شیعه پژوهان غربی

نوشته‌ها

خاورشناسان و رويکردهاى نوين در «جمع قرآن»

چکيده : قرآن کريم، معجزه جاويدان پيامبر اسلام و منشور ابدى اين رسالت پس از 15 قرن همچنان کانون توجه و پژوهش و بررسى انديشمندان مسلمان و غيرمسلمان است. بخش بسيار چشمگيرى از مطالعات خاورشناسان به شناختن قرآن کريم به منزله کتاب مقدس مسلمانان معطوف شده است.

اين مطالعات که از اواخر قرن نوزدهم ميلادى بدين سو گستردگى محسوسى داشته، بنا به ‏دلايل متعددى در دهه ‏هاى اخير رويکرد نوينى پيدا کرده است.

تاريخ قرآن، به‏ويژه موضوع جمع و تدوين قرآن از مباحثى است که در پژوهش‏هاى غربى با رويکردهاى مختلف بررسى شده است.

اگرچه نولدکه دانشمند آلمانى در کتاب ارزشمند تاريخ قرآن خود با رويکردى سنتى تا حدود بسيار زيادى آراى مسلمانان درخصوص جمع و تدوين قرآن را پذيرفت، قرآن پژوهان متأخر با رويکردى شکاکانه اساسا درباب اعتبار تاريخى احاديث مربوط به جمع قرآن ترديد کردند.

با اين همه، در دهه‏هاى اخير پژوهش‏هايى بر اساس روش‏شناسى نوين در بررسى احاديث به انجام رسيده است که وثاقت و اعتبار اسناد اين احاديث را تا حدودى اثبات مي‏کند.

مقدمه

ارتباط اسلام و غرب پيشينه‏اى ديرينه دارد.

پربيراه نيست اگر ادعا شود به محض ظهور اسلام در جزيرة‏العرب و تشکيل حکومت اسلامى و ارسال رساله پيامبر (ص) به امپراتوري‏هاى بزرگ، اروپائيان آن روز در پى شناسايى اين دين جديد برآمدند.

حقيقت آن است که حکومت‏هاى امپراتورى هرگز تحمل ظهورِ قدرت سياسى ديگر را ندارند به‏ويژه آن که اين قدرت سياسى ادعاى جهانى شدن داشته در ابتداى ظهور قلمرو خود را تا عمق اروپا پيش رانده باشد.

اين همه قرينه‏ هايى است بر اين که بدون شک امپراتورى روم در قرن هفتم ميلادى با بسيج کشيشان و دانشمندان دينى خود باب اسلام پژوهى را گشوده است، در برخى گزارش‏هاى تاريخى در منابع اسلامى و نيز در منابع مسيحى اين مطالب تأييد شده است (راميار 1362: 653).

با اين همه، ارتباط اسلام و غرب يا قرآن با غربيان ادوار و مراحل مختلفى را به خود ديده است که تا حدودى با اوضاع سياسى و بعضا با روابط بازرگانى و اوضاع اقتصادى اين دو تمدن ارتباط دارد، اروپاى امروز تا پيش از نهضت علمى جديد (رنسانس)، يعنى تا حوالى قرن شانزدهم به زعامت کليسا و روحانيت مسيحى اداره مي‏شد.

از اين رو، هرگونه ارتباط بين اسلام با اروپا بايستى از شبکه پاپ‏ها و رؤساى مذهبى مسيحيت مي‏گذشت و به ناچار از تعصبات مسيحى در امان نبود.

چنان که پادشاهان دُول اروپايى جنگ‏هاى صليبى را به انديشه هدم اسلام و آزادسازى مدفن مسيح آغازيدند و روحانيون مسيحى در خلال دو قرن معرکه جنگ را شعله‏ورتر کردند.

اگرچه پس از رنسانس ارتباط دانشمندان غربى با اسلام و قرآن تا حدودى معتدل شد، اساس و مبناى آگاهى و شناخت اروپا از قرآن به طور چشمگيرى از انديشه‏ هاى افراطى ضداسلامى روحانيون قرون وسطى متأثر بود.

از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، يعنى در عصر حاکميت انديشه‏ هاى پوزيتيويستى، دانشمندان غربى فعاليت‏هاى ارزنده‏اى در جهت قرآن پژوهى انجام دادند.

ولى چنان که ويژگى مطالعات پوزيتيويستى است در مسير پژوهش‏هاى خود بيشتر در نقد و نفى اصالت اين کتاب مقدس کوشيدند تا شناخت بي‏طرفانه و منصفانه از آن.

اما با دگرگوني‏ها و تحولاتى که در جهان علم و فلسفه علم روى داد و منطق پوزيتيويست‏ها را دستخوش تحول جدى کرد، شاهد آن بوده‏ايم که انديشه‏ هاى پُست مدرن روند پژوهش‏هاى قرآنى خاورشناسان را نيز دگرگون کرده است و مطالعات جديد قرآن ‏پژوهان غربى تا حدود زيادى در جهت شناساندن معارف قرآن به اروپائيان موفق بوده است.

در اين ميان دانشمندانى همچون يونبل (Juynboll) و موتسکى (Motzki) با ابداع روش‏هاى جديد پژوهشى باب تازه‏اى در موضوع «جمع قرآن» گشوده‏اند که مقاله حاضر در پى تبيين آن است.

1. سير تحول قرآن پژوهى در اروپا

1.1. دوران قرون وسطى پس از استوارى اسلام در جزيرة ‏العرب حاکمان اسلامى در ديگر نقاط جهان به فتوحاتى دست يافتند.

بررسى علل و عوامل چشمگير و تقريبا کم هزينه اين پيروزي‏ها البته در حوصله اين مقاله نيست، ولى به هر روى در اندک زمانى سر زمين‏هايى در آسيا و آفريقا و اروپا به تصرف مسلمانان در آمد (لوبون 1358: 166؛ برينتون 1338: 308).

ارتباط دانشمندان غربى با اسلام و قرآن مقارن جنگ‏هاى صليبى شکل منسجمى به خود گرفت و چگونگى ارتباط و شناخت غربيان از قرآن تا حدودى دقيق در گزارش‏هاى تاريخى بيان شده است (رک. لوبون 1358).

قلمرو اسلام در آغاز جنگهاى صليبى در آسيا از سواحل بحر احمر تا سرحدات چين، در آفريقا از بستر رود نيل تا اقيانوس اطلس، در اروپا از تنگه جبل طارق تا دره گارول و در بحرالروم جزاير مديترانه و جنوب شبه جزيره ايتاليا گسترده بود.

فتوحات اسلام در اروپا از اوائل قرن هشتم ميلادى با مانع نيرومندى مواجه شد و تا قرن پانزدهم متوقف شد.

امپراتور روم شرقى شارل مارتل خط مقاومت بس طويلى از قسطنطنيه تا اندلس به وجود آورد و مسلمين را در سال 717 م از سواحل بسفور و در 732 م از ايالت پواتيه به عقب راند و از رخنه به داخل اروپا مانع شد (رشاد 1351: 19).

با آغاز جنگ‏هاى صليبى در قرون وسطى (از اواخر قرن يازدهم تا اواخر قرن سيزده ه . ق / 1095 ـ 1270م) اروپائيان به طور اجبارى و اضطرارى به شرق روى آوردند، و به گنجينه ‏هاى نهان و اسرار نهفته شرق و دانش مسلمانان پى بردند و درصدد کندوکاو و پژوهش در اين فرهنگ عظيم برآمدند.

بسيارى از مورخان بسط تمدن و تجمل در غرب را نتيجه جنگ‏هاى صليبى مي‏دانند، (ماله، [بي‏تا]، 3/269 برينتون 1338: 331) حتى برخى معتقدند يگانه عامل نهضت جديد اروپا و پيدايش عصر تجدد (رنسانس) اطلاع و آگاهى غربيان از تمدن مسلمين است که با مطالعه و تحقيق در کتب و آثار تمدن شرقى و اطلاع از بدايع و اختراع مسلمانان درصدد تکميل و تقسيم اين اختراعات برآمده پيشرفت‏هاى عظيمى در عالم علم و هنر از خود آشکار کردند (سحاب 2536: 7؛ هونگه 1362: 16؛ لوبون 1358: 416ـ415).

اروپائيان قسمت عمده دوره قرون وسطى را به نقل آثار و ترجمه افکار دانشوران اسلامى گذراندند و شماره کتاب‏هايى که دانشمندان اروپا در اين دوره از کتب مسلمين نقل و ترجمه کردند در حدود 300 کتاب بوده است (سحاب 2536: 9، لوبون 1358: 706).

آورده‏اند که «اروپائي‏ها در جنگ‏هاى صليبى ابتدا به هر کتابخانه‏اى برمي‏خوردند از روى جهالت آن را آتش مي‏زدند.

مثل کتابخانه تونس که به همت خلفاى فاطمى تأسيس شده بود که آن را طعمه حريق ساختند و اسقف طليطله (اگزيميس Eximis) کتابخانه غرناطه را که 80 هزار جلد کتاب داشت سفيهانه آتش زد.

ولى به‏تدريج با علم و فرهنگ آشنايى يافتند و به ارزش کتاب پى بردند و به جاى سوزاندن آن‏ها را با خود بردند (سحاب 2536: 23).

در اوايل جنگ‏هاى صليبى کتابخانه‏هاى اسلامى عبارت بودند از: کتابخانه بيت الحکمه منصور واثقى در بغداد ـ کتابخانه آل بويه در کرخ؛ کتابخانه خزانه الکتب عزيز بالله فاطمى ـ دارالحکمه الحاکم بامرالله؛ کتابخانه افرايم بن الزمان. حبيب مصرى ـ خزائن نوريه در شام؛ کتابخانه موفق الدين المطران در قاهره ـ کتابخانه اسکندريه در تونس؛ کتابخانه قرطبه. طليطله. قيروان. نيشابور و بخارا.

در اين زمان دانشمندان غربى به آموزش زبان عربى همت گماشتند.

نخستين کسى که زودتر از همه مترجمان به کار ترجمه و نقل مبادرت کرد و در اين راه شهرتى زياد داشت پاپ سيلوستر دوم است که در فاصله سال‏هاى 999 تا 1003 م به اين کار مبادرت کرد.

بعد از وى هرمان (Herman) متوفاى 1054 م اين کار را به عهده گرفت در 1130 م در طليطله انجمنى از مترجمان تحت رياست رئيس اسقف‏ها، يعنى (ريمون) تشکيل شد و به ترجمه مهمترين کتاب‏هاى علمى عرب‏ها اقدام کردند (لوبون 1362: 705ـ704).

به هر تقدير امر پژوهش در تمدن و ترجمه کتب اسلامى به توليت کليسا و عالمان روحانى انجام مي‏گرفت.

از اين رو، تعصبات دينى در دريافت‏ها و حتى در برگردان متون تأثير داشته است.

همچنين علماى يهود را بايستى از قديم‏ترين مستشرقان شمرد؛ زيرا که در دوره قرون وسطى جمعى از دانشمندان آن قوم در علوم و فنون مختلف پيدا شدند و خود را سرآمد و برتر از ديگران فرا نمودند و بعد از خروج عرب از اندلس و زوال دولت ايشان از اسپانيا در نشر و بسط دانش و هنر کوشيدند (سحاب 2536: 11).

از گزارش‏هاى تاريخى در خصوص مواجهه غربيان با تمدن اسلامى مشاهده مي‏شود که به طور اخص در مورد کتاب مقدس اسلام، يعنى قرآن خصومت ويژه‏اى از خود بروز داده ‏اند.

از جنگ‏هاى صليبى به اين‏سو راهبان، اسقف‏ها و مبلغان مسيحى با هدف خدشه واردکردن براسلام و تغيير معناى قرآن کريم و واردکردن انواع شبهه ‏ها به قرآن به ترجمه قرآن مبادرت کردند.

قديمي‏ترين ترجمه قرآن به زبان لاتين ترجمه‏اى است که به تشويق پي‏رلوونرابل (پي‏ير = بطرس المکرم المحترم Piérre le Vénerable / 1092ـ1156 م) کشيش کليساى کلونى در طى سال‏هاى (1141ـ1143م) صورت گرفته است.

(Pearson 1986: 431) کار اين ترجمه را گروهى به سرپرستى روبردو روتين (Robert de Retenesis) و رابرت کيتونى (Robert of ketton) و همکارى کشيشى به نام (هرمان) که عربى و لاتين را به خوبى مي‏دانستند و سه نفر ديگر انجام گرفت ولى ايشان کار خود را به ابراز عقيده درباره بعضى آيات قرآن منحصر کردند (راميار، 1362: 654). گفته ‏اند مترجم واقعى شخصى به نام پيرتولدوئى (Pierre of Toledo)بوده است که ظاهرا از دين اسلام به مسيحيت در آمده بوده است و عربى را بهتر از لاتين دانست و به همين جهت دستيارى که نام او هم (پي‏ير) بود به او دادند تا در انشاء لاتين وى تجديدنظر کند اين ترجمه که با هدف تبليغ بر ضد اسلام بوده (بلاشر 1359: 293) 4 سال پيش از دومين جنگ صليبى تقديم قديس برنارد کلويى شده است.

اين ترجمه مدت 5 قرن وسيله تبليغ مسيحيان بر ضد دين اسلام بوده است (مصاحب 1347: 2532). اين کتاب طى قرون متمادى منبع و سرچشمه جنجال و هياهوى بسيارى بوده است و اروپائيان طى قرن‏ها اين ترجمه را مطابق قرآن واقعى مي‏ شناختند (راميار 1362: 655).

در هر حال، اين ترجمه قرآن جزو مجموعه کليساى کلونى نزديک به چهارصد سال به جهت ترس از مطالعه کشيشان محقق به صورت سرى و مخفى نگهدارى شد (رادفر 1377: 567؛ على الصغير 1372: 59).

1.2. دوران پس از رنسانس

پژوهش در باب قرآن کريم با ترجمه آن به زبان‏هاى مختلف اروپايى پي‏گيرى شد.

همين‏طور که در گفتار پيشين بيان شد ترجمه لاتينى کليساى کلونى منشاء ايجاد انبوهى از ترجمه‏ هاى ديگر به زبان‏هاى مختلف اروپايى شد.

در 1543 م اين ترجمه را تئودور بوخمان سوئيسى معروف به بيبلياندر (Bibliander 1564-1504) در شهر بازل انتشار داد که دو تجديد چاپ ديگر در سال‏هاى 1550 م در زوريخ با مقدمه مارتين لوترو نيز در 1721 م در لايپزيک از آن به عمل آمد. (Pearson 1986: 431) قديم‏ترين ترجمه قرآن به زبان ايتاليايى اثر آندرئا آريوابنه (Andrea Arrivabene) در 1547 م منتشر شد اين ترجمه با آن که مؤلف آن ادعا مي‏کند که مستقيما از اصل عربى آن را ترجمه کرده، ولى روشن است که مبتنى بر ترجمه متن روبرت کيتونى (ترجمه قرآن کليساى کلوني) است.

اين ترجمه را شوايگر (Schweigger)تحت عنوان «قرآن ترکان» به آلمانى ترجمه کرد و همچنين اين ترجمه آلمانى در 1641 م در هامبورگ به زبان هلندى ترجمه شد (مصاحب، 1347: 2532).

گفتنى است که تا اواخر قرن شانزدهم در کشورهاى اروپايى قرآن به راحتى نمي‏توانست در اختيار عموم مردم قرار گيرد.

نخستين چاپ قرآن به کوشش الکساندر پاگانينى در شهر ونيز به سال 1530 م صورت گرفت ولى پاپ الکساندر هفتم خشمگين شد و دستور سوزاندن همه نسخه‏ ها را داد (العقيقى 1964: 357).

کار ترجمه قرآن کريم به زبان‏هاى فرانسوى، آلمانى و انگليسى از قرن 17 به‏بعد را چندين تن پي‏گيرى کردند (براى مطالعه بيشتر رک.

به: رحمتى 1382: 90ـ84 و رادفر 1377: 515ـ543).

البته مي‏توان گفت در ترجمه‏ هاى متأخر امانتدارى بيشترى نسبت به متن قرآن مشاهده مي‏شود.

چنان که خود مستشرقين مي‏گويند ديگر فصل حملات و سرزنش‏ها و فحاشي‏ها بر ضد اسلام ظاهرا سپرى شده است (بلاشر 1359: 395).

با تأسيس بخش زبان عربى و بخش مطالعات اسلامى در بيشتر دانشگاه‏هاى معتبر اروپا، کار اسلام‏ شناسى و قرآن پژوهى روند رو به گسترشى پيدا مي‏کند و آثار گرانقدرى در مورد قرآن تأليف مي‏شود.

شايد يکى از مهم‏ترين مباحثى که خاورشناسان در پژوهش‏هاى قرآن بدان پرداخته ‏اند مسئله تاريخ قرآن و برخى مسائل متعلق به آن باشد.

از اواخر قرن 19 و اوايل قرن بيستم کارهاى گسترده ترى در باب قرآن مجيد صورت گرفت.

اولين اثر در تاريخ قرآن متعلق به پوتيه (Pauthier) است که در 1840 م منتشر شد البته کتاب داراى بحث‏هاى کاملى نيست.

نولدکه (Noldeke 1930-1836) با رويکردى تاريخ محورانه در 1860 م کتابى در تاريخ قرآن به چاپ رساند.

اين کتاب در واقع تکمله مقاله مفصل وى درباره تاريخ پيدايش قرآن بود که به زبان لاتينى نگاشته شد و در 1858م برنده جايزه آکادمى ادبيات پاريس گرديد. چاپ دوم اين کتاب با شرح و تعليقاتى از شاگرد مسيحى نولدکه، شوالى (Schwally) در دو جلد در لايپزيک منتشر شد.

جلد نخست آن در 1909 م و جلد دوم آن در 1919 م چاپ شد.

دو دانشمند آلمانى ديگر به نام‏هاى برگشستر (Beregstr?ber 1932-1886) و پرستل (Pretzl 1941-1893) در 1938 م جلد سومى نيز بدان افزودند.

کتاب تاريخ قرآن نولدکه يکى از مهم‏ترين و مبنايي ‏ترين آثارى است که در تاريخ قرآن کريم نوشته شده است و في‏الواقع دانشمندان مسلمان نيز از اين اثر گرانمايه بهره ‏هاى فراوان برده ‏اند (براى مطالعه بيشتر ر ک.به بهشتى 1380: ج 6، 241ـ240).

يکى ديگر از کسانى که با همين رويکرد به تاريخ قرآن پرداخته بلاشر (Blachere 1973-1900) است که چهار فصل از هفت فصل کتاب خود را به مباحث تاريخ قرآن اختصاص داده است کتاب وى در دو جلد در سال‏هاى 1949 و 1950 به چاپ رسيد (بدوى، 1377: 132) اين کتاب با عنوان در آستانه قرآن به فارسى برگردانده شده است.

همگام با اوجگيرى فعاليتهاى پوزيتيويستى در دنياى علم و فلسفه علم، قرآن پژوهى نيز رويکردى پوزيتيويستى و ساختارگرايانه به خود گرفت.

آثارگلدتسيهر (Goldziher 1921-1850) عالم مجارى نمونه بارزى از اين گونه رويکرد است.

گلدتسيهر در کتابى با عنوان مطالعات اسلامى که در 1890م منتشر شده، ادعا مي‏کند گزارش‏هاى پيامبر(ص) و صحابه از متن آيات و سور قرآن را نمي‏توان به منزله منبعى تاريخى تلقى کرد چرا که متن اين احاديث عموما در دوره‏هاى بعدى، يعنى در دوران امويان و عباسيان گزارش شده‏اند و در نتيجه توسعه و تکامل فقه و اصول عقايد مسلمانان در دوران‏هاى بعدى به وجود آمده‏اند.

رويکرد تشکيکى گلدتسيهر به صورت الگو و دستورالعملى براى غربيان در پژوهش‏هاى قرآنى مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

اگرچه پيشتر نولدکه در تاريخ قرآن خود برخى ايرادات جزئى به‏طرز تلقى مسلمانان وارد آورده بود، در مجموع ديدگاه اجماعى مسلمانان در خصوص قرآن و جمع و تدوين آن را پذيرفته بود، ولى گلدتسيهر به طور کلى احاديث مربوط به جمع و تدوين قرآن را جعلى مي‏پندارد و در اعتبار تاريخى آن‏ها تشکيک مي‏کند (Goldziher 1971).

تا چند دهه دانشمندان غربى نمي‏خواستند اين موضع افراطى را بپذيرند تا اين که در 1950 م خاورشناس ديگرى به نام «ژوزف شاخت (Josep schacht 1969-1902) نظريه گلدتسيهر در باره حديث را پيگيرى کرد و در اثر معروف خود مبادى فقه اسلامى در حوزه نقد متن و سند احاديث روش نوينى را ارائه نمود، که بر اساس آن مي‏توان تاريخ ظهور هر حديثى را حدس زد.

همچنين وى معتقد است که چگونگى جعل در متن و سند احاديث با بررسى روشمند احاديث قابل دريافت است.

«شاخت» بدين نتيجه رسيده بود که همه احاديث فقهى منتسب به پيامبر ساختگي‏اند و در اواسط قرن دوم هجرى، بعد از زمان شافعى از سوى نظريه‏پردازان مکاتب فقهى متأخر پديد آمده‏اند (Schacht 1959: 40-44).

در عين حال، بايد به مطلب مهمى اشاره داشت و آن اين که دانشمندانى مانند گلدتسيهر و شاخت که گزارش بسيارى احاديث را جعلى و بدون اعتبار و ارزش تاريخى مي‏انگارند در اين مطلب که قرآن از طرف پيامبر آمده ترديدى نداشتند و آن را معتبرترين منبع سيره وى برمي‏شمردند.

(Motzki 2001: 4)يعنى در عين‏حال که معتقدند احاديثى که راجع به چگونگى نزول وحى و تدوين قرآن کريم گزارش شده ‏اند عموما، جعلى هستند ولى در اين که محمد(ص) مؤلف و آورنده قرآن کريم است هيچ شک و ترديدى ندارند.

موج شکاکيت که با گلدتسيهر آغاز شد بعد از شاخت فروکش کرد. و مجددا در اواخر دهه هفتاد با آثار جان ونزبرو از سر گرفته شد.

ونزبرو در دو کتاب مطالعات قرآنى و محيط فرقه‏اى تحولات مربوط به جايگاه تشريعى قرآن و تاريخ نجات اسلامى را بررسى کرد (Berg 2000: 78).

به اعتقاد ونزبرو کتاب آسمانى اسلام

مانند متون مقدس يهودى و مسيحى محصول نهايى روند طولانى تاريخى است. و تنها پس از بيان و تدوين فقه در قالب احکام الهى، يعنى در قرن سوم هجرى بود که متن رسمى کتاب آسمانى تثبيت نهايى يافت (Wansbrough 1977: 52, 227).

ونزبرو معتقد است که اين متون مدارکى مرکب و مختلط‏اند و در روند تکاملى و درازمدت امت‏سازى فراهم آمده ‏اند.

به ‏نظر وى چارچوب‏هاى کلى وحى در متن قرآن از ادبيات يهودى و متون توراتى اقتباس شده ‏اند.

وى در مورد تدوين قرآن، تاريخ نگارى و تقويم سنتى از شکل‏گيرى قرآن را مردود مي‏شمارد.

و اين کتاب را محصول کنار هم نهادن فقراتى مستقل مي‏داند که به کمک شمار معينى از قواعد بلاغى تا حدى يکنواخت و متحد شده ‏اند (کريمي‏نيا 1380: 120ـ118).

به ‏نظر ونزبرو قطعيت نهايى و تثبيت متن قرآن قدم به قدم با شکل‏گيرى جامعه همگام است.

پيش از تثبيت و مهار کامل و قاطعانه قدرت سياسى، نه يک متن نهايى و ثابت از کتاب آسمانى لازم و نه اين امر به طور کامل امکان‏پذير بود، بدين‏ سان، پايان قرن دوم هجرى / هشتم ميلادى از نظر تاريخى زمان مساعدى بود که آن سنت شفاهى و عناصر دينى گردآورى شود که از اين رهگذر متن مقدس رسمى ثابت و نيز مفهوم عينى و فعلى اسلام شکل نهايى گرفت.

ونزبرو به دفعات مي‏گويد که اين دوره زمانى مصادف است با اوج پيشرفت و شکوفايى ادب عربى (کريمى نيا 1380: 146).

آثار ونزبرو تمام مطالعات اسلامى پس از خود را تحت تأثير قرار داد.

در عين حال که برخى نيز به نقادى آثار وى پرداخته ‏اند.

ويليام گراهام مي‏گويد «عملاً بايد به نظريه تاريخ توطئه معتقد باشيم، تا حجم عظيم منابع مکتوب از جمله کتاب آسمانى را جعل شده در قرن سوم بپنداريم.

وى مي‏گويد به‏رغم اين که ونزبرو آرا و روش‏هاى بديعى در قرآن پژوهى ارائه کرده، معلوم نيست چرا تأليف نهايى قرآن نه يک نسل بلکه حتما هشت نسل به طول انجاميده است.

گراهام براين باور است که بايد نظريه ونزبرو را در امتداد سنت ديرينه در شرق‏شناسى دانست که همواره مصرّانه در پي‏اثبات خاستگاهى يهودى براى صور و مفاهيم اسلامى بوده‏اند (کريمى نيا 1380: 127).

در فاصله دهه‏هاى ميانى قرن بيستم خاورشناسان کارهاى پژوهشى بسيار زيادى در مورد جمع‏ آورى و تصحيح نسخه‏ هاى خطى قرآن، فهرست‏بندى، تفسير و مسائل مربوط به تاريخ قرآن، علوم قرآنى، وحى و ارتباط آن با گاه ‏شمار تاريخ اسلام انجام داده‏ اند (براى مطالعه بيشتر رک.على الصغير 1372؛ العقيقى 1964).

2. رويکردهاى نوين در قرآن پژوهى غرب

در آخرين دهه قرن بيستم و پديدارى جريان پُست مدرنيسم در فلسفه علم به نظر مي‏رسد رويکردهاى نوينى در مطالعات قرآنى شکل گرفته است.

دانشمندانى همچون يونبول و هارالدموتسکى مطالعات خود را به بازنگرى نظريه‏ هاى پيشين در اسلام‏ شناسى و قرآن پژوهى اختصاص دادند و به ‏ويژه آثارى را که در آن‏ها اعتبار تاريخى گزارش‏هاى حديثى انکار مي‏شود ارزيابى نقادانه کردند.

در حقيقت اين‏ها روش‏هاى جديدى براى تحليل و تاريخ‏گذارى احاديث ابداع کردند (Motzki 2001).

براى مثال يونبول خاورشناس پرتلاش هلندى در زمينه حديث‏شناسى مطالعات درخور توجهى ارائه داده است.

وى با روشى که مي‏توان آن را تقطير احاديث ناميد، توانسته است اطلاعات نسبتا معتبرى در تاريخ اسلام به دست آورد.

اين همه در حالى است که خاورپژوهان پيشين متون حديثى را به منزله منابع تاريخى به رسميت نمي‏شناختند.

البته اين بدان معنا نيست که امثال يونبول کاملاً مخالف ديدگاه‏هاى خاورپژوهان قبلى باشند يا اين که ديدگاه‏هاى مسلمانان را کاملاً باور داشته باشند.

چنان که يونبول خود را وامدار شاخت و گلدتسيهر مي‏داند.

اما از تشکيک يکپارچه شاخت نسبت به صحت احاديث انتقاد مي‏کند.

و با اين که نسبت به ارزش تاريخى اسانيد بي‏اعتماد است، اما تاريخ ظهور اين احاديث را به قدمتى حدود اواخر قرن اول هجرى مي‏رساند که چند دهه (با اهميت) متقدم‏تر از تاريخى است که شاخت براى آن‏ها قرار داده است (Berg 2000, 26-27) و اين همه در اين جهت است که مکتب جديدى در خاورپژوهى تشکيل شده که با روش‏شناسى جديدى مطالب قبلى را نقد مي‏کند.

هارالدموتسکى از ديگر خاور پژوهانى است که روش خاورپژوهان پيشين را در حوزه علوم قرآن و حديث به نقد مي‏کشد و بيان مي‏دارد که شيوه اينان از بنيان نادرست بوده است.

وى چندين مقاله و کتاب در حوزه قرآن پژوهى و نيز حديث‏شناسى نوشته است که در مقاله «جمع و تدوين قرآن» بيش از همه مطالعات قرآن پژوهان پيشين را با استفاده از روش ‏شناسى جديد نقد کرده است.

در اين مقاله که موتسکى مسئله «جمع و تدوين قرآن کريم» را بررسى مي‏کند.

در حقيقت هم تاريخچه مطالعات قرآنى در اين زمينه را نوشته هم تا حدودى آرا و نظريه‏هاى مختلف خاورشناسان در اين مسئله را تحليل و نقد کرده است.

در عين حال که مسئله جمع و تدوين قرآن کريم با استفاده از پژوهش‏هايى که مبتنى بر روش‏شناسى جديد در نقد حديث مي‏نامد بيان شده است.

حقيقت آن است که راجع به مسئله جمع و تدوين قرآن کريم، خاورشناسان به ديدگاه اجماعى مسلمانان شبهه وارد کرده و بعضا در اعتبار تاريخى اين کتاب مقدس تشکيک نموده ‏اند.

از اين رو، ديدگاه اجماعى، در دوران حيات رسول خدا (ص)، پيامبر اکرم (ص) و بسيارى از صحابه کل قرآن را ازبر بودند، برخى نيز سوره‏ هايى خاص از قرآن را به‏خاطر سپرده بودند.

چنان که «ابن سعد» شمار افرادى را که تمام يا قسمتى از قرآن را حفظ کرده بودند در فصلى تحت عنوان «ذکر من جمع قرآن على عهد رسول الله» گرد آورده است.

(ابن سعد 1325: 2/115ـ112) همچنين در کتب تاريخى نام افرادى در مقام کاتبان وحى ثبت شده که پس از نزول آيه يا آياتى از قرآن، پيامبر اکرم (ص) از آنان براى نوشتن آيات نازل شده دعوت مي‏کرد.

(ابن اثير [بي‏تا [1/50؛ ابن عبدالبر، 1336: 1/27؛ راميار 1362: 262؛ بلاشر 1359: 27) و آيات قرآن که برروى پارچه يا پوست نوشته شده بود در خانه رسول خدا (ص) نگهدارى مي‏شد.

ولى قرآن به صورت مجموعه‏اى مدون در زمان حيات رسول خدا (ص) وجود نداشت (زنجانى 1341: 54).

همچنين از رواياتى که در خصوص جمع‏آورى قرآن از سوى على (ع) پس از وفات پيامبر (ص) گزارش شده دريافت مي‏شود که اگرچه تمامى آيات قرآن در زمان رسول خدا (ص) نوشته شده بود، در مجموعه مدونى وجود نداشت (زنجانى 1341: 59ـ58؛ زرکلى [بي‏تا]: 1/238 ـ ابن نديم [بي‏تا]: 48ـ47؛ سيوطى، 1363: 1/209ـ202).

اين مطلب که قرآن در زمان رسول خدا (ص) نوشته شده بعضا در تحقيقات خاورشناسان نيز تأييد شده است (راميار 1362: 292).

در زمان ابوبکر قرآن جمع‏آورى شد و به صورت مصحف درآمد.

آن‏گاه در زمان عثمان ب ه‏دليل اختلافات زياد بين مصاحف مختلف يک نسخه رسمى و قانونى از قرآن تهيه و از آن نسخه‏ بردارى شد که اين نسخه به منزله «مصحف عثماني» مورد پذيرش مسلمانان قرارگرفت چنان که اميرالمؤمنين على (ع) نيز مصحف عثمان را تأييد کرد.

از آن زمان تمامى مسلمانان اين مجموعه را به منزله کتاب مقدس آسمانى که به پيامبر (ص) وحى شده است مي‏شناسند.

البته برخى دانشمندان علوم قرآنى در بحث «جمع قرآن کريم» نظريات ديگرى ارائه کرده‏اند (معرفت 1375: 87-84؛ خويى 1360: 362ـ335؛ ايازى 1378).

اما خاورشناسان قرآن کريم را به ‏عنوان منبعى تاريخى مورد مطالعه قرار داده‏ اند.

آن‏ها از قرآن همچون مدرکى براى اثبات رسالت محمد(ص)، سندى از صدر اسلام و حتى به منزله منبعى براى پژوهش در مذهب و جامعه عرب پيش از اسلام بهره برده ‏اند.

و از اين رو که رويکرد تاريخى به قرآن داشته ‏اند بالطبع به نقادى منبع پرداخته ‏اند.

هدف از اين نقد، بررسى صحت و اصالت چيزى است که منبع ادعا مي‏کند.

چقدر فاصله زمانى و محيطى ميان منبع و رويدادى که درباره آن به ما خبر مي‏دهد وجود دارد؟ آيا زمان و مکانى که اين منبع براى واقعه ادعا مي‏کند صحيح است؟ (Motzki 2001: 1).

اين اطلاعات که قرآن حاوى مطالبى است که در سه دهه نخست قرن هفتم ميلادى در مکه و مدينه به محمد (ص) وحى شده است از کجا آمده است؟ )ibid 2-3) موتسکى تاريخچه آراى مختلف در اين زمينه را اين گونه بيان مي‏کند: در بين پژوهش‏هاى قابل ملاحظه غربى، نولدکه در کتاب تاريخ قرآن خود روايت رسمى مسلمانان از جمع قرآن را پذيرفته است، اما در اواخر قرن نوزدهم برخى اسلام ‏شناسان غربى مانند گلدتسيهر در اعتبار تاريخى ا%D

دين اسلام از ديدگاه متفكران غربى

قطره را گنجايش دريا نيست، اما نمونه اى از آن است.

دين اسلام را در يك مقاله معرفى كردن بسان معرفى اقيانوس با قطره است. روشن است كه چنين كارى اگر غير ممكن نباشد، بسيار دشوار است.

دنيس لاردنر كارمودى (1) و جان كامودى نويسندگان كتاب «دين: سؤالات مهم» (2) در صدد انجام چنين كارى بوده اند.

آنها در كتاب خود اديان بزرگ جهان را با چند سؤال و پاسخ معرفى كرده اند.

فصل نهم از اين كتاب مربوط به اسلام است.

پاسخ هايى كه آنان به سؤالات مورد نظر مى دهند قابل توجه است.

چنين مكتوبى براى يك مسلمان از جهاتى مى تواند مهم باشد؛ از جمله اينكه بداند محققان اديان كه تعلّق خاطرى به دين اسلام ندارند چگونه به اسلام مى نگرند؟ چه بخشهايى از اسلام براى آنها جالب است؟ احياناً نكات ضعف و قوّت دين اسلام را در چه مى دانند؟ به نظر آنها، در مجموع، در ميان اديان زنده جهان، اسلام از چه جايگاهى برخوردار است و احياناً چه جايگاهى مى تواند داشته باشد؟

نوشته ذيل برگرفته اى از فصل نهم كتاب مزبور است تا پاسخى به اين گونه سؤالات باشد:

مراد ما از خدا چيست؟ مقصود محمد (صلى الله عليه وآله) (570 ـ 632 م.)

از خدا، پروردگار مسيطر جهانيان است.

در زمان ايشان، گرايش مذهبى حاكم شرك و چندگانه پرستى بود و مكه علاوه بر اهميت تجارى، به دليل وجود خانه كعبه در آن، از اهميت مذهبى نيز برخوردار بود.

اجداد ايشان نيز گرايشات توحيدى داشتند، (3) اما فقط او بود كه توانست بر اساس وحى، امّت واحده اى از عرب بسازد.

اگر چه در قرآن قوانينى دالّ بر تأثيرپذيرى (4) حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) از يهوديانو مسيحيان وجود دارد، اما سرچشمه اسلام همان تجربه پيامبرانه خوداو است.

محمد (ص) باخديجه ازدواج كرد و در زندگى با او خوشبخت بود.

او گاهى به غارهاى اطراف مكه مى رفت تا به تأمّل بپردازد.

پس از مدتى، شهودى به او دست داد كه در آن فرشته اى با او صحبت مى كرد و از خداى واحد و اراده اش سخن مى گفت.

او ابتدا فكر مى كرد كه ديوانه شده است، (5) اما طولى نكشيد كه به كمك خديجه و ديگر افراد خانواده وحى را جدّى گرفت و دريافت كه به او رسالتى الهى داده شده است.

خدا او را به تلاوت قرآن و اصلاح مردم براساس آن امر مى كرد.

اصول عمده اى كه در وحى مورد تأكيد بود عبارت بودند از: قدرت و مهربانى خدا، ضرورت ايمان به خدا و شكر گزارى او و عبادتش، معاد…

از زمان محمد (صلى الله عليه وآله) خدا براى مسلمانان موجودِ پُرجلال و جبروتى بوده كه او را برانگيخته و دين مقدس اسلام را به او سپرده است تا آن را تبليغ كند. مثل و مانند نداشتن خدا اصلى اساسى در نظام اعتقادى مسلمانان است و هر گونه چندگانه پرستى و تعدّد خدايان در قرآن مردود شمرده شده است.

شرك و بت پرستى بزرگترين گناه است.

به نظر مسلمانان، يهوديان و مسيحيان اجمالاً به چنين خدايى معتقدند.

لذا، به عنوان «اهل كتاب» داراى منزلت ويژه اى هستند. پيامبرانى همانند ابراهيم (عليه السلام) و عيسى (عليه السلام) قهرمانان بزرگ مذهبى هستند، امّا محمد (صلى الله عليه وآله) خاتم پيامبران است.

در ابتدا، تنها تعداد اندكى از افراد خانواده اش به او ايمان آوردند.

او با هجرت به مدينه جمعى ازگروندگان فراهم آورد.

در سال 630 ميلادى [سال هشتم هجرى] در يك هجوم (6) نظامى، مكه را فتح كردو اصلاح اعراب را حول محور اللّه تكميل نمود.

در تعاليم او دنيا و آخرت به هم آميخته است و اين دو مبناى سياست اسلامى راتشكيل مى دهند.

او درتعاليم خود به فقرا، بيچارگان، ايتام، بيماران و… توجه خاص نموده است.

براى گشودن قلوب مسلمانان به سوى خدا، پنج وعده نماز رادرشبانه روز واجب كرد.

اصل اساسى كلامى او چنين است: «خدايى جزخداى يكتا نيست. »

اگر انسانها به خدا ايمان آورند و از او اطاعت كامل كنند اميد است كه از داورى سخت الهى سرفراز بدر آيند وگرنه در جهنم به عذاب هاى سخت دچار خواهند شد.

خدا اگرچه بخشنده ومهربان است، اما داورى، سختگير است.

خدا در زندگى ما چه جايگاهى دارد؟

خدا در همه جاى زندگى ما حضور دارد.

او به عنوان خالق جهان و همه موجودات، در بين همه حضور دارد.

او انسان ها را از چيز پستى آفريده است. او به انسان ها از رگ گردن شان نزديكتر است.

شكوه و درخشش صبح و جلال و زيبايى غروب، خورشيد و ماه و… همه از اوست.

همه جهان طبيعت آيت قدرت اوست.

نيكان را هدايت مى كند و گناهكاران را به روز جزا حواله مى نمايد.

مسلمانان قرآن را وحى برتر مى دانند و در بيش ترين مدت از تاريخ خود آن را املاى مستقيم الهى به حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) مى دانستند.

بعدها قرآن را همراه با خدا ازلى دانستند و آن را فوق زمان قرار دادند. (7)

مسلمانان در مقابل ترجمه قرآن از ترس تحولّ معناى آن، مقاومت كردند.

تأثير (8) قرآن بر مسلمانان از طريق آهنگ پرشور و ارزش دار و فراز و فرود شعر گونه آوايش بود.

بدين ترتيب، مسلمانان همين زيبايى قرآن را دليل (9) بر ريشه الهى داشتن آن گرفتند.

حتى در سنّت، حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) بى سواد (10) تصوير شد تا اين دليل تقويت گردد.

چون قرآن اولين حجّت و معيار حقيقت اسلام است، در اوقاتى كه شخص به قرآن توجه مى كند زمينه براى احساس حضور خدا بيشتر فراهم است.

مراسم روز جمعه (11) در مسجد از اين اوقات است.

مراسم روز جمعه عبارت است از ركوع و سجود در مقابل اللّه و گوش دادن به تلاوت قرآن و…. مردم به نحوى تقريباً آزاد به عبادت مى پردازند.

ظاهراً در ابتدا زنان مى توانستند در مسجد حضور يابند، ولى بعدها براى زنان بخش جديدى قرار دادند و يا اصلاً آنها را از حضور در مسجد (12) منع كردند.

از آنجا كه مسجد مكانى فرهنگى و اجتماعى نيز بود با فاصله افتادن بيـن زنـان و مسـجد رفته رفته زنان در حاشيه جامعه قرار گرفتند.

علماى اسلامى ابتدا علم فقه را پديد آوردند كه قوانين اسلامى را از قرآن و سنّت، كه عمدتاً از حديث تشكيل شده بود، استخراج مى كردند.

حكومت آرمانى مسلمانان حكومت خداست كه درآن، قوانين مذهبى بدون هيچ تفكيك قابل ملاحظه اى بين نهادهاى سياسى و دينى اجرا مى شود.

اطاعت از قوانين چنين جامعه اى بهترين راه جلب رضايت خداست.

عرفا جريان عرفانى را، كه قدرى با فقها در تعارض بود، پديد آوردند.

آنها عقيده داشتند كه حضور خدا را مى توان با رياضت و تأمّل و اعمال عبادى تجربه نمود.

شيعيان ايران نيز كه مسيرى مختلف با اهل سنّت در پيش گرفته اند، از طريق آداب و شعاير تقريباً عاطفى، (13) كه حول محور ذكر على (عليه السلام) و خاندانش مى گردد، در پى تجربه خدا هستند.

انتظار مهدى (عليه السلام) نيز در ميان شيعيان از ماهيتى عاطفى (14) برخوردار است.

آيا راه ممتازى به سوى خدا وجود دارد؟ اسلام راه ممتازى به سوى خدا را ارائه مى دهد كه همان پنج پايه اى است كه دين پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) بر آن استوار است:

اول، اقرار به ايمان يعنى شهادتين: نخستين سوره قرآن ـ فاتحة الكتاب ـ بيان گردرك مهابت انگيزى ازسيطره الهى است كه دين محمد (صلى الله عليه وآله) به آن منجر مى شود.

اين سوره در عبادات و امور گوناگون مسلمانان از نقش ويژه اى برخورداراست.

اين سوره با «به نام خداوند بخشنده و مهربان» شروع شده است.

بعد چنين ادامه مى يابد: «ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است، خداوندى كه بخشنده و بخشايشگر است، خداوندى كه مالك روز جزاست.

(خداوندا) تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوييم، ما را به راه راست هدايت فرما؛ راه كسانى كه آنها را مشمول نعمت خود ساختى، نه راه كسانى كه بر آنها غضب كرده اى و نه گمراهان.

چنان كه گفتيم، بزرگترين گناه در اسلام شرك است.

تنها يك قدرت در جهان مسلمان حاضراست. هركس درمقابل او تسليم نشود مرتكب عصيانى توهين آميز شده است.

قدرت زياد رهبران اسلامى از اين تلقى از خدا ناشى مى شود.

 خليفه يا آية اللّه چنين قدرتى را از طرف خدا دريافت داشته است.

دوم، دستور نمازهاى پنجگانه  هدف از اين دستور اين است كه مسلمانان به طور دائم، به ياد خدا و الزامات دينى باشند.

نماز شامل ركوع، سجود و سر به خاك ساييدن و… مى باشد.

بر پيشانى هاى مسلمانان مقيدّ و متديّن پينه بسته و آنها بدان به عنوان علامت تدين شان افتخار مى كنند.

سوم، روزه: مسلمانان در تمام روزهاى ماه رمضان از خوردن و آشاميدن امساك مى كنند.

چهارم، زكات: پيامبر (صلى الله عليه وآله) و جانشينان اش با زكات تلاش در افزايش پيوند مسلمانان داشتند.

هيچ مسلمانى نبايد به وضع ديگر مسلمانان بى اعتنا باشد.

پنجم، حج: بر هر مسلمان بالغى (در صورتى كه استطاعت آن را پيدا كند) واجب است كه دست كم، يك مرتبه در طول زندگى اش حج بجا آورد.

اثر حج (15) انسجام ملل اسلامى و طبقات گوناگون اجتماعى است؛ زيراهمگى به يك صورت لباس مى پوشند و به يك شكل عمل مى كنند.

كاربرد شعاير دينى در چيست؟ كاربرد عمده شعاير در آن است كه به متدّينان كمك كند تا وابستگى خود به خدا را به ياد داشته باشند و در نتيجه، در طول زندگى شاكرانه در مقابل خدا تسليم باشند.

به اين دليل، نمازهاى پنجگانه و روزه رمضان داراى اهميت خاصى است.

رو به سوى قبله داشتن در نماز و حج به مسلمانان جغرافياى خاصى مى بخشد.

مكه مركز جهان اسلام است و پس از مكه، مدينه و اورشليم (بيت المقدس) از اهميت خاصى برخوردارند.

خدا چه رفتارى را لازم دانسته است؟ خدا الزام كرده است كه مسلمانان پنج پايه اسلام را انجام دهند و به طور دائم، به ياد رحمت الهى و روز قيامت باشند و اصول اخلاقى و جامعه را، كه از قرآن نشأت گرفته است، پيروى كنند.

هسته چنين رفتارى تسليم در مقابل خواست الهى است.

اسلام يك راه كامل زندگى است كه همه زواياى زندگى انسان را در بر مى گيرد.

برخى حكومت ها از قرآن يك سلسله دستورات و مجازاتهايى استنباط كرده اند كه سبب شگفتى ديگر مردم جهان شده است؛ مانند قطع دست دزد (16) و تجويز حدّ شديد شلاق براى تماس زن و مرد نامحرم كه بى گناه اند.

(17) در خلال انقلاب اسلامى ايران به رهبرى آية اللّه خمينى (ره) صدها نفر كشته شدند.

احتمالاً ايران كنونى انحراف از مسير تاريخ اسلام است و مى توان چنين افراط هايى را در ديگر اديان جهانى نيز ديد، اما به اطمينان مى توان گفت بنياد گرايى اسلامى اخير، ديدگاه خشونت آميز (18) و خشكه مقدسى از رفتارى را كه خداى جهانيان تجويز كرده به دنيا ارائه داده است.

به طور سنتى، دو نكته در رفتار اسلامى مورد تفسير خاصى واقع شده است:

يكى تعدّد زوجات و ديگرى جهاد.

قرآن اجازه گرفتن تا چهار همسر را به شرط توان حمايت از آنها، داده است.

در سنّت اسلامى، طلاق تقريباًآسان است. (19) از سوى ديگر، حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) منزلت زنان را نسبت به آنچه كه قبل از اسلام بوده به نحوى قابل ملاحظه ارتقا بخشيده و قرآن قوانين حمايتى مهمّى براى همسر، بيوه ها و ايتام تشريع كرده است.

با اين همه، اسلام جهت گيرى مردانه دارد و زنان را براى حفظ حيا و عفت شان تحت كنترل سخت قرار داده است و اين در طول تاريخ به پرده نشينى زنان انجاميده است.

جهاد در اديان يهوديت و مسيحيت نيز مشابه داشته است.

اسلام به زور شمشير (20) پس از رحلت حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) رشد بسيار سريعى داشته است.

(21) ترجمان مفهوم اوليّه جهاد را مى توان در جنگ (هشت ساله) ايران و عراق ديد.

اما در عصر طلايى تمدن اسلامى عناصر بسيارى غير از جنگ نظامى وجود دارد.

قدرت فرهنگى اسلام در شعر، معمارى، علم و رياضيات به نحو شگفت انگيزى ظهور يافت و كشورهاى حوزه مديترانه، آفريقاى شمالى، خاورميانه و… را به كنترل در آورد.

بدين ترتيب، در زمان هاى گذشته رفتارى را كه خدا الزام كرده بود مجال بسيارى براى خلاقيت و رشد فراهم نمود.

اسلام مى گويد دليل جذابيت و مقبوليت بالاى آن سادگى و عمق پيام آن است.

يك خدا، يك پيامبر، همه مردم برادر و خواهرند، برنامه اى ساده (اصول پنجگانه دين)، عدم تمايز دنيا و آخرت، تمايز روشن بين صالحان و فاسقان كه در نتيجه، صالحان عازم بهشت (22) و فاسقان عازم دوزخ اند.

(23) اسلام همه آنچه را كه فرد در زندگى شخصى اش مى خواهد و همه آنچه را كه هر حكومتى مى طلبد، داراست.

(24) در نظر مسلمانان، سعادت خانواده وجامعه درگروِ اتحاد، شرح صدر، مهربانى و ترّحم آحاد جامعه است.

شرط اصلى سعادت تسليم (فرد و جامعه در برابر خدا) است.

پى نوشت ها :
1-Denise Lardner Carmody and John Carmody.
2-Religion: The Great Questions.
3ـ نه تنها اجداد پيامبر اكرم (ص) موحّد بوده اند، بلكه اجداد تمام انبيا موحّد بوده اند: يوسف: آيه 38 و نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه94. م.
4ـ پيامبراكرم (ص) ازآنجاكه خاتم الانبياء است، مكمّل تعاليم انبياى سلف نيز مى باشد.
اما توجه به تعاليم انبياى سلف دليل بر تأثيرپذيرى از آنها نيست. م.
5ـ چنين مطلبى در كتابهاى عامه هم وارد شده است. (ر. ك. به:
سيرة ابن هشام، ج1، ص252-255؛ صحيح بخارى، ج1، ص3-4؛ صحيح مسلم، ج1، ص 97؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 298 – 303) گفته شده است كه «پيامبر اكرم9 در اوّل بعثت در حالت ترس و فزع به سر مى برده و بيم آن داشته كه دچار جنون شده باشد، و لذا به دامن همسر خود، خديجه، پناه برده و او نيز به نوبه خود، در اين حادثه از پسر عموى خود، ورقة بن نوفل، استمداد كرده تا اطمينان حاصل كرده كه اوپيامبراست و خيال او آسوده شده است» ترديدى نيست كه موضوع ترس و فزع پيامبراكرم (صلى الله عليه وآله) به اين صورت ناهنجار يك افسانه خرافى است كه فقط صاحبان انديشه جاهلى نسبت به مقام انبياى بزرگ، آن را پذيرفته و حكايت كرده اند. و از اين رو، اگر اين امر ايجاد تزلزل در محكم ترين بنيان رسالت الهى نباشد، اهانت به مقام شامخ پيامبران خدا و تحقيرى نسبت به مقام والاى آنان است؛ زيرا:
اولاً، پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) در پيشگاه خدا برتر از آن است كه او را در چنين موقعيت حسّاسى در حال ترس و فزع قرار دهد، موقعيتى كه نقطه عطفى در حيات پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) وسرآغازتحوّل عظيمى بودكه انسان كاملى كه تا آن زمان تنها مسئوليت خود را داشت به انسانى تحوّل پيدا مى كند كه فرستاده خدا مى گردد و مسؤوليت يك اجتماع را به عهده مى گيرد.
خداى بزرگ كريم تر از آن است كه پيامبر خود را در چنين وضعيتى به خود واگذارد.
او ملكوت آسمان ها و زمين را به حضرت ابراهيم (عليه السلام) نشان دادتادر زمره اهل يقين باشد؛ « وَ كَذلِكَ نُرى اِبراهيم مَلكوت السَموات وَ الارضِ و ليكون مِنَ المُوقِنين».
(انعام: 75) به موسى (عليه السلام) خطاب كرد:
من خدا هستم؛ «انّنى انَا اللّه لا اِلهُ اِلا اَنِا فَاعبُىنى و اَقِمِ الصّلوة لِذكري» (طه: 14) و فرمود: اى موسى، من خداى حكيم و مقتدرم كه با تو سخن مى گويم. «و عَلَى اللّه قصىُ السَّبيلِ وَ مِنها جائر و لو شا لَهَدئكُم اَجمعينَ» (نحل: 9) مترس؛ زيرا تو از انبياى مرسل هستى و انبياى مرسل در پيشگاه من در قرب من و امن اند و با وجود امنيت، ترسى در كار نيست؛ «هو الذى انزل من السّماء ماءً لكُم مِنهُ شراب و منهُ شَجَر فيهِ تُسيمونَ » (نحل: 10)
آيا پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) در پيشگاه خدا برتر از ابراهيم و موسى و ديگر انبيا نيست كه خداوند آنان را در مواقع سخت رها نكرد تا به كسى غير از خدا پناه ببرد؟ به راستى، از خداى مهربان و رحيم چنين امرى به وقوع نخواهد پيوست.
ثانياً، من با كسانى كه انديشه بانويى را كه به اسرار نبوت آگاه نيست، بر انديشه انسان كاملى كه به آنجارسيده كه شايسته پيامبرى خدا گشته است، ترجيح مى دهند، موافق نيستمونيزنمى پذيرم كه حضرت خديجه به تجربه اى دست بزند كه فرستاده پروردگار جهانيان نسبت به آن ناآگاه باشد تا اينكه به گفته مردى كه تنها مزيت او خواندن كتابهايى بوده است كه منسوخ شده بودند، براى وى اطمينان حاصل شود.
درگفته هاى آن دوچيزى نمى يابيم كه منشأاطمينان براى پيامبر (صلى الله عليه وآله) گرددكه در آنچه از جانب خداوند مقتدر و حكيم بر او نازل شده وجود نداشته باشد.
آيا رؤياهاى صادقى كه پيش از بعثت براى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) رخ داده بود و سلام كردن فرشته اى كه بر وى نازل مى شده و او را به عنوان «رسول اللّه» خطاب مى كرده و شناخت ذاتى او كه در مدت خلوت در غار حرا به حد كمال و عمق خود رسيده است، هيچ يك موجب يقين و اطمينان او نشده تا اينكه بانويى و يا مردى نصرانى او را مطمئن سازند؟ آيا اين امر، اگر حتى اهانتى به كرامت و مقام والاى رسول خدا (صلى الله عليه وآله) نباشد، اهانتى به مقام رسالت الهى نيست؟
ثالثاً، اختلافاتى كه در نقلهاى متفاوت اين داستان وجود دارد و برخى با برخى ديگرى سازگار نيست، خود دليل بر كذب اين قصه است.
در يك روايت آمده است كه خديجه به تنهايى نزد ورقة بن نوفل رفت و ماجرا را براى وى نقل كرد.
روايت ديگر حاكى است كه با محمد (صلى الله عليه وآله) پيش ورقه رفتند و در روايت ديگرى ورقه بن نوفل محمد (صلى الله عليه وآله) را ديد كه گرداگرد خانه مى گردد و از وى خواست كه آنچه ديده و شنيده است براى او بيان كند.
در نقل چهارم، ابن عباس از ورقة مطالبى را نقل مى كند كه با روايات ديگر تفاوت اساسى دارد.
در نقل پنجم، ابوبكر بر خديجه وارد مى شود و از وى مى خواهد تا محمد (صلى الله عليه وآله) را نزد ورقة ببرد و….
اگر فرض كنيم كه اين داستان صحيح است، چرا ورقة كه به پيامبرى رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) يقين حاصل كرده بود، خود به وى ايمان نياورد؟ ابن عساكر گفته است هيچ كس را نمى شناسم كه گفته باشد ورقة بن نوفل اسلام آورده است. ر. ك. به:
محمدهادى معرفت، كتاب التمهيد، ج 1، ص 52 الى 56 / ابن حجر، اَلاْصابة، ج 3، ص 633 م.
6ـ فتح مكه در سال هشتم هجرى هجوم نظامى نبود، بلكه مسلمانان وارد مكه شدند و مشركان نيز تسليم شدند.
در اين واقعه، پيامبر اكرم (ص) با اعلام عفو عمومى، علاوه بر اينكه «خانه ابوسفيان (دشمن سرسخت رسول اكرم (ص) تا قبل ار همان جنگ) و خانه هر كس را كه در خانه اش بماند و در را ببندد و مسجدالحرام را امانگاه قرار داده بود، به روايتى، پرچمى براى ابو رُوَيْحَه، عبداللّه بن عبدالرحمن خَثْعَمى، نيز بست و به او فرمود تا اعلام كند: هركس در زير پرچم ابو رُوَيحه در آيد در امان است. » (ر. ك.
به: محمد ابراهيم آيتى، تاريخ پيامبر (ص)، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، آبان 1369، ص 561) م.
7ـ معتزله معتقد بودند كه قرآن كلام خدا و مخلوق است و اعتقاد به قديم بودن قرآن كفر مى باشد.
بعكس، اشاعره مخالف معتزله معتقد بودند و قرآن را قديم و غير مخلوق مى دانستند.
مأمون به حمايت از معتزله بخشنامه اى صادر كرد كه هركس معتقد به قدم قرآن باشد، تأديب شود.
لذا، افراد بسيارى به زندان افتادند و شكنجه شدند.
معتصم و واثق نيز روش مأمون را دنبال كردند.
از جمله كسانى كه در اين دوره به زندان افتادند احمدبن حنبل معروف بود.
پس از آنها، متوكل بر ضد معتزله گرايش پيدا كرد.
بيشتر مردم نيز با معتزله مخالف بودند. معتزله و طرفدارانشان منكوب و قلع و قمع شدند، در اين فتنه خونها ريخته شد و خانمان ها بر باد رفت.
مسلمانان اين دوره را دوره محنت ناميده اند.
اماميه همواره قايل به حدوث قرآن بوده اند. م.
8ـ تأثير قرآن بر نفوس بشرى تنها از طريق آهنگ خاص و پرشور آن نيست.
قرآن كريم معجزه جاويد پيامبر اكرم (ص) است، عصاره تعاليم انبياى سلف، مهيمن بر آنها و در بر دارنده برنامه سعادت بشر الى الابد است.
همگان عاجزند كه آيه اى مثل آن بياورند.
قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «قل لئن اجتمعت الانس والجن على ان يأتوا بمثل هذالقرآن لايأتون بمثله و لوكان بعضهم لبعض ظهيراً».
(اسراء: 88) و نيز آيات 23 و 24 سوره بقره: 38 سوره يونس و 13 و 14 سوره هود. م.
9ـ زيبايى قرآن يكى از دلايل الهى بودن آن است، نه تنها دليل. م.
10ـ بى سواد در اينجا به معناى مكتب نرفته و استاد نديده است و در طول تاريخ صدر اسلام، احدى ادعا نكرده كه كلمه اى را به پيامبر اكرم (ص) تعليم داده است.
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسأله آموز صد مدرّس شد. م.
11ـ منظور نماز پرصلابت روز جمعه است كه علاوه بر آثار تربيتى فردى، بيانگر قدرت اجتماعى و سياسى اسلام نيز مى باشد. م.
12ـ اين قاعده كلى در مورد تمام مكاتب اسلامى صدق نمى كند.
جايگاه زنان در نظر تشيع روشن تر از آن است كه بخواهد بيان شود. (ر. ك. به:
نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى) م.
13ـ احتمالاً نويسندگان مقاله تحت تأثير فرقه ضاله «على اللهى» قرار گرفته و همه شيعيان را از نظر آنها ديده اند تشيع اگرچه در محبت به اهل بيت رسول اكرم (ص) شهره آفاق است، تنها بر بُعد عاطفه تكيه ندارد، ابعاد معرفتى ديگرى از جمله قدرومنزلت عقل در مكتب تشيّع نيز قابل انكار نمى باشد. م.
 14ـ انتظارمهدى (عج) دراسلام ازضروريات اين دين مبين است و مورد اتفاق تشيعوتسنّن، هردو، است، اگرچه در جزئيات آن باهم اختلاف نظر دارند. م.
 15ـ انسجام و وحدت امّت اسلامى از آثار اجتماعى و سياسى حج است، اما حج آثار تربيتى فردى بسيارى هم دارد كه نويسنده در عبارت مربوط به اهميت شعاير به آن اذعان كرده است. م.
16ـ قطع چهار انگشت دست دزد در اسلام با شرايط خاصى، كه در فقه معين شده است، بر اساس نص قرآن صورت مى گيرد: «والسارقُ والسارقةُ فاقطعوا أيديهما جزاءً بما كسبُوا. »
(مائده: 38) دزدى موجب از بين رفتن امنيت روانى، جانى و مالى جامعه است و در همه جوامع براى دزد مجازات سنگينى در نظر گرفته شده است.
در اسلام نيز براى ريشه كن شدن اين ناهنجارى اجتماعى قطع دست دزد تجويز شده است، اما بايد دانست هر دزدى محكوم به قطع دست نيست و بيشتر دزدى ها منجر به قطع دست نمى گردد. قطع دست، آن هم نه تمام دست، بلكه قطع چهار انگشت فقط در موردى است كه شروط هشت گانه مذكور در كتب فقهى محقّق باشد و اين به ندرت اتفاق مى افتد. م.
17ـ در اسلام صرف تماس زن و مرد نامحرم جرم محسوب نمى شود، بلكه روابط نامشروع جنسى، كه موجب تزلزل بنياد خانواده و تولد بچه هاى نامشروع مى شود جرم محسوب است. م.
18ـ «محمّد رسول الله و الذيّن معه اشدّاءُ على الكفّار و رحماءُ بينهم تريهم ركعّاً سجَّداً يبتغون فضلاً من اللّه و رضواناً سيماهم فى وجوههم من اثر السجود» (فتح: 29)؛ محمدفرستاده خداست وكسانى كه بااوهستند دربرابركفار سرسخت و شديد و در ميان خودمهربان اند، پيوسته آنهارادرحال ركوع و سجود مى بينى، آنها همواره فضل خداورضاى اورا مى طلبند، نشانه آنها در صداقت شان از اثرسجده نمايان است. م.
19ـ اگر چه در اسلام همانند مسيحيت طلاق به طور كلى نفى نشده، ولى مبغوض ترين حلال در نزد خداوند شمرده شده است.
طلاق در اسلام ساده نيست؛ اولاً، پيامبر اسلام (ص) آن را مبغوض ترين امر در نزد خدا شمرده است.
ثانياً، شروط انجام آن سهل نيست؛ بايد دو شاهد عادل در مجلس طلاق باشد و زن در طهارت غير مواطئه باشد.
سپس عده نگه دارد و در زمان عدّه از منزل بيرون نرود.
شروط فراوان ديگرى نيز مقرر شده است كه راه را براى آشتى شوهر باز مى گذارد. م.
20ـ مبلغان مسيحى جنگهاى صدر اسلام را دستاويز قرار داده، عامل نشر و توسعه اسلام را زور و جبر معرفى مى كنند.
اگر در جوهر يك دعوت دينى قدرت اقناع وجدانها وجود نداشته باشد محال است كه زور و جبر بتواند در مردم ايمان و علاقه و شور و احساسات به وجود آورد.
آرى در صدر اسلام جنگهايى صورت گرفت و اسلام به حكم اينكه دينى است اجتماعى و تنها مسئوليت سعادت فردى بشر را بر عهده نگرفته است بلكه مسئوليت سعادت جمعى بشر را نيز تعهد كرده است، بعلاوه تفكيك سعادت فردى از سعادت جمعى و اصل «كار قيصر را به قيصر و كار خدا را به خدا وابگذار» را نادرست مى داند، قانون جهاد را جزء دين قرار داد و عملى كرد، اما بايد ديد هدف اسلام از جهاد چيست و مسلمين صدر اول با چه طبقه اى جنگيدند؟ آن جنگها قدرت را از چه طبقه اى گرفت و چه طبقه اى را آزاد كرد؟؛ مى گويند: شمشير، آرى شمشير، اما شمشير اسلام چه كرد؟ شمشير اسلام قدرت هاى اهريمنى را در هم شكست، سايه شوم موبدها را كوتاه كرد، زنجيرها را از دست و پاى قريب صد و چهل ميليون انسان باز كرد و به توده محروم حرّيت و آزادى داد.
شمشير اسلام همواره بر فرق ستمگران به سود ستمكشان فرود آمده و دست تطاول زورگويان را قطع كرده است.
شمشير اسلام همواره به نفع مظلومان و مستضعفان كشيده شده است؛ «ومالكم لا تُقاتلونَ فى سبيلِ اللّهِ و المستضعفينَ منَ الرّجالَ و النّساء و الوِلدانِ. »
(نساء: 75)؛ ر. ك.
به: مرتضى مطهّرى، مجموعه آثار، صدرا، 1357، ج 14، ص ص 366؛ 320 م.
21ـ «نشر و توسعه اسلام به طور طبيعى و عادى صورت گرفت.
مسأله مهم در نشر دعوت اسلامى، كه اسلام را از مسيحيت و مانويت و ساير دعوت هايى كه انتشار وسيع يا سريع داشته اند، ممتاز مى كند، اين است كه عوامل تبليغ اسلام توده مردم بوده اند، نه يك دستگاه عريض و طويل تبليغاتى.
توده هاى مردم صرفاً تحت تأثير انگيزه هاى وجدانى، بدون آنكه بخواهند وظيفه اى را كه از طرف يك سازمان روحانى يا غير روحانى به آنها محوّل شده، انجام دهند، به نشر و تبليغ اسلام پرداخته اند و اين جهت است كه ارزش فوق العاده اى به انتشار اسلام مى دهد.
در اين جهت، اسلام بى رقيب است. » مرتضى مطهّرى، پيشين م.
22ـ «و الّذين آمنوا و عملوا الصالحات سندخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابداً. »
(نساء: 122) «و وفيّت كلّ نفس ما عملت و هو اعلم بما يفعلون و سيق الّذين كفروا الى جهنّم زمراً… و سيق الّذين اتّقوا ربّهم الى الجنّة زمرا… »
(زمر: 70، 71، 73) م.
23ـ «الّذين كفروا و كذّبوا بآياتنا اولئك اصحاب النار. »
(تغابن: 10) م.
24- Islam has all that any person requires individually all that any state requires collectively.
منبع: ماهنامه – معرفت – شماره 20، ويژه نامه جامعه شناسى .

نويسنده: جان – كامودى ؛ دنيس – لاردنر كارمودى

مترجم: محسن – پورمحمّد

لوئي ماسينيون

لوئي ماسينيون louis massignon خاورشناس نامدار فرانسوي در سال 1883 در نوژان فرانسه به دنيا آمد .
تحصيلات مقدّماتي و دانشگاهي را در کشور خود گذراند و با زبانهاي عربي و فارسي و ترکمن و آلماني و انگليسي آشنا شد و در دو مؤسّسه علمي « کلّژ دو فرانس » و ديگري « مؤسّسه مطالعات عاليه سوربن » به تدريس اشتغال يافت .
عضويّت وي در بنياد فرانسوي باستان شناسي که در قاهره بپا شده بود او را با کشورهاي  اسلامي آشنا کرد و اين آشنايي موجب مسافرتهايي به مصر و عراق و سوريه و ايران و الجزاير و حجاز شد .
ماسينيون سالهايي چند ( از 1919 تا 1945 ) در کلّژ دو فرانس تدريس « جامعه شناسي اسلامي » را به عهده داشت و از سال 1932 به بعد ، موضوع « اسلام شناسي » را در « مدرسه مطالعات عاليه » نيز بر درس پيشين افزود.
در طيّ مسافرتهايش به مشرق زمين ، يکسال (1913) در دانشگاه قديمي مصر به تدريس پرداخت و موضوع درس وي « تاريخ اصطلاحات فلسفي » بود .
در حفّاريهاي عراق براي کشف « قصر الأخيضر» ، نيز حضور و مشارکت داشت . در سوريّه به پژوهش درباره فرقه « نصيريّه» همت گماشت و در اثر مطالعه کتاب« تذکره الأولياء » اثر شيخ عطّار ، سخت به پژوهش در زندگي حسين بن منصور مشهور به حلّاج دلبستگي پيدا کرد و به ايران سفر نمود و از شهر بيضا ( از توابع فارس ) که زادگاه حلّاج بود ، ديدن کرد .
از آن پس محور اساسي تتبّعات وي ، زندگي حلّاج و عرفان ايراني بود .
لوئي ماسينيون سردبيري « مجلّه جهان اسلامي »  را در پاريس به عهده داشت و سپس « مجلّه مطالعات اسلامي » جاي آن را گرفت .
در نوامبر 1962 ( برابر آبان ماه 1341 ) در فرانسه بدرود زندگي گفت .

چارلز ژوزف آدامز از کشور کانادا

چارلز ژوزف آدامز از دانشمندان برجسته کانادایى و متخصص در تاریخ مذاهب و علوم اسلامى در ۲۴آوریل ۱۹۲۴در هوستن از توابع تکزاس آمریکایى شمالى به دنیا آمده است.

تحصیلات مقدماتى خود را در زادگاه و تحصیلات عالیه را در دانشگاه بى لر در تکزاس در ۱۹۴۷ به پایان رسانیده و مجددا از ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۱ مدرسه عالى ادبیات را در دانشگاه شیکاگو طى کرده و در ۱۹۵۱ به درجه دکترا در تاریخ مذاهب نایل شده و مورخ مذاهب گردیده است.

از نظر علاقه خاصى که به اسلام و تحولات آن دارد از ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۵ درموسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک جیل به مطالعه پرداخت و در ۱۹۵۷ در همین موسسه و دانشکده الهیات به تدریس پرداخته و مدتى هم در انجمن مطالعات اسیایى مشاور و سردبیر بوده است.

پروفسور آدامز به جوایز متعددى از دانشگاه شیکاگو و دانشگاه مک جیل مفتخر گردیده است.

مشارالیه عضو موسسه خاورشناسی آمریکایی_ خزانه دار انجمن آمریکایى مطالعات مذاهب _ عضو اصلى انجمن مطالعات خاورمیانه و مدتى معاون آن گردیده و نیز مشاور و سردبیر انجمن مطالعات آسیایى شده است.

آدامزهمچنین مدیر موسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک جیل ۱۹۶۱- مدیر موسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک جیل ۱۹۶۳ –پروفسور کامل موسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک جیل ۱۹۶۳ پروفسور کامل موسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مک جیل.

آثار آدامز عبارتند از:

۱٫ راهنمایى براى مطالعه کنندگان مذاهب بزرگ ،۱۹۶۵٫

۲٫ سیاست ها و مذهب ،۱۹۶۶ .

۳٫ تاریخ مذاهب و مطالعاتى درباره اسلام.

۴٫ مجموع مطالعات اسلامى دانشگاه مک جیل در خصوص اخلاق مذهبى از نظر قرآن ،۱۹۶۶٫

۵٫ (Islam )in Geoffrey  parriuder , ed Encyclopedia of world Religions. 1971.

مقالات پروفسور آدامز :

۱٫ مقاله ارزشهاى جدید – اقبال پاکستانى

۲٫ اسلام در پاکستان،۱۹۵۹٫

۳٫ پناهگاههاى فلسطین،۱۹۶۰٫

۴٫ جنبش هاى محافظه کارانه در جهان عرب (۷-۱۹۶۶).

۵٫ اورشلیم-۱۹۶۸٫

۶٫ ادبیات اخیر در پاکستان. (۹-۱۹۶۸)

مقالات در دایره المعارف ها

۱٫ براى دایره المعارف کتاب جهان : خلیفه، درویش ، فقیر، حاج ، هجرت، اسلام، کعبه، قرآن، محمد(ص) مسلمانان و مسجد.

۲٫ براى دایره المعارف بریطانیا: کعبه ، ملا(مولا) معتزله ، سلمان فارسى ، اصل بن عطا.

۳٫ براى دایره المعارف آمریکا نا :

۴٫ الله(۱۹۶۸)،اسلام (۱۹۶۹) ، درویش ، دروز، اسلام ، اسماعیلیه.

مقالات در مجلات و روزنامه ها

۱٫ سرزمین و ملت پاکستان ۱۹۵۹ در روزنامه جغرافیای کانادایی.

۲٫ براى سال نامه فرهنگستان امرکایى علوم سیاسى و اجتماعى : اسلام و صراط مستقیم،۱۹۵۹

۳٫ سنت مذهبى اسلامى در مجله مذهب و مرد،۱۹۷۱ .

۴٫ شیخ طوسى و شرکت و همکارى او در عقاید شیعه در مورد اصول فقه . خلاصه مذاکرات هزاره او در دانشگاه مشهد،۱۹۷۱٫

۵٫ مسیحیت و اسلام ، یک مقایسه اخلاقى ، در مجله مطالعات اسلامى ( اسلام آباد ، مرکز موسسه تتبعات اسلامى )۱۹۷۱