سيد محسن سعيدزاده

نوشته‌ها

مشاغل زنان در عصر رسالت(۱)

بازگویى و انتقال تاریخ و فرهنگ پربار اسلام، به خصوص فرازهاى متروک آن، که به علت دورى صالحان از حکومت، غبار غربت گرفته است، براى نسل انقلاب به ویژه زنان، مفید و رهگشاست. اکنون که زن مسلمان ایرانى، مصمم و جدى، در راه اعتلاى ایران اسلامی قدم نهاده است، طرح چنین مباحثى او را به گذشته پرافتخار دوران بازسازى اقتصاد حکومت اسلامی در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیوند می‌دهد و از طرف دیگر، نشان می‌دهد که اسلام، دین ساده و دین زندگى است و علیرغم آن که در امور معنوى، سختگیر و غیرقابل انعطاف بوده، همواره مومن را میان خوف و رجا نگه می‌دارد، در امور دنیا سهولت و آسایش را برگزیده است.

فهرستى که اکنون به شما ارائه می‌شود، گزارشى از سنت معصوم(علیهم السلام) و سیره مورد قبول مسلمانان است. این گزارش نشان می‌دهد که زنان در عرصه‌هاى مختلف اجتماعى حضور داشته و فعالانه تلاش می‌کرده‌اند؛ گرچه آنان به اقتضاى زمان، همواره به مشاغل یاد شده، به خصوص رزم اشتغال نداشته‌اند، ولى هدف این مقاله تجویز مشاغل مذکور نیست، بلکه گزارشى است که نقش حضور زنان را از دیدگاه تاریخى نشان می‌دهد. بحث فقهى همه جانبه و نقد نظرات مخالف حضور زنان در توسعه کشور، مجال بیشتر و فرصت فراتر می‌طلبد. هدف بازنگارى و ترجمه سنت‌هاى اجتماعى مسلمانان در زمان حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و یکى، دو سده پس از آن است. روشن است که در تاریخ اسلامی تمامی سنت‌ها ذکر نشده، چنان که ما نیز در این فهرست آنها را به تفصیل، بازگو نکرده‌ایم.

با وجود منابع فراوانى که حضور زنان، درپى داشته و علیرغم پیشینه دراز آن، روایاتى مبنى بر نهى و منع پاره‌اى از مشاغل براى زنان مشاهده می‌شود. ریشه این ممانعت‌ها، در تعارض منافع است. به طور معمول در جایى از بعضى مشاغل و یا آموزش آن توسط زنان نهى شده که حقى از شوهر ضایع گشته یا مفسده‌اى به دنبال آورده است.

ابوعثمان جاحظ می‌گوید: مردان عیاش، براى اجراى منظور شوم خود، زنى را به دلالى فساد و انحراف برمی‌گزیدند که صفات و شرایط خاصى داشته باشد، از جمله: عطار، قابله یا سازنده وسایل عروسى باشد. (بان تکون اما بیاعه طیب او قابله او صانعه لاله العرائس) (۱)

اگر از حضور زنان در بازار کار جلوگیرى به عمل آمده، به خاطر چنین پیامدهایى است وگرنه کار و اشتغال براى هر مسلمانى، مورد توجه و رغبت دین اسلام است.

به گواهى تاریخ و روایات اسلامی، زنان در عرصه کارهاى اجتماعى سهم بسزایى داشته‌اند. آنان در عصر رسالت و امامت، متصدى مشاغل و حرفه‌هاى بسیارى بوده، بخش عمده‌اى از نیروى کار، تخصص و تولید را بر عهده گرفته بودند.

به استناد روایات، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) ترویج دهنده کار زنان بوده یا حداقل آن را پذیرفته بودند. ارائه یک فهرست از مشاغل زنان در سده نخست و اوایل سده دوم قمرى این موضوع را تأیید می‌کند. آنچه در طى سه قسمت ملاحظه خواهید نمود، فهرستى از مشاغلى است که زنان به صورت محدود یا گسترده عهده‌دار آن می‌شده‌اند. پرواضح است بازگویى این موارد به معناى فراخوانى به مشاغل یادشده نیست چنان که به معناى محصور ساختن به این موارد نیز نمی‌باشد. هدف مقاله از ذکر موارد، تإکید بر این است که اشتغال زنان، خود به خود امرى ناپسند یا ممنوع نیست بلکه در بسیارى موارد، پسندیده و حتى در حد واجب کفایى و یا عینى می‌باشد. تنها برخى عوارض جانبى و مفسده‌هاى عارضى و یا محدودیت‌هاى طبیعى و یا عرفى و اجتماعى است که آنان را از برخى مشاغل باز می‌دارد و این محدودیت‌ها براى مردان نیز وجود دارد.

۱ ـ صنایع دستى

این حرفه، یکى از مشاغل پررونق زنان سده نخست بوده است. زینب دختر جحش، همسر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) صنعتگر بوده و بدان اشتغال داشته است. کار او مورد تأیید و قبول رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

(و کانت زینب امرإه صناع الیدین فکانت تدبغ و تخرز و تبیع ما تصنعه و تتصدق على المساکین)(۲)

(زینب زنى صنعتگر بوده که با دستهایش دباغى و خرازى می‌کرد، (سپس) آن را می‌فروخت و (پولش را) به درماندگان صدقه می‌داد).

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از میان شما زنان من، آن زنى زودتر به من ملحق می‌شود که دستش بلندتر است. زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این معنى را متوجه نشدند، مگر وقتى که زینب از دنیا رفت (بدان جهت که او کار می‌کرد و صدقه می‌داد)(۳).

رائطه (یا ریطه) نام همسر عبدالله بن مسعود، صحابى مشهور است. این خانم که خود از یاران دانشمند حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده ـ و احادیثى نیز نقل کرده ـ به صنعتگرى می‌پرداخت و پولش را در راستاى آسایش شوهر و بچه‌هایش هزینه می‌کرد.

او یک روز به شوق دستگیرى از مستمندان، به حضور پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و در این مورد چیزى پرسید. آن حضرت فرمود: درآمد شغل خود را در راه همسر و فرزندانت انفاق کن[که بهترین صدقه است].(۴)

امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کسب کنیزکان (زنان برده) را در فهرست (مناهى) (امور نهى شده) آورده، مگر کنیزى که صنایع دستى آموخته و می‌تواند بدین حرفه اشتغال ورزد(۵).

۲ ـ نخ‌ریسى و پارچه‌بافى (۶)

ریسندگى و بافندگى، از مشاغل توده زنان عصر رسالت بوده است؛ شغلى محبوب که در روایات چندى مورد توجه قرار گرفته و براى زنان سفارش شده است.

امام صادق(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نقل کرد:

(علموهن المغزل و سوره النور)(۷).

(به زنان نخ‌ریسى و بافندگى و نیز سوره نور را آموزش دهید).

(مادر حسن نخعى گفت: امیرمومنان على(علیه السلام) بر من گذشت و فرمود: به چه کارى مشغول هستى؟ گفتم: می‌بافم[نخ می‌ریسم]. فرمود: آگاه باش که این (شغل)، حلال‌ترین پیشه‌ها است)(۸).

عایشه خود بدین حرفه اشتغال داشته(۹) و درباره ثواب آن چنین گفته است: (مثل المغزل بیدالمرئه احسن من الرمح بید المجاهد فى سبیل الله … مثل دوک به دست زن، بهتر است از نیزه در دست مجاهد راه خدا)(۱۰).

از برخى روایات دیگر ـ که به خاطر اختصار از آن صرف نظر می‌کنیم ـ پیداست که صنایع دستى، حرفه همه زنان آن دوره بوده است(۱۱). پیشینه این حرفه سودمند، به سالها قبل از اسلام می‌رسد(۱۲) و در میانه ملت‌هاى دیگر نیز رواج داشته است(۱۳).

در قرآن کریم، ضمن اشاره به این حرفه، حکمتى بیان شده است:

(و لا تکونوا کالتى نقضت غزلها من بعد قوه)(۱۴)

مانند زنى نباشید که بافته خود را پس از نیرو(ى صرف شده)، از هم گسیخت.

جاحظ در فصلى که به احمقها(ى عاقل!) اختصاص داده، می‌نویسد:

(ریطه بنت کعب بن سعد بن تیم بن مره و هى التى نقضت غزلها انکاثا فضرب الله تبارک و تعالى بها المثل و هى التى قیل لها خرقا وجدت صوفا)(۱۵)

ریطه دختر کعب … و این خانم، همان کسى است که بافته خود را بعد از آن که محکم شده بود، از هم گسیخت، پس خداوند تبارک و تعالى به او مثل زد و این زن، همان کسى است که درباره‌اش گفته شده: احمقى که پشم به دست آورده است).

۳ ـ تجارت و بازرگانى

تا حدودى تمام مسلمانان جهان، شرح حال حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و ابتداى آشنایى ایشان با حضرت خدیجه(سلام الله علیها) را می‌دانند. عامل ظاهرى این پیوند، شناختى بود که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) از سفر تجارتى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیدا کرده بود.

خدیجه(سلام الله علیها) زن توانا و قدرتمند جزیره العرب بود. او از چهره‌هاى بارز و از تاجران سرشناس عربستان و کشورهاى همجوار آن بوده که ارقام عمده‌اى از کالاهاى مورد نیاز را خرید و فروش می‌کرد(۱۶). بعد از رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آن ثروت انبوه در راه اسلام هزینه شد تا آیین جدید بتواند به اهداف خود دست یابد.

به جز حضرت خدیجه(سلام الله علیها)، زنان ثروتمند دیگرى به خرید و فروش کالا اشتغال داشته‌اند که گاه خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده، احکام تجارت اسلام را از ایشان می‌آموخته‌اند. گرچه مورخان به علت فراوانى تاجران زن در عصر رسالت، موضوع یادشده را گزارش نکرده‌اند، اما به تناسب موضوعات دیگر، نمونه‌هایى در احادیث آمده است(۱۷).

۴ ـ فروشندگى

دست‌فروشى، دوره‌گردى و حق العمل کارى زنان(۱۸)، از دیگر نمونه‌هاى اقتصادى تاریخ سده اول است. زن عصر رسالت، با تأیید پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) حق داشت به دست‌فروشى اشتغال ورزد.

(انما رخص رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) للنساء العواتق(۱۹) فى الخروج فى العیدین للتعرض فى الرزق؛

فرستاده خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به زنان جوان اجازه داد تا در مراسم عید فطر و قربان (از منزل‌هاى خود) خارج شده، براى تهیه روزى، بساط بگسترانند).(۲۰)

تعدادى از زنان عصر حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، به عطرفروشى اشتغال داشته‌اند. اینان به صورت دوره‌گرد، به خانه‌هاى مردم مراجعه کرده، کالاهاى خویش را عرضه می‌کردند. تاریخ اسلام از زنان فروشنده‌اى(۲۱) نام برده که براى فروش عطر، به منزل رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌آمدند.

روزى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد منزل شد، در حالى که بوى عطر به مشام می‌رسید. آن حضرت فرمود: من بوى خانم (حولاء)(۲۲) عطرفروش را استشمام می‌کنم، او نزد شما آمده است؟ آیا از او چیزى خریده‌اید؟)(۲۳)

۵-۶-۷مشاغل خدماتى

کارگشایى، شاطرى، نظافت و خدمات منزل که در زمره کارهاى خدماتى عصر رسالت به شمار می‌آمده، براى زنان مجاز بوده است. در خصوص کارگشایى، نصى از دوره حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به دست نیامده، لیکن این معنا به خوبى از سیره زنان خاندان نبوت و یاران آن حضرت فهمیده می‌شود.

از امام هفتم(علیه السلام) روایت شده که فرمود: (کان ابى یبعث امی و ام‌فروه تقضیان حقوق اهل المدینه)(۲۴)

پدرم امام جعفر صادق(علیه السلام) مادرم و ام‌فروه[دختر امام صادق(علیه السلام)] را می‌فرستاد تا حقوق مردم مدینه را برآورده سازند).

شاطرى زنان، از مشاغل رایج آن زمان بوده است. از گزارش ابن حجر برمی‌آید که این واژه (به معناى امروزى) در آن دوره متداول بوده است. او در این باره چنین نوشته است:

و کانت [فضه النوبیه] شاطره الخدمه فعلمها رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) دعاء تدعو به. فقالت لها فاطمه: اتعجین او تخبزین؟ فقالت بل اعجن یا سیدتى و احتطب، فذهبت و احتطبت …

فضه نوبیه[که کنیز حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بوده است] به خدمت شاطرى می‌پرداخت. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دعایى به او می‌آموخت. پس فاطمه(سلام الله علیها) به او فرمود: آیا خمیر می‌کنى یا نان می‌پزى؟ فضه جواب داد:‌ اى سرور من! بلکه خمیر می‌کنم و هیزم تهیه می‌نمایم. سپس[ بیرون] رفت و هیزم جمع کرد…).(۲۵)

جمله (شاطره الخدمه) با توجه به ریشه و معناى آن، به چند صورت می‌تواند تفسیر شود:

الف ـ منظور، شاطرى و نانوایى باشد، بدان جهت که براى تهیه و پخت نان، چند نفر دخالت دارند و هر یک، شطرى (بخشى) از کار را انجام می‌دهند، چنان که فضه، جمع‌آورى هیزم و خمیر کردن را پذیرفت و حضرت زهرا(سلام الله علیها) نان پخت.

ب ـ منظور، حق العمل کارى باشد، یعنى آن زن، خدمت خود را به شرط دریافت بخشى از حاصل کار، انجام دهد.

از مالک پرسیدند:

(من أین شاطر عمر بن الخطاب عماله؟ فقال اموال کثیره ظهرت لهم؛

عمر بن خطاب چگونه با کارگزاران خود به نصف (یا بخشى از اموال) توافق می‌کرد؟

او در جواب گفت: مال فراوانى به دست مسلمانان افتاده بود).(۲۶)

مشاطره، یک عنوان حقوقى است که در فارسى به معنى حق العمل کارى است. این عنوان غیر از مضاربه، مزارعه و مساقات است.

ج ـ منظور از (شطر) بخشى از زمان خدمت باشد، یعنى خدمت او نیمه بود یا در بخشى از زمان انجام می‌شد و به تعبیر امروزى، کار خدماتى او، به صورت پاره وقت انجام می‌گردید. به هر حال، هر چه باشد خدمت شاطرى، یکى از کارهاى زنان سده اول بوده است.

خدمت زنان در مسجد که جزو اماکن عمومی و مقدس اسلامی محسوب می‌شود، از جمله کارهایى بوده که در عصر رسالت انجام می‌شده است.

ابوهریره گوید: زن سیاه چهره‌اى، مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را تمیز می‌کرد. چندى گذشت که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) او را ندید. از حال او جویا شد. یاران گفتند: وى از دنیا رفت. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چرا مثل همیشه از من اذن نگرفتید؟ (گویا یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) إمر آن زن را کوچک شمرده و بدون اطلاع پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مراسم را به جا آورده و به خاک سپرده بودند). سپس فرمود: مرا به قبر آن زن، راهنمایى کنید. پس از آن، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سر قبر او حاضر شد و نماز خواند(۲۷).

به جز این خانم (ام محجن)، زن یا زنان دیگرى نیز به نظافت مسجد مشغول بوده‌اند و حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) علاوه بر آن که آنها را منع نکرده، به آنان اظهار محبت نیز کرده است(۲۸).

از روایت فضه نوبیه، موضوع خدمتگزارى زنان در منزل(۲۹) نیز استفاده می‌شود. علاوه بر این، روایات فراوانى در خصوص خدمت زنان به خانواده‌ها در دست است. در این روایات، خصوصیات کنیزکان، شیوه برخورد با آنان، موضوع محرومیت و مسایل متفرقه دیگرى مطرح شده است.

ابراهیم بن ابى محمود از امام رضا(علیه السلام) پرسید: حکم کنیزک نصرانى خدمتکار که می‌دانیم وضو نمی‌گیرد و غسل جنابت نمی‌کند، چیست؟ آن حضرت فرمود: اشکالى ندارد، منتها دستهایش را بشوید(۳۰).

خدمتکارى زنان شوهردار و زنان آزاده نیز در آن زمان معمول بوده است. نمونه روشن این موضوع، اسماء بنت عمیس و ام ایمن هستند که در خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) خدمت می‌کرده‌اند.

۸ ـ کارهاى ادارى بازار

(شفا) که از بیعت کنندگان نخست و از مهاجران بوده، در ردیف زیرکترین زنان صحابى قرار داشته است.

ابن حجر درباره او چنین می‌نویسد:

(کانت من عقلاء النساء و فضلائهن و کان رسول الله یزرورها و یقیل عندها فى بیتها … کان عمر یقدمها فى الرإى و یرعاها و یفضلها و ربما ولاها شیئا من إمر السوق(۳۱)

وى از زنان عاقل و فاضل بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به دیدن او می‌رفت و در خانه‌اش استراحت … عمر او را در نظرخواهى، مقدم و محترم می‌داشت و بر دیگران، ترجیح می‌داد و چه بسا چیزى از کار بازار را به او واگذاشته بود).

غیر از خانم شفا که از نخبگان یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و به دستور آن حضرت به عایشه و فضه، علم طب و خط آموخته، نام زن دیگرى به اسم (سمراء بنت نهیک) مطرح است که در کار بازار، متصدى پست (احتساب) بوده است(۳۲).

۹ ـ چوپانى

گوسفندچرانى و شترچرانى و کلا گله‌دارى و دامپرورى، از دیگر مشاغل زنان در عصر رسالت بوده است. وقتى میمونه همسر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، زنى از کنیزکان خود را آزاد کرد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود:

(اگر او را به خانواده‌ات می‌دادى تا برایشان گوسفند بچراند، بهتر بود).(۳۳)

کعب بن مالک، دخترکى داشت که به چوپانى گوسفندان او اشتغال داشت. آن دختر، یک روز مشاهده کرد که گوسفندى مریض است. او را با یک تکه سنگ[ تیز] سربرید. کعب به خانواده‌اش گفت: از گوشت آن نخورید تا حکم آن را از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بپرسم…(۳۴).

به جز کعب بن مالک، تعداد دیگرى از یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) زنان را براى چوپانى استخدام کرده بودند و آن حضرت این روش را تأیید کرده بود(۳۵).

پیشینه چوپانى زنان، زمان‌هاى دور و درازى دارد. قرآن(۳۶) در جریان قصه موسى، به چوپانى دختران شعیب اشاره کرده است. علاوه بر این، چوپانى زنان در فرهنگ اقتصادى اعراب نیز سابقه طولانى دارد(۳۷).

۱۰ ـ ساربانى و زمامدارى شتر

حرفه ساربانى و زمامدارى شتر(۳۸) چیزى شبیه رانندگى در عصر حاضر است. وقتى زنان بتوانند وسایل حمل و نقل آن دوره را برانند و مسافر یا بار جا به جا کنند، به طریق اولى در عصر کنونى می‌توانند به امر رانندگى اشتغال داشته باشند(۳۹).

اسماء بنت یزید از بهترین زنان سخنور، شجاع و دانشمند صحابى است. او زمامدار ناقه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوانده شده است. اسماء که خودش از محدثان اسلامی است، می‌گوید: (انى لاخد بزمام الغضباء ناقه رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)(۴۰)

من زمام شتر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را که (غضباء) نام داشت می‌گرفتم.

قیله دختر مخرمه از زنان عصر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) و از ساربانان می‌باشد(۴۱). این جمله را یکى از مردان زیرک که می‌خواست چراگاهى را به خود اختصاص دهد، درباره او گفته است:

وما حظک فى الدهناء لا ابالک؟

‌اى بى‌پدر! بهره تو از سرزمین دهناء چیست؟

او گفت: توقفگاه شترم.

قیله وقتى شنید: آن مرد قصد دارد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کاغذى بگیرد که خود در آنجا تصرف کند، به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد:

(انما هذه الدهناء عندک مقید الجمل و مرعى الغنم و نساء بنى تمیم و انباوها وراء ذلک)؛

[‌اى پیامبر خدا!](همانا این دهناء که پیش شماست جایگاه شتران و چراگاه گوسفندان است و زنان بنى تمیم و فرزندانشان پشت آن هستند).(۴۲)

۱۱ ـ پرورش اسب

پرورش اسب گرچه کار سخت و دشوارى بوده، اما برخى زنان عصر رسالت بدان پرداخته بودند. اسمإ دختر ابوبکر ـ همسر زبیر ـ در زمره کسانى یاد شده که اسب می‌پرورانده است. او می‌گوید:

(کنت اخدم الزبیر و کان له فرس اسوسه فلم یکن من الخدمه شىء اشدعلى من سیاسه الفرس)؛

من به زبیر کمک می‌کردم و او اسبى داشت که من سیاستش (تربیتش) می‌کردم اما؛ هیچ کارى مثل سیاست اسب براى من شدید (و ناگوار) نبود).(۴۳)

۱۲ ـ خیاطى

خیاطى، از جمله کارهاى خانگى زنان است که سابقه آن در دورترین نقطه تاریخ به چشم می‌خورد. با این حال، خیاطى به عنوان یک حرفه خاص در محیط‌هاى خانواده مطرح نخواهد بود، بلکه به عنوان شغلى سودآور که جنبه عمومی دارد، قابل بحث است.

عده‌اى خرازى را ـ چنان که از ریشه لغوى آن برمی‌آید ـ نوعى خیاطى گرفته‌اند، البته در صورتى که به دوختن پوستین و بالش و متکا اختصاص یابد. همچنین گفتیم که زینب همسر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این حرفه اشتغال داشته و حاصل کار خود را می‌فروخته است(۴۴).

اگر خیاطى را تنها به دوخت و دوز لباسها و نیازمندی‌هاى منزل اختصاص دهیم، باز هم به عنوان یک شغل، اهمیت خود را از دست نمی‌دهد و از هنر زنان نمی‌کاهد، زیرا این کار وظیفه زن نیست(۴۵).

در روایت آمده که کثیر بن عبید بر عایشه وارد شد و ملاحظه کرد که عایشه مشغول دوختن جامه می‌باشد(۴۶).

عقیل از غنایم به دست آورده از مشرکان، سوزنى جهت خیاطى براى همسرش هدیه آورده بود که ناگهان منادى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اعلام کرد: هر که چیزى از غنایم نزد اوست، پس بدهد و او سوزن را پس داد(۴۷).

ام سنان اسلمیه وقتى که عازم جنگ خیبر بود، نزد حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده، عرض کرد:‌ اى رسول خدا! با شما می‌آیم که مشک‌ها را بدوزم و …(۴۸)

از این مطلب روشن می‌شود که دوزندگى زنان، به خیاطى در محیط منزل محدود نمی‌شده و جنبه عمومی و فراگیر داشته است. جامعه آن روزگار، مثل عصر حاضر به خیاط زن نیاز داشته، به خصوص که اسباب دوخت و دوز و سوزن براى همه فراهم نبوده است. هر زنى که سوزن و ابزار خیاطى داشته، جزو افراد سرشناس به حساب می‌آمده است!

ادامه دارد…

پى‌نوشت‏‌ها
۱ ـ اخبار النساء، ابن قیم، ص۲۱۷، به نقل از البیان و التبین.
۲ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۲۲۵ـ۲۲۴، به نقل از طبقات ابن سعد.
۳ ـ همان مدرک.
۴ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۶۵ ـ ۲۶۳؛
۵ ـ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱۸، چاپ آخوندى ـ التهذیب، ج۶، ص۳۶۷، چاپ آخوندى ـ لسان العرب، ماده (ضع) عن ابى عبدالله(علیه السلام) (قال نهى رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) عن کسب الامإ فانها ان لم تجد زنت الا امه قد عرفت بصنعه ید ..). (کتاب التجاره، باب۳۳ از ابواب ما یکتسب به، شماره ۱).
نکته‌اى که از استثناء فهمیده می‌شود، شرافت شغل زن است. زن هنرمند به خاطر اندیشه هنرمندانه خود از نوعى عزت نفس برخوردار است و حاضر نمی‌شود تن به خودفروشى بدهد! البته این استثناء ناظر به این واقعیت نیز هست که وقتى در شغل خودش سرشناس باشد و مردم از حرفه او آگاهى داشته باشند معمولا بیکار نخواهد ماند و درآمد خواهد داشت لذا به اندیشه کارهاى آلوده نمی‌افتد.
۶ـ کلمه غزل برغم استعمال لغوى، در روایات به دو معنى به کار رفته است: نخ ریسى و بافندگى، مانند: (و غزلنا لکم اثوابکم) و (نعم اللهو الغزل) و مانند: (صوف و قطن تغزله نسائهم) و در برخى روایات میان غزل و نسج تفکیک آمده است: تفسیر عیاشى ج۱ ص۱۷۵؛
۷ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۷ ـ و نیز نگاه کنید: وسائل الشیعه، ج۳،ص۵۷۲ ـ مکارم الاخلاق، ص۲۳۸ ـ ۲۳۹؛
۸ـ التهذیب، ج۶، ص۲۸۲، ش۲۴۸، تفسیر عیاشى، ج۱، ص۱۵۰؛
۹ـ الغدیر، ج۲، ص۷، به نقل از حلیه الاولیإ، ج۲، ص۴۵، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۵۳؛
۱۰ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۱۴۵؛
۱۱ـ المیزان، ج۴، ص۳۵۰، چاپ اسماعیلیان ـ الدر المنثور، ج۲، ص۱۴۹ ـ ۱۵۳، چاپ تهران.
۱۲ـ الاصابه، ج۸، ص۱۳۳، شرح حال (ضباعه) و فى کتاب لقوم یهود: (علیکم کذا و کذا و ربع المغزل‌اى ربع ما غزل نسإکم) (لسان العرب)
۱۳ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۹۱؛ حضرت مریم(سلام الله علیها) نیز ریسنده، بافنده و دوزنده بوده است، تفسیر عیاشى، ج۱، ص۱۷۵؛
۱۴ـ نحل، آیه ۹۲؛
۱۵ـ البیان و التبیین، ج۱، باب النوکى.
۱۶ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۲۱۱ ـ ۲۱۲، بیروت، دارالکتاب العربى.
۱۷ـ ر.ک. سیرالصحابیات، ص۱۱ ـ السیره النبویه، ج۲، ص۲۸۷ و ج۳، ص۹ ـ ۱۰، المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص:۱۳ (عن قیله ام بنى إنمار قالت: رإیت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) عندالمروه یحل من عمره فجلست الیه فقلت یا رسول الله انى امرإه اشترى و ابیع فربما اردت ان إبیع السلعه فإستام بها اکثر لما اریدان إبیعها به ثم إنقص حتى إبیعها بالذى إرید. واذا إردت ان إشترى السلعه إعطیت بها إقل مما إرید إن آخذها به ثم إزید حتى آخذها بالذى إرید. فقال النبى(صلی الله علیه و آله و سلم): لاتفعلى یا قیله اذا إردت إن تبیعى السلعه فاستامی بها الذى تریدین ان تبیعى به إعطیت إو منعت واذا اردت ان تشترى السلعه فإعطى بها الذى تریدین إن تإخذیها به إعطیت إو منعت)
همچنین الاصابه، ج۸، ص۲۸۱ ـ ۲۸۲ ـ شرح حال ام معبد، همین کتاب، ص۱۷۳ ـ شرح حال قیله الانماریه، التهذیب، ج۶، ص۳۶۹؛
۱۸ـ در بحث کارهاى خدماتى خواهد آمد.
۱۹ـ عتق در اینجا به معنى زیبایى و جوانى هر دو آمده است. ابن منظور این گونه نوشته است: (العاتق الجاریه التى قد بلغت ان تدرع و عتقت من الصبا؛ عاتق دخترى است که به حد مقنعه پوشیدن رسیده و از بچگى درآمده باشد).
۲۰ـ التهذیب، ج۳، ص۲۸۷، باب۱۶، حدیث۱۴؛ شیوه دست فروشى به اقتضاى موقعیت زمانى و مکانى، پیشینه درازى دارد و گویا قبل از اسلام و بعد از آن رواج داشته است. ابوالسمرإ می‌گوید: یک روز صبح که عازم زیارت حرم مطهر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم، در راه به زنى برخورد کردم که سوغات مدینه می‌فروخت. (اخبار النساء فى العقد الفریه، ص۳۵ ـ ۳۶)
۲۱ـ بجز (حولاء) نام زنان عطرفروش دیگرى مانند ملیکه مطرح است. (الاصابه، ج۸، ص۱۹۱).
۲۲ـ به استناد روایتى از امام صادق(علیه السلام) نام او زینب بوده است. شاید به خاطر نقص در چشمش بدان لقب خوانده شده است. (الروضه من الکافى، ترجمه محمدباقر کمره اى، ج۱، ص۲۹۱).
۲۳ـ تراجم اعلام النسإ، ج۲، ص۳۴؛
۲۴ـ مسإله حجاب، ص۲۲۷، انتشارات صدرا، ۱۳۷۱،به نقل ازبحارالانوار،ج۱۱،ص۱۱۸،چاپ کمپانى.
۲۵ـ الاصابه، ج۸، ص۱۶۷؛
۲۶ـ لسان العرب، ماده (شطر).
۲۷ـ حسن الاسوه، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵؛
۲۸ـ همان مدرک ـ الاصابه، ج۸، ص۱۸۷، تراجم اعلام النسإ، ج۲، ص۵۹؛
۲۹ـ خدمتکارى، کلفتى و کنیزى زنان صورتهاى گوناگونى داشته است، مانند جان خرید، اجاره، تبرعى، بردگى و … همچنین تعداد فراوانى از زنان خدمتکار داراى شوهر و فرزند بوده‌اند.
۳۰ـ التهذیب، ج۶، ص۳۸۵ ـ المکاسب، ص۲۶۳؛
۳۱ـ الاصابه، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱، چاپ مصر (ج۸، ص۱۳۶، بیروت، دارالکتب الاسلامیه).
۳۲ـ با عنوان شغل انتظامی خواهد آمد. نگاه کنید: زنان در بازار کار ایران، مهرانگیز کار تهران، روشنگران، ص۲۳۷؛
۳۳ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۳، ص۴۳۸ و ج۲۴، ص۲۶ ـ ۲۷ و ۲۶۰ و ۳۶۰؛
۳۴ـ حسن الاسوه، ص۲۰۷ ـ ۲۰۸؛
۳۵ـ سنن ابى داوود، نسائى و صحیح مسلم. ابواب العتق[ آزادسازى بردگان]
۳۶ـ قصص، آیه ۲۳؛
۳۷ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۱۴۱ ـ اخبار النسإ در آثار ابن جوزى، ابن قتیبه، و ابن ابى طینور و ابن عبدالله.
۳۸ـ وقوع این امر در گذشته و همزمان با ظهور اسلام به فراوانى یاد شده است. ر. ک. سیره ابن هشام.
۳۹ـ اینکه روایات، زنان را از سوار شدن بر زین و مرکب نهى کرده، به خاطر پیامدهاى آن به خصوص در مورد زین اسب بوده است. واژه (سرج) در این روایت موضوعیت دارد، به خصوص در روایتى از حضرت على(علیه السلام) که به دنبال آن تهییج به فساد را شرط آورده است. بنابراین، هیچ منافاتى میان این روایات و روایات مورد نظر وجود ندارد. (وسائل الشیعه، ج۱۴، مقدمات نکاح).
۴۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۱۷۸؛
۴۱ـ زنى با صفات مردانه که به منظور اسلام آوردن، تنها بر شترش سوار شد و مسافت نسبتا زیادى را پیموده، به خدمت آن حضرت رسید و مسلمان شد.
۴۲ـ المعجم الکبیر، ج۲۵، ص۷ ـ ۱۱؛
۴۳ـ المعجم الکبیرللطبرانى، ج۲۴، ص۹۴؛
۴۴ـ ر.ک. سیرالصحابیات، ص۱۰ ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۷۵؛
۴۵ـ زن وظیفه ندارد براى شوهر کارى انجام دهد؛ حتى جمعى از فقیهان گفته اند: می‌تواند براى شیر دادن فرزندش از شوهر خود مزد بگیرد. ر.ک. احکام النسإ، شیخ مفید،ص۴۲؛
بنابراین خیاطى زن هر چند در محیط منزل و براى شوهر و فرزند انجام شود، عنوان شغلى خود را از دست نمی‌دهد و زن می‌تواند درخواست مزد کند. اینکه زنان هیچ مزدى از شوهر خود نمی‌گیرند، غیر از حکم شرعى و قانونى آن است. امروزه در کشورى مثل اسپانیا بیشترین رقم درآمد زنان را کارها و مشاغل خانگى تشکیل می‌دهد.
۴۶ـ حیاه الصحابیات، ج۲، ص۱۶۹؛
۴۷ـ السیره النبویه، ج۴، ص۱۳۲؛
۴۸ـ الاصابه، ج۸، ص۲۴۵؛
منبع: سید محسن سعیدزاده؛ ماهنامه پیام زن؛ شماره ۳۸

مشاغل زنان در عصر رسالت(۲)

آنچه گذشت:

بازنگارى و ترجمه سنت‌ها و واقعیت‌هاى اجتماعى مسلمانان در زمان حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و یکى، دو سده پس از آن مى‌تواند منبع بسیار مفیدى درمباحث فقهى، حقوقى و اجتماعى ما باشد. از آن جمله است مشاغل زنان در آن عصر. آنچه دومین قسمت آن را پى مى‌گیریم فهرستى از این مشاغل است که زنان به صورت محدود یا گسترده عهده‌دار آن مى‌شده‌اند.

پرواضح است بازگویى این موارد به انگیزه فراخوانى به مشاغل یادشده نیست. چنان که به معناى محصور ساختن در این موارد نیز نمى‌باشد. هدف مقاله تإکید بر این امر است که اشتغال زنان خود به خود امرى ناپسند یا ممنوع نیست بلکه در بسیارى موارد پسندیده و حتى در حد واجب کفایى یا عینى مى‌باشد. تنها برخى عوارض جنبى و مفسده‌هاى عارضى و یا محدودیت‌هاى طبیعى و یا عرفى و اجتماعى است که آنان را از برخى مشاغل باز مى‌دارد و این محدودیتها براى مردان نیز وجود دارد. برخى نکات دیگر را نیز در مقدمه اولین قسمت آورده بودیم مى‌تواند ملاحظه گردد. هنوز یک قسمت دیگر نیز باقى است که در فرصت بعد خواهیم خواند. ان شاء الله.

۱۳ ـ نجارى

زنان مسلمانى که به حبشه هجرت کرده بودند، از فرصت به دست آمده سود جسته، پاره‌اى از علوم و فنون رایج در حبشه را فرا گرفتند. از جمله این فنون، نجارى و پزشکى بوده است. نوشته‌اند: وقتى که حضرت زهرا(سلام الله علیها) از شیوه حمل جنازه‌ها اظهار نگرانى کرد، اسماء بنت عمیس طرح یک تابوت به گونه‌اى که در حبشه فرا گرفته بود، ارائه داد و موجب خوشحالى آن حضرت شد.(۱)

همچنین گفته‌اند: زینب بنت جحش نیز به فن تابوت‌سازى آشنا بوده و براى خود تابوتى ساخته بود.(۲)

گذشته از این، ساخت وسایل عروسى(۳) که شامل صندوقچه، شانه، قاب آینه و غیره مى‌شده، توسط زنان انجام مى‌گردید. مواد اولیه آنها از چوب و استخوان فیل و مانند آن بوده است.

۱۴ ـ دباغى

دباغى به حرفه‌اى گفته مى‌شود که پوست حیوانات را پاک و پرداخت کرده، براى استفاده آماده مى‌سازد. این حرفه را زنان عصر حضور از جمله همسران حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) انجام مى‌داده‌اند. از سوده همسر آن حضرت چنین روایت شده است:

(ماتت لنا شاه فدبغنا مسکها)(۴)

(گوسفندى از ما مرد، پوستش را دباغى کردیم (و از آن مشک ساختیم).

در شرح حال زینب دختر جحش همسر دیگر آن حضرت آمده که او همواره دباغى مى‌کرد(۵). درباره این دو زن اصطلاح (طول ید) که کنایه از کار و صدقه دادن مى‌باشد، نقل شده است.(۶)

۱۵ ـ کوره (اجاق)‌سازى

حفر کوره براى مصارف صنعتى و خانگى از نیازهاى آن روزگار بوده است.

واقدى در شرح حال ماریه همسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نوشته است:

(و کانت ممن حفر کوره ایضا)

(او نیز از کسانى بود که کوره حفر کرد).(۷)

۱۶ ـ خرازى

خرازى در فرهنگ تازى، به معنى دوخت و صنعت پوست، چکمه‌دوزى و … به کار رفته است. خرازى در فرهنگ اقتصادى حاضر به مغازه‌هایى گفته مى‌شود که اسباب و ادوات دوخت و دوز، بافتنى، مهره و مانند آن را مى‌فروشند. این واژه در گذشته نیز شبیه این مفهوم را القا مى‌کرد، زیرا در مورد دوخت لباس و ظروف آب مثل مشک و پشتى و مانند اینها، به کار مى‌رفته است.

در شرح حال زینب بنت جحش همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

(فکانت تدبغ و تخزر)(۸)

(او دباغى و خرازى مى‌کرد.)

در دوره بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که اصحاب آن حضرت، مرجع علمى مردم بودند، دو زن در حرفه خرازى، اختلاف پیدا کرده، براى حل دعوا نزد ابن عباس آمدند. او پس از یادآورى قوانین حقوقى اسلام آن دو را موعظه کرد که در نتیجه زن مجرم به گناه خود اعتراف کرد. در ابتداى این حدیث چنین آمده است:

(ان امرأتین کانتا تخرزان فى بیت فخرجت احداهما و قد نفد الاشفى(۹) فى کفها)

(دو زن در یک خانه خرازى مى‌کردند، پس یکى از آن دو از خانه خارج شد، در حالى که سوزرن خرازى در کف دستش فرو رفته بود.)(۱۰)

از این دو روایت استفاده مى‌شود که خراز با پوست گوسفند یا حیوان حلال گوشت دیگرى، وسایل مورد نیاز مردم را چون مشک آب و… مى‌ساخته است. همچنین، از روایت دوم استفاده مى‌شود که براى خرازى زنان، کارگاه ویژه وجود داشته است.

۱۷ ـ سقایى

این پیشه تا اوایل قرن حاضر در همه ممالک اسلامى رایج بوده است و تهیه آب و توزیع آن میان مردم به عنوان یک شغل به خصوص در جبهه‌هاى جنگ در میان زنان سده اول رواج داشته است. تعدادى از زنان صحابى که خود از محدثان نامى عالم اسلام هستند، گفته‌اند: ما هر گاه در جبهه حضور یافته و نمى‌جنگیدیم، به مجاهدان آب مى‌رساندیم. (۱۱)

ام معبد انصارى مى‌گوید:

من به یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نوشیدنى مى‌دادم، از جمله به معاذ. جمعى در خصوص حکم نوشیدنى از او سوال کردند و او که آشنا به حلال و حرام آشامیدنی‌ها بود، به پرسش آنان پاسخ داد.(۱۲) بنابراین علاوه بر سقایى، تهیه نوشابه‌هاى مخصوص، و فروش آنها نیز به عهده زنان بوده است.

۱۸ ـ آشپزى (فروش غذاى گرم)

مفهوم آشپزى در این عنوان، پخت و پز زنان در محیط منزل نیست.(۱۳) زیرا این همت را همه زنان به عشق فرزندان، شوهر و بستگان خود انجام مى‌دهند. منظور از طبخ غذا به صورت انبوه براى عرضه و فروش به مردم است. زنان سده نخست دوره اسلامى و پیش از آن، در مراسمى چون حج و موقع جنگ، اقدام به طبخ غذا و عرضه آن به مردم مى‌کرده‌اند. ام عطیه یکى از این زنان است، او که از یاران حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده در جبهه حاضر مى‌گردید و براى رزمندگان آشپزى مى‌نمود. به جز این، روایات دیگرى در خصوص این شغل زنان، در عصر حضور و پس از آن موجود است اما، چون نگارنده بنا بر اختصار گذاشته، از ذکر آن خوددارى نمود.(۱۴)

۱۹ ـ شیردهى

مرد عرب به دلایلى(۱۵)، بهره‌گیرى از شیر زنان دیگر را پذیرفته بود و زنان عرب به شیردهى و شیرفروشى عادت کرده بودند. اسلام این سنت را پذیرفت، ولى براى آن شرایطى قرار داد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از کسانى بود که علیرغم بهره‌ورى از وجود مادرى چون آمنه به زن شیردهى از قبیله بنى سعد سپرده شد. آن حضرت به این برهه از زندگى خود اشاره کرده و با افتخار از آن سخن گفته است:

(و ما یمنعى و انا من قریش و ارضعت فى بنى سعد)(۱۶)

(چه چیز مرا (از فصاحت) مانع شود، در حالى که از قریشم و در (قبیله) بنى سعد شیر خورده ام!)

پیشینه این سنت اجتماعى به استناد آیه دوازده سوره قصص(۱۷)به زمان حضرت موسى(علیه السلام) برمى‌گردد و به طور قطع، چنین سنت ریشه‌دارى، پیش از آن نیز وجود داشته است. اشراف عرب، همواره براى خود دایه داشتند که نام آنان چون خانم بنانه حاضنه خاندان لوى در تاریخ یاد شده است.(۱۸)

در تاریخ اسلام از زنان شیرده بسیارى یاد شده است، نظیر: حلیمه شیرده، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ام برده شیرده فرزند ایشان ابراهیم.

۲۰ ـ دایگى

دایگى در فرهنگ اسلامى به عنوان (ظئر، حاضنه و کفیل) مطرح شده و در تاریخ ایران اسلامى با عنوان (مربى) و (لله) و چند لفظ دیگر به کار رفته است، ولى با دقت بیشتر درمى‌یابیم که هر یک به کار خاصى مى‌پرداخته و هر یک از این اصطلاحات در محدوده زمان معینى اطلاق مى‌شده است. (ظئر) به معناى قابله و ماماست که تنها در دوره قبل از تولد طفل، از مادر و جنین او مواظبت مى‌کند. پس از آن، مرضعه از ابتداى تولد تا دو سال به او شیر مى‌دهد. تمیز کردن و خواباندن و توجه به نیازهاى روحى و جسمى کودک موضوع حضانت قرار مى‌گیرد که گاهى این وظیفه را مرضعه انجام مى‌دهد و بیشتر اوقات توسط مادر یا حاضنه انجام مى‌شود. چنین کارى در اصطلاح، حضانت خوانده مى‌شود و به متصدى آن اگر زن باشد، حاضنه مى‌گویند. مدت حضانت تا وقتى است که بچه خودکفا شود و بتواند نیازمندی‌هاى اولیه خود را برطرف سازد و از هفت سال تجاوز نمى‌کند.

دوره خدمتگزارى به فرزند، پس از حضانت تا دوره بلوغ و رشد، کفالت خوانده مى‌شود.(۱۹)

قرآن کریم به این مقطع از زندگى حضرت مریم(سلام الله علیها) اشاره کرده، چنین مى‌فرماید:

(و کفلها زکریا)

(زکریا، کفالت مریم را پذیرفت).

از آنجا که کفیل، هزینه زندگى بچه را مى‌پردازد و زکریا خود را موظف به انجام این کار مى‌دانست، هرگاه براى این منظور متوجه مریم مى‌شد، ملاحظه مى‌کرد که سفره غذاى او گسترده است.

(کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انى لک هذا قالت هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب)(۲۰)

به هر حال، زنان دوره نخست اسلامى به مشاغل یاد شده رغبت داشته و بدان مى‌پرداخته‌اند. این سنت در دهه‌ها و سده‌هاى بعد از حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ادامه داشته و مورد تإیید بوده است.

امام صادق(علیه السلام) براى فرزندشان حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) دایه گرفته بودند. روزى زراره (که از بزرگان اصحاب ایشان است) به حضور آن حضرت شرفیاب شد و دید، دایه امام لقمه‌هاى برنج را به زور به ایشان خورانده و آن حضرت را به خاطر برنج کتک مى‌زند. او غمگین نزد امام صادق(علیه السلام) نشسته بود که امام(علیه السلام) فرمود: گمان مى‌کنم غم تو از دایه ابوالحسن است. او پاسخ داد: آرى، فدایت شوم، چنین است. آن حضرت(علیه السلام) ضمن قبول این روش از منافع برنج سخن گفت.(۲۱)

۲۱ ـ شیرینى‌پزى

نانوایى، کلوچه پزى و تهیه نوعى از شیرینى جزو مشاغل پاره وقت زنان در دوره‌هاى گذشته بوده است. ام ایمن (که اهل حبشه بود) براى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یک غذاى محلى درست کرده، به صورت گرده نان درآورده بود. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: این چیست؟ عرض کرد: یک خوردنى که در سرزمین خود مى‌سازیم، من دوست داشتم، براى شما درست کنم …(۲۲)

سهل بن سعد گفته است: زنى از (تیره) ما در مزرعه خود یک نوع گیاه خوردنى (شبیه کدو) مى‌کاشت. روزهاى جمعه ریشه آن را مى‌چید و با آرد جو مى‌آمیخت و با آن غذایى تهیه مى‌کرد. وقتى که از نمازجمعه باز مى‌گشتیم به آنجا مى‌رفتیم تا از آن غذا بخوریم. ما جمعه را به خاطر آن غذا دوست داشتیم.(۲۳)

۲۲ ـ آرایش‌گرى

از آنجا که انسان زیبایى‌گراست و بدان جهت که تنوع در زندگى خصوصى زن و مرد لازم و مفید است، آرایش به خصوص براى زنان، اهمیت ویژه‌اى مى‌یابد. آنان از گذشته‌هاى دور تاکنون به این سنت عمل کرده‌اند و اسلام که دین جمال و زیبایى است و پاکیزگى را جزو تفکیک‌ناپذیر ایمان دانسته، چنین سنتى را ترویج کرده است.

ام رعله یکى از آرایشگران دوره جاهلى است. او خدمت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرض کرد: شغل من مشاطه‌گرى است و زنان را براى شوهرانشان زینت و آرایش مى‌کنم. آیا این کار گناه است، تا از آن دورى کنم؟ ایشان فرمود: آنان را آرایش و زینت کن … (۲۴)

نام زنان آرایشگر دیگرى چون ام غیلان دوسیه، ام زفر (که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) را مى‌آراست) جثامه، ام عطیه و ام سلیم در تاریخ اسلام دیده مى‌شود.(۲۵)

روایات زیادى درباره اهمیت آرایش و شرایط آن و این که نباید براى نامحرم مورد استفاده قرار گیرد و سایر خصوصیات آن وارد شده که بر آن اساس، به بحث پرداخته‌اند.

۲۳ ـ خوانندگى

منظور از خوانندگى در آن دوره، اصطلاح رایج امروزى نیست، بلکه خواندن زن در مجلس عزا و شادى هر دو مورد نظر است. چیزى که در فقه با دو عنوان (غنا) و (نوح) مطرح شده است. اصل مورد قبول فقیهان شیعه در فقه امامیه، حرمت غناست، مگر غناى زن در مجلس عروسى بدون آن که مردان حضور داشته باشند و بدون آن که لهو و حرامى را به دنبال بیاورد.

مرحوم شهید در (دروس) چنین نوشته است:

(احدها ما حرم لغیه کالغناء فیحرم فعله و تعلمه و تعلیمه و استماعه و التکسب به الا غناء العرس ما لم یدخل الرجال على المرأه و لم تتکلم بالباطل و لم تلعب بالملاهى)

(یکى از آنها (مکاسب حرام) چیزى است که خود حرام باشد، مانند غنا. پس انجام، آموختن، آموزش، شنیدن و به دست آوردن مال توسط آن حرام است، مگر غناى عروسى[آن هم] تا زمانى که مردان بر زن (خواننده) وارد نشوند و به باطل سخن نگوید و به لهو بازى نکند.)(۲۶)

مرحوم شیخ مفید در مورد نوحه‌خوانى زن نوشته است:

(و کسب النوائح بالباطل حرام. و لا بإس بالنوح على اهل الدین بالحق من الکلام و لا باس بالاجر على ذلک)

(کاسبى نوحه‌کننده از طریق باطل حرام است و اشکالى بر نوحه به سخن حق براى اهل دین نیست و همین طور مزد گرفتن بر آن بى‌اشکال است.)(۲۷)

با این وصف، اصل این شغل مورد پذیرش بوده و مواردى از آن در تاریخ اسلام یاد شده است.(۲۸)

فقیهان ما در کتاب تجارت و مکاسب (بیعها) به مناسبت، پیشه‌هاى حرام یا مکروه و در مباحث قضا و شهادات به مناسبت، قبول یا عدم قبول شهادت کسانى که چنین مشاغلى دارند، بحث‌هاى خواندنى و قابل توجهى دارند که نقل آن و بحث درباره چگونگى و درستى و نادرستى اقوال مطرح شده از حوصله این مقاله خارج است. هدف ما گزارشى از وجود این شغل در میان زنان بود که برآورده شد.

۲۴ ـ مرجعیت علمى

نمونه روشن این مقام علمى و روحانى، حضرت زهراى اطهر(سلام الله علیها) دختر گرامى پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و همسر حضرت على(علیه السلام) مى‌باشد. زنان و حتى مردان در تمام زمینه‌هاى علمىt به ایشان رجوع مى‌کردند و پاسخ درست خود را دریافت مى‌نمودند. از محضر آن حضرت، شخصیت‌هایى مثل اسماء، ام ایمن و فضه بهره‌مند شدند. یاران شهیر و طراز اول پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مثل جابر و سلمان با کمال افتخار و تواضع، از نخل تنومند دانش خدایى‌اش خوشه مى‌چیدند.(۲۹)

از ایشان که بگذریم زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اغلب مرجع مردم بوده‌اند. اهل سنت به خصوص از عایشه نام برده و از او روایات زیادى نقل کرده‌اند.(۳۰)

در میان یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز زنان فراوانى مرجع علمى و دینى مردم بوده‌اند که از آن میان مى‌توان به ام شریک و عاتکه بنت یزید اشاره کرد.(۳۱)

۲۵ ـ کف بینى و رمالى

در کتاب زبیر بن بکار آمده است که عمر بن عبیداله بن معمر که سال ۶۸ قمرى والى بصره و فارس بوده به اتفاق مالک بن خداش خزاعى براى نبرد به سیستان مى‌رفتند. سر راه، چشمشان به زنى افتاد که از روى خطوط ترسیم کرده روى زمین، پیشگویى مى‌کرد و عده‌اى دور او را گرفته بودند. عمر با تمسخر به او نگریست و خندید. آن زن گفت: از سیستان خارج نمى‌شوى مگر با تابوت مردگان و این مردى که همراه توست، با زن تو ازدواج مى‌کند. پس از مدتى چنان شد که او پیشگویى کرده بود.(۳۲)

۲۶ ـ آموزگارى زنان

آموزگارى، از مشاغل با اهمیت عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانم (شفا) که از آموزگاران با تجربه عصر خود به حساب مى‌آمد، دستور داد که به همسر ایشان خط و روانپزشکى بیاموزد.(۳۳)

۲۷ ـ تفریح ـ ورزش

این کار به عنوان یک شغل سرگرم‌کننده مباح، بلکه مستحب توصیه شده است. پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمود: (کل لهو المومن باطل الا فى ثلاث: فى تأدیبه الفرس و رمیه عن قوسه و ملاعبته امرإته فانهن حق)(۳۴)

جمعى از فضلا جمله (و ملاعبته امرإته) را تنها به امور جنسى تعبیر کرده‌اند، ولى مى‌توان گفت: قرار گرفتن این تفریح در کنار پرورش اسب و تیراندازى معناى دیگرى دارد.

ابن هشام در دو مورد، از مسابقه کشتى سخن گفته که هر دو مطابق سیره حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.(۳۵)

مرحوم شیخ حر عاملى از مسابقه اسب دوانى و شترسوارى و تعیین جایزه از سوى حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) سخن گفته است.(۳۶)

در کتاب‌هاى فقه و حدیث، موارد دیگرى مثل شنا و گاه شطرنج بدون برد و باخت، تجویز شده و پیرامون آن بحث‌هاى مفیدى مطرح شده است. بنابراین، شغل تفریحى و سرگرم‌کننده‌اى که آموزنده هم باشد، براى خانم‌ها مجاز است. این گونه مشاغل گرچه به عنوان یک شغل دائم در شمار بقیه شغل‌ها قرار نگرفته بود، اما امروز با توجه به شرایط خاص زمان و مکان مى‌تواند تشکیلات سازمانى داشته و جزو مشاغل رسمى کشور محسوب شود.

۲۸ ـ بهداشت (خفض)

در میان عرب، رسم ختنه براى مردان و خفض براى زنان، رایج بوده است.(۳۷) هر یک از این دو سنت مردانه و زنانه، توسط دو زن خبره انجام مى‌شد. پس از ظهور اسلام، زنانى که به این کار اشتغال داشتند، نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده، وضعیت شغلى خود را مطرح کردند. آن حضرت نیز اجازه داد که به کار خود ادامه دهند. همچنین ایشان براى بهبود وضعیت شغلى آنان رهنمودهایى ارائه کردند.(۳۸)

۲۹ ـ پرستارى و خدمات اورژانسى

حضور گسترده زنان در جبهه‌هاى نبرد با کافران و مشرکان از دیدگاه بیشتر محدثان و فقیهان به نیت انجام کارهایى از قبیل پرستارى و خدمات درمانى اورژانسى تفسیر مى‌شود.

آنان در مورد این نظر، تنها به روایاتى استناد مى‌کنند که در این زمینه صراحت داشته باشد. نمونه این روایات چنین است:

ام سنان اسلمیه وقتى که داوطلب شرکت در جنگ شد، نزد حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من براى … مداواى مجروحان شرکت مى‌کنم. آن حضرت اجازه فرمود و چنین ادامه داد: به دوستان تو (چه از قبیله اسلم یا غیر آن) نیز اجازه مى‌دهم که شرکت کنند؛ پس[برو] همراه ام سلمه باش [یعنى به فرمان ام سلمه(همسر آن حضرت) عمل کنید]. (۳۹)

لیلا غفاریه از زنانى بود که به منظور مداواى مجروحان و خدمت به مریضان با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به جبهه مى‌رفت.(۴۰).

ربیع دختر معوذ از زنان دیگرى است که براى کمک به مجروحان و پرستارى از مریض‌ها روانه جبهه جنگ مى‌شده است.(۴۱)

۳۰ـ تدارکات جبهه

بخشى از کارهاى تدارکاتى و خدماتى جبهه، بر دوش زنان بوده است. زنان در همه غزوه‌هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فعالانه حضور داشته‌اند. در جنگ خیبر زنى از قبیله بنى غفار همراه فامیل خود به خدمت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و گفت:

إردنا إن نخرج معک الى وجهک هذا … و هو یسیر الى خیبر ـ فنداوى الجرحى و نعین على المسلمین بما استطعنا. فقال(صلی الله علیه و آله و سلم): على برکه الله؛

(ما مى‌خواهیم با شما به مقصد مورد نظرتان، مسیر خیبر بیایم، مجروحان را مداوا کنیم و با تمام توان به آنها کمک کنیم. آن حضرت فرمود: [بیایید] به برکت خدا).(۴۲)

بنابراین، آمادگى زنان صدر اسلام براى هر کارى که در توان آنها بوده و اجازه پیامبر به بیانى که گذشت، نشان مى‌دهد که زنان، فعالانه در صحنه اجتماع حضور داشته و تمام قدرت خود را به کار گرفتند تا درخت اسلام پا بگیرد و مسلمانان سربلند و عزیز باشند.

از جمله کارهایى که زنان به آن اشتغال داشتند، حمل مجروحان و شهدا به پشت خط‌مقدم و گاه به مدینه بوده است. کسانى که با تاریخ اسلام آشنایى دارند، گزارش‌هاى حماسى و قهرمانانه زنان نمونه صدر اسلام را شنیده‌اند. با این حال، یک روایت از زبان این دلاور زنان نقل مى‌کنیم:

(کنا نغزو مع رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) … و نرد القتلى و الجرحى الى المدینه)

(با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگها شرکت مى‌کردیم … و کشته‌ها و مجروحان را به مدینه انتقال مى‌دادیم).(۴۳)

ادامه دارد…

پى‌نوشت‏‌ها
۱ ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۳؛
۲ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص۲۲۸؛
۳ ـ ابوعثمان جاحظ (۱۵۰ ـ ۲۵۵ق) یکى از مشاغل رایج زن مسلمان را ساخت و ساز وسایل عروسى یاد کرده است. (اخبارالنساء، ابن قیم، ص۲۱۷؛)
۴ ـ حسن الاسوه، به نقل از بخارى و نسایى (باب ماورد فى انباذ المرأه فى الجلد.)
۵ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۲۲۰ ـ ۲۲۵؛
۶ ـ ر.ک. الاصابه، حرف (ز) و (سلام الله علیها).
۷ ـ الاصابه، ج۸، ص۱۸۵؛
۸ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۲۲۰ ـ ۲۲۵؛
۹ ـ الاشفى، المثقب … الذى ملاساکفه … و المزاود و القرب و اشجاهها و هو مقصور و المخصب للنعال. (لسان العرب، ماده شفى.)
۱۰ ـ حسن الاسوه، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴؛
۱۱ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۷۶؛
۱۲ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۸۲؛
۱۳ ـ متذکر شدیم آشپزى را وظیفه زنان نداسته‌اند. بنابراین زن خانه‌دار براى شغل آشپزى مى‌تواند از شوهر مزد بگیرد. نگاه کنید: احکام النساء، شیخ مفید، ص۴۲؛
۱۴ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۲۹، ۵۵، ۵۶، ۶۷، ۱۳۷؛
۱۵ ـ برخى از محققان درباره تعداد انگیزه‌ها و علل این کار چنین نوشته‌اند: علت این که قریش و غیرقریش (اشراف عرب) فرزندان خود را براى شیردهى به مرضعه مى‌سپردند، وجوهى است:
۱ ـ فراغتى که زنان براى شوهر فراهم مى‌آورند.
۲ ـ براى آن که اطفال در میان قبیله‌هاى مختلف، فصاحت و بلاغت یاد گرفته، به خلق و خوى اعراب آشنا شوند.
۳ ـ چنان که در جاى خود اشاره کردیم علت دیگر، مشغله فراوان صاحبان اولاد و نیاز آنها به مرضعه‌ها بوده است.
۱۶ ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۱۸۵؛
۱۷ ـ (وحرمنا علیه المراضع من قبل فقالت هل ادلکم على اهل بیت یکفلونه لکم و هم له ناصحون)
۱۸ ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۱۸۵؛
۱۹ ـ موضوع کفالت موسى که در آیه ۴۰سوره طه و آیه ۱۲سوره قصص مطرح شده، اعم از حضانت و رضاع بوده است. (المیزان، ج۱۴، ص۱۵۱، موسسه إعلمى بیروت.) یا بدان جهت است که کفالت طفل شامل رضاع و حضانت و کفالت (به معنى خاص) هرسه مى‌شود و هر گاه به کفالت تعبیر شود، دو مرحله دیگر را نیز شامل خواهد بود.
۲۰ ـ مریم، آیه ۳۷؛
۲۱ ـ (عن زراره قال رإیت دایه ابى الحسن موسى(علیه السلام) تلقمه الارز و تضر به علیه فغمنى ما رإیته. فلما دخلت على إبى عبدالله(علیه السلام) قال لى: احسبک غمک الذى رإیت من دایه ابى الحسن موسى(علیه السلام) فقلت: نعم جعلت فداک. فقال لى: نعم الطعام الارز …) (بحارالانوار، ج۴۷، ص۴۲؛)
۲۲ ـ حیاه الصحابیات، ج۲، ص۲۹۱؛
۲۳ ـ حیاه الصحابیات، ج۲، ص۱۵۴ ـ ۱۵۵؛ خلاصه و مضمون روایت نقل شد.
۲۴ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۳۱؛
۲۵ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۳۵ و ۲۶۵؛
۲۶ ـ الدروس، ص۳۲۶؛
۲۷ ـ المقنعه، ص۵۸۸؛ براى نمونه مى‌توانید روایات موافق و مخالف موضوع را در التهذیب، ج۶، ص۳۵۶ ـ ۳۵۹ و ۳۸۷ ـ بحارالانوار، ج۴۷، ص۲۷۹ ـ کیمیاى سعادت، ج۱، ص۳۰ نگاه کنید.
۲۸ ـ ر.ک. احیإ علوم الدین، امام محمد غزالى، ج۲، بحث سماع.
۲۹ ـ ر.ک. کتابهاى شرح حال حضرت زهرا(سلام الله علیها).
۳۰ ـ سیر الصحابیات، ص۹ ـ حیاه الصحابیات جلد اول و دوم، ص۳۰۶ ـ ۳۰۵؛
۳۱ ـ سیر الصحابیات، ص۹؛
۳۲ ـ الاخبار الموفقیات، ص۳۶۶؛
۳۳ ـ المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۱۴ ـ ۳۱۶ ـ ر.ک. پیشینه آموزش زنان مجله پیام زن اثر همین نویسنده.
۳۴ ـ وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۴۷؛
۳۵ ـ السیره النبویه، ج۱، ص۴۱ و ج۳، ص۲۹؛
۳۶ ـ وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۴۵ ـ ۳۵۱؛
۳۷ ـ در روایتى پیشینه آن به دوره حضرت ابراهیم(علیه السلام) برمى‌گردد. در این روایت چنین آمده است: هاجر اول زنى است که خفض کرد … (لسان العرب ماده هجر)
۳۸ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۵۹ ـ ۲۶۰ ـ التهذیب، ج۶، ص۳۶۰ ـ ۳۶۱ ـ لسان العرب، ماده شمم ـ السیره النبویه، ج۳، ص۳۳ ـ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۳؛
۳۹ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۴۵؛
۴۰ ـ همان مدرک، ص ۱۸۳؛
۴۱ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۷۶ و ج۲۵، ص۲۹ و ۵۵ و ۵۶ و ۶۷ و ۱۳۷؛
۴۲ ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۳، ص۲۹۰ ـ ۲۹۱؛
۴۳ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۷۶ و ج۲۵، ص۲۹ و ۵۵ و ۵۶ و ۶۷ و ۱۳۷؛
منبع: سید محسن سعیدزاده؛ ماهنامه پیام زن؛ شماره ۳۹

مشاغل زنان در عصر رسالت(۳)

اشاره

دو قسمت گذشته مقاله، حدود ۳۰ مورد از مشاغل و حرفه‌هایى که زنان کم و بیش در دوره اولیه ظهور و گسترش اسلام بدان می‌‌پرداخته‌اند را برشمرد. پیشتر یادآور شدیم ذکر اینها که به اجمال و اختصار تمام نیز برگزار می‌‌شود، به انگیزه فراخوان به یکایک موارد یاد شده نیست. چنان که به هدف محصور ساختن به اینها و یا ارائه الگوى اشتغال نمی‌‌باشد. انگیزه اصلى، تإکید بر حضور سازنده زن در جامعه اسلامی‌ با حفظ همه شؤون و چارچوب‌هاست. و پر روشن است که بسیارى از موارد فهرست شده، به فراخور رشد و گسترش زمینه‌هاى یادشده و قالب‌هاى موجود، اینک بسیار متفاوت با گذشته در جریان است ولى اینها تغییرى در اصل موضوع ایجاد نخواهد کرد. به عنوان مثال بافندگى، رنگرزى، خدمات بهداشتى آموزشى، ماهیت اصلى خویش را حفظ کرده است هر چند قالب‌ها و ابزار و گستره آن بسیار فراتر از گذشته است. به هر حال آرزو می‌‌کنیم همین مختصر بتواند کمکى به صاحب نظران و علاقه‌مندان این گونه مسائل نموده باشد. ان شاء الله.

۳۱ – نگهدارى اموال

نگهدارى از اموال مردم و مبارزان که گاه به نگهبانى مسلحانه(۱) نیاز داشت، از مشاغل دیگر زنان در سده اول است. زنان در پشت جبهه، حراست از مرکز سیاسى و اقتصادى اسلام را عهده‌دار بوده‌اند. هر بار که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) مدینه را به قصد جنگ یا کارى چون حج، ترک می‌‌کرد، جانشینى در آنجا می‌‌گماشت.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در یکى از جنگها(تبوک)، حضرت على(علیه السلام) را جانشین خود قرار داد. منافقان شایع کردند که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت على(علیه السلام) بى‌توجهى کرده، وى را در میان زنان گذاشته است! حضرت على(علیه السلام) این موضوع را به عرض پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسانید. آن حضرت فرمود: آیا دوست ندارى جایگاهت در میان امت، مثل هارون نسبت به موسى باشد، با این تفاوت که بعد از من دیگر پیامبرى نخواهد بود؟(۲)

لزوم حراست از دستاوردهاى آیین جدید، نگهدارى املاک و اموال مسلمانان و پاسدارى از مرکز اقتصادى اسلام(بیت المال)، از کارهاى اساسى شمرده می‌‌شد و چنین وظیفه‌اى نیز بر عهده زنان بوده است.

وقتى نماینده زنان براى ابلاغ پیام آنها به حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد، سخنان پرمعنى و فصیحى اظهار داشت، از جمله گفت:

«و ان الرجل منکم اذا خرج حاجا او معتمرا او مرابطا حفظنا لکم اموالکم»

«اگر مردى از شما به حج یا عمره برود، ما(در غیاب شما) اموالتان را حفظ می‌‌کنیم.»(۳)

۳۲ـ کهانت

کهانت به معنى خبر دادن از نادیده‌هاست(۴) که شامل آینده و گذشته می‌‌شود. عرافت، قیافه، قیافه البشر و قیافه الاثر از گرایش‌هاى وابسته به کهانت است که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

پیش از اسلام، کهانت در میان زنان، جایگاه خاص و ممتازى داشته است. نام بزرگانى چون: «طریفه» در یمن که خراب شدن سد مآرب و سیل عرم را پیش‌بینى کرده بود، «زبرا» در ناحیه حضرموت، «سلمی‌» از همدانیان، «عفیراء»، «فاطمه» خثعمیه در مکه، «زرقاء»، «یمامه» کاهنه بنى سعد و «سعدى» دختر کریز خاله عثمان(خلیفه سوم) در تاریخ به ثبت رسیده است.(۵)

خاله عثمان از اسلام آوردن و ازدواج او با دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داده بود و چنان شد که وى گفته بود.(۶)

زنى از کاهنان عرب به «مرحب» پهلوان نامی‌ عصر جاهلى گفته بود که کسى به نام حیدر تو را خواهد کشت.(۷)

جز این دو، زنان کاهن دیگرى از آمدن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و بعضى از امور ایشان خبر می‌‌دادند [چنانکه به وقوع پیوست].(۸)

در مورد تأیید کهانت به معناى خاص آن، مطلبى دیده نشده است. مرحوم شیخ انصارى در مکاسب محرمه به طور کلى درباره کهانت چنین نوشته است: «الکهانه حرام» سپس در دنباله بحث، حرمت آن را بدون مخالف می‌‌داند.(۹)

۳۳ـ رزم

فقیهان در خصوص مسائل رزمی‌ زنان و جهاد ابتدایى آنان، بحث‌هاى بسیارى مطرح کرده و به نقد و انتقاد پرداخته‌اند. آنچه در تاریخ اسلام، مسلم و قطعى است و نمی‌‌توان منکر آن شد، وقوع رزم و جهاد زنان در مواردى چون جنگ احد و تبوک است.

لحن سخن فقها در مورد جهاد دفاعى زنان، به گونه‌اى نرم و آرام است. اغلب و بلکه تمام عالمان دینى، دفاع از اسلام و کشورهاى اسلامی‌ را اگر واجب ندانند، حداقل جایز می‌‌دانند و براى آن شرط جنسیت یاد نکرده‌اند.

در جنگ خیبر، زنان زیادى شرکت داشتند و سهم خود را از غنایم دریافت کردند(۱۰)؛ از جمله اینان، ام زیاد اشجعیه و پنج نفر همراه اوست. علت حضور آنان چنین گزارش شده است(۱۱):

«خرجنا و معنا دواء نداوى به الجرحى و نتناول السهام و نسقى»

[از مدینه به عزم جنگ] خارج شدیم و با خود دارو براى مداواى مجروحان بردیم و براى این که تیرها را جمع کنیم و به رزمندگان آب بدهیم …(۱۲).

اسلمیه دختر سعید، در جنگ خیبر حاضر بود و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) براى او سهم یک مرد معین کرد. او همان کسى است که در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خیمه زده و مریضان و مجروحان را مداوا می‌‌کرد…(۱۳).

نسیبه در جنگها شرکت می‌‌کرد و در نبرد احد شمشیر زد و سیزده نقطه بدنش زخمی‌ شد.(۱۴) صفیه دختر عبدالمطلب در جنگ احزاب یک مرد یهودى را که مزاحم آنان بود کشت، در حالى که «حسان بن ثابت» شاعر معروف از رویارویى با او گریخته بود.(۱۵)

اسماء دختر یزید، همان زن سخنور و شجاع، در جنگ یرموک شرکت کرده، سیزده نفر را به قتل رساند.(۱۶)

شرکت زنان در جنگ‌ها براى امورى چون مداواى مجروحان، آشپزى، قصابى، پرستارى و نگهدارى اموال مورد قبول تمام محدثان اسلامی‌ است. اگر به همین اندازه نیز بسنده کنیم، موضوع جهاد زن ثابت می‌‌شود، زیرا شرکت زنان به چنین منظورى بدون تهیه ساز و برگ دفاعى میسر نبوده و حداقل برخى از آنان مسلح بوده‌اند و حتى گاهى که جبهه نیازمند بوده، می‌‌جنگیده‌اند.

انس بن مالک گوید: زن ابوطلحه انصارى ـ که گویا براى مداوا به جبهه آمده بود ـ همراه خود خنجرى داشت. شوهرش از او پرسید: براى چه؟ او گفت: براى این که اگر مشرکى به من نزدیک شد، شکم او را پاره کنم. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شاهد این گفتگو بود. ابوطلحه خطاب به آن حضرت گفت: آیا می‌‌شنوید چه می‌‌گوید؟!(۱۷)

این حدیث نشان می‌‌دهد که انجام کارهاى خدماتى و پزشکى جبهه بدون سلاح میسر نبوده و زنان حداقل خنجرى همراه خود داشته‌اند.

۳۴ـ جراحى

جراحى و شکسته‌بندى، شغل دیگرى است که زن سده اول در عصر حضور انجام می‌‌داده است.

رفیده، پزشک و جراح معروف دنیاى اسلام است. او همواره به این کار اشتغال داشته است. در جنگ‌ها حضور می‌‌یافته به جراحى، طبابت و شکسته‌بندى می‌‌پرداخت. در جنگ احزاب بیمارستان سیار خود را در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نصب کرده بود.(۱۸)

به جز این، در برخى زایمان‌ها نیاز به جراحى احتیاج می‌‌افتاده و این نیاز را مسلمین خود برطرف می‌‌کرده‌اند چنان که «خفض» نوعى جراحى سرپایى به حساب می‌آید. و زنان مسلمان خود متصدى آن بوده‌اند.(۱۹)

۳۵- طبابت

در منابعى که تحقیق شد، طبابت، مامایى، روان پزشکى(۲۰)، بهداشت، درمان و پرستارى همه از مشاغلى آمده است که توسط زنان انجام می‌‌شده است.

طبق روایاتى، عایشه همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) طبیب بوده است(۲۱) همچنین به دستور آن جناب(صلی الله علیه و آله و سلم) خانمی‌ به حفصه روانپزشکى آموخته است.(۲۲)

به جز این سه نفر، نام پزشکان و جراحان دیگرى چون: رفیده، ام‌عطاء، ام‌کبشه، حمنه بنت جحش، معاذه، لیلى، امیمه،‌ ام زیاد، ربیع بنت معوذ، ام‌عظیمه، ام‌سلیم آمده است.(۲۳)

۳۶ـ انتظامی‌

مرحوم شیخ مفید نوشته: وقتى عایشه در جنگ جمل شکست خورد و حضرت على(علیه السلام) فرمان داد او را به مدینه بازگردانند، به چهل نفر از زنان رزمنده گفت: لباس مرد پوشیده او را تا مدینه همراهى کنند. این نیروى چهل نفره با نظم و انضباط خاصى که مورد رضایت عایشه قرار گرفت، محترمانه او را به مدینه رساندند.(۲۴)

همچنین نوشته‌اند: سمراء که از زنان مورد توجه صدر اسلام است و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را درک کرده بود، در مدینه یا مکه به شغل انتظامی‌(احتساب بازار) می‌‌پرداخت. او روپوش و مقنعه‌اى درشت و غلیظ می‌‌پوشید، تازیانه به دست می‌‌گرفت و متخلفان را تنبیه می‌‌نمود.(۲۵)

۳۷ـ قیافه‌شناسى

به معناى اثرشناسى، کشف علمی‌ جرم و روانشناسى افراد است که اصولا دو شاخه متمایز داشته است. قیافه‌شناسى بشرى و قیافه‌شناسى اثرى. در قسم اول که کاهنان از آثار رنگ و چهره و صفات افراد، نسب و تیره آنان را معین می‌‌کرده‌اند.

در روایات(که بیشتر راویان آن را اهل سنت تشکیل می‌‌دهند) احیانا بر این موضوع صحه گذاشته شده است. در باب لعان آمده که اگر قیافه بچه به پدر شباهت داشته باشد، بچه مال پدر و گرنه از او نخواهد بود. ولى فقه شیعه در صورتى که آثار حرام بر آن مرتب شود(۲۶)، قیافه‌شناسى را نپذیرفته و مدعى است قضاوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر اساس دانش قیافه‌شناسى، صحت ندارد و افتراء است.(۲۷)

شاید علت رویگردانى مسلمین خصوصا زنان از قیافه‌شناسى، همین موضوع بوده است.

قسم دوم ظاهرا بى‌اشکال و توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته است.

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شمار دشمنان اسلام را میان نهصد تا هزار نفر تعیین فرموده و مستند این پیش‌بینى را گزارشى قرار دادند که طعام هر روزشان را نه یا ده شتر می‌‌دانست.(۲۸)

مشابه این در مورد اسلام ریحانه، از آن حضرت گزارش شده است.(۲۹)

ابوسفیان نسبت به «بدیل بن ورقاء» مشکوک شده او را محکوم نمود که نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه رفته است اما بدیل منکر بود. ابوسفیان دستور داد پشکل شتر را شکافتند و هسته خرماى مدینه را درآورد و از این طریق متوجه موضوع گردید.(۳۰)

۳۸ـ سخنرانى

فرهنگ مردم جاهلى بر دو پایه شعر و خطابه استوار بود. به طور معمول هر قومی‌ از اقوام عرب داراى خطیب و شاعرى بود تا در مصاف با قبیله دیگر بتوانند سخنان سنجیده بگویند. نقش خطیب و شاعر چنان پراهمیت گزارش شده که عزت و ذلت خود را در گرو شاعر و خطیب می‌‌دانسته‌اند.

در آن روزگار تعدادى از زنان علیرغم تهدیدها و خشونت مردان(۳۱)، به عنوان خطیب و شاعر در جامعه حضور داشتند. نمونه بر جاى مانده از آثار آن دوره به خوبى نشان می‌‌دهد که چگونه زنان با استعداد، همپاى مردان و گاه پیشتر حرکت کرده‌اند.

این فرهنگ، پس از ظهور اسلام همچنان بر جاى ماند، با این تفاوت که آیین جدید، تحولى در محتواى شعر و خطابه پدید آورده، پاره‌اى از ارزشهاى نوین را جایگزین، و برخى از ارزشهاى آن دوره را تأیید کرد.

زنان دوره ظهور(با توجه به ارزش‌هاى اسلامی‌) دو شغل خطابه و شاعرى را از دست ندادند. شخصیت‌هایى مثل اسماء دختر یزید و ام سلمه کم نبوده‌اند.(۳۲)

۳۹ـ شعر

زنان مسلمانى که در حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شعر سروده‌اند، اغلب از خانواده ایشان هستند. در کتاب‌هاى تذکره و تاریخ، نام شمار زیادى از آنان مثل «صفیه» و «اروى» آمده است. همچنین در کتاب‌هاى تاریخ، سروده‌هایى را به حضرت خدیجه(سلام الله علیها)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، ام سلمه، عایشه و فضه نسبت داده‌اند و در این راستا نام زنان بسیارى از یاران و همسران آنان را ضبط کرده‌اند. برخى از این زنان، حرفه خود را شاعرى قرار داده بودند و چنان که در بحث خوانندگى اشاره شد، در مجالس عزا، ماتم و شادى می‌‌خوانده و مزد می‌‌گرفته‌اند.(۳۳)

۴۰ـ مشاغل خانگى

زن عصر رسالت، علاوه بر آشپزى و خیاطى، به کارهاى سخت و توان‌فرسایى از قبیل آب‌کشى، نانوایى و آسیاب کردن با آسیاب سنگى می‌‌پرداخته است.

درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها) نوشته‌اند:

«استقت بالقربه حتى اثرت فى صدرها و طحنت بالرحى حتى مجلت یداها»(۳۴)

«آن قدر با قربه(ظرف آب) آب آورد که بر سینه‌اش اثر گذاشت و آن قدر با آسیاب‌دستى، آسیاب کرد که دستهایش تاول زد و سپس زبر شد.»

۴۱ـ کشاورزى

کشاورزى از مشاغل دیرینه زنان است. در سده نخست دوره اسلامی‌ همچون دیگر دوره‌هاى تاریخ، زن علیرغم روحیه لطیف خود، به کار سخت کشاورزى می‌‌پرداخته است. بخارى از سهل بن سعد چنین نقل کرده است:

«کانت منا امرإه تجعل فى مزرعه لها سیلقا فکانت اذا کان یوم الجمعه تنزع اصول السلق فتجعله فى قدر ثم تجعل قبضه من شعیر تطحنه فتکون اصول السلق عرقه … »(۳۵)

«زنى از(قبیله) ما، در مزرعه خود سلق [نوعى روییدنى که داراى بوته‌اى چون کدوست] می‌‌کاشت. روزهاى جمعه ریشه آن را درمی‌آورد و در ظرفى[مثل دیگ یا کترى] می‌‌گذاشت. آن گاه با مشتى آرد جو می‌آمیخت تا سفت می‌‌شد، مثل استخوان پر گوشت»

مولوى سعید انصارى می‌‌نویسد: کشت‌کارى زنان، چنان گسترده بوده که فضاى مدینه را سبز و خرم کرده بود.(۳۶)

۴۲ـ مقنى‌گرى

تصویرى که مردان از زن سده اول به دست داده‌اند، تصویر ضعیف، ناقص و ناهمگونى است. گزارش‌هاى ناخواسته و ضمنى مورخان، این نکته را به ذهن می‌آورد که وقتى از وراى صدها قرن، به گذشته نگاه می‌‌کنیم، ابتدا می‌‌پنداریم زن موجودى بوده که جز خانه‌دارى به هیچ کارى دست نمی‌‌زده است، اما اندکى دقت در متون تصفیه نشده، بر این تصور، خط بطلان می‌‌کشد؛ خبرها حکایت از فعالیت‌هاى گوناگون و مشارکت اجتماعى زنان دارد.

نمونه این خبرها را در مورد حضرت فاطمه دختر امام حسین(علیه السلام) چنین می‌‌خوانیم:

وقتى خانه جده‌اش حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به مسجد اضافه شد و بناى منزلش تمام گشت، آن حضرت به موضع «حره» منتقل شد و گفت: چاره‌اى ندارم تا چاهى در خانه براى وضو و سایر نیازمندی‌هایم داشته باشم. پس دو رکعت نماز در محل مورد نظر براى کندن چاه، خواند و دعا کرد. آن گاه کلنگ به دست گرفته، شروع به کندن چاه کرد و به کارگرها دستور داد کار کردند.(۳۷)

۴۳ـ رنگ‌آمیزى و نقاشى

در میان خوانندگان، عده‌اى هستند که فکر کنند، مشاغل موجود، سابقه نداشته است و حال آن که در این مورد بیشتر با فقدان دلیل‌هاى اثباتى رو به رو هستیم.

زنان سده اول، مشاغل بسیارى عهده‌دار بوده‌اند که نمونه‌هاى آن در این مقاله بیان شد. از جمله این مشاغل، رنگ‌آمیزى پارچه‌ها و نقش و نگار و علامت‌گذارى آنها بوده است.

زنى از خاندان بنى اسد می‌‌گوید: روزى در حضور زینب همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم و با او جامه‌اش را رنگ قرمز می‌‌زدیم. در این میان، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدند و به سوى ما نگریسته، متوجه رنگ‌آمیزى ما شدند. چون رنگ لباس قرمز بود، برگشتند. زینب که پیامبر را این گونه دید، فهمید که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این رنگ را نپسندیده، از این رو، لباس را شست و سرخى آن را از میان برد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشتند چون چیزى ندیدند به خانه درآمدند.(۳۸)

این گزارش گرچه کراهت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) را در خصوص جامه زینب نشان می‌‌دهد، ولى از یک حقیقت پرده برمی‌‌دارد و آن اشتغال زنان به کار رنگ‌آمیزى پارچه و لباس است. همچنین در تاریخ و فقه اسلامی‌ از لباس‌هاى علامت‌دار و منقوش بحث شد، که طبعا توسط خانم‌ها بدان صورت درمی‌‌آمده است.

۴۴ـ تولیت اوقاف و صدقات

به استناد روایاتى که از طریق شیعه و سنى نقل شده، حضرت زهرا(سلام الله علیها) متصدى و متولى اوقاف و صدقات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.

علامه مجلسى نامه‌اى را که حضرت زهرا(سلام الله علیها) انشاء کرده و برخى از یاران، آن را امضا کرده‌اند، چنین آورده است:

به نام خداى بخشنده و مهربان. این وصیت فاطمه دختر محمد فرستاده خداست. او وصیت می‌‌کند که امور هفت حائط(بستان) او: العواف، الدلال، البرقه، والمبیت(المیثب)، الحسنى، الصافیه و آنچه متعلق به ام ابراهیم بوده، به على بن ابى طالب واگذار شود. اگر على(علیه السلام) از دنیا رفت، به حسن(علیه السلام) و اگر حسن از دنیا رفت، به حسین(علیه السلام) و اگر حسین(علیه السلام) از دنیا رفت، به بزرگترین فرزندان من واگذار شود. خدا را بر این وصیت شاهد می‌‌گیرم و نیز مقداد بن اسود و زبیر بن عوام را. این نامه به خط على بن ابى طالب است.(۳۹)

بزنطى به نقل از امام رضا(علیه السلام) می‌‌گوید:

عباس براى گرفتن حق الارث خود آمده بود، حضرت على(علیه السلام) و دیگران شهادت دادند که آنها وقف است.(۴۰)

سمهودى نیز این موضوع را مطرح کرده و متولى موقوفات یاد شده را بعد از امام حسین(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام)، سپس حسن و محسن و بعد زید بن الحسن دانسته است.(۴۱)

پایان

پى‌نوشت‌ها

۱ـ زنان در جنگ احزاب حافظ و نگهبان مدینه بودند. مردى از یهود قصد داشت به حریم مسلمانان وارد شود. از این رو، صفیه دختر عبدالمطلب او را کشت. ر.ک. شغل رزمی‌ زنان.

۲ـ حسن الاسوه، باب ماورد فى کون المرإه خلیفه فى النساء.

۳ـ المیزان، ج۴، ص۳۵۰؛

۴ـ و فى الحدیث: «ان الشیاطین کانت تسترق السمع فى الجاهلیه و تلقیه الى الکهنه فتزید فیه ما تزید و تقبله الکفار منهم»(لسان العرب، ماده کهن.)

شبیه این مطلب از امام صادق(علیه السلام) در کتاب مکاسب شیخ انصارى، ص۵۳ آمده است.

۵ـ تاریخ التمدن الاسلامی‌، ج۳، ص۲۱ ـ سیره حلبى، ج۱، ص۳۶ ـ نهایه الارب، ج۳، ص۱۳۰ – ۱۳۱ – الاصابه، ج۴، ص۳۲۰ – ۳۲۱ – بحارالانوار، ج۲۱، ص۹؛

۶ـ الاصابه، ج۴، ص۳۲۰ – ۳۲۱؛

۷ـ بحارالانوار، ج۲۱، ص۹؛

۸ـ السیره النبویه، ج۱، ص۲۳۱؛

۹ـ مکاسب، شیخ انصارى، ص۵۲ – ۵۳؛

۱۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۳۳۲؛

۱۱ـ شاید سخن گفتن از مداوا و کمکهایى جز رزم، بدین خاطر بوده که دیدگاه منع جهاد زن خدشه‌دار نشود.

۱۲ـ الاصابه، ج۸، ص۲۳۵ ـ مسند احمد، ج۵، ص۲۷۱؛

۱۳ـ الاصابه، ج۸، ص۱۷۶؛

۱۴ـ بحارالانوار، ج۶، ص۵۱۵ ـ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۴۱۲؛ به جز او ام عماره نیز در زمره رزمندگان احد یاد شده است.(السیره النبویه، ج۳، ص۴۵).

۱۵ـ السیره النبویه، ج۳، ص۱۷۷ – ۱۷۹؛

۱۶ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۱۵۷؛

۱۷ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۲۹۱؛

۱۸ـ السیره النبویه، ج۳، ص۱۸۹ ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰؛

۱۹ـ خفض به جاى ختنه در مردان است. این سنت هنوز هم رایج است.

۲۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۱۴ تا ۳۱۶؛

۲۱ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰؛

۲۲ـ اصطلاح خاص فرهنگ پزشکى مورد نظر نیست. منظور درمان امراض از طریق روح و تلقینات روحى است. این موضوع در بیشتر کتب حدیث(اهل سنت) با عنوان «الرقى» مطرح شده است.

۲۳ـ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۴ – ۱۸۵؛

۲۴ـ الجمل، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی‌،ص۴۱۵؛

۲۵ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۱۸؛

۲۶ـ دانستن نسخه و اعتقاد به آن، بدون ترتیب اثر گناه ندارد.

۲۷ـ مکاسب شیخ انصارى، ص۴۹؛

۲۸ـ السیره النبویه، ج۲، ص۲۶۰؛

۲۹ـ همان کتاب، ج۳، ص۱۹۴؛

۳۰ـ السیره النبویه، ج۴، ص۱۳۶؛

۳۱ـ مثلى که در فرهنگ فارسى رواج دارد این است که می‌‌گویند: «مرغ اگر مثل خروس بخواند باید سرش را برید». این مثل باز گرفته از فرهنگ عرب جاهلى است. منظور گوینده این سخن یعنى «فرزدق»، شعر سرودن و سخنورى زنان است. نقل شده او چند تن از دختران شاعر را به همین جرم! به قتل رسانده است.(نهایه الارب، ج۳، ص۱۱؛ )

۳۲ـ ر.ک. بلاغات النساء، اخبار النساء ابن قیم،اخبار النساء فى العقد الفرید، اخبار النساء فى الاغانى و …

۳۳ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰، ر.ک. اخبار النساء ابن قیم، السیره النبویه لابن هشام، الامإ الشواعر، اشعار النساء، اشعارالنساء المومنات، الاغانى، عیون الاخبار ابن قتبه، بلاغات النساء و …

۳۴ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۲ و ۲۸؛

۳۵ـ به نقل از حیاه الصحابیات، ج۲، ص۱۵۴ – ۱۵۵، حیاه الصحابه، ج۱، ص۲۷۳، الترغیب و الترهیب، ج۵، ص۱۷۳؛

۳۶ـ سیرالصحابیات، ص۱۰؛

۳۷ـ … فصلت فى موضع بئردارها رکعتین ثم دعت الله و إخذت المسحاه فاحتفرت بئرها …(وفاءالوفاء، ج۳ – ۴، ص۱۱۴۰، چاپ مکه، دارالباز).

۳۸ـ حسن الاسوه به نقل از ابو داود.

۳۹ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳۵، باب۱۰؛

۴۰ـ بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۹۷؛

۴۱ـ وفاءالوفاء، ص۹۹۸؛

منبع: سید محسن سعیدزاده؛ روزنامه قدس