عاق والدین

نوشته‌ها

احادیث منتخب از امام هادى علیه السلام

اشاره:

علی بن محمد مشهور به امام هادی یا امام علی النقی (۲۱۲.۲۵۴ق) دهمین امام شیعیان و فرزند امام جواد(علیه السلام) است. او از ۲۲۰ تا ۲۵۴ق به مدت ۳۳ سال، امامت را به عهده داشت. امام هادی با چند تن از خلفای عباسی از جمله متوکل همزمان بود و بیشتر سال‌های امامت را در سامرا تحت نظارت حاکمان عباسی گذراند.
از امام هادی(علیه السلام) احادیثی در امور اعتقادی، تفسیر، فقه و اخلاق روایت شده و بخشی از آنها درباره مباحث کلامی همچون تشبیه و تنزیه و جبر و اختیار است. زیارت جامعه کبیره و غدیریه از امام دهم شیعیان نقل شده است.

قالَ الاِْمامُ الْهادى(علیه السلام):

۱. جبران نقص
«لِبَعْضِ مَوالیهِ: عاتِبْ فُلانًا وَ قُلْ لَهُ: إِنَّ اللّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَیْرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ.»:
امام على النّقى(علیه السلام) به یکى از دوستانش فرمود:فلانى را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده اى خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد. [و در صدد جبران نقص خود برآید].

۲. جایگاه اجابت دعا

«إِنَّ لِلّهِ بِقاعًا یُحِبُّ أَنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْها.»:
همانا براى خداوند بقعه هایى است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى دعاکننده را به اجابت رساند، و حائر حسین(علیه السلام)یکى از آنهاست.

۳. خداترسى

«مَنِ اتَّقَى اللّهَ یُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الَمخْلُوقینَ. وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْیَیْقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الَْمخْلُوقینَ.»:
هر کس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هر که مطیع آفریدگار باشد، باکى از خشم آفریدگان ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار مى شود.

۴. اطاعت خیرخواه

«مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأْیَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طاعَتَکَ.»:
هر که دوستى و نظر نهایىاش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتت را براى او همه جانبه گردان

۵. اوصاف پروردگار

«إِنَّ اللّهَ لا یُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى یُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَْوْهامُ أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَهِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْیِهِ، کَیَّفَ الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقالَ: کَیْفَ، وَ أَیَّنَ الاَْیْنَ بِلا أَنْ یُقالَ: أَیْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّهِ وَ الاَْیْنِیَّهِ، أَلْواحِدُ الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ.»:
به راستى که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود.
کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورّات به کُنه او پى نبرند، و در دیده ها نگنجد؟ او با همه نزدیکىاش دور است و با همه دورىاش نزدیک. کیفیّت و چگونگى را پدید کرده، بدون این که خود کیفیّت و چگونگى داشته باشد. مکان را آفریده بدون این که خود مکانى داشته باشد. او از چگونگى و مکان بر کنار است. یکتاى یکتاست، شکوهش بزرگ و نام هایش پاکیزه است.

۶. اثر بخش خداست، نه روزگار

«لا تَعْدُ وَ لا تَجْعَلْ لِلاَْیّامِ صُنْعًا فى حُکْمِاللّهِ.»:

از حدّ خود تجاوز نکن و براى روزگار هیچ اثرى در حکم خدا قرار نده.

۷. نتیجه بى اعتنایى به مکر خدا

«مَنْ أَمِنَ مَکْرَ اللّهِ وَ أَلیمَ أَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتّى یَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ کانَ عَلى بَیِّنَه مِنْ رَبِّهِ هانَتْ عَلَیْهِ مَصائِبُ الدُّنْیا وَ لَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ.»:
هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده زِیَد، تکبّر پیشه کند تا قضاى خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خداپرستى، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وى سبک آید و اگر چه مقراض شود و ریز ریز گردد.

۸. تقیّه

«لَوْ قُلْتُ إِنَّ تارِکَ التَّقِیَّهِ کَتارِکِ الصَّلوهِ لَکُنْتُ صادِقًا.»:

اگر بگویم کسى که تقیّه را ترک کند مانند کسى است که نماز را ترک کرده، هر آینه راست گفته ام.

۹. شکر و شاکر

«الشّاکِرُ أَسْعَدُ بِالشُّکْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَهِ الَّتى أَوْجَبَتِ الشُّکْرَ لاَِنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّکْرُ نِعَمٌ وَ عُقْبى.»:

شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالاى دنیاست و شکرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است

۱۰. دنیا جایگاه آزمایش

«إِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْیا دارَ بَلْوى وَ الاْخِرَهَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلْوَى الدُّنْیا لِثَوابِ الاْخِرَهِ سَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَهِ مِنْ بَلْوَى الدُّنْیا عِوَضًا.»:

همانا که خداوند دنیا را سراى امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سراى رسیدگى قرار داده است، و بلاى دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنیا قرار داده است.

۱۱. ستمکار بردبار

«إِنَّ الظّالِمَ الْحالِمَ یَکادُ أَنْ یُعْفى عَلَیْهِ بِحِلْمِهِ. وَ إِنَّ الُْمحِقَّ السَّفیهَ یَکادُ أَنْ یُطْفِىءَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفْهِهِ.»:
به راستى ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردبارى خود از ستمش گذشت شود و حقدار نابخرد، بسا که به سفاهت خود، نور حقِّ خویش را خاموش کند.

۱۲. آدم بى شخصیّت

«مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْ شَرَّهُ.»:

کسى که خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.

۱۳. دنیا جایگاه سود و زیان

«أَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.»:
دنیا بازارى است که گروهى در آن سود برند و دسته اى زیان ببینند.

۱۴. حسد و خودخواهى

«أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إِلَى الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّهٌ سَیِّئَهٌ.»:
حسد نیکوییها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندى مانع از طلب دانش و خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسندیده ترین خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا و ناشایست است.

۱۵. پرهیز از تملّق

«قالَ أَبُوالْحَسَنِالثّالِثِ(علیه السلام) لِرَجُل وَ قَدْ أَکْثَرَ مِنْ إِفْراطِ الثَّناءِ عَلَیْهِ: أَقْبِلْ عَلى شَأْنِکَ، فَإِنَّ کَثْرَهَ المَلَقِ یهْجُمُ عَلَى الظِّنَّهِ وَ إِذا حَلَلْتَ مِنْ أَخیکَ فى مَحَلِّ الثِّقَهِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلى حُسْنِ النِّیَّهِ.»:
امام هادى(علیه السلام) به کسى که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند:از این کار خوددارى کن که تملّقِ بسیار، بدگمانى به بار مىآورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملّق او دست بردار و حسن نیّت نشان ده.

۱۶. جایگاه حُسنِ ظنّ و سوءظنّ

«إِذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أَغْلَبَ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد سُوءً حَتّى یَعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ، وَ إِذا کانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ فیهِ مِنَ الْعَدْلِ فَلَیْسَ لاَِحَد أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد خَیْرًا ما لَمْ یَعْلَمْ ذلِکَ مِنْهُ.»:
هر گاه در زمانه اى عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانى به دیگرى حرام است، مگر آن که [ آدمى ] بدى از کسى ببیند. و هر گاه در زمانهاى ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى که [آدمى] خیرى از کسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد

.۱۷. بهتر از نیکى و زیباتر از زیبایى

«خَیْرٌ مِنَ الخَیْرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمیلِ قائِلُهُ، وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راکِبُهُ.»:
بهتر از نیکى، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایى، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدى، عامل آن است، و وحشتناکتر از وحشت، آورنده آن است.

۱۸. توقّع بیجا

«لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدَرْتَ عَلَیْهِ، وَ لاَالْوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بِهِ، وَ لاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إِلَیْهِ، فَإِنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.»:
از کسى که براو خشم گرفته اى ، صفا و صمیمیّت مخواه و از کسى که به وى خیانت کرده اى ، وفا مطلب و از کسى که به او بدبین شده اى ، انتظار خیرخواهى نداشته باش، که دل دیگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.

۱۹. برداشت نیکو از نعمتها

«أَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ الَْتمِسُوا الزِّیادَهَ فیها بِالشُّکْرِ عَلَیْها، وَ اعْلَمُوا أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُ شَىْء لِما أَعْطَیْتَ وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ.»:
نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزارى افزون کنید، و بدانید که نفس آدمى رو آورنده ترین چیز است به آنچه به او بدهى و بازدارنده ترین چیز است از آنچه که از او بازدارى.

۲۰. خشم به زیردستان

«أَلْغَضَبُ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ.»:

خشم بر زیردستان از پستى است.

۲۱. عاقّ والدین

«أَلْعُقوقُ ثَکْلُ مَنْ لَمْ یَثْکَلْ.»:

نافرمانى فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ نادیدگان است.

۲۲. تأثیر صله رحم در ازیاد عمر

«إِنَّ الرَّجُلَ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثُونَ سَنَهً فَیَکُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَهً وَ ثَلاثینَ سَنَهً، وَ إِنَّهُ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَهً فَیَکُونُ عاقًّا لِقَرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَ سِنینَ.»:
چه بسا شخصى که مدّت عمرش مثلاً سى سال مقدّر شده باشد به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به ۳۳ سال برساند. و چه بسا کسى که مدّت عمرش ۳۳ سال مقدّر شده باشد، به خاطر آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

۲۳. نتیجه عاقّ والدین

«أَلْعُقُوقُ یُعَقِّبُ الْقِلَّهَ وَ یُؤَدّى إِلَى الذِّلَّهِ.»:

نارضایتى پدر و مادر، کمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلّت مىکشاند.

۲۴. بى طاقتى در مصیبت

«أَلْمُصیبَهُ لِلصّابِرِ واحِدَهٌ وَ لِلْجازِعِ إِثْنانِ.»:

مصیبت براى صابر یکى است و براى کسى که بىطاقتى مىکند دوتاست.

۲۵. همراهان دنیا و آخرت

«أَلنّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاَْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَهِ بالاَْعْمالِ.»:

مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.

۲۶. شوخى بیهوده

«أَلْهَزْلُ فَکاهَهُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَهُ الْجُهّالِ.»:

مسخرگى، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.

۲۷. زمان جان دادن

«أُذْکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ أَهْلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ وَ لاحَبیبٌ یَنْفَعُکَ.»:

وقت جان دادنت نزد خانواده ات را به یاد آر که در آن هنگام طبیبى جلوگیر مرگت و دوستى نفع رسانت نباشد.

۲۸. نتیجه جدال

«أَلْمِراءُ یُفْسِدُ الْصِّداقَهَ القَدیمَهَ وَ یُحَلِّلُ الْعُقْدَهَ الْوَثیقَهَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تَکُونَ فیهِالْمُغالَبَهُ وَ الْمُغالَبَهُ أُسُّ أَسْبابِ الْقَطیعَهِ.»:
جدال، دوستى قدیمى را تباه مىکند و پیوندِ اعتماد را مىگشاید و کمترین چیزى که در آن است غلبه بر دیگرى است، که آن هم سبب جدایى مىشود.

۲۹. حکمت ناپذیرى دل فاسد

«أَلْحِکْمَهُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَهِ.»:

حکمت، اثرى در دلهاى فاسد نمىگذارد.

۳۰. درک لذّت در قِلَّت

«أَلسَّهَرُ أَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.»:
شب بیدارى، سبب لذّتبخشى خواب، و گرسنگى سبب خوش خوراکى در طعام ناب است.

۳۱. اسیر زبان

«راکِبُ الْحَرُونِ أَسیرُ نَفْسِهِ، وَ الْجاهِلُ أَسیرُ لِسانِهِ.»:

کسى که بر اسب سرکش، سوار است، اسیر هواى نفس خویش، و نادان، اسیر زبان خویش است.

۳۲. تصمیم قاطع

«أُذْکُرْ حَسَراتِ التَّفْریطِ بِأَخْذِ تَقْدیمِ الْحَزْمِ.»:
افسوسِ کوتاهى در انجام کار را با گرفتن تصمیم قاطع جبران کن.

۳۳. خشم و کینه توزى

«أَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ، وَ الْعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.»:

خشم و تندى، کلیدِ گرانبارى است و خشم، بهتر از کینه توزى است.

۳۴. ظهور مقدَّرات

«أَلْمَقادیرُ تَریکَ ما لا یَخْطُرُ بِبالِکَ.»

:مقدَّرات چیزهایى را بر تو نمایان مىسازد که به فکرت خطور نکرده است.

۳۵. خود خواهان مغضوب

«مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ.»:

هر که از خود راضى باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.

۳۶. تباهى فقر

«أَلْفَقْرُ شَرَهُ النَّفْسِ وَ شِدَّهُ الْقُنُوطِ.»:

فقر، مایه آزمندىِ نفس و سببِ ناامیدى زیاد است.

۳۷. راه پرستش

«لَوْ سَلَکَ النّاسُ وادِیًا شُعَبًا لَسَلَکْتُ وادِىَ رَجُل عَبَدَاللّهَ وَحْدَهُ خالِصًا.»:

اگر مردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه کسى که تنها خدا را خالصانه مىپرستد خواهم رفت.

۳۸. آثار گوشتخوارى

«مَنْ تَرَکَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ وَ مَنْ أَکَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ.»:

کسى که چهل روز گوشت نخورد بد خُلقى پیدا کند، و کسى که چهل روز پى در پى نیز گوشت خورد اخلاقش بد شود.

۳۹. یگانگى خدا

«لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَىءَ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْیاءَ بَدیعًا وَ اخْتارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الاَْسْماءِ.»:

خداوند از ازل تنها بود و چیزى با او نبود، سپس اشیاء را به صورت نوظهور آفرید و براى خودش بهترین نام ها را برگزید.

۴۰. فروتنى

«أَلتَّواضُعُ أَنْ تُعْطِىَ النّاسَ ما تُحِبُّ أَنْ تُعْطاهُ.»:

فروتنى آن است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو چنان باشند.

نگاهی سرشار از رحمت برای والدین

مصداقی از بی‌احترامی به پدر و مادر!

قبول کنیم که یک سری از ما جوان‌ها، مسیری را داریم طی می‌کنیم که نه تنها با ارزش‌ترین موجودات زندگیمان را نابود می‌کنیم، بلکه در حقیقت و به اذعان خیلی از دوستان خودمان، در راستای نابودی خودمان بر آمده‌ایم…

والدین هر کس، اساس و ریشه ی جسمانی او هستند. کسی که به والدین خود بی‌احترامی می‌کند در واقع خود را بی‌ارزش، و بنیان خود را سُست کرده است. شاید روی همین اساس باشد که در روایات می‌فرمایند: بی‌احترامی به والدین، عمر را کوتاه، و روزی ـ مادّی و معنوی ـ را کم می‌کند. اگر کسی از روی خشم به والدین خود نگاه کند، خداوند او را از حوزه ی رحمت خود دور کرده و نمازش را نمی‌پذیرد». [مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۹۵]
“این روایت بدین معنا نیست که چنین شخصی نمازش از جهت فقهی قبول نبوده و بدین معنا نیست که باید بعد از توبه نمازش را قضا نماید. بلکه معنای روایت این است که چنین نمازی در نزد خدای متعال پاداش و اجری ندارد و نمی‌تواند معراج او باشد. هر چند که نامش در ردیف بی‌نمازها نوشته نشده و به او «تارک الصلاۀ» نمی‌گویند.”
از سوی دیگر، کسی که حرمت «رَحِم» خود را نگاه دارد، و والدین خود را «محترم» بشمارد، در واقع به «رحمت» بی‌کران الهی وصل شده و بهره‌های مادّی و معنوی فراوانی هم در این راه خواهد برد.
جهاد به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین برنامه‌‌های اسلامی، تا زمانی ‌که وجوب عینی پیدا نکند، خدمت به پدر و مادر و رسیدگی به‌ امورشان بر آن اولویت دارد و شاید این را بتوان در زمانه امروز که جوانان و عزیزانی که عشق به مدافع حرم اهل بیت(علیهم السلام) را دارند بررسی کرد و تطبیق داد و گاها تذکری نیز برای این عزیزان باشد؛ کما اینکه امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب جوانی که شور جهاد در دل داشت ولی پدر و مادر ناتوانی داشت که خیلی با وی انس و علاقه داشتند، فرمود: «قسم به آن ‌که مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یک شب مادر با تو مأنوس باشد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است».(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ج ۱۲/ ص ۹۶)
این نگه داشتن حرمت و احسان و تکریم به پدر و مادر از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است و اهمیت آن را در مواضعی می‌بینیم که خداوند همواره پس از بیان حکم وجوب پرستش خدای یگانه، به احترام و تکریم پدر و مادر اشاره کرده و حکم می‌کند: قَضى رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً … که به والدین احسان کنید.
خداوند متعال در آیه ۱۵ سوره مبارکه لقمان می‌‌فرماید: «وَ إِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا …؛ و اگر تو را وادارند تا درباره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن..». لذا در این آیه شریفه توصیه می‌‌کند حتی اگر پدر و مادر کافر باشند احترام آن‌‌ها لازم است.
همچنین، خداوند متعال در آیه ۸۳ سوره مبارکه بقره می‌‌فرماید: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَآتُواْ الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ؛ و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید آن‌ گاه جز اندکى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتید».
گرچه شأن نزول آیه مذکور درباره بنی ‌اسرائیل است اما در حقیقت یک برنامه کلی الهی را درباره ی تمام جوامع بشری بیان می‌کند. جهاد به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین برنامه‌‌های اسلامی، تا زمانی ‌که وجوب عینی پیدا نکند، خدمت به پدر و مادر و رسیدگی به‌ امورشان بر آن اولویت دارد و شاید این را بتوان در زمانه امروز که جوانان و عزیزانی که عشق به مدافع حرم اهل بیت علیهم السلام را دارند بررسی کرد و تطبیق داد و گاها تذکری نیز برای این عزیزان باشد؛ کما اینکه امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب جوانی که شور جهاد در دل داشت ولی پدر و مادر ناتوانی داشت که خیلی با وی انس و علاقه داشتند، فرمود: «قسم به آن ‌که مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یک شب مادر با تو مأنوس باشد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است».(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ج ۱۲/ ص ۹۶)

به خاطر یک عمل، همه چیز نابود می‌شود

مرد مؤمن و صالحی که از خوبان روزگار بود در خواب باغ وسیعی را دید که قصر با شکوهی در آن ساخته بودند. در تعجبّ بود که این قصر زیبا از آن کیست. به او گفتند این قصر متعلّق به حبیب نجّار است. با شگفتی به قصر نگاه می‌کرد که ناگهان صاعقه‌ای در باغ افتاد و همه ی باغ و قصر را به آتش کشید. وحشت زده از خواب بیدار شد و متوجّه شد که این خواب رؤیایی صادقه بوده است. فردای آن روز بلافاصله سراغ حبیب نجار رفت و به او گفت: شب گذشته چه خطایی از تو سر زده! او ابتدا کتمان می‌کرد و چیزی نمی‌گفت. امّا در نهایت لب باز کرد و گفت: دیشب با مادرم مشاجره می‌کردم و در حین مشاجره دست خود را به روی او بلند کردم! مرد صالح خواب دیشب خود را برای حبیب تعریف کرد و به او گفت که چنین مقامی نزد خداوند داشتی، امّا به خاطر عمل دیشب خود همه را از دست دادی.(کتاب داستان‌های شگفت شهید آیت الله دستغیب، صفحه ی ۱۵۷)

احترام به پدر و مادر معنی گسترده و وسیعی دارد به ‌طور خلاصه هر نوع بی‌احترامی به هر نحوی و هر چیزی که موجب ناخشنودی و نارضایتی آن‌ها شود باید از آن دوری جست و در برابر آن‌‌ها کاملاً خاضع و برخورد به آن‌ها باید مؤدبانه و شایسته باشد و به تعبیر قرآن کریم در آیه ۲۳ سوره مبارکه اسرا: «وَ قَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا؛ و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر ]خود] احسان کنید اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى».
در تفسیر نمونه ج ۱۲ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اگر در آزردن پدر و مادر خداوند چیزی را کمتر از اف می‌دانست از آن نهی می‌‌کرد» و از جمله آزردن این است که انسان یا چشم خیره به‌ آن‌ها بنگرد، اف گفتن از کم‌ترین و بی‌مقدارترین موارد آزردن است لذا روایت فرق بیانگر وسعت گسترش معنای بی‌‌احترامی به پدر و مادر است.

نگاهی سرشار از رحمت برای والدین

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اگر فرزند نیکوکاری با نگاه رحمت به والدین خود بنگرد، خدای متعال در مقابل هر نگاهش برای وی یک حج مقبول می‌نویسد. و اگر در طول روز صد بار هم این کار را انجام دهد، خداوند هم صد حج مقبول برای وی در نظر می‌گیرد». [بحارالأنوار، جلد۷۱، صفحه ی۷۳]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چند نمونه از گناهان را نام می‌برند که از کبیره‌ترین گناهان کبیره است. «شرک به خداوند»، «کشتن یک مؤمن» و «عاقّ والدین» از جمله ی آن گناهان است. [میزان الحکمۀ، حدیث۲۲۷۱۰] در روایت دیگری آمده است که اگر کسی والدین خود را محزون کند، عاق والدین شده است. [من لا یحضره الفقیه، جلد۴، صفحه¬ ی۳۷۲]

منابع
سایت هم اندیشی دینی؛ نوشته احمد نباتی
کتاب داستان‌های شگفت شهید آیت الله دستغیب، صفحه ی ۱۵۷
سایت ایکنا

فرآوری: زهرا اجلال

منبع: سایت آسمونی

معنای عاق والدین

عاق والدین(خشم آوردن و دل شکستن و آزردن خاطر پدر و مادر) از گناهان کبیره و سبب بدبختی انسان در دنیا و آخرت است که موجب کوتاهی عمر و تلخ و سخت شدن زندگی بر انسان و فقر و پریشانی انسان می‌شود و در آیات و روایات از این کار مذمت شده و بد‌ترین نوع قطع رحم است.

علامه مجلسی در شرح کتاب اصول کافی درباره معنای عاق والدین می‌نویسد: «عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آن‌ها را رعایت نکند و بی‌ادبی کند و آن‌ها را به سبب گفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که منع شرعی و عقلی ندارد، از آن‌ها نافرمانی کند؛ چه این که در بیان امام صادق(علیه السلام) آمده است که کمترین ناسپاسی والدین، گفتن «اُف» است. نگاه تند به پدر و مادر، محزون ساختن آن‌ها و ترک وظایف حتمی در قبال آن‌ها مثل برآورده نساختن نیازهای مالی والدین در صورت نیاز نیز از موارد عاق شدن فرزندان معرفی شده است. به بیانی هر کاری که موجب ایذا و اذیت والدین گردد، به معنای عاقّ والدین است، مگر در مواردی که تکلیف واجب یا حرامی باشد و به انسان دستور مخالفت با آن را بدهند(اسفتائات از آیت الله مکارم شیرازی)

وظایف فرزندان نسبت به والدین

در نهج البلاغه تاکید شده است: همانا فرزند را به پدر و پدر را به فرزند حقّی است. حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خدا، از پدر اطاعت کند و حق فرزند بر پدر آنکه نام نیکو بر فرزند نهد، خوب تربیتش کند و او را قرآن بیاموزد.(نهج البلاغه ترجمه دشتی، ص: ۷۲۷)

نیکی به والدین

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم: نیکی رساندن به پدر و مادر واجب است و هر‌گاه مشرک باشند نه ایشان را و نه دیگری را در معصیت خدا فرمان برداری مکن چون برای مردم در مورد گناه کاری خدا فرمانبرداری نیست(خصال ترجمه مدرس گیلانی، ج۲، ص: ۲۳۴)

احسان به والدین

امام صادق(علیه السلام) فرمود: احسانِ به والدین این است که وقتی چیزی از تو می‌خواهند آن‌ها را به زحمت نیندازی؛ گرچه بی‌نیاز هستند، حاجت آنان را برآور.

احسان به والدین، آثار متعددی دارد که ما در اینجا چند نمونه از احادیثی در این زمینه را ذکر می‌کنیم: احسان به والدین بالا‌ترین مصداق صله رحم است و عمر را طولانی می‌کند.(بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۸۰)
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم: نیکی کنید با پدرانتان تا به شما نیکی کنند پسرانتان.

بعضی‌ها فکر می‌کنند که عاق والدین یعنی این که حتما پدر و مادر نفرین بکنند تا مورد عاق والدین واقع بشوند ولی نمی‌دانند که بسیاری از مشکلات زندگیشان، به خاطر عاق بودنشان است. امیرالمومنین(علیه السلام) می‌فرمایند: هر کس پدر و مادر خود را غمگین کند، عاق والدین است.

عاق والدین قابل بخشش است

گناه عاق والدین مانند گناهان دیگر قابل بخشش است. اگر والدین زنده هستند، می‌توان با عذرخواهی و احسان، گناه گذشته را جبران کرد و اگر از دنیا رفته‌اند، با طلب مغفرت و دادن خیرات و صدقات می‌توان رضایت آن‌ها را جلب کرد. در این صورت اثر وضعی گناه از بین خواهد رفت.

منبع: آفتاب

نفرین مادر در حق عالم بنی‌اسرائیل

از امام باقر(علیه السلام) روایت است که در بنی‌اسرائیل، عابدی بود بنام جریح، که در صومعه خویش به عبادت مشغول بود.

روزی مادرش او را در حالی که وی به نماز اشتغال داشت، خواند، اما او، مادر را پاسخ نداد ـ (در بعضی روایات آمده که اگر جریح فقیه می‌بود می‌دانست که قطع نماز نافله و پاسخ دادن به مادر، از نماز افضل بود) ـ مادر برگشت، و بار دوم آمد او را صدا زد، و او باز پاسخ نداد، تا سه بار. در این وقت، مادر، او را نفرین کرد و گفت: از خدای بنی‌اسرائیل می‌خواهم که تو را به خود واگذارد و یاریت نکند.

آن روز گذشت و روز بعد، زن بدکاره‌ای به کنار صومعه او آمد و فرزندی را که در رحم داشت در آنجا وضع حمل کرد و ادعا کرد که فرزند، از آن جریح است. در میان بنی‌اسرائیل شایع شد که آن کس که مردمان را از زنا نهی می‌نمود، خود مرتکب زنا گشته است! حاکم دستور داد وی را به دار کشند. مادرش بر سر و روی زنان، به پای چوبه دار آمد. جریح گفت: ای مادر! خاموش باش که این، نتیجه همان نفرین تو است.

مردمان چون شنیدند گفتند: ما از کجا بدانیم که این تهمت و این نسبت دروغ است؟ جریج گفت: کودک را حاضر کنید. چون کودک بیاوردند، از او پرسیدند: پدرت کیست؟ وی به زبان آمد و گفت: فلان چوپان پدر من است، و بدین گونه خداوند بر اثر توبه جریح، وی را نجات داد، و جریح سوگند یاد کرد که از این پس، از خدمت مادر جدا نگردد.

(منبع: علامه مجلسی؛ بحار الأنوار؛ ج‏۷۱، ص۷۵)

نفرین پدر

امام حسین(علیه السلام) در حدیثی به این مضمون فرمودند: در شبی که بسیار تاریک و کم فروغ بود، به همراه پدرم امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مسجد الحرام مشغول طواف بودم. مسجد الحرام خلوت شده و زائران، خفته و چشم‌ها، آرام گرفته بود.
در این هنگام صدای شخصی به گوش رسید که با دلی دردمند و صدایی حزین و ناله‌ای غمگین، چنین ناله سر می‌داد:
‌«ای خدایی که دعای گرفتاران را در تاریکی‌ها می‌شنوی. ‌ای خدایی که گرفتاری‌ها را می‌زدایی و بلیّات را مرتفع می‌سازی و بیماریها را برطرف می‌نمایی. اینک میهمانانی دور خانه‌ات گرد آمده‌اند که تعدادی از آنها خفته و عده‌ای دیگر بیدار و به درگاهت دعا و استغاثه می‌کنند. اما دیدگان تو به خواب نرفته است. از تو می‌خواهم به فضل، جود و کرمت، از جرم و گناه من درگذری و مرا مورد عفو خود قرار دهی. ‌ای پروردگاری که خلایق به سوی خانه‌اش روی آورده‌اند، اگر عفو و بخشش تو شامل گناهکاران نگردد، پس که باید گناهکاران را مورد عفو و بخشش قرار دهد؟».
پس از این که ناله‌ها شنیده شد. حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) فرمود:‌ ای ابا عبدالله! آیا صدای این گناهکاری را که به درگاه خدای عزّ و جلّ استغاثه می‌نمود و از او طلب عفو و بخشش می‌کرد شنیدی؟
امام حسین(علیه السلام) فرمود: آری پدر؛ آن صدا را شنیدم.
امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: در میان جمعیت برو و او را پیدا کن و نزد من بیاور.
امام حسین(علیه السلام) فرمود: در تاریکی شب در میان جمعیت رفته و به دنبال صاحب آن صدا گشتم. هنگامی که بین رکن و مقام رسیدم، شخصی را دیدم که ایستاده بود. وقتی که با دقّت نظاره کردم دانستم که او صاحب آن صدا است و او را در حالی که به نماز ایستاده بود دیدم و به او گفتم: «سلام بر تو‌ ای بنده‌ای که به گناه خود اقرار کرده و از خدا طلب عفو و بخشش نموده و به او پناه آورده است. پسر عمّ رسول خدا تو را به نزد خود دعوت می‌کند».

در این هنگام آن شخص نماز خود را با شتاب تمام کرد و پس ازسلام نماز، بدون آن که با من سخنی بگوید با دست خود اشاره نمود و از من خواست که من در رفتن از او پیشی بگیرم و او در پی من بیاید من نیز چنین کرده و او را به نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام) آوردم و به ایشان گفتم: این شخص، صاحب آن صدا بود.
حضرت امیرالمؤمنین نگاهی به او انداخته و مشاهده نمودند که او جوانی خوش سیما و پاکیزه جامه است. حضرت به او فرمود: ‌ای مرد! اهل کجا هستی؟
آن جوان گفت: از فلان قبیله هستم.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: حال و روزت چگونه است و سبب گریه و استغاثه تو چیست؟
آن جوان پاسخ داد: حال و روزگار من، حال و روزگار شخصی است که مورد عاقّ قرار گرفته است و به او تنگی افتاده و گرفتاری‌ها و مصیبت‌ها او را احاطه کرده است و به همین جهت دعای او مستجاب نمی‌شود.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) به او فرمود: چرا چنین شده است؟

آن جوان پاسخ داد: من در زندگی به لا ابالی‌گری و خوشگذرانی مشغول بودم و گناه و معصیت را حتی در ماه رجب و شعبان ترک نمی‌کردم و خدا را در هنگام معصیت نادیده می‌گرفتم و پدری مهربان و دلسوزی داشتم که او مرا از ارتکاب گناهان برحذر می‌داشت و از کیفر آتش جهنّم می‌ترساند و بارها به من می‌گفت: «تا کی روزها و شب‌ها و ماه‌ها و سال‌ها، ملائکه خدا از کرده‌های زشت تو ناله سر دهند؟!»؛ و هنگامی که پدرم مرا موعظه و نصیحت می‌کرد من بر او خشم می‌کردم و او را از خود می‌راندم. و در روزی که مرا بسیار نصیحت و موعظه نمود بر او غضب کرده و به سوی او یورش برده و او را کتک می‌زدم.
روزی از روزها تصمیم گرفتم پولی را که در جایی مخفی کرده بود، بردارم و در راه گناه و معصیت و خوشگذرانی صرف نمایم. اما پدرم مرا از این کار بازداشت و جلوی مرا گرفت. اما من با گستاخی او را کتک زده و دستش را پیچانده و او را به گوشه‌ای پرت نموده و بر زمین انداختم و به طرف کیسه پول‌ها رفته و آن را برداشتم. پدرم خواست که از روی زمین برخیزد اما از شدّت درد و ناراحتی نتوانست؛ و او در حالی که در روی زمین افتاده بود و ناله می‌کرد مرا نفرین نموده و از خدا خواست تا همان گونه که من دست او را پیچانده بودم خدا نیز دست مرا بپیچاند و سوگند خورد که به بیت الله الحرام رفته و از من به نزد خدا شکوه و شکایت کند. پس از این جریان او چند روز را روزه گرفت و پس از خواندن نماز و دعا به طرف شهر مکّه روانه شد. و پس از رسیدن به مسجد الحرام دور کعبه طواف نموده و به پرده‌های خانه خدا چنگ زده و مرا نفرین کرده و از خدا خواست تا نیمی از بدن من خشک و فلج گردد… و من خدا را گواه می‌گیرم که هنوز دعای او تمام نشده بود که احساس کردم بدنم سست گشته و نیمی از آن فلج شده است.
آنگاه آن جوان نیمه راست بدن خود را که فلج شده بود نشان داد.
سپس گفت: اینک سه سال است که از این واقعه می‌گذرد. و من بارها و بارها از پدرم درخواست نمودم که به این مکان مقدّس آمده و همان گونه که مرا در اینجا نفرین کرد برای من دعا کرده و شفای مرا از خدا بخواهد. امّا او به خواسته من عمل نمی‌کرد تا این که او امسال به این عمل راضی شد و برای آن که در حقّ من دعا کرده و عافیتم را از خدا بخواهد سوار شتری شده و روانه شهر مکّه گشت. اما در میان راه شتر او رم کرده و پدرم از روی شتر افتاد و از دنیا رفت. اینک من تنها به مسجدالحرام آمده و به درگاه خدا طلب توبه نموده و از او شفای خود را خواستار شده‌ام و بدتر از آن، این که مردم مرا این گونه به همدیگر معرّفی می‌کنند: این جوان، شخصی است که به نفرین پدر خود گرفتار شده است.

در این هنگام امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این جوان فرمود: «اینک، وقت نجات تو فرا رسید. آیا می‌خواهی دعایی را به تو بیاموزم که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به من آموخت و در آن دعا، اسم اعظم خدا وجود دارد و شخصی که آن دعا را بخواند، خدای عزّ و جلّ دعایش را مستجاب می‌گرداند و خواسته‌اش را برآورده می‌نماید و اندوه و غم را از او می‌زداید و گرفتاری‌های او را برطرف می‌سازد…
اما برحذر باش که در وقت خواندن این دعا، عجب و خودبینی بر تو مستولی گردد. ‌ای مرد! تقوای الهی را پیشه خود ساز؛ زیرا هنگامی که من ناله‌های جانسوز تو را شنیدم که به درگاه خداوند توبه نموده و از او طلب بخشش می‌نمودی، دلم برای تو سوخت و به رحم آمد و در هنگام خواندن این دعا، باید که نیّت تو صادق باشد و این دعا را در راه معصیت خدا بکار نبری و آن را تنها به کسانی که به دیانت آنها اطمینان داری، بیاموزی و چنانچه نیّت خود را در هنگام خواندن این دعا خالص نمایی، دعای تو مستجاب می‌گردد و پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را در رؤیا خواهی دید در حالی که آن حضرت، تو را به استجابت این دعا و به بهشت بشارت می‌دهد».

سپس امیرالمؤمنین(علیه السلام) آن دعا را به آن جوان تعلیم فرمود. امام حسین(علیه السلام) فرمود: خوشحالی من از آموختن این دعا، بیشتر از خوشحالی آن مرد برای کسب سلامتی‌اش بود.

(منبع: ناجی موسوی جزایری؛ سید هاشم؛ فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرین شده)

پدر و مادر، حقوق و نیازهای عاطفی

در مکتب اسلام، احترام و تکریم پدر و مادر و خوش رفتاری با آنها، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، به طوری که بی‌توجهی به بسیاری از نیازمندی‌های روحی و روانی آنها، ناسازگاریهای طولانی را به دنبال خواهد داشت.

پدران و مادران به خاطر زحمات شبانه‌روزی و سختی‌های گوناگونی که بابت پرستاری و تأمین سلامت روحی و جسمی فرزند متحمل شده‌اند، به قدرشناسی و احترام از سوی فرزندان خود نیازمند بوده و از آن لذت می‌برند چه بسیار پدران و مادرانی که از نظر مالی به پسر یا دختر خود محتاج نباشند ولی توجهات پی در پی و محبت فرزندان را از ضروریات نیاز روحی خود می‌دانند.

مقام و مرتبت والدین در قرآن و روایات به گونه‌ای است که لزوم احسان به آنها در کنار پرستش خدا مطرح شده است، به طوری که پرستش خدا بدون نیکی به پدر و مادر ناقص است.

حضرت امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید:

«خداوند فرمان داده است که بندگانش، او و پدر و مادر را شکرگذاری کنند [که خود یک نوع احترام است] پس کسی که پدر و مادرش را سپاس نگوید، خدا را هم سپاسگزاری نکرده است».(۱)

از حضرت امام صادق(علیه السلام) سؤال شد که کدام اعمال بافضیلت‌تر و بهتر است؟ امام(علیه السلام) در جواب فرمود:

«الصَّلاهُ لِوَقتها وَ بِرُّ الْوالِدَینِ وَ الجَهادُ فی سَبیلِ اللّه َ عزّ و جلّ».(۲)

نماز را در اول وقت خواندن، نیکی به پدر و مادر و جهاد در راه خدا.

در عظمت و ارزش احسان به والدین همین بس که در ردیف نماز اول وقت و جنگ در راه خدا قرار گرفته است.

دستور عمومی

احسان و خوشرفتاری با پدر و مادر، این گونه نیست که به گروهی از آنها اختصاص داشته باشد و بقیه به خاطر اشکالات فکری، علمی، اخلاقی و رفتاری، مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گیرند. بلکه پدر و مادر با هر مکتب و مرامی؛ و با هر سلوک رفتاری، احترامشان لازم و ضروری است.

حضرت امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید:

«در سه چیز خداوند به کسی اجازه تخلف نداده است:

۱ـ رد کردن امانت به صاحبش، خواه نیکوکار باشد یا بدکار.

۲ـ وفای به عهد، چه با نیکوکار و چه با بدکار.

۳ـ نیکی و خوشرفتاری با والدین خواه صالح و نیکوکار باشند خواه فاجر و بدکار.(۳)

با این بیان، عذر بسیاری از مردم در بی‌توجهی و بی‌احترامی به پدر و مادرشان پذیرفته نیست. پدری که با ارزشهای انقلاب اسلامی مخالف است و آنها را به مسخره می‌گیرد و یا مادری که نسبت به بعضی از اصول اسلامی سست و متزلزل است، نباید از احسان و احترام فرزندانش محروم باشد، نباید مطرود شود، نباید با او قطع رحم شود. بلکه باید به او بیشتر محبت کرد و با عمل او را به ارزشهای اسلامی دعوت نمود، و یا لااقل با زبانی نرم و آرام آنها را امر به معروف و نهی از منکر کرد.

حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ به سؤال یکی از مقلدین خود که می‌پرسد: «آیا انسان می‌تواند از نظر شرعی با خویشاوندانی که بی‌تقوا و بی‌نماز و ضد انقلاب اند، از قبیل پدر، مادر، خواهر و غیره قطع رحم نماید؟! می‌فرمایند:

«قطع رحم جایز نیست، ولی باید آنها را با مراعات موازین، امر به معروف و نهی از منکر نمایند».(۴)

دیگری می‌پرسد: اینجانب پدری دارم که خوش اخلاق نیست و مغرور و خودپرور می‌باشد، در حق خانواده خود ظلم روا می‌دارد، و من از وقتی که به تکلیف رسیده‌ام در حال مبارزه با پدرم هستم. اگر جوابش را همان موقع در حضور دیگران بدهم که کار نادرست و ناشایست انجام داده‌ام و اگر تنها با پدرم صحبت نمایم، حرفم را قبول نمی‌کند و می‌گوید: در مقابل پدرت درشتی نکن؛ خلاصه نمی‌دانم چه کنم؟»

امام(ره) در پاسخ می‌فرمایند:

«حفظ احترام والدین و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد امر به معروف و نهی از منکر، اگر مأیوس از تأثیر باشید، تکلیف ساقط است».(۵)

تقدم احترام مادر بر پدر

از آنجا که تلاش، دلسوزی، بیدارخوابی و سرمایه‌گذاری مادی و معنوی مادر در مورد فرزند به مراتب بیشتر از پدر است، باید از احترام و توجه بیشتری برخوردار باشد، زیرا او در شرایطی تحمل زحمت کرده است که هیچ کس حاضر نیست در آن شرایط برای کسی زحمت بکشد، از شیره جانش به فرزندش غذا داده است، در دوران بارداری همه سختی‌ها و غصه‌ها را بر خود هموار کرده است، با رضایت برای آسایش فرزند از خواب خویش چشم پوشیده است، حاضر شده خودش گرسنه بماند اما فرزندش را سیر کند، او را بپوشاند اگر چه خودش پوشیده نباشد، او سیراب باشد اگر چه خودش تشنه بماند، دامن او بستر آسایش فرزند و سینه‌اش منبع آب و غذای او بوده است.

برو بیش از پدر خواهَش که خواهد

تو را بیش از پدر، بیچاره مادر

نگهداری کند نُه ماه و نُه روز

تو را چون جان به بَر بیچاره مادر

از این پهلو به آن پهلو نغلطد

شب از بیم خطر بیچاره مادر

به وقت زادن تو مرگ خود را

بگیرد در نظر بیچاره مادر

و از همه مهمتر این که، این سختی‌ها را با رغبت و بدون منت انجام داده است.

حضرت امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: فردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از نیکی به پدر و مادر سؤال کرد، حضرت فرمود:

«به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن، به پدرت نیکی کن، به پدرت نیکی کن، به پدرت نیکی کن»؛ و نیکی به مادر را بر نیکی به پدر مقدم داشت.(۶)

«نیازهای عمده والدین»

۱ـ علاقه به احترام و قدرشناسی

زحمت‌های شبانه روزی و چه بسا طاقت فرسای پدر و مادر در تربیت روحی و جسمی فرزند موجب می‌شود تا آنها رعایت احترام از سوی اطرافیان را دوست داشته باشند. توجه به خدمات آنها در راستای سلامتی، تحصیل، بهداشت، راهنمایی فرزندان، از ضرورت‌های بهداشت روانی آنهاست. آنها دوست دارند تا کوچکترها، نوه‌ها و فامیل در ایام جشن و شادی به دیدنشان رفته و در مجالس مهمانی و سرور آنها را دعوت کرده و نهایت اکرام و احترام را در موردشان به کار برند.

۲ـ علاقه به محبت و آرامش

یکی از ضروری‌ترین نیازهای دوران سالمندی به ویژه در مورد پدران و مادران این است که از محبت اطرافیان و آرامش روحی بهره مند باشند؛ آنها می‌خواهند مورد قبول اطرافیان و فرزندان خود باشند، دوست دارند مستقل زندگی کنند و سربار فرزندان نباشند. از این رو یکی از عوامل آرامش پدر یا مادر این است که وسیله انس و الفت برای خود داشته باشند؛ پدر یا مادری که در «تجرّد و تنهایی» به سر می‌برد و مونس و همراز خود را از دست داده است، دوست دارد که فرزندان در حق او «محبت» کرده و همسری که پدر یا مادرشان در کنار او آرام گیرد، برایش انتخاب کنند. و متأسفانه یکی از افکار ناپسند که در بین بسیاری از خانواده‌ها به ویژه زنان وجود دارد این است که حاضر نیستند کسی را به جای پدر یا مادرشان در خانه ببینند، که این، خود از افکار و اندیشه‌های غلط اجتماعی است که باید با آن مبارزه شود، چه بسیار زنان یا مردانی که از ترس فرزندان خود در عالم «تنهایی و غم» به سر می‌برند و حتی نمی‌توانند «گمشده» خود را در رفت و آمد فرزندان و محبتهای آنها پیدا کنند.

حقوق پدر

پدر، موجب شخصیت اجتماعی فرزندان است، حضور او در محیط خانه عامل کنترل و عدالت است و نبودش موجب نگرانی، بی‌نظمی و ناآشنایی فرزندان با مشکلات اجتماعی است. از این رو باید در آشکار و نهان مورد احترام و تعظیم باشد، در صحبت کردن با او، نشستن و راه رفتن همراه او، نام بردن او و … همه آداب و رسوم ادب و احترام به کار گرفته شود.

حضرت امام کاظم(علیه السلام) می‌فرماید:

«شخصی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد: حق پدر بر فرزندش چیست»؟ آن حضرت در جواب فرمود: «او را با نامش صدا نزند، جلوتر از او راه نرود، جلوی او ننشیند، کاری نکند که مردم پدرش را ناسزا و فحش گویند».(۷)

حضرت امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند:

«پدرم نگاهش به مردی افتاد که پسرش در حال راه رفتن به بازوی پدرش تکیه داده بود، [با مشاهده این صحنه] پدرم دیگر تا آخر عمر از شدت خشم و غضب با این فرزند صحبت نکرد».(۸)

عاق والدین

«عاق والدین» به کسی گفته می‌شود که پدر و مادر هر دو از او ناراضی باشند.

مقام و موقعیت پدر و مادر، آن قدر رفیع است که بی‌حرمتی، اهانت، بدی و اسباب خشم و غضب آنها را فراهم کردن از گناهان کبیره شمرده شده است و مجازاتش در همین دنیا به سراغ فرزندان ناصالح خواهد آمد.

اگر پدر یا مادری از عمل، رفتار و گفتار فرزندش ناخشنود شود و با دلی سوخته و خاطری رنجیده از فرزند نگران گردد، آثار مادی و معنوی ناشایستی را برای فرزند به دنبال خواهد داشت. بی‌رغبتی به عبادت، بی‌علاقگی به کار خیر، تلخی و ناکامی در زندگی، بی‌رونقی در کار و کسب، عدم توفیق در مناجات و تحصیل علم، همگی می‌توانند از پیامدهای آزار و اذیت پدر و مادر باشند.

شاید بسیاری از پدران و مادران از بدرفتاری فرزندان نسبت به ایشان شکایت کنند و بگویند با این که در حق آنها خوبی می‌کنیم، احترام ما را حفظ نکرده و از خوب و خوشرفتاری در حق ما مضایقه می‌کنند. در پاسخ این گونه افراد می‌گوییم که: آیا هیچ اندیشیده اید که شاید این بدرفتاری فرزندان نتیجه و کیفر بدرفتاری شما پدران و مادران با والدین خود باشد؟ چون خود اینها در حق پدرانشان خوشرفتاری نکردند و فرزندانشان هم در حق این پدران و مادران خوشرفتاری نمی‌کنند.

پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«بِرّوُا آبائکُم یَبُرُکم ابنائکُمُ».(۹)

به پدران و مادرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.

امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می‌فرماید:

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: عقوبت سه گناه در همین دنیاست و تا آخرت به تأخیر نمی‌افتد. آزار و اذیت پدر و مادر، ظلم به مردم، ناسپاسی احسان و نیکی.(۱۰)

در پایان به این مطلب اشاره می‌کنیم که نیکی به پدر و مادر، مخصوص کسانی که در قید حیات هستند، نیست بلکه آنها که از دنیا رفته اند، نیز به نیکی و خیرات فرزندان و بازماندگان خود نیازمندند. در روایات اسلامی بر این مسأله اشاره شده است که برای والدین از دست رفته خود، نماز، روزه، حج و صدقه انجام دهید و آنها را خوشحال کنید، آیا صدقه برای پدر و مادر و دیگر رفتگان فقط «سیر کردن» دیگران است؟

قطعا این گونه نیست بلکه می‌توان برخی کارهای جزیی اجتماعی و خدمات عمومی را که به هزینه‌های بالا هم نیازمند نیست، به قصد آنها انجام داد. مانعی را از سر راه برداشت، کوچه‌ای تسطیح کرد، کوچه تاریکی را با یک چراغ روشن کرد، بیچاره‌ای را لباس پوشاند، پلِ در حال تخریب را مرمت و بازسازی نمود و هزاران نمونه دیگر از خدمات اجتماعی، به قصد این که ثوابش به فرد مورد نظر برسد. ان شاءاللّه

منابع

۱ ـ عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۵۸٫

۲ ـ اصول کافی، ج۲، ص۱۵۸٫

۳ ـ همان مأخذ، ص۱۶۲٫

۴ ـ استفتاءات امام خمینی(ره)، ج۱، ص۴۸۸، بخش امر به معروف و نهی از منکر.

۵ ـ همان مدرک.

۶ ـ اصول کافی، ج۲، ص۱۶۲٫

۷ ـ همان مأخذ، ص۱۵۸٫

۸ ـ همان مأخذ، ص۳۴۹٫

۹ ـ بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۵٫

۱۰ ـ همان مدرک، ص۷۴٫

منبع: مجله پیام زن؛ اردیبهشت ۱۳۷۲؛ شماره ۱۴

 

اعمالی که از شمیم بهشت محروممان می‌کند!

اُف بر شما… اینان کسانی‌اند که آن سخن(وعده عذاب) درباره آنان به حقیقت پیوست، در حالی که در میان امت‌هایی از جنیان و آدمیان هستند که پیش از آنان درگذشتند. قطعا اینان زیانکارند.

صله رحم از موارد سفارش شده و موکد دین مبین اسلام است که ترک آن، عواقب ناخوشایندی به دنبال دارد؛ این سنت حسنه در خصوص پدر و مادر بیشتر سفارش شده است. نوشتار زیر برگرفته از کتاب مفاتیح الحیاه اثر آیت الله جوادی آملی را در این باره مرور می‌کنیم:

اولویت حق با مادر

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) سه بار به خدا عرض کرد: پروردگارا! به من توصیه‌ای کن! خدای سبحان در هر سه بار فرمود: تو را به خودم سفارش می‌کنم؛ آن گاه عرض کرد: پروردگارا! مرا سفارش کن! فرمود: تو را سفارش می‌کنم به مادرت. سپس عرض کرد: پروردگارا! مرا سفارش کن. فرمود: تو را به مادرت سفارش می‌کنم. باز گفت: پروردگارا! مرا سفارش کن. فرمود: تو را به پدرت سفارش می‌کنم. امام باقر(علیه السلام) افزود: از همین رو گفته می‌شود که حق مادر از نیکی دوسوم و برای پدر یک سوم است.(۱)

پدر

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند: حق پدرت این است که بدانی او ریشه تو و تو شاخه او هستی و بدان که اگر او نبود تو نیز نبودی، پس هر گاه در خودت نعمتی یافتی که شادمانت می‌کند بدان که پدرت برای تو ریشه آن نعمت است و حمد خدا به جای آور و به اندازه آن نعمت از او شکرگزار باش.(۲)

قطع پیوند با والدین

خداوند گسستن پیوند با والدین را نکوهیده و درباره آن تهدید کرده است. کسانی که پدر و مادر خود را تحقیر و به آنان اهانت می‌کنند به سرانجامی بد گرفتار می‌شوند. در قرآن کریم آمده است: و آن کس که به پدر و مادر خود، آن گاه که او را به پذیرش رستاخیز فراخواندند گفت: اُف بر شما… اینان کسانی‌اند که آن سخن(وعده عذاب) درباره آنان به حقیقت پیوست، در حالی که در میان امت‌هایی از جنیان و آدمیان هستند که پیش از آنان درگذشتند. قطعا اینان زیانکارند.(۳)

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند: حق پدرت این است که بدانی او ریشه تو و تو شاخه او هستی و بدان که اگر او نبود تو نیز نبودی، پس هر گاه در خودت نعمتی یافتی که شادمانت می‌کند بدان که پدرت برای تو ریشه آن نعمت است و حمد خدا به جای آور و به اندازه آن نعمت از او شکرگزار باش.

این آیه تنها درباره فرزندان کفرپیشه نیست، بلکه محور آن نکوهش اهانت و تحقیر والدین است چنان که خدای متعال در آیه‌ای دیگر این کار را نکوهیده و فرموده است: … و به آنان کلمه‌ای ناخوشایند مگوی و با آنان پرخاشگری مکن.(۴)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمودند: از ستم بر والدین بپرهیزید، زیرا بوی بهشت از راهی هزار ساله به مشام می‌رسد ولی عاق والدین آن را نمی‌یاید.(۵)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: پایین ترین مرتبه عاق والدین شدن، اف گفتن است. اگر خدا چیزی کمتر از اف گفتن نشان می‌داشت، از آن نهی می‌کرد(۶)، همچنین فرمود: هر کس به والدین خود در حالی که به او ستم کرده‌اند خشمگینانه بنگرد خدا نمازش را نمی‌پذیرد.(۷)

شدیدترین مرحله در عاق والدین شدن، کشتن آنهاست. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بالاتر از هر عقوقی(ستم بر والدین) ستمی هست تا اینکه کسی یکی از والدین خود را بکشد و هر گاه چنین کرد عقوقی بدتر از آن نیست.(۸) مراد از عقوق والدین همان ستم و آزردن آن دو است که موجب گسستن پیوند خویشاوندی با آنها است.(۹)

بدرفتاری با پدر و مادر افزون بر کیفر اخروی زیان‌های دنیوی نیز دارد. بر پایه حدیثی قدسی خداوند فرمود: به عزت و جلال و بلندی شانم سوگند اگر عاق والدین عبادت همه پیامبران را انجام دهد از او نمی‌پذیرم.(۱۰)

پی‌نوشت‌ها

۱- الامالی، صدوق، ص ۵۱۱

۲- تحف العقول، ص ۲۶۳

۳- احقاف، آیه ۱۷ – ۱۸

۴- اسراء، آیه ۲۳

۵- الکافی، ج ۲، ص ۳۴۹

۶- همان

۷- همان

۸- همان، ص ۳۴۶

۹- مجمع البحرین، ج ۵، ص ۲۱۵

۱۰- جامع السعادات، ج۲، ۲۷۱

منبع: مفاتیح الحیات

آثار نیکى به والدین

نیکى به پدر و مادر در دین اسلام، اهمیت فوق العاده‌اى دارد، به گونه‌اى که در قرآن کریم پس از امر به عبادت خدا، به سپاس گویى از زحمات والدین تصریح شده است. چنین احسانى داراى آثار بسیار شگرفى است که انسان در دنیا و آخرت از آن بهره‌مند مى‌شود. نظر به جایگاه والا و مقام ارزشمند پدر و مادر و نیکى به ایشان، در این مقاله به بررسى آثار دنیوى و پیامدهاى اخروى احسان به والدین مى‌پردازیم و جان را با کلمات نورانى قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) طهارت و نورانیت مى‌بخشیم و از مشعل هدایت آنان چراغ دل را برمى‌افروزیم.

الف) آثار دنیوى

۱) دورى از عصیانگرى و شقاوت

از جمله آثارى که قرآن کریم به آن تصریح نموده، این است که نیکى به والدین صفت جبار و عصیانگرى را از انسان دور مى‌کند و همچنین دچار شقاوت نمى‌گردد.

قرآن کریم مى‌فرماید:

یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً * وَ حَنَاناً مِّن لَّدُنَّا وَ زَکَاهً وَ کَانَ تَقِیّاً * وَ بَرّاً بِوَالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُن جَبَّاراً عَصِیّاً.(۱)

گفتیم: ‌اى یحیى! کتاب آسمانى را به جدّ و جهد بگیر و به او در عهد کودکى نبوت بخشیدیم و از سوى خویش بر او رحمت آوردیم و پاکیزه‌اش داشتیم و او پرهیزگار بود و او را سفارش به نیکى به پدر و مادرش نمودیم و او جبار و عصیانگر نبود.

و یا درباره حضرت عیسی(علیه السلام) فرموده که چنین گفت:

وَ أَوْصَانِى بِالصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ مَا دُمْتُ حَیّاً * وَ بَرّاً بِوَالِدَتِى وَ لَمْ یَجْعَلْنِى جَبَّاراً شَقِیّاً.(۲)

و مرا مادام که زنده باشم به نماز و زکات سفارش فرموده است و نیز مرا در حق مادرم نیکوکار گرداند و مرا زورگوى سخت دل، نگردانده است.

۲) طول عمر

همان طور که طول عمر، اثر قطعى صله رحم، شمرده مى‌شود، روایات اسلامى این اثر را مترتب بر نیکى به والدین، به طور خاص نموده‌اند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

مَن سَرَّه اَن یُمدّلَه فى عُمره، و یُبسط فى رزقه فلیَصِل اَبَویه.(۳)

کسى که طولانى شدن عمر و توسعه رزق را دوست دارد به پدر و مادر خود نیکى کند.

و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید:

رأیتُ بالمنَام رَجُلاً من اُمّتى قَداتاهُ مَلَکَ المَوتِ لِقَبض روُحه فَجاءَ بِرُّه بوالدیه، فَمَنَعه مِنُه.(۴)

در خواب مردى از امتم را دیدیم که فرشته مرگ براى قبض روح او حاضر شده بود، اما او با نیکى به والدین خود آن فرشته را از مأموریتش منع کرد.

۳) فراوانى روزى

همان طور که در حدیثى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در عنوان قبلى اشاره شد یکى از پیامدهاى نیک ارتباط با والدین، مسأله زیاد شدن رزق بود. همچنین در روایت دیگرى امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید:

هر کس نیکى به والدین نماید، هرگز در زندگى به فقر مبتلا نخواهد شد.(۵)

۴)اجابت دعاى والدین در حق فرزندان

در برخى روایات به اهمیت دعاى والدین در حق فرزندان اشاره شده و از جمله آثار توجه و نیکى به آنها، شمرده شده است. به طور مثال:

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

ثلاثُ دعوات لا یَحجُبْنَ عَن الله تعالی: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِهِ اِذا بِرَّه و دعوتُه علیهِ اِذا عَقَّ دُعاءُ المَظلوم عَلى ظالمه.(۶)

خداوند دعاى سه کس را رد نخواهد کرد:

دعاى پدر در حق فرزند در هنگام نیکى به او، دعاى پدر بر ضد فرزند(نفرین) هنگامى که مورد عاق او واقع شود و دعاى مظلوم بر ظالم.

و نزدیک به همین مضمون در روایت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) متجلى است که حضرت مى‌فرماید:

از نفرین پدر دورى گزینید، زیرا به هدف اجابت مى‌رسد و از شمشیر، تیزتر و برنده تر است».(۷)

۵) موجب نیکى فرزندان مى‌شود

از جمله اثرهاى وضعى نیکى به پدر و مادر این است که اگر کسى پدر و مادرش را احترام نمود آن احترام را از ناحیه فرزندانش خواهد دید. فلسفه این امر روشن است زیرا فرزندان انسان، پدر و مادر خود را الگوى عملى خویش قرار مى‌دهند. اگر آن ها ببینند پدر و مادرشان نیکى به والدین را سرلوحه زندگى خود قرار داده اند و به آن اهتمام مى‌ورزند، او هم نسبت به آنان چنین خواهد کرد.

امام صادق(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

بِرُّوا آباءَکُم یَبرُّکُم أبناءکم.(۸)

به پدرانتان نیکى کنید تا فرزندانتان به شما نیکى کنند.

ب) آثار اخروى

از جمله آثار و پیامدهایى که عمل به این ارزش الهى به دنبال دارد آثارى است که پس از عالم دنیا نصیب انسان مى‌گردد که عبارتند از:

۱) آسان شدن مرگ

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

کسى که دوست دارد خداى متعال سختى‌هاى مرگ را بر او آسان سازد، به خویشان و نزدیکان و پدر و مادرش نیکوکار باشد و اگر چنین کند خداى متعال سختى‌هاى مرگ را بر او آسان مى‌کند.(۹)

۲) دریافت پاداش زیاد

امام صادق(علیه السلام) در این باره مى‌فرماید:

ما یَمْنَع الرَّجل مِنکُم اَن یَبَّر والدیه حَییَّن اَو مَیِّتَین، یُصَلّى عنها و یتصدَّقُ عَنهما و یَحِجّ عنَهما فیکون الذى صنَع لَهُما و له مِثلُ ذلِکَ فَیزدُهُ اللّهُ عزّوجلّ بِبِرّه و صلاتِهِ خیراً کثیراً.

چه چیز مانع شخص مى‌شود وقتى که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکى کند، به این صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج به جا بیاورد و روزه بگیرد.

زیرا اگر چنین کند ثواب آن به پدر و مادرش مى‌رسد و به خودش نیز همان مقدار ثواب داده مى‌شود. همچنین خداوند بر کارهاى نیک و نماز او خیر زیاد عطا مى‌کند» در برخى از روایات به پاداش هایى اشاره شده است که به ازاى نیکى به پدر و مادر عطا مى‌شود به طور مثال در روایتى از ابن عباس از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

هر فرزند نیکوکارى که از روى مهربانى به پدر و مادر نگاه کند در مقابل هر نگاه ثواب یک حج کامل مقبول به او داده مى‌شود. سؤال کردند حتى اگر روزى صد مرتبه به آنها نگاه کند؟ حضرت فرمود: آرى خداوند بزرگ تر و پاک تر است.(۱۰)

۳) مغفرت حق

امام سجاد(علیه السلام) فرمود:

«مردى خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت:‌ اى رسول خدا! من هیچ کار زشتى نمانده که انجام نداده باشم آیا مى‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم، حضرت فرمود: برو به او نیکى کن تا آمرزیده شوی. وقتى او راه افتاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:‌ اى کاش مادرش زنده بود ،یعنى اگر مادرش زنده بود و به او نیکى مى‌کرد زودتر آمرزیده مى‌شد.(۱۱)

و در روایت دیگرى نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید:

رِضَى الله مَع رِضَى الوالدَین.

رضایت خدا با رضایت والدین است.(۱۲)

و در روایتى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که فرمود:

«از طرف خدا به کسى که عاق والدین شده گویند: هر کارى مى‌خواهى انجام بده، دیگر تو را نمى‌بخشم و به نیکوکار نسبت به پدر و مادر هم گفته مى‌شود هر چه مى‌خواهى انجام بده تو را مى‌بخشم.(۱۳)

البته واضح است که مراد از این که نیکوکار هر چه مى‌خواهد انجام دهد، گناه و معصیت نیست زیرا اگر به نیکوکار گفته شود هر چه مى‌خواهى انجام بده، یعنى کار نیک انجام بده. زیرا شأن نیکوکار این است که کارهایش را نیک و درست انجام دهد و الا صفت نیکوکارى براى او صادق نخواهد بود و همچنین نسبت به عاق والدین کارهایى که انجام مى‌دهد و مورد بخشش واقع نمى‌شود از جمله کارهایى است که قبیح و ناپسند است.

۴) وصول به بهشت

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این مورد فرمود:

اَرَبع مَن کُنّ فیه نَشَر اللّهُ عَلیهِ کَنَفه و اَدْخلُه فى رَحمَتهِ، حُسنُ خلق یَعیش بهِ النّاس و رفق بالمعروفِ و شفقتُه عَلى الوالِدَین و احسان اِلى المُولک.(۱۴)

چهار خصوصیت است که اگر کسى واجد آن باشد، لطف و احسان حق تعالى بر او ریزش خواهد کرد و در بهشت رضوان، مأوى خواهد گزید:

اخلاق نیکى که با آن در میان مردم زندگى کند، مدارا کردن با گرفتاران، شفقت و مهربانى به والدین، احسان به زیردستان، همچنین ابراهیم بن شعیب مى‌گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: پدرى فرتوت و ضعیف دارم که به هنگام قضاى حاجت او را به دوش مى‌کشم. حضرت فرمود: تا هر گاه که مى‌توانى از این عمل مضایقه نکن و غذاى او را لقمه لقمه در دهانش بگذار، چه این عمل در واپسین روز، سپر آتش خواهد بود.(۱۵)

۵) ورود به درجات بالاى بهشتى

امام باقر(علیه السلام) در بیان یکى از آثار اخروى نیکى به والدین مى‌فرماید:

قالَ اَربع مَن کُنَّ فیهِ من المؤمنین اَسْکَنُه اللّهُ فى اعلى عِلّیین فى غُرَف فوق غُرَف فى مَحلِّ الشَّرف کلَّ الشرَّفِ، مَن آوَى الیَتیمَ و نَظَر لَه و فکان لَه اَباً وَ مَن رحِمَ الضَّعیف و اعانهُ و کفَاهُ وَ مَن انفق على والدیه و ارفق بهما و بَرَّ هُما و لم یحزنْهُا.(۱۶)

اگر مؤمنى چهار ویژگى در خود داشته باشد خداوند او را در بالاترین و شریف ترین جایگاه قرار خواهد داد. کسى که یتیمى را پناه داده و بر او پدرانه نظر افکند، کسى که ضعیفى را مورد ترحم قرار دهد و در حد کفایت به او کمک کند، کسى که به والدین خود انفاق و با آنان مدارا کند، به ایشان نیکى کرده واز نگران ساختن آنها اجتناب نماید.

همچنین امام صادق(علیه السلام) فرمود:

هنگامى که حضرت موسى مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردى را دید که در زیر سایه عرش الهى در ناز و نعمت است عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود.(۱۷)

۶) همنشینى با نیکان

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان پیامد اخروى و اثرات نیکى به والدین در کمال آدمى مى‌فرماید:

مَنْ حجَّ عَن والدَیه اَو قَضى عَنْهُما مَغرماً بَعَثهُ اللّهُ یَومَ القیامهِٔ مَع الاَبْرار.(۱۸) کسى که براى پدر و مادرش حج انجام دهد و یا بدهکارى آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر مى‌انگیزد.

در روایت دیگرى نیز ایشان مى‌فرماید:

سَیّدُ الابْرارِ یَومَ القیامِهٔ رَجُلُ بَرَّ والِدَیه بَعَد مَوتهما.

یعنى برترین انسان‌هاى نیک در قیامت کسانى خواهند بود که به والدین خویش، پس از مرگ آنها نیکى کرده باشند.(۱۹)

پى‌نوشت‌ها

۱. مریم‎ ۱۲-۱۴

۲. مریم‎ ۳۱-۳۲

۳. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج،۷۴ باب ،۲ ح۹۶

۴. همان، ح۸۲

۵. همان، ح۳۳

۶. همان، ح۵۷

۷. ر.ک: بحارالانوار، ج،۷۴ باب،۲ ح۹۴

۸. همان، ح۳۱

۹. همان، ح۳۲

۱۰. همان، ح۵۸

۱۱. همان، ح۸۸

۱۲. همان، ح۸۲

۱۳. همان

۱۴. همان، ح۵۱

۱۵. همان، ح۸۷

۱۶. همان، ح۵۶

۱۷. همان، ح۳۰

۱۸. متقى هندی، کنزالعمال، ج،۱۶ ص۴۶۸

۱۹. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ح،۷۴ باب،۲ ح۱۰۰

نویسنده: محمد مهدى رضایى

منبع: تبیان

پیوند دوستی بین اعضای خانواده

پیوند با خانواده، تنها یک پیوند مکانیکی نیست و اگرچه ما در نسبت خود با پدر، برادر، خواهر، مادر و… اختیاری از خود نداریم و این یک پیوند مکانیکی است ولی گذشته از این پیوند، باید با افراد خانواده دوست هم باشیم، باید پدر با فرزند و فرزند با پدر و مادر دوست باشد و نباید مردم از خانواده انسان به او نزدیکتر باشند.
پیوند با خانواده، باید پیوندی انسانی باشد که غرق محبت و دوستی است چنان که در دوستی با دیگران نیز باید به همه شرایط رفاقت عمل کرد. در حدیث شریف آمده است که: «نزدیکی با دوستی ضروری‌تر است از دوستی با نزدیکی» یعنی ما می‌توانیم دوست انسانی باشیم که قرابتی میان ما نیست و چه بسا برادری داشته باشیم که مادر ما او را نزاده است در حالی که قرابت، بی نیاز از دوستی نیست. پس دوستی، بالاتر و مهمتر از قرابت است زیرا قرابت و نزدیکی، به دوستی نیازمند است ولی دوستی، نیازی به قرابت ندارد.
پیوند با خانواده گاهی پدر، مادر، برادران و نظایر آن را دربرمی‌گیرد و گاهی در درجه اول به همسر و در درجه دوم به فرزندان اختصاص می‌یابد، و سخن ما هم اکنون پیرامون پیوند با خانواده است.
امام زین العابدین(علیه السلام) می‌فرماید: «حقّ مادرت آن است که بدانی او به گونه‌ای تو را حمل کرد که هیچ کس کسی را چنین حمل نکرده و چنان ثمره‌ای از قلبش را به تو داده که هیچ کس به کسی نمی‌دهد، او با جوارحش تو را حفظ کرده و هراسی از آن نداشته که با وجود گرسنگی تو را سیر و با وجود تشنگی تو را سیراب کند و تو را بپوشاند در حالی که خود برهنه است و خود را در آفتاب سایه‌بان تو کند و برای تو از خواب دست کشد و تو را از گرما و سرما حفظ کند تا برای او باقی بمانی و تو نمی‌توانی سپاسش را به جای آری مگر به یاری و توفیق الهی»، «حقّ‌ فرزند تو آن است که بدانی از توست و خیر و شرّش در دنیا به تو وابسته است، اگر کاری نیک کند مردم خواهند گفت: خدا پدرش را رحمت کند و اگر بد کند، مردم خواهند گفت: خدا پدرش را لعنت کند، و تو مسؤول سرپرستی او در حسن ادب و راهنمایی او به سوی خدا و یاری او بر اطاعت خدا هستی پس همچون کسی کار کن که می‌داند به سبب احسان به او، پاداش داده می‌شود و در صورت بدی او، مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد».(۱)
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «نباید هیچ یک از شما پدرش را لعن کند»، عرض کردند یا رسول الله! آیا هیچ یک از ما پدرش را لعن می‌کند؟ پیامبر فرمود: «آری، انسان کار بدی می‌کند که مردم پدرش را لعن می‌کنند و این چنان است که خود او پدرش را لعن کرده باشد».
از آن جا که فرزند ما از ماست پس باید با او دوستی ورزیم و تربیتش کنیم و به او ادب و اصول اخلاقی را بیاموزیم و او را به سوی خدا هدایت و دلالت کنیم و چنان با او رفتار کنیم که انگار در ثواب و عقاب او شریکیم.
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «لعنت کند خداوند پدر و مادری را که فرزندشان را وادارند که عاق شود».
قاعده کلی اسلام در برابر پدر و مادر، احسان است نه عدالت و نباید پیش خود چنین گفت که پدرم به من چیزی نداده و من نیز به او چیزی نمی‌دهم یا به من احترام نگذاشته و من نیز به او احترام نخواهم گذاشت زیرا پدرت به تو، حیاتی داده که اصل وجود توست. قرآن کریم می‌فرماید: «بگو بیایید تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم، این که به خدا شرک نیاورید و به پدر و مادر نیکی کنید و از بیم درویشی، فرزندان خود را نکشید، ما به شما و ایشان روزی می‌دهیم»(۲).
شرک نورزیدن به خدا و نیکی نسبت به پدر و مادر و آسیب نرساندن به فرزندان، همگی از سفارشهای خدا به انسان و در یک سطحند. خداوند می‌فرماید: «به آدمی سفارش کردم که به پدر و مادر خود نیکی کند»(۳). نیز می‌فرماید: «پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید»(۴). چنان که در این آیه می‌بینیم، خداوند حق خود را با حق والدین گره زده است.
«یا هرگاه تا تو زنده هستی هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگوی، در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ‌ای پروردگار من! همچنان که مرا در خردی پرورش دادند، بر آنها رحمت آور»(۵).
از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد مفهوم احسان چیست؟ حضرت فرمود: احسان آن است که با پدر و مادرت، نیک همنشینی کنی و همنشینی تو با آنها، استوار و متین باشد و این که اگر نیازشان را از تو خواستند، بر تو گران نیاید»، امام اضافه کردند که این سخن پروردگار: «هرگاه تو زنده هستی هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن»(۶). بدان معناست که اگر تو را راندند، با آنها درشتگویی مکن و اگر پدرت تو را زد، او را مران، و چشمانت از نگریستن به ایشان، خسته نشود و با رحمت و رأفت به آنها بنگر، و صدای خود را بر آنها بلند مکن و بر آنها فزونی مگیر و جلوتر از آنها راه مرو و این است همان احسان».
امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «سه چیز است که خداوند در آن به احدی اجازه عدول نداده است: ادای امانت نسبت به نیکوکار و بدکار و وفای به عهد نسبت به نیکوکار و بدکار و نیکوکاری نسبت به والدین خواه نیکوکار باشند خواه تبه‌کار»(۷).
پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یا بدکار، فرزندان حق ندارند از آنها کناره بگیرند و اگر پدر یا مادر به خدا کفر ورزیدند کیفر این کار را از خدا خواهند دید ولی ما باید نسبت به آنها نیکوکار باشیم. «اگر آن دو به کوشش از تو بخواهند تا چیزی را که نمی‌دانی چیست با من شریک گردانی اطاعتشان مکن»(۸).
طبیعتاً وظیفه هر فردی است که دوست افراد خانواده خود باشد، و از همین رو انسان می‌تواند بدون اجازه، از خانه نزدیکان خود طعام بخورد، زیرا ناگزیر باید با خانواده خود زندگی کنیم و با هم غذا بخوریم.
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «چهار چیز است که اگر در فردی وجود داشته باشد، خداوند حمایتش را بر او می‌گسترد و او را در بهشت رحمت خود در می‌آورد: زندگی در میان مردم با خوش‌اخلاقی و روزی رساندن به انسان غمدیده و مهربانی به والدین و احسان به بنده»(۹).
در حدیث آمده است که فردی نزد رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)‌آمد و عرض کرد: ‌یا رسول الله! پدر و مادری دارم که من با آنها پیوند برقرار می‌کنم ولی آنها مرا می‌آزارند و می‌خواهم آنها را ترک کنم. پیامبر فرمود: «در این صورت خداوند هم تو را ترک خواهد کرد»، آن مرد عرض کرد: پس چه کنم؟ پیامبر فرمود: «به کسی که تو را محروم ساخت ببخش و با کسی که با تو قطع رابطه کرد پیوند برقرار کن و از کسی که به تو ستم کرد درگذر که اگر چنین کنی خداوند سبحان پشتیبان تو خواهد بود».(۱۰)
خداوند نخواهد گذاشت چنین پیوندی ادامه یابد و هرگاه به کسی بخششی بکنید و او در برابر، شما را بیازارد چنین پیوندی ادامه نخواهد یافت در صورتی که اگر شما با آنها قطع رابطه کنید همچون آنها خواهید بود و سزاوار قطع رابطه خدا اما اگر با وجود قطع رابطه همچنان به بخشش خود ادامه دادید، خداوند انتقام شما را از آنها خواهد گرفت پس چرا شما خود انتقام بگیرید تا خداوند هم از شما و هم از ایشان انتقام گیرد؟
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «کسی که شاد می‌شود، خداوند عمری طولانی بدو دهد و روزیش بخشد، باید صله رحم کند که در این صورت رحم خواهد گفت: خداوندا! با کسی که با من ارتباط برقرار کرد، ارتباط برقرار کن و با کسی که با من قطع پیوند کرد، قطع پیوند کن، آن که با قطع رحم کننده پیوند برقرار سازد، خیر می‌بیند و او را به قعر آتش می‌فرستد»(۱۱). پس به هیچ نحوی از انحا نمی‌توانیم قطع رحم کنیم. حال این سؤال پیش می‌آید که چگونه قطع رحم نمی‌شود؟ با دوستی و مراعات حقوق با برادری و با رسیدن خیر تو به ایشان.
در ابواب ارث در فقه می‌خوانیم که نزدیکترین مردم به انسان، به بردن ارث شایسته‌ترند پس پدران و مادران و فرزندان، طبقه اول به شمار می‌آیند و پس از آن، نوبت برادران و خواهران و سپس عموها و عمه‌ها و دایی‌ها و خاله‌ها می‌رسد و این بدان معناست که خیر انسان در مرحله اول باید به این عده برسد و سپس به سایر مردم و از همین رو جایز نیست روابط فرد با مردم خوب باشد و با خانواده‌اش تیره و تار.
حضرت علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) می‌فرماید: «نباید خانواده تو، تیره‌روزترین مردم نسبت به تو باشند»(۱۲)، و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «بهترین شما، بهترین شماست نسبت به خانواده‌اش و من برای خانواده خود، از همه شما بهترم»(۱۳).
حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: «زن خوب، یکی از دو سود است»، و پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «جبرئیل آن قدر سفارش زنان را به من کرد که گمان بردم طلاقشان حرام است»(۱۴). در حدیث آمده است که: «هر که محبتش به ما بیشتر شود، محبت او به زنان بیشتر می‌شود». و نیز می‌فرماید: «هر چه ایمان مرد افزایش یابد، محبتش به زنان افزایش می‌یابد»(۱۵).
بدون تردید پیوند با خانواده، پیوندی داخلی است که بر پیوندهای خارجی انسان تأثیر کلی دارد،‌ کسی که با خانواده خود با محبت و برادری و دوستی رفتار نکند، با مردم نیز خوش‌اخلاق نخواهد بود.

پی‌نوشت‌ها

۱-بحارالانوار/ج۷۱/ص ۶
۲-انعام/۱۵۰
۳-عنکبوت/۸
۴-اسراء/۲۲
۵-اسراء/۲۲-۲۴
۶-اسراء/۲۳
۷-بحارالانوار/ج۷۱/ص ۵۶
۸-لقمان/۱۴
۹-بحارالانوار/ج۷۱/ص ۷۱
۱۰-بحارالانوار/ج۷۱/ص ۱۰۰
۱۱-بحارالانوار/ج۷۱/ص ۸۹
۱۲-بحارالانوار/ج۷۶/ص ۳۶۶
۱۳-بحارالانوار/ج۷۹/ص ۲۶۸
۱۴-بحارالانوار/ج۱۰۳/ص ۲۵۳
۱۵-بحارالانوار/ج۱۵۳/ص ۲۲۷

منبع: مدرسی، سید هادی؛ (۱۳۸۶)، دوستی و دوستان: مجموعه معارف اسلامی در هنر رفتار با مردم، ترجمه ی حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ پنجم.

عاق والدین، شهید محسوب نمی‌شود!

بندگان خداوند عالم، به دنبال اعمالی هستند که به سرعت آن‌ها را به قرب حضرت حق تعالی نزدیک کند، بنابراین راه‌ها و اعمالی را که سریع‌تر آن‌ها را به خداوند ذوالجلال و الاکرام نزدیک کند جستجو می‌کنند.

جهاد و شهادت فی سبیل‌الله مافوق تمام نیکی‌هاست

در روایات اسلامی، در رابطه با موضوع نیکی کردن این طور آمده است: «لِکُلِّ بِرٍّ بِرٍّ» یعنی برای هر نیکی در عالم، نیکی برتری وجود دارد؛ جهاد و شهادت فی سبیل‌الله، مافوق تمام نیکی‌هاست و آن قدر باب مهمی است که خداوند فرمود: «فَتَحَلّی لِخاصَّهِ أولیائه» به این معنا که خداوند باب شهادت را، فقط برای بندگان خاص خودش باز کرده است.

شهادت اوج بندگی انسان است و تمام حضرات معصومین(علیهم السلام) و حتی وجود مقدس صاحب‌الزمان(علیه السلام) به وسیله شهادت به محضر خدا رسیدند؛ و زمانی که قسّیسّین حضرت حق، محضر امام زمان(علیه السلام) را درک می‌کنند، در رکاب ایشان به شهادت می‌رسند.

در روایت شریفی به نقل از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که روزی حضرت موسی‌ بن‌ عمران(علیه السلام) به خداوند عرضه داشت: خدایا حال دوستِ من که شهید شده، در عالم برزخ چگونه است؟ خداوند به حضرت موسی(علیه السلام) فرمود: او در جهنم است! حضرت موسی(علیه السلام) با تعجب به خدا عرضه داشت: خدایا! مگر وعده نکرده‌ای که شهید با اولین قطره خونش به بهشت می‌رود و همه گناهانش آمرزیده می‌شود؟ خدا به حضرت موسی(علیه السلام) گفت: بله اما دوست تو اصرار به آزردن پدر و مادرش داشت و من عمل کسی را که بر پدر و مادرش ستم کند قبول نمی‌کنم، حتی با شهادت.

بنابراین کسانی اسمشان در طومار شهدا نوشته می‌شود که عاق والدین نباشد.

روایتی از امام زین‌العابدین(علیه السلام) در کتاب رساله حقوق نقل شده است که ایشان فرمودند: «وَ اَمّا حَقُّ اَبیکَ فَتَعْلَمَ اَنَّهُ اَصْلُکَ وَ اَنَّکَ فَرْعُهُ وَ اَنَّکَ لَوْلاهُ لَمْ تَکُنْ، فَمَهْما رَاَیْتَ فی نَفْسِکَ مِمّا تُعْجِبُکَ فَاعْلَمْ اَنَّ اَباکَ اَصْلُ النِّعْمَهِ عَلَیْکَ فیهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْکُرْهُ عَلی قَدْرِ ذلِکَ» «و اما حقّ پدرت را باید بدانی که او اصل و ریشه توست و تو شاخه او هستی، و بدانی که اگر او نبود تو نبودی، پس هر زمانی در خود چیزی دیدی که خوشت آمد بدان که از پدرت داری، زیرا اصل و اساس نعمت و خوشی تو، پدرت است، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شکر کن».

خوبی از آن خداوند و بدی کسب دست خودمان است!

در قرآن کریم این طور آمده است که هر خوبی که به انسان می‌رسد، از ناحیه خداوند متعال است اما هر عمل زشتی که به انسان می‌رسد، نتیجه اعمال خودش است و اصل تمام خصلت‌های نیک در انسان، از پدرش و به واسطه اوست. بنابراین بر خدا و پدرت شکرگزاری کن و هیچ قوه و نیرویی، جز از ناحیه خداوند نیست.

به سبب اذیت کردن پدر و مادر، آن نعمتی که از ناحیه خداوند به پدر تفویض شده است، تبدیل به نقمت می‌شود و اگر کسی خونش ریخته شود، به هدر رفته و جهنمی است. بنابراین اگر نعمت با لطف کردن به «ربّ صغیر» یعنی پدر و مادر توأم و همراه شد آن موقع معنی نعمت را به خود می‌گیرد.

روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در کتاب‌های اصول کافی و بحارالانوار ج ۷۴ نقل شده است که به انسان‌ها یادآوری می‌کنند و می‌فرمایند: عقوق، دارای مراتبی است و فوق تمام عقوق این است که انسان باعث شود که پدر و مادرش به وسیله او بمیرند؛ بنابراین انسان با خواندن هزار رکعت نماز مستحبی به جایی نمی‌رسد، اما راه توبه در صورتی که توبه حقیقی باشد، باز است.

اطاعت محض از فرامین الهی، راه رسیدن به قرب الهی

یکی دیگر از راه‌های رسیدن به قرب الهی، اطاعت محض از فرامین الهی است اما سؤالی در اینجا مطرح می‌شود که چرا اولیای الهی بر این باورند که مسائل الهی تعبدی است؟ در جواب این سؤال باید گفت که اموری که خداوند برای انسان‌ها برنامه‌ریزی کرده است، فوق عقل بشری است و عقل بشری نمی‌تواند آن‌ها را درک کند، بنابراین گوش دادن به اوامر پدر و مادر، انسان را به اوج می‌رساند.

انجام دادن دو عمل نیک، شهید سید احمد پلارک را به این مقام رفیع رساند، یکی از آن‌ها این بود که روزی سید احمد پلارک به ماجرایی برخورد که نتیجه آن، انجام دادن گناهی بزرگ بود اما از آن چشم‌پوشی کرد، در نتیجه او را به اوج رساند یعنی لحظه‌ای، محکم و قوی به نفس اماره و شهوتش نه گفت و اوج گرفت.

دیگر اینکه سید احمد پلارک به مادرش گفته بود جبهه رفتن من، باید با رضایت قلبی تو باشد. بنابراین خداوند پرده‌ایی را از جلوی چشمانش کنار زد و باعث شد تا حقایق را درک کند.

امام خمینی(ره) فرمودند: بعضی از شهدا، یک روزه ره صد ساله فهمیدند و رفتند.

چگونه در برابر پدر و مادر خشوع کنیم؟

اگر انسان عاق والدین شده باشد، می‌تواند تکبر را کنار گذاشته و به وسیله خضوع و خشوع دل پدر و مادرش را به دست آورد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی فرمودند: منظور از خضوع و خشوع، این است که در مقابل آن‌ها، بی‌ادب ننشینی و مؤدب باشی و صدایت را نسبت به صدای پدر و مادر بالاتر نبری.

از مرحوم شیخ غلام‌الحسین اشرفی(ره) نقل شده است که روزی در زمان کودکی پای منبر شیخ فضل الله محلاتی(ره) نشسته بودم که فرمودند: کسی که می‌خواهد به اوج مقامات الهی برسد، صدایش را از صدای پدر و مادرش پایین‌تر بیاورد و از آن زمان به بعد به این دستور عمل کردم در حالی که پدر و مادرم به من می‌خندیدند که چرا صدایم را نازک می‌کنم.

بوسیدن دست و پای پدر و مادر، کبر و غرور را پایین می‌آورد

آیت‌الله مکارم شیرازی(مد ظله العالی) نقل می‌کنند که هر وقت به شیراز می‌رفتم، دست و پای پدر و مادرم را می‌بوسیدم و در ادامه گفتند: هیهات! اگر انسان فکر کند که تنهایی به جایی می‌رسد.

مرحوم ملا محسن فیض کاشانی(ره) نقل می‌کنند که اگر سجده به غیر از خدا واجب می‌شد، یقیناً بر پدر و مادرم سجده می‌کردم؛ بنابراین اگر آن طوری که نباید با پدر و مادر برخورد کرد، برخورد شود، فرزندانش بدتر از آن را با او برخورد می‌کنند و بهتر این است که قبل از این که پدر و مادر، چیزی را از ما طلب کنند، آن کار را برایشان انجام بدهیم.

چگونه بدی در حق پدر و مادر را جبران کنیم؟

کسانی که پدر و مادرشان را از دست داده و از دار دنیا رفته‌اند و از طرفی عاق آن‌ها نیز شده‌اند، می‌توانند برای انجام هر عمل مستحبی که قصد انجام آن را دارند، پدر و مادرشان را نیز در ثواب آن اعمال شریک کنند البته غیر از اعمال واجب؛ و خوب است که هر جمعه قبل از طلوع آفتاب، بر سر مزارشان بروند تا مشکلشان برطرف شود و روزانه حداقل ۱۱۰ مرتبه برای آن‌ها استغفار کند، بنابراین هیچ موقع نباید پدر و مادر فراموش شوند و همان طور که پروردگار رب عظیم برای انسان‌ها حیّ ابدی است، ربّ صغیر نیز باید برای انسان‌ها حیّ ابدی باشند.

درس اخلاق آیت‌الله قرهی

منبع: فارس نیوز

احسان به والدین، مطلق؛ امّا اطاعت از والدین، مشروط

در جاهای مختلفی از آیات قرآن مشاهده می‌شود که به بحث پیرامون احسان به پدر و مادر اشاره شده و گاه این مسأله را از باب اهمیت در کنار پرستش خداوند یادآوری می‌کند.

باید به این نکته توجه داشته باشیم که هر انسانی وظیفه دارد به والدین خود احسان داشته باشد اما این احسان و برخورد نیکو با آنان، نباید بر روابط و پیوند انسان با پروردگارش خللی را وارد سازد.

سیماى سوره ‏ى عنکبوت‏

در پایان سوره قصص خداوند بشارت و انذار فرموده و اینک در آغاز این سوره به ذکر تکالیف بندگان می‌‏پردازد. سوره عنکبوت هشتاد و پنجمین سوره است که بعد از سوره روم نازل گردید. اما در ترتیب فعلى قرآن مجید سوره بیست نهم است.

این سوره در مکّه نازل گردیده و شصت و نه آیه دارد. عدد کلمات آن: هزار و هفتصد و هشتاد کلمه و تعداد حروف آن: چهار هزار و صد و پنجاه و هفت حرف است.

نامِ برخى از سوره‌هاى قرآن همچون بقره، فیل، نمل و نحل، برگرفته از نام حیواناتى است که در این سوره‌ها به گونه‏اى مطرح شده‌‏اند. در آیه ۴۱ این سوره نیز، بناىِ شرک همچون خانه عنکبوت سست و ناپایدار شمرده شده و لذا این سوره به «عنکبوت»نام گرفته است.

این سوره درباره ‏ى موضاعاتی از جمله: ایمان، تکلیف بشر، آزمایش الهى، تاریخ برخى انبیا، نهى از مجادله‏ ى غیر نیکو و تکیه بر غیر خدا مطالبی را بیان می‌کند.

برترین توصیه نسبت به پدر و مادر!

«وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و اگر آن دو کوشیدند تا چیزى را که بدان علم ندارى شریک من سازى، از ایشان اطاعت مکن، سرانجامِ شما به سوى من است، پس شما را از (حقیقت) آنچه انجام می‌‏دادید آگاه خواهم ساخت.»(عنکبوت ۸)

یکى از مهمترین آزمایش‌هاى الهى مسأله” تضاد ” خط ایمان و تقوا، با پیوندهاى عاطفى و خویشاوندى است، قرآن در این زمینه تکلیف مسلمانان را به روشنى بیان کرده است.

نخست به عنوان یک قانون کلى که از ریشه‏‌هاى عواطف و حق‏شناسى سرچشمه می‌‏گیرد می‌‏فرماید:” ما به انسان توصیه کردیم نسبت به پدر و مادرش نیکى کند؛ «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً».

گرچه این یک حکم تشریعى است ولى این مسأله پیش از آنکه یک لازم تشریعى باشد به صورت یک قانون تکوینى در نهاد همه انسانها وجود دارد، و مخصوصاً تعبیر به” انسان” در اینجا جلب توجه می‌‌‏کند، چرا که این قانون مخصوص به مؤمنان نیست، بلکه هر کس که شایسته نام انسان است باید در برابر پدر و مادر حق‏شناس باشد، و احترام و تکریم و نیکى به آنها را در تمام عمر فراموش نکند، هر چند با این اعمال هرگز نمی‌‏تواند دِین خود را به آنها اداء کند.

پیوند با خداوایمان به او، بر هر پیوندی مقدم است!

سپس براى این که کسى تصور نکند که پیوند عاطفى با پدر و مادر می‌‏تواند بر پیوند انسان با خدا و مسأله ایمان حاکم گردد، با یک استثناء صریح مطلب را در این زمینه روشن کرده، می‌‏فرماید:” و اگر آن دو (پدر و مادر) تلاش و کوشش کنند و به تو اصرار ورزند که براى من شریکى قائل شوى، که به آن علم ندارى، از آنها اطاعت مکن؛ «وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»”.

تعبیر به” جاهداک”، مفهومش به کار گرفتن نهایت تلاش و کوشش و اصرار آنها است.

و تعبیر به” ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ” (چیزى که به آن علم ندارى) اشاره به منطقى نبودن شرک است، چون اگر واقعاً شرک صحیح بود، دلیلى بر آن وجود داشت، و به تعبیر دیگر جایى که انسان علم به چیزى نداشته باشد باید از آن پیروى نکند، تا چه رسد به این که علم به بطلان آن داشته باشد.

پیروى از چنین چیزى پیروى از جهل است، اگر پدر و مادر تو را وادار به پیروى از جهل کنند از آنها اطاعت مکن، اصولاً تقلید کورکورانه غلط است حتى اگر در مورد ایمان باشد تا چه رسد به شرک و کفر.
و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و اگر آن دو کوشیدند تا چیزى را که بدان علم ندارى شریک من سازى، از ایشان اطاعت مکن، سرانجامِ شما به سوى من است، پس شما را از (حقیقت) آنچه انجام می‌‏دادید آگاه خواهم ساخت.

مخالفت به معنای بد رفتاری نیست!

همین توصیه در مورد پدر و مادر در سوره لقمان نیز آمده است، با این اضافه که در آنجا می‌‏فرماید: ” وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً: در عین این که دعوت آنها را به شرک مپذیر در امور دنیا نسبت به آنها ارفاق کن و در معاشرت با آنها به نیکى عمل نما ” مبادا کسى چنین تصور کند که مخالفت با پدر و مادر در مورد دعوت به شرک، دلیل بر بد رفتارى با آنها است، و این نهایت تأکید اسلام را در مورد احترام به پدر و مادر ثابت می‌کند.

به این ترتیب از اینجا یک اصل کلى استفاده می‌‏شود که هیچ چیز نمی‌‏تواند بر ارتباط انسان با خدا حاکم گردد که آن مقدم بر همه چیز است، حتى بر پیوند با پدر و مادر که نزدیکترین پیوندهاى عاطفى است.

حدیث معروف: «لا طاعه لمخلوق فى معصیه الخالق؛ اطاعت از مخلوق در عصیان خالق روا نیست»، که از امیر مؤمنان على (علیه السلام) نقل شده معیار روشنى را در این مسائل به دست می‌دهد. (نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله ۱۶۵)

و در پایان آیه می‌‏افزاید:” بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از اعمالى که انجام می‌‏دادید آگاه می‌‏سازم” و پاداش و کیفر آن را بى کم و کاست در اختیارتان خواهم گذاشت. (إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

این جمله در حقیقت تهدیدى است براى کسانى که راه شرک را می‌پویند، و کسانى که دیگران را به این راه دعوت می‌کنند، زیرا صریحاً می‌‏گوید: خداوند حساب همه اعمال آنها را نگاه می‌دارد و به موقع تحویل آنها می‌‏دهد.
اگر آن دو (پدر و مادر) تلاش و کوشش کنند و به تو اصرار ورزند که براى من شریکى قائل شوى، که به آن علم ندارى، از آنها اطاعت مکن

پیام‏ های آیه:

۱ـ نیکى به والدین یک امر انسانى است، نه فقط ایمانى: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ»

۲ـ احسان و نیکى به والدین، بدون قید و شرط است: «حُسْناً»(شرطِ نژادى، سِنّى، منطقه‏اى، علمی‌، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و ایمانى ندارد، حتّى اگر کافر و مشرک باشند، باید احسان کرد.)

۳ـ والدین منحرف براى انحراف فرزندان، کوشش می‌‏کنند: «جاهَداکَ»

۴ـ از احترامِ دیگران، سوء استفاده نکنیم: (والدین نباید به خاطر احترام ‏گزارى فرزندانشان، آنان را به شرک دعوت کنند.) «وَ إِنْ جاهَداکَ»

۵ـ فرزندان، باید قدرت انتخاب تفکّر صحیح را داشته باشند: «جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بِی… فَلا تُطِعْهُما»

۶ـ شرک، برهان و استدلال علمی‌ ندارد: «ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»

۷ـ در مسأله توحید و شرک، با هیچ کس کنار نیاییم و سازش نکنیم: «فَلا تُطِعْهُما»

۸ـ احسان به والدین، مطلق و همیشگى است، امّا اطاعت از والدین، مشروط به آن است که انسان را از خدا دور نکنند: «فَلا تُطِعْهُما»

۹ـ ایمان به معاد، ضامن اجراى توصیه ‏هاى الهى است: «وَصَّیْنَا… إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ»

۱۰ـ خداوند به همه‏ ى کارهاى انسان آگاه است: «فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»

پی‌نوشت‌ها

۱- تفسیر نور، ج ۹

۲- ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج ۱۹

۳- تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰

۴- تفسیر احسن الحدیث، ج ۸

۵- تفسیر نمونه، ج۱۶

منبع: تبیان؛ آمنه اسفندیاری

«اُف هم مگو»!

نیکى به پدر و مادر، وظیفه‏‌اى اخلاقى است. انسان فطرتاً شاکر و سپاسگزار کسى است که به او نیکى کرده است.

سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و کسى که به پدر و مادر خود نیکى مى‏‌کند، از فطرت خود پاسدارى کرده است. اهمیت سپاسگزارى از پدر و مادر چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزارى از خود، شکر پدر و مادر را آورده است: و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى حمل کرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال سفارش کردیم که شکرگزار خدا و پدر و مادرت باش که بازگشت همه به سوى خداست. و همان طور که کسى نمى‏‌تواند شکر پروردگار را به جاى آورد، شکرگزارى از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حد محال است.

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏‌کند، مگر آن که پدر، مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد. و نیز از ایشان روایت شده است: نیکى به پدر و مادر، برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست. نیکى به پدر و مادر چنان اهمیتى دارد که حتى پدر و مادرى که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم کرده‏‌اند، باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکى کند. مادر حق ویژه‌‏اى دارد و نیکى به او مقدم است.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شخصى نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و پرسید: ‌اى پیامبر! به چه کسى نیکى کنم؟ فرمودند: مادرت. پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به پدرت. وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر، خداوند در قرآن کریم نیکى به پدر و مادر را وظیفه‌اى واجب معرفى فرموده است؛ وظیفه‌اى که پس از توحید در پرستش ذکر شده است: پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید؛ اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى “اُف” مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى. مطابق این آیه به پدر و مادر امرى واجب و کوچکترین بى‌احترامى به آنان ممنوع است. این وجوب و ممنوعیت چنان که گفتیم پس از بیان وجوب یگانه پرستى ذکر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.

اهانت و بى‌احترامى نسبت به والدین به هیچ روى پذیرفته نیست؛ حتى کوچکترین رفتار یا گفتارى که موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است.

امام رضا(علیه السلام) فرمودند: اگر لفظى کوتاه‌تر و سبک‌تر از اُف وجود داشت خداوند آن را در آیه ذکر مى ‏فرمود. و در روایت دیگرى آمده است که مقصود از اُف کمترین آزار است و اگر کلمه‌اى وجود داشت که بر آزارى کوچکتر دلالت مى‏‌کرد، خداوند از آن نهى مى ‏فرمود روایات بسیارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است.

امام باقر(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده‏‌اند: از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوییده مى‌شود، ولى آزاردهنده پدر و مادر آن را نمى‌یابد. آزار والدین حتى اگر آنان ظالم باشند جایز نیست.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسى که به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه کند خداوند نمازش را نمى‏‌پذیرد. فروتنى در برابر والدین فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نیکى به پدر و مادر است و نشانه‏‌اى از روح شکرگزارى به شمار مى‏‌رود: دو بال فروتنى خویش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خردى پروردند. از این بخش از آیه که فرمود دریافت که طلب رحمت و بخشایش براى والدین نیز ریشه در احساس شکرگزارى انسان دارد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدایت را از صداى آنان بلندتر مکن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشى مگیر.

منبع: سروش

حق والدین بر فرزندان در سیره نبوی

یکی از بحث‌های مهم و ارزشمندی که همواره در جوامع انسانی مطرح بوده و هست، بحث حقوق است که با زندگی انسان‌ها ارتباط مستقیم دارد و از طبیعت اجتماعی بودن انسان سرچشمه گرفته است. موضوع حقوق در مکتب انبیای الهی، به‌ویژه در مکتب نورانی اسلام مورد توجه خاص قرار گرفته و با عبارت‌ها و تعبیر‌های مختلفی از آن سخن به میان آمده است.
از منظر اسلام، انسان در مقابل تمام نعمت­‌های الهی پیرامون خود، موظف و مسئول است. او باید در عین استفاده و بهره ­مندی از این نعمت‌ها شکرگزار لطف الهی باشد و حقوق آنها را به جا آورد؛ از جمله این نعمت‌ها، نعمت داشتن پدر و مادر است؛ پدر و مادری که زحمت‌های زیادی را با دل و جان برای رشد و پرورش فرزند متقبل می­ شوند. خداوند کریم در قرآن مجید در ۲۳ آیه صراحتاً و یا ضمناً فرزندان را به رعایت این حقوق امر فرموده است.[۱]
پیامبران بزرگ، بهترین الگوهای بشری هستند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در میان همه آنها درخشش و ویژگی خاصی دارد؛ بنابراین به‌عنوان «اسوه حسنه» برای رهپویان راه کمال و سعادت، معرفی شده است.

حق والدین بر فرزندان از دیدگاه پیامبر

وقتی آیه «و بالوالدین احسانا» نازل شد، شخصی از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: «منظور از احسان چیست؟» حضرت فرمود: «نیکو صحبت کردن؛ و آنچه از شما درخواست می ­کنند، برآورده­ کردن، هر چند خودتان به آن نیازمند باشید».[۲]

افضل اعمال

شخصی نزد حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: «افضل اعمال نزد خداوند چیست؟» حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «محبوب­ترین عمل نزد پروردگار، نماز است». آن مرد عرض کرد: «بعد از آن؟» فرمود: «محبت به والدین و جهاد فی سبیل­ الله».[۳]

حق والدین بر فرزند

شخصی خدمت پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: «حق والدین بر فرزند چیست؟» حضرت فرمود: «آنها را با اسم صدا نزند، جلوتر از آنها راه نرود، پیش از آنها ننشیند و کاری نکند که مردم، پدرش را لعنت کنند».[۴]

اطاعت ­کردن از پدر و مادر

«بر فرزند اطاعت پدر و مادر واجب است؛ مگر در فرایض».[۵]
«اطاعت از خدا، همان اطاعت از پدر است و نافرمانی از خدا، همان نافرمانی از پدر است».[۶]
به نظر همه علما، منظور از اطاعت والدین، در غیر معصیت خداوند است.

تشویق به نیکی به پدر و مادر

«هر که پدر و مادرش را خشنود سازد، خداوند را خشنود ساخته است و هر که پدر و مادرش را خشمگین سازد، خداوند را خشمگین ساخته است».[۷]

دوست داشتن پدر و مادر

در روایات زیادی چنین تأکید شده است: «در دوستی پدر پایدار باش و رشته آن را قطع نکن؛ وگرنه خداوند، نور تو را خاموش می‏ کند».[۸]
«هر مردی به چهره پدر و مادرش با دیده رحمت (و محبت) بنگرد، خداوند در قبال آن، یک حج مقبول و نیکو برایش مقرر می‌فرماید».[۹] «نگاه کردن به صورت پدر و مادر، عبادت است».[۱۰]
مردی به محضر رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مشرف شد و عرض ‍ کرد: «یا رسول ­الله! به چه کسی نیکی کنم؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «به مادرت». دوباره سؤال کرد: «سپس به چه کسی نیکی کنم؟» حضرت فرمود: «به مادرت». بار دیگر پرسید: «و سپس به چه کسی نیکی کنم؟» حضرت فرمود: «به مادرت». بار چهارم سؤال کرد: «آن­گاه به چه کسی نیکی کنم؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «به پدرت».[۱۱]

آثار نیکی به پدر و مادر

در سیره نبوی، نیکی به پدر و مادر، آن‌ قدر اهمیت دارد که ایشان، ضمن حدیثی تأکید فرموده­ است: «خاک بر سر کسی، خاک بر سر کسی، خاک بر سر کسی که پیری پدر و مادرش یا یک نفر از آنها را درک کند؛ ولی به بهشت نرود».[۱۲]
«نیکی به پدر و مادر، عمر را زیاد؛ دروغ، روزی را کم؛ و دعا، قضا را دفع می‏ کند».[۱۳] پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر که میان چشمان مادرش را ببوسد، این کار برای او پوششی از آتش جهنم خواهد بود».[۱۴]
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می ­فرماید: «هر که صبح را با اطاعت الهی درباره پدر و مادرش آغاز کند، دو درِ بهشت برای او گشوده می‏ شود؛ و اگر[درباره] یکی (از آن دو) باشد، یک درِ بهشت برای او گشوده می‏ شود».[۱۵]
«صدقه بجا، نیکوکاری، نیکی به پدر و مادر و صله رحم، بدبختی را به خوش‌بختی تبدیل می‏ کند؛ بر عمر می ­افزاید و از سقوط­‌های بد نگه می‏ دارد».[۱۶]

آزردن پدر و مادر

«عذر[انجام ندادن] سه چیز از کسی پذیرفته نیست: محبت به پدر و مادر، ادای امانت و وفای به عهد».[۱۷]

در کنار مادر

مردی خدمت رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: «من مردی با نشاط و جوان هستم و جهاد در راه خدا را دوست دارم؛ اما مادری دارم که از این کار خوشش نمی‌آید». پیامبر فرمود: «برگرد و در کنار مادرت باش. سوگند به خدایی که به حق مرا به پیامبری برگزیده است، یک شب انس با او، از جهاد یک ساله تو در راه خدا بهتر است».[۱۸]
مردی خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: «مادری دارم که او را بر دوش خود حمل می­ کنم، تا حوایج او را برآورده سازم؛ لقمه را در دهانش می­ گذارم؛ و او را تر و خشک می­ کنم. آیا جبران محبت‌های او را کرده‌ام؟» حضرت فرمود: «شاید این محبت تو، به اندازه یک ناله او هنگام زایمان باشد».[۱۹]

بوسیدن آستانه در بهشت

مردی به حضور خاتم انبیا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و پرسید: «ای رسول ­خدا! من سوگند خورده ­ام که آستانه در بهشت، پیشانی حورالعین را ببوسم. اکنون چه کنم؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «پای مادر و پیشانی پدر را ببوس؛ یعنی اگر چنین کنی، به آرزوی خود درباره بوسیدن پیشانی حورالعین و آستانه در بهشت می‌رسی». او پرسید: «اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «قبر آنها را ببوس».[۲۰] همچنین کسی که به پدر و مادرش دشنام دهد، در سیره نبوی با عبارت «ملعون، نزد خدا» نکوهش شده است.[۲۱]

عاق والدین

آن بزرگوار درباره عاق­ والدین می‌فرماید: «عقاب و مجازات، سه دسته از گناهان، زودرس است و به قیامت کشانده نمی­ شود: ایجاد ناراحتی برای پدر و مادر، ظلم در حق مردم، ناسپاسی در مقابل کارهای نیک دیگران».[۲۲]
پیامبر می ­فرماید: «خدای تعالی، چهار کس را وارد بهشت نمی‏ کند و از نعمت ­های آن به آنان نمی‏ چشاند: شراب‌خوار، ربا‌خوار، آنکه به نا‌حق مال یتیم می‌خورد و آن که پدر و مادرش از او ناخشنود باشند».[۲۳]

حکایت

مرحوم شیخ مفید، به نقل از امام صادق(علیه السلام) حکایت می ­کند: «روزی به پیامبر، خبر دادند که فلان جوان مسلمان، مدتی است در سکرات مرگ و جان دادن به سر می ­برد و نمی‌میرد». چون حضرت رسول بر بالین آن جوان حضور یافت، فرمود: «بگو: لا إلهَ ­إلاّ اللّه»؛ ولی مثل این که زبان جوان قفل شده بود و نمی توانست آن را حرکت دهد. حضرت چند بار تکرار کرد و جوان نمی‌توانست کلمه طیبه «لا إلهَ ­إلاّ اللّه» را بگوید.
زنی در کنار بستر جوان، مشغول پرستاری از او بود. حضرت از آن زن پرسید: «آیا این جوان مادر دارد؟» زن پاسخ داد: «آری، من مادرش هستم». حضرت فرمود: «آیا از فرزندت ناراحت و ناراضی هستی؟» گفت: «آری، مدت پنج سال است که با او سخن نگفته ام». حضرت پیشنهاد داد: «از فرزندت راضی شو». عرض کرد: «به احترام شما از او راضی شدم و خداوند نیز از وی راضی باشد».
سپس حضرت به جوان فرمود: «بگو: لا ­إلهَ ­إلاّ ­اللّه». در این موقع، آن جوان، به ­سرعت، کلمه طیبه را بر زبان خود جاری کرد. بعد از آن، حضرت به او فرمود: «دقت کن، اکنون چه می­ بینی؟» عرض کرد: «مردی سیاه چهره با لباس­‌های کثیف و بدبو همین الان در کنارم است و سخت گلوی مرا می‌فشارد». پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اظهار کرد:

«بگو: یا مَنْ یقْبَلُ الْیسیرَ وَ یعْفُو عَنِ الْکَثیرِ، إقبَلْ مِنِّی الْیسیرَ، وَ اعْفُ عنّی الْکَثیرَ، إنّکَ أنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیم».
«ای کسی که عمل ناچیز را پذیرا هستی و از خطاهای بسیار در می­ گذری. کمترین عمل مرا بپذیر و گناهان بسیارم را ببخش؛ همانا که تو آمرزنده و مهربان هستی».

وقتی جوان این دعا را خواند، حضرت فرمود: «اکنون چه می­ بینی؟» گفت: «مردی خوش‌چهره و سفید‌روی و خوش‌بو با بهترین لباس در کنارم آمد و با ورود او، آن شخص سیاه چهره رفت». حضرت فرمود: «بار دیگر، آن جملات را بخوان». وقتی تکرار کرد، در همان لحظه، روح از بدنش خارج شد و به دست پر برکت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، نجات یافت و سعادتمند شد.[۲۴]

پی‌نوشت‌ها

[۱]. سوره بقره، آیه ۸۲، ۱۰۸ و ۲۱۵؛ سوره نساء، آیه ۳۶ و ۱۳۵؛ سوره انعام، آیه ۱۵۱؛ سوره ابراهیم، آیه ۴۰؛ سوره مریم، آیه ۱۴ و ۳۲؛ سوره اسراء، آیه ۲۳ ـ ۲۵؛ سوره عنکبوت، آیه ۸ و ۹۰؛ سوره لقمان، آیه ۱۴ و ۱۵؛ سوره احقاف، آیه ۱۴، ۱۷، ۱۸ و ۱۹؛ سوره نوح، آیه ۳۸ و سوره بلد، آیه۳٫
[۲]. عاملی، شیخ حرّ؛ وسائل الشیعه، تحقیق مؤسسه آل‌البیت، قم، انتشارات مهر، ۱۴۱۴ق، ج۲۱، ص۴۸۴٫
[۳]. ابی‌بکر‌ بن احمد‌ بن علی الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، تحقیق مصطفی عبدالقادر، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۳۶٫
[۴]. شیخ کلینی؛ کافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، قم، دارالکتب اسلامی، ۱۳۶۷ق، ج۲، ص۱۵۹٫
[۵]. شیخ صدوق؛ علل الشرایع، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۳۸۵٫
[۶]. هیثمی، نورالدین؛ مجمع الزوائد ‌و منبع الفوائد، بیروت، دار‌الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۱۲۷٫
[۷]. شیخ کلینی؛ پیشین، ج۱، ص۴۲۸٫
[۸]. متقی هندی؛ کنزالعمال، بیروت، مؤسسه الرساله، ج۱۶، ص۴۶۸٫
[۹]. محقق نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل‌البیت، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۶۹٫
[۱۰]. شیخ صدوق؛ من لا‌یحضره الفقیه، تحقیق علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۰۵٫
[۱۱]. سلیمان بن اشعث سجستانی، سنن ابی‌داوود، تحقیق سعید محمد‌اللحام، بیروت، دار‌الفکر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص ۵۰۶٫
[۱۲]. مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی­تا، ج ۵، ص۸٫
[۱۳]. متقی هندی، پیشین، ج۱۶، ص۴۶۹٫
[۱۴]. متقی هندی، پیشین، ج۱۶، ص۴۶۸٫
[۱۵]. ابن­عساکر، تاریخ دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۵۵٫
[۱۶]. متقی هندی، پیشین، ج۱۶، ص۴۶۸٫
[۱۷]. ابن­ عساکر، پیشین، ج۴، ص۵۵٫
[۱۸]. شیخ صدوق؛ امالی، تحقیق مؤسسه البعثه، قم، مؤسسه البعثه، ۱۴۱۷ق، چاپ اول، ص۵۴۷٫
[۱۹]. هیثمی، نورالدین؛ مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دار‌الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۱۳۷٫
[۲۰]. متقی هندی، ج ۱۶، ص۴۶۸٫
[۲۱]. احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار، ج ۱، ص۲۱۷٫
[۲۲]. شیخ طوسی، امالی، قم، دار‌الثقافه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۳٫
[۲۳]. متقی هندی، پیشین، ج۱۶، ص۵۷۸٫
[۲۴]. شیخ مفید، امالی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، بی­تا، ص۶۳٫

سایت پژوهشکده باقرالعلوم(علیه السلام)؛ نویسنده: محسن محمدزاده

خانه ی سالمندان نشانه جدایی دین از زندگی!

هر کس پدر و مادرش را دوست دارد اما یک مختصری خسته شد ببرد خانه سالمندان، این جدایی دین از زندگی است، ما مسلمانیم بندگی و زندگیمان جدا است، مردان الهی بندگیشان در زندگی بود و احترام به والدین در ردیف برجسته‌ترین ویژگی انبیای الهی آمده است.

در آیه ۷ سوره عنکبوت خداوند می‌فرماید «وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ» یعنی این ما همه اعمالشان را به حساب احسن می‌آوریم و پاداش می‌دهیم یا این‌که احسن آن است که برجسته‌ترین اعمالشان را به عنوان نمونه پاداش می‌دهیم یعنی شامل اعمال حسنه میانی نیز می‌شود؛ مشابه این تعبیر در سوره مبارکه فصلت درباره تبهکاران آمده است: «فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا عَذَابًا شَدِیدًا وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ» این «اسوأ» اگر به این معنا باشد که ما همه اعمال آنها را به حساب بدترین کار آنان پاسخ می‌دهیم با عدل الهی سازگار نیست، در سوره قصص آمده است که خداوند حسنه را به بهتر از آن جواب می‌دهد اما سیئه را به همان اندازه جواب می‌دهد، کیفر که بدتر از گناه نخواهد بود از نظر عقلی و با «جَزَاءً وِفَاقًا» و با «جَزَاءُ سَیِّئَهٍ بِمِثْلِهَا» از نظر نقلی سازگار نیست، ما اینها را به أَسْوَأَ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ کیفر می‌دهیم یعنی این‌که یکی این‌که اسوأ به معنای افعل تفضیل نیست بلکه به معنای سیئه است و دیگر این که این آیه ناظر به بدترین عمل است و به اعمال عادیشان نظر ندارد؛ این به آن معنا نیست که ما تمام اعمالشان را برابر بدترین عملشان کیفر می‌دهیم.

تفاوت است میان عملوا الصالحات و صالحین

خداوند در آیه «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصَّالِحِینَ» می‌فرماید اگر کسی ایمان بیاورد؛ حسن فاعلی داشته باشد و عمل صالح انجام دهد؛ حسن فعلی داشته باشد او را با صالحان محشور می‌کنیم، بین «عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» یعنی کسانی که در مقام فعل کارهای صالح انجام می‌دهند با صالحان متفاوت است، صالحان کسانی هستند که به گوهر ذاتی رسیده‌اند که آن گوهر ذات صالح است، درباره حضرت ابراهیم (علیه السلام) آمده است که «وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ».

برخی‌ها ذات آنان صالح است و غیر از صالح از آنان صادر نمی‌شود، خلاف کسانی که در مقام عمل صالح هستند و لغزش‌هایی از اینان صادر می‌شود، ذات اقدس اله کسانی را که حسن فاعلی و حسن فعلی داشتند فرمود اینان را در قیامت در زمره بندگان صالح قرار می‌دهیم، اما من الصالحین شدن کار ساده‌ای نیست، داخل در طایفه صالحین شدن وعده‌ای برای اینان است؛ درباره این گروه می‌فرماید که ما اینان را در زمره صالحین قرار می‌دهیم.

بین «عملوا الصالحات» با «الصالحین» فرق است؛ همچنین میان «فی الصالحین» و «من الصالحین» فرق است.
خداوند انبیاء را که می‌ستاید می‌فرماید یحیی(علیه السلام) کسی بود که نسبت به مادرش احترام می‌کرد، عیسی(علیه السلام) کسی بود که نسبت به مادرش احترام می‌کرد، در سوره مبارکه مریم آیه ۳۲ درباره حضرت عیسی می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوَالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا» احترام به پدر و مادر در ردیف برجسته‌ترین ویژگی‌های انبیاء آمده است.

پدر و مادر مجرای فیض خالقیت هستند

«وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» اسلام دین‌شمولی است یعنی برای همه برنامه دارد اگر بعضی موحد اهل کتاب بودند برای آنان برنامه دارد، برای ملحدان و مشرکان برنامه دارد، اسلام «کَافَّهً لِّلنَّاس» و «نَذِیرًا لِّلْبَشَرِ» است ما مسلمانان می‌خواهیم با سایر مردم زندگی کنیم،‌ برای گروه‌های مختلف برنامه دارد؛ برنامه‌های بین‌المللی اسلام غیر از برنامه‌های محلی است، محلی همان نماز و روزه و احکام است، برنامه‌های منطقه‌ای همان مشترکات با اهل کتاب است؛ اما در برنامه‌های بین‌المللی فرمود هر کس که دینی ندارد باید با او این طور برخورد کنید، فرمود پدر و مادر شما چه مسیحی چه مشرک، پدر و مادر هر گیری دارند احترام آنان را باید حفظ کرد و این جزو برنامه‌های بین‌المللی اسلام است، در جریان به وفای عهد و ادای امانت، صدق و امنیت و امانت اسلام برنامه‌های بین‌المللی دارد و دستور به رعایت این موارد شده است.

ذات اقدس اله در سوره مبارکه اسراء نیز سخن از دستور به احسان به پدر و مادر آورده است. اینان چون مجرای فیض خالقیت هستند، احترام به والدین را در کنار توحید ذکر می‌کند؛ یکی از علمای بزرگوار وجیه بود مردم کمک کردند، یکی گفت برای سالمندان خواستیم کمک جمع کنیم اما مردم حاضر نشدند کمک کنند؛ مردمی که حاضر نیستند توی شهرشان خانه سالمندان باشد، این‌ها برکت است، شرف یک ملت این است که پدر و مادرش را حفظ کند، چه توقعی است الان که بچه‌ها توی مهد کودک می‌روند در نهایت والدین را به خانه سالمندان نسپارند؛ بچه‌ای که عاطفه ندید پدر و مادر را به خانه سالمندان می‌برد، این هفت سالی که بچه بزرگ می‌شود یک دانشکده عاطفه است.

توحید محترم و احترام پدر و مادر هم، محترم است، در سوره اسراء این احترام پدر و مادر را در کنار توحید ذکر می‌کند، برای این است که آنان مجرای فیض خالقیت هستند این اختصاص به یهودیت و مسیحیت و دیگر آیین ها ندارد، حتی اگر مشرک هستند نباید بگوییم آنان را باید به خانه سالمندان تحویل دهیم البته اگر اصرار دارند که از توحید دست برداریم نباید به فرمان آنان گوش دهیم؛ «وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا» این بیان نورانی پیامبر(صلی الله و علیه و آله و سلم) که فرمود: «لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق» نه قابل تخصیص است نه قابل تقیید فرمود در صدر اسلام برخی از جوانان اسلام را پذیرفته بودند و پدر و مادر اصرار داشتند که باید از دین دست برداری اما هم خداوند و هم پیامبر فرمود که لازم نیست حرف اینان را گوش دهی.

وی ادامه داد: اگر اینان پیر شدند «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا» با آنان با احترام رفتار کن.

آیاتی که در زمینه احترام به پدر و مادر است چند قسم است ؛ یک طایفه صرف احسان به والدین را دستور می‌دهد، طایفه دیگر آیاتی است که می‌گوید آنان در دوران کودکی تلاش کردند و به او شیر و غذا دادند و نیازهای شما را برطرف کردند نتیجه هر دودسته آیات این است که احترام آنان را حفظ کنیم؛ خداوند انبیاء را که می‌ستاید می‌فرماید یحیی(علیه السلام) کسی بود که نسبت به مادرش احترام می‌کرد، عیسی(علیه السلام) کسی بود که نسبت به مادرش احترام می‌کرد، در سوره مبارکه مریم آیه ۳۲ درباره حضرت عیسی می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوَالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا» احترام به پدر و مادر در ردیف برجسته‌ترین ویژگی‌های انبیاء آمده است.
بچه‌ای که عاطفه ندید پدر و مادر را به خانه سالمندان می‌برد، این هفت سالی که بچه بزرگ می‌شود یک دانشکده عاطفه است.

انجام توقع زائد والدین واجب نیست

هر کس پدر و مادرش را دوست دارد اما یک مختصری خسته شد ببرد خانه سالمندان این جدایی دین از زندگی است، ما مسلمانانیم بندگی و زندگی‌مان جدا است، مردان الهی بندگی‌شان در زندگی بود، حرف زدن‌های ما اسلامی نیست؛ بندگی ما در زندگی نیست آن که می‌گوید «قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیَایَ وَ مَمَاتِی لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» یعنی به صورت بنده زندگی می‌کنم.: عاق اسم فاعل است یعنی عاصی، عاق والدین شدن یعنی معصیت کردن که گناه کبیره است، پدر و مادر می‌گوید فلان کار را انجام بده اما این کار را انجام نمی‌دهد؛ این معصیت کبیره است، اطاعت از پدر و مادر واجب است، مورد نیاز است، یک وقت پدر و مادر خواهش بی‌جا و تمنای بی‌جا دارد در آن‌جا اطاعت لازم نیست اما گاه در موردی که نیاز دارد به پسر گفته فلان کار را برای من انجام بده و نمی‌رود و پدر را می‌رنجاند یک وقت رنجیده خاطر می‌شود آن می‌شود معصیت کبیره، عقوق والدین از معاصی کبیره است؛ انجام توقع زائد واجب نیست.

در آیه مورد بحث هم گفتند اگر فرزند از نظر اعتقاد با پدر و مادر هماهنگ نباشد بی‌احترامی نکند و در عین حال به حرف آنان گوش نسپارد؛ در صدر اسلام عده‌ای مبتلا به این موضوع شدند، «وَ إِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا» اگر بخواهی حرف اینان را در مسائل اعتقادی گوش کنید، تو دلیل نداری نه تنها تو دلیل نداری بلکه احدی دلیل ندارد: «مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» این قضیه هم شخصی است و هم به صورت یک موجبه کلیه مطرح می‌کند، قرآن یک حرف جهانی می‌زند اصلا شرک برهان‌پذیر نیست، «وَ مَن یَدْعُ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ».

بیانات حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی؛ در تفسیر آیات ابتدایی سوره عنکبوت

منبع: بخش قرآن تبیان

آثار سوء عاق والدین

ابن روزها همه چیز عوض شده؛ هیچ چیز رنگ و بوی سابق را ندارد حتی پدر و مادرها که خداوند بزرگ در قرآن کریم، آن همه سفارش در مورد ایشان کرده است.

گاهی ما چنان با پدر یا مادر خود صحبت می‌کنیم که گویی طلبکار هستیم و حق و حقوقمان را خورده‌اند. گاه در پاسخ محبت بی‌حد و حصرشان چنان ناسپاسی می‌کنیم که قلبشان به درد می‌آید. گاهی جوانانی دیده می‌شوند که سریعا به پدر و مادرشان پرخاش می‌کنند، گاه جواب پرسش‌هایشان را نمی‌دهند و گاه با بی‌اعتنایی از کنارشان رد می‌شوند و بی‌مهابا انگار نه انگار که خداوند متعال به صراحت گفته است که حتی یک «اف» هم به ایشان نگو. الان به رفتار خودمان و اطرافیانمان نگاه کنید “اف” که خوب است بعضی‌ها حتی دست تعرض به سمت ایشان دراز می‌کنند. چه بسیار افرادی که براحتی به آنها ناسزا می‌گویند و حتی کتکشان می‌زنند. این خیلی دردناک است ولی واقعیتی است در جریان.

وقتی ما دستور صریح خداوند را نادیده می‌گیریم چطور می‌خواهیم دینداری کنیم؟ دیگر چه حدی نگه داشته خواهد شد؟

ما طلبکاریم که چرا برای ما چنان نکردند و چنین نکردند؟ آیا این انصاف است؟ ما برای آنها چکار کرده ایم؟ مسئولیت ما در مقابل ایشان بسیار سنگین است و حتی اگر ظالم باشند ما وظیفه داریم تکریمشان کنیم.

اذیت رساندن و حتی نگاه با خشم به پدر و مادر نمودن باعث خشم خداوند می‌شود. در روایت است که اگر با عصبانیت به والدین نگاه کنید حتی اگر آنها به او ظلم کرده باشند، باعث عدم قبولی نماز می‌شود.

«ابامهزم گوید که: شبی از حضرت باقر(علیه السلام) خداحافظی کردم و با مادرم به منزلمان می‌رفتیم. در راه با مادرم دعوامان شد و من به او تندی کردم. وقتی فردا خدمت امام رفتم ناگاه فرمود: این ابامهزم! دیشب بین تو مادرت چه گذشت؟ آیا او تو را در شکمش حمل ننمود و از سینه‌اش تو را شیر نداد و تو را در دامنش بزرگ ننمود؟ دیگر این عمل را تکرار نکن».۱

گاهی مجازات اذیت کردن والدین در همین دنیا ظاهر می‌شود.

جوان با نفرین پدر شل شد!

روزی امام علی(علیه السلام) در حال طواف بود که صدای التجاء و مناجات و التماس جوانی را شنید. امام از او درباره ی گرفتاریش سؤال کرد.

او گفت: من سالم بودم ولی آنقدر پدرم را اذیت نمودم که او مرا نفرین کرد و من فلج شدم. پدرم تصمیم داشت تا روزی به کنار کعبه بیاید، و برای شفایم دعا کند ولی قبل از این کار، از دنیا رفت. حال من مانده‌ام این پاهای شل!

امام(علیه السلام) به او دعای مشلول را یاد دادند که آن را بخواند. او این دعا را خواند و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب دید که حضرت دستی بر پاهای او کشید و او شفا یافت».۲

امام چهارم دیدند که نوجوانی به نحو بی‌ادبانه‌ای به پدرش تکیه کرده است. بعد از این امام هیچگاه با آن جوان صحبت نکردند تا جوان از دنیا رفت».

مرحوم کافی و پدر

مرحوم کافی می‌گفتند: هرگاه پدرم که یک نفر کاسب ساده‌ای است، به تهران می‌آید یا من مشهد می‌روم، در جلو زن و بچه و برادر و خواهر خم می‌شوم و مکرر دست پدرم را می‌بوسم.

جوان زبانش لال شد!

«روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر بالین جوانی که در حال احتضار بود، حاضر شد. وقتی شهادتین را به او تلقین نمود، جوان نتوانست زبانش را به شهادتین باز کند و گویا لال شده بود. حضرت، مادرش را خواستند. و از مادرش پرسیدند که آیا از پسرت راضی هستی؟ زن گفت: یا رسول الله! چهار سال است که باو حرف نزده‌ام!

«روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر بالین جوانی که در حال احتضار بود، حاضر شد، وقتی شهادتین را به او تلقین نمود، جوان نتوانست زبانش را به شهادتین باز کند و گویا لال شده بود. حضرت، مادرش را خواستند. و از مادرش پرسیدند که آیا از پسرت راضی هستی؟ زن گفت: یا رسول الله! چهار سال است که با او حرف نزده‌ام!

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از او خواستند که از فرزندش راضی شود. او هم راضی شد و جوان زبانش باز گردید و شهادتین را جاری کرد و از دنیا رفت».

«بوی بهشت از مسیر پانصد سال راه بمشام می‌رسد ولی بمشام عاق والدین نمی رسد».

امام پنجم(علیه السلام) فرمود: «سرور و آقای نیکان در قیامت، شخصی است که بعد از رحلت پدر و مادرش، نیز به آنان نیکی کرده است – آنان را فراموش ننموده است-».

قصری که ویران گردید!

«ملا علی کازرونی شبی در خواب دید که قصری با عظمت در باغی قرار ارد. از صاحب قصر سؤال کرد. گفتند: مال فلان نجّار شیرازی است. ناگاه صاعقه‌ای آمد و قصر را تبدیل به خاکستر کرد.

روز بعد ملا علی کازورنی سراغ نجار رفت و گفت: دیشب چه کار کردی؟ گفت: هیچ! ملاّ او را قسم داد. نجار گفت: شب قبل با مادرم دعوا کردم و کار به زدن و کتک کاری کشید».۳

سفر غیرضروری فرزند با مخالفت پدر یا مادر ممنوع بوده و سفر معصیت حساب می‌شود.

همچنین با پدر و مادر بلند صحبت کردن بی‌ادبانه، جلوتر از آنان راه رفتن، به آنها اُف گفتن، آنها را تحقیر کردن و… در اسلام ممنوع است.

«روزی یکی از وزرا با پدرش خدمت امام خمینی(قدس سره) رسید و خود جلوتر رفت و دست اما را بوسید سپس پدرش را معرفی کرد. امام امت به او فرمود: چرا جلوتر از پدرت راه رفتی؟»

از نظر اسلام چنانچه والدین نیازمند و فرزندان متمکن باشند، واجب است که مخارج پدر و مادرشان را بدهند.

حقوق والدین بر فرزندان فقط مربوط به زمان حیات آنان نمی شود و باید بعد از رحلتشان نیز همواره به فکر آنان بده و برای ایام برزخ مرتب آذوقه‌های معنوی از قبیل نماز قضاء، صدقات، کارهای خیر به نیت آنان و پاک کردن بدهکاری‌های آنان فرستاد.

متأسفانه در فرهنگ ما طوری عمل می‌شود که واجبات فدای مستحبات می‌گردد کسی که از دنیا می‌رود به جای این که واجبات او را که در دستش از دنیا کوتاه شده ادا کنند و مخصوصاً حق الناس اگر بر اوست ادا کنند، بفکر غذا دادن و گاهی خودنمائی‌های ضررآور می‌افتند. چندین روز بستگان عزادار میت سفره می‌اندازند و پولهایی که گاهی با عدم رضایت قلبی تهیه شده صرف امری که حتی استحباب آن ثابت نشده می‌نمایند. گاهی مخارج آنچنان بالاست که تا مدتها زیر بار قرض می‌روند. حال آن که در سنت اسلام وارد شده که تا سه روز مردم برای تعزیت و تسلیت به دیدن اقوام میت بروند و موقع غذا که می‌شود، همسایگان و فامیلها، برای بستگان درجه اول میت غذا ببرند.

و اگر بخواهند در حق میت خوبی کنند باید ابتدا بدهکاری‌های مالی او را پاک کنند. سپس نمازها و روزه‌ها و حج هائی که به عهده داشته به طریقی ادا نمایند. سپس ارث را طبق شریعت اسلام تقسیم نمایند و اگر می‌خواهند پولی برای او صرف کنند خرج کارهای دائمی مثل چاپ کتب مفید، ساختن مدرسه و درمانگاه و بیمارستان و مسجد و حوزه علمیه و کتابخانه و… نمایند.

امام سجاد(علیه السلام) به پسرش فرمود: «دقت کن و ببین آیا احدی از انسان‌ها را می‌توانی پیدا کنی که از نعمت پدر و مادرت برایت مهمتر و بیشتر باشند».

امام پنجم(علیه السلام) فرمود: «سرور و آقای نیکان در قیامت، شخصی است که بعد از رحلت پدر و مادرش، نیز به آنان نیکی کرده است – آنان را فراموش ننموده است-».

شخصی به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: نذر کرده‌ام آستانه ی بهشت را ببوسم. حال چه کنم؟ فرمود:

«پای مادر و پیشانی پدر را ببوس تا به نذرت عمل کرده باشی. اگر از دنیا رفته‌اند، قبر آنان را ببوس».

امام سجاد(علیه السلام) به پسرش فرمود:

«دقت کن و ببین آیا احدی از انسانها را می‌توانی پیدا کنی که از نعمت پدر و مادرت برایت مهمتر و بیشتر باشند».

در روایات ما از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و علی مرتضی(علیه السلام) به عنوان والدین معنوی شیعیان نام برده شده است که اهمیتشان از والدین جسمی بیشتر می‌باشد.

پاورقی‌ها

۱- علامه مجلسی؛ بحارالانوار، ج ۷۴

۲- شیخ عباس قمی؛ مفاتیح الجنان.

۳- شهید دستغیب؛ داستانهای شگفت.

پیامدهای عاق والدین

آتش جهنم جایگاه عاقّ والدین

احترام به والدین در بسیاری از آیین‌های دینی مورد تاکید قرار گرفته و همواره توصیه شده تا آنها را محترم شمارند.
در دین مبین اسلام و در آیات کریمه قرآن کریم بر احترام به والدین تاکید بسیاری شده و در آیات متعددی از احسان به آنان سخن رانده شده است و مجازات سختی نیز برای افرادی که نسبت به والدین خود کوتاهی کرده و احیانا آنها را مورد بی‌حرمتی قرار دهند در نظر گرفته شده است.
عاق والدین علاوه بر آنکه زندگی اخروی دشواری را برای فرزند عاق شده به ارمغان می‌آورد، در زندگی دنیوی نیز این قبیل افراد، زندگی سخت و صعبی را دارند.
امام هادی(علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: عاق و نارضایتی والدین،فقر و تنگدستی را به دنبال می‌آورد و انسان را به ذلت و خواری می‌کشاند.
در این مقاله می‌خواهیم به بررسی روایاتی بپردازیم که به عقوق والدین اشاره‌ای دارند.

پیامدهای شوم عقوق والدین در دنیا(۱)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن حدیثی به این مضمون فرمود: هنگامی که ماه شعبان فرا می‌رسد خدای عزّ و جلّ دستور می‌دهد که درب‌های بهشت باز شوند و دستور می‌دهد که درخت طوبی شاخه‌های خود را از بهشت بر این دنیا بگستراند. سپس خدای عزّ وجلّ دستور می‌دهد که درهای جهنم باز گردد و دستور می‌دهد که درخت زقّوم شاخه‌های خود را از جهنّم بر این دنیا بگستراند. سپس منادی ندا می‌دهد:
‌ای بندگان خدا! اینها شاخه‌های درخت طوبی هستند. پس به آنها چنگ بزنید تا آن شاخه‌ها شما را به بهشت برسانند و این‌ها شاخه‌های درخت زقّوم هستند و از آن شاخه‌ها بر حذر باشید تا شما را به آتش جهنّم نکشانند.
سپس پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شخصی که در این روز به والدین خود-یا یکی از آنها-نیکی کند -در حقیقت-به شاخه‌ای از درخت طوبی چنگ زده است و شخصی که رضایت والدین خود را کسب نماید-در حقیقت -به شاخه‌ای از درخت طوبی چنگ زده است.
سپس پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شخصی که مورد عاق والدین یا یکی از آنها قرار بگیرد، در حقیقت به شاخه‌ای از درخت زقّوم چنگ زده است و هر شخصی به مقداری که امکان و توان آن را دارد رضایت والدین خود را کسب ننماید در حقیقت به شاخه‌ای از درخت زقّوم چنگ انداخته است.
سپس پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: و کسانی که به شاخه درخت زقّوم چنگ زده اند، آن شاخه‌ها آنها را به آتش جهنم می‌کشانند(۲).

آمرزش و مغفرت الهی شامل عاق والدین نمی‌گردد
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن حدیثی پیرامون فضیلت شب قدر به این مضمون فرمود: هنگامی که شب قدر فرا می‌رسد خداوند عزّ وجلّ به جبرئیل و دیگر ملائکه دستور می‌دهد که به طرف زمین سرازیر شوند و در این شب جبرئیل به همراه دیگر ملائکه به نمازگزاران و ذاکران و عبادت کنندگان در این شب سلام می‌کنند و بردعای آنها آمین می‌گویند و هنگامی که طلوع فجر فرا رسد، جبرئیل به ملائکه ندا می‌دهد: آماده بازگشت شوید، در این هنگام ملائکه به جبرئیل می‌گویند: خدای متعال در این شب با خواسته‌ها و حاجت‌های این امّت چه کرد؟
جبرئیل پاسخ می‌دهد: خدای متعال با نگاه رحمت به سوی آنها نگریست و از آنها درگذشت و گناهان آنها را بخشید. اما چهار گروه از این رحمت و بخشش محروم هستند.
ملائکه می‌گویند: آن چهار گروه کدام هستند؟
جبرئیل در جواب می‌گوید: شخصی که دائم الخمر می‌باشد و شخصی که عاقّ والدین است و شخصی که صله رحم را قطع کرده است و شخصی که از فردی، کینه‌ای در دل دارد(۳).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن حدیثی پیرامون فضیلت شب قدر به این مضمون فرمود: خدای متعال گناهکاران این امت را در شب قدر مورد رحمت و مغفرت قرار می‌دهد. مگر هشت گروه از آنها را و از جمله این هشت گروه شخصی است که مورد عاقّ والدین خود قرار گرفته باشد(۴).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: به عاقّ والدین گفته می‌شود: هر کاری می‌خواهی بکن. تو مورد آزمایش قرار نخواهی گرفت و به شخصی که به والدین خود نیکی می‌کند گفته می‌شود: تو مورد آمرزش الهی قرار خواهی گرفت(۵).

امان الهی شامل عاقّ والدین نمی‌گردد
خدای متعال به حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) فرمود: به بندگان من خبر بده: شخصی که مورد عاقّ والدین قرار دارد یا والدین خود را دشنام دهد مؤمن باشند یا کافر سپس بمیرد قبل از اینکه والدین او بمیرند، او امانی در نزد من نخواهد داشت(۶).

بلایای زمینی و آسمانی را موجب می‌گردد
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: اگر افراد امت من مرتکب این اعمال شوند، بلا بر آنها نازل می‌گردد. اگر فرزندان مورد عاقّ مادران خود قرار گیرند و به پدران خود جفا روا دارند. در این هنگام باید منتظر بادهای سرخ و فرو رفتن در زمین و سخ شدن باشند(۷).

تاری و تاریکی فضا را موجب می‌گردد
امام سجّاد(علیه السلام) به این مضمون فرمود: عقوق والدین از جمله گناهانی است که موجب تاری و تاریکی فضا می‌گردد(۸).

توفیق الهی را سلب می‌کند
امام رضا(علیه السلام) در ضمن حدیثی پیرامون پیامدهای شوم عقوق والدین به این مضمون فرمود: خدای عز وجلّ عقوق والدین را حرام نمود. زیرا این امر توفیق طاعت الهی را از انسان سلب می‌کند و موجب می‌گردد که فرزند والدین خود را آن چنان که شایسته است گرامی ندارد و موجب کفران نعمت و ترک شکر و سپاس می‌گردد و این امور باعث کم شدن نسل و نابودی دودمان می‌گردد و عقوق والدین موجب می‌گردد که پدر و مادر نسبت به فرزند و تربیت او بی‌رغبتی نشان دهند(۹).

خالی از سکنه شدن شهر و دیار را موجب می‌گردد
امام باقر(علیه السلام) به این مضمون فرمود: پناه می‌بریم از گناهانی که نابودی را تسریع می‌کند و اجل‌ها را نزدیک می‌سازد و باعث خالی شدن شهر و دیار می‌گردد. آن گناهان عبارتند از: قطع صله رحم و عقوق والدین و نیکی نکردن(۱۰).

خرابی شهرها را در پی دارد
شخصی از بزرگان در وصیت خود به فرزندانش گفت: عقوق والدین موجب نکبت می‌گردد و زیادی را به اندکی تبدیل می‌کند و باعث خرابی شهر و دیار می‌گردد.(۱۱)

خشم ملک الموت را موجب می‌گردد
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: به درستی که ملک الموت بر چهره شخصی که به والدین خود نیکی می‌کند تبسّم می‌نماید و بر روی شخصی که عاقّ والدین است اخم نموده و بر او خشم می‌نماید(۱۲).

دعا را بر می‌گرداند
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: از جمله گناهانی که موجب می‌گردد تا دعا برگردد و به اجابت نرسد عقوق والدین است.(۱۳)

دعا را حبس می‌کند
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: عقوق والدین از جمله گناهانی است که موجب حبس دعا می‌گردد(۱۴).

دعایی که متضمّن عقوق والدین باشد مستجاب نمی‌گردد
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این مضمون فرمود: در روز جمعه زیاد دعا کنید و حوائج خود را از خدای عزّ و جلّ مسألت نمایید. زیرا در روز جمعه ساعاتی وجود دارد که دعا و مسألت در آن مستجاب می‌گردد. مگر دعائی که متضمّن و شامل قطع رحم یا گناه و یا عقوق والدین باشد(۱۵).

روزه عاق والدین قبول نمی‌گردد
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: روزه فرزندی که عاق والدین است، قبول نمی‌گردد تا هنگامی که به والدین خود نیکی نماید(۱۶).

زبان عاق والدین -در وقت احتضار-سنگین گشته و بند می‌آید
روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به نزد شخصی به نام حارث که در حال احتضار بود رفتند و به او فرمودند بگو: لا اله الاّ الله. اما زبان حارث بند آمده بود و از گفتن لا اله الّا الله عاجز ماند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) دانستند که بند آمدن زبان او در حال احتضار به خاطر آن است که او مورد عاقّ والدین خود قرار گرفته است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به همین خاطر مادر او را طلب نموده و از او خواستند تا از فرزند خود راضی گردد. آن مادر نیز شفاعت و درخواست پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را پذیرفتند و از فرزند خود راضی گشت. در این هنگام زبان حارث باز شد و کلمه لا اله الا الله را بر زبان جاری ساختو سپس از دنیا رفت(۱۷).

شرورترین افراد شخصی است که عاقّ والدین است
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: از جمله شرورترین افراد، اشخاصی هستند که مورد عاقّ والدین خود قرار دارند(۱۸).
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: شرورترین فرزند، فرزندی است که مورد عاقّ والدین قرار دارد(۱۹).

شقاوت و بدبختی را در پی دارد
امام صادق(علیه السلام) فرمود: عقوق والدین، از جمله گناهان کبیره است زیرا خدای متعال، شخصی که عاقّ والدین است را گناهکار و شقی قرار داده است(۲۰).

شومی و بد یُمنی و گرفتاری را در پی دارد
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: فرزندی که مورد عاقّ والدین است، شومی و بدیُمنی و گرفتاری را در پی دارد(۲۱).

عدالت عاقّ والدین ساقط می‌گردد
مردی به امام صادق(علیه السلام) می‌گوید: شخصی را می‌شناسم که مردم در نماز به او اقتدا می‌کنند و او امام جماعت آنها است و در رفتارهایش مشکلی وجود ندارد. اما او با پدر خود با خشونت و تندی سخن می‌گوید به حدّی که آنها را به خشم می‌آورد. آیا من می‌توانم پشت سر او نماز خوانده و به او اقتدا نمایم؟
امام صادق(علیه السلام) در جواب او به این مضمون فرمود: تا هنگامی که عاقّ والدین است، پشت سر او نماز نخوان(۲۲).

عمر عاق والدین کوتاه و کم می‌گردد
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: عقوق والدین عمر را کوتاه می‌کند(۲۳).
امام باقر(علیه السلام) به این مضمون فرمود: خدای متعال برای هر یک از بندگان خود دو گونه اجل مقرّر فرموده است: یک اجل نزدیک و یک اجل دور و هنگامی که بنده‌ای برای رضای خدا صله رحم نماید، خدای متعال عمر او را طولانی نموده و اجل دور را برای او مقرّر می‌فرماید. اما هنگامی که بنده‌ای عاق شود و مرتکب ظلم و ستم گردد، عمر او کوتاه گشته و اجل نزدیک برای او مقرّر می‌گردد(۲۴).
امام کاظم(علیه السلام) به این مضمون فرمود: شخصی قرار بود تا سه سال دیگر زنده باشد اما او با نیکی کردن موجب می‌گردد خدای متعال عمر او را سی و سه سال قرار دهد و شخصی که قرار بود سی و سه سال دیگر زنده باشد. اما چون عاق شده بود، عمر او کوتاه شده و به سه سال تقلیل می‌یابد(۲۵).
روزی مردی که به والدین خود نیکی می‌کرد به حال احتضار درآمد و هنگام مرگ او فرا رسید و در کنار این مرد نیکوکار، مردی که عاق والدین بود حضور داشت. در این هنگام خدای متعال به ملک الموت فرمود:-ای ملک الموت-چقدر از عمر این مردی که عاق والدین است باقی مانده است؟ ملک الموت پاسخ داد: سی سال. در این هنگام خدای متعال به ملک الموت فرمود: سی سال باقی مانده عمر آن شخص عاق والدین را از او کم کرده و به عمر مردی که به والدین خود نیکی می‌کرد بیفزا(۲۶).

فقر و ناداری راموجب می‌گردد
امام هادی(علیه السلام) فرمود: عقوق والدین فقر و ناداری را به وجود می‌آورد و باعث ذلّت و خواری می‌گردد(۲۷).

قبول نشدن اعمال خیر عاقّ والدین
حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) به خدای متعال گفت:‌ای خدا! فلان شخص که دوست من بود و شهید شد. اینک در کجا جای دارد؟ خدای عزّ وجلّ فرمود: او در آتش جهنّم است. حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) به خدای عزّ وجلّ گفت: مگر به شهداء وعده ی بهشت ندادی؟ خدای عزّ وجلّ فرمود: بله. اما این شخص بر عقوق والدین اصرار داشت(۲۸). من اعمال شخصی را که عاقّ والدین است قبول نمی‌کنم.(۲۹)

قبیح ترین گناه بشمار می‌آید
حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: زشت ترین و قبیح ترین گناهان، قطع صله رحم و عقوق والدین می‌باشد(۳۰).

عقوق والدین کفر را موجب می‌گردد
در حدیثی به این مضمون آمده است که عقوق والدین منجر به کفر می‌گردد(۳۱).

کیفر و مجازات را در دنیا موجب می‌گردد
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: سه گناه است که عقوبت آنها -قبل از آخرت- در دنیا خواهد بود: عقوق والدین و سرکشی نمودن و در مقابل نیکی بدی کردن(۳۲).

گناه بزرگ بشمار می‌آید-عقوق والدین از گناهان کبیره محسوب می‌گردد
امام رضا(علیه السلام) فرمود: عقوق والدین از جمله گناهان کبیره است(۳۳)(۳۴).

گرفتاری و محنت را موجب می‌گردد
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: فرزندی که مورد عاقّ والدین است، شومی و بدیمنی و گرفتاری را در پی دارد.(۳۵)

نسل را کم نموده و دودمان را نابود می‌سازد
امام رضا علیه اسلام در حدیثی پیرامون آفات عقوق والدین به این مضمون فرمود: عقوق والدین موجب کم شدن نسل و قطع دودمان می‌گردد(۳۶).

نماز عاقّ والدین مورد قبول واقع نمی‌گردد
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: کسانی که عاقّ والدین هستند، نماز آنها قبول نمی‌شود و دعای آنها مستجاب نمی‌گردد(۳۷).

نفرین شدگان
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ملعون و نفرین شده است شخصی که مورد عاقّ والدین خود قرار دارد(۳۸).

نفرین خدای عزّ وجلّ بر عاقّ والدین
امام مجتبی(علیه السلام) به این مضمون فرمود: عاق والدین، مورد لعن و نفرین خدا می‌باشد(۳۹).

نفرین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بر عاق والدین
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چند گروه را مورد لعن و نفرین خود قرار دادند از جمله آن گروه، کسانی هستند که عاقّ والدین می‌باشند(۴۰).

نفرین ملائکه بر عاقّ والدین
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: دو ملک از ملائکه خدای عزّ و جلّ این گونه دعا می‌کنند: یکی از آنها می‌گوید:-خدایا-کسانی را که به والدین خود نیکی می‌کنند، حفظ فرما و دیگری می‌گوید:-خدایا -بر کسانی که عاقّ والدین هستند غضب کن و آنها را نابود ساز(۴۱).

هلاک و نابودی را موجب می‌گردد
حضرت ابوطالب(علیه السلام) به فرزندان خود توصیه نموده و به آنها فرمود: از عقوق والدین و سرکشی اجتناب نمایید. زیرا این دو امر، موجب نابودی و هلاکت پیشینیان شده است(۴۲).
درحدیثی پیرامون مفاسد آخر الزمان و علامات آن می‌باشد آمده است: در آن هنگام، فرزندان مورد عاقّ والدین خود قرار می‌گیرند(۴۳).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره علامات آخر الزمان و مفاسد آن به این مضمون فرمود: به خاطر عصیان و سرکشی فرزندان در آن زمان پدری را که دارای پنج فرزند است آرزو می‌کند: کاش چهار فرزند داشت و پدری که دارای چهار فرزند است، آرزو می‌کند که کاش سه فرزند داشت و پدری که دارای دو فرزند است، آرزو می‌کند که کاش یک فرزند داشت و پدری که دارای یک فرزند است، آرزو می‌کند که کاش هیچ فرزندی نداشت(۴۴).

پیامدهای شوم عقوق والدین در آخرت
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: در روز قیامت سه گروه جزء فراموش شدگان قرار دارند و خدای متعال با آنها سخن نمی‌گوید و نگاه رحمت آمیزش را به آنها معطوف نمی‌دارد و آنها را مورد تزکیه قرار نمی‌دهد و عذابی دردناک برای آنها خواهد بود از جمله آن گروه، شخصی است که عاق والدین است(۴۵).

نگاه رحمت آمیز الهی شامل عاقّ والدین نمی‌گردد
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: گروهی هستند که در روز قیامت از نگاه رحمت آمیز الهی محروم می‌باشند، عاقّ والدین از جمله آنها بشمار می‌آید(۴۶).

بوی بهشت به مشام عاقّ والدین نمی‌رسد
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: بر حذر باشید و بپرهیزید از عقوق والدین. زیرا بوی بهشت از مسیر هزار سال استشمام می‌شود. امّا عاقّ والدین از استشمام بوی بهشت محروم است(۴۷).
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: بهشت جای پاکیزه‌ای است. خدای عزّ وجلّ آنجا را پاکیزه و بوی آن را نیز خوش قرار داده است. امّا عاق والدین بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد(۴۸).
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سوگند به خدائی که مرا به پیامبری مبعوث نمود، عاقّ والدین بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد(۴۹).
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که عاقّ والدین، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد(۵۰).
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: هنگامی که پرده‌ای از پرده‌های بهشت -در روز قیامت- کنار زده می‌شود، بوی بهشت تا فاصله مسیر پانصد سال منتشر می‌شود. اما عاقّ والدین از استشمام این بوی خوش محروم است(۵۱).

عاقّ والدین وارد بهشت نمی‌شود
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: عاق والدین وارد بهشت نمی‌گردد.(۵۲)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شخصی که بر جنازه مومنی نماز می‌خواند، خدای متعال بهشت را بر او واجب می‌گرداند مگر آنکه منافق یا عاقّ والدین باشد(۵۳).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، عاقّ والدین وارد بهشت نمی‌گردد(۵۴).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: عاق والدین هرگز وارد بهشت نمی‌گردد(۵۵).

بهشت بر عاقّ والدین حرام است
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهشت بر عاقّ والدین حرام است(۵۶).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دیدم که بر درب بهشت نوشته شده بود: تو بر شخص بخیل و ریاکار و عاقّ والدین و سخن چین حرام هستی(۵۷).

آتش جهنم جایگاه عاقّ والدین خواهد بود
امام صادق(علیه السلام) در مورد گناهان کبیره‌ای که خدای متعال وعده آتش جهنّم به مرتکب آن داده است فرمود: عقوق والدین از جمله آنهاست(۵۸).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: آتش جهنم جایگاه عاق والدین است(۵۹).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: سه گروه هستند که بی‌حساب وارد جهنم می‌گردند. عاق والدین از جمله آنها است(۶۰).
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: سه گروه هستند که حائل و حاجبی بین آنها و آتش جهنّم وجود ندارد. عاقّ والدین از جمله آنها است(۶۱).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: گروهی هستند که در روز قیامت آتش عذاب آنها خاموش نمی‌گردد و بدن انها از این عذاب نمی‌میرد. عاقّ والدین از جمله آنهاست(۶۲).
حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) به خدای متعال گفت:‌ای خدا! فلان شخص که دوست من بود و شهید شد، اینک در کجا جای دارد؟ خدای عز و جلّ فرمود: او در آتش جهنم است. حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) به خدای عزّ و جلّ گفت: مگر به شهدا وعده بهشت ندادی؟ خدای عزّ و جلّ فرمود: بله. اما این شخص بر عقوق والدین اصرار داشت(۶۳).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: اگر به والدین خود نیکی کنی، جایگاه تو بهشت می‌باشد و اگر مورد عاقّ والدین باشی، جایگاه تو در آتش جهنم خواهد بود(۶۴).

عاقّ والدین در آتش جهنم، با فراعنه هم جایگاه می‌باشند
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: بین انبیاء(علیهم السلام) و شخصی که به والدین خود نیکی می‌کند در بهشت یک درجه تفاوت وجود دارد و بین عاقّ والدین و فراعنه-در جهنّم-یک فاصله تفاوت وجود دارد(۶۵).

پی‌نوشت‌ها
۱-بدی نمودن به پدر و مادر و نیکی نکردن در حق آنها-در حال حیات و پس از ممات-را می‌توان بخشی از تعریف عقوق والدین دانست و چون نمودهای عقوق گسترده و وسیع می‌باشد لذا نمی‌توان برای این واژه تعریف جامعی بیان نمود.
۲-(قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)):انّ الله عزّ و جلّ-اذا کان اوّل یوم من شعبان-امر بابواب الجنّه.فتفتح و یامر شجره طوبی فتطلع اغصانها علی هذه الدنیا. ثمّ یامر بابواب النار فتفتح. و یامر شجره الزقّوم فتطلع اغصانها علی هذه الدنیا. ثمّ ینادی منادی رّبنا عزّ و جلّ:-یا عباد الله-هذه اغصان شجره طوبی. فتمسّکوا بها ترفعکم الی الجنه. و هذه اغصان شجره الزقّوم فایّاکم و ایّاها لا تؤدّیکم الی الجحیم…
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):…و من برّ والدیه-او احدهما-فی هذا الیوم فقد تعلّق منه بغضن. و من کان اسخطهما-قبل هذا الیوم-فارضاهما فی هذا الیوم-فقد تعلّق منه بغصن…
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):و الّذی بعثنی بالحقّ نبیاًّ …انّ المتعلّقین باغصان شجره طوبی ترفعهم*تلک الاغصان -الی الجنّه…
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):…و من عقّ والدیه-او احدهما-فقد تعلّق بغصن منه. و من کان-قبل ذلک -عاقّاً لهما.
فلم یرضهما فی هذا الیوم -و هو یقدر علی ذلک-فقد تعلّق بغصن منه…
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):…و انّ المتعلّقین باغصان شجره الزقّوم تخفضهم-تلک الاغصان -الی الجحیم …(التفسیر المنسوب الی الامام العسکری(علیه السلام) ص ۶۴۶ الی ۶۴۸). (ذکرنا منه موضع الحاجه الیه).
۳-(قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فی حدیث حول فضائل شهر رمضان المبارک):
فاذا کان ۱ لیله القدر.امر الله تعالی جبرئیل(علیه السلام) فهبط فی کوکبه ۲ من الملائکه الی الارض… و یبیت ۳ جبرئیل(علیه السلام) و الملائکه فی هذه الاُمّه. فیسلّمون علی کلّ قائم وقاعد و مصلّ و ذاکر.و یصافحونهم و یؤمنون علی دعائهم حتّی یطلع الفجر. فاذا طلع الفجر نادی جبرئیل(علیه السلام):-یا الملائکه-الرحیل.الرحیل. فیقولون:-یا جبرئیل-ما صنع ۴ الله تعالی فی حوائج ۵ امّه محمد؟ فیقول:انّ الله تعالی نظر۶ الیهم-فی هذه اللیله-و(عفا ۷ عنهم)۸ .و غفر لهم الّا اربعه.
قال ۹ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):و هؤلاء الاربعه:(رجل)۱۰ مدمن ۱۱ الخمر.و عاق والدیه ۱۲ و قاطع رحم و مشاحن*۱۳ …(روضه الواعظین ج ۲ ص ۱۹۸ و الامالی للشیخ المفید -علیه الرحمه-ص ۲۳۱ المجلس ۲۷ و فضائل الاشهر الثلاثه ص ۱۲۱).
۱)فی الامالی:کانت.
۲)فی الامالی کتبیه.
۳)فی الامالی هکذا:و یبثّ جبرئیل الملائکه فی هذه اللیله فیسلّمون علی…
و فی فضائل الاشهر الثلاثه هکذا:و یبثّ جبرئیل الملائکه فی هذه الامّه فیسلّمون.
۴)فی الامالی:فماذا صنع.
۵)فی الامالی و فضائل الاشهر الثلایه هکذا:فی حوائج المؤمنین من امّه محمد.
۶)فی فضائل الاشهر الثلاثه:قد نظر.
۷)فی الامالی:ف-عفی.
۸)ما بین القوسین لم یذکر فی فضائل الاشهر.
۹)فی الامالی هکذا:قال:فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم).
و فی فضائل الاشهر هکذا:فقیل:یا رسول الله -من هؤلاء الاربعه؟
۱۰)ما بین القوسین لم یذکر فی الامالی.
۱۱)فی فضائل الاشهر هکذا:رجل مات مدمن خمر.
۱۲)فی الامالی هکذا:و العاقّ لوالدیه و القاطع الرحم و المشاحن. و فی مستدرک الوسائل ج ۷ ص ۴۵۹ هکذا:مدمن الخمر و عاقّ الوالدین و قاطع الرحم و الساحر *المشاحن:المتباغض الممتلیء عداوه(نقلاً عن هامش روضه الواعظین).
۱۳)فی فضائل الاشهر:و مشاخن…
۴-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):انّ الله لیرحم عصاه امّتی فی اللیله المبارکه..فیغفرلهم الّا ثمانیه نفر:المشرک و الکاهن و الساحر و آکل الربا و مدمن الخمر و الزانی و الماجن(مستدرک الوسائل ج ۱۳ ص ۱۰۹-۱۱۰).
۵-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):یعاق للعاقّ:اعمل ما شئت فانّی لا اغفر لک. و یقال للبارّ:اعمل ما شئت فانّی ساغفر لک(جامع الاخبار ص ۲۱۴ و روضه الواعظین ج ۲ ص ۲۴۳).
۶-روی:انّ الله تعالی لموسی(علیه السلام):اخبر عبادی:انّ من عقّ والدیه او سبّهما-مسلمین کانا او مشرکین-ثمّ مات -قبل ان یموتا-فلا امان له عندی(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۶).
۷-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):اذا عملت اُمّتی خمس عشره خصله حلّ بها البلاء. قیل:-یا رسول الله-و ما هی؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم):…و اطاع الرجل زوجته و عقّ امّه و برّ صدیقه و جفا اباه… فلیرتقب*-عند ذلک *الریح الحمراء او الخسف او المسخ(الخصال ص ۵۰۰).
*و فی الخصال ص ۵۰۱ هکذا:فلیرتقبوا-عند ذلک -ریحاً حمراء او خسفاً او مسخاً . (راجع:مشکاه الانوار ج ۱ ص ۱۹۹-۲۰۰ و ارشاد القلوب ج ۱ ص ۱۵۰ و تحف العقول ص ۵۳ و روضه الواعظین ج ۲ ص ۴۹۷ و الامالی للشیخ الاطوسی-علیه الرحمه-ص ۵۱۶ المجلس ۱۸).
۸-قال الامام السجاد(علیه السلام):الذنوب التی تظلم الهواء …عقوق الوالدین(معانی الاخبار ص ۲۷۱ و عده الداعی ص ۲۱۳).
قال الامام الصادق علیه لسلام:الذنوب …الّتی تردّ الدعاء و تظلم الهواء …عقوق الوالدین …(الکافی ج ۶ ص ۴۴۸ و علل الشرایع ج ۲ ص ۳۶۲ ح ۲۷ الباب ۳۸۵ و معانی الاخبار ص ۲۷۰).
قال الامام الصادق(علیه السلام):الذنوب التی تظلم الهواء و تحبس الدعاء:عقوق الوالدین(الاختصاص ص ۲۳۸).
۹-قال الامام الرضا(علیه السلام):حرّم الله تبارک و تعالی عقوق الوالدین لما فیه من الخروج من التوفیق لطاعه الله عزوجلّ و التوفیر للوالدین. کفر النعمه. و ابطال الشکر. و ما یدعو من ذلک *الی قلّه النسل و انقطاعه. لما فی العقوق من قلّه التوفیر الوالدین و العرفان بحقّهما. و قطع الارحام. و الزهد من الوالدین بالولد و ترک التربیه لعلّه ترک الولد برّهما(علل الشرایع ج ۲ ص ۲۲۳ الباب ۲۲۹ و عیون الاخبار ج ۲ ص ۹۸ الباب ۳۳ الحدیث ۱).
فی الفقیه ج ۳ ص ۳۶۹:کفران النعمه.
*فی عیون الاخبار:فی ذلک.
فی عیون الاخبار:فی الولد.
فی عیون الاخبار هکذا:و ترک التربیه للاطفال و فساد المواریث و ما اشبه ذلک من وجوه الفساد.
۱۰-قال الامام الصادق(علیه السلام):کان ابی(علیه السلام) یقول:نعوذ بالله من الذنوب التی تعجّل الفناء وتقرّب الاجال و تخلّی الدیار. و هی:قطیعه الرحم و العقوق و ترک البرّ(الکافی ج ۲ ص ۴۴۸).
*فی وسائل الشیعه ج ۱۶ ص ۲۷۴ هکذا:تعوذّ بالله.
امام باقر(علیه السلام) این مطلب را برای تعلیم و آموزش سایر مردم بیان نمود. و برای آگاهی آنها و برحذر نمودنشان از ارتکاب آن گناهان ذکر نمودند. زیرا امام(علیه السلام) معصوم بوده و از هر خطا و لغزشی مصون و محفوظ و مبرّا است.
۱۱-اوصی الحارث بن کعب بنیه فقال لهم:و عقوق الوالدین یورث النکد.و یمحق العدد و یخرّب البلد(الغیبه للشیخ الطوسی-علیه الرحمه-ص ۱۲۳ فی اخبار المعمّرین. (و جاء فی مصدر آخر هکذا):و عقوق الوالدین یعقّب النکد و یخرّب الولد و یمحق العدد
(شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ج ۱۷ ص ۱۲۰). (راجع:بحارالانوار ج ۵۱ ص ۲۶۳).
۱۲-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام):انّ ملک الموت یتبسّم فی وجه البارّ. و یکلح فی وجه العاقّ(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۷۶).
۱۳-قال الامام الصادق(علیه السلام):الذنوب …الّتی تردّ الدعاء و تظلم الهواء:عقوق الوالدین(الکافی ج ۲ ص ۴۴۸ و علل الشرایع ج ۲ ص ۳۶۲ و معانی الاخبار ص ۲۷۰).
۱۴-قال الامام الصادق(علیه السلام):الذنوب التی تظلم الهواء و تحبس الدعاء:عقوق الوالدین(الاختصاص ص ۲۳۸).
۱۵-قال امیرالمومنین(علیه السلام):اکثر المساله-فی یوم الجمعه-و الدعاء.
فانّ فیه ساعات یستجاب فیها الدعاء و المساله ما لم تدعوا بقطیعه *او معصیه او عقوق و اعلموا انّ الخیر و الشرّ یتضاعفان یوم الجمعه(المحاسن ج ۱ ص ۱۳۱).
*فی نسخه:بقطیعه رحم(نقلاً عن هامش المصدر).
۱۶-قال الامام الصادق(علیه السلام):لا صیام لولد عاقّ.حتیّ یبرّ(دعائم الاسلام ج ۲ ص ۲۶۸)
۱۷-دخل رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) علی الحارث-فی مرضه الذی مات فیه-فقال صلی الله علیه و له:قل:لا اله الا الله.و قد احتبس لسانه.فعلم النبیّ(صلی الله علیه و آله و سلم) انّه من العقوق.فدعا(صلی الله علیه و آله و سلم) اُمّه.و تشفّع الیها بالرضی عنه.
فرضیت.ففتح الله لسانه حتّی ان لا اله الا الله و مات علی ذلک(المستدرک ج ۱۵ ص ۱۹۶).
۱۸-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):انّ من شرّ رجالکم:البهات.الفاحش الاکل وحده المانع رفده.الضارب اهله و عبده.البخیل الملجیء عیاله الی غیره.العاق بوالدیه(التهذیب ج ۷ ص ۴۶۲). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):الا اُخبرکم ب-شرّ رجالکم ؟
قالوا:بلی. قال(صلی الله علیه و آله و سلم):الذّی یعلم انّ الله خلقه.ثمّ یعبد غیره. ثمّ قال(صلی الله علیه و آله و سلم):الّا اُخبرکم بالّذی یلیه؟
قالوا:بلی. قال(صلی الله علیه و آله و سلم):العاقّ لوالدیه(جامع الاحادیث للشیخ جعفر بن احمد القمیّ-علیه الرحمه-ص ۲۲۰).
۱۹-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام):شرّ الاولاد العاقّ(غرر الحکم).
۲۰-قال الامام الصادق(علیه السلام):عقوق الوالدین من الکبائر.لان الله عزّ و جعلّ جعل العاقّ عصیّاً شقیّاً(علل الشرایع ج ۲ ص ۲۲۴ الباب ۲۲۹).
(قال الامام الصادق(علیه السلام) فی حدیث حول معرفه الذنوب الکبیره):…منها:عقوق الوالدین.
لانّ الله سبحانه جعل العاقّ جبّاراً شقیاً *الکافی ج ۲ ص ۲۸۶ و من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۳۶۸ و علل الشرایع ج ۲ ص ۱۰۷ الباب و عیون الاخبار ج ۱ ص ۲۵۸ الباب ۲۸ ح ۳۳ و ارشاد القلوب ج ۱ ص ۳۳۵ الباب ۵۲).
*و ذلک اشاره الی قول عیسی(علیه السلام):و برّاً بوالدتی و لم یجعلنی جبّاراً شقیّاً.
(و جاء فی المناقب ج ۴ ص ۲۷۲ هکذا):…و عقوق الوالدین لانّ العاقّ جبّارٌ شقی.
۲۱-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام):ولد عقوق محنه وشؤم(غرر الحکم).
۲۲-عن*عمر بن یزید قال:سالت ابا عبدالله(علیه السلام) عن امام لا باس به -فی جمیع امره -عارف.غیر انّه یسمع ابویه الکلام الغلیظ الّذی یغیضهما. اقرء خلفه؟ قال(علیه السلام):لا تقرء خلفه. ما لم یکن عاقّاً قاطعاً(تهذیب الاحکام ج ۳ ص ۳۳ الحدیث ۱۸ و من لا یحضره الفقیه ج ۱ ص ۲۴۸).
*فی الفقیه هکذا:سال عمر بن یزید ابا عبدالله(علیه السلام).
فی الفقیه:اموره. هکذا فی المصدرین و الظاهر وقوع سهو مطبعی فی البین. والصحیح:مادام یکن عاقّاً قاطعاً. او یکون الصحیح هکذا:اقرء خلفه ما لم یکن عاقّاً قاطعاً.
۲۳-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):…عقوق الوالدین یبتر العُمر(مستدرک الوسائل ج ۱۲ ص ۳۳۴).
۲۴-قال الامام الباقر(علیه السلام)»:ما من عبد الّا و ضرب الله له اجلین:ادنی و اقصی. فان وصل رحمه-فی الله عزّ و جلّ -مدّ الله له الی الاجل الاقصی. و ان عقّ و ظلم اُعطی الادنی …(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۲۴۹).
(قال الامام الکاظم(علیه السلام)):انّ الرجل لیکون قد بقی من اجله ثلاث سنین.
فیکون وصولاً لقرابته وصولاً لرحمه فیجعلها الله ثلاثه و ثلاثین سنه. و انّه لیکون قد بقی-من اجله-ثلاثه و ثلاثون سنه. فیکون عاقّاً لقرابته قاطعاً لرحمه و یجعلها الله ثلاث سنه(الزهد ص ۱۰۰ الفصل ۵).
۲۵-قال الامام الکاظم(علیه السلام):انّ الرجل لیکون بارّاً-و اجله الی ثلاث سنین-فیزیده الله. فیجعله ثلاثاً و ثلاثین.  و انّ الرجل لیکون عاقّاً-و اجله ثلاث و ثلاثین -فینقصه الله. فیردّه الی ثلاث سنین(الاصول الستّه عشر ص ۲۹۷ تحقیق و نشر مؤسّسه دار الحدیث).
۲۶-قال الامام الصادق(علیه السلام):قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):احتضر رجل بارّ-فی جواره رجل عاقّ-. قال الله عزّ و جلّ لملک الموت:-یا ملک الموت -کم بقی من اجل العاقّ؟ قال:ثلاثون سنه. قال عزّ و جلّ:حوّلها الی هذا البارّ(مهج الدعوات ص ۲۳۷).
قالوا:فمماّ یقتضی الزیاده:صله الرحم. و مّما یقتضی النقیصه:الزنا و عقوق الوالدین(شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ج ۵ ص ۱۳۷).
۲۷-قال الامام الهادی(علیه السلام):العقوق تعقّب القلّه و تؤدّی الی الذلّه(الدرّه الباهره من الاصداف الطاهره ص ۴۳ تحقیق و نشر:سماحه المحقّق الشیخ عبدالهادی المسعودی-دامت توفیقاته-).
۲۸-یعنی او از اینکه مورد عاقّ والدین قرار گیرد ترس و واهمه نداشت. و نسبت به عقوق والدین جری و بی‌باک و گستاخ بود.
۲۹-انّ موسی بن عمران(علیه السلام) قال:-یا ربّ-این صدیقی-فلان -الشهید؟ قال عزّ و جلّ:فی النار. قال علیه السلام:الیس وعدت الشهداء الجنّه؟ قال عزّ و جلّ:بلی. ولکن کان مصرّاً علی عقوق الوالدین. و انا لا قبل-مع العقوق-عملاً(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۳).
۳۰-قال امیرالمومنین(علیه السلام):اقبح المعاصی:قطیعه الرحم و العقوق(غرر الحکم).
۳۱-عن یونس بن رباط عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال:قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):رحم الله من اعان ولده علی برّه.
قال:قلت:کیف یعینه علی برّه؟ قال(علیه السلام):یقبل میسوره و ینجاوز عن معسوره. و لا یرهقه و لا یخرق به. فلیس بینه و بین ان یصیر فی حدّ من حدود الکفر الّا ان یدخل فی عقوق او قطیعه رحم… (الکافی ج ۶ ص ۵۰ و تهذیب الاحکام ج ۷ ص ۱۸۷-۱۸۸).
*ای:لا یسفه علیه و لا یظلمه او یحمل علیه ما لا یطیقه. الخُرق-بالضّم-:الحمق و الجهل. ای:لا ینسب الیه الحمق(نقلاً عن هامش الکافی).
۳۲-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام):قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ثلاثه-من الذنوب-تعجّل عقوبتها. و لا تؤخرّ الی الاخره:عقوق الوالدین و البغی علی الناس و کفر الاحسان(الامالی للشیخ الطوسی-علیه الرحمه-ص ۱۴ المجلس ۱ و الامالی للشیخ المفید-علیه الرحمه-ص ۲۳۷ المجلس ۲۸٫ قال رسول لله(صلی الله علیه و آله و سلم) :ثلاثه-من الذنوب-تعجّل عقوبتها فی الدنیا و لا تؤخّر الی الآخره: العاقّ والدیه و الباغی علی الناس. و المجازی الاحسان بالکفر(تنبیه الخواطر ج ۲ ص ۷۸).
۳۳-گناهان کبیره به گناهانی گفته می‌شود که به مرتکب آن وعده آتش جهنم داده شده است.
۳۴-قال الامام الرضا(علیه السلام):انّ من الکبائر :عقوق الوالدین(الکافی ج ۲ ص ۲۷۸).
(راجع:الکافی ج ۲ ص ۲۷۶ و ص ۲۷۸ و ص ۲۸۰ و ص ۲۸۱ و ص ۲۸۶ و علل الشرائع ج ۲ ص ۲۱۸ الباب ۲۲۳ الحدیث ۲ و عوالی اللئالی ج ۱ ص ۸۸ و عوالی اللئالی ج ۳ ص ۵۶۱ و جامع الاخبار ص ۲۱۴ و الخصال ص ۲۷۳ و اعلام الدین ص ۴۵۶ و تفسیر القمی-علیه الرحمه-ج ۱ ص ۱۶۴-۱۶۵ و تفسیر العیّاشی -علیه الرحمه-ج ۱ ص ۳۹۲ و تحف العقول ص ۴۲۲ و عیون الاخبار ج ۲ ص ۱۳۴ الباب ۳۵ الحدیث ۱).
و فی عوالی اللئالی ج ۱ ص ۸۸ هکذا:عقوق الوالدین المسلمین. قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):الا انبّئکم باکبر الکبائر؟ -ثلاثاً- قلنا:بلی-یا رسول الله-. قال(صلی الله علیه و آله و سلم):الا شراک بالله و عقوق الوالدین…و قول الزور…(تنبیه الخواطر ج ۱ ص ۱۸).
قال الامام الصادق(علیه السلام):اکبرالکبائر:الشرک و عقوق الوالدین …(الخصال ص ۴۱۱).
قال الامام الصادق(علیه السلام):اکبر الکابر:الشرک بالله وعقوق الوالدین…(جامع الاحادیث للشیخ جعفر بن احمد القمیّ-علیه الرحمه-ص ۲۰۸ و ص ۲۰۹). (راجع:تفسیرالعیاشی-علیه الرحمه-ج۱ ص ۳۹۱).
قال الامام الصادق(علیه السلام):اکبر الکبائر سبع:…و عقوق الوالدین …(تفسیر فرات الکوفی -علیه الرحمه-ص ۱۰۲ و تهذیب الاحکام ج ۴ ص ۲۰۱). قال الامام الصادق(علیه السلام):الکبائر محرّمه. و هی:…و عقوق الوالدین …(خصال ص ۶۱۰).
۳۵-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام):ولد عقوق محنه و شؤم(غرر الحکم).
۳۶-قال الامام الرضا(علیه السلام):حرّم الله تبارک و تعالی عقوق الوالدین لما فیه من الخروج من التوقیر الله.و التوقیر للوالدین و کفران *النعمه و ابطال الشکر. و ما یدعو-من ذلک الی قلّه النسل و انقطاعه. لما فی العقوق من قلّه توقیر الوالدین و العرفان بحقّهما و قطع الارحام و الزهد من الوالدین . و ترک التبربیه لعلّه ترک الولد برّهما(من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۳۶۹).
*فی المناقب:کفر المناقب ج ۴ ص ۳۸۷
۳۷-قال الامام الصادق(علیه السلام):ثمانیه لا تقبل لهم صلاه و لا تجاب لهم دعوه: العبد اذا ابق حتّی یعود الی مولاه. والمراه الناشزه عن زوجها و هو ساخط علیها. و مانع الزکاه. و الجاریه المدرکه تصلیّ بغیر خمار. و امام قوم یصلّی بهم و هم له کارهون.
و عاقّ والدیه. و السکران. و جاحد حقّ اهل البیت(علیه السلام)(معدن الجواهر ص ۶۴ للشیخ ابی الفتوح الکراجکی -علیه الرحمه-منشورات المکتبه المرتضویه). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) :لا یقبل الله صلاه خمسه نفر: الابق من سیّده. و امراه لا یرضی عنها زوجها. و مدمن الخمر. و العاقّ. و آکل الربا.(مستدرک الوسایل ج ۱۳ ص ۳۳۲).
۳۸-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ملعون من عقّ والدیه …(کنز الفوائد ج ۱ ص ۱۵۰).
۳۹-قال الامام المجتبی(علیه السلام):…لعن الله ولداً عقّ ابویه(معانی الاخبار ص ۱۱۸). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) لامیرالمومنین(علیه السلام):اصعد المنبر و قم-دون مقامی بمرقاه -و قل للناس: الا من عقّ والدیه فلعنه الله علیه…(الفضائل ص ۵۵۴). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) :الا من عقّ والدیه فلعنه اله علیه …(مستدرک الوسائل ج ۱۴ ص ۳۰).
۴۰-لعن رسول الله صلی اله علیه و آله اربعه:…امراه تخون زوجها یفی ماله او فی نفسها. و النائحه و العاصیه لزوجها و العاقّ …(مستدرک الوسائل ج ۱۳ ص ۹۴ و ج ۱۵ ص ۱۹۳).
۴۱-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):انّ الله ملکین یناجی احدهما الآخر. و یقول:اللهم احفظ البارّین بعصمتک. و الاخر یقول:اللهمّ اهلک العاقّین بغضبک(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۷۶).
۴۲-(من جمله ما قاله ابوطالب(علیه السلام) فی وصیّته):…و اترکوا العقوق و البغی. ففیهما هلکت القرون-قبلکم-(روضه الواعظین ج ۱ ص ۳۲۲).
۴۳-(من جمله ما جاء فی خبر حول مفاسد آخر الزمان):…و اطاع الرجل امراته و عقّ والدیه(مستدرک الوسائل ج ۱۲ ص ۳۳۳ و بحارالانوار ج ۳۱ ص ۱۴۱ و کنز الفوائد ج ۱ ص ۱۴۱٫ (قال امیرالمؤمنین(علیه السلام)-فی حدیث -حول علامات الساعه و اشراطها):…فاذا کان ذلک. کان الولد غیضاً *…  *ای:لکثره عقوق الابناء للاباء. یقال:انّه من علامات الساعه و اشراطها(شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ج ۷ ص ۱۹۳).
۴۴-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):لا تقوم الساعه حتّی یتمنّی ابوالخمسه ان یکونوا اربعه. و ابواربعه ان یکونوا ثلاثه. و ابوالثلاثه ان یکونوا اثنین. و ابوالاثنین ان یکونا واحداً. و ابوالواحد ان لم یکن له ولد. للّذی یظهر من العقوق(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۴).
۴۵-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ثلاثه فی المسنی-یوم القیامه-. لا یکلّمهم الله و لا ینظر الیهم و لا یزّکیهم و لهم عذاب الیم.
و هم:المکذب بالقدر و المدمن فی الخمر و العاقّ لوالدیه …(المستدرک ج ۱۵ ص ۱۹۴).
۴۶-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) :ثلاثه لا ینظر الله تعالی الیهم:المنّان بالفعل و عاقّ لوالدیه *و مدمن خمر(النوادر للسیّد فضل الله الراوندی-علیه الرحمه-ص ۹۲ و الجعفریّات ص ۳۰۹).
*فی الجعفریّات:والدیه فی الجعفریّات:خمراً . قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):اربعه لا ینظر الله الیهم یوم القیامه:عاقّ و منان و مکذّب بالقدر.و مدمن خمر(الخصال ص ۲۰۳).
۴۷-قال رسول لله(صلی الله علیه و آله و سلم):ایّاکم و عقوق الوالدین فانّ ریح الجنّه توجد من مسیره الف عام. و لا یجدها:عاقّ ولا قاطع رحم و لا شیخ زان.و لا جارّ ازاره خیلاء. انّما الکبریاء لله رب العالمین(الکافی ج ۲ ص ۳۴۹ و مشکاه الانوار ج ۱ ص ۳۶۲ و ارشاد القلوب ج ۱ ص ۳۴۰ اباب ۵۲). (راجع:جامع الاحادیث للشیخ جعفر بن احمد القمیّ-علیه الرحمه-ص ۲۸۱ و ص ۲۸۳).
۴۸-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):الجنّه طیّبه طیّبه الله و طیّب ریحها. یوجد ریحها من مسیره الفی عام. و لا یجد ریح الجنّه عاقُّ و لا قاطع رحم و لا مرخی *الازار-خیلاء-(الکافی ج ۶ ص ۵۰ و تهذیب الاحکام ج ۸ ص ۱۸۸).
*فی تهذیب هکذا:و لا مرخ ازاره خیلاءٌ. قال الامام الصادق(علیه السلام):انّ الله خلق الجنّه و طیّبها و طیّب ریحها. و انّ ریحها لتوجد من مسیره الفی عام. و لا یجد ریحها:عاقّ و لا قاطع رحم(الکافی ج ۷ ص ۵۵).
۴۹-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):-و الذّی بعثنی بالحقّ-انّ العاقّ لوالدیه ما یجد ریح الجنّه(مکارم الاخلاق ج ۱ ص ۴۷۵).
۵۰-عن جابر عن ابی جعفر(علیه السلام) قال:قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):اخبرنی جبرئیل(علیه السلام) انّ ریح الجنّه یوجد من مسیره الف عام. ما یجدها عاقّ.و لا قاطع رحم و لا شیخ زان و لا جابر ازاره خیلاءً و لا فتّان و لا منّان و لا جعظری.
قال:قلت :فما الجعظری؟ قال(علیه السلام):الّذی لا یشبع من الدنیا(معانی الاخبار ص ۳۳۰). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ان الجنّه لتوجد *ریحها من مسیره خمسماه عام. و لا یجدها:عاقّ و لا دیّوث روضه الواعظین ج ۲ ص ۲۴۰ و الخصال ص ۳۷ و من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۲۸۱).*فی الخصال و الفقیه:لیوجد.
۵۱-عن یعقوب بن شعیب عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال:اذا کان یوم القیامه کشف غطاء من اغطیه الجنّه. فوجد ریحها من کانت له روح-من مسیره خمسماه عام-الّا صنف واحد. قلت:من هم؟ قال(علیه السلام):العاقّ لوالدیه(الکافی ج ۲ ص ۳۴۸ و مشکاه الانوار ج ۱ ص ۳۶۹). (راجع:ارشاد القلوب ج ۱ ص ۳۳۹ الباب ۵۲).
۵۲-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):لا یدخل الجنّه عاقّ و لا قاطع رحم و لا مدمن خمر و لا مؤمن بسحر.لا منان و لا دیّوت و لا کاهن(جامع الاحادیث ص ۲۸۲). (راجع:جامع الاحادیث ص ۲۸۳ و عوالی اللئالی ج ۱ ص ۱۸۴ و الخصال ص ۴۳۶).
۵۳-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ما من مومن یصلی علی الجنائز.الّا اوجب الله له الجنّه-الّا ان یکون منافقاً او عاقّاً-…(الخصال ص ۳۵۵ و الامالی للشیخ الصدوق-علیه الرحمه-ص ۲۶۱ المجلس ۳۵).
۵۴-الجنه دار الاسخیاء. و الّذی نفسی بیده لا یدخل الجنه بخیل و لا عاقّ والدیه و لا مانّ *بما اعطی(الجعفرِیّات ص ۴۱۱).*ای:منّان. قال الامام الصادق(علیه السلام) :لا یدخل الجنّه:العاق لوالدیه و المدمن الخمر. و المنّان بالفعال للخیر اذا عمله(قرب الاسناد ص ۸۲). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ثلاثه لا یدخلون الجنّه:العاقّ و المنان و مدمن الخمر. و مدمنها هو الّذی متی وجدها شربها(معدن الجواهر للشیخ الکراجکی -علیه الرحمه-ص ۳۱).
۵۵-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):لیعمل العاقّ ما شاء-ان یعمل-فلن یدخل الجنّه(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۳ و ص ۱۹۶). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):فلیعمل العاقّ ما یشاء-ان یعمل-فلن یدخل الجنّه(مجمع البیان ج ۶ ص ۶۳۱).
۵۶-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):الجنّه حرام علی عاقّ والدیه(تنبیه الخواطر ج ۲ ص ۱۱۸).
۵۷-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):رایت علی باب الجنّه مکتوباً *:انت محرّمه علی کلّ بخیل و مراء و عاقّ و نمّام(ارشاد القلوب ج ۱ ص ۲۷۳ الباب ۴۴ و جامع الاخبار ص ۲۱۴ تحقیق و نشر مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث تحت اشراف سماحه العلامه حجه الاسلام و المسلمین الحاج السیّد جواد الحسینی الشهرستانی-دامت توفیقاته-.) *فی ارشاد القلوب:مکتوب.
۵۸-قال الامام الصادق(علیه السلام):الکبائر الّتی اوعد الله علیها النار: …وعقوق الوالدین …(التهذیب ج ۶ ص ۲۷۲ الباب ۵).ذکرنا منه موضع الحاجه الیه. (قال المام الصادق(علیه السلام) فی حدیث حول معرفه الذنوب الکبیره التی اوعد الله عزّ و جلّ علیها النار):…و منها عقوق الوالدین(من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۳۶۸). قال الامام الصادق(علیه السلام) :الکبائر السبع الموجبات*:قتل النفس و عقوق الوالدین …(عقاب الاعمال ص ۱۵۸).*ای:الموجبات للنار. (راجع:مشکاه الانوار ج ۱ ص ۳۴۸).
۵۹-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) لامیرالمومنین(علیه السلام):اصعد المنبر و ادع الناس الیک. ثمّ قل:-ایّها الناس-…من عقّ والدیه.فلیبتوّء مقعده من النار(بحارالانوار ج ۴۰ ص ۵۹).
۶۰-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ثلاثه یدخلون النار بغیر حساب:شیخ زان و عاقّ الوالدین. و مدمن الخمر(ارشاد القلوب ج ۱ ص ۳۶۷ و الاثنی عشریه فی المواعظ العددیه ص ۸۰). فی المواعظ العددیه هکذا:اشمط زان.
۶۱-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):ثلاثه لا یحجبون عن النار:العاقّ لوالدیه و المدمن للخمر و المنّان بطائه(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۳ و ج ۱۷ ص ۶۳). فی مستدرک الوسائل ج ۱۷ ص ۶۳ هکذا:العاقّ والدیه.
۶۲-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):خمسه لا تطفا نیرانهم و لا تموت ابدانهم: رجل اشرک بالله. و رجل عقّ والدیه. و رجل سعی باخیه الی سلطان*فقتله. و رجل قتل نفساً بغیر نفس. و رجل اذنب ذنباً فحمل ذنبه علی الله عزّ و جلّ(مستدرک الوسائل ج ۹ ص ۱۴۹ و ج ۱۸ ص ۲۰۹ و ص ۲۱۳).
*فی المستدرک ج ۱۸:السلطان. فی المستدرک ج ۱۸:و حمل. (راجع:بحارالانوار ج ۵ ص ۶۰ و کنز الفوائد ج ۲ ص ۴۷).
۶۳-یعنی او از اینکه مورد عاقّ والدین قرار گیرد ترس و واهمه نداشت. و نسبت به عقوق والدین جری و بی‌باک و گستاخ بود.
۶۴-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):کن بارّاً و اقتصر علی الجنّه. و ان کنت عاقّاً[فظّاً]فاقتصر علی النار(الکافی ج ۲ ص ۳۴۸).
۶۵-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):بین الانبیاء علیهم السلام و البارّ درجه. و بین العاقّ و الفراعنه درکه(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۷۶).
منبع مقاله: ناجی موسوی جزایری، سید هاشم،(۱۳۴۰)، فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرین شده، قم: ناجی جزایری، چاپ سوم،(۱۳۸۸).