سیمای

نوشته‌ها

سیمای حضرت مهدی در آیینه نهج البلاغه

بشریت سال ها است که در انتظار بس بزرگی بی قرار است، توده های عظیم انسانی هر کدام به فراخور حال و مجال دین و فرهنگ خویش در انتظار آمدن اصلاح گر توانمند و بزرگ جهانی بسر می برند، در این میان انبیاء و امامان معصوم بیش از دیگران از انتظار و شرائط آن، ظهور و علائم آن، دوران ظهور و ره آورد آن…سخن گفته اند:

از جمله امیرمؤمنان (ع) در نهج البلاغه به صورت های مختلفی از عزیز دلها و آن یار سفر کرده یاد نموده، گاه از یاد شیرین و سیمای دیدنی مهدی سخن گفته و گاه از آینده روشن بشری در زمان ظهور امام زمان، و آخرالزمان و علائم آن سخن به میان آورده است، و در برخی جملات از ویژگیهای حکومت جهانی آن حضرت و ره آورد آن، می گوید و بیان می کند که چگونه عدالت در آن دوران فراگیر و جهانی خواهد شد، و اسلام و قرآن و سنّت زنده خواهد گشت و فاسدان و ستمگران به مجازات خویش خواهند رسید.

آنچه در پیش رو دارید نگاهی است به سیمای مهدی موعود (عج) در نهج البلاغه امیر بیان علی علیه السلام * یاد شیرین مهدی *

یوسف کنعان عشق، بنده رخسار اوست

    خضر بیابان عشق تشنه گفتار اوست

موسی عمران عشق، طالب دیدار اوست

   کیست سلیمان عشق؟ بر در او یک فقیر(1)

راستی او کیست که از تمام دلربایان دل ربوده، و همه مشتاق دیدار جمال دلارای او هستند و تشنه یک نگاه چشمان مست جادوئی او، علی (ع) که همه انبیاء مشتاق دیدار او بودند، و تمام اولیاء در حسرت دیدار روی او در لحظه جان یک عمر انتظار کشیدند، چه فهمیده از جمال یوسف زهرا (س) که باآه و ناله بزرگترین آرزوی خویش را دیدن

چهره نورانی مهدی موعود می داند؟

جمال از نور یزدان داری ای دوست

   صفای باغ رضوان داری ای دوست

توئی یوسف که در هر کوی و برزن

    هزاران پیر کنعان داری ای دوست

آری علی عمرانی هنوز جمالت را ندیده، مشتاق و خریدار تو گشته و آنجا که سخن از تو به میان می آید اینگونه حسرت دیدار را به صحنه بیان و کلام می آورد، و با حالت سرشار از عشق و شیدایی به سینه خود اشاره کرده و آهی کشیده می فرماید: «شوقاً الی رؤیته(2)؛چقدر به دیدار او مشتاقم»

و در نهج البلاغه می خوانیم: «الا بابی و امّی هم من عدّةٍ اسمائهم فی السّماء معروفةٌ و فی الارض مجهولةٌ(3)؛ آگاه باشید! آنان که پدر و مادر فدایشان باد، از کسانی هستند که نام آنها در آسمان معروف و در زمین ناشناخته و گمنامند».

به امیرمؤمنان باید حق داد که اینگونه عاشق دیدار جمال زیبای مهدی باشد، چرا که خود مولا، آن چنان او را وصف کند که هرکس بشنود ندیده شیدا و خریدار او می شود:

دیده در هجر تو شرمنده هجرانم کرد

    بسکه شب ها گهر اشک بدامانم کرد

شمه ای از گل روی تو به بلبل گفتم

 آن تنک حوصله رسوای گلستانم کرد

گوشه ای از غم هجران تو گفتم با شمع

 آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد

آنجا که فرمود: «هو شابّ مربوع حسن الوجه حسن الشّعر یسیل شعره علی منکبیه و نور وجهه یعلو سواد لحیته و رأسه بابی ابن خیرة الاماء(4)؛او جوانی چهارشانه، نیکو صورت و نیکو موی می باشد که موهایش بر شانه فرو ریخته و نور صورتش سیاهی موی سر و ریش او را تحت الشعاع قرار می دهد. پدرم فدای او باد که فرزند بهترین کنیزان است».

هر دم که جلوه با گل رخسار می کنی

    آفاق را معاینه گلزار می کنی
با جلوه و جلالت آن قامت رسا

 هر سرو را خجل تو زرفتار می کنی
گه مهر را به نور رخت تاب میدهی

    گه ماه را بزلف سیه تار می کنی
با یک نگاه شیشه و سنگ حصارا

   یاقوت و لعل و گوهر شهوار می کنی
مستانه گر بکوی خرابات بگذری

   مستان عشق را همه هوشیار می کنی
ساقی و جام خم همه در انتظار توست

 وقتی گذر به خانه خمّار می کنی
ای شهریار ملک نجاتم، به پاس عشق

    آیا مرا روانه دربار می کنی؟
یوسف به خانه روی ز بازار می کند

 هرگه ز خانه روی به بازار می کنی
هر کس فتد بدام غمت تا به پای عمر

   او را بدرد عشق گرفتار می کنی…

یاد شیرین مهدی و عشق سرکش مولا، به فرزندان معصومش مخصوصاً امام زمان(عج) امان نمی دهد که از آن ها و اوصاف و کمالاتشان در جای جای نهج البلاغه یادی نکند و مردم زمان خود و آیندگان را به این صورت آگاه نکند:

«آری خداوندا! زمین هیچ گاه از حجّت الهی خالی نیست، که برای خدا با برهان روشن قیام کند، (آن حجت و امام) ظاهر و آشکار است و یا بیمناک و پنهان تا حجّت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نرود. تعدادشان چقدر؟ و در کجا هستند؟ به خدا سوگند که تعدادشان اندک ولی نزد خداوند بزرگ مقدارند(چرا) که خدا به وسیله آنان حجّت ها و نشانه های خود را نگاه می دارد تا به کسانی که همانندشان هستند بسپارد، و در دل های آنان بکارد، آنان که دانش، نور حقیقت بینی را بر قلبشان تابیده و روح یقین را دریافته اند.

که آن چه را خوشگذران ها دشوار می شمارند.و یا آنچه که ناآگاهان از آن هراس داشتند انس گرفتند، در دنیا با بدن هایی زندگی می کنند که ارواحشان به جهان بالا پیوند خورده است، آنان جانشینان خدا در زمین، و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند» آنگاه فرمود:«آه آه شوقاً الی رؤیتهم؛آه آه، چقدر مشتاق دیدارشان هستم»(5).

من مات قد و قامت موزون توام

   مفتون جمال روی بی چون توأم

حاشا که بگویمت تو لیلای منی

   امّا من دلباخته مجنون توأم

مخصوصاً دوران ظهور آن حضرت و استقرار حکومت عادله او، که جمال و کمال و دولت و صولت گردهم آمده، سخت مورد اشتیاق امیرمؤمنان بوده است، لذا فرمود: «یا شوقاً الی رؤیتهم فی حال ظهور دولتهم

(6)؛ چقدر مشتاق دیدار آنها هستم در آن زمان که در ظهور دولتشان به سر می برند.»

تداوم امامت تا ظهور مهدی

از مسائلی که امیرمؤمنان به آن توجه نموده ادامه و استمرار امامت است در طول زمان تا دوران ظهور مهدی موعود(عج) و این که هیچ زمانی خالی از حجّت و امامی نیست.

این همان سخن و مطلب است که در منابع شیعه و سنی آمده است که خلفا و جانشینان پیامبر اکرم(ص) دوازده نفرند و همه از بنی هاشم(7) می باشند و به قول شیخ سلیمان قندوزی مقصود از دوازده خلیفه همان امامان دوازده گانه شیعه است، زیرا نمی توان احادیث را بر خلفای راشدین تطبیق کرد، چون تعداد آنان کمتر از دوازده است و نمی توان بر حاکمان اموی منطبق نمود چون بیش از دوازده نفر بودند، و غالب آنها عناصری ظالم و ستمگر بوده اند گذشته از این آنها از دودمان هاشم نبودند بلکه از تیره امیّه بوده اند، و همین طور به خلفای عباسی نمی توان تفسیر کرد چون تعداد آنها نیز بیش از دوازده نفر است و افزون بر آن پیوسته با نزدیکان پیامبر در جنگ و ستیز بوده اند، لذا راهی جز این نیست که بگوییم که همان امامان دوازده گانه شیعه مقصود است و لاغیر.(8)

کلام امیر مؤمنان در این زمینه چنین است: «اَلا اِنَّ مَثَل َآل مُحَمَدٍ(ص) کَمَثَلِ نُجُومِ السَّماءِ اِذاخَوی نَجمٌ طَلَع نَجمٌ فَکَاَنَّکم قَد تَکامَلَت مِنَ اللّهِ فیکُمُ الصنائِع وَ اَراکم ماکُنتُم تَامَلُون

؛بیدار باشید مثل آل محمد(ص) چونان ستارگان آسمان است اگر ستاره ای غروب کند، ستاره دیگری طلوع خواهد کرد (این امر تا ظهور امام زمان ادامه دارد و در دوران اوست که) گویا می بینم(در پرتو خاندان پیامبر) نعمت های خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید رسیده اید.»(9)

در جای دیگر صریحاً فرمود: «انّ الائمّة من قریشٍ غرسوا فی هذا البطن من هاشمٍ؛ لاتصلح علی سواهم، و لا تصلح الولاة من غیرهم

؛ همانا امامان (دوازده گانه) همه از قریش می باشند که (درخت) آنها را در خاندان بنی هاشم کاشته اند مقام ولایت و امامت در خور دیگران نیست و دیگر مدعیان (زمامداری) شایستگی آن را ندارند.»(10)

خبر از غیبت امام زمان(عج)

سالها قبل از تولد آن حضرت، امیر بیان خبر از غیبت یوسف زهرا می دهد و این خبر تلخ را برای همراهان و آیندگان بیان می کند که

«اَلا وَ اِنَّ مَن اَدرَکَها مِنّا یَسری فِیها بسِرِاجٍ مُنیرٍ و یَحذُو فیها عَلی مِثالِ الصّالِحین لیَحلَّ فیها رِبقاً وَ یُعتِقَ فیها رقّا وَ یَصدَعُ شَعباً، وَ یَشعَبَ صَدعاً، فی سُترَةٍ عَنِ النّاسِ لایُبصِرُ القائِفُ اَثَرَهُ وَلَو تابَعَ نَظَرهُ

(11)؛بیدار باشید و براستی آن کس از ما (یعنی حضرت مهدی (ع)) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد، و برهمان روش صالحان (پیامبر اکرم(ص) و امامان گذشته) رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان (و ملّت های اسیر) را آزاد سازد، و جمعیّت گمراه (و ستمگر را) پراکنده، و حق جریان پراکنده را جمع آوری کند (حضرت مهدی (ع) سالهای طولانی) در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان که اثر شناس اثر قدمش را نمی یابد گرچه در یافتن اثر (و نشانه ها) تلاش فراوان نماید.»

دلا دیدی که دلدارم سفر کرد

    سفر کرد و مرا خونین چگر کرد

دلا دیدی که مهدی رفت و امت

    غریبانه عجب خاکی به سر کرد

دلا دیدی پدر رفت و یتیمان

 به هر کوهی ندای وا پدر کرد

و در بخش دیگر فرمود: «فَهُوَ مُغتَرِبٌ اِذا اغتَرَبَ الاِسلامُ، وَ ضَرَبَ بِعسببِ ذَنبِهِ وَ الصَقَ الاَرضَ بِجِرانِهِ، بَقیّةٌ مِن بَقایا حُجّتِهِ، خَلیفَةٌ من خَلائِفِ اَنبِیائِهِ

(12)؛ در آن هنگام اسلام غروب می کند و چونان شتری(در راه مانده) دم خود را به حرکت در آورده گردن به زمین می چسباند(13) او (حضرت مهدی) پنهان خواهد شد (و غیبت صغری و کبری آغاز خواهد شد) او باقیمانده حجّت های الهی و آخرین جانشین از جانشینان پیامبران است.

نگاهم باز بر در ماند برگرد

   خیالت باز در برماند بر گرد

  به یادت همچنان تر ماند برگرد(14)

مام عمر چشم خسته ما

راستی غیبت و هجران مهدی(عج) روزی است که یاد آن دل هر شیعه را رنجور می کند و بی اختیار اشک و آه فریاد می زند:

دلم آگاهی از جایت ندارد

نشان از رد پاهایت ندارد

در این دنیای ما، می دانم ای دوست

  کسی تاب تماشایت ندارد

ظهور نزدیک استاز نکاتی که بسیار قابل دقت است این است که امیرمؤمنان (ع) ظهور و قیام آن حضرت را نزدیک می داند، این بشارت روح تازه در کالبد خسته دلان دوران غیبت می دهد، و باعث می شود رنج دوری از حضرت را و فتنه ها و فسادهای آخرالزّمان را با شهد شیرین یاد ظهور و نزدیک بودن آن تحمّل نمایند.

بازآ که این دل خستگان دیوانه روی توأند

 مست از می عشق تو و خاک سر کوی توأند
چشم انتظار دیدن چشمان جادوی توأند

   دل بسته مهر تو و آن دسته موی توأند
جان بر کف راه تو و تیغ دو ابروی توأند

    محو تماشای تو و آن قد دلجوی توأند

علی (ع) می فرماید: «وَ ما اَقرَبَ الیَوم مِن تَباشیر غَدٍ! یا قَوم هذا اِبّان وُرودِ کُلِّ مَوعُودٍ، و دُنُوّ مِن طَلعَةِ مالاتَعرِفون

؛ و چه نزدیک است امروز ما به فردایی که سپیده آن آشکار شد، ای مردم! اینک ما در آستانه تحقق وعده های داده شده (برای دوران ظهور) و نزدیکی طلوع آن چیزهایی که بر شما پوشیده و ابهام آمیز است، قرار داریم.»(15)

وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد

   روز وصلش می رسد ایّام هجران می رود(16)

آینده روشن در حکومت

از امتیازات بزرگ تشیّع در انتظار مصلح جهانی این است که آینده روشن و امید بخشی را چشم براه است که توسط عدل گستر جهان ایجاد خواهد شد بشارت به چنین آینده ای را تک تک امامان معصومان داده اند و در رأس آنها امیر بیان علی(ع) می فرماید:

«اَلا وَ مَن اَدرَکَها مِنّا یسری فیها بِسراجٍ مُنیرٍ و یَحذُوا فیها عَلی مِثالٍ الصّالِحینَ لیَحُلَّ فیها ربقاً ورقیق فیها رِقاً… ثمَّ لیشحذنَّ فیها قَومٌ شَحذَ القَین النَّصل تُجلی بِالتَّنزیلِ اَبصارُهُم وَ یُرمی بِالتَّفسیر فی مَسامِعِهِم وَ یغبقونَ کَأسَ الحِکمَةِ بَعدَ الصَّبُوح

(17)؛بیدار باشید آن کس از ما (یعنی مهدی(ع)) که فتنه های آینده را دریابد با چراغی روشنگری در آن گام می نهد، و بر همان سیره و روش پاکان(و پیامبر و امامان (ع)) رفتار می کند تا گره ها را بگشایدو بردگان(و ملّت های اسیر) را آزاد سازد…(و بعد از غیبت طولانی او) سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیرها صیقل می خورند، دیده هاشان با قرآن روشنایی گیرد، و در گوش هاشان تفسیر قرآن طنین افکند، و در صبحگاهان و شامگاهان جامهای حکمت سر می کشند.»

و در جای دیگر فرمود: «لنعتفنّ الدّنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس علی ولدها

(18) و تلا عقیب ذلک و نرید ان نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمةً و نجعلهم الوارثین»

(19) دنیا پس از سرکشی (در زمان ظهور مهدی(ع)) به ما روی می کند، چونان شتر مادّه بدخو که به بچه خود مهربان گردد. پس این آیه را تلاوت کرد و اراده کردیم که بر مستضعفین زمین منّت گذارده آنان را امامان و وارثان (حکومت ها) گردانیم» جملات فوق مانند اشاره به فوتوریسم (Futurism) = (آینده نگری) است نظر امیرمؤمنان یک آینده نگری مثبت است که آینده جهان را روشن و متکامل می شناساند، بر خلاف برخی نظریه پردازان امروزی که آینده دنیا را تاریک، وحشت زا معرّفی می کنند.

ره آورد حکومت امام زمان(ع)

آنچه تمام بشریت به آن چشم دوخته و در آرزوی تحقق آن بسر می برند، ره آورد دوران ظهور و حکومت مصلح جهانی است، و امتیاز مهمّ تشیع از دیگران این است که این ره آورد را به صورت مشخص و دقیق بیان نموده تا بشریت برای تحقق و فرارسیدن چنین دورانی بیشتر تلاش کند، این دستاوردها به صورت گسترده و دقیق در کلمات ائمه (ع) بیان شده است، آنچه در این جا مطرح می شود بیان امیرمؤمنان در نهج البلاغه در این زمینه است:

1ـ اصول گرائی

از مهمترین ره آورد نظام دوران ظهور این است که به پایه و رشته ها و ساختن انسان بیشتر توجه می شود و آثار بعدی نیز بر همین پایه ها استوار است.

علی (ع) در این زمینه می فرماید: «یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرّأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرّأی

(20)؛ او (حضرت مهدی) خواسته ها را تابع هدایت می کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار می دهند، و در حالی که (به نام تفسیر) نظریه های گوناگون خود را بر قرآن تحمیل می کنند، او نظریه ها و اندیشه را تابع قرآن می سازد.»

2ـ امام زمان و زنده کردن اسلام(قرآن و

از مهمترین دستاوردها و آثار حکومت امام زمان، زنده شدن اسلام، قرآن و سنّت است، چنانکه علی(ع) فرمود: «و یحیی میّت الکتاب و السّنّة(21)؛(مهدی) کتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) را (که تا آنروز متروک مانده) زنده می کند.»

و در قسمتی از خطبه 138 که قبلاً نقل شد این جمله آمده: «و یعطف الرّأی علی القرآن؛ او نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد.»

3ـ استقرار عدالت فراگیر

از دیگر مهمترین ره آورد حکومت حضرت مهدی (ع) که آرزوی تمامی انسانها است، استقرار عدالت جهانی و گسترده است، که در روایات متواتره نیز به عنوان مهمترین دستاورد قیام آن حضرت «الّذی یملأ الارض عدلاً و قسطاً» ذکر شده است.

و علی (ع) هم می فرماید:

«فیریکم عدل السّیرة(22)؛او روش عادلانه (در حکومت حق) را به شما می نمایاند.

4ـ مجازات فاسدان

قطعاً برای برپائی حکومت عدل، جلوگیری از فساد و مفسدان و تخلّف متخلفان لازم و ضروری می نماید، لذا مولا می فرماید:

«و سیاتی غدٌ بما لاتعرفون یأخذ الوالی من غیرها عمّا لها علی قساوی اعمالها

؛و فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست (و زمامداری حکومت می کند که غیر از حاکمان امروزی است او حضرت مهدی است) که عمّال و کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد.

5 ـ آزادگی و آزادی

از دیگر ره آورد دوران ظهور و حکومت عادلانه مهدی (ع) آزادی انسان ها از بردگی و ستمگری است، بشری که در طول تاریخ ستم ها و ظلم ها آزادی واقعی او را سلب کرده و او را به بردگی و بندگی کشیده است در آن دوران به آزادی واقعی و مشروع و دلخواه خود خواهد رسید.

علی(ع) در این باره فرمود: «…لیحل فیها ربقاً و یعتق رقّاً(23)؛مهدی بر سیره صالحان رفتار می کند، تا گره ها را بگشاید، و بردگان (و ملّت های اسیر و رنج دیده و ستم کشیده) را آزاد سازد.

6ـ وحدت واقعی

با توسعه عدالت اجتماعی در زیر سایه قرآن و سنّت محمّدی، و فراهم شدن زمینه آزادی واقعی و برچیده شدن تبعیض ها، خودبخود جامعه به سوی وحدت و اتحاد قدم برخواهد داشت.

امیرمؤمنان که خود برای وحدت و اتحاد جامعه اسلامی فداکاریها نمود، از خلافت و حق خود گذشت، اهانت های به همسرش را نادیده گرفت، و سکوت تلخ چند ساله را تحمّل نمود، می فرماید: «و یصرع شعباً و یشعب صدعاً(24)؛ جمعیت گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند(و وحدت واقعی بین آنها ایجاد می نماید).
7ـ وفور نعمت:

قطعاً هر زمامداری به اسلام و قرآن عمل نماید، و عدالت را در جامعه فراگیر سازد، و جلو مفسدان را بگیرد، رحمت الهی نیز دست آنها را خواهد گرفت، به هر اندازه مسائل فوق مراعات شوند، امدادها و رحمت الهی نیز فراگیرتر خواهد بود، این امر در زمان عدالت گستر هستی به اوج خود می رسد، لذا زمین تمام نعمت های خویش را در اختیار او قرار می دهد، در نهج البلاغه دراین باره می خوانیم: «و تُخرَج لَهُ الاَرضُ اَفالیذَ کَبِدِها وَ تُلقی اِلَیهِ سِلماً مَقالیدَها(25)؛ زمین جگر گوشه (و میوه ها و گنج ها) خود را برای او بیرون می ریزد، و کلیدهای (معادن) خود را به او می سپارد.

و در جای دیگر فرمود: «فَکَانَکم قَد تکامَلَت مِنَ اللّهِ فیکُم الصّنائع(26)؛ (در پرتو خاندان پیامبر و مهدی آل محمد(ص)) نعمت های خدا بر شما تمام خواهد شد.
8 ـ برآورده شدن آرزوها:

سالها است که بشر در آرزوی تحقق عدالت جهانی، امنیّت فراگیر، آزادی واقعی و…به سر می برد، و هنوز که هنوز است آرزوی های بشر به صورت کامل و تمام بحقیقت نپیوسته و جامه عمل به خود نپوشیده است، تنها دورانی که اصلی ترین و اصولی ترین آرزوهای بشر تحقق عینی خواهد یافت دوران ظهور مهدی موعود(عج) است، چنانکه مولا علی(ع) فرمود: «و اراکم ما کنتم تأملون(27)؛(در دوران مهدی(عج)) که نشان می دهد آنچه را آرزو داشتید(و به آرزوهای خود خواهید رسید).

ای دل مخور اندوه و غم سرها به سامان می رسد

 با یک جهان شور و شعف آن جان جانان می رسد

ویرانگر کاخ ستم باجیش ایمان می رسد

 احیاگر دین خدا حامی قرآن می رسد

چشم انتظاران را بگو یوسف ز کنعان می رسد

ای دل شب هجران ما آخر به پایان می رسد

 
پی نوشت ها:
1. مرحوم شیخ حسین اصفهانی(کمپانی).
2. بحارالانوار، ج 51، ص 115.
3. نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه 187، ص 368.
4. شیخ طوسی،کتاب الغیبة(مؤسسه معارف اسلامی) ص 47 و ر ـ ک ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 58.
5. نهج البلاغه، همان حکمت 147 ، ص 660 شماره 11 ـ 14.
6. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی،دارالتعارف، ج 1، ص 235، ح3.
7. ر ـ ک صحیح مسلم، ج 6، ص 3 سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج 6، ص 58 ـ 61.
8. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، چاپ استانبول سال 1301، ص 446، باتلخیص.
9. نهج البلاغه، همان، خطبه 100، ص 186، شماره 7.
10. همان، خطبه 144، ص 264، شماره 4.
11. همان، خطبه 150، ص 274.
12. همان خطبه 182 ص 348، شماره 24.
13. ضرب المثلی است برای شتر خسته، که دم خود را بحرکت می آورد، و گردن به زیر می چسباند که این حالت نشانه ضعف و درماندگی اوست.
14. غلامرضا کرمی گناوه.
15. نهج البلاغه (همان) خطبه 150، ص 274، شماره 3.
16. امام خمینی ره.
17. خطبه 150، ص 274، شماره 3 ـ 5.
18. همان حکمت 209، ص 672.
19. سوره قصص، آیه 5.
20. همان خطبه 138 ، ص 256، شماره 3 .
21. همان.
22. همان خطبه 150، ص 274، شماره 3.
23. همان، ص 274، خطبه 150.
24. همان، خطبه 138، ص 256 شماره 3.
25. همان خطبه 100، ص 186.
26. همان، ص 186.
منبع : سید جواد حسینی ،پاسدار اسلام – مهر1383- شماره 274 ؛ صفحه 14
 

سیمای مهدی علیه السلام در احادیث نبی صلی الله علیه و آله

عالمان و محدثان شیعه به استناد روایات خود تردیدی ندارند در این که حضرت مهدی علیه السلام دوازدهمین امام از امامان دوازده گانه است، چه این که ایشان براساس روایات متواتر و صحیح خود سلسله امامان را از امیرالمومنین علیه السلام به عنوان اولین امام شروع می‌کنند و تا حضرت محمد بن الحسن العسکری به عنوان دوازدهمین و آخرین امام ادامه می‌دهند.

سیمای مهدی علیه السلام در احادیث نبی صلی الله علیه و آله

بی گمان، عقیده به مهدویت، یعنی اعتقاد به ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به عنوان منجی عالم بشر، باوری است اسلامی که بر اساس کتاب و سنت پدید آمده است و مسلمانان عصار گذشته و کنونی بر آن اتفاق نظر دارند.

فراوانی روایات درباره حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ مؤلفان و محدثان مسلمان اعم از شیعه و سنی را بر آن داشته که، علاوه بر درج این روایات، در قدیمی ترین جوامع حدیثی، کتاب های مستقلی را به گزارش و بررسی آنها اختصاص دهند

اسامی برخی از کتاب های اهل تسنن درباره موضوع مهدویت به قرار زیر است:

1 ـ عقد الدرر فی اخبار الامام المنتظر، نوشته جمال الدین یوسف دمشقی؛

2 ـ البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، نوشته ملاعلی متقی هندی؛

3 ـ العرف الوردی فی اخبار المهدی، نوشته سیوطی؛

4 ـ مناقب المهدی، نوشته ابی نعیم اصفهانی؛

5 ـ احادیث المهدی، نوشته ابی بکر ابن خیثمه.

در میان آثار اختصاصی شیعه در موضوع مهدویت می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:

1 ـ کمال الدین وتمام النعمة، نوشته شیخ صدوق؛

2 ـ الغیبة، نوشته نعمانی؛

3 ـ الغیبة، نوشته شیخ طوسی؛

4 ـ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر، نوشته سید بن طاوس؛

5 ـ المحجة فیما نزل فی القائم الحجة، نوشته سید هاشم بحرانی.

تواتر احادیث مهدویت

عالمان مسلمان در یک تقسیم بندی کلی احادیث را به دو دسته متواتر و واحد تقسیم می کنند.

حدیث متواتر به حدیثی گفته می شود که تعداد راویان آن در هر طبقه به قدری زیاد باشد که از دید عقلا احتمال جعلی بودن آن حدیث وجود نداشته باشد.

متواتر بودن حدیث نشانه آن است که پیامبر یا یکی از ائمه ـ علیهم السلام ـ مضمون آن را بارها تکرار کرده اند، به طوری که افراد مختلفی در موقعیتهای مختلف آن را شنیده اند و مضمون آن را برای مخاطبان خود نقل کرده اند و آنها نیز به نوبه خود برای افراد نسل بعد نقل کرده اند و این نقلها از نسلی به نسلی و به تعبیر علمای رجال،از طبقه ای به طبقه ای تداوم داشته تا وقتی که این احادیث در جوامع حدیثی مورد اهتمام مسلمانان درج شدند.

تعداد احادیث متواتر در سنت اسلامی محدود است، به طوری که به رغم وجود هزاران حدیث در منابع روایی، شاید تعداد احادیثی که عالمان شیعه و سنی متواتر دانسته اند به صد حدیث نرسد.

از جمله این احادیث، احادیث مهدویت است.

آیة الله لطف الله صافی در کتاب منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر بیش از 600 حدیث از منابع شیعه و سنی در مورد حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ نقل کرده است که کمتر موضوعی در اسلام می توان یافت که در آن این حجم عظیم از حدیث نقل شده باشد.

وی در مقدمه کتابش می گوید: «در میان مسائل نقلی که راهی جز نقل (روایات منقول) برای اثبات آنها وجود ندارد موضوعی وجود ندارد که ایمان به آن از ایمان به ظهور مهدی الزامی تر باشد.

حتی شاید ایمان به ظهور مهدی از ایمان به موضوعات دیگر الزامی تر باشد؛ چه بشارتهایی که در مورد ظهور حضرت مهدی نقل شده اند به حد تواتر می رسند، در حالی که روایات راجع به بسیاری از معتقدات مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به حد تواتر نمی رسند.

مهمتر آن که با این که درباره برخی از امور اعتقادی تنها یک روایت وجود دارد، با این حال مضمون آن روایت اعتقادی در نزد ایشان جزو مسلمات محسوب می شود. پس مسلمانی که به آنچه رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله ـ فرمود.

ایمان دارد چگونه می تواند با وجود این همه روایت در ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ تردید کند؟»

علاوه بر عالمان شیعه، تعدادی از عالمان سنی نیز به تواتر احادیث مهدویت تصریح کرده اند.

نام برخی از ایشان به قرار ذیل است:

1 ـ محمد بن الحسین آبری شافعی (م: 363 ق) در کتابش به نام مناقب الشافعی گوید: «اخبار وارده از مصطفی ـ صلی الله علیه (و آله) و سلم ـ متواتر و از راویان بسیار زیادی نقل شده است که مهدی می آید، او از خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه (و آله) و سلم است، هفت سال سلطنت می کند و زمین را پر از عدل می کند.»

2 ـ محمد البرزنجی در کتاب خود الاشاعة لاشراط الساعة چنین می گوید: «معلوم شد که احادیث دال بر وجود مهدی و قیام او در آخر الزمان واین که او از عترت رسول خداـ صلی اللّه علیه وآله ـ از فرزندان فاطمه است به حد تواتر معنوی می رسند و لذا انکار آنها وجهی ندارد.»

3 ـ شیخ محمد سفارینی در کتاب لوامع الانوار البهیة چنین آورده است: «روایاتی که بر قیام مهدی دلالت دارد چنان زیاد است که به حد تواتر معنوی می رسد، این مطلب در نزد عالمان سنی معروف است تا آنجا که خروج مهدی جزو عقاید ایشان محسوب شده است.»

4 ـ شیخ صدوق حسن القنوجی در کتاب الازاعة لما کان و ما یکون بین یدی الساعة می گوید: «روایات وارده در مورد مهدی به رغم تفاوتهایی که دارند، بسیار فراوانند و به حد تواتر معنوی می رسند، شکی نیست که مهدی در آخر الزمان قیام خواهد کرد، بدون آن که ماه و سال آن معلوم باشد، چه این که اخبار این باب متواتر است و جمهور است نسل به نسل بر این موضوع اتفاق نظر دارند، جز کسانی که مخالفت آنها اهمیتی ندارد ـ از این رو، وجهی ندارد که در مورد آن فاطمی موعود منتظر تردیدی به خود راه دهیم.»

احادیث مهدویت و احادیث امامان دوازده گانه

در کنار احادیثی که بر ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در آخر الزمان دلالت دارند، احادیث فراوان دیگری از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل شده است به این مضمون که بعد از آن حضرت دوازده خلیفه یا امام رهبری امت را بر عهده خواهند گرفت.

این احادیث نیز از نظر محدثان مسلمان، اعم از شیعه و سنی، جزو احادیث متواتر یا صحیح محسوب می شوند.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا بین محتوای این دو دسته از احادیث، یعنی احادیث مهدویت و احادیث دوازده امام، نسبتی وجود دارد؟ به عبارت دیگر، آیا حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ یکی از دوازده امام است یا خیر؟ عالمان و محدثان شیعه به استناد روایات خود تردیدی ندارند در این که حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین امام از امامان دوازده گانه است، چه این که ایشان بر اساس روایات متواتر و صحیح خود سلسله امامان را از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ به عنوان اولین امام شروع می کنند و تا حضرت محمد بن الحسن العسکری به عنوان دوازدهمین و آخرین امام ادامه می دهند.

اما عالمان سنی در تطبیق احادیث دوازده امام بر مصادیق با دشواریهای زیادی مواجه شده اند، چه این که ایشان خلفایی را که راشدین می دانند به ابوبکر، عمر و عثمان و حضرت علی ـ علیه السلام ـ منحصر می کنند.

روشن است که تعداد ایشان چهار نفر است و نمی توان ایشان را مصداق احادیث دوازده امام دانست. از سوی دیگر، نمی توانند خلفای اموی یا عباسی را مصادیق داوزده امام بدانند، چه این که تعداد آنها بیش از دوازده تا است، علاوه بر آن سیره این خلفا آن قدر بر خلاف سیره رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ بود، که حتی بسیاری از علمای اهل تسنن نتوانستند ایشان را خلفای رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ که در احادیث داوزده امام به آنها اشاره شده، بدانند با این حال، برخی از عالمانی که علاقه خاصی به یزید دارند، می گویند:

مراد از دوازده خلیفه، خلفای اربعه (ابوبکر، عمر، عثمان، و علی ـ علیه السلام ـ) معاویة و یزید و سپس عبدالملک بن مروان و چهار فرزندش و در نهایت عمر بن عبدالعزیز است.

اما نکته جالب اینجاست که عالمان معروف اهل تسنن، به رغم این که در یافتن مصادیق دوازده امام با دشواری مواجه اند، تمایل زیادی دارند که آخرین امام یا یکی از امامان سلسله امامان دوازده گانه را همان حضرت مهدی بدانند.

در واقع، در این خصوص محدثان اهل تسنن بنا به حکم روایاتی که خود نقل کرده اند به عقیده شیعه در خصوص این که امام دوازدهم همان حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است نزدیک شده اند از جمله شواهد این که عالمان تسنن یکی از امامان یا امام دوازدهم را همان حضرت مهدی می دانند این است که احادیث داوزده امام را در باب یا کتاب مربوط به احادیث مهدویت ذکر کرده اند.

از جمله ایشان می توان به ابوداود، نویسنده یکی از صحاح سته اهل تسنن، اشاره کرد که سه حدیث اولی که در کتاب المهدی نقل می کند راجع به خلفای دوازده گانه بعد از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ است و پس از ذکر این سه حدیث به سراغ احادیث مهدویت می رود.

یکی از علمای معاصر اهل تسنن به نام عبدالمحسن العباد در اثر خود عقیده اهل السنة و الاثر فی المهدی المنتظر پس از نقل حدیث «خلفای دوازده گانه» از صحیح بخاری و صحیح مسلم به نقل از علمای متقدم سنی چنین می گوید:

«معنای این حدیث بشارت بر وجود دوازده خلیفه درستکار است که حق را برقرار و عدالت را پیشه می کنند، و بی تردید یکی از آنها مهدی خواهد بود که پیامبر ظهور او را بشارت داده است.»

می توان حدس زد که منظور این قبیل عالمان سنی از این که مهدی یکی از خلفای دوازده گانه است، این است که مهدی دوازدهمین خلیفه است؛ چه این که روایاتی که در منابع سنی آمده دلالت دارد بر این که بعد از مهدی ـ علیه السلام ـ هرج و مرج حاکم خواهد شد و خلیفه دیگری که مایه عزت اسلام باشد، در کار نخواهد بود، از آن طرف احادیث 12 امام دلالت دارد بر این که بعد از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ 12 امام یا خلیفه وجود خواهد داشت که عزت اسلام به آنها بستگی دارد و مادام که آنها هستند اسلام از عزت برخوردار است.

مضامین احادیث مهدویت

واژه تاریخ معمولا به گزارشهایی اطلاق می شود که حوادث گذشته را توصیف می کنند، بر همین اساس می توان از تاریخ پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ یا تاریخ امامان و خلفا یا هر تاریخ دینی و غیر دینی دیگر سخن گفت.

اما آیا می توان از تاریخ حوادث آینده سخن گفت؟ پاسخ منفی است؛ چون حوادث آینده هنوز اتفاق نیفتاده اند تا در منابعی ثبت و درج شوند.

اما می توان برای این قاعده کلی یک استثنا در نظر گرفت و آن عبارت است از تاریخ ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ که در آینده اتفاق خواهد افتاد.

واقعیت آن است که احادیث درباره حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ آن چنان فراوان و متنوع اند و به لحاظ مضمونی به خصوص در منابع شیعه، آن چنان منسجم است که می توان مشخصات جسمی و روحی آن حضرت و حوادث ما قبل وما بعد ظهور او را بر حسب ترتیب زمانی به صورت یک تاریخ روشن به رشته تحریر درآورد.

کما این که برخی از نویسندگان احادیث مهدویت را با رویکرد تاریخی دسته بندی کرده اند.

در این نوشتار مجالی برای پرداختن به این گونه تفاصیل وجود ندارد. از این رو، به ذکر برخی از مضامین احادیث مهدویت اکتفا می شود:

1 ـ حتمی بودن ظهور حضرت مهدی علیه السلام

احمد بن حنبل در مسند و ابن ابی شیبه در المصنف نقل کرده اند که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

«اگر بیش از یک روز از عمر دنیا باقی نمانده باشد، خداوند در آن روز مردی از اهل بیت مرا مبعوث خواهد کرد که زمین را پر از عدل و داد کند، پس از آن که از ظلم و جور پر شده باشد.»

همچنین شیخ طوسی در کتاب الغیبة از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل کرده است:

«قیامت فرا نخواهد رسید، مگر این که مردی از خاندان من و هم اسم من ظهور کند.»

2 ـ نام و نسب و خصوصیات جسمی حضرت مهدی علیه السلام

در روایات متعددی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به عنوان یک شخص معین با ویژگیهای جسمی و روحی خاص معرفی شده است.

برخی از این روایات به قرار ذیل است: حاکم نیشابوری در کتاب خود از ابوسعید خدری از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله ـ نقل می کند که فرمود:

«مهدی از من است.

پیشانی درخشان و بینی کشیده دارد… .»

متقی هندی در کنزالعمال از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ روایت می کند که فرمود:

«شما را به مهدی بشارت می دهم، او از قریش و از عترت من است… .»

وی در حدیث دیگری از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل می کند که:

«مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه است.»

علامه مجلسی در بحارالانوار نقل می کند که پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ فرمود: «قائم مهدی از فرزندان من است، او هم نام و هم کنیه من است، جسم و جانش از همه به من شبیه تر است… .»

سلمان فارسی در حدیثی جامع چنین نقل می کند: حضور پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ شرفیاب شدم، همین که چشمش به من افتاد، فرمود: «خداوند هیچ پیامبر یا رسولی را نفرستاد مگر این که برای او دوازده نقیب و مهتر قرار داد.»

عرض کردم:من این مطلب را در تورات و انجیل نیز دیده ام.

فرمود: «سلمان! آیا 12 نقیبان مرا که برای امامت و رهبری پس از من برگزیده شده اند، می شناسی؟»

عرض کردم: خدا و پیامبرش بهتر می دانند.

فرمود: «ای سلمان! خداوند مرا از صفای نور خود آفرید، آن گاه دعوتم کرد و من اطاعت کردم.

از نور من علی را آفرید، او را به اطاعت خود دعوت کرد و او پذیرفت.

از نور من و علی، فاطمه را آفرید، او را نیز دعوت کرد، پس او اطاعت کرد.

از نور من، علی و فاطمه، حسن و حسین را آفرید، و آن دو را دعوت کرد، هر دو اجابت کردند… آن گاه از نور حسین نه امام آفرید آنها را دعوت کرد و همه پذیرفتند… ای سلمان! هر کس آنها را به حقیقت معرفت بشناسد، از آنان پیروی کند، دوست آنها را دوست بدارد و با دشمن ایشان دشمن باشد، به خدا سوگند، او از ما است، و به هر جا که وارد شویم وارد خواهد شد و هر جا منزل بگیریم، او نیز منزل خواهد گرفت.»

عرض کردم: آیا می توانیم به آنان ایمان داشته باشیم بدون این که نام و نژادشان را بشناسیم؟

فرمود: «نه!»

عرض کردم؛ ای رسول خدا! پس من آنها را چگونه بشناسم؟

حضرت فرمود: «تا حسین را شناخته ای، پس از او سید العابدین، علی بن الحسین، پس از او پسرش محمد بن علی، شکافنده علم پیشینیان و پسینیان از پیامبران و مرسلان، پس از او فرزندش جعفر بن محمد، زبان راستین خدا، پس از او موسی بن جعفر، فرو برنده خشم خود در راه خدا، پس از او علی بن موسی که راضی به امر خداست، پس از او محمد بن علی الجواد که برگزیده از خلق خداست، پس از او علی بن محمد که راهنما به سوی خداست، پس از او حسن بن علی که صامت امین عسکری است، پس از او فرزندش حجة بن الحسن المهدی که (زبان) گویای (الهی) و قیام کننده به امر خداست.»

3 ـ اقدامات آن حضرت پس از ظهور

روایات نبوی، علاوه بر ذکر نسب و خصوصیات جسمانی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ توضیح می دهند که آن حضرت در طول حکومت خود چه اقدامات مهم و سرنوشت سازی را به انجام خواهد رسانید.

این اقدامات برخی جنبه فرهنگی، برخی جنبه سیاسی و اداره جامعه و برخی جنبه اقتصادی و برخی نیز جنبه اعجازآمیز دارند. در این باره به سه روایت اشاره می ک

نیم:

در منابع مختلف از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ روایت شده است: «مهدی از آن رو مهدی نام دارد که به امر پنهان رهنمون می شود، او تورات و انجیل (اصلی) را از زمینی که انطاکیه نام دارد، بیرون خواهد آورد.»

همچنین از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ روایت شده است: «مهدی گنجها (ی زمین) را استخراج خواهد کرد و دژهای اهل گمراهی را فتح خواهد کرد.»

در حدیث دیگری از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل شده است: «عصای موسی (در آغاز) مال آدم بود… تا به موسی رسید، آن عصا نزد ما است، قائم ما به واسطه آن همان کاری را خواهد کرد که موسی می کرد…» هم چنین از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل شده است :

«مهدی مال را سخاوتمندانه (به نیازمندان) عطا می کند و نسبت به کارگزاران خود سختگیر و نسبت به بی بضاعتها مهربان است.»

4 ـ اوضاع جهان در دوران حکومت حضرت مهدی علیه السلام

شاید بتوان بسیاری از روایات نبوی را که زمان حضرت مهدی را توصیف می کند در سه مقوله خلاصه کرد:

1 ـ روایاتی که بر نابودی ظلم و جور و برقراری عدل در سرتاسر زمین دلالت دارند؛

2 ـ روایاتی که دلالت دارند در زمان آن حضرت رفاه مادی و ثروت دنیا در اختیار همه قرار خواهد گرفت و فقیری در روی زمین باقی نخواهد ماند؛

3 ـ روایاتی نشان می دهند که حکومت آن حضرت جهان گستر خواهد بود و پس از ظهور او اسلام بر سرتاسر زمین حاکم خواهد شد.

در این جا به برخی از این روایات اشاره می کنیم: در الکافی از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل می کند که فرمود:

«مهدی از فرزندان من است، خداوند به دست او مشرق و غرب زمین را فتح خواهد کرد.»

در الملاحم و الفتن از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل می کند:

«در زمان مهدی امت من چنان از نعمتها بهره مند خواهند شد که تا آن وقت نظیر آن را ندیده اند.»

در حدیث دیگری چنین آمده است:

«مهدی همه حقوق پایمال شده را به صاحبانش بر می گرداند تا آنجا اگر در زیر دندان کسی حق فرد دیگری قرار داشته باشد، آن را می گیرد و به صاحبش بر می گردد.»

منبع :محمد صالحی؛فرهنگ جهاد ؛ بهار و تابستان 1385، شماره 43 و 44 ، صفحه 37