سپاسگزاری

نوشته‌ها

سیزده روش برای نشاط و سلامت خانواده

اگر احساس می‌کنید خانواده‌تان به اندازه کافی شاد نیست و رابطه عاطفی در خانواده‌تان کمرنگ شده است به شما پیشنهاد می‌کنیم با ما همراه باشید تا شیوه‌های شاد زیستن در کنار خانواده را بیاموزید. چند اصل وجود دارد که برای داشتن یک زندگی شاد در کنار اعضای خانواده را تضمین می‌کند. شیوه شاد زیستن در خانواده عبارتست از:

۱- زمان‌های بیشتری را برای بودن با یکدیگر بگذرانید. نه به این معنا که بیشتر در خانه باشید و اوقاتتان را پای تلویزیون و اینترنت تلف کنید! بلکه منظور، صحبت کردن، بازی کردن، نوازش کردن و برگزاری جلسات خانوادگی در جهت برنامه ریزی جمعی برای آینده است. این نوع تماس، به فرزندان احساس امنیت در محیط خانه و خانواده می‌دهد و برای والدین سرشار از حس‌های مثبت و شادی آور خواهد بود.

۲– با هم آواز بخوانید. آواز خواندن افراد خانواده در کنار یکدیگر به مثابه یک سرمایه‌گذاری پُر سود در بورس است. می‌توانید کلمات خود را بسازید و در کلمات ترانه‌هایی که با هم می‌خوانید، جایگزین کنید. همچنین با کمک یک موسیقی آرامبخش، می‌توانید در امور خانه بازدهی جمع را افزایش دهید.

۳- به دکوراسیون خانه توجه کنید. اتاق‌ها را طوری دکور و رنگ آمیزی کنید که حس شادی و انرژی را در افراد خانه ایجاد کنند. طراحی و رنگ‌ها باید طوری باشند که تنش و اضطراب ایجاد نکنند. در چنین فضایی انجام اموری مانند بازی، جلسات خانوادگی یا حتی آشپزی لذتبخش خواهد بود.خانواده

۴- ورزش جمعی را فراموش نکنید. با فرزندان خود به دوچرخه سواری بروید. اوقاتی را برای پیاده‌روی و نرمش در نزدیکترین پارک بگذرانید.

۵- عادات سالم ایجاد کنید. سعی کنید عاداتی مانند اضافه کردن نمک و شکر اضافی به غذاها را با مصرف غذاهای سالم و پر از میوه و سبزیجات، جایگزین کنید.

۶- همه را در آشپزی مشارکت دهید. یکی از راه‌هایی که می‌توانید بچه‌ها را به مصرف غذاهای سالم عادت دهید، شریک کردن آنها در تهیه غذاست. با همکاری اعضای خانواده در آماده کردن غذا، آنها را برای فعالیت مثبت و کار تیمی تشویق می‌کنید.

۷- برای رفتارهای خوب پاداش در نظر بگیرید. پاداش دادن به بچه‌ها می‌تواند انجام رفتارهای خوب را در آنها تقویت کند. گردش‌های خارج از شهر، بازدید از باغ وحش، رفتن به سینما و موارد مشابه، پاداش‌هایی خوب به حساب می‌آیند.

۸- مطالعه کتاب و شنیدن کتاب‌های صوتی را در امور هفتگی جای دهید. خواندن کتاب با صدای بلند برای بچه‌ها اثرگذار است. همچنین ترغیب آنها به نوشتن خاطرات روزانه یا داستان‌های کوتاه نیز توصیه می‌شود.

۹- با بچه‌ها پیوند یک به یک داشته باشید. والدینی که بیش از یک فرزند دارند توجه کنند که باید برای همه بچه‌ها یک زمان مساوی در روز اختصاص دهند. حتی اگر مشغله دارید، حداقل روزی ۱۰ دقیقه را با بچه‌ها بگذرانید.

۱۰- بعضی موارد مثبت روزانه را به اعمال روتین تبدیل کنید. با روی روال افتادن بعضی امور، بچه‌ها به صورت خودکار اعمالی که باید انجام دهند را می‌دانند. این مساله از بروز سوء رفتارها پیشگیری می‌کند. برای مثال سعی کنید برای بچه‌ها جا بیاندازید که زمان خواب، باید دندان‌ها را مسواک کرده و در صورت لزوم پس از شنیدن داستانی که هر شب در رختخواب برایشان می‌خوانید، به خواب روند؛ یا اموری که صبح‌ها باید انجام دهند را برایشان روتین کنید تا صبح‌ها سر وقت بیدار شوند و کارها با سرعت بیشتر و سر و صدای کمتری انجام شوند.

۱۱- قدردانی از یکدیگر را فراموش نکنید. راه‌های مختلف را برای نشان دادن ارزش و احترامی که برای یکدیگر قائلید، امتحان کنید. شادی و رفتارهای مثبت و متقابل فرزندان و والدین در این مساله بسیار موثرند.

۱۲- ابراز تاسف و ناراحتی کافی نیست. وقتی دو نفر از اعضای خانه (برای مثال خواهر و برادر) به یکدیگر یا وسایلشان صدمه می‌زنند، باید بدانند که عذرخواهی پایان قضیه نیست. برای مثال بچه‌ها باید بدانند اگر به اسباب‌بازی خواهر یا برادرشان آسیبی وارد کردند، باید به نحوی این خسارت را جبران کنند. مثلاً باید توجیه شوند که در این صورت باید اسباب بازیشان را در اختیار برادر یا خواهرشان بگذارند.

۱۳- رابطه زن و شوهری عمیق خود را به بچه‌ها نشان دهید. به آنها بفهمانید که ازدواجتان مهمترین و بهترین اتفاق زندگی بوده است. عشق و علاقه شما به همسرتان علاوه بر ایجاد خاطرات مثبت در ذهن بچه‌ها، یک الگو و مدل عالی برای زندگی آینده آنها است.

داشتن زندگی سراسر شاد و سالم، نیازمند بودن در کنار خانواده‌ای شاد است. پس حتما زمانی برای ایجاد این فضا در خانواده را به انجام روشهای یاد شده قرار دهید تا از زندگی خود، لذت ببرید.

منبع: نمناک؛ برگرفته از birtak.com

وظایف فرزندان نسبت به والدین

فرزندان در مقابل والدین خود، وظایف و مسؤولیت‌های مختلفی دارند که مهمترین آن‌ها به طور اجمال عبارتند از:

۱-احسان و نیکی به والدین

موضع «احسان و نیکی به والدین» از عظمت خاصی برخوردار است. خداوند منان، خالق همه هستی، جان آفرین والدین و فرزندان، در قرآن کریم، کلامِ حیاتبخش و تضمینگر سعادت و فلاح همه ی انسان‌های آزاده و وارسته، احسان و نیکی به والدین و رفتار محبت آمیز فرزندان با آن‌ها در چهار مورد در کنار «توحید» و «عبادت» خود ذکر کرده است و می‌فرمایند: … لا تَعبدون إلاّ الله و بالوالدین إحساناً… .(۱) «جز خداوند یگانه را پرستش نکنید، و به پدرو مادر نیکی کنید… ».
و اعبد الله و لا تُشرکوا به شیئاً و بالوالدین إحساناً… ».(۲) «و خدا را بپرستید، و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید… ».
و قضی ربُّک الاّ تعبدوا إلاّ ایّاه و بالوالدین إحساناً… .(۳) «و پروردگارت فرمان داده:جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید… ».
… إلاّ تُشرکوا به شیئاً و بالوالدین إحساناً… .(۴) «چیزی را شریک خدا قرار ندهید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید… ».
از آیات شریفه ی فوق استفاده می‌شود که تعظیم و احترام والدین لازم و واجب است.گرچه کافر باشند.زیرا کلمه ی «بالوالدین» مطابق است و مقید به «مؤمن بودن»نشده است. و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خرسندی خداوند در گرو خرسندی پدر و مادر است.و خشم خدا در گرو خشم آنان است».(۵)
و امام علی(علیه السلام) درباره ی نیکی به والدین می‌فرمایند: «به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند».(۶)
و امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «سه چیز است که همیشه باید آن‌ها را انجام داد: یکی از آن‌ها نیکی به پدرو مادر است؛ چه نیکوکار باشند چه بدکار».(۷)
بنابراین «احسان ونیکی»به پدر و مادر یعنی همواره خالصانه، ایثارگرانه، صبورانه و متواضعانه و با چهره ی گشاده و سخاوتمندانه با ایشان رفتار شود و حوائج و نیازهای آن‌ها مورد توجه قرار گیرد.

۲-نهایت احترام به والدین

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمایند: «پروردگارت فرمان داده، جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن دو، یا هر دو آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار؛ و بر آنها فریاد مزن؛ و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو.و بال‌های تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر؛ و بگو: پروردگارا!همان گونه که آن‌ها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده».(۸)
در این دو آیه خداوند رحمان و رحیم، لزوم نهایت احترام و تکریم والدین را در قالب چهار «امر»و دو «نهی» یادآور شده است که عبارتند از:
۱-لزوم احسان و نیکی به والدین.

۲-نگفتن کمترین سخن اهانت‌آمیز به آن‌ها در طول حیاتشان، خصوصاً در سن پیری آن‌ها

۳-بر سر آنها فریاد نزدن.

۴-با آن‌ها کریمانه و بزرگوارانه و با محبت سخن گفتن.

۵-نهایت فروتنی در برابر آن‌ها.

۶-طلب رحمت الهی برای آن‌ها.

و در همین رابطه امام رضا(علیه السلام)می فرمایند: «برشما باد به اطاعت از پدر و نیکی کردن به او و فروتنی و خضوع و بزرگداشت و احترام برای پدر».(۹)

۳-تشکر و سپاسگزاری از والدین

یکی از وظایف انسان، شکر منعم(نعمت‌دهنده)است و منعم حقیقی خداوند متعال است که باید او را عبادت کرد. سرّ این که خداوند سبحان، احسان به والدین را بعد از عبادت خود ذکر کرده، آن است که بفهماند پدر و مادر نیز به انسان احسان کرده‌اند و شکر آن نیز لازم است.امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: «خدای ـ عزوجلّ ـ فرمان به سپاسگزاری از خود و پدر و مادر را داده است. پس هر کس از پدر و مادرش تشکر و سپاسگزاری نکند، شکر خدا را به جا نیاورده است».(۱۰)
بنابراین هیچ کس بعد از خداوند متعال که همه ی نعمت‌ها از اوست، به انسان مانند والدین خدمت نکرده است. از این رو شکر آن‌ها و نیز احسان به آن‌ها لازم است.

۴-عظمت حق مادر و نیکی و احسان مضاعف به ایشان

خداوند حکیم در قرآن کریم می‌فرمایند: «ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است… ».(۱۱)
این آیه دلالت دارد بر این که حق مادر بزرگتر از حق پدر بر انسان است. زیرا در آغاز مسأله ی احسان به پدر و مادر را بیان نمود، سپس مادر را جداگانه ذکر کرد که فرزند را با مشقت و رنج حمل و وضع می‌کند، و این دلالت بر عظمت حق مادر می‌کند.(۱۲)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در رابطه با مقام و منزلت «مادر»می فرمایند: «بهشت، زیر گام‌های مادران است».(۱۳)

مادر کیست؟

«مادر» کسی است که امر پرورش فرزندان را در دوران حمل و پس از آن بر عهده دارد و در انجام این وظیفه بدون هیچ چشمداشت مادی و یا معنوی کوشاست. «مادر» این باغبان شکوفه‌های حیات، معناگر همه ی خوبی‌ها، سرچشمه ی محبت، اسوه ی صبوری و ایثار و منبع سخاوت و احسان، همیشه دوست می‌دارد در مدار رابطه ها، شمعِ وجودش گرمابخش حیات فرزند و روشنگر صراط او باشد.
«مادر» دوست دارد همه ی خوبی‌ها، همه ی شایستگی‌ها، همه ی زیبایی‌ها، و همه ی کمالات را در وجود فرزندان خویش تجربه نمایند. «مادر» دوست دارد آغوش گرم و پرمهرش مأمن و آرامشگاه همیشه ی فرزندان باشد. «مادر» دوست دارد همواره با دلی آرام، سری پرشور و چهره‌ای گشاده، همدم و همراه فرزندان باشد. «مادر»دوست دارد مشاور و همراز همیشه ی فرزندان در کودکی، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی آنان باشد. مراقبت‌های دوره ی کودکی، شب زنده داری‌ها و بیداری‌های او به خاطر فرزند، بدان نظر نیست که این کودک روزی رشد کند و زیر بازوی او را بگیرد. او چه بسیار از اوقات که جان خود را صرفاً به خاطر طفل به خطر می‌اندازد و جز خیر و خوشی او را نمی‌طلبد.
بر این اساس می‌توان گفت: «مادر فرشته‌ای است آسمانی که در عالم بشری با جسم عاریتی زندگی سر می‌کند و دارای تجلی و مهر و عطوفت،… و صفای ملکوتی است».

مادری چیست؟

«مادری» حالتی است که صفات عالی جمال را در پرورش فرزند می‌داند و در این راه از همه ی زمینه‌ها و امکانات شخصی گذشت می‌کند و از هر گونه آسایش و لذتی صرف نظر کرده و در طریق وصول به هدفِ حمایت از فرزند، زشت و زیبا را از هم نمی‌شناسد.
«مادری» فضیلتی است ملکوتی، ناشی از عالم قدس که در وجود انسان خاکی تجلی می‌کند و در آن صراحت و صداقت، مهر و صفا، عدل و تقوا به عالیترین وجه خود عیان می‌شود و در راه خیر و سعادت فرزند بدرقه می‌شود. به همراه نام «مادر»، فضیلت، عشق ورزی، ابراز خلوص، گذشت از مال، صرف نظر کردن از شهرت و آسایش است.
«مادری» فنی است عمیق همراه با مبانی دقیق، که زن در درون خانه دارد و روز به روز به سوی کمال و تخصص می‌رود و إعمال این تخصص بدون هیچ گونه چشمداشت است. فنی است که غفلت و اشتباه در آن موجب تباهی نسل و فساد جامعه می‌گردد و مراقبت از آن، جامعه‌ای خیرخواه و متکامل پدید می‌آورد.
«مادری»هنری است ظریف، توأم با ریزه کاری‌های بسیار که إعمال آن در طول زمان، آن را دقیق تر و تخصصی تر می‌کند و شاهکار عملی این هنر، فرزندی است نیکو پرورش یافته، عادل، نیکوکار، با تقوا، متکامل که در مسیر حق گام برمی دارد.
آری! مادری فنی است که کار او پرورش کودک، انسان سازی، تربیت و تحویل افاضل به جامعه، ساختن الگوهای اخلاق و انسانیت، ایجاد جامعه صالح فردا، در دست گرفتن هدایت و رهبری جامعه، مدیریت اجتماع و سروسامان دادن آن است و انجام دادن این برنامه از عهده ی هر عامی و جاهل برنمی آید،مگر از مادری فهیم، آگاه، لایق، شایسته، بانو، مدیر، مدبر، عفیف، پاکدامن، باتقوا،

هنرمند، مسؤول و مهربان

اسلام برای بهبود اجتماع و اصلاح شئون حیاتی جامعه، کوشش فراوانی برای اصلاح «زن» کرده و ملاک مدنیت را به او وابسته دانسته و نیز برای داشتن فرزندان صالح، که کارگردانان جامعه ی فردایند، توجه به مادرِ خوب داشته و در انتخاب او(گزینش همسر) توصیه‌های مهمی نموده است. و در مقام مقایسه زن با مرد، از نظر اسلام، او را مقام و موقعیتی کمتر از مرد نیست. زن پاک هم چون مرد پاک می‌تواند عزیز درگاه خدا باشد و پروردگار عالم به صریح آیات متعدد قرآن، پاداش هیچ یک از این دو را تباه نمی‌سازد.
بنابراین اسلام برای زن(مادر) دنیایی زیبا ایجاد کرده، دنیایی که همه ی افراد آن باید به مادر احترام و تعظیم کنند، او بانوی خانه و فردی بزرگوار می‌باشد، زیرا بخش اعظم سعادتمندی فرزندان و در نتیجه لایق بهشت شدن توسط مادر است و مادر در برابر فرزندان، محترم است و این احترام دستور مؤکد اسلام است. احترامی فراتر از احترام پدر.
از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیده شد که حق پدر چیست؟ حضرت فرمودند: «این که او را اطاعت نمایی تا زنده است». سؤال کردند: حق مادر چیست؟ حضرت فرمودند: «هیهات، هیهات، اگر به عدد ریگ‌های بیابان و قطره‌های باران در خدمت مادر بایستند، معادل با یک روزی که در شکم او بوده نخواهد بود».(۱۴)

۵-نگاه شفقت آمیز به پدر و مادر

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «نگاه کردن به چهره ی پدر و مادر عبادت است».(۱۵)و امام علی(علیه السلام) در همین رابطه می‌فرمایند: «بوسه بر پدر و مادر عبادت است».(۱۶)
و امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «چشمانت را در نگاه کردن به پدر و مادر جز به مهربانی و دلسوزی خیره مکن، و صدایت را بیشتر از صدای آنان بالا مبر، و دستت را بالاتر از دست آنان قرار مده و جلوتر از پدر و مادر گام برندار».(۱۷)

۶-پرهیز از اذیت و آزار والدین و عاق ایشان

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «نفرین و نفرین شده است کسی که پدر و مادرش را بزند، نفرین و نفرین شده است کسی که پدر و مادرش را آزار دهد».(۱۸)
و در جای دیگر می‌فرمایند: «بزرگترین گناهان، شرک به خدا و آزار دادن پدر و مادر است».(۱۹)
و در همین رابطه امام باقر(علیه السلام)می فرمایند: «آزار دهنده ی پدر و مادر وارد بهشت نمی‌شود».(۲۰)

۷-آنان را به اسم صدا نزند و جلوتر از آنان راه نرود

مردی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد، حق پدر بر فرزندش چیست؟ حضرت فرمودند: «پدرش را با اسم صدا نزند و جلو او راه نرود و قبل از او ننشیند و باعث دشنام او نشود».(۲۱)
حضرت مولای متقیان علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «به احترام پدر و معلمت از جای برخیز، اگر چه پادشاه باشی».(۲۲)
حجت الاسلام و المسلمین جمّی امام جمعه ی آبادان نقل می‌کرد: «یکبار محضر حضرت امام خمینی(ره) در جماران رسیدیم، یکی از مسؤولین مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید، پدر سالخورده اش نیز همراهش بود، وقتی که می‌خواست حضور امام(ره) برسد، خودش جلوتر از پدر حرکت کرد، پس از تشرف به خدمت امام، پدرش را معرفی کرد، امام نگاهی به آن مسؤول نمود و فرمود: «این آقا پدر شما هستند؟» عرض کرد: آری، امام فرمودند: «پس چرا جلو وی راه افتاده‌ای و وارد شدی؟»
به این ترتیب، مقام ارجمند پدری را گوشزد کرده و درس بزرگ احترام به پدر را به ما آموخت».(۲۳)

۸-بخشش به پدر و مادر

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «آیا می‌دانید چه بخششی در راه خدا برتر است؟ عرض کردند:خدا و رسولش داناترند. حضرت فرمود: بخشش فرزند به پدر و مادر».(۲۴)

۹-حفظ آبرو و حیثیت پدر و مادر

مولای متقیان علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «فرزند بد، آبرو و شرافت خانواده را از بین می‌برد و مایه ی ننگ و رسوایی پیشینیان خود می‌شود».(۲۵)

۱۰-استغفار و دعا برای والدین در زندگی و پس از مرگشان

فرقی در وجوب نیکی به والدین و دعای خیر برای آنان در حیات و مماتشان نیست؛ یعنی فرزند وظیفه دارد همیشه از درگاه پروردگار برای ایشان دعا و استغفارنماید.
از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد، آیا پس از مرگ والدین، چیزی از حقوق آن‌ها باقی است یا نه؟ حضرت فرمودند: «بلی، نماز و استغفار و دعا برای ایشان و گرامی داشتن دوستان آن‌ها و… ».(۲۶)
و نیز فرمودند: «سرور نیکان در روز قیامت، مردی است که بعد از مرگ پدر و مادرش به آنان نیکی کرده باشد».(۲۷)

حقوق والدین پس از مرگ

حقوق والدین پس از مرگشان آن است که:
۱-واجباتی که از آن‌ها در حال حیات فوت شده از قبیل حج، نماز، روزه و هم چنین اگر بدهی داشته‌اند اولاد ادا نماید.
۲-به آنچه وصیت نموده‌اند، فرزند عمل کند.
۳-آن‌ها را تا آخر عمرش نباید فراموش نماید، برایشان طلب رحمت و مغفرت کند و به نیابت از آن‌ها صدقه دهد و اعمال مستحبی را به قصد ایشان انجام دهد و تا می‌تواند برایشان خیرات بفرستد و… .

هشدار مهم!

امروزه بیش از هر زمان دیگر، والدین و فرزندان محتاج خوشایندترین نگرش‌ها نسبت به یکدیگر و صمیمی ترین و محبت آمیزترین رابطه‌ها با یکدیگرند. در این ارتباط کارگزاران فرهنگی، مدیران مدارس، مربیان تربیتی، معلمان اخلاق، دست اندرکاران برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، صاحبان فکر و اندیشه، اهل قلم و مطبوعات… همه و همه در برقراری روابط عاطفی میان والدین و فرزندان، بیشترین مسؤولیت را دارند. چرا که تقویت رابطه‌ها و غنی کردن روابط محبت آمیز میان والدین و فرزندان، بیشترین تأثیر را در کاهش تنش‌های خانوادگی و اضطراب‌های فردی به همراه دارد و زمینه ی سلامت شخصیت و بهداشت روان اعضای خانواده را فراهم آورده و تضمین کننده سلامت و سعادت تعالی جامعه است.
در دنیای امروز که شاهد گسترش روز افزون و فزاینده ی تولیدات فکری و مصنوعات فن آوری جدید در عرصه ی فرهنگی هستیم و مهاجمان فرهنگی، دل و جان و اندیشه و باور نوجوانان و جوانان ما را مورد حمله قرار داده اند،(۲۸) مؤثرترین شیوه ی مقابله با این حملات گسترده در جبهه ی فرهنگی، ایجاد مصونیت عاطفی در فرزندان و نور چشمان است و این جز با حُسنِ رابطه و پیوند عاطفی میان والدین و فرزندان مقدور نخواهد بود.
بنابراین، نصیحت‌پذیری و عمل به وصایای والدین و احترام و محبت نسبت به آنان، زمانی توسط فرزندان به درستی و کمال میسر می‌شود که از خوشایندترین تجارب و دلچسب ترین خاطرات در پیوندهای عاطفی و روابط محبت آمیز بهره مند باشند. والدینی که در طول حیات خود و در دوران و ایام اقتدار شخصیتی خویش، لحظه‌ای از حُسن رابطه و پیوند عاطفی با فرزندان خود غافل بوده‌اند و صمیمی ترین وصادقانه ترین ارتباط را با آنان داشته اند، در دوران پیری و افتادگی نیز بیش از هر زمان دیگر، مورد مهر و محبت و احترام فرزندان واقع می‌شوند و هرگز فرزندان چنین والدینی اندیشه ی اذیت و آزار و یا جدایی و طرد والدین از خانه و جای دادن آن‌ها در خانه ی سالمندان را به مخیله ی خود راه نمی‌دهند.

پی‌نوشت‌ها

۱-سوره بقره، آیه ۸۳،
۲-سوره نساء، آیه ۳۶،
۳-سوره اسراء، آیه ۲۳،
۴-سوره انعام، آیه ۱۵۱،
۵-مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۷۶، ح۱۶،
۶-همان، ج۱۵، ص۱۷۸، ح۲۱،
۷-همان، ص۱۷۹، ح۳،
۸-سوره اسراء، آیات ۲۲ و ۲۳،
۹-مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۷۶، ح۱۷،
۱۰-بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۸، ح۴۰،
۱۱-سوره احقاف، آیه ۱۵،
۱۲-هزار و یک نکته از قرآن کریم، اکبر دهقان، ص ۴۳۷، به نقل از تفسیر کبیر، ج۲۸، ص۱۴،
۱۳-مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۸۰، ح۴،
۱۴-مستدرک الوسایل، کتاب نکاح، باب۷۰، ص۶۲۸،
۱۵-همان، ج۱۵، ص۲۰۴، ح۲۵،
۱۶-مکارم الاخلاق، ب۸، ف۶، ص۲۲۰،
۱۷-مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۷۳، ح۲،
۱۸-بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۵۵، ح۲۱،
۱۹-مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۹۳، ح۱۹،
۲۰-وسایل الشیعه، ج۶، ص۳۱۷، ح۱۰،
۲۱-همان، ج۱۵، ص۲۲۰، ح۱،
۲۲-مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۰۳، ح۲۰،
۲۳-داستان دوستان، ج اول، داستان ۱۰۷، ص۱۶۱،
۲۴-مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۰۴، ح۲۶،
۲۵-غررالحکم.
۲۶-گناهان کبیره، ج۱، ص۱۳۹،
۲۷-بحارالانوار، ج۷۴، ص۸۶، ح۱۰۰،
۲۸-جهت مطالعه ی بیشتر در این زمینه می‌توانید به کتاب «تهاجم فرهنگی و شیوه‌های مقابله با آن» از همین مؤلف مراجعه نمایید.

منبع: کتاب راهنمای خانواده؛ امیر ملک محمودی

آنچه باعث مى‌شود ما شاد نباشیم

شادى، وضعیتی ضد و نقیض و دوگانه دارد: هر چه بیشتر به آن می‌رسیم، بیشتر از دستمان خارج می‌شود. اگر الان خوشحالید، این سؤال را از خودتان بپرسید: آیا فردا هم همین اندازه خوشحالم؟ قطعاً نمی‌توانید پاسخ محکم و مطمئنی را به این سؤال بدهید. اما واقعاً چرا خوشحال نیستیم؟ آیا در جاهایی دنبال شادی می‌گیردیم که نباید بگردیم؟ شادی کجاست؟ شادی در این است که هر چه می‌خواهیم به دست بیاوریم؟ بعضی‌ها معتقدند شادی مثل عاشق شدن است و خودش بک باره اتفاق می‌افتد. حتی اگر حرف این آدم‌ها درست باشد، باز هم برای شاد بودن و شادتر شدن باید کارهایی کرد و خلاصه این که شاد بودن و شاد نبودن، دست خود آدم هاست.

در سال ۲۰۰۸، کنفرانسی با نام «شادی و دلایل شادی» در سانفرانسیسکو آمریکا برگزار شد و صاحب‌نظران مختلفی از جمله دانشمدان این حیطه، روانپزشکان، روانشناسان، هنرمندان، فیلسوف‌ها و حتی راهبان بودایی هم در آن شرکت داشتند و نظریات خود را ارایه کردند. یکی از موضوعات مورد بحث در این کنفرانس، موانع شادی بود که در زیر به آنها اشاره خواهید شد:

مانع اول: تجملات زندگی

چاره اول: ساده زندگی کنید

گروهی از روانشناسان معتقدند هر چه تجمل زندگی بیشتر شود، شادی دورتر می‌شود. یکی از کارشناسان حاضر در جلسه مذکور گفت: «در خانواده ما فقط یک اتومبیل وجود دارد و هیچ کس نمی‌خواهد از این بیشتر باشد چون اگر اضافه شود، ماجراهایش هم اضافه‌تر می‌شود؛ هزینه رفت و آمد، هزینه نگهداری و زمان برای رسیدگی به آن.» مسلماً با این درگیری‌ها، آزادی فکر برای شاد بودن کمتر می‌شود. درست است که زندگی مدرن با وسایل مجهز و به روز سطح زندگی آدم‌ها را بالا برده است اما برای این موضوع، هزینه زیاد و سنگینی هم از ما گرفته است.

آدم‌ها معمولاً کیفیت زندگی و استاندارد زندگی را با هم تلفیق می‌کنند و ارتباط بین آن دو را از بین می‌برند چون کیفیت زندگی، به رضایت و شادکامی افراد از زندگی بستگی دارد و این، سوای استاندارد زندگی است. پس هر زندگی که به استاندارد خاصی رسید، الزاماً با کیفیت نیست. وقتی آدم‌ها ساده زندگی کنند، در طول روز وقت بیشتری دارند تا روی کیفیت زندگی خود متمرکز شوند و به این ترتیب شادی آنها بیشتر می‌شود.

مانع دوم: سرعت زندگی

چاره دوم: از سرعت خود بکاهید

در زندگی مدرن امروزه آدم‌ها همه در حال دو هستند و مدام می‌دوند. این دوندگی‌های دایمی، تنشی مداوم ایجاد می‌کند که روح و روان آدم‌ها را به بند می‌کشد و به همین دلیل لازم است فقط چند دقیقه در روز این دوندگی را متوقف کرده و باتری خود را دوباره شارژ کنید. این کار باعث می‌شود احساس شادی پیدا کنید. در این شارژ مجدد هر کاری می‌توان کرد که به تمایل خودتان بستگی دارد: مدیتیشن، سکوت مطلق، دعا و نیایش و… بهترین زمان برای شارژ مجدد، صبحهاست. مطمئن باشید با حذف آن، زندگی شما در توفان تنش‌ها از کنترل خارج می‌شود. اگر در طول روز کاملاً جذب کارها و امور زندگی‌تان می‌شوید و اصلاً به روح و احساستان فکر نمی‌کنید، هر روز چند دقیقه در مکانی ساکت بنشینید و ذهن‌تان را روی نفس کشیدن‌تان متمرکز کنید و هر وقت ذهن‌تان به سمت موضوعی دیگر منحرف شد، دوباره آنرا به سمت تنفس‌تان برگردانید. در این فرآیند یاد می‌گیرید آنچه را که ذهن‌تان می‌گوید مشاهده کرده و به عبارتی به حرف دل و ذهن‌تان گوش کنید.

مانع سوم: منفی‌گرایی

چاره سوم: قدرشناس‌تر باشید

زندگی فقط به فردی نمی‌گویند که پشت میله‌های آهنی گرفتار شده. اتفاقاً تحمل این زندان، راحت‌تر از زندانی است که خیلی‌ها در درون خود ایجاد کرده‌اند: زندان وابستگی‌ها، عصبانیت، افسردگی، غرور و… بعضی‌ها فکر می‌کنند این یک گزافه‌گویی است اما افکاری که حالت منفی و اجبار دارند، ماهیتی عجیب دارند: آدم‌ها ناخودآگاه دو دستی به آن می‌چسبند! این که چطور به موضوعات مختلف نگاه می‌کنید و روشی که برای تجربه دنیا انتخاب کرده‌اید ارتباطی قوی با مثبت‌اندیشی دارد. شما از طریق حس‌ها و ذهن‌تان، با دنیا تعامل برقرار می‌کنید. اگر راهی پیدا کنید تا همیشه در جریان ورودی‌های حس‌های خود قرار بگیرید، آن وقت معلوم می‌شود چگونه دنیا را تجربه می‌کنید. شاید در تفکرات و فرهنگ خیلی از ما، این که آدم‌ها عصبانی، افسرده یا منزوی باشند، عادی به نظر برسد. اما دامنه فکری آدم‌ها دست خودشان است و خودشان می‌دانند تا کجا و چگونه آن را گسترش دهند. به عنوان مثلا اگر شما باور داشته باشید، رئیس بداخلاق، پدر بی‌فکر یا مادر بی‌مسوولیت شما، علت اصلی رنج و ناراحتی‌تان است، خودتان دستهایتان را می‌بندید و احتمال دارد در این افکار مسموم مداوم، زندانیش شوید. در حالی که شادی، در این است که از افکار منفی دست کشیده و از آن خلاص شوید. وقتی بدانید که فقط خودتان می‌توانید اوضاع را تغییر دهید؛ جرأت پیدا کرده و به درون‌تان توجه کرده و مسوولیت افکارتان را به عهده می‌گیرد. موضوعاتی را که نمی‌توانید کاری برایشان انجام دهید دور بیندازید و به آنچه تغییریافتنی است، فکر کنید. برای مقابله با منفی‌گرایی و افزایش شادی؛ اولین گام، تمرین قدرشناسی و سپاسگزاری است. آدم‌ها یک نقطه تنظیم خاصی برای شادی دارند که تحت تأثیر ژنتیکی هم هست. آدم‌هایی که قدرشناسی و سپاسگزاری را تمرین می‌کنند، این نقطه تنظیم را تا ۲۵ درصد بالاتر می‌برند و خوش‌بین‌تر هستند.

مانع چهارم: ناامیدى

چاره چهارم: با امید زندگی کنید

هیچ مدرکی نشان نداده است که جایی، امید، به ضرر آدمیزاد تمام شده باشد. این جمله‌ای است که دکتر فلدمن، پروفسور مشاوره روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید. او معتقد است امید به طرز عجیبی باعث افزایش شادی مردم می‌شود. البته امید واهی اصلاً توصیه نمی‌شود. مثلاً وقتی عزیزی را به مراحل نهایی یکی بیماری صعب‌العلاج است، انکار مرگ عن قریب او امیدواری محسوب نمی‌شود. دکتر فلدمن معتقد است سه جزء ضروری برای پرورش امید وجود دارد: داشتن هدف، برنامه‌ریزی و انگیزه برای دستیابی به هدف. افراد موفق هیچ وقت خودشان را سرزنش نکرده‌اند بلکه با رسیدن به هر مانع از خود پرسیده‌اند: حالا چه باید کرد؟ این افراد، تحمل بالایی در مواجهه با درد و رنج دارند و از رفتارهای سالم و پیشرفت‌دهنده استفاده می‌کنند. به این دلیل احتمال افسردگی، اضطراب و بیماری قلبی در آنها کم است. توصیه می‌شود هدفمند باشید و حتی در راه رسیدن به هدف، آرزو و تخیلات خود را هم پرورش دهید چون شما را به شادی نزدیک‌تر می‌کند.

مانع پیجم: اندوه سرکوب گر

چاره پنجم: واقعیت را لمس کنید

داشتن دیدگاهی مثبت نسبت به زندگی، به این معنا نیست که هیچ وقت به خودتان اجازه ناراحت و اندوهگین شدن ندهید. حتی طبق نظر دکتر جیمز دوت، مجری مرکز آموزشی تحقیقاتی نوع دوستی و بشردوستی، دانشگاه استانفورد، اگر والدین سعی کنند که اصلاً امید فرزندانشان با به هم نزنند و یا نگذارند هیچ غم و غصه‌ای به فرزندشان وارد شود، در اصل تأثیر معکوسی گذاشته و نتیجه عکس به دست می‌آورند. به نظر او، بعضی رنج‌ها و ناراحتی‌هاست که از انسان، فردی کامل می‌سازد و به او فرصت می‌دهد با شرایط مختلف آشنا و مأنوس شده و در زندگی حرکتی رو به جلو داشته باشاد. دکتر دوتی از تجربیات شخصی خود می‌گوید او پدری الکلی و مادری معلول داشته است و مدت زیادی از دوران جوانی‌اش را در مؤسسات بهزیستی گذرانده است ولی با این وجود، مدارج علمی را گذرانده و فرد موفق و مثبت در جامعه تلقی می‌شود. دکتر دیوید اشپیگل، مدیر طبی مرکز پزشکی اجتماعی دانشگاه استانفورد معتقد است شادی، معادل نبودن غم و انده نیست. بعضی‌ها به شادی‌های ساختگی دلخوش کرده‌اند که اصلاً خوب نیست. از طرف دیگر با داشتن و پروراندن غم و اندوه سرکوب‌گر، شما ناخودآگاه دیگران را هم سرکوب می‌کنید. احساسات و عواطف مثبت را در آنها خاموش نگه می‌دارید. وقتی با دیدگاه منفی، دائما اندوه را در دل و ذهن خود راه می‌دهید، عواطف مثبت به تدریج از شما دور شده و راه برای ورود اضطراب و افسردگی باز می‌ماند. دکتر اشپیگل معتقد است وقتی راه خروجی برای غم و اندوه و درماندگی پیدا می‌کنید، تا حدی می‌توانید روی خود کنترل داشته باشید. با تخلیه مناسب غم و اندوه می‌توان اضطراب و افسردگی که سراسر وجود را فرا گرفته به احساساتی هدفمند تبدیل کرد و بعد راه حل‌های ویژه‌ای برای علت آنها پیدا کرد.

مانع ششم: خودمحوری

چاره ششم: با دیگران مهربان‌تر باشید.

شبکه‌های اجتماعی چه قدر در شادی شما نقش دارند؟ شاید باور نکنید که اهمیت آنها بیش از آن است که فکرش را بکنید. در مطالعه‌ای ۲۰ ساله روی بیش از ۴۰۰۰ نفر مشخص شد شادی شما نه فقط روی دوستان نزدیک بلکه روی دوستان دوستانتان هم تأثیر می‌گذارد. بنابراین شادی مثل یک ویروس می‌تواند از طریق شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا کند. متأسفانه بسیاری از مردم در دنیای مدرن و شلوغ امروز، وقت زیادی را به تنهایی می‌گذرانند و به همین دلیل با محدود شدن روابط و شبکه‌های اجتماعی، خودشان را از این جریان مسری مثبت، محروم می‌کنند. هر چه خودمحورتر و منزوی‌تر باشید، دنیای شما کوچک‌تر می‌شود؛ واقع بینی شما کمتر شده و تمام این مسایل یک حلقه معیوب ایجاد می‌کند. با این رویه نسبت به نیاز سایرین بی‌توجه و فراموشکار می‌شوید. دنیای شما کوچک‌تر و کوچک‌تر شده و نمی‌توانید بیرون از وجود خودتان را ببینید. در عوض، با استفاده از یک عدسی با زوایای گسترده، ارتباطاتی را که قبلاً نمی‌دیدید به راحتی حس می‌کنید و متوجه می‌شوید که دیگران هم مثل شما خوشبختی و بدبختی‌های متعدد دارند و به عبارتی فقط شما نیستید که از مشکلات رنج می‌برید بلکه رنج و اندوه موضوعی است که برای تمام جهانیان وجود دارد. با این ارتباطات است که متوجه می‌شوید چالش و فراز و نشیب در زندگی همه وجود دارد.

بنابراین ملحق شدن به سایرین در این سفر طول و دراز و پر از فراز و نشیب، تا حدی برایتان آرامش و شادی به همراه می‌آو.رد. بهترین راه مستقیم برای برقراری ارتباط با سایرین، مهربانی، شفقت و توجه به سایر انسانهاست. طبق نظر دکتر روبرت ساپولکسی، مؤلف کتاب «چرا گورخرها زخم نمی‌گیرند؟» و تحقیقات مربوط به مؤسسه و موزه ملی چهارپایان در کنیا، حتی چهارپایان و پستانداران هم این موضوع را می‌دانند که روابط اجتماعی ضروری و شادی آفرین است. تحقیقات نشان می‌دهد بعد از یک حادثه یا تجربه پر تنش، چارپایان همدیگر را تیمار می‌کنند و نکته قابل توجه در این تحقیق این است که تیمار کردن سایر چارپایان روی چارپایی که دارد تیمار می‌کند، تأثیر بیشتری دارد. رحم و مهربانی، ما را به دیگران ملحق می‌کند؛ انزوا را از ما دور کرده، انعطاف‌پذیری را در ما افزایش داده و رضایت عمیق درونی را در ما به وجود می‌آورد. بدون دلسوزی، رحم و شفقت و غمخواری دیگران، شادی در اصل، یک لذت زودگذر و کوتاه‌مدت است. شادی هر فرد و دیگران، تنها در گروی رحم و شفقت است و هیچ راه دیگری وجود ندارد.

مترجم: فرشته آل علی

منبع: روزنامه سلامت؛ شماره ۲۲۵

نیکى به پدر و مادر و خانواده

نیکی به پدر و مادر، وظیفه‌ای اخلاقی است که در واجب بودن شکر منعم ریشه دارد. انسان فطرتا شاکر و سپاسگزار کسی است که به او نیکی کرده است.

سپاسگزاری از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و کسی که به پدر و مادر خود نیکی می‌کند، از فطرت خود پاسداری کرده است. اهمیت سپاسگزاری از پدر و مادر، چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزاری از خود، شکر پدر و مادر را آورده است:
و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر؛(۱)

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به هنگام بارداری او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد آری او را سفارش کردیم که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت همه به سوی من است.

و همان طور که کسی نمی‌تواند شکر پروردگار به جای آورد، شکرگزاری از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حد محال است.

از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است:
لن یجزی ولد عن والده حتی یجده مملوکا فیشتریه و یعتقه؛(۲)
هرگز فرزندی پاداش پدرش را ادا نمی‌کند، مگر آن که پدر مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.

و نیز از ایشان روایت شده است:
بر الوالدین افضل من الصلوه و الصوم و الحج و العمره و الجهاد فی سبیل اللَّه؛(۳)
نیکی به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.

نیکی به پدر و مادر چنان اهمیتی دارد که حتی پدر و مادری که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم کرده‌اند، باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکی کند.(۴)

مادر حق ویژه‌ای دارد و نیکی به او مقدم است. امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
شخصی نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و پرسید: ‌ای پیامبر! به چه کسی نیکی کنم؟
فرمودند: مادرت
پرسید: سپس به چه کسی؟
فرمودند: به مادرت.
باز پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمودند: به مادرت،
دوباره پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمودند: به پدرت.(۵)

وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر

خداوند در قرآن کریم، نیکی به پدر و مادر را وظیفه‌ای واجب معرفی فرموده است؛ وظیفه‌ای که پس از توحید در پرستش ذکر شده است:
و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما؛(۶)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید؛ اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی اف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.
مطابق این آیه به پدر و مادر امری واجب وکوچک ترین بی‌احترامی به آنان ممنوع است. این وجوب و ممنوعیت چنان که گفتیم پس از بیان وجوب یگانه پرستی ذکر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.
اهانت و بی‌احترامی نسبت به والدین به هیچ روی پذیرفته نیست؛ حتی کوچکترین رفتار یا گفتاری که موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است.
امام رضا(علیه السلام) فرمودند: اگر لفظی کوتاه‌تر و سبک‌تر از اف وجود داشت خداوند آن را در آیه ذکر می‌فرمود.(۷)

و در روایت دیگری آمده است که مقصود از اف کمترین ازار است و اگر کلمه‌ای وجود داشت که بر آزاری کوچکتر دلالت می‌کرد، خداوند از آن نهی می‌فرمود.(۸)

روایات بسیاری در نهی از آزار پدر و مادر آمده است:

امام باقر(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده اند:
ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد من مسیره الف سنه و لا یجدها عاق…(۹)
از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوی بهشت از هزار سال فاصله بوییده می‌شود، ولی آزار دهنده پدر و مادر آن را نمی‌یابد.
آزار والدین حتی اگر آنان ظالم باشند جایز نیست. امام صادق(علیه السلام) فرمود:
من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل اللَّه تعالی له صلوه؛(۱۰)
کسی که به پدر و مادرش به حالت دشمنی و تنفر نگاه کند، خداوند نمازش را نمی‌پذیرد.

فروتنی در برابر والدین 

فروتنی در برابر پدر و مادر از سر مهربانی، سفارش خدا و مصداقی از نیکی به پدر و مادر است و نشانه‌ای از روح شکرگزاری به شمار می‌رود:
و احفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب رحمهما کما ربیانی صغیرا؛(۱۱)
دو بال فروتنی خویش را از سر مهربانی در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خردی پروردند.
از این بخش از آیه که فرمود: «و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا» می‌توان دریافت که طلب رحمت و بخشایش برای والدین نیز ریشه در احساس شکرگزاری انسان دارد.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدک فوق ایدیهما، و لا تقدم قدمهما؛(۱۲)
چشمانت را جز به مهربانی و نرمی به آنان مدوز و صدایت را از صدای آنان بلندتر مکن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشی مگیر.

وظیفه فرزند پس از درگذشت والدین

فرزند حتی پس از آن که پدر و مادرش از دنیا می‌روند. همچنان وظیفه‌ای اخلاقی دارد. او باید برای آنان نماز بگزارد و از خداوند برایشان درخواست رحمت و مغفرت کند. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است:
ان العبد لیکون باراً بوالدیه فی حیاتهما ثم یموتان فلا یقصی عنهما دینهما و لا یستغفر لهما فیکتبه اللَّه عاقاً و انه لیکون عاقا لهما فی حیاتهما غیر بار بهما فاذا ما تا قضی دینهما و استغفر لهما فیکتبه اللَّه باراً؛(۱۳)
هر آینه کسی که نسبت به پدر و مادر خود نیکوکار بوده پس از مرگ آنها دین آنان را ادا نمی‌کند و برای آنان استغفار نمی‌نماید پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار می‌دهد. و بسا که کسی آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حیاتشان به آنان نیکی نمی‌کرده است ولی پس از مرگ آنها دین آنها را ادا کرده و برایشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نیکی کنندگان به والدین قرار می‌دهد.
از این روایت فهمیده می‌شود که اولا: وظیفه سپاسگزاری از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمی‌یابد و دیگر این که خداوند راه را برای جبران کوتاهی‌های فرزند خطا کار باز گزارده است.

خواهر و برادر 

رابطه میان فرزندان یک خانواده، رابطه‌ای حساس است. عاطفه‌ای که میان والدین و فرزندان وجود دارد در رابطه خواهری و برادری رقیق‌تر می‌شود. از طرف دیگر خواهران و برادران با یکدیگر به اندازه‌ای که پدر و مادر با فرزندان مدارا می‌کنند، مدارا نمی‌نمایند؛ به همین دلیل اصطکاک و برخورد سلیقه‌ها و اراده‌ها میان آنان بیشتر است.
فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدریج آماده ظاهر شدن در جامعه می‌شوند؛ آنها روابطی را برقرار می‌کنند که عواطف شدیدی همچون رابطه والدین و فرزندان در آنها نیست. کودک در رابطه با پدر و مادر خود بسیاری از مشکلات این رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر می‌گذراند و به سبب اعتمادی که به آنها دارد قادربه ایجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جایی که چنین اعتمادی نیست و چنان محبتی هم وجود ندارد طرف مقابل گذشت کمتری می‌کند و برای ایجاد ارتباط تشخیص درست انسان‌های صالح و درستکار از بدکاران را ضروری است. اگر کودک از کنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضایی که محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است به فضایی منتقل می‌شود که این دو عنصر بسیار کمتر است این انتقال دفعی او را با مشکلاتی در برقراری رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ایجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد حالت میانه‌ای را تجربه می‌کند که متوسط رابطه والدین و فرزند و رابطه عمومی شهروندان است. بنابراین رابطه خواهری و برادری بسیار اهمیت دارد. تجربه نیز نشان می‌دهد که فرزندان خانواده‌های تک فرزند به اندازه کسانی که خواهر و برادر داشته مهارت برقراری رابطه با همسالان و همکاران را ندارند.
به میزانی که رابطه اعتماد و محبت میان خواهران و برادران کمتر از اعتماد و محبت میان والدین و فرزندان است، حقوق آنان نیز بر یکدیگر کمتر است. در عین حال خواهران و برادران حقوق زیادی نسبت به یکدیگر دارند و وظایف اخلاقی آنان بسیار با اهمیت است. رعایت حقوق خواهران و برادران رابطه عاطفی آنان را تقویت می‌کند و تقویت این رابطه در واقع نیکی به پدر و مادر است؛ زیرا والدین همواره دوست دارند فرزندانشان رابطه‌ای محبت آمیز با هم داشته باشند و اگر این خواسته خود را برآورده ببینند، خشنود خواهند شد.
برای آشنایی با حق خواهران و برادران به رساله الحقوق امام زین العابدین(علیه السلام) رجوع می‌کنیم:
و اما حق اخیک فتعلم انه یدک التی تبسطها و ظهرک الذی تلتجی الیه و عزک الذی تعتمد علیه و قوتک التی تصول بها فلا تتخذه سلاحا علی معصیه اللَّه و لا عده لظلم بحق اللَّه و لا تدع نصرته علی نفسه و معونته علی عدوه و الحول بینه و بین شیاطینه و تأدیه النصیحه و الاقبال علیه فی اللَّه، فان انقاد لربه و احسن الاجابه له و الا فلیکن اللَّه آثر عندک و اکرم علیک منه؛(۱۴)

و اما حق برادر تو این است که بدانی که او برایت چون دستی است که می‌گشایی و پشتوانه‌ای است که به آن پناه می‌بری و عزتی است که به آن تکیه می‌کنی و نیرویی است که به وسیله آن چیرگی می‌یابی. پس او را وسیله‌ای برای معصیت خدا و کمکی برای ستم به حق خداوند مگیر و در یاری او کوتاهی مکن و او را در برابر دشمنش یاری کن و میان او و شیاطینش فاصله انداز و او را نصیحت کن و در راه خدا به او روی آور. پس اگر مطیع فرمانبر پروردگارش بود با او باش و گرنه باید که خداوند در نزد تو محبوب تر و بزرگ تر از او باشد.
از این جملات در می‌یابیم که در نسبت برادری اصل بر آن است که برادران دو وظیفه را نسبت به هم انجام می‌دهند:
۱ – یار و حامی یکدیگر باشند.
۲ – در راه خدا ناصح و خیر خواه یکدیگر باشند.
این دو وظیفه، یکدیگر را تکمیل می‌کنند و هیچ یک بدون دیگری وظایف برادری را کامل نمی‌کند به نظر می‌رسد رابطه خونی و عاطفی برادری تا اندازه بسیار موجب حمایت برادران از یکدیگر می‌شود ولی اگر این حمایت توأم با بصیرت نسبت به اهداف زندگی نباشد به حمایت‌های ناروا و ظالمانه می‌انجامد برای پیشگیری از این گونه حمایت‌های ناروا لازم است فقط از کسی که هدف اخلاقی و الهی را تعقیب می‌کند حمایت شود و اگر کسی در مسیر ناصواب حرکت می‌کند. از آن راه باز داشته و نصیحت شود. توجه به حق بودن یا نبودن آن چه مورد حمایت واقع می‌شود، حمایت کننده و حمایت شونده را از گناه و ظلم باز می‌دارد. هر گاه برادری در مسیر مخالف خدا گام زند وظیفه برادران او نصیحت کردن است و چون در طریق الهی حرکت کند وظیفه برادران حمایت از اوست.
اگر حمایت و نصیحت با هم جمع شوند، مصداق حقیقی نیکی کردن پدید می‌آید. نیکی حقیقی به پدر و مادر نیز باید ترکیبی از این دو باشد؛ با این تفاوت که پدر و مادر حتی اگر نصیحت پذیر نباشند باز هم باید از آزردن و جدایی از آنها پرهیز کرد، ولی رابطه برادری و خواهری این گونه نیست.
از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است:
بر امک و اباک و اختک و اخاک ثم ادناک فادناک؛(۱۵)
به مادر و پدر و خواهر و برادرت نیکی کن، سپس به خویشاوندان نزدیک و آن گاه به خویشان دور نیکی کن.

صله رحم

پس از اعضای اصلی هر خانواده خویشاوندان قرار دارند. رابطه خویشاوندانی که رابطه‌ای خونی و مادری(رحم) دارند، ادامه روابط خانوادگی خواهران و برادران است. داشتن رابطه و احترام به خاله دایی و نزدیکان مادر که مادر روزی با آنان در یک خانه زندگی کرده و رابطه‌ای عاطفی با آنان دارد و هنوز خواستار ادامه رابطه با آنهاست احترام به خواسته مادر تلقی می‌شود. در مورد عمه و عمو نیز همین مسئله صادق است؛ احترام به آنان و حفظ و ادامه رابطه عاطفی با آنها نیز، در واقع احترام به خواسته پدر است.
در روابط خویشاوندی نیز محبت میان طرفین شدید است ولی به اندازه محبت میان والدین و فرزندان نیست. حفظ پیوند عاطفی و محبت آمیز میان خویشاوندان محافظت از مهربانی در گستره‌ای وسیع است. خویشاوندی در حقیقت زمینه روحی و عاطفی مناسب برای نیکی کردن به دیگران است.
پیوند با ارحام موجب می‌شود برخی شئون مربوط به ارحام را شأنی از خود تلقی کنیم و نیکی به آنان را نیکی به خود بدانیم. این ویژگی رابطه خویشاوندی انگیزه نیکی کردن را افزایش می‌دهد و توفیق عمل صالح را بیشتر می‌سازد. و عمل صالح بیشتر موجب نزدیک شدن انسان به هدف زندگی است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند که خداوند فرمود:

انا الرحمن و هذه الرحم، شققت لها اسماً من اسمی فمن وصلها وصلته و من قطعها بتته؛(۱۶)؛ من الرحمن هستیم و اینان رحم از نام خود نامی برایشان جدا کردم، پس کسی که به رحم بپیوندد به او می‌پیوندم و کسی که از رحم بگسلد از او بگسلم.
رحم مادران، مایه پیوند مهرآمیز آدمیان است و این رحمت و مهربانی میان خویشاوندان را خداوند قرار داده است؛ همان گونه که رحمت میان مؤمنان را به رحمت خویش پدید آورد. خداوند همه انسان‌ها را از یک پدر و مادر آفرید؛ آدمیان همه خویشاوند هستند و اگر به این موضوع اندیشه کنند مهربانی میان آنان بیشتر خواهد بود:
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساءاً و اتقوا اللَّه الذی تساءلون به و الارحام ان اللَّه کان علیکم رقیباً؛(۱۷)

‌ای مردم! از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را نیز از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد پروا دارید، و از خدایی که به نام او از همدیگر درخواست می‌کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید که خدا همواره بر شما نگهبان است.
اولیاء خدا حتی جنگ با گمراهان را برای بسط توحید و از سر مهربانی به انسان‌ها انجام داده اند.
به هر حال رحمت طبیعی میان ارحام، راه پیوندهای انسانی را هموارتر می‌کند و کسی که از ارحام خود بگسلد، به گسستن از بیگانگان نزدیکتر است و از همین روست که قطع رحم نکوهش شده است.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
اتقوا الحالقه فانها تمیت الرجال، قلت: و ماالحالقه؟ قال: قطیعه الرحم؛(۱۸)
از حالقه بپرهیزید که مردان را می‌میراند. شخصی پرسید: حالقه چیست؟ امام پاسخ دادند: گسستن از خویشاوندان.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خطبه‌ای چنین فرمودند:
اعوذباللَّه من الذنوب التی تعجل الفناء؛
از گناهانی که نابودی را زود هنگام می‌کنند به خدا پناه می‌برم. شخصی پرسید: مگر گناهی هست که نابودی زودرس آورد؟ ایشان فرمودند: نعم و یلک قطیعه الرحم؛
آری، وای بر تو، بریدن از خویشاوندان. سپس فرمودند:
ان اهل البیت لیجتمعون و یتواسون و هم فجره فیرزقهم اللَّه جل و عز، و ان اهل البیت لیتفرقون و یقطع بعضهم بعضا فیحرمهم اللَّه و هم اتقیاء(۱۹)
بسا خویشاوندانی که گناهکارند و لی با هم اجتماع و تواسی می‌کنند، پس خداوند بزرگ عزیز آنان را روزی می‌دهد، و بسا خویشاوندان پرهیزکاری که از یکدیگر دوری می‌کنند و از هم می‌گسلند، پس خداوند آنان را محروم می‌سازد.
هر چه بریدن از خویشاوندان نکوهیده و دارای آثار سوء است، صله رحم ستوده و مبارک است:

ان افضل ما توسل به المتوسلون الی اللَّه سبحانه الایمان… و صله الرحم فانها مثراه فی المال؛(۲۰)؛ همانا بهترین چیز که نزدیکی خواهان به خداوند به آن دست یازیده اند ایمان… و پیوند با خویشان است که مال را افزون سازد و اجل را واپس اندازد.
و نیز فرمود: فرض اللَّه الایمان تطهیرا من الشرک… و صله الرحم منماه للعدد؛(۲۱)؛ خدا ایمان را واجب کرد تا موجب پاکی از شرک باشد… و پیوند با خویشان را واجب کرد تا سبب رشد و فراوانی عدد گردد.

امام سجاد(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت فرمود:
من سره ان یمداللَّه فی عمره، و ان یبسط له فی رزقه فلیصل رحمه؛(۲۲)
کسی که خوش دارد خدا عمرش را دراز کند و روزیش را گشاده سازد پس به خویشاوندانش بپیوندد.

آثار صله رحم در برکات دنیای خلاصه نمی‌شود، بلکه با جلوگیری از گناه آخرت را نیز آباد می‌کند:

امام صادق(علیه السلام) فرمود:
ان صله الرحم و البر لیهونان الحساب و یعصمان من الذنوب فصلوا ارحاکم و بروا باخوانکم و لو بحسن السلام و رد الجواب؛(۲۳)

پیوند با خویشاوندان و نیکوکاری، حساب آخرت را آسان می‌کند و از گناهان باز می‌دارد. پس به خویشان خود بپیوندید و به برداران خود نیکی کنید، حتی اگر به نیکی سلام و دادن جواب باشد.

پی‌نوشت‌ها

(۱) – لقمان، ۱۴.

(۲) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴.

(۳) – همان.

(۴) – همان، ص ۴۴۲، ۴۴۱.

(۵) – همان، ص ۴۳۹.

(۶) – اسراء، ۲۳.

(۷) – اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۱، حدیث ۷.

(۸) – مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۳۱.

(۹) – همان، ص ۴۴۲.

(۱۰) – همان.

(۱۱) – اسراء، ۲۴.

(۱۲) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۸.

(۱۳) – همان، ص ۴۴۱.

(۱۴) – تحف العقول، رساله الحقوق، ص ۲۶۴.

(۱۵) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۵.

(۱۶) – همان، ص ۴۲۸.

(۱۷) – نساء، ۱.

(۱۸) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۱.

(۱۹) – همان، ص ۴۳۲.

(۲۰) – نهج البلاغه، الخطبه ۱۱۰.

(۲۱) – همان، قصار الحکم، ۲۵۲.

(۲۲) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۲.

(۲۳) – همان، ج ۳، ص ۴۳۳.

«اُف هم مگو»!

نیکى به پدر و مادر، وظیفه‏‌اى اخلاقى است. انسان فطرتاً شاکر و سپاسگزار کسى است که به او نیکى کرده است.

سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و کسى که به پدر و مادر خود نیکى مى‏‌کند، از فطرت خود پاسدارى کرده است. اهمیت سپاسگزارى از پدر و مادر چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزارى از خود، شکر پدر و مادر را آورده است: و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى حمل کرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال سفارش کردیم که شکرگزار خدا و پدر و مادرت باش که بازگشت همه به سوى خداست. و همان طور که کسى نمى‏‌تواند شکر پروردگار را به جاى آورد، شکرگزارى از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حد محال است.

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏‌کند، مگر آن که پدر، مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد. و نیز از ایشان روایت شده است: نیکى به پدر و مادر، برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست. نیکى به پدر و مادر چنان اهمیتى دارد که حتى پدر و مادرى که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم کرده‏‌اند، باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکى کند. مادر حق ویژه‌‏اى دارد و نیکى به او مقدم است.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شخصى نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و پرسید: ‌اى پیامبر! به چه کسى نیکى کنم؟ فرمودند: مادرت. پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به پدرت. وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر، خداوند در قرآن کریم نیکى به پدر و مادر را وظیفه‌اى واجب معرفى فرموده است؛ وظیفه‌اى که پس از توحید در پرستش ذکر شده است: پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید؛ اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى “اُف” مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى. مطابق این آیه به پدر و مادر امرى واجب و کوچکترین بى‌احترامى به آنان ممنوع است. این وجوب و ممنوعیت چنان که گفتیم پس از بیان وجوب یگانه پرستى ذکر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.

اهانت و بى‌احترامى نسبت به والدین به هیچ روى پذیرفته نیست؛ حتى کوچکترین رفتار یا گفتارى که موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است.

امام رضا(علیه السلام) فرمودند: اگر لفظى کوتاه‌تر و سبک‌تر از اُف وجود داشت خداوند آن را در آیه ذکر مى ‏فرمود. و در روایت دیگرى آمده است که مقصود از اُف کمترین آزار است و اگر کلمه‌اى وجود داشت که بر آزارى کوچکتر دلالت مى‏‌کرد، خداوند از آن نهى مى ‏فرمود روایات بسیارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است.

امام باقر(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده‏‌اند: از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوییده مى‌شود، ولى آزاردهنده پدر و مادر آن را نمى‌یابد. آزار والدین حتى اگر آنان ظالم باشند جایز نیست.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسى که به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه کند خداوند نمازش را نمى‏‌پذیرد. فروتنى در برابر والدین فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نیکى به پدر و مادر است و نشانه‏‌اى از روح شکرگزارى به شمار مى‏‌رود: دو بال فروتنى خویش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خردى پروردند. از این بخش از آیه که فرمود دریافت که طلب رحمت و بخشایش براى والدین نیز ریشه در احساس شکرگزارى انسان دارد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدایت را از صداى آنان بلندتر مکن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشى مگیر.

منبع: سروش

سپاسگزارى از والدین

قدرشناسى از ولى نعمت، امرى فطرى و طبیعى است و هر انسان طبیعتاً از افرادى که به او احسان نموده و یا خدمت کرده‌اند تقدیر و سپاس به عمل مى‏‌آورد. جایگاه پدر و مادر در این مقام بس عظیم و ارزشمند است. خداوند متعال از همان روز نخست که انسان را آفرید و از حضرت آدم و حوا نسل بشر تداوم یافت به توسط پیامبران، مقام و منزلت والدین را بیان کرده و سپاس از زحمات بى‏دریغ آنان را به فرزندان گوش زد فرمود. قرآن کریم در برخى از آیات وحیانى خویش به این مهم تصریح و عالى‏‌ترین آموزش اخلاقى را که در حقیقت کامل ترین منشور حقوق بشر مى‌‏باشد به جهانیان عرضه نموده است.

خداوند متعال در این آیات حیاتبخش سپاس از پدر و مادر را در کنار سپاسگزارى و پرستش از ذات خویش بیان داشته مى‏‌فرماید: «و اذ اخذنا میثاق بنى اسرائیل لاتعبدون الّا اللّه و بالوالدین احساناً؛(۱) از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر نیکى و احسان نمائید». هم چنین حضرت یحیى را به خاطر رعایت حقوق والدین ستوده و اعلام مى‏‌دارد که: «و برّاً بوالدیه و لم یکن جبّاراً عصیا؛(۲) او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار و خوشرفتار بود و هرگز نافرمان و متمرد نبود». قرآن از زبان حضرت عیسى بن مریم(علیهاالسلام) مى‏‌گوید: «و برّاً بوالدتى و لم یجعلنى جبّاراً شقیّاً؛(۳)خداوند مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبار و شقى نگردانید». و در نهایت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز چون از نعمت پدر و مادر محروم بود آرزو مى‏‌کرد که اگر پدر و مادرش زنده بودند به آنان خدمت کرده و رضایت‏شان را جلب کند.(۴)
با توجه به اهمیت این آموزه قرآنى و تأثیر آن در سالم سازى جامعه، آرامش روانى خانواده‏ ها، حل اختلافات میان والدین و فرزندان و حاکم شدن مهر و صفا و صمیمت در بین آنان، در این نوشتار، وظائف فرزندان در اداى حقوق والدین را در کلمات پیشواى ششم(علیه السلام) بررسى و به مخاطبان گرامى تقدیم مى‌‏داریم.

سپاس از والدین، جلوه‌اى از معرفت حق

‏ امام صادق(علیه السلام) مى‏‌فرماید: نیکى به پدر و مادر از معرفت عمیق شخص به پروردگارش سرچشمه مى‏‌گیرد، زیرا هیچ عبادتى در رساندن یک فرزند به رضایت خداوند متعال، سریع تر و نزدیکتر از نیکى به پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا نیست. چون که حقوق والدین از حق خدا ناشى مى‏‌شود به شرطى که پدر و مادر در راه دین خدا و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) باشند.
چنین پدر و مادرى هیچ‏گاه فرزندشان را از راه خیر به سوى شرّ و از طاعت به سوى عصیان دعوت نمى‏‌کنند، پس در معاشرت با آنان مدارا و ملایمت کن! اذیت و ناراحتى‏ هاى آنان را تحمّل نما! هم چنان که آنان آزار و اذیت تو را در دوران کودکى به جان خریدند. و در خوراک و پوشاک هم چنان که به تو وسعت داده تو هم آنان را در مضیقه قرار مده! چهره ‏ات را از آنان بر مگردان، صدایت را از صداى آنان بالاتر مبر! که این حقیقت تعظیم خداست. و با آنان نیکو سخن بگو و نرم و لطیف باش، همانا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‏‌کند! «انّ اللّه لایضیع اجر المحسنین»(۵) خطاب با کلمات دلپذیر از نکات مهمى که جوانان باید در مورد پدر و مادرشان رعایت کنند لحن خطاب و استفاده از کلمات دلپذیر و دوست داشتنى است. رعایت این نکته تأثیر بسزائى در استحکام روابط والدین و فرزندان مى‏‌تواند داشته باشد.

فرزندان با این شیوه، نه تنها در دل والدین جا باز مى‏‌کنند و محبت افزون‏ ترى بدست مى‏‌آورند، بلکه خشنودى خداوند متعال را نیز کسب خواهند کرد. روایتى جذّاب و قابل توجه از ارتباط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با دختر گرام ى‏اش حضرت فاطمه (سلام الله علیها) گویاترین سند این ادعاست. امام صادق (علیه السلام) به نقل از حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) مى‌‏فرماید: هنگامى که آیه «لاتجعلوا دعا الرّسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً؛(۶)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را در هنگام خطاب مانند خودتان صدا نکنید و نام نبرید( او را یا رسول اللّه خطاب کنید) نازل شد من بیم داشتم که در خطاب به رسول خدا بگویم: «اى پدر». بلکه مى‏‌گفتم: یا رسول اللّه! دو سه بار آن حضرت چیزى به من نگفت، امّا یکبار به من رو کرده و فرمود: اى فاطمه! آن آیه در مورد تو نازل نشده و در مورد خانواده و نسل تو نیز نازل نشده، تو از منى و من از توأم؛ آن آیه براى جفاکاران و درشت خویان قریش که اهل گردن کشى و تک برند نازل شده است. دلم مى‏‌خواهد تو همچنان مرا «اى پدر» خطاب کنى، این گونه صدا کردن دل را زنده‏ تر مى‏‌دارد و خداوند را خشنودتر مى‏‌سازد».(۷)

قرآن و حقوق والدین

ابى ولّاد حنّاط مى‌گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که در تفسیر آیه «و بالوالدین احساناً؛(۸)فرمود: احسان به پدر و مادر سخن گفتن نیکو و دلنشین با پدر و مادر است همچنین فرزندان باید تلاش کنند تا والدین مجبور نشوند آنچه را که لازم دارند یا دلشان مى‏‌خواهد به زبان بیاورند و با ترس و شرم از آنان بخواهند بلکه باید قبل از درخواست والدین نیازهاى آنان را برطرف کرد. آیا خداوند نفرموده است که: «لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون؛(۹) هرگز به مقام نیکان و ابرار نمى‏‌رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید احسان کنید».

آنگاه امام در ادامه تفسیر آیه افزود: این که خداوند مى‌‏فرماید: «امّا یبلغنّ عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما افٍّ و لا تنهرهما؛ هرگاه یکى از آن دو یا هر دوى آنها به سن پیرى رسیدند، کمترین اهانتى به آنان روا مدار! و بر آنها فریاد مزن!».

یعنى اگر ترا ناراحت کردند تو کوچکترین سخن را در عتاب و آزار آنان بر زبان میاور! گرچه ترا کتک بزنند بلکه با آنان کریمانه سخن بگو: «و قل لهما قولاً کریماً؛(۱۰) و گفتار لطیف، سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!» امام صادق (علیه السلام) فرمود: یعنى در مقابل درشتى و تندخوئى والدین بگو: خداوند شما را ببخشاید! خداوند فرمود: «واخفض لهما جناح الذّل من الرّحمه و قل ربّ ارحمهما کما ربّیانى صغیرا؛(۱۱)

و بالهاى تواضع خویش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند مشمول رحمتشان قرار ده!». امام در توضیح این آیه مى‌‏فرماید: با نگاه تند و آزار دهنده آنان را مرنجان فقط با نگاه هاى مهرآمیز و محبت‏ انگیز دلهایشان را بدست آر! صداى خود را بلندتر از آن‏ها نکن! دست خود را بالاتر از دست آنان نبر و خود را مقدم بر آنان قرار نده!(۱۲)

برکات سپاس از پدر و مادر

امام صادق(علیه السلام) بر این باور بود که حق‏ شناسى در مورد والدین و رعایت حقوق آنان آثار و برکات فراوانى در زندگى افراد در پى دارد و همواره مى‌‏فرمود:«ما یمنع الرّجل منکم ان یبرّ والدیه – حییّن و متیّین – یصلّى عنهما و یتصدّق عنهما و یصوم عنهما فیکون الذى صنع لهما و له مثل ذلک، فیزیده اللّه ببرّه و صلته خیراً کثیراً؛(۱۳) چه چیزى مانع مى‏‌شود که شخصى از شما به والدین خود نیکى کند – چه زنده باشند یا از دنیا رفته باشند – از سوى آنها نماز و صدقه و روزه انجام بدهد و هرچه به نیت آنان انجام دهد معادل پاداش آن براى خود او نیز خواهد بود و خداوند نیکى ‏هایش را پاداش بسیار عطاء خواهد کرد».

آن حضرت در گفتار راهگشاى دیگرى فرمود: مردى به محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرضه داشت: یا رسول اللّه! مرا راهنمائى کن! پیامبر در ضمن توصیه‏‌هایش به او سفارش کرد که: از پدر و مادرت اطاعت کن و به آنان نیکى و احسان نما چه زنده باشند یا مرده و اگر به تو فرمان دادند که از خانواده و اموالت فاصله بگیر و جدا شو! این کار را بکن که از ایمان است.(۱۴)
البته والدین وظیفه شناس این گونه امر نمى‌‏کنند امّا این تأکید، اهمّیت مقام والدین و ارزش آنرا مى‏‌رساند.
در اینجا نمونه‏ هائى از آثار و برکات خدمت و نیکى به والدین را از منظر حضرت صادق(علیه السلام) مى‏‌خوانیم:
۱- مردى به حضور امام ششم(علیه السلام) آمده و عرضه داشت: اى پسر رسول خدا! پدر من پیر شده است من او را به آغوش گرفته و براى رفع نیازهایش به این طرف و آن طرف مى‏‌برم امام فرمود: «تا مى‏‌توانى این کار را خودت انجام بده که این عمل ترا به بهشت خواهد برد».(۱۵)

با ارزش تر از جهاد و هجرت‏

۲- حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردى پیش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرض کرد: اى رسول خدا! من با تو براى هجرت و جهاد بیعت مى‏‌کنم. پیامبر پرسید: آیا از پدر و مادرت یکى زنده است؟ گفت: بلى هر دوى آنها در حال حیاتند. پیامبر دوباره پرسید: آیا از خداوند متعال پاداش اخروى مى‏‌خواهى؟ گفت: بلى. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پس به سوى پدر و مادرت برگرد و با آنان نیک رفتارى کن.(۱۶)

برترین عمل‏

۳- منصور بن حازم به امام ششم(علیه السلام) عرضه داشت: کدام یک از اعمال نیک از سایر اعمال برتر است؟ امام فرمود:«الصّلاه لوقتها و برّالوالدین و الجهاد فى سبیل اللّه؛(۱۷) نماز در وقت، نیکى به پدر و مادر و جهاد در راه خدا». نیکى به فرزندان‏
۴- آن حضرت یکى دیگر از برکات سپاسگزارى از والدین را، داشتن فرزندان نیکو کار و صالح مى‏‌داند و مى‌‏فرماید:«برّوا آباءکم یبرّکم ابناءکم؛(۱۸)به پدرانتان نیکى کنید تا فرزندانتان نیز به شما نیکى کنند».

رفاه و راحتى در هنگام مرگ‏

۵ – حضرت امام صادق(علیه السلام) راحتى در هنگام مرگ و آسان شدن سکرات موت را از دیگر آثار نیکى به والدین شمرده است و به فرزندان صالحى که با والدین خود خوشرفتارى مى‏‌کنند مژده داد که: هر کس دوست دارد خداوند متعال در لحظه مرگ بر او آسان بگیرد به بستگان خود صله رحم کرده و به پدر و مادرش نیکى کند. در این صورت علاوه بر این که در لحظه جان دادن احساس آرامش و راحتى خواهد کرد، در دنیا نیز در زندگى خود به فقر و بیچارگى دچار نخواهد شد.(۱۹)

آموزش گناهان‏

۶- رئیس مذهب جعفرى بهترین راه آمرزش گناهان را رسیدگى به نیازهاى پدر و مادر اعلام کرده و با بیان داستان زیر اهمّیت خدمت به والدین را به شیعیان گوشزد نمود: روزى مردى به حضور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و گفت: اى رسول خدا! زمانى من صاحب دخترى شدم. او را پرورش دادم تا به حد بلوغ رسید، تا آن که روزى بر وى لباس نو پوشانده و آراستم و آن گاه بر سر چاهى آورده و در میان آن انداختم.

او ناله‌اى کرد و استمداد طلبید: آخرین سخنى که از او به گوشم رسید این بود که با آه و ناله جانسوز مى‏‌گفت: بابا!! یا رسول اللّه! کفاره گناه من چیست؟ پیامبر فرمود: آیا مادرت زنده است؟ گفت: نه. آیا خاله‌ ات زنده است؟ مرد گفت: بلى. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به او سفارش کرد: اى مرد! برو و با خاله‌ات خوش رفتارى کن و به او نیکى نما زیرا که او به منزله مادر تو است و نیک رفتارى با او کفّاره گناه تو خواهد بود.
امام صادق(علیه السلام) بعد از نقل این داستان فرمود: در زمان جاهلیت پدران، دختران خود را مى‏‌کشتند که مبادا اسیر شده و در میان قبیله‏ هاى دیگر صاحب فرزندانى شوند.(۲۰)

با توجه به این سخنان ارزنده امام جعفر صادق(علیه السلام) سپاسگزارى از زحمات توانفرساى پدر و مادر سعادت دنیا و آخرت را بدنبال داشته و فرزندان را در زندگانى خوشبخت و کامروا خواهد ساخت. شاعر خوش ذوقى سپاسگزارى از مادر را در قطعه شعرى اینگونه به تصویر کشیده است:

مادرم روى مهت روح و روان است مرا مهر تو قوّت تم و قوّت جان است

مرا در دل اندیشه تو گنج نهان است مرا یک نگاه تو به از، هر دو جهان است

مرا فارغم با تو زهر خوب و بد اى پاک سرشت‏ زیرپاى تو نهادست

خدا باغ بهشت‏ همه آثار وجودم ز وجود تو بود به خدا بود من از پرتو بود تو بود

رهنمودهاى پیشواى ششم به جوان تازه مسلمان‏ زکریا بن ابراهیم یکى از محدثین شیعى و از یاران امام صادق(علیه السلام) است او در شرح حال خود مى‏‌گوید: من اوائل مسیحى بودم و سپس به اسلام گرویدم. به خانه خدا مشرف شده و در همان سفر معنوى به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب گشتم.

به آن پیشواى بزرگ عرض کردم: آقا! من مسیحى بودم و الآن به دین شما گرویده ‏ام. امام صادق(علیه السلام) پرسید: در اسلام چه امتیازى احساس کردى که آن را داوطلبانه پذیرفتى؟ گفتم: این آیه از قرآن به دلم نشست:«ما کنت تدرى ماالکتاب و لاالایمان و لکن جعلناه نوراً نهدى به من نشاء؛(۲۱) تو نمى‏‌دانستى کتاب و ایمان یعنى چه؟ ولى ما آنرا نورى قرار دادیم که هر کسى را که بخواهیم بدان هدایت کنیم». امام (علیه السلام) فرمود: خداوند ترا به اسلام هدایت فرموده و قلبت را به نورانیت آن روشن ساخته است. آنگاه برایم دعا کرد و هدایت بیشترى را از خداوند برایم مسئلت نمود.

در ادامه گفتم: پدر و مادرم و سایر بستگانم همچنان به آئین مسیحیت باقى مانده‏اند و مادرم هم نابینا است. آیا با این حال بر من جایز است که با آن‏ها زندگى کنم و ارتباط نزدیک خانوادگى داشته باشم؟ امام صادق(علیه السلام) پرسید: آیا آنها گوشت خوک مى‏‌خورند؟ گفتم: نه! فرمود: معاشرت تو با آنان مانعى ندارد پس سفارش کرد که: درباره مادرت بیشتر مراقبت کن! به او نیکى و احسان نما! و هرگاه زندگى اش به پایان رسید و از دنیا رفت خودت عهده دار کفن و دفنش باش! چون از سفر مکّه و مدینه به زادگاهم کوفه بر گشتم. طبق فرمان امام ششم(علیه السلام) به مادرم بیش از گذشته و زیادتر از دیگران رسیدگى و مهربانى نمودم.

خودم به او غذا مى‌‏دادم، لباسش را مرتب مى‏‌کردم، سرش را شانه مى‌‏زدم و عهده دار تمامى خدمات لازم براى مادرم بودم. زمانى که مادرم این تغییرات را در روش من احساس کرد به من گفت: زکریا! تو در آن روزگارى که به دین ما بودى این چنین به من خدمت نمى‏‌کردى! چه دلیلى موجب شده که بعد از مسلمان شدن این قدر به من محبت مى‏‌کنى؟ گفتم: یکى از فرزندان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) به من دستور داده که این گونه رفتار کنم. گفت: آیا او همان پیامبر شماست؟ گفتم: نه. بعد از پیامبر ما دیگر پیامبرى مبعوث نخواهد شد. او فرزند پیغمبر ماست.

گفت: این دستورات از آموزه‏ هاى پیامبران است و دین تو از دین من بهتر است مرا راهنمائى کن تا مسلمان شوم. من طریقه اسلام را به او آموختم و او مسلمان شد. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند و در نیمه شب حالش منقلب شد. من در کنار بسترش ایستاده و به پرستارى او مشغول بودم. به من گفت: پسرجان! اعتقادات اسلام را دوباره برایم تکرار کن. من آنها را براى او بازگو کردم و او به همه آنها اقرار کرد و در همان شب چشم از جهان فرو بست. بامداد روز بعد جنازه‏ اش به وسیله گروهى از مسلمانان و طبق مراسم اسلامى تشییع شد و من بر جنازه مادرم نماز خواندم و با دست خود به خاک سپردم.(۲۲)

در سیره ابرار

طبق فرمایشات حضرت امام صادق(علیه السلام) نیکى به والدین و سپاس از عمرى خدمات آنان مى‏‌تواند بسیارى از گره هاى مشکل زندگى را حل کرده و زمینه موفقیت را در طول زندگى فراهم آورد. در اینجا به مناسبت، نمونه ‏هائى را از خاطرات بزرگان و انسان هاى موفق تاریخ در این زمینه یادآور مى‏‌شویم:

۱- آیت اللّه مطهرى

‏ آیت اللّه مطهرى در مورد یکى از عوامل توفیقات خویش چنین مى‏‌گوید: گاهى که به اسرار وجودى خود و کارهایم مى‏‌اندیشم، احساس مى‏‌کنم یکى از مسائلى که باعث خیر و برکت در زندگى‏ ام شده و همواره عنایت و لطف الهى را شامل حال من کرده است، احترام و نیکى فراوانى بوده است که به والدین خود به ویژه در دوران پیرى و هنگام بیمارى کرده‏ام.

علاوه بر توجّه معنوى و عاطفى، تا آن جا که توانائیم اجازه مى‏‌داد با وجود فقر مالى و مشکلات مادى در زندگى‏ ام، از نظر هزینه و مخارج زندگى به آنان کمک و مساعدت کرده‏ام. یکى از فرزندان شهید مطهرى(ره) نیز در این زمینه مى‏‌گوید: هرگاه به فریمان(زادگاه آقاى مطهرى) سفر مى‌‏کردیم، پدرم تأکید خاص داشتند که ابتداء به منزل پدر و مادرشان بروم. پس از آن اقوامى را که براى دیدن ایشان و خانواده به منزل حاج شیخ مى‏‌آمدند مى‏‌پذیرفتند در موقع روبرو شدن با پدر و مادر دست آنان را مى‏‌بوسیدند و به ما نیز توصیه مى‏‌کردند که دست ایشان را ببوسیم.(۲۳)

۲- شیخ انصارى‏

شیخ مرتضى انصارى بزرگ پرچمدار جهان تشیع و سرآمد فقها و مجتهدین امامیه است، او بعد از آنکه مدتى در شهر کربلا در حضور استادش مرحوم شریف العلما و سایر اساتید حوزه علمیه نجف تحصیل کرد به زادگاهش شوشتر مراجعت نمود. شیخ مدتى تحصیلات خود را در همان جا ادامه داده، دوباره خواست تا براى تکمیل مراتب علمى به عتبات عالیات برگردد. امّا مادرش به رجوع دوباره وى راضى نبود. اصرار شیخ و دیگر افراد براى جلب رضایت مادر بى‏ نتیجه بود. تا این که شیخ به مادرش عرضه داشت: آیا اجازه مى‌‏دهى تا استخاره کنم و جواب هرچه بود در مقابل آن هر دو تسلیم باشیم؟ مادرش پذیرفت. در جواب استخاره شیخ این آیه آمد: «و لاتخافى و لاتحزنى انّا رادّوه الیک و جاعلوه من المرسلین؛(۲۴)

هرگز مترس، محزون مباش که ما او را به تو باز مى‌‏گردانیم و از رسالت مداران خود قرار مى‌‏دهیم». وقتى این آیه را به مادرش توضیح داد، او خیلى خوشحال شد و به شیخ مرتضى اجازه مسافرت داد. شیخ انصارى در این مسافرت سرنوشت ساز خود، به برکت دعاى مادر، توفیق الهى و تلاش و استقامت خویش به بالاترین درجه اجتهاد و مرجعیت نائل شد و پرچم اسلام بر دوش وى قرار گرفته و بزرگترین رهبر مذهبى در عصر خود گردید: هنگامى که به مادر شیخ انصارى گفته شد: آیا از این همه ترقى و عظمت فرزندش برخود نمى‌‏بالد و افتخار نمى‏‌کند؟! در جواب گفت: رسیدن فرزندم به شکوه و عظمت، براى من شگفت‏ انگیز نیست، بلکه اگر چنین نمى‌‏شد من متعجب مى‏‌شدم، چرا که هر وقت که به او مى‏‌خواستم شیر بدهم وضو مى‏‌گرفتم و با طهارت و پاکیزگى، به او شیر مى‌‏دادم.

بلى شیر پاک، فکر پاک و شیر ناپاک اندیشه ناپاک تولید مى‏‌کند. در حوزه علمیه نجف رسم شیخ بر این بود که در بازگشت از مجلس تدریس، ابتداء نزد مادر مى‌‏رفت و براى دلجوئى از آن پیرزن با وى به گفتگو مى‏‌پرداخت و از اوضاع زندگى مردم پیشین مى‏‌پرسید و مزاح مى‌‏کرد و از او پوزش مى‏‌طلبید. سپس به اتاق مطالعه و عبادت مى‌رفت. زمانى که مادر شیخ انصارى از دنیا رفت او در فراق مادر به شدت مى‏‌گریست و در کنار پیکر بى جان مادرش زانوى غم زده و اشک ماتم مى‌‏ریخت. یکى از شاگردان نزدیکش او را تسلیت گفته و به عنوان دلجوئى اظهار داشت: جناب استاد! براى شما با این مقام علمى، شایسته نیست که براى درگذشت پیرزنى که عمرش سرآمده بود این طور اشک بریزید و بى تابى کنید.

آن بزرگ مرد تاریخ سر برداشته و گفت: گویا شما هنوز به مقام ارجمند مادر واقف نیستید، تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر مرا به این مقام رسانید و پرورش اولیه او، زمینه ترقى و پیشرفت را در من ایجاد کرد. در حقیقت این همه توفیقات من مرهون زحمات و تلاش‏هاى مشفقانه و مخلصانه این مادر است.(۲۵)

۳- آیت اللّه مرعشى نجفى

‏ آیت اللّه مرعشى نجفى بزرگ فرهنگ‌بان میراث اهل بیت(علیهم السلام) در بیشتر علوم اسلامى صاحب نظر بود و تألیفات ارزشمند ایشان – که نزدیک به صد و پنجاه اثر در موضوعات مختلف است – گواه روشنى بر این حقیقت است.

کرامات معنوى، دریافت بیش از چهار صد اجازه اجتهادى و روایتى از علماى بزرگ اسلامى، تدریس متجاوز از شصت و هفت سال در حوزه علمیه قم و نجف، تربیت هزاران طلبه و مشتاق دانش، تأسیس ده‏ ها مدرسه علمى، مسجد،حسینیه، مراکز فرهنگى، رفاهى و درمانى و ایجاد بزرگترین و مشهورترین کتابخانه در جهان اسلام، از جمله توفیقات این فقیه فرزانه مى‏‌باشد او یکى از مهمترین عوامل توفیقات خود را از برکت محبت و سپاس از پدر و دعاى والدین مى‏‌داند. و در خاطرات خود مى‏‌گوید: زمانى که در نجف بودیم، یک روز مادرم فرمودند: پدرت را صدا بزن، تا براى صرف نهار تشریف بیاورد.

حقیر به طبقه بالا رفتم و دیدم پدرم در حال مطالعه خوابش برده است. مانده بودم چه کنم: از طرفى مى‏‌خواستم امر مادرم را اطاعت کنم و از سوئى دیگر مى‌‏ترسیدم با بیدار کردن پدر، باعث رنجش خاطر او گردم، خم شدم و لبهایم را کف پاى پدر گذاشتم و چندین بوسه برداشتم، تا این که در اثر قلقلک پا، پدرم از خواب بیدار شد و وقتى این علاقه و ادب و کمال احترام را از من دید فرمود: شهاب الدین تو هستى؟ عرض کردم: بله آقا؛ دو دستش را به سوى آسمان بالا برد و فرمود: پسرم خداوند عزتت را بالا ببرد و تو را از خادمین اهل بیت(علیه السلام) قرار دهد.

حضرت آیه اللّه مرعشى نجفى مى‌‏فرمود: من هرچه دارم از برکت آن دعاى پدرم مى‏‌باشد.(۲۶)

۴- پاستور شیمیدان فرانسوى

‏ در کشورهاى غربى بر اثر حاکمیت تکنولوژى و صنعت، روابط عاطفى ضعیف و کم‏رنگ است و روابط عاطفى اعضاى خانواده‏ها متزلزل و گاهى اصلاً وجود ندارد. امّا از آن جائى که عاطفه و محبت امرى فطرى است در نهاد برخى افراد غربى به ویژه فطرت‏هاى سالم، عقلاء و نخبگان اندیشمند آنان این حس درونى و نداى وجدان خاموش نشده و گاهى شعله‏ هائى از آن مشاهده مى‌‏شود. بلى از نظر اقتصادى و نظامى کشورهاى غربى، پیشرفته و متمدن جلوه مى‌‏کنند ولى به شدت در خلأ فرهنگى و فقر عاطفى در رنج و عذابند.

لوئى پاستور، شیمیدان معروف فرانسوى و صاحب کشف‏ هاى مهم علمى، هنگامى که بر اثر نظریه‏ هاى بدیع خود به اوج افتخار جهانى نائل شد، دولت فرانسه در صدد برآمد خانه ‏اى را که محل تولد او بود به موزه تبدیل کند، پاستور در آن مراسم ضمن یک سخنرانى که در خانه محقرشان ایراد کرد از مادر فداکارش کمال سپاس و حق‏ شناسى را بجاى آورد او با صدائى که از فرط تأثر مى‌‏لرزید چنین گفت: اى مادر عزیز! اى گمشده دلبند، که سالیانى دراز در این خانه با من به سر بردى، توئى که اکنون همه چیز را مدیون تو مى‏‌بینم.

مادر شجاع و دلدارم! تمام حسن فداکارى و شور و هیجانى که در راه عظمت علم و بزرگى میهنم به کار بسته‏ ام و از این پس نیز به کار خواهم بست، تو به من آموخته ‏اى و در وجودم رسوخ داده ‏اى. کار مشقت بارى که تو در خانه و درکارگاه کوچکمان پیش گرفته بودى، به من درس صبر و حوصله در تحقیقات علمى آینده ‏ام داد. از آن گاه که با وجود فقر و مسکنت مرا به مکتب فرستادى، عشق به میهن و خدمت به بشر را در شب و روز به من آموختى. اکنون از تو اجازه مى‌‏خواهم، تمام سرافرازى که میهنم در جشن امروز به من اعطاء مى‌‏کند به پیشگاه عظمتت تقدیم کنم.

همین قدر بدان که فرزندت امروز که در میان امواج افتخار و سربلندى غوطه ور است. بازهم خود را بدون تو، اى مادر عزیز! در این جهان بزرگ تنها و بى‏ پناه مى‌‏بیند!(۲۷)

عواقب ناسپاسى به والدین

هم چنانکه، نیکى و احسان به پدر و مادر موجب سعادت و رستگارى فرزندان شده و آثار و برکات مادى و معنوى به همراه دارد ناسپاسى و بدى در حق آنان نیز فرجام ناشایست و آثار ذلت بارى را به همراه دارد که به چند مورد اشاره مى‌‏کنیم:

سلب عدالت

‏ شخصى به امام صادق(علیه السلام) عرضه داشت: پیش نمازى که تمام شرائط امامت را داراست، جز اینکه با پدر و مادرش رفتارى تند دارد و با سخنان درشت آنان را مى‏‌رنجاند، آیا شایستگى امامت را دارد و ما مى‏‌توانیم به او اقتداء کنیم؟ پیشواى ششم فرمود: تا زمانى که او با پدر و مادرش رفتارى ناشایست دارد و والدین خود را ناراحت مى‌‏کند در پشت سر او نماز نخوان!(۲۸)

محرومیت از الطاف خداوندى

‏ امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگامى که یعقوب(علیه السلام) براى ملاقات فرزندش یوسف(علیه السلام) وارد مصر گردید یوسف(علیه السلام) به استقبال پدر بزرگوارش آمد یعقوب (علیه السلام) با دیدن یوسف(علیه السلام) فوراً از اسب پیاده شد ولى جناب یوسف(علیه السلام) به خاطر رعایت مقام سلطنت ظاهرى، براى احترام بیشتر به پدر از مرکب پایین نیامد و همان طورى که روى اسب قرار داشت دست در گردن پدر انداخت.

حضرت یوسف(علیه السلام) هنوز از خوش آمدگویى با یعقوب فارغ نشده بود که جبرئیل نازل شده و به یوسف فرمود: دست خود را باز کن! یوسف کف دست خود را گشود، نور درخشانى از دستش به سوى آسمان بالا رفت، یوسف(علیه السلام) پرسید: این چه نورى بود که از کف دست من خارج شد؟ جبرئیل فرمود: «نزعت النّبوه من عقبک عقوبهً لما لم تنزل الى الشّیخ یعقوب فلا یکون من عقبک نبىّ؛(۲۹) نور نبوت از صلب تو بیرون رفت و دیگر پیامبرى از نسل تو به وجود نخواهد آمد. به سبب آن که کمال احترام را در مورد پدر پیرت رعایت نکردى، پس کسى از فرزندانت به نبوت نخواهد رسید».

الا اى یوسف مصرى که کردت سلطنت مغرور

پدر را باز پرس آخر، کجا شد مهر فرزندى

محرومیت از حقوق اجتماعى

‏ با این که در مورد اهمیت به دستورات اخلاقى در متون دینی ما سفارش‏ هاى اکید شده است، امّا در مورد کسانى که به والدین خود اهانت کرده و ناسپاسى مى‌‏کنند دستورات بازدارنده ‏اى آمده است. در حالى که در مورد سلام دادن این همه سفارش و توصیه‏ ها داریم امّا امام صادق(علیه السلام) مى‌‏فرماید:

به چند گروه سلام ندهید: ۱- شراب‌خواران ۲- قمار بازان و شطرنج بازان ۳- اهل ساز و آواز و رقص و موسیقى ۴- کافران ۵ – کسانى که به مادرانشان دشنام مى‏‌دهند ۶- شاعران و گویندگان بددهن و هرزه.(۳۰)

پى‏‌نوشت‏ها
۱- سوره بقره، آیه ۸۳
۲- سوره مریم، آیه ۱۴
۳- همان، آیه ۳۲
۴- کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۴۷۰
۵- مصباح الشریعه، ص ۷۰
۶- سوره نور، آیه ۶۳
۷-المناقب، ج ۳، ص ۱۰۲
۸- سوره اسراء، آیه ۲۳
۹- سوره آل عمران، آیه ۹۲
۱۰- سوره اسراء، آیه ۲۳
۱۱- همان، آیه ۲۴
۱۲- مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۷
۱۳- و ۱۴- مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۹
۱۵- عده الداعى، ص ۸۶
۱۶- مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۷۷
۱۷- بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۴۶
۱۸- الکافى، ج ۵، ص ۵۵۴
۱۹- روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۶۷
۲۰- الکافى، کتاب الایمان و الکفر، باب البرّ بالوالدین، حدیث ۱۸
۲۱- سوره شورى، آیه ۵۲
۲۲- اصول کافى، باب برّالوالدین، حدیث ۱۱
۲۳- حقوق متقابل والدین و فرزندان، ص ۱۵۱
۲۴- سوره قصص، آیه ۷
۲۵- حقوق متقابل والدین و فرزندان، ص ۲۳۴
۲۶- حقوق والدین، ص ۱۲
۲۷- مادر، ص ۲۳۹-
۲۸- من‏لایحضره الفقیه، ج‏۱، ص ۳۷۹
۲۹- الکافى، ج ۲، ص ۳۰۹- ۳۰- خصال شیخ صدوق، ج‏۱، ص ۳۳۰
 
منبع: پاسدار اسلام؛ شماره( ۲۷۷ )؛ نویسنده عبدالکریم پاک‏نیا