شاد زیستن

نوشته‌ها

پیش‌نیازهایی برای ازدواج

در ازدواج، قرار است با فردی که دنیای دیگری دارد، علایق و نیازها، خصوصیات شخصیتی و خلقی متفاوتی از شما دارد و به طور کلی با فردی که با شما متفاوت است، زندگی کنید و سازگار شوید.

ازدواج، به عنوان یک ارتباط عاطفی طولانی مدت و متعهدانه، همان قدر که ساده به نظر می‌رسد، پیچیدگی‌های ویژه‌ای هم دارد. یکی از دلایلی که برخی همسران بعد از مدتی از هم جدا می‌شوند و نمی‌‎توانند ارتباط‌شان را حفظ کنند، ناآگاهی از همین پیچیدگی‌هاست. به نظر می‌رسد تا زمانی که یک نفر برخی «آمادگی‌ها» را در خود رشد و پرورش نداده باشد، لزوما با یافتن فردی که دارای تمام ملاک‌های مورد نظرش است، نمی‌‎تواند ارتباط پایداری در زندگی مشترک داشته باشد، چرا که وقتی این آمادگی‌ها نباشد، کم کم تنش‌ها شروع خواهد شد، دو طرف حرف هم را نخواهند فهمید، درگیری‌ها بیشتر خواهد شد و روز به روز طرفین بیشتر از هم دور خواهند شد. در ادامه این مطلب، به چند مورد از «آمادگی‌های قبل از ازدواج» اشاره می‌شود که باید با اطمینان از دارا بودن آن‌ها برای ازدواج اقدام کنید.

۱ -توانایی پذیرش علایق فرد دیگری در زندگی

در ازدواج، قرار است با فردی که دنیای دیگری دارد، علایق و نیازها، خصوصیات شخصیتی و خلقی متفاوتی از شما دارد و به طور کلی با فردی که با شما متفاوت است زندگی کنید و سازگار شوید. افسانه‌ها و ضرب‌المثل‌های عامیانه را کنار بگذارید، این که «من و تو باید ما شویم» یا «من و تو یک روح هستیم در دو بدن» به درد ازدواج بلندمدت نمی‌‎خورد. در واقع این عقاید نه تنها مفید نیست بلکه می‌تواند به رابطه آسیب هم برساند. وقتی طرفین رابطه ازدواج «فردیت» خود را به نفع «رابطه» کنار بگذارند، نه تنها بهبودی در رابطه ایجاد نمی‌‎شود بلکه پس از مدتی نارضایتی از رابطه شروع و اختلاف‌ها به شکل شدیدتری دیده می‌شود.

برای همین است که روانشناسان توصیه می‌کنند افرادی که «کاملا شبیه» ما هستند و افرادی که «اصلا شبیه» ما نیستند، گزینه‌های مناسبی برای ارتباط نیستند. در روابط زندگی مشترک سالم، طرفین، فردیت دیگری را به رسمیت می‌شناسند، علایق و نیازهای او را می‌پذیرند و آن‌ها را نادیده نمی‌‎گیرند. اشکال کار از جایی آغاز می‌شود که شما توانایی کنار آمدن با تفاوت‌های طرف مقابل‌تان را ندارید و بنابراین سعی می‌کنید او را شبیه خودتان کنید، تغییر دهید و کنترل یا محدودش کنید.

۲ -آمادگی مستقل شدن

برقراری ارتباط عاطفی مناسب با همسر نیاز دارد شما در بسیاری از ابعاد زندگی‌تان از خانواده مستقل شده باشید. در واقع انرژی روانی شما باید به سمتی برود که کمتر از خانواده نیرو بگیرید. به بیان دیگر شاید شما هم بارها شنیده‌اید که انسان‌ها غیر از این که «بند ناف جسمانی» دارند، «بند ناف روانی» هم دارند. جنین تا زمانی که در رحم مادر است، به بند نافی نیاز دارد که تمام زندگی‌اش را از آن می‌گیرد و درست بعد از تولد، همان چیزی که تمام زندگی‌اش بود، قطع می‌شود تا بتواند خودش را با شرایط جدید سازگار کند و به گونه‌ای دیگر زندگی کند.

تا مرحله‌ای از رشد، انسان‌ها به حمایت روانی خانواده نیاز دارند، این همان «بند ناف روانی» است که ما برای رشد به آن نیازمندیم؛ حمایت همه جانبه ولی درست مثل «بند ناف جسمانی»، از مرحله‌ای به بعد باید «بند ناف روانی» را هم قطع کرد زیرا برای رشد روانی، نیاز به استقلال از خانواده داریم. مخصوصا برای ازدواج که برخی وابستگی‌ها به خانواده باید برطرف شده باشد یا به حداقل برسد: وابستگی‌های مالی، وابستگی‌های عاطفی و وابستگی‌های حمایتی.

۳ – خودشناسی برای حذف رفتارهای اشتباه

اگر فکر می‌کنید بعد از ازدواج، همه مشکلات رفتاری‌تان برطرف می‌شود، اجازه دهید جسارت کنم و بگویم که اشتباه فکر می‌کنید! هیچ فردی این توانایی را ندارد که همه عیب‌های شما را حذف کند؛ بنابراین قبل از ازدواج، دست به خودشناسی بزنید، ویژگی‌های شخصیتی و خلقی‌تان را بشناسید، الگوهای ناکارآمد ارتباطی‌تان را بشناسید و به اصلاح آن بپردازید و ضعف‌ها را تا جای ممکن برطرف کنید، در غیر این صورت، در زندگی مشترک با مشکلات بی‌شماری مواجه خواهید شد.

۴ -انتظار نداشتن برای شاد شدن ۱۰۰ درصدی زندگی

اگر در دوران مجردی، احساس شادی نمی‌‎کنید و از زندگی لذت نمی‌‎برید، احتمالا با ازدواج‌تان نیز اتفاق خاصی نخواهد افتاد و نباید انتظار داشته باشید با ازدواج، میزان رضایت‌تان از زندگی به ۱۰۰ درصد برسد. خوشبختی و خوشحالی واقعی، از درون به وجود می‌آید و اتفاق‌ها و افراد بیرونی، لزوما نمی‌‎توانند شادتان کنند. اگر در دوران مجردی و تنهایی، به اندازه کافی نیرومند هستید که با مشکلات و اتفاق‌ها کنار بیایید، از زندگی لذت ببرید و با ویژگی‌های خودتان کنار بیایید، احتمالا با ازدواج نیز می‌توانید این کار را بکنید وگرنه باید قبل از ازدواج این مشکل را حل کنید.

۵ -پذیرفتن گذشته

همه ما گذشته‌ای داریم که طبیعتا فرد جدیدی که وارد زندگی ما می‌شود، باید آن را بپذیرد ولی قبل از آن، خود ما باید با گذشته‌مان کنار آمده باشیم و قادر باشیم آن را کنار بگذاریم. امکان دارد برخی افراد در گذشته، ارتباط‌های عاطفی ناموفقی داشته باشند اما حالا مهم این است که برای ازدواج، با آن کنار آمده باشند. اگر هنوز با خودتان کنار نیامده‌اید، نسبت به ارتباط گذشته‌تان عصبانی هستید یا هنوز نمی‌‎دانید چه می‌خواهید، کمی صبر کنید. ضمن این که مهم است بین رابطه قبلی که داشته‌اید و رابطه متعهدانه جدید، برای ازدواج که در پی ایجاد آن هستید، فاصله زمانی مناسبی سپری شده باشد.

۶ -آمادگی به اشتراک گذاشتن زندگی شخصی

وقتی می‌خواهید ازدواج کنید، در واقع با دوستان، خانواده، عادات، علایق و موقعیت‌های اجتماعی طرف مقابل نیز ارتباط برقرار می‌کنید و از طرفی او نیز با شما ارتباط برقرار می‌کند. تردیدی نیست که «حریم خصوصی»، مهم است ولی باید با آمادگی اجازه دهید، دیگری در زندگی روزمره شما وارد شود و برای او زمان بگذارید. در واقع «ازدواج»، پلی بین زندگی‌های طرفین است. وقتی افراد به جای کشیدن پل، «دیوار» بین زندگی‌های شخصی خود بکشند احتمالاً باید منتظر تنش‌های جدید باشند.

علیرضا عبدی؛ کارشناس ارشد مشاوره خانواده

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

جوان و شادکامى

انسان با ایمان، غم خویش را در دل و نشاط و خوشرویى را بر چهره دارد.»[۱]

امام على(علیه السلام)

خوش‌رویى در چهره مومن، موجب بهشت براى شخص خوشرو مى شود.»[۲]

حضرت زهرا(سلام الله علیها)

نیاز جوانان به شادکامى، یک نیاز اصیل روانى است. شادکامى از امید بر مى خیزد و موجب تحرک نسل جوان مى شود. در یک تجزیه و تحلیل روانى، آثار اجمالى شاد کامى معقول عبارتند از:

۱٫ افزایش نیروى روانى، به این مفهوم که انگیزه هاى درونى به وسیله شادکامى، تقویت شده و جوانان با تکیه بر آن ها، مى توانند به هدف هاى دراز مدت زندگى بیندیشند. و هدف هاى کوتاه مدت و میان مدت را همچون وسیله اى براى دستیابى به آرمان هاى دور دست ، تلقى نمایند.

۲٫ تقویت روحیه مقاومت پذیرى، با این توضیح که جوانان با نشاط، استقامت بیشترى در مقابله، با سختى ها از خود نشان مى دهند. دلیل عمده آن را مى توان در تفسیر منطقى و عقلانى بخشى از جوانان از زندگى یافت. شادکامى معقول، به نسل جوان، فرصت مطلوبى مى دهد تا روند حیات خویشتن را از زوایاى گوناگون ملاحظه نماید و اگر در یک جبهه زندگى، دچار شکست شد، خود را براى مبارزه در بخش هاى دیگر، مهیا کند.

۳٫ شاد کامى و مسرت باطنى به جوانان فرصت مى دهد تا مناسبات اجتماعى خویش را بهبود بخشند، زیرا آنان از روحیه اى برخوردارند که مى توانند، قضایاى زندگى را از زوایاى بهترى ببینند و در نتیجه، قدرت جلب اعتماد دیگران را به مراتب بیش از همسالانشان، دارند.

۴٫ شادکامى، جوانان را در مقابله با اختلالات عصبى و روحى، یارى مى کند.

معمولا چنین روحیه اى نه تنها از جنبه درمان مشکلات، مورد توجه است بلکه در موارد زیادى همچون عاملى پیش گیرنده، وارد عمل مى شود. زیرا سیستم دفاعى بدن به گونه اى است که عواطف مثبت موجب تقویت آن و عواطف منفى موجب تضعیف آن مى شود.

۵٫ شاد کامى، موجب توسعه دنیاى ارتباطى نسل جوان مى شود.

با این توضیح که حفظ چنین روحیه اى در جوانان، دیگران را مجذوب شخصیت آنان مى نماید و با انگیزه اى قوى طرح دوستى با آنان مى افکنند و حاصل این عمل، همانا گسترش دنیاى ارتباطى است.

توصیه هاى تربیتى

۱٫ اگر برخى از مخاطبان شما شخصا افرادى مثبت و کارآمد هستند، خواهید توانست با بروز نشاط و شادابى خویش، جهت هاى مطلوبى به این عده از جوانان ارائه دهید و عواطف مثبت خویش را گسترش بخشید.

۲٫ باید فلسفه مناسبى براى زندگى نسل جوان، تدارک دید. زیرا اگر کلیت زندگى این نسل، خود واجد معنا و مفهوم باشد، خواهند توانست. مسائل و مشکلات کوچکتر از آن را، تجزیه و تحلیل نموده و بر شادکامى خود و خانوادشان بیفزایند.

۳٫ باید به جوانان آموخت که حتى با تظاهر به شادکامى و نشاط و امید، به تدریج و عمیقا مى توانند بر شادابى درونشان بیفزایند و عواطف منفى و نامطلوب خویش را تحت کنترل در آورند.

۴٫ برخى از جوانان، دنیا را به دو منطقه تاریک و روشن، تقسیم مى کنند و خود را در منطقه تاریک آن قرار مى دهند. و دریچه هاى زندگیشان را به روى بخش هاى روشن و شفاف، مسدود مى کنند، و از غم و افسردگى به شدت استقبال مى نمایند. در قبال این گونه جوانان، روش «ایجاد بینش» از موثر ترین راه کارهایى است که از طریق گفت و گوها و مباحثات دوستانه، این امر، حاصل مى شود و تکیه بر چنین بینش هاى اصیلى مى تواند، تضمین کننده روحیه شادکامى تلقى شود.

پی‌نوشت‌ها
[۱]. اصول کافى، جلد اول، کتاب الایمان و الکفر، ص ۲۹٫
[۲]. انوار الزهراء، نوشته محمد رضا عباسى، ص ۴۳٫
منبع: محمد رضا شرفی؛ جوان و نیروی چهارم زندگی، ص ۱۰۷ – ۱۰۹

ده عادت خوب در زنان سالم

۱ـ برای خودتان سرمایه‌گذاری کنید

زنان در وقت گذاشتن برای دیگران و تلاش برای بر طرف کردن نیاز آنها، تلاش بسیاری می‌کنند، اما صرف وقت یا پول برای خودشان شاید نوعی خوشگذرانی به چشم بیاید. اما سرمایه گذاشتن برای خود، احساس سلامتی را در شما افزایش می‌دهد و ظاهر و درون شما را زیباتر می‌کند. چرا در کلاس‌هایی که برای شغل شما مفید است یا به شما در کشف علایق‌تان کمک می‌کند، ثبت نام نمی‌کنید؟ این سرمایه‌گذاری حتی می‌تواند به سادگی خریدن یک دسته گل در هفته برای خودتان باشد.

۲ـ مغز خود را انعطاف‌پذیرتر کنید

نئوروبیک به تمریناتی گفته می‌شود که ارتباطات جدیدی را در مغز شما فعال می‌کند و با تاثیرات روانی افزایش سن مبارزه می‌کند. نئوروبیک حواس پنج‌گانه شما را در راه‌های پیش‌بینی نشده به کار می‌گیرد که باعث تقویت اعصاب می‌شود و کمک می‌کند تا سلول‌های مغز جوان و قوی بماند. عادت کنید که در تاریکی لباس بپوشید یا حمام کنید، چیزهایی را که در یک سمت عادت به پوشیدن‌شان داشتید در سمت دیگر بپوشید، مثلاً ساعت‌تان را در دست دیگر ببندید. هر صبح، عطر جدیدی را استشمام کنید یا غذاهایی را که تا به حال نچشیده‌اید بپزید.

۳ـ شجاعت ریسک را داشته باشید

در کتاب «زن و پول» آمده است:

«ترس اغلب چیزی است که بین ما و شجاعت‌مان می‌ایستد. ما می‌ترسیم که قایق را به حرکت درآوریم. از مواجهه شدن می‌ترسیم. می‌ترسیم کسی را ناراحت کنیم یا شغل‌مان را از دست بدهیم. می‌ترسیم همسرمان از ما جدا شود. می‌ترسیم کودکان‌مان دوست‌مان نداشته باشند. می‌ترسیم از آنچه دیگران ممکن است راجع به ما فکر کنند».

پذیرفتن ریسک‌های کوچک زندگی مانند نظر دادن در شغل و به تنهایی سینما یا سفر رفتن، می‌تواند شجاعت شما را زیاد کند. تمرین چنین کارهایی،‌ترس شما را می‌کاهد و اعتماد به نفس و شادی‌تان را می‌افزاید.

۴ـ با احساسات منفی خود کنار بیایید

بسیاری از زنان از این که در خانه می‌مانند و مادری می‌کنند، ناراضی‌اند و برای «بله» و «نه»‌های مداومی‌ که باید بگویند، احساس گناه می‌کنند. یک روانشناس می‌گوید: «به احساسات مثبت و منفی خود، مجال بروز دهید و سعی کنید آنها را بشناسید. این کار، بهتر از مقابله با آنهاست و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر آرام شوید و تمرکز بگیرید».

۵ـ تمرینات ورزشی مناسب خود را بیایید

استرس ناشی از تمریناتی که انتخاب شما نبوده، مهمتر از مزایای آن ورزش است. اگر مجبور باشید بدوید، دوچرخه‌سواری یا شنا کنید چون همسر شما چنین ورزش‌هایی می‌کند، ضرر آن برای بدن‌تان، بیشتر از مزیت آن است. تمرینات مورد علاقه خود را دنبال کنید و جزو ۶۰ درصد کسانی که در طول شش ماه آغاز ورزش، آن را رها می‌کنند نباشید. تصورات خود را کنار بگذارید و به سراغ تمریناتی که برای‌تان جذاب‌تر است بروید.

۶ـ بخندید

تاثیر خنده و ورزش، مانند هم است. هنگام فعالیت‌های عادی خود بخندید. خنده، کالری می‌سوزاند، آندروفین مفید را افزایش می‌دهد، استرس را کاهش و ایمنی بدن را افزایش می‌دهد. قهقهه حتی رضایت شغلی شما را زیادتر و اعتماد به نفس را بیشتر می‌کند و به شما کمک می‌کند از موانع رد شوید. عادت کنید هر دو ساعت یک بار، بخندید که سلامت شما را مانند خوردن یک سیب در روز تضمین خواهد کرد.

۷ـ استفاده از عطر لیمو

رایحه مرکبات، فعالیت مغزی شما را بهتر و ایمنی بدن را بهبود می‌بخشد. روغن لیمو با تغییر مقدار سروتونین مغز به شما احساس مثبتی می‌دهد. عطر لیمو را کنار عطرهای مورد استفاده خود، شمع ها، روغن مخصوص حمام یا در لباس‌های‌تان استفاده کنید.

۸ـ یاد بگیرید که شغل خود را دوست داشته باشید

اگر شما از شغل خود ناراضی هستید، سعی کنید دلیلش را بفهمید. آیا از حقوق خود ناراضی هستید؟ شغل‌تان با دانش‌تان بی‌ربط است؟ از شما قدردانی نمی‌شود یا کار زیادی از شما خواسته می‌شود؟ در کنار گذاشتن به دنبال شغل جدید، یاد بگیرید که نه بگویید. مسایل را شخصی نکنید و مهارت‌های جدید کسب کنید. راه‌حل دیگر، اندیشیدن به مزایای شغل و اهداف بلندمدت است.

۹ـ در اجتماع حضور داشته باشید

فقط ده دقیقه فعالیت اجتماعی در روز می‌تواند قابلیت تفکر را به اندازه حل کردن جدول افزایش دهد. ریسک تنهایی، مانند سیگار، کشنده است. اما فعالیت‌های اجتماعی می‌توانند از تنهایی و انزوا (که از عوامل مهم پیری زودرس، فشار خون و اضطراب هستند) جلوگیری کند.

۱۰ـ کنترل دخل و خرج

ما باید با پول‌مان رابطه خوبی داشته باشیم. زیرا برخورد هر کس با درآمدش، مانند برخورد با خودش است. یاد بگیرید که دخل و خرج خود را کنترل کنید؛ بیمه بازنشستگی، کارت‌های اعتباری، بیمه ی عمر و بودجه خانواده. این قدرت کنترل را در خود افزایش دهید و در کنار آن سرمایه‌گذاری را نیز فراموش نکنید.

منبع: مجله اینترنتی خدایا کمکم کن؛ شماره ۶

شادى

 خانواده و تربیت؛ نکته ها

شادى، احساسى درونى است که بیشتر، از طریق علایم و نشانه‌هاى غیرکلامى، حالت چهره، وضع بدن، حرکات چشم و لب نمایان مى‌شود. مسائل فرهنگى، شیوه ابراز شادى را به افراد القا خواهد کرد. چهره شاد اما سخنان مأیوس‌کننده نشانه تظاهر و عدم صداقت است. سخنان خوشایند کسى که از چهره‌اش شادى مشخص نیست نیز نشانه طعنه و نیشخند است.

شادى ترکیبى از عواطف مثبت از جمله خوشحالى، هیجان و برانگیختگى به همراه پایین بودن عواطف منفى همانند احساس ملال، بى‌علاقگى و افسردگى است.

افراد برونگرا، مردم‌آمیز و جمع‌گرا به دلیل ویژگى‌هاى رفتارى خاص‌شان چون ارتباط با دوستان، مشارکت و تماس‌هاى اجتماعى متعدد، داراى بیشترین عواطف مثبت هستند. عدم تمایل شخصیت‌هاى درونگرا به داشتن تماس اجتماعى، مانع دستیابى به عواطف مثبت شدید است. مهمترین عامل ایجاد عواطف منفى، باورهاى غلط، غیرمنطقى و خودمخرب است. اصلاح افکار غیر منطقى، باعث کاهش یا ضعف عواطف منفى مى‌شود.

نمونه‌هایى از خطاهاى ذهن یا تحریفات شناختى انسان‌ها که باعث ایجاد عواطف منفى مانند افسردگى و اضطراب مى‌شوند عبارتند از: ۱ـ تمرکز بر مشکل یا مشکلات ناراحت‌کننده بدون در دست داشتن شواهد کافى؛ ۲ـ داشتن تفکر همه یا هیچ یا تفکر سیاه و سفید؛ ۳ـ مبالغه کردن در مورد رفتارها و یا تفکرات دیگران.

شناسایى افکار و باورهاى منفى و ارزیابى و مقابله با آنها، عواطف منفى را کاهش مى‌دهد و آرامش روح را به ارمغان مى‌آورد. معمولاً عواطف منفى به ویژه افسردگى، با عدم تحرک همراه است. یکى از مهمترین راههاى شاد زیستن، فعال بودن است. برنامه‌ریزى براى فعالیت‌هاى خوشایند مثل: ورزش، گردش، شرکت در جمع‌هاى خانوادگى و دوستانه و پرداختن به امور اخلاقى و معنوى مى‌تواند بر فعالیت‌هاى خوشایند بیفزاید. فعالیت‌هاى خوشایند از جمله مؤثرترین شیوه‌هاى کاهش عواطف منفى و افزایش شادى است. همچنین اهداف و موفقیت‌ها، میزان شادى را تحت تأثیر قرار مى‌دهند. به عبارت دیگر، حرکت در راستاى اهداف، رضایت افراد را به همراه دارد. البته باید توجه داشت افرادى که هدف‌هاى دشوار را بر مى‌گزینند پس از این که متوجه شوند این اهداف دست‌نایافتنى است دچار افسردگى خواهند شد.

براى برنامه‌ریزى شاد زیستن مى‌توان:

ـ در همه حال به خدا توکل داشته، از او کمک خواسته و با او درددل کنیم.

ـ مهارت‌هاى اجتماعى خود را افزایش دهیم. برخى رفتارهاى مفید عبارتند از: توجه به گفته‌هاى دیگران، ترغیب و تشویق افراد مقابل به ابراز عقاید خود، مکث کردن در پایان صحبت و رعایت بهداشت فردى؛

ـ فعالیت‌هاى روزمره لذتبخش را در برنامه خود بگنجانیم؛

ـ غصه گذشته را خوردن و نگران آینده بودن، مشکلى را حل نمى‌کند؛

ـ نقش بازى کردن و دورى از خویشتنِ خویش، عواطف منفى را زیاد خواهد کرد؛

ـ افکار غیر منطقى و خطاهاى شناختى را شناسایى و به مقابله جدى با آنها برخیزیم؛

ـ توجه خود را روى افکار مثبت و خوش‌بینانه متمرکز کنیم.

در هر حال، چه بهتر که در جلسات و محافل دوستانه، مشکلات و نگرانى‌هاى خود را بزرگ جلوه نداده و آنها را به دیگران منتقل ننماییم و همان طورى که معتقدیم مؤمن گشاده رو است و با لبخند خود، به دیگران آرامش مى‌بخشد، سعى نماییم به موفقیت‌ها و جنبه‌هاى خوشایند زندگى اندیشیده و افسردگى را به خود راه ندهیم.

منبع: پیام زن؛ آبان ۱۳۸۵؛ شماره ۱۷۶

 

خوشبختى

دکتر محسن بهشتى پور

اى ‌عزيزان بياد بسپاريد و فراموش نکنيد ،پنج چيز را غنيمت بدانيد، جوانى را پيش از پيرى، تندرستى را پيش از بيمارى، توانگرى را پيش از فقر، فراغت را پيش از گرفتارى و زندگى را پيش ازمرگ.

هر کس براى شاد بودن و شاد زيستن به چيزهايى خاص نيازمند است و آنچه باعث شادى يک نفر مي‌شود ممکن است براى ديگرى متفاوت باشد. شخصيت خودتان را کشف کنيد و نگران نباشيد که مبادا نيازهاى شما براى رسيدن به شادى با اطرافيانتان متفاوت باشد.آيا تا کنون فکر کرده ايد که چرا بعضى ازما تمام خواستني‌هاى خود را ازدنيا مي‌ خواهيم؟ چون بعضى ازما فکرمى کنيم که حيات ما محدود به همين دنياست. زندگى دنيا براى ما اصالت دارد يا به قولى همه چيز را از دريچه ‌ى دنيا مي‌ بينيم. ما براى دنيا آفريده نشده ايم بلکه اين دنياست که براى ما آفريده شده کسانى نمي‌توانند کاستي‌ها و سختى هاى دنيا را تحمل کنند که دنيا را همه چيزمى دانند. حيات براى آنها يعنى زندگى دنيا ،هرچه واقع بين تر باشيم احساس رضامندى بيشترى اززندگى داريم. واقعيت چيست ؟ امام على(ع) مى فرمايد:

« دنيا منزلى است که بايد هر لحظه آماده‌ى کوچ باشى خوبى آن اندک و بدي‌اش آماده است و آبادي‌اش رو به ويرانى است ». بد نيست گاهى سرى به آلبوم عکس هايمان بزنيم . وگشتى درآرامگاه همسفرانمان.

اگر واقعيت را بپذيريم که دراين دنيا مهمان چند روزه‌ايم و حکم رهگذر را داريم ؛ به دنيا دل نمي‌ بنديم و نا ملايمات آن بر ما آسان خواهد شد. با کوچکترين تلنگرى، اضطراب و افسردگى درروح ما خانه نمى کند. و کوچ کردن از آن هم براى ما راحت تر مي‌شود.پيامبر مى فرمايد:

« دردنيا مهمانيد وآنچه در دست شماست امانت است و بديهى است که مهمان، کوچ کننده است وامانت بازگرداننده مى شود».

اگر واقعيت اين است پس تکليف بلند نظرى يا ايده آل نگرى که در مکتب ما به آن بسيار توصيه شده و از خصوصيات بارز مؤمنين به حساب مي‌آيد چه مى شود؟. بزرگترين روش براى ايجاد خوشبختى درشخص دردرجه اول نهاد خانواده است .خانواده نهادى مقدس است که هسته اوليه آن از پيوند ازدواج زن و مرد، شکل مى گيرد.اين دو موجود هرکدام با سرشت و ويژگى هاى منحصر به فردشان، طرحى نودرمى اندازند تا درکناريکديگ،مسير حيات خويش را به گونه اى مشترک وبا حال و هوايى متفاوت از زمان مجرد طى نمايند.

برخى اختلاف نظرها و تفاوت سليقه ها، ممکن است کشتى زندگى مشترک را دچار تب و تاب نمايد و مخاطراتى را متوجه زندگى زناشويى و فرزندانشان کند. هر چقدر فهم، درک، گذشت، بينش و خداترسى طرفين (زن و شوهر) و افراد خانواده بيشتر باشد، قدرت و توان مقابله و رويارويى آنان با حوادث و ناملايمات و اختلافات بيشترمى شود،يا بهتر است بگويم ، ضعف شخصيتى، کوته فکرى، تکروى، تنگ نظرى ودرنظرنگرفتن رضاى خداوند، عواملى مى شوند براى کاهش عشق و علاقه ها وايجاد دلسردى، بى تفاوتى و درنهايت سست شدن وفرو ريختن پايه هاى خانواده ودرنهايت بدبخت شدن فرد دراجتماع وجامعه.

زندگى زيباست اى زيبا پسند

زنده انديشان به زيبايى رسند

در اينجا مطالب کاربردى و ساده اى را براى برخوردارى از يک زندگى خوشبخت براى شما خواننده گرامى فراهم آورده که اميد است مورد توجه قرار گيرد.

عوامل مؤثردرخوشبختى خانواده

عملکردن به احکام الهى

مثبت فکرکردن

داشتن برنامه ريزى مناسب

دعا و توکل برخداوند

رفتارخوب و مناسب با والدين

عشق ورزيدن به خانواده اعتماد واطمينان متقابل

روابط اجتماعى ودوستانه با ديگران

انتخاب دوستان خوب ومناسب

داشتن فرزندان سالم وصالح

ملاحظه وانصاف در تمامى امور زندگى

کار و تلاش

مشورت با افراد مجرب

نشاط و شادمانى درتمامى مراحل زندگى

نداشتن زخم زبان به افراد (داخلى و خارجى)

لجبازى و يکدندگى (تکروى) نکردن

نداشتن دورنگى و دورويى (نفاق و دروغگويى)

توصيه هايى براى داشتن يک زندگى خوشبخت براى زوجين

۱ – ازبزرگ نمايى تلاشهاى خودپرهيز کنيد، چون همسرشما نيزتلاش هاى فراوانى براى زندگى مشترکتان انجام داده است.زوجين درماه هاى اول زندگى بايد مراقب روحيات و ويژگى هاى فردى يکديگر باشند تا به هم عادت کنند و سازگارى و تطبيق پيدا کنند. شايد ماه هاى اوليه زندگى، شکنندگى زيادى داشته باشد پس مراعات‌همديگر را بنماييد ومواظب هم باشيد.

۲ – موفقيت فرزندان شما و ايجاد فضايى مطلوب براى زندگى جمعى، به تلاش هاى متقابل زوجين بستگى دارد. در همه حال رضاى خدا را در نظر داشته و خدا ترس باشيد چون در اين صورت هرحرفى را نخواهيد زد، به هر جايى نخواهيد رفت، هرفکرى نخواهيد کرد وهرتصميمى نخواهيد گرفت.

۳ – درحضورفرزندان ازکلمات وعباراتي‌که بارمحبت آميزوموفقيت آميزدارنداستفاده کنيد،مانند: خواهش مى کنم – خسته نباشيد- عزيزم- بسيار خوب- آفرين- دست شما درد نکند- موفق باشي- جانم و …

۴ – قدرت والدين درخانه نبايد تضعيف شود . ويژه اقتدارپدربايدبرسرخانواده باشد تا سنگ برروى سنگ بند شود ( با ملاحظه اعتدال و انصاف.) رفتار زوجين با هم ، الگوى رفتارى فرزندان با والدين است، پس فرزندانى با هويت و شخصيت مطلوب پرورش دهيد، زيرا فرزندان هنگامى که بزرگ ومستقل شوند، رفتارپدرومادر را نقد مى کنند؛تحقير کردن‌همسردرميان فرزندان به نفع نظام خانواده نيست. پس مراقب باشيد.

۵ – بارزندگى را به تنهايى نمى توان به دوش کشيد پس لجاجت وسرسختى نکنيد. براى آسايش درزندگى ازهزينه هاى غير ضرورى چشم بپوشيد درابتداى جوانى ازآنچه به دست مى آوريد ، درصدى را براى دوران کهولت ، همسر و فرزندان تان پس انداز نماييد.

۶ – خرافات وغيبت و حرف اين و آن را از محيط خانه دور کنيد.

۷ – خواسته ها، تمايلات و نيازهاى همسرتان را کشف کنيد. حقيقت را بپذيرى وهميشه حقيقت گوباشيد . جامعه اى خوشبخت است که انسان هايى درستکار وحقيقت گو وبا منطق داشته باشد.

۸- منطق، تنها تيغى است که هيچ گاه کـُند نمى شود، بياييد همواره منطقى باشيم.

۹- ساختار جسمى و روحى زن و مرد با يکديگر تفاوت دارد. شناخت اين تفاوت ها، کنار آمدن با زندگى را براى ما راحت مى سازد.مسائل و مشکلات خانه را طورى به همسرتان بازگو کنيد که منجربه نتيجه اى تلخ نشود.

۱۰- کارهاى منزل را تا قبل ازآنکه همسرتان به خانه بيابد انجام دهيد تا زمان بيشترى را درکناراوباشيد.خانه براى مرد بايد محل آرامش و محبت وعشق باشد، اين خانه را هرروزبراى اوبسازيد.

۱۱- درحد ضرورت، با غريبه ها ارتباط کلامى داشته باشيد ،نه بيشتر.

۱۲- زندگى خوب داشتن را مى توان از کسانى ياد گرفت که زندگى شان تباه شده است.

۱۳- پر کردن ذهن از مسائل، حرف ها، عقده ها و کمبودها، دردى را دوا نمى کند. ذهن خود را زلال و بى کينه کنيد. از نوشتن فيلمنامه (سناريو) در ذهنتان، براى مقابله با همسرتان پرهيز کنيد.

۱۴- تحکيم مبانى اعتقادى و پايبندى به اصول اخلاقى و مذهبى، کاراول شماست.اجازه تعرض وبى حرمتى به افراد خانواده خود راندهيد. ازاسراف کاروچشم هم چشمى جدآً بپرهيزيد.

۱۵- ممکن است همسر شما گاهى رفتارهاى عجيب و غريب از خود بروز دهد، سعى کنيد با آن منطقى برخورد نماييد.

۱۶- درموقع بروز اختلاف و ناراحتى، ببينيد اصلاً برسر چه با هم اختلاف داريد .چون اغلب ناراحتى ها بر سر مسائل هيچ و پوچ و بيخودى است.از همسرتان بخواهيد پنج ايراد و اشکال اساسى شما را بنويسد و سپس با يکديگر آنها را تجزيه و تحليل و رفع اشکال نماييد.هنگامى که با هم دعوا مى کنيد وازدست يکديگر ناراحت مى شويد وقهرونازمى کنيد، والدين يکديگرخود را دعوت کنيد ودورهم جمع شويد تا بهانه اى شود براى اين که با هم آشتى کنيد.

۱۷ – فرزندان بعد از پيوند شما به وجود آمده اند پس آنها را مقدم برخوشبختى خود ندانيد.هيچ وقت زندگى را دربن بست نبينيد.هميشه يک راه خوب براى رهايى وجود دارد.شيرينى زندگى به فراز و نشيب ها وداشتن ونداشتن هاى آن است. پس کام خود را همواره با تکيه برموفقيت ها شيرين نگاه داريد.

۱۸- به مناسبت ها و بهانه هاى مختلف، مانند سالروز تولد، ازدواج، عقد، بچه دارشدن و … به يکديگرهديه اى بدهيد و فضاى خانواده را تحول ببخشيد.

۱۹- در فعاليت ها و صحنه هاى اجتماعى يارى رسان همسر خود باشيد.

۲۰- هميشه احترام ويژه به پدرومادرخود وهمسرتان وبزرگترهاى فاميل ودوستان و همسايگان‌ خود بگذاريد.

با اميد بهروزى براى تمامى شما …التماس دعا

منبع: خانواده مطهر