سوره قدر

نوشته‌ها

فضیلت و اعمال شب قدر از نظر آیت الله العظمی مظاهری

چکیده

یکی از خصوصیات ماه مبارک رمضان وجود شب قدر در این ما است. این شب به این ماه فضلیتی خاصی داده است. زیرا قران کریم در این شب نازل گردیده است و فضیلت این شبه به اندازه هزار ماه است. یعنی عبادت انسان و اعمال نیک او در این شب به اندازه هزارماه  ارزش دارد. از این رو برای این شب به خاطری فضیلتی که دارد اعمال خاصی سفارش شده است.

 

 

فضیلت شب قدر

شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است که بر اساس آیه اول سوره قدر، در این شب، قرآن کریم در یک نزول دفعی به سینه مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

نکته دیگر، شیوه بیان آیه «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ» است. عرب کلمه «مَا أدرَاکَ» را هنگامی به کار می برد که بخواهد اهمیّت مطلب را بیان کند. می فرماید: چه می دانی که شب قدر چه شبی است؟ به عبارت دیگر، می فرماید: درک اهمیّت شب قدر به اندازه ای است که نمی توان آن را وصف کرد و انصافاً توصیف این شب قدر در قالب واژه ها و الفاظ نمی گنجد.

«لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»[۱]؛ شب قدر از هزار ماه بهتر است.

ارزش شب قدر افضل از ارزش هزار ماه است؛ و هزار ماه برابر با حدود هشتاد سال، یعنی عمر طبیعی یک انسان است. یعنی عبادت در این شب با ارزش تر از عبادت یک عمر است.

در شب قدر جبرئیل همراه با ملائکه مقرب خدا که تعداد آنها معیّن نشده و شاید چندین میلیون باشند، نازل می شود و مقدّرات انسان ها را به خدمت امام معصوم (علیه السّلام) که در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) به خدمت آن حضرت و در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) به خدمت آن بزرگوار و اکنون به خدمت قطب عالم امکان حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» تقدیم می دارند. به عبارت دیگر، در شب قدر است که انسان می تواند مقدّرات خویش را در یک پرونده درخشان برای سال آینده خود تهیه کند و نام خود را در طومار سعادت مندان و در طومار ارادت مندان حضرت ولی عصر به عنوان یک شیعه ثبت نماید. آیه «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» بیان کننده چنین مفهومی است.

تعیین مقدّرات هر انسانی به دست خود او است. اگر کسی طالب سعادت باشد، می تواند به آن دست یابد و چنانچه خواهان شقاوت باشد نیز به همان خواهد رسید.

«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ»[۲]؛ ای مردم بی تردید ستم های شما به زیان خودتان است.

در شب قدر اگر کسی به راستی توبه کند و یک شرمندگی درونی و حالت خجالت زدگی برای او پیش آید و بعد هم از خداوند خیر دنیا و آخرت را بخواهد، پرونده درخشانی که پس از توبه گشوده می شود، زمینه سعادت وی را فراهم می آورد و امام زمان (ارواحنافداه) این تقدیر را تأیید می نمایند.

چنان که اگر کسی به دنبال شقاوت باشد، در شب قدر به جای توبه، گناه می کند یا اعراض از دعا و توبه دارد و اهمیّت به دعا نمی دهد. بنابراین در شب قدر صاحب یک پرونده سیاه است که نابود هم نمی شود. تقدیر او شقاوت است و این تقدیر هم به تایید امام زمان (ارواحنافداه) می رسد.

در طول سال هم هرکسی می تواند تقدیری که در شب قدر برای خود ایجاد کرده است، حفظ نماید و به آن عمل کند. آنکه مقدّر او سعادت و خوشبختی است، می تواند با افزایش ارتباط با معنویات و انجام اعمال صالح، بر سعادت خود بیفزاید و آنکه شقاوت و بدبختی را برای تقدیر خود انتخاب کرده است، می تواند با اعراض از ارتباط با خدا و ارزش های معنوی، شقاوت و بدبختی خود را بیشتر کند.

سپس آیات شریفه این سوره، صفت دیگری را برای شب قدر بیان می کند و می فرماید:

«سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْر»[۳] ؛آن شب همه مشمول سلامت و رحمت خدا است تا طلوع فجر.

یعنی شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و برکتی است که انسان می تواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین کند. در این آیه، کلمه «سلام» همراه با تأکیداتی ذکر شده است؛ یعنی شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از برکات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیر دنیا و آخرت انسان قرار داده شده است.

از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی که به احتمال بسیار قوی، شب قدر می باشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا در این مجال برخی از اعمال این شب بیان می شود، بلکه موجب بهره برداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد.

نکاتی در ارتباط با شب قدر

  1. توجّه

اوّل توجّه دادن دل به اینکه این شب چه شب با عظمتی است. در شبی که خداوند به ملائکه می گوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجت مند و گرفتار و گناه کاری هست که به برکت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟

توجّه به این نکته لازم است که عبادت در این شب از یک عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود که در این شب، مقدّرات انسان ها رقم می خورد و در این شب است که آدمی باید نظر ربّ وَدود را به خود جلب نماید و سرنوشت خود را به نیکی مبدّل سازد.

توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوک است. استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی «قدّس سرّه» هنگام جان دادن این کلمه را مرتب تکرار کردند و از دنیا رفتند: «توجّه، توجّه، توجّه».

بدین ترتیب، باید از شب قدر که والاترینِ شب های سال به شمار می آید و می شود بهبود اوضاع را در آن از خداوند متعال درخواست نمود، غفلت نکنیم.

  1. احیاء و شب زنده داری

مطلب بعدی که درشب قدر به آن توصیه شده است، احیاء و شب زنده داری است. احیاء آن شب برکات فراوانی دارد، ولی باید توجه داشت که این بیدار ماندن، همراه با گناه نباشد. دراین صورت، خواب بهتر است.

نقل می کنند ظالمی نزد یکی از علمای اصفهان آمد و پرسید: در شب قدر، کدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم گفت: برای تو خواب بهتر است.

آن فرد رفت و تا صبح خوابید و صبح که از خواب بیدار شد، قدری تأمل کرد و گفت: راستی این عالم بزرگ چه توصیه خوبی به من کرد. اگر تا صبح بیدار می ماندم، معلوم نبود چه گناهانی از من صادر می شد.

بنابراین، احیاء باید همراه با توجه به حضرت حق باشد، نه همراه با غیبت و تهمت و معصیت.

  1. اهمیّت به نماز و قرائت قرآن (ارتباط با خدا)

مطلب سوم که لازم است به آن اهمیّت داده شود، قرائت قرآن و خواندن نماز است. در شب های قدر، به اندازه توان باید نماز خوانده شود. صد رکعت نماز در اعمال این شب ها وارد شده است. انس با قرآن و قرائت قرآن هم که مورد تأکید ویژه می باشد و نباید از آن غافل بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) بسیار سفارش فرموده اند که قرآن بخوانیم و در پناه آن، خود را حفظ کنیم. رابطه با خدا خصوصاً به وسیله قرآن، انسان را به جایگاه والایی می رساند. با این رابطه، انسان از شرور شیاطین انس و جن و تمامی شیاطین و حتی نفس، حفظ می شود. رابطه مداوم با قرآن برای سیر و سلوک بسیار مفید است، موجب عاقبت به خیری و تأمین آتیه می شود، برای رفع گرفتاری ها و مشکلات کارگشاست و برای تأمین یک زندگی آرام و مطمئن، سودبخش است.

  1. اجتناب از گناه

نکته بعدی که بسیار اهمیّت دارد، این است که در این چند شبانه روز قدر، گناه وارد زندگی شما نشود. لااقل از هنگام افطار تا وقتی که نماز صبح اقامه می شود، کوچک ترین گناه در زندگی کسی نباشد. در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به توصیف ماه مبارک رمضان پرداختند و در مورد فضائل این ماه سخن گفتند، امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جای خویش برخاستند و عرض کردند: یا رسول الله، برترین اعمال در این ماه چیست؟ رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللهِ».[۴]

اجتناب از محرمات الهی یعنی در این ماه مراقب باشید معصیت پروردگار را انجام ندهید. حال، به مؤمنین توصیه و سفارش می شود که حداقل در سه شبانه روز قدر بیشتر از گذشته مراقب اعمال خود باشند و توجّه داشته باشند که گناه موجب سقوط و ظلمت است و این ظلمت، مانع رسیدن رحمت خداوند متّعال به آنان می شود.

مواظبت از گفتار و رفتار ضروری است و همه باید دقّت کنند که اختلاط بین زن و مرد در میان آنان نباشد. ظواهر شرع مقدس باید رعایت شود تا رحمت باری تعالی شامل حال بندگان شود.

یک توصیه کلی هم در مورد گناه لازم است و آن اینکه اولاً گناه نکنید. ثانیاً اگر گناهی انجام شد، فوراً به فکر جبران و تدارک آن باشید و توبه کنید. ثالثاً مواظب باشید در سرازیری گناه واقع نشوید و گناه روی گناه شما را بدبخت نکند. رابعاً گناه را توجیه نکنید.

امروزه بسیاری از گناهان در جامعه توجیه می شود. خانمی که بدحجاب است، گناه بدحجابی و بی حجابی را توجیه می کند. کسی که ربا می خورد، می گوید ربا نیست. افرادی که غیبت می کنند، غیبت خود را گناه نمی دانند. و نظایر این توجیه ها در جامعه فراوان است. توجیه گناه، توفیق توبه را از انسان می گیرد. بدترین دردها این است که انسان گناه خود را گناه نداند و بدتر از آن وقتی است که انسان گناه کند و تصور نماید که کار خوبی انجام می دهد. اصلاً گاهی انسان گناه را به عنوان عبادت انجام می دهد. قرآن کریم می فرماید:

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً».[۵]؛ بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم خبر دهیم؟ آنها کسانی هستند که سعیشان در زندگی دنیا گم و تباه شده است و خود گمان می کنند که کار نیکی انجام می دهند.

معلوم است وقتی انسان نفهمد که گناه می کند، توبه هم نمی کند و روز به روز گمراه تر می شود. تنها راه برون رفت از این گمراهی، تبعیّت از دستور و حکم مرجع تقلید است. در غیر این صورت، جامعه دچار گناه علنی می شود و گناه علنی و ترک امر به معروف و نهی از منکر یا بی تفاوتی نسبت به گناه،  باعث می شود دست عنایت خداوند از روی جامعه برداشته شود و چنین جامعه ای جز بدبختی ارمغانی نخواهد داشت.

  1. توبه

مطلب پنجم که آن نیز از اهمیّت والایی برخوردار است، توبه است. توبه یعنی بازگشت گناه کار و پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال، بازگشت از طاغوت ها مخصوصاً از شیاطین جنّی و انسی به سوی حق تعالی و بالاخره بازگشت از هوا و هوس و از هر وسوسه ای به سوی پروردگار مهربان. اگر کسی به راستی توبه کند، به یقین بداند که خداوند گناهان او را می آمرزد[۶]. و بالاتر اینکه قرآن کریم می فرماید:

«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[۷]؛ مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدی هایشان را به نیکی ها تبدیل می کند.

با توبه، خداوند رحمان و کریم پرونده سیاه و پر از گناه انسان را به پرونده درخشانِ پر از حسنات مبدّل می سازد. گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، رحمت و عفو خداوند از آن بزرگ تر است و خدا وعده داده است که گناه را می بخشد. بنابراین کسی نباید از رحمت حق مأیوس باشد.

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»[۸]؛ بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

اگر به راستی دل کسی شکست و یک تلاطم درونی پیدا کرد، سر به زیر و خجالت زده از خدا شد، خدا حتماً توبه او را قبول می کند. اصلاً یأس و نا امیدی از رحمت خداوند، گناهی برابر با گناه کفر دارد. مسلمان، آن هم شیعه، معنا ندارد از رحمت خداوند مأیوس باشد. مثلاً اگر کسی بگوید خدا دیگر مرا نمی آمرزد، مأیوس از رحمت خدا شده و گناه او در سر حد کفر است.

«وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون»[۹]؛ از رحمت خدا مأیوس نشوید، که جز کافران از رحمت خدا نومید نگردند.

توجّه به این نکته مهم ّ است که از نظر قرآن کریم، بلکه از نظر عقل، توبه هیچ شرطی ندارد و به صرف پیدا شدن حالت درونی پشیمانی از گناه، توبه حاصل می گردد، امّا باید دانست که لازمه پشیمانی، تصمیم بر ترک گناه و عمل بر طبق دستورات الهی است؛ زیرا اگر کسی تصمیم بر ترک گناه نداشت و یا بر اساس فرمان الهی عمل نکرد، در حقیقت از گناه پشیمان نشده است.[۱۰]

خلاصه بن بست در اسلام نیست. کسی نمی تواند بگوید دیگر فایده ندارد و من بخشیده نمی شوم. این غلط است و همه باید توبه کنند و به هر روشی که می توانند جبران حقّ الله یا حقّ الناس را بنمایند یا در صورت عدم توان، تصمیم جدّی برای جبران بگیرند.

شب قدر، شب توبه است. از این رو، در اعمال آن شب آمده است که صد مرتبه «أستغفر الله ربّی و أتوب الیه» بگویید. ولی باید توجه شود که ذکر توبه به تنهائی کافی نیست و این توبه، توبه حقیقی نمی باشد، بلکه توبه آن است که حالت خجالت و شرمندگی در مقابل حضرت حق تعالی در توبه کننده به وجود آید؛

جمله ای را حضرت امام خمینی «قدّس سرّه» بارها در درس های اخلاقی خویش تکرار می فرمودند که «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» همه باید در محضر پروردگار احساس شرمندگی کنند و از مخالفت ها و سرپیچی هایی که از اوامر او داشته اند، توبه نمایند. اینکه انسان از نعمات و سفره گسترده پروردگار متنعّم شده و مخالفت با فرامین او کند، حکایت از بی حیایی او دارد و از این بی حیایی که نسبت به محضر ربوبی حضرت حق روا داشته است، باید احساس خجالت و شرمندگی کند. به گناهان خویش اقرار کند و از محضرش طلب عفو نماید.

کسی که در محضر پروردگار عالم شرمنده و خجالت زده نیست، نمی داند چقدر گناهکار است. بعضی اوقات تکرار گناه موجب می شود قبح آن از دل انسان برود و لذا خودش را مقصّر نمی داند. در جایی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که تجلّی عصمت و پاک دامنی هستند و از هر خطا و اشتباهی نیز مصون می باشند، روزی هفتاد مرتبه در محضر پروردگار توبه می نمایند،[۱۱] ضرورت توبه برای افراد معمولی بیشتر روشن می گردد.

در طول تاریخ بسیار بوده اند کسانی که با توبه از شقاوت و تیره بختی به سعادت و خوشبختی دست یافته  و راه سیر و سلوک را به خوبی طی کرده اند. رحمت الهی مثل باران بر سر همه می بارد. این انسان است که باید برای دریافت این رحمت زمینه سازی کند و خود را در معرض آن قرار دهد.

  1. دعا

مطلب مهمّی که باید در شب های قدر به آن توجّه شود، راز و نیاز با معبود است. از دعا و راز و نیاز با خدا نباید غافل بود. اگر هم کسی نمی تواند عربی دعا بخواند، با زبان خودش با خداوند متعال راز و نیاز کند. خداوند به زبان بندگان خویش به هر زبانی که باشد، آشناست. البته خواندن دعا به پیروی از حضرات معصومین (علیهم السلام) و به زبان عربی، بهتر است.

باید انسان در این شب ها حالی پیدا کند و حقیقتاً از عمق جان خداوند تبارک و تعالی را بخواند و «خدا، خدا» بگوید. حال مناجات را هم باید از خدا خواست. با بی حالی و کسالت نمی توان از این اوقات بهره مند شد. خوشا به حال کسانی که با حال خوش، از این اوقات خوب بهره می برند.

آیه ای در قرآن راجع به دعا است که از نظر تأکید منحصر به فرد است:

«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَه الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»[۱۲] ؛و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو که) من حتماً (به همه) نزدیکم، دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید که راه یابند.

از طرف من به آنها بگو اگر راستی دعا کنید، اجابت می کنم. جواب شما را می دهم، حتماً ایمان و عقیده داشته باشید که استجابت می کنم. خداوند دوست دارد رستگار شوید لذا می گوید دعا کنید. و رستگاری و رشد انسان ها در سایه دعا و ارتباط با او میسر می شود.

در آیه دیگر تهدید می کند و می فرماید اگر کسی اعراض از دعا داشته باشد و در زندگی او دعا نباشد و دعا نکند، به جهنم خواهد رفت و در جهنّم خوار و ذلیل خواهد بود:

«وَ قالَ ربُّکُمُ ادعُونِی اَستَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»[۱۳] ؛و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، البته کسانی که از عبادت من تکبر ورزند به زودی خوار و سرافکنده وارد جهنم می شوند.

در آیه دیگر می فرماید:

«قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ»[۱۴] ؛بگو اگر دعای شما نباشد، خداوند برای شما ارجی قائل نیست.

خداوند در این آیات می فرماید اگر دعا در زندگی شما نباشد من اعتنا به شما ندارم و دست عنایت من از روی سر شما برداشته می شود.

نظیر این دو سه آیه در قرآن زیاد است که به ما می فهماند مأیوس از استجابت دعا نباشیم. خداوند متعال در قران کریم استجابت را وعده داده است و وظیفه ما هم دعا کردن است. اعتقاد به اینکه خداوند از ما خواسته است دعا کنیم و دعای ما بدون نتیجه نمی ماند، ضروری است.

دعای سحر دعای خیلی خوبی است که همه ائمه طاهرین(علیهم السّلام) آن دعا را می خوانده اند. و در این دعا از اول تا آخر نمی گوید خدایا چه می خواهم. فقط می گوید «خدا خدا خدا، به حق محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله). ولی نمی گوید چه می خواهم. لذا خوب است انسان فقط دعا کند و یقین داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او می دهند.

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن            که خواجه خود روش بنده پروری داند

حالا اگر کسی تعیین کند چه می خواهد، اگر صلاح او باشد، عین دعا مستجاب می شود. ولی اگر مصلحت او در استجابت آن دعا نباشد، حتماًَ نظیر آن عطا می شود. مثلاً اگر کسی فقیر است و تموّل می خواهد، اگر به صلاح او نباشد، خداوند اولاد صالح و عاقبت به خیری و نظائر آن را عطا می فرماید.

بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد. اگر هم به هیچ وجه استجابت دعا در این دنیا مصلحت نباشد، خداوند تبارک و تعالی در قیامت از بنده اش عذرخواهی می کند و به او می فرماید: اگر دعای تو مستجاب نشد، مصلحت تو نبود و علت آن را برای او روشن می کند و به گونه ای برای او جبران می نماید که آن بنده می گوید ای کاش هیچ یک از دعاهایم در دنیا مستجاب نشده بود.

عواملی نیز مانع استجابت دعا می شوند، از جمله:

گناه، ستم و کمک به ستمکار، نافرمانی از پدر و مادر و آزردن آنان، بریدن از خویشاوندان، ترک امر به معروف و نهی از منکر، سبک شمردن نماز، سخن چینی، غذای حرام و حکمت و مصلحت خداوند.

  1. توسّل به اولیای الهی علیهم السلام

و نکته آخر اینکه بنا به فرمایش خداوند متعال که فرموده است:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَه»[۱۵]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجوئید.

باید با توسّل و به واسطه حضرات معصومین (علیهم السلام) به درگاه خداوند رفت. یکی از اعمال وارد شده در لیالی قدر توسل به حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و سایر حضرات معصومین (علیهم السلام) است. توسّل به این بزرگواران بسیار در اجابت دعا مؤثر است.

قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید اگر گناهکار نزد تو بیاید و استغفار کند و تو هم برای او استغفار کنی، حتماً گناه او آمرزیده و حاجتش برآورده می شود:

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً»[۱۶] ؛و اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند نزد تو می آمدند، آنگاه از خداوند آمرزش می خواستند و رسول خدا نیز برای آنها طلب آمرزش می کرد، بی تردید خدا بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند.

رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) واسطه های فیض الهی هستند. آمرزیده شدن گناهان و رفع حوائج، باید با جلب نظر حضرت آنها صورت پذیرد. اگر حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) نظر لطفی به جلسات دعا نفرمایند، آن جلسات هیچ فایده ای ندارد. باید توسل به محضر ایشان صورت گیرد تا خداوند متعال به واسطه آن حضرت دعاها را مستجاب کند.

در ادعیه ای که از جانب معصومین (علیهم السلام) وارد شده و برخی از آنها در مفاتیح محدّث قمی آمده است، نمی توانید دعایی را پیدا کنید که بدون توسل باشد.

بنابراین در جلسات دعا باید به محضر پروردگار متعال عرض شود که خدایا ما حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) و سایر حضرات معصومین (علیهم السلام) را واسطه قرار داده ایم. ما با وجود نازنین حضرت مهدی (ارواحنافداه) به در خانه تو آمده ایم، به حق ایشان و به واسطه این بزرگواران دعاهای ما را مستجاب و توبه های ما را قبول بفرما.

پی نوشتها

  1. قدر ، ۴.
  2. یونس ، ۲۳.
  3. قدر ، ۵.
  4. الأمالی (للصدوق)، ص ۹۵.
  5. کهف ، ۱۰۴-۱۰۳.
  6. در برخی از موارد پذیرش توبه نیازمند زمینه سازی توسط توبه کننده است و بدون آن، توبه محقّق نمی شود. برای مطالعه بیشتر .ر.ک: بخش توبه از اصول اعتقادیِ رساله توضیح المسائل معظّم له
  7. فرقان ، ۷۰.
  8. زمر ، ۵۳.
  9. یوسف ، ۸۷.
  10. جهت اطلاع از تفصیل این موضوع ر.ک. بخش اخلاق رساله توضیح المسائل معظّم له.
  11. مستدرک الوسائل، ج ۵ ، ص ۳۲۰.
  12. بقره ، ۱۸۶.
  13. غافر ، ۶۰.
  14. فرقان ، ۷۷.
  15. مائده ، ۳۵.
  16. نساء ، ۶۴.

منبع: روزه، سلوک. پرهیزکاران؛ آیه الله العظمی حسین مظاهری.

اعمال و دعاهای روزهای ماه رمضان

اعمال و دعاهای روزهای ماه رمضان

اعمال و دعاهای روزهای ماه رمضان چند امر است:

اول: افطار است و مستحب است که بعد از نماز شام افطار کند مگر آنکه ضعف بر او غلبه کرده باشد یا جمعى منتظر او باشند

دوم: آنکه افطار کند با چیز پاکیزه از حرام و شبهات و بهتر آن است که به خرماى حلال افطار کند تا ثواب نمازش چهار صد برابر گردد و به خرما و آب و به رطب و به لبن و به حلوا و به نبات و به آب گرم به هر کدام که افطار کند نیز خوب است .

سوم: آنکه در وقت افطار دعاهاى وارده آن را بخواند از جمله آنکه بگوید: اللَّهُمَّ لَکَ صُمْتُ وَ عَلَى رِزْقِکَ أَفْطَرْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ تا خدا عطا کند به او ثواب هر کسى را که در این روز روزه داشته و اگر دعاى اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ را که سید و کفعمى روایت کرده ‏اند بخواند فضیلت بسیار یابد و روایت شده که: حضرت امیر المؤمنین علیه السلام هر گاه مى‏ خواست افطار کند مى ‏گفت: ِبسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ لَکَ صُمْنَا وَ عَلَى رِزْقِکَ أَفْطَرْنَا فَتَقَبَّلْ [فَتَقَبَّلْهُ‏] مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

چهارم: در لقمه اول بگوید بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَهِ اغْفِرْ لِی تا خدا او را بیامرزد (و در خبر است که: در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان خدا هزار هزار کس را از آتش جهنم زاد مى‏ کند پس از حق تعالى بخواه که تو را یکى از آنها قرار دهد)

پنجم: در وقت افطار سوره قدر بخواند.

ششم: در وقت افطار تصدق کند. وافطار دهد روزه داران را اگر چه به چند دانه خرما یا شربتى آب باشد و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت است که: کسى که افطار دهد روزه دارى را از براى او خواهد بود مثل اجر آن روزه دار بدون آنکه از اجر او چیزى کم شود و هم از براى او خواهد بود مثل آن عمل نیکویى که بجا آورد آن افطار کننده به قوه آن طعام) (و آیت الله علامه حلى در رساله سعدیه از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: هر مؤمنى که اطعام کند مؤمنى را لقمه‏ اى در ماه رمضان بنویسد حق تعالى براى او اجر کسى که سى بنده مؤمن آزاد کرده باشد و از براى او باشد نزد حق تعالى یک دعاى مستجاب.

 هفتم: در هر شب خواندن هزار مرتبه إنا أنزلناه وارد است.

هشتم: در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند اگر میسر شود.

. نهم: سید روایت کرده که: هر که این دعا را بخواند در هر شب ماه رمضان آمرزیده شود گناهان چهل سال او اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِکَ فِیهِ الصِّیَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی َعامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ وَ اغْفِرْ لِی تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُهَا غَیْرُکَ یَا رَحْمَانُ یَا عَلامُ .

دهم: در هر شب بخواند بعد از مغرب دعاى حج و دعای افتتاح.

یازدهم: بخواند در هر شب از ماه رمضان: اللَّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِکَ وَ أَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّکَ وَ أَیْقَنْتُ أَنَّکَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِی مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَهِ وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ فِی مَوْضِعِ النَّکَالِ وَ النَّقِمَهِ وَ أَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِینَ فِی مَوْضِعِ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْعَظَمَهِ اللَّهُمَّ أَذِنْتَ لِی فِی دُعَائِکَ وَ مَسْأَلَتِکَ فَاسْمَعْ یَا سَمِیعُ مِدْحَتِی وَ أَجِبْ یَا رَحِیمُ دَعْوَتِی وَ أَقِلْ یَا غَفُورُ عَثْرَتِی فَکَمْ یَا إِلَهِی مِنْ کُرْبَهٍ قَدْ فَرَّجْتَهَا وَ هُمُومٍ [غُمُومٍ‏] قَدْ کَشَفْتَهَا وَ عَثْرَهٍ قَدْ أَقَلْتَهَا وَ رَحْمَهٍ قَدْ نَشَرْتَهَا وَ حَلْقَهِ بَلاءٍ قَدْ فَکَکْتَهَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَهً وَ لا وَلَدا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیرا الْحَمْدُ لِلَّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِهِ کُلِّهَا عَلَى جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا مُضَادَّ لَهُ فِی مُلْکِهِ وَ لا مُنَازِعَ لَهُ فِی أَمْرِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا شَرِیکَ لَهُ فِی خَلْقِهِ وَ لا شَبِیهَ [شِبْهَ‏] لَهُ فِی عَظَمَتِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَاشِی فِی الْخَلْقِ أَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظَّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ الْبَاسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ الَّذِی لا تَنْقُصُ خَزَائِنُهُ وَ لا تَزِیدُهُ [یَزِیدُهُ‏] کَثْرَهُ الْعَطَاءِ إِلا جُودا وَ کَرَما إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْوَهَّابُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ قَلِیلا مِنْ کَثِیرٍ مَعَ حَاجَهٍ بِی إِلَیْهِ عَظِیمَهٍ وَ غِنَاکَ عَنْهُ قَدِیمٌ وَ هُوَ عِنْدِی کَثِیرٌ وَ هُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسِیرٌ اللَّهُمَّ إِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبِی وَ تَجَاوُزَکَ عَنْ خَطِیئَتِی وَ صَفْحَکَ عَنْ ظُلْمِی وَ سَتْرَکَ عَلَى [عَنْ‏] قَبِیحِ عَمَلِی وَ حِلْمَکَ عَنْ کَثِیرِ [کَبِیرِ] جُرْمِی عِنْدَ مَا کَانَ مِنْ خَطَایَ [خَطَئِی‏] وَ عَمْدِی أَطْمَعَنِی فِی أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ الَّذِی رَزَقْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ وَ عَرَّفْتَنِی مِنْ إِجَابَتِکَ فَصِرْتُ أَدْعُوکَ آمِنا وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِسا لا خَائِفا وَ لا وَجِلا مُدِلا عَلَیْکَ فِیمَا قَصَدْتُ فِیهِ [بِهِ‏] إِلَیْکَ فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی [عَلَیَ‏] عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَهِ الْأُمُورِ فَلَمْ أَرَ مَوْلًى [مُؤَمَّلا] کَرِیما أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِیمٍ مِنْکَ عَلَیَّ یَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِی فَأُوَلِّی عَنْکَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَیَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَیَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْکَ کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ فَلَمْ [ثُمَّ لَمْ‏] یَمْنَعْکَ ذَلِکَ مِنَ الرَّحْمَهِ لِی وَ الْإِحْسَانِ إِلَیَّ وَ التَّفَضُّلِ عَلَیَّ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجَاهِلَ وَ جُدْ عَلَیْهِ بِفَضْلِ إِحْسَانِکَ إِنَّکَ جَوَادٌ کَرِیمٌ الْحَمْدُ لِلَّهِ مَالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیَاحِ فَالِقِ الْإِصْبَاحِ دَیَّانِ الدِّینِ رَبِّ الْعَالَمِینَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلْمِهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى طُولِ أَنَاتِهِ فِی غَضَبِهِ وَ هُوَ قَادِرٌ [الْقَادِرُ] عَلَى مَا یُرِیدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ خَالِقِ الْخَلْقِ بَاسِطِ الرِّزْقِ فَالِقِ الْإِصْبَاحِ ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ الْفَضْلِ [وَ التَّفَضُّلِ‏] وَ الْإِنْعَامِ [الْإِحْسَانِ‏] الَّذِی بَعُدَ فَلا یُرَى وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَى تَبَارَکَ وَ تَعَالَى الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَیْسَ لَهُ مُنَازِعٌ یُعَادِلُهُ وَ لا شَبِیهٌ یُشَاکِلُهُ وَ لا ظَهِیرٌ یُعَاضِدُهُ قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ وَ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمَاءُ فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ مَا یَشَاءُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُجِیبُنِی حِینَ أُنَادِیهِ وَ یَسْتُرُ عَلَیَّ کُلَّ عَوْرَهٍ وَ أَنَا أَعْصِیهِ وَ یُعَظِّمُ النِّعْمَهَ عَلَیَّ فَلا أُجَازِیهِ فَکَمْ مِنْ مَوْهِبَهٍ هَنِیئَهٍ قَدْ أَعْطَانِی وَ عَظِیمَهٍ مَخُوفَهٍ قَدْ کَفَانِی وَ بَهْجَهٍ مُونِقَهٍ قَدْ أَرَانِی فَأُثْنِی عَلَیْهِ حَامِدا وَ أَذْکُرُهُ مُسَبِّحا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا یُهْتَکُ حِجَابُهُ وَ لا یُغْلَقُ بَابُهُ وَ لا یُرَدُّ سَائِلُهُ وَ لا یُخَیَّبُ [یَخِیبُ‏] آمِلُهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُؤْمِنُ الْخَائِفِینَ وَ یُنَجِّی [یُنْجِی‏] الصَّالِحِینَ [الصَّادِقِینَ‏] وَ یَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ وَ یَضَعُ الْمُسْتَکْبِرِینَ وَ یُهْلِکُ مُلُوکا وَ یَسْتَخْلِفُ آخَرِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ مُبِیرِ الظَّالِمِینَ مُدْرِکِ الْهَارِبِینَ نَکَالِ الظَّالِمِینَ صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ مَوْضِعِ حَاجَاتِ الطَّالِبِینَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِینَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مِنْ خَشْیَتِهِ تَرْعَدُ السَّمَاءُ وَ سُکَّانُهَا وَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ عُمَّارُهَا وَ تَمُوجُ الْبِحَارُ وَ مَنْ یَسْبَحُ فِی غَمَرَاتِهَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ وَ لَمْ یُخْلَقْ وَ یَرْزُقُ وَ لا یُرْزَقُ وَ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ یُحْیِی الْمَوْتَى وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ أَمِینِکَ وَ صَفِیِّکَ وَ حَبِیبِکَ وَ خِیَرَتِکَ [خَلِیلِکَ‏] مِنْ خَلْقِکَ وَ حَافِظِ سِرِّکَ وَ مُبَلِّغِ رِسَالاتِکَ أَفْضَلَ وَ أَحْسَنَ وَ أَجْمَلَ وَ أَکْمَلَ وَ أَزْکَى وَ أَنْمَى وَ أَطْیَبَ وَ أَطْهَرَ وَ أَسْنَى وَ أَکْثَرَ [أَکْبَرَ] مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ [خَلْقِکَ‏] وَ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ أَهْلِ الْکَرَامَهِ عَلَیْکَ مِنْ خَلْقِکَ اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَبْدِکَ وَ وَلِیِّکَ وَ أَخِی رَسُولِکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَى خَلْقِکَ وَ آیَتِکَ الْکُبْرَى وَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَهِ الطَّاهِرَهِ فَاطِمَهَ [الزَّهْرَاءِ] سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ إِمَامَیِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ الْخَلَفِ الْهَادِی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلَى عِبَادِکَ وَ أُمَنَائِکَ فِی بِلادِکَ صَلاهً کَثِیرَهً دَائِمَهً اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِیِّ أَمْرِکَ الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ وَ حُفَّهُ [وَ احْفُفْهُ‏] بِمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِیَ إِلَى کِتَابِکَ وَ الْقَائِمَ بِدِینِکَ اسْتَخْلِفْهُ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِ مَکِّنْ لَهُ دِینَهُ الَّذِی ارْتَضَیْتَهُ لَهُ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنا یَعْبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئا اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِیزا وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحا یَسِیرا وَ اجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانا نَصِیرا اللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِینَکَ وَ سُنَّهَ نَبِیِّکَ حَتَّى لا یَسْتَخْفِیَ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَهَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَهٍ کَرِیمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاهِ إِلَى طَاعَتِکَ وَ الْقَادَهِ إِلَى سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَهَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ اللَّهُمَّ مَا عَرَّفْتَنَا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْنَاهُ وَ مَا قَصُرْنَا عَنْهُ فَبَلِّغْنَاهُ اللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنَا وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنَا وَ کَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا وَ أَعْزِزْ [أَعِزَّ] بِهِ ذِلَّتَنَا وَ أَغْنِ بِهِ عَائِلَنَا وَ اقْضِ بِهِ عَنْ مُغْرَمِنَا [مَغْرَمِنَا] وَ اجْبُرْ بِهِ فَقْرَنَا وَ سُدَّ بِهِ خَلَّتَنَا وَ یَسِّرْ بِهِ عُسْرَنَا وَ بَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنَا وَ فُکَّ بِهِ أَسْرَنَا وَ أَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنَا وَ أَنْجِزْ بِهِ مَوَاعِیدَنَا وَ اسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنَا وَ أَعْطِنَا بِهِ سُؤْلَنَا وَ بَلِّغْنَا بِهِ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ آمَالَنَا وَ أَعْطِنَا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنَا یَا خَیْرَ الْمَسْئُولِینَ وَ أَوْسَعَ الْمُعْطِینَ اشْفِ بِهِ صُدُورَنَا وَ أَذْهِبْ بِهِ غَیْظَ قُلُوبِنَا وَ اهْدِنَا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِکَ إِنَّکَ تَهْدِی مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ وَ انْصُرْنَا بِهِ عَلَى عَدُوِّکَ وَ عَدُوِّنَا إِلَهَ الْحَقِّ [الْخَلْقِ‏] آمِینَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا [إِمَامِنَا] وَ کَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ شِدَّهَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [آلِ مُحَمَّدٍ] وَ أَعِنَّا عَلَى ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَ رَحْمَهٍ مِنْکَ تُجَلِّلُنَاهَا وَ عَافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُنَاهَا بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. دوازدهم: در هر شب بخواند: اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا وَ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا وَ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ بِرَحْمَتِکَ فَزَوِّجْنَا وَ مِنَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِینَ کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ فَأَخْدِمْنَا وَ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّهِ وَ لُحُومِ الطَّیْرِ فَأَطْعِمْنَا وَ مِنْ ثِیَابِ السُّنْدُسِ وَ الْحَرِیرِ وَ الْإِسْتَبْرَقِ فَأَلْبِسْنَا وَ لَیْلَهَ الْقَدْرِ وَ حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ وَ قَتْلا فِی سَبِیلِکَ فَوَفِّقْ لَنَا وَ صَالِحَ الدُّعَاءِ وَ الْمَسْأَلَهِ فَاسْتَجِبْ لَنَا [یَا خَالِقَنَا اسْمَعْ وَ اسْتَجِبْ لَنَا] وَ إِذَا جَمَعْتَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَارْحَمْنَا وَ بَرَاءَهً مِنَ النَّارِ فَاکْتُبْ لَنَا وَ فِی جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنَا وَ فِی عَذَابِکَ وَ هَوَانِکَ فَلا تَبْتَلِنَا وَ مِنَ الزَّقُّومِ وَ الضَّرِیعِ فَلا تُطْعِمْنَا وَ مَعَ الشَّیَاطِینِ فَلا تَجْعَلْنَا وَ فِی النَّارِ عَلَى وُجُوهِنَا فَلا تَکْبُبْنَا [تَکُبَّنَا] وَ مِنْ ثِیَابِ النَّارِ وَ سَرَابِیلِ الْقَطِرَانِ فَلا تُلْبِسْنَا وَ مِنْ کُلِّ سُوءٍ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ فَنَجِّنَا سیزدهم: از حضرت صادق علیه السلام روایت است که: در هر شب ماه رمضان مى‏خوانى: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ فِیمَا تَقْضِی وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِی الْأَمْرِ الْحَکِیمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِی لا یُرَدُّ وَ لا یُبَدَّلُ أَنْ تَکْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ الْمُکَفَّرِ عَنْ سَیِّئَاتِهِمْ [عَنْهُمْ سَیِّئَاتُهُمْ‏] وَ أَنْ تَجْعَلَ فِیمَا تَقْضِی وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِیلَ عُمُرِی فِی خَیْرٍ وَ عَافِیَهٍ وَ تُوَسِّعَ فِی رِزْقِی وَ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِکَ وَ لا تَسْتَبْدِلْ بِی غَیْرِی. چهاردهم: در انیس الصالحین است که: در هر شب از شبهاى ماه رمضان بخواند: أَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ عَنِّی شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ وَ لَکَ قِبَلِی تَبِعَهٌ أَوْ ذَنْبٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ . پانزدهم: شیخ کفعمى در حاشیه بلد الامین از سید بن باقى نقل کرده که فرموده: مستحب است در هر شب ماه رمضان دو رکعت نماز در هر رکعت حمد و توحید سه مرتبه و چون سلام داد بگوید: سُبْحَانَ مَنْ هُوَ حَفِیظٌ لا یَغْفُلُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ رَحِیمٌ لا یَعْجَلُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لا یَسْهُو سُبْحَانَ مَنْ هُوَ دَائِمٌ لا یَلْهُو پس بگوید تسبیحات اربع را هفت مرتبه پس بگوید سُبْحَانَکَ سُبْحَانَکَ سُبْحَانَکَ یَا عَظِیمُ اغْفِرْ لِیَ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ پس ده مرتبه صلوات بفرستد بر پیغمبر و آل او علیهم السلام کسى که این دو رکعت نماز را بجا آورد بیامرزد حق تعالى از براى او هفتاد هزار گناه . نماز در شبهای ماه رمضان کیفیت هزار رکعت نماز

شانزدهم: در خبر است که: هر که در هر شب از ماه رمضان سوره إنا فتحنا در نماز مستحبى بخواند آن سال محفوظ بماند.

و بدانکه از اعمالى که در شبهاى ماه رمضان مستحب است بجا آورده شود هزار رکعت نماز است در مجموع این ماه که مشایخ و اعاظم علما در کتب خود که در فقه یا عبادات نوشته‏اند به آن اشاره نموده ‏اند و اما کیفیت بجا آوردن آن پس احادیث در باب آن مختلف است و آنچه موافق روایت ابن ابى قره است از حضرت جواد علیه السلام و مختار شیخ مفید در کتاب غریه و اشراف بلکه مختار مشهور است آن است که در دهه اول و دهه دوم ماه رمضان در هر شبى بیست رکعت خوانده شود هر دو رکعت به یک سلام به این طریق که هشت رکعت آن را بعد از نماز مغرب بخواند و دوازده رکعت دیگر را بعد از نماز عشاء و در دهه آخر در هر شب سى رکعت بخواند باز هشت رکعت آن را بعد از نماز مغرب و بیست و دو رکعت دیگر را بعد از نماز عشاء و مجموع این نمازها هفتصد رکعت مى ‏شود و باقیمانده را که سیصد رکعت است در شبهاى قدر بخواند یعنى شب نوزدهم صد رکعت و شب بیست و یکم صد رکعت و شب بیست و سوم صد رکعت پس مجموع هزار رکعت شود و به ترتیب دیگر نیز وارد شده و تفصیل کلام در جاى دیگر است و این مقام را گنجایش بسط نیست و امید که اهل خیر در عمل به این هزار رکعت نماز مسامحه و سهل‏ انگارى نکرده از فیض آن خود را بهره‏ مند نمایند. و روایت شده که: مى‏ خوانى بعد از هر دو رکعت از نافله‏ هاى ماه رمضان: اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ وَ فِیمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَکِیمِ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُطِیلَ عُمُرِی فِی طَاعَتِکَ وَ تُوَسِّعَ لِی فِی رِزْقِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

چند حديث در عبادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در شبهاى قدر

قدرشناس قدر

قال على(ع):و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة – ليلة القدر – و تداويهم بقلة الطعام‏و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها.

حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمى‏ گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى ‏داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى ‏شد و مى‏ فرمود:

محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

دعائم الاسلام، ج 1: 282.

 دو ركعت نماز

قال ابوعبدالله الصادق(ع): كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام.

امام صادق(ع) فرمود: مادرم فاطمه (س) همواره دو ركعت نماز را مى‏ خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى ‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏ گويى.

پی نوشت :
جمال الاسبوع:173.
منبع: ماهنامه كوثر شماره

قرآن در سیره و سخن امام مهدی (عج)

طلیعه

در هشتاد سوره از قرآن کریم به اشاره و اجمال، از حرکت عظیم الهی امام مهدی(ع) پرده برداشته شده است که این اشارات را پیامبر(ص) و معصومان (ع) در ذیل 270 آیه تفسیر و تبیین کرده اند. و هر یک از سوره های قرآنی از یک تا پانزده آیه و گاهی تمام یک سوره به قیام و انقلاب حضرت مهدی تفسیر شده است مفسران عالی قدر به این روایات در ذیل آیات مربوط اشاره کرده اند.

از یک نگاه می توان گفت که روز ظهور امام مهدی(ع) روز تأویل قرآن است.

محدث بزرگوار علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه ) هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ ([1]؛ آیا آنها انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرارسد»، فرموده: این آیه درباره حضرت قائم(ع) و روز قیامت است.[2]

امام مهدی (ع) مصداق بارز قرآن ناطق است که با آمدن وی همه ِآیات قرآن تفسیر می شود، قرآن بر جهان حکومت می کند، از مهجوریت بیرون می آید، همه مردم به معارف ناب آن به سرعت دست پیدا می کنند و حتی ضعیف ترین افراد جامعه به این موهبت الهی خواهند رسید.

آن حضرت را به حق می توان فرزند قرآن دانست.

او با غیر از قرآن انسی ندارد و او است که پیش از ولادت در شکم مادر قرآن می خواند و نیز در حین ولادت و پس از آن، یا به تلاوت قرآن می پرداخت و یا به آن استدلال می کرد. این نوشتار به چند دوره از زندگانی امام مهدی(ع) و به سیره و سخن او می پردازد.

دوره نخست: پیش از ولادت

اگر چه خواندن قرآن و یا سخن گفتن در جنین مادر امری برخلاف عرف و عادت است، اما این امر در خاندان وحی و نبوت و در بین فرزندان فاطمه و علی بسیار عادی بوده است؛ چرا که در حالات هر یک از معصومان(ع) آمده است که پیش از ولادت سخن می گفته و یا قرآن می خوانده است؛ از جمله امام مهدی که این چنین بود.

حکیمه دختر امام جواد(ع) که به دعوت امام حسن عسکری(ع) شب را در خانه امام بیتوته کرده بود، گوید:

وقتی که نیمه شب فرارسید، من و نرجس نماز شب خواندیم، سپس پیش خود گفتم سپیده دم نزدیک شده، اما هنوز حملی از او ظاهر نشده است که حضرت ابومحمد عسکری از درون حجره صدا زد که شتاب مکن.

گوید از روی شرمساری به حجره برگشتم که نرجس به استقبالم شتافت؛ در حالی که به خود می لرزید. من نیز او را به سینه ام چسباندم و سوره ) قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ( را و سوره ) إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ( و آیة الکرسی را بر او خواندم. هر چه را می خواندم، آن جنین نیز که در شکم او بود، همراه من می خواند.[3]

در روایت دیگری آمده که امام حسن عسکری به من امر کرد تا بر او ) إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ( را بخوانم. وقتی که خواندم، از درون نرگس شنیدم آنچه را که می خواندم، جنین نیز می خواند و به من سلام می کند.

من از این جریان بسیار ترسیده بودم که امام صدا زد: هرگز از امر پروردگار تعجب نکن؛ چرا که پروردگار در کودکی حکمت را بر زبان ما جاری می سازد و در بزرگی ما را حجت خود در روی زمین قرار می دهد.[4] در همین گفتگو که میان حکیمه دختر امام جواد و امام حسن عسکری(ع) بود، امام به عمه اش فرمود:

«و إن الصبیّ منّا یَتکلّم فی بطن أمّه و یقرأ القرآن و یعبد ربه عزّوجل؛

کودکان ما در شکم مادر خود سخن می گویند و قرآن می خوانند و خدای خود را عبادت می کنند».[5]

دوره دوم: هنگام ولادت

امام مهدی(ع) به هنگام ولادت علاوه بر اینکه برخی آیات قرآن مجید را می خواند، تمام قرآن کریم بلکه تمام کتاب های آسمانی را نیز تلاوت می کرد.

شیخ طوسی به سند خود از حکیمه دختر امام نقل کرده: وقتی که امام مهدی(ع) به دنیا آمد، امام عسکری(ع) دستی بر سر مبارک فرزندش کشید و به او فرمود: فرزندم! به قدرت خداوند سخن گوی.

پس ولی خدا از شیطان رجیم به او پناه برده چنین گفت: وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ …(6)

؛ ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم ….». آن گاه بر پیامبر خدا (ص) و بر علی امیرمؤمنان و بر هر یک از امامان درود فرستاد تا اینکه به پدر بزرگوارش رسید.[7]

تلاوت کتب آسمانی

همچنین حکیمه دختر امام جواد(ع) از ماجرای لحظه ولادت امام مهدی چنین سخن گوید: پس امام حسن عسکری(ع) صورت و دو دست و دو پای فرزندش را بوسید و آن گاه زبان خویش را در دهان او گذارد؛ همانند پرندگان که غذا در دهان جوجه خود می گذراند.

سپس به او فرمود: بخوان! پس او شروع به خواندن قرآن کرد و از بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد تا قرآن را به پایان رسانید.[8]

حکیمه می گوید: در هفتمین روز از ولادت امام مهدی بر امام حسن عسکری(ع) وارد شدم و بر او سلام گفتم و در محضرش نشستم.

امام فرمود: فرزندم را بیاور. پس او را آوردم؛ در حالی که لباس های زرد رنگی بر تن داشت.

امام عسکری(ع) همانند روز اول زبانش را در دهان او قرار داد و فرمود: فرزندم! سخن بگو.

و سپس فرمود: فرزندم! بخوان، هر آنچه را که خداوند بر پیامبران و رسولانش نازل کرده است.

او نیز به زبان سریانی شروع به خواندن صحف آدم (ع) کرد.

همچنین کتاب حضرت ادریس، کتاب حضرت نوح، کتاب حضرت هود، کتاب حضرت صالح، صحف حضرت ابراهیم، تورات حضرت موسی، زبور حضرت داود، انجیل حضرت عیسی و فرقان جدم رسول الله(ص) را تلاوت فرمود.

سپس به نقل داستان های پیامبران و مرسلین پرداخت و آنها را یکی پس از دیگری ذکر کرد تا به زمان حضرت امام عسکری(ع) رساند.[9]

دوره سوم: دوران کودکی

از دو گفتگویی که حضرت امام مهدی(ع) در زمان پدر و در دوران کودکی خویش داشته، روشن می شود که حضرت ضمن بیان برخی آیات قرآن به پرسش های قرآنی نیز پاسخ داده است.

حضرت در گفتگو با سعد بن عبدالله اشعری قمی در بیان مراد خداوند از )إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی(10) می فرماید که یعنی:

«ای موسی! محبت اهل خود را از قلبت بیرون کن» و آنگاه به مقصود از کهیعص[11] می پردازد و در آخر به آیه شریفه )وَاخْتَارَ مُوسَی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلاً لِّمِیقَاتِنَا…(12) پرداخته، راه و روش گفتگو را با دشمنان به سعد بن عبدالله می آموزد.[13]

گفتگو با کامل بن ابراهیم مدنی

محمد بن انصاری روایت کرده است: گروهی از مفوضه کامل بن ابراهیم مدنی را نزد امام حسن عسکری(ع) فرستاند.

او می گوید: با خود گفتم: وقتی خدمت آن حضرت رسیدم، درباره حدیثی که از او روایت شده، بپرسم که فرموده است جز کسی که حق مرا نشناسد، وارد بهشت نخواهد شد.

وقتی که وارد شدم، کنار دری که پرده ای آن را پوشانده بود، نشستم.

در همان حال بادی وزید و گوشه ای از پرده کنار رفت.

ناگاه جوانی را چون پاره ماه دیدم که حدود چهار بهار از عمر او می گذشت.

به من فرمود : ای کامل بن ابراهیم! من از سخنش برخود لرزیدم و گفتم: بلی، مولای من …!

سپس فرمود: آمده ای درباره سخن مفوضه بپرسی؟ آنان دروغ گفتند، بلکه دل های ما ظرف های مشیت و اراده خدای عزّوجل است.

هر گاه بخواهد، ما هم می خواهیم و خداوند در این باره می فرماید: وَمَا تَشَاؤُنَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ…(14) .

امام عسکری به من فرمود: چرا نشسته ای؟ پرسشت را پاسخ داد. به پا خیز، و من برخاستم.[15]

دوره چهارم: دوران غیبت صغرا

غیبت صغرا هفتاد و اندی سال به طول انجامید.

در این مدت حضرت امام مهدی(ع) ملاقات های بسیار محدودی داشت و گاه در پاسخ به سخن برخی مدعیان، یا در بیان علت غیبت و یا در ردّ برخی از افراد و گروه ها و جریانات انحرافی نامه هایی را می نویسد که برخی از آنها را نقل می کنیم.

پاسخ نامه احمد بن اسحاق

طبرسی از سعد بن عبدالله اشعری و او از شیخ صدوق روایت کرده: یکی از یاران ما خدمت احمد بن اسحاق بن سعد اشعری رسید و به وی اطلاع داد که جعفر بن علی نامه ای به او نوشته و خودش را به وی معرفی کرده و بدو اعلان داشته که وی پس از برادرش امام عسکری(ع) امام است و به حلال و حرام و بر همه علوم و دانش احاطه دارد.

احمد بن اسحاق گوید: وقتی نامه او را خواندم، نامه ای به صاحب الزمان (ع) نوشتم و نامه جعفر را ضمیمه آن کردم.

حضرت چنین پاسخ داد: به نام خداوند بخشنده مهربان.

نامه ات و نامه ای که همراه آن بود، به من رسید. خداوند تو را حفظ فرماید! بر اختلاف الفاظ و اشتباهات مکرر آن نامه آگاه شدم و اگر شما هم دقت می کردی، به برخی از آن اشتباهات پی می بردی … .

او با ادعایی که کرده، بر خدا دروغ بسته است.

نمی دانم او چگونه می خواهد ادعایش را ثابت کند؛ آیا (ادعای او) به (سبب) آشنایی اش با احکام دین است؟ به خدا سوگند! نه حلال و حرامی می داند و نه خوب و بد را از یکدیگر تمیز می دهد. آیا این کار را با علم و دانش خود انجام می دهد؛ در صورتی که او حق را از باطل و محکم را از متشابه باز نمی شناسد و حدود نماز و وقت آن را نمی داند. آیا همه اینها از سر تقواست؟ خدا گواه است که او چهل روز نماز واجب را ترک کرد.

این دعا برای شعبده بازی است.

شاید خبر آن به شما برسد که هنوز ظرف های میگساری او برقرار و آثار گناه و معصیت و تمرد او بر خداوند عیان و پابرجاست و شاید می خواهد این کار را با معجزه انجام دهد.

اگر راست می گوید، معجزه ای بیاورد و یا با دلیلی آن کار را انجام دهد و اگر راست گو است، آن دلیل را اقامه کند و اگر این امر را با دلیل و برهان انجام می دهد، در این صورت دلیلش را ذکر کند.

خدای عزّوجل در کتاب خویش می فرماید: )بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ حم تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّی…[16]؛

«هم این کتاب از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است.

ما اسمان ها و زمین و آنچه را که در میان این دو است، جز به حق و برای وقت معینی نیافریدیم، اما کافران از آنچه انذار می شوند، روی گردان اند. به آنان بگو: این معبودهایی را که غیر از خدا پرستش می کنید، به من نشان دهید. چه چیزی از زمین را آفریده اند یا شرکتی در آفرینش آسمان ها دارند؟ کتابی آسمانی پیش از این یا اثر علمی از گذشتگان برای من بیاورید، اگر راست می گویید! چه کسی گمراه تر است از آن کسی که معبودی غیر خدا را می خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمی گوید و از خواندن آنها بی خبر است.

و هنگامی که مردم محشور می شوند، معبودهای آنها دشمنانشان خواهند بود، حتی عبادت آنها را انکار می کنند؟!»[17]

پاسخ اسحاق بن یعقوب

در پاسخ نامه ای که به وسیله عمروی به اسحاق بن یعقوب نوشت، چنین آمده است: «و اما علت غیبت این است که خداوند عزّوجل می گوید: )یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ([18]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از چیز هایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می کند.

هیچ یک از پدرانم نیستند، مگر آنکه بر عهده اش بیعتی از طاغوت زمان خود باشد و هنگامی که من خارج می شوم، هیچ بیعتی از طاغوت ها بر من نخواهد بود».[19]

فضیلت سوره توحید و قدر

در نامه ای محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری به امام زمان(ع) می نویسد: در ثواب قرائت قرآن در نماز های فریضه از عالم(ع) رسیده است که فرمود:

تعجب است از کسی که در نمازش، (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ) نخواند، چگونه نمازش پذیرفته می شود؟ همچنین روایت شده:

هیچ نمازی رشد و نمو نمی کند، در صورتی که در آن )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ( خوانده نشود.

امام در پاسخ فرمود: مقدار ثواب در سوره ها به همان اندازه ای است که روایت در مورد آن وارد شده است.

و اگر سوره ای را که خواندنش ثواب دارد، رها کند و به جایش (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) و (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْر) را به خاطر فضیلتشان بخواند، هم ثواب این دو سوره و هم ثواب سوره ای که ترک کرده، به او داده می شود همچنین جایز است غیر از این دو سوره را بخواند و نمازش هم تمام است، ولی این شخص فضیلت را رها کرده است.

بیزاری از غالیان

در نامه ای که از حضرت امام مهدی(ع) در رد غالیان و بیزاری از ایده های باطلشان صادر شده، ان حضرت به محمد بن علی بن هلال کرخی چنین نوشته است:

«ای محمد بن علی! خدای متعال اجلّ است از آنچه توصیفش می کنند. (بدان که) ما هرگز شریکان خدا در علم و قدرتش نیستیم، بلکه علم غیب را کسی جز او نمی داند؛ همان گونه که در کتاب محکم خود فرموده:

(قُلْ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السّمواتِ وَ اْلأَرْضِ الْغَیْبَ إِلاّ اللّهُ)[20]؛ بگو که در آسمان ها و زمین جز خداوند کسی غیب را نمی داند».

من و تمام پدرانم از گذشتگان همچون حضرت آدم و نوح و ابراهیم و موسی و غیر اینان از انبیا و همچنین از آخرین که رسول خدا و علی بن ابی طالب و غیر اینان از امامان گذشته تا روزهای ظهور و انتهای دورانم، همه ما بندگان خدای هستیم.

و او می فرماید:

(وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی* قالَ رَبّ ِ لِمَ حَشَرْتَنی أَعْمی وَ قَدْ کُنْتُ بَصیرًا * قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسی)[21]؛ هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی سخت و دشواری خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم، می گوید: پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی، من که بینا بودم؟ می فرماید: آن گونه که آیات ما برای تو آمد و تو آنها را فراموش کردی، امروز نیز تو فراموش خواهی شد.

ای محمد بن علی! افراد نادان و ابلهان و سبک مغزان از شیعه، ما را (به خاطر برخی از سخنان آزار داده اند.

پس خدا را که جز او نیست و شهادت همو برای ما بس است، شاهد می گیرم و همچنین پیامبر(ص) را و تمام فرشتگان و پیامبران الهی و اولیای او و تو را و هر کس که بر این نام آگاهی یافت، شاهد می گیرم که من از کسی که درباره ما بگوید که (بدون تعلیم الهی) علم غیب می دانیم، به خدا بیزاری می جویم و یا اینکه بگوید ما در ملک و پادشاهی خداوند شریک هستیم و یا اینکه بخواهند برای ما جایگاهی غیر از جایگاهی که خداوند برای ما پسندیده است و برای آن آفریده شده ایم، قرار دهند …».[22]

رهایی از سرگردانی

شیخ طوسی به سند خود از علی بن ابراهیم رازی نقل کرده: فردی مورد وثوق در مدینة السلام برای من نقل کرد که در پی مشاجره و گفتگوی ابن ابی غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان درباره جانشین پس از امام حسن عسکری(ع) و گفته ابن ابی غانم که امام بدون جانشین از دنیا رفته است، عده ای از همان ها نامه ای نوشتند و آن را به ناحیه فرستادند و امام را از ماجرای گفتگو و مشاجره باخبر ساختند.

پس جواب آنها به خط مبارک امام زمان(ع) چنین آمد:

«بسم الله الرحمن الرحیم.

خداوند ما و شما را از گمراهی و فتنه ها سلامت بدارد و به ما و شما روح یقین عنایت بفرماید و ما و شما را از سوء عاقبت پناه دهد! به من خبر رسیده که گروهی از شما در دین و همچنین در مورد والیان امورتان به شک و تردید افتاده اید که این اختلاف ما را به خاطر خود شما اندوهگین کرده است… . ای مردم! شما را چه شده است که پیوسته در شک، سرگردانید و در حیرت و سردرگمی، واژگون و وارونه هستید؟ آیا فرمایش خدای عزّوجل را نشنیدید که می گوید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُم)[23]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر خدا و اولوا الامر را اطاعت کنید.

آیا ندانستید آنچه را که نقل شده از حوادث و رویدادها، همه اش درباره امامان گذشته و باقی ماندگان آنهاست؟ آیا ندیدید که چگونه خداوند برای شما دژ و پناه قرار داد تا به سوی آنها پناه ببرید و نیز نشانه هایی را روی زمین قرار داد تا در پرتو همان ها راه را بیابید؟ از زمان حضرت آدم(ع) تا اینکه ماضی(ع)[24] ظاهر شد و هر گاه یکی از آن نشانه ها غایب شد، نشانه دیگر ظاهر می گشت و اگر ستاره ای غایب می شد، ستاره دیگر طلوع می کرد.

حال که خداوند او را به سوی خود فراخواند، گمان بردید که خدای متعال دین خود را باطل کرده است و یا آن را که بین خود و بندگانش قرار داده بود، قطع کرده؟! هرگز چنین نیست و چنین چیزی نخواهد بود تا قیامت و رستاخیز به پا شود و امر خداوند ظاهر گردد؛ گر چه ناراضی باشند…».[25]

دوره پنجم: در دوران ظهور

اما در دوران ظهور و قیام و انقلاب امام مهدی(ع) ماجرا به گونه دیگری خواهد بود؛ چرا که یکباره قرآن مجید از غربت و هجران بیرون می آید، آن زمان، وقت حاکمیتش و هنگام اجرای قوانین روح بخش آن و زمان داوری به آن است.

آری، آن دوران وقت ظهور کتابی است که قرن ها مردم از آن فاصله گرفته و طبق هواهای نفسانی خود به تأویل و تفسیر آن پرداخته اند.

آن روز زمان نشستن بر سر سفره معارف قرآنی و بهره جستن از حقایق پنهانش می باشد.

اینک همراه ما باشید تا در محضر قرآن و در کنار امام زمان به هنگام ظهورش باشیم.

اولین سخن

امام صادق(ع) می فرماید: آن زمانی که امام مهدی(ع) ظهور می کند، به کعبه تکیه می کند؛ در حالی که 313 نفر نزد او جمع شده اند.

اولین سخن و گفته اش این آیه است: (بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ)[26]؛

«آنچه خداوند برای شما باقی گزارده، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید».

سپس می فرماید:

«منم بقیة الله و من حجت خدا و خلیفه او برشمایم».

پس سلام کننده ای بر او سلام نمی کند، مگر آنکه می گوید:

السلام علیکَ یا بقیة الله فی ارضه، و زمانی که نزد او چهار هزار نفر جمع شوند، از مکه بیرون می رود و در روی زمین معبودی غیر از خدای عزّوجل از بت و غیر آن باقی نمی ماند، مگر آنکه آتش در آن می افتد و خواهد سوخت.[27]

استناد به آیه ای دیگر

جابر بن یزید جعفی از امام محمد باقر(ع) درباره حوادث روز ظهور امام مهدی(ع) نقل کرده که ماجرای فرو رفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیداء در وقتی خواهد بود که حضرت قائم(ع) در مکه به خانه خدا تکیه کرده و به خانه پرروردگار خود پناه برده است.

امام(ع) در آن هنگام فریاد می زند :

«ای مردم! ما از خداوند کمک و یاری می طلبیم.

پس هر که به ندای ما لبیک گوید، ما اهل بیت پیامبرتان حضرت محمد(ص) می باشیم و به خدا و پیامبرش نزدیک هستیم.

ای مردم! هر که با من درباره آدم محاجّه و گفتگو کند، من به حضرت آدم نزدیک ترم، و هر که درباره نوح با من محاجّه کند، من از دیگران به حضرت نوح نزدیک ترم، و هر کس با من درباره ابراهیم محاجّه کند، من از هر کس دیگر به ایشان نزدیک ترم، هر کس با من درباره حضرت محمد مصطفی(ص) محاجّه کند، من به او از دیگران نزدیک تر هستم و هر کس با من درباره پیامبران گفتگو کند، من از دیگران به همه پیامبران نزدیک ترم.

آیا خداوند در کتاب خود نمی فرماید: (إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ)[28] ؛ خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.

ای مردم! من یادگار آدم و دخیره نوح و برگزیده ابراهیم و حضرت محمد هستم.

هان، ای مردم! هر که با من درباره کتاب خدا محاجّه کند، پس من به کتاب خدا از همه نزدیک ترم و هر که با من درباره سنت رسول خدا گفتگو و مناظره کند، پس من به سنت رسول خدا از همه کس نزدیک ترم.

خدای را گواه می گیرم، هر که امروز سخن مرا شنید به افراد غایب پیام مرا برساند، شما را به حق خدا و پیامبرش(ص) و به حق من که بر شما حق قرابت با رسول خدا دارم، ما را یاری دهید و از کسی که به ما ستم می کند، جلوگیری کنید؛ چرا که ما را ترسانده اند و به ما ظلم شده است و از شهر و دیارمان طرد شده ایم و از حقمان جلوگیری کرده اند.

اهل باطل به ما افترا بسته اند.

ای مردم! خدا را درباره ما در نظر بگیرید. ما را تنها نگذارید و یاری مان کنید که خداوند شما را یاری خواهد کرد».[29]

مضطرّ حقیقی

امام صادق(ع) می فرماید: «زمانی که حضرت قائم(ع) ظهور می کند، داخل مسجد الحرام شده، رو به روی کعبه ایستاده، پشت به مقام حضرت ابراهیم دو رکعت نماز می خواند، سپس از جای برخاسته، می گوید:

ای مردم! من از هر کس دیگر به حضرت آدم نزدیک ترم، من به حضرت ابراهیم از دیگران اولی هستم، من به حضرت اسماعیل اولی هستم .

ای مردم! من از دیگران به پیامبر(ص) اولی هستم.

سپس دو دست خود را به سوی آسمان بالا برده، پروردگار خویش را می خواند و به درگاهش گریه و زاری و التماس می کند تا اینکه با صورت به زمین می خورد. و همین است معنای فرمایش خداوند که فرموده: (أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلاً مَّا تَذَکَّرُونَ)[30]؛ یا کسی دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد. آیا معبودی با خداست؟ کمتر متذکر می شوید».[31]

جهاد با تأویل گران قرآن

بخش دیگر سیره قرآنی امام مهدی(ع) این است که وی به هیچ گونه اجازه نمی دهد تا برخی از دشمنان، قرآن را وسیله و دستاویزی برای جنگ با امام زمان قرار دهند.

فضیل بن یسار گوید: از امام جعفر صادق(ع) شنیدم که می فرمود:

«هنگامی که قائم ما قیام می کند، از جهل و نادانی مردم بیش از آنچه که پیامبر(ص) از مردم دید، می بیند.

گوید عرض کردم: چگونه؟

فرمود: پیامبر(ص) وقتی مبعوث شد که آنان سنگ و چوب تراشیده شده را پرستش می کردند.

اما زمانی که قائم ما قیام می کند، مردم به سویش می آیند و همه آنها کتاب خدا را در برابر او تأویل می کنند و با آن حضرت به احتجاج و لجاجت می پردازند».[32]

و در روایت دیگری امام صادق(ع) می فرماید: «هنگامی که قائم(ع) ظهور می کند، (گروهی) بر او خروج می کنند و با تأویل کردن قرآن به دفاع از آن می پردازند و با این بهانه با حضرت به جنگ بر می خیزند».[33]

ایجاد فضاهای قرآنی

محمد ابراهیم نعمانی در کتاب الغیبة به چند حدیث اشاره می کند که دلالت بر ایجاد فضاهای قرآنی از سوی امام زمان دارد.

بر اساس برخی از این روایات، این مسئولیت به یاران و به شیعیان و در برخی دیگر این به دست ایرانیان سپرده می شود.

حبّه عرنی گوید: امیرمؤمنان فرمود:

«گویا می بینم که شیعیان ما در مسجد کوفه چادرهایی برقرار ساخته اند و به مردم قرآن را همان گونه که نازل شده، می آموزند».[34] اَصبَغ بن نباته همین روایت را از امیرمؤمنان درباره عجم نقل کرده است.[35]

بهره مندی زنان از کتاب خدا

مصداق های بارز ایجاد این گونه فضا ها، دستیابی زنان به معارف الهی و استفاده بهتر از کتاب خدا و وحی آسمانی است.

حمران بن اعین گوید: از امام ابوجعفر (محمد باقر)(ع) شنیدم، می فرمود: «گویا می بینم دین شما پیوسته در خون خود دست و پا می زند و بر نمی گرداند آن را برای شما، مگر مردی از ما اهل بیت(ع) پس در هر سال دو مرتبه به شما عطا و بخشش خواهد کرد و در هر ماه دو مرتبه حقوق و روزی خواهد داد و در زمان او به حکمت و دانش می رسید؛ به گونه ای که حتی زن در خانه خویش به کتاب خدا و سنت رسول الله به داوری می پردازد».[36]

همراه داشتن قرآنی که امام علی(ع) جمع کرد در تفسیر برهان در ذیل آیه (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ) گفته است:

آنان اختلاف کردند، همان طور که این امت اختلاف ورزیدند در آن کتاب که همراه قائم است و برای ایشان می آورد؛ تا اینکه بسیاری از مردم آن را انکار می کنند. پس او جلو ایشان می آید و گردنشان را می زند.[37]

طبرسی در کتاب احتجاج از ابوذر نقل کرده است: چون رسول خدا(ص) درگذشت، علی(ع) بنابر وصیت پیامبر قرآن را جمع کرد و نزد مهاجرین و انصار آورد و آن را بر ایشان عرضه داشت.

چون ابوبکر آن را گشود و در نخستین صفحه آن فضیحت های آنان بیرون آمد، عمر آن را پرتاب کرد و گفت: یا علی! آن را بازگردان که به آن نیازی نداریم. حضرت آن را گرفت و بازگشت. چون عمر به خلافت رسید، از علی(ع) درخواست کرد که آن قرآن را به آنها بازگرداند و گفت: یا ابا الحسن! کاش قرآنی را که برای ابوبکر آوردی، اکنون بیاوری تا بر آن گرد آییم.

آن جناب فرمود: هیهات، راهی به آن نیست.

آن را آوردم تا بر شما حجت تمام شود و روز قیامت نگویید که ما از آن غافل بودیم، یا بگویید آن را برای ما نیاوردی.

قرآنی که نزد من است، بر آن دست نمی گذارد مگر پاکیزگان و اوصیایی از فرزندانم.

عمر گفت:

آیا برای اظهار کردن آن وقت معلوم است؟ امام فرمود: آری، زمانی که قائم فرزندان من قیام کند، آن را آشکار سازد و مردم را بر آن وا می دارد و سنت الهی را جاری می کند».[38]

در اینجا باید توضیح دهم که ممکن است امیرمؤمنان برخی مطالب را از زبان پیامبر به عنوان توضیح و تفسیر برخی آیات نقل کرده بود که خوشایند عمر بن الخطاب نبوده است.

لذا قرآن را پرتاب می کند، اما پس از تثبیت خلافت خودش از امیرمؤمنان می خواهد که همان را بیاورد تا بر گرد آن جمع شوند، اما با پاسخ منفی امیرمؤمنان روبه رو می شود.

طلیعه

در هشتاد سوره از قرآن کریم به اشاره و اجمال، از حرکت عظیم الهی امام مهدی(ع) پرده برداشته شده است که این اشارات را پیامبر(ص) و معصومان(ع) در ذیل 270 آیه تفسیر و تبیین کرده اند.

و هر یک از سوره های قرآنی از یک تا پانزده آیه و گاهی تمام یک سوره به قیام و انقلاب حضرت مهدی تفسیر شده است مفسران عالی قدر به این روایات در ذیل آیات مربوط اشاره کرده اند.

 از یک نگاه می توان گفت که روز ظهور امام مهدی(ع) روز تأویل قرآن است.

محدث بزرگوار علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه )هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ ([1]؛ آیا آنها انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرارسد»، فرموده: این آیه درباره حضرت قائم(ع) و روز قیامت است.[2]

 امام مهدی(ع) مصداق بارز قرآن ناطق است که با آمدن وی همه ِآیات قرآن تفسیر می شود، قرآن بر جهان حکومت می کند، از مهجوریت بیرون می آید، همه مردم به معارف ناب آن به سرعت دست پیدا می کنند و حتی ضعیف ترین افراد جامعه به این موهبت الهی خواهند رسید.

آن حضرت را به حق می توان فرزند قرآن دانست.

او با غیر از قرآن انسی ندارد و او است که پیش از ولادت در شکم مادر قرآن می خواند و نیز در حین ولادت و پس از آن، یا به تلاوت قرآن می پرداخت و یا به آن استدلال می کرد. این نوشتار به چند دوره از زندگانی امام مهدی(ع) و به سیره و سخن او می پردازد.

دوره نخست: پیش از ولادت

اگر چه خواندن قرآن و یا سخن گفتن در جنین مادر امری برخلاف عرف و عادت است، اما این امر در خاندان وحی و نبوت و در بین فرزندان فاطمه و علی بسیار عادی بوده است؛ چرا که در حالات هر یک از معصومان(ع) آمده است که پیش از ولادت سخن می گفته و یا قرآن می خوانده است؛ از جمله امام مهدی که این چنین بود.

حکیمه دختر امام جواد(ع) که به دعوت امام حسن عسکری(ع) شب را در خانه امام بیتوته کرده بود، گوید:

وقتی که نیمه شب فرارسید، من و نرجس نماز شب خواندیم، سپس پیش خود گفتم سپیده دم نزدیک شده، اما هنوز حملی از او ظاهر نشده است که حضرت ابومحمد عسکری از درون حجره صدا زد که شتاب مکن.

گوید از روی شرمساری به حجره برگشتم که نرجس به استقبالم شتافت؛ در حالی که به خود می لرزید. من نیز او را به سینه ام چسباندم و سوره )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ( را و سوره )إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ( و آیة الکرسی را بر او خواندم. هر چه را می خواندم، آن جنین نیز که در شکم او بود، همراه من می خواند.[3]

 در روایت دیگری آمده که امام حسن عسکری به من امر کرد تا بر او )إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ( را بخوانم.

وقتی که خواندم، از درون نرگس شنیدم آنچه را که می خواندم، جنین نیز می خواند و به من سلام می کند. من از این جریان بسیار ترسیده بودم که امام صدا زد: هرگز از امر پروردگار تعجب نکن؛ چرا که پروردگار در کودکی حکمت را بر زبان ما جاری می سازد و در بزرگی ما را حجت خود در روی زمین قرار می دهد.

[4] در همین گفتگو که میان حکیمه دختر امام جواد و امام حسن عسکری(ع) بود، امام به عمه اش فرمود: «و إن الصبیّ منّا یَتکلّم فی بطن أمّه و یقرأ القرآن و یعبد ربه عزّوجل؛ کودکان ما در شکم مادر خود سخن می گویند و قرآن می خوانند و خدای خود را عبادت می کنند».[5]

دوره دوم: هنگام ولادت

امام مهدی(ع) به هنگام ولادت علاوه بر اینکه برخی آیات قرآن مجید را می خواند، تمام قرآن کریم بلکه تمام کتاب های آسمانی را نیز تلاوت می کرد.

 شیخ طوسی به سند خود از حکیمه دختر امام نقل کرده: وقتی که امام مهدی(ع) به دنیا آمد، امام عسکری(ع) دستی بر سر مبارک فرزندش کشید و به او فرمود: فرزندم! به قدرت خداوند سخن گوی.

پس ولی خدا از شیطان رجیم به او پناه برده چنین گفت: )وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ …([6]؛ ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم ….». آن گاه بر پیامبر خدا(ص) و بر علی امیرمؤمنان و بر هر یک از امامان درود فرستاد تا اینکه به پدر بزرگوارش رسید.[7]

تلاوت کتب آسمانی

همچنین حکیمه دختر امام جواد(ع) از ماجرای لحظه ولادت امام مهدی چنین سخن گوید: پس امام حسن عسکری(ع) صورت و دو دست و دو پای فرزندش را بوسید و آن گاه زبان خویش را در دهان او گذارد؛ همانند پرندگان که غذا در دهان جوجه خود می گذراند.

سپس به او فرمود:

بخوان! پس او شروع به خواندن قرآن کرد و از بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد تا قرآن را به پایان رسانید.[8]

حکیمه می گوید: در هفتمین روز از ولادت امام مهدی بر امام حسن عسکری(ع) وارد شدم و بر او سلام گفتم و در محضرش نشستم.

امام فرمود: فرزندم را بیاور. پس او را آوردم؛ در حالی که لباس های زرد رنگی بر تن داشت.

امام عسکری(ع) همانند روز اول زبانش را در دهان او قرار داد و فرمود:

فرزندم! سخن بگو.

و سپس فرمود: فرزندم! بخوان، هر آنچه را که خداوند بر پیامبران و رسولانش نازل کرده است. او نیز به زبان سریانی شروع به خواندن صحف آدم(ع) کرد. همچنین کتاب حضرت ادریس، کتاب حضرت نوح، کتاب حضرت هود، کتاب حضرت صالح، صحف حضرت ابراهیم، تورات حضرت موسی، زبور حضرت داود، انجیل حضرت عیسی و فرقان جدم رسول الله(ص) را تلاوت فرمود. سپس به نقل داستان های پیامبران و مرسلین پرداخت و آنها را یکی پس از دیگری ذکر کرد تا به زمان حضرت امام عسکری(ع) رساند.[9]

دوره سوم: دوران کودکی

از دو گفتگویی که حضرت امام مهدی(ع) در زمان پدر و در دوران کودکی خویش داشته، روشن می شود که حضرت ضمن بیان برخی آیات قرآن به پرسش های قرآنی نیز پاسخ داده است.

حضرت در گفتگو با سعد بن عبدالله اشعری قمی در بیان مراد خداوند از )إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی([10] می فرمایدکه یعنی: «ای موسی! محبت اهل خود را از قلبت بیرون کن» و آنگاه به مقصود از کهیعص[11] می پردازد و در آخر به آیه شریفه )وَاخْتَارَ مُوسَی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلاً لِّمِیقَاتِنَا…([12] پرداخته، راه و روش گفتگو را با دشمنان به سعد بن عبدالله می آموزد.[13]

گفتگو با کامل بن ابراهیم مدنی

محمد بن انصاری روایت کرده است: گروهی از مفوضه کامل بن ابراهیم مدنی را نزد امام حسن عسکری(ع) فرستاند.

او می گوید: با خود گفتم: وقتی خدمت آن حضرت رسیدم، درباره حدیثی که از او روایت شده، بپرسم که فرموده است جز کسی که حق مرا نشناسد، وارد بهشت نخواهد شد.

 وقتی که وارد شدم، کنار دری که پرده ای آن را پوشانده بود، نشستم.

در همان حال بادی وزید و گوشه ای از پرده کنار رفت. ناگاه جوانی را چون پاره ماه دیدم که حدود چهار بهار از عمر او می گذشت. به من فرمود: ای کامل بن ابراهیم! من از سخنش برخود لرزیدم و گفتم: بلی، مولای من …!

 سپس فرمود: آمده ای درباره سخن مفوضه بپرسی؟ آنان دروغ گفتند، بلکه دل های ما ظرف های مشیت و اراده خدای عزّوجل است.

هر گاه بخواهد، ما هم می خواهیم و خداوند در این باره می فرماید: )وَمَا تَشَاؤُنَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ…([14].

امام عسکری به من فرمود: چرا نشسته ای؟ پرسشت را پاسخ داد. به پا خیز، و من برخاستم.[15]

دوره چهارم: دوران غیبت صغرا

غیبت صغرا هفتاد و اندی سال به طول انجامید.

در این مدت حضرت امام مهدی(ع) ملاقات های بسیار محدودی داشت و گاه در پاسخ به سخن برخی مدعیان، یا در بیان علت غیبت و یا در ردّ برخی از افراد و گروه ها و جریانات انحرافی نامه هایی را می نویسد که برخی از آنها را نقل می کنیم.

پاسخ نامه احمد بن اسحاق

طبرسی از سعد بن عبدالله اشعری و او از شیخ صدوق روایت کرده: یکی از یاران ما خدمت احمد بن اسحاق بن سعد اشعری رسید و به وی اطلاع داد که جعفر بن علی نامه ای به او نوشته و خودش را به وی معرفی کرده و بدو اعلان داشته که وی پس از برادرش امام عسکری(ع) امام است و به حلال و حرام و بر همه علوم و دانش احاطه دارد.

احمد بن اسحاق گوید: وقتی نامه او را خواندم، نامه ای به صاحب الزمان (ع) نوشتم و نامه جعفر را ضمیمه آن کردم.

حضرت چنین پاسخ داد:

 به نام خداوند بخشنده مهربان.

نامه ات و نامه ای که همراه آن بود، به من رسید.

خداوند تو را حفظ فرماید! بر اختلاف الفاظ و اشتباهات مکرر آن نامه آگاه شدم و اگر شما هم دقت می کردی، به برخی از آن اشتباهات پی می بردی … . او با ادعایی که کرده، بر خدا دروغ بسته است.

نمی دانم او چگونه می خواهد ادعایش را ثابت کند؛ آیا (ادعای او) به (سبب) آشنایی اش با احکام دین است؟ به خدا سوگند! نه حلال و حرامی می داند و نه خوب و بد را از یکدیگر تمیز می دهد.

آیا این کار را با علم و دانش خود انجام می دهد؛ در صورتی که او حق را از باطل و محکم را از متشابه باز نمی شناسد و حدود نماز و وقت آن را نمی داند. آیا همه اینها از سر تقواست؟ خدا گواه است که او چهل روز نماز واجب را ترک کرد. این دعا برای شعبده بازی است. شاید خبر آن به شما برسد که هنوز ظرف های میگساری او برقرار و آثار گناه و معصیت و تمرد او بر خداوند عیان و پابرجاست و شاید می خواهد این کار را با معجزه انجام دهد.

اگر راست می گوید، معجزه ای بیاورد و یا با دلیلی آن کار را انجام دهد و اگر راست گو است، آن دلیل را اقامه کند و اگر این امر را با دلیل و برهان انجام می دهد، در این صورت دلیلش را ذکر کند.

خدای عزّوجل در کتاب خویش می فرماید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ حم تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّی…(16]؛ «هم این کتاب از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است.

ما اسمان ها و زمین و آنچه را که در میان این دو است، جز به حق و برای وقت معینی نیافریدیم، اما کافران از آنچه انذار می شوند، روی گردان اند.

به آنان بگو: این معبودهایی را که غیر از خدا پرستش می کنید، به من نشان دهید.

چه چیزی از زمین را آفریده اند یا شرکتی در آفرینش آسمان ها دارند؟ کتابی آسمانی پیش از این یا اثر علمی از گذشتگان برای من بیاورید، اگر راست می گویید! چه کسی گمراه تر است از آن کسی که معبودی غیر خدا را می خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمی گوید و از خواندن آنها بی خبر است. و هنگامی که مردم محشور می شوند، معبودهای آنها دشمنانشان خواهند بود، حتی عبادت آنها را انکار می کنند؟!»[17]

پاسخ اسحاق بن یعقوب

در پاسخ نامه ای که به وسیله عمروی به اسحاق بن یعقوب نوشت، چنین آمده است: «و اما علت غیبت این است که خداوند عزّوجل می گوید: )یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ([18]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از چیز هایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می کند.

هیچ یک از پدرانم نیستند، مگر آنکه بر عهده اش بیعتی از طاغوت زمان خود باشد و هنگامی که من خارج می شوم، هیچ بیعتی از طاغوت ها بر من نخواهد بود».[19]

فضیلت سوره توحید و قدر

در نامه ای محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری به امام زمان(ع) می نویسد: در ثواب قرائت قرآن در نماز های فریضه از عالم(ع) رسیده است که فرمود: تعجب است از کسی که در نمازش، (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ) نخواند، چگونه نمازش پذیرفته می شود؟ همچنین روایت شده: هیچ نمازی رشد و نمو نمی کند، در صورتی که در آن )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ( خوانده نشود.

امام در پاسخ فرمود: مقدار ثواب در سوره ها به همان اندازه ای است که روایت در مورد آن وارد شده است.

و اگر سوره ای را که خواندنش ثواب دارد، رها کند و به جایش (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) و (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْر) را به خاطر فضیلتشان بخواند، هم ثواب این دو سوره و هم ثواب سوره ای که ترک کرده، به او داده می شود همچنین جایز است غیر از این دو سوره را بخواند و نمازش هم تمام است، ولی این شخص فضیلت را رها کرده است.

بیزاری از غالیان

در نامه ای که از حضرت امام مهدی(ع) در رد غالیان و بیزاری از ایده های باطلشان صادر شده، ان حضرت به محمد بن علی بن هلال کرخی چنین نوشته است:

 «ای محمد بن علی! خدای متعال اجلّ است از آنچه توصیفش می کنند.

(بدان که) ما هرگز شریکان خدا در علم و قدرتش نیستیم، بلکه علم غیب را کسی جز او نمی داند؛ همان گونه که در کتاب محکم خود فرموده: (قُلْ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السّمواتِ وَ اْلأَرْضِ الْغَیْبَ إِلاّ اللّهُ)[20]؛ بگو که در آسمان ها و زمین جز خداوند کسی غیب را نمی داند».

من و تمام پدرانم از گذشتگان همچون حضرت آدم و نوح و ابراهیم و موسی و غیر اینان از انبیا و همچنین از آخرین که رسول خدا و علی بن ابی طالب و غیر اینان از امامان گذشته تا روزهای ظهور و انتهای دورانم، همه ما بندگان خدای هستیم.

و او می فرماید: (وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی* قالَ رَبّ ِ لِمَ حَشَرْتَنی أَعْمی وَ قَدْ کُنْتُ بَصیرًا * قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسی)

[21]؛ هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی سخت و دشواری خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم، می گوید:

پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی، من که بینا بودم؟

می فرماید: آن گونه که آیات ما برای تو آمد و تو آنها را فراموش کردی، امروز نیز تو فراموش خواهی شد.

 ای محمد بن علی! افراد نادان و ابلهان و سبک مغزان از شیعه، ما را (به خاطر برخی از سخنان آزار داده اند.

پس خدا را که جز او نیست و شهادت همو برای ما بس است، شاهد می گیرم و همچنین پیامبر(ص) را و تمام فرشتگان و پیامبران الهی و اولیای او و تو را و هر کس که بر این نام آگاهی یافت، شاهد می گیرم که من از کسی که درباره ما بگوید که (بدون تعلیم الهی) علم غیب می دانیم، به خدا بیزاری می جویم و یا اینکه بگوید ما در ملک و پادشاهی خداوند شریک هستیم و یا اینکه بخواهند برای ما جایگاهی غیر از جایگاهی که خداوند برای ما پسندیده است و برای آن آفریده شده ایم، قرار دهند …».[22]

رهایی از سرگردانی

شیخ طوسی به سند خود از علی بن ابراهیم رازی نقل کرده: فردی مورد وثوق در مدینة السلام برای من نقل کرد که در پی مشاجره و گفتگوی ابن ابی غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان درباره جانشین پس از امام حسن عسکری(ع) و گفته ابن ابی غانم که امام بدون جانشین از دنیا رفته است، عده ای از همان ها نامه ای نوشتند و آن را به ناحیه فرستادند و امام را از ماجرای گفتگو و مشاجره باخبر ساختند.

پس جواب آنها به خط مبارک امام زمان(ع) چنین آمد:  «بسم الله الرحمن الرحیم.

خداوند ما و شما را از گمراهی و فتنه ها سلامت بدارد و به ما و شما روح یقین عنایت بفرماید و ما و شما را از سوء عاقبت پناه دهد! به من خبر رسیده که گروهی از شما در دین و همچنین در مورد والیان امورتان به شک و تردید افتاده اید که این اختلاف ما را به خاطر خود شما اندوهگین کرده است… . ای مردم! شما را چه شده است که پیوسته در شک، سرگردانید و در حیرت و سردرگمی، واژگون و وارونه هستید؟ آیا فرمایش خدای عزّوجل را نشنیدید که می گوید:

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُم)

[23]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر خدا و اولوا الامر را اطاعت کنید.

 آیا ندانستید آنچه را که نقل شده از حوادث و رویدادها، همه اش درباره امامان گذشته و باقی ماندگان آنهاست؟ آیا ندیدید که چگونه خداوند برای شما دژ و پناه قرار داد تا به سوی آنها پناه ببرید و نیز نشانه هایی را روی زمین قرار داد تا در پرتو همان ها راه را بیابید؟ از زمان حضرت آدم(ع) تا اینکه ماضی(ع)[24] ظاهر شد و هر گاه یکی از آن نشانه ها غایب شد، نشانه دیگر ظاهر می گشت و اگر ستاره ای غایب می شد، ستاره دیگر طلوع می کرد.

حال که خداوند او را به سوی خود فراخواند، گمان بردید که خدای متعال دین خود را باطل کرده است و یا آن را که بین خود و بندگانش قرار داده بود، قطع کرده؟! هرگز چنین نیست و چنین چیزی نخواهد بود تا قیامت و رستاخیز به پا شود و امر خداوند ظاهر گردد؛ گر چه ناراضی باشند…».[25]

دوره پنجم: در دوران ظهور

اما در دوران ظهور و قیام و انقلاب امام مهدی(ع) ماجرا به گونه دیگری خواهد بود؛ چرا که یکباره قرآن مجید از غربت و هجران بیرون می آید، آن زمان، وقت حاکمیتش و هنگام اجرای قوانین روح بخش آن و زمان داوری به آن است.

آری، آن دوران وقت ظهور کتابی است که قرن ها مردم از آن فاصله گرفته و طبق هواهای نفسانی خود به تأویل و تفسیر آن پرداخته اند. آن روز زمان نشستن بر سر سفره معارف قرآنی و بهره جستن از حقایق پنهانش می باشد.

اینک همراه ما باشید تا در محضر قرآن و در کنار امام زمان به هنگام ظهورش باشیم.

اولین سخن

امام صادق(ع) می فرماید: آن زمانی که امام مهدی(ع) ظهور می کند، به کعبه تکیه می کند؛ در حالی که 313 نفر نزد او جمع شده اند.

اولین سخن و گفته اش این آیه است: (بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ)

[26]؛ «آنچه خداوند برای شما باقی گزارده، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید». سپس می فرماید:

«منم بقیة الله و من حجت خدا و خلیفه او برشمایم».

پس سلام کننده ای بر او سلام نمی کند، مگر آنکه می گوید: السلام علیکَ یا بقیة الله فی ارضه،

و زمانی که نزد او چهار هزار نفر جمع شوند، از مکه بیرون می رود و در روی زمین معبودی غیر از خدای عزّوجل از بت و غیر آن باقی نمی ماند، مگر آنکه آتش در آن می افتد و خواهد سوخت.[27]

استناد به آیه ای دیگر

جابر بن یزید جعفی از امام محمد باقر(ع) درباره حوادث روز ظهور امام مهدی(ع) نقل کرده که ماجرای فرو رفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیداء در وقتی خواهد بود که حضرت قائم(ع) در مکه به خانه خدا تکیه کرده و به خانه پرروردگار خود پناه برده است

. امام(ع) در آن هنگام فریاد می زند : «ای مردم! ما از خداوند کمک و یاری می طلبیم.

پس هر که به ندای ما لبیک گوید، ما اهل بیت پیامبرتان حضرت محمد(ص) می باشیم و به خدا و پیامبرش نزدیک هستیم.

ای مردم! هر که با من درباره آدم محاجّه و گفتگو کند، من به حضرت آدم نزدیک ترم، و هر که درباره نوح با من محاجّه کند، من از دیگران به حضرت نوح نزدیک ترم، و هر کس با من درباره ابراهیم محاجّه کند، من از هر کس دیگر به ایشان نزدیک ترم، هر کس با من درباره حضرت محمد مصطفی(ص) محاجّه کند، من به او از دیگران نزدیک تر هستم و هر کس با من درباره پیامبران گفتگو کند، من از دیگران به همه پیامبران نزدیک ترم.

آیا خداوند در کتاب خود نمی فرماید: (إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ)

[28] ؛ خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.

ای مردم! من یادگار آدم و دخیره نوح و برگزیده ابراهیم و حضرت محمد هستم.

هان، ای مردم! هر که با من درباره کتاب خدا محاجّه کند، پس من به کتاب خدا از همه نزدیک ترم و هر که با من درباره سنت رسول خدا گفتگو و مناظره کند، پس من به سنت رسول خدا از همه کس نزدیک ترم.

خدای را گواه می گیرم، هر که امروز سخن مرا شنید به افراد غایب پیام مرا برساند، شما را به حق خدا و پیامبرش(ص) و به حق من که بر شما حق قرابت با رسول خدا دارم، ما را یاری دهید و از کسی که به ما ستم می کند، جلوگیری کنید؛ چرا که ما را ترسانده اند و به ما ظلم شده است و از شهر و دیارمان طرد شده ایم و از حقمان جلوگیری کرده اند.

اهل باطل به ما افترا بسته اند.

ای مردم! خدا را درباره ما در نظر بگیرید.

ما را تنها نگذارید و یاری مان کنید که خداوند شما را یاری خواهد کرد».[29]

مضطرّ حقیقی

امام صادق(ع) می فرماید: «زمانی که حضرت قائم(ع) ظهور می کند، داخل مسجد الحرام شده، رو به روی کعبه ایستاده، پشت به مقام حضرت ابراهیم دو رکعت نماز می خواند، سپس از جای برخاسته، می گوید:

ای مردم! من از هر کس دیگر به حضرت آدم نزدیک ترم، من به حضرت ابراهیم از دیگران اولی هستم، من به حضرت اسماعیل اولی هستم.

ای مردم! من از دیگران به پیامبر(ص) اولی هستم. سپس دو دست خود را به سوی آسمان بالا برده، پروردگار خویش را می خواند و به درگاهش گریه و زاری و التماس می کند تا اینکه با صورت به زمین می خورد. و همین است معنای فرمایش خداوند که فرموده:

(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلاً مَّا تَذَکَّرُونَ)

[30]؛ یا کسی دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد. آیا معبودی با خداست؟ کمتر متذکر می شوید».[31]

جهاد با تأویل گران قرآن

بخش دیگر سیره قرآنی امام مهدی(ع) این است که وی به هیچ گونه اجازه نمی دهد تا برخی از دشمنان، قرآن را وسیله و دستاویزی برای جنگ با امام زمان قرار دهند.

فضیل بن یسار گوید: از امام جعفر صادق(ع) شنیدم که می فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام می کند، از جهل و نادانی مردم بیش از آنچه که پیامبر(ص) از مردم دید، می بیند.

گوید عرض کردم: چگونه؟

 فرمود: پیامبر(ص) وقتی مبعوث شد که آنان سنگ و چوب تراشیده شده را پرستش می کردند.

اما زمانی که قائم ما قیام می کند، مردم به سویش می آیند و همه آنها کتاب خدا را در برابر او تأویل می کنند و با آن حضرت به احتجاج و لجاجت می پردازند».[32]

 و در روایت دیگری امام صادق(ع) می فرماید: «هنگامی که قائم(ع) ظهور می کند، (گروهی) بر او خروج می کنند و با تأویل کردن قرآن به دفاع از آن می پردازند و با این بهانه با حضرت به جنگ بر می خیزند».[33]

ایجاد فضاهای قرآنی

محمد ابراهیم نعمانی در کتاب الغیبة به چند حدیث اشاره می کند که دلالت بر ایجاد فضاهای قرآنی از سوی امام زمان دارد.

بر اساس برخی از این روایات، این مسئولیت به یاران و به شیعیان و در برخی دیگر این به دست ایرانیان سپرده می شود.

حبّه عرنی گوید: امیرمؤمنان فرمود: «گویا می بینم که شیعیان ما در مسجد کوفه چادرهایی برقرار ساخته اند و به مردم قرآن را همان گونه که نازل شده، می آموزند».

[34] اَصبَغ بن نباته همین روایت را از امیرمؤمنان درباره عجم نقل کرده است.[35]

بهره مندی زنان از کتاب خدا

مصداق های بارز ایجاد این گونه فضا ها، دستیابی زنان به معارف الهی و استفاده بهتر از کتاب خدا و وحی آسمانی است.

حمران بن اعین گوید: از امام ابوجعفر (محمد باقر) (ع) شنیدم، می فرمود: «گویا می بینم دین شما پیوسته در خون خود دست و پا می زند و بر نمی گرداند آن را برای شما، مگر مردی از ما اهل بیت (ع) پس در هر سال دو مرتبه به شما عطا و بخشش خواهد کرد و در هر ماه دو مرتبه حقوق و روزی خواهد داد و در زمان او به حکمت و دانش می رسید؛ به گونه ای که حتی زن در خانه خویش به کتاب خدا و سنت رسول الله به داوری می پردازد».[36]

همراه داشتن قرآنی که امام علی(ع) جمع کرد.

در تفسیر برهان در ذیل آیه (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ)

گفته است: آنان اختلاف کردند، همان طور که این امت اختلاف ورزیدند در آن کتاب که همراه قائم است و برای ایشان می آورد؛ تا اینکه بسیاری از مردم آن را انکار می کنند.

پس او جلو ایشان می آید و گردنشان را می زند.[37]

 طبرسی در کتاب احتجاج از ابوذر نقل کرده است: چون رسول خدا(ص) درگذشت، علی(ع) بنابر وصیت پیامبر قرآن را جمع کرد و نزد مهاجرین و انصار آورد و آن را بر ایشان عرضه داشت.

چون ابوبکر آن را گشود و در نخستین صفحه آن فضیحت های آنان بیرون آمد، عمر آن را پرتاب کرد و گفت:

یا علی! آن را بازگردان که به آن نیازی نداریم.

حضرت آن را گرفت و بازگشت. چون عمر به خلافت رسید، از علی(ع) درخواست کرد که آن قرآن را به آنها بازگرداند و گفت:

یا ابا الحسن! کاش قرآنی را که برای ابوبکر آوردی، اکنون بیاوری تا بر آن گرد آییم. آن جناب فرمود: هیهات، راهی به آن نیست.

آن را آوردم تا بر شما حجت تمام شود و روز قیامت نگویید که ما از آن غافل بودیم، یا بگویید آن را برای ما نیاوردی.

قرآنی که نزد من است، بر آن دست نمی گذارد مگر پاکیزگان و اوصیایی از فرزندانم. عمر گفت: آیا برای اظهار کردن آن وقت معلوم است؟ امام فرمود:

آری، زمانی که قائم فرزندان من قیام کند، آن را آشکار سازد و مردم را بر آن وا می دارد و سنت الهی را جاری می کند».[38]

 در اینجا باید توضیح دهم که ممکن است امیرمؤمنان برخی مطالب را از زبان پیامبر به عنوان توضیح و تفسیر برخی آیات نقل کرده بود که خوشایند عمر بن الخطاب نبوده است.

لذا قرآن را پرتاب می کند، اما پس از تثبیت خلافت خودش از امیرمؤمنان می خواهد که همان را بیاورد تا بر گرد آن جمع شوند، اما با پاسخ منفی امیرمؤمنان روبه رو می شود.

طلیعه

در هشتاد سوره از قرآن کریم به اشاره و اجمال، از حرکت عظیم الهی امام مهدی(ع) پرده برداشته شده است که این اشارات را پیامبر(ص) و معصومان(ع) در ذیل 270 آیه تفسیر و تبیین کرده اند.

و هر یک از سوره های قرآنی از یک تا پانزده آیه و گاهی تمام یک سوره به قیام و انقلاب حضرت مهدی تفسیر شده است مفسران عالی قدر به این روایات در ذیل آیات مربوط اشاره کرده اند.

از یک نگاه می توان گفت که روز ظهور امام مهدی (ع) روز تأویل قرآن است.محدث بزرگوار علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه ) هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ ([1]؛ آیا آنها انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرارسد»، فرموده: این آیه درباره حضرت قائم(ع) و روز قیامت است.[2]

امام مهدی(ع) مصداق بارز قرآن ناطق است که با آمدن وی همه آیات قرآن تفسیر می شود، قرآن بر جهان حکومت می کند، از مهجوریت بیرون می آید، همه مردم به معارف ناب آن به سرعت دست پیدا می کنند و حتی ضعیف ترین افراد جامعه به این موهبت الهی خواهند رسید.

آن حضرت را به حق می توان فرزند قرآن دانست.

او با غیر از قرآن انسی ندارد و او است که پیش از ولادت در شکم مادر قرآن می خواند و نیز در حین ولادت و پس از آن، یا به تلاوت قرآن می پرداخت و یا به آن استدلال می کرد.

این نوشتار به چند دوره از زندگانی امام مهدی(ع) و به سیره و سخن او می پردازد.

دوره نخست: پیش از ولادت

اگر چه خواندن قرآن و یا سخن گفتن در جنین مادر امری برخلاف عرف و عادت است، اما این امر در خاندان وحی و نبوت و در بین فرزندان فاطمه و علی بسیار عادی بوده است؛ چرا که در حالات هر یک از معصومان(ع) آمده است که پیش از ولادت سخن می گفته و یا قرآن می خوانده است؛ از جمله امام مهدی که این چنین بود.

حکیمه دختر امام جواد(ع) که به دعوت امام حسن عسکری(ع) شب را در خانه امام بیتوته کرده بود، گوید: وقتی که نیمه شب فرارسید، من و نرجس نماز شب خواندیم، سپس پیش خود گفتم سپیده دم نزدیک شده، اما هنوز حملی از او ظاهر نشده است که حضرت ابومحمد عسکری از درون حجره صدا زد که شتاب مکن.

گوید از روی شرمساری به حجره برگشتم که نرجس به استقبالم شتافت؛ در حالی که به خود می لرزید. من نیز او را به سینه ام چسباندم و سوره )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ( را و سوره )إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ( و آیة الکرسی را بر او خواندم. هر چه را می خواندم، آن جنین نیز که در شکم او بود، همراه من می خواند.[3]

در روایت دیگری آمده که امام حسن عسکری به من امر کرد تا بر او )إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ( را بخوانم.

وقتی که خواندم، از درون نرگس شنیدم آنچه را که می خواندم، جنین نیز می خواند و به من سلام می کند. من از این جریان بسیار ترسیده بودم که امام صدا زد:

هرگز از امر پروردگار تعجب نکن؛ چرا که پروردگار در کودکی حکمت را بر زبان ما جاری می سازد و در بزرگی ما را حجت خود در روی زمین قرار می دهد.

[4] در همین گفتگو که میان حکیمه دختر امام جواد و امام حسن عسکری(ع) بود، امام به عمه اش فرمود:

«و إن الصبیّ منّا یَتکلّم فی بطن أمّه و یقرأ القرآن و یعبد ربه عزّوجل؛

کودکان ما در شکم مادر خود سخن می گویند و قرآن می خوانند و خدای خود را عبادت می کنند».[5]

دوره دوم: هنگام ولادت

امام مهدی(ع) به هنگام ولادت علاوه بر اینکه برخی آیات قرآن مجید را می خواند، تمام قرآن کریم بلکه تمام کتاب های آسمانی را نیز تلاوت می کرد.

شیخ طوسی به سند خود از حکیمه دختر امام نقل کرده: وقتی که امام مهدی(ع) به دنیا آمد، امام عسکری(ع) دستی بر سر مبارک فرزندش کشید و به او فرمود: فرزندم! به قدرت خداوند سخن گوی.

پس ولی خدا از شیطان رجیم به او پناه برده چنین گفت: وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ

([6]؛ ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم ….». آن گاه بر پیامبر خدا(ص) و بر علی امیرمؤمنان و بر هر یک از امامان درود فرستاد تا اینکه به پدر بزرگوارش رسید.[7]

تلاوت کتب آسمانی

همچنین حکیمه دختر امام جواد(ع) از ماجرای لحظه ولادت امام مهدی چنین سخن گوید: پس امام حسن عسکری(ع) صورت و دو دست و دو پای فرزندش را بوسید و آن گاه زبان خویش را در دهان او گذارد؛ همانند پرندگان که غذا در دهان جوجه خود می گذراند.

سپس به او فرمود: بخوان! پس او شروع به خواندن قرآن کرد و از بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد تا قرآن را به پایان رسانید.[8]

حکیمه می گوید: در هفتمین روز از ولادت امام مهدی بر امام حسن عسکری(ع) وارد شدم و بر او سلام گفتم و در محضرش نشستم.

امام فرمود: فرزندم را بیاور. پس او را آوردم؛ در حالی که لباس های زرد رنگی بر تن داشت.

امام عسکری(ع) همانند روز اول زبانش را در دهان او قرار داد و فرمود: فرزندم! سخن بگو. و سپس فرمود: فرزندم! بخوان، هر آنچه را که خداوند بر پیامبران و رسولانش نازل کرده است.

او نیز به زبان سریانی شروع به خواندن صحف آدم(ع) کرد.

همچنین کتاب حضرت ادریس، کتاب حضرت نوح، کتاب حضرت هود، کتاب حضرت صالح، صحف حضرت ابراهیم، تورات حضرت موسی، زبور حضرت داود، انجیل حضرت عیسی و فرقان جدم رسول الله(ص) را تلاوت فرمود.

سپس به نقل داستان های پیامبران و مرسلین پرداخت و آنها را یکی پس از دیگری ذکر کرد تا به زمان حضرت امام عسکری(ع) رساند.[9]

دوره سوم: دوران کودکی

از دو گفتگویی که حضرت امام مهدی(ع) در زمان پدر و در دوران کودکی خویش داشته، روشن می شود که حضرت ضمن بیان برخی آیات قرآن به پرسش های قرآنی نیز پاسخ داده است.

حضرت در گفتگو با سعد بن عبدالله اشعری قمی در بیان مراد خداوند از  إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی ([10] می فرماید که یعنی:

«ای موسی! محبت اهل خود را از قلبت بیرون کن» و آنگاه به مقصود از کهیعص[11] می پردازد و در آخر به آیه شریفه )

وَاخْتَارَ مُوسَی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلاً لِّمِیقَاتِنَا

([12] پرداخته، راه و روش گفتگو را با دشمنان به سعد بن عبدالله می آموزد.[13]

گفتگو با کامل بن ابراهیم مدنی

محمد بن انصاری روایت کرده است: گروهی از مفوضه کامل بن ابراهیم مدنی را نزد امام حسن عسکری(ع) فرستاند.

او می گوید: با خود گفتم: وقتی خدمت آن حضرت رسیدم، درباره حدیثی که از او روایت شده، بپرسم که فرموده است جز کسی که حق مرا نشناسد، وارد بهشت نخواهد شد.

وقتی که وارد شدم، کنار دری که پرده ای آن را پوشانده بود، نشستم.

در همان حال بادی وزید و گوشه ای از پرده کنار رفت. ناگاه جوانی را چون پاره ماه دیدم که حدود چهار بهار از عمر او می گذشت. به من فرمود: ای کامل بن ابراهیم! من از سخنش برخود لرزیدم و گفتم: بلی، مولای من …!

سپس فرمود: آمده ای درباره سخن مفوضه بپرسی؟ آنان دروغ گفتند، بلکه دل های ما ظرف های مشیت و اراده خدای عزّوجل است.

هر گاه بخواهد، ما هم می خواهیم و خداوند در این باره می فرماید: ) وَمَا تَشَاؤُنَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ

([14]. امام عسکری به من فرمود: چرا نشسته ای؟ پرسشت را پاسخ داد. به پا خیز، و من برخاستم.[15]

دوره چهارم: دوران غیبت صغرا

غیبت صغرا هفتاد و اندی سال به طول انجامید.

در این مدت حضرت امام مهدی(ع) ملاقات های بسیار محدودی داشت و گاه در پاسخ به سخن برخی مدعیان، یا در بیان علت غیبت و یا در ردّ برخی از افراد و گروه ها و جریانات انحرافی نامه هایی را می نویسد که برخی از آنها را نقل می کنیم.

پاسخ نامه احمد بن اسحاق

طبرسی از سعد بن عبدالله اشعری و او از شیخ صدوق روایت کرده: یکی از یاران ما خدمت احمد بن اسحاق بن سعد اشعری رسید و به وی اطلاع داد که جعفر بن علی نامه ای به او نوشته و خودش را به وی معرفی کرده و بدو اعلان داشته که وی پس از برادرش امام عسکری(ع) امام است و به حلال و حرام و بر همه علوم و دانش احاطه دارد.

احمد بن اسحاق گوید: وقتی نامه او را خواندم، نامه ای به صاحب الزمان (ع) نوشتم و نامه جعفر را ضمیمه آن کردم.

حضرت چنین پاسخ داد: به نام خداوند بخشنده مهربان.

نامه ات و نامه ای که همراه آن بود، به من رسید. خداوند تو را حفظ فرماید! بر اختلاف الفاظ و اشتباهات مکرر آن نامه آگاه شدم و اگر شما هم دقت می کردی، به برخی از آن اشتباهات پی می بردی … . او با ادعایی که کرده، بر خدا دروغ بسته است.

نمی دانم او چگونه می خواهد ادعایش را ثابت کند؛ آیا (ادعای او) به (سبب) آشنایی اش با احکام دین است؟ به خدا سوگند! نه حلال و حرامی می داند و نه خوب و بد را از یکدیگر تمیز می دهد.

آیا این کار را با علم و دانش خود انجام می دهد؛ در صورتی که او حق را از باطل و محکم را از متشابه باز نمی شناسد و حدود نماز و وقت آن را نمی داند. آیا همه اینها از سر تقواست؟ خدا گواه است که او چهل روز نماز واجب را ترک کرد. این دعا برای شعبده بازی است.

شاید خبر آن به شما برسد که هنوز ظرف های میگساری او برقرار و آثار گناه و معصیت و تمرد او بر خداوند عیان و پابرجاست و شاید می خواهد این کار را با معجزه انجام دهد.

اگر راست می گوید، معجزه ای بیاورد و یا با دلیلی آن کار را انجام دهد و اگر راست گو است، آن دلیل را اقامه کند و اگر این امر را با دلیل و برهان انجام می دهد، در این صورت دلیلش را ذکر کند.

خدای عزّوجل در کتاب خویش می فرماید: )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ حم تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّی

([16]؛ «هم این کتاب از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است.

ما اسمان ها و زمین و آنچه را که در میان این دو است، جز به حق و برای وقت معینی نیافریدیم، اما کافران از آنچه انذار می شوند، روی گردان اند. به آنان بگو:

این معبودهایی را که غیر از خدا پرستش می کنید، به من نشان دهید.

چه چیزی از زمین را آفریده اند یا شرکتی در آفرینش آسمان ها دارند؟ کتابی آسمانی پیش از این یا اثر علمی از گذشتگان برای من بیاورید، اگر راست می گویید! چه کسی گمراه تر است از آن کسی که معبودی غیر خدا را می خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمی گوید و از خواندن آنها بی خبر است. و هنگامی که مردم محشور می شوند، معبودهای آنها دشمنانشان خواهند بود، حتی عبادت آنها را انکار می کنند؟!»[17]

پاسخ اسحاق بن یعقوب

در پاسخ نامه ای که به وسیله عمروی به اسحاق بن یعقوب نوشت، چنین آمده است:

«و اما علت غیبت این است که خداوند عزّوجل می گوید: ) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ

([18]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از چیز هایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می کند.

هیچ یک از پدرانم نیستند، مگر آنکه بر عهده اش بیعتی از طاغوت زمان خود باشد و هنگامی که من خارج می شوم، هیچ بیعتی از طاغوت ها بر من نخواهد بود».[19]

فضیلت سوره توحید و قدر

در نامه ای محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری به امام زمان(ع) می نویسد:

در ثواب قرائت قرآن در نماز های فریضه از عالم(ع) رسیده است که فرمود: تعجب است از کسی که در نمازش، (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ) نخواند، چگونه نمازش پذیرفته می شود؟ همچنین روایت شده: هیچ نمازی رشد و نمو نمی کند، در صورتی که در آن )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ( خوانده نشود.

امام در پاسخ فرمود: مقدار ثواب در سوره ها به همان اندازه ای است که روایت در مورد آن وارد شده است.

و اگر سوره ای را که خواندنش ثواب دارد، رها کند و به جایش (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) و (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْر) را به خاطر فضیلتشان بخواند، هم ثواب این دو سوره و هم ثواب سوره ای که ترک کرده، به او داده می شود همچنین جایز است غیر از این دو سوره را بخواند و نمازش هم تمام است، ولی این شخص فضیلت را رها کرده است.

بیزاری از غالیان

در نامه ای که از حضرت امام مهدی(ع) در رد غالیان و بیزاری از ایده های باطلشان صادر شده، ان حضرت به محمد بن علی بن هلال کرخی چنین نوشته است:

«ای محمد بن علی! خدای متعال اجلّ است از آنچه توصیفش می کنند.

(بدان که) ما هرگز شریکان خدا در علم و قدرتش نیستیم، بلکه علم غیب را کسی جز او نمی داند؛ همان گونه که در کتاب محکم خود فرموده:

(قُلْ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السّمواتِ وَ اْلأَرْضِ الْغَیْبَ إِلاّ اللّهُ)[20]؛ بگو که در آسمان ها و زمین جز خداوند کسی غیب را نمی داند».

من و تمام پدرانم از گذشتگان همچون حضرت آدم و نوح و ابراهیم و موسی و غیر اینان از انبیا و همچنین از آخرین که رسول خدا و علی بن ابی طالب و غیر اینان از امامان گذشته تا روزهای ظهور و انتهای دورانم، همه ما بندگان خدای هستیم. و او می فرماید:

(وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی* قالَ رَبّ ِ لِمَ حَشَرْتَنی أَعْمی وَ قَدْ کُنْتُ بَصیرًا * قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسی)

[21]؛ هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی سخت و دشواری خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم، می گوید:

پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی، من که بینا بودم؟

می فرماید: آن گونه که آیات ما برای تو آمد و تو آنها را فراموش کردی، امروز نیز تو فراموش خواهی شد.

ای محمد بن علی! افراد نادان و ابلهان و سبک مغزان از شیعه، ما را (به خاطر برخی از سخنان آزار داده اند. پس خدا را که جز او نیست و شهادت همو برای ما بس است، شاهد می گیرم و همچنین پیامبر(ص) را و تمام فرشتگان و پیامبران الهی و اولیای او و تو را و هر کس که بر این نام آگاهی یافت، شاهد می گیرم که من از کسی که درباره ما بگوید که (بدون تعلیم الهی) علم غیب می دانیم، به خدا بیزاری می جویم و یا اینکه بگوید ما در ملک و پادشاهی خداوند شریک هستیم و یا اینکه بخواهند برای ما جایگاهی غیر از جایگاهی که خداوند برای ما پسندیده است و برای آن آفریده شده ایم، قرار دهند …».[22]

رهایی از سرگردانی

شیخ طوسی به سند خود از علی بن ابراهیم رازی نقل کرده: فردی مورد وثوق در مدینة السلام برای من نقل کرد که در پی مشاجره و گفتگوی ابن ابی غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان درباره جانشین پس از امام حسن عسکری(ع) و گفته ابن ابی غانم که امام بدون جانشین از دنیا رفته است، عده ای از همان ها نامه ای نوشتند و آن را به ناحیه فرستادند و امام را از ماجرای گفتگو و مشاجره باخبر ساختند.

پس جواب آنها به خط مبارک امام زمان(ع) چنین آمد: «بسم الله الرحمن الرحیم.

خداوند ما و شما را از گمراهی و فتنه ها سلامت بدارد و به ما و شما روح یقین عنایت بفرماید و ما و شما را از سوء عاقبت پناه دهد! به من خبر رسیده که گروهی از شما در دین و همچنین در مورد والیان امورتان به شک و تردید افتاده اید که این اختلاف ما را به خاطر خود شما اندوهگین کرده است… . ای مردم! شما را چه شده است که پیوسته در شک، سرگردانید و در حیرت و سردرگمی، واژگون و وارونه هستید؟ آیا فرمایش خدای عزّوجل را نشنیدید که می گوید:

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُم)

[23]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر خدا و اولوا الامر را اطاعت کنید.

آیا ندانستید آنچه را که نقل شده از حوادث و رویدادها، همه اش درباره امامان گذشته و باقی ماندگان آنهاست؟ آیا ندیدید که چگونه خداوند برای شما دژ و پناه قرار داد تا به سوی آنها پناه ببرید و نیز نشانه هایی را روی زمین قرار داد تا در پرتو همان ها راه را بیابید؟ از زمان حضرت آدم (ع) تا اینکه ماضی(ع) [24] ظاهر شد و هر گاه یکی از آن نشانه ها غایب شد، نشانه دیگر ظاهر می گشت و اگر ستاره ای غایب می شد، ستاره دیگر طلوع می کرد.

حال که خداوند او را به سوی خود فراخواند، گمان بردید که خدای متعال دین خود را باطل کرده است و یا آن را که بین خود و بندگانش قرار داده بود، قطع کرده؟! هرگز چنین نیست و چنین چیزی نخواهد بود تا قیامت و رستاخیز به پا شود و امر خداوند ظاهر گردد؛ گر چه ناراضی باشند…».[25]

دوره پنجم: در دوران ظهور

اما در دوران ظهور و قیام و انقلاب امام مهدی(ع) ماجرا به گونه دیگری خواهد بود؛ چرا که یکباره قرآن مجید از غربت و هجران بیرون می آید، آن زمان، وقت حاکمیتش و هنگام اجرای قوانین روح بخش آن و زمان داوری به آن است.

آری، آن دوران وقت ظهور کتابی است که قرن ها مردم از آن فاصله گرفته و طبق هواهای نفسانی خود به تأویل و تفسیر آن پرداخته اند. آن روز زمان نشستن بر سر سفره معارف قرآنی و بهره جستن از حقایق پنهانش می باشد.

اینک همراه ما باشید تا در محضر قرآن و در کنار امام زمان به هنگام ظهورش باشیم.

اولین سخن

امام صادق(ع) می فرماید: آن زمانی که امام مهدی(ع) ظهور می کند، به کعبه تکیه می کند؛ در حالی که 313 نفر نزد او جمع شده اند.

اولین سخن و گفته اش این آیه است: (بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ)

[26]؛ «آنچه خداوند برای شما باقی گزارده، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید». سپس می فرماید: «منم بقیة الله و من حجت خدا و خلیفه او برشمایم».

پس سلام کننده ای بر او سلام نمی کند، مگر آنکه می گوید:  السلام علیکَ یا بقیة الله فی ارضه،

و زمانی که نزد او چهار هزار نفر جمع شوند، از مکه بیرون می رود و در روی زمین معبودی غیر از خدای عزّوجل از بت و غیر آن باقی نمی ماند، مگر آنکه آتش در آن می افتد و خواهد سوخت.[27]

استناد به آیه ای دیگر

جابر بن یزید جعفی از امام محمد باقر(ع) درباره حوادث روز ظهور امام مهدی(ع) نقل کرده که ماجرای فرو رفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیداء در وقتی خواهد بود که حضرت قائم(ع) در مکه به خانه خدا تکیه کرده و به خانه پرروردگار خود پناه برده است.

امام(ع) در آن هنگام فریاد می زند : «ای مردم! ما از خداوند کمک و یاری می طلبیم.

پس هر که به ندای ما لبیک گوید، ما اهل بیت پیامبرتان حضرت محمد(ص) می باشیم و به خدا و پیامبرش نزدیک هستیم.

ای مردم! هر که با من درباره آدم محاجّه و گفتگو کند، من به حضرت آدم نزدیک ترم، و هر که درباره نوح با من محاجّه کند، من از دیگران به حضرت نوح نزدیک ترم، و هر کس با من درباره ابراهیم محاجّه کند، من از هر کس دیگر به ایشان نزدیک ترم، هر کس با من درباره حضرت محمد مصطفی(ص) محاجّه کند، من به او از دیگران نزدیک تر هستم و هر کس با من درباره پیامبران گفتگو کند، من از دیگران به همه پیامبران نزدیک ترم.

آیا خداوند در کتاب خود نمی فرماید: (إِنَّ اللّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ)

[28] ؛ خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.

ای مردم! من یادگار آدم و دخیره نوح و برگزیده ابراهیم و حضرت محمد هستم.

هان، ای مردم! هر که با من درباره کتاب خدا محاجّه کند، پس من به کتاب خدا از همه نزدیک ترم و هر که با من درباره سنت رسول خدا گفتگو و مناظره کند، پس من به سنت رسول خدا از همه کس نزدیک ترم.

خدای را گواه می گیرم، هر که امروز سخن مرا شنید به افراد غایب پیام مرا برساند، شما را به حق خدا و پیامبرش(ص) و به حق من که بر شما حق قرابت با رسول خدا دارم، ما را یاری دهید و از کسی که به ما ستم می کند، جلوگیری کنید؛ چرا که ما را ترسانده اند و به ما ظلم شده است و از شهر و دیارمان طرد شده ایم و از حقمان جلوگیری کرده اند.

اهل باطل به ما افترا بسته اند.

ای مردم! خدا را درباره ما در نظر بگیرید.

ما را تنها نگذارید و یاری مان کنید که خداوند شما را یاری خواهد کرد».[29]

مضطرّ حقیقی

امام صادق(ع) می فرماید: «زمانی که حضرت قائم(ع) ظهور می کند، داخل مسجد الحرام شده، رو به روی کعبه ایستاده، پشت به مقام حضرت ابراهیم دو رکعت نماز می خواند، سپس از جای برخاسته، می گوید:

ای مردم! من از هر کس دیگر به حضرت آدم نزدیک ترم، من به حضرت ابراهیم از دیگران اولی هستم، من به حضرت اسماعیل اولی هستم.

ای مردم! من از دیگران به پیامبر(ص) اولی هستم. سپس دو دست خود را به سوی آسمان بالا برده، پروردگار خویش را می خواند و به درگاهش گریه و زاری و التماس می کند تا اینکه با صورت به زمین می خورد. و همین است معنای فرمایش خداوند که فرموده:

(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلاً مَّا تَذَکَّرُونَ)

[30]؛ یا کسی دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد.

آیا معبودی با خداست؟ کمتر متذکر می شوید».[31]

جهاد با تأویل گران قرآن

بخش دیگر سیره قرآنی امام مهدی(ع) این است که وی به هیچ گونه اجازه نمی دهد تا برخی از دشمنان، قرآن را وسیله و دستاویزی برای جنگ با امام زمان قرار دهند.

فضیل بن یسار گوید: از امام جعفر صادق(ع) شنیدم که می فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام می کند، از جهل و نادانی مردم بیش از آنچه که پیامبر(ص) از مردم دید، می بیند.

گوید عرض کردم: چگونه؟ فرمود: پیامبر(ص) وقتی مبعوث شد که آنان سنگ و چوب تراشیده شده را پرستش می کردند.

اما زمانی که قائم ما قیام می کند، مردم به سویش می آیند و همه آنها کتاب خدا را در برابر او تأویل می کنند و با آن حضرت به احتجاج و لجاجت می پردازند».[32]

و در روایت دیگری امام صادق(ع) می فرماید: «هنگامی که قائم(ع) ظهور می کند، (گروهی) بر او خروج می کنند و با تأویل کردن قرآن به دفاع از آن می پردازند و با این بهانه با حضرت به جنگ بر می خیزند».[33]

ایجاد فضاهای قرآنی

محمد ابراهیم نعمانی در کتاب الغیبة به چند حدیث اشاره می کند که دلالت بر ایجاد فضاهای قرآنی از سوی امام زمان دارد.

بر اساس برخی از این روایات، این مسئولیت به یاران و به شیعیان و در برخی دیگر این به دست ایرانیان سپرده می شود.

حبّه عرنی گوید: امیرمؤمنان فرمود: «گویا می بینم که شیعیان ما در مسجد کوفه چادرهایی برقرار ساخته اند و به مردم قرآن را همان گونه که نازل شده، می آموزند» .

[34] اَصبَغ بن نباته همین روایت را از امیرمؤمنان درباره عجم نقل کرده است.[35]

بهره مندی زنان از کتاب خدا

مصداق های بارز ایجاد این گونه فضا ها، دستیابی زنان به معارف الهی و استفاده بهتر از کتاب خدا و وحی آسمانی است. حمران بن اعین گوید:

از امام ابوجعفر (محمد باقر)(ع) شنیدم، می فرمود: «گویا می بینم دین شما پیوسته در خون خود دست و پا می زند و بر نمی گرداند آن را برای شما، مگر مردی از ما اهل بیت(ع) پس در هر سال دو مرتبه به شما عطا و بخشش خواهد کرد و در هر ماه دو مرتبه حقوق و روزی خواهد داد و در زمان او به حکمت و دانش می رسید؛ به گونه ای که حتی زن در خانه خویش به کتاب خدا و سنت رسول الله به داوری می پردازد».[36]

همراه داشتن قرآنی که امام علی(ع) جمع کرد در تفسیر برهان در ذیل آیه (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ) گفته است:

آنان اختلاف کردند، همان طور که این امت اختلاف ورزیدند در آن کتاب که همراه قائم است و برای ایشان می آورد؛ تا اینکه بسیاری از مردم آن را انکار می کنند.

پس او جلو ایشان می آید و گردنشان را می زند.[37]

طبرسی در کتاب احتجاج از ابوذر نقل کرده است: چون رسول خدا(ص) درگذشت، علی(ع) بنابر وصیت پیامبر قرآن را جمع کرد و نزد مهاجرین و انصار آورد و آن را بر ایشان عرضه داشت.

چون ابوبکر آن را گشود و در نخستین صفحه آن فضیحت های آنان بیرون آمد، عمر آن را پرتاب کرد و گفت: یا علی! آن را بازگردان که به آن نیازی نداریم. حضرت آن را گرفت و بازگشت.

چون عمر به خلافت رسید، از علی(ع) درخواست کرد که آن قرآن را به آنها بازگرداند و گفت: یا ابا الحسن! کاش قرآنی را که برای ابوبکر آوردی، اکنون بیاوری تا بر آن گرد آییم. آن جناب فرمود:

هیهات، راهی به آن نیست.

آن را آوردم تا بر شما حجت تمام شود و روز قیامت نگویید که ما از آن غافل بودیم، یا بگویید آن را برای ما نیاوردی. قرآنی که نزد من است، بر آن دست نمی گذارد مگر پاکیزگان و اوصیایی از فرزندانم.

عمر گفت: آیا برای اظهار کردن آن وقت معلوم است؟

امام فرمود:  آری، زمانی که قائم فرزندان من قیام کند، آن را آشکار سازد و مردم را بر آن وا می دارد و سنت الهی را جاری می کند».[38]

در اینجا باید توضیح دهم که ممکن است امیرمؤمنان برخی مطالب را از زبان پیامبر به عنوان توضیح و تفسیر برخی آیات نقل کرده بود که خوشایند عمر بن الخطاب نبوده است.

لذا قرآن را پرتاب می کند، اما پس از تثبیت خلافت خودش از امیرمؤمنان می خواهد که همان را بیاورد تا بر گرد آن جمع شوند، اما با پاسخ منفی امیرمؤمنان روبه رو می شود.

پی نوشت ها
1 . اعراف/53.
2 . تفسیر قمی، ج1، ص235.
3 . الخرایح و الجرایح، ج1، ص455.
4 . کمال الدین، ج2، ص426.
5 . همان.
6 . قصص/5.
7 . غیبة شیخ طوسی، ص140.
8 . دلائل الامامة، ص268.
9 . الهدایة الکبری، ص70.
10 . طه/12.
11 . مریم/1.
12 . اعراف/155.
13 . کمال الدین، ج2، ص454.
14 . انسان/30.
15 . با خورشید سامرا، ص267.
16 . احقاف/1 6.
17 . احتجاج، ج2، ص468.
18 . مائده/101.
19 . اعلام الوری، ص423.
20 . نمل/65
21 . طه/126،125،124
22 . معادن الحکمه، ج2، ص282.
23 . نساء/59.
24 . مقصود امام حسن عسکری(ع) است.
25 . کتاب الغیبة، ص172.
26 . هود/86.
27 . مستدرک الوسائل، ج12، ص335. در متن اصلی جایش مشخص نیست.
28 . آل عمران/33.
29 . کتاب الغیبة، ص279.
30 . نمل/62.
31 . تأویل الآیات، ج1، ص402.
32 . کتاب الغیبة، ص297.
33 . همان.
34 . همان، ص318.
35 . همان.
36 . کتاب الغیبة، ص239.
37 . تفسیر برهان، ج2، ص964.
38 . ستاره درخشان، ص459، به نقل از احتجاج طبرسی.