شیعه پژوهی

نوشته‌ها

معرفی کتاب شیعه پژوهی و شیعه پژوهان انگلیسی زبان

 اشاره:

کتاب شیعه‌پژوهى و شیعه‌پژوهان انگلیسى زبان (۱۹۵۰-۲۰۰۶م) اثر پژوهشگر ایرانى غلام احیا حسینى است که با معرفى و توصیف مراکز، شخصیت‌ها و آثارى که مهم پنداشته شده‌اند، ابزارى مناسب را در اختیار شیعه‌پژوهان فارسى‌زبان قرار مى‌دهد. به اعتراف مؤلف این اثر به‌هیچ‌رو پاسخگوى صددرصد سؤالات گوناگون و اساسى مطرح شده در باب شیعه‌پژوهى در غرب انگلیسى‌زبان نیست چراکه پاسخ به سؤالاتى از این‌دست، نیازمند تحقیقى دقیق، طولانى‌مدت و حتى میدانى خواهد بود که ممکن است در چندین جلد ارائه گردد[۱]

این کتاب با دو مقدمه کوتاه از احمد بهشتى و عباس احمدوند و مقدمه مفصلى از مؤلف آغاز شده است. در متن اثر نیز در ضمن نه فصل، منابع، شخصیت‌ها و مراکز علمى و فرهنگى شیعه‌پژوهى مورد بررسى قرار گرفته است.

گزارش محتوا

عباس احمدوند در دیباچه‌اش بر کتاب تذکر این نکته را ضرورى مى‌داند که استفاده از واژگان گاه نامناسب یا توهین‌آمیز از سوى پژوهشگران غربى در جنبه‌هاى گوناگون ادبیات موضوع، ما را به ارائه ترجمه‌هایى صرفاً پیشنهادى (و باتوجه به فضاى فرهنگى- اعتقادى کشور) از عناوین پژوهش‌ها و انواع گوناگون فعالیت‌هاى پژوهشى شیعه‌پژوهان واداشت[۲]

نویسنده در مقدمه، مجموعه حاضر را گزارشى از شیعه‌پژوهى غربیان در گسترده‌ترین ساحت زبانى آن، یعنى زبان انگلیسى دانسته است که در طول نیم‌قرن اخیر انجام یافته است[۳]

وى سپس لازم دانسته است که نگاهى کلى به سیر «مطالعات اسلامى» به‌عنوان مادر «مطالعات شیعى» اندازد. در باب مراحل مطالعات اسلامى در غرب دیدگاه‌هاى گوناگونى ارائه شده که نویسنده آن را به پنج مرحله تقسیم کرده است[۴]

نویسنده در انتهاى مقدمه تأکید مى‌کند که «در تهیه این گزارش بیشترین تکیه بر اینترنت، به خصوص سایت‌هاى دانشگاه‌هاى غرب، بوده؛ اما از برخى تحقیقات و مجله‌ها همچون شیعه‌شناسى، اخبار شیعیان، کتاب ماه دین، اسلام در نگاه غرب و برنامه نمایه نیز استفاده گردیده است. این مجموعه با تمرکز بر تشیع امامى اثناعشرى تنظیم شده است؛ هرچند تا حد ممکن به آثار مرتبط با سایر فرق شیعه مانند زیدیه و اسماعیلیه نیز پرداخته شده است»[۵]

فصل اول کتاب در مورد دانشگاه‌ها و مراکز علمى غرب است. مؤلف در این فصل پیش از دیگر مباحث به معرفى تعدادى از مجموعه‌هایى مى‌پردازد که کم‌وبیش در حوزه شیعه‌پژوهى فعالیت داشته‌اند. انتخاب این مؤسسات از بین صدها مجموعه علاوه بر سهولت نسبى دسترسى به اطلاعات آنها، به دلیل جالب‌تر بودن مطالب از نظر نگارندگان بوده است[۶]

فصل دوم درباره کتاب‌هاى منتشرشده در ارتباط با تشیع است. نویسنده در ابتداى این فصل مى‌نویسد: در طول سال‌هاى متمادى، کتاب‌هاى بسیار زیادى در غرب انگلیسى‌زبان توسط شیعه‌پژوهان نگاشته شده که جمع‌آورى همه آنها در حد وسع این مقال نبود و اگر مى‌خواستیم به این مجموعه گسترده بپردازیم حجم کار رشد بسیارى مى‌یافت. از آن‌رو که این موضوع بیش از هر چیز موجب ملال خوانندگان مى‌شد سعى شده کتاب‌هایى را گردآورى و عرضه کند که اهمیت بیشترى نسبت به بقیه آثار داشتند[۷]

فصل سوم در مورد معرفى اجمالى برخى از کتاب‌هاى منتشر شده است. به اشاره نویسنده: در میان کتاب‌هاى منتشرشده در حوزه تشیع، بعضى از آنها داراى شهرت بیشترى هستند؛ گاه به‌عنوان کتاب سال جمهورى اسلامى شناخته شده‌اند و یا به زبان فارسى درآمده‌اند. نویسندگان این آثار الزاماً شیعه نیستند، ولى با این‌حال، در تحقیقات خود به نتایجى دست‌یافته‌اند که مى‌تواند براى شیعیان قابل‌توجه باشد. در این فصل نگاهى گذرا به چند مورد از این آثار شده است[۸]

فصل چهارم درباره مقالات منتشر شده در موضوعات مرتبط با تشیع مى‌باشد. نویسنده همانند آنچه درباره کتاب‌هاى نگاشته و منتشرشده توسط شیعه‌پژوهان گفته شده به دلیل آنکه تعداد مقالات منتشرشده نیز بسیار زیاد بوده تنها به نقل بعضى از موارد که به نظر مى‌آمده اهمیت بیشترى داشته پرداخته است[۹]

فصل پنجم در مورد پایان‌نامه‌هاى دفاع‌شده مرتبط با تشیع است. هر ساله در مؤسسات، نهادها و دانشگاه‌ها، دانشجویان در انتهاى مقاطع مختلف تحصیلى پایان‌نامه‌ها و پروژه‌هایى را نوشته و از آنها دفاع مى‌کنند. در این فصل باتوجه به آن مقدار که در دسترس مؤلف بوده، فهرستى از بعضى از این پایان‌نامه‌ها ارائه گردیده است[۱۰]

فصل ششم در مورد کنفرانس‌هاى مرتبط با حوزه مطالعات شیعى است. برگزارى کنفرانس‌ها، تأسیس مجلات، دائره المعارف‌ها و انجمن‌هاى تخصصى در شرق‌شناسى نمایان‌گر منظم‌تر شدن فعالیت‌هاى شرق‌شناسان بوده است. عین این ماجرا درباره شیعه‌پژوهى نیز اتفاق افتاده است و به‌طور روزافزون شاهد گسترش مجلات، انجمن‌ها و کنفرانس‌ها در زمینه مطالعات شیعى در غرب هستیم. نویسنده در این فصل، ابتدا فهرستى از کنفرانس‌ها و همایش‌هایى را که طى یک دهه گذشته برگزار شده مرور کرده و سپس به سایر موارد پرداخته شده است[۱۱]

در فصل هفتم به آشنایى با شیعه‌پژوهان پرداخته شده است. شیعه‌پژوهان متعددى در حال حاضر مشغول به تحقیق در این حوزه هستند که نویسنده در این فصل با توجه به آنچه در منابع به دست آمده به معرفى آنان مى‌پردازد. لازم به یادآورى است که اگر اطلاعات برخى از شخصیت‌ها کمتر از بقیه است و براى مثال، سال تولد یا وفات آنان درج نشده به واسطه کمبود یا نبود اطلاعات ارائه‌شده در این‌باره بوده است. اطلاعات ارائه‌شده در این فصل بخشى از اطلاعات شیعه‌پژوهان معاصر است[۱۲]

همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، مجلات و دائره المعارف‌ها یکى از علایم نظم و انسجام بیشتر فعالیت‌هاست. بدین‌روى، در فصل هشتم به معرفى اولین مجله اختصاصى شیعه و دائره المعارف تشیع پرداخته شده است[۱۳]

فصل نهم در مورد مراکز علمى و فرهنگى شیعیان است. علاوه‌بر فعالیت‌هاى شیعه‌پژوهان غربى، مجموعه‌هایى وجود دارند که اعضا و مؤسسان آنها را شیعیان تشکیل داده و به‌دنبال انسجام شیعیان و تبلیغ و ترویج فرهنگ تشیع هستند و به‌همین دلیل، از حیث کارکردى تفاوتى اساسى با آنچه تا کنون دیدیم دارند. مؤلف در این فصل، به مرور فهرستى از این مجموعه‌ها مى‌پردازد که در سراسر دنیا (و نه تنها غرب) به فعالیت مشغولند و وجه مشترک آنها زبان انگلیسى است[۱۴]

وضعیت کتاب

در پاورقى‌هاى کتاب، شرح حال برخى شخصیت‌ها و منابع مورد استفاده کتاب ذکر شده است.

در ابتداى کتاب فهرست مندرجات ذکر شده است. در انتهاى کتاب سه فهرست منابع فارسى، انگلیسى و پایگاه‌هاى اینترنتى ذکر شده است.

پی نوشت:

  1. متن کتاب، ص ۱۷
  2. دیباچه، ص ۱۷
  3. مقدمه مؤلف، ص ۱۹
  4. همان، ص ۲۱
  5. همان، ص ۴۰
  6. متن کتاب، ص ۴۳
  7. همان، ص ۹۱
  8. همان، ص ۱۲۷
  9. همان، ص ۱۶۱
  10. همان، ص ۱۹۹
  11. همان، ص ۲۱۵
  12. همان، ص ۲۴۷
  13. همان، ص ۳۱۱
  14. همان، ص ۳۲۳

      منبع: ویکی نور

شیعه پژوهشى و شیعه پژوهان انگلیسى زبان (۱۹۵۰ تا ۲۰۰۶ میلادى)

اشاره:

مؤسسه شیعه‌شناسی به دلیل رویکرد جامعه‌شناسانه‌ای که در مطالعه شیعیان در پیش گرفته از سال‌ها پیش، شناسایی مراکز اسلام‌شناسی و شیعه‌شناسی دنیا را آغاز و برخی آثار خود را در این زمینه با عنوان «آشنایی با مراکز اسلام‌شناسی و شیعه‌شناسی دنیا» به میزان محدودی منتشر کرده است. گرچه همه مراکز شیعه‌شناسی منحصر در کشورهای انگلیسی‌زبان نیستند اما اولین گام مؤسسه شیعه‌شناسی، معرفی مراکز و شیعه‌پژوهان کشورهای انگلیسی زبان بوده است.

 

دانشگاه ها و مراکز علمى غرب

شاید ادعای گزافی نباشد اگر بگوییم تعداد قابل توجهی از کارهای مهم معمولا در سایه حمایت یا هدایت موسسات و نهادها انجام شده است . این امر گاه ناشی از حمایتهای مالی بوده و گاه با تهیه و تدارک آنچه به عنوان مواد خام می توانسته مورد استفاده یک یا چند تن از محققان و پژوهشگران قرارگیرد. از این جمله می توان به تاسیس کتابخانه های تخصصی و تهیه کتابهای مرتبط با حوزه مربوط، تهیه و تدارک متن نسخ خطی یا اسلایدهای آنها وگاه نیز فراهم کردن شرایط سفر و بورس و … اشاره کرد. علاوه بر اینها نفس گرد هم آمدن جمعی از محققان و پژوهشگران در یک حوزه خاص بدون در نظر گرفتن کلاسهای درسی و آموزشهایی که در راستای آن انجام می شود یکی از بهترین راههای انتقال اطلاعات، دانسته ها و تجربیات است.از همین رو بر آن شدیم پیش از دیگر مباحث به معرفی تعدادی از مجموعه هایی بپردازیم که کم و بیش در حوزه شیعه پژوهی فعالیت داشته اندل.انتخاب این موسسات از بین صدها مجموعه علاوه بر سهولت نسبی دسترسی به اطلاعات آنها به جهت جالب تر بودن مطالب از نظر نگارندگان بوده است. بدیهی است تعداد موسسات و دانشگاههای این عرصه محدود به آنچه آورده شده نیست و خود نیازمند یک پژوهش مستقل است. علاقه مندان می توانند به سایتها و کاتالوگهای این موسسات مراجعه کنند .

مؤسسه مطالعات اسماعیلى لندن (انگلستان)

دانشگاه پرینستون (آمریکا)

دانشگاه عبرى اورشلیم (بیت المقدس رژیم اشغالگر قدس)

دانشگاه ییل (آمریکا)

دانشگاه بریستول (انگلستان)

مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک گیل (کانادا)

دانشگاه کمبریج (مرکز مطالعات اسلامى ـ انگلستان)

دانشگاه منچستر (انگلستان)

دانشگاه تورنتو (کانادا)

دانشگاه کونکوردیا (کانادا)

دانشگاه لندن (مدرسه مطالعات آسیایى و آفریقایى «سوآس» ـ انگلستان)

دانشگاه لنکستر (انگلستان)

دانشگاه بارایلان (رژیم اشغالگر قدس)

دانشگاه حیفا (رژیم اشغالگر قدس)

دانشگاه شفیلد (انگلستان)

دانشگاه پنسیلوانیا (مرکز مطالعات شرقى ـ آمریکا)

دانشگاه آریزونا (آمریکا)

دانشگاه لیدز (انگلستان)

دانشگاه گلاسکو (انگلستان)

دانشگاه کالیفرنیا (UCLA) لوس آنجلس (آمریکا)

دانشگاه اوهایو (آمریکا)

دانشگاه یانگز تاون (آمریکا)

دانشگاه ناتینگهام (انگلستان)

دانشگاه ملبورن (استرالیا)

دانشگاه هاروارد (آمریکا)

کتاب هاى منتشرشده در ارتباط با تشیع

در طول سالهای متمادی کتابهای بسیار زیادی در غرب انگلیسی زبان توسط شیعه پژوهان نگاشته شده که جمع آوری همه آنها در حد وسع این مقال نبود و اگر می خواستیم به این مجموعه گسترده بپردازیم حجم کار رشد بسیار زیادی می یافت. از آنجا که این موضوع بیش از هر چیز موجب ملال خوانندگان می شد سعی کردیم کتابهایی را گردآوری و عرضه کنیم که به نسبت اهمیت بیشتری نسبت به بقیه آثار داشتند.

آثار منتشر شده پیش از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى در ایران

آثار منتشر شده پس از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى در ایران

آثار منتشر شده پس از واقعه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱

منبع: دیدبان شیعه

شیعه پژوهی در چین/پروفسور لیو جیا فونگ

اشاره:

مطالعات و پژوهش ها درباره مذهب تشیع بعد از پیروزی انقلاب ۱۹۷۸ ایران وارد یک مرحله کاملا جدیدی شده و در غرب، این پژوهش­ها با فراگیری ابعاد مختلف مذهب شیعه و سریع در حال  انجام است. اما در چین به دلایل متعدد از جمله محدودیت های دین پژوهی در یک جامعه کمونیستی، دیرتر و کم رمق تر شروع شده است. با این حال در سه دهه اخیر به همت اسلام شناسان چینی، مقالات و کتاب­هایی با موضوع تشیع، تاریخ و تفکر شیعه در چین منتشر شده است. در این نوشتار با روش توصیفی و بر اساس یک تحقیق میدانی به معرفی اقدامات آنان در این زمینه پرداخته خواهد شد.

مقدمه :

آنچه در قرن گذشته و به هنگام نزاع مکتب های فکری و سیاسی در خاورمیانه با عنوان اسلام سیاسی مطرح شد و با پیروزی انقلاب ۱۹۷۹ ایران و به دنبال آن عوض شدن معادلات سیاسی جهان به اوج رسید، بیانگر اهمیت و جایگاه مهم باورهای دینی مسلمانان بود که نگاه های زیادی را در تمام جهان به سوی خود جلب کرد و پژوهشگران را فراخواند تا دین اسلام و باورهای دینی مسلمانان را از نو مورد بازشناسی قرار دهند. تاسیس شاخه های علمی نظیر شرق، اسلام و شیعه شناسی، تالیف صدها کتاب، مقاله و رساله و راه اندازی مراکز و موسسات مطالعاتی همچون مطالعات خاورمیانه، مطالعات شیعه شناسی، تنها بخشی از اقداماتی بود که در غرب به منظور شناخت پایه های فکری و درک باورهای دینی و مذهبی مسلمانان و بویژه شیعیان انجام گرفت. مطالعات به گونه ای سریع و در عین حال فراگیر در تمامی ابعاد مذهب تشیع پیش رفت که حتی دانش پژوهان و محققان جهان اسلام، گاه مطالعه کتب و مقالات غربی را گریز ناپذیر یافتند و بر تحقیقات بومی خود ترجیح دادند.

اما در شرقِ دنیای اسلام (شرق و جنوب شرق آسیا)، و در گزینه مورد مطالعه مان یعنی چین پژوهش های شیعه شناسی با تاخیر شروع شد و به کندی پیش رفت. محققان چینی به دلایل زیاد از جمله محدویت های موجود کمتر فرصت یافتند تا درباره شیعه قلم بزنند. بررسی دلایل آن در پایان همین نوشتار خواهد آمد؛ اما اجمالا اینکه آن زمان که غرب به دلیل جنبش ها و تحرکات برخی از عالمان مسلمان در ایران و مصر[۳]، با مفاهیم اسلام سیاسی و در یک کلام با دنیای اسلام مدرن آشنا می شد، چین؛ به جامه عمل پوشاندن به آموزه های مکتب کمونیسم روی آورده بود و ارتباطش را نه تنها با «دنیای اسلام»، بلکه با «دنیای دین» قطع کرده بود. و آن زمان که انقلاب مبتنی بر عقاید و اندیشه مذهب تشیع در ایران به پیروزی رسید و در کانون توجه رسانه های جهان قرار گرفت، محققان چینی هنوز به طور کامل از بند محدودیت های دوران تعصب مکتبی و انقلاب فرهنگی[۴] رهایی نیافته بودند.

در اوایل دهه هشتاد قرن گذشته بود که سیاست مداران چین، پس از درگذشت مائو، تصمیم به کم کردن محدودیت ها و باز کردن درها گرفتند و راه را برای رشد و شکوفایی . که امروز در چین اتفاق افتاده . هموار کردند. محدودیت هایی که هنوز کاملا برطرف نشده و راهی که هنوز به پایان نرسیده است.

به هر روی همزمان با اجرایی شدن سیاست درهای باز[۵] و در عین حال همزمان با آغازین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران و جهانگیر شدن نام و صدای شیعیان خاورمیانه، واژه «شی یه»[۶] کم و بیش در میان مقالات و تحقیقات چینی ظاهر شد و چینی ها با فرقه ای از دین اسلام به نام تشیع آشنا شدند. این آشنایی و کنجکاوی دین پژوهان چینی، به تدوین و نشر مقالات و کتاب هایی پیرامون مذهب تشیع انجامیده است. البته می توان گفت که مقالات، پایان نامه ها و کتابهایی که با موضوع تشیع، تاریخ و تفکر آن تاکنون در چین طی سه دهه گذشته نگاشته شده اند در حکم معرفی مذهب بوده اند و نه چیزی بیش از آن. این مقالات معمولا در نشریاتی نظیر «جهان عرب»[۷]، «پژوهش های ادیان جهان»[۸]، «غرب آسیا و آفریقا»[۹]، «فرهنگ ادیان جهان»[۱۰]، «علوم اجتماعی نینگ شیا»[۱۱]، «کنکاش های بین المللی»[۱۲]، «روابط بین المللی معاصر»[۱۳] و … به چاپ رسیده اند که تعداد معدودی از آنها تخصصی دین پژوهی است.

هدف این نوشتار نگاهی اجمالی به موضوعات و عناوین پژوهش هایی است که در چین انجام شده است. نیز معرفی محققانی که دستی در پژوهش پیرامون مذهب تشیع دارند. از این رو نقد و بررسی محتوایی مطالعات را به فرصتی دیگر وا گذار می­شود. لازم به یادآوری است که نویسنده این نوشتار به متن کامل برخی از پژوهش ها دسترسی نداشته است. در عین حال به نظر می رسد که مهمترین و بلکه قریب به اتفاق پژوهش های انجام شده در سه دهه گذشته در اینجا معرفی شوند. ناگفته نماند که مقالات کوتاه روزنامه ها و مجلات غیر علمی شامل پژوهش ما نمی شود.

الف) مقالات :

فتح باب پژوهش ها در چین درباره مذهب تشیع توسط افرادی نظیر جو زنگ چوان[۱۴] و وانگ خوای دا[۱۵] انجام شد. اقای جو از محققان دانشکده علوم اجتماعی پکن و بیشتر تحقیقاتش در رابطه با غرب آسیاست[۱۶]. او در سال ۱۹۸۰ و در آغازین سالهای پیروزی انقلاب ایران ابتدا مقاله «نقش مذهب تشیع در تاریخ ایران» را منتشر کرد. نویسنده مختصری از چگونگی شکل گیری مذهب را بیان کرده و در ادامه بخش عمده مقاله به تاریخ معاصر شیعه اختصاص داده شده است که طی آن حوادث انقلاب اسلامی ایران بیان شده است. در پایان نویسنده برخی عقاید شیعه را بررسی نموده است. همو در همان سال مقاله ای با عنوان «مذهب تشیع و فرقه های آن» را نوشت که در دو شماره در نشریه غرب آسیا و آفریقا به چاپ رسید.

آقای وانگ نیز تحقیقات گسترده ای در رابطه با اسلام و تشیع داشته است. از اولین تحقیقات وی در رابطه با تشیع می توان به مقاله «فرقه تشیع» منتشر شده در سال ۱۹۸۲ اشاره نمود. وی در سال ۱۹۹۲ به همراه نویسندگان دیگر کتاب «تاریخ اسلام»[۱۷] و در سال ۱۹۹۴ کتاب «فرقه های دین اسلام» را منتشر کرد که فصل سوم آن به مذهب تشیع اختصاص دارد. در این فصل تمامی فرق تشیع شامل امامیه، زیدیه، اسماعیلیه پرداخته و در انتهای فصل فرق علوی و علی اللهی را نیز معرفی نموده است.

پژوهش هایی که در این سی سال گذشته در چین درباره تشیع انجام شده است را می توان به چند دسته تقسیم بندی نمود. یک دسته از مقالات در رابطه با تاریخ شکل گیری مذهب، و مبانی فقهی و کلامی آن است. از این گروه می توان از مقالاتی همچون «شکل گیری مذهب تشیع» نوشته لیو یوئه چین[۱۸] در سال ۱۹۸۲، و همچنین «خاستگاه تشیع» نوشته چن ان مینگ[۱۹] در سال ۱۹۸۸ نام برد. راجع به تاریخ تشیع همچنین می توان به مقالات «شیعه و دودمان عباسیان» نوشته مو شیانگ یون[۲۰] در سال ۱۹۸۷ و «شیعه در زمان بنی امیه» نوشته یکی از مسلمانان چین به نام مروان در سال۱۹۸۹ اشاره نمود.

مقاله دیگری که تاریخ معاصر شیعیان از عصر صفوی را بررسی نموده با نام «تاریخ تحولات تشیع در ایران» توسط جو شیه فن[۲۱] در سال۲۰۰۶ به چاپ رسید. آقای جو از جمله محققان اسلام و تشیع است. او کتابی به نام «زبان خدا، معرفی اجمالی قرآن» را در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد. مقاله تاریخ تحولات تشیع آقای جو به بررسی مذهب تشیع و اوضاع سیاسی ایران از استقرار صفویان به بعد می پردازد. او مذهب تشیع در ایران را مذهبی وارداتی می داند و می نویسد تشیع توسط علمای عراق و لبنان در آغاز عصر صفوی به ایران آورده شد[۲۲].

درباره دولت های شیعی در طول تاریخ به استثنای صفویان، دیگر دولت های جایی در تحقیقات چینی ندارند. در این باره وانگ پینگ[۲۳] مطالعات زیادی راجع به حکومت صفویان دارد. او در سال ۲۰۰۹ «روابط خارجی صفویان با گورکانیان» را منتشر نمود. همو همچین مقاله ای با عنوان «مسئله اقوام ایرانی در قرن ۱۶ و ۱۷» به اقوام ترکمن و نقش آنها در دولت صفوی پرداخته است[۲۴]. پایان نامه اقای وانگ نیز در رابطه با دولت صفویان است که خواهدآمد.

پیرامون تاریخ شکل گیری کلام و فقه شیعه نیز تحقیقاتی انجام شده است. در همین رابطه می توان از مقاله جدیدی که در سال ۲۰۰۸ با عنوان «بررسی تشیع دوازده امامی» توسط چنگ تونگ[۲۵] نوشته شد یاد کرد که به بررسی تاریخ عصر حضور امامان و مبانی اعتقادی شیعه پیرامون دوازده امام پرداخته است. آقای چنگ نیز از کسانی است که تحقیقات دیگری در رابطه با تشیع داشته و در ضمن پایان نامه دکتری او در رابطه با تاریخ تشیع بوده که معرفی خواهد شد.

همچنین از این دست خانم وانگ یو جیه[۲۶] مقاله «حکومت فقیهان، ریشه تاریخی و مشکلات کنونی» را در سال ۲۰۰۲ به رشته تحریر در آورد. وی که تحقیقات طولانی مدتی درباره تاریخ ایران، و مذهب تشیع، و خاورمیانه دارد در سال ۲۰۰۴ مقاله «نزاع دو فرقه شیعی (اخباریون و اصولیون)» به اختلافات درون مذهبی شیعه پرداخته و پیامدهای آن را بررسی کرده است. همو پیش از این در سال ۱۹۹۹ مقاله ای  با نام «عاشورای شیعیان» منتشر کرده بود. درباره کتاب و پایان نامه خانم وانگ مطالبی خواهد آمد.

در سال ۲۰۰۰ خانم لین خوان پینگ[۲۷] طی مقاله «شکل گیری و ساختار نهاد مرجعیت تقلید در تشیع و اهمیت آن» دلایل فقهی و کلامی شیعه برای تقلید از مرجعیت و نیز روند شکل گیری آن و در نهایت تحکیم جایگاه آن بعد از انقلاب ایران را بررسی کرده است. خانم لین درباره ایران مطالعات زیادی داشته و مقالات دیگری از جمله اصلاحات رضاخان، رابطه ایران و دنیای اسلام، ایران قرن بیستم و … دارد.

فقه و مسائل فقهی شیعه هنوز برای محققان چینی نا اشناست. تنها متن کوتاهی از علامه طباطبایی در رابطه با «متعه» توسط مین ون جیه به زبان چینی برگردانده شده و در مقاله کوتاهی با عنوان «منشاء متعه در مذهب تشیع» در سال ۲۰۰۲  منتشر شده است.

در رابطه با مقایسه مذاهب اسلامی با همدیگر و بیان وجه تشابه و تمایز آنها آقای چن ان مینگ که پیش از این نامش گفته آمد، در سال ۱۹۸۴ مقاله ای با عنوان «تفاوت فرقه شیعه با فرقه اهل سنت» منتشر کرد. نیز مقاله دیگری با نام «تسنن، تشیع، و تصوف» توسط وانگ خوای دا در سال ۱۹۹۲ به چاپ رسید.

گروه دیگری از مقالات مربوط به تشیع در ایران و دلیل رسمیت مذهب تشیع در این کشور است. در سال ۱۹۸۰ آقای جو زنگ چوان که از پیشگامان پژوهش درباره شیعه است و ذکر او گذشت مقاله ای با عنوان «نقش تشیع در تاریخ ایران» نوشت. در این مقاله نسبتا بلند، نویسنده به نقش ایرانیان در قرون اولیه اسلام پرداخته، پس از این ایران عصر صفوی را بررسی نموده و در نهایت ایران پس از انقلاب اسلامی و تاثیر و تاثر متقابل آن با مذهب تشیع را مورد کنکاش قرار داده است.

در سال ۱۹۹۳ مقاله ای بنام «علل تبدیل شدن تشیع به مذهب رسمی ایران» توسط لی چینگ[۲۸] منتشر شد. آقای لی معتقد است که دو دلیل مهم در انتخاب مذهب تشیع برای ایرانیان در قرن شانزدهم می توان عنوان کرد. یکی زمینه قبلی و آمادگی مردم ایران برای قبول مذهب تشیع؛ که همانا تعصب ایرانی ها در مقابل مذهب عرب هایی که کشورشان را فتح کرده بودند. دوم، دلیلی که به قرن شانزدهم باز می گردد و آن اینکه صفویان برای یک دست کردن و متحد کردن ایرانی ها در مقابل عثمانی های سنی مذهب، نیاز به مذهب رسمی جدیدی داشتند که تشیع بهترین گزینه بود[۲۹].

آقای چن گانگ[۳۰] نیز در همین سال طی مقاله «رواج تشیع در سرزمین فارس و علت آن» بستر فرهنگی ایران قبل از اسلام و پس از ان شکل گیری مذهب تشیع و نفوذ آن به ایران و گسترش و رسمیت آن را بررسی می کند.  نیز در همین رابطه می توان به مقاله لی یانگ[۳۱] با نام «سخنی پیرامون استقرار تشیع در کشور ایران» در سال ۲۰۰۲ اشاره نمود. در سال ۲۰۰۷ مقاله «اسلامی کردن ایران و ایرانی کردن اسلام» توسط آقای وو چنگ به چاپ رسید که طی آن به دو مقوله ورود اسلام به ایران (اسلامی شدن ایران) و بعد از آن به چگونگی پذیرش اسلام توسط ایران بر اساس شرایط موجود در فرهنگ ایرانی (ایرانی شدن اسلام) پرداخته است.

البته درباره انقلاب ایران تحقیقات زیادی صورت گرفته است، اما از آنجا که جهت گیری برخی از آنها، تحقیق پیرامون تشیع نبوده از ذکر آنها خودداری می­شود.

درباره فرقه های تشیع نیز تحقیقات چندانی انجام نشده است. در رابطه با زیدیه یک پایان نامه کارشناسی ارشد است که بعد از این معرفی خواهیم کرد. درباره شیخیه اخیرا در سال ۲۰۱۰ مقاله ای بنام «شیخیه و اندیشه سیاسی ان» توسط وانگ فنگ منتشر شده است.

در اینجا خوب است به تحقیقات گسترده ای که در رابطه با بهائیت انجام شده نگاهی انداخته شود. البته اینکه بهائیت فرقه ای از تشیع هست یا خیر بحثی است که در جای خود باید طرح شود، اما از آن جهت که بهائیت از درون شیعه امامیه بیرون آمده و جزئی از تحولات تاریخ و تفکر شیعه به حساب می آید و نیز برای آگاهی از وضعیت تبلیغ مذهب بهائیت به روش جدید، یعنی روی آوردن به سرمایه گزاری پیرامون تحقیقات دانشگاهی، لازم است در اینجا به مطالعات انجام شده نگاهی گذرا صورت گیرد. در چند سال اخیر مقالات و پایان نامه های متعددی موضوع خود را به این مذهب نوپا اختصاص داده اند. البته نشست های تبلیغی[۳۲] این مذهب به صورت پراکنده در چین برگزار می شود و سرمایه گذاری برای تحقیق پیرامون مذهب و ترجمه متون تحقیقی و منابع به زبان چینی نیز در راستای تبلیغ گسترده رهبران بهائیت است. از اظهار نظر محققان چینی در رابطه با بهائیت به نظر می رسد شعارهای مبلغان این مذهب به خوبی توانسته است نظر این محققان را جلب نماید. شعارهایی نظیر: همه انسان ها از یک خانواده اند، سرچشمه همه ادیان یکی است، خدا برای همه است، تعصب مذهبی هرگز و …، که البته به عنوان مبانی کلامی این مذهب نیز تلقی می شود.

از اولین مقالات منتشر شده راجع به بهائیت مقاله مین جیا یین در سال ۱۹۹۱ با عنوان «بهائیت، مارکسیسم و نظریه عمومی تکامل» است. در دهه اخیر تحقیقات راجع به بهائیت با چاشنی تبلیغ همراه شده است که می توان به مقاله «بهائیت، دکترین مذهبی منحصر به فرد در ادیان حاضر» توسط سی دا گویی[۳۳] منتشر شده درسال ۲۰۰۵ اشاره نمود. او در معرفی مقاله می نویسد که مذهب بهائیت در زمان معاصر به دلیل فراخواندن مذهب ها به پرهیز از تعصب مذهبی منحصر به فرد است. وی در همان سال در مقاله ای با نام «بهائیت و جهان وطنی[۳۴]» ظرفیت های موجود در بهائیت به عنوان یک دین مدرن را بررسی نمود. همو مقاله دیگری تحت عنوان «کنفسیوس و بهائیت» در سال ۲۰۰۷ منتشر کرد که در واقع یک مطالعه تطبیقی بین این دو مکتب می باشد. مقاله «بهائیت و مدرنیته» نوشته لی  وی جین که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد به فاکتورهای موجود در دیانت بهائیت اشاره می کند که با دنیای مدرن همخوانی دارد. فاکتورهایی نظیر آسان بودن مراسم و مناسک دینی، دموکراتیک بودن تشکیلات آن، هماهنگی با دنیای سیاست و اقتصاد کنونی و غیره از فاکتورهایی است که این مذهب برخوردار است[۳۵].

گروه دیگری از تحقیقات در رابطه با شیعیان منطقه است. به خصوص شیعیان عراق – بعد از سرنگونی صدام – و شیعیان لبنان . بعد از جنگهای داخلی . که نقش مهمی در اوضاع سیاسی بازی کرده اند. از کسانی که تحقیقات زیادی راجع به شیعیان خاورمیانه انجام داده است می توان به لی فو چوان[۳۶] اشاره نمود. جدای از پایان نامه دکتری وی که در رابطه با مسائل لبنان بوده، دو مقاله درباره شیعیان عراق منتشر کرده است. در سال ۲۰۰۵ «مراحل توسعه تحرکات شیعیان عراق و ویژگی های آن» را نوشت که نویسنده معتقد است که شیعیان معاصر عراق چهار دوره تاریخی را طی کرده اند. از ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۸ دوره گسترش، تا ۱۹۸۹ دوره جنگ و خشونت، تا ۲۰۰۳ دوره مصلحت گرایی و پس از آن دوره فعالیت سیاسی. مقاله دیگر وی با نام «نقش سیاسی علمای شیعه عراق» که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده است به نقش علما به ویژه شهید صدر پرداخته شده است. همو اخیرا در سال ۲۰۰۹ مقاله ای پیرامون «شیعیان عربستان» نوشته و طی آن به بررسی اوضاع شیعیان عربستان قبل و بعد از پیروزی انقلاب ایران پرداخته است. در همین سال آقای لی همچنین در مقاله «درآمدی بر مسئله شیعیان بحرین» شرایط شیعیان لبنان تحت حاکمیت خاندان خلیفه را تحلیل و بررسی کرده است.

درباره شیعیان لبنان همچنین می توان به مقاله «موسی صدر و فرقه تشیع در لبنان» نوشته آقای وو بینگ بینگ[۳۷] اشاره نمود که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. وو که از کتابش در رابطه با تشیع سخن خواهیم گفت در سال ۲۰۰۹ مقاله ای پیرامون «هویت جمعی شیعیان لبنان» منتشر کرده است. در همین رابطه مقاله «لبنان، فرقه شیعه و جنبش عمل» نوشته چن خا فونگ[۳۸] در سال ۱۹۸۵ منتشر شد.

همچنین خانم وانگ یو جیه در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۳ دو مقاله با عناوین «حزب الله لبنان، پیدایش و توسعه نفوذ» و «فاکتور شیعه در سیاست لبنان» را منتشر کرد. در همین زمینه اقای وو یون گویی[۳۹] که یکی از پرکارترین محققان چینی در زمینه اسلام، فقه اسلام و نیز تشیع است، مقاله ای با نام «بحثی درباره حزب الله لبنان» در سال ۱۹۹۷ به چاپ رسانید. از دیگر تحقیقات اقای وو در رابطه با تشیع فصلی از کتاب «اسلام معاصر، تفکرات و تحرکات[۴۰]» است که به شیعیان عراق اختصاص دارد[۴۱].

علاوه بر اینها، جو زنگ چوان که نام او برده شد، در سال ۱۹۸۲ «تفکر شیعه و جایگاه آن در زندگی اجتماعی غرب آسیا» را به رشته تحریر در آورد و طی آن به بررسی تاثیر مذهب تشیع در امور سیاسی شیعیان خاورمیانه پرداخت.

یک مقاله نیز پیرامون آنچه که در اصطلاح سیاسی به هلال شیعی معروف است با نام «هلال شیعی، ظهور اسلام سیاسی» توسط آقای وانگ بو[۴۲] در سال ۲۰۰۹ منتشر شد که طی ان تاثیرات قدرت گرفتن شیعیان در ایران و عراق بر اوضاع منطقه را بررسی نموده است.

گروه آخر مقالات مربوط به بررسی اندیشه های متفکران شیعی است. در تحقیقاتی که در چین انجام شده در میان متفکران شیعه درباره امام خمینی، محمد باقر صدر و نیز امام موسی صدر تحقیقات متعددی صورت گرفته است. البته برخی از آنها با رویکرد سیاسی انجام شده اند و نویسنده چندان توجهی به مذهب و اندیشه های مذهبی نداشته است. به هر روی از این دست مقالات می توان به مقاله «مبانی اصلی خمینیسم و ویژگی های آن» نوشته جی کی یون[۴۳] اشاره کرد. آقای جی مطالعات زیادی درباره انقلاب ایران داشته و درباره دیگر شخصیت ها هم تحقیقاتی منتشر کرده است که می توان به «نظریه پرداز جوان انقلاب اسلامی ایران، علی شریعتی» و «نظریه پرداز بنیاد گرای انقلاب اسلامی ایران، نواب صفوی» اشاره نمود. درباره شهید صدر، لی پینگ تاو[۴۴] دو مقاله در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ با عناوین «محمد باقر صدر و اقتصاد اسلامی» و «محمد باقر صدر و انقلاب اسلامی ایران» را منتشر کرد که تاثیر تفکرات شهید صدر بر انقلاب اسلامی ایران و اقتصاد اسلامی پرداخته است. راجع به شخصیت های شیعه نیز می توان به مقاله «متفکر بزرگ معاصر شیعه، علامه طباطبایی» نوشته مین ون جیه[۴۵] اشاره نمود که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.

در اینجا چند تحقیق که در رابطه با شیعیان چین انجام شده معرفی می­گردد. گرچه سخن از شیعیان چینی به فرصتی دیگر می گذاریم و انشاءالله در مقالی دیگر به کم و کیف آن به تفصیل خواهیم پرداخت، اما اجمالا اینکه در کشور چین در قسمت جنوبی ایالت سین کیانگ تعداد معدودی از شیعیان دوازده امامی حضور دارند که البته جمعیتشان به دلیل محدویت های فراوان در دسترسی به آنها مشخص نیست. علاوه بر آنها قوم تاجیک که ساکن مناطق جنوبی تر سین کیانگ واقع در مرز پاکستان هستند به مذهب تشیع اسماعیلی معتقدند. می توان افزود تعدادی از پیروان طریقت های صوفیه که اخیرا برخی از آنها به مذهب تشیع گرایش پیدا کرده اند.

در مورد شیعیان چین اولین تحقیق می توان به مقاله آقای ما تونگ[۴۶] اشاره کرد که با نام «شیعیان شمال غرب چین و اثار آن» اشاره نمود. این مقاله در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. ما تونگ یکی از محققین پرکار در زمینه مسلمانان چین است. مهمترین اثر او کتاب «تاریخ مذهب های اسلامی و فرقه های صوفیه چین» است که به تفصیل درباره تمامی فرقه های اسلامی در چین سخن گفته است.

درباره  شیعیان سین کیانگ مقاله جدیدی در سال ۲۰۱۰ توسط یکی از دانشجویان مسلمان ساکن جنوب سین کیانگ با عنوان «شیعیان سین کیانگ» منتشر شده است که به بررسی وضعیت شیعیان در ایالت سین کیانگ پرداخته است. نویسنده در این مقاله به شرح ورود مذهب تشیع به سین کیانگ پپرداخته و می نویسند که از قرن شانزدهم به بعد در دوره حکومت سعیدیان در جنوب سین کیانگ به دلیل قرابت خونی با بابریان هند، رفت و آمد بین این دو حکومت زیاد شد و مذهب تشیع شمال هند و پاکستان کنونی بر این منطقه تاثیر گذاشت و سبب ورود مذهب تشیع به سین کیانگ شد[۴۷].

ب) پایان نامه ها :

بررسی پایان نامه از یک سو می تواند حاکی از دغدغه فکری دانشجویان و از سویی دیگر حاکی از جهت گیری نظام آموزشی و حتی جهت گیری سیاسی نظام حاکم درباره مطالعات دینی و مذهبی باشد. از این رو در این فرصت به پایان نامه هایی که با موضوع تشیع نگاشته شده اند، پرداخته خواهد شد.

۱. پایان نامه دکتری آقای چنگ تونگ : «مفهوم مشروعیت و تشیع در ایران، از ورود مغولان تا استقرار صفویه»

یکی از مطالعاتی که در چین پیرامون مذهب تشیع انجام شده، پایان نامه آقای چنگ است که در سال ۲۰۰۳ در دانشگاه پکن دفاع شد. نویسنده از نظرگاه خویش دوره ای بسیار مهم از تاریخ ایران را انتخاب نموده است و این دوره را نقطه عطف در تاریخ سیاسی و مذهبی ایران می داند. نویسنده با بررسی لایه های مختلف جامعه ایران پس از مغول به چگونگی شکل گیری و انتخاب مذهب تشیع در ایران پرداخته است. وجه تمایز این رساله با سایر رساله ها این است که نویسنده در کنار منابع عربی و انگلیسی قادر به مطالعه کتاب های فارسی بوده است که البته کمتر دانشجویی چنین فرصتی را دارد.

۲. پایان نامه دکتری آقای وو بینگ بینگ: تشیع، ظهور اسلامیگرایی مدرن

در سال ۲۰۰۳  در دانشکده زبان های خارجی دانشگاه پکن، آقای وو پایان نامه خود را با موضوع یادشده دفاع کرد و پس از آن در سال ۲۰۰۴ کتابی به همین نام را روانه بازار نمود. در بخش معرفی کتاب ها از این اثر سخن خواهد آمد.

۳. پایان نامه دکتری وانگ پینگ: روابط خارجی صفویان

نویسنده تحقیقات زیادی راجع به دودمان صفویان و تاریخ دوره صفوی دارد که از مقالات او نام برده شد. او در این پایان نامه به بررسی روابط خارجی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی صفویان با دولت های دور و نزدیک خود پرداخته است. گرچه رویکرد رساله مذهب تشیع نیست اما از یک دولت شیعی و یک دوره تاریخی تشیع سخن می گوید.

۴. پایان نامه دکتری خانم وانگ یو جیه : «تشیع و اوضاع سیاسی معاصر خاورمیانه»

خانم وانگ پایان نامه خود را در سال ۱۹۹۹ دفاع کرده است. وی با تکیه بر نقش مذهب تشیع و جایگاه سیاسی شیعیان در منطقه خاورمیانه به بررسی و تحلیل معادلات سیاسی این منطقه پرداخته است.

۵. پایان نامه دکتری آقای وو چنگ : «تحقیقی درباره اندیشه امام خمینی و حکومت فقیهان»

این پایان نامه در سال ۲۰۰۴ دفاع شده است. البته موضوع پایان نامه مستقیما مربوط به تاریخ تشیع نیست اما به هر روی هم اندیشه امام خمینی و هم حکومت فقیهان مبتنی بر اندیشه شیعی است. نویسنده در پنج فصل شکل گیری اندیشه حکومت فقیهان و تشکیل حکومتی با محوریت ولایت فقیه را بررسی می کند.

۶. پایان نامه دکتری آقای لی فو چوان : «از حاشیه به مرکز، توسعه سیاسی شیعیان لبنان»

منظور از حاشیه وضعیت شیعیان قبل از جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵ است که از نظر سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جایگاه مهمی نداشتند اما منظور از مرکز، قدرت گرفتن حزب الله در سالهای اخیر تحت حمایت های ایران است که در تنظیم اوضاع سیاسی لبنان نقش اصلی را ایفا می کند و در معادلات سیاسی لبنان در مرکز قرار دارد. در این پایان نامه از زعما و علما و نقش آنها به تفصیل سخن گفته شده است.

۷. پایان نامه دکتری پانگ شیو چنگ: «مبانی کلامی بهائیت، تطور تاریخی و گسترش»

پایان نامه که در نه فصل و ۳۰۰ صفحه تدوین شده در سال ۲۰۰۹ دفاع شده است. نویسنده به صورت مفصل شکل گیری و تطور تاریخی و مراحل گسترش مذهب را بررسی نموده است.

۸. پایان نامه دکتری ون لی لی: «بررسی تطبیقی خلق عالم در بهائیت و ایجاد عالم در تائوئیسم»

پایان نامه در سال ۲۰۰۸ در دانشگاه شن دونگ تدوین شده و نویسنده قصد دارد به چهار سوال پاسخ دهد. اول اینکه  ویژگی خدا و تائو چیست و چرا  این دو مکتب خلق را به آنها نسبت می دهند. دوم اینکه خدا چگونه عالم را خلق و تائو چگونه  عالم را ایجاد کرده اند. سوم این که خدا چگونه عالمی و تائو چگونه عالمی را ایجاد کرده اند. چهارم اینکه رابطه خدا با عالم و رابطه تائو با عالم چگونه است، اتحاد است یا افتراق.

۹. پایان نامه دکتری وانگ بو شیه [۴۸]: «بازخوانی اندیشه بهاءالله»

پایان نامه در سال ۲۰۰۸ در دانشگاه شن دونگ دفاع شده است که به بررسی اندیشه موسس مذهب بهاییت پرداخته است.

۱۰. پایان نامه کارشناسی ارشد لی وی جین[۴۹]: «تاریخ تشیع زیدیه یمن»

پایان نامه که درسال ۲۰۰۱ دفاع شده در شش فصل تنظیم شده که طی آن به معرفی و برآمدن زیدیه و پس از آن تاریخ تحولات زیدیه در یمن پرداخته است.  فصل های پایانی به اندیشه سیاسی زیدیه و تاثیرات آن بر یمن اختصاص یافته است.

۱۱. پایان نامه کارشناسی ارشد ما جینگ:  «تحرکات شیعیان عراق از ۱۹۱۴ تا ۱۹۵۸»

۱۲. پایان نامه کارشناسی ارشد لی فو چوان : «تحرکات شیعیان عراق»

درسال ۲۰۰۵، پس از سرنگونی صدام و شروع فعالیت شیعیان عراق، اقای لی به تحرکات شیعیان عراق پرداخته و سهم آنان در سیاست عراق را بررسی نموده است.

۱۳. پایان نامه کارشناسی ارشد بی جینگ[۵۰]: «گسترش بهائیت در آمریکا»

این پایان نامه در سال ۲۰۰۷ در دانشگاه سی چوان دفاع شده است. نویسنده نفوذ و گسترش مذهب بهائیت را در آمریکا مورد بررسی قرار داده است.

۱۴. پایان نامه کارشناسی ارشد چنگ سی یو: «هماهنگی اندیشه دیانت بهائیت»

پایان نامه در سال ۲۰۰۸ دفاع شده و نویسنده معتقد است که مذهب بهائیت به عنوان یک دین برای برقراری یک جامعه هماهنگ نقش مهمی می تواند داشته باشد. در دنیای کنونی و مشکلات فراوان آن بهائیت به عنوان فعالترین مذهب از عدالت، انصاف، آزادی، تحمل ومدار سخن می گوید.

ج) کتاب ها :

۱. کتاب «فرقه تشیع»[۵۱]

اولین کتابی که پیرامون مذهب شیعه در چین نوشته و منتشر شد کتاب «فرقه تشیع» است که توسط مرکز تحقیقات ادیان جهان در پکن انجام شد. این کتاب در سال ۱۹۸۳ یعنی در آغازین سالهای اجرای سیاست درهای باز و در عین حال همزمان با سالهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی ایران نوشته شده است. این اثر که در قطع جیبی عرضه شد، مروی کلی به اعتقادات شیعه دارد و در واقع یک معرفی اجمالی از تاریخ و کلام شیعه را در اختیار خواننده قرار می دهد.

۲. کتاب «تشیع؛ ظهور اسلامی گرایی مدرن»[۵۲]

به نظر می­رسد کامل ترین کتابی که تاکنون در چین با موضوع تاریخ، عقاید و به خصوص تفکر و متفکران سیاسی معاصر شیعه نوشته شده،  کتاب آقای وو بینگ بینگ است. او که اکنون از اساتید و صاحب نظران درباره مسائل خاورمیانه در دانشگاه پکن است پایان نامه دکتری خویش را با نام تشیع، ظهور اسلام گرایی مدرن به چاپ رسانده است. در معرفی مقالات نیز به چند مقاله او پیرامون اوضاع سیاسی شیعیان منطقه اشاره شد. کتاب تشیع آقای وو که طرح جلد آن تصویری از حرم امام خمینی است در ۳۷۰ صفحه در سال ۲۰۰۴ توسط انتشارات علوم اجتماعی پکن منتشر شده است.

نویسنده – بنابر آنچه که خود در پایان کتاب آورده است – به زبان عربی آشناست و از سال ۱۹۹۶ برای تحصیل به کشور کویت رفته و در آنجا با مذهب تشیع آشنا و تحقیقات خود را در مورد تشیع آغاز نموده است. او پس از این به کشورهای دیگری از جمله سوریه رفته و تحقیقاتی را پیرامون اسلام و تشیع انجام داده است. بنابراین از نقاط مثبت کتاب وی استفاده از منابع عربی در کنار منابع انگلیسی است.

وی درباره نام کتاب و واژه «اسلام گرایی جدید» می نویسند: این واژه ناظر به حرکت اخوان المسملین مصر است که اسلام را مترادف سیاست و سیاست را مساوی با اسلام می دانستند و در دنیای جدید، اسلام سیاسی را مطرح کردند. اسلام سیاسی که مصداق روشن آن انقلاب ۱۹۷۹ ایران است.

آقای وو در مقدمه کتاب بر اهمیت تحقیق پیرامون تشیع تاکید کرده و معتقد است که در کشورش درباره تشیع تحقیقات ناچیزی صورت گرفته و نیاز به بررسی های جدیدتری است. وی به تنها کتابی که پیش از این درباره مذهب تشیع نوشته شده یعنی کتاب «فرقه تشیع» چاپ شده در سال ۱۹۸۳ اشاره می کند و می نویسد که این کتاب چیزی نیست جز ترجمه متون انگلیسی و روسی به چینی که فقط آراء نویسندگان غربی در دهه هفتاد قرن بیستم را در بر دارد و تحولات جدید نیاز به تحقیقات جدید دارد. وی معتقد است که برای شناخت اسلام لازم است که شیعه و تاریخ آن در کنار تاریخ و تفکر فرقه اهل سنت مورد مطالعه قرار گیرد، این دو از هم جدا نیستند و درک تاریخ اسلام بدون مطالعه تاریخ شیعه ممکن نیست.

نویسنده در فصل اول به معرفی فرقه تشیع پرداخته و پس از آن تاریخ فرقه از ابتدا به همراه مبانی اعتقادات و سیستم مذهب تشیع را مورد بررسی قرار داده است. در فصل دوم تفکرات سیاسی شیعه و تحولات آن و جنبش های سیاسی عصر حاضر را بررسی شده اند. در فصل سوم با عنوان قیام امام خمینی و تفکرات وی روند قیام امام از پانزده خرداد تا پیروزی بهمن پنجاه و هفت را پی گیری کرده است. پس از این نویسنده به دیگر اندیشمندان و متفکران معاصر شیعه پرداخته است و دو فصل از فصل های پایانی کتابش را به شهید محمد باقر صدر و امام موسی صدر اختصاص داده است و پیرامون هر کدام از آنها در فصلی جداگانه اندیشه های سیاسی و مذهبی آنها و میزان تاثرگذاری آنها در حوزه سیاست جهان اسلام و خاورمیانه را بررسی نموده است که البته این از نقاط قوت کتاب به شمار می آید. در فصل ششم نویسنده به گسترش افکار سیاسی شیعه در دوران معاصر و تاثیر انقلاب ایران بر دیگر ملت های جهان پرداخته است و رویداد های سیاسی ایران تا سال ۲۰۰۰ را بررسی نموده است.

صاحب اثر بر این عقیده است که تاریخ تشیع را می توان به چهار دوره تاریخی تقسیم نمود. دوره اول با عنوان عصر حضور امامان از وفات پیامبر تا غیبت امام دوازدهم، دوره دوم با عنوان شکل گیری فقه و کلام شیعی از غیبت صغری تا روی کار آمدن صفویان، دوره سوم با عنوان نهادینه شدن مذهب از آغاز صفویان تا جنبش تنباکو و در نهایت دوره چهارم با عنوان تحرکات سیاسی معاصر از جنبش تنباکو تا پایان قرن بیستم. نویسنده با توجه به این چهار دوره تاریخی کتاب را در شش فصل ساماندهی کرده و به اقتضای هر دوره تاریخی تطورات و تحولات فکری و سیاسی و فراز و فرودهای آن را گاه به تفصیل و گاه به اختصار بیان نموده است.

نویسنده از کتاب تشیع هاینس هالم استفاده زیادی کرده و به لحاظ ساختاری شباهت زیادی به آن دارد. توضیح آنکه هر دو سیر تاریخی و شکل گیری فقه و کلام، تطور و در نهایت شکل گیری اندیشه های سیاسی در عصر صفویه را بررسی کرده اند. تفاوتی که این کتاب با کتاب تشیع آقای هاینز هالم دارد این که هالم به دلیل تخصصش در دیگر فرقه های شیعه یعنی زیدیه و اسماعیلیه، دو فصل آخر کتابش را به این دو فرقه اختصاص داده است. اما اقای وو بیشتر به تحرکات سیاسی معاصر شیعه در سه کشور ایران، عراق و لبنان پرداخته و دو فصل از کتاب را به معرفی افکار و اندیشه های متفکران برجسته شیعه اختصاص داده است.

از مجموع کتاب چنین به دست می آید که به تصویر کشیدن حرکات سیاسی شیعه در دوران معاصر، عمق و گستردگی آنها دغدغه اصلی نویسنده بوده است. از این رو یک چهارم از کتاب به تاریخ تشیع از ابتدا تا دوران معاصر و بقیه کتاب به تاریخ معاصر و سیاست و نقش شیعیان در معادلات سیاسی عصر حاضر در سه کشور ایران و عراق و لبنان اختصاص داده شده است. با توجه به رویکرد نویسنده به تحرکات سیاسی شیعه، کتاب خود به خود به شیعه امامیه پرداخته و نیازی به پرداختن به دیگر فرقه ها یعنی زیدیه و اسماعیلیه نبوده است.

همانطور که گذشت نویسنده مدعی است از منابع انگلیسی و عربی بهره برده است. گرچه به دلیل عدم آشنایی با زبان فارسی نتوانسته زبان اصلی پرجمعیت ترین کشور شیعی را مورد استفاده قرار هد. با این حال، منابع دست اول شیعی در این کتاب جایگاهی ندارد. از جمله منابعی که نویسنده در این کتاب استفاده کرده می توان به «تشیع» هانیز هالم، «تاریخ و کلام شیعه دوازده امامی» موجان مومن، «عقاید و ساختار شیعه» یانه ریچارد، «ایران عصر صفوی» راجر سیوری، «مطالعات شیعه در غرب» اتان کلبرگ، «شیعه در اسلام» علامه طباطبایی، «تفکر سیاسی شیعه» فواد ابراهیم، «فلسفتنا» محمد باقر صدر، «عقاید شیعه امامیه» محمد حسین مظفر، «تشیع» حسین محمد جعفری، اشاره نمود.

در مجموع می توان گفت این اثر به منظور معرفی مذهب تشیع، زیربناهای فکری و کلامی، تاریخ شکل گیری کلام و فقه شیعی، تطور آن در دوره های تاریخی و در نهایت شکل گیری اندیشه سیاسی شیعه در دوران معاصر نیاز خواننده را برطرف می کند. گرچه ناگفته پیداست که این کتاب یک تحقیق برون مذهبی است و ممکن است برخی تحلیل ها مطابق با عقاید شیعیان نباشد.

۳. کتاب «تاریخ ایران اسلامی»[۵۳]

این کتاب نوشته خانم دکتر وانگ یو جیه است. وی دکترای فلسفه و از محققان مرکز تحقیق ادیان دانشکده علوم اجتماعی پکن است. خانم وانگ تحقیقات متعددی درباره اسلام و تشیع انجام داده و چند اثر دیگر نیز منتشر کرده است. پیش از این از مقالات وی در مورد نزاع اصولیین و اخباریین، عاشورا، تحرکات شیعیان لبنان و عراق نام برده شد. گذشت که پایان نامه دکتری خانم وانگ با عنوان « تشیع و اوضاع سیاسی معاصر خاورمیانه» نیز از دیگر تحقیقات وی درباره مذهب تشیع بوده است.

به هر روی این محقق پرکار در زمینه اسلام و تشیع کتاب خود را با عنوان «تاریخ ایران اسلامی» در یکصد و نود صفحه توسط انتشارات خلق ایالت نینگ شیا در سال ۲۰۰۶ منتشر کرد. همانطور که از اسم کتاب پیداست، نویسنده تلاش دارد تا نگاهی تاریخی به وضعیت شیعیان داشته باشد اما تاثیر مذهب تشیع بر تحولات سیاسی معاصر ایران مورد تاکید بیشتری قرار گرفته است. نویسنده ابتدا در یک مقدمه نسبتا طولانی به معرفی کلیاتی از مذهب تشیع پرداخته است. در این مقدمه مباحثی همچون مذهب و سیاست، شکل گیری مذهب تشیع، عقاید و مکاتب فقهی و کلامی عنوان شده است. فصل اول کتاب به چگونگی شکل گیری مذهب تشیع در ایران پرداخته است. مباحثی همچون تصوف و تشیع، دوره قبل از صفویه و استراتژی مذهبی آن دوره و سیستم سیاست مذهبی در دوره صفویه آورده شده اند. فصل دوم کتاب به توسعه مذهب تشیع در قرن های هجدهم تا بیستم پرداخته شده است. پس از نگاه به دوران فترت یعنی از سقوط اصفهان به دست افغانها تا قدرت گرفتن قاجار به عصر قاجار پرداخته و رابطه حکومت با علما در دوران قاجار را بررسی کرده است. فصل سوم به دوران پهلوی و اسلام شیعی پرداخته است. دوران رضاشاه و رابطه آن با مذهب و پس از آن امام خمینی و تفکرات انقلاب مذهبی و در نهایت تفکرات سیاسی علی شریعتی بیان شده است. فصل چهارم به انقلاب اسلامی ایران اختصاص داده شده است. در این فصل به برقراری حکومت اسلامی و تثبیت آن و پس از آن به نقش فقها پرداخته و در نهایت تاثیر انقلاب بر کشورهای همسایه را به بحث گذاشته است.

در پایان کتاب، مطلبی تکمیلی با عنوان «از امام غایب تا حکومت فقیهان» طی پنج صفحه آورده شده است. در این قسمت نویسنده ابتدا به چگونگی مطرح شدن اسلام سیاسی برای پیروزی انقلاب ایران می پردازد و در ادامه به بنیان های کلامی شیعه و دلایل لزوم حکومت فقیهان در عصر غیبت اشاره می کند.

در این اثر به مانند اکثریت قریب به اتفاق مطالعات چینی، منابع دست اول شیعه جایگاهی ندارد. از منابع این کتاب می توان به موارد ذیل اشاره نمود. «تشیع» علامه طباطبایی، «جامعه شناسی اسلام» دکتر علی شریعتی، «فلسفتنا» محمدباقر صدر، «خدا،انسان،جهان» شهید مرتضی مطهری، «اصل الشیعه» کاشف الغطاء، «دین و دولت در ایران» حامد الگار، «سایه خدا، امام دوازدهم» امیرارجمند.

نتیجه و نظر :

آنچه گذشت تصویری کلی از پژوهش های انجام شده در چین در این سی سال گذشته است. می توان در مجموع تمام تحقیقات را در یک جمله کوتاه «تحرکات شیعیان دوازده امامی در منطقه خاورمیانه در دوران معاصر» خلاصه نمود. این بدین معناست که تاریخ تشیع، فرقه های تشیع (زیدیه واسماعیلیه)، دولت های شیعی (فاطمیان و آل بویه)، شیعیان دیگر کشورهای منطقه (پاکستان، آذربایجان، افغانستان و هند، بحرین و یمن و غیره)، کلام، فقه، فرقه های کلامی و فقهی تشیع و بسیاری موضوعات دیگر در رابطه با مذهب در میان تحقیقات چینی جایگاهی ندارد.

دیگر آنکه مطالعات محققان چینی تاکنون محدود و متکی به تحقیقات انجام شده در غرب بوده؛ حال یا پژوهشگران مسلمان یا غیر مسلمان، شیعه یا غیر شیعه؛ که چنین مطالعاتی هرگز نمی تواند همسنگ و همطراز با تحقیقاتی باشد که مستقیم از منابع دست اول صورت می گیرد. البته نباید توقع بیش از این داشت و آنچه که تاکنون انجام شده را باید به فال نیک گرفت. برای نویسنده این سطور اتفاق افتاده که در برخورد با دانشجویان مقاطع بالای دانشگاهی نام مذهب تشیع برای آنها ناشناس بوده است. چرا که در چین به طور عام ایران یک کشور اسلامی شناخته می شود و به مذهب آن چندان توجهی نمی شود.

به هر روی اینکه موضوعات بسیاری راجع به مذهب تشیع در میان تحقیقات و نشریات چینی جایی ندارد دلایلی را می توان عنوان کرد.

به نظر نگارنده اولین و مهمترین دلیل را باید با نگاهی تاریخی به روابط دنیای اسلام و غرب جستجو کرد. تقابل تفکر اسلامی با غرب سابقه ای بسیار طولانی دارد این در حالی است که این تقابل میان اسلام و شرق شکل نگرفت و از این روی نیاز به چیزی تحت عنوان «شناخت حریف» در شرق احساس نشد. شرق – و در مورد مطالعه ما یعنی «چین» . در تاریخ دویست سال اخیر، خود به گونه ای همدرد با دنیای اسلام در مقابل غرب و تفکر غربی قرار گرفت. درد ناشی از ورود استثمارگران اقتصادی، سیاسی و مذهبی دنیای غرب که علاوه بر آفریقا، خاورمیانه و هند مدتی وارد چین شدند. با موفقیت مائو در برپایی کشوری با ایدئولوژی کمونیستی و پس از آن ادعای رهبری دیگر ملت های کمونیسم جهان، باز این تقابل میان چین و غرب تجدید شد. اگرچه سیاست های افراطی در دوره انقلاب فرهنگی اسباب نگرانی دنیای اسلام را نیز فراهم نمود، اما پس از مائو و اجرای سیاست های جدید، رابطه چین و کشورهای اسلامی تا حد زیادی ترمیم شد. پیش گرفتن همین سیاست های باز به پیشرفت اقتصادی و نظامی چین انجامید و خود عاملی برای ادامه تقابل این کشور و غرب تبدیل شد. می توان اضافه کرد که تقابل همزمان دنیای اسلام و چین با غرب منجر به یک نوع تغافل عمدی و ساختگی میان دنیای اسلام و چین شد. توضیح آنکه چین بخش عمده ای از پیشرفت خود را مدیون مشغول بودن قدرت های غربی به کشورهایی از دنیای اسلام و مسائل خاور میانه است. لذا طی سی سال گذشته چین از این فرصت و به عبارت بهتر از این تغافل بهترین استفاده را برده و همچنان دوست دارد این وضعیت حفظ شود.

دلیل دومی که می توان برشمرد همانا نبودن فرصت شیعه پژوهی و در کل فرصت دین پژوهی در چین است. به دلایل بسیار زیاد . از جمله باقی ماندن آثار افکار کمونیستی و پایبندی بر آموزه های آن در میان برخی سران حکومت . چین با پدید آوردن فرصت های دین پژوهی فاصله زیادی دارد. البته می شود به مانند رهبران بهائیت، با فرستادن دانشجو به دانشگاه های چین و انجام و انتشار تحقیقات به زبان چینی یا با انتخاب دانشجویان چینی برای تحقیق پیرامون مذاهب، فرصت هایی را ایجاد کرد که البته طی کردن این مسیر، پیش و بیش از همه همت مسئولان را می­طلبد.

سومین دلیل اینکه ظهور گروه های اسلام گرای افراطی و بنیادگرا در کشورهای همسایه غربی نظیر افغانستان، پاکستان و بخصوص کشورهای آسیای میانه، و نگرانی چین از نفوذ آنها به این کشور سبب شده تا مطالعات اسلامی در چین با کنترل بیشتری انجام شود.

دلیل چهارم که تقریبا معلول سه دلیل گذشته است اینکه تحقیقات دینی، چندان برای دانشجویان و محققان چینی مهم نیست. محیطی کاملا غیر دینی، دور بودن از مفاهیم و اصطلاحات و واژه های حوزه دین پژوهی و مهمتر از آن دور بودن از دنیای اسلام و فرهنگ اسلامی سبب شده تا از یک طرف به تحقیقات دینی فکر نکنند و از سوی دیگر با بی علاقگی آن را انجام دهند.

آخرین دلیل مشکل زبان است. گرچه زبان انگلیسی اکنون جای خود را در چین پیدا کرده و دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی به خوبی با آن آشنا می شوند، اما زبان عربی و به خصوص در مورد مذهب تشیع یعنی زبان فارسی کمتر دانشجویی را می توان یافت که قادر به مطالعه کتاب های فارسی باشد.

در اینجا یک نکته در مورد طلبه هایی که در مساجد چین مشغول به تحصیل فقه و کلام اسلامی اند و با زبان عربی آشنایی دارند باید بگویم و آن اینکه آنها نیز به درد دیگری گرفتارند. از یک سو از دنیای سیاست بی خبر می مانند. از سویی دیگر آشنایی آنها به زبان عربی در اندازه ای نیست که بتوانند با دنیای بیرون از چین ارتباط برقرار کرده، کتاب های عربی جدید را مطالعه نمایند. زبان فارسی هم که داستانی جدا دارد و کم کم از مساجد چینی رخت بر می بندد و می رود. متاسفانه در برخورد با عده بسیار زیادی از طلاب در شهرهای مختلف چین کمتر کسی را یافتم که بتواند فارسی متوجه شود. این در حالی است که از قرن چهاردهم تا قرن نوزدهم طلاب علوم دینی چینی برای فراگیری بخش زیادی از معارف اسلامی راهی جز یادگیری زبان فارسی نداشتند، زبان فارسی از دروس اجباری آنها بوده و متون فقهی و کلامی بسیاری به فارسی نگاشته می شد.

به دلایل ذکر شده، پژوهش ها و مطالعات اسلامی در چین با تاخیر و در عین حال با محدودیت شروع شد. اکنون با گذشت سی سال از شروع مطالعات پیرامون شیعه به نظر می رسد در چین چیزی به نام شیعه پژوهی هنوز وجود ندارد. ناگفته نماند، آمار کلی مقالات، کتاب ها و پایان نامه نشان می دهد که در دهه اخیر، پژوهش ها سرعت بیشتری گرفته است. توسعه طلبی چین و رشد روز افزون جایگاه سیاسی و نظامی اش می طلبد که در همه ابعاد، زمینه های توسعه را فراهم آورد که مهترین بخش آن همانا تولید علم، تحقیق و پژوهش های آزاد است. چین برای حفظ نظام حاکم راهی جز پذیرش این راه ندارد، همچنانکه اعضاء مرکزی حزب بر این امر واقف شده اند و در صدد ایجاد فضاهای بازتر و دادن آزادی های بیشتری هستند.

پی نوشت:

[۱] .liu jia feng

[۲] . دانشجوی دکتری رشته تاریخ، دانشگاه مرکزی چین، شهر ووهان             China.Wuhan.Huazhong Normal University

中国武汉华中师范大学

[۳]. اقدامات سید جمال، محمد عبده، اخوان المسلمین و …

[۴]. انقلاب فرهنگی چین اقداماتی است که گروهی به رهبری همسر مائو از ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ برای تصفیه نظام و تفکر حاکم از مخالفان انجام دادند.

[۵]. این اصطلاح مربوط به اقداماتی است که به رهبری دنگ شیائو پینگ (به چینی 邓小平 ) در اوایل دهه هشتاد قرن بیستم در چین انجام شد و تا کنون نیز ادامه دارد که به شکوفایی اقتصادی و در پی آن دستیابی چین به موفقیت در دیگر عرصه ها انجامیده است.

[۶].  در زبان چینی اصطلاح «什叶派» به فارسی «شی یِه پَی»، تلفظ به انگلیسی «Shi ye pai» برای کلمه «فرقه تشیع» یا «فرقه شیعه» استفاده می شود. این اصطلاح شامل سه کلمه است. دو کلمه اول یعنی «شی» و «یِه» در واقع برگردان واژه «شیعه» است و کلمه «پَی» به معنای فرقه، گروه، مذهب و مکتب است.

[۷].阿拉伯世界

[۸].世界宗教研究

[۹].西亚非洲

[۱۰].世界宗教文化

[۱۱].宁夏社会科学

[۱۲].国际论坛

[۱۳].现代国际关系

[۱۴].  赵增泉

[۱۵].  王怀德

[۱۶].  وی علاوه بر تحقیقات پیرامون اسلام و تشیع، به همراه چند نویسنده دیگر کتابی با عنوان فراز و فرود سلسله پهلوی به رشته تحریر در آورده است.

[۱۷]. کتاب تاریخ اسلام در پانصد صفحه توسط انتشارات خلق نینگ شیا منتشر شده که در نوع خود کتاب جامعی پیرامون تاریخ اسلام از آغاز تا تحرکات مسلمانان در دوران معاصر است.

[۱۸]. 刘月琴

[۱۹].  陈恩明

[۲۰].  穆祥云

[۲۱].  周燮藩

[۲۲].  周燮藩,《什叶派伊斯兰教在伊朗的历史演变》,西北第二民族学院学报,۲۰۰۶第۳期

[۲۳].  王平

[۲۴].王平,۱۶、۱۷世纪伊朗部落问题初探,西南大学学报,第۳۳期,۱页。

[۲۵].  程彤

[۲۶].  王宇洁

[۲۷]. 蔺焕萍

[۲۸].  李勤

[۲۹].李勤,《十叶派成为伊朗国教的原因初探》,云南师范大学学报哲学社会科学版,۱۹۹۳,第۶期。

[۳۰]. 陈刚

[۳۱].  李阳

[۳۲]. در چین تبلیغ دین ممنوع است اما این امر از طریق برگزاری جشن ها یا اعیاد مذهبی، نشست های تخصصی و غیره امکان پذیر می شود.

[۳۳].蔡德贵

[۳۴].cosmopolitanism

[۳۵]. 李维建,巴哈伊信仰与现代性,文史哲,۲۰۰۴,第۱期。

[۳۶].  李福泉

[۳۷].  吴冰冰

[۳۸].  陈和丰

[۳۹].吴云贵

[۴۰]. 吴云贵与周燮藩,近现代伊斯兰思潮与运动,社会科学文献出版社,۲۰۰۰٫

[۴۱]. آقای وو کتاب را به همراه آقای جو شیه فن نوشته است.

[۴۲].  汪波

[۴۳]. آقای冀开运 دکترای تاریخ و متخصص مسائل خاورمیانه است و در این باره تحقیقات زیادی انجام داده است . وی سفرهای متعددی به ایران داشته و در دانشگاه تهران سخنرانی کرده است.

[۴۴]. 李鹏涛

[۴۵].敏文杰

[۴۶]. 马通

[۴۷].阿布力米提·亚森,试论新疆维吾尔族中的什叶派穆斯林,北方民族大学学报(哲学社会科学版),۲۰۱۰,第۹۲期,۲页。

[۴۸]. 王宝霞

[۴۹].李维建

[۵۰].李维建

[۵۱].什叶派伊斯兰教

[۵۲].什叶派现代伊斯兰主义的兴起

[۵۳]. 伊朗伊斯兰史

منابع :

۱.  吴冰冰,什叶派现代伊斯兰主义的兴起,中国社会科学出版,北京,۲۰۰۴٫

۲.  王宇洁,伊朗伊斯兰史,宁夏人民出版社,宁夏人民出版,宁夏, ۲۰۰۶

۳.  王怀德,伊斯兰教教派,中国社会科学出版社出版,北京, ۱۹۹۴ 。

۴.  郭宝华&王怀德,伊斯兰教史,宁夏人民出版社,宁夏,۱۹۹۲。

۵.  阿拉伯世界研究,۱۹۸۷第۴ 期,۱۹۸۹第۱ 期,۱۹۹۳第۱ 期,۲۰۰۸第۱ 期。

۶.  阿拉伯世界,۱۹۸۲第۱ 期,۱۹۸۵第۴ 期,۱۹۸۹第۱ 期,۱۹۹۲第۱ 期, ۲۰۰۰第۲ 期,۲۰۰۳第۴ 期,۲۰۰۳第۵ 期,

۷.  世界宗教研究,۱۹۸۸第۲期, ۲۰۰۲第۳期,۲۰۰۴第۱期。

۸.  西亚非洲,۱۹۸۰第۵期,۱۹۸۲ 第۵期,۱۹۸۸ 第۶ 期,۱۹۹۷第۶期,۱۹۹۹ 第۴ 期,۲۰۰۰第۲期,۲۰۰۷第۲期。

۹.  世界宗教文化,۱۹۹۹ 第۱ 期,۲۰۰۲第۳期,۲۰۰۲年第۴期。

۱۰.                      宁夏社会科学,۲۰۰۰第۴期。

۱۱.                      国际论坛,۲۰۰۹第۱ 期。

۱۲.                      现代国际关系,۲۰۰۵第۳期。

ترجمه منابع :

۱. وو بینگ بینگ، تشیع، ظهور اسلامی گرایی مدرن، پکن، انتشارات علوم اجتماعی چین، پکن ۲۰۰۴٫

۲.  وانگ یو جیه، تاریخ ایران اسلامی، انتشارات خلق نینگ شیا،  نینگ شیا، ۲۰۰۶٫

۳. وانگ خوای دا، فرقه های دین اسلام، انتشارات علوم اجتماعی چین، پکن، ۱۹۹۴

۴. گو باو خوا و وانگ خوای دا، تاریخ دین اسلام، انتشارات خلق نینگ شیا، نینگ شیا، ۱۹۹۲٫

۵. نشریه تحقیقات جهان عرب، شماره های: ۱۹۸۷ شماره چهارم، ۱۹۸۹ شماره اول، ۱۹۹۳ شماره اول، ۲۰۰۸ شماره اول.

۶. نشریه جهان عرب، شماره های: ۱۹۸۲ شماره اول، ۱۹۸۵ شماره چهارم، ۱۹۸۹ شماره اول، ۱۹۹۲ شماره اول، ۲۰۰۰ شماره دوم، ۲۰۰۳ شماره سوم، ۲۰۰۳ شماره پنجم.

۷. نشریه تحقیقات ادیان جهان، شماره های: ۱۹۸۸ شماره دوم، ۲۰۰۲ شماره سوم، ۲۰۰۴ شماره اول.

۸ . نشریه غرب آسیا و آفریقا، شماره های: ۱۹۸۰ شماره پنجم، ۱۹۸۲  شماره پنجم، ۱۹۸۸ شماره ششم، ۱۹۹۷ شماره ششم، ۱۹۹۹ شماره چهارم، ۲۰۰۰ شماره دوم، ۲۰۰۷ شماره دوم.

۹. نشریه فرهنگ های جهان، شماره های: ۱۹۹۹ شماره اول، ۲۰۰۲ شماره سوم و چهارم.

۱۰. نشریه علوم اجتماعی نینگ شیا، سال ۲۰۰۰، شماره چهارم.

۱۱. نشریه کنکاش های بین المللی، سال ۲۰۰۹ شماره اول.

۱۲. نشریه روابط بین المللی معاصر، سال ۲۰۰۵ شماره سوم.

نویسنده پروفسور لیو جیا فونگ

ترجمه :سیدجلال امام

منبع: خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)

مستشرقان و اسلام ‌(۲)

گرچه اسلام شناسى بخشى از دانش عام شرق شناسى است، جمع زیادى از مستشرقان در طول تاریخ هزار ساله استشراق و بلکه از قرن هفتم میلادى تا عصر حاضر، پژوهشهاى خویش را روى اسلام شناسى متمرکز کرده‌اند.

آنچه درپى مى‌ آید بخش دوم گفتگوى ما با استاد مرتضى کریمى‌ نیا حول موضوع <مستشرقان و اسلام است.

* مستشرقان در پژوهش هایشان، بیشتر به کدام یک از منابع اسلامى مراجعه مى‌کنند؟

یک نکته مهم درمطالعات تخصصى دانشگاهى وجود دارد وآن اینکه: دردرجه اول محقق غربى درحوزه مطالعات اسلامى، باید به تمام آنچه به نحوى منبعى است در راه شناخت گذشته وحال مطالعات اسلامى، دسترسى داشته باشد و از آنها استفاده کند، درغیراین صورت تحقیقش ناقص است ومورد توجه قرارنمى‌گیرد.

البته درهنگام تحقیق برروى یک موضوع اسلامى، همان گونه که منابع اسلامى به شما کمک زیادى مى‌ کند، درکنارش منابع غیراسلامى (جانبی) هم کمک مى‌ کند واگر به این گونه منابع توجه نکنید، تحقیق تان ناقص مى‌ شود.‌

دراینجا باید این نکته را هم بگویم که قدیمى ترین چاپهاى کتب اسلامى، درغرب انجام گرفته؛ ازخود قرآن گرفته – که اولین چاپ آن درسال ۱۸۳۴ توسط فلوگل انجام شد – تا معجم المفهرس‌ هایى که بر قرآن نوشته شد.

همچنین حدود ۹۰ درصد متون صحیح بخارى وصحاح سته اهل سنت، کتابهاى تاریخى، دیوانهاى شعر شعراى کهن عرب، کتابهاى ادبى و…،

براى اولین بار در غرب چاپ شده؛ زیرا نسخه‌ هاى خطى این متون وکتب در کتابخانه‌ هاى آنها وجود داشته است.

غربیان براى اینکه بتوانند از دقیق ترین و قدیمى ترین منابع استفاده کنند، کتب و متون را تصحیح و سپس چاپ مى‌ کردند و جالب است که گاهى اوقات،ماهنوز مجبوریم ازهمان چاپها استفاده کنیم، چون چاپ بهترى وجود ندارد.

مثلا  طبقات ابن سعد که صدسال پیش، زیرنظر ادوارد زاخاو  و هشت نفر دیگر، در لایدن هلند چاپ شد، بهترین چاپى است که هنوز مسلمانان درتمام کشورهاى اسلامى ازآن استفاده مى‌کنند. ‌

* سوال بعدى من این است که آیا ما مى‌توانیم در تحقیقاتمان، از یافته‌ها و پژوهشهاى مستشرقان استفاده کنیم؟

در سوالهاى قبلى توضیح دادم که دانشمندان وعالمان اسلامى ازگذشته به تولید علوم ودانشهاى اصلى اسلامى مى‌ پرداختند وکمتر به موضوع تاریخ نگارى، تطور، تکامل و عوامل تکوین علوم وهمچنین تغییرات ونظریاتى که درعلوم ایجادشده،توجه داشتند.

ولى این موضوعات ازمهم ترین مطالبى است که غربیان به آنها پرداخته‌ اند.

بنابراین مى‌ توان دراین زمینه‌ها از نتیجه تحقیقات غربیان استفاده کرد،به خصوص در دوره‌هاى جدید که حوزه‌ ها ودانشگاههاى کشورهاى اسلامى توجه بیشترى به تاریخ علوم اسلامى داشته و دارند.‌

نکته دیگر اینکه برخى از تحقیقات غربیان به موضوع <‌>‌early islamاسلام اولیه یا آغاز اسلام یا آغازتکوین دین اسلام) مربوط مى‌شود.

اسلام اولیه یعنى تمام حوادث، درون مایه‌ها، اشخاص، تاریخ و مفاهیمى که سبب پیدایش و آغاز تکوین دین اسلام شده‌اند.

مفاهیمى مثل جاهلیت که پیش ازاسلام بوده،مردمانى که با یک فرهنگ خاصى درآنجا زندگى مى‌کردند، تاریخ، باورها و فرهنگ آن مردم، شخصیت خود پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، اقوام، پدران، فرزندان ومخالفانش، نخستین دعوتهاى او و نزول قرآن، جاگیرى حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) درقالب پیامبر و حاکم اسلامى در جامعه مدینه، رحلت او و حوادث پس از رحلت، به کل این مجموعه که درآن فتوحات اسلامى، گسترش کشورهاى مملکت اسلامى، مسئله خلافت وجانشینى پیامبر، سلسله خلفا، آمدن بنى امیه، حکومت بنى امیه و آغاز سلسله عباسیان انجام گرفته، مى‌گوییم.

تحولاتى که دراین دوقرن اتفاق افتاده، ازخود تکوین دین اسلام گرفته تا مجموعه دانشهایى که پدید آمده (مثل علم قرائات، تفسیر، حدیث و رجال شناسی)، همه درهمان قرن اول شکل گرفته است. ‌

همچنین همه تلاشهایى که براى شناخت وجوه مختلف اسلام اولیه هست از قبیل شناخت تاریخ یک تمدن با تمام اجزایش، یک کارتاریخى است؛ اما تاریخ یک علم نیست، بلکه تاریخ یک پدیده اجتماعى، یک دین، یک انقلاب فرهنگى و دینى جدى که سبب تحولات زیادى شده، مى‌باشد.

دیگر در اینجا نمى‌ توان حد و مرزگذاشت و گفت غربیها تاریخ نگارى علم را انجام مى‌دهند و مسلمانها خود آن علم را به وجود مى‌آورند؛ چون مثلا غربیها به تحولات تاریخی‌ اى که در میان یهودیان مدینه در عصر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) رخ داده، توجه دارند ودرباره آن مقاله وکتاب مى‌ نویسند، همچنین مسلمانها هم ممکن است درباره مسائل یهودیان مدینه درعصر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، مقاله و کتاب بنویسند.

منابعى که محققان غربى و مسلمانها استفاده مى‌کنند، تقریبا مشترک است.

غربیان به هرآنچه که ما را به صدراسلام نزدیک ترکند، توجه بیشترى دارند، یعنى آنها وقتى مى‌خواهند ‌(آغاز اسلام) را بشناسند، به این‌گونه شواهد بیشترتوجه مى‌کنند، ولى معنایش این نیست که به شواهد اسلامى، متون سیره، قرآن، کتابهاى تاریخى، طبقات و… توجه نمى‌کنند.

اما شکل ونوع استفاده‌شان متفاوت است.

یک محقق مسلمان درمیان اهل سنت، خیلى راحت به همه آنچه که درکتب صحاح آمده، اعتماد مى‌کند؛ مثلا او در صحیح بخارى، صحیح مسلم و… درباره یک موضوع فقهى، روایاتى را مورد بررسى قرار مى‌ دهد و از میان آنها، دو یا سه روایت و یا بیشتر را ترجیح مى‌ دهد و آنها را به مثابه یک روایت صحیح مورد عمل فقهی‌ اش قرار مى‌دهد.

یک محقق غربى هم از همان منابع کهن استفاده مى‌کند، اما به این راحتى به آنها اعتماد نمى‌ کند.‌

محقق مسلمان شاید به محض پیدا کردن ضعفى در متن یا سند یک روایت، آن را ناصحیح دانسته و کنار مى‌ گذارد، ولى براى محقق غربى اینجا تازه اول کار است.

او به دنبال کشف علل جعل یک روایت دریک دوره خاص مى‌گردد، براى او مهم است که این روایت در چه دوره‌اى جعل شده،چه عواملى سبب رواج آن شده و بسیارى مسائل دیگر.

اودرپى پیدا کردن این مسائل، به کشف یک پدیده تاریخى درباره اسلام اولیه نائل مى‌گردد. ‌

نتیجه آنکه ما مى‌توانیم ازتحقیقات غربیان استفاده کنیم؛ اما به شرط شناخت تمام تفاوتها، روشها ومنابع آنها و همچنین شناخت تفاوت خوداین روشها؛ چون گاهى روشها درمیان محققان غربى کاملا متفاوت است.

مثلا غربیان براى کشف تاریخ یک روایت از روشهاى متفاوتى استفاده مى‌کنند؛ برخى به متن توجه مى‌کنند وبرخى به اسناد، بعضى هم از ترکیب روش متن واسناد استفاده مى‌کنند، برخى دیگرهم به دنبال آن هستند تا کشف کنند روایت براى اولین بار درکدام کتاب حدیثى راه پیدا کرده و زمانش را ازآن موقع تاریخ گذارى مى‌کنند.

اما تنها همین چهار روش وجود ندارد، اگر ما داخل این فضا برویم، متوجه مى‌شویم که شکلهاى اجراى این روشها متفاوت است.

‌پس اگر ما تمام تفاوتهایى که تحقیقات غربیان با ما دارند و همچنین همه تفاوتهایى که خودشان باهم دارند را بشناسیم و تمام پیش فرضهاى آنها را بپذیریم، مى‌ توانیم از برخى دستاوردهاى غربیان استفاده کنیم.

مثلا درتحلیل‌هاى زبانى و زبان شناختى، بخش زیادى از تحقیقات مستشرقان برمى‌گردد به مسئله واژگان، زبان و زبان‌شناسى، فقه‌ اللغه، ریشه شناسى، اشتقاق واژگان قرآن و تایک حد‌ اندکى هم حدیث.

از قدیم شناخت معناى برخى از واژگان سخت و دشوار قرآن، براى مسلمانها پیش مى‌آمده، غربیها هم همواره درهنگام مطالعه وبررسى قرآن به ریشه وساختار آیات وفقه اللغه کلمات قرآن، توجه بسیارى مى‌ کردند و این امرحاصلش درطول قرون متعدد، انبوهى کتاب ومقاله در زمینه تحقیقات زبانى قرآن است.

اما این تحقیقات غربیان هم تنوع بسیاردارد، مثلا روشى که <ایزوتسو>، محقق ژاپنى، درتحلیل وبررسى واژگان قرآنى به کار مى‌گیرد،روشى منتقدانه است نسبت به روش مستشرقان پیش ازخودش.

به این معنا که ایزوتسو براى اولین بار از معنا شناسى استفاده مى‌کند، او به ما مى‌گوید صرفا کافى نیست براى یافتن معناى واژه‌هاى قرآنى، با دقت خیلى ریزبینانه به‌ عمق ریشه واژه‌ها بروید و همچنین به زبانهاى سامى دیگر و هم خانواده‌ هاى این واژه دردیگر زبانهاى سامى مثل عبرى وسریانى و حبشى و… سر بزنید.

شما صرفا با چنین کارى نمى‌ توانید معناى آیه‌اى از قرآن را دریابید، شما با این کاریک باستان شناسى لغوى انجام داده‌اید.

مهمترین کار معناشناسى است؛ یعنى شما باید ببینید چه معنایى ازاین واژه درقرآن اراده مى‌ شود و مقصود خداوند از اینکه این واژه را دریک شبکه معنایى،همراه با تعدادى دیگر از واژگان قرآن، به کارمى برد چیست.

من دراینجا مثالى مى‌زنم.

گاهى شما واژه‌اى مثل <تقوی> را ریشه‌یابى مى‌کنید و صرفا به این نتیجه مى‌ رسید که تقوا از وقایه و نگهدارى و حفظ است وبه همین‌اندازه بسنده مى‌کنید.

اما شما هنگامى به معناى دقیق واژه تقوا درقرآن دست مى‌ یابید که تحقیق کنید که خداوند تقوا را در لسان قرآنش همراه با چه عناصرمعنایى دیگر به کار برده؛ یعنى درکنارکدام اوصاف خوب وبه دورازکدام اوصاف بد به کاربرده است.

وقتى شما مجموعه این واژه‌ها را باهم نگاه مى‌کنید.

یک درک کلى نسبت به واژه تقوا پیدا مى‌کنید.

همه تلاش ایزوتسو هم همین است، البته ایزوتسو هیچ گاه نمى‌گوید زبان شناسى تاریخى یا تطبیقى کار عبثى است، او مى گوید این کار مقدمه است براى یافتن معناى واژه‌اى درقرآن.

آیا امروزه که ما قرنها از شروع تحقیقات اسلام شناسى درغرب فاصله گرفتیم، مى‌توان گفت پدیده اسلام شناسى یا استشراق، از روزگارنخست، تحول چشمگیرى داشته یا مقاطع خیلى مهمى را ازسرگذرانده است؟ ویا به تعبیردیگر، اسلام شناسی‌اى که‌ امروزه درمجامع علمى ومحیط‌ هاى آکادمیک غربى وجود دارد، با اسلام شناسى اى که درسیصد یا پانصد سال پیش بوده، چه تفاوتهایى دارد ؟

توجه به تغییرات وتحولات علوم، به محقق ما امکان مى‌ دهدکه هرپدیده‌اى ازجمله پدیده استشراق را یک پدیده درتحول ببیند.

نظیراین مسئله درمورد علوم دیگر هم هست؛ دانشها چاق‌ تر و فربه‌ تر مى‌ شوند، بعضى مسئله‌هاکم کم ازعلم بیرون رانده شده ودرحاشیه قرارمى گیرند، بعضى روشها در علم تاثیرگذاشته وبخشى ازآن را متحول مى‌کنند.

گاهى برخى مراودات وتعاملها میان عالمان تولیدکننده آن علم با محیط‌ هاى دیگر، سبب مى‌شود آن علم رنگ وبوى دیگرى، نسبت به آن علمى که عالمان آن دونسل قبل تولید مى‌کردند، بگیرد.

این مسئله به خصوص درعلوم اسلامى مثل فقه وکلام، در تعاملى که شیعه وسنى درقرون با هم داشتند، تاثیر خودش را بسیار نشان داده است.‌

استشراق یا پدیده اسلام شناسى درغرب هم همین طور است، این پدیده در زمانى خیلى خام بوده است.

دردوران قرون وسطى، تمام تلاش غربیان غرب مسیحى را شامل مى‌ شده، غرب مسیحی‌ اى که به دلایل سیاسى و مذهبى، نسبت به اسلام احساس خطر مى کرده وتلاش مى‌کرده درآن قرون، که همه چیز تحت سیطره کلیسا بود و حتى کسى جرات ترجمه متن انجیل به زبان دیگرى غیر از لاتین نداشت، براى جلوگیرى از نفوذ وعقب راندن اسلام، هرچه بیشتر به آن ضربه زنند.

بنابراین آثارى که منتشرمى کردند، پربود از غرض ورزى واشتباه ونادرست فهمی.

علتش آن بود که ما درآن دوره عالمان درجه اول دردانستن زبان عربى و منابع اسلامى نداشتیم.

پس یک تفاوت بزرگ این است که استشراق دردوران اولیه بچه وناکام بود و مستشرقان تلاش مى‌کردند که اسلام را هرچه بیشتر بد جلوه دهند و نقطه ضعفى در چهره وسیماى پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) پیدا کرده وآن را بزرگ جلوه دهند، وهمه این مسائل به تحقیقاتشان دامن مى‌زد. ‌

این تفاوت بسیار مهم است؛ ولى باید بدانیم تحقیقات اسلام شناسى درغرب خیلى متحول شد و ازاین رنگ وبو درآمد.

درقرن هیجدهم ونوزدهم وبه خصوص قرن نوزدهم وبیستم، به طورکلى این مسائل ازبین رفته وبه جاى آن تحقیقات خاص زبانى وتاریخى به وجود آمد که آنها را صرفا افراد کلیسایى انجام نمى‌ دهند، بلکه دانشگاهها به وجود آمد و هرکسى مى‌ توانست به دانشگاه برود وبه تحقیقات مورد علاقه اش بپردازد.

البته بسیارى ازکسانى که این تحقیقات را انجام مى‌دهند یا مسیحی‌  اند یا یهودى و یا بى دین، وبالاخره دانشها و دین اولیه شان، خیلى جاها تاثیر خودش را مى‌گذارد؛ ولى به صورت پنهان تر.

دردوره‌هاى جدید به دلیل اینکه تماسهاى خیلى زیادى بین محققان اسلامى وغربى برقرار شده ونیزبه دلیل اینکه غربیان خیلى بیشتر اسلام را ازنزدیک وبه شکل ملموس، درخودکشورهاى اسلامى تجربه کرده‌اند (چون بسیارى ازکسانى که امروزه دردانشگاههاى غربى در رشته‌هاى اسلام شناسى درس مى‌خوانند، حداقل چندین ماه درکشورهاى اسلامى به سرمى برند و ازنزدیک با محیط‌ ها ومحققان اسلامى سر و کاردارند) آمارنوشته‌ هایى که درمیان غربیان منتشر مى شود و در آنها حس همدلى (نه بى تفاوتی) با مسلمانان بیشتراست، خیلى زیاد دیده مى‌شود.

یعنى امروزه ما به راحتى مى‌توانیم کسانى را درمیان غربیان پیدا کنیم که از شنیدن آواز وصوت قرآن متاثرمى شوند و زیباست برایشان تحقیق درباره‌زیبایى شناسى زبانى وادبى قرآن.

این پدیده خیلى جدیدت راست وما به آن تحول یک پدیده مى‌گوییم.

بنابراین ما نباید تصورکنیم که اولا درغرب ودرمیان اسلام شناسان غربى، بایک پدیده واحد مواجه هستیم، وثانیا این پدیده، تاریخچه اش همیشه یکسان بوده است.

ماباید بدانیم که امروزه اسلام شناسى درغرب تنوع دارد، همچنان که هرموضوع علمى درمیان تمام جهان اسلام تنوع دارد ،ثالثا آن چیزى که امروزه تنوع دارد، صد و پانصد سال پیش به گونه‌اى دیگربوده است و ویژگیهاى هردوره اش باهم متفاوت است وتحولات جهانى وتحولات خود کشورهاى اسلامى و پیشرفت علوم،اسلام شناسى را تغییر داده‌اند.‌

منبع: روزنامه اطلاعات

مرتضى کریمى

اروپا و اسلام ۵

برنارد لوئیس

اشاره

در شماره های ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۴ ماهنامه “اسلام و غرب”، به بحث در مورد مفاهیم اروپا و اسلام، تفاوت اسلام و مسیحیت، دیدگاههای این دو نسبت به یکدیگر، جنگها و درگیریهای آنها، تاثیر متقابل جنگهای صلیبی بر اروپا و جهان اسلام، پیروزیهای متناوب دو طرف عثمانی و اروپا در جنگها، تقابل تمدنی اروپا با اسلام، وضعیت جهانی اسلام در قرن هجدهم، گسترش استعمار اروپایی، روابط متقابل اقتصادی اروپا و جهان اسلام، ضعف اقتصادی جهان اسلام و تغییر دیدگاه اروپاییان نسبت به جهان اسلام و بالعکس پرداخته شد.

در این تقابل میان اسلام و اروپا و دیگر نقاط، مسلمانان، فلسفه و علوم یونانی را که اروپاییان برای چندین قرن در پی کشف آن برنیامده بودند، ذکاوت و سیاستمداری ایران و حتی میراث مسیحیت اروپایی و بیزانس را به ارث بردند.

فراز و نشیب حمله و حمله متقابل میان این دو، با پیروزی ناتمامی از جانب مسیحیان شروع شد و با شکست قطعی آنها به پایان رسید.

با ورود اسلام به اروپا، در اسپانیا و سیسیل اعتقاد به اسلام و فرهنگ عربی، جذابیت با شکوهی را به ظهور می رسانید و حتی کسانی که به دین مسیحیت وفادار ماندند، اغلب زبان عربی را برای خود اقتباس کردند.

در قرن شانزدهم ترس غالبی در میان سردمداران اروپایی از اسلام و عثمانی مستولی شده بود.

آنها امپراتوری عثمانی را مقتدر و دارای ارتشی با تجربه و انسجام دیرینه و دارای نظم و انتظام همیشگی و در مقابل اروپا را دارای نیروهای آسیب پذیر، همیشه خوشگذران، روحیه شکسته و سربازان غیر انتظام یافته می دانستند.

کم کم با سفرهای دریایی ماجراجویان و جویندگان طلا و کشفیات تازه آنها، به علاوه پیشرفت تسلیحاتی اروپا، این موازنه را به نفع اروپا تغییر داد.

در قرن هجدهم، شاهد انقلاب صنعتی در اروپا و عقب افتادن مسلمانان در این زمینه می باشیم. اروپاییان کم کم با کمک روسیه شروع به باز پس گیری سرزمینهای خود کردند و مسلمانان در فکر حفظ و نگهداری از مواضع به دست آمده خود بودند.

در این میان روسها بر اساس پیمان کوکوک کی نارکا امتیازات زیادی از مسلمانان گرفتند.

موج جدیدی از پیشرفت اروپا در اواسط قرن نوزدهم با وجود وضعیت صلح در روسیه و در نهایت امر، تصرف خانهای آسیای مرکزی شروع گردید و به نوبت، از طریق اشغال تونس توسط فرانسه در سال ۱۸۸۱ و اشغال مصر توسط انگلستان در سال بعد ادامه یافت.

با سفرهای دریایی اکتشافی اروپاییان و در سطح بسیار وسیعتری، امپراتوریهای بازرگانی و استعماری که اروپاییان ایجاد کردند، تغییرات وسیعی در شرایط و زمینه تجارت میان اروپا و جهان اسلام بوجود آمد. در مقایسه، خاورمیانه شرقی و غربی تا قرن نوزدهم بسیار ضعیفتر از آن روزهای بزرگ قرن شانزدهم شده بود.

چیزی که می توان به خصوص در روابط اروپاییان با سرزمینهای اسلامی، مخصوصا خاورمیانه مشاهده کرد، این است که در هر دو طرف، نمایندگان و افراد ذی نفع در تغییر اقتصادی، اجنبی بوده اند.

اجنبیها همان اروپاییان بودند و حتی در خاورمیانه نیز بازیگران اصلی یا خارجی بودند و یا از اعضای اقلیتهای مذهبی که از طرف جامعه اکثریت در حاشیه قرار گرفته بودند.

کم کم با تماسهای بیشتر مسلمانان و اروپاییان تفاهمات دو طرفه بیشتری بوجود آمد و دیدگاههای آنها نسبت به یکدیگر تغییر پیدا کرد.

در این قسمت توجه خوانندگان را به ادامه بحث جلب می نماییم.

وضعیت اسلام در قرن بیستم

تا سال ۱۹۲۰ چنین به نظر می رسید که غلبه بر اسلام کامل و نهایی شده است.

سرزمینهای وسیع و مردمان مسلمان بی شماری از آسیا و آفریقا به طور کامل، تحت کنترل امپراطوریهای اروپایی درآمده بودند.

بعضی از آنها تحت کنترل شاهزاده های بومی و اکثر آنها تحت استعمار مستقیم قرار داشتند.

تنها تعداد اندکی از کوهستانهای خشک و مناطق بیابانی که بسیار فقیر بود و به سختی قابل استفاده بودند، تا حدودی استقلال خود را حفظ کرده بودند.

در امپراطوری سابق روسیه، انقلاب و جنگ داخلی، موجب رهایی موقت از دست قدرت مرکزی گردید و اجازه ظهور به رژیمهای مستقل در بعضی از تصرفات سزاری سابق داده شد.

پیروزیهای بلشویکها باعث اعاده مجدد کنترل مرکزی از جانب آنها گردید.

روسیه برای چشم پوشی از بالتیک، لهستان و سرزمینهای بالکان که تحت انقیاد سزار بودند، تا مدتها تحت فشار اروپا قرار گرفته بودند; در سرزمینهای اسلامی، فتح و همگرایی مجدد کامل شده بود.

در ماه آوریل ۱۹۲۰، ارتش سرخ که در حال پیشروی بود، جمهوری مستقل آذربایجان را از بین برد، با این حرکت روند جمهوری که در اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفته بود، متوقف شد.

این قضیه توسط دیگر جمهوریهای تاتار، باشقیر و مسلمانان آسیای مرکزی، جایی که کمیسرهای کمونیست می توانستند به بهترین وجه نقش شاهزادگان بومی را بازی کنند، پیگیری شد.

مسلمانان اتحاد جماهیر شوروی، همانند مسلمانان انگلستان، فرانسه، و امپراطوری آلمان، یک بار دیگر به صورت قسمتی از سیستم سیاسی با مرکزیت یک پایتخت اروپایی درآمدند; علاوه بر این آنها تحت انقیاد نوعی تبلیغات ضد اسلامی بودند که به شدت از طرف دولت حمایت می شد و به طور مستقیم یا غیر مستقیم، از طرف هیاتهایی از قبیل مجمع مبارزین بی دین و مؤسسه الحاد علمی League of the Militant Godlessرهبری می شدند.

به یقین این امر تبلیغات مسیحیت نبود و با فعالیتهای آزمایشی محتاطانه مبلغین مسیحی در امپراتوریهای غربی تفاوت داشت.

با این حال، از سکولاریزم رادیکالی که اصول فکری آن کاملا اروپایی بود، الهام می گرفت، گر چه عواقب بعدی آن چنین نبود.

تجزیه امپراتوری عثمانی و عواقب آن

در قلب اسلام، فقط دو دولت اسلامی ترکیه و ایران، استقلال خود را حفظ کرده بودند.

اما ایران، طی جنگ جهانی اول، به عنوان منطقه جنگی ای شناخته شده بود که در آن، روسیه، انگلستان و نیروهای عثمانی آزادانه فعالیت می کردند.

این کشور به حدی به حالت هرج و مرج کشیده شده بود که با وجود پایان خصومتها، به آرامش فوری دست نیافت.

امپراتوری عثمانی در ابتدا، به مدت چندین قرن، به نوک نیزه اسلام تبدیل شده بود و بعدها به سپر اسلام تبدیل گشت و بعد از آن شکست خورد، پایتختش به اشغال درآمد و استانهایش بین قدرتهای غربی و متحدین یونانی اش تقسیم شد.

تجزیه امپراتوری عثمانی، در عهدنامه سورس Sevres که توسط نمایندگان سلاطین در ۱۰ آگوست ۱۹۲۰ به امضا رسید، تایید و جزء به جزء به رشته تحریر درآمد.

شهر سورس به خاطر جنگهای حساس خود معروف است.

معاهده ای که در آنجا توسط دیپلماتها به امضا رسید، خرد، شکننده و ناکامل بود و خیلی زود درهم ریخته شد.

چکشی که باعث شکستن آن شد، در دست یک ژنرال ترک به نام مصطفی کمال بود که بعدا به آتاتورک معروف شد.

با توجه به ضرب المثل معروف آمریکایی، “اگر شما نمی توانید آنها را شکست بدهید، به آنها ملحق شوید،” کمال آتاتورک هر دو این کار را به انجام رساند و فعالیتهای مداوم وی در رد تسلط اروپائیان و در آغوش گرفتن تمدن اروپائی حاکی از نقطه عطفی است که از جهات گوناگون با قبل از آن قابل مقایسه است، یعنی هم با پیروزی در قسطنطنیه و هم با شکست در وین.

این اولین شکستی نبود که متوجه یک کشور آسیایی در جهت تبدیل خود به یک کشور اروپایی می گشت.

در سال ۱۹۰۵، پیروزی ژاپن بر امپراتوری روسیه و توقف توسعه روسها در شرق دور، باعث شادمانی و بارقه امیدی در سرتاسر آسیا گردید که شامل عثمانی نیز می شد.

اما روسیه، همچنان که اروپا را به عنوان غرب نمی شناخت، با ژاپن نیز کمتر به عنوان یک کشور آسیایی برخورد کرده بود، مخصوصا در سرزمینهای اسلامی که آسیایی بودن هنوز به عنوان یک مفهوم، ریشه ندوانیده بود.

وقتی که آتاتورک یونانیها را به عقب راند، امپراتوری انگلستان را مستاصل نمود، اولین پیروزی مهم مسلمانان را علیه یک قدرت مسیحی رقم رد و موجی از انبساط و خوشحالی در سرتاسر دنیای اسلام، از آفریقای غربی تحت استعمار فرانسه و انگلستان تا هندوستان شرقی تحت استعمار هند به ارمغان آورد.

جنبش کمالیستی در مراحل اولیه، در آناتولی فقط در مناسبات مذهبی دخالت می نمود.

هدف آن، آزاد سازی “سرزمینهای اسلامی” و “مردمان مسلمان” و اخراج مهاجمین کافر بود.

رجال برجسته مسلمان در میان حامیان اولیه کمالیستها، برجسته و ممتاز بودند، ۷۳ نفر از ۳۶۱ عضو اولین مجمع بزرگ ملی که در سال ۱۹۲۰ در آنکارا دور هم گرد آمده بودند، از روحانیون دینی بودند.

در فوریه ۱۹۲۱، کنگره پان اسلامی در سیواس Sivas جهت بسیج حمایتها تشکیل گردید.

چندین نماینده از کشورهای عربی در آن شرکت کردند.

کسانی که در جنگ کشته می شدند، شهید و از رهبر پیروزمند نیز با نام غازی یاد می شد.

هر دوی این لغات، در زمره واژه های جهاد، جنگ مقدس اسلام، به شمار می روند.

یک نویسنده الجزایری به نام مالک بنابی در خاطرات خود به صراحت اشاره می کند که چگونه گزارشهایی که از تازه قهرمان مسلمان در ترکیه و پیروزی های وی بر قدرتهای استعماری می رسید، باعث تهییج مسلمان الجزایر می شد.

در سرتاسر آسیا و آفریقا، مصطفی کمال نمونه بارزی بود که پیروزهایش کم و بیش با تلاشهای دیگری که علیه امپریالیست اجنبی و کافر انجام می شد، قابل مقایسه بود.

در سالهای اخیر، افسانه دیگری از آتاتورک در حال ظهور بود.

در بعضی از منازل مسلمانان، جایگزین قهرمانان برجسته شده بود، البته نه به عنوان مدافع دلاوری که برای دفاع از مردم خود با اروپاییها به مقابله برخاسته و آنها را شکست داده بود، بلکه بیشتر به عنوان آدم بی وجدانی که در لحظه پیروزیش به آنها (اروپاییان) پیوست و به خاطر تسلیم و واگذاری پیروزیها به آنها، گناهکار شناخته شد.

در دنیای تفکر بنیادگرایان، اسلام هم از خارج و هم از داخل مورد حمله قرار می گیرد.

تعداد و قدرت دشمنان خارجی زیاد و چهره هایی از قبیل امپریالیسم، که بعضا هم به عنوان سربازان جنگ صلیبی معرفی می شوند، متحد تبلیغاتی آنان، صهیونیسم که دست نشانده آنان است و همچنین کمونیست که به عنوان رقیب امپریالیسم قلمداد می گردد، را شامل می شوند.

این نقشها ممکن است در حوزه هایی که مشغول برخی تحرکات بنیادگرایی شوند و قبلا از ایدئولوژیهای اروپایی فوق تاثیر پذیرفته اند، جابجا گردند، اما معمولا دشمن داخلی خطرناک تر است چرا که هم شرارتش بیشتر است و هم تهدیدش. دلیل شرارت بیشتر آن به خاطر مخفیانه و خائنانه بودن خصومت آن است و علت تهدید بیشتر آن بدین خاطر است که این دشمن از داخل حمله می کند و با توطئه خود جامعه مسلمانان را از تمامیت دینی و هدایت الهی محروم می سازد اینکار جز اینکه حملات، نه چندان مهم دشمنان خارجی را به حداقل می رساند، چیز دیگری انجام نمی دهد.

این دشمنان داخلی، از لحاظ سیاسی متفاوت می باشند; آنها شامل چهره های مختلفی از قبیل فاروق شاه و جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، شاه و مخالفان لیبرال و سوسیالیستش در ایران، حافظ اسد، رئیس جمهور سوریه و صدام حسین در عراق می باشند.

چیزی که در همه آنها مشترک می باشد، این است که همگی متجدد هستند، بدین معنا که از نظر اسلام، آنها کافران جدیدی هستند که هدفشان تضعیف و از بین بردن هنجارها، حقوق و ارزشهای اسلامی و جایگزینی آنها با هنجارها و حقوق ارزشهای کفرآمیز وارده از غرب می باشد، تا اینکه حکومت الهی را به صورت اسلام و تقدس جدیدی درآوردند و یا به عبارت دیگر، آن را غربی می کنند.

در این راههای شیطانی وجه مشترک همه آنها همان فاتحی است که در ابتدا، در پی اضمحلال خلیفه گری بود، حقوق مقدس اسلام را کنار گذاشت و کسانی را که برای قرنها این حقوق و عرف، فرهنگ و آموزش و پرورش را به اجرا درآورده بودند، از اریکه قدرت معزول ساخت، او کسی جز مصطفی کمال پاشا نیست.

مصطفی کمال پاشا، درواقع اولین حکمران مسلمانی بود که اسلام را متزلزل ساخت، شریعت را ملغی و عرف اروپاییان را بر تمامی زندگی عمومی و اجتماعی مسلمانان جاری ساخت.

با فرمانهای او، ترکهای مسلمان مجبور بودند تا زبان خود را با دست خط لاتین بنویسند، فقط با یک زن ازدواج کنند و عمامه ها و فینه های خود را برداشته و به جای آنها کلاه بر سر بگذارند.

این تغییرات تنها جاه طلبیهای یک حاکم مطلق بوالهوس نبود.

آنها اظهارات و توافقات آشکار و نمایانی از یک تغییر اجتماعی اساسی و درواقع مدنی بودند.

بسیاری از اصلاحات غربگرای او، از سوی دیگر دولتهای اسلامی، از قبیل دولتهایی که مبارزان اسلامی تندرو و سنتی در راس آنها بودند، پیگیری شد، اما هیچ کدام از آنها از لحاظ ذوق و شوق و ثبات و موفقیت قابل مقایسه با آن نبودند.

این روزها عکس العمل شدیدی علیه آنها در جهان اسلام به وقوع پیوسته است که حتی شامل جمهوری ترکیه نیز می شود.

روابط متقابل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی

انقلاب کمالیستی و فلسفه ای که آن را به پیش می برد، دارای زمینه تاریخی دراز مدتی بود که تا حدی به حمله اولیه ترکها به اروپا باز می گشت.

ترکها در ابتدای کار به اهمیت پیروی از اروپاییان در زمینه تسلیحات و هنرهای نظامی پی برده، به ناچار در تقابل با مردانی بودند که این سلاحها را برای آنها ساخته، فروخته و حتی تا حدی به کار می انداختند.

آنها از لحاظ اقتصادی و در زمینه تجارت و واردات و صادرات فزاینده مواد خام و تولیدات، با چندین دولت اروپایی در ارتباط بودند، اما در این موارد و در بیشتر روابط دیگری که با غرب کافر داشتند، عثمانیها و دیگر مسلمانان، از برخورد اجتناب می کردند.

همان گونه که پیش بینی می شد، این روابط باعث بوجود آمدن طبقه بزرگی از واسطه هایی از اتباع غیر مسلمان در دولتهای مسلمان گردیده و موجب افزایش شمار زیادی از بردگان آزاد و در مناطق دیگر، پناهندگان و مسیحیان مسلمان شده ای که در پی یافتن بهشت و اقبال خود در سرزمینهای اسلامی بودند، گردید.

این واسطه ها به عنوان یک عایق و پوشش و یا به اصطلاح دقیقتر، سپر دفع بلا برای جامعه مسلمانان میزبان بودند که از شوک فرهنگی که از ارتباط با آنها حاصل می گشت، جلوگیری می کردند.

پناهندگان یهودی اروپایی در اواخر قرن پانزدهم، اجازه چاپ مطبوعات را بدست آوردند و این الگو توسط یونانیها، ارمنی ها و مسیحیان عرب زبان نیز پی گیری می شد، اما آنها اجازه داشتند تا فقط با حروف چاپی خود یا حروف چاپی اروپایی و نه زبان عربی یا ترکی، مطالب خود را به چاپ برسانند.

این قضیه تا سال ۱۷۲۷ طول کشید; در آن سال، فرمان امپراتوری در زمینه تاسیس اولین جریده برای چاپ در استانبول صادر گردید.

این قضیه، توسط یک مجارستانی که به اسلام گرویده بود و یکی از مقامات ترک که از دیدار دیپلماتیک خود از پاریس باز می گشت، شروع گردید.

بعضی ها این ممنوعیت درازمدت چاپ عربی را به تقدس حروف چاپی که در قرآن به رشته تحریر درآمده بود، نسبت می دهند; دیگران آن را به منافع صنفی نویسنده و خوش نویس نسبت می دهند.

غیر از سفرهای تحمیلی و دسترسی محدود اسرا از طریق خشکی و دریا به این سرزمینها، هیاتهای دیپلماتیک تنها شانس دیدار و اقامت مسلمانان تحصیلکرده برای توقف کوتاه در اروپای مسیحی و دیدار و گفت و گو با مسیحیان اروپایی تحصیلکرده را فراهم می نمود.

بعضی از پادشاهان اروپا، همانند فرانسیس اول در فرانسه و الیزابت اول در انگلستان، ادعا کرده اند که احترام و حسن یت سلطان عثمانی را به دست آورده و به نوعی از اتحاد با او دست یافته اند، ولی هیچ مدرکی دال بر وجود چنین احساسی در میان عثمانیها وجود ندارد.

از زمانی که رهبران رقیب جنگهای صلیبی، که درصدد آزاد سازی سرزمین مقدس بودند، چهار اصل جلال برانگیز را در کرانه شرق مدیترانه مطرح کردند که بلافاصله باعث جلب توجه اتحادهای مسلمانان علیه یکدیگر گردید، شاهزادگان مسلمان فهمیدند که مسیحیت، حتی بیشتر از اسلام، تقسیم شده بود، با حاکمیتها می جنگید و برخوردهای جانسوز آن در هت برخی منافع به کار گرفته می شد.

بازرگانان مسیحی که در مصاف با سربازان جنگهای صلیبی و دنباله رو آنها بودند، در بازارهای مسلمانان مشغول خرید و فروش انواع و اقسام کالاها، حتی تسلیحات و دیگر وسایل جنگی، با قیمتهای مناسب بودند.

هیاتهای دیپلماتیک، از قبیل کنسولگریها و سفارتخانه های مقیم در کشورهای اسلامی و جوامع بین المللی فعال در شهرهای ساحلی مثل اسکندری، بیروت، و گالاتا نیز دارای روابطی با مسلمانان بودند.

اما در کل، به نظر می رسید که حاکمان مسلمان اهمیت اندکی به این ارتباطات می دادند و حتی خردمندان جامعه اسلامی از حاکمان مسلمان نیز بی خیالتر بودند.

مقامات رسمی عثمانی مطمئنا از وضعیت اقوام و ملتهای آشوبگر ماورای مرزهای شمال غربی آگاه بودند، ولی مدیریت را به دست افراد متخصصی می دادند که وظیفه شان حفظ نظم در مرزها و مراقبت از مردم سرکش ساکن ماورای مرزهای آنها بود.

عقب نشینی از وین، بیانگر شروع دوره جدیدی از روابط دیپلماتیک بود.

برای اولین بار در تاریخ، عثمانیها موضع ضعف و به عنوان طرف شکست خورده جنگی بلند مدت و خسته کننده، نیاز به مذاکره و برقراری پیمان صلح داشتند.

سودمندی دیپلماسی غربی در زمان مذاکرات به اثبات رسیده بود.

انگلستان، فرانسه و هلند که می خواستند اتریشی ها و متحدانشان را از ثمرات کامل پیروزیشان محروم نمایند، درصدد نجات ترکها از عواقب کامل شکستشان بودند.

در نتیجه مداخله ماهرانه و مشاوره آگاهانه فرستادگان انگلستان و هلند به استانبول، ترکها توانسته شرایط نسبتا بهتری را برای خود به وجود بیاورند.

در قرن هیجدهم که هیاتهای دیپلماتیک بیشماری از عثمانی به اروپا می رفتند، لحن تازه ای در گزارشهای فرستادگان آنان دیده می شد.

لحنی که حاکی از اظهار علاقه و حتی بعضی وقتها تحسین بود.

گاهی این فرستادگان تا جایی پیش می رفتند که دولت عثمانی را به تقلید از اعمال اروپاییان توصیه می کردند.

تا اواخر این قرن، سلطان سلیم سوم در چندین پایتخت اروپایی سفارتخانه های دائمی تاسیس نمودند.

و به دنبال آن، درصدد برقراری روابط دیپلماتیک با آنها برآمد.

تاسیس این سفارتخانه ها تغییر بنیادینی در روش قدیمی بود که کسی را برای هدف خاصی فرستادند و بعد از پایان آن کار، به کشور باز می گشت.

این سفارتخانه ها راهی در جهت همگرایی یک دولت اسلامی (عثمانی) با سیستم سیاسی اروپا بود; همچنین زمینه ای بوجود آمد تا نسلهای جدیدی از ترکها، چند سالی از عمر خود را در شهرهای اروپایی بگذرانند و از این طریق، یک زبان اروپایی را فرا گرفته، به صورت مستقیم از تمدن اروپایی، دانش و معلومات فرا گیرند.

ورود ترکیه به جامعه اروپا

در سال ۱۹۶۳، در زمانی که ترکها هنوز هم در حال عقب نشینی بودند، آقای ویلیام پن William Penn ، کتاب کوچکی به چاپ رساند که پیشنهاد شده بود دولتهای اروپایی دست به تشکیل سازمانی بزنند که این مشاجرات را داوری کرده، از جنگها جلوگیری نماید.

او پیشنهاد کرد که در صورتی که ترکیه از اسلام دست کشیده و مسیحیت را در آغوش بگیرد، برای پیوستن به جامعه اروپا از آن دعوت به عمل آید، اما چنین شرطی محال و بیهوده بود.

بنابر این، طبق ماده ۷ عهدنامه ۱۸۵۶ پاریس، چنین شرطی بر آنها تحمیل نشد و قدرتهای اروپایی به طور رسمی ورود عثمانی را در قالب اتحادی که به کنسرت اروپا معروف بود، پذیرفتند.

گر چه در زمینه درخواست ترکیه برای عضویت در جامعه اقتصادی اروپا به طور رسمی موضوعات دینی قضیه اشاره ای نشد، ولی نشانه هایی وجود دارد مبنی بر اینکه این ملاحظات به طور کامل در این بحثها حذف نشده است.

در اروپای سکولار و مدرن، در داخل یا خارج جامعه، ایده تحمیل یک شرط دینی، اهانت آمیز و بی مورد به نظر می رسد، اما اکثر اروپاییان هنوز هم شرایطی برای دیگران در نظر می گیرند که موضوعات دینی در این مقوله نمی گنجد، ولی به تمدن اهمیت زیاد می دهند.

فرهنگ، آداب اجتماعی و بالاتر از همه، هنجارهای سیاسی، در جایگاه ویژه ای قرار دارند.

اینکه ترکیه یا دیگر دولتهای اسلامی خواستار یا قادر به برآورده کردن این شرایط هستند یا اینکه دولتهای اروپایی، بعد از همه رخدادهایی که به وقوع پیوسته است، هنوز هم می توانند شرایط خود را بر آنها تحمیل کنند، دو مسئله قطعی و درهم تنیده است.

ترکها و دیگر مردمان مسلمان، برای اینکه بتوانند در کنسرت اروپا بازی کنند، بایستی وسایل و ابزار جدیدی بدست آورده، در آنها مهارت کسب می کردند و با ادبیات جدیدی که بوجود آمده بود آشنا می شدند.

ادبیات اروپایی با فرهنگ مسلمانان متفاوت بود، بویژه آنکه، آنها بایستی زبانهای اروپایی و دست نوشته های نامقدس آنها را می آموختند.

پیش از آن، به این قضیه بصورت یک نیاز نگریسته نشده بود.

در زمینه حداقل ارتباطات مورد نیاز، مسلمانان به اتباع غیر مسلمان یا اروپاییانی که به صورت پناهنده، ماجراجو، بازرگان یا فرستاده به آن کشورها آمده بودند، اتکا می کردند.

در اوایل قرون وسطی ، گر چه در زمینه تاریخ و ادبیات هیچ اقدامی صورت نگرفت اما مقدار قابل توجهی از کارهای علمی و فلسفی یونانیان، به زبان عربی ترجمه شده، به قسمت عمده ای از میراث فرهنگی مسلمانان تبدیل شد.

در زمینه ترجمه متون اروپای مسیحی که در نظر مسلمانان به عنوان دشمن و دین ملغی تلقی می گردید، کار عمده ای صورت نگرفت.

به غیر از چند مورد، هیچ کتاب اروپایی به زبان ترکی یا عربی یا فارسی ترجمه نشد.

به استثنای چند ملاح و تاجر یا افرادی که اهمیت چندانی نداشتند و به صورت دست و پا شکسته زبان ایتالیایی را بلد بودند، مسلمانان اندکی قادر به صحبت کردن یا فهم زبان اروپایی بودند.

تعداد کسانی که قادر به خواندن و کتاب اروپایی بودند، از این هم کمتر بود.

مبادلات فرهنگی و نظامی

وضعیت فوق در قرن هیجدهم، عصر اول ارزیابی مجدد اسلامی، تغییر نمود.

اولین مسلمان برجسته ای که به یک زبان اروپایی تسلط داشت، سعید افندی بود که در سال ۱۷۲۰ همراه پدرش با یک هیات دیپلماتیک به فرانسه رفته بود.

بنا به اظهار یک شاهد فرانسوی هم عصرش، وی همانند افراد بومی به زبان فرانسه مسلط بود، وی مؤسس اولین چاپخانه ترک است.

یکی از اولین کتابهایی که در این چاپخانه به چاپ رسید، رساله ای است که در آن، به توصیف انواع حکومتهای موجود در اروپا، مشتمل بر جغرافیای فیزیکی و نظامی این قاره، نیروهای نظامی دولتهای اروپایی، آموزش، ساختار فرماندهی، و روشهای جنگی آنها، می پرداخت.

بیشتر از نیاز به اطلاعات سیاسی، نیاز نظامی بود که مسلمانان را به سمت یادگیری زبانهای خارجی و یا بدتر از آن، رفتن به سرزمینهای کفار سوق می داد.

برای نگهداشتن اروپاییهای در حال پیشروی در خلیج کوچک، لازم بود تا به روشهای نظامی اروپایی تسلط یابند.

از این رو، به معلمان اروپایی نیاز داشتند.

در قرن هیجدهم، تعداد زیادی از معلمان اروپایی برای آموزش نیروهای عثمانی به استخدام درآمدند. اکثر آنها مسیحیان مسلمان شده و ماجراجویانی بودند که زبان ترکی را یاد گرفته یا اینکه همراه مترجمان حضوری تدریس می کردند.

در پایان قرن، سلطان سلیم سوم از دولت تازه تاسیس جمهوری فرانسه درخواست کرد که یک هیات نظامی به آنجا بفرستد.

به پیروی از سلطان ترکیه در اوایل قرن نوزدهم، سه حکمران سرزمینهای اسلامی، یعنی پادشاهی مصر و شاه ایران گروههایی از مردان جوان خود را جهت آموزشهای بعضا هنرهای دیگری که در اروپا وجود داشت، بدانجا فرستادند.

یادگیری زبانهای خارجی به کندی پیش می رفت.

تا سال ۱۸۴۴ چارلز وایت Charles White ، انگلیسی مقیم استانبول، تنها از حدود ۱۲ ترک تحصیلکرده نام برده که به یک زبان اروپایی تسلط داشته، قادر به خواندن کتابهای اروپایی بودند.

اما بعد از آن، در این زمینه شاهد سرعت بیشتری هستیم.

جنگ استقلال یونان و در نتیجه اعدام تعداد کثیری از راهنمایان یونانی در دولت عثمانی، به ترکها فهماند که آنها دیگر نمی توانند به تجارتی که از طریق اتباع یونانی اشان به انجام می رسید، متکی باشند، بلکه باید خودشان دانش و مهارت لازم را کسب کنند.

اداره زبانهای خارجی در دولت عثمانی تشکیل شد و بعد از آن، در وزارتخانه های گوناگون عثمانی نیز اقدامی مشابه صورت پذیرفت.

استعمال و بکارگیری زبانهای ملحدین دیگر خوار شمرده نمی شد، بلکه برعکس، نیاز و فایده ای که در آموختن این زبانها بود، روز به روز بیشتر احساس می شد.
گسترش نهضت ترجمه و روند اروپایی نمودن ادبیات

از زمانی که مطالعه این زبانها به تعداد اندکی از مسلمانان امکان دسترسی به دانش و نظرات اروپاییان را می داد، گسترش نهضت ترجمه، همراه با افزایش موارد چاپی در این زمینه مشهود بود و این دانش و نظرات اروپاییان در سطح وسیعی در معرض دید دیگران قرار می گرفت.

تا اواخر قرن هیجدهم، تعداد بسیار اندکی از کتابهای اروپایی به زبانهای اسلامی ترجمه شده بودند و اکثر آنها مشخصا در زمینه جغرافیا و علوم پزشکی بود، و در میان این کتب مواردی مربوط به تشخیص پزشکی و درمان سیفیلیس بود; بیماری که اطلاعات آن بعد از شناسایی در اروپا، سریعا در اختیار خاورمیانه نیز قرار گرفت و هنوز هم در میان ترکها، فارسها و اعراب، به عنوان یک بیماری فرنگی یا اروپایی معروف است.

نویسندگان مسلمان به عنوان استعاره گاهی از این قضیه برای معرفی و گسترش نظرات و تجارب اروپاییان استفاده می کردند.

اولین ترجمه هایی که در اوایل قرن نوزدهم در چاپخانه های استانبول و قاهره به چاپ می رسید، عمدتا به علوم “کاربردی” اختصاص داشت، اما در میان آنها، چندین مورد در رابطه با تاریخ نیز وجود داشت که می توان از سه کتاب در مورد ناپلئون، یک کتاب در مورد کاترین بزرگ و کتابی که بعد از آن نوشته شد، یعنی تاریخ ولتر، در مورد چارلز دوازدهم سوئد نام برد.

در این زمینه می توان به کتاب “شهریار” ماکیاولی نیز اشاره کرد که در سال ۱۸۲۵ برای محمد علی پاشا تهیه گردید.

این کتاب به چاپ نرسید، بلکه به صورت دست نویس بود.

ترجمه کارهای ادبی، شعر، قصه و داستان نمایشی، به اواسط قرن نوزدهم برمی گردد.

تا اوایل قرن بیستم، تعداد زیادی از کارهای ادبی به زبانهای عربی، فارسی و تر کی ترجمه شده بودند و ادبیات جدیدی در این سه زبان در حال گسترش بود که اساسا متاثر از مدلهای اروپایی بود.

تا اواخر قرن بیستم، قالبهای ادبی سنتی در زبان ترکی از بین رفته و در زبان عربی اهمیت خود را از دست داده بود و در زبان فارسی نیز تقریبا چنین بود.

ادامه دارد…

ترجمه : حسن شاه بیگ (۱)
منبع:Bernard Lewis, Islam and the West, New York:Oxford University Press, 1993.

فروغ صحیفه سجادیه در قلب بانوى آلمانى‏

نگاهی به زندگی و مدارج علمی

آن ماری شیمل در ۱۸ فروردین سال ۱۳۰۱ ش . در شهر ارفورت آلمان دیده به جهان گشود . در مدرسه، آموختن زبان فرانسه و لاتین را آغاز کرد و در پانزده سالگی تصمیم گرفت زبان عربی را نزد دوست معلم زبان لاتینی خود فرابگیرد; در ضمن آموختن زبان قرآن، با فرهنگ اسلامی و برخی متون مسلمانان آشنا گردید .

در شانزده سالگی موفق به اخذ دیپلم شد . در دوران دانشجویی همزمان با فراگیری دروس دانشگاهی در کلاس های «تاریخ هنر اسلامی » که ارنست کوهن تدریس می نمود، شرکت می کرد; همچنین تحصیل زبان عربی را پیش والتر بیورکمن پی گرفت . دوران تحصیل این دانشجوی باهوش به سرعت سپری گشت . (۱)

استاد وی وقتی مشاهده کرد شیمل مشتاق آشنایی با فرهنگ اسلامی است، به وی توصیه نمود به جای پیگیری علوم طبیعی، مطالعات خویش را بر متون اسلامی متمرکز سازد . سپس تاکید کرد بهترین کار برای رسیدن به چنین مقصدی، شروع به تدوین پایان نامه دکتراست . (۲)

شیمل در نوزده سالگی در رشته مطالعات اسلامی موفق به اخذ درجه دکترا، از دانشگاه برلین آلمان گردید و پنج سال بعد استادیار دانشگاه ماربورگ گشت و تلاش های دانشگاهی خود را با تدریس در مباحث اسلامی آغاز کرد . چندی بعد به سوئد رفت و نزد شرق شناسان و دین شناسان دانشگاه اوپسالای این سرزمین ماند و امتحان دوره دوم دکترایش را در تاریخ ادیان داد و در این رشته موفقیت برجسته ای به دست آورد . مدتی بعد – سال ۱۳۳۱ ش . – به ترکیه رفت تا در زمینه نسخه های خطی در کتابخانه های استانبول تحقیق کند .

سال بعد نیز به این سرزمین سفری نمود و کرسی تاریخ ادیان دانشکده الهیات آنکارا را عهده دار گردید . می توان اذعان داشت که این متفکر آلمانی بیش از هر جا فعالیت خویش را در ترکیه متمرکز نمود و در این زمان روابط عاطفی و صمیمانه ای بین وی و مسلمانان ترکیه پدید آمد . (۳)

در سال ۱۳۳۹ ش . به شیمل پیشنهاد گردید به تدریس زبان عربی و اسلام شناسی در دانشگاه بن بپردازد . او هم پذیرفت . چهار سال بعد مسؤولیت کرسی فرهنگ اسلامی دانشگاه هاروارد به وی پیشنهاد شد که پذیرفت و دو سال بعد در این مکان علمی عرفان، خوشنویسی و شعر اسلامی تدریس می نمود . (۴)

این بانوی آلمانی موفق گردید مدت ۶۰ سال در دانشگاه های چندین کشور به تدریس اسلام شناسی و فرهنگ مسلمانان بپردازد . تعداد آثارش به حدود صد و ده جلد بالغ می گردد اما مقاله ها، ترجمه ها و مقدمه هایی که وی بر کتاب های دیگران نوشته به قدری زیاد است که تاکنون کسی نتوانسته فهرست کاملی از آنها تهیه کند . (۵) شیمل از معدود مشاهیر جهان است که به پاس فعالیت های علمی، ۲۰ مدال و نشان افتخار از مراکز علمی و پژوهشی کشورهای جهان دریافت نموده است . (۶) وی در اسفندماه سال ۱۳۸۱ دارفانی را وداع گفت و در آلمان به خاک سپرده شد .

دفاع از اسلام

دیدگاه شیمل با نگرش غالب مستشرقان اختلاف بارزی دارد، زیرا در موضع گیری ها، پژوهش ها و آموزش های وی علاقه به اسلام نمایان است; خودش می گوید:

من اسلام را دوست دارم حتی زمانی که کودک بودم درباره فرهنگ اسلامی به تفحص پرداخته ام، در ترکیه و پاکستان و دیگر مناطق اسلامی در بین خانواده های مسلمان زیسته ام و با فرهنگ، آداب و سنت های آنان خوگرفته ام . (۷)

وی در دفاع از اسلام و ارزش های این آیین جاودانی و توجه دادن اروپائیان به حقایق قرآنی و روایی و رفع بدفهمی های آنان از اعتقادات دینی، گام های مؤثر و ارزشمندی برداشت و در این راستا آثار برجسته، رسا، روشن و با بیانی لطیف و پرجاذبه در اختیار خوانندگان نهاد . در یکی از نگاشته های خود می گوید:

اسلام دینی است که در غرب بسیار بد فهمیده شده و حتی توسط عده ای ناوارد و احیانا مغرض متهم به نوعی بدویت گردیده است . (۸)

در اوضاع آشفته و تبلیغات مسمومی که استکبار جهانی و صهیونیزم بر ضد اسلام راه انداخته است، شیمل با شجاعت و شهامت در تبیین برخی مفاهیم دینی، مباحثی جالب را مطرح ساخت . به عنوان نمونه برای روش نمودن اصل «جهاد» در اسلام، خاطرنشان ساخت:

ترجمه ای که امروزه در مغرب زمین از این واژه به دست داده می شود، غلط و غیر اسلامی است … ادعای توسعه اسلام با خون و شمشیر، اتهامی واهی و موهوم است و این آیین مبتنی بر سرشت آدمیان بوده و عموما قلوب مردم را به سوی خویش معطوف ساخته و در حقیقت دلها و فطرت ها را تسخیر ساخته است نه سرزمین ها و نواحی جغرافیایی را . (۹)

یکی از مترجمان آثار خانم شیمل می نویسد: دوست اندیشمندی زمانی می گفت به اعتقاد وی خانم شیمل «مسلمان » است که به منظور باز بودن دستش در دفاع از ارزش ها و معارف اسلامی، این گرایش و باور را به صراحت عنوان نکرده و نوعی «تقیه » را پیش گرفته است .

وی اضافه می کند: نشانه های چنین اعتقادی را در جای جای کتاب «تبیین آیات خداوند» به قلم وی، می توان مشاهده کرد; بویژه وقتی مؤلف از امت مرحومه (کسانی که مورد رحمت خداوند و شفاعت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم واقع می شوند) سخن می گوید، در خاتمه این کلام از تعبیر «ان شاءالله » استفاده می کند که یقینا این گونه آرزوی رحمت و رستگاری برای امت موحد و جامعه اسلامی جز از یک نفر مسلمان صادر نمی شود . (۱۰)

همچنین این بانو به برخی از شخصیت های مسلمان، که با او در ارتباط بوده اند، وصیت نمود بر مزارش سوره فاتحه الکتاب را بخوانند!

آن ماری شیمل در مصاحبه ای رادیویی اعلام کرد: به نظر من نویسنده ای که آگاهانه به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم توهین می کند (سلمان رشدی) می داند در جهان اسلام مقام آن حضرت تا چه حد قداست دارد، قطعا به مقدسات اسلامی اهانت نموده است . من مردان سالخورده ای را دیدم که وقتی شنیدند در کتاب آیات شیطانی چه چیزهایی نوشته شده است، زار زار گریستند . جریحه دارکردن احساسات بخش عظیمی از مؤمنان روش بسیار بدی است و این خلاف آشکار را من نمی توانم بپذیرم .

در جای دیگر می گوید: تا لحظات آخر زندگی این نظرات را مورد انتقاد قرار می دهم و اهانت کنندگان را محکوم می کنم . گروههای فشار وابسته به سلمان رشدی نمی توانند مرا بترسانند . من به خوبی می دانم مسلمانان چقدر از این حرف های بیهوده و توهین آمیز نسبت به مقدساتشان رنجیده اند . در میان میلیون ها مسلمان، رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم محور عشق و محبت و ارادت است و این را غرب نمی تواند درک کند .

در هنگام دریافت «جایزه صلح » در اکتبر ۱۹۹۵ م . طی سخنانی گفت: من تصور می کنم در ماههای گذشته به اندازه کافی گفته و تکرار کرده ام که از قبول رفتار بدفرجام سلمان رشدی امتناع ورزیده ام و از طریق مخصوص به خود برای آزادی قلم ایستادگی و مبارزه خواهم کرد .

مخالفان اعطای این جایزه به خانم شیمل – که غالبا اعضای کانون نویسندگان آلمان و برخی ناشران بودند – سعی کردند به دلیل اعتراض خانم شیمل به حرکت وقیحانه سلمان رشدی، مانع از اعطای این جایزه شوند و تا آنجا پیش رفتند که گفتند: دادن این جایزه به وی، لکه ننگی برای آلمان است! با این حال، شورای بنیاد اهدای جایزه صلح پس از چند نشست در فرانکفورت اعلام کرد: دلیلی برای لغو اعطای جایزه صلح ۱۹۹۵م . به پروفسور شیمل وجود ندارد . و بالاخره او جایزه را دریافت کرد و آن را به بنیاد دانشگاه بن بخشید تا از طریق آن، جوانان کشورهای اسلامی بتوانند در آلمان تحصیل کنند! (۱۱)

وقتی کتاب «بدون دخترم هرگز» ، اثر بتی محمودی، با تیراژ وسیع چاپ و منتشر شد، شیمل با شهامت و استواری، به دور از هرگونه جانبداری، با گفتن دوبار توبه! توبه! محتویات این کتاب را نفی و به شدت محکوم کرد و گفت: این کتاب حاوی مطالب کاملا دروغ و سراپا بی اساس است و به سبب تبلیغات مسموم و سودجویی نگارش یافته است . برایم قابل تامل است که چرا چنین کتابی در اروپا و آمریکا انتشار یافته است و این موضوع مرا دچار تحیر و شگفتی کرده است . متاسفانه در سال های اخیر تبلیغات بی رحمانه غرب علیه اسلام اوج گرفته است و من وظیفه خود می دانم از «فرهنگ اسلامی » حمایت کنم و از حقایق آن گونه که هست، دفاع نمایم .

خانم شیمل در واکنش به تلاش مغرضانه و گسترده غرب برای ترسیم سیمای وحشتناک و خطرناک از اسلام، ضمن ابراز تاسف عمیق از این بابت می گوید:

آنان (غربی ها) فراموش کرده اند که ما اروپائی ها در دوره رنسانس تاچه اندازه از فرهنگ اسلامی درس آموخته و الهام گرفته ایم . ریاضیات، نجوم، شیمی، فلسفه و هنرهای زیبای غرب تحت تاثیر فرهنگ اسلامی است و باید نقش تاثیر گذار، مفید و پربار این فرهنگ بخصوص فرهنگ ایرانی در تحول و توسعه غرب به اروپایی ها و آمریکایی ها نشان داده شود . جای بسی تاسف است که در سال های اخیر و بعد از فروپاشی کمونیسم، غرب در پی یافتن دشمن دیگری برای خود است . متاسفانه غرب، اسلام را که سرشار از ارزش های عظیم انسانی است، به عنوان دشمن خویش برگزیده است .

خانم شیمل درباره بحران امروز غرب و نیاز به معنویت می گوید: مبارزه شدید جهان مادی و جهان معنوی، دنیای غرب را فراگرفته است . اروپا که بر بالاترین درجات علمی و فنی رسیده، امروز بیش از هر زمان دیگری دچار انحطاط گشته است و البته به خطرهایی که تهدیدش می کند، آگاهی دارد و در پی راه چاره است . خروج از بحران در نظر من این است که به «ارزش های معنوی » بازگردیم و گرنه فرجام بدی خواهیم داشت . درست است که انسان به پیشرفت فنی و علمی نیاز دارد اما نباید این روند به بهای زوال ارزش های مقدس تمام شود .

چیزی که برای من همواره جالب است، ایمان واقعا زنده ملل شرق است . خدا در آنجا حی و حاضر می باشد . مردم ایمان دارند اگرچه به زبان نیاورند . آنان به خدا اعتقاد و توکل دارند و این باورهای انسان های مسلمان مدام مرا تحت تاثیر قرار داده است . با نهایت تاسف این اعتقاد در غرب به مثابه تسلیم در برابر سرنوشت محتوم، فهمیده می شود که اصلا چنین نیست .

اخیرا بر حسب تصادف در برنامه موعظه صبحگاهی رادیو شنیدم که یک کشیش می گفت: «انسان مسیحی می تواند خود راه را انتخاب کند ولی انسان مسلمان باید ناگزیر همه چیز را بپذیرد و هیچ ابتکاری و اراده ای از خود ندارد!» از شدت ناراحتی می خواستم رادیو را بشکنم ولی چون این برنامه در لندن بود، حتی نتوانستم یک نامه ملامت آمیز برای مجری این برنامه بنویسم! (۱۲)

آن ماری شیمل در برابر این ادعا که: «اسلام نظام استبدادی و خشونت ارائه می دهد .» ، می گوید: این مغالطه ها برای چیست؟ قبل از آنکه غرب دموکراسی و آزادی انسان ها را بشناسد و یا چنین مقوله ای به گوشش بخورد، مسلمانان دموکراسی را شناخته و آن را تجربه کرده اند و این یک امر بدیهی در اسلام است . قرآن مردم را به «شورا» دعوت می کند . آیات قرآن بر اساس بحث و گفتگو استوار است و باب دعوت به تفکر و تعقل کاملا باز است . (۱۳)

«دعا» ; مناجاتی صمیمی با خداوند

خانم آن ماری شیمل در یکی از آثار خود، پس از مطرح کردن بحث هایی درباره اهمیت نماز در اسلام و تاثیر آن بر رشد افراد، می نویسد: در پایان نماز، پس از سلام و صلوات بر پیامبران، فرشتگان و انسان های مؤمن، آدمی می تواند دعاهای مورد نظر خویش را بر زبان آورد . درخواست هایی شخصی یا مناجات که صحبتی صمیمی و از روی انس و الفت با خداست . البته این دعاها را همواره می توان بر زبان آورد اما پس از نماز اثر بیشتری دارد چرا که انسان هنوز در وضعیت پاکی بدنی و روحی است .

این بانوی محقق اضافه می کند:

یکی از دعاهایی که همیشه اجابت می شود، دعایی است که انسان در حق دیگران می کند و نه تنها اعضای خانواده و دوستان را شامل می گردد، بلکه تمامی مخلوقات را در بر می گیرد .

سپس مناجات های امام سجاد علیه السلام را به عنوان دعاهایی با عبارات بسیار عالی اما روان و با نثری مسجع مطرح می کند و خاطر نشان می نماید ترجمه ای بسیار جالب به زبان انگلیسی از این دعاها در دسترس می باشد . (۱۴)

وی در مصاحبه ای می گوید:

«من همواره دعاها را از اصل عربی می خوانم و به هیچ ترجمه ای مراجعه نمی کنم . البته بخش هایی از صحیفه سجادیه را به زبان آلمانی ترجمه کرده ام . وقتی مشغول برگردانیدن این دعاها به زبان مذکور بودم، مادرم به دلیل کسالت در بیمارستانی بستری بود و من مدام به او سر می زدم و کاملا در جریان احوالش بودم . پس از اینکه او به خواب می رفت، در گوشه ای از اتاق مشغول پاکنویس نمودن ترجمه ها می شدم . اضافه کنم که اتاق مادرم دو تختی بود و در تخت دیگر خانمی که عقاید کاتولیکی محکم و راسخ و در عین حال متعصبانه داشت، بستری بود .

او از روی ایمانی که به مذهب خویش داشت، وقتی متوجه شد من مشغول ترجمه دعاهایی از یک متن شیعی هستم، آزرده خاطر گردید و با ناگواری و نگرانی گفت: مگر در مسیحیت و در کتب مقدس خودمان از نظر ادعیه کمبودی داریم که تو اکنون به دعاهای مسلمانان روی آورده ای؟! جوابی به وی ندادم اما وقتی کتابم چاپ شد، نسخه ای از آن را برایش فرستادم . مدتی بعد با من از طریق تلفن تماس گرفت و خاطر نشان ساخت: «بسیار صمیمانه از این هدیه جالب متشکرم، زیرا هر روز به جای دعاهای انجیل آن را می خوانم!»

آری واقعا ترجمه «ادعیه معصومین علیهم السلام » مخصوصا صحیفه سجادیه می تواند تا این حد در میان غربی ها تحول آفرین و کارساز باشد . (۱۵)

پی نوشت ها:
۱ . شرقی تر از هر غربی، ماهنامه ادبستان، ش ۳۱، ص ۲۴ .
۲ . مقدمه دکتر عبدالرحیم گواهی بر کتاب «ابعاد عرفانی اسلام .»
۳ . مجله فرهنگ و پژوهش، ش ۹۶، ص ۳۳ .
۴ . ادبستان، ش ۳۱، ص ۲۵ .
۵ . ر . ک: مجله کلک، ش ۲۸، تیرماه ۱۳۷۱، مقاله دکتر خسرو ناقد .
۶ . پیام زن، ش ۱۳۲، ص ۵۴ .
۷ . افسانه خوان عرفان، حسین خندق آبادی، ص ۲۸ .
۸ . ر . ک: مقدمه کتاب تبیین آیات خداوند، آن ماری شیمل، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی .
۹ . تندیس پژوهش در فرهنگ اسلامی، پیام زن، ش ۱۳۲، ص ۴۹ .
۱۰ . تبیین آیات خداوند، سخن مترجم، ص ۵ .
۱۱ . همان; افسانه خوان عرفان، ص ۲۹ و ۳۰ .
۱۲ . اقتباس از کتاب افسانه خوان عرفان، ص ۳۰ – ۳۳ .
۱۳ . همان، ص ۳۵; ماهنامه از دیگران، سال دوم، ش ۱۰، دی ۱۳۸۰، گفت و شنودی با آن ماری شیمل، ص ۱۰ .
۱۴ . تبیین آیات خداوند، ص ۳۴۲ و ۳۴۳ .
۱۵ . آن ماری شیمل بانوی شرق شناس جهان غرب، ماهنامه از دیگران، سال دوم، ش ۵، مرداد ۱۳۸۰، ص ۱۰ و ۱۱ .