سوره احزاب

نوشته‌ها

وحی نبودن آیه ۳۷ سوره احزاب

شبهه: شبهه ای در مورد آیه ی ۳۷ سوره ی احزاب وجود دارد که این آیه وحی الهی نیست ، بلکه ساخته ی رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم بود، به این شبهه چگونه جواب داده می شود ؟

پاسخ شبهه

این گونه شبهات که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم چیزی از خود به قران کریم افزوده باشد را می توان با دلایلی چند رد کرد که خود قرآن کریم به صراحت فرموده که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم چیزی جز وحی الهی بر زبان نمی آورد و هر چه می گوید وحی است . (۱) بنابراین، هیچ حرفی از خود بر قرآن کریم نیفزوده است و درجای دیگر خداوند متعال می فرمایند اگر این گونه بود( یعنی پیامبر چیزی از خود به قرآن اضافه می کرد ) ما رگ گردنش را می بریدیم . (۲)

علاوه بر این ها دلایلی دلالت دارد که نه تنها معارف قرآنی بلکه خود الفاظ قرآن کریم نیز از طرف خداست:

۱ـ تحدی قرآن کریم: قرآن کریم معجزه پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ( است که آخرین پیامبر الهی می‌باشد و باید معجزه ی ایشان تا قیامت باقی بماند، به همین خاطر خداوند آن را به صورتی قرار داد تا ابد باقی بماند به صورت معجزه برای همه ی افراد قابل مشاهده باشد. بدون شک معجزه برای پیامبران وسیله ی اثباتی به شمار می‌رود تا شاهد صدق دعوت آنان قرار گیرد و گواه باشد که از جهان غیب پیام آورده‌اند. معجزه باید به گونه‌ای انجام گیرد که کارشناسان به خوبی تشخیص دهند که آن چه ارایه شده به درستی نشانه عالم غیب و بیرون از توان بشریت است و انبیاء کارهایی انجام دادند که از توان ماهرترین کارشناسان آن دوره بیرون بوده تا اینکه به خوبی این تشخیص صورت گیرد. از همین رو بزرگ ترین و مهم ترین معجزه ی اسلام قرآن کریم است که با شیواترین سبک و رساترین بیان و استوارترین محتوا بر عرب آن زمان عرضه شد، آنان به خوبی تشخیص دادند که این سخن نمی‌تواند ساخته بشر باشد که این گونه آنان را در مقابل تحدّی و هم‌آوردی ناتوان ساخته است.(۳) قرآن کریم مکرراً ناباوران را به مبارزه و ‌هم‌آوردی خوانده می‌فرماید: اگر باور ندارید که این قرآن کریم سخن خداست و گمان می‌برید ساخته و پرداخته دست بشر است، سخن دانان و سخن‌وران خود را وا دارید تا سخنی هم چون قرآن کریم، زیبا و شیوا، محکم و استوار بسازند و ارائه دهندو یا ده سوره مثل قرآن کریم و یا حد اقل یک سوره مانند آن بیاورید، ولی هرگز چنین اقدامی نتوانید کرد. (۴) هم‌آورد خواستن قرآن کریم فراگیر است و همه ی جهانیان را شامل می‌شود و دامنه ی آن برای همیشه گسترده است.

قرآن کریم در چند مرحله تحدّی و هم‌آورد خواستن خود را مطرح کرده است:

۱ـ بطور مطلق خواسته سخنی هم چون قرآن کریم بیاورند. (۵)

۲ـ به اندازه ی ده سوره مانند قرآن کریم بیاورند. (۶)

۳ـ یک سوره مانند قرآن کذیم بیاورند.(۷)

۴ـ در نهایت می‌فرماید: اگر تمام انس و جن گرد هم آیند و بخواهند همانند این قرآن کریم بیاورند، هرگز نتوانند، گرچه همگی همدست شوند. (۸)

به شهادت قطعی تاریخ، منکران قرآن کذیم و رسالت در مقام مبارزه بر آمدند، امّا نتوانستند کار از پیش ببرند و پس از آن‌که در مبارزه علمی با قرآن کریم شکست خوردند دست به تیغ تهمت و شمشیر جنگ بردند. و حتی در طول تاریخ نه تنها مشرکین، بلکه اهل کتاب با تمام قوی علمی و قدرت مادی و سیاسی داشتند از تمام طرف ممکن به مبارزه با اسلام و قرآن کریم برخواستند گرچه در خیلی از جهت‌ها موفق شدند. ولی در تحدی با قرآن کریم عاجز ماندند. امروز نیز اگر دشمنان اسلام به زور متوسل می‌شوند و از راه جنگ نظامی و یا تهاجم فرهنگی به مبارزه با اسلام می‌پردازند برای این است که در مبارزه ی علمی و منطقی با قرآن کذیم شکست خورده‌اند. اکنون نیز هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند سوره‌ای مانند کوچک ترین سوره ی قرآن کریم بیاورد.(۹)

بنابراین، به اعتقاد شیعه و سنی عبارات قرآن کریم هم چون معانی آن از سوی خداوند وحی شده و پیامبر هیچ‌گونه نقش و دخالتی در آن نداشته است.

۲ـ آیات قرآن کریم:دومین دلیل بر این که همه ی قرآن کریم از سوی خداوند متعال می باشد ، خود قرآن کریم است . از قرآن کریم استفاده می‌شود که الفاظ و عبارات قرآن و ساختار آن، از آن خداست. مانند آیاتی که واژه‌های قرائت و تلاوت و ترتیل را به کار برده است که از نظر وضع لغت عرب تنها بازگو کردن سروده دیگران را می‌رساند که الفاظ و معانی هر دو از دیگری باشد و بازگو کننده آن را صرفاً تلاوت می‌کند و از خود چیزی مایه نمی‌گذارد قرائت در مقابل تکلّم است، قرائت حکایت نثری است که الفاظ و عبارات آن قبلاً تنظیم شده است و تکلّم، انشاء معنا است با الفاظ و عباراتی که خود تنظیم می‌کند. و هرگز در جایی نیامده که پیامبر قرآن کریم را تکلم می‌نمود. آیاتی که قرائت و تلاوت در آن‌ها آمده عبارتند از :

نحل: ۹۸ . اسراء: ۴۵ و ۱۰۶٫ اعلی: ۶ . جمعه: ۲٫ نمل: ۱۲٫ کهف: ۲۷

به علاوه خداوند متعال از قرآن کریم صریحاً به عنوان «کلام الله» یاد کرده است:(۱۰) مانند:

الف : و ان احدٌ من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله (۱۱): اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد، پناه ده تا کلام خدا را بشنود.

ب: آیه‌ای که می‌فرماید: پیامبر اختیار تبدیل و تغییر در قرآن کریم را ندارد: قل ما یکون لی ان ابدّله من تلقاء نفسی ان اتبع الا ما یوحی الی … . (۱۲) این سلب اختیار، نشان دهنده آن است که الفاظ و عبارت قرآن از پیامبر نیست و گرنه هر انسانی می‌تواند آنچه را که گفته به تعبیر و بیان دیگر بگوید.

۳ـ حفظ وحی توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم : پیامبر اکرم ( هنگام وحی تلاش می‌کرد که آیات وحی شده را حفظ کند و از همین رو رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم در آغاز نبوّت آیات را مرتب در حال وحی تکرار می‌کرد تا این‌که خداوند او را از این کار نهی کرد و فرمود: زبانت را به خاطر عجله برای خواندن قرآن حرکت مده چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهده ی ماست. پس هرگاه آن را خواندیم از خواندن ما پیروی کن. (۱۳)

حفظ وحی نشان می‌دهد که الفاظ و کلمات در اختیار پیامبر نبوده بلکه الفاظ و کلمات از سوی خداوند می‌باشد.

۴ـ تفاوت قرآن کریم و حدیث قدسی : تفاوت قرآن کریم و حدیث قدسی از لحاظ سبک و بیان و شیوه ی ترکیب کلمات و دوگانگی که واقعیتی انکار ناپذیر است و با اندک توجهی آشکار می‌شود، بهترین گواه بر عدم دخالت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در شکل گیری ساختار لفظی و بیانی قرآن است.(۱۴)

بنابراین، آیه ی ۳۷ سوره ی احزاب نیز وحی الهی بر رسول خداصلی الله علیه و اله و سلم می باشد و آن حضرت حتی یک حرف نیز از سوی خود به قرآن کریم اضافه ننموده است و این به اتفاق شیعه و اهل سنت می باشدکه رسول خدا در آوردن قران کریم و رساندن ان به مردم معصوم بود و نه تنها چیزی را به آن اضافه یا کم نمی کرد، بلکه حتی در رساندن وحی اشتباه و خطا هم نمی کرد و لذا تمام آیات قرآن کریم از سوی خداوند متعال است که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم حتی مجاز به تغییر دادن الفاظ آن هم نبوده اند .

پی نوشتها

  1. نجم : ۶-۱ .
  2. حاقه : ۴۶-۴۲ .
  3. – معرفت، محمد هادی، علوم قرآنی، (قم، مؤسسه فرهنگی تمهید، ۱۳۸۰)، ص ۳۴۵٫
  4. رک: طور : ۳۳ . بقره : ۲۳ . هود : ۱۳ . یونس : ۳۸ .
  5. طور : ۳۳
  6. هود : ۱۳
  7. یونس : ۳۸ و بقره : ۲۳ .
  8. اسراء : ۸۸ .
  9. – جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، (قم، اسراء، ۱۳۷۸)، ج ۱، ص ۱۷۶٫
  10. – معرفت، محمد هادی، علوم قرآنی، ص ۵۷٫
  11. توبه :۶
  12. یونس : ۱۵ .
  13. قیامت : ۱۸-۱۶
  14. – حسینی، موسی، مجله پژوهشهای قرآنی، وحیانی بودن الفاظ قرآن، (سال ششم، شماره ۲۲ و ۲۱، ص ۲۳۳ .

منبع: نرم افزار پاسخ۲ مرکز مطالعات حوزه.

 

وظائف همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله)

در آیات ۳۲ـ۳۴ سوره «احزاب» خداى متعال هفت دستور مهم را به همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى دهد، نخست در مقدمه کوتاهى مى فرماید: «اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از زنان عادى نیستید اگر تقوا پیشه کنید» (یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَد مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ).

شما به خاطر انتسابتان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) از یک سو، و قرار گرفتنتان در کانون وحى، و شنیدن آیات قرآن، و تعلیمات اسلام از سوى دیگر، داراى موقعیت خاصى هستید که مى توانید سرمشقى براى همه زنان باشید، چه در مسیر تقوا و چه در مسیر گناه.

بنابراین، موقعیت خود را درک کنید، و مسئولیت سنگین خویش را به فراموشى نسپارید، و بدانید که اگر تقوا پیشه کنید در پیشگاه خدا مقام بسیار ممتازى خواهید داشت.

و به دنبال این مقدمه که طرف را براى پذیرش مسئولیتها آماده مى سازد، و به آنها شخصیت مى دهد، نخستین دستور در زمینه عفت، صادر مى کند و مخصوصاً به سراغ یک نکته باریک مى رود، تا مسائل دیگر در این رابطه خود به خود روشن گردد، مى فرماید:

«بنابراین به گونه اى هوس انگیز سخن نگوئید که، بیماردلان در شما طمع کنند» (فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ).

بلکه، به هنگام سخن گفتن، جدى و خشک و به طور معمولى سخن بگوئید، نه همچون زنان کم شخصیت که سعى دارند، با تعبیرات تحریک کننده، که گاه توأم با ادا و اطوار مخصوصى است که افراد شهوت ران را به فکر گناه مى افکند سخن بگوئید.

تعبیر به «الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ» (کسى که در دل او بیمارى است) تعبیر بسیار گویا و رسائى است از این حقیقت که، غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است، اما هنگامى که از این حد بگذرد، نوعى بیمارى خواهد بود تا آنجا که گاه، به سر حد جنون مى رسد که از آن تعبیر به «جنون جنسى» مى کنند، و امروز دانشمندان، انواع و اقسامى از این بیمارى روانى را که بر اثر طغیان این غریزه، و تن در دادن به انواع آلودگیهاى جنسى، و محیطهاى کثیف به وجود مى آید، در کتب خود شرح داده اند.

در پایان آیه، دومین دستور را این گونه شرح مى دهد: «شما باید به صورت شایسته اى که مورد رضاى خدا و پیامبر و توأم با حق و عدالت باشد، سخن بگوئید» (وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً).

در حقیقت جمله «لاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» اشاره به کیفیت سخن گفتن دارد، و جمله «قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» اشاره به محتواى سخن.

البته «قول معروف» (گفتار نیک و شایسته)، معنى وسیعى دارد که علاوه بر آنچه گفته شد، هرگونه گفتار باطل، و بیهوده، و گناه آلود، و مخالف حق را نفى مى کند.

ضمناً، جمله اخیر مى تواند، توضیحى براى جمله نخست باشد، مبادا کسى تصور کند که: باید برخورد زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) با مردان بیگانه موذیانه یا دور از ادب باشد، بلکه، باید برخورد شایسته و مؤدبانه، و در عین حال، بدون هیچگونه جنبه هاى تحریک آمیز باشند.

سپس، سومین دستور را که آن در زمینه رعایت عفت است چنین بیان مى کند: «شما در خانه هاى خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین، در میان جمعیت ظاهر نشوید» و اندام و وسائل زینت خود را در معرض تماشاى دیگران قرار ندهید (وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ الأُولى).

«قَرْن» از ماده «وقار» به معنى سنگینى است، و کنایه از قرار گرفتن در خانه ها است، بعضى نیز احتمال داده اند: از ماده «قرار» بوده باشد که، از نظر نتیجه تفاوت چندانى با معنى اول نخواهد داشت.

«تَبَرَّج» به معنى آشکار ساختن زینت در برابر مردم است، و از ماده «برج» گرفته شده که در برابر دیدگان همه ظاهر است.

بالاخره، دستور «چهارم» و «پنجم» و «ششم» را به این صورت بیان مى فرماید: «شما زنان پیامبر نماز را بر پا دارید، زکات را اداء کنید، و خدا و رسولش را اطاعت نمائید» (وَ أَقِمْنَ الصَّلاهَ وَ آتِینَ الزَّکاهَ وَ أَطِعْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ).

اگر در میان عبادات، روى نماز و زکات، تکیه مى کند به خاطر آنست که: نماز، مهمترین راه ارتباط و پیوند با خالق است، و زکات هم در عین این که عبادت بزرگى است، پیوند محکمى با خلق خدا محسوب مى شود.

و اما جمله «أَطِعْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ» یک حکم کلى است که تمام برنامه هاى الهى را فرا مى گیرد.

این دستورات سه گانه نیز نشان مى دهد که، احکام فوق، مخصوص به زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)نیست، بلکه براى همگان است، هر چند، در مورد آنان تأکید بیشترى دارد.

در پایان آیه مى افزاید: «خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد» (إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً).

تعبیر به «اِنَّما» که معمولاً براى حصر است، دلیل بر این است که این موهبت ویژه خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله) است.

در آخرین آیه مورد بحث، «هفتمین» و آخرین وظیفه همسران پیامبر بیان شده است، و هشدارى است به همه آنان براى استفاده کردن از بهترین فرصتى که در اختیار آنان براى آگاهى بر حقایق اسلام قرار گرفته، مى فرماید: «آنچه را در خانه هاى شما از آیات خداوند و حکمت و دانش خوانده مى شود، یاد کنید» و خود را در پرتو آن بسازید که بهترین فرصت را در اختیار دارید (وَ اذْکُرْنَ ما یُتْلى فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللّهِ وَ الْحِکْمَهِ).

شما در خاستگاه وحى، قرار گرفته اید و در مرکز و کانون نور قرآن، حتى اگر در خانه نشسته اید، مى توانید از آیاتى که در فضاى خانه شما از زبان مبارک پیامبر(صلى الله علیه وآله) طنین افکن است، به طور شایسته از تعلیمات اسلام و سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) بهره مند شوید که هر نفسش درسى است و هر سخنش برنامه اى!(۱)

 ۱٫ تفسیر نمونه، جلد ۱۷، صفحه ۳۱۱٫