‌گوید: به چند دلیل، بعد از وجوب عبادت پروردگار، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است:

۱ ـ نعمت‌های پروردگار، بالاترین نعمت‌ها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند، نعمت‌های برتر عالم می‌باشند. پس شکر اوّلین نعمت(خداوند) و بعد از آن، شکر نعمت‌های برتر عالم(پدر و مادر) واجب است.

۲ ـ خداوند، مؤثر حقیقی در وجود انسان و پدر و مادر، مؤثر وجود او در ظاهر(طبیعت) هستند، پس آن جا که نام مؤثر حقیقی ذکر شده، بعد از آن مؤثر ظاهری را آورده است.

۳ ـ خداوند در مقابل نعمت‌های خود، از بنده چیزی نمی‌خواهد، پدر و مادر نیز در مقابل نعمت خود از فرزند چیزی طلب نمی‌کنند(نه طلب مالی و نه طلب ثوابی) لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.

۴ ـ خداوند نعمت خود را از بنده‌اش دریغ نمی‌دارد، اگر چه بدترین گناهان را انجام داده باشد. هم چنین است جای پدر و مادر که نعمت و فداکاری خود را از کودکشان دریغ نمی‌دارند، هر چند به آنها بد کرده باشد.

۵ ـ پدر مهربان در مال فرزندش تصرف می‌کند تا سود بیشتری عاید وی شود و از ضایع شدن مال او جلوگیری می‌کند. خداوند نیز در اعمال عبادی بنده خود تصرف می‌کند و آن را از آفات دور می‌سازد و عملش را زیادتر می‌نماید، زیرا خود فرموده است: مَثَل کسانی که در راه خدا انفاق می‌کنند مانند دانه گندمی است که هفت خوشه از آن می‌روید و در هر خوشه، صد دانه گندم وجود دارد.

۶ ـ نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت والدین است و این امر، با دلیل و برهان ثابت و معلوم می‌گردد. اگر چه نعمت والدین نیز معلوم و مشهود است، اما رجحان با نعمت پروردگار است؛ از این رو نعمت والدین پس از نعمت خدا ذکر شده است. ۱۴

حقوق والدین

از اربعین سلیمانی نقل شده که والدین را بر فرزند، هشتاد حق است: چهل، در حال حیات ایشان و چهل، در حال ممات آنها.

اما آن چهل که در حال حیات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

آن ده که به تن است، عبارت است از:

۱ ـ به آنان خدمت کند، زیرا حق تعالی فرموده است: (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)۱۵؛

۲ ـ حرمتشان را نگه دارد؛

۳ ـ جلوی ایشان ننشیند؛

۴ ـ فرمان آنها را اگر شرع نهی نکرده، انجام دهد و از نهیشان، اگر واجب نیست، خودداری کند؛

۵ ـ روزه مستحبی را با اجازه آنان بگیرد؛

۶ ـ چون ظاهر شوند، برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند؛

۷ ـ بی رضای ایشان به سفر(غیر واجب عینی) نرود؛

۸ ـ در وقت راه رفتن، پشت سر آنان حرکت کند؛

۹ ـ همیشه با مهربانی به آنان بنگرد؛

۱۰ ـ همواره آماده خدمت کردن به آنان باشد.

اما آن ده حق که به زبان است، عبارت اند از:

۱ ـ با آنان به نرمی سخن بگوید؛

۲ ـ صدای خود را بر آنها بلند نکند؛

۳ ـ گستاخی و پر چانگی نکند؛

۴ ـ آنان را به نام نخواند، بلکه مثلاً بگوید پدر جان، پدر بزرگوارم؛

۵ ـ سخن ایشان را قطع نکند؛

۶ ـ گفته ایشان را رد نکند؛

۷ ـ به امر و نهی، آنان را خطاب نکند؛

۸ ـ همیشه آنان را دعا کند؛

۹ ـ به آن دو اُف نگوید و روی خود را از آنان بر نگرداند؛

۱۰ ـ با ایشان مؤدبانه سخن بگوید.

اما آن ده چیز که به دل است، عبارت اند از:

۱ ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند؛

۲ ـ همواره آنان را دوست بدارد، اگر چه از حیث اقتصادی در مضیقه باشند؛

۳ ـ به شادی آنان شاد باشد؛

۴ ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد؛

۵ ـ با دشمنان آنها دوستی نکند که آن دو می‌رنجند؛

۶ ـ از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد؛

۷ ـ اگر به او ستم کردند، بر آنان خشم نگیرد، حتی اگر او را زدند، دستشان را ببوسد؛

۸ ـ هر چند حق آن دو را رعایت می‌کند، اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد؛

۹ ـ همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را بنماید؛

۱۰ ـ در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد.

اما آن ده چیز که به مال تعلق دارد، عبارت اند از:

۱ ـ لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند؛

۲ ـ آنان را از طعام خویش(بلکه بهتر) بخوراند، زیرا در هر انفاقی، آنان جلوترند؛

۳ ـ قرض آن دو را بدهد؛

۴ ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب، از زیارت بدهد ؛

۵ ـ اگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند، از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد؛

۶ ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد؛

۷ ـ اگر مسکن ندارند، برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد؛

۸ ـ از مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند؛

۹ ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد؛

۱۰ ـ مال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند، به روی آنان نیاورد.

اما آن چهل حق که بعد از وفات ایشان است، عبارت اند از:

۱ ـ در غسل و کفن و دفنشان تسریع کند؛

۲ ـ از هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود؛

۳ ـ مراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد؛

۴ ـ طبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد؛

۵ ـ شب دفن، نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند؛

۶ ـ مخارج و هزینه‌های مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزاری نماید؛

۷ ـ حساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند؛

۸ ـ اگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند؛

۹ ـ برای آنها هر روز قرآن بخواند؛

۱۰ ـ بعد از هر نماز برای آنها دعا کند، به ویژه در نماز شب و اوقات دعا؛

۱۱ ـ هر روز به نیابت آنها صدقه بدهد؛

۱۲ ـ اگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند؛

۱۳ ـ بر مصایب آنان صبر نماید؛

۱۴ ـ قضای نمازهای واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد؛

۱۵ ـ روزه‌های مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد؛

۱۶ ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابی برابر حج دارد؛

۱۷ ـ در قبرستان، آیه الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند؛

۱۸ ـ هنگامی که به زیارت مشاهد مشرفه می‌رود، به نیابت آنان هم زیارت کند؛

۱۹ ـ به نیابت از آنان عمره به جای آورد و اگر در حج واجب است، در وقت فراغت طواف کند؛

۲۰ ـ اگر حج واجب خود را انجام داده و توانایی دارد، به نیابت از آنان حج واجب برود؛

۲۱ ـ اگر کسی را ناراحت کرده اند یا بر شخصی ستمی روا داشته اند، با زبان یا وجه یا هر امر دیگر، او را راضی کند؛

۲۲ ـ به عنوان رد مظالم، وجهی را به فقیر بدهد تا اگر حقی از کسی به گرنشان است ادا شود؛

۲۳ ـ تا حد امکان اگر مجلس روضه و عزاداری به صورت هفتگی یا ماهانه داشته است، آن را ادامه دهد؛

۲۴ ـ اگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندی قربانی می‌کرده، سنت‌های خوب او را به پا دارد؛

۲۵ ـ اگر کار خیر ناتمامی از او مانده، به اتمام برساند؛

۲۶ ـ اگر آنان مالی را غصب کرده اند و بداند، باید برای خلاصی شان آن را به صاحبانش رد کند؛

۲۷ ـ اگر خمس یا زکات بدهکارند، حتما آن را رد کند؛

۲۸ ـ به پدر و مادر کسی بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند؛

۲۹ ـ کاری نکند که بدگویی مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد؛

۳۰ ـ با مردم به نیکی رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند؛

۳۱ ـ دوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند؛

۳۲ ـ احتمال گرفتاری آنها را بدهد و در صدد نجاتشان برآید؛

۳۳ ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید؛

۳۴ ـ به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو، عمه، دایی و خاله برود و خوبی‌های پدر و مادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد؛

۳۵ ـ اگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهی کرده، بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد؛

۳۶ ـ سعی کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود؛

۳۷ ـ خیرات، مبرّات و صدقات را برای آنان تداوم بخشد و فراموش نکند؛

۳۸ ـ احترام اسامی و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند؛

۳۹ ـ چنانچه آنان مؤمن بوده اند، شوق لقای آنها را داشته باشد؛ همان گونه که ائمه(علیهم السلام) شوق پدران خود را داشتند؛

۴۰ ـ چنانچه قبر آنان ویران شده، ترمیم نماید. ۱۶

پی‌نوشت‌ها

۱ـ بقره، آیات ۸۲، ۱۸۰ و ۲۱۵؛ نساء، آیات ۳۶ و ۱۳۵ ؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ ابراهیم، آیه ۴۰؛ مریم، آیات ۱۴ و ۳۲؛ اسراء، آیات ۲۳، ۲۴ و ۲۵؛ عنکبوت، آیه۸؛ لقمان، آیات ۱۴ و ۱۵؛ احقاف، آیات ۱۴، ۱۷، ۱۸ و ۱۹؛ نوح، آیه ۳۸؛ بلد آیه ۳،

۲ـ بحار الانوار، ج ۷۷، صفحه ۲۱۲،

۳ـ میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۰۸،

۴ـ تفسیر مجمع البیان، جلد ۶، ص ۴۱۱،

۵ـ نوح(۷۱) آیه ۲۸،

۶ـ بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵؛ امالی صدوق، ص ۱۰۸،

۷ـ الدین فی قصص، ج ۳، ص ۲۴،

۸ـ معراج السعاده، ص ۳۸۴،

۹ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۳ ـ ۲۵،

۱۰ـ بقره(۲) آیه ۲۱۵،

۱۱ـ ابراهیم(۱۴) آیه ۴۱،

۱۲ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۴،

۱۳ـ شعرأ(۲۶) آیه ۲۱۵، ۱۴ـ فخر الدین رازی، تفسیر کبیر، ج ۱، ص ۱۰۰،

۱۵ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۴،

۱۶ـ بر گرفته از: حقوق والدین، ص ۱۳۹،

حق والدین

حق والدین، حقوقی که پدر و مادر بر فرزندان خویش دارند. رعایت حق والدین، از آموزه‌هاى اخلاقى دین اسلام است و در قرآن و احادیث بر آن تاکید شده است.

در قرآن، فرمانِ نیکوکاری به والدین پس از امر به «عبادت خدا» و نهى از «شرک ورزیدن به او» آمده و «سپاسگزارى از پدر و مادر» با «شکرگزارى از خدا» مقارن شده است. البته اطاعت از والدین نباید به مخالفت الهی بیانجامد.

در احادیث فرمانبردارى از پدر و مادر از نشانه‌هاى ایمان، نگاه کردن به آنان عبادت و نیک‌رفتارى با آنان از محبوب‌ترین اعمال نزد خدا و رضا و غضب الهى در خشنودى یا ناخشنودى والدین از فرزندانشان است. بنا بر روایات کسى که به والدین خود نیکى می‌کند، به بهشت وارد می‌شود و نیکی‌هایى که به نیابت از والدین انجام می‌دهد و حتى بیش از آن، براى او ثبت می‌شود. در مقابل عقوق والدین موجب محرومیت از بهشت، لعن خدا و سلب توجه و رحمت و نعمت پروردگار می‌شود.

اهمیت حق والدین

وَ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَ لَا تُشْرِ‌کُوا بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (ترجمه: و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریک مگردانید؛ و به پدر و مادر احسان کنید.) نساء، ۳۶، ترجمه فولادوند.

در آیات قرآن چندین بار به نیکوکارى به والدین سفارش شده است.[۱] ذکر این سفارش در قالب مکرر «و باالوالدین إحساناً» بلافاصله پس از امر به «عبادت خدا» و نهى از «شرک ورزیدن به او»[۲] و نیز مقارنت «سپاسگزارى از پدر و مادر» با «شکرگزارى از خدا»[۳] از اهمیت ممتاز این آموزه اخلاقى و دینى حکایت دارد. این آموزه در ادیان پیش از اسلام نیز وجود داشته، چنان‌که مشابه همین تعبیر در کتاب‌هاى عهد عتیق نیز آمده است[۴] از این‌ رو، برخى مؤلفان غربى آن را با ده فرمان حضرت موسی مقایسه کرده‌اند.[۵]

بیان قرآن درباره وجه این سفارش، زحمات والدین، به‌ ویژه مادران، به هنگام تربیت فرزندان در کودکى است.[۶] به اعتقاد برخى مفسران، امر به احسان به والدین در کنار پرستش خدا، از آن‌ روست که پدر و مادر سبب ظاهرى در هستى یافتن فرزندان هستند.[۷]

از دیدگاه مسکویه

مسکویه[۸] در تحلیل اینکه چرا در قرآن به فرزندان توصیه شده است به والدین احسان و حقوقشان را رعایت کنند و به والدین در خصوص فرزندانشان چنین توصیه‌اى نشده، بر آن است که والدین در واقع فرزندشان را چیزى جداى از خودشان نمی‌دانند و وى را عین خود قلمداد می‌کنند، ازاین‌رو آن چنان که خود را دوست می‌دارند وى را نیز دوست می‌دارند و رشد و ترقى فرزندشان را رشد و ترقى خود می‌دانند، و چون به وجودآورنده فرزند هستند، درواقع او را ادامه خود می‌شمارند که با فناى آن‌ها باقى می‌ماند. اما فرزندان چنین ادراک و احساسى به والدین خود ندارند و به ‌تدریج آن را به دست می‌آورند.[۹]

از دیدگاه نصیرالدین طوسی

نصیرالدین طوسی[۱۰] حقوق والدین را از لوازم عدالت، که بر‌ترین فضیلت اخلاقى است، می‌داند. او[۱۱] با ذکر تلاش‌ها و زحمات والدین در به دنیا آوردن و تربیت فرزند، چنین نتیجه می‌گیرد که همان‌طور که وجوب شکر نعمات خدا و عبادت او به قدر استطاعت، مقتضاى عدالت است، عدالت همچنین اقتضا می‌کند که پس از اداى حقوق خدا هیچ فضیلتى بالا‌تر از اداى حقوق پدر و مادر و شکرگزارى از ایشان و تحصیل رضایت آنان نباشد و از این‌روست که احسان به والدین با اعتراف به وحدانیت خدا و التزام به عبادت وى مقارن آمده است. حتى به اعتقاد وى[۱۲] رعایت این حقوق بر رعایت حقوق الهى اولویت دارد، زیرا خداى سبحان به بازستاندن حقوق خود نیازى ندارد، اما والدین همیشه چشم‌انتظار روزى هستند که فرزندان، با خدمت به آنان، پاسخ زحماتشان را بدهند.

در قرآن

مصادیق حق والدین در قرآن

وَ قَضَىٰ رَ‌بُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ‌ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرْ‌هُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِ‌یمًا وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّ‌حْمَهِ وَ قُل رَّ‌بِّ ارْ‌حَمْهُمَا کَمَا رَ‌بَّیَانِی صَغِیرً‌ا (ترجمه: و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر[خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آن‌ها[حتى‌] «اوف» مگو و به آنان پَرخاش مکن و با آن‌ها سخنى شایسته بگوى. و از سر مهربانى، بالِ فروتنى بر آنان بگس‌تر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردى پروردند). اسراء، ۲۴ـ۲۳، ترجمه فولادوند.

در توصیه قرآنى،‌گاه مصادیقى از حقوق والدین هم ذکر شده است. مثلاً، از فرزندان خواسته شده است تا خصوصاً به هنگام کهن‌سالى پدر و مادر نه تنها از درشت‌گویى و بدرفتارى با آنان بپرهیزند بلکه در مقابل ایشان فروتنى و خضوع نمایند و در ازاى سختی‌هایى که والدین از روى مهربانى و رحمت براى رشد و تربیت آنان متحمل شده‌اند، در زمان حیات و پس از مرگشان در حق ایشان دعا کنند و از خدا بخواهند که آنان را مشمول رحمت خویش قرار دهد،[۱۳] چنان‌که انبیاى پیشین همواره در حق پدر و مادر خویش دعا می‌کردند.[۱۴] فضل بن حسن طبرسی[۱۵] بر آن است که سیاق آیات، بر استجابت این دعا در حق والدین دلالت دارد، چنان‌که در احادیث نیز بر همین موضوع تأکید شده است.[۱۶]

در پاره‌اى آیات مدنى، به فرزندان توصیه شده است که حقوق مالى و اقتصادى والدین را رعایت کنند. فرزندان باید از اموالشان به پدر و مادر انفاق کنند و در وصیت و میراث سهم والدین را، آن‌گونه که دستور داده شده است، در نظر بگیرند.[۱۷]

ایمان شرط دعا بر والدین

بنابر نظر مفسران و طبق آیه ۱۱۳ سوره توبه، شرط دعاى فرزندان در حق پدر و مادر، ایمان والدین است و کافران و مشرکان مشمول توصیه قرآن به طلب رحمت براى والدین نمی‌شوند بلکه در عوض، فرزندان باید دعاى خود را مشروط به ایمان والدین سازند یا براى هدایتشان دعا کنند.[۱۸]

تقدم اوامر الهی بر رضایت والدین

وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِ‌کَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا (ترجمه: و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و[لى‌] اگر آن‌ها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى، از ایشان اطاعت مکن). عنکبوت، ۸، ترجمه فولادوند.

اگر والدین بخواهند فرزندانشان را به شرک وادارند،[۱۹] امر به فرمانبردارى از ایشان، به‌دلیل تعارض با اطاعت از اوامر الهى، ملغا می‌شود، هرچند همچنان موظف‌اند با پدر و مادر خویش مدارا و خوش‌رفتارى کنند.[۲۰] و التزام به اوامر الهى و رعایت عدل بر رضایت والدین مقدّم است و علاقه و احترام به پدر و مادر نباید موجب شود که فرزندان از مسیر عدل و انصاف خارج شوند،[۲۱] زیرا خویشاوندان در روز قیامت نمی‌توانند به آنان سودى برسانند.[۲۱]

در احادیث

در احادیث نیز بر جایگاه ویژه والدین و احسان به ایشان (بِرّ الْوالدین) تأکید شده و در جوامع حدیثى شیعه و سنّى بخش مستقلى بدان اختصاص یافته است[۲۳] تا جایى که خوش‌رفتارى(برّ) با آنان و اطاعت از ایشان را رفتارى عقلانى[۲۴] و حاکى از شناخت صحیح بنده از خدا دانسته[۲۵] و در مقابل، حق‌ناشناسى(عقوق) و نافرمانى از آنان را حرام و در زمره گناهان کبیره برشمرده‌اند،[۲۶] زیرا نافرمانى از والدین به منزله کفران نعمت الهى(برخوردارى از نعمت پدر و مادر) و در نتیجه، خروج از طاعت خدا[۲۷] است.

همچنان‌که فرمانبردارى از پدر و مادر از نشانه‌هاى ایمان،[۲۸] نگاه کردن به آنان عبادت[۲۹] و نیک‌رفتارى با آنان از محبوب‌ترین اعمال نزد خدا[۳۰] و رضایت ایشان شرط جهاد در راه خدا(در غیر موارد وجوب عینى) است[۳۱] و رضا و غضب الهى در خشنودى یا ناخشنودى والدین از فرزندانشان است.[۳۲] به‌علاوه، در کوتاهى کردن نسبت به رعایت به ایشان هیچ عذرى پذیرفته نیست[۳۳] بر این اساس، پیامبر اکرم نیکى به والدین را از عوامل فضیلت فرد بر دیگران بیان کرده[۳۴] و امام باقر (علیه‌السلام) نیز آن را از ویژگی‌هاى بارز شیعیان شمرده است[۳۵] ازاین‌رو، مسلمانان به نیکى در حق والدین و تحمل سختی‌هاى آن امر شده‌اند،[۳۶] حتى اگر والدین آن‌ها مشرک باشند[۳۷] یا در قید حیات نباشند.[۳۸]

در سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این موضوع مشهود است، چنان‌که گفته شده‌است حضرت، مادر رضاعى خود را بسیار بزرگ می‌داشت[۳۹] و کسانى را که با پدر و مادر خویش خوش‌رفتارى می‌کردند، تکریم می‌نمود؛[۴۰] البته در احادیث نیز، همچون قرآن، تأکید شده که وجوب اطاعت از والدین ـ حتى اگر مشرک باشند ـ شامل امورى است که معصیت خدا نباشد[۴۱] و این البته به معناى ساقط شدن حق پدر و مادر نیست.[۴۲]

امام صادق(علیه السلام): اِن اَحبَبتَ اَن یَزیدَ اللّه‏ُ فى عُمُرِکَ فَسُرَّ اَبَـوَیکَ.(ترجمه: اگر دوست دارى که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد کن). وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۳۷۲

توجه خاص به حقوق مادر در احادیث

در احادیث بر توجه خاص به مادر تأکید[۴۳] و بیشترین حق از آنِ او دانسته شده[۴۴] تا جایی‌که اداى حق او غیرممکن شمرده شده است.[۴۵] همچنین بیان مشهور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مبنى بر اینکه «بهشت، زیر پاى مادر است»،[۴۶] حاکى از حرمت خاص مادر و تأثیر رعایت احوال او در کسب رضاى الهى است. حتى، بنابر بعضى روایات، نیکى به مادر به منزله کفّاره گناهان پیشین است.[۴۷] ازاین‌رو، حقوق پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال هریک متفاوت است.

امام سجاد(علیه السلام) در رساله الحقوق سختی‌هایى را که مادر از آغاز حمل تا رشد فرزند متحمل شده، حق مادر بر فرزند برشمرده و او را به قدرشناسى از زحمات مادر امر کرده است. در مقابل، پدر را اصل فرزند و حقِ هستى و حیات را از او دانسته است.[۴۸] نصیرالدین طوسی[۴۹] ماهیت حقوق مادر را جسمانی‌تر از حقوق پدر شمرده و معتقد است بدین‌سبب، حقوق مادران زود‌تر از حقوق پدران، که آگاهى بر آن نیازمند تعقل است، مورد توجه فرزندان قرار می‌گیرد و به اداى آن اهتمام می‌ورزند. بر این اساس، وى اداى حقوق پدران را بیشتر با امورى معنوى چون اطاعت کامل از آنان و ذکر خیر و دعا و ثنا بر ایشان و اداى حقوق مادران را با امور مادّى چون بذل مال و فراهم آوردن اسباب آسایش زندگى و نظایر آن بیان کرده است.[۵۰]

مصادیق حقوق والدین در احادیث

امام صادق(علیه السلام): ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فِیهِنَّ رُخْصَهً بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْنِ وَ وَفَاءٌ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِر.(ترجمه: سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر نیکو کار باشند یا فاجر، وفاى به عهد با نیکو کار یا فاجر و اداى امانت به نیکو کار یا فاجر). تحف العقول، ص۳۶۷

در روایات مصادیق گوناگون حقوق مادی و معنوی والدین ذکر شده است.

در احادیث بر حفظ حیات والدین تأکید شده است، چنان‌که؛ فرزندان از آسیب رساندن به پدر و مادر نهى شده‌اند.[۵۱]
کشتن آنان بزرگ‌ترین کفر و ناسپاسى تلقى شده است.[۵۲]
به فرزندان توصیه شده است در انفاقِ مال، پدر و مادر را بر دیگران مقدّم دارند[۵۳] و در رفع نیازهاى مادّى آنان، حتى اگر مستغنى باشند، اهتمام ورزند.[۵۴]
رعایت آداب معاشرت از دیگر حقوق والدین است، مانند اینکه فرزند باید هم‌نشین نیکویى براى آنان باشد، ایشان را به نام نخواند، جلو‌تر از آنان راه نرود و پیش از ایشان و نیز پشت به آنان ننشیند؛[۵۵] و چنانچه او را بخوانند، به سرعت اجابت کند، حتى اگر در نماز باشد.[۵۶] همچنین اگر رفتار و گفتار آن دو برخلاف میل او بود، از روى ترش کردن یا دشنام دادن به آنان و حتى گفتن «اُف»، که کمترین مرتبه ناسپاسى نسبت به والدین است، بپرهیزد،[۵۷] زیرا اندوهگین کردن ایشان از مصادیق عقوق آنان است؛[۵۸]
حفظ حریم خصوصى پدر و مادر؛[۵۹] فروتنى کامل در برابر آنان در قول و رفتار؛[۶۰]  سپاسگزارى از ایشان؛ دعا در حق آنان؛
یارى دادن والدین در امور خیر.[۶۱]

حقوق پس از مرگ والدین

به فرزندان سفارش شده است پس از مرگ والدین نیز به ایشان احسان کنند،[۶۲] از جمله با امورى چون طلب آمرزش، قرائت قرآن، پرداخت صدقه، پرداخت دیون مالى و دیگر تعهدات، صله رحم با نزدیکان و احترام به دوستان والدین و ارتباط با آنان[۶۳] و نیز به جاى آوردن نماز، روزه و حج از جانب والدین.[۶۴] حتى در کتاب‌هاى فقهى به‌جاى آوردن قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگ او واجب شده‌است.[۶۵] در صحیفه سجادیه[۶۶] مجموعه کاملى از وظایف فرزند در قبال والدین در قالب دعا آمده است.[۶۷]

در احادیث تأکید شده که به جاى آوردن حق والدین امرى بس دشوار است[۶۸] و اداى این وظایف، هرچند فرزندان به سبب آن به سختى افتند، زحمات والدین را جبران نخواهد کرد.[۶۹]

آثار نیکی به والدین

بنابر روایات، کسى که به والدین خود نیکى می‌کند، به بهشت وارد می‌شود[۷۰] و همه نیکی‌هایى که به نیابت از والدین انجام می‌دهد و حتى بیش از آن، براى او ثبت می‌شود.[۷۱] همچنین نیکى به والدین، مرگ انسان را به تأخیر می‌اندازد و موجب طول عمر[۷۲] و بسیارىِ رزق[۷۳] می‌شود و سختى مرگ را آسان می‌گرداند.[۷۴] براى نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادر، ثواب حج[۷۵] و براى نگاه رضایتمندانه والدین به فرزند، پاداشى همچون آزاد کردن بنده از جانب فرزند[۷۶] ذکر شده است.

آثار عقوق والدین

عقوق والدین موجب محرومیت از بهشت،[۷۷] لعن خدا[۷۸] و سلب توجه و رحمت و نعمت خدا می‌شود،[۷۹] همان‌طور که تأخیر حضرت یوسف در احترام به پدرش موجب خروج سلسله نبوت از خاندان او شد.[۸۰] نماز[۸۱] و طاعات[۸۲] وى نیز پذیرفته نمی‌شود و مرگ وى به جلو می‌افتد.[۸۳]

پی‌نوشت‌ها

۱-وَصَّینَا الاْنسانَ بِوالِدَیهِ حُسناً/ إحساناً رجوع کنید به عنکبوت: ۸؛ اَحقاف: ۱۵
۲-رجوع کنید به بقره: ۸۳؛ نساء: ۳۶؛ اَنعام: ۱۵۱؛ اِسراء: ۲۳
۳-شْکُرْ لى و لِوالِدَیکَ رجوع کنید به لقمان: ۱۳ـ۱۴
۴-رجوع کنید به سفر لاویان، ۱۹: ۲ـ۴؛ نیز رجوع کنید به سفر خروج، ۱۲: ۲۰؛ سفر تثنیه، ۵: ۱۶
۵-رجوع کنید به رابرتس، ص ۴۶ـ۴۹؛ هیرشفلد، ص ۸۱؛ گایگر، ص ۸۴
۶-رجوع کنید به اسراء: ۲۴؛ لقمان: ۱۳ـ۱۴؛ احقاف: ۱۵
۷-رجوع کنید به فخررازى؛ بیضاوى، ذیل اسراء: ۲۳؛ ابن‌کثیر، ذیل نساء: ۳۶؛ عنکبوت: ۸؛ فیض کاشانى، ذیل اسراء: ۲۳
۸-مسکویه، ص۱۳۱ـ ۱۳۲
۹-نیز رجوع کنید به نصیرالدین طوسى، ص ۲۳۹
۱۰-طوسی، ص ۲۳۷
۱۱-طوسى، ص ۲۳۷ـ۲۳۸
۱۲-طوسى، ص ۲۳۸
۱۳-رجوع کنید به اسراء: ۲۳ـ۲۴
۱۴-رجوع کنید به ابراهیم: ۴۱؛ شعراء: ۸۶؛ نمل: ۱۹؛ نوح: ۲۸
۱۵-ذیل اسراء: ۲۳ـ۲۴؛ نیز رجوع کنید به طباطبائى، ذیل همین آیات
۱۶-رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۲۵۸؛ ابوداوود، ج ۱، ص ۳۴۳؛ حسن‌بن فضل طبرسى، ص ۲۷۵
۱۷-رجوع کنید به بقره: ۱۸۰، ۲۱۵؛ نساء: ۱۱؛ طبرى؛ طوسى، التبیان، ذیل همین آیات
۱۸-براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به طبرى؛ طوسى، التبیان؛ زمخشرى؛ فخررازى، ذیل اسراء: ۲۳ـ۲۴
۱۹-رجوع کنید به عنکبوت: ۸؛ لقمان: ۱۳ـ۱۴
۲۰-رجوع کنید به احقاف: ۱۵
۲۱-رجوع کنید به نساء: ۱۳۵
۲۲-رجوع کنید به ممتحنه: ۳؛ نیز رجوع کنید به معارج: ۱۱ـ۱۲؛ عبس: ۳۴ـ۳۵
۲۳-براى نمونه رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۶۸ـ۷۱؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۸، ص ۲ـ۶؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۷ـ۱۶۳؛ مجلسى، ج ۷۱، ص ۲۲ـ۸۶
۲۴-رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۲۲
۲۵-رجوع کنید به مصباح الشریعه، ص۷۰
۲۶-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص۷۰ـ۷۱؛ کلینى، ج ۲، ص ۲۷۸
۲۷-رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۵۶۵؛ همو، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۲، ص ۴۷۹
۲۸-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸
۲۹-همان، ج ۴، ص۲۴۰
۳۰-بخارى، ۱۴۰۱، ص ۶۹
۳۱-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۷۶؛ نیز رجوع کنید به صنعانى، ج ۸، ص ۴۶۳؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۶، ص ۹۹؛ ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۱۶۵؛ کلینى، ج ۲، ص۱۶۰
۳۲-ترمذى، ج ۳، ص ۲۰۷؛ کلینى، ج ۱، ص ۴۲۸
۳۳-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۲

۳۴-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۵۷
۳۵-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۷۴
۳۶-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۱۶۲؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۴، ص ۳۶۱
۳۷-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۷۱
۳۸-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸
۳۹-رجوع کنید به ابوداوود، ج ۲، ص ۵۰۷ ـ ۵۰۸
۴۰-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۱
۴۱-لاطاعه للمخلوق فى معصیه الخالق؛ رجوع کنید به ه‌مان، ج ۱، ص ۴۲۸؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۱۲۴
۴۲-رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج ۳، ص ۸۱؛ کلینى، ج۲، ص۱۵۹
۴۳رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۵، ص ۳؛ بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۶۹؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹ـ۱۶۰
۴۴-رجوع کنید به حاکم نیشابورى، ج ۴، ص۱۵۰
۴۵-رجوع کنید به ابن‌ابی‌جمهور، ج ۱، ص ۲۶۹
۴۶-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۴۲۹؛ نسائى، ج ۶، ص ۱۱؛ نیز رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج ۲، ص۹۳۰
۴۷-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۲؛ قطب‌راوندى، ص ۱۲۶
۴۸-رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۲، ص ۶۲۱ـ۶۲۲؛ نیز رجوع کنید به قبانجى، ج ۱، ص ۵۴۵ـ۵۷۸
۴۹-طوسی، ص ۲۳۹
۵۰-قس ابن‌کثیر، ذیل عنکبوت: ۸
۵۱-رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج ۲، ص۸۹۰
۵۲-کلینى، ج ۲، ص ۳۴۸
۵۳-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۴، ص ۱۳؛ طبرانى، ج ۳، ص ۳۳۲
۵۴-کلینى، ج ۲، ص ۱۵۷
۵۵-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۶، ص ۲۱؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸ـ۱۵۹؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۴، ص ۳۷۲
۵۶-راوندى کاشانى، ص ۹۲؛ متقى، ج ۱۶، ص ۴۷۰
۵۷-کلینى، ج ۲، ص ۳۴۹؛ طوسى، التبیان؛ سیوطى، ذیل اسراء: ۲۳
۵۸-ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، همانجا
۵۹-رجوع کنید به کلینى، ج ۶، ص ۵۰۳؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، همانجا
۶۰-طبرى؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ذیل اسراء: ۲۴
۶۱-ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۱، ص ۲۵۸
۶۲-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹، ۱۶۳
۶۳-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۶، ص ۲۰؛ ابن‌ماجه، ج ۲، ص ۱۲۰۹؛ کلینى؛ فضل‌بن حسن طبرسى، همانجا‌ها
۶۴-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹
۶۵-براى نمونه رجوع کنید به محقق حلّى، قسم۴، ص۸۲۶
۶۶-صحیفه سجادیه، دعاى ۲۴
۶۷-براى نمونه‌هایى از ادعیه امامان شیعه در حق والدین رجوع کنید به طوسى، مصباح المتهجّد، ص ۹۹، ۱۰۱، ۱۴۶، ۲۶۷، ۳۰۰، ۳۱۳، ۶۱۳، ۷۲۷
۶۸-رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج ۴، ص۲۱۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۵۴۷
۶۹-الفقه المنسوب للامام الرضا (علیه‌السلام)، ص ۳۳۴؛ حسن‌بن فضل طبرسى، ص۲۸۰؛ هیثمى، ج۸، ص۱۳۷؛ نورى، ج۱۵، ص۱۸۰
۷۰-رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۳۴۶؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۸، ص ۵ـ۶
۷۱-کلینى، همانجا
۷۲-بخارى، ۱۴۰۶، ص ۱۶؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۳۰۱
۷۳-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۲۲۹
۷۴-ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص۴۷۳
۷۵-بیهقى، ج۶، ص ۱۸۶؛ متقى، ج ۱۶، ص ۴۶۹
۷۶-ابن‌ابی‌الدنیا، ص۶۵
۷۷-صنعانى، ج۷، ص ۴۵۴؛ ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۲۰۳؛ کلینى، ج ۲، ص۳۴۸
۷۸-ابن‌حنبل، ج۱، ص۳۱۷
۷۹-ه‌مان، ج ۳، ص۴۴۰؛ نسائى، ج ۵، ص ۸۰ ـ ۸۱
۸۰-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۳۳۱ـ ۳۱۲
۸۱-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۳۴۹
۸۲-مجلسى، ج۷۱، ص ۸۰؛ نورى، ج ۱۵، ص ۱۹۶

۸۳-کلینى، ج ۲، ص ۴۴۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۵۶۵؛ حاکم نیشابورى، ج ۴، ص ۱۵۶

منابع

قرآن.
کتاب مقدس. عهدعتیق.
ابن‌ابی‌الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدى سید ابراهیم، قاهره ۲۰۰۴.
ابن‌ابی‌جمهور، عوالى اللئالى العزیزیه فى الاحادیث الدّینیه، چاپ مجتبى عراقى، قم ۱۴۰۳ـ۱۴۰۵/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۵.
ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فى الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
ابن‌بابویه، الامالى، قم ۱۴۱۷.
همو، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم، بی‌تا.
همو، عیون اخبارالرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش.
همو، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۴۱۴.
ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، بی‌تا.
ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲.
ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست] بیروت، بی‌تا.
سلیمان‌بن اشعث ابوداوود، سنن ابی‌داود، چاپ سعید محمد لحام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.

منبع: ویکی شیعه

چرا به پدر و مادر خود احترام بگذاریم؟(۱)

چکیده

عده‌ای بر آن باورند که خود به خود به وجود آمده‌اند و پدر و مادر در رشد و تکامل آن‌ها هیچ تاثیری نداشته‌اند و حال که به سن جوانی و بزرگی رسیده‌اند می‌توانند هر بی‌احترامی و بی‌ادبی را به پدر و مادر خود بکنند. محقق در این تحقیق، به کمک آیات نورانی قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) عمده حقوقی را که برگردن فرزندان می‌باشد بیان نموده تا خواننده ضمن مطالعه آن مراحل حرکت به سوی کمال را در خود پیدا نماید.

مقدمه

آنچه در پیش رو است، مطالبی عمیق و دقیق در روایات در مورد احسان و نیکی کردن به پدر و مادر است منظور از احسان و نیکی کردن به پدر و مادر چیست؟ ایا اگر ما به پدر و مادر خود نیکی نکنیم عقوبتی شامل مال ما می‌شود؟ چگونه ما می‌توانیم این احسان و نیکی کردن را کسب کنیم؟
این اثر دارای چندین فصل می‌باشد که می‌تواند به تمام سوالات ما راجع به پدر و مادر جواب بدهد:
فصل اول: تعریف واژه احسان و نیکی کردن به والدین؟
فصل دوم: تعداد آیات و روایاتی که در این زمینه بیان شده
فصل سوم: آیات قرآن و تفسیر بعضی از آیات و نکات مورد نظر آیات
فصل چهارم: روایات معصومین و ائمه اطهار(علیهم السلام)
فصل پنجم: سیری در سیره حقوق والدین
فصل ششم: اهمیت، آثار و فوائد احیان و نیکی به والدین
فصل هفتم: راههای کسب احسان و نیکی به والدین
فصل هشتم: مصادیق احسان به والدین
فصل نهم: عمده حقوق والدین پس از مرگ
فصل دهم: چگونه ما عاق والدین شویم و مصادیق و اقسام و کیفر‌های عاق والدین؟

احسان و نیکی به والدین

تعریف واژه: مشارکت و مددکاری و نیکوکاری به والدین با مال و آبرو و جان و فرمانبرداری محض از آنان مگر در معصیت خدا
نقطه‌ی مقابل: احسان و نیکی نکردن به والدین(عاق والدین)
تعریف واژه: عدم مشارکت و مددکاری در رفع نیاز‌های والدین به جان و مال و آبرو عدم اطاعت و فرمانبرداری از آنان.
تعداد آیات قرآن: حدود ۱۲ آیه قرآن در این باره بیان شده است.
تعداد روایات: در میزان الحکمه ۶۴ روایت ذکر شده است؛ و در بحار الانوار، ج ۷۴، ۱۰۱ روایت ذکر شده است.

آیات قرآن

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شهَْرًا حَتىَّ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَب أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلی وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَئهُ وَ أَصْلِحْ لىِ فىِ ذُرِّیَّتی إِنی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنی مِنَ الْمُسْلِمِین(۱)؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد، و در دوران حمل و از شیر گرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی با بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و من مسلمانم!»
وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّب ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرً(۲)؛ و بر آنان بال فروتنی مهر آمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت آور همچنانکه(بر من رحمت آوردند) مرا در کودکی پرورش دادند.
وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرِْکُواْ بِهِ شَیًْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا(۳)؛ و خداوند را بپرستید و چیزیز را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر خود نیکی کنید.

وَ قَضىَ‏ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبرََ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَُّمَا أُف وَ لَا تَنهَْرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا(۴)؛ و پروردگارت امر کرده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود نیکی کنید، و اگر یکیک از آن‌ها، یا هر دوی آن‌ها در نزد تو به سن پیری برسند به آنان حتی اُف هم نگو و آنان را مران و با ایشان به نرمی(و احترام) سخن بگو.

وَ إِن جَاهَدَاکَ عَلىَ أَن تُشْرِکَ بىِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فىِ الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلی ثُمَّ إِلی مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم به ما کُنتُمْ تَعْمَلُون(۵)؛ و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری(بلکه می‌دانی باطل است) و از ایشان اطاعت مکن ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن؛ و از راه کسانی پیروی کن که توبه کنان به سوی من آمده‌اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل کردید آگاه می‌کنم.
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُم أَلَّا تُشرِْکُواْ بِهِ شَیًْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَکُم مِّنْ إِمْلَاق نحَّْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُم وَ لَا تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَق ذَالِکم وَصَّئکُم بِهِ لَعَلَّکم تَعْقِلُون(۶)؛ بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خود قرار ندهید! و به پدر و مادر خود نیکی کنید! و فرزندانتان را از(ترس) فقر، نکشید! ما شما و آ «ها را روزی می‌دهیم؛ و نزدیک کارهای زشت مروید، چه آشکار باشد و چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید! مگر حق(و از روی استحقاق) این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید!»
کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیرًْا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوف حَقًّا عَلىَ الْمُتَّقِین(۷)؛ بر شما نوشته شده: هنگامی که یکی از شما را مزگ فرا رسید، اگر چیز خوبی(= مالی) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت می‌کند! این حقی است بر پرهیزگاران!
آیات دیگری(۸) نیز در مورد احترام و احسان به پدر و مادر بیان شده است که ما به همین چند مورد اکتفا کنیم و به تفسیر یکی از آیه‌های بیان شده می‌پردازیم و نکاتی را راجع به آن آیه به پدر و مادر بیان می‌کنیم: در تفسیر نور(۹) و تفسیر سوره اسراء(۱۰) نکاتی جال بیان شده بود که لازم دیدم آن‌ها را برای خوانندگان عزیز بیان نمایم.

نکات مورد بیان

۱- در احادیث، در مورد احسان به والدین بسیار سفارش شده و از آزردن آنان نکوهش به عمل آمده است: پاداش نگاه رحمت به والدین، حج مقبول است. رضایت آن دو رضای الهی و خشم خداست. احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می‌کند و سبب می‌شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند در احادیث آمده است: حتی اگر تو را زدند، تو «اُف» نگو خیره نگاه مکن دست بلند مکن، جلوتر از آنان راه مرو، آنان را به نام صدا نزن، کاری مکن که مردم بر آنان دشنام دهند، پیش آنان منشین و پیش از آنکه از تو چیزی بخواهند به آنان کمک کن.(۱۱)
۲- مردی مادرش را به دوش گرفته و طواف می‌داد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در همان حالت دید، پرسید: آیا حق مادرم را ادا کردم؟ فرمودند: حتی حق یکی از ناله‌های زمان زایمان را هم ادا نکردی(۱۲)
۳- از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد: آیا پس از مرگ هم احسانی برای والدین هست؟ فرمود: آری، از راه نماز خواندن برای انان و استغفار برایشان و وفا به تعهداتشان و پرداخت بدهی‌هایشان و احترام دوستانشان.(۱۳)
۴- مردی از پدرش نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شکایت کرد. حضرت پدر را خواست و پرسش نمود، پدر پیر گفت: روزی من قوی و پولدار بودم و به فرزندم کمک کردم، اما امروز او پولدار شده و به من کمک نمی‌کند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گریست و فرمود: هیچ سنگ و دشمنی نیست که این قصد را بشنود و گریه نکند! سپس به آن فرزند فرمود: انت و مالک لابیک تو و دارایی‌ات از آن پدرت هستید.(۱۴)
۵- در حدیث آمده است: حتی اگر والدین فرزند خود را زدند، فرزند بگوید: «خدا شما را ببخشد» که این کلمه همان قول کریم(۱۵) است.(۱۶)
۶- احسان به والدین از صفات انبیاست چنانکه در مورد حضرت عیسی(علیه السلام) توصیف «براً به والدتی» در مورد حضرت یحیی(علیه السلام) «براً بوالدیه»(۱۷) آمده است.
۷- والدین، تنها پدر و مادر نیستند. در برخی احادیث، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین(علیه السلام) پدر امت به حساب آمده‌اند.(۱۸) همچنان که حضرت ابراهیم، پدر عرب به حساب آمده است.(۱۹) «مله ابیکم ابراهیم»(۲۰)

پیام‌های آیه

۱- خدمتگزاری و احسان به پدر و مادر، از اوصاف موحد واقعی است «الا تعبد و الا اباه و بالوالدین احسانا».
۲- فرمان نیکی به پدر و مادر مانند فرمان توحید، قطعی و نسخ نشدنی است
۳- احسان، به والدین در کنار توحید و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد این کار، هم واجب عقلی و وظیفه‌ی انسانی است، هم واجب شرعی «قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً».
۴- در احسان به والدین، مسلمان بودن آن‌ها شرط نیست «بالوالدین احساناً»
۵- در احسان به پدر و مادر، فرقی میان آن دو نیست «بالوالدین احساناً»
۶- نیکی به پدر و مادر را بی‌واسطه به دست خود انجام دهیم «بالوالدین احساناً»
۷- احسان به پدر و مادرحد و مرز ندارد «بالوالدین احساناً»(نه مثل فقیر، که تا سیر شود، و جهاد که تا رفع فتنه باشد و روزه که تا افطار باشد)
۸- سفارش قرآن به احسان، متوجه فرزندان است، نه والدین. «بالوالدین احساناً» زیرا والدین نیازی به سفارش ندارند و به طور طبیعی به فرزندان خود احسان می‌کنند.
۹- هر چه نیاز جسمی و روحی والدین بیشتر باشد، احسان بر آنان ضروری‌تر است «یبلغن عندک الکبر».
۱۰- پدر و مادر سالمند را به آسایشگاه نبریم، بلکه نزد خود نگهداریم «عندک»
۱۱- وقتی قرآن از رنجاندن مسائل بیگانه‌ای نهی می‌کند، «اما السائل فلا تنهر» تکلیف پدر و مادر روشن است. «فلا تنهر هما»
۱۲- هم احسان لازم است هم سخن زیبا و خوب «احساناً… قل لهما قولاً کریماً» بعد از احسان، گفتار کریمانه.
۱۳- در احسان به والدین و قول کریمانه، شرط مقابله نیامده است یعنی اگر آنان هم با تو کریمانه برخورد نکردند، تو کریمانه بگو «و قل لهما قولاً کریماً».
پس از بیان آیات قرآن کریم در مورد احترام به احسان به پدر و مادر برای اینکه ارزش بحث بیشتر و بهتر درک شود لازم دانستیم که سخنان ائمه اطهار و معصومین(علیهم السلام) را در این مورد بیان کنیم پس با بیان روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) امیدواریم که این مطلی در قلب ما رسوخ کند و بر اعتقاد متا بیشتر بیفزاید که پدر و مادر آنقدر ارزش دارند که خداوند بعد از اطاعت از خود، اطاعت از پدر و مادر را برای بندگان واجب کرده است.

احادیث

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) لَمّا سُئلَ عَن حقُ الوالِدَین علی وَلَدِهِما-: هُما جَنَّتُک و نازُکَ(۲۱)؛ پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم): در پاسخ به سوال از حق پدر و مادر بر فرزندانشان آن دو بهشت و دوزخ تو هستند.
الامام علی(علیه السلام): بِرُّ الْوَالِدَیْنِ مِنْ أَکْرَمِ‏ الطِّبَاع‏(۲۲)؛ امام علی(علیه السلام) نیکی به پدر و مادر، از ارجمندترین خصلت‌هاست.

الامام الرضا(علیه السلام): إنّ اللهُ عَزَّوجل… أمَرَ بِالشُکرِ لَهُ للِوالِدَین، فَمَن لَم یَشکُر والِدَیهِ یَشکُرِ اللهَ(۲۳)؛ امام رضا(علیه السلام) خداوند عزوجل… به سپاسگزاری از خود و پدر و مادر فرمان داده است. پس هر که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، از خداوند سپاسگزاری نکرده است.
الامام زین العابدین(علیه السلام) – کانَ مِن دُعائهِ لأبَوَیهِ -اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیْبَهَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَّءُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَهِ الظَّمْآنِ حَتَّى أُوثِرَ عَلَى هَوَایَ هَوَاهُمَا(۲۴)؛ امام سجاد(علیه السلام) – در دعا برای والدین خود- بار خدایا، چنان کن که هیبت پدر و مادرم در دل من چنان باشد که هیبت پادشاهى سخت مهیب، و به آن دو نیکى و مهربانى کنم آن سان که مادرى مهربان به فرزند خود نیکى و مهربانى کند. خداوندا، فرمانبردارى از پدر و مادر و نیکى و مهربانى مرا در حق ایشان براى من شادى بخش‏تر گردان از به خواب رفتن بى‏‌خوابى کشیدگان و آب سرد نوشیدن جگر سوختگان، تا میل و خواهش ایشان را بر میل و خواهش خویش برترى نهم و خشنودیشان را بر خشنودى خود پیش دارم.
عنه (صلی الله علیه و آله و سلم) فی وصیه لرجل:وَ وَالِدَیْکَ فَأَطِعْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَیَّیْنِ کَانَا أَوْ مَیِّتَیْنِ- وَ إِنْ أَمَرَاکَ أَنْ‏ تَخْرُجَ‏ مِنْ‏ أَهْلِکَ‏ وَ مَالِکَ فَافْعَلْ- فَإِنَّ ذَلِکَ مِنَ الْإِیمَان(۲۵)؛ مردى نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: اى رسول خدا به من سفارشى فرما و آن حضرت فرمود: چیزى را شریک خدا مگیر و گرچه به آتش سوخته شوى و شکنجه گردى جز که دلت پاى‏بند ایمان باشد و پدر و مادرت را فرمانگزار باش و بآنها نیکى کن زنده باشند یا مرده و اگر بتو فرمایند از خاندان و دارائیت بیرون شود و آن را انجام بده که آن جزئی از ایمان است.
الامام باقر:إِنَ‏ الْعَبْدَ لَیَکُونُ‏ بَارّاً بِوَالِدَیْهِ فِی حَیَاتِهِمَا- ثُمَّ یَمُوتَانِ فَلَا یَقْضِی عَنْهُمَا دَیْنَهُمَا وَ لَا یَسْتَغْفِرُ لَهُمَا- فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَاقّاً- وَ إِنَّهُ لَیَکُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِی حَیَاتِهِمَا غَیْرَ بَارٍّ بِهِمَا- فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَیْنَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا- فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّا ً(۲۶) امام باقر(علیه السلام) فرمود: راستى بنده خدا خوشرفتار است با والدینش در زندگى آن‌ها سپس بمیرند و وامشان را نپردازد و به راشان آمرزش نخواهد و خدا عز و جل او را عاق نویسد و بسا که در زندگى آنان عاق باشد و نیکى کند با آن‌ها، و چون مردند وامشان را بدهد و به راشان آمرزش خواهد و خدا عز و جل او را احسان کند و بار نویسد

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص- فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- مَا مِنْ‏ عَمَلٍ‏ قَبِیحٍ‏ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ- فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) فَهَلْ مِنْ وَالِدَیْکَ أَحَدٌ حَیٌّ قَالَ أَبِی- قَالَ فَاذْهَبْ فَبَرَّهُ- قَالَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْ کَانَتْ أُمُّه‏(۲۷)؛ مردى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: یا رسول الله! هیچ کار زشتى نبوده مگر که کرده‌‏ام آیا براى من توبه باشد؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود آیا پدر و مادرت زنده باشند؟ گفت: پدرم زنده است. فرمود: برو و با او نیکى کن. گفت چون آن مرد رو برگرداند، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش بود(که خوشرفتارى او به توبه نزدیک‌تر بود) در دعوات رواندی آن حضرت مانندش آمده.
وَ قَالَ(علیه السلام) أَدْنَى الْعُقُوقِ أُفٍّ وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ شَیْئاً هُوَ أَهْوَنُ مِنْهُ لَنَهَى عَنْهُ(۲۸)؛ و فرمود: کمترین عاق‌ها گفتن کلمه‏ ى اف باشد و اگر از آن کلمه پست‌‏تر، کلمه‏‌اى بود، خدا از آن نهى می‌کرد.
رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): مِ الکَبائرِ شَتمُ الّرجُلِ والِدَته، بسبُّ اُمَّهُ فیسبُّ اُمَُهُ(۲۹)؛ پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از گناهان کبیره است که انسان پدر و مادر خود را دشنام دهد،(به این صورت که) انسان پدر کسی را دشنام دهد و او هم متقابلا پدر وی را دشنام دهد، یا مادر کسی را دشنام دهد و در نتیجه آن شخص مادر وی را دشنام گوید.
الامام ارضا(علیه السلام): حَرَّمَ اللَّهُ عُقُوقَ الْوَالِدَیْنِ لِمَا فِیهِ مِنَ الْخُرُوجِ مِنَ التَّوْفِیقِ لِطَاعَهِ اللَّهِ تَعَالَى وَ التَّوْقِیرِ لِلْوَالِدَیْنِ وَ تَجَنُّبِ کُفْرِ النِّعْمَهِ وَ إِبْطَالِ الشُّکْرِ وَ مَا یَدْعُو مِنْ ذَلِکَ إِلَى قِلَّهِ النَّسْلِ وَ انْقِطَاعِهِ لِمَا فِی الْعُقُوقِ مِنْ قِلَّهِ تَوْقِیرِ الْوَالِدَیْنِ وَ الْعِرْفَانِ بِحَقِّهِمَا وَ قَطْعِ الْأَرْحَامِ وَ الزُّهْدِ مِنَ الْوَالِدَیْنِ فِی الْوَلَدِ وَ تَرْکِ التَّرْبِیَهِ لِعِلَّهِ تَرْکِ الْوَلَدِ بِرَّهُمَا؛(۳۰)؛ امام رضا(علیه السلام) خداوند نافرمانی پدر و مادر را از این جهت حرام فرموده است که موجب از دست دادن توفیق طعات خداوند عزوجل و بی‌احترامی به پدر و مادر و ناسپاسی نعمت و از بین رفتن شکر و سپاسگذاری و کم شدن نسل و قطع شدن آن می‌شود؛ زیرا نافرمانی والدین سبب می‌گردد که به پدر و مادر احترام گذاشته نشود، حق و حقوق آن‌ها شناخته نشود، پیوندهای خویشاوندی قطع گردد، پدر و مادر به داشتن فرزند بی‌رغبت شوند و به علت نیکی نکردن و فرمان نبردن از پدر و مادر، آنان نیز کار تربیت او را رها سازند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ‏ إِنَّ یُوسُفَ ع لَمَّا قَدِمَ عَلَیْهِ الشَّیْخُ یَعْقُوبُ ع دَخَلَهُ عِزُّ الْمُلْکِ فَلَمْ یَنْزِلْ إِلَیْهِ فَهَبَطَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا یُوسُفُ ابْسُطْ رَاحَتَکَ فَخَرَجَ مِنْهَا نُورٌ سَاطِعٌ فَصَارَ فِی جَوِّ السَّمَاءِ فَقَالَ یُوسُفُ ع مَا هَذَا النُّورُ الَّذِی خَرَجَ مِنْ رَاحَتِی فَقَالَ نُزِعَتِ النُّبُوَّهُ عَنْ عَقِبِکَ عُقُوبَهً لِمَا لَمْ تَنْزِلْ إِلَى الشَّیْخِ یَعْقُوبَ فَلَا یَکُونُ مِنْ عَقِبِکَ نَبِی‏(۳۱)؛ امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: هنگامى که یعقوب(علیه السّلام) بر یوسف(علیه السّلام) وارد شد، عزت پادشاهى موجب شد تا از تخت پائین نیاید و از پدر احترام کند در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: اى یوسف! دستت را باز کن و او هنگامى که دستش را باز کرد نورى از آن خارج گردید و بطرف آسمان‌ها رفت، یوسف گفت: این نور چه بود که از دستم بر آمد، جبرئیل گفت: آن نور نبوت بود چون برای یعقوب از تخت پایین نیامدی رفت و از فرزندان تو کسی به نبوت نمی‌رسد.
وَ قَالَ(علیه السلام): الْعُقُوقُ‏ یُعْقِبُ‏ الْقِلَّهَ وَ یُؤَدِّی إِلَى الذِّلَّه(۳۲)؛ ترک احسان به پدر و مادر موجب تنهائی و منتهی به خواری می‌شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ‏: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ کُشِفَ غِطَاءٌ مِنْ أَغْطِیَهِ الْجَنَّهِ- فَوَجَدَ رِیحَهَا مَنْ کَانَتْ لَهُ رُوحٌ مِنْ مَسِیرَهِ خَمْسِمِائَهِ عَامٍ- إِلَّا صِنْفاً وَاحِداً- قُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ الْعَاقُّ لِوَالِدَیْه‏(۳۳)؛ روای می‌گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: چو روز قیامت باشد یک پرده از پرده‏هاى بهشت برداشته شود و بویش را دریابد هر که جان دارد از پانصد سال مسافت جز یک دسته که گفتم که باشند؟ فرمود عاق والدین.

عَن أبی جعفر(علیه السّلام) قال: إنّ أبی نظر إلى رجل و معه إبنه یمشی و الإبن متّکى‏ء على ذراع الأب، قال: فما کلّمه أبی(علیه السّلام)مقتا له حتّى فارق الدّنیا.(۳۴)؛ حضرت باقر(علیه السّلام) روایت شده که فرمود: پدرم(حضرت زین العابدین علیه السّلام) مردى را مشاهده فرمود که با پسر خود راه می‌رفت در حالى که آن پسر ببازوى پدر تکیه نموده بود، حضرت باقر(علیه السّلام) فرمود: پدرم(حضرت زین العابدین)(علیه السّلام) با آن پسر تکلم نفرمود تا آن پسر از دنیا رفت.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَهً- أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ- وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ- وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْن(۳۵)؛ امام باقر(علیه السلام) فرمود: سه تا باشند که خدا عز و جل براى کسى در آن‌ها رخصتى نداده: پرداخت امانت به خوشکار و بدکار، پائیدن به عهد براى خوب و بد و احسان به والدین خوب باشند یابد.
شیخ صدوق در من لا یحضره و علامه مجلسی در بحار از امام صادق(علیه السلام) نقل کردند: «اعتقل لسان رجل فی المدینه علی عهد الرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فی مرضه الذی مات فیه».(۳۶)
در زمان پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مردی که دچار مریضی و در حال مردن بود، زبانش بند آمد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدند به آن مرد، فرمودند: بگو: «لا اله الا الله»(۳۷) نتوانست بگوید دو مرتبه فرمود، نتوانست بگوید و بالای سر آن مرد زنی نشسته بود پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا این مرد مادر دارد؟ آن زن عرض کرد: بلی یا رسول الله من مادر او هستم، فرمود: آیا از پسرت راضی هستی؟ عرض کرد نه، یا رسول الله، بلکه بر او غضبناک می‌باشم، به روایت بحار عرض کرد مدت شش سال است که با او تکلم نکرده‌ام. فی الفقیه فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) «انی احب ان ترضی عنه» پیغمبر به آن زن فرمود: من دوست دارم که از فرزند خود راضی شوی «قالت رضی الله عنی برضاک یا رسول الله» عرض کرد: به جهت رضایت شما از او راضی شدم پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بگو لا اله الا الله فی الفور زبانش باز شد و گفت: لا اله الا الله، فرمود: بگو: «یا من یقبل الیسیر و به عفو عن الکثیر اقبل منی الیسیر و اعف عنی الکثیر انک انت اعفو الغفور»(۳۸) و در بحار «انک انت الغفور الرحیم» تمام کلمات را گفت حضرت پرسیدند چه می‌بینی؟ عرض کرد: دو صورت سیاه بر من وارد شدند فرمودند: دوباره بخوان، همین کلمات را خواند باز فرمودند: چه می‌بینی؟ عرض کرد آن دو صورت سیاه رفتند و دو صورت سفید بر من وارد شدند و می‌خواهند روح مرا قبض کنند، پس همان ساعت از دنیا رفت.
در کتاب زبده التصانیف(۳۹) آمده است که: در حدیث وارد شده اگر کسی به قدر عمر دنیا روی یک پا و در خدمت مادر بایستد از عهده‌ی یک دفعه شیر دادن مادر بر نیامده است و در انوار لغمانیه نقل کرده که در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مردی از دنیا رفت و او را بردند دفن کنند زمین او را قبول نکرد، خبر به پیغمبر دادند فرمود: مادرش از او راضی نیست، فرستادند پیش مادرش از او راضی شد زمین او را قبول کرد.(۴۰)
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «رِضَی الرَّبِّ فِی رِضَی الوَالِدَینِ و سَخَطُ الرَّبِّ فِی سَخَطِ الوَالِدین»(۴۱)؛ رضایت خدا در سایه رضایت والدین و خشم خدا در سایه خشم والدین است.
در این قسمت از بحث پس از بیان آیات و روایات مربوط بهتر است سیری داشته باشیم در رساله حقوق امام ساجدین امام عارفین شلاله پاک حسین بن علی(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام) و گوش دل دهیم به فرمایشات این بزرگوار در مورد حقوقی که پدر و مادر بر گردن ما دارند:

ادامه دارد…

بهترین دعا برای والدین

در وجوب نیکی به والدین و دعای خیر برای آنان فرقی بین زنده بودن و بعد از مرگشان نیست؛ یعنی فرزند وظیفه دارد همیشه از درگاه پروردگار برای آنان دعا و استغفار نماید.

رضایت والدین در سرنوشت دنیای انسان باعث گشایش روزی، افزایش عمر و دفع مرگ‌های بد است. اگر پدر و مادر از انسان راضی باشند، نخستین هدیه‌ای که نصیب شخص می‌شود، حصول رضایت خداست و در مرحله بعد، این رضایت والدین نقش و تأثیر مثبت و سازنده‌ای در زندگی دنیوی داشته است.
و یکی از راه‌های به دست رضایت والدین این است که در حق آنها، چه زنده و چه مرده، دعا کنیم. بنابراین باید بدانیم کدام دعاها بهترین دعا برای پدر و مادر است؟ و بهترین فرزند بعد از فوت پدر و مادر کیست؟ و چه وظایفی بعد از مرگ والدین بر عهده فرزند است؟ که در این نوشتار کوتاه سعی بر پاسخ به این سوالات را داریم:

الف) دعا برای عموم مؤمنان و پدر و مادر به ویژه، به هر زبان و هر شکلی که باشد، پسندیده است؛ فرزندان می‌توانند به تناسب معلومات خود هر نوع دعایی را در حق والدین خود داشته باشند. در قرآن و روایات نیز نمونه‌های برای آن بیان شده است؛ مانند:

با طلب مغفرت و آمرزش براى پدر و مادر و پرداخت دیون و قرض هاى آنان و به جا آوردن قضاى عباداتشان و انجام کارهاى خیر و صدقه براى آنان و تمام کارهایى که باعث رسیدن ثواب به ایشان مى‌شود، به آنان نیکى کن.

۱- «ربِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرا»؛[۱] پروردگارا، همان گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.
خداوند در این آیه که درباره پدر و مادر است، می‌فرماید که تنها به رحمت و مهربانی خود اکتفا نکن؛ بلکه برای آنان، رحمت واسعه الهی را بخواه و بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند، به آنان رحم و عطوفت خویش را فرو فرست.

۲- «ربَّنَا اغْفِرْ لی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ»؛ [۲] پروردگارا، من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا مى‌شود، بیامرز.

۳- «ربِّ اغْفِرْ لی وَ لِوالِدَیَّ»[۳] پروردگارا مرا، و پدر و مادرم را بیامرز.

۴- امام سجاد(علیه السلام) در یکی از دعاهای خود در صحیفه سجادیه، توصیف جامعی از موقعیت برجسته پدر و مادر، منزلت والای ایشان و حقوق و تکالیفی که فرزندان نسبت به آنان دارند، بیان نموده اند. یکی از نکات ارزشمندی که از این دعای شریف به دست می‌آید، این است که باید در حق والدین خود دعا کنیم. حضرتش در فرازی از این دعا چنین می‌فرماید: [۴] خداوندا، پس از هر نماز من و در هر وقت دیگر از اوقات شب و در هر ساعت از ساعات روز، پدر و مادرم را از یاد من مبر. بار خدایا، درود فرست بر محمد و خاندانش و مرا به سبب دعایى که در حق ایشان مى‌کنم بیامرز و آن دو را به سبب نیکى و مهربانى که در حق من کرده اند از مغفرت خویش بهره‌مند فرما و به شفاعت من از ایشان خشنود شو و نیک خشنود شو. و آنان را گرامى دار و به جاهاى امن و آسایش بهشت رسان.
خداوندا، آن دو را شفیع من گردان اگر آنها را پیش از من آمرزیده اى، و مرا شفیع ایشان گردان اگر مرا پیش از ایشان آمرزیده‌اى، تا من و پدر و مادرم در سایه لطف و رأفت تو، در سراى کرامت و جایگاه مغفرت و رحمت تو، همنشین هم گردیم، که تو را بخشایش بزرگ است و نعمت قدیم. و تو مهربان ترین مهربانانی.

ب) در وجوب نیکی به والدین و دعای خیر برای آنان فرقی بین زنده بودن و بعد از مرگشان نیست؛ یعنی فرزند وظیفه دارد همیشه از درگاه پروردگار برای آنان دعا و استغفار نماید.
امام صادق(علیه السلام) در زمینه نیکى به پدر و مادر مى‌فرمایند: [۵] چه چیز مانع از آن مى‌شود که به پدر و مادرتان در دنیا و پس از مرگ نیکى کنید؟! براى آنها نماز بخوانید، صدقه دهید، حج بگذارید، روزه بگیرید و…؛ زیرا خداوند به نیکى شما خیر زیاد مى‌دهد.
در روایت آمده است، روزى فردى به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: مرا نصیحت کنید. پیامبر فرمودند: [۶] تو را به پدر و مادرت سفارش مى‌کنم که به آنان در زنده بودن و بعد از مرگشان نیکى کنى و اگر به تو امر کردند که از خانواده و مالت بگذرى، چنین کن؛ زیرا این جزئى از ایمان است.
علامه مجلسى(ره) در شرح نیکى به پدر و مادرى که از دنیا رفته اند، مى‌گوید: «با طلب مغفرت و آمرزش براى پدر و مادر و پرداخت دیون و قرض هاى آنان و به جا آوردن قضاى عباداتشان و انجام کارهاى خیر و صدقه براى آنان و تمام کارهایى که باعث رسیدن ثواب به ایشان مى‌شود، به آنان نیکى کن».[۷]

بنابراین به طور خلاصه از جمله بهترین کارهایی که فرزند می‌تواند برای پدر و مادر خویش بعد از مرگشان انجام دهد، عبارتند است از:

۱- انجام واجباتی که آنها در حال زنده بودنشان از انجام آن بازمانده اند؛ مانند حج، نماز، روزه و پرداخت بدهی مالی که داشته اند.

۲- عمل به آنچه وصیت نموده اند.

۳- فراموش نکردن آنها تا آخر عمر؛ یعنی به نیابت از آنها صدقه دهد و اعمال مستحبی را به قصد ایشان انجام دهد و تا می‌تواند برایشان خیرات بفرستد و… . یکی از راههای به دست رضایت والدین این است که در حق آنها، چه زنده و چه مرده، دعا کنیم. بنابراین باید بدانیم کدام دعاها بهترین دعا برای پدر و مادر است؟ و بهترین فرزند بعد از فوت پدر و مادر کیست؟ و چه وظایفی بعد از مرگ والدین بر عهده فرزند است؟

۴- طلب مغفرت برای والدین یکی دیگر از وظایف مهم فرزند در قبال پدر و مادر بعد از مرگ آنها است. فرزند باید در حق آنها دعای خیر کند و طلب مغفرت نماید، به ویژه در صورتی که انسان بداند که پدر و مادرش در زندگی خود از نظر اعمال، رفتار و انجام عبادات خدای نکرده، نواقصی داشته اند، در این صورت طلب عفو و مغفرت می‌تواند بسیار مفید باشد.

۵- به نیکی یاد کردن از پدر و مادر: انسان وظیفه دارد که احترام پدر و مادر را حتّی بعد از مرگشان حفظ کند و همیشه از آنها به خوبی یاد کند.

۶- نگه داشتن حرمت آنها بعد از مرگشان. فرزند با رفتار و کردار شایسته در جامعه باعث دعای خیر مردم برای پدر و مادر خویش شده و وجود خود را صدقه جاریه‌ای برای والدینش قرار می‌دهد.

ج) امام باقر(علیه السلام) فرمود: همانا بنده‌ای نسبت به پدر و مادر خویش در زمان حیاتشان نیکوکار است، سپس آنها می‌میرند و او بدهى آنها را نمی‌پردازد و براى آنها آمرزش نمی‌خواهد؛ لذا خدا او را عاق و نافرمان می‌نویسد. اما بنده دیگر در زمان حیات پدر و مادر خود، عاق آنها است و نسبت به آنها نیکى نمی‌کند، ولى چون از دنیا رفتند بدهى آنها را می‌پردازد و براى آنها آمرزش می‌خواهد و خداى عزوجل او را نیکوکار مى‌نویسد. [۸]
و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد فرزندان نیکوکار فرمود: سرور نیکان در روز قیامت، مردی است که بعد از مرگ پدر و مادرش به آنان نیکی کرده باشد. [۹]
بنابراین فرزند خوب، فرزندی است که هر آنچه در توان دارد، نسبت به پدر و مادرش انجام دهد، اعم از دعا و خیرات.

پی‌نوشت‌ها
[۱]. اسراء، ۲۴٫
[۲]. ابراهیم، ۴۱٫
[۳]. نوح، ۲۷٫
[۴]. على بن الحسین علیه السلام، امام چهارم، الصحیفه السجادیه، ص ۱۱۸ قم، دفتر نشر الهادى، چاپ اول.
[۵]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۲، ص ۱۵۹، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۶]. همان، ج ۲، ص ۱۵۸٫
[۷]. مجلسى. محمد باقر، مرآه العقول، محقق، مصحح، رسولى محلاتى، هاشم، ج ۸، ص ۳۹۳، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق .
[۸]. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، محقق، مصحح، عرفانیان یزدی، غلامرضا، ص ۳۳، قم، المطبعه العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۰۲ق.
[۹]. مجلسى. محمد باقر، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۸۶، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) سَیِّدُ الْأَبْرَارِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ رَجُلٌ بَرَّ وَالِدَیْهِ بَعْدَ مَوْتِهِمَا».

منابع
سایت اسلام کوئیست؛

تعلیمات اسلامی واشنگتن؛

کتاب: مقام پدر و مادر در اسلام زین العابدین احمدی، حسنعلی احمدی

منبع: فرآوری: آمنه اسفندیاری؛ بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

احسان به پدر و مادر واجب‌ترین واجبات بعد از توحید

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه ۲۳ سوره اسراء می‌گوید: احسان به والدین بعد از مسئله توحید، واجب‌ترین واجبات است، هم چنان که مسئله عقوق آن‌ها بعد از شرک به خدا از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است.

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و به فرموده اهل بیت(علیهم السلام) بهار آن است. اگر چه تلاوت آیات قرآن و حتی نگاه کردن به صفحات قرآن کریم نیز دارای اجر و پاداش الهی است؛ اما تدبّر در آیات قرآن دستور اکید خود قرآن و سفارش جدی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) است، تا جایی که فرموده‌اند در تلاوت قرآنی که همراه با تدبر نباشد، خیری نیست.

اما امروز آیه ۲۳ سوره إسراء است: «وَ قَضَی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا».

و پروردگارت فرمان داده است: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آن‌ها، نزد تو به سن پیری رسند، کم‌ترین اهانتی به آن‌ها روا مدار! و بر آن‌ها فریاد نزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو احترام به پدر و مادر و احسان به آن‌ها از دستورات مهم قرآنی است. (۱)

در این آیه شریفه پس از دستور توحید و عدم پرستش کسی جز خدا، دستور احسان به والدین داده شده است. این که قرآن کریم سریعاً به از دستور توحید، دستور احسان به والدین را مطرح می‌کند نشان دهنده اهمیت این امر است علامه طباطبایی(ره) ذیل این آیه و از تقارن دستور توحید و دستور احسان به پدر و مادر چنین نتیجه می‌گیرد که احسان به والدین بعد از مسئله توحید واجب‌ترین واجبات است، هم چنان که مسئله عقوق آن‌ها بعد از شرک به خدا از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است.

با پدر و مادرت نیکو معاشرت کن و وادارشان نکن که مجبور شوند در حوائجشان از تو چیزی بخواهند بلکه قبلاً برایشان فراهم کنی، هر چند که خود بی‌نیاز از آن باشند

احسان به پدر و مادر ریشه در فطرت دارد!

احسان به پدر و مادر، ریشه فطری دارد و هر انسان پاک سرشتی حتی اگر مسلمان نباشد، دوست دارد به پدر و مادرش نیکی کند. اما این احسان دارای مراتب و درجاتی است. آیه شریفه پس از بحث توحید، بحث نیکی به والدین را مطرح فرمود تا اهمیت آن روشن شود، ولی پس از آن مرتبه کامل این احسان را شرح می‌دهد تا معلوم شود مراد قرآن کریم از احسان به والدین چگونه احسانی است؟ می‌فرماید اگر یکی از آن‌ها یا هر دوی آن‌ها در زمان حیات تو به پیری رسیدند و به واسطه کهولت سن و ضعف جسمانی و تحلیل اعصاب و روان و … نگهداری از آن‌ها بر تو سخت شد، باز هم حق نداری به آن‌ها کم‌ترین حرفی بزنی و حتی صدایت را هم نباید بالا ببری بلکه باید با قول کریم. حرف‌های بزرگوارانه با آن‌ها تکلم کنی. این آن احسانی است که قرآن از ما توقع دارد و ما را به آن سفارش فرموده است.

وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا

در ذیل عبارت «و بالوالدین احسانا» از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده است که معنای آیه چنین است: که با پدر و مادرت نیکو معاشرت کن و وادارشان نکن که مجبور شوند در حوائجشان از تو چیزی بخواهند بلکه قبلاً برایشان فراهم کنی، هر چند که خود بی‌نیاز از آن باشند(۲) یعنی؛ هر چه را حدس می‌زنی مورد نیاز والدین تو می‌شود، قبل از به زبان آوردن آن‌ها برایشان مهیا کن!

فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ

و نیز در ذیل عبارات بعدی آیه شریفه آمده است که معنای جمله «فلا تقل لهما اف» یعنی؛ اگر آن‌ها خسته‌ات کردند (حتی) به ایشان اف نگویی و اگر تو را زدند آن‌ها را نرنجانی و بلکه بگویی خداوند شما را بیامرزد. (۳)

از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمودند: کم‌ترین حقوق والدین «اف گفتن» است و اگر خدای تعالی از این کمتر را سراغ داشت، از آن هم نهی می‌فرمود. (۴)

به راستی میان این فرهنگ قرآنی و اسلامی، تا فرهنگ غرب چه قدر فاصله است؟ در آنجا به محض رسیدن سن پیری، والدین را به مراکز نگهداری کهنسالان می‌سپارند و خود را از زحمت آنان راحت می‌کنند. ولی در اسلام توصیه بر این است که نه تنها از پدر و مادر پیرت نگهداری کن بلکه در صورت اذیت و آزار و زحمت، کوچک‌ترین گله‌ای هم بر زبان نیاور، بلکه آنان را دعا کن!

حیف نیست که جامعه امروزی ما از این فرهنگ بالا و والا فاصله بگیرد و راه و رسم دیگران را الگوی خویش سازد؟ البته شاید این سؤال مطرح شود که نتیجه چنین فداکاری و احسانی چیست؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی جواب این سؤال را داده است. ایشان به علی (علیه السلام) فرمودند: «علی جان! بدان که رضای خدا تمامش در رضایت والدین است». (۵)

آری وقتی لبخند رضایت را بر لبان پدر و مادر می‌نشانی، گویا خداست که بر تو می‌خندد و خوشحالی خداوند چیزی نیست جز بارش رحمت بیکرانش بر کویر تشنه جان من و تو!

درس بزرگی که این آیه شریفه به ما می‌دهد همان است که صاحب تفسیر بزرگ مجمع‌البیان نوشته است: «پدر و مادر را نباید آزار داد، چه کم چه زیاد». (۶)

با معنایی که در همین تفسیر شریف از این آیه مطرح شده است بحث را به پایان می‌بریم. نقل است که معنای این آیه چنین است که اگر پدر و مادر به مرحله‌ای از پیری برسند که در خود بول کنند، نباید از آن‌ها اظهار تنفر کنی بلکه باید نسبت به آن‌ها همان رفتاری را داشته باشی که آن‌ها در دوران کودکی به تو داشتند!

پی‌نوشت‌ها

۱- ترجمه قرآن کریم: آیت‌الله مکارم شیرازی

۲- تفسیر عیاشی، جلد ۲، صفحه۲۸۵

۳- (همان)

۴- اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۳۴۸

۵- جامع‌الاخبار، صفحه ۸۳

۶- ترجمه تفسیر مجمع‌البیان، جلد ۱۴، صفحه ۱۱۹

منبع: فارس؛ حسین محمدی فام؛ کارشناس ارشد تفسیر قرآن

بوسیدن پدر و مادر یعنی بوسیدن بهشت

اجر بوسیدن پدر و مادر

مردی به حضور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و پرسید: «ای رسول خدا! من سوگند خورده‌ام که آستانه ی در بهشت را ببوسم، اکنون چه کنم؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس،(یعنی اگر چنین کنی، به آرزوی خود در مورد بوسیدن آستانه ی در بهشت می‌رسی).  او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: قبر آن‌ها را ببوس.

هنگامی که حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای دیدار پسرش اسماعیل، از شام به مکه آمد، فرزندش در خانه نبود و حضرت ابراهیم(علیه السلام) به سوی شام برگشت. وقتی اسماعیل به خانه بازگشت، همسرش آمدن حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به اسماعیل خبر داد. اسماعیل به جست و جوی رد پای پدر پرداخت و جای پای پدرش را پیدا کرد و به عنوان احترام به پدر، جای پای ایشان را بوسید.۱

نقش نیکی به پدر و مادر در قبولی توبه

مردی به محضر پیامبر اکرم(صلی آله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: ای رسول خدا! هیچ کار زشتی نیست مگر این که انجام داده‌ام، آیا توبه ی من قبول می‌شود؟! پیامبر اکرم(صلی آله علیه و آله و سلم) به او فرمودند: آیا پدر و مادرت زنده هستند؟ او گفت: پدرم زنده است.

حضرت فرمودند: برو به پدرت نیکی کن، که همین نیکی به پدر موجب پذیرفتن توبه ی تو خواهد شد. وقتی او رفت پیامبر(صلی آله علیه و آله و سلم) آهسته به گونه‌ای که او نفهمد و ناراحت نشود، به حاضران گفتند: ای کاش! مادر او زنده بود و به مادرش نیکی می‌کرد، زیرا با نیکی کردن به مادر، قبولی توبه اش نزدیک تر می‌بود.۲

اثر خدمت و احترام به پدر و مادر

آیت الله خزعلی از آیت الله محمدرضا بروجردی نقل کردند که: پدر آقای مشکور در عالم خواب می‌بیند به حرم امام حسین(علیه السلام) مشرف شده است و همه مردمی که آنجا به زیارت مشغول هستند – به جز چند نفر – به صورت حیوانات دیده می‌شوند. در همان حال نیز مشاهده می‌کند که جوانی به حرم وارد شده و گفت: السلام علیک یا ابا عبدالله و از آن حضرت جواب شنید: و علیک السلام احسنت.

آقای مشکور می‌گوید: که از خواب بیدار شده و به حرم مشرف شدم، منظره حرم را همان طور که در خواب دیده بودم، مشاهده کردم، البته همه به صورت انسان بودند اما افراد همان افرادی بودند که در خواب آنها را مشاهده نموده بودم. چیزی نگذشت که ناگهان دیدم همان جوان نیز آمده و سلام داد ولی من جواب سلام حضرت را نشنیدم. سراغ جوان رفته و جریان خوابم را به او گفتم.

جواب داد: برای او مهم نیست!

گفتم: چطور این خواب برای شما مهم نیست؟!

گفت: من جواب آن حضرت را شنیدم.

گفتم: شما چه کردی؟

جواب داد: من هر شب جمعه به زیارت حضرت می‌آیم و هر بار پدر یا مادرم را به حرم می‌آورم. یکبار پدر و مادرم هر دو با هم گفتند ما را ببر. در بین راه پدرم به زمین خورد و از راه رفتن عاجز شد. ولی باز از من خواست که او را به حرم ببرم. من او را روی دوش خودم قرار داده و به حرم بردم؛ لذا حضرت جواب من را دادند و مرا تحسین کردند.۳

عاق والدین شدن منحصر به آن نیست که مخالفت و درشتى و صدمه زیادى به آن‌ها برساند، بلکه فقط رفتارى کند، که اسباب غصّه و کدورت پدر و مادر گردد، و لو این که به زبان عاقش نکنند، بنابراین کار عقوق بسیار باریک است و اولاد باید رعایت خشنودى آن‌ها را نماید.

عاق والدین

یَا عَلىُّ: لَعَنَ اللهُ وَالِدَیْن حَمْلاً وَلَدَهُما عَلَى عُقُوقِهَمَا.

یَا عَلِىُّ: مَنْ أَحْزَنَ وَالِدَیْهِ فَقَدْ عُقّهَمَا.

اى على! خدا لعنت کند والدینى که فرزندشان را به عاق کردن خویش وادار مى‌کنند.

اى على! کسى که والدین خود را محزون و غمناک نماید، آن‌ها را عاق نموده.۴

عاق والدین شدن منحصر به آن نیست که مخالفت و درشتى و صدمه زیادى به آن‌ها برساند، بلکه فقط رفتارى کند، که اسباب غصّه و کدورت پدر و مادر گردد، و لو این که به زبان عاقش نکنند، بنابراین کار عقوق بسیار باریک است و اولاد باید رعایت خشنودى آن‌ها را نماید.

سفارش حضرت ولى عصر(عجل الله تعالى فرجه الشریف) نسبت به پدر
پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها، نعمتی از جانب خدا

آقا سیّد محمّد موسوى نجفى معروف به هندى که از اتقیاى علما و ائمه جماعت حرم امیر المؤمنین(علیه السلام)است نقل کرد از جناب شیخ باقر فرزند شیخ هادى کاظمینى مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادى که به دلاّکى اشتغال داشت، آن شخص را پدر پیرى بود که سعى فراوان نسبت به خدمتگزارى او مى‌کرد، حتّى خودش براى او آب در مستراح مى‌برد و منتظر مى‌شد تا خارج شود و به مکانش برساند، پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله مى‌رفت و در آن شب به واسطه شب زنده دارى در آن جا از خدمت معذور بود، ولى پس از مدّتى ترک کرد و دیگر آن جا نمى‌رفت.

از او پرسیدم چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردى؟ گفت: چهل شب چهارشنبه به آن جا رفتم، شب چهارشنبه چهلم به تأخیر افتاد، تا نزدیک غروب، در آن وقت تک و تنها بیرون رفتم، و با همان وضع به سیر خود ادامه دادم تا یک سوّم راه باقى ماند، کم کم مهتاب، مقدارى از تاریکى شب را به روشنایى تبدیل کرد، در این هنگام شخص عربى را دیدم که بر اسبى سوار است و به طرف من مى‌آید، در دل خود گفتم الآن این مرد راهزن مرا برهنه مى‌کند!

همین که به من رسید با زبان عرب بَدَوى شروع به صحبت کرد، پرسید: کجا مى‌روى؟ گفتم: مسجد سهله.

گفت: با تو چیز خوردنى هست؟ جواب دادم: نه. فرمود: دست خود را در جیب کن. گفتم: در آن چیزى نیست. باز آن سخن را به تندى تکرار کرد. من دست در جیب کردم و مقدارى کشمش یافتم، آن گاه به من فرمود: «أوصیک بالعَوْدِ» سه مرتبه و عَوْد به زبان عرب بدوى. پدر پیر را مى‌گویند، یعنى سفارش مى‌کنم تو را به پدر پیرت.

بعد از این سخن ناگهان از نظرم ناپدید شد، فهمیدم که او حضرت مهدى(عجل الله تعالى فرجه الشریف) بود و دانستم آن جناب راضى نیست ترک خدمت پدرم را، حتّى در شب چهارشنبه، از این رو دیگر به مسجد سهله نرفتم.۵

منبع: تبیان؛ گروه دین و اندیشه؛ مهدی سیف جمالی

مادر، جویبار عطوفت

یگانه بانوی عالم بشریت، عطای خداوند رحمان، حضرت زهرا(سلام الله علیها) وجود مقدسی است که زنان و مردان بسیاری در کلاس درسش زانوی ادب زدند و از جویبار طیب و طاهرش جرعه‌هایی از علم و معرفت و تقوا نوشیدند و کام تشنه خویش را سیراب کردند. آن حضرت از پدری که بهترین خلق خداست و مادری پاک و فداکار که با بذل سرمایه و اندوخته خود سبب پیشرفت دین خدا شد، به دنیا آمد و جهان را به تلألؤ نور خویش روشن کرد.

شخصیت ارزشمند فاطمه(سلام الله علیها) چنان والاست که یاد و نامش بزرگان را به تعظیم وامی دارد و مهر و محبتش قلوب اولیاء حق را صفا می‌دهد، برای پدر آنقدر عزیز است که دستانش را می‌بوسد و وقتی بر او وارد می‌شود به احترامش می‌ایستد و با کلام «فداها ابوها» او را مدح می‌کند.

فرشته وحی با اجازه او به خانه رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قدم می‌نهد و با نزول «هل اتی» خانه اش روشن و منوّر می‌گردد، همسر فاطمه(سلام الله علیها) علی مرتضی(علیه السلام) با آن که امام اوست کاتب وحی نازل شده به آن حضرت می‌گردد و مصحف فاطمه(سلام الله علیها) را گردآوری می‌کند.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) یکی از علل آفرینش عالم امکان است و در طهارت جسم و روح آن گونه است که مصداق آیه تطهیر واقع می‌گردد و در خرد و اندیشه دارای مقامی است که علم دین حدیث می‌کند و شاگردان مکتبش فرشتگان الهی اند.

بنیان گزار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) می‌فرماید: «فاطمه زهرا(سلام الله علیها) کسی است که فضائل او، همطراز فضائل بی‌نهایت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان عصمت و طهارت می‌باشد و تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(سلام الله علیها) جلوه کرده است… زنی که تمام خاصه‌های انبیاء در اوست، زنی که اگر مرد بود، به جای رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اگر روزی باید روز زن باشد چه روزی والاتر و افتخار آمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است».(۱)

هم چنین روز میلاد پر برکت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان روز مادر، نامگذاری شده چرا که آن حضرت با پرورش فرزندان لایق و والامقام وظیفه مادری را به بهترین نحو به انجام رساند، او نمونه و الگوی کاملی است از زن اندیشمند، آگاه، باتقوا و آراسته به فضائل الهی که باید زنان و مردان از رفتار و گفتار و کردارش تبعیت کنند و در طلب علم دین و کمالات اخلاقی و انسانی بکوشند و در پایان گرامی می‌داریم سالروز تولد امام خمینی(ره) را که مصادف با ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌باشد، فرزند صالحی که با کسب دانش و معرفت از آئین حق فاطمی با هدایت و رهبری صحیح، این ملت را از بند ظلم رهانید و به ساحل نجات هدایت کرد.

 اساس خلقت انسان

در پهن دشت عالم هستی، اراده پروردگار متعال بر این تعلق گرفت که از هر موجودی جفتی بیافریند تا تحت قوانین و مقررات خاص و با جذبه و کششی که در هر زوج نسبت به دیگری قرار داده تولید نسل ادامه یابد و سبب بقای نظام آفرینش و بهره مندی صحیح از زندگی و حیات گردد.

خداوند در آیاتی متعدد، به زوجیت موجودات از جمله انسان با هدفی معین چنین اشاره می‌کند: «و من کلّ شیء خلقنا زوجین؛(۲) ما از هر چیزی جفت آن را آفریدیم». این آیه خبر از آن دارد که آفرینش کل کائنات بر قاعده زوجیت استوار بوده و چرخش گردونه حیات و زندگی در گرو آن است. از دیدگاه قرآن، زن و مرد نفسی واحده اند که هر دو از یک ریشه و یک حقیقت آفریده شده اند تا به رشد و تعالی هم کمک کنند:

«یا ایها الناس اتقوا ربّکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها؛(۳) ای مردم بترسید از خدایی که شما را از نفسی واحد(آرام) آفرید و از آن جفت او را خلق کرد».

بنابراین جنسیت در ماهیت و حقیقت انسانی او دخالت ندارد، آنچه موجب برتری زن و مرد می‌شود کسب کمالات و انجام اعمال فردی است: «من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیوه طیبه؛(۴) هر زن و مرد مؤمنی که عمل صالح انجام دهد خداوند او رابه حیات طیبه و پاک زنده می‌کند».

در اسلام زوجین باید نسبت به هم متعهد و مسئول باشند تا در استمرار حیات بشری و دستیابی به کمال واقعی و رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی موفق شوند. «و اللّه جعل لکم من انفسکم ازواجاً و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده؛(۵) خداوند از جنس خودتان برای شما جفت آفرید و از آن جفت‌ها پسران و دختران(زنان و مردان دیگر) را خلق نمود».

خلقت انسان از حقیقتی واحده ابتدا با آفرینش آدم و سپس همسرش حوا تحقق یافت. هزاران سال از سکونت او بر زمین گذشت و خداوند تعالی در این مدت پیامبران و اولیا را مسئول راهنمایی و هدایت آنان قرار داد. سپس نسل بشر را به وجود مقدس و منوّر پیغمبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان عزیز او مژده داد. آن حضرت در خلقت خویش چنین می‌فرماید «حق تعالی نور ما را در صلب‌های پاک و رحم‌های پاکیزه منتقل نمود تا به عبدالمطلب رسید. آن گاه به اراده او نور وجود من(من و علی) تقسیم شد. خداوند نور مرا در صلب عبدالله و نور علی را در صلب ابوطالب جای داد».(۶)

بعد از آن، خداوند از صلب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و رحم همسر حنیف او خدیجه(سلام الله علیها)، فاطمه(سلام الله علیها) را به وجود آورد و علی(علیه السلام) را از صلب ابوطالب و از رحم پاک فاطمه بنت اسد در کعبه به دنیا آورد. از پیوند مبارک این دو روح پاک، بقیه معصومین(علیهم السلام) را در اصلاب شامخه و ارحام مطهره به ترتیب از پدران معصوم و مادران نیک سیرت با ویژگی‌های منحصر به فرد، به عالم انسانیت هدیه کرد تا انسان‌ها از شعاع پر برکت علم و عملشان تا قیامت بهره مند شده و به سعادت و رستگاری نائل آیند.

نظری بر شخصیت زن در تاریخ

چنان که اشاره شد، خداوند زن را از ماهیت حقیقی انسان، همتا و جفت مرد بیافرید تا وسیله سکون و آرامش در خانواده گردد و بتواند مادری نسل پاک و سالم را به عهده گیرد: «و من آیاته اَن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه؛(۷) از نشانه‌های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید».

نقش حساس و مؤثر زنان در جوامع انسانی موجب گردیده تا دانشمندان و نویسندگان در احوالات آنان تاریخ را کنکاش کرده و از مراحل مختلف زندگی او از گذشته تاریخ تا امروز به تحقیق و مطالعه بپردازند و ما را با وضعیت ذلت بار و مظلومانه زنان آشنا سازند.

زن از ابتدای خلقت تا ظهور خورشید عالم تاب اسلام، کمتر از اعتبار و ارزشی که خداوند در آیین مقدس اسلام برایش منظور کرده شناخته و یا تعریف شده است.

ملت‌های قبل از اسلام نسبت به زن رفتار مناسبی نداشته و پیوسته به آزار و اذیت او می‌پرداختند؛ حقوق او را پایمال و تا حد یک کالا و گاه پایین تر از آن به حسابش می‌آوردند. در مقطعی از زمان کالای سوداگران و سرمایه بازرگانان بود و در بازارها به بهای معین فروخته می‌شد. آنها از هیچ گونه استقلالی برخوردار نبودند. تا زمانی که ازدواج نکرده بودند حاکم و قیم آنها پدر و بعد از او شوهر بود. مردان حق اجاره او را داشتند.

زن را مخلوقی پست و فرومایه می‌دانستند به طوری که بعضی اوقات او را از خوردن و آشامیدن منع می‌کردند و به بیگاری می‌گرفتند. علاوه بر کارهای سخت و خشن که با ساختار وجودی او هماهنگی نداشت انجام کارهای خانه را به عهده داشت. در جاهلیت عرب، قبل از رسیدن به سن بلوغ او را زنده به گور می‌کردند و از داشتنش احساس خواری و شرمساری می‌کردند.(۸) علامه طباطبائی می‌فرماید:

«در قبائل دور از تمدن مانند وحشیان آفریقا و استرالیا و جزایر مسکونی اقیانوسیه و اهالی بومی آمریکای قدیم و غیره زندگی زنان نسبت به مردان، مانند زندگی چارپایان و سایر جانوران اهلی نسبت به انسان بوده است».(۹)

تنها آیینی که زنان را از جور و جفا و افراط و تفریط و محرومیت و کوتاهی در خصوص حقوق آنان نجات داد، مکتب اسلام بود که تعالیم روح بخش آن به جامعه زنان ارزانی گشت و آنان را به هویت اصلی‌ای که خلقت بر آن استوار بود رهنمون ساخت، امّا مکاتبی که با ترویج قوانین الهی، منافع خود را در ضرر و خسران می‌دیدند سعی کردند با بیانات و تبلیغات گسترده، زن را از روح و حیات اسلامی و دینی خویش دور کرده و به بازارهای مد و مدپرستی.

تجملات و خوش گذرانی‌های دنیایی و اسارت در چنگال مردان بکشانند و با فریب او از شخصیتش کالایی بسازند که هر لحظه با خودنمایی و تبرج جاهلی در انظار دیگران هویدا گشته و به بهانه آزادی و آزادی خواهی هویت زن را منسوخ و به انجام هر برنامه ای راضی کنند.

لذا بر زن امروز لازم است اگر بخواهد از دام زرق و برق‌های قرن کنونی و از چنگال قدرت‌های فریبنده، رهایی یابد به دامن پر مهر اسلام و الگوهای آن چون حضرت زهرا(سلام الله علیها) – کاملترین اسوه زن – برگردد و با تبعیت از وجود مقدس آن حضرت، به وظایف خویش عمل نماید و به سلامت خود و جامعه همت بگمارد.

زن در مقام مادر

از تجلیات ارزشمند زن در جهان خلقت، نقش مادری اوست. وجودی در دنیای پهناور هستی نیست که از چشمه پر مهر و بخشنده مادر ننوشیده باشد و دست‌های نوازش گر او بر آلام و دردهای او تسکین نداده باشد. مادر معمای پیچیده و شیرین زندگی، شاهکار آفرینش، همتای مرد و همان نفس انسانی ای است که با تمام ویژگی‌ها و اوصاف خود اعجوبه خلقت به شمار می‌آید.

در عالم هستی هر کجا صحبت از رحمت، عشق، مهر و محبت به میان آید نام مادر می‌درخشد، زیرا هر کدام از این واژه‌ها نمادی از مادرند که مفهوم خود را از حضرت حق دریافت کرده است.

گرچه تمام افکار و اندیشه‌ها به نوعی تلاش کرده اند تا چهره مادر را در قالبی از شعر و نثر، نمایش و تئاتر، نقاشی و پیکر تراشی، خط و موسیقی متجلی سازند، امّا واقعیت آن است که هیچ یک نتوانسته اند حقیقت را آن گونه که هست ادا کنند، چون ابزارهای فوق، گنجایش بزرگی و شکوهمندی چنین معنایی را ندارد. عظمت مادر و زوایای پیچیده روح و جان او باعث شده تا هیچ کس به مقام و شأن او نرسد. ابعاد عاطفی و محبت مثال زدنی او به خانواده؛ خصوصاً نسبت به فرزندان، محبت مشروط و اکتسابی نیست. رحمت و مهربانی او پرتوی از رحمت و لطف الهی است که با نافرمانی‌های مقطعی و سطحی به عقوبت نمی‌انجامد.

عشق و علاقه مادر، در ذات و سرشت او ریشه دارد به طوری که محبت پدر به پایه آن نخواهد رسید. پدر اگر فرزندش ناسالم به دنیا آید او را طرد می‌کند، از ارث محروم کرده و یا او را شدیداً تنبیه می‌کند. امّا محبت مادری نه تنها چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد، بلکه با مهر و علاقه نامحدود و غیر مشروط، فرزندش را دوست دارد؛ حتی اگر در حقش ناسپاسی کند. دامن او برای همیشه پذیرای فرزند است و جهت خوشبختی او تا لحظات آخر حیات، چون شمع می‌سوزد.

در تاریخ آمده است: فرزندی مادر خود را از خانه بیرون کرد. پس از آن، بی‌احترامی را به جایی رساند که مادر را به لب چاهی آورد و او را در قعر چاه انداخت. دل آکنده از مهر مادر، او را به داد و نفرین مبتلا نکرد و از ته چاه فرزند را صدا زد و گفت: عقب بایست تا به چاه نیفتی!

تا به دنیا ز بشر نام و نشان خواهد بود

مهر فرزند گل گلشن جان خواهد بود

اندر آن ورطه که مادر ببرد کشتی مهر

موج رحمت زکران تا به کران خواهد بود

آتش سینه زن کی شود از مهر خموش

کاین نسیمی است که تا حشر وزان خواهد بود

اندر آن لحظه که مادر نگران طفل است

به خدا، چشم خدا هم نگران خواهد بود

قرآن و احترام به والدین

قرآن کریم به رعایت حقوق والدین تکیه کرده و در آیاتی روشن وظایف خطیر آنان را بیان می‌دارد. در چندین آیه نیکی به پدر و مادر بلافاصله پس از توحید مطرح گردیده است؛ از جمله آیه: «وقضی ربک الاّتعبدوا الاّایاه و بالوالدین احسانا امّا یبلغن عندک الکبر أحدهما او کلاهما فلاتقل لهما افٍ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما. واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحهما کما ربّیانی صغیرا(۱۰)؛ پروردگارت مقرر داشت که جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند. آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن… و در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و…».

علامه طباطبائی(ره) می‌گوید:

معلوم می‌شود احسان به پدر و مادر بعد از توحید، واجب ترین واجبات است؛ همچنان که عقوق والدین بعد از شرک ورزیدن به خدا از بزرگترین گناهان کبیره است. به همین جهت این مسئله را بعد از توحید و قبل از سایر احکام مطرح کرده است.(۱۱)

قرآن اجازه کوچکترین بی‌احترامی به پدر و مادر را نداده است. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که اگر چیزی کمتر از «اُف» وجود داشت، خداوند از آن نهی می‌کرد.(۱۲)

علامه طباطبایی(ره) در توضیح بیشتر این آیه می‌نویسد: کلمه «اُف» همانند «آخ» در فارسی، انزجار را می‌رساند و کلمه «نهر» به معنای رنجاندن است که با داد زدن بر کسی و یا درشت حرف زدن انجام می‌گیرد. اگر این حکم به دوران پیری پدر و مادر اختصاص داده شده به دلیل آن است که در آن دوران سخت‌ترین حالات را دارند و نیاز بیشتری احساس می‌کنند، زیرا از بسیاری واجبات زندگی خود ناتوانند…

البته آیه نمی‌خواهد حکم را منحصر به دوران پیری پدر و مادر کند، بلکه می‌خواهد وجوب احترام پدر و مادر و رعایت تام در معاشرت و سخن گفتن با ایشان را بفهماند؛ چه در هنگام احتیاج به مساعدت فرزند و چه در مواقع دیگر. باز کردن بال و پر محبت و فروتنی از دیگر وظایف فرزند در مقابل پدر و مادر است به طوری که آنها این تواضع را احساس کرده و بفهمند که مورد توجه قرار گرفته اند و از اینکه فرمود: و بگو پروردگارا ایشان را رحم کن چنان که مرا در خردسالی تربیت کردند؛ دوران طفولیت فرزند را به یادش می‌آورد و خاطر نشان می‌سازد حال که پدر و مادر، ناتوان شده اند و تو نیز به فکر دوره نیازمندی خود باش و از خدا بخواه که به آنها رحم کند، همان طوری که به تو رحم کرده و “تربیت ” نمودند.(۱۳)

سید قطب الدین در تفسیر “فی ظلال القرآن ” حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند: «مردی مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته و طواف می‌داد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را دید، عرض نمود: آیا حق مادرم را با این کار به جا آوردم؟ فرمود: حتی جبران یکی از ناله‌های او را به هنگام وضع حمل نمی‌کند!»(۱۴)

خداوند درباره پدر و مادر چنین سفارش نموده: «و وصینا الانسان بوالدیه حملته امّه و هنا علی و هن و فصاله فی عامین ان اشکرلی و لوالدیک الی المصیر(۱۵)؛آدمی را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به او حامله شد و هر روز ناتوان تر گشت و پس از دو سال از شیرش باز گرفت و سفارش کردیم که مرا و پدر و مادرت را شکر گوی که سرانجام تو نزد من است».

در این آیه به رعایت حقوق پدر و مادر؛ خصوصاً تلاش‌ها و زحمات فوق العاده مادر به هنگام حمل فرزند در دوران بارداری که همراه ضعف و ناتوانی است، سفارش شده است. این مسئله از نظر علمی نیز به اثبات رسیده که مادران در دوران بارداری گرفتار ضعف و سستی می‌شوند، چرا که شیره جان و مغز استخوانشان به پرورش جنین اختصاص می‌یابد و در این زمان گرفتار کمبود انواع ویتامین‌ها می‌شوند و بعد از آن در مدت شیر دادن دچار صدمه و رنج می‌گردند.

مادر در دوران حمل و شیردهی بزرگ ترین فداکاری را هم از نظر روحی، عاطفی و جسمی برای فرزندش انجام می‌دهد. در این آیه به شکر گزاری پدر و مادر اشاره شده و در ردیف شکرگزاری نعمت‌های خدا قرار گرفته است. لذا از انسان می‌خواهد که شکر(خدا) که خالق اصلی بوده و چنین پدر و مادری را به او داده به جا آورده و نیز شکر پدر و مادر را که واسطه فیض و عهده دار انتقال نعمت‌های خدا به تو هستند را به جای آور.(۱۶)

از آیات قرآن و روایات متعددی که از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومین(علیهم السلام) صادر شده چنین برمی آید که اطاعت از والدین و ادب و احترام و نیکی به آنها و عدم آزار و اذیت ایشان از حقوق مسلم آنهاست. که فرزندان باید آن را عملی سازند؛ مثلاً از این که آنها را به نام صدا کنند و یا جلوی آنان حرکت کنند بپرهیزند. در مقابل پدر و مادر خضوع و خشوع داشته باشند و در حقشان – چه مرده و چه زنده – دعا کنند و به نیابت از آنها به نماز و روزه و انجام اعمال مستحبی بپردازند.

مقام مادر در روایات معصومین(علیه السلام)

ائمه طاهرین(علیهم السلام) فرمایشات زیادی درباره احترام به مادر داشته و ما را به مقام و منزلت این وجود گرانبها راهنمایی می‌کنند: از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که مردی نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: به چه کسی احسان کنم؟ فرمود: به مادرت، گفتم سپس به که؟ فرمود به مادرت، گفتم: سپس به چه کسی؟ فرمود: مادرت گفتم بعد چه کسی؟ فرمود: پدرت.

از این روایت می‌فهمیم که مستحب است در نیکی کردن جانب مادر را بیشتر رعایت کنیم. از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد که حق کدام یک از والدین بزرگ تر است؟ فرمود: آن که نه ماه تو را در شکم گرفت و بعد به سختی به دنیا آورد و سپس از سینه خود غذا داد.(۱۷)

در نیکی به پدر و مادر، ملاک مسلمان بودن آنها نیست، بلکه اگر پدر و مادر کافر و معصیت کار هم باشند، باید به آنها احترام نمود و به خوبی رفتار کرد.

از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده که فرمود: مردی به حضور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: هیچ کار زشتی نبوده که به جا نیاورده باشم، آیا برای من راهی به توبه هست؟ حضرت فرمود: آیا از پدر یا مادرت کسی زنده هست؟ گفت: آری پدرم زنده است. حضرت فرمود: به او محبت و نیکی کن. وقتی آن مرد رفت پیامبر فرمود: چه خوب بود اگر مادرش زنده می‌بود.(۱۸)جهاد در راه خدا از واجبات دینی است و بر همه لازم است که در آن شرکت کنند، امّا اگر امر بین اطاعت از پدر و مادر و جهاد در راه خدا(که واجب عینی نباشد) واقع گردد، شخص نمی‌تواند بدون اذن آنان به میدان جنگ قدم گذارد.

مردی نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: «من جوانی با نشاط و ورزیده ام و جهاد در راه خدا را دوست دارم، ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می‌شود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برگرد و با مادر خویش باش. سوگند به خدایی که مرا به حق مبعوث کرده، یک شب با مادر خود مأنوس باشی بهتر است از یکسال جهاد در راه خدا».(۱۹)

بی‌احترامی والدین؛ به ویژه مادری که از جان و دل برای فرزندش قبول زحمت کرده و آسایش و آرامش خود را فدای راحتی او می‌کند، موجب غضب پروردگار شده و پیامدهای سویی را به دنبال خواهد داشت.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «از آزردن والدین بپرهیزید، چون بوی بهشت از هزار سال راه استشمام می‌شود ولی عاق والدین و قطع کننده رحم آن را نمی‌یابند».(۲۰)

گرچه مادر بدون هیچ چشمداشتی، هستی خود را به پای فرزند می‌ریزد امّا بر فرزندان واجب است تا قدر مهربانی‌ها و از خود گذشتگی‌های او را بدانند و به زندگی آرامی که مادر در ایام کودکی برای آنان فراهم کرد بیندیشند. معصومین(علیهم السلام) در رعایت حقوق مادران خویش نهایت توجه را داشته اند. نقل شده است که حضرت سجاد(علیه السلام) با مادر خود هم خوراک نمی‌شد و می‌فرمود: می‌ترسم برای لقمه ای دست دراز کنم که مادرم قصد آن را داشته و با این عمل رعایت حرمت و ادب را ترک کرده باشم.(۲۱)لذا قبل از او به خوردن نمی‌پرداخت.

زکریا بن ابراهیم مسلمان شد و در حج به خدمت حضرت صادق(علیه السلام) رسید و عرض نمود: مادر پیر و کوری دارم، حضرت فرمود: به مادرت توجه کن و به او احسان نما و چون مرد جنازه او را به دیگری وامگذار، و خودت به کارهای او قیام کن و به غسل و کفن و دفن او همت نما. زکریا پس از برگشت به کوفه، به مادرش خیلی مهربانی نمود.

با دست خود لقمه به دهانش می‌گذاشت و لباس در تنش می‌کرد و به نظافت و خدمتکاری او می‌پرداخت. مادرش گفت: ای فرزند! قبلاً که بر دین نصرانیت بودی، این طور با من برخورد نمی‌کردی. حال چه شده این طور عمل می‌نمایی؟ زکریا گفت: آقایی از اولاد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به من چنین دستور داده که خدمت گزار تو باشم. مادر پرسید: آیا این مرد پیغمبر است؟ گفت: نه، ولیکن پسر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است. مادر گفت: ای فرزند! این شخص باید پیغمبر باشد، زیرا امری که به تو نموده وصیت و سفارش پیغمبران درباره مادر است.

زکریا گفت: پس از پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام که نبوت به او ختم شد دیگر پیغمبری نخواهد آمد بلکه او پسر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است. مادر گفت: ای فرزند دین اسلام بهترین ادیان است که تو اختیار کردی به من عرضه بدار تا من هم مسلمان شوم. پس شهادتین را به او تلقین کرد و سایر عقاید و نماز را به او تعلیم داد. پس از این که نماز ظهر، عصر و سپس مغرب و عشاء را خواند، حالتش دگرگون شد و گفت: ای فرزند آنچه را که امروز یاد من دادی دوباره تکرار کن. عقاید اسلام را مجدداً به او یادآوری کرد و مادر پذیرفت و از دنیا رفت. زکریا به همراه مسلمانان او را غسل داد، بر او نماز خواند و او را دفن نمود.(۲۲)

وظیفه مادری

نخستین جایگاه رشد برای پرورش طفل دامان مادر است. او چون کشتزاری است که نهال طفل در آن کاشته می‌شود و با مراقبت‌های صحیح به ثمر می‌نشیند. پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ببینید نطفه را در چه جایگاهی مستقر می‌کنید، چه اینکه وراثت صفات را به فرزند منتقل می‌سازد.(۲۳)

در حدیثی دیگر حضرت می‌فرماید: «ایاکم و تزویج الحمقاء فانّ صحبتها بلاء و ولدها ضیاع؛(۲۴) از ازدواج با زنان احمق(کم هوش) خودداری کنید، زیرا مصاحبت با آنها ناگوار و فرزندی که از آنها متولد می‌شود، بی‌ارزش و تباه است».

انتخاب همسری نیکو و پاکدامن از اولین اقدامات پسندیده در زندگی کسانی است که به آینده ای درخشان و فرزندانی صالح و سالم نظر دارند. چون مرد علاوه برداشتن همسری شایسته خواهان مادری عفیف و درست کردار برای تربیت فرزندان خود می‌باشد. پدران و مادرانی که ایمان مذهبی دارند و پایبند تعالیم آسمانی اند قادر به پرورش فرزندانی لایق و درستکار می‌باشند. استاد فلسفی در گفتاری درباره نقش و وظیفه مادر بیان داشته است:

«کار مادر، مانند نقاشی نیست که زیبایی‌ها را روی پرده نمایان می‌سازد. به کار پیکر تراشی هم که مرمر را حجّاری می‌کند شباهت ندارد. مانند نویسنده ای هم نیست که اندیشه‌های منزه خود را در قالب الفاظ بریزد، بلکه او وظیفه دارد به کمک پروردگار در یک روان انسانی جلوه ای از الاهیت را نمودار سازد.

نمی‌توان گفت هر کس فرزندی را به دنیا آورد، در انجام نقش مادری موفق است. تربیت صحیح و مسئولیت به سامان رساندن فرزندان از جهات اخلاقی و فرهنگی از نشانه‌های بارز مادران موفقی است که از دیدگاه مکتب اسلام دارای ارزش و منزلتی خاص می‌باشند.

مادر در اولین تولد فرزند، رابطه عاطفی با وی برقرار می‌کند و سنگ بنای یک زندگی خوب را برای خود و فرزندش پی ریزی می‌نماید. مهارت مادر و نقش اصلی او در نگهداری از کودک و آشنایی او با وظایف مربوطه کار کمی نیست. اگر مادری احساس کند که مراقبت و سرپرستی از فرزندان وظیفه کوچکی است، در آموختن مهارت‌های مختلف به آنان دچار ضعف و سستی می‌شود. مادر باید نقش حساس و دقیق خود رابشناسد و بدان راضی باشد.

در غیر این صورت نمی‌تواند ارتباط خوبی با فرزندش برقرار کند و در نتیجه بنیان مهر و محبت در خانواده را متزلزل می‌کند. مادر وظیفه دارد به دنبال برقراری ارتباط مهرآمیز و هدایت گر با فرزندان، آنان را به پدر علاقمند کند و احترام و جایگاه او را یاد آور گردد. آشنایی با زندگی دسته جمعی، تفهیم خطرات و مشکلات اجتماعی و صبر و مقاومت در برابر آنها از جمله مسئولیت‌های سنگین مادری دانا و دلسوز است که می‌تواند فرزند خود را به موفقیت و خوشبختی برساند. پر واضح است که نقش مخرّب و نادرست یک مادر زمینه‌های گمراهی و سقوط فرزندان را به وجود خواهد آورد.(۲۵)

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمود: «لعنت خدا بر پدر و مادری که فرزند خویش را بد تربیت کرده و موجبات عاق خود را فراهم کنند».(۲۶)

رشد و پیشرفت انسان، گویای نقش مثبت والدین؛ خصوصاً مادران است. چنان که کج روی و بزهکاری آنها را گاهی می‌توان در کوتاهی این وظیفه جست جو کرد. بیان سرگذشت ذیل ما را به حساسیت موضوع آگاه تر می‌گرداند: در تاریخ آورده اند، جوانی محکوم به اعدام شد. از او خواستند اگر وصیتی دارد بنویسد. گفت: وصیتی ندارم ولی مایلم لحظات آخر عمرم مادرم را ببینم، مادرش را آوردند. او هنگام خداحافظی با مادر لب او را گاز گرفت مادر از شدت درد بی‌حال شد. اطرافیان، جوان را ملامت کردند که این چه کاری بود که کردی، او گفت: این دار اعدام من، توسط مادرم برپاشد. روزی که کودک بودم از همسایه یک تخم مرغ دزدیدم، مرا تشویق کرد تا شتر دزد شدم و سپس قاتل از آب در آمدم.

دانشمند فقیه حجه الاسلام محمد تقی فلسفی، در نقش سازنده مادرش در رسیدن به درجات عالی منبر و خطابه چنین می‌گوید:

مادرم مواظب بود تا بچه‌های خود را با فضیلت و پاک و با ایمان تربیت کند. من گمان می‌کنم بالاترین مرتبه مدیریت برای یک مادر، حسن تربیت فرزند باشد. او برای پدرم نیز یک ملجأ و مرجع پر مهر و محبت بود. رفتار آن بانو در روحیه پدرم در امر تحقیق و مطالعه و اطمینان خاطر در تدریس و برخورد با مردم فوق العاده مؤثر بود.

علت منبری شدن من هم خواست مادرم بود. حتی مدتی بین او و پدرم در این باره گفت و گو بود. پدرم معتقد بود که من باید درس بخوانم و مادرم می‌گفت: که بایستی منبر بروم. عاقبت آن دو توافق کردند که از صبح شنبه تا غروب چهار شنبه وقت من برای درس خواندن در اختیار پدر باشد و از شب پنج شنبه تا روز جمعه(اوقات تعطیل درس طلبگی) اختصاص به منبر داشته باشد. بدین ترتیب مادرم که عاشق حضرت اباعبداللّه(علیه السلام) بود به آرزوی خویش رسید و مرا در مسیر خطابه و منبر قرار داد.(۲۷)

مادرانی که با پیروی از دستورهای الهی زندگی می‌کنند، از همان لحظه که در بطن خود فرزند را پرورش می‌دهند مراقب اخلاق و رفتار خویش اند تا از اثرات سوء کارهای ناپسند بر جنین جلوگیری کنند. آنها از هر خوراکی استفاده نمی‌کنند مگر به حلال بودن آن آگاه باشند. مسائل مربوط به محرم و نامحرم را رعایت می‌کنند.

در هر مجلسی قدم نمی‌گذارند و به احکام دین، طهارت و نجاست توجه دارند. به واجبات عمل می‌کنند و از آنچه ناپسند و نکوهیده است اجتناب می‌ورزند. که امام حسین(علیه السلام) در نبرد خونین روز عاشورا سر حر بن یزید ریاحی را به دامن می‌گیرد حریت و آزادی او را به مادرش نسبت می‌دهد و می‌فرماید: «انت حرٌ کما سمّتک امّک حراً؛ تو آزادی و این آزادی را از مادر نشانه داری».

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) پس از شهادت مالک اشتر بر فراز منبر مسجد کوفه می‌فرماید: مادران را نمی‌یابم که فرزندی مانند مالک بیاورند. مالک! چه مالکی، اگر کوه بود کوهی استوار. اگر سنگ، سنگی با صلابت، مالک برای من، مانند من برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

آن حضرت پس از شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به برادرش عقیل می‌فرماید: برای من زنی انتخاب کن که از مادران شجاع عرب به دنیا آمده باشد.(۲۸) چون می‌خواهم برای من فرزندی بیاورد که از شجاعان عرب باشد. عقیل – که به انساب و ریشه قبایل خوب آشنا بود – بعد از جستجو، فاطمه بنت خزام بن خالد کلابی که بعداً به ام البنین مشهور شد را برای حضرت انتخاب می‌کند.

نکته قابل توجه این است: با این که پدر، امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و نه تنها ضعفی در او نیست، بلکه دارای عالی‌ترین صفات مردانگی و پدری است و از نظر کمالات روحی و جسمی فوق العاده می‌باشد، مادر و صفات او را در تربیت فرزند چنان مؤثر می‌داند که برای داشتن فرزندانی شایسته به دنبال مادری لایق و با استعداد می‌گردد.

تربیت صحیح و سازنده مادران میهن اسلامی سبب شد، جوانان با نیت‌های خالص و ایمان و عقیده راستین قدم به میدان‌های رزم و جهاد بگذارند و با دلاوری هاو جانفشانی‌های خود در اهتزاز پرچم توحید و حفظ کشور اسلامی از دست برد دشمنان، مبارزه کنند و در نهایت پیروزی اسلام بر کفر را با شهادت خود رقم زنند.

احترام ویژه به مادر

احترام به پدر و مادر و رعایت حقوق آنان را از نظر قرآن و روایات و اهل بیت(علیهم السلام) بیان نمودیم. ولی احترام به مادر موضوعی است که بیش از این باید مورد نظر قرار گیرد. از رسول خدا(علیه السلام) سؤال کردند حق مادر چیست؟ فرمود: هیهات: هیهات: اگر به عدد ریگ‌های بیابان و قطره‌های باران در خدمت مادر بایستید معادل یک روزی که در شکم او بوده اید نخواهد بود.(۲۹)

با احترام به مادر، به دعای خیر او، عمر با برکت، رضای پروردگار، وسعت رزق و ده‌ها ثمر و نتیجه ای که امامان معصوم(علیهم السلام) وعده آن را داده اند دست می‌یابیم.

چه بسا وقایع و اتفاقاتی که دیده و یا شنیده ایم که بر اثر عدم حرمت مادران به وقوع پیوسته و خیلی از اوقات از فضل و رحمت پروردگار محروم مانده اند. اشخاصی که به پدر و مادر خود بی‌اعتنایی کرده اند، اعمال و عبادات آنها تباه شده است.

احترام به والدین نه تنها باید در زندگی آنان صورت پذیرد بلکه وظیفه فرزندان است که بعد از مرگ با یاد و خاطره آنان و انجام عمل نیک به نیابت از آنها روحشان را شاد نمایند. گفته شده وقتی مادر والا مقام مرحوم شیخ مرتضی انصاری(قدّس سرّه) از دنیا رفت، مرحوم شیخ به بالین مادر آمده و شدیداً گریه کرد. یکی از شاگردان به منظور دلجویی و تسلیت به ایشان عرض کرد.

شما بااین مقام علمی و عظمتی که دارید سزاوار نیست بر بالین پیرزنی اشک بریزید؟ شیخ فرمود: گویا شما هنوز به عظمت مقام مادر واقف نیستید. تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر مرا شیخ انصاری کرد. ریشه و بنیان وجود مرا این مادر با دست توانای خویش بنا نهاد. تربیت اولیه این مادر زمینه را برای رسیدن من به این مقام شامخ علمی و عملی فراهم نمود.(۳۰)

نفس گرم مادر در عرصه‌های زندگی

همراهی مادر، در تمامی لحظات زندگی و هم دلی و هم صحبتی با فرزندان و راهبری او نعمتی است که هم پای دعای خیرش ارزانی انسان‌های موفق، عالم و وارسته شده است. در کتاب «تذکره الاولیاء» آمده: از بایزید بسطامی سؤال شد که بزرگی میان خلق و مقام روحانی را چگونه به دست آوردی؟

گفت: به دعای مادر! شبی مادرم از من آب خواست. برایش آب آوردم. چون برگشتم، مادرم به خواب رفته بود. گفتم: اگر او را بیدا کنم، خطا کارم. پس بر بالین او ایستادم تا بیدار شد. همان طور ایستاده بودم. صبح شد و مادرم از خواب بیدار گشت. گفت: چرا ایستاده ای؟

گفتم: ترسیدم بیدار شوی و من حاضر نباشم. پس مادرم برخاست و نماز خواند و دست به دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، او را میان خلق بزرگ و عزیز گردان.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام فوت جوانی حاضر شد و فرمود: بگو «لا اله الا اللّه» جوان زبانش را چندین بار حرکت داد ولی نتوانست این ذکر را بگوید. پیامبر به زنی که بالای سر جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ گفت: بلی من مادر او هستم. حضرت فرمود: آیا تو بر او خشمگین هستی؟

زن گفت: بلی، شش سال است که با او حرف نزده ام، حضرت فرمود: از او راضی شو. گفت: خدا به رضای تو از او راضی شود. سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به جوان فرمود: بگو “لا اله الا اللّه” جوان این کلمه را گفت، پیامبر فرمود: چه می‌بینی. گفت: مردی سیاه و زشت و بد بو که مرا احاطه کرده و گلویم را می‌فشارد.

فرمود: بگو: ای کسی که عمل کم را می‌پذیری و از گناهان بسیار در می‌گذری عمل کم من را بپذیر و از گناهان بسیارم درگذر که حقاً آمرزنده و مهربانی. جوان این جملات را گفت. پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: چه می‌بینی؟ گفت: مردی سفید، خوش لباس و خوش صورت و خوش بو که مرا در بر گرفته است. در همین حال جان به جان آفرین تسلیم کرد.(۳۱)

در این داستان واقعی به عظمت گذشت مادر و رضایت و دعای او پی می‌بریم. چه نیکو و پسندیده است که فرزندان در تمام مدت عمر، احترام مادر را نگه دارند، نه تنها در روز مادر با یک دسته گل یا یک کادو بخواهند زحمات او را جبران کنند و در طول سال به او توجهی نداشته باشند و از تلاش‌های بی‌دریغ او قدردانی نکنند، بلکه در طول سال به یاد او باشند و به او احترام بگذارند.

 

پی‌نوشت‌ها

۱- سخنرانی امام خمینی در تاریخ ۱۱/۴/۵۸ و پیام به مناسبت ولادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در تاریخ ۱۵/۵/۵۹٫

۲- سوره الزاریات، آیه ۴۹٫

۳- سوره نساء، آیه ۱٫

۴- سوره نحل، آیه ۹۸٫

۵- همان، آیه ۷۲٫

۶- کشف الغمه، ج اول.

۷- سوره، روم، آیه ۲۱٫

۸- طومار عفت.

۹- المیزان، علامه طباطبائی، ج ۱۵، ص ۱۳۹٫

۱۰- سوره اسراء، آیه ۲۵ – ۲۴٫

۱۱- المیزان، ج ۱۵، ص ۱۳۹٫

۱۲- تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۸۰ – ۷۸٫

۱۳- المیزان،، ج ۱۵، ص ۱۴۱٫

۱۴- تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۸۰ – ۷۸٫

۱۵- سوره لقمان، آیه ۱۴٫

۱۶- تفسیر نمونه.

۱۷- اصول کافی، باب احسان به پدر و مادر.

۱۸- ره توشه راهیان نور، محرم ۷۸، ص ۱۴۴٫

۱۹- اصول کافی، باب احسان به پدر و مادر.

۲۰- گناهان کبیره، شهید دستغیب، ج ۱، ص ۱۲۷٫

۲۱- همان، ص ۱۴۸٫

۲۲- مشکاه الانوار، ص ۳۱۹٫

۲۳- با فرزندان در سایه قرآن، ابراهیم مظاهری، ص ۴۴٫

۲۴- وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶٫

۲۵- همشهری، ۸ مهر ۷۸، ش ۱۹۴۲٫

۲۶- وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۱۱۵٫

۲۷- گفتار وعاظ، محمد مهدی تاج الدین، ص ۲۱۱٫

۲۸- خاطرات فلسفی، ۴۱ – ۴۰٫

۲۹- نظام خانواده در اسلام، حسین انصاریان، ص ۴۳۹ – ۴۳۷٫

۳۰- ره توشه راهیان نور،محرم ۷۸، ص ۸۵٫

۳۱- گفتار وعاظ، محمد مهدی تاج الدین، ص ۲۱۱٫

نویسنده: زهرا نساجی زواره

مجله: پاسدار اسلام؛ مرداد ماه ۱۳۸۲؛ شماره ۲۶۰

 

معجزه‌ای به نام دعای والدین

حقیقتا اگر کسی نتواند از در مهرورزی و نیکی به پدر و مادر، خود را به داخل بهشت برین بیندازد و به وسیله دعای خالصانه آنها مسیر موفقیت را طی کند، آن چنان خوار و ذلیل خواهد شد که گویی هیچ گاه رنگ خوشبختی را نخواهد دید.

همه ما می‌دانیم که در آموزه‌های الهی، ارزش فراوانی برای پدر و مادر قرار داده شده است و «نیکی به والدین» یکی از دستورات ثابت و تغییرناپذیر میان تمامی ادیان الهی است. در اسلام نیز به عنوان آخرین و کاملترین آیین الهی تأکید فراوانی نسبت به این مسأله شده است. اهمیت این مسأله در فرهنگ قرآن آن نان والا است که خداوند بلافاصله پس از مهمترین دستور خود به بشر، فرمان به ارج نهادن به جایگاه والدین را صادر نموده است. برای نمونه در آیه ۳۶ سوره نساء می‌خوانیم: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً..».؛ ‌«و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید…».
بنابراین پر واضح است که در دستگاه الهی، جایگاه والدین در بالاترین و ارزشمندترین جایگاه‌ها قرار دارد و خداوند به مقام و منزلت پدر و مادر اهمیتی ویژه داده است. به همین خاطر است که خداوند درخواست آنها را پذیرا است و دعای ایشان را در حق فرزندانشان در اولویت استجابت قرار می‌دهد. گویا که دعای والدین را با پست پیشتاز به عرش می‌برند و در آنجا اگر مانعی جدّی وجود نداشت با سرعتی هر چه تمام تر به هدف استجابت می‌رسانند.
بنابراین انسان تیزهوش و نکته سنج کسی است که از این مسیر میانبر بهترین استفاده را داشته باشد و خود را در رودخانه پرسرعت دعای والدین بیندازد. از سوی دیگر، بیچاره و بدبخت و بی دست و پا کسی است که نتواند از این آب روانی که خداوند در دسترس اکثر قریب به اتفاق ما گذاشته استفاده ای شایسته داشته باشد. از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره نقل شده که فرمود: «رَغِمَ أَنْفُ رَجُلٍ أَدْرَکَ أَبَوَیْهِ عِنْدَ الْکِبَرِ فَلَمْ یُدْخِلَاهُ الْجَنَّه».(بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۸۶)؛ «خوار بادا(و خاک بر بینی) آن کس که پدر و مادرش نزد او پیر شوند و او را به بهشت نبرند».آری، حقیقتا اگر کسی نتواند از در مهرورزی و نیکی به پدر و مادر، خود را به داخل بهشت برین بیاندازد و به وسیله دعای خالصانه آنها مسیر موفقیت را طی کند، آن چنان خوار و ذلیل خواهد شد که گویی هیچ گاه رنگ خوشبختی را نخواهد دید. چنین کسی همانند فرد کودنی است که بر سر سفره پر نعمتی می‌نشیند و از هیچ یک از غذاهای رنگارنگ و خوش طعم آن نمی‌خورد.
بنابراین شایسته آن است که دل والدین را چنان بدست آوریم که دعای خیرشان به صورت خود جوش از اعماق قلبشان شامل حالمان شود و خیر عاقبت را برایمان تضمین نماید. البته باید در نظر داشت که در مواقع سختی و درماندگی هم یکی از بهترین مسیرها برای رهایی از گرفتاری‌ها و مشکلات روزمره، دعای آن دو گل خوشبو است. کمتر کسی است که در دنیای امروز مشکلی نداشته باشد و دچار سختی و گرفتاری نباشد. پس باید همیشه این کلید مشکل گشا را در دست داشت و به آن توجهی ویژه نمود. حتی آنان که والدینشان به سرای باقی شتافته اند و هم اکنون از این نعمت خوب خدا محروم هستند نیز می‌توانند با ارسال بهترین هدایا به آن دنیا از دعای آنان بهره مند شوند.

استجابت دعای والدین

دعا درخواستی خالصانه از حضرت پروردگار است که از عمق دل برمی آید و پس از پروازی شگفت، بر عرش الهی فرود می‌آید. با این حال همه دعاها به هدف اجابت نمی‌رسند و برخی از آنها بنابر مصالحی مستجاب نمی‌گردند و به جای آن در قیامت جایگزینی والاتر به صاحب دعا اهدا می‌گردید. اما بنابر فرمایش امیر مؤمنان علی(علیه السلام) قدرت برخی از دعاها آن چنان زیاد است که خود را به هدف استجابت نزدیک می‌کند و خواسته خود را از عرش الهی برداشت می‌نماید. حضرت امیر در این باره می‌فرماید: «أربَعهٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَهٌ: الإمامُ العادلُ لرعیَّتِهِ و الوالدُ البارُّ لولدِهِ و الولدُ البارُّ لوالدِهِ و المظلومُ».(الإرشاد، ج ۱، ص ۳ظ ۴) «دعاى چهار گروه رد نمى شود: (اول) دعای پیشواى دادگر در حقّ ملّتش. (دوم) دعای پدر صالح در حقّ فرزندش. (سوم) دعای فرزند صالح در حقّ پدرش و (چهارم) دعای ستمدیده».
بنابراین پدر نیکوکاری که در حق فرزندش دعا می‌کند دعایش بُرد زیادی خواهد داشت. نمونه بارز این مسأله دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) است که پس از دریافت مقام رفیع امامت از خداوند خواست تا این مقام را به فرزندانش هم عطا کند.(سوره بقره، آیه ۲۴) خداوند نیز به پاس زحمات فراوان این پیامبر والا مقام دعای پدرانه او را مستجاب کرد و گل سرسبد پیامبران را در نسل او قرار داد. آن چنان که پیامبر بزرگوارمان که درود خدا بر او و خاندانش باد چنین فرمود: «أَنَا دَعْوَهُ أَبِی إِبْرَاهِیمَ».(من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۶۸)؛ «من(استجابت) دعای پدرم ابراهیم هستم».
البته به نظر می‌رسد که مقصود امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در روایت فوق تنها دعای پدر نیست و این مسأله شامل دعای مادر نیز می‌شود. چرا که اگر در فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام) چرخی بزنیم درخواهیم یافت که مهرورزی و نیکی به مادر نه تنها از محبت و احسان به پدر کمتر نیست بلکه ارزش و جایگاهش والاتر و تأثیرات و پیامدهایش افزونتر از آن است.
امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: مردى خدمت پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد و به ایشان عرض کرد: «هیچ کار زشتى نیست که نکرده باشم و هیچ گناهی نیست که مرتکب آن نشده باشم. آیا راه توبه و بازگشت برایم وجود دارد؟» پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به او فرمود: «فهَل مِن والِدَیکَ أحَدٌ حَیٌّ؟»؛ «آیا از پدر و مادرت کسى زنده هست؟» او پاسخ داد: «آری، پدرم». حضرت فرمود: برو و به او نیکى کن. امام سجاد(علیه السلام) در ادامه می‌فرماید: هنگامی که آن مرد رفت پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لَو کانَت اُمُّهُ!» «کاش مادرش می‌بود.(بحارالأنوار، ج ۷۴، ص۸۲)بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که نَفَس مادر و دعای خیر او نیز در عرش الهی چیزی از دعای پدر در حق فرزندانش کم ندارد و اگر بیش از آن نباشد حداقلّ همان گیرایی و کارایی را خواهد داشت.

منبع: فردا

نماز عاق، پذیرفته نیست!

از جمله رذایل اخلاقی و گناهان کبیره عقوق والدین است. چنانچه حضرت رسول(صلّی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیر(علیه السّلام) و حضرت امام صادق و حضرت امام رضا و حضرت امام جواد(علیهم السّلام) در روایاتی که در شماره‌ کبائر از ایشان رسیده به کبیره بودنش تصریح فرموده‌اند بلکه از پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) چنین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگ‌تر، شرک به خدا و عقوق والدین است و نیز از گناهانی است که در قرآن مجید و احادیث صحیحه بر آن وعده‌ عذاب داده شده است.

در قرآن مجید از قول عیسی بن مریم(علیه السّلام) حکایت می‌فرماید: «که خداوند مرا نیکوکار به مادرم قرار داد و مرا ستمکار و بد عاقبت قرار نداد و سبب ترک نیکی به مادرم»۱ و سبب اینکه ذکر پدر نکرده این است که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحیی(علیه السّلام) ذکر پدر و مادر هر دو شده است.۲

و در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرموده:

جبار(گردنکش و ستمگر) شقی(تیره بخت)، عصی(نافرمانی کننده و گنه‌کار) و به هر یک از آنها وعده‌ی عذاب سخت داده شده، چنانچه درباره‌ی جبار می‌فرماید: «و نومید شد هر گردنکش کینه‌ورزی که پشت سر او است دوزخ، و نوشانیده شود از آب چرک خون آلوده، جرعه‌ای از آن به دهان می‌برد ولی نتواند فرو برد(او را گوارا نباشد) و مرگ از هر سوی به او رو آورد لیکن مردنی نیست و از پس او است عذابی سخت و انبوه».۳

و درباره‌ی شقی می‌فرماید: «اما آنها که بدبختند در آتشند و ایشان را در آتش ناله‌ای زار و خروشی سخت باشد، در آن آتش همیشه تا آسمان‌ها و زمین بر پا است جاویدانند مگر آنچه که پروردگارت خواهد»۴ و درباره‌ی عصی می‌فرماید: «و آن کس که نافرمانی خدا و پیغمبرش کند و بگذرد از مرزهای خدا(و از حدود خویش تجاوز کند) فرو بردش در آتش که جاودان در آن باشد و عذابی خوار کننده برایش باشد».۵

عقوق والدین و اخبار

پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از آزردن والدین بپرهیزید به درستی که بوی بهشت از هزار سال راه، استشمام می‌شود ولی عاق والدین و قاطع رحم آن را نمی‌یابند.۶
نماز عاق پذیرفته نیست: از حضرت صادق(علیه السّلام) است کسی که به پدر و مادرش از روی غیظ بنگرد در حالی که والدین بر او ستم کرده باشند خداوند نماز او را نمی‌پذیرد.(پس چگونه است در صورتی که به او نیکوکار باشند؟)

از همان حضرت مروی است که فرمود: کسی که پدر و مادر خود را به خشم درآورد خدای را به غضب درآورده است.۷

و همچنین فرمود: کسی که والدین خود را بیازارد مرا اذیت کرده و کسی که مرا بیازارد خدای را آزرده و آزار کننده‌ی خدا معلون است.۸

و همچنین فرمود: عاق والدین هر عملی که می‌خواهد به جا آورد، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.۹

و نیز پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه طایفه‌اند که در روز قیامت خداوند با ایشان سخن نمی‌فرماید و نظر رحمت به آنها نمی‌کند و ایشان را پاک نکرده و از برای آنها عذاب دردناکی است ایشان شراب خواران و تکذیب کنندگان به قدر الهی و عاق والدین‌اند.۱۰

عاق والدین آمرزیده شدنی نیست: و کافی است در شقاوت عاق والدین که جبرییل(علیه السّلام) بر او نفرین فرمود: هر که پدر و مادر یا یکی از آنها را درک کند و او را از خود خشنود نسازد آمرزیده مباد و رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) بر نفرین جبرییل آمین گفت.۱۱

و از حضرت صادق(علیه السّلام) مروی است که فرمود: ملعون است ملعون است کسی که والدینش را بزند و کسی که آزار به آنها رساند.۱۲

نماز عاق پذیرفته نیست: از حضرت صادق(علیه السّلام) است کسی که به پدر و مادرش از روی غیظ بنگرد در حالی که والدین بر او ستم کرده باشند خداوند نماز او را نمی‌پذیرد.۱۳(پس چگونه است در صورتی که به او نیکوکار باشند؟)

جوان محتضر و شفاعت پیامبر

رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) بر بالین جوانی که در حال احتضار بود حاضر گردید، آن حضرت کلمه‌ی شهادت را به او تلقین فرمود لیکن جوان نتوانست بگوید، پرسید: آیا مادر دارد؟ زنی که نزد او بود عرض کرد بلی من مادر او هستم. فرمود: آیا بر او غضبناکی؟ گفت آری شش سال است با او حرف نزده‌ام، پس آن حضرت خواهش فرمود از او راضی شود مادر به خاطر آن حضرت از جوان درگذشت زبان آن جوان به کلمه‌ی توحید باز شد حضرت به او فرمود: چه می‌بینی؟ گفت مردی سیاه و زشت روی بد بوی، مرا رها نمی‌کند حضرت جمله‌ای یادش دادند۱۴ خواند و عرض کرد: می‌بینم مردی سفید رنگ خوشروی، خوشبوی و خوش منظر رو به من آورد و هیولای مهیب اولی از من دور شده، فرمود: همان جمله را تکرار کن پس از آن گفت آن هیکل موحشه به کلی محو گردید.

پس آن حضرت شاد شد و فرمود: خدا او را آمرزیده آنگاه جوان از دنیا رفت.۱۵ از این حدیث شریف استفاده می‌شود که یکی از آثار عقوق والدین سوء خاتمه عاقبت به شری است که شخص بی‌ایمان از دنیا می‌رود و در نتیجه همیشه در عذاب خواهد بود. با این که تلقین کننده جوان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) بود تا مادرش از او راضی نگردید نتوانست شهادت را بگوید و پس از رضایت مادر و خواندن آن کلمات به برکت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) پروردگار هم از او راضی شده او را آمرزید.

عقوق چیست

مجلسی در شرح کافی گوید: عقوق والدین به این است که فرزند حرمت آنها را رعایت نکند و بی‌ادبی نماید و آنها را به سبب گفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد نافرمانی از آنها نماید و این عقوق گناه کبیره است و دلیل بر حرمت آن کتاب و سنت و اجماع خاصه و عامه است.

از حضرت صادق(علیه السّلام) مروی است که کمترین عقوق(ناسپاسی والدین) گفتن اُف است(به روی پدر یا مادر) و اگر خدا چیزی را از آن آسان‌تر می‌دانست از آن نهی می‌کرد. و نیز از عقوق است به پدر یا مادر نگاه خیره و تند کردن.۱۶؛ و از امیر المؤمنین(علیه السّلام) مروی است که از عقوق است محزون ساختن پدر یا مادر۱۷؛ و از موارد قطعی عقوق که گناه کبیره است ترک بر واجب مانند نفقه(مخارج روزانه و لباس و مسکن) در صورت احتیاج پدر یا مادر می‌باشد و به طور کلی آزردن خاطر والدین و رنجاندن و ناراحت ساختن آنها عقوق و حرام مسلم است. روایات در این مقام بسیار و به آنچه ذکر شد اکتفا می‌شود.

منبع: آیت الله شهید دستغیب؛ گناهان کبیره؛ ج۱، ص۱۱۷

نیکی به پدر و مادر در نهج‌البلاغه

«فحق الوالد على الولذ ان یطیعه فى کل شىء الا فى معصیه الله سبحانه»
در کلمات قصار ۳۹۱ مى‎‌فرماید: پس حق پدر بر فرزند آنست که پدر را در هر چیز اطاعت و پیروى نماید مگر در نافرمانى از خداوند سبحان «که در نافرمانى خدا طاعت پدر واجب نیست».

یکى از ضروریات دین نیکى به پدر و مادر، و اطاعت آن دو، و نیازردن ایشان است که صریح قرآن کریم است که در چندین آیه پس از امر به پرستش پروردگار و شریک قرار ندادن براى او، امر باحسان به پدر و مادر فرموده، که احسان معنى لغوى آن نیکویی کردن درباره کسى و نیکى کردن و نیکى و بخشش است اما درباره پدر و مادر چند معنى شده است نیکو با ایشان معاشرت کردن، به مشقت نینداختن آن دوست به چیزى که احتیاج بآن دارند بلکه قبل از احتیاج حاجت ایشان را بر آوردن، بزرگ داشتن آن دو، و مهربانى کردن و دعاى خیر و انفاق نیکو در حق ایشان رعایت کردن و گفتار نیکو و تواضع و فروتنى براى ایشان کردنست که در این جا به یک آیه اکتفا مى‎‌کنم. در سوره اسراء آیه ۲۵ مى‎‌فرماید: «و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانى صغیرا» و حکم کرده پروردگار تو به آن که مى‎‌پرستید یعنى تو و امت تو پرستش منمائید مگر او را، و امر کرد خداى به آن که به پدر و مادر نیکویی کنید نیکویی کردنى، اگر البته نزد تو یکى از پدر و مادر یا هر دو به پیرى برسند یعنى چندان زیست کنند که پیر و محتاج خدمت تو گردند پس مگو به ایشان اف که این کلمه را کسى مى‎‌گوید که از چیزى به تنگ آید یعنى از ایشان بتنگ میا، و صحبت ایشان را گران مشمار، و زجر مکن و بانگ مزن بر ایشان، سخن ایشان را جواب درشت باز مده و به ایشان سخن نیکو بگو از روى ادب و حرمت یعنى ایشان را بنام مخوان بلکه بگو اى پدر، اى مادر، و فرو گیر بر ایشان بال تذلل و تواضع را یعنى فرود آور براى پدر و مادر بال خود را که ذلیل و فروتنى باشد مراد آنست که با ایشان تکبر و بزرگى مکن بلکه فروتنى کن و ملایمت نماى از فرط بخشش تو بر ایشان، براى آن که دیروز تو در تربیت محتاج ایشان بودى، امروز ایشان در خدمت محتاج تواند، و بگو اى پروردگار من رحم کن و ببخشاى بر ایشان همچنان که پروردند مرا در حالى که خرد سال بودم».

احایث در فضیلت احسان و بر یعنى فرمانبردارى از پدر و مادر، و در مذمت عقوق یعنى آزردن و نافرمانى کردن پدر و مادر از حد تواتر گذشته که به چند حدیث اشاره مى‎‌شود. شیخ حر عاملى(ره) در جواهر السنیه بسندش از حضرت صادق(علیه السلام) ” روایت کرده فرمود: بین اوقاتى که موسى(علیه السلام) با پروردگارش مناجات مى‎‌کرد ناگهان مردى را زیر سایه عرش خدا دید گفت: پروردگارا این کسى که عرش تو بر او سایه افکنده کیست؟ وحى آمد: اى موسى این جوان نیکى کننده و اطاعت کننده از پدر و مادرش مى‎‌باشد و به سخن چینى نمى‎‌رود «این دو خصلت باعث شده که عرش خدا بر او سایه افکنده».

در روضه الواعظین رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: بالاى هر نیکى، نیکى کردنى است تا آن که انسان در راه خدا کشته شود چون در راه خداى تعالى کشه شد بالاى آن نیکى نیست و فوق هر عقوق و نافرمانى و آزردنى عقوقى است. تا این که شخص یکى از پدر و مادرش را بکشد چون یکى از آن دو را کشت بالاى آن عقوقى نیست.

و باز فرمود: خشنودى خدا با خشنودى پدر و مادر است و خشم خدا با خشم پدر و مادر است. و نیز فرمود: نیست فرزند نیکو و مطیعى که بنظر رحمت و مهربانى به پدر و مادر بنگرد مگر براى او به هر نگاهى پاداش حج پذیرفته شده باشد “اصحاب” عرض کردند: اى رسول خدا، اگر چه هر روز صد مرتبه نگاه کند؟ فرمود: بلى خدا بزرگتر است از این که صفاتش وصف شود و مبرى از نقص است “یعنى اگر صد مرتبه هم نگاه کند صد حج مقبول براى او نوشته شود”.

و باز فرمود: کسى که نیکى و اطاعت کند پدر و مادرش را خدا به عمر او بیافزاید. در اصول کافى موسى بن جعفر(علیه السلام) فرمود: مردى از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) پرسید: حق پدر بر فرزندش چیست؟ فرمود: او را بنامش نخواند و جلوش راه نرود و پیش از او ننشیند و باعث دشنام او نشود “یعنى کارى نکند که مردم پدرش را دشنام دهند”.

در همان کتاب، امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردى از شما را چه مانع مى‎‌شود که به پدر و مادرش نیکى کند زنده باشند یا مرده، که از جانب آنها نماز بخواند و صدقه دهد و حج گذارد و روزه بگیرد، تا آنچه کرده ثوابش از آنها باشد و مانند آن هم براى خود او، و تا خداى عزوجل به وسیله احسان و صله او، خیر و فراوانى برایش زیاد کند.

در همان کتاب حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس به پدر و مادرش نظر دشمنى کند در صورتى که آن دو به او ستم کرده باشند خداوند نمازش را نپذیرد “چه برسد بانیکه به او ستم نکرده باشند”

و باز فرمود: اگر خداوند چیزى را “در آزردن پدر و مادر” کمتر از اف مى‎‌دانست، از آن نهى مى‎‌کرد و آن کمترین مراتب آزردن است و از جمله ى آزردن است که کسى به پدر و مادر خود خیره نگاه کند.

در جامع الاخبار رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: خوابیدنت روى تخت نزد پدر و مادرت براى نیکى کردن آن دو بهتر از جهاد تو با شمشیر در راه خداست.

در بحار الانوار از قصص الانبیاء به سندش از حضرت باقر(علیه السلام) روایت کرده فرمود: در بنى اسرائیل عابدى بود نامش جریح بود در صومعه ى عبادت مى‎‌کرد. روزى مادرش نزد او آمد در حالى که نماز مى‎‌خواند او را صدا زد جواب نداد. مادر رفت، مجدد آمد او را صدا زد، به او توجهى نکرد پس برگشت دفعه سوم آمد او را صدا زد جواب نداد و به او صحبت نکرد. پس بازگشت در حالى که مى‎‌گفت از اله بنى اسرائیل مى‎‌خواهم که تو را نصرت و یارى نفرماید، چون فردا شد زن بدکارى آمد نزد صومعه او نشست در حالى که درد زایمان او را گرفت بود پس ادعا کرد که این بچه از جریح است، در بنى اسرائیل خبر آن آشکار شد که کسى که مردم را از زنا ملامت مى‎‌کرد خود زنا کرده، سلطان امر کرد که او را به دار زنند، مادر او نزدش آمد لطمه به صورت خود مى‎‌زد، به مادر گفت: ساکت باش! جز این نیست این حال من از نفرین توست، مردم چون آن را از او شنیدند گفتند: چگونه آن براى ما ثابت مى‎‌شود و از چه راهى آن را بدانیم؟ گفت: بچه را بیاورید، آوردند او را، پس بچه را گرفت و گفت: پدرت کیست؟ بچه “به سخن آمد” گفت: فلان چوپان از بنى فلان، پس خدا آشکار ساخت دروغ کسانى را که درباره ى جریح گفته بودند، پس جریح قسم خورد که از مادرش جدا نشود و او را خدمت کند.

در اصول کافى به سندش از حضرت باقر(علیه السلام) روایت کرده فرمود: همانا بنده اى نسبت به پدر و مادر خویش در زمان حیاتشان نیکوکار است سپس آنها مى‎‌میرند و او بدهى آنها را نمى‎‌پردازد و براى آنها آمرزش نمى‎‌خواهد پس خدا او را عاق و نافرمان مى‎‌نویسد، و بنده دیگر در زمان حیات پدر و مادر خود، عاق آنها است و نسبت به آنها نیکى نمى‎‌کند، ولى چون مردند بدهى آنها را مى‎‌پردازد و براى آنها آمرزش مى‎‌خواهد و خداى عزوجل او را نیکوکار مى‎‌نویسد.

در همان کتاب به سندش از حضرت صادق(علیه السلام) روایت کرده فرمود: چون روز قیامت شود، پرده اى از پرده‌هاى بهشت را کنار زنند، پس هر جاندارى بوى آن را از مسافت پانصد سال راه بشنود، جز یک دسته، “یعقوب بن شعیب گوید” عرض کردم: آنها کیانند؟ فرمود: آن که عاق والدین خود باشد.

در روضه الواعظین پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: به عاق والدین گفته مى‎‌شود آنچه مى‎‌خواهى عمل کن، پس به درستى که من تو را نمى‎‌بخشم، و به نیکى کننده به پدر و مادر هم گفته مى‎‌شود هر چه مى‎‌خواهى عمل کن پس به درستى که من تو را مى‎‌بخشم.
در سفینه البحار از شهید “ره” در قواعد نقل مى‎‌کند فرمود: شکى نیست که آنچه “از حقوق” بر اجانب حرام یا واجب مى‎‌باشد براى پدر و مادر هم واجب و حرام است و پدر و مادر امورى مخصوص خودشان است:
۱- سفر مباح و مستحب بدون اذن آن دو حرام است.
۲- بعضى از علماء گفته اند فرمانبردارى آن دو در هر کارى اگر چه شبهه ناک است بخورد، یا بخورد براى اینکه اطاعت آن دو واجب است و ترک شبهه مستحب است.
۳- اگر وقت نماز او را به کارى خواندند نماز را تاخیر اندازد و اطاعت آن دو را بکند.
۴- پدر و مادر مى‎‌توانند در بعضى اوقات فرزند را از جماعت منع کنند.
۵- پدر و مادر مى‎‌توانند او را از جهاد با تعیین نشدن آن “از طرف امام(علیه السلام)” منع کنند “زیرا جهاد واجب کفایى است و اگر امام(علیه السلام) کسى را امر بآن کند واجب عینى مى‎‌شود که در واجب عینى پدر و مادر نمى‎‌توانند فرزند را منع کنند”
۶- اقرب این که براى آن دوست از منع کردن واجب کفائى هر گاه علم یا گمان به قیام کردن غیر دارد.
۷- برخى از علماء گفته اند اگر او در نماز نافله باشد و پدر و مادر او را بخوانند نماز را قطع کند بدلیل روایت جریح.
۸- ترک کردن روزه مستحبى است اگر پدر اجازه ندهد و درباره مادر واقف به نصى نشدم.
در همان کتاب از محقق اردبیلى قدس سره نقل مى‎‌کند فرمود: عقل و نقل، دلالت دارند بر حرام بودن عقوق و نافرمانى پدر و مادر، و از آیات و اخبار واجب بودن متابعت و فرمانبردارى پدر و مادر فهمیده مى‎‌شود.

در همان کتاب على بن الحسین(علیه السلام) فرمود: مردى نزد پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد عرض کرد: اى رسول خدا! عمل قبیحى نیست که من انجام نداده باشم آیا براى من توبه اى هست؟ رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: آیا یکى از پدر و مادرت زنده‌اند؟ عرض کرد: پدرم زنده است، فرمود: برو به او نیکى کن، راوى گفت: چون روى گردانید “که برود” رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر مادرش بود “یعنى اگر مادرش زنده بود و به او نیکى مى‎‌کرد زودتر توبه‌اش پذیرفته مى‎‌شد”.

پس اى برادر و خواهر! تا مى‎‌توانى به پدر و مادر خود نیکى و مهربانى کن و از اذیت و آزار و نافرمانى آنها و بى‌احترامى به آنها حذر کن که اثرش اگر چه جزیى باشد به تو خواهد رسید. جایى که پیغمبر خدا حضرت یوسف(علیه السلام) بر اثر جزیى بى‌احترامى به پدرش حضرت یعقوب(علیه السلام) نبوت از صلبش خارج مى‎‌شود چگونه بى‌احترامى‌ها و نافرمانی‌هاى ما اثرش به ما نرسد.

منبع: سایت مدرسه علمیه الزهرا(سلام الله علیها)

نقش دعا در تحکیم نهاد خانواده از دیدگاه قرآن (۲)

دعای پدر و مادر در حق فرزند

دعای پدر و مادر درباره فرزند از جمله دعاهایی است که در متون اسلامی از اهمیت آن سخن به میان آمده و تصریح شده که حتماً ‌به اجابت می‌رسد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: « ثلاث دعوات مستجابات لاشک فیهن: دعوه الوالد علی ولد و دعوه المسافر و دعوه المظلوم. (الراوندی، ‌قطب الدین، ‌۱۴۰۷ ق: ص۳۰) سه دعا بی تردید به اجابت می‌رسند که عبارتند از: دعای پدر برای فرزندانش، ‌دعای مسافر و دعای مظلوم.

از همین روی بر اساس آیه (والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین) (الفرقان /۷۴) از جمله صفات مومنان راستین آن است که به تربیت فرزند و خانواده خویش توجه خاص داشته و برای خود در برابر آنها مسوولیت فوق العاده ای قائلند «و آنها پیوسته (از درگاه خدا می‌خواهند و) می‌گویند: پروردگارا از همسران و فرزندان ما کسانی قرار ده که مایه روشنی چشم ما گردند، البته منظور از جمله یاد شده آن نیست که تنها در گوشه ای بنشینند و دعا کنند، بلکه دعا دلیل شوق و عشق درونیشان بر این امر است.

در پاره ای روایات (بحرانی، سید هاشم، ‌۱۴۱۶ق: ۱۵۵/۴) آمده که« ان ازواجنا: خدیجه، ‌و ذریاتنا، فاطمه (علیهما السلام)، ‌قره اعین: الحسن و الحسین(علیهما السلام)، و اجعلنا للمتقین اماما: علی بن ابی طالب(علیه السلام)». با توجه به مستجاب بودن یا در معرض اجابت بودن دعای والدین در حق فرزندانشان، ‌در متون اسلامی توصیه شده که پدر ومادر برای فرزندان خود اعم از ذکور و اناث دعای خوب نموده و از دعای بد و نفرین بپرهیزند، ‌چنانچه از آیه (تعاونوا بالبر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان)( المائده/۳) این امر به خوبی مورد استفاده قرار گرفته است از همین روی به دعاهای خوب پدر و مادر در حق فرزندانشان به شکل زیر اشاره می‌شود:

۱- دعاء برای اصلاح فرزندان
در آیات( و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب أوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک وانی من المسلمین اولئک الذین نتقبل عنهم احسن ماعملوا و نتجاوز عن سیئاتهم فی اصحاب الجنه وعد الصدق الذی کانوا یوعدون):

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند، ‌و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد، ‌و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است، ‌تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد، ‌و به چهل سالگی وارد گردد، ‌می گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم، و عمل صالحی انجام دهم که از آن خشنود باشی، ‌و فرزندان مرا صالح کن، من به سوی تو بازم می‌گردم و توبه می‌کنم، ‌و من از مسلمینم. آنها کسانی هستند که ما بهترین اعمالشان را قبول می‌کنیم، ‌و از گناهانشان می‌گذریم، و در میان بهشتیان جای دارند، این وعده صدقی است که وعده داده می‌شدند. (احقاف /۱۵ و ۱۶)

از یک سو به دعای خیر فرزندان نسبت به والدین توصیه شده و از طرفی از پدر و مادر درخواست شده در هنگامی که به سن چهل سالگی یا بلوغ فکری و عقلانی رسیدند، به دعاهای ذیل اقدام کنند (مکارم شیرازی، ‌ناصر، ۱۳۷۴ ش:۳۲۹/۲۱):
الف- توفیق به جا آوردن شکر نعمتی که خداوند به پدر و مادرم ارزانی داشته است. (رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی)
ب- توفیق انجام اعمال صالح برای کسب رضایت خداوند. (و ان اعمل صالحاً‌ ترضاه).
ج- تداوم بخشیدن صلاح و رستگاری در فرزندان و دودمان (و اصلح لی فی ذریتی)
پاره ای روایات اشاره دارند که پس از مرگ انسان، فرزند صالح که برایش دعا کند می‌تواند برای او مفید باشد، چنانچه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:« اذا مات الانسان انقطع عمله عنه الا من ثلاث: علم ینتفع به او صدقه تجری له او ولد صالح یدعوله» (مجلسی، محمد باقر، ۱۴۰۳ ق:۲۳/۲) از آیه اخیر استفاده می‌شود که دعای خیر و صلاح و توفیق پدر برای فرزندان خویش مستحب است. (سبزواری نجفی، ۱۴۰۶ ق:۴۳۴/۱)

۲- تقاضای نام نیک و زبان خیر به وسیله فرزندان

در برخی آیات تقاضای خوشنامی و زبان خیر توسط فرزندانی که مایه مباهات و نیک نامی هستند مورد توصیه قرار گرفته است، ‌چنانچه حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند درخواست نموده که «واجعل لی لسان صدق فی الاخرین»(خدایا! برای من نام نیک در امتهای آینده قرار ده) (الشعراء/۸۴)

دعای حضرت ابراهیم (علیه السلام) مستجاب شده، ‌چه آن که همه ادیان، ‌ابراهیم (علیه السلام) را مدح نموده و نبوتش را قبول دارند، ‌و برخی گفته اند: یعنی در میان آخرین امت، ‌فرزند خوبی به من عطا کن که زبان به راستی گشاید و به حق قیام کند، این دعای ابراهیم(علیه السلام) با بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) که از ذریه اوست به اجابت رسیده است( مترجمان، ‌۱۳۶۰ ش:۳۲/۱۸) و آیه «جعلنا لهم لسان صدق علیا» (مریم /۵۰) به اجابت دعای یاد شده اشاره دارد. از سویی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که فرموده:» انا دعوه ابی ابراهیم من اثر دعای پدرم ابراهیم هستم. (الحاکم النیشابوری، ۱۴۰۶ق:۴۱۸/۲) در تفسیر دیگری (فیض کاشانی، ا۴۱۹ ق: ۲۹۶/۴) منظور از«لسان صدق» علی (علیه السلام) دانسته شده است.

هر چند که دعای یاد شده از حضرت ابراهیم (علیه السلام) به عنوان پدر برای فرزندانش مطرح شده، در عین حال بر مطلوبیت دعای نیک پدران برای فرزندانشان دلالت دارد، ‌از همین روی ابن عربی در ذیل تفسیر آیه مورد بحث گفته (ابن عربی، احکام القرآن، بی تا:۱۴۳۶/۲):« مالک گفته: ایرادی ندارد که آدمی ثنای خوب را برای خود خواسته باشد، ‌و در اعمال صالحان چنین چیزی دیده شود مشروط به آن که قصد قربت از آن مورد نظر باشد، ‌چنین ثنایی ثنای خوب است خداوند فرموده: القیت علیک محبه منی» از همین روی است که برخی از نویسندگان آیات الاحکام اشاره نموده اند که آیه یاد شده دلالت دارد بر این که اکتساب هر چه که موجب نام نیک شود مستحب است(کیاهراسی، ۱۴۰۵ ق:۳۳۴/۴ و ۴۶۰) بدیهی است که فرزند از جمله مواردی است که نام نیک را در پی دارد، ‌از این رو دعای نیک برای فرزندان که موجب نیک نامی والدین شوند مطلوب و پسندیده است.

همچنین لسان صدق به معنای نام نیک مورد تشویق علی (علیه السلام) قرار گرفته، زیرا فرموده اند: ای مردم! انسان، ‌هر چند ثروتمند باشد، از اقوام و بستگان خود، بی نیاز نیست که از وی، با دست و زبان دفاع کنند. آنها در واقع، ‌بزرگترین گروهی هستند که از او پشتیبانی می‌کنند و پریشانی و مشکلات را از میان می‌برند و به هنگام بروز حوادث سخت، ‌نسبت به او، ‌از همه، مهربان ترند و نام نیکی که خداوند (در سایه نیکوکاری و محبت) به انسان عطا می‌کند، از ثروتی که به هر حال، برای دیگران به ارث می‌گذارد بهتر است، (که این، ‌ثروتی است معنوی و ماندگار، و آن جیفه ای مادی و فرار) (مکارم شیرازی، ۱۳۷۹ ش:۶۲/۲)

آیه الله مکارم شیرازی درباره جملات یاد شده فرموده اند(همان مکارم شیرازی): «لسان، در این گونه موارد، ‌به معنای یادی است که از انسان می‌شود و هنگامی که آن را به «صدق» اضافه کنیم، ‌معنای نام نیک و ذکر خیر و خاطره خوب در میان مردم را می‌دهد. بی شک، ‌این، ‌یک مساله تشریفاتی و ساده نیست و آثار زیادی برای فرد و جامعه دارد: نخست این که افتخاری است ماندگار، در حالی که اموال و ثروت های مادی، در همان نسل نخست، ‌تقسیم می‌شود و در حقیقت، ‌از میان می‌رود. دیگر این که ذکر خیر و یاد نیک، ‌در مورد انبیا و اولیاء الله، سبب فرستادن درود، و در افراد عادی، ‌موجب طلب آمرزش بندگان خدا می‌شود و بی شک، همه اینها اثر عمیق معنوی دارد.

سوم اینکه موجب می‌شود که مردم، از آنها تاثیر نیکو بگیرند و به آنان، ‌اقتدا کنند و ارزش ها، ‌در جامعه، ‌زنده شود و ضد ارزش ها، ‌در جامعه، بمیرد و به مقتضای روایت معروف «من سن سنه حسنه کان له مثل اجر من عمل بها» «هر کس، ‌سنت حسنه ای از خود بگذارد همانند ثواب و پاداش کسانی که به آن عمل می‌کنند، برای او ثبت می‌شود.» چهارم این که برای بازماندگان، ‌نسل اندر نسل، مایه آبرو و حیثیت و شخصیت است و بسیاری از افراد عادی را می‌شناسیم که بسبب ارتباطشان با شخصیت هایی که همه جا ذکر خیر آنها بر زبان ها است، ‌آبرو و حیثیت کسب کرده اند.»

۳- دعا برای فراوانی رزق و روزی فرزندان

حضرت ابراهیم(علیه السلام)در دعاهای خویش، ‌فراوانی رزق و روزی و امنیت و نمازگزار بودن و دور بودن از بت پرستی و مورد توجه قلبی دیگران واقع شدن و نیز مسلمان بودن را از خداوند برای فرزندان و ذریه خویش درخواست کرده است. با توجه به آیه «وارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الاخر» « البقره/۲۶» که در آن از ایمان به خدا و روز قیامت سخن گفته شده و نیز با توجه به تبعیضی بودن «من» در آیه « و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک» « البقره/۱۲۸» «دعاهای یاد شده برای فرزندان و ذریه مومن حضرت ابراهیم (علیه السلام) و به تعبیر پاره ای روایات » (فیض کاشانی، ۱۴۱۹ق:۱۷۲/۱)، برای اهل بیت (علیهم السلام) صورت گرفته است. دعاهای یاد شده در آیات ذیل به چشم می‌خورند:
« ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاه فجعل افئده من الناس تهوی الیهم وارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون» (ابراهیم/۳۷) پروردگارا من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی آب و علفی در کنار خانه ای که حرم تو است ساکن ساختم تا نماز را بر پای دارند، ‌تو قلبهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزی ده شاید آنان شکر تو را به جای آورند.

«ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الآخر» (البقره/۱۲۶) روزی اهلش را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند، فراوان کن «ربنا و جعلنا مسلیمن لک و من ذریتنا امه مسلمه لک» ( البقره/۱۲۸) پروردگارا ما را تسلیم فرمان خود گردان و فرزندان ما را هم تسلیم و رضا و پرستش خود گردان. اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام (ابراهیم/۳۵) من و فرزندانم را از پرستش بتان دور دار.

از آیه« قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» (البقره /۱۲۴) استفاده می‌شود (موسی همدانی، سید محمد باقر، ۱۳۷۴ش:۳۵۹/۸) که حضرت ابراهیم، رسیدن به مقام امامت را برای فرزندان و ذریه خویش از خدا درخواست کرده و به آن دعا نموده است، خداوند در جوابش فرمود دعایت تنها درباره آن افرادی از ذریه ات مستجاب است که ستمکار نباشند، ‌چون عهد من (امامت) به ستمکارن نمی‌رسد.

۴- طلب مغفرت و آمرزش پدر برای فرزندان

بر اساس آیات قالوا یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئین قال سوف استغفرلکم ربی انه هوالغفور الرحیم» (یوسف/۹۷ و ۹۸) برادران حضرت یوسف(علیه السلام) که از رفتار گذشته خود نادم و پشیمان شده بودند، از حضرت یعقوب (علیه السلام) خواستند که برای ایشان از خدا طلب مغفرت کند، و حضرت یعقوب فرموده اند که برایتان از خداوند طلب مغفرت خواهم کرد، ‌طبرسی گفته( مترجمان، ۱۳۶۰ ش:۳۵۹/۱۲):« ابن عباس و طاووس گفته اند: علت این که یعقوب در همان حال برای آنها طلب آمرزش نکرد این بود که می‌خواست در سحر شب جمعه برای آمرزش آنها دعا کند(و آن وقت را برای استجابت دعای خود درباره آنها انتخاب کرد که دعا زودتر به اجابت رسد).
و همین معنی از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده. و ابن مسعود و دیگران گفته اند: استغفار گناه آنها را به وقت سحر موکول داشت چون آن وقت به استجابت دعا نزدیکتر است، و در حدیث دیگری نیز از امام صادق علیه السلام همین معنی روایت شده است. و وهب گفته: بیش از بیست سال در هر شب جمعه برای آنها طلب آمرزش کرد. و بعضی گفته اند: بیست سال تمام یعقوب به درگاه خدا می‌ایستاد و دعا می‌کرد و آمرزش پسران را از خدا می‌خواست و فرزندانش نیز پشت سرش بصف میایستادند و آمین میگفتند تا خدا توبه شان را قبول کرد. و روایت شده که جبرئیل(علیه السلام) دعای زیر را تعلیم یعقوب کرد که برای این منظور بخواند:« یا رجاء المومنین لا تخیب رجائی، و یا غوث المومنین اغثنی و یا عون المومنین اعنی، ‌یا حبیب التوابین تب علی و استجب لهم»

۵- دعاء برای بهبودی فرزندان از بیماری

بر اساس شأن نزولی که ابن عباس برای آیات« یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا.» (الانسان/۷ و ۸) بیان نموده (جرجانی، ‌۱۴۰۴ ق:۲۴۱ و ۲۴۲ و مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ش:۲۴۴/۲۵ و ۲۴۵)
حسن و حسین(علیهما السلام) بیمار شدند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند، ‌و به علی (علیه السلام) فرمودند: ای ابوالحسن! خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می‌کردی، ‌علی و فاطمه(علیه السلام) و فضه که خادمه آنها بود نذر کردند که اگر حسنین شفا یابند سه روز روزه بگیرند (طبق برخی روایات حسنین (علیه السلام) نیز گفتند ما هم نذر می‌کنیم روزه بگیریم).

چیزی نگذشت که هر دو شفا یافتند، در حالی که از نظر مواد غذایی دست خالی بودند علی (علیه السلام) سه من جو قرض نمود، ‌و فاطمه(سلام الله علیها) یک سوم آن را آرد کرد، و نان پخت، ‌هنگام افطار سائلی بر در خانه آمد و گفت: السلام علیکم اهل بیت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم). سلام بر شما ای خاندان محمد! مستمندی از مستمندان مسلمین هستم، ‌غذایی به من بدهید خداوند به شما از غذاهای بهشتی مرحمت کند، ‌آنها همگی مسکین را بر خود مقدم داشتند، ‌و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند. روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتی که غذا را آماده کرده بودند (همان نان جوین) یتیمی بر در خانه آمد آن روز نیز ایثار کردند و غذای خود را به او دادند (بار دیگر با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفتند).

در سومین روز اسیری به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذای خود را به او دادند هنگامی که صبح شد علی (علیه السلام) دست حسن و حسین(علیه السلام) را گرفته بود و خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را مشاهده کرد دید از شدت گرسنگی می‌لرزند! فرمود! این حالی را که در شما می‌بینیم برای من بسیار گران است، ‌سپس برخاست و با آنها حرکت کرد هنگامی که وارد خانه فاطمه (سلام الله علیها) شد دید در محراب عبادت ایستاده، ‌در حالی که از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده، و چشمهایش به گودی نشسته، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ناراحت شد. در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت ای محمد! این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می‌گوید، سپس سوره «هل اتی»را بر او خواند( بعضی گفته اند که از آیه «ان الابرار» تا آیه کان سعیکم مشکورا که مجموعا هیجده آیه است در این موقع نازل گشت.)
با توجه به آن که کار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر معصومین(علیهم السلام) برای ما اسوه و الگو و سرمشق است از آیات مورد بحث می‌توان مشروعیت و مطلوبیت نذر برای امور راجح از جمله بهبودی فرزندان را نتیجه گرفت و از آنجا که نذر معمولاً‌ با دعا و درخواست امری از خداوند همراه است می‌توان مطلوبیت دعای والدین برای بهبودی بیماری فرزندان را نیز نتیجه گرفت، بدیهی است که نذر یا دعای مورد بحث می‌تواند از عوامل ایجاد محبت بین اعضای خانواده و تحکیم پایه های آن باشد.

۶- دعا و درخواست پدر برای آن که خداوند، ‌فرزند او را مرضی خود قرار دهد:

از جمله دعاهایی که در قرآن از زبان پیامبران در حق فرزندانشان شده آن است که از خداوند درخواست شده که فرزند ایشان را مرضی خود قرار دهد، به عبارتی خداوند از فرزند ایشان راضی باشد، ‌چنانچه از زبان زکریا (علیه السلام) گفته شده که: «و اجعله رب رضیا» خداوندا او (یحیی) را مرضی و مورد رضا قرار بده. (مریم/۶) بر اساس این آیه و آیات قبل، ‌حضرت زکریا(علیه السلام) از خداوند درخواست فرزندی می‌کند که مرضی وی باشد (به گونه ای که از قول و عمل او راضی باشی و همیشه مطیع و منقاد فرمان تو باشد) و خداوند، دعای وی مستجاب نموده و یحیی(علیه السلام) را به او عطا می‌نماید.

حضرت زکریا(علیه السلام) در مورد فرزندش دعا و درخواستی نموده که به نوعی مطلوب بودن دعای پدر برای فرزندش را نتیجه می‌دهد و نشانگر آن است که انسان باید برای صلاح و خوبی فرزند خود، حتی قبل از انعقاد نطفه، ‌دعا کند و از سویی این دعا در ایجاد محبت و تحکیم بنیاد خانواده موثر است.

نویسنده: دکتر مرتضی رحیمی عضو هیات علمی دانشگاه شیراز

منبع: فصلنامه قرآنی کوثر؛ شماره ۴۰