سهم سادات

نوشته‌ها

بیان خمس به زبان ساده

تعریف خمس: بموجب آیه ۴۱ سوره انفال، خمس از واجبات دین اسلام میباشد و یک واجب مالی است که مسلمانان باید به حساب اموال و سرمایه خود (با درنظرگرفتن درآمد و هزینه سالیانه خود) رسیدگی کنند و یک پنجم مشمول خمس را به عنوان خمس بپردازند.

موارد مشمول خمس: خمس در هفت چیز واجب است: ۱٫ غنایم جنگى ۲٫غواصى (اشیایى که با فرورفتن در آب دریاها به دست می آید) ۳٫گنج  ۴٫معدن  ۵٫سود تجارت (منفعت کسب)  ۶٫مال حلال مخلوط به حرام  ۷٫زمینى که کافر ذمى از مسلمان بخرد.

منفعت کسب چیست؟ هرگاه انسان از طریق زراعت ، صنعت ، تجارت ، کارگری ، کارمندی در موئسسات مختلف و کسب های دیگر درآمدی به دست آورد چنانچه از مخارج سال خود و همسر و فرزندان و سایر کسانی که نفقه و خرجی آنها را می دهد زیاد آید باید خمس ((یک پنجم )) آن را بپردازد، (توضیح المسائل مراجع ، ج ۲).

تعیین سال خمسی برای محاسبه و پرداخت خمس:

برای تعیین سال خمسی، انتخاب سال قمرى و شمسى هر دو جایز است. سال خمسى براى کسانى که درآمد تدریجى روزانه دارند (مانند تاجر و کاسب) از زمانی است که شروع به کار میکنند و براى کارمند و کارگر با اولین درآمد و حقوق ، سال خمسی شروع می شود. در این صورت چنانچه چیزی از مخارج سال زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد، یعنی آخر سال اگر پول یا اجناس مصرفی مانند : برنج و قند و چای و حبوبات و یا مال دیگر اضافه داشته باشد، باید خمسش را بدهد . اگر چیزی مازاد بر درآمدش نداشته باشد، خمس به او تعلق نمی گیرد. مثلا اگر کارمند باشید، روزی که اولین حقوق به حساب شما واریز شده، سال خمسی تان آغاز شده است، یعنی یک سال بعد از آن روز باید خمس اموال خود را حساب کنید و در صورتی که پول نقد و یا جنس مصرفی مانند: برنج و غلات و … اضافه آمده باشد ، باید یک پنجم آن را به عنوان خمس به مرجع تقلید خود بپردازید.

تعیین سال:

کشاورزان میتوانند زمان برداشت محصول و اتمام فعالیت و فراغت از آن را بعنوان سال (زمان رسیدگی به حساب خمس و زکات خود) تعیین کنند.

کارمندان و کارگران و اقشار حقوق بگیر، میتوانند روز ۲۹ اسفند (که پایان سال است) را بعنوان سال (زمان رسیدگی شرعی به حساب اموال خود) انتخاب نمایند.

توجه: دوره رسیدگی شرعی به حساب اموال، میتواند کمتر از یکسال هم باشد و اشکالی ندارد. ولی بیشتر از یکسال (۱۲ ماه) جایز نیست.

مثال برای تعیین سال خمسی:

برای اولین بار: فرض کنید شما برای اولین بار تصمیم میگیرید که خمس و زکات اموال خود را حساب کنید و بپردازید. مثلا در روز ۲۵ اردیبهشت امسال به یک نفر روحانی اعلم مراجعه میکنید. شما تمامی اموال و داراییهای خود را به روحانی بزرگوار اعلام میکنید. ایشان خمس و زکات اموال شما را تا ۲۵ اردیبهشت امسال، محاسبه میکند و شما خمس و زکات را درصورت تعلق، پرداخت میکنید و بدهی شرعی شما تا تاریخ ۲۵ اردیبهشت امسال، تسویه میشود.

لازم است سالانه به حساب اموال خود رسیدگی کنید. میتوانید یک سال شمسی یا قمری را بعنوان سال انتخاب کنید.

دوره دوم یا سال دوم:  اگر کارمند یا کارگر و حقوق بگیر هستید، میتوانید دوره دوم را از ۲۶ اردیبهشت امسال تا پایان امسال (۲۹ اسفند) انتخاب کنید و به حساب های مالی خود از نظر شرعی رسیدگی کنید.

دوره سوم یا سال سوم و بعد از آن: از این به بعد شما میتوانید سال خمسی خود را از اول فروردین تا پایان ۲۹ اسفند انتخاب کنید. این روش میتواند بهترین و ساده ترین دوره مالی برای کارمندان و اقشار حقوق بگیر باشد.

مستثنیات خمس:

خانه اى که انسان در آن زندگى مى کند، خمس ندارد.

وسیله نقلیه اى که مورد نیاز انسان است، خمس ندارد.

لباس و پوشاک مورد استفاده خانواده، خمس ندارد.

لوازم منزل مانند یخچال، کولر، تلویزیون، اجاق گاز، رختخواب، ظروف آشپزخانه و امثال اینهاخمس ندارند  .

 مالی که به انسان به ارث رسیده است، خمس ندارد.

چیزی که به انسان بخشیده شده است، خمس ندارد.

 جایزه‌ یا جایزه هایی که دریافت می‌کند، خمس ندارد.

 عیدی‌ که انسان دریافت می‌کند، خمس ندارد.

 مالی که به عنوان خمس یا زکات یا صدقه دریافت می‌کند، خمس ندارد.

 مهریه زنان: مهریه ای که زن از شوهرش دریافت میکند، خمس ندارد. همچنین جهیزیه ای که برای دختر خریداری شده، خمس ندارد.

روش محاسبه خمس:  ابتدا  اموال مورد تعلق، قیمت گذاری میشوند، مثلا مواد غذایی که در آن روز در خانه دارید مانند گندم، برنج، گوشت، حبوبات، قند و غیره، قیمت آنها  محاسبه میشود. مثلا قیمت آنها ۵۰۰٫۰۰۰ تومان شد.

 همچنین مقدار پول نقدی که در آن روز، در خانه یا بانک دارید، مثلا ۷۰۰٫۰۰۰ تومان دارید.

تومان ۱٫۲۰۰٫۰۰۰= ۷۰۰٫۰۰۰+ ۵۰۰٫۰۰۰

(اگر چنانچه اموالی دارید که مازاد بر نیاز خانواده است مثلا منزل مسکونی دوم و یا زمین، وسیله نقلیه و امثال اینها هم مشمول خمس میشوند).

در اینجا کل اموال مشمول خمس شما، ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ تومان میشود، که یک پنجم آن یعنی ۲۰% آن، معادل ۲۴۰٫۰۰۰ تومان میباشد، خمس است که باید بپردازید:

تومان ۲۴۰٫۰۰۰ = %۲۰ * ۱٫۲۰۰٫۰۰۰

موارد مصرف خمس: خمس (بموجب آیه ۴۱ سوره انفال) باید به دو قسمت تقسیم شود:

  1. نصف خمس، سهم امام است که باید به حاکم اسلامی یا مرجع تقلیدتان یا به مجتهد جامع الشرایط بدهید یا به نماینده و وکیل او داده شود و یا به مصرفی که او اجازه می دهد برسانید (توضیح المسائل مراجع، جلد۲).
  2. قسمت دوم خمس، سهم سادات است که با اجازه مرجع تقلید یا نماینده ایشان، به سادات نیازمند (سید فقیر یا سید یتیم یا سید در راه مانده) بدهید.

در مثال فوق، خمسِ اموال،   ۲۴۰٫۰۰۰ تومان شد. این ۲۴۰٫۰۰۰ تومان را دونصف کنید.  ۱۲۰٫۰۰۰ تومان سهم امام است که باید به مرجع تقلید یا نماینده ایشان داده شود و ۱۲۰٫۰۰۰ تومان هم سهم سادات است که باید به سادات داده شود.

منبع: دین و زندگی در استان بوشهر

دلیل جواز صرف خمس در برخی از نهادها و مراکز حوزوی

تردیدی نیست که حوزه‌های علمیه و محیط‌های روحانی ما مسئول پاسداری ایمان جامعه اسلامی و ارشاد و هدایت مردم و دفاع از اصول و فروع دین مقدس اسلام و تبلیغ و تعلیم آن و عهده‌دار پاسخگویی به نیازهای مذهبی جامعه و پایگاه محکم اسلام در برابر انحرافات و کجروی‌ها هستند. امام کاظم ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: «الفقهاءُ حصونُ الاسلامِ».(۱) فقیهان دژهای اسلام هستند. فقها و عالمان دینی به دلیل شناخت و آگاهی کامل از اسلام دژهای استوار و محکمی هستند که در برابر هرگونه انحراف و کجروی می‌ایستند و پاسداران دین خدا هستند. مرحوم امام فرمودند: «تردیدی نیست که حوزه‌های علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع مهم‌ترین پایگاه محکم اسلام در برابر انحرافات و کجروی‌ها بوده‌اند.»(۲)

دشواری و سنگینی این مسئولیت‌ها در زمانی که اسلام و احکام مقدس آن آماج حملات شدیدی شده است و شبهات زیادی در سطح جامعه مطرح شده است، به خوبی نمایانگر است. مرحوم امام فرمودند: «شما که امروز پاسداران اسلام و قرآنید وظیفه دارید این سنگر مهم را که آماج تیر اجانب و عمّال آنهاست، حفظ نمایید و با کمال دلگرمی و اتکای به خداوند متعال و استمداد از ارواح مقدسه صاحبان شریعت و حفاظ قرآن به کار خود که تحصیل فقه اسلام، تهذیب اخلاق، تنویر افکار و هدایت ملت ستمدیده است، ادامه دهید که خدای متعال با شماست.»(۳) در زمانی که دشمنان اسلام و مخالفان نظام بیشترین تلاش خود را در جهت مقابله با اسلام و مبانی آن و اصول نظام قرار داده‌اند و با شبهه‌افکنی در سطح جامعه، افکار عمومی جامعه اسلامی را آلوده و مشوش می‌نمایند و به اعتقادات مردم خصوصاً نسل جوان هجمه شدیدی وارد نموده‌اند و به اعتراف صریح هانینگتون نظریه پرداز غربی «تقابل اصلی آینده جوامع بشری برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است.»(۴)

یکی از نظریه پردازان آمریکایی می‌گوید: «کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاست‌های ایران، از بین بردن خصوصیات انقلابی رژیم ایران است… باید نفوذ روحانیون را از بین برد و عقاید انقلاب را از درون تهی کرد».(۵) در چنین شرایطی وظیفه علمای دینی است که به حکم سخن رسول خدا که فرمودند: «اذا ظهرتِ البدعُ فی اُمّتی فلیظهرِ العالمُ علمهُ فمن لم یفَعل فعَلیهِ لعنهُ الله».(۶) «هنگامی که بدعت‌ها در جامعه آشکار می‌شود باید عالم علم خود را آشکار کند و اگر چنین نکند بر او لعنت خدا خواهد بود» به مقابله با شبهات دینی بپردازند و این امر ضرورت چنین مرکزی را توسط حوزه علمیه قم آشکار می‌سازد. بنابراین هدف از تأسیس این مرکز توسط حوزۀ علمیه قم آن چیزی نیست که شما در سوال عنوان کرده‌اید. بلکه هدف، ارشاد و هدایت جامعه، پاسداری از احکام اسلام و مقابله و برخورد با شبهات و انحرافات و کجروی‌ها و تنویر افکار عمومی جامعه اسلامی و در یک جمله انجام وظیفه عالمان دینی در جامعه است.

مرحوم امام فرمودند: «حوزه‌ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند، و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند، چه بسا شیوه‌های رایج اداره امور مردم در سال های آینده تغییرکند و جوامع بشری برای حلّ مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کنند.»(۷) مقام معظم رهبری فرمودند: «امروز شبهه‌های نو و خطرناکی وجود دارد، امروز شبهات عظیمی در تمام زمینه‌های کلامی وجود دارد، از اصل توحید و لزوم دین بگیرید تا به وجود صانع و نبوت خاصه و بعد مسأله ولایت و مسائل گوناگونی که در زمینه‌های دینی و اسلامی وجود دارد، پرسید، چه کسی باید به این شبهات پاسخ بدهد؟ مگر علما مرزداران عقیده نیستند؟»(۸)

اما در مورد صرف خمس و بیت المال در این خصوص باید عرض کنیم که خمس به دو قسمت تقسیم می‌شود: ۱٫ سهم امام ـ علیه السّلام ـ . ۲٫ سهم سادات. سهم امام ـ علیه السّلام ـ در زمان غیبت در اختیار مجتهد جامع الشرایط قرار می‌گیرد. سهم سادات نیز که نیمی از خمس است متعلق به یتیمان و مساکین و ابن السبیل (درراه ماندگان) سادات است که زیر نظر حاکم شرع به مصرف این اصناف می‌رسد و سهم امام ـ علیه السّلام ـ که در واقع ملک منصب امامت است، در زمان غیبت در اختیار مجتهد جامع الشرایط قرار می‌گیرد و در اموری باید مصرف شود که در راستای حفظ دین و مصالح عمومی جامعه اسلامی است. لذا «سهم امام که نیمی از خمس است پشتوانه اقتصادی حوزه‌های علمیه شیعه و برنامه‌های تبلیغاتی و کوشش‌های فرهنگی و خلاصه هر گونه فعالیت دینی و علمی که نیاز به هزینه دارد می‌باشد.»(۹) بدیهی است که فعالیت‌های مراکزی که در راستای حراست از مبانی و اصول اسلام و رفع شبهاتی است که متوجه احکام اسلامی است و اعتقادات مردم را هدف قرار می‌دهد از مصادیق بارز حفظ دین و مصالح عمومی جامعه اسلامی است و صرف خمس و بیت المال در این مورد نه تنها اشکالی ندارد. بلکه ضروری به نظر می‌رسد.

پی نوشتها

  1. کلینی، اصول کافی، انتشارات اسوه، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۱۰۶، ح ۳٫
  2. صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۸۸ و ۸۹٫
  3. صحیفه نور، ج ۱، ص ۱۹۰٫
  4. نفوذ و استحاله، ‌تهران، معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در قرارگاه ثار الله، ۷۸، ص ۲۷٫
  5. همان، ص ۹۶٫
  6. کلینی، اصول کافی، انتشارات اسوه، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۱۶۰، ح ۲٫
  7. صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۱۰۰٫
  8. منشور ولایت، سخنان مقام معظم رهبری در جمع علما و فضلای حوزه علمیه قم، ۷۴، ص ۲۸٫
  9. مکارم شیرازی، ناصر، خمس پشتوانه استقلال بیت المال، انتشارات هدف، ۱۳۷۰، ص ۱۷٫

  منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

خمس در عصر امامان معصوم (علیهم السلام)

هنگامی که از امام رضا (ع) پرسیدند: اگر یک گروه از سهمْ برندگان سهم سادات زیادتر از گروه دیگر باشد خمس را چگونه باید میان آنها تقسیم کرد؟ امام رضا (ع) فرمود: «ذاک الی الامام؛ این امر به‏نظر امام بستگی دارد.

به همین دلیل هنگامی که از امام رضا (ع) سوال می‌شود آن چه مال خداست، در نهایت مال چه کسی است؟

 خمس در عصر امامان معصوم (علیهم السلام)

 خمس در عصر حضرات معصومین (علیهم السلام) از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است، لیکن از آن جایی که از عصر امام علی (ع) تا زمان امام باقر (ع) شیعه در فشار شدیدی از نظر سیاسی و اقتصادی قرار داشت و حکومت بنی امیّه حساسیت خاصی به تشیّع نشان می داد، از این رو مجالی پیش نمی آمد تا فریضه خمس را آن چنان که شایسته و بایسته است، برای شیعیان تبیین نمایند و لزوم پرداخت آن را گوشزد کنند، بلکه با واژه «اَبَحْنا لشیعتنا» آنان را از نگرانی بیرون آوردند و تصرّف در خمس را مباح شمردند.

البته وضع اکثر مردم نیز از نظر مالی خوب نبود تا خمس بدهند.

اما در زمان امام محمدباقر و امام صادق (علیهم السلام) اندک مجالی پیدا شد تا مردم با مسئله خمس آل محمد (ص) تا حدودی آشنا شوند. ضمن این که زندگی مسلمان ها نیز رونق تازه ای پیدا کرده بود. به همین دلیل عده ای از طرف امامان مأمور شدند تا خمس را جمع آوری کنند.

بعضی از این افراد عبارت اند از:

۱ – مفضّل بن عمر، از شخصیت های بنامی است که از طرف امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) در گرفتن حقوق شرعی مردم وکالت داشت و به وی اختیار داده شده بود تا خمس را در راهی که صلاح می داند به مصرف برساند.

وی نیز مقداری از خمس را برای فقرای شیعه و مبلغی را هم برای اصلاح ذات البین و آشتی دادن بین آنها در منازعات مالی اختصاص داده بود.(۱)

۲ – نصر بن قاموس اللّخمی، یکی دیگر از نمایندگان امام باقر (ع) برای گردآوری خمس بود و این نمایندگی تا بیست سال تداوم داشت.(۲)

۳ – عبدالله جندب، از جانب امام موسی بن جعفر و امام رضا (علیهما السلام) نمایندگی داشت و به جمع آوری خمس اهتمام می ورزید. خوش بختانه مردم در این دوران استقبال خوبی از خمس نشان دادند و به نمایندگان امام کاظم (ع) به قدری خمس پرداختند که هنگامی که آن حضرت به شهادت رسید وجوه زیادی از خمس نزد نمایندگان ایشان باقی مانده بود.

نوشته اند که مبلغ هفتاد هزار دینار پیش «زیاد قندی و حمزه بن

بزیع» و سی هزار دینار پیش «عثمان بن عیسای رواسی» بود.(۳)

۴ – علی بن یقطین، یکی از شیعیان نام دار موسی بن جعفر (ع) بود که با اجازه حضرتش نخست وزیری هارون را پذیرفته بود.

وی هر چیزی که از طرف هارون می رسید به خدمت امام کاظم (ع) ارسال می کرد.

معروف است که از طرف خلیفه عباسی پیراهن گران قیمتی به وی اهدا شد. آن را خدمت حضرت فرستاد، ولی امام آن را برگرداند و فرمود: «در آینده ای نزدیک به آن نیاز خواهی داشت».

پس از مدتی یکی از درباریان نزد هارون سعایت کرد که علی بن یقطین، شیعه است و از علاقه مندان موسی بن جعفر (ع) می باشد و هر سال خمس اموال خود را برای او می فرستد.

از جمله چیزهایی که فرستاده، همان پیراهن ارزش مندی است که به او هدیه کرده اید.

هارون با شنیدن این گزارش، غضب ناک شد و ابن یقطین را احضار نمود، سرنوشت پیراهن را از وی پرسید. عرض کرد: در محل امنی نگه داشته ام.

به دستور هارون رفتند و پیراهن را آوردند. آن گاه هارون به وی گفت: «از این پس حرف هیچ کس را درباره تو نخواهم پذیرفت.»(۴)

امام رضا (ع) هنگامی که دریافت مذهب اهل بیت به برکت خمس رواج بیشتری پیدا کرده است وکلای متعددی را برای جمع آوری آن تعیین فرمودند که از جمله آنها این افراد بودند: صفوان بن یحیی، یونس بن عبدالرحمن، محمد بن سنان و… .(۵)

امام جواد (ع) نیز برای جمع آوری خمس نمایندگانی را گماشته بود که از میان آنها افرادی چون: زکریا بن آدم، علی بن مهزیار اهوازی، سعد بن اشعری قمی و ابراهیم بن احمد همدانی را می توان نام برد.(۶)

امام هادی (ع) نیز نمایندگانی برای گردآوری خمس آل رسول مشخص کرده بود؛ علی بن جعفر الهمّانی، حسن بن راشد و ایوب بن نوح بن درّاج نخعی، از جمله این نمایندگان بودند.(۷)

امام حسن عسکری (ع) نیز وکیلانی برای جمع آوری خمس در شهرهای مختلف داشتند که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ۱ – ابراهیم بن عبده نیشابوری: وی از بزرگان شیعه در نیشابور بود.

امام در نامه مفصّلی که به اسحاق بن اسماعیل نوشته است، چنین یادآوری می کند: «تمام دوستان من در آن جا باید حقوق مالی را به ابراهیم بن عبده نیشابوری پرداخت نمایند.»(۸)

۲ – احمد بن اسحاق: امام (ع) در نامه دیگری می نویسد: ابراهیم بن عبده، وکیل وی، موظف است حقوق امام (خمس) را جمع آوری کرده و به احمد بن اسحاق تحویل دهد.(۹)

۳ – عثمان بن سعید عَمْری: او از کسانی است که امام عسکری (ع) درباره وی در حضور عده ای از شیعیان می فرماید: «شاهد باشید که عثمان بن سعید، وکیل من است و فرزندش محمد وکیل فرزندم مهدی است.»(۱۰)

در همان زمان عده ای از شیعیان یمن برای پرداخت خمس به محضر امام عسکری (ع) شرف یاب شدند، آن حضرت عثمان بن سعید وکیل خویش معرفی کرد و به وی دستور داد خمسی را که برای آن حضرت آورده بودند تحویل بگیرد.(۱۱)

پس از شهادت امام عسکری (ع) عده ای از شیعیان خدمت احمد دینوری رسیدند و گفتند: شانزده هزار دینار (خمس) نزد شیعیان ذخیره شده است، آنان شما را انتخاب کرده اند تا به حضرت حجّت برسانید.

او احتیاط کرد و به تفحّص پرداخت.(۱۲)

خمس در غیبت صغری

در غیبت صغری ، مراجعات مردم به نمایندگان خاص حضرت بود.

با وجود آن که شیعیان در حال تقیّه و ترس و اضطراب و زیر فشار حکومت های غاصب عباسیان به سر می بردند، ولی هیچ گاه از پرداخت خمس اموال خود غفلت نمی کردند و وجوهات شرعی را به وکلای آن حضرت می رساندند.(۱۳) این شیوه پسندیده در عصر رسول اکرم (ص) نیز کم و بیش به چشم می خورد.

بعضی از مورّخان معتبر مثل ابن سعد و صاحب کتاب فتوح البلدان نوشته اند که پیامبر اسلام (ص) برای گرفتن خمس نیز افرادی را به اطراف و اکناف می فرستاد؛ چنان که به دو طایفه معروف «سعد بن هُذَیم و بنی جذیمه» نامه نوشت که خمس و زکات را به فرستادگان او تحویل دهند.

(۱۴) هم چنین آن حضرت عمرو بن حزم را برای این منظور به یمن فرستاد و حال آن که در آن سرزمین جنگی در کار نبود تا خمس غنایم جنگی را مطالبه نماید.(۱۵)

در کتاب سیره النبی، نامه ای که پیامبر اکرم (ص) به برخی از قبایل عرب نوشته، آمده است: «زمین و دشت و دره ها و آن چه در آنهاست، در اختیار شما باشد تا این که حیوانات از گیاهان و شما از آب های آن استفاده کنید، به شرط آن که خمس اموال خویش را بپردازید.»(۱۶)

مالک خمس کیست؟

بحثی که در این جا باید طرح و بررسی شود این است که مالکیت خمس از آن کیست؟

برخی از محققان می گویند: با توجه به این که اگر خمس اموال عمومی جمع آوری شود به صورت ثروت کلانی در می آید، همین امر باعث گردید که برخی از وکلا در خمسِ گردآوری شده طمع کنند.

به همین دلیل حاضر نشدند خمس اموال را به امام بعدی به بهانه ثابت نشدن امامت وی، واگذار نمایند تا به زعم خودشان از انشعاب شیعه جلوگیری کنند.

از این رو خمس اموال را شخصاً تصاحب کرده و در تملّک خویش در آوردند.

در پاسخ باید گفت: علل و عوامل انشعابات در تشیّع، فقط به دلیل وجود خمس کلان نبوده است؛ علل دیگری نیز داشته که از عهده این مقال خارج است.

البته این اشکال در مورد واقفیه تا حدودی ممکن است صحیح باشد، زیرا نمایندگان امام هفتم (ع) اموال فراوانی از خمس نزد خود نگه داشته بودند و به بهانه این که امامت خاتمه یافته مایل بودند به امام بعدی نرسانند و چون معتقد بودند خمس باید به دست امام معصوم و یا نماینده وی برسد، به همین دلیل در امام هفتم متوقف گردیدند و هفت امامی شدند و خمس اموال را تصاحب نمودند.

از آیه خمس و احادیث معصومان چنین استنباط می گردد که خمس آل رسول، ملک شخصی کسی نیست و اختیار خمس فقط به دست امام معصوم است تا در قدم اول بستگان مستمند پیامبر اکرم (ص) را از سهم سادات اداره کند و ما بقی را در راه ترویج دین و حاکمیت الهی مصرف نماید.

برای روشن شدن این مسئله، لازم است جای گاه خمس در کتاب و سنّت و سیره امامان، بیشتر روشن گردد.

خمس در کتاب و سنّت

به طور کلی خمس جای گاه خاصی در اسلام دارد.

در این جا ضمن بیان اهمیت و جای گاه خمس، مالکیت آن را نیز بیان می کنیم.

خمس، بودجه ای است در دست پیامبر (ص) و امام (ع) تا در مصالح اسلامی مصرف کنند.

نمی توان گفت خمس، مخصوص اداره کردن زندگی سادات فقیر است و بس، چرا که اگر خمس اموال گردآوری شود ثروت عظیمی را به وجود می آورد که به مراتب زیادتر از اداره کردن سادات مستمند و ذراری زهرا و علی (ع) است.

مضاف بر این که اگر فرضاً در مقطع زمانی خاصی سادات فقیر نداشتیم بلکه همه سادات خودشان خمس می دادند، در چنین شرایطی خمس را در چه راهی باید مصرف کرد و متولّی یا متولّیان خمس کیانند؟

آن چه از قرآن و روایات مفهوم می شود این است که خمس، یک نوع بودجه مشروط برای اداره ولایت اسلامی و ترویج مبانی دینی است و مدیریت آن به دست پیامبر و یا جانشینان معصوم اوست.

به همین دلیل حکومت های بنی امیّه و بنی العباس و حتی در عصر خلفای به اصطلاح راشدین به گرفتن مالیات و زکات بسنده می کردند و متعرض خمس نمی شدند و در بعضی از مواقع از صاحبان خمس اجازه می خواستند که خمس را برای مردم مصرف کرده و در آینده دِین خود را پرداخت نمایند.

حضرت علی (ع) در ضمن حدیثی درباره خمس چنین می فرماید: اما وجه الاماره و حکومتی بودن این مال را خداوند در آیه خمس بیان فرموده است:

«و اعلموا انّما غنمتم من شی ء فانّ للّه خمسه و للرّسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السّبیل ان کنتم آمنتم بالله و ما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان و الله علی کل شی ء قدیر؛(۱۷) و بدانید که از هر چیزی که سود ببرید، یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و از راه ماندگان است… .»

در احادیث و کتاب های لغوی، غنیمت به معنای مطلق فایده آمده است.

حدیثی از امام رضا (ع) در تفسیر آیه خمس رسیده که می فرماید: «و کلّ ما افاده النّاس فهو غنیمه؛ هر چیزی که مردم از منافع به دست آورند آن، غنیمت و فایده محسوب می شود».

سپس در ادامه می فرماید: فرقی نیست بین گنج ها، معدن ها و جواهراتی که غوّاصان از دریا به دست می آورند، و مال حلالی که با مال حرام مخلوط شده باشد، و غنایم و فوایدی که از طریق جنگ و جهاد به دست جنگ جویان افتاده باشد، و زمینی که کافر ذمّی از مسلمان خریداری نماید، و مالی که از طریق کسب و کار و تجارت و صنعت به دست بیاید، و میراثی که خمس آن داده نشده باشد؛ در تمام این موارد، پرداخت یک پنجم آن واجب می شود.

به دلیل این که تمام اینها غنیمت و فایده محسوب می گردد و از روزی و رزق خدا فراهم شده است.(۱۸)

در اصل وجوب، یک پنجم، از منافعی که سال بر آن گذشته و از موارد هفتگانه ای که در رساله مراجع آمده است، تردیدی نداریم، ولی بحث ما در این قسمت پیرامون مالکیت و عدم مالکیت خمس و متولّی آن است.

در صورتی که بودجه ای در دست حکومت معصوم باشد، احدی بالاصاله مالک آن نخواهد بود.

یکی از شواهدی که ثابت می کند خمس باید به دست امام برسد و مصرف شود این است که تقسیم سهم سادات به گروه یتیم، مسکین و ابن السبیل لازم نیست مساوی باشد، بلکه تقسیم آن باید با نظر ولیّ خمس و امام معصوم و در غیبت کبری به دست مجتهد جامع الشرایط صورت بگیرد؛ چنان که در حدیث صحیح بزنطی آمده: هنگامی که از امام رضا (ع) پرسیدند:

اگر یک گروه از سهمْ برندگانِ سهم سادات زیادتر از گروه دیگر باشد خمس را چگونه باید میان آنها تقسیم کرد؟ امام رضا (ع) فرمود: «ذاک الی الامام؛ این امر به نظر امام بستگی دارد.

همان گونه که پیامبر اکرم (ص) نیز طبق نظر خود عمل می کرد، امام نیز بر این شیوه عمل می کند.(۱۹)

از امام (ع) سؤال شد اگر خمس از مصارف سال زیادتر باشد چه باید کرد؟ فرمود: «انّ الزّائد یرجع الی الوالی و التّقسیم بنظره؛ زیادی خمس به حاکم اسلامی بر می گردد و تقسیم آن به نظر او می باشد.»

موارد مصرف خمس

خمس به دو قسمت منقسم می شود: سهم امام و سهم سادات.

سهم امام همان گونه که از قرآن و روایات استفاده می شود، ملک شخصی پیامبر و امام نمی باشد، بلکه پیامبر و امام، مسئول تصرّف در آن هستند و به اندازه نیاز شخصی می توانند تملّک کنند.

ولایت امام، بر گرفتن و مصرف خمس است و به معنای ملکیت شخصی او نیست.

مالکیت خدا نیز بر قسمتی از خمس (سهم امام) از مقوله مالکیت اعتباری است که عرف می تواند برای خدا اعتبار کند نه مالکیت شخصی، چرا که عقلای قوم چنین مالکیت شخصی را برای خدای متعال وضع نکرده اند.

به گونه ای که اگر پیغمبر اکرم (ص) در فروش اموال خمسی از ناحیه خدا وکالت داشته باشد با فروش آن، از مالکیت اعتباری خداوند خارج شده و بها و ثمن آن وارد ملکیت خدا شود؛ چنان که در مالکیت های شخصی و عرفیِ متداول چنین می باشد.

مضاف بر این، مالکیت اعتباری برای خدا و رسولش توأم با هم معنا ندارد، خواه این نوع ملکیت در عرض هم باشند یا در طول هم قرار گرفته باشند.(۲۰)

اما اگر مراد از آن، ملکیت تکوینی باشد از دایره موضوع بحث ما خارج می گردد، زیرا بحث ما در قلمرو احکام فقهی بر اساس اعتبارات عقلایی است، نه دقت های عقلی و فلسفی که در این گونه موضوعات زمینه مناسبی ندارد؛ چنان که قراین موجود نیز این معنا را تأیید می کند، زیرا خداوند احتیاجی به مال خمسی ندارد و آن چه از اموال در اختیار بشر است، مال خداست.

در صورتی که مالکیت به مفهوم اولویت در تصرّف برای خدا و پیامبر باشد، اعتبار چنین مالکیتی برای خدا در این گونه موارد از نظر عقلا مانعی ندارد، بلکه در نگاه آنها معقول و معتبر خواهد بود.

بنابر این کلمه «فأنّ للّه خمسه» یعنی این که صاحب اختیار و آن کسی که ولایت بر خمس دارد، حضرت حق می باشد.

کلمه «للرسول» نیز همین معنا را می رساند؛ یعنی رسول خدا هم ولایت در تصرّف دارد، چرا که جزو اعتباریات عقلانی است و ادله خمس چنین امری را معقول می شمارد.

همان گونه که وحدت سبک و سیاق نیز بر اولویت در تصرف دلالت و تأکید دارد، چرا که تفکیک میان مالکیت خدا و رسول در آیه خمس، خلاف ظاهر است و نمی توانیم مالکیت خدا را از باب اولویت در تصرّف بر مالکیت اعتباری حمل کنیم، اما از واژه «للرّسول و لذی القربی» مالکیت شخصی استنباط نماییم.

این نوع برداشت، خلاف ظاهر آیه است و حمل مفهوم آیه بر خلاف ظاهر، احتیاج به قرینه و دلیل قابل توجهی دارد، در صورتی که دلایل، خلاف آن را می رساند؛ بلکه چنین تفکیکی میان مالکیت خدا و رسول در این آیه، مخالف نصوص روایی و فتوای فقها نیز می باشد.(۲۱)

به همین دلیل هنگامی که از امام رضا (ع) سؤال می شود آن چه مال خداست، در نهایت مال چه کسی است؟ می فرماید:

آن چه مال خداست، مال رسول اوست: «و ما کان لرسول الله فهو للامام؛(۲۲) و آن چه مال رسول الله است، پس آن، عیناً مال امام می باشد».

شاید به همین دلیل در السنه و افواه شیعیان، خمس به سهم سادات و مال امام تقسیم و تعبیر می شود.

در حدیثی دیگر علی بن راشد می گوید: به امام ابی الحسن الثالث گفتم: اموالی به ما می دهند و می گویند: برای ابو جعفر است که پیش ما باقی مانده، با آن اموال چه کنیم؟ امام فرمود: «ما کان لابی بسبب الامامه فهو لی و ما کان غیر ذلک فهو میراث علی کتاب الله و سنه نبیّه؛ هر چیزی که به دلیل مقام امامت برای پدرم بوده، الان مال من است و هر چیزی که از ناحیه شخصی و غیر از منصب امامت از پدرم باشد، جزء میراث او محسوب می شود که طبعاً مطابق کتاب خدا و سنّت پیامبر (ص) بین ورثه تقسیم می شود.»

بنابر این، نظریه کسانی که معتقدند خمس، ملک شخصی پیامبر و امام است، درست نیست، بلکه آنها متولّی گرفتن و مصرف کردن خمس در راه پیشبرد اسلام و مسلمانان می باشند.

امام خمینی (ره) نیز در کتاب ولایت فقیه تصریح می کند به این که خمس، یک نوع مالیاتی است که در اختیار حکومت اسلامی قرار می گیرد، چرا که سهم امام و سادات، یک ثروت کلانی است که بی شک برای سیر کردن شکم سادات فقیر و یتیم و درمانده، وضع و تشریع نشده است، ولی از آن جایی که صدقه بر ذرّیه رسول خدا (ص) تحریم شده، مقرّر گردیده است که حکومت اسلامی به جای صندوق صدقات، از صندوق خمس به آنان کمک کند و این، تبعیض نیست، بلکه می خواهد سادات از زکات واجب که مخصوص مستمندان غیر سادات است و می تواند در عمران و آبادانی بلاد اسلامی نقش اساسی داشته باشد، استفاده نکنند.

در هر صورت، به عقیده نگارنده، خمس اموال نه به صورت بودجه حکومتی است که در هر عصر و زمان باید به حکومت عادل داده شود و نه جزء اموال شخصی امام معصوم و جانشینان آنهاست که بتوانند شخصاً تملّک نمایند، بلکه امام و فقها، صاحب اختیار در گرفتن خمس و صرف قسمتی از آن در مصالح سادات و بخش اعظمی از آن در راه ترویج اسلام و تقویت حوزه های علمیه و دادن شهریه به طلاب علوم دینی می باشند؛ چنان که سیره علمای صالح و مراجع عظام همواره بر این امر جاری بوده و تا ظهور امام عصر (عج) ادامه خواهد داشت.

پی نوشت ها :
محمدباقر شریعتی سبزواری
۱) آیه الله نوری همدانی، خمس.
۲) معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص ۱۴۰٫
۳) معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص ۱۳۹٫
۴) مناقب، ج ۴، ص ۳۲۲٫
۵) خلاصه المقال، ص ۱۰۵٫
۶) التهذیب، ج ۴، ص ۱۲۳٫
۷) همان، ج ۲، ص ۱۵۹٫
۸) تنقیح المقال، ج ۱، ص ۲۵٫
۹) همان.
۱۰) بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۵٫
۱۱) همان، ج ۱، ص ۳۴۶٫
۱۲) بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۰۰٫
۱۳) سیره الائمه الاثنی عشر، ج ۲، ص ۴۹۵٫
۱۴) الطبقات ابن سعد، ج ۱، ص ۲۳٫
۱۵) فتوح البلدان، ج ۱، ص ۸۴٫
۱۶) سیره النبی، ج ۳، ص ۳۱۴٫
۱۷) انفال (۸) آیه ۴۱٫
۱۸) فقه الرضا، ص ۲۹۳٫
۱۹) کافی، ج ۸، ص ۵۴۴ و وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۵۱۹٫
۲۰) تحقیق این موضوع را در کتاب بیع امام، ج ۳، ص ۲۲ پی گیری کنید.
۲۱) طوسی النهایه، ص ۱۹۸ و شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۱۶۴٫
۲۲) کافی، ج ۱، ص ۵۴۴ و التهذیب، ج ۴، ص ۱۲۶٫

علی تقی زاده اکبری
منبع : معارف اسلامی ؛ مهر، آبان و آذر ۱۳۸۶، شماره ۶۹؛، ص ۶۷