شهید بهشتی

نوشته‌ها

اخلاق طلاق در اسلام(۳)

راهکارهای اخلاقی اسلام برای جلوگیری از طلاق

الف. محکمه و داوری خانوادگی

تعداد قابل توجّهی از طلاق‌ها، با یک اختلاف کوچک شروع می­‌شود که پس از شعله­ ور شدن، به راحتی قابل مهار نیست. همانند جرّقه­­‌ای است که در انبار پنبه افتاده باشد و هر لحظه دامنه آن گسترش یابد. البته در صورتی که افراد خبره و دلسوز سریع اقدام کنند، می­‌توانند آن را با کمترین ضرر و زیان مهار کنند. زمانی که در خرمن زندگی آتش شعله­ ور شود، ناگریز باید از بیرون کمک و یاری جست. طبع نفسانی انسان، خودخواه است و مانع اعتراف به حق می­‌شود، از این­ رو نیاز به افرادی دارد که اشتباهات و خطاهای او را از روی عدل و انصاف و دور از غرض­ ورزی و جانبداری گوشزد کنند و مانند داور، میانجی‌گری نمایند. ممکن است زوجین در آغاز زندگی مشترک زناشویی یا حتی پس از آن بر اثر بی‌تجربگی و غلبه احساسات عکس العمل‌های تلافی جویانه ناشی از عدم شناخت از روحیات یکدیگر و ناپختگی – یکی از آن دو یا هر دو – تصمیم مهمی مبنی بر متارکه (طلاق) بگیرند که اگر این تصمیم بر اساس عقل و منطق صحیح استوار نباشد، چه بسا یک عمر پشیمانی و حسرت به همراه داشته باشد.

بسیاری از زنان و مردانی که بر اثر غلبه احساسات و بهانه‌های غیر منطقی اقدام به طلاق نموده اند، پس از آن متوجه شده اند که چه سرمایه گرانبهایی را از دست داده اند؛ اما با کمال تأسف همیشه برگشت از این تصمیم و اعاده وضعیت سابق و زندگی زناشویی قبلی، ممکن نیست. دقت وافر در این تصمیم خطیر در مواردی که پای زندگی آینده کودکان معصومی در میان باشد، بسیار حایز اهمیت است. معمولاً زن و شوهر در تب و تاب ناشی از بر انگیخته شدن احساسات خود، از عواقب و تبعات منفی جدایی (طلاق) غافلند؛ از این رو لزوم یک یادآوری کننده و هشداردهنده در بدو بروز شقاق و دشمنی بین زن و شوهر، لازم و ضروری می‌نماید.

گاهی احساسات، چنان بر زوجین غلبه می‌کند که آنان را به مرز تعقل ناپذیری می‌رساند که در این موارد دخالت افرادی که اطلاعات و تجارب کافی دارند، به عنوان تذکر دهنده عواقب زیانبار ناشی از طلاق لازم می‌گردد که چه بسا با مداخله چنین تذکر دهنده و حَکَمی از فروپاشی یک کانون گرم خانوادگی، جلوگیری شود. قرآن کریم که می‌فرماید: «وَ اِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَکَما مِّنْ أهْلِهِ وَ حَکَما مِّنْ أهلِهَا إن یُرِیدَا إصْلاحا یُوَفِّقِ اللّهُ بَیْنَهُمَا اِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیما خَبِیرا…[۱]»؛ «اگر نشانه‌های شکاف و جدایی در میان زوجین پیدا شد، برای بررسی علل و جهات ناسازگاری و فراهم نمودن مقدمات صلح و سازش، یک نفر حکم و داور از فامیل مرد و یک نفر حکم و داور از وابستگان زن، انتخاب کنید؛ اگر این دو حکم با حسن نیّت و دلسوزی وارد کار شوند و هدفشان اصلاح بین آن دو همسر باشد، خداوند [در این صورت چه بسا] به وسیله آنان سازگاری بین آن دو (زن و شوهر) فراهم آورد و آن‌ها را به یکدیگر نزدیک گرداند [و خانواده از انحلال نجات یابد]».

ابن جریر طبری از محمد ابن کعب قرظی نقل کرده: علی(علیه السلام) هماره در مورد اختلافات خانوادگی داوری را از خانواده مرد و داوری را از خانواده زن برمی‌گزید. داور مرد به وی می‌گفت: ‌ای فلانی! از چه چیز شکوه داری؟ و او درد دل خویش را بر می‌شمرد. داور می‌گفت: اگر به خواسته‌هایت برسی، آیا از خدا پروا خواهی داشت و به شیوه شایسته در انفاق و پوشاک و… با همسرت رفتار خواهی کرد؟ وقتی از او اقرار گرفت، داور زن می‌گوید:‌ای فلان از شوهرت از چه گله مندی؟ او خواسته هایش را برمی شمرد و داور همانند گفته همراهش را به او می‌گوید. اگر پذیرفت، بینشان جمع می‌کنند. برخی از مفسران افزوده اند: در نبود حکومت، وظیفه آحاد مردم به ویژه عقلای قوم است که با تعیین داور به اختلاف خانواده‌ها پایان دهند و به ناملایمات و مصایب دیگر مردم بی‌توجه نباشند.[۲]

حکمیت و داور خانوادگی نه برنامه قضایی خشک که رهنمودی مطابق با فطرت و سرشت انسان‌ها است و هدف آن پیشگیری از بروز شقاق است و ضرورت دارد دست اندکاران امور خانواده همه سعی و تلاش خود را برای پیشگیری از کشیده شدن ماجرا به محاکم رسمی بکار برند و پیش از آنکه زن و شوهر و اطرافیان ناآگاه و بی‌خرد، پل‌های بازگشت را به روی خود خراب کنند. در گذشته، بسیاری از مشکلات خانواده‌ها به وسیله بزرگان فامیل و با کدخدامنشی حل می‌شد و در مواردی که نزدیکان از گشودن گره‌های میان زن و شوهر عاجز می‌شدند، از روحانیان محل کمک می‌گرفتند. و آنان با رایزنی و درایت، با کمک معتمدان خانواده از کارها گره‌گشایی می‌کردند. وجود علما در صحنه اجتماع و در عرصه خدمتگزاری، نزاع‌های خانوادگی را به صلح و صفا تبدیل می‌کند و افزون از سبک کردن بار قوه قضاییه به اختلافات خانمان‌برانداز بدون این که به دادگاه کشیده شود، پایان دهد. چون با اندرز و پند و خیرخواهی برای هر دو طرف همراه است و آنچه در آشتی دو طرف کارساز است، نرم شدن قلب‌ها، بر اثر پند و اندرز و اثرگذاری معنوی عالم دین و گردن نهادن زوجین به فرمان خداست. این سازش شیرین، پایدار و سازنده است.

شهید بهشتی، یکی از وظایف روحانیت را دستگیری از مردم و رفع مشکلات آنان می‌شمرد و تأکید می‌کرد اگر علما و مربیان معنوی جامعه در صحنه باشند، با توده‌ها و با خویشاوندان خود در ارتباط باشند، بسیاری از گرفتاری‌ها بدون مراجعه به مراکز قضایی رخت برمی بندد. آن مربی دلسوز، از عالمی دانا به نام شیخ ابراهیم نجف آبادی (از شاگردان آیت اللّه بروجردی) یاد کرده که هم مدرس بود و هم امام جماعت و واعظ شهر و مانند پدری مهربان به بحران‌های حوزه خدمت خود رسیدگی می‌کرد و از جمله به دعواهای زنان و شوهران خاتمه می‌داد. «گاهی بعد از نیمه شب در خانه ایشان را می‌زدند و می‌گویند ریش سفیدهای فامیل نتوانسته‌اند دعواهای خانگی را حّل کنند، لطفا بیایید ما را اصلاح دهید».[۳] این محکمه نسبت به سایر محاکم امتیازاتی دارد از جمله:

الف) محیط خانواده کانون احساسات و عواطف است؛ بنابراین مقیاسی که در این محیط باید به کار رود با مقیاس سایر محیط‌ها متفاوت است؛ یعنی همان گونه که در دادگاه‌های جنایی نمی‌توان با مقیاس محبت و عاطفه عمل کرد، در محیط خانواده نیز نمی‌توان تنها با مقیاس خشک قانون و مقررات بی‌روح گام برداشت. در این جا باید تا حدی که میسر است اختلافات را از طرق عاطفی حل کرد؛ از این رو قرآن کریم دستور می‌دهد که داوران این محکمه باید کسانی باشند که پیوند خویشاوندی به دو همسر دارند و می‌توانند عواطف آن‌ها را در مسیر اصلاح تحریک نمایند. بدیهی است که این امتیاز تنها در این محکمه است و سایر محاکم فاقد آنند.

ب) در محاکم عادی قضایی، طرفین مجبورند برای دفاع از خود، هرگونه اسراری که دارند فاش سازند. به طور مسلم اگر زن و مرد در برابر افراد بیگانه اسرار زناشویی خود را فاش سازند، احساسات آنان به گونه‌ای جریحه‌دار می‌شود که اگر به اجبار دادگاه به منزل برگردند، دیگر از آن صمیمیت و محبت سابق خبری نخواهد بود و مانند دو فرد بیگانه می‌شوند که به حکم اجبار باید وظایفی را انجام دهند.

به تجربه ثابت شده است که زن و شوهری که راهی محاکم قضایی می‌شوند، دیگر زن و شوهر سابق نیستند. اما در محکمه صلح خانوادگی یا این گونه مطالب به خاطر شرم و حیا مطرح نمی‌شود و یا اگر بشود، چون در برابر آشنایان و محرمان است آن آثار سوء را ندارد.

ج) داوران در محاکم معمولی، غالبا در جریان اختلافات بی‌تفاوتند و قضیه به هر شکل که خاتمه یابد آن‌ها تأثیری ندارد و زوجین به خانه برگردند یا برای همیشه از یکدیگر جدا شوند، برای آن‌ها فرق نمی‌کند. در حالی که در محکمه صلح خانوادگی مطلب کاملاً به عکس است؛ زیرا داوران این محکمه از بستگان و فامیلان نزدیک زوجین هستند، و جدایی یا صلح آن دو، در زندگی این افراد هم از نظر عاطفی و هم از نظر مسئولیت‌های ناشی از آن تأثیر دارد. از این جهت آن‌ها تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرند تا صلح و صمیمیت میان زوجین برقرار شود و به اصطلاح آب رفته به جوی باز گردد.

د) علاوه بر آنچه گذشت، چنین محکمه‌ای هیچ یک از مشکلات و هزینه‌های سرسام آور و سرگردانی‌های محاکم معمولی – که در بعضی موارد چند سال طول می‌کشد – را ندارد و بدون هیچ گونه تشریفاتی طرفین می‌توانند در کمترین مدت به مقصود خود نایل شوند.[۴]

جای خالی حکمیت در کاهش طلاق‌های توافقی

بنا به آماری از هر ده زوجی که در تهران برای طلاق به دادگاه خانواده مراجعه می‌کنند ۹زوج پیش از آمدن به دادگاه بر سر پایان دادن به زندگی مشترک با هم توافق کرده اند. توافقی که به سرعت از طریق دادگاه به طلاق می‌انجامد و گاه حتی خانواده هایشان هم بعد از جاری شدن صیغه طلاق از موضوع آگاه می‌شوند. حتی بسیاری از آن‌ها برای کوتاه کردن زمان دادرسی دست به دامان وکلای خبره می‌شوند تا دادگاه سریع تر تسلیم خواسته هایشان شود. طلاق‌های چند هفته‌ای و پرونده‌هایی که خیلی زود به سرانجام می‌رسد! داستانی که حکایت از نادیده گرفتن نقش خانواده و بزرگان خانواده در برقراری صلح بین زوج‌های خواستار طلاق توافقی دارد. «زوج جوان همراه با دختر خردسالشان روی یک نیمکت در حیاط دادگاه نشسته اند. چند دقیقه بعد پدر و مادر زن با چهره‌ای نگران از راه می‌رسند. سرحرف را با پدر زن که باز می‌کنم می‌گوید: ما هم دیروز فهمیده ایم که می‌خواهند طلاق بگیرند الان هم مثل این که منتظرند تا حکم طلاق توافقی شان صادر شود. مرد وقتی حرف‌های پدر همسرش را می‌شنود می‌گوید: ازتوقع‌های بیجای همسرم خسته شده ام. دو هفته پیش گفت که می‌خواهد جدا شود و از تمام حق و حقوقش می‌گذرد. فکر نمی‌کردم به این زودی کارها انجام شود، از وقتی درخواستمان را در دفاتر خدمات قضایی ثبت کردیم فقط دو هفته طول کشید!».[۵]

توصیه رهبری به قضات برای کاهش طلاق‌های توافقی

مقام معظم رهبری در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضاییه، با تاکید بر تلاش برای تسهیل ازدواج جوانان به برخی مشکلات دادگاه‌های خانواده از جمله «طلاق توافقی» اشاره کردند و افزودند: «قضات محترم با کمک بزرگان خانواده‌ها، این گونه مسائل را تقلیل دهند».[۶]

ب. مراجعه به مشاور

اسلام به عنوان مکتبى جامع و همه جانبه‌نگر، به تمام ابعاد وجودى و نیازهاى انسان توجه کرده است. یکى از مسائل مهم و ارزشمند در گستره زندگى اجتماعى، تعامل و همفکرى و مشورت است که به این مسئله در آموزه هاى دینى توجه ویژه شده است. براى مشاور ویژگى هاى زیادى شمرده شده بود که از جمله آنها، عاقل بودن، دانش و تخصص کافى، رازدارى، تقوا، صمیمى بودن و خیرخواهى مى‌باشد. ایجاد زیرساخت‌های فرهنگی و آشنا کردن نسل جوان با فرهنگ غنی اسلام و ارزش‌های مرتبط با خانواده در اسلام در تقویت بنیان خانواده‌ها و جلوگیری از بروز اختلافات بسیار موثر است. قرآن راه حل نخستین را صلح می‌داند به این معنا که همسران به گونه‌ای رفتار کنند تا بین آنان آشتی برقرار شود هنگام بروز اختلاف، همسران در مرحله نخست می‌بایست بکوشند خودشان اختلاف را بر طرف کنند و با گذشت آن را حل نمایند. آیه زیر اشاره به این راه حل دارد. «و اِنِ امَراَهٌ خَافَت مِن بَعلِهَا نُشُوزاً اَو اعراضاً فلاجُنَاحَ عَلَیهِمآ اَن یُصلِحا بَینَهُما صُلحاً و الصُّلحُ خَیرٌ و اُحضِرَتِ الانفُسُ الشُحَّ و اُن تُحسِنوا و تَتَّقُوا فانَّ اللهَ کانَ بِمَا تَعلمونَ خبیرا»[۷] و اگر زنی از شوهر خویش بیم ناسازگاری یا رویگردانی داشته باشد، بر آن دو گناهی نیست که از راه صلح با یکدیگر به آشتی گرایند، که سازش بهتر است [ولی] بخل [و بی‌گذست بودن]، در نفوس، حضور [و غلبه] دارد؛ و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است». اما اگر این کار از توان آنها خارج بود و نتوانستند بدون مداخله دیگران به سیر زندگی طبیعی ادامه دهند می‌بایست از مشاور کمک بگیرند.

در قرآن و سخنان معصومین(علیهم السلام) به نقش مشاور تاکید شده است. خداوند متعال مى‌فرماید: «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ [۸]»؛ «در کارها با مردم مشورت کن» حضرت على(علیه السلام)در این باره مى‌فرمایند: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا».[۹]؛ «کسى که استبداد به رأى داشته باشد هلاک مى‌شود و کسى که با افراد بزرگ و صاحب اندیشه مشورت کند، در عقل آنان شریک مى‌شود». همسرانی که اختلاف در خانواده شان شدت گرفته از مراکز مشاوره بهره بگیرند و با این اقدام عاقلانه اجازه ندهند اختلاف تبدیل به بحران شود و بنیان خانواده از بین برود. انسان به کمک مشاور می‌تواند راه حل‌های مناسب را بیابد چون با مشورت از گنجینه عقل و دانایی دیگران بهره می‌گیرد. خانواده‌هایی که برای رفع مشکلات شان به بن بست رسیده اند و حاضر نیستند از مشاور کمک بگیرند درهای نجات را بر روری خود می‌بندند و باید بدانند هیچ کس از مشورت پشیمان نمی‌شود.

محمد نفریه، معاون امور اجتماعی بهزیستی می‌گوید: «بر اساس قانون حمایت خانواده؛ زوج‌هایی که تقاضــای طلاق می‌کنند باید به مراکز مشاوره معرفی می‌شوند. نتایج حاکی از آن است که در کشور این طرح بیش از ۳۰ درصد موفقیت کسب کرده که این رقم در برخی مناطق به ۵۰ درصد نیز رسیده است مراکز مشاوره باید به گونه‌ای باشد که بتواند مشکل بین زوجین را حل کند. از گذشته تا به حال، هر گاه خانواده‌ای دچار مشکل می‌شد، افراد سالخورده خانواده دست به دست هم می‌دادند تا مشکل رفع شود و خانواده به روال طبیعی خود بازگردد. امروز اما به دلیل گستردگی مشکلات این امکان برای خانواده‌ها وجود ندارد تا مسائل را به تنهایی و در درون خود حل و فصل کنند.

در همین راستا، نهادهایی چون بهزیستی با کمک مشاوران آموزش دیده به کمک خانواده و جامعه می‌آید تا بتواند گره‌ای از مشکلات خانواده‌ها بگشاید؛ نخست اینکه بسیاری از تقاضاهای طلاق از سوی زوجین در سال‌های ابتدایی زندگی مشترک صورت می‌گیرد. تجربه نشان داده است که در اغلب این موارد مشکلات زوجین، چندان حاد نیست و با گفت‌ و گو و تعامل امکان حل مشکل وجود دارد، اینجا است که نقش مشاوره خوب می‌تواند بسیار موثر باشد و منجر به سازش شود. از سوی دیگر، اگر زوجین پس از گذراندن جلسات مشاوره همچنان بر تصمیم خود پافشاری کنند و خواهان طلاق باشند، در آن صورت است که خدمات مشاوره می‌تواند زوجین را با مشکلات پس از طلاق، نحوه حل مشکلات، منابعی که زوجین به ویژه زنان می‌توانند پس از طلاق برای حل مشکلات استفاده کنند، آشنا کنند. بحث حضانت فرزندان و نحوه برخورد با کودک پس از طلاق زوجین هم یکی از خدمات مشاوره‌ای است که متاسفانه چندان در طرح‌های مربوط به کاهش طلاق اجرایی نشده است و نیاز به توجه بیشتر دارد. از این رو به اعتقاد من، حضور روانشناس و مددکار در دادگاه‌های خانواده به منظور تلاش و برای سازش میان زوجین و در مرحله بعد آگاهی بخشی به آنان در مورد مشکلات پس از طلاق و نحوه رفتار با فرزندانی که طلاق والدین خود را تجربه کردند، بسیار موثر و کارآمد است».[۱۰]

توصیه رهبری به قضات برای کاهش طلاق‌های توافقی

تأکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت مداخله در طلاق‌های توافقی به منظور کاهش این نوع از طلاق‌ها در کشور، قوه قضاییه به منظور کاهش طلاق جدیت در مراکز مشاوره را شرط لازم دانسته و با اهتمام بیشتری مورد توجه قرار داده است. مشاور باید با هدف رفع اختلافات خانوادگی و حل مسایل و مشکلات خانواده‌ها از طریق مشاوره و گفت‌وگو و هم‌چنین تحکیم و تقویت بنیان خانواده اقدام کند.[۱۱] مولوی می‌گوید:

پ. مراجعه به قاضی یا حاکم

وظیفه نظام و دولت تنها در تأمین آب و نان و تأمین امنیت عمومی و دفاع از مرزهای جغرافیایی خلاصه نمی‌شود بلکه امنیت روحی و روانی و ایجاد آرامش در خانواده نیز از وظایف دولت است. حکومت به منزله پدر و مردم بسان فرزندان آنند. و مراقبت از فرزندان در برابر خطراتی که آنان را تهدید می‌کند، از وظایف پدران است. کارگزاران فرهنگی نظام بایستی در راه ارتقای فرهنگ عمومی و ایجاد الفت میان خانواده‌ها بکوشند و عوامل ایجاد بحران در میان زنان و شوهران را از بین ببرند و همه این امور در صلاحیت دولتی دینی است و کارگزارانی دین شناس، مردمدار و دلسوز به حال امت اسلامی می‌توانند مربی مردم باشند و در تربیت ایمانی و ارتقای فرهنگ مودت و الفت بکوشند. دخالت صحیح نهاد حکومت و مراجع قضایی تأثیر عمده­ای بر کاهش طلاق برجا می­گذارد، اسلام با عنایت به اهتمام فراوانی که به حفظ و تقویت نهاد خانواده دارد، برای حلّ مشکل طلاق بیش از هر چیز بر راهبردهای تربیتی با محوریت اخلاق و راهبردهای فرهنگی و حکومتی با محوریت انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر تأکید کرده است.

نقش حکومت و قضات در کاهش آمار طلاق در این روایت به اندازه کافی گویا است: از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: علی(علیه السلام) به آرامش خانواده‌ها بسیار اهمیت می‌داد و هیچ موضوعی از دید تیزبین او به دور نبود. در برابر مشکلات درونی خانواده‌ها واکنش نشان می‌داد و گره از کارها می‌گشود. سیره علوی باید برای جامعه اسلامی ما سرمشق باشد. امام علی(علیه السلام) در مواردی خود به سراغ خانواده‌های درگیر می‌رفت و با اندرز و نصیحت و گاه با استفاده از اختیارات حکومتی به ماجرا فیصله می‌داد و میان زوجین آشتی می‌داد. روزی امام(علیه السلام) در کوچه‌های کوفه در گردش بود که زنی سراسیمه نزد حضرت آمد و با اضطراب گفت: شوهرم به من ستم کرده و سوگند یاد کرده که مرا کتک بزند. امام(علیه السلام) اندکی درنگ کرد و فرمود: به خدا سوگند باید حق ستمدیده را گرفت. امام(علیه السلام) با شتاب راه را طی کرد و به آستانه سرای زن رسید. جوانی رنگین پیراهن بیرون آمد. او شوهر زن بود. امام(علیه السلام) به مرد گفت از خدا پروا کن، چرا همسر خود را ترسانده ای؟ جوان مغرور که امام را نشناخت، گفت: تو را به زن من چه کار؟! حال سوگند می‌خورم او را بسوزانم. امام علی(علیه السلام) فرمود: تو را امر به معروف می‌کنم و باید توبه کنی وگرنه تنبیه می‌شوی. در آن حال گروهی از مردم رسیدند و به حضرت احترام کردند. جوان که تازه متوجه شد با ولی مسلمانان روبه روست، زبان به اعتذار گشود و گفت مرا ببخش. به خدا سوگند مانند زمین آرام می‌شوم تا زنم بر روی من قدم بگذارد. امام علی(علیه السلام) با خشنودی در حالی که آیه «لَّا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا»[۱۲]؛ «در بسیاری از رازگویی‌های ایشان خیری نیست، مگر کسی که (بدین وسیله) به صدقه یا کار پسندیده یا سازشی میان مردم فرمان دهد» را تلاوت می‌کرد، بازگشت».[۱۳]

امام خمینی(ره) نیز چنین شیوه‌ای داشت. امام در حین رهبری جامعه و رسیدگی به مشکلات بزرگ اجتماعی و مبارزه با آمریکا، از مشکلات داخلی خانواده‌ها نیز غافل نبود و همسران جوان را هماره به مدارا و سازش دعوت می‌کرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی از خاطرات خود از امام امت در اینباره فرموده اند: «من یک وقت خدمت امام رفتم ایشان می‌خواستند خطبه عقدی را بخوانند. تا مرا دیدند، گفتند شما بیا طرف عقد شو. ایشان برخلاف ما که طول و تفصیل می‌دهیم و حرف می‌زنیم عقد را اول می‌خواندند بعد دو سه جمله کوتاه صحبت می‌کردند. من دیدم ایشان پس از اینکه عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند: بروید با هم بسازید… حالا ما هم عرض می‌کنیم که شما دختران و پسران بروید با هم بسازید. سازش اصل است. هر چیزی که با ساختن عروس و داماد، زن و شوهر، منافات دارد بایستی بیگانه تلقی شود. این را اصل قرار دهید، تا انشااللّه خداوند متعال برکاتش را به شما نازل کند». [۱۴]

دقت قضات محترم به این نکته لازم است که دادگاه بازیچه احساسات خانواده ­ها و گاهی وکلای طرفین دعوا نشود و فریب حیله­‌های حقوقی آن­ان را نخورد که وکلا بدون توجه به سرنوشت فرزندان، با تعابیر خاصی عنوان می­کنند؛ مثلاً به لحاظ سوء­رفتار و عسر و حرج شدید موکّل ه­ا که به میخ آویزان و زنجیر بر دست و پایش است و یک روز، زندگی راحت ندارد و تعابیری از این قبیل، تقاضای طلاق می­‌شود. دعاوی طلاق نباید بی‌­اهمیّت به چشم آید، چرا که زندگی خانوادگی ارزشش کمتر از اختلاف بر سر یک وسیله­ ی نقلیّه و یک قطغه زمین و بسیاری از امور حقوقی و کیفری نیست. پرونده ­های موجود در دادگاه­‌ها نشان می­‌دهد افرادی که به جرم­‌های متعدد محکوم می­‌شوند، بیشتر همین فرزندان طلاق هستند یا یک اختلاف خانوادگی در میان بوده است. ضرورت دارد در این نوع پرونده ­ها دقّت بیشتری به عمل آید و بدون شک در هر مورد، باید مصلحت خانواده در نظر گرفت.

شهید مطهری می‌­فرماید: «محاکم به عنوان نمایندگی از اجتماع می­‌توانند متصدیان دفاتر طلاق را از اقدام به طلاق ـ تا وقتی که محکمه خانوادگی عدم موفقیت خود را در ایجاد صلح و سازش میان زوجین به اطلاع آنها نرسانده است ـ منع کنند. بنابراین محاکم باید تمام کوشش خود را در ایجاد صلح و سازش میان زوجین به عمل آورد و فقط هنگامی که به محکمه ثابت شد که امکان صلح و سازش میان زوجین نیست، گواهی عدم امکان سازش صادر کنند زیرا همه­ ی تصمیم­‌هایی به طلاق گرفته می­‌شود نشانه مرگ واقعی ازدواج نیست به عبارت دیگر همه تصمیم­‌هایی که درباره طلاق گرفته می‌­شود دلیل خاموش شدن محبت مرد و سقوط زن از مقام و موقع طبیعی خود و عدم قابلیت مرد برای نگهداری از زن نیست؛ غالب تصمیم­ها در اثر یک عصبانیت و یا غفلت و اشتباه پیدا می‌­شود، حاکم هر اندازه و به هر وسیله اقداماتی به عمل آورد که به تصمیمات ناشی از عصبانیت و غفلت عمل نشود، بجاست و مورد استقبال اسلام است.[۱۵]

اشکال عمده‌ای که به دستگاه قضا وارد می‌شود این است که نباید دادگاه‌های خانواده را از نظر آمار و تعداد با سایر دادگاه‌ها مقایسه کرد. الان می‌گویند دادگاه خانواده شما چند پرونده را مختومه کردید؟ اگر بگویی ۱۰۰ تا، می‌گویند که شما کار نکردی، باید آمار بدهند که من ۱۰۰ پرونده مختومه کردم. خب به چه قیمتی؟ به قیمت این‌که هر پرونده‌ای که آمد و گفت ما می‌خواهیم طلاق توافقی بگیریم، با آن ظرف مدت دو روز یا یک‌هفته موافقت کرد و اجازه طلاق داد و به این قیمت پرونده مختومه می‌شود و شخص قاضی که به این صورت پرونده‌ها را مختومه کرده است، مورد تشویق قرار می‌گیرد.

باید ملاک پرداخت کارانه، تشویق و اضافه‌کار در دادگاه‌های خانواده یک تغییر اساسی بکند و قوه قضاییه باید بگوید هر دادگاه خانواده‌ای که هر تعداد از پرونده‌های طلاقش را بتواند به آشتی برساند، به همان تعداد پاداش می‌‌دهم. این‌طور که باشد، دادگاه تشویق می‌شود که برای صلح و آشتی‌دادن وقت و جلسه بگذارد. ما در حوزه‌های گوناگونی خلأ قانونی داریم. چرا وقتی زنی طلاق گرفته است، می‌گوییم فرزندش معافی خدمت بگیرد، ولی اگر طلاق نگرفته باشد و همسری داشته باشد که در سن پایین ۴۰ سالگی، ۵۰ سالگی و… کار نکرده و از کار افتاده است یا اصلاً کار نمی‌کند و بی‌عار است و این زن بدسرپرست است و این خانواده در حقیقت مادرسرپرست است، برای فرزند او معافی از خدمت نمی‌دهیم؟ لذا این مادر را تشویق می‌کند که اگر بخواهد فرزندش معاف شود، اول طلاق بگیرد تا فرزندش از خدمت معاف شود. ما باید مجموعه مقررات‌مان را در همه موارد هم‌راستا کنیم؛ در این جهت که کانون خانواده حفظ شود و طلاق به حداقل برسد. قوه‌ قضاییه هم در رویه‌ای که در دستگاه قضا دارد، به‌ویژه در پدیده آمارگرایی که بسیار پدیده نامبارکی است، باید اصلاح شود، هم‌چنین باید نقش قاضی مشاورین زن در دادگاه خانواده پررنگ شود؛ زیرا گاهی زنان می‌خواهند حرف‌هایی بزنند و مشکلاتی را بیان کنند که ریشه اختلافات خانوادگی کجاست و در مقابل قاضی مرد ابا می‌کنند؛ لذا نقش قاضی مشاور زن مهم است.

ج. حضور دو شاهد عادل

در این آیه آمده است که: «… ٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقیمُوا الشَّهادَهَ لِلَّهِ ذلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»[۱۶]

«و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید؛ و شهادت را براى خدا برپا دارید؛ این چیزى است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده می‌شوند! و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم می‌‏کند».

اسلام علاوه ­بر این که به مجریان صیغه و شهود، هنگام طلاق دادن توصیه کرده است که مضار طلاق و جدایی را برای آنان توضیح داده و حتی ­الامکان کوشش کنند آنها را از این عمل ناپسند منصرف سازند، طلاق را جز در حضور دو نفر شاهد عادل صحیح نمی­ داند زیرا بدیهی است این امر، مانعی بر سر راه طلاق خواهد بود زیرا:
اوّلاً: کراهت و قبح طلاق در جامعه سبب می‏‌‌شود که افراد معمولاً از این که شاهد و گواه بر طلاق و از هم پاشیدن خانواده ‏ای باشند، خودداری کنند.
ثانیاً: افرادی که به عنوان شاهد و گواه دعوت می‏‌‌شوند، سعی در برقراری آشتی و صلح بین زوجین دارند. ملکه تقوی و عدالت که در شهود معتبر شده است اقتضا می‌­کند که آنان نیز تمام همّ و کوشش خود را به کار برند تا طرفین از طلاق دست بردارند و آنها را به صلح و صفا و آشتی دعوت کنند، جالب توجه اینکه اسلام حضور شهود را در صحت ازدواج شرط ندانسته ولی در طلاق آن را شرط صحت قرار داده است و این به تنهایی کافی است که نظر اسلام را در عدم رضا به وقوع طلاق ثابت نماید،[۱۷] پس حضور دو شاهد عادل می‌تواند علت­‌های مختلفی داشته باشد از جمله:

الف. برقراری نوعی نظم و انضباط در حفظ و استحکام عقود و ضابطه­ مند کردن راه­های فسخ آنها و به­ ویژه در شرایط صحت طلاق سختگیری شده زیرا به عفاف و پاکدامنی ارتباط می­‌یابد.

ب. جلوگیری از پایمال شدن حقوق طرف مقابل، به عنوان مثال ممکن است کسی ادعا کند در تاریخ معینی همسر خود را طلاق داده در حالی که شاهدی برای این مسأله ندارد، در اینجا زن همچنان زوجه او محسوب می‌شود او تمام حقوق زناشویی مانند نفقه را دارا است.

ج. وجود دو شاهد عادل می­‌تواند نقش سازنده ­ای در جهت جلوگیری از طلاق­‌های عجولانه و ناجوانمردانه داشته باشد. این مسأله با توجه به مبغوض شمرده شدن طلاق در فرهنگ اسلامی و در چشم ­انداز مسلمانان بهتر می‌تواند خود را بنمایاند.

در بسیاری از موارد مراجعه به شاهد عادل زمینه نوعی رایزنی و مساعدت فکری و عاطفی دیگران را در جلوگیری از طلاق پدید می­آورد[۱۸] این روند باعث می­‌شود از طلاق­‌های بسیاری، بدون اجبار قانونی بلکه با مساعدت مردمی جلوگیری می­‌شود و مرد در سایه ارشاد و پند دیگران با دیگر به تداوم زندگی متمایل می‌شود و بنیاد خانواده استوار می­‌ماند.

دلالان و شاهدان غیبی طلاق

طلاق برای هر کسی آب نداشت، برای دلالان و شاهدان غیبی طلاق، نان داشت، چرا که اگر سری به دادگاه‌های خانواده بزنید عده‌ای را می‌بینید که حاضرند در ازای دریافت پول، داور طلاق شوند و مبالغی را به دلخواه اعلام می‌کنند که گویی آنها نیز با افزایش قیمت دلار و تورم امضاهای خود را قیمت گذاری می‌کنند! متأسفانه بحث داوری در طلاق مورد غفلت مردم و مسئولان جامعه قرار‌گرفته است و در بعضی از دادگاههای خانواده که شعبه‌ای از دادگاه‌های عمومی به شمار می‌آیند نیز واحدی به نام واحد داوری وجود دارد که با پرداخت ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان افرادی برای داوری به طرفین معرفی می‌شوند و به صورت صوری گواهی می‌دهند که پس از صحبت با طرفین دعوا مشخص شد که آنها با هم سازش ندارند و گواهی به جاری شدن صیغه طلاق می‌دهند.

در ماده ۱۱۳۴ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران و در شرایط صوری صحت طلاق آمده است: طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد. بعضی از دفترخانه‌ها با دریافت مبالغی مانند ۱۰۰ و ۲۰۰ هزار تومان داوران طلاق را به طرفین معرفی می‌کردند. اگر به صفحات داخلی روزنامه‌ها و نیازمندی‌ها مراجعه کنیم با آگهی‌هایی مواجه می‌شویم که با عناوینی[۱۹] مانند طلاق با هزینه مناسب، امور مربوط به طلاق را انجام می‌دهند با تعدادی از آنها که تماس گرفتم متوجه شدم با هزینه‌ای مانند ۱۵۰ یا ۳۰۰ هزار تومان امور مربوط به طلاق را انجام می‌دهند و وقتی در مورد داوران طلاق از آنها سؤال کردم با این جمله مواجه شدم: «داوری طلاق کاملاً فرمالیته است و خودمان از آنها گواهی را می‌گیریم» یا بعضاً می‌گفتند: «شما این مبلغ را پرداخت کنید و بقیه امور را به ما واگذار کنید».[۲۰]

د. قرار دادن عده

در این آیه آمده است که: «وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَهَ قُرُوءٍ وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فی‏ أَرْحامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فی‏ ذلِکَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ»[۲۱] «زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه دیدن(و پاک شدن) انتظار بکشند! [ عده نگه دارند] و اگر به خدا و روز رستاخیز، ایمان دارند، براى آنها حلال نیست که آنچه را خدا در رحم هایشان آفریده، کتمان کنند. و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها(و از سرگرفتن زندگى زناشویى) در این مدت، (از دیگران) سزاوارترند؛ در صورتى که(به راستى) خواهان اصلاح باشند. و براى آنان، همانند وظایفى که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته ‏اى قرار داده شده؛ و مردان بر آنان برترى دارند؛ و خداوند توانا و حکیم است».

در همین رابطه امام باقر(علیه السلام) می‏‌‌فرماید: «المطلقه تکتحل و تختضب و تطیب و تلبس ما شانت من الثیاب، لان اللّه عزّ و جلّ یقول لعلّ اللّه یحدث بعد ذلک امراً لعلّها ان تقع فی نفسه فیراجعها [۲۲]»؛ «زن طلاق داده شده که در خانه شوهر است، خود را آرایش کند و عطر بزند و لباس‏‌هایی که مرد دوست دارد بپوشد، تا با عقل و درایت بیشتری تصمیم بگیرند و دوباره به همسرش رجوع کند و زندگی را از سر بگیرند». احکام الهی دارای حکمت و علت هستند اگرچه ممکن است دلیل بعضی از حکمت‌های احکام را بتوانیم به دست آوریم اما علت احکام به درستی بر ما روشن نیست عقل ما با توجه به آموزه‌های اسلامی یا علوم تجربی و حسی می­‌تواند بعضی حکمت­‌ها را برای احکام الهی و از جمله نگه داشتن «عده» استنباط نماید برخی از حکمت‌ها را این­گونه می­توان شمرد:

الف.إحیاء دوباره خانواده

از نظر اسلام، طلاق، منفورترین حلال­‌ها و تدوام کانون خانواده و إحیا آن از بهترین رفتاره است در «عده» طلاق رجعی، زن باید در خانه مرد بماند یعنی در همان خانه­ای که زندگی می­‌کرد و سکونت داشته است، در این مدت زن و مرد می­‌توانند با توافق دوباره با یکدیگر و بدون هیچ تشریفات شرعی یا قانونی دوباره زندگی خانوادگی خویش را إحیاء کنند و یا با پایان رسیدن زمان عده، بر تصمیم جدایی باقی بمانند و به طور کامل از هم جدا شوند، گاهی بر اثر عوامل مختلف وضعی پیش می­‌آید که پدیدآمدن یک اختلاف جزئی و نزاع کوچک، حس انتقام را آنچنان شدید می­‌کند که عقل و وجدان را خاموش می­‌کند و غالبا تفرقه­‌های خانوادگی در همین حالات رخ می­دهد امّا بسیار می­‌شود که مدتی اندک بعد از کشمکش، زن و مرد به خود آمده پشیمان می­‌گردند، اینجاست که آیه مورد بحث می‌گوید زن­‌ها باید مدتی «عده» نگه دارند و صبر کنند تا این امواج زود گذر بگذرد و نزاع و دشمنی که بین آنها بر اثر عصبانیت و لجاجت و تصمیم عجولانه به­ وجود آمده از بین برود.[۲۳]

با این توضیح زمان «عده» موقعیت و زمینه­‌ای مناسب است که در آن نه جدایی کامل و نه رابطه زناشویی به نحو کامل برقرار است در این موقعیت زن و مرد به دور از هیجانات و احساسات زود گذر، در برزخ بین اصلاح مشکلات و باز گشت به کانون خانواده و یا عدم توانایی برای اصلاح و جدایی قرار می­‌گیرند، به عبارت دیگر زمان «عده» در طلاق رجعی موقعیتی عقلانی و مناسب برای درست فکر کردن و سبک و سنگین کردن مزایا و معایب باقی بودن به ازدواج و یا جدایی کامل خواهد بود و فرصتی برای احیاء دوباره نظام خانواده و تولدی دوباره بر اساس شرایط و بینش­های جدید نسبت به زندگی است. علاوه بر آنکه رجوع مرد به همسری که طلاق داده، مزایایی بر ازدواج مجدّد دارد از جمله:

الف. زندگی با همسر جدید نیاز به تجربه جدید دارد، ولی زندگی با همسر سابقش، زندگی همراه با تجربه است.

ب. رفتن به سراغ همسر جدید، هزینه ‏های جدیدی را بر عهده مرد قرار می‏‌‌دهد.

پ. گاهی بازگشت به زندگی قبلی، موقعیّت اجتماعی زن و مرد را در جامعه حفظ می‏‌‌کند و کدورت‏‌هایی را که در اثر طلاق بوجود می‏‌‌آید، برطرف می‏‌کند.

ج . فرزندانی که کانون گرم خانوادگی آن‏ها در اثر طلاق متلاشی شده بود، دوباره به آغوش خانواده باز می‏‌‌گردند و لطمه‏ ی روحی که در اثر طلاق خورده ‏اند، جبران می‏‌‌شود.

د. و گاهی بازگشت به زندگی، روحیه گذشت و صبر و ایثار را در زندگی شکوفا می‏‌‌کند.[۲۴]

ب. حفظ حرمت اعضای خانواده

حکمت مهمی که در «عده» طلاق نهفته است حفظ احترام کانون خانواده است، به طوری که نه تنها زن و شوهر بلکه تمام بستگان و فرزندان بایستی حرمت آن را نگه دارند، ازدواج بلافاصله زن بعد از طلاق به نوعی نادیده‌­انگاری عواطف و احساسات حق­داران کانون خانواده مانند: شوهر، فرزند، بستگان و… تلقی می­شود و چه بسا پیامدهای تربیتی، عاطفی و روانی جبران­‌ناپذیری را برای فرزندان و بستگان ایجاد نماید همچنین ازدواج سریع زن بعد از طلاق ممکن است زمینه سوءظن­‌ها و اتهامات مختلف را فراهم آورد. ومقدمه­‌ای بر کینه توزی­‌ها و جرایم دیگر شود. [۲۵]

ج. عده به مثابه حق برای زن

خداوند درباره رفتار با زنان در زمان عده می‌فرماید: «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ…»[۲۶]؛ «آن‌ها را در «دوران عده» از خانه هایشان بیرون نکنید»یا در آیه دیگر آمده است: «أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتَّى یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى»[۲۷]؛ «آنها[ زنان مطلّقه‏] را هر جا خودتان سکونت دارید و در توانایى شماست سکونت دهید؛ و به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید(و مجبور به ترک منزل شوند)؛ و اگر باردار باشند، نفقه آنها را بپردازید تا وضع حمل کنند؛ و اگر براى شما(فرزند را) شیر می‌دهند، پاداش آنها را بپردازید؛ و (درباره فرزندان، کار را) با مشاوره شایسته انجام دهید؛ و اگر به توافق نرسیدید، آن دیگرى شیردادن آن بچه را بر عهده می‌گیرد».

از آیات و روایات متعدد احکام مهمی در مورد حقوق زن در زمان «عده» استنباط می­‌گردد که فقها به آن اشاره کرده ­اند؛ حق نفقه و سکونت در منزل و همچنین نفقه و اُجرت نگه­داری و شیردادن فرزند، نفقه در زمان حاملگی، از حمله حقوقی است که در زمان عده بر عهده شوهر است.[۲۸]

د. مصلحت حفظ نسل

گاهی عده نگه­داشتن زن جهت جلوگیری از مخلوط شدن نطفه ­ها در رحم زن است تا اگر احتمالاً در رحم زن نطفه­‌ای باشد تا سه ماه مشخص شود، گاهی نطفه بعد از مدت­‌ها بسته می­‌شود و بعد از سه ماه، به طور یقین وضعیت مشخص می­‌شود. اگر چه با پیشرفت علوم ژنتیک و پزشکی و… امکان تشخیص فرزند در رحم یا نسب فرزند وجود دارد اما این یکی از حکمت­‌های عده است نه همه و علت آن، تشخیص پزشکی و علمی اموری خطاپذیر بوده که همواره امکان خطا می­‌رود و از طرفی علوم تجربی با تمام پیشرفت خود امکان اثبات بی­‌ضرر بودن رابطه جنسی زن را برای جنس شوهر اول یا دوم ندارند.[۲۹]

و. حکمت بهداشتی

بی­‌شک ارتباط جنسی ممکن است زمینه­ ی مناسب برای انتقال یا شکل­‌گیری بیماری­‌ها و عفونت‌های مختلف فراهم آورد و این احتمال در ارتباطات متعدد جنسی بیشتر و خطرناکتر­ است در این میان زن به لحاظ ساختار جسمی و فیزیکی و هم به خاطر فعل و انفعالات طبیعی رحم قابلیت بیشتری برای دریافت، پرورش و انتقال بیماری­‌ها و عفونت­‌ها دارد پس زمان عده در واقع می­‌تواند نقش قرنطینه برای رحم زن باشد شاید حکمت سه بار پاک شدن از حیض برای عده نیز اشاره لطیفی به این نکته باشد زیرا؛ از نظر فیزیولوژی حیض نوعی خانه تکانی رحم از سلول­‌های مرده و عفونت­‌های داخلی و خارجی است و سه بار خانه تکانی در «عده» طلاق محیط کم­خطری را برای ارتباط جنسی جدید و تولید نسل ایجاد می­‌نماید.[۳۰]

علاوه بر اینها ممکن است علل دیگری هم داشته باشد که بر ما روشن نیست، چون فلسفه واقعی احکام و نیز سر تعداد دقیق این ایام که چرا ۳ ماه و ده روز باشد و نه یکی دو روز کمتر یا بیشتر، بیان نمی‌کند و اگر ما قائل شدیم که خداوند، حکیم است و کارهایی که انجام می‌دهد و احکامی که برای بندگانش مشخص می‌کند، همه از روی حکمت و بر مبنای عقل سلیم است، نباید در آنها چون و چرا کنیم؛ و باید با توجه به حکمت و علم و قدرت مطلق الهی، بسیاری از احکام الهی را تعبداًً بپذیریم زیرا که:

اولاً حقیقت بندگی و عبودیت، پس از اعتقاد به خدای سبحان و صفات ربوبی او و حقانیت دین و احکام نورانی آن در گرو تسلیم و اطاعت محض و بی‌چون و چرا است. در ثانی دستورات دین به همین شکل، کامل ترین دستورات است. گرچـه بـسـیارى از بی‌خبران، این حکم اسلامى را به هنگام طلاق اصلا اجرا نمى‌کنند، و به محض جارى شدن صیغه طلاق ، هم مرد به خود اجازه مى‌دهد که زن را بیرون کند، و هم زن خـود را آزاد مـى پـنـدارد کـه از خانه شوهر خارج شود و به خانه بستگان بازگردد، ولى ایـن حـکـم اسـلامـى فـلسـفه بسیار مهمى دارد، زیرا علاوه بر حفظ احترام زن، غالبا زمینه را براى بازگشت شوهر از طلاق، و تحکیم پیوند زناشوئى، فراهم مى‌سازد. پـشـت پـا زدن بـه ایـن حـکـم مـهـم اسـلامـى کـه در متن قرآن مجید آمده است، سبب مى‌شود که بـسـیـارى از طـلاقـهـا به جدائى دائم منتهى شود، در حالى که اگر این حکم اجرا مى‌شد، غالبا به آشتى و بازگشت مجدد منتهى مى‌گشت.

مدت عده در فرانسه ۶ ماه است «در کشور فرانسه، زمان عده و عدم اجازه مجدد به همسر تا شش ماه است تا فضای آرامش ایجاد و افراد پس از آن و بدون عصبایت اقدام به ازدواج مجدد کنند».[۳۱]

و. سکونت زن در ایام عدّه در خانه شوهر

خداوند در سوره طلاق می‌فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّهَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْری لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً»[۳۲]؛ «ای پیامبر! چون زنان را طلاق گویید، در [ زمان بندی] عدّه آنان طلاقشان گویید و حساب آن عدّه را نگه دارید، و از خدا، پروردگارتان بترسید. آنان را از خانه هایشان بیرون مکنید ، و بیرون نروند مگر آنکه مرتکب کار زشت آشکاری شده باشند. این است احکام الهی. و هر کس از مقرّرات خدا [ پای ] فراتر نهد، قطعاً به خودش ستم کرده است. نمی‌دانی، شاید خدا پس از این، پیشامدی پدید آورد. «أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ»[۳۳]؛ «همانجا که [خود] سکونت دارید، به قدر استطاعت خویش آنان را جای دهید و به آنها آسیب [و زیان] مرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید».

خداوند می‌گوید: زنها را که طلاق می‌دهید، در مدت عده باید در همان خانه خودشان با همان وضع زندگی سابقشان بمانند و شما هم بر آنها انفاق کنید و از آنها پذیرایی کنید، ولی حق رجوع دارید، تا پایان کار می‌رسد، یعنی نزدیک است که عده تمام بشود، حق رجوع شما باقی است، اما شما اگر خواستید رجوع کنید به نیکی و خوبی رجوع کنید، و اگر خواستید رها کنید، به نیکی رها کنید. در کمتر مساله‌ای قرآن به اندازه مسائل خانوادگی به جزئیات مساله پرداخته است، و این نهایت درجه اهمیت مسائل مربوط به حدود خانوادگی را نشان می‌دهد. در واقع باید راه‏‌های منّت گذاردن و منّت کشیدن را مسدود کنید. برای این که شوهر منّت نگذارد و زن منّت نکشد، خدا می‏‌‌فرماید: خانه خودش است «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ» خود این کلمه اشعار دارد که زن در مدت عده که مرد متعهد و عهده‌دار سکنا و نفقه و همه چیز اوست و باید مانند گذشته زندگی کند.

وقتی قرآن می‌فرماید: این‌ها را از خانه خودشان بیرون نکنید، مقصود این است که این خانه مال اوست، همان طور که قبل از طلاق در این خانه بوده است، به همان وضع و به همان حال باقی بماند. و در این جهت دو نکته مورد نظر است:
یکی اینکه مرد نگوید ما حداقل وظیفه را انجام می‌دهیم، ما مدت حدود سه ماهی که این زن باید اینجا باشد وظیفه داریم جایی به او بدهیم، می‌رویم در گوشه‌ای از همین منزل یک اتاقی به او می‌دهیم می‌گوییم همین جا باش، بعد هم یک غذای بخور و نمیری به او می‌دهیم، لباس هم به قدر احتیاج به او می‌دهیم، مثل یک آدم بیگانه. قرآن می‌گوید: در مدت عده، در همان حد که قبلا زندگی می‌کرده است زندگی کند. این از یک جهت احترامی است به آن زن که تحقیر نشود.

یک جنبه دیگر قضیه این است که اساسا این عده و سکنای در زمان عده در همان جای اولی، برای این است که وسیله‌ای باشد برای آشتی، چون طلاق “ابغض الحلال” است، قرآن می‌خواهد حتی الامکان مفارقت حاصل نشود، و یکی از امکاناتی که اسلام برای بازگشت به وجود می‌آورد، همین وضع سکونت زن در مدت عده در خانه است. و عجیب این است که با اینکه زن در مدتی که مطلقه است همسر نیست، گو اینکه بعضی از احکام زوجیت باقی است، ولی مخصوصا در روایات دارد (در تفسیر المیزان مخصوصا این حدیث را نقل کرده است)، که زن می‌تواند در این مدت خودش را بیاراید، برای اینکه بار دیگر در دل این مرد نفوذ پیدا کند و قضیه به حالت اول بازگردد. این یگانه جایی است که به زن درحالی که رسما همسر نیست اجازه خودنمایی و خودآرایی نسبت به مرد نیمه بیگانه داده شده است. حال با اینکه این مطلب به اشاره از کلمه «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ»، فهمیده می‌شد، ولی قرآن به واسطه کمال اهمیتی که می‌دهد تصریح می‌کند: «أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ» آنها را همان جا سکنا بدهید که در زمان زوجیت داده بودید، نه اینکه تحقیرشان کنید، یک جای پایین تر و پست تر به آنها بدهید.

«وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا» آنها را تحت فشار زیان قرار ندهید، که کار برایشان تنگ بشود که بعد خودشان از اینجا بیرون بروند. گاهی مومنین که دست به حیله شرعی شان خیلی خوب است، می‌گویند بسیار خوب، خدا به ما تکلیف کرده که خانه و سکنا بدهید، این غذا، این آب، این هم خانه خیلی خوب. اما یک موجباتی فراهم می‌کند که خود آن زن از اینجا فرار کند. فرض کنید که مادرش با او خیلی بد بوده و می‌داند که اگر اتاق کناری را به مادرش بدهد مادرش آنچنان او را اذیت می‌کند که بعد از یک هفته خودش فرار می‌کند و از اینجا می‌رود. موجباتی فراهم می‌کند که خودش نماند. یک طلبه ای، گربه‌ای خیلی مزاحمش بود، همیشه این گربه می‌آمد گوشتهایش را می‌برد. آخر یک روز به این گربه گفت:‌ای حیوان! آخرش به وجه شرعی حلالت خواهم کرد. به وجه شرعی این شد که این گربه را در یک جوالی کرد و رفت در صحرا، با خودش نان هم نبرد، دو روز ماند، گرسنه اش شد، دیگر نمی‌توانست برگردد. واقعا آن وقت اکل میته در مخمصه برایش مصداق پیدا می‌کرد. گربه را کشت و به وجه شرعی حلالش کرد.
این مسائل دلیل اهمیت دادن قرآن است که جزئیات را مطرح کرده است. اینکه می‌گویند قرآن در مسائل مربوط به حقوق واقعی زن نهایت دقت را به کار برده است اینهاست. متاسفانه در جامعه ی دینی ما وقتی خانم و آقا می‌خواهند از هم جدا می‌شوند، وکیل می‌گیرند که همدیگر را نبینند یا وقتی از هم جدا می‌شوند دختر به طرف خانواده خودش می‌رود و پسر هم به طرف خانواده ی خودش می‌رود. این یک باور غلط است. پس وقتی خانم از آقا جدا شد مرد حق ندازد زن را از خانه بیرون کند و زن هم حق ندارد خانه را تا زمان عده ترک کند یعنی با طلاق هیچ اتفاقی نیفتاده است. حتی قرآن می‌فرماید که نباید خانه را عوض کرد این حکم اسلامى فلسفه بسیار مهمى دارد، زیرا علاوه بر حفظ احترام زن، غالبا زمینه را براى بازگشت شوهر از طلاق، و تحکیم پیوند زناشوئى، فراهم مى‌سازد.[۳۴]

پی‌نوشت‌ها

۱- نساء/۳۵

۲- شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج۲، ص۳۲۱

۳- حدیث ولایت، ج۴، ص۲۲۴، تهیه و تنظیم دفتر مقام معظم رهبری.

۴- مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۷۶-۳۷۵؛ محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۲، ص۳۲۷؛

۵- پایگاه خبری-تحلیلی تغافل، ۷مرداد۹۴، کدخبر: ۹۲۲۷۸

۶- پایگاه اطلاع ­رسانی مقام معظم رهبری، ۷مرداد۹۴

۷- نساء/۱۲۸

۸- آل­ عمران/۱۵۹

۹- نهج ­البلاغه، ص۱۵۲-۱۵۶

۱۰- روزنامه حمایت، ۳ خرداد ۹۳ ، کدخبر: ۲۱۲۴

۱۱- پایگاه اطلاع­ رسانی مقام معظم رهبری، ۷مرداد ۹۴

۱۲- نساء/۱۱۴

۱۳- حسین نوری، مستدرک­ الوسائل، ج۱۲، ص۳۳۷

۱۴- حدیث ولایت، ج۴، ص۲۲۴

۱۵- مرتضی مطهری، حقوق زن در اسلام، ص۳۹۴

۱۶- طلاق/۲

۱۷- مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، جلد ۲۴، ص۲۲۴؛ هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، جلد۱۹، ص۱۳۲

۱۸- مطهری، نظام حقوق زن، ص۲۹۸ـ۲۹۹؛

۱۹- ابراهیم حسینی، حقوق خانوادگی و اجتماعی زن۲۳۱

۲۰- خبرگزاری فارس، ۵ اسفند۹۱، کدخبر: ۱۳۹۱۱۲۰۵۰۰۰۱۲۲

۲۱- بقره/۲۲۸

۲۲- عبد علی العروسی حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج‏۵، ص‏۳۵۲

۲۳- محمد جوادمغنیه، تفسیر کاشف، جلد۱، ص۵۹۹؛ عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، جلد ص۲۱۵؛ محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، جلد۲،ص ۱۴۴

۲۴- محسن قرائتی، تفسیر نور،ج۱۰،ص۱۰۰٫

۲۵- علامّه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۲۴۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ج۲، ص۱۳۷

۲۶- طلاق/ ۱

۲۷- طلاق/ ۶ .
۲۸- امام خمینی، تحریرالوسیله، ج۳، ص۶۱۷؛ مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج ۸، صفحه ۴۰ و ۴۱ و صفحه ۴۲-۳۱ .

۲۹- فلسفه اسرار احکام، محمد وحیدی، ص۳۳۴؛ علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، جلد ۲، صفحه ۳۸۹ ابراهیم حسینی، حقوق خانوادگی و اجتماعی زن، ص۲۵۳ـ۲۵۴

۳۰- ابراهیم حسینی، حقوق خانوادگی و اجتماعی زن، ص ۲۵۵ـ۲۵۶

۳۱- خبرگزاری بین­ المللی قرآن، ۱۷تیر۱۳۹۳، کدخبر: ۱۴۲۷۱۰۳

۳۲- طلاق/۱

۳۳- طلاق/۶

۳۴- مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن ج ۸، ص ۴۰ و ۴۱ و صفحه ۴۲-۳۱؛ محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۱۰۲ ؛ محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۵۲۵

سید رضا جباری

srjabbari.blog.ir

شخصیت دادن به کودکان

دختر آیت الله شهید بهشتی(ره) در مورد خاطرات اقامتشان در آلمان نقل می‌کند:

زندگی در یک آپارتمان آن هم در آلمان، خیلی یک نواخت و خسته‌کننده بود؛ به ویژه برای ما که فرزندان خردسالی بودیم و از ایران با آن همه آشنایانی که داشتیم، وارد محیط غربت شده بودیم.

پدرم برای جبران این مسئله، معمولا آخر هفته، ما را به اطراف شهر هامبورگ برای تفریح و استراحت می‌برد. جالب اینجا بود که حتما قبل از این مسافرت‌های کوتاه، از همه ما سوال می‌کردند: «بچه‌ها این هفته کجا برویم بهتر است؟» وقتی نظر ما را می‌گرفتند، حرکت می‌کردیم. با این روش، حتی برادر کوچک چند ساله‌ام هم، احساس می‌کرد که نظرش در خانه مهم است و به حساب می‌آید.

(منبع: غلامعلی رجایی؛ سیره شهید بهشتی(ره)؛ ص ۷۹)

جواب رد به همه خواستگاران؟!

دختر شهید مظلوم دکتر بهشتی(ره)، نحوه برخورد ایشان با فرزندان در دوران نوجوانی و جوانی را این‌گونه توصیف می‌کنند: «برای من خواستگارهای متعددی می‌آمد که در بین آنها، انسان‌های مومن و گاهی پولدار هم بودند، ولی من همه را رد می‌کردم.

یک روز پدرم که اهل استدلال و منطق بودند و در رفتارشان جنبه دستور دادن نبود، به من گفت: دخترم! این که نمی‌شود، شما همه کسانی که آمده‌اند را رد کرده‌ای.

در میان آنها، انسان‌های خوبی هم بوده‌اند، پس سلیقه شما چیست؟! گفتم: پدرجان! من می‌خواهم درس بخوانم و به دانشگاه بروم، و به کسی اهمیت می‌دهم که بشود در زندگی با او، دو کلمه حرف حساب زد و به تفاهم رسید.

ایشان به شدت استقبال کرده و گفتند: «آفرین به دخترم که می‌خواهد تحصیلاتش را ادامه دهد»، سپس پرسیدند: حالا از چه قشری؟ گفتم: معمولا این افراد از قشر فرهنگی هستند. تا این که به آقای اژه‌ای که طلبه‌ای جوان و معلم بود جواب مثبت دادم.

(منبع: سیره شهید بهشتی ره؛ ص ۷۹)

کلیدهای طلایی همسران

این مقاله، ده‌ها کلید از کلیدهای خوشبختی را به شما معرفی می‌کند. اگر پسندیدید به فکر تهیه ی آن‌ها برآیید!

الف) آقا دامادها بخوانند
یک ازدواج موفق، به دو چیز بستگی دارد: همسر مناسب یافتن و زوج مناسب بودن. برای این که شوهر مناسب و شایسته‌ای باشید لازم است به نکات زیر توجه نمایید:

نکات هنگام ورود و خروج از منزل
۱- با رویی گشاده به خانه بروید و تلخی‌ها و ناراحتی‌های بیرون را به منزل نبرید.
۲- وقتی می‌خواهید از خانه بیرون بروید از او بپرسید: آیا چیزی لازم دارد تا از بیرون برایش بخرید و حتماً یادتان باشد آن را تهیه نمایید.
۳- هنگامی که از خانه بیرون می‌روید، با همسرتان دیده بوسی و خداحافظی کنید.
۴- وقتی که قرار است دیر به منزل بیایید، به همسرتان زنگ بزنید و اطلاع بدهید.
۵- در لحظه‌ای که به خانه وارد می‌شوید، سعی کنید، لبخند بزنید.
۶- با دست پُر به خانه بروید.

این نکات را در رفتارتان رعایت کنید
۱- هرگاه همسرتان را می‌بینید لبخند بزنید.
۲- اعتماد، سرمایه ی زندگی است، به گونه‌ای با همسر خود رفتار کنید که به شما اعتماد پیدا کند.
۳- در زندگی صداقت داشته باشید.
۴- رفتار نادرست همسرتان را با رفتار درست خویش خنثی کنید.
۵- به هنگام عصبانیت خود را کنترل کنید و سخنان نسنجیده نگویید. در آن لحظه بهتر است سکوت کنید و در فرصت مناسب همراه با احترام، اشتباه او را تذکر دهید.
۶- در صورتی که مرتکب خطا یا اشتباهی نسبت به همسر خود شدید، ضمن اعتراف به تقصیر خود از همسرتان پوزش بخواهید. در صورت امکان با همسر خود قهر نکنید و در صورتی که به این نتیجه رسیدید که باید قهر کنید، زمان آن طولانی نباشد.
۷- با او به گونه‌ای رفتار کنید که در اوایل ازدواج رفتار می‌کردید.
۸- هرگاه احساساتش جریحه دار شد، با او دلسوزی و همدردی کنید.
۹- متانت و سنگینی خود را در خانه و بیرون خانه حفظ کنید. سعی کنید ضمن محبّت به همسر، حریم‌ها و حرمت‌ها را نگه دارید و برخوردهای سبک نداشته باشید.
۱۰- با همسر خود همان گونه رفتار کنید که میل دارید او با شما رفتار کند.
۱۱- با همسر خود سازش کنید، شجاعت مرد این است که وقتی زن گرفت با او بسازد، بسیار بوده اند افرادی که عمری با همسر ناسازگار خود ساخته اند.
۱۲- با همسرتان جدّی و رسمی نباشید؛ با او خودمانی باشید.
۱۳- هیچ گاه به همسر خود دروغ نگویید.
۱۴- هرگاه همسرتان را می‌بینید، لبخند بزنید.
۱۵- اگر، از شما، درخواست کمک و حمایت کرد، به او پاسخ مثبت دهید؛ البته تا اندازه‌ای که موجب سوء استفاده نشود.
۱۶- از شوخی‌های نامناسب، جدّاً پرهیز نمایید!
۱۷- در رفت و آمدها دقّت کنید، با هر کسی معاشرت نداشته باشید؛ زیرا، رفت و آمد با برخی خانواده‌ها ممکن است، اثر مخرّب در زندگی شما داشته باشد. اگر در میان‌ آنان، بدبینی حاکم باشد، اگر ناسازگار باشند، اگر بی‌مبالات و بی‌تقوا باشند، و… خواسته یا ناخواسته این خصلت‌های ناروا، در زندگی شما تأثیر خواهد داشت.

نکاتی درباره سخن گفتن با همسر
۱- با همسر خود زیبا سخن بگویید، هرگز کلمات نامناسب و زشت بر زبان نیاورید.
۲- همسر خود را با احترام و با نامی که دوست دارد صدا بزنید.
۳- در گفت و گوهای خانوادگی دقت کنید، سخنی نگویید که فتنه‌ای ایجاد شود، بدانید که این گفت و گوها در حافظه ی همسرتان باقی خواهد ماند و همچون پرونده‌ای ثبت خواهد شد.
۴- وقتی با شما حرف می‌زند، مشغول کار دیگری نشوید و تمام توجه تان به او باشد.
۵- در ارتباط و گفت و گو با همسر، از لحن آمرانه و تحکم خودداری کنید.
۶- هنگام ناراحتی یا سوءتفاهم، به جای سرزنش او، به راه حل فکر کنید و در صورت لزوم با افراد با تجربه مشورت نمایید.
۷- هرگز در ارتباط‌های کلامی خود، از سخنان نیش دار و طعنه‌آمیز استفاده نکنید و در جمع فامیلی یا دوستانه برای خنداندن دیگران، همسرتان را تحقیر نکنید؛ زیرا در نظر مخاطب شما هم ناخودآگاه تحقیر می‌گردید و آنها به این نتیجه می‌رسند که شما نیز در رفتارتان خصوصاً در معاشرت با همسرتان خام و ناپخته هستید؛ لذا اعتباری که شخص در معاشرت با دیگران دارد را از دست می‌دهد.
۸- به همسرتان نسبت ناروا ندهید.
۹- سعی کنید، در برابر همسرتان، ظاهری آراسته و تمیز داشته باشید!

هماهنگی و همراهی با همسر
۱- با همسر خود غذا بخورید، دور از کرامت و شرافت انسانی است که مردی همسرش را در خانه منتظر بگذارد و در خارج از خانه با دوستانش غذا بخورد، به عاطفه ی همسرتان احترام بگذارید و بدانید که او منتظر شماست و تا آنجا که ممکن است به موقع به خانه برگردید و موجب دلواپسی او نشوید.
۲- با او بیرون بروید، برای خرید، تفریح و حتی برای قدم زدن.
۳- بدون هماهنگی با همسرتان میهمان دعوت نکنید.
۴- بدون اطلاع قبلی و هماهنگی با همسرتان، وعده دید و بازدید ندهید، ممکن است او آمادگی لازم را نداشته باشد.

توجه به همسر
۱- اگر همسرتان کار مثبتی کرد، مثلاً غذای خوبی پخت، یا خود را آرایش کرد، یا از مهمان‌ها پذیرایی نمود، از او تشکر کنید.
۲- گاهی برای همسر خود یادداشت بگذارید، یک یادداشت کوتاه با جمله ی “دوستت دارم” که ۱۰ ثانیه بیشتر وقت شما را نمی‌گیرد، اما برای همسرتان ارزش بسیاری دارد و انرژی زیادی برای تمام روز به او می‌دهد.
هم چنین دادن کارت تبریک در مناسبت‌های مختلف از جمله، روز تولد، اعیاد و… نشانه ی توجه و محبّت شماست. به طور کلی پیام‌های کتبی شما اثر زیادی بر او می‌گذارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «اَلقَلبُ یَتَّکِلُ عَلَی الکِتابَهِ؛ دل به نوشته و مکتوب اعتماد می‌کند و آرام می‌گیرد».(۱)
۳- در میان روز به او زنگ بزنید، همسرتان وقتی بداند که حتّی اوقاتی که در کنارش نیستید، به یاد او می‌باشید، نشاط و انرژی پیدا خواهد کرد.
۴- نزد دیگران از او تعریف کنید، اگر همسر شما احساس کند به او افتخار می‌کنید، خوشحال و شادمان می‌شود و اعتماد به نفس زیادی پیدا می‌کند.
۵- گاهی با خرید هدیه‌ای کوچک او را غافلگیر کنید. اگر همسرتان به گل علاقه دارد (که اغلب زنان این گونه هستند) با گل به خانه بیایید، یا اگر می‌دانید روز پرکاری داشته، از بیرون شام تهیه کنید.
۶- گاهی از همسر خود بپرسید، چه چیزهایی او را خوشحال می‌کند، آنگاه سعی کنید همان را برای او فراهم کنید. هیچ وقت خواسته‌های همسرتان را دست کم نگیرید و به دیدگاه‌ها و سلیقه هایش احترام بگذارید.
۷- پس از اتمام کار منزل و خانه‌داری، از او قدردانی کنید.
۸- به ذوق و سلیقه همسرتان در آرایش، لباس، زینت و… توجه نمایید. زنان، مردانی را می‌پسندند که به احساساتشان علاقه نشان دهند، زنی که همسرش متوجه آرایش و لباس او شود و بگوید: چقدر رنگ لباست زیباست. چقدر زیبا شده‌ای، چقدر این لباس به شما می‌آید؛ احساس آرامش و نشاط می‌کند، به شرطی که تعریف واقعی و حقیقی باشد، نه ساختگی.
۹- کاری کنید که همسرتان احساس کند مورد لطف و توجّه شماست و بدون او نمی‌توانید زندگی کنید.
۱۰- به هنگام رنجش از همسرتان، سعی کنید نکات مثبت او را که در او می‌پسندید، به یاد آورید.
۱۱- عکس او را در کیف پول خود نگهدارید.
۱۲- در برابر رفتارهای مناسب و نامناسب همسر، واکنش نشان دهید؛ اگر رفتار مثبتی از او دیدید، او را تشویق کنید و از کارهای خوب او تشکر و قدردانی نمایید و اگر رفتار نامناسب دیدید، به گونه‌ای به او بفهمانید که رفتارش مناسب نبوده است؛ همچون، سنگین برخورد کردن، رو ترش نمودن و تذکّر دادن، تا همسر بداند، حرکات و رفتارهای او برای شوهرش مهم است.
۱۳- زن ها، با درد دل کردن، تخلیه می‌شوند؛ این فرصت را هر روز به آنان بدهید تا احساس خوبی پیدا کنند؛ راه حل ندهید، فقط گوش کنید.
۱۴- وسایل زندگی را به گونه‌ای برای همسر خود فراهم کنید که او فکر نکند، زندگی‌اش در خانه ی پدری بهتر بوده است.
۱۵- وقتی، با شما حرف می‌زند، به کار دیگر، مشغول نشوید و تمام توجه تان به او باشد.

حدّ و مرز محبّت
۱- سعی کنید در محبّت به همسرتان، متعادل باشید؛ زیرا افراط و تفریط در محبّت به همسر موجب می‌شود زن به محبّت‌های شوهر بی‌تفاوت شود.
۲- فقط به اظهار محبّت به همسرتان اکتفا نکنید، بلکه رفتار خود را نیز هماهنگ با گفتارتان سازید.
۳- انعطاف‌پذیر باشید و انتقادها را با جان و دل بپذیرید.
۴- کارهای بیرون خانه را به خانه نبرید، بگذارید، خانه، جای آرامش باشد!
۵- به خاطر رضایت و محبّت به همسر، مرتکب معصیت نشوید.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:
«إِیَّاکَ أَن تَدَعَ طَاعَهً وَ تَقصِدَ مَعصِیَهً شَفَقَهً عَلَی أَهلِک»(۲)
بپرهیز! از این که، به خاطر محبّت به خانواده‌ات، طاعت الاهی را رها کرده و یا معصیت مرتکب شوی.

در مورد خویشان
۱- رابطه ی عاطفی خود را با والدین خویش بیشتر کنید و سعی نمایید رابطه ی همسرتان با پدر و ماردتان صمیمی‌تر باشد.
۲- گلایه‌های مادر و خواهر خود را به همسرتان انتقال ندهید و از تعریف و تمجید آنان نسبت به شخصیّت خوب عروسشان سخن بگویید و این خود زمینه ی پدید آمدن نگرش‌های مثبت و رفتارهای خوشایند در خانواده شما خواهد شد.
۳- هنگام تنش اختلاف بین همسرتان با والدین و خواهر و برادرتان، سعی کنید کاملاً بی‌طرف باشید و از هیچ کدام طرف داری نکنید.
۴- به خانواده و نزدیکان همسرتان احترام بگذارید.
۵- مسائل اختلافی و تنش‌های زندگی را به پدر و مادر همسرتان منتقل نکنید، سعی کنید با تدبیر مناسب خودتان تضادها را حل کنید.
۶- هرگز از خانواده ی خود عیب جویی نکنید و آنان را نزد همسرتان سرزنش نکنید.
۷- با بستگان خود محترمانه رفتار نمایید و نقطه ضعف به دست همسرتان ندهید، همان گونه که همسرتان چنین اجازه‌ای را به شما نمی‌دهد.
۸- اگر خدمتی برای خانواده همسرتان انجام دادید، فراموش کنید و به رخ او نکشید.
۹- رابطه همسر خود را با خانه ی پدر و مادرش قطع نکنید چرا که هرگز شما را نخواهد بخشید.
۱۰- ضعف‌های همسرتان را به پدر و مادرتان نگویید، مگر در برخی موارد که آنان می‌توانند نقش اصلاحی داشته باشند.
۱۱- اگر با پدر و مادرتان، در یک خانه زندگی می‌کنید، به گونه‌ای رفتار کنید که حسّاسیت آنان نسبت به همسرتان تحریک نشود!

توجه به نیازهای همسر
۱- در زمان عادت ماهانه ی همسرتان، رعایت حال او را بکنید؛ به ویژه در روز اول عادت، او همچون بیماری است که به مراقبت و حمایت نیاز دارد، محبّت‌ها و حمایت‌های شما در این زمان نقش زیادی در شیرینی زندگی دارد.
۲- در بیماری‌ها و سختی‌ها به داد او برسید.
۳- بدون این که او از شما درخواست پول کند به مقدار توان، پول در اختیارش بگذارید.
۴- حداقل روزی بیست دقیقه وقت خود را در اختیار او بگذارید و کار دیگری انجام ندهید.
۵- نسبت به نیازهای خانه و همسر بی‌تفاوت نباشید و برای این که فراموش نکنید، همیشه نیازهای زندگی را بنویسید و در حد توان، آن‌ها را فراهم نمایید.
۶- به ترقّی همسرتان کمک کنید؛ زیرا، او مانند شما به ترقّی و تکامل نیاز دارد.
۷- از همسرتان بخواهید، فهرستی از کارهایی را که دوست دارد، برایش انجام دهید، تهیه کنید؛ سپس، به نحو شایسته به آن عمل کنید.
۸- از دادن وعده‌های بی‌اساس به همسرتان بپرهیزید!
۹- زنان دوست دارند، در ارتباط با امور مربوط به خانه و مصالح عمومی خانواده، نظرشان مورد توجه قرار گیرد.
۱۰- کاری کنید که همسرتان احساس کند، در کانون لطف و توجّه شماست و بدون او نمی‌توانید، زندگی کنید.

هنگامی که در خانه هستید
۱- به همسرتان پیله نکنید؛ زیرا در اغلب اوقات هر چه بیشتر به او پیله کنید، او بیشتر جبهه گیری می‌کند.
۲- آن چه خانواده ی عروس، به میزان توان خود، همراه دخترشان به خانه ی بخت فرستاده، هدیه است، به آنها با چشم محبّت و عنایت بنگرید و تحقیر نکنید.
۳- هیچ گاه به عنوان قهر و اعتراض خوابگاه خود را تغییر ندهید.
۴- هنگامی که در خانه هستید به همسر خود در کارهای خانه کمک کنید، امام علی(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «هر کسی به خانواده‌اش کمک کند، خداوند نام او را در دیوان شهیدان ثبت کرده و برای هر شبانه روزش پاداش هزار شهید رحمت می‌کند».(۳)
اگر او همیشه ظرف‌ها را می‌شوید، گاهی پیشنهاد کنید که ظرف‌ها را شما بشویید؛ به ویژه وقتی که همسرتان خسته است.
۵- اگر از شما درخواست کمک و حمایت کرد به او پاسخ مثبت دهید البته تا اندازه‌ای که موجب سوء استفاده نشود.
۶- هر اندازه از نظر علمی یا اجتماعی در سطح بالایی هستید، عناوین و موقعیت‌های خود را در خانه فراموش کنید و خود را هم سطح همسر خویش بدانید.
۷- در بیرون خانه، خودتان را با خوردن چیزهای مختلف سیر نکنید تا بتوانید، از دست پخت خانم خود استفاده کنید! بی‌میلی به غذا در خانه، همسر را دلسرد و ناراحت می‌کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:
«المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَهِ أَهلِه»(۴)
مؤمن، به میل و سلیقه ی همسر خود غذا می‌خورد.

حفاظت از زندگی
۱- اجازه ندهید رابطه ی شما با همسرتان در وضعیت اورژانسی قرار گیرد تا به آن رسیدگی کنید.
۲- نگذارید رنجش‌ها و آزاردگی‌های کوچک ریشه دار شود.
۳- هرگز از مسائل دلسردکننده سخن به میان نیاورید، مانند: می‌خواهم زن دیگری بگیرم، تو را دوست ندارم، می‌خواهم تو را طلاق بدهم، در ازدواج موفّق نبودم و…
۴- مسائل محرمانه ی دوران تجرد را برای همسرتان نگویید.
۵- سعی کنید گناه به زندگی تان راه نیابد.

مشورت با همسر
۱- در تصمیم گیری‌های زندگی، با همسرتان مشورت کنید.
۲- در امور مربوط به زن و مصالح عمومی خانواده، با همسرتان به تبادل نظر بپردازید.
۳- در تصمیم گیری‌ها اگر همسرتان ایده و نظری خاص داشت بگویید: با کلّیات افکار و اعمال شما موافقم، مدتی با او هماهنگ شوید، آن گاه به تدریج نظر خود را مطرح سازید؛ برای مثال اگر همسر شما می‌گوید به پارک برویم، اگر شما چنین تصمیمی ندارید، ابتدا بگوئید: آری، من هم دوست دارم به پارک برویم. بعد از مدتی بگویید: راستی میل داری به زیارت، دیدن بستگان و یا… برویم؟

در مقابل اشتباهات همسر
۱- برخی از گفتار و رفتارهای نامناسب او را نادیده و ناشنیده بگیرید.
۲- در برابر رفتارهای مناسب و نامناسب همسرتان واکنش نشان دهید؛ اگر رفتار مثبتی از او دیدید، او را تشویق کنید و از کارهای خوب او تشکر و قدردانی نمایید و اگر رفتار نامناسبی دیدید به گونه‌ای به او بفهمانید که رفتارش مناسب نبوده، همچون سنگین برخورد کردن، روترش نمودن و تذکر دادن، تا همسرتان بداند حرکات و رفتارهای او برای شوهرش مهم است.
۳- هرگز ناتوانی‌های همسر خود را مورد ملامت و سرزنش قرار ندهید.
۴- انتظار نداشته باشید همسرتان روش زندگی والدین شما را دنبال کند.
۵- انعطاف پذیر باشید و انتقادها را با جان و دل بپذیرید.

ب) عروس خانم‌ها بخوانند
خانم‌ها برای این که همسری مناسب باشند، به نکات زیر توجه کنند:

نکاتی درباره بدرقه و استقبال از همسر
۱- هنگامی که شوهر با خستگی محل کار، به خانه می‌آید و تلافی خستگی و ناراحتی خود را سر شما خالی می‌کند، خونسرد باشید، او نمی‌تواند گریه کند، در درونش گریه می‌کند و عکس العمل ناراحتی او احساس عصبانیت است، در این حال بیشتر از هر موقعی به محبّت و حمایت شما نیاز دارد، اگر هم صحبت نکرد، سر به سرش نگذارید.
۲- مرد دوست دارد هنگامی که به خانه برمی گردد سختی و سردی کار را با گرمی و عاطفه و احساس همسرش برطرف کند، ابتدا او را تحویل بگیرید.
۳- صبح‌ها پیش از شوهرتان از خواب برخیزید، تا وقتی که او سر سفره می‌آید، کارهای خود را انجام داده باشید.
۴- بساط چایی و صبحانه را طوری تمیز و با سلیقه بچینید که شوهر با میل و رغبت برای صبحانه سر سفره حاضر شود.
۵- پس از مراجعت شوهر به منزل، کارهای خود را حتی الامکان کنار بگذارید و در حضور او بنشینید و با سخنان دل نشین به گرمی از او پذیرایی کنید.
۶- هنگامی که مرد خسته از سر کار بر می‌گردد، باید با زنی روبه رو شود که زیبا، آراسته و معطر باشد.

نکاتی درباره ی آرامش
۱- دشواری‌های زندگی بر دوش شوهر است، او در برابر مشکلاتی که دارد، به دلسوزی و مهربانی و آرامش نیاز دارد، به گونه‌ای با او رفتار کنید که روح او آرامش یابد.
۲- سعی کنید غم خوار شوهر باشید، وقتی از مشکلاتی می‌گوید، فقط گوش کنید، او در این لحظه محتاج پند و اندرز نیست، هیچ گاه از اشتباهش چماقی بر ضدّ او نسازید.
۳- تا حدّ امکان وسایل رفاه و آسایش او را آماده نمایید.
۴- ضعف‌های او را به رخش نکشید و به او طعنه نزنید.
۵- گلایه و ناراحتی‌های خود را با متانت و گرمی، با شوهرتان در میان بگذارید.
۶- همواره به همسرتان امید و انرژی مثبت بدهید.

رازداری
۱- آنچه در خانه می‌گذرد، امانت است، روا نیست که آن چه میان شما و همسرتان می‌گذرد به دیگران بگویید.(۵)
۲- اختلاف و مسائل خود را به بیرون از خانه نبرید.
۳- هرگز اسرار زندگی او را برای دیگران فاش نسازید.
۴- مسائل و مشکلات خانه را بیرون نبرید.

نکاتی درباره مقایسه کردن همسر
۱- پس از ازدواج فقط به شوهر خود فکر کنید و روی افکار و آرزوهای گذشته خط بطلان بکشید، خواستگاران گذشته را فراموش کنید و شوهر خود را با دیگران مقایسه نکنید.
۲- در حضور شوهر خود از مردان دیگر تعریف نکنید و وضع او را به رخش نکشید؛ به ویژه بستگان خود؛ زیرا شوهر با این تعریف‌ها نوعی زدگی و حسّاسیت به آنان پیدا می‌کند.
۳- شوهر خود را سرزنش، و تحقیر نکنید، به ویژه در برابر بستگانش.
۴- موقعیت‌های برتر دیگران را به نشانه ی تحقیر همسرتان بیان نکنید.

نکاتی درباره جلب محبّت
۱- با شیوه‌های مختلف، شوهر خود را جذب کنید؛ با آرایش، لباس، خوش زبانی، خوش رفتاری، ترتیب لوازم منزل و… سعی کنید بیش از حد آرایش نکنید؛ زیرا مردان از زنان جلف و عروسکی خوششان نمی‌آید.
۲- در برابر شوهر خود غرور و تکبّر نداشته باشید، سعی کنید غرور کاذب و بی‌جای خود را کنار بگذارید.
۳- سعی کنید همیشه پیش شوهرتان شاداب و خندان باشید، به ویژه صبح، هنگام خوردن صبحانه؛ زیرا خوش رویی باعث قوّت قلب شوهرتان می‌شود و محبّت شما را در قلب او بیشتر می‌نماید.
۴- از خدمات و احسانش با محبّت قدردانی کنید، زیرا قدردانی کردن، بهترین راه جلب توجه و محبّت مرد است.
۵- سؤال‌های مکرر و بی‌ربط از شوهرتان نکنید؛ بگذارید، او خودش شروع به صحبت کند!

حمایت از همسر
۱- بگذارید شوهرتان احساس کند که پشتیبان او هستید.
۲- به حرف بدگویان گوش ندهید و حامی شوهر خود باشید.
۳- در حضور جمع با احترام با او صبحت کنید و به نظراتش احترام بگذارید.
۴- مردم به همان چشم به شوهرتان نگاه می‌کنند که شما او را معرفی کرده‌اید، شایسته است شوهرتان را به خوبی معرفی کنید.
۵- سعی کنید با خوش رویی، شوهرتان را به انجام کاری تشویق کنید نه با توهین و پرخاش.
۶- به شوهر خود وفادار باشید و همیشه با تشویق و تحسین او را بستایید.
۷- به ترقی و رشد شوهر خود کمک کنید.
۸- به شوهرتان وانمود کنید همان مرد لایقی است که می‌خواستید و خوبی هایش را در نظرش مجسّم سازید.

معاشرت و خویشان همسر
۱- برای جلب اعتماد مادرشوهر و خواهرشوهر خود، گاهی برای آنها هدیه و کادو بخرید، در مناسبت‌ها و مهمانی‌های خود، به آنها توجه داشته باشید.
۲- به خویشان و بستگان همسرتان، احترام بگذارید.
۳- در رفت وآمد و معاشرت با بستگان شوهر خود، پیش قدم باشید.
۴- همسر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نکنید.
۵- بدون موافقت قبلی همسرتان، نه به جایی وعده بدهید، نه کسی را دعوت کنید.

آزادی دادن به همسر
۱- شوهر نیاز دارد هر از چند گاهی از قید و بند زندگی زناشویی آزاد باشد؛ به او آزادی بدهید تا به دلخواه خود ساعاتی را آزاد باشد.
۲- با رفتن او به سفر، یا بودن در کنار دوستانش، مخالفت نکنید.
۳- کاری نکنید که شوهرتان دروغگو شود، برای مثال گاهی زن از شوهر می‌پرسد برای مادرت چه چیزی خریدی؟ شوهر می‌گوید: یک انگشتر طلا. اگر زن حساسیت نشان دهد، شوهر ناچار می‌شود هدایا و کمک‌های خود را به مادر و پدر مخفی کند و یا دروغ بگوید و همین طور اگر زن نسبت به دیگر مسائل زندگی، حساسیت زیادی نشان دهد، شوهر ناچار می‌شود، دروغ بگوید.

مخارج زندگی
۱- پولی که همسرتان در اختیارتان می‌گذارد را برای خرج‌های پیش بینی نشده و اتفاقات ناگوار، صرفه جویی و پس انداز کنید؛ این کار موجب اعتماد و الفت بیشتر با همسر می‌شود.
۲- امکانات مالی و درآمد همه ی افراد یکسان نیست، همه نمی‌توانند در یک سطح زندگی کنند؛ بنابراین، هر زنی باید به میزان درآمد همسرش خرج کند و شوهرش را به قرض و نسیه وادار نکند، توقعات بی‌جا نداشته باشد؛ زیرا تقاضای بی‌جا و توقعات بی‌مورد معمولاً به تلخی زندگی منجر می‌شود. بنابراین توقعات خود را کم کنید تا تحملتان بیشتر شود.
۳- از اسراف و زیاده روی در مخارج خودداری کنید.
۴- از بذل و بخشش مال شوهر به دیگران خودداری نمایید.
۵- برای شوهرتان خرج تراشی نکنید. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:
«ایُّما اِمرأَهٍ اَدخَلَت عَلی زَوجِها فِی اَمرِ النَّفَقَهِ وَ کَلَّفَتهُ عَلی ما لا یُطیقُ لا یَقبَلَ اللهُ مِنها صَرفاً وَ لا عَدلاً حَتّی تَرجِعَ»(۶)
هر زنی که در امور زندگی، با شوهرش مدار نکند و هزینه‌های سنگینی، بر همسرش تحمیل نماید، تا وقتی که از این راه باز نگشته و توبه نکرده است خداوند، هیچ فضل و بخشش و کار عبادی او را قبول نخواهد کرد.
در روایت دیگر می‌فرماید:
«هر زنی که در مسائل مالی و امور زندگی، با شوهرش سازش نکند و او را به بیش از طاقتش مجبور سازد، خداوند، نیکی هایش را قبول نمی‌کند و در حالی خداوند را ملاقات می‌کند که از او غضبناک است».(۷)

کارهای منزل
۱- کارهای منزل را به وقت انجام دهید، همچون شست و شو، پخت و پز و نظافت و… بسیارند نوعروسانی که وقت خود را به تفریح و خوش گذرانی و نگاه کردن به تلویزیون می‌گذرانند و به کارهای خانه رسیدگی نمی‌کنند، به گونه‌ای که جای تمیز، ظرف تمیز، لباس تمیز ندارند. آیا شوهران چنین بانوانی از زندگیشان لذت می‌برند؟!
۲- برای هر چیزی در خانه جایی معین کنید تا سرگردان نشوید و مدت زیادی از وقت شما صرف پیدا کردن آن نگردد.
۳- اصول خانه‌داری همچون، خیاطی، آشپزی، گل دوزی و… را فرابگیرید.
۴- برای علاقه مند کردن مرد به خانه و زندگی، بهتر است، او را در خانه راحت بگذارید و زندگی را بر او تلخ نکنید! مردان، از زنان سخت گیر، حساس و زودرنج گریزانند!

صبور باشید
۱- در سختی‌های زندگی صبور باشید و با همسر خود بسازید.
۲- هنگام بیماری شوهرتان صبور باشید.
۳- اشکال و بهانه‌گیری، برای مرد خسته کننده است. سعی کنید، کم‌تر ایراد و بهانه بگیرید!
۴- زود قضاوت نکنید؛ برای مثال، اگر شوهر شما، دیر به خانه آمد، نگویید، بی‌احساس، بی‌مسئولیت و… شاید، مانعی برای او پیش آمده باشد، اجازه دهید، خودش توضیح بدهد!

نکاتی متفرقه
۱- به شوهر خود دستور ندهید؛ زیرا مردان امر و نهی را دوست ندارند و به ویژه در برابر بستگان فرد.
۲- در مواقعی که همسرتان از نظر روحی آماده نیست، خواسته ی خود را مطرح نکنید.
۳- وقتی قرار است با شوهرتان به مهمانی یا تفریح یا کاری بیرون بروید، سعی کنید نیم ساعت به وقت رفتن حاضر باشید و سبب معطلی شوهرتان نشوید؛ زیرا حوصله ی مرد آن قدرها نیست که تشریفات را تحمّل کند.
۴- در صورت دیر آمدن مرد به خانه، ضمن سؤال از علت دیر آمدن، سعی کنید، به گونه‌ای برخورد نکنید که مرد احساس کند، بازخواست می‌شود. مردی می‌گفت: «کارم طوری است که بیش‌تر اوقات، نمی‌توانم، سر ساعت به منزل بروم؛ گرچه، همسرم، از این وضعیت باخبر است؛ امّا، تا به خانه می‌رسم، غرولند می‌کند. من، دیگر به این رفتارش عادت کرده‌ام و دیگر تلاش نمی‌کنم، سر وقت به خانه برسم».
۵- نیازهای جنسی شوهر را بی‌پاسخ نگذارید. به گونه‌ای، در برابر شوهر ظاهر شوید تا چشم و دل شوهر از دیگران بی‌نیاز شد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:
«خَیرُ نِسَائِکُمُ… العَزِیزَهُ فِی أَهلِهَا، الذَّلِیلَهُ مَعَ بَعلِهَا… وَ تُطِیعُ أَمرَهُ وَ إذَا خَلَا بِهَا بَذَلَت لَهُ مَا یُرِیدُ مِنهَا»(۸)
بهترین بانوان شما، زنی است که نزد بستگانش عزیز و نفوذناپذیر و پیش شوهر رام و فروتن باشد. فرمان شوهرش را بپذیرد و هنگامی که با او تنها می‌شود، هر چه می‌خواهد، در اختیارش بگذارد.

آقادامادها و عروس خانم‌ها با هم بخوانند

بایستگی‌های مشترک
۱- از نسبت دادن القاب نامناسب به یکدیگر بپرهیزید!
مانند: بدقول، شلخته، بی‌احساس، بی‌مسؤولیت، بی‌عاطفه، یک دنده، لجباز، زورگو، خودخواه.
۲- با مسائل زندگی، احساسی برخورد نکنید.
۳- خطاهای یکدیگر را در حضور دیگران، مانند: پدر و مادر، بستگان، و… خود بازگو نکنید.
۴- در روابط زناشویی، به جای در نظر گرفتن ویژگی‌های منفی، بهتر است، ویژگی‌های مثبت یکدیگر را در نظر بگیرید.
۵- از تندی و پرخاشگری بپرهیزید.
۶- در هنگام گفت و گو با یکدیگر، از کلمات زیبا و عاشقانه استفاده کنید.
۷- در هنگام بحث و جدل، به دنبال محکوم کردن هم نباشید.
۸- اسباب آرامش و آسایش یکدیگر را فراهم نمایید.
۹- هر روز را طوری بگذرانید که گویی آخرین روز زندگی است.
۱۰- گاهی، در فضای محرمانه و صمیمانه، رفتار یکدیگر را ارزیابی کنید و انتظارهای خود را به یکدیگر بیان نمایید.
۱۱- در هر زندگی، ممکن است، اشتباه و لغزش پیش آید؛ بهترین راه این است که زود کوتاه بیایید.
۱۲- یک نواختی، آفت بزرگ زناشویی است؛ حتّی برای کسانی که بسیار خوشبخت هستند. به هر شکلی که می‌توانید، در زندگی خود، تنوّع ایجاد کنید: در پوشش، غذا، تفریح، دیدن اقوام، مسافرت، تغییر دکور خانه، و….
۱۳- بدانید، زندگی زناشویی، فقط خواب و خوراک و تفریح نیست! باید، خود را آماده ی پدر شدن یا مادر شدن کنید؛ اصلاح اعمال و رفتار خویش، مشورت با بزرگ ترها، مطالعه کتاب‌های همسرداری و… همواره در حال رشد و تکامل معنوی سیر کنید.
۱۴- سعی کنید، همیشه آمادگی نسبی برای آمدن میهمان داشته باشید، چه از نظر نظافت خانه و چه داشتن لوازم پذیرایی در کم‌ترین وجه.
۱۵- برخی از هدایایی را که برای شما آورده‌اند، برای مناسبت‌های احتمالی دیگران نگهدارید تا در زمان مناسب کادو ببرید.
۱۶- در میهمان نوازی، از تشریفات زیاد خودداری کنید.
۱۷- زمینه‌های سوءتفاهم را برطرف نمایید.
۱۸- هرگز، حسرت زندگی خوب دیگران را نخورید؛ بلکه، از زندگی آنان درس بگیرید و در روابط زناشویی خود از آن بهره ببرید.
۱۹- بکوشید، در طول زندگی و در رویارویی با مسائل مختلف، رازدار همسرتان باشید و برای هر کسی سفره ی دلتان را نگشایید.
۲۰- هرگز، توانایی‌های خودتان را به رخ همسرتان نکشید و یا برای اثبات خوبی‌های خود اطرافیان خود را تحقیر ننماید.
۲۱- اختلاف زن و شوهر اجتناب ناپذیر است؛ امّا، وسیله‌ای است برای این که دو طرف حرف‌های منطقی خود را بزنند و خشم و ناراحتی و عدم رضایت پنهان خویش را آشکار کنند؛ در حقیقت، هر دعوایی با آن که یک ناهماهنگی است، خود، باعث هماهنگی بیش‌تر می‌شود، به شرطی که کوتاه بیاییم؛ زیرا، در مناقشات خانوادگی، برنده کسی است که زود کوتاه بیاید، نه کسی که ماجراجویی کند.
۲۲- خانواده، در پرتو عشق تشکیل می‌شود؛ باید، با همان عشق اداره شود وگرنه اداره ی زندگی از راه قوانین و مقررات خشک، زندگی را به جهنمی سوزان تبدیل می‌کند؛ بنابراین، سعی کنید، به یکدیگر عشق بورزید.
۲۳- همیشه، مراقب باشید تا اختلافات جزئی را هر چه زودتر برطرف سازید؛ زیرا، اختلافات جزئی مانند آتش زیر خاکستر است که هر چه کهنه‌تر شود، خطرناک‌تر می‌شود.
۲۴- از همسر خود، انتظار نداشته باشید که بی‌عیب باشد؛ زیرا، خودتان هم بی‌عیب نیستید.
۲۵- پیش از آن که در حال خشم، سخنی بر زبان برانید، تأمّل کنید و تا صد بشمارید یا صد صلوات بفرستید؛ و یا منزل را برای چند دقیقه ترک کنید، یا یک لیوان آب بنوشید.
۲۶- به جای به کار بردن ضمیر من، همیشه از ضمیر ما استفاده کنید.
۲۷- از حادثه ها، جریان نسازید.
۲۸- وعده بیهوده به یکدیگر ندهید.
۲۹- ادب در برخورد، رفتار و گفتار را برنامه زندگی خود قرار دهید.
۳۰- میانه رو باشید و در هیچ یک از امور زندگی، خود را به افراط یا تفریط نیندازید.
۳۱- از معنویات که عامل آرامش روح و روان هستند، فاصله نگیرید.
۳۲- در رؤیا و خیال زندگی نکنید، به آنچه دارید، قناعت کنید؛ ولی، دست از فعالیت و تلاش برندارید.
۳۳- در حضور همسر، به دوستان و بستگانتان محبّت زیاد نکنید.
۳۴- در زندگی، لجباز و کینه توز نباشید.
۳۵- اگر از همسر خود گله مند شدید، یا گذشت نمایید و یا در فضای مناسب با او سخن بگویید.

زوج‌های موفق و نمونه

۱- امام خمینی(ره)
همسر حضرت امام خمینی(ره) می‌گوید:
«آقا، در آغاز زندگی مان دو چیز به من سفارش کرد و دیگر تا آخر عمر درخواستی نداشت. فرمود: مراقب واجب و حرام باش، مستحبات و مکروهات شما به من ربطی ندارد. اداره ی داخل منزل، به ذوق و سلیقه شماست، به من ربطی ندارد».(۹)
خانم فریده ی مصطفوی دختر امام خمینی(ره) می‌گوید:
«برخورد حضرت امام، با همسرشان، در عین صمیمیت و محبّت، بسیار محترمانه بود. در تمام مسائل شخصی و خانوادگی، نظر خانم محترم بود و هیچ گونه دخالتی در امور داخلی منزل نداشتند. البته خانم هم خیلی مقید بودند که هیچ کاری برخلاف میل و رضای آقا انجام ندهند».(۱۰)
امام، در زندگی سختی گیری نمی‌کردند.
همسر امام خمینی(ره) می‌گوید:
«امام، به من خیلی احترام می‌گذاشتند، ایشان در اوج عصبانیت، هرگز، به من بی‌احترامی و اسائه ی ادب نمی‌کردند. تا من وارد اتاق می‌شدم، او جای خود را به من تعارف می‌کرد و تا من سر سفره ی غذا آماده نمی‌شدم، غدا نمی‌خورد و به بچّه‌ها هم می‌گفتند، صبر کنید تا خانم بیاید.
تا وقتی که او در خانه بود، نمی‌گذاشت، من به زحمت بیفتم و در جارو کردن خانه یا شستن لباس و کارهای منزل همکاری می‌کردند و از بچّه‌ها می‌خواستند، به مادرشان کمک کنند».(۱۱)

۲- شهید هاشمی نژاد(ره)
شهید حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد، از یاران امام خمینی(ره) زندگی آرام و خدا پسندانه‌ای داشت. همسرش خانم ابطحی، درباره ی شوهرش می‌گوید: «او همسری بی‌نظیر بود. از ابتدای زندگی، به من می‌گفت: مرز بین من و تو خداست. خدا، در زندگی ما حاکم است؛ من تا زمانی از این زندگی راضیم که خدا راضی باشد».(۱۲)

۳- علاّمه محمد حسین طباطبایی(ره)
مرحوم علاّمه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان می‌فرمود:
«در طول زندگی، هیچ گاه نشد که خانم کاری کند که من حداقل در دلم بگویم: کاش این کار را نمی‌کرد، یا کاری را ترک کند که من بگویم: کاش این عمل را انجام می‌داد».(۱۳)
خانم نجمه ی طباطبایی دختر علاّمه ی طباطبایی درباره ی پدرش می‌گوید:
«ایشان، اخلاق و رفتار محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) داشتند. هرگز عصبانی نمی‌شدند و هیچ وقت صدای بلند ایشان را در حرف زدن نشنیدیم. برنامه زندگی را طوری تنظیم کرده بودند که هر روز یک ساعت بعد از ظهرها در کنار اعضای خانواده باشند، در این مواقع، به قدری مهربان و صمیمی بودند که آدم باورش نمی‌شد، رفتارشان با مادرم، بسیار احترام‌آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می‌کردند که گویی مشتاق دیدار مادرم هستند، ما هرگز بگومگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم مهربان و فداکار و باگذشت بودند که ما گمان می‌کردیم، این‌ها هرگز با هم اختلافی ندارند. آنان واقعاً مانند دو دوست با هم بودند. پدرم همیشه از گذشت و تحمّل مادرم تمجید می‌کرد و می‌فرمود: این زن، در طول زندگی همه سختی‌ها را تحمل کرده، ما از آغاز ازدواج همیشه با هم یکرنگ و یکدل بوده ایم.
در خانه اصلاً مایل نبودند، کارهای شخصی شان را دیگری انجام دهد. وقتی میهمان می‌رسید، سعی می‌کردند، به مادرم کمک کنند. وقتی، مادرم مریض می‌شد، اصلاً اجازه نمی‌دادند، از بستر بلند شود و کاری انجام دهد.
مادرم پیش از فوت، حدود ۲۷ روز در بستر بیماری بود و در این مدّت پدرم از کنار بستر ایشان لحظه‌ای بلند نشدند. تمام کارهایشان را تعطیل کردند و به مراقبت از او پرداختند. بسیار وفادار و عاطفی بودند. تا سه یا چهار سال پس از فوت مادرم هر روز سر قبر او می‌رفتند، و بعد از آن هم که کم‌تر فرصت داشتند، به طور مرتب، دو روز در هفته بر سر مزار مادرم می‌رفتند و ممکن نبود، این برنامه را ترک کنند».(۱۴)

۴- شهید مطهری(ره)
همسر استاد مطهری می‌فرماید: «رفتار صمیمانه‌ای بین من و ایشان بود. هر چه از صفا و محبّت ایشان بگویم کم گفته ام. در طول زندگی یاد ندارم که به من گفته باشند، یک لیوان آب به ایشان بدهم، عاطفه و مهر عجیبی بین ما وجود داشت.
آن قدر، استاد با من صمیمی بودند که رنج و ناراحتیم را نمی‌توانستند تحمل کنند؛ یادم هست، یک بار، برای دیدن یکی از دخترانم به اصفهان رفته بودم و پس از چند روز با یکی از آشنایانم به تهران برگشتم؛ حوالی سحر بود، چون وارد خانه شدم، مشاهده کردم، بچه‌ها خوابند و آقا بیدار است؛ چای حاضر نموده، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر بودند، دوستم از دیدن این وضع تعجب کرد و گفت: همه ی روحانیون این قدر خوبند؟ پس از سلام و علیک، آقا فرمودند: ترسیدم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و بچه‌ها خواب باشند و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید. بدین جهت تا این ساعت بیدار ماندم».(۱۵)

۵- شهید بهشتی(ره)
بانو عزت الشریعه مدرس، همسر شهید بهشتی می‌فرماید:
«چیزی که در ۲۹ سال زندگی مشترکمان دیدم، ملایمت و صبر ایشان بود. قدری صبر و متانت و خونسردی خرج می‌داد که انسان را خجالت زده می‌کرد. در سراسر زندگی مشترکمان به یاد ندارم، این مرد مبارز و با تقوا، لحظه‌ای عصبانیت بی‌مورد داشته باشند. در کارهای خانه به من کمک می‌کردند. در خرید لوازم مورد نیاز و برخی اوقات شستن ظرف‌های آشپزخانه مرا یاری می‌دادند».

۶- علاّمه محمدتقی جعفری(ره)
مرحوم علامه جعفری در مواجهه با همسر، جایگاه علمی و اجتماعی خویش را فراموش می‌کرد. هیچ گاه سختی‌ها و مشکلات مربوط به کارها را به خانه نمی‌آورد و اگر هم خسته بود، به سخنان همسرش نیکو گوش می‌داد؛ اظهارات معقول و منطقی همسرش را می‌پذیرفت؛ مدام در مناسبت‌های مقتضی از کوشش‌های همسرش، قدردانی می‌کرد و محیط خانه را چنان از صفا و صمیمیت آکنده می‌کرد که منزل، برای اعضای آن از هر جایی بهتر و لذت بخش‌تر بود.(۱۶)
روزی، اختلافی جزئی بین استاد و همسرش پیش آمد و عبارات نسبتاً تندی در میان رد و بدل شد. پس از گذشت لحظاتی چند، هنگامی که استاد، به بیرون از منزل عازم بود، به نهایت تواضع آمد و دست همسرش را بوسید و عذرخواهی کرد.(۱۷)
روزی، به ایشان اعتراض شد که چرا در حالی که به بسیاری از شخصیت‌های علمی ایرانی و غیرایرانی و نیز برخی نهادها و گروه‌ها به دلیل تراکم برنامه هایتان نمی‌توانید، وقت بدهید، وقت خود را صرف کودکان دبستانی می‌کنید؟
ایشان فرمود: «ممکن است، قرار گرفتن آنان در این فضای ملاقات و گفت و گو، با توجّه به معصومیت و استعدادی که در این سنین دارند، اثری مثبت داشته باشد».(۱۸)

۷- سردار شهید سید محمد جهان آرا(ره)
همسر سردار شهید محمد جهان آرا، فرمانده پیروزمند سپاه خرمشهر درباره همسرش می‌گوید:
«مبنای زندگی ما این بود که هر کس، در عملی که در زندگی می‌خواهد، انجام دهد، معیار اسلام را در نظر داشته باشد، نه این که طرف مقابل خوشش بیاید.
خدا را در تمام مسائل زندگی ناظر می‌دانست و هیچ کاری را بدون این که خدا را در نظر بگیرد، انجام نمی‌داد، این جزء مسائلی بود که زندگی ما را پربار می‌کرد و دیگر به سایر مسائل در کنار آن نیازی نبود.
زندگی را از فقر شروع کردیم، با ساده‌ترین امکاناتی که می‌شد، زندگی کرد. ایشان اعتقاد زیادی داشت به این که اگر جایی غذا می‌خوریم، افراد آن، اهل خمس باشند، پولی را که به دست می‌آوریم، مشکل نداشته باشد، به لقمه حلال خیلی تأکید داشت».(۱۹)
آن که جهان پیچیده ی آدمیان را با دستان قدرتمند خود آفرید، خود، با شگفتی تمام، مردان و زنان را در کشاکش لحظه‌ها به نیروی تراوشگر روحی و روانی، به ویژه، بندگی‌های جنسی تجهیز کرد و با نوآوری تمام خلق نمود.
هرگز این روابط جنسی متعالی را سخیف و حیوانی صرف مپندار که دنیایی از اندیشه و شناخت را به همراه دارد.
بدان که آغوش گرم و اندام دلپذیر زن را وسیله‌ای برای دفع خواهش‌های نفسانی مرد قرار داد تا کرامت انسانی خود را با طمع ورزی بر دیگران به چالش نکشد! عشوه‌های گوارای آنان را چنان زیبنده و فریبنده کرد تا مردان را در حراست کانون خانوادگی خویش، محکم‌تر و استوارتر گرداند. شوریدگی را بر هر دوی آنان ارزانی داشت تا در سایه ی آن، از شررهای بیگانگان و رهزنان طریق معرفت و معنویت در امان مانند.
مرد را تکیه گاه و پناه زیباترین لحظه‌های زندگی زن قرار داد تا در این رهگذر، بر فردی واحد تکیه زند و قدر کوه استوار و عمود خیمه زندگی خود را بداند و زیبایی‌های روی و اندام خویش را، فقط، برای او هدیت کند. همه می‌دانیم که یگانه راه رسیدن به سر منزل مقصود، برای مردان و زنان، اتحاد و همبستگی معقول و مشروع است که حضرت ایزد منان، آن را به یکجا هبه کرده است…

پی‌نوشت‌ها

۱- کافی، ج۱، ص۵۲-
۲- بحارالأنوار، ج۷۷، ص۲-
۳- بحارالأنوار، ج۱۰۴، ص۱۳۲-
۴- همان، ج۵۹، ص۲۹۱-
۵- وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۵۴-
۶- مکارم الاخلاق، ص۲۰۳-
۷- روضه المتقین، ج۹، ص۳۸۸-
۸- وسایل الشیعه، ج۱۴، ح۲، ص۱۴- در وسائل، بابی مستقل است که می‌گوید: بر زن واجب است، در هر حال که شوهرش بخواهد، خود را در اختیار وی بگذارد.
۹- برداشت‌هایی از سیره ی امام، ج۱، ص۳۹-
۱۰- پا به پای آفتاب، ج۱، ص۹۶-
۱۱- مجله دیدار آشنا، خرداد ۷۳، ص۵۸-
۱۲- فریادگر شهادت، یادنامه شهید سید عبدالکریم هاشمی، ص۳۲۳؛ مجله پیام زن، سال۲، ش۲۳ و ش۹۱ سال ۸، ص۲۰۲-
۱۳- آیینه ازدواج و روابط همسران، ص۲۸۷؛ یادنامه علامه طباطبایی، ص۱۲۹-
۱۴- ماهنامه قرآنی آیات، ش۵، ص۳۸-
۱۵- سرای اهل صفا، ص۱۹۵-
۱۶- سرای اهل صفا، ص۲۶۹-
۱۷- روزنامه رسالت، علیرضا، ۸ دی ماه ۱۳۷۷-
۱۸- همان.
۱۹- مجله ی پیام زن، سال۹، ش۷، ۱/ ۷ /۱۳۷۹-
منبع: اکبری، محمود؛ (۱۳۳۴)، صمیمانه با عروس و داماد؛ قم: نورالزهراء، چاپ بیست و سوم،(۱۳۸۹)