صلوات

نوشته‌ها

در ذکر فضائل صلوات فرستادن بر پیامبر (صلی الله علیه و آله).

اشاره:

صَلَوات، ذکری خاص به زبان عربی است شامل درود بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) که مسلمانان در تشهد نماز و نیز هنگام شنیدن یا بر زبان آوردن نام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) ایراد می‌کنند. افزون بر آیه ۵۶ سوره احزاب (آیه صلوات)، احادیث بسیاری نیز بر استحباب ذکر صلوات تاکید کرده‌اند. صلوات هم احترام به پیامبر(صلی الله علیه و آله) است و هم ثواب اخروی و اثرات مثبت دنیوی دارد. صلوات در فرهنگ عام مسلمانانِ بسیاری از کشورها جایگاه ویژ‌های دارد و مسلمانان به مناسبت‌های مختلف مانند اظهار شادی در جشن‌ها یا آغاز کارها از باب تیمن و تبرک صلوات می‌فرستند.

بدان که خداوند متعال بندگان خود را به فرمانى لطیف تر از صلوات فرستادن بر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرمان نداده است و آن فرمان خدا در آیه پنجاه و ششم سوره سى و سوم (احزاب) است که در آن چنین فرموده است «همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستند. اى کسانى که ایمان آورده اید شما هم بر او درود فرستید و با تعظیم بر او سلام گویید.» یعنى با توجه به نیاز شدید شما به شفاعت پیامبر (صلّى الله علیه و آله) و وساطت آن حضرت براى شما نزد خداوند. و بدین ترتیب درود فرستادن بر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) را واجب فرموده است، همان گونه که گواهى دادن و اقرار به پیامبرى آن حضرت را واجب فرموده است.

وانگهى خداوند به ما فرمان داده است بر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) درود فرستیم و خودش هم درود مى فرستد و این پرداخت اندکى از حقوق پیامبرى و پدرى آن حضرت است و شایسته و سزاوار است که بر پیامبر و آل ایشان درود و صلوات فرستاده شود، زیرا پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: اى على! من و تو دو پدر این امتیم [۱] و از حقوق پدران و مادران است که همواره بر ایشان رحمت و درود بفرستیم تا بدین ترتیب حقوق ایشان را پرداخته باشیم.

منظور از درود فرستادن خداوند بر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) کراماتى است که نسبت به ایشان مبذول مى دارد و بر تفضیل و بلندى مراتب او مى افزاید و گرامیداشتهاى دیگر[۲] و منظور از درود فرستادن فرشتگان و مؤمنان بر آن حضرت درخواست ایشان از محضر خداوند است که بر آن علو درجه و کرامت ها بیفزاید.

امام رضا (علیه السّلام) فرموده است هر کس توانایى به چیزى نداشته باشد که گناهانش را بپوشاند، درود و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد که گناهانش را از میان مى برد و فرموده است درود فرستادن بر محمد و آل او، در پیشگاه خداوند معادل با تسبیح و تهلیل و تکبیر (سبحان اللَّه، لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر) گفتن است.

رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: در خواب مردى از امت خود را بر پل صراط دیدم که سخت افتان و خیزان بود. گاه آویخته مى شد و گامى به جلو بر مى داشت و گاهى به عقب مى رفت. در این هنگام صلوات فرستادن او بر من آمد و او را استوار داشت تا از پل صراط بگذرد.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: براى خداوند فرشتگانى است که در زمین مى گردند و سلام هاى امت مرا به من ابلاغ مى کنند و فرموده اند: هر کس بگوید خداى بر محمد و آل او درود فرستد، خداوند خطاب به او مى فرماید «درود خداوند بر تو باد!» بنا بر این این کار را بسیار انجام دهد[۳].

معاویه بن عمار مى گوید: در حضور امام صادق (علیه السّلام) نام یکى از پیامبران را بردم و بر او درود فرستادم، فرمود: هر گاه نام یکى از پیامبران برده مى شود، نخست بر محمد (صلّى الله علیه و آله) درود فرست و سپس بر آن پیامبر و دیگر پیامبران.

کعب بن عجره[۴] مى گوید: پیامبر (صلّى الله علیه و آله) روزى پیش ما آمدند. گفتیم: اى رسول خدا سلام و درود فرستادن بر شما چگونه است؟ فرمودند: بگویید «اللهم صل على محمد و آل محمد کما صلیت على ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید و بارک على محمد و آل محمد کما بارکت على ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید.»[۵] پیامبر فرموده اند: هیچ آدمى زایده یى بر من درود از صمیم دل و براستى نمى فرستد، مگر اینکه خداى عز و جل بر او ده درود مى فرستد و بر او ده درجه مى افزاید و براى او ده حسنه مى نویسد و ده خطا از او محو مى فرماید.

و فرموده اند: هر کس بگوید «درود خداوند بر محمد و آل محمد» خداوند به او مزد هفتاد و دو شهید ارزانى مى دارد و از گناهانش همچون روزى که از مادر متولد شده است بیرون مى آید.

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است، هر گاه نیازى دارى که دعا کنى نخست بر پیامبر و خاندانش درود فرست و سپس حاجت خود را از خدا بخواه که خداوند کریم تر از آن است که چون از او دو حاجت بخواهند فقط یکى را برآورد.

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است چون نماز عصر روز جمعه را بگزارى، بگو «پروردگارا بر محمد و آل محمد که اوصیاى پسندیده اند به بهترین درودهاى خود درود فرست و برترین برکات خود را به آنان ارزانى فرماى و سلام بر ایشان و بر ارواح و پیکرهاى ایشان و رحمت خدا و برکاتش بر ایشان باد» که هر کس پس از نماز عصر جمعه این کلمات را بگوید، خداوند براى او صد هزار حسنه مى نویسد و صد هزار خطا را از او محو مى کند و صد هزار نیاز او را برمى آورد و صد هزار درجه بر علو مرتبه اش مى افزاید[۶].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: هر کس بر من درود فرستد و بر آل من درود نفرستد، بوى بهشت را استشمام نخواهد کرد و همانا بوى خوش بهشت از فاصله پانصد سال راه استشمام مى شود.

امام صادق (علیه السّلام) مى فرماید، پیامبر (صلّى الله علیه و آله) روزى به على (علیه السّلام) فرمودند: آیا به تو مژده دهم، گفت آرى پدر و مادرم فداى تو باد که همواره مژده دهنده به خیر هستى، فرمود:

هم اکنون جبریل، خبر عجیبى را براى من آورد. على (علیه السّلام) پرسید: چه چیزى را به تو خبر داد؟ فرمود: جبریل به من گفت هر گاه مردى از امت من بر من سلام فرستد و در پى آن به خاندان من هم سلام و درود فرستد، درهاى آسمان براى او گشوده مى شود و فرشتگان خدا بر او هفتاد درود مى فرستند و با آنکه گنهکار و خطا کار باشد گناهانش همچون برگ درختان فرو مى ریزد و حق تعالى به او پاسخ پسندیده مى فرماید سپس به فرشتگان مى گوید شما بر او هفتاد درود فرستادید و من بر او هفتصد درود مى فرستم و هر گاه بر من صلوات و درود فرستد و بر خاندان من سلام نفرستد میان او و آسمان هفتاد حجاب کشیده مى شود و خدایش پاسخ نمى دهد و مى فرماید اى فرشتگان من! دعاى او را بر آسمان بالا میاورید مگر اینکه در درود فرستادن، خاندان را هم به پیامبر ملحق کند و دعا همواره در حجاب است تا آنکه در درود فرستادن خاندان مرا به من ملحق کنند.

پیامبر فرموده اند: هر کس نام مرا پیش او ببرند و بر من درود نفرستد، وارد آتش مى شود و خداى متعال او را از خود دور مى کند.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: هر گاه کسى نماز بگزارد و پیامبر (صلّى الله علیه و آله) را در نماز خود یاد نکند با نماز خود راهى غیر از بهشت را پیموده است [۷].

و شایسته است که به پیامبر و خاندان ایشان با این کلمات درود بفرستد:

«پروردگارا درود فرست بر محمد و آل محمد، بهترین و برترین و خوشترین و پاک ترین و پر بارترین درودى که بر پیشینیان و کسانى که پس از ایشان آمدند و بر هر کسى از خلق خود فرستاده اى اى مهربان تر مهربانان. پروردگارا بر امیر المؤمنین درود فرست و دوست بدار هر کس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد و عذاب را بر آن کس که در ریختن خون او شریک بوده است افزون و چند برابر کن.

پروردگارا درود فرست بر فاطمه، دختر پیامبرت محمد (صلّى الله علیه و آله) و لعنت کن هر کس را که پیامبرت را با آزار دادن او آزرده است. پروردگارا بر حسن و حسین که دو امام مسلمانانند درود فرست. دوست بدار هر کس که آن دو را دوست مى دارد و دشمن بدار هر کس آن دو را دشمن دارد و عذاب را بر کسانى که در ریختن خون ایشان شریک بوده اند افزون فرماى. پروردگارا سلام و درود بفرست بر على بن حسین، امام مسلمانان و دوست بدار آن کس که او را دوست مى دارد و دشمن بدار آن کس که او را دشمن مى دارد و بر هر کس که بر او ستم کرده است عذاب را بیفزاى.

پروردگارا بر محمد بن على بن حسین امام مسلمانان درود فرست. دوست بدار هر کس او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن مى دارد و بر هر کس که بر او ستم کرده است عذاب را بیفزاى.

پروردگارا بر جعفر بن محمد، امام مسلمانان درود فرست. دوست بدار هر کس او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن مى دارد و بر هر کس که بر او ستم کرده و در ریختن خونش شریک بوده است عذاب را بیفزاى.

پروردگارا بر موسى بن جعفر، امام مسلمانان درود فرست و دوست بدار هر کس که او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن مى دارد و بر هر کس که بر او ستم کرده و در ریختن خونش شریک بوده است عذاب را بیفزاى.

پروردگارا بر على بن موسى الرضا امام مسلمانان درود فرست و دوست بدار هر کس او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن مى دارد و بر هر کس که بر او ستم کرده و در ریختن خونش شریک بوده است عذاب را بیفزاى.

پروردگارا بر محمد بن على امام مسلمانان درود فرست و دوست بدار هر کس او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن مى دارد و بر هر کس که به او ستم کرده است عذاب را افزون کن.

پروردگارا بر على بن محمد، امام مسلمانان درود فرست و دوست بدار هر کس را که او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن مى دارد و بر هر کس  به او ستم کرده است عذاب را افزون کن.

پروردگارا بر حسن بن على، امام مسلمانان درود فرست و دوست بدار هر کس که او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن مى دارد و بر هر کس که به او ستم کرده است عذاب را افزون کن.

پروردگارا بر آن که پس از او جانشین اوست، درود فرست که امام مسلمانان است. خدایا دوست بدار هر که او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن مى دارد.

پروردگارا بر طاهر و قاسم دو پسر پیامبرت سلام فرست. پروردگارا بر رقیه دختر پیامبرت سلام فرست و هر که را که با آزار او پیامبرت را آزرده است از رحمت خود دور بدار، پروردگارا برگزیدگان ذریه پیامبرت درود فرست. پروردگارا بهترین جانشین و جبران کننده براى خاندان پیامبرت باش. خداوندا ایشان را در زمین قدرت و تمکین بخش. پروردگارا ما را از نیروهاى امدادى و یاران ایشان براى وصول به حق در آشکار و نهان قرار بده. پروردگارا تو خود انتقام ایشان را بگیر و خون آنان را مطالبه کن و از ایشان و ما و همه مردان و زنان مؤمن، ستم هر ستمگر و سرکش را کفایت فرماى و شر هر جنبنده را که تحت فرمان تو است باز دار که تو از همه نیرومندتر و سخت عقوبت ترى.» شاعر گفته است:

هرگز آنان به خیانتى توصیف نشده اند بلکه آنان امناى پروردگار من و سروران یگانه اند. خداوند بر ایشان درود پیاپى فرستد تا آنگه که هر زنده و جمادى به تسبیح تو گویاست.

و گفته شده است:

برترین پیامبران، آخر ایشان محمد (صلّى الله علیه و آله) است و خداوند یکتاى او بر او درود فرستاده است. دلائلى براى او اقامه شده است که قابل انکار نیست و همه ستیزه گران در آن مورد زبون و سرگردان شده اند.

پی نوشت:

[۱] . براى اطلاع بیشتر از منابع این حدیث مراجعه فرمایید به بحار الانوار، صفحات ۶ تا ۱۵، جلد ۳۶ چاپ جدید که از منابع متعدد شیعه و سنى نقل شده است. م.

[۲] . این تعبیر از شیخ الطائفه طوسى در تفسیر تبیان گرفته شده است. م.

[۳] . این روایت با تفاوتى اندک در اصول کافى، ص ۲۴۹، ج ۴ و همراه با ترجمه آقاى دکتر جواد مصطفوى آمده است. م.

[۴] . کعب بن عجره از انصار، یعنى از همپیمانان بنى حارثه یا بنى عوف است.

پس از سال پنجاهم هجرى در گذشته است. رک. به: اسد الغابه، ص ۲۴۳، ج ۴٫ م.

[۵] . این روایت به همین الفاظ در کتاب الدعوات، باب الصلاه على النبى صحیح بخار و هم در ادب المفرد بخارى، ص ۹۳ و صحیح نسایى، ص ۱۹۰، ج ۱ آمده است. م.

[۶] . با ذکر سلسله اسناد در صفحه ۱۸۹ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صدوق آمده است. م.

[۷] . در محجه البیضاء، ص ۳۱۴، ج ۲، از اصول کافى نقل شده است. م.

سلام و صلوات بر امامان

آیا سلام و صلوات بر معصومین و امامان بدعت است؟

شبهه:

چرا موقعى که شیعیان، نام امامان خود را مى برند به جاى رضى الله عنهم از سلام الله علیهم یا از صلوات الله علیهم استفاده مى کنند. در صورتى که بر طبق آیه شریفه إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً; خداوند و فرشتگانش به روان پاک پیغمبر درود مى فرستند، اى اهل ایمان، شما هم بر او درود فرستاده و سلام گویید و تسلیم فرمان او شوید احزاب ۵۶٫ بنابراین سلام و صلوات مخصوص نبى گرامى(صلی الله علیه وآله)اسلام است و شیعیان بر خلاف نص صریح قرآن، عمل مى کنند. آیا این کار هم بدعت و هم غلو نیست؟

پاسخ:

شیعیان نیز معتقدند که عملى برخلاف نص قرآن مجید نباید انجام شود. اما مطالب سؤال فوق به دلیل زیر بدعت و غلو نمى باشد.

۱- آیه مورد اشاره فقط سلام و صلوات فرستادن بر رسول الله را امر نموده و هرگز از سلام و صلوات فرستادن بر دیگران ممانعت ننموده است.

مثلا در آیه ۱۵۷ بقره : الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.

خداوند صلوات را بر بندگان زیادى که شامل این آیه شوند نثار مى کند،

بلکه بر اساس آیه ۴۲ احزاب : هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً.

این درباره صلوات و در مورد سلام نیز، نه تنها منتفى نیست بلکه آیات قرآن آن را تشویق مى کند.

وَإِذا جاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ. انعام ـ ۵۴

ملائکه بر مؤمنان سلام مى کنند، رعد آیه ۲۴;

و تحیت مؤمنان در بهشت به یکدیگر سلام است، ابراهیم ـ ۲۳٫

تا اینجا مربوط به عامه اهل ایمان است که درود و سلام بر آن ها منعى ندارد.

۲- اما در مورد اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) به دلائل زیادى که به برخى از آن ها اشاره مى شود از فضیلت بیشترى برخوردار است.

۱)خداوند در سوره صافات مى فرماید: سَلامٌ عَلَى آلِ یاسِینَ صافات: ۱۳۰

در سوره صافات ، مرتب بر سایر انبیاى عظام سلام مى فرستد:

۲) سَلامٌ عَلَى الْمُرسَلِینَ صافات (۳۷): ۱۸۱

۳) سَلامٌ عَلَى نُوحِ فِى الْعَالَمِینَ صافات (۳۷): ۷۹

۴) سَلامٌ عَلَى إبْراهِیمَ صافات (۳۷): ۱۰۹

۵)سَلامٌ عَلَى مُوسَى وَ هَارُونَ صافات (۳۷): ۱۲۰

واضح است که در این آیات، نوح، ابراهیم، موسى و هارون جملگى پیامبران الهى هستند و بر آن ها سلام گفته است. اما (یاسین) یکى از نام هاى حضرت ختمى مرتبت است و سلام بر آل او یعنى سلام بر اهلبیت و اولاد او. بنابراین چون در هیچ جاى قرآن بر اولاد سایر پیامبران به جز اولاد حضرت محمد مصطفى(صلى الله علیه وآله) سلام نشده است، پس } سَلامٌ عَلَى آلِ یاسِینَ {یعنى سلام بر اولاد خاتم الانبیا. مخصوصاً در قران مجید و به منظور روشنگرى بیشتر امت، پنج نام از دوازده نام مبارک پیغمبر را آورده است که عبارتند از: (نون، یس، محمد، احمد و عبدالله)

از نظر علماى شیعه، مراد از آل یاسین یقیناً آل محمد مى باشد.

بسیارى از علماى اهل سنت نیز این گونه برداشت نموده اند.

 مثلاً ابن حجر در صواعق محرقه از ابن عباس و جمعى دیگر از مفسرین نقل مى کند که: «مراد از آل یاسین، آل محمد صلی الله علیه وآله است

فِی آخِرِهِ وَقَرَأَ أَهْلُ الْمَدِینَهِ آلِ یَاسِینَ بِفَصْلِ آلٍ مِنْ یَاسِینَ وَکَانَ بَعْضُهُمْ یَتَأَوَّلُ أَنَّ الْمُرَادَ سَلَامٌ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ[۱]

آل یاسین

و نیزسید ابى بکر شهاب الدین علوى در باب اول کتاب «رشفه الصادى من بحر فضائل بنى النبى الهادى» بیان کرده است.

مهمتر از این مطالب آن چیزى است که امام فخر رازى ذکر کرده است : اهل بیت آن حضرت در پنج چیز با آن حضرت برابرى مى کنند:

«إن أهل بیته یساوونه فی خمسه أشیاء فی السلام قال السلام علیک أیها النبیّ و قال سلام على آل یس و فی الصلاه علیه و علیهم فی التشهد و قال طه أی یا طاهر و قال: (وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) و فی تحریم الصدقه و فی المحبه قال الله تعالى (فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ) و قال: (قُلْ لاَ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى

۱-در سلام; که خداى متعال فرموده است: سلام بر پیغمبر بزرگوار و نیز بر آل یاسین (یعنى سلام بر آل محمد).

۲- درصلوات برآن حضرت; که در تشهد نماز، بر اهل بیت او صلوات فرستاده مى شود.

۳-در طهارت; که خداى متعال فرموده است: طه. یعنى اى طاهر و آیه تطهیر را نازل کرده است.

۴-در تحریم صدقه; که بر پیغمبر و بر اهل پیغمبر صدقه حرام است.

۵-در محبت; که خداى متعال فرموده است: بگو اگر شما خدا را دوست مى دارید، مرا متابعت کنید تا خدا شما را دوست بدارد. درباره اهل بیت آن حضرت فرموده است: اى محمد; به آن ها (امت) بگو: من از شما بجز دوستى ذوالقربى و اهل بیتم اجر و مزدى نمى خواهم[۲]

فضائل اهل بیت

بخارى و مسلم در صحیح خود آورده اند که پیغمبر فرمود:

«بین من و اهل بیت من در صلوات جدایى نیندازید» به طورى که وقتى آیه شریفه  إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً بر پیغمبر نازل گردید از ایشان سؤال شد: یا رسول الله; چگونه بر شما صلوات بفرستیم؟ حضرت در پاسخ فرمود: اللهم صل على محمد و آل محمد

در کتاب صحیح بخاری بطورمفصل آورده که بعد از نزول آیه شریفه «یا أیّها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما» آمدند خدمت نبی مکرم و گفتند: یا رسول الله! ما صلوات بر شما را نمی‌فهمیم چطوری است، علمنا کیف نسلّم. حضرت فرمودند : این طوری بگوئید :

قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ[۳]

صلوات بر پیامبر

در کتاب صحیح مسلم، این مطالب، مفصل آمده و روایات متعدد دیگری داریم که حضرت فرمود:

۶۶ – (۴۰۶) حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، وَمُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، – وَاللَّفْظُ لِابْنِ الْمُثَنَّى – قَالَا: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَهُ، عَنِ الْحَکَمِ، قَالَ: سَمِعْتُ ابْنَ أَبِی لَیْلَى، قَالَ: لَقِیَنِی کَعْبُ بْنُ عُجْرَهَ، فَقَالَ: أَلَا أُهْدِی لَکَ هَدِیَّهً خَرَجَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقُلْنَا: قَدْ عَرَفْنَا کَیْفَ نُسَلِّمُ عَلَیْکَ فَکَیْفَ نُصَلِّی عَلَیْکَ؟ قَالَ: «قُولُوا اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ، اللهُمَّ بَارِکْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ»[۴]

صلوات

حال بگوئید کدام بدعت است:

سلام و صلوات بر ائمه هدى(علیهم السلام) بدعت است!

یا حذف «حَىَّ عَلى خَیْرِ الْعَمَلِ» در زمان خلیفه دوم ؟!

یا تحریم متعه حج و متعه نساء در زمان خلیفه دوم ؟!

یا خواندن نوافل ماه مبارک رمضان بصورت جماعت در زمان خلیفه دوم ؟!

در حالى که در زمان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) و زمان خلافت ابوبکر و اوایل خلافت خلیفه دوم، «حَىَّ عَلى خَیْرِ الْعَمَلِ» در اذان گفته مى شد، متعه حج و متعه نساء مورد عمل واقع مى شد و نوافل فرادى خوانده مى شد، و او به اجتهاد خود این تغییرات را ایجاد کرد، این ها بدعت و خروج از سنت است یا سلام کردن مؤمنان به یکدیگر و سلام آن ها بر فرزندان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)؟

متأسفانه عزیزان اهل سنت در موقع صلوات فرستادن می‌گویند :

اللهم صلّ علی محمد و سلم یا صلی الله علیه و سلم .

گویا صلوات فرستادن بر آل محمد را برای خودشان ننگ می‌دانند با اینکه در صحیح مسلم و بخاری آمده و روایات متعدد هم داریم از نهی از صلوات بتراء .عجیب اینجا ست که اهل سنت عبارت« صل الله علیه وآله» و« علیه سلام» را جدیدا بخاطر اینکه بگویند ما هم پیرو اهل بیتیم وحتی در مکانهی بازدیدی مثل کوه احد و… آورده اندبا اینکه خود این امر را بدعت می دانند واهل بدعت را در ضلالت می دانند پس اینکار بخاطر چیست اگر به آن معتقدند پس به گفته خودشان این امر بدعت بوده پس در ضلالتند واگر از روی سیاست می گویند چون خلاصه حرفشرا زده اند پس باز بر طبق عقیده خودشان در ضلالت اند.مگر اینکه به این رسیده باشند (همان طور که در بالا استدلال شد) که صلوات وسلام به اهل بیت بدعت نیست.

پی نوشت ها:

[۱] . فتح البارى، ج ۶ ، ص۳۷۲ المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی ، الناشر: دار المعرفه – بیروت، ۱۳۷۹، رقم کتبه وأبوابه وأحادیثه: محمد فؤاد عبد الباقی، قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدین الخطیب، علیه تعلیقات العلامه: عبد العزیز بن عبد الله بن باز، عدد الأجزاء: ۱۳ ; ینابیع الموده لذوى القربى، ج ۶ ص۴۳۵ ; تنبیه الغافلین، ص۱۴۶ .

[۲] . بحار الانوار، ج ۲۳، ص۱۷۰ به نقل از ابن حجر در صواعق از قول فخر الدین رازى ; نظم دررالسمطین، ص۲۹۳٫

[۳] . صحیح بخاری ج۴ ص۱۴۶ المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی ، المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاه (مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی)، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ، عدد الأجزاء: ۹٫

[۴] . صحیح مسلم ج۱ ص۳۰۵ المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: ۲۶۱هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، عدد الأجزاء: ۵٫

منبع: سایت سنت

فضلیت تراشی شیعیان برای امامان شان

شبهه

شبهه می کنند که شیعیان خود برای امامان شان فضیلت تراشی کرده در حالی که بین آنان و سایر مردم هیچ تفاوتی وجود ندارد. آنان بدون دلیل و برای اینکه مذهب شان را بر سایر مذاهب برتری دهند فضایلی برای امامان شان ساخته اند.

پاسخ شبهه

در پاسخ این شبهه مطالب زیر قابل توجه است:

مطلب اول: فضائل و مناقب امامان شیعه و ائمه ـ علیهم السّلام ـ تنها در منابع شیعه ذكر نشده است، بلكه اهل سنّت بیش از شیعه به آن پرداخته و در كتب معتبرروایی، تفسیری و تاریخی خود ذكر كرده‌اند، حتی در بعضی از كتب روایی باب فضائل علی بن ابی‌طالب را نیز آورده‌اند. بنابراین ذكر فضائل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ به دوستداران اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اختصاص ندارد، بلكه حتی بعضی از كسانی كه با حضرت علی ـ علیه السّلام ـ و یا امامان شیعه نیز جنگ كردند (و از جمله معاویه) مناقب آن حضرت ـ علیه السّلام ـ را ذكر كرده است.[1]

مطلب دوم:  اهل سنّت نیز محبت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را شرط ایمان می‌دانند و در روایات آنان بر این امر تأكید شده است كه برای نمونه چند مورد از این روایات نقل می‌شود:

  1. زمخشری كه از مفسران اهل سنّت است، می‌گوید هنگامی كه آیة شریفه مودت: «قل لا اسئلكم علیه اجراً الا المودة فی القربی» یعنی بگو ای رسول ما كه اجر و پاداشی جز دوستی نزدیكان را از شما نمی‌خواهم، نازل شد از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرسیدند: مودت و دوستی چه كسانی برما واجب شده است؟! فرمود: علی و فاطمه و فرزندان آن دو.[2]
  2. همچنین زمخشری نقل می‌كند كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر كس با محبت آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ از دنیا برود، شهید و آمرزیده مرده است و چنین كسی با ایمان كامل و بر سنّت و جماعت از دنیا رفته است.»[3]
  3. در صحیح مسلم روایت شده است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «من دو گوهر گرانبها در میان شما می‌گذارم، یكی كتاب خدا كه نور و هدایت‌گر است، پس چنگ زنید به آن و عمل كنید، و اهل بیتم، توجه می‌دهم شما را به خدا درباره اهل بیتم.» این جمله را سه تكرار فرمودند.[4]
  4. حاكم نیشابوری، در مورد شأن نزول آیه تطهیر و انحصار آن به پنج تن آل عبا می‌گوید: «عبدالله بن جعفر از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت می‌كند كه آن حضرت به هنگام نزول رحمت الهی فرمودند: «به سوی من بخوانید!» صفیه گفت: «چه كسی را؟» آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «اهل بیتم را (علی و فاطمه و حسن وحسین)» وقتی آنان ـ علیهم السّلام ـ آمدند، آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ عبای خویش را بر روی آنان افكند، پس دستانش را بالا برد و عرض كرد: «خدایا! اینان اهل بیت من هستند، پس بر محمد و آل محمد صلوات فرستاد»، در این هنگام آیه شریفه تطهیر نازل شد.[5]
  5. ام سلمه می‌‌گوید: «آیه تطهیر در خانه من در حالی كه پنج تن آل عبا در آن بودند، نازل گردید رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آنان را با عبایی كه بر روی ایشان افكند پوشانید، پس عرضه داشت: «اینان اهل بیت من هستند، پروردگارا، رجس و پلیدی را از آنان دور كن و ایشان را پاك و مطهر گردان».[6]

در حدیث دیگری پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «از آنان سبقت نگیرید كه هلاك می‌شوید و در حق آنان كوتاهی نكنید كه باز هلاك می‌شوید از آنان بگیرید كه اعلم از شما می‌باشند.»[7]

محمد عبده در شرح نهج البلاغه خود از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ اینگونه نقل می‌كند كه حضرت ـ علیه السّلام ـ فرمود: «كجا هستند كسانی كه گمان می‌كنند راسخ در علم هستند، همانا آنان دروغ می‌گویند و برما ستم كردند. چون خداوند ما را برگزیده و رفعت‌ داد و به ما علم عطا كرد و بر آنان حرام نمود و ما را به اسرار داخل و آنان را خارج كرد و به وسیله ما هدایت رونق می‌گیرد. و ائمه و پیشوایان از قریش می‌باشند كه در این بستر روئیده‌اند و بنی‌هاشم شاخه‌های آن می‌باشند، كسانی كه غیر از آنان صلاحیت ندارند،  و ولایت برای غیر آنان مصلحت نیست.[8]

آیه شریفه: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لاتعلمون»؛[9] یعنی اگر نمی‌دانید از كسانی كه می‌دانند، سؤال كنید. بنا به نقل اهل سنّت در شأن اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نازل شده است.[10]

صاحب ینابیع الموده روایت كرده كه: «روزی فردی یهودی به نام «الاُعتل» خدمت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسید و عرض كرد یا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سینه‌ام سؤالاتی دارم، اگر جواب دادی مسلمان می‌شوم. وگرنه ایمان نمی‌آورم. فرمود: «بپرس یا اباعماره، وی در ضمن سؤالاتی پرسید: ای پیامبر خدا آنچه جواب دادی، ‌راست گفتی، حال مرا آگاه كن از وصی و جانشین خود كه حتماً برای هر پیامبری جانشینی می‌باشد و حضرت موسی بن عمران، یوشع بن نون را وصی  كرد، حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: وصی و جانشین من علی بن ابی‌طالب است و بعد از آن دو فرزندش حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ . و در ادامه فرمود: نه نفر از ائمه ـ علیهم السّلام ـ از صلب فرزندم حسین ـ علیه السّلام ـ می‌باشند. مرد یهودی گفت: نامشان را برای من بگو. فرمود: بعد از امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی بن الحسین و بعد از او فرزندش محمدباقر و بعد جعفر بن محمد و بعد موسی بن جعفر و بعد علی بن موسی و بعد محمد بن علی و بعد علی بن محمد و بعد حسن عسكری و بعد حضرت مهدی ـ علیهم السّلام ـ می‌باشند…». یهودی ایمان آورد و حمد خداوند نمود.[11]

نتیجه اینكه، ذكر فضائل برای ائمه ـ علیهم السّلام ـ از طرف شیعیان برای اینست كه اولاً: آنان برگزیده خداوند بوده‌اند و از ویژگی خاصی برخوردارند، كه دوست و دشمن به آن اعتراف دارند و ثانیاً: كتب اهل سنّت نیز بیشتر این فضائل را ذكر كرده، و ثالثاً: فضائل اهل بیت از زبان رسول خدا بیان شده است و ساخته شیعه نیست چنانچه اگر ساخته شیعه بود، امکان نداشت اهل سنّت در كتب خود باب‌هایی در فضائل آنان و احادیثی كه حاكی از فضائل و مناقب آنان است ذكر كنند و برای آنان مقامات عرفانی و ویژگی‌های خاصی را بیان دارند.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه علمیه قم.

[1] . حاكم نیشابوری، مستدرك علی الصحیحین، ج 3، ص 107، سنن بیهقی، ج 2، ص 150؛ صحیح مسلم، ج 5، ص 26؛ و مسند احمد، ج 4، ص 107؛ تفسیرفخر رازی، ج 6، ص 783؛ كتاب فضائل الصحابه، حدیث 4425؛ در المنثور، ج 5، ص 198؛ نسائی، كتاب خصائص الامام علی ـ علیه السلام ـ .

[2] . زمخشری، كشاف، ذیل آیه شوری/23.

[3] . تفسیر كشاف، همان.

[4] . صحیح مسلم، باب فضائل علی بن ابیطالب، چاپ بیروت، شرح نووی، ج 15 و 16.

[5] . مستدرك علی الصحیحین، ج 3، ص 147.

[6] . سنن بیهقی، ج 2، ص 150.

[7] . ابن حجر الشافعی، الصواعق المحرقه، ص 148؛ السیوطی، الدر المنثور، ج 2، ص 60؛ كنز العمال، ج 1، ص 168.

[8] . عبده، محمد، نهج البلاغه، ص 143، خطبه 143.

[9] . نحل/43.

[10] . تفسیر الطبری، ج 14، ص 134؛ تفسیرابن كثیر، ج 2، ص 570؛ تفسیر قرطبی، ج 11، ص 272؛ شواهد التنزیل، للحسكانی، ج 1، ص 334.

[11] . القندوزی الحنفی، ینابیع الموده،  چاپ اسلامبول، ص 440.

فضيلت صلوات بر پيامبر و آل پیامبر (ص)

 یکی از دعاها فرستادن صلوات بر پیامبر و آل  پیامبر است. خداوند متعال فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»؛[1]  خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر او درود فرستيد و سلام گوييد و تسليم فرمانش باشيد.

روايت كرده ‏اند روزى پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  وارد شد  در حالى كه اثر خوشحالى در چهره آن حضرت ديده مى‏شد، فرمود: «جبرئيل بر من وارد شد و گفت: خداوند متعال مى‏فرمايد: آيا راضى نمى‏شوى كه از امّتت هر كس بر تو صلوات بفرستد من ده صلوات بر او بفرستم، و هر كس از امّتت به تو سلام گويد من ده سلام به او گويم».[2] روایاتی از رسول گرامی اسلام  در فضیلت صلوات در متون اهل سنت نقل شده که به آنها اشاره می شود:

  1. «هر كس بر من صلوات بفرستد مادام كه صلوات مى‏ فرستد فرشتگان بر او درود مى‏ فرستند خواه بنده كم گويد و خواه بسيار.»[3]
  2. «سزاوارترين مردمان به من كسى است كه بر من بيشتر صلوات بفرستد.»[4]
  3. «مؤمن را از بخل همين بس كه در نزد او نام من برده شود و بر من صلوات نفرستد.»[5]
  4. «در روز جمعه بر من زياد صلوات بفرستيد.»[6]
  5. «هر كس از امّتم بر من صلوات بفرستد ده حسنه براى او ثبت و ده گناه از نامه عمل او محو مى‏ گردد.»[7]
  6. «هر كس به هنگامى كه اذان و اقامه را مى‏شنود بگويد: اللّهم ربّ هذه الدّعوة التّامة و الصّلاة القائمة صلّ على محمّد عبدك و رسولك و أعطه الوسيلة والفضيلة و الشّفاعة يوم القيامة، شفاعت من او را فرا مى‏ گيرد.»[8]
  7. «هر كس در كتابى بر من صلوات بفرستد مادام كه نامم در آن كتاب است فرشتگان براى او طلب آمرزش مى‏ كنند.»[9]
  8. «در زمين فرشتگانى است كه در گردشند و سلام امّتم را به من مى‏رسانند.»[10]
  9. «هر كس بر من سلام كند خداوند روحم را به من برمى‏ گرداند تا پاسخ سلام او را بدهم.»[11]

يكى از بزرگان گفته است: من احاديث را مى‏نوشتم و در آن صلوات بر پيامبر  صلی الله علیه و آله و سلم  را ذكر مى‏ كردم، ليكن سلام را نمى ‏نوشتم. پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  را به خواب ديدم، فرمود: «آيا در كتابت صلوات را بر من كامل نمى فرستى؟» من پس از آن هر چه نوشتم صلوات و سلام را بر آن حضرت ذكر كردم.[12]

در متون حدیثی شیعه نیز روایاتی در این خصوص نقل شده است:

  1. كافى از ابى بصير روايت كرده كه گفته است ابو عبد اللّه علیه السلام فرمود: «هنگامى كه نام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  برده شود بر او زياد صلوات بفرستيد، زيرا هر كس يك صلوات بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  بفرستد خداوند هزار بار در هزار صف از فرشتگان بر او صلوات مى ‏فرستد، و بر اثر صلوات خداوند و فرشتگان چيزى از آفريدگان نمى ‏ماند جز اين كه بر اين بنده درود مى ‏فرستد، و هر كس در اين فضيلت رغبت نكند نادان و مغرور است و خداوند و پيامبر و خاندانش از او بيزارند.»[13]
  2. از ابى عبد اللّه علیه السلام روايت شده كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «كسى كه بر من صلوات بفرستد خداوند و فرشتگانش بر او صلوات مى‏فرستند، هر كه خواهد كم و هر كه خواهد زياد فرستد.»[14]
  3. و نيز از آن حضرت نقل شده كه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «صلوات بر من و خاندانم نفاق را برطرف مى‏ كند.»[15]
  4. و نيز از آن حضرت نقل شده كه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «صداهايتان را با صلوات بر من بلند كنيد كه نفاق را از ميان مى‏ برد.»[16]
  5. و نيز آن حضرت فرموده است: «كسى كه ده صلوات بر محمّد و آل او بفرستد خداوند و فرشتگانش صد صلوات بر او مى‏ فرستند و كسى كه صد صلوات بر محمّد و آل او بفرستد خداوند و فرشتگانش هزار صلوات بر او مى‏ فرستند. آيا گفتار خداوند را نشنيده‏اى كه فرموده است: هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً».[17]
  6. از امام باقر يا امام صادق علیهماالسلام روايت شده كه فرموده است: «هيچ چيزى در ترازوى عمل سنگين‏ تر از صلوات بر محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نيست. همانا كسى باشد كه روز قيامت اعمالش را در ترازو مى‏ گذارند و سبك باشد. پس پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ثواب صلوات بر او را بيرون مى‏ آورد و در ترازو مى ‏نهد به سبب آن سنگين مى‏ گردد و بر كفّه ديگر مى‏ چربد.»[18]
  7. عبد السّلام بن نعيم گفته است: به ابى عبد اللّه علیه السلام عرض كردم: من وارد خانه (كعبه) شدم و هيچ دعايى جز صلوات بر محمّد و آل او به خاطر نداشتم، فرمود: «بدان هيچ كس مانند تو (در فضيلت و ثواب) از خانه بيرون نيامده است.»[19]
  8. عبيد اللّه بن عبد اللّه دهقان گفته است: خدمت حضرت رضا علیه السلام شرفياب شدم، آن حضرت به من فرمود: «معناى گفتار خداوند كه فرموده است: وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى‏[20] چيست؟» عرض كردم: يعنى هر زمان نام پروردگارش را به ياد آورد نماز گزارد، فرمود: اگر چنين است خداوند تكليفى نابجا و طاقت ‏فرسا كرده است، عرض كردم: قربانت شوم پس معناى آن چگونه است؟ فرمود: «هر زمان نام پروردگارش را ياد كند بر محمّد و آل او صلوات فرستد.»[21]
  9. از ابى عبد اللّه علیه السلام روايت شده كه فرموده است: «هرگاه يكى از شما نماز بخواند و در نمازش نام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  و آل او را نبرد با اين نماز راهى غير از راه بهشت مى‏ رود.» پيامبر خدا  صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «هر كس نام من نزد او برده شود و بر من صلوات نفرستد به دوزخ مى ‏رود و خداوند او را (از رحمت خود) دور مى‏ كند»؛ و فرمود: «هر كس نام من نزد او برده شود و فرستادن صلوات را بر من فراموش كند راه بهشت را گم كرده است.»[22]

10 از امام صادق علیه السلام  روايت شده كه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  فرموده است: «هر كس من نزدش نام برده شوم و فراموش كند كه بر من صلوات بفرستد خداوند او را به راهى غير از راه بهشت خواهد برد.»[23]

  1. و نيز امام صادق علیه السلام فرموده است: «پدرم شنيد مردى به پرده كعبه درآويخته و مى‏گويد: اللّهم صلّ على محمّد. پدرم به او فرمود: اى بنده خدا صلوات را ناقص مگو و به حقّ ما ستم مكن، بگو اللّهم صلّ على محمّد و أهل بيته.»[24]

[1] . احزاب/ 56.

[2] . سنن دارمى، ج 2، ص 317؛ المصابيح بغوى، ج 1، ص 64.

[3] . سنن ابن ماجه از عامر بن ربيعه از پدرش، شماره 907.

[4] . ترمذى، ج 2، ص 269 و آن را حديثى حسن دانسته است؛ ابن حبّان از ابن مسعود؛ الدّر المنثور، ج 5، ص 218.

[5] . مسند احمد، ج 1، ص 201 از حسين بن على( ع)؛ ترمذى، ج 13، ص 63، از على( ع) با الفاظ ديگرى.

[6] . سنن ابو داود، ج 1، ص 241، ضمن حديثى ديگر، ابن ابى شيبه و ابن مردويه او اضافه كرده كه فرموده است: … زيرا بر من عرضه مى‏شود»؛ الدّر المنثور، ج 5، ص 219.

[7] . ابو يعلى به نحوى ديگر، مجمع الزوائد، ج 10، ص 161، نسائى در باب« في اليوم و اللّيلة» با اضافه‏اى، المغنّى.

[8] . صحيح بخارى، ج 1، ص 150 با اختلاف كمى در الفاظ؛ اوسط طبرانى؛ مجمع الزوائد، ج 1، ص 333.

[9] . اوسط طبرانى؛ ابو الشيخ در الثّواب و المستغفرى در« الدّعوات» از حديث ابى هريره با سند ضعيف، المغنى.

[10] . سنن دارمى، ج 2، ص 317؛ المصابيح بغوى، ج 1، ص 64.

[11] . ابو داود، ج 1، ص 470؛ الدّعوات الكبير بيهقى؛ مشكاة المصابيح، ص 86؛ اوسط طبرانى، مجمع الزوائد، ج 10، ص 162.

[12] . راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2، ص: 430.

[13] . همان مأخذ، ج 2، ص 492، شماره 6.

[14] . همان مأخذ، ج 2، ص 492، شماره 7.

[15]. كافى، ج 2، ص 492، شماره 8.

[16] . همان مأخذ، ج 2، ص 493، شماره 13.

[17] .همان مأخذ، ج 2، ص 493، شماره 13.

[18] . همان مأخذ، ج 2، ص 494، شماره 15.

[19] . همان مأخذ، ج 2، ص 494، شماره 17.

[20] . اعلى/ 15: و نام پروردگارش را به ياد آورد و نماز بخواند.

[21] . همان مأخذ، ج 2، ص 494، شماره 18.

[22] . همان مأخذ، ج 2، ص 495.

[23] . همان مأخذ، ج 2، ص 495، شماره 20، اين حديث گوياى اين است كه فراموشى مجازاتى است از سوى حقّ تعالى در برابر برخى اعمال زشت بنده كه سبب محروميّت وى از اين فضيلت شده است. هر چند فراموشى به دليل: رفع عن امتى الخطأ و النّسيان … مجازات ندارد.

[24] . همان مأخذ، ج 2، ص 495، شماره 21.

آغاز دعا با ذکر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد

 یکی از آداب دعا این است که پیش از دعا  خواستن خدا را به اوصاف و آسامی او یاد کند. و ابتدا به سؤال نکند. سلمه بن اکوع گفته است: «هیچ‏گاه نشنیدم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  دعا را آغاز کند، جز این که آن را با گفتن سبحان ربّى العلیّ الأعلى الوهّاب شروع مى‏کرد».[۱] در خبر از آن حضرت نقل شده که فرموده است: «هرگاه از خداوند حاجتى بخواهید آن را با صلوات بر من آغاز کنید، چه خداوند گرامى ‏تر از آن است که دو حاجت‏ از او خواسته شود، یکى را برآورد و دیگرى را ردّ کند.»[۲] این خبر را ابو طالب مکّى روایت کرده است.

از طریق خاصّه (شیعه) عدّه الداعی از حارث بن مغیره روایت کرده که گفته است شنیدم ابى عبد اللّه علیه السلام مى‏فرمود: «بپرهیزید از این که چیزى از حوایج دنیا از خدا بخواهید، جز این که آن را با مدح و ثناى پروردگار و صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  آغاز و سپس حاجت خود را درخواست کنید.»[۳] امام علیه السلام فرمود: «مردى به مسجد درآمد و دو رکعت نماز خواند سپس حاجت خود را از خدا خواست، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: این بنده در درخواست از پروردگارش شتاب کرد. مرد دیگرى آمد و دو رکعت نماز گزارد سپس خدا را سپاس گفت و بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  درود فرستاد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: «بخواه تا به تو داده شود.»[۴] محمد بن مسلم روایت کرده که ابى عبد اللّه علیه السلام فرموده است: «در کتاب امیر مؤمنان علیه السلام  است که ستایش خداوند و صلوات بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیش از درخواست حاجت است و هنگامى که خدا را مى‏ خوانى نخست او را تمجید و ستایش کن»، عرض کردم: چگونه او را تمجید کنم؟ فرمود: «مى‏ گویى: یا من هو أقرب الىّ من حبل الورید، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الأعلى، یا من لیس کمثله شی‏ء.»[۵] معاویه بن عمّار از امام صادق علیه السلام  نقل کرده که فرموده است: «در دعا نخست مدح و ثناى الهى و سپس اقرار به گناهان و پس از این‏ها مسألت و درخواست است، به خدا سوگند بنده از گناه بیرون نمی ‏آید، مگر این که اقرار به آن کند.»[۶] عیص بن قاسم روایت کرده است که ابى عبد اللّه علیه السلام  فرمود: «هرگاه کسى از شما حاجتى دارد پروردگار را ستایش کند و سپاس گوید، چه کسى که از سلطان حاجتى مى‏ خواهد بهترین سخنى را که در توان اوست براى او آماده مى‏ کند. بنابراین به هنگام درخواست حاجت خداوند عزیز جبار را تمجید و ستایش کنید و او را مدح و ثنا گویید. سپس مى‏ گویى: یا أجود من أعطى و یا خیر من سئل، و یا أرحم من استرحم، یا واحد یا أحد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد، یا من لم یتّخذ صاحبه و لا ولدا یا من یفعل ما یشاء و یحکم ما یرید و یقضى ما أحبّ، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الأعلى، یا من لیس کمثله شی‏ء یا سمیع یا بصیر.» و نامهاى خداوند را زیاد بر زبان جارى کن و نامهاى او بسیارند و همچنین بر محمّد  صلی الله علیه و آل و سلم و خاندان او صلوات بفرست و بگو: اللّهم أوسع علیّ من رزقک الحلال ما أکفّ به وجهى و أؤدی به عن أمانتى و أصل به رحمى و یکون لى عونا على الحجّ و العمره.»[۷] هشام بن سالم از ابى عبد اللّه علیه السلام  روایت کرده که فرموده است: «دعا همواره محجوب است تا آنگاه که دعاکننده بر محمّد صلی الله علیه و آله و سلم و آل او صلوات بفرستد.»[۸] و نیز از آن حضرت روایت است: «هر کس دعا کند و نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  را نبرد آن دعا بر بالاى سرش مى‏ چرخد و چون نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ببرد آن دعا بالا مى‏ رود.»[۹] و نیز از آن بزرگوار نقل شده که فرموده است: «کسى که به درگاه خداوند حاجتى دارد باید دعایش را با صلوات بر محمّد و آل او شروع کند و سپس حاجتش را بخواهد. و در پایان هم بر محمّد و آل او صلوات بفرستد، زیرا خداى عزّ و جلّ کریم‏تر از آن است که دو طرف دعا را بپذیرد و وسط آن را واگذارد، چه صلوات بر محمّد و آل او محجوب نیست.»[۱۰]

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج‏۲٫

[۱] .مستدرک حاکم، ج ۱، ص ۴۸۹٫

[۲] .ظاهرا از کتاب قوت القلوب نقل شده است.

[۳] . همان مأخذ، ص ۱۱۴، کافى، ج ۲، ص ۴۸۴٫

[۴] . همان مأخذ، از کافى، ج ۲، ص ۴۸۵٫

[۵] . همان مأخذ از کافى، ج ۲، ص ۴۸۴٫

[۶] . همان مأخذ از کافى، ج ۲، ص ۴۸۴٫

[۷] . همان مأخذ از کافى، ج ۲، ص ۴۸۵٫

[۸] . همان مأخذ از کافى، ج ۲، ص ۴۹۱ و ۴۹۴٫

[۹] . همان مأخذ از کافى، ج ۲، ص ۴۹۱ و ۴۹۴٫

[۱۰] (. همان مأخذ از کافى، ج ۲، ص ۴۹۱ و ۴۹۴٫

وجوب فرستادن صلوات بر اهل بیت در نماز

 [خلاصه: اهل بیت پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم-  که در قرآن و احادیث نبوی این اسم بر آنان گذاشته شده از جایگاه خاصی در پیش خداوند برخودار هستند. یکی از امتیازات خاص آنان این است که صحت نماز های پنجگانه متوقف بر فرستادن صلوات بر آنان می باشد].

یکی از برجسته ترین فضایل  و امتیازات اهل بیت وجوب فرستادن صلوات در تشهد و سلام نماز است و هیچ کسی دیگری سهمی از این فضیلت ندارد.

ابن حجر كه یكی از دانشمندان بزرگ اهل سنت است، در كتاب «الصواعق المحرقة» نقل می كند كه پیامبر (ص) فرمود: هرگز صلوات ناقص و ناتمام بر من نفرستید! عرض كردند صلوات ناقص و نا تمام چیست؟ حضرت فرمود: صلوات ناقص این است که فقط بگویید «اللهم صل علی محمد» و سپس امساك كنید (و آل محمد را بر آن اضافه نكنید) بلكه بگویید «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد».[1]

ارزش صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد در حدی است پیامبر اسلام فرمود: هیچ دعایی مستجاب نمی شود مگر اینكه بر محمد و اهلبیتش صلوات فرستاده شود  و گفته شود: «اللهم صل علی محمد وآل محمد».[2]

حدیثی که در کیفیت صلوات فرستادن بر محمد(ص) و آل محمد در کتاب­های معتبر اهل­سنت از جمله صحیح بخاری نقل شده بر فضیلت و برتری اهل بیت دلالت صریح دارد. حدیث در صحیح بخاری این­گونه نقل شده است: «…سألنا رسول الله صلى الله علیه وسلم فقلنا یا رسول الله كیف الصلاة علیكم أهل البیت فان الله قد علمنا كیف نسلم؟ قال قولوا اللهم صلى على محمد وعلى آل محمد كما صلیت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم انك حمید مجید اللهم بارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على إبراهیم وآل إبراهیم انك حمید مجید»[3] در این حدیث از پیامبر اسلام سوال شده که چگونگی سلام بر توا را دانسته ایم، اما صلوات بر تو چگونه باید باشد؟ فرمود: بگویید: خداوندا درود فرست بر محمد و بر آل محمد همان گونه كه درودفرستادی بر ابراهیم و آل ابراهیم ، و بركت فرست بر محمد وآل محمد، آن گونه كه بركت فرستادی برابراهم و آل ابراهیم. این فضیلت اختصاص به اهل بیت دارد و احدی غیر از آنان هیچ سهمی در آن ندارد.

 ابن حجر پس از نقل این حدیث از كعب بن عجره که گفت: بعد از نزول آیه 56 سوره احزاب «ان الله و ملائكته یصلّون علی النبی… » بعضی از اصحاب عرض كرد: یا رسول الله چگونه بر تو صلوات بفرستیم؟ پیامبر فرمود: «قولوا اللهم صل علی محمد و علی آل محمد»، چنین می گوید: سؤال صحابه و پاسخ آن حضرت دلیل روشن و واضح است بر اینكه (آیه مخصوص پیامبر نیست بلكه علاوه بر آن حضرت اهل بیت و آل محمد (ص) را نیز شامل می شود. از این در آیه شریفه مراد خداوند پیامب اسلام و آل او است ؛ زیرا اگر تنها مراد آن حضرت بود احتیاج به سؤال نداشت و لازم نبود كه پیامبر آنگونه پاسخ بدهد بنابراین صلوات بر آل محمد از جمله چیزهایی است كه در آیه به آن امر شده و پیامبر نیز آن را بیان نموده است.[4]

نویسنده كتاب معروف «التاج الجامع للأصول» شیخ منصور علی ناصف مطلب را این گونه توضیح می دهد:

وقتی آیه «ان الله و ملائكته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما»[5] نازل شد از رسول خدا (ص) سؤال شد، اما كیفیت سلام بر تو را شناختیم آنگونه كه در تشهد نماز به ما تعلیم دادید كه ما بگوییم: «السلام علیك ایها النبی و رحمة الله و بركاته» اما صلوات بر تو چگونه است؟

پیامبر اسلام (ص) فرمود: بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست همانگونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی….[6]

باید به این نكته هم توجه كرد كه صلوات و درود بر پیامبر و آلش واجب در جاهای خاصی واجب است از این رو جمعی از فقهای اهل سنت معتقد به وجوب صلوات در تشهد نماز  هستند، ابن قدامه فقیه معروف اهل سنت در كتاب خود «المغنی» می گوید: «در تشهد، اول باید بر پیامبر صلوات فرستاده و گفته شود «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد كما صلیت علی ابراهیم…» و صلوات فرستادن بر پیامبر و آلش در فتوای صحیح واجب است و شافعی و اسحاق نیز بر همین عقیده اند.

سپس از ابن راهویه كه یكی دیگر از فقهاء اهل سنت است سخنی نقل می كند كه اگر كسی صلوات بر پیامبر را در تشهد ترك كند نمازش باطل است. سپس می افزاید ظاهر مذهب احمد بن حنبل نیز وجوب است.[7]

   نویسنده كتاب فوق، تصریح می كند كه ظاهر آیه این است كه صلوات و سلام بر پیامبر (ص) واجب است و این مطلب مورد اتفاق علماء می باشد.[8]

 فخر رازی نیز در تفسیر خود در ذیل آیه 56 سوره احزاب بعد از اینكه وجوب صلوات را از شافعی نقل می كند می افزاید: آیة شریف دلالت بر فتوای شافعی دارد، زیرا امر «صلّوا» ظاهر در وجوب است پس در تشهد، صلوات واجب است. بعد می گوید از رسول خدا (ص) سؤال شد كه چگونه بر تو صلوات بفرستیم؟ پیامبر فرمود: بگویید: خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همانگونه كه بر ابراهیم و آل او صلوات فرستادی….[9]

جلال الدین سیوطی در تفسیر معروف خود از صحیح بخاری و مسلم و ابو داود و ترمذی و نسائی و ابن ماجه و ابن مردویه و گروه دیگر، افزون بر حدیث ابن عجره، 18 حدیث دیگر را نقل كرده كه در همه آن ها تصریح شده كه «آل محمد» را باید به هنگام صلوات ذكر كرد.[10] احادیث فوق كه همه آنها از كتب معتبره برادران اهل سنت نقل شد، دلات بر وجوب فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد، می باشند.

بنابراین فضیلت اهل بیت- علیهم السلام- در حدی است که در نمازهای پنجگانه در تشهد و سلام نماز  بر آنا باید صلوات فرستاده شود و اگر این صلوات و درود  فرستاده نشود،  نماز محکوم به بطلان میگردد چنانچه امام شافعی می­گوید:

« یا اهل بیت رسول الله حبّکم           فرض من الله فی القرآن انزله»

« کفاکم من عظیم االقدر انکم          من لم یصل علیکم لا صلاة له»[11]

واژگان کلیدی: پیامبر، اهل بیت، صلوات ، اللهم، صل، نمازهای پنجگانه، وجوب، صحت.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوه علمیه قم.

[1] . هیتمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، انتشارات مكتبة قاهرة،  چاپ دوم، 1385 ـ 1965م، ص146.

[2] . الصواعق المحرقة، ص148.

[3] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج4ص 118 و 119، دارالفکر للطباعه والنشر و التوزیع، 1401ق.

[4] . الصواعق المحرقة، ص146.

[5] . احزاب/56.

[6] . منصور علی ناصف، التاج الجامع للأصول، احیاء التراث العربی، چاپ چهارم، 1406 هـ ، ج4، ص211 و 212.

[7] . ابن قدامة، مغنی، بیروت، دارالفكر، چاپ اول، 1404. ج1، ص614ـ615.

[8] . التاج الجامع للأصول، ج5، ص143.

[9] . فخر رازی، تفسیر كبیر، تهران، دار الكتب العلمیة، چاپ دوم، ج25، ص227، ذیل آیه پنجاه و شش سوره احزاب.

[10] .جلال الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج5، ص216 به بعد ذیل آیه 56 سوره احزاب.

[11] . هیثمی، احمد بن حجر، الصواعق المحرقه، ص148، مکتبه القاهره.

چهل حدیث نورانی از امام موسی کاظم علیه السلام

۱-علوم انسان ها

قالَ الإمام موسى بن جعفر الکاظم (علیه السلام) :

وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ، وَالثّانِیَهُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ، وَالثّالِثَهُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْکَ، وَالرّبِعَهُ أنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُکَ عَنْ دینِکَ.(۱)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمود: تمام علم مردم را در چهار مورد شناسائى کرده ام:

اوّلین آن ها این که پروردگار و آفریدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پیدا کنى.

دوّم، این که بفهمى که از براى وجود تو و نیز براى بقاء حیات تو چه کارها و تلاش هائى صورت گرفته است.

سوّم، بدانى که براى چه آفریده شده اى و منظور چه بوده است.

چهارم، معرفت پیدا کنى به آن چیزهائى که سبب مى شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوى

(یعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حرکت نکنى).

۲- فلسفه ابتلائات

قالَ(علیه السلام) : ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشیکاً، وَ ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.(۲)

فرمود: نیست بلائى که بر مؤمن وارد شود مگر آن که به وسبله دعا سریع بر طرف مى گردد؛ و چنانچه دعا نکند طولانى خواهد، پس هنگامى مصیتى و بلائى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع کنید

۳- پیشگیرى بهترین درمان

قالَ(علیه السلام) : لَیْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ یُهَیِّجُ داءً، وَ لَیْسَ شَیْءٌ فِی الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاکِ الْیَدِ إلاّ عَمّا یَحْتاجُ إلَیْهِ.(۳)

فرمود: هیچ داروئى نیست مگر آن که در اثر عوارض جنبى آن دردى دیگر را تهییج و تحریک مى نماید،

و هیچ درمانى بهتر و سود مندتر از امساک و خوددارى نیست مگر در حال نیاز و ضرورت.

۴- کاووش در دین

قالَ(علیه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلایَعْرِفُونَهُ.(۴)

فرمود: خداوند متعال رحمت کند بنده اى را که در مسائل دینى تفقه و تحقیق نماید (فقیه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پیدا کند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

۵- اداى امانت

قالَ (علیه السلام) : إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما یَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَهَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.(۵)

فرمود: اهل زمین مورد رحمت – و برکت الهى – هستند، مادامى که خوف و ترس – از گناه و معصیت داشته باشند -، اداى امانت نمایند و حقّ را دریابند و مورد عمل قرار دهند.

۶- بدى دو رویى

قالَ (علیه السلام) : بِئْسَ الْعَبْدُ یَکُونُ ذاوَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ.(۶)

فرمود: بد ، شخصى است آن که داراى دو چهره و دو زبان مى باشد، – که در پیش رو چیزى گوید و پشت سر چیز دیگر.

۷- مشورت

قال (علیه السلام) : مَنِ اسْتَشارَ لَمْ یَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.(۷)

فرمود: کسى که در امور زندگى خود ـ با اهل معرفت ـ مشورت کند، چنانچه درست و صحیح عمل کرده باشد مورد تعریف و تمجید قرار مى گیرد و اگر خطا و اشتباه کند عذرش پذیرفته است.

۸- واعظ درونى

قالَ (علیه السلام) : مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَکَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ یعنی الشّیطان ـ.(۸)

فرمود: هر کسى عقل و تدبیرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش – یعنى؛ شیاطین إنسى و جنّى و نیز هواهاى نفسانى  به راحتى او را مى فریبند و منحرف مى شود.

۹- فضیلت عقل

قالَ (علیه السلام): ما قُسِّمَ بَیْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.(۹)

فرمود: چیزى با فضیلت تر و بهتر از عقل، بین بندگان توزیع نشده است، (تا جائى که) خواب عاقل – هوشمند – افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است.

۱۰-حمام کردن و غذا خوردن

قالَ (علیه السلام) : لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّیقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَیْئاً.(۱۰)

فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نروید؛ همچنین سعى شود با معده خالى داخل حمام نروید، بلکه حتّى الامکان قبل از رفتن به حمّام قدرى غذا بخورید.

۱۱- دورى کردن از شوخى بیجا

قالَ (علیه السلام) : اِیّاکَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ ایمانِکَ، وَ یَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَکَ.(۱۱)

فرمود: بر حذر باش از شوخى و مزاح ـ بى جا ـ چون که نور ایمان را از بین مى برد و جوانمردى و آبرو را سبک و بى اهمیّت مى گرداند.

۱۲- خوردن گوشت

قالَ (علیه السلام) : اللَّحْمُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَکُ یُذیبُ الْجَسَدَ.(۱۲)

فرمود: خوردن گوشت، موجب روئیدن گوشت در بدن و فربهى آن مى گردد؛ ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند.

۱۳- صداقت

قالَ (علیه السلام) : مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نیَّتُهُ زیدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.(۱۳)

فرمود: هر که زبانش صادق باشد اعمالش تزکیه است، هر که فکر و نیّتش نیک باشد در روزیش توسعه خواهد بود، هر که به دوستان و آشنایانش نیکى و احسان کند، عمرش طولانى خواهد شد.

۱۴- مرگ مؤمن

قالَ (علیه السلام) : اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَکَتْ عَلَیْهِ الْمَلائِکَهُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ.(۱۴)

فرمود: زمانى که مؤمن بمیرد، ملائکه و ممتازترین قسمتهای زمین براى او گریه مى کنند.

۱۵- مؤمن سعادتمند

قالَ (علیه السلام) : الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ کُلِّ خَیْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَهً أنْمِلَهً کانَ خَیْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها کانَ خَیْراً لَهُ.(۱۵)

فرمود: مؤمن (همیشه، در همه حالات) در معرض خیر و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گیرد و) بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برایش خیر و خوشبختى است؛ و اگر هم تمام شرق و غرب دنیا در اختیارش قرار گیرد، نیز برایش خیر و سعادت است.

۱۶- توکل بر خداوند متعال

قالَ(علیه السلام): مَنْ اَرادَ أنْ یَکُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ علَى اللّهِ.(۱۶)

فرمود: هرکس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترینِ مردم باشد باید توکّل در همه امور، بر خداوند سبحان نماید.

۱۷- اداى امانت

قالَ (علیه السلام) : أداءُ الاْمانَهِ وَ الصِّدقُ یَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِیانَهُ وَ الْکِذْبُ یَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.(۱۷)

فرمود: امانت دارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند؛ ولیکن خیانت در امانت و دروغ گوئى موجب فلاکت و بیچارگى و سبب تیرگى دل مى باشد.

۱۸- خیر رسانى

قالَ (علیه السلام) : أبْلِغْ خَیْراً وَ قُلْ خَیْراً وَ لا تَکُنْ إمَّعَه.(۱۸)

فرمود: نسبت به هم نوع خود خیر و نیکى داشته باش، و سخن خوب و مفید بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئولیّت قرار مده.

۱۹- فرا گیرى مسائل دینى

قالَ (علیه السلام) : تَفَقَّهُوا فى دینَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصیرَهِ، وَ تَمامُ الْعِبادَهِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفیعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَلیلَهِ فِى الدّینِ وَ الدّنیا.(۱۹)

فرمود: مسائل و احکام اعتقادى و عملى دین را فرا گیرید، چون که شناخت احکام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، کلید بینائى و بینش و اندیشه مى باشد و موجب تمامیّت کمال عبادات و اعمال مى گردد؛ و راه به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنیا و آخرت است.

۲۰- فضیلت فقیه بر عابد

قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الْفَقیهِ عَلَى العابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْکَواکِبِ، وَ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فى دینِهِ لَمْ یَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.

وَ قالَ (علیه السلام) : عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلکِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ. (۲۰)

فرمود: ارزش و فضیلت فقیه بر عابد همانند فضیلت خورشید بر ستاره ها است؛ و کسى که در امور دین فقیه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.

و نیز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظیم و احترام کن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مکن ولى طردش هم نگردان، بلکه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعلیمش بده.

۲۱- احتباج شیعیان به چهار وسیله

قالَ (علیه السلام) : دَخَلْتُ إلَیْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْنی شیعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه یُصَلِّی عَلَیْها، وَ خاتَم یَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواک یَسْتاکُ بِهِ، وَ سُبْحَه مِنْ طینِ قَبْرِ أبی عَبْدِ اللّهِ (ع )فیها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّهً، مَتى قَلَّبَهَا ذاکِراً لِلّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَهً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِیاً یَعْبَثُ بِها کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً.(۲۱)

فرمود: شیعیان و دوستان ما (در هر حال و در هر کجاکه باشند) از چهار چیز نباید بى نیاز باشند:

جانمازى که بر آن نماز بخوانند، انگشترى که در دست نمایند، مسواکى که دندانهاى خود را به وسیله آن مسواک کنند؛ و تسبیحى از تُربت امام حسین (علیه السلام) که داراى ۳۴ دانه باشد و به وسیله آن ذِکر گوید، که خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى نماید؛ و چنانچه آن را دست گیرد بدون آن که ذِکرى و دعائى بخواند ۲۰ حسنه به او داده مى شود.

۲۲- نمازهاى مستحبّى

قالَ (علیه السلام) : صَلوهُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِکُلِّ مُؤمِن.(۲۲)

فرمود: انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزدیک مى نماید.

۲۳- دورى از دنیا

قالَ (علیه السلام) : مَثَلُ الدّنیا مَثَلُ الْحَیَّهِ، مَسُّها لَیِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، یَحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ یَهْوى اِلَیْهَاالصِّبْیانُ بِأیْدیهِمْ.(۲۳)

فرمود: مَثَل دنیا همانند مار است که پوست ظاهر آن نرم و لطیف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ کشنده اى است که مردان عاقل و هشیار از آن گریزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق مى ورزند.

۲۴- مَثَل دنیا

قالَ (علیه السلام) : مَثَلُ الدُّنیا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ کُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى یَقْتُلُهُ.(۲۴)

فرمود: مَثَل دنیا (و اموال و زیورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دریا است که انسانِ تشنه، هر چه از آن بیاشامد بیشتر تشنه مى شود و آنقدر میل مى کند تا هلاک شود.

۲۵- بوسیدن لب ها و دهان

قالَ (علیه السلام) : لَیْسَ الْقَبْلَهُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَهِ وَ الْوَلَدِ الصَّغیرِ.(۲۵)

فرمود: بوسیدن لب ها و دهان ـ براى یکدیگر در هر حالتى ـ صحیح نیست مگر براى همسر و یا فرزند کوچک.

۲۶- خودسرى

قالَ (علیه السلام) : مَنْ نَظَرَ بِرَأیْهِ هَلَکَ، وَ مَنْ تَرَکَ أهْلَ بَیْتِ نَبیِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَکَ کِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبیِّهِ کَفَرَ.(۲۶)

فرمود: هرکس به رأى و سلیقه خود اهمیّت دهد و در مسائل دین به آن عمل کند هلاک مى شود، و هرکس اهل بیت پیغمبر صلّى الله علیه وآله وسلّم را رها کند گمراه مى گردد، و هرکس قرآن و سنّت رسول خدا را ترک کند کافر مى باشد.

۲۷- بیکارى

قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.(۲۷)

فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را که زیاد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را که بیکار باشد.

۲۸- تواضع

قالَ (علیه السلام) : التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِیَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.(۲۸)

فرمود: تواضع و فروتنى آن است که آن چه دوست دارى، دیگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره دیگران انجام دهى.

۲۹- ارزش فعالیت و کار

قالَ (علیه السلام) : یُسْتَحَبُّ غَرامَهُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِیَکُونَ حَلیماً فى کِبَرِهِ وَ یَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ یُوَسِّعَ عَلى عَیالِهِ لِئَلاّ یَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.(۲۹)

فرمود: بهتر است پسر را در دوران کودکى به کارهاى مختلف و سخت، وادار نمائى تا در بزرگى حلیم و بردبار باشد؛ و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نیاز کند تا آرزوى مرگش را ننمایند.

۳۰- محاسبه نفس

قالَ (علیه السلام) : لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فى کُلِّ یَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَیِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَیْهِ.(۳۰)

فرمود: از شیعیان و دوستان ما نیست، کسى که هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، که اگر چنانچه اعمال و نیّاتش خوب بوده، سعى کند بر آن ها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش کند و جبران نماید.

۳۱- فائده دعا

قالَ (علیه السلام) : ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَیُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشیکاً، وَ ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.(۳۱)

فرمود: بلائ و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آن که خداوند جلّ و على بر او الهام مى فرستد که به درگاه بارى تعالى دعا نماید؛ و آن بلا سریع بر طرف خواهد شد.

و چنانچه از دعا خود دارى نماید، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد.

پس هر گاه فتنه و بلائى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائید.

۳۲- برکات صلوات

قالَ (علیه السلام) : ما فِى الْمیزانِ شَیْیءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاهِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.(۳۲)

فرمود: در میزان الهى نیست عمل و چیزى، سنگین تر از ذکر صلوات بر محمّد و اهل بیتش (صلوات الله علیه اجمعین).

۳۳- رابطه عقل با قبولى اعمال

قالَ (علیه السلام) : قَلیلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ کَثیرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.(۳۳)

فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر أجر خواهد داشت گرچه قلیل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زیادکار و خدمت و عبادت کند پذیرفته نخواهد بود.

۳۴- فائده نوره

قالَ (علیه السلام) : وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَهَ تَزیدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزیدُ فى شَخْمِ الْکُلْیَتَیْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.(۳۴)

فرمود: موهاى بدن ـ زیر بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و کمبود آب کمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سینه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقویت تمامى آن ها مى باشد.

۳۵- عوامل نورانیّت چشم

قالَ (علیه السلام) : ثَلاثَهٌ یَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَى الخُضْرَهِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِالْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.(۳۵)

فرمود: سه چیز بر نورانیّت چشم مى افزاید: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زیبا.

۳۶- فلسفه امامت

قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّه، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِکَ الْحُجَّهُ.(۳۶)

فرمود: همانا زمین در هیچ موقعیّتى خالى از حجّت خدا نیست و به خدا سوگند که من خلیفه و حجّت خداوند هستم.

۳۷- رابطه ایمان و آزمایش

قالَ (علیه السلام) : ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ کَفَّتَىِ الْمیزانِ کُلَّما زیدَ فى ایمانِهِ زیدَ فى بَلائِهِ.(۳۷)

فرمود: مؤمن همانند دو کفّه ترازو است، که هر چه ایمانش افزوده شود بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى گردد.

۳۸- سکوت در پاسخ مسائل

قالَ (علیه السلام) : إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَیْسَ عَلَیْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِکَ إلَیْنا.(۳۸)

فرمود: شماها مأمور شده اید که ـ از ما اهل بیت رسول الله ـ سؤال کنید، ولیکن جواب و پاسخ آن ها بر ما واجب نیست بلکه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهیم وگرنه ساکت مى باشیم .

۳۹- ریاست طلبى

قالَ (علیه السلام) : ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فى غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فى دینِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّیاسَهِ.(۳۹)

فرمود: خطر و ضرر علاقه به ریاست براى مسلمان بیش از دو گرگ درّنده اى است، به گله گوسفندى که چوپان ندارند حمله کنند.

۴۰- مراتب ایمان

قالَ (علیه السلام) : الإیمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَه، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإیمانِ بِدَرَجَه، وَ الْیَقینُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَه، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَیْیءٌ أقَلُّ مِنَ الْیَقینِ.(۴۰)

فرمود: ایمان، یک درجه از اسلام بالاتر است؛ تقوى نیز، یک درجه از ایمان بالاتر؛ یقین، یک درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى کمتر از مرحله یقین در بین مردم ثمره بخش نخواهد بود.

پاورقى ها:

۱ – کافى: ج ۱، ص ۵۰، ح ۱۱، أعیان الشیعه: ج ۲، ص ۹، نزهه النّاظر: ص ۱۲۱، ح ۱٫

۲ – اصول کافی: ج ۲، ص ۴۷۱، ح ۲٫ وسائل الشّیعه: ج ۷، ص ۴۴، ح ۸۶۷۴٫

۳ – کافی: ج ۸، ص ۲۷۳، ح ۴۰۹٫ وسائل الشّیعه: ج ۲، ص ۴۰۸، ح ۲۴۹۰٫ بحار: ج ۵۹، ص ۶۸، ح ۱۸٫

۴ – نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر حلوانى: ص ۱۲۲، ح ۲٫

۵ – تهذیب الأحکام: ج ۶، ص ۳۵۰، ح ۹۹۱، وافى: ج ۴، ص ۴۳۳، ح ۲۲۷۳٫

۶ – تحف العقول: ص ۲۹۱، بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۵۰، ضمن ح ۳۰٫

۷ – نزهه الناظر و تنبیه الخاطر: ص ۱۲۳، ح ۱۳، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۴۰، ح ۳۷٫

۸ – نزهه الناظر و تنبیه الخاطر: ص ۱۲۴، ح ۱۵٫

۹ – تحف العقول: ص ۲۱۳، بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۵۴، ضمن ح ۳۰، و ج ۷۵، ص ۳۱۲، ضمن ح ۱٫

۱۰ – وسائل الشّیعه: ج ۲، ص ۵۲، ح ۱۴۵۴٫

۱۱ – وسائل الشّیعه: ج ۱۲، ص ۱۱۸، ح ۱۵۸۱۲٫

۱۲ – وسائل الشیعه: ج ۲۵، ص ۷۸، ح ۲۱۲۴۰٫

۱۳- تحف العقول: ص ۳۸۸، س ۱۷، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۰۳، ضمن حدیث ۲۵٫

۱۴ – اصول کافى: ج ۱، ص ۳۸، بحارالأنوار: ج ۸۲، ص ۱۷۷، ح ۱۸٫

۱۵ – کتاب التمحیص: ص ۵۵، ح ۱۰۹، بحار الأنوار: ج ۶۴، ح ص ۲۴۲، ح ۷۹٫

۱۶ – بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۲۷، ضمن ح ۴٫

۱۷ – تحف العقول: ص ۲۹۷، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۲۷، ضمن ح ۴٫

۱۸ – تحف العقول: ص ۳۰۴، بحارالأنوار: ج ۲، ص ۲۱، ح ۶۲، و ج ۷۵، ص ۳۲۵، ح ۲٫

۱۹ – تحف العقول: ص ۳۰۲، بحارالأنوار: ج ۱۰، ص ۲۴۷، ح ۱۳٫

۲۰ – تحف العقول: ص ۳۰۳ و ص ۲۰۹٫

۲۱ – تهذیب الأحکام: ۶/۷۵، ح ۱۴۷، بحار الأنوار: ۱۰۱/۱۳۲، ح ۶۱٫

۲۲ – وسائل الشیعه: ح ۴ ص ۷۳، ح ۴۵۴۷٫

۲۳ – تحف العقول: ص ۲۹۲، بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۵۲، ضمن ح ۳۰٫

۲۴ – تحف العقول: ص ۲۹۲، بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۵۲، ضمن ح ۳۰٫

۲۵ – تحف العقول: ص ۳۰۲، بحارالأنوار: ج ۱۰، ص ۲۴۶، ح ۱۲٫

۲۶ – اصول کافى: ج ۱ ص ۷۲ ح ۱۰٫

۲۷ – وسائل الشّیعه ج ۱۷ ص ۵۸ ح ۴٫

۲۸ – وسائل الشّیعه: ج ۱۵، ص ۲۷۳، ح ۲۰۴۹۷٫

۲۹ – وسائل الشّیعه: ج ۲۱، ص ۴۷۹، ح ۲۷۸۰۵٫

۳۰ – وسائل الشّیعه: ج ۱۶، ص ۹۵، ح ۲۱۰۷۴٫

۳۱ – الکافی: ج ۲، ص ۴۷۱، ح ۲، وسائل الشّیعه: ج ۷، ص ۴۴،ح ۸۶۷۴٫

۳۲ – أصول کافى: ج ۲، ص ۴۹۴، ح ۱۵٫

۳۳ – تحف العقول: ص ۲۸۶، بحارالأنوار: ج ۷۰، ص ۱۱۱، ح ۱۴٫

۳۴ – وسائل الشّیعه: ج ۲، ص ۶۵، ح ۱۴۹۹٫

۳۵ – وسائل الشّیعه: ج ۵، ص ۳۴۰، ح ۳، محاسن برقى: ص ۶۲۲، ح ۶۹٫

۳۶ – کافى ج ۱ ص ۱۷۹ ح ۹٫

۳۷ – تحف العقول: ص ۳۰۱، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۳۲۰، ضمن ح ۳٫

۳۸ – مستدرک الوسائل: ج ۱۷، ص ۲۷۸، ح ۳۵٫

۳۹ – وسائل الشّیعه: ج ۱۵، ص ۳۵۰، ح ۱، مستدرک: ج ۱۱، ص ۳۸۱، ح ۱٫

۴۰ – وافى: ج ۴، ص ۱۴۵، ح ۱، بحارالأنوار: ج ۶۷، ص ۱۳۶، ح ۲٫

صلوات هر روز ماه رمضان

فرموده اند مى خوانى اين صلوات را در هر روز ماه رمضان
اِنَّ اللّهَ وَمَلاَّئِكَتَةُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ يا اَيُّهَا الَّذينَ
همانا خدا و فرشتگانش درود فرستند بر پيامبر اى كسانى كه

آمَنُوا صَلّوُا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْليماً لَبَّيْكَ يا رَبِّ وَسَعْدَيْكَ
ايمان آورده ايد شما هم درود فرستيد بر او و سلام كنيد سلام كامل ، پروردگارا من هم دستورت را اجابت كردم و پى درپى
وَسُبْحانَكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَبارِكَ عَلى مُحَمَّدٍ
از تو سعادت مى خواهم و منزهى تو خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و بركت ده بر محمد
وَآلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ عَلى اِبْراهيمَ وَآلِ اِبْراهيمَ اِنَّكَ
و آل محمد چنانچه درود فرستادى و بركت دادى بر ابراهيم و آل ابراهيم براستى
حَميدٌ مَجيدٌ اَللّهُمَّ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ كَما رَحِمْتَ اِبْراهيمَ
تو ستوده و بزرگوارى خدايا مهرورز بر محمد و آل محمد چنانچه مهر ورزيدى بر ابراهيم
وآلَ اِبْراهيمَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ اَللّهُمَّ سَلِّمْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
و آل ابراهيم براستى تو ستوده و بزرگوارى خدايا تحيت و سلام فرست بر محمد و آل محمد
كَما سَلَّمْتَ عَلى نُوحٍ فِى الْعالَمينَ اَللّهُمَّ امْنُنْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ
چنانچه تحيت فرستادى بر حضرت نوح در ميان جهانيان خدايا نعمت بخش بر محمد و آل
مُحَمَّدٍ كَما مَنَنْتَ عَلى مُوسى وَهرُونَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ
محمد چنانچه نعمت بخشيدى بر موسى و هارون خدايا درود فرست بر محمد و آل
مُحَمَّدٍ كَما شَرَّفْتَنا بِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كَما
محمد چنانچه ما را بدو شرافت دادى خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه ما را
هَدَيْتَنا بِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً
بدو راهنمايى كردى خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و به مقام ستوده اى برانگيزانش
يَغْبِطُهُ بِهِ الاْوَّلوُنَ وَالاْ خِرُونَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ السَّلامُ كُلَّما طَلَعَتْ
كه اولين و آخرين بر او غبطه خورند، بر محمد و آلش سلام باد هر زمان كه برآيد
شَمْسٌ اَوْ غَرَبَتْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ السَّلامُ كُلَّما طَرَفَتْ عَيْنٌ اَوْ
خورشيد يا غروب كند بر محمد و آلش سلام باد هر زمان كه پلك چشمى بهم خورد يا
بَرَقَتْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ السَّلامُ كُلَّما ذُكِرَ السَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ
برقى زند، بر محمد و آلش سلام باد هر زمان كه ذكر سلامى شود، بر محمد و آلش سلام باد
السَّلامُ كُلَّما سَبَّحَ اللّهَ مَلَكٌ اَوْ قَدَّسَهُ السَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى
هر زمان كه تسبيح خدا كند فرشته اى يا تقديسش كند سلام بر محمد و آلش در ميان
الاْوَّلينَ وَالسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاْ خِرينَ وَالسَّلامُ عَلى
اولين و سلام بر محمد و آلش در آخرين و سلام بر
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الدُّنْيا وَالا خِرَةِ اَللّهُمَّ رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ وَرَبَّ
محمد و آلش در دنيا و آخرت خدايا اى پروردگار شهر محترم مكه و پروردگار
الرُّكْنِ وَالْمَقامِ وَرَبَّ الْحِلِّ وَالْحَرامِ اَبْلِغْ مُحَمَّداً نَبيَّكَ عَنَّا السَّلامَ
ركن و مقام و پروردگار حل و حرم از ما به محمد پيامبرت سلام برسان
اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً مِنَ الْبَهاَّءِ وَالنَّضْرَةِ وَالسُّرُورِ وَالْكَرامَةِ
خدايا عطا كن به محمد از جلوه و درخشندگى و شادى و بزرگوارى و خوش حالى
وَالْغِبْطَةِ وَالْوَسيلَةِ وَالْمَنْزِلَةِ وَالْمَقامِ وَالشَّرَفِ وَالرِّفْعَةِ وَالشَّفاعَةِ
و وسيله و منزلت و مقام و شرافت و بلندى مقام و شفاعت
عِنْدَكَ يَوْمَ الْقِيامَةِ اَفْضَلَ ما تُعْطى اَحَداً مِنْ خَلْقِكَ وَاَعْطِ مُحَمَّداً
نزد تو در روز رستاخيز بهترين چيزى را كه عطا كنى به يكى از خلق خود و عطا كن به محمد
فَوْقَ ما تُعْطِى الْخَلاَّئِقَ مِنَ الْخَيْرِ اَضْع افاً كَثيرَةً لا يُحْصيها غَيْرُكَ
بالاترين خيرى را كه به خلايق عطا مى كنى به چندين برابر كه شماره اش نتواند كسى جز تو
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَطْيَبَ وَاَطْهَرَ وَاَزْكى وَاَنْمى
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد پاكترين و پاكيزه ترين و نيكوترين و فزاينده ترين
وَاَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَعَلى اَحَدٍ مِنْ
و بهترين درودى كه بر يكى از اولين و آخرين و بطور كلى بر يكى از
خَلْقِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ
خلق خود فرستى اى مهربانترين مهربانان خدايا درود فرست بر على عليه السلام اميرمؤ منان
وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ
و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر آنكس كه در ريختن
فى دَمِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ بِنْتِ نَبيِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَآلِهِ
خونش شركت كرد خدايا درود فرست بر فاطمه دختر پيامبرت محمد بر او و آلش
السَّلامُ وَالْعَنْ مَنْ آذى نَبِيَّكَ فيها اَللّهُمَّ صَلِّ عَلىَ الْحَسَنِ
سلام باد و لعنت كن كسى كه پيامبرت را در مورد دخترش آزرده كرد خدايا درود فرست بر حسن
وَالْحُسَيْنِ اِمامَىِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُما وَعادِ مَنْ عاداهُما
و حسين دو پيشواى مسلمانان و دوست بدار هر كه دوستشان داردو دشمن دار هر كه دشمنشان دارد
وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ فى دِمائِهِما اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
و دو چندان كن عذابت را برهركس كه در ريختن خونشان شركت كرد خدايا درود فرست بر
عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ
على بن الحسين پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد
وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بنِ عَلِي
و دو چندان كن عذابت را بر هر كه به او ستم كرد خدايا درود فرست بر محمد بن على
اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ
پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را
عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اِمامِ الْمُسْلِمينَ
بر هر كه بدو ستم كرد خدايا درود فرست بر جعفر بن محمد پيشواى مسلمانان
وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ
و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كه به او ستم كرد
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ
خدايا درود فرست بر موسى بن جعفر پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد
وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ فى دَمِهِ اَللّهُمَّ
و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه در ريختن خونش شركت كرد خدايا
صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسى اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ
درود فرست بر على بن موسى پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار
عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ فى دَمِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه در ريختن خونش شركت كرد خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ
محمد بن على پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد
وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ
و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه بدو ستم كرد خدايا درود فرست بر على بن محمد
اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ
پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را
عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِي اِمامِ الْمُسْلِمينَ
بر هر كس كه بدو ستم كرد خدايا درود فرست بر حسن بن على پيشواى مسلمانان
وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ
و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه بدو ستم كرده
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ
خدايا درود فرست بر يادگار پس از او پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد
وَعادِ مَنْ عاداهُ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْقاسِمِ وَالطّاهِرِ
و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و در فرجش شتاب فرما خدايا درود فرست بر قاسم و طاهر
اِبْنَىْ نَبِيِّكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى رُقَيَّةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَالْعَنْ مَنْ آذى نَبِيَّكَ
پسران پيامبرت خدايا درود فرست بر رقيه دختر پيامبرت و لعنت كن بر آن كس كه پيامبرت را در مورد او
فيها اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى اُمِّ كُلْثُومَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَالْعَنْ مَنْ آذى نَبِيَّكَ فيها
آزرد خدايا درود فرست بر ام كلثوم دختر پيامبرت و لعنت كن كسى را كه پيامبرت را در مورد او آزرد
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ اَللّهُمَّ اخْلُفْ نَبِيَّكَ فى اَهْلِ بَيْتِهِ
خدايا درود فرست بر فرزندان پيغمبرت خدايا بجاى پيامبرت سرپرستى خاندانش را به عهده گير
اَللّهُمَّ مَكِّنْ لَهُمْ فِى الاْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِنْ عَدَدِهِمْ وَمَدَدِهِمْ
خدايا پابرجا كن حكومتشان را در زمين خدايا ما را در زمره عدّه و كمك كاران و ياران
وَاَنْصارِهِمْ عَلىَ الْحَقِّ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ اَللّهُمَّ اطْلُبْ بِذَحْلِهِمْ
آنها برحق قرارمان ده چه در پنهانى و چه آشكارا خدايا بِسِتان انتقام
وَوِتْرِهِمْ وَدِماَّئِهِمْ وَكُفَّ عَنّا وَعَنْهُمْ وَعَنْ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ بَاْسَ
و قصاص و خونشان را و باز دار از ما و از ايشان و از هر مرد مؤ من و زن با ايمانى شر
كُلِّ باغٍ وَطاغٍ وَكُلِّ داَّبَّةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّكَ اَشَدُّ بَاْساً وَاَشَدُّ تَنْكيلاً
هر ستمگر و سركش و هر جانورى را كه مهارش بدست تو است زيرا تو در سخت گيرى از همه سخت تر ومجازات عقوبتت از همه شديدتر است
چهارم: و نيز شيخ و سيّد فرموده اند در هر روز بخوان :.
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ بِاَفْضَلِهِ وَكُلُّ
خدايا از تو خواهم از فضلت از برترين آن و همه
فَضْلِكَ فاضِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِفَضْلِكَ كُلِّه اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ
فضل تو برتر است خدايا از تو خواهم به حق فضل تو همگى خدايا از تو خواهم از
رِزْقِكَ بِاَعَمِّهِ وَكُلُّ رِزْقِكَ عاَّمُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرِزْقِكَ كُلِّهِ
روزيت از عمومى ترين آنها (كه شامل همه مى شود) گرچه تمام روزى تو عمومى است خدايا از تو خواهم به همه اقسام روزيت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَطاَّئِكَ بِاَهْنَاءِهِ وَكُلُّ عَطاَّئِكَ هَنى ءٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو خواهم از عطايت از گواراترين عطاها با اينكه همه انواع عطاى تو گوارا است خدايا
اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَطاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِكَ بِاَعْجَلِهِ وَكُلُّ
از تو خواهم به همه اقسام عطاى تو خدايا از تو خواهم از خير و نيكيت به زود رس ترين آنها در صورتى كه تمام
خَيْرِكَ عاجِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِخَيْرِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ
نيكيهايت زودرس است خدايا از تو خواهم به همه انواع نيكيت خدايا از تو خواهم
اِحْسانِكَ بِاَحْسَنِهِ وَكُلُّ اِحْسانِكَ حَسَنٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
بهترين احسانت و همه احسان تو نيكو است خدايا از تو خواهم
بِاِحْسانِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما تُجيبُنى بِهِ حينَ اَسْئَلُكَ
تمام انواع احسانت را خدايا از تو خواهم بدانچه اجابتم كنى هنگامى كه از تو خواهم
فَاَجِبْنى يا اَللّهُ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُرْتَضى
پس اجابتم كن اى خدا و درود فرست بر محمد بنده پسنديده ات
وَرسُولِكَ الْمُصْطَفى وَاَمينِكَ وَنَجِيِّكَ دُونَ خَلْقِكَ وَنَجيبِكَ مِنْ
و فرستاده برگزيده ات و امين بر وحيت و محرم رازت از ميان خلق و نيك گوهرت از
عِبادِكَ وَنَبِيِّكَ بِالصِّدْقِ وَحَبيبِكَ وَصَلِّ عَلى رَسُولِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنَ
بندگان تو و پيامبرت براستى و دوستت و دورد فرست بر رسول و برگزيده ات از
الْعالَمينَ الْبَشيرِ النَّذيرِ السِّراجِ الْمُنيرِ وَعلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاْبْرارِ
جهانيان نويد دهنده و ترساننده آن چراغ تابناك و بر خاندان نيكو
الطّاهِرينَ وَعَلى مَلاَّئِكَتِكَ الَّذينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَحَجَبْتَهُمْ
و پاكيزه اش و بر فرشتگانت كه خالص گرداندى آنها را براى خويش و آنها را از خلق خود مستور
عَنْ خَلْقِكَ وَعَلى اَنْبِياَّئِكَ الَّذينَ يُنْبِئُونَ عَنْكَ بِالصِّدْقِ وَعَلى
داشتى و بر پيامبرانت كه از تو براستى خبر دهند و بر
رُسُلِكَ الَّذينَ خَصَصْتَهُمْ بِوَحْيِكَ وَفَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعالَمينَ
رسولانت كه به وحى خويش مخصوصشان داشتى و بوسيله رسالتهاى خويش بر جهانيان برتريشان
بِرِسالاتِكَ وَعَلى عِبادِكَ الصّالِحينَ الَّذينَ اَدْخَلْتَهُمْ فى رَحْمَتِكَ
دادى و بر بندگان شايسته ات كه داخلشان كردى در رحمتت آن
الاْئِمَّةِ الْمُهْتَدينَ الرّاشِدينَ وَاَوْلِياَّئِكَ الْمُطَهَّرينَ وَعَلى جَبْرَئيلَ
پيشوايان راهنمائى شده و رهبر و دوستان پاكيزه ات و بر جبرئيل
وَميكاَّئيلَ وَاِسْرافيلَ وَمَلَكِ الْمَوْتِ وَعَلى رِضْوانَ خازِنِ الْجِنانِ
و ميكائل و اسرافيل و فرشته مرگ و بر ((رضوان )) خزينه دار بهشت
وَعَلى مالِكٍ خازِنِ النّارِ وَرُوحِ الْقُدُسِ وَالرُّوحِ الاْمينِ وَحَمَلَةِ
و بر ((مالك )) خزينه دار دوزخ و روح القدس و روح الامين و حاملين
عَرْشِكَ الْمُقَرَّبينَ وَعَلى الْمَلَكَيْنِ الْحافِظَيْنِ عَلَىَّ بِالصَّلاةِ الَّتى
مقرب عرش تو و بر دو فرشته نگهبان من درودى كه
تُحِبُّ اَنْ يُصَلِّىَ بِها عَلَيْهِمْ اَهْلُ السَّماواتِ وَاَهْلُ الاْرَضينَ صَلوةً
دوست دارى كه درود فرستند بدان آسمانيان و زمينيان بر ايشان درودى
طَيِّبَةً كَثيرةً مُبارَكَةً زاكِيَةً نامِيَةً ظاهِرَةً باطِنَةً شَريفَةً فاضِلَةً تُبَيِّنُ
پاك و بسيار و مبارك و پاكيزه و فزاينده و آشكار و پنهان و شريف و برترى كه آشكار سازى
بِها فَضْلَهُمْ عَلَى الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ اَللّهُمَّ وَاَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسيلَةَ
بدان درود برترى ايشان را بر اولين و آخرين خدايا و عطا كن به محمد وسيله
وَالشَّرَفَ وَالْفَضيلَةَ وَاجْزِهِ خَيْرَ ما جَزَيْتَ نَبِيّاً عَنْ اُمَّتِهِ اَللّهُمَّ
و شرف و فضيلت را و پاداشش بده به بهتر چيزى كه پاداش دهى پيمبرى را از امتش خدايا
وَاَعْطِ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَعَ كُلِّ زُلْفَةٍ زُلْفَةً وَمَعَ كُلِّ
و عطا كن به محمد صلى الله عليه و آله با هر مقام و رتبه اى مقام و رتبه اى ديگر و با هر
وَسيلَةٍ وَسيلَةً وَمَعَ كُلِّ فَضيلَةٍ فَضيلَةً وَمَعَ كُلِّ شَرَفٍ شَرَفاً تُعْطى
وسيله اى وسيله اى ديگر و با هر فضيلتى فضيلتى ديگر و با هر شرافتى شرافتى ديگر بدهى
مُحَمَّداً وَ الَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ اَفْضَلَ ما اَعْطَيْتَ اَحَداً مِنَ الاْوَّلينَ
به محمد و آلش در روز قيامت بهترين چيزى كه عطا كنى به احدى از اولين
وَالاْخِرينَ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَدْنَى
و آخرين خدايا و قرار ده محمد صلى الله عليه و آله را نزديكترين
الْمُرْسَلينَ مِنْكَ مَجْلِساً وَاَفْسَحَهُمْ فِى الْجَنَّةِ عِنْدَكَ مَنْزِلاً وَاَقْرَبَهُمْ
رسولان بخود در مجلس و منزلش را در بهشت وسيع ترين منازل در پيش خود گردان و نزديكترين
اِلَيْكَ وَسيلَةً وَاجْعَلْهُ اَوَّلَ شافِعٍ وَاَوَّلَ مُشَفَّعٍ وَاَوَّلَ قاَّئِلٍ وَاَنْجَحَ
افراد از نظر وسيله در نزد خود و قرارش ده نخستين شفيع و هم نخستين كسى كه شفاعتش پذيرفته است و نخستين
سائِلٍ وَابْعَثْهُ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ الَّذى يَغْبِطُهُ بِهِ الاْوَّلُونَ وَالاْ خِرُونَ
گوينده و حاجت رواترين خواهنده و برانگيزش به مقامى شايسته كه غبطه برند به او اولين و آخرين
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَاَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ
اى مهربانترين مهربانان و از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و اينكه
تَسْمَعَ صَوْتى وَتُجيبَ دَعْوَتى وَتَجاوَزَ عَنْ خَطيَّئَتى وَتَصْفَحَ عَنْ
صدايم بشنوى و دعايم را اجابت كنى و از خطايم بگذرى و از ستمم چشم پوشى
ظُلْمى وَتُنْجِحَ طَلِبَتى وَتَقْضِىَ حاجَتى وَتُنْجِزَ لى ما وَعَدْتَنى
كنى و حاجت روايم كنى و خواسته ام بدهى و بدانچه وعده ام كرده اى وفا كنى
وَتُقيلَ عَثْرَتى وَتَغْفِرَ ذُنُوبى وَتَعْفُوَ عَنْ جُرْمى وَتُقْبِلَ عَلَىَّ
و لغزشم را ناديده گيرى و گناهم را بيامرزى و از جرمم بگذرى و به من رو كنى
وَلاتُعْرِضَ عَنّى وَتَرْحَمَنى وَلا تُعَذِّبَنى وَتُعافِيَنى وَلا تَبْتَلِيَنى
و رو از من نگردانى و به من رحم كنى و عذابم نكنى و تندرستم كنى و مبتلايم نسازى
وَتَرْزُقَنى مِنَ الرِّزْقِ اَطْيَبَهُ وَاَوْسَعَهُ وَلا تَحْرِمَنى يا رَبِّ وَاقْضِ
و روزيم ده از پاك ترين و فراخ ‌ترين روزيها و محرومم نكنى اى پروردگار و قرضم
عَنّى دَيْنى وَضَعْ عَنّى وِزْرى وَلا تُحَمِّلْنى ما لا طاقَةَ لى بِهِ
را اداء كنى و بار گناهم را از دوشم بردارى و بارى بر دوشم ننهى كه طاقتش را ندارم
يامَوْلاىَ وَاَدْخِلْنى فى كُلِّ خَيْرٍ اَدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ
اى سرور من و داخل گردانى مرا در هر خيرى كه داخل كردى در آن محمد و آل محمد را
وَاَخْرِجْنى مِنْ كُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ
و بيرونم آورى از هر بدى (و شرى ) كه برون آوردى از آن محمد و آل محمد را كه درودهاى تو
عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ
بر او و بر ايشان باد و سلام بر او و بر ايشان و رحمت خدا و بركاتش

خواندن دعاى سحر

اين دعا كه داراى مضامين ارزشمند و بيانگر عظمت اوصاف الهى است، انسان را در مسير كمال معنوى و سير و سلوك الى اللّه بسيار كمك مى كند و توجّه به معانى آن، معارف توحيدى ناب و خالص را به ما مى آموزد.

درباره اين دعاى باعظمت، از امام رضا(عليه السلام) نقل شده كه فرمود: اين دعا را امام باقر(عليه السلام) در سحرهاى ماه مبارك رمضان مى خواند و مى فرمود:

اسم اعظم الهى در آن است و در سرعت اجابت دعا بسيار مؤثّر است.

دعا اين است: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بِاَبْهاهُ، وَكُلُّ بَهآئِكَ بَهِىٌّ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

خدايا از تو خواهم به درخشنده ترين مراتب درخشندگيت با اين كه تمام مراتب آن درخشنده است خدايا درخواست كنم به همه

بِبَهآئِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ، وَكُلُّ جَمالِكَ

مراتب درخشندگيت خدايا از تو خواهم به زيباترين مراتب جمالت با اين كه تمام

جَميلٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ

مراتب جمالت زيباست خدايا از تو خواهم به همه مراتب جمالت خدايا از تو خواهم به باشكوهترين مراتب جلالت

بِاَجَلِّهِ، وَكُلُّ جَلالِكَ جَليلٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ

با اين كه تمام مراتب جلال تو باشكوه است خدايا از تو خواهم به همه مراتب جلالت خدايا

اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها، وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى

از تو خواهم به بزرگترين مرتبه عظمتت با اين كه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدايا از تو

اَسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ، وَكُلُّ نُورِكَ

خواهم به همه مراتب عظمتت خدايا از تو خواهم به نورانى ترين مراتب روشنيت با اين كه تمام مراتب

نَيِّرٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ

روشنيت نورانى است خدايا از تو خواهم به همه مراتب نورت خدايا از تو خواهم به وسيعترين مراتب

بِاَوْسَعِها، وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ

رحمتت با اين كه تمام مراتب رحمتت وسيع است خدايا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت خدايا

اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها، وَكُلُّ كَلِماتِكَ تآمَّةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

از تو خواهم به تمامترين كلمات (و سخنانت) با اين كه همه سخنانت تمام است خدايا از تو خواهم

بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ، وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ،

به همه سخنانت خدايا از تو خواهم به كاملترين مرتبه كمالت با اين كه تمام مراتب كمالت كامل است

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ اَسمآئِكَ بِاَكْبَرِها،

خدايا از تو خواهم به همه مراتب كمالت خدايا از تو خواهم به بزرگترين نامهايت

وَكُلُّ اَسْمآئِكَ كَبيرَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَسْمآئِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

با اين كه تمام نامهايت بزرگ است خدايا از تو خواهم به همه نامهايت خدايا از تو خواهم

مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها، وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها،

به عزيزترين مقام عزتت گرچه همه مراتب عزتت عزيز است خدايا از تو خواهم به همه مراتب عزتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها، وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى

خدايا از تو خواهم به حق گذراترين مشيتت گرچه تمام مراتب مشيتت گذراست خدايا از تو

اَسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى

خواهم تمام مراتب مشيتت خدايا از تو خواهم به حق آن قدرتت كه احاطه پيدا كردى

اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلِّ شَىْء، وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

بدان بر هر چيز گرچه تمام مراتب قدرتت چنين است خدايا از تو خواهم

بِقُدْرَتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ، وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ،

به همه مراتب قدرتت خدايا از تو خواهم به حق نافذترين مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ است

اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ،

خدايا از تو خواهم به تمام مراتب دانشت خدايا از تو خواهم به حق پسنديده ترين سخنانت

وَكُلُّ قَوْلِكَ رَضِىٌّ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

با اين كه همه سخنانت پسنديده است خدايا از تو خواهم به حق همه سخنانت خدايا از تو خواهم به حق

مَسآئِلِكَ بِاَحَبِّها اِلَيْكَ، وَكُلُّ مَسآئِلِكَ اِلَيْكَ حَبيبَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

محبوبترين خواسته هايت پيش تو گرچه همه خواسته هايت پيش تو محبوب است خدايا از تو خواهم

بِمَسآئِلِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ، وَكُلُّ شَرَفِكَ

به حق همه خواسته هايت خدايا از تو خواهم به حق شريفترين مراتب شرفت با اين كه تمام مراتب آن

شَريفٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ

شريف است خدايا از تو خواهم به همه مراتب شرفت خدايا از تو خواهم به حق ابدى ترين مراتب سلطنت

بِاَدْوَمِهِ، وَكُلُّ سُلطانِكَ دآئِمٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ

گرچه تمام مراتب سلطنتت جاويدان است خدايا از تو خواهم به حق تمام مراتب سلطنتت خدايا

اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ، وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

از تو خواهم به حق گرانمايه ترين مراتب فرمانرواييت گرچه تمام مراتب فرمانرواييت گرانمايه است خدايا از تو خواهم

بِمُلْكِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِاَعْلاهُ، وَكُلُّ عُلُوِّكَ عال،

به همه مراتب فرمانرواييت خدايا از تو خواهم به والاترين مقام بلندت گرچه همه مراتب آن والاست

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ، وَكُلُّ

خدايا از تو خواهم به همه مراتب بلنديت خدايا از تو خواهم به حق قديمترين نعمتت گرچه

مَنِّكَ قَديمٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ آياتِكَ

همه نعمتهايت قديم است خدايا از تو خواهم به حق نعمتهايت خدايا از تو خواهم به حق

بِاَكْرَمِها، وَكُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّى

گرامى ترين آياتت گرچه همه آيات تو گرامى است خدايا از توخواهم به حق همه آياتت خدايا از تو

اَسْئَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشَّاْنِ وَالْجَبَرُوتِ، وَاَسْئَلُكَ بِكُلِّ شَاْن وَحْدَهُ

خواهم بدانچه در آنى از شأن و مقام و بزرگى و از تو خواهم به هر شأن و مقامى جدا

وَجَبَرُوت وَحْدَها، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما تُجيبُنى [بِه] حينَ اَسْئَلُكَ،

و به هر بزرگى جداگانه خدايا از تو خواهم به آنچه اجابت كنى دعايم را هنگامى كه از تو خواهم

فَاَجِبْنى يا اَللهُ.

كه اجابت كنى اى خدا.

آنگاه هر حاجت كه دارى از خدا طلب كن كه برآورده مى شود، ان شاءاللّه تعالى.(1)

1- اقبال، صفحه 76.