سخن گفتن

نوشته‌ها

احادیث درباره سخن گفتن

 اشاره

سخن گفتن بهترین وسیله تعامل بین انسانها است و به وسیله زبان است که انسان تعلیم و تعلم  را انجام داده و افهام و تفهیم می کنند.  اما انسان حق ندارد هر چه به زبانش آید بگوید بلکه در گفتار و سخنان خود باید مسائل اخلاقی را رعایت نماید. همچنین انسان از سخنان لهو و بی ثمر و از پر گویی اجتناب کند. زبان و قدرت سخن گفتن نعمتی است که باید در راه احقاق حق و تربیت انسان به کار برده شود و از سخنانی که به جامعه و اطرافیان ضربه می زند خود داری شود. در اینجا احادیثی درباره سخن گفتن جمع آوری شده است.

 

(۱) امام علی (علیه‌السلام):

        إیّاکَ وَ ما یَستَهجَنُ مِنَ الکَلامِ فَإنَّهُ یَحبِسُ عَلَیکَ اللِّئامَ وَ یُنَفِّرُ عَنک الکِرامَ؛ از به زبان آوردن سخنان زشت بر حذر باش. زیرا فرومایگان را گرد تو جمع می کند و گرانمایگان را از تو فراری می دهد.

        (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ح۴۱۷۴ ص۲۱۴)

 (۲) امام صادق (علیه‌السلام) :

         إِنَّ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ سَبْعَهَ حُقُوقٍ فَأَوْجَبُهَا أَنْ یَقُولَ الرَّجُلُ حَقّاً وَ إِنْ کَانَ عَلَى نَفْسِهِ أَوْ عَلَى وَالِدَیْهِ فَلَا یَمِیلُ لَهُمْ عَنِ الْحَقِّ؛ مؤمن را بر مؤمن، هفت حق است. واجب ترین آنها این است که آدمى تنها حق را بگوید، هر چند بر ضد خود یا پدر و مادرش باشد و به خاطر آنها از حق منحرف نشود.

        (مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج ۹ ، ص ۴۵)

 (۳) امام على (علیه‌السلام) :

         الثَّنَاءُ بِأَکْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصِیرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِیٌّ أَوْ حَسَدٌ؛ عریف بیش از استحقاق، چاپلوسى و کمتر از استحقاق، از ناتوانى در سخن و یا حسد است.

        (نهج البلاغه(صبحی صالح) ص ۵۳۵ ، حکمت ۳۴۷)

 (۴) امام باقر (علیه‌السلام) :

         فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً قَالَ قُولُوا لِلنَّاسِ أَحْسَنَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ یُقَالَ لَکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ اللَّعَّانَ السَّبَّابَ الطَّعَّانَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ السَّائِلَ الْمُلْحِفَ وَ یُحِبُّ الْحَیَّ الْحَلِیمَ الْعَفِیفَ الْمُتَعَفِّفَ؛ درباره این گفته خداوند که «با مردم به زبان خوش سخن بگویید» فرمود: بهترین سخنى که دوست دارید مردم به شما بگویند، به آنها بگویید، چرا که خداوند، لعنت کننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى دارد و با حیا و بردبار و عفیفِ پارسا را دوست دارد.

        (امالى(صدوق) ص ۲۵۴)

 (۵) امام صادق (علیه‌السلام) :

         الْکَلَامُ ثَلَاثَهٌ صِدْقٌ وَ کَذِبٌ وَ إِصْلَاحٌ بَیْنَ النَّاسِ قَالَ قِیلَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا الْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاسِ قَالَ تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ کَلَاماً یَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ فَتَلْقَاهُ فَتَقُولُ سَمِعْتُ مِنْ فُلَانٍ قَالَ فِیکَ مِنَ الْخَیْرِ کَذَا وَ کَذَا خِلَافَ مَا سَمِعْتَ مِنْهُ؛ سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح میان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح میان مردم چیست؟ فرمودند: از کسى سخنى درباره دیگرى مى شنوى که اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مى شود. پس تو آن دیگرى را مى بینى و برخلاف آنچه شنیده اى، به او مى گویى: از فلانى شنیدم که در خوبى تو چنین و چنان مى گفت.

        (کافى(ط-الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۳۴۱ ، ح ۱۶)

 (۶) امام صادق (علیه‌السلام) :

        کَلامٌ فى حَقٍّ خَیرٌ مِن سُکوتٍ عَلى باطِلٍ؛ سخن گفتن درباره حق، از سکوتى بر باطل بهتر است.

        (من لا یحضره الفقیه ج ۴ ، ص ۳۹۶)

 (۷) حضرت مسیح (علیه‌السلام):

        خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَق‏ کُونُوا نُقَّادَ الْکَلَام‏؛ حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید. سخن سنج باشید.

        (محاسن ص ۲۳۰ ، ح ۱۶۹)

 (۸) رسول اکرم ص(صلی‌الله علیه و آله) :

         من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر، فلیقل خیرا، أو یسکت‏؛ هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن خیر بگوید یا سکوت نماید.

         (کافی(ط-الاسلامیه) مقدمه ص ۶)

 (۹) امام باقر (علیه‌السلام) :

        خُذُوا الْکَلِمَهَ الطَّیِّبَهَ مِمَّنْ قَالَهَا وَ إِنْ لَمْ یَعْمَلْ بِهَا؛ سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نکند.

        (تحف العقول ص ۲۹۱)

 (۱۰) امام على (علیه‌السلام) :

        اَدَّبْتُ نَفْسى فَما وَجَدْتُ لَها                      بِغَیرِ تَقْوَى الاْلهِ مِنْ اَدَبِ

        فى کُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَتْ                       اَفْضَلَ مِنْ صَمْتِها عَنِ الْکَذِبِ

        وَ غیبَهِ النّاسِ اَن غیبَتَهُم                           حَرَّمَها ذُوالْجَلالِ فِى الْکُتُبِ

        اِن کانَ مِن فِضَّهٍ کَلامُکِ یا                        نَفْسُ فَاِنَّ السُّکوتَ مِن ذَهَبِ؛

        به ادب و تربیت نفس خود پرداختم و براى ‏آن  *               ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نیافتم

        و اگر از پس این امر برنیامد                              *        براى آن چیزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نیافتم

        و از غیبت مردمان، همانا غیبت آنان را             *             خداوند با عظمت در کتاب‏ها حرام کرده است

        اى نفس، اگر سخن تو                                      *       نقره است، سکوت طلاست

        (دیوان امیر المونین ص ۶۹)

 (۱۱) پیامبر ص(صلی‌الله علیه و آله):

         إِیَّاکَ أَنْ تَضْحَکَ مِنْ غَیْرِ عَجَبٍ أَوْ تَمْشِیَ وَ تَتَکَلَّمَ فِی غَیْرِ أَدَبٍ؛ از خندیدنِ بى تعجّب [و بى جا] یا راه رفتن و سخن گفتنِ بى ادبانه بپرهیز.

        (اعلام الدین فی صفات المومنین ص ۲۷۳)

 (۱۲) پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله :

         إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ وَرَاءَ قَلْبِهِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ یَتَکَلَّمَ بِشَیْ‏ءٍ یُدَبِّرُهُ بِقَلْبِهِ ثُمَّ أَمْضَاهُ بِلِسَانِهِ وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُنَافِقِ أَمَامَ قَلْبِهِ فَإِذَا هَمَّ بِالشَّیْ‏ءِ أَمْضَاهُ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یَتَدَبَّرْهُ بِقَلْبِه‏؛ زبان مؤمن در پس دل اوست، هرگاه بخواهد سخن بگوید درباره آن مى اندیشد و سپس آن را مى گوید اما زبان منافق جلوى دل اوست هرگاه قصد سخن کند آن را به زبان مى آورد و درباره آن نمى اندیشد.

        (تنبیه الخواطر ج ۱ ، ص ۱۰۶)

 (۱۳) امام سجاد (علیه‌السلام):

        اَلْمُؤْمِنُ یَصمُتُ لِیَسلَمَ و یَنطِقُ لِیَغنَمَ؛ مؤمن سکوت می ‏کند تا سالم ماند و سخن می‏ گوید تا سود برد.

        (الکافى(ط-الاسلامیه) ج ۲، ص ۲۳۱)

 (۱۴) امام علی (علیه‌السلام):

        لا تَقُل ما لا تُحِبُّ أن یُقالَ لَکَ؛ آنچه دوست ندارى درباره‏ات گفته شود، درباره دیگران مگوى.

         (تحف العقول ص ۷۴)

 (۱۵) امام سجاد (علیه‌السلام):

        اَلْمُؤْمِنُ یَصمُتُ لِیَسلَمَ و یَنطِقُ لِیَغنَمَ؛ مؤمن سکوت می ‏کند تا سالم ماند و سخن می‏ گوید تا سود برد.

        (الکافى(ط-الاسلامیه) ج ۲، ص ۲۳۱)

 (۱۶) پیامبر (صلی‌الله علیه و آله):

        إِنَّ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ‏ کِتَابُ اللَّهِ، وَ خَیْرَ الْهَدْیِ هَدْیُ مُحَمَّدٍ، وَ شَرَّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا؛ بهترین سخن، کتاب خدا و بهترین روش، روش پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و بدترین امور بدعت‏هاست (پدیده ‏هاى مخالف دین).

        (امالی(طوسی) ص ۳۳۷)

 (۱۷) پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) :

        خَیرُ القُلوبِ اَوعاها لِلخَیرِ وَ شَرُّ القُلوبِ اَوعاها لِلشَّرِّ، فَاَعلَى القَلبِ الَّذى یَعِى الخَیرَ مَملُوٌّ مِنَ الخَیرِ اِن نَطَقَ نَطَقَ مَأجورا و اِن اَنصَتَ اَنصَتَ مَأجورا؛ بهترین قلب‏ها، قلبى است که ظرفیت بیشترى براى خوبى دارد و بدترین قلب‏ها، قلبى است که ظرفیت بیشترى براى بدى دارد، پس عالى‏ترین قلب، قلبى است که خوبى را در خود دارد و لبریز از خوبى است. اگر سخن بگوید، سخنش در خور پاداش است و اگر سکوت کند، سکوتش درخور پاداش است.

        (جعفریات(اشعثیات) ص ۱۶۸)

 (۱۸) امام حسین (علیه‌السلام) :

        لا تَقولَنَّ فى اَخیکَ المُؤمِنِ اِذا تَوارى عَنکَ اِلاّ ما تُحِبُّ اَن یَقولَ فیکَ اِذا تَوارَیتَ عَنهُ؛ وقتى که برادر دینى‏ات از تو جدا شد، سخنى پشت سر او نگو، مگر این که دوست دارى او در پشت سر تو آن را بگوید.

        (بحارالأنوار(ط-بیروت) ج ۷۵ ، ص ۱۲۷)

 (۱۹) امام على (علیه‌السلام) :

        اِذا حَسُنَ الخُلقُ لَطُفَ النُّطقُ؛ با اخلاق نیکو، گفتار نرم مى‏شود.

        (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۵۵ ، ح ۵۳۸۵)

 (۲۰) زید بن ثابت:

         کُنَّا إِذَا جَلَسْنَا إِلَیْهِ ص إِنْ أَخَذْنَا فِی حَدِیثٍ فِی ذِکْرِ الْآخِرَهِ أَخَذَ مَعَنَا وَ إِنْ أَخَذْنَا فِی ذِکْرِ الدُّنْیَا أَخَذَ مَعَنَا وَ إِنْ أَخَذْنَا فِی ذِکْرِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ أَخَذَ مَعَنَا؛ هرگاه با رسول اکرم ((صلی‌الله علیه و آله)) مى‏ نشستیم، اگر در مورد آخرت صحبت مى کردیم، ایشان هم با ما همان سخن را مى ‏گفتند و اگر در مورد دنیا صحبت مى ‏کردیم، ایشان هم‏چنین مى ‏کردند و اگر در مورد خوردنى و نوشیدنى صحبت مى‏ کردیم، ایشان هم با ما هم‏سخن مى‏ شدند.

        (مکارم الاخلاق ص ۲۱)

 (۲۱) امام محمدباقر (علیه‌السلام):

        قولوا لِلنّاسِ اَحسنَ ما تُحِبُّونَ اَن یُقالَ لَکم؛ بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید.

        (تحف العقول ص ۳۰۰ – امالی(صدوقی) ص ۲۵۴ – تفسیر العیاشی ج ۱ ، ص ۴۸)

 (۲۲) امام محمد باقر (علیه‌السلام):

        خُذُوا الکَلِمَهَ الطَّیِبَهِ مِمَّن قالَها وَ اِن لَم یَعمَل بِها؛ سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .

        (تحف العقول ص ۲۹۱ – بحارالانوار(ط-بیروت) ج  ۷۵ ، ص ۱۷۰)

 (۲۳) امام موسی کاظم (علیه‌السلام):

        قِلَّهُ المَنطِقِ حُکم عَظیمٌ ، فَعَلَیکُم بِالصَّمتِ فَانَّهُ دَعَهٌ حَسَنَهٌ وَ قِلَّهُ وِزرٍ وَ خِفَّهٌ مِنَ الذُّنوبِ؛ کم گویی ، حکمت بزرگی است ، بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است .

        (تحف العقول ص ۳۹۴)

 (۲۴) امام صادق (علیه‌السلام):

        أَصْدَقَ الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ الْمَوْعِظَهِ وَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ کِتَابُ اللَّه‏؛ راست ترین سخن و رساترین پند و بهترین داستان، کتاب خداست.

        (من لا یحضره الفقیه ج ۴ ، ص ۴۰۲ ، ح ۵۸۶۸)

 (۲۵) امام علی (علیه‌السلام):

         الْکَلَامُ کَالدَّوَاءِ قَلِیلُهُ یَنْفَعُ وَ کَثِیرُهُ قَاتِل‏؛ سخن چون دواست، اندکش سودمند و زیادش کشنده است.

        (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۱۱ ،ح ۴۰۸۱)

 منبع:

سایت شهید آوینی.

نحوه صحبت کردنمان، چه شکلی جذاب‌تر می‌شود؟

گفته قدیمی «کلماتی که سخن می‌گویید، خانه‌ای می‌شود که در آن زندگی می‌کنید» کاملاً واقعیت دارد. جهان آینه‌ای است که شما را به خودتان بر می‌گرداند…

تا به حال شده که پیش خود بگویید: «این شرایط (یا شخص)، غیر قابل تحمله.»؛ «من توی این کار کاملاً شکست خورده هستم.» یا «من توی این کار، بی‌عرضه هستم.»؛ «هیچ وقت نمی‌تونم این مسئله رو حل کنم.»؛ «سعی می‌کنم، ولی…»؛ «مثل یه کابوس می‌مونه.»

اگر به هر کدام از این سؤالات پاسخ مثبت دادید، پس احتمالاً در موفقیت خود ناخودآگاه با نحوه صحبت کردنتان مانع ایجاد کردید. تحقیقات روانشناسی نشان داده که ضمیر ناخودآگاه شما، چیزی که عیناً می‌شنود را تفسیر می‌کند. ذهن و جسم شما مسیری را دنبال می‌کند که کلماتتان به آن سمت هدایت کند. بنابراین اگر می‌خواهید تأثیرگذاری، اعتماد به نفس، روابط یا فرصت‌های بیشتری سر راهتان قرار بگیرد، با حرف‌هایی که از دهانتان بیرون می‌آید شروع کنید.

کلماتی که استفاده می‌کنید، قدرت شگرفی دارند. قدرتی برای تقویت اعتماد به نفس و بلندپروازی شما و قدرتی برای این که به شما حس اضطراب و بی‌لیاقتی بدهد. قدرتی برای این که تأثیر اولیه قدرتمندی از خود بروز دهید و قدرتی برای این که به سرعت به فراموشی سپرده شوید. قدرتی برای این که فرصت‌ها را ایجاد کنید و قدرتی برای این که فرصت‌ها را از دست دهید.

بسیاری از افراد می‌گویند «من هیچ وقت نمی‌توانم خوب صحبت کنم» یا «صحبت جلوی جمع، من را تا سر حد مرگ می‌ترساند.» استفاده از کلماتی همچون «هرگز» و «تا سر حد مرگ» می‌تواند جلوی افراد را حتی در تلاش کردن برای بهبود مهارت‌های ارائه شان بگیرد.

گفته قدیمی «کلماتی که سخن می‌گویید، خانه‌ای می‌شود که در آن زندگی می‌کنید» کاملاً واقعیت دارد. جهان آینه‌ای است که شما را به خودتان بر می‌گرداند. اگر از زبان مثبت در مورد خودتان و توانایی‌تان برای مقابله با چالش‌ها و دستیابی به اهدافتان استفاده کنید، این همان چیزی خواهد بود که از بیرون نیز برایتان نمایان خواهد شد. به همین ترتیب، اگر مدام عباراتی در مورد خودتان یا شرایطتان به کار ببرید که ناامیدی را منعکس کند، ترس را القا کند، اضطراب را تقویت کند یا منفی‌بافی را پرورش دهد، آن کلمات واقعیت شما را نیز شکل خواهد داد.

زبان شما همچنین روی نحوه تفکر و ارتباط دیگران با شما نیز تأثیر می‌گذارد. اگر شما اغلب نادیده گرفته می‌شوید یا مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد، به این فکر کنید که الگوهای صحبت کردنتان چگونه روی تعامل دیگران با شما نقش دارد. استفاده از «زبان غیر قدرتمند» مثل کوچک جلوه دادن خودتان، بهانه آوردن یا زیر سؤال بردن نظرتان پیش از این که حتی آن را مطرح کرده باشید، می‌تواند نفوذ، حضور یا قدرت شما را تضعیف کند. به هر فرد موفقی که گوش دهید متوجه خواهید شد که آن‌ها از زبانی استفاده می‌کنند که مثبت، دقیق و اقدام محور است و مرتباً اعتماد را در روابطشان به وجود می‌آورد.

علوم اعصاب اثبات کرده که همه ما این توانایی را داریم تا مغز خود را با اقدامات مداوم بهبود دهیم و عادت‌های مخرب فکری، سخن‌گویی و رفتاری را با عادت‌هایی مثبت‌تر جایگزین کنیم. تبدیل عادت‌های سخن‌گویی منفی به عادت‌های مثبت با شفافیت آغاز می‌شود (از آنجایی که ما اغلب آگاه نیستیم که چگونه موفقیت خودمان را از بین می‌بریم، این کار بسیار از روی عادت ناشی می‌شود!).

به این دو توصیه عمل کنید: اول، حواس‌تان به زبان خود در طول ۲۴ ساعت بعد باشد. دوم، از کسی بخواهید که حواس او نیز به شما باشد، چون که عادت‌های ما اغلب برای خودمان غیر محسوس هستند! بعد تصمیم بگیرید که زبانی که تضعیف‌کننده، منفعل و مبهم است را با زبانی که مثبت، دقیق و اعلانی است جایگزین کنید، زبانی که شما را در رأس امور قرار می‌دهد، انرژی شما را منتقل می‌کند و با این کار، شما را تبدیل به کسی می‌کند که دیگران می‌خواهند بهتان گوش دهند.

۱- خودتان را با قدرت نگه دارید.

این که چگونه خودتان را نگه دارید (حالت بدنتان، حالت چهره‌تان، فضایی که اشغال می‌کنید)، به شکلی عمیق و در عین حال نامحسوس تعیین می‌کند که شما از لحاظ عاطفی، چه حسی داشته باشید و کلمات چگونه از دهانتان خارج شوند. بنابراین به صورت قائم بایستید (یا بنشینید)، شانه‌هایتان را به عقب دهید، لبخندی خفیف روی صورتتان داشته باشید و با افرادی که اطرافتان هستند، ارتباط چشمی زیادی برقرار کنید. این کار حضور شما را تقویت می‌کند، و تضمین می‌کند که کلماتی که می‌گویید به شیوه‌ای بیان شوند که حداکثر تأثیر را روی کسانی داشته باشد که آن‌ها را می‌شنوند.

۲- کلمات را رو به جلو بیان کنید.

به جای این که خودتان را با عباراتی بیان کنید که بیانگر این است که چه کاری نمی‌توانید انجام دهید، زبان خود را به شیوه‌ای عوض کنید که ژست رو به جلو را نشان دهد. به بیان دیگر، به جای «من نمی‌توانم، من انجام نمی‌دهم، من نمی‌خواهم، من می‌خواهم، من نیاز دارم» بگویید «من می‌توانم، من هستم، من انتخاب می‌کنم، من دارم، من ایجاد می‌کنم، من لذت می‌برم.»

۳- از عبارات مطلق پرهیز کنید.

به جای گفتن «آن‌ها کاملاً احمق هستند» بگویید «آن‌ها شرایط را متفاوت از من می‌بینند. برایم سؤال است که آن‌ها چه چیزی را می‌بینند که من نمی‌بینم.» به جای گفتن «هیچ کس اینجا یک کلمه از حرف‌هایی که می‌زنم را هم گوش نمی‌کند» بگویید «آدم‌ها انگار به من گوش نمی‌کنند. برایم سؤال است که چطور می‌توانم صحبت کنم که باعث شود بقیه بخواهند توجه بیشتری به من کنند.»

۴- به خاطر نظراتتان عذرخواهی نکنید.

بسیاری از افراد، به ویژه خانم‌ها، نظر خود را با نوعی معذرت‌خواهی یا عبارتی بیان می‌کنند که احتمال ناراحت کردن دیگران را به حداقل می‌رساند. اگر شما هم این گونه هستید، این کار را متوقف کنید. شما نباید برای بیان نظراتتان معذرت‌خواهی کنید. فقط آن را با احترام بیان کنید.

۵- سرسپردگی و تعهد را بیان کنید («سعی می‌کنم» را کنار بگذارید!)

این که بگوید سعی می‌کنید کاری را انجام دهید، بهانه‌ای برای انجام ندادن آن فراهم می‌کند. پس سعی نکنید. انجام دهید.

۶- برچسب‌زدن را محدود کنید.

برچسب‌زدن، مرز ذهنی ناخودآگاهی به وجود می‌آورد که شما را محدود می‌کند. برچسب زدن خودتان با کلماتی مثل «تنبل» یا «بی نظم» یا «ضعیف» جلوی شما را از بودن هر چیزی به غیر از این صفات می‌گیرد و فقط این حالات ناخوشایند را تقویت می‌کند. فقط به این خاطر که شما تنبل و بی‌نظم هستید به این معنی نیست که نمی‌توانید تصمیم بگیرید متفاوت باشید. بسیار بهتر است که بگویید «من در این کار خیلی فعال نبودم، ولی حتماً فعال خواهم شد» یا «من هیچ وقت منظم بودن برایم اولویت نداشته است، ولی حالا تصمیم گرفتم که زمان خودم را بهتر مدیریت کنم.»

ما در زبان زندگی می‌کنیم. به شیوه‌هایی صحبت کنید که بهترین توانایی شما را عرضه می‌کند و باعث می‌شود حس مثبت‌تری راجع به توانایی خود داشته باشید تا کارهایی را انجام دهید که به شما انگیزه می‌دهد و چیزهایی که بهتان انگیزه نمی‌دهد را تغییر دهید. اگر یک چیز باشد که در موردش اطمینان داریم، این است که: «شما توانایی بسیار بیشتر از چیزی که فکر کنید را دارید.»؛ تشخیص این که واقعاً چقدر توانایی دارید، لحظه‌ای آغاز می‌شود که تصمیم بگیرید تا از کلماتی استفاده کنید که به شما شهامت می‌دهد.

منبع: میگنا؛ ترجمه از: حمید پاشایی

فرهنگ گفتار در قرآن

اشاره

قرآن، کلام الهى و بزرگترین معجزه‌ى خاتم پیامبران(صلی الله علیه و آله و سلم) و شایسته‌ترین راهنماى انسان‌ها تا پایان تاریخ مى‌باشد. کتابى که هدف نزول خود را هدایت بشر و راهنمایى او براى خروج از تاریکى‌ها به سوى نور بیان کرده است. و از آن جایى که خود را بهترین سخنان دانسته، برماست براى دانستن فرهنگ گفتار، دست به دامن قرآن زده و در فهم آن سخن اهل ذکر یعنى ائمه‌ى معصومین(علیهم السلام) را معیار حقّانیت و صحّت آن بدانیم؛ زیرا که خود قرآن مى‌فرماید: اگر نمى‌دانید از اهل ذکر بپرسید.

مفهوم‌شناسى

فرهنگ: براى  فرهنگ  تعریف‌هاى چندى بیان شده است: تنها یکى از جامع‌ترین آن‌ها را در این جا ذکر مى‌کنیم:  فرهنگ عبارت است از: مجموعه‌ى دریافت‌ها، دانسته‌ها و یافته‌هاى رشد یافته‌ى عقلى و احساسى و اخلاقى که به زندگى انسان کمال و ارزش مى‌بخشد و مایه‌ى بازشناسى زندگى انسانى از زندگى حیوانى است.(۲)

گفتار: گفتار، به گفتن، گفت، سخن، گفته مى‌گویند،(۳) و بعضى دیگر، حدیث، مقاله، مقال، کلام را بر آن افزوده‌اند.(۴)

اهمیت سخن

 زبان، از نعمت‌هاى بزرگ آفریدگار هستى به انسان است. خداوند متعال در سوره‌ى بلد پس از ذکر سوگندهایى پر معنا، و اشاره به زندگى پررنج انسان، شمارى از مهمترین نعمت‌هایى را که به بشر ارزانى داشته است یادآور مى‌شود، که یکى از آن‌ها نعمت زبان است:  آیا براى او دو چشم قرار ندادیم و یک زبان و دو لب؟(۵)

زبان از اعضاى شگفت‌انگیز بدن انسان است و وظایف بزرگى را عهده‌دار مى‌باشد که از مهمترین آن‌ها سخن گفتن است. ایزد متعال در قرآن کریم پس از ذکر خلقت انسان، از نعمت بیان، سخن گفته و فرموده است:  خداى رحمان، قرآن را یاد داد، انسان را آفرید، و به او  بیان را آموخت.(۶)

نگاهى به آفت‌هاى کلام: باید به یاد داشت که توان تکلّم، با آن که از نعمت‌هاى گرانسنگ پروردگار و از خصایص بشر است و با آن که فوایدى بسیار را در راه رشد و تکامل انسان در بر دارد مى‌تواند منشأ بسیارى از ضررهاى مادى و معنوى شود و گاه انسان را به پرتگاه سقوط بکشاند.

از این رو، بر هر فردى است که مراقب زبان خویش باشد، زیرا بیشترین گناه از زبان سر مى‌زند. قرآن کریم در آیات زیادى به زشتى‌هاى گفتار اشاره مى‌کند و روایات بسیارى نیز از معصومان(علیهم السلام) رسیده است. امیرمؤمنان(علیه السلام) مى‌فرماید: بلا و مصیبت انسان در زبان اوست.( ۷) و نیز بیان مى‌دارد: بسا آدمى، که زبانى او را هلاک کرده باشد.(۸) و یا مى‌فرماید: مرد باید زبانش را حفظ کند، زیر همانا این زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت مى‌اندازد. به خدا سوگند، پرهیزگارى را ندیده ام که تقوا براى او سودمند باشد مگر آن که زبان خویش را حفظ کرده بود.(۹)

معیارهاى ارزشى گفتار

آیا هر سخنى، داراى ارزش و اعتبار است؟ و بر هر سخنى مى‌توان نام گفتار ارزشمند و پسندیده نهاد؟ مسلّم جواب منفى است. چه بسیار سخنانى که نه تنها ارزش ندارند که در بى‌ارزشى آنها همان بس که بلا(۱۰)، فتنه(۱۱)، خون‌ریزى(۱۲) و… را به دنبال دارند.

قرآن کریم معیارهایى را براى گفتار، بیان داشته که پاره‌اى از آنان را یادآور مى‌شویم:

۱- عقلانیت و اندیشیدن

 اندیشه و خردورزى، مهمترین تکیه گاه اسلام در عقاید، اخلاق، کردار و گفتار است. از نظر این آیین توحیدى، انسان حق ندارد آنچه را که عقل نادرست مى‌داند، باور کند؛ صفاتى را که خرد ناپسند مى‌داند، بدان متّصف شود؛ و رفتارى که عقل ناشایست مى‌داند انجام دهد؛ و گفتارى را که خرد بى‌ارزش و ناهنجار مى‌داند به زبان جارى کند.

روایتى که از امامان معصوم(علیه السلام) بدست ما رسیده است نیز سخنى را با ارزش مى‌داند که همراه با اندیشیدن باشد: امام على(علیه السلام) مى‌فرماید: اندیشه کردن در گفتار، ایمن مى‌سازد از لغزش.(۱۳) و نیز مى‌فرماید: کسى که در کلام خود تجسّس و تفحّص و تأمّل کند، غلط او کم شود.(۱۴ )

از مجموع آیات و روایات، این مطلب به دست مى‌آید که کلامى داراى ارزش و اعتبار است که خردمندانه و همراه با خردورزى و اندیشیدن باشد؛ یعنى افزون بر عاقلانه بودن گفتار، گوینده قبل از سخن گفتن در گفتار خویش اندیشه نموده و آنگاه لب به سخن باز کند، زیرا هر سخن جایى و هر نکته مکانى دارد.

۲- علم و آگاهى

قرآن مجید یکى از معیارهاى ارزشى را در تمامى برنامه‌هاى بشر و از جمله در گفتار علم و عمل مى‌داند. از این رو، انسان را از بر پایى نماز در حال مستى باز مى‌دارد و علت آن را آگاهانه سخن گفتن انسان ذکر مى‌کند و مى‌فرماید: ‌اى کسانى که ایمان آورده‌اید! در حال مستى به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه مى‌گویید…(۱۵)

یکى از علت‌هاى حقانیّت و برترى سخنان نوح(علیه السلام) را، علم و آگاهى آن حضرت به پروردگارش دانسته و مى‌گوید:  رسالت‌هاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‌کنم؛ و خیرخواه شما هستم؛ و از خداوند چیزهایى مى‌دانم که شما نمى‌دانید(۱۶)

از مجموع آیات، این مطلب به دست مى‌آید که یکى از معیارهاى ارزشى گفتار آگاهانه بودن آن است و سخنى که ناآگاهانه به زبان آید بسیار سست، پَست، بى‌ارزش و ناپسند است.

۳- عمل

 از معیارهاى ارزشى دیگر سخن، عمل گوینده به کلام خویش است. خداوند متعال در آیاتى از گفتار بدون عمل نهى کرده و آن را نکوهش نموده و مورد خشم و غضب خود دانسته است: ‌اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چرا سخنى مى‌گویید که عمل نمى‌کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنى بگویید که عمل نمى‌کنید(۱۷)

۴- حق و استوار

 پروردگار متعال در قرآن مجید مؤمنان را به گفتار حق و همراه بودن سخن با برهان و استحکام دعوت و فرموده است: ‌اى کسانى که ایمان آورده‌اید! تقواى الهى پیشه کنید، و سخن حق [و استوار ]گویید.(۱۸)

علامه طباطبایى(ره) پس از معناى کلمه‌ى  سدید مى‌فرماید:  قول سدید، عبارت است از کلامى که هم مطابق با واقع باشد و هم لغو نباشد، و یا اگر فایده دارد فایده اش چون سخن چینى و امثال آن، غیر مشروع نباشد، پس بر مؤمن لازم است که به راستى آنچه مى‌گوید مطمئن باشد و نیز گفتار خود را بیازماید که لغو و یا مایه‌ى افساد نباشد.(۱۹)

۵- رعایت ادب

 از دیدگاه قرآن کریم، گفتارى با ارزش است که همراه با فرهنگ و ادب باشد، سخنى گرچه فى نفسه باارزش باشد(مانند آیات شریفه قرآن) ولى اگر گوینده با عدم رعایت ادب، آن را به زبان آورد، سخنى بى‌ارزش و بى‌اثر خواهد بود. از این رو، پروردگار عالم آن گ اه که موسى و هارون را مأمور به رفتن به پیش فرعون و دعوت او مى‌نماید، مى‌فرماید: با او سخنى نرم گویید، شاید که پند پذیرد یا بترسد.(۲۰)

ادب گفتار در فرهنگ وحى

علامه طباطبایى(ره) در تعریف ادب مى‌فرماید:  ادب، بنا بر آنچه از معناى آن استفاده مى‌شود، هیأت زیبا و پسندیده‌اى است که طبع و سلیقه چنین سزاوار مى‌داند که هر عمل مشروعى چه دینى باشد و چه عقلى مانند آداب دعا و آداب دیدار دوستان بر طبق آن هیأت واقع شود. به عبارت دیگر: ادب عبارتست از ظرافت عمل.(۲۱)

سخن گفتن، هم چون دیگر کارهاى شرعى، ادب خاص خود را مى‌طلبد که در این مختصر به آن مى‌پردازیم و یادآور مى‌شویم آنچه در این بحث مطرح مى‌شود عملى کردن آن مختصّ به گروهى خاص نمى‌باشد بلکه عمومیت دارد و لازم است در رابطه با تمامى انسان‌ها اعم از مرد و زن، مؤمن و کافر، بزرگسال و خردسال دانا و نادان به اجرا در آید.

۱- نیکو سخن گفتن و رعایت عفت کلام

 در آیات مختلف قرآن کریم، خداوند متعال با پیامبران، ملائکه، مؤمنان، عموم مردم و حتى با کفار و مشرکان، ادب در کلام را کاملاً رعایت مى‌کند. به مؤمنان نیز دستور مى‌دهد با دیگران زیبا سخن گفته و از به زبان آوردن گفتار زشت و بى‌ادبانه(حتّى در مقابل کافران و ابلهان) دورى گزینند:  با مردم(به زبان) خوش سخن بگویید(۲۲) و نیز مى‌فرماید:  و به بندگانم بگو: آنچه را که بهتر است بگویند، که شیطان میانشان را به هم مى‌زند، زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشکار است.(۲۳)

۲- آهستگى در کلام

 آهسته سخن گفتن از بهترین و زیباترین آداب گفتار و نشانه ادب است. قرآن مجید، مسلمانان را به رعایت این خصلت بزرگ و با ارزش دعوت کرده و صداى افرادى که با فریاد سخن مى‌گویند را به صداى درازگوش تشبیه نموده است:  [لقمان به فرزند خود گفت: ‌اى پسرک من!] در راه رفتن خود میانه‌رو باش، و صدایت را آهسته ساز، که بدترین آوازها، بانگ خران است(۲۴)

۳- پرهیز از بیهوده‌گویى

ادب اقتضاى آن را دارد که گوینده در گفتار خود از سخنان لغو و بیهوده دورى نموده و کلمات شیوا و مفید را به زبان آورد. بیهوده‌گویى یکى از اخلاق ناپسند است که ایزد منّان دورى از آن را یکى از ویژگى‌هاى مؤمنان بر شمرده است: [مؤمنان رستگار شدند] و آنان که از بیهوده‌روى گردانند.(۲۵)

علامه طباطبایى(ره) درباره‌ى معناى کلمه  لغو مى‌گوید: لغو  کارى است که داراى فایده نباشد؛ و از دیدگاه دین  لغو = بیهوده، اعمال مباح و حلالى است که صاحبش در آخرت از آن سودى نبرد؛ و یا در دنیا از آن سودى که منتهى به سود آخرت گردد عاید او نشود، مانند خو ردن و آشامیدن به داعى شهوت در غذا که لغو است؛ چون غرض از اکل و شرب گرفتن نیرو براى اطاعت و عبادت خداست.(۲۶)

شیوه‌هاى سخن

در قرآن کریم براى هر گفت و شنودى، نوع و شیوه‌اى خاص از گفتار توصیه شده مانند: قول حسن، قول معروف، قول کریم؛ و استفاده از بعضى شیوه‌ها مورد نهى قرار گرفته است، مانند: مکالمه با صداى بلند، یا با ناز و کرشمه.

۱- گفتار مؤمنان با یکدیگر

الف. استوارى کلام: با پایه و اساس سخن گفتن را خداوند متعال به مؤمنان دستور مى‌دهد و به آنان تأکید مى‌کند، این گونه با یک دیگر سخن بگوید: ‌اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا دارید و سخنى استوار گویید(۲۷).

ب. سوژه به دشمن ندادن: بر مؤمنان لازم است علاوه بر استوار سخن گفتن؛ به گونه‌اى تکلّم کنند که کفّار، مشرکان و منافقان آنان را به استهزا نگیرند، و به عبارت دیگر: مؤمنان باید با یکدیگر به گونه‌اى سخن بگویند که سوژه به دشمن ندهند. آیه ۱۰۴ بقره بیان‌کننده هم ین مطلب است: ‌اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نگویید: راعنا  و بگویید: انظرنا  و [این توصیه را] بشنوید، و کافران را عذابى دردناک است.

۲- سخن گفتن با پدر و مادر

قرآن کریم براى پدر و مادر، مقام و جایگاه بلندى را قائل است و در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره مبارکه اسراء دستورهاى بسیار مهمّى را به فرزندان مى‌دهد که پاره‌اى از آنها را یاد آور مى‌شویم:

الف. از به کار بردن کلماتى که خلاف ادب و احترام است مانند گفتن کلمه اف که ناراحتى فرزند را مى‌رساند خوددارى نمایند:  فلا تقل لهما افّ؛ به آنها [حتّى ] افّ  مگو.

ب. از گفتن کلماتى که باعث رنجش آنان مى‌شود بپرهیزند مانند: داد زدن و یا درشت سخن گفتن با آنان  و لا تَنهَرهُما؛ به آنان پرخاش مکن.

ج. بر فرزندان لازم است با پدر و مادر، شایسته و با بزرگوارى و کریمانه سخن بگویند و از بکار بردن کلمات زشت و ناشایست بپرهیزند:  و قُل لَهُما قَولًا کَریما؛ و با آنان سخنى شایسته بگوى.

د. بر فرزندان واجب است با پدر و مادر متواضعانه سخن بگویند و از به کار بردن کلمات و سخنان متکبّرانه دورى نمایند.  و اخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِ مِنَ الرَّحمَهِ؛ و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر.

ه. بر فرزند است که از خداى تعالى براى والدین خود طلب خیر و براى آنان دعا کند و رحمت و آمرزش پروردگار را خواستار شود:  و قُل رَبِ ارحَمهُما کَما رَبَّیانى صَغیرا؛ و بگو پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنانکه مراد در خُردى پروردند.

۳- سخن گفتن با فرزندان

بر والدین لازم است در گفت و شنود با فرزندان خود نکاتى را رعایت کنند؛ که در اینجا به پاره‌اى از آنها اشاره مى‌کنیم:

الف – ادب و مهربانى و دلسوزى: در آیات مختلف قرآن، پیامبران الهى مانند: نوح، ابراهیم، یعقوب و لقمان(علیه السلام) فرزندانشان را با کلمه‌ى  یا بنّى  مورد خطاب قرار داده‌اند؛(۲۸) و این کلمه، علاوه بر این که رعایت ادب را نسبت به فرزند همراه دارد، دلسوزى و شفقت را نیز مى‌رساند.(۲۹)

ب – اندرز و نصیحت: داستان‌هاى مختلفى را که قرآن مجید از پیامبر الهى(علیه السلام) نقل کرده است، بیان‌کننده‌ى این مطلب است که بزرگواران، فرزندانشان را با استفاده از بهترین روش، یعنى مؤدبانه و با مهربانى و دلسوزى، موعظه و نصیحت و پند و اندرز داده و خطرات دنیایى و آ خرتى کردار و پندار را به آنان گوشزد مى‌کردند:  و یاد کن هنگامى را که لقمان به پسر خویش – در حالى که وى را اندرز مى‌داد – گفت: ‌اى فرزندم! به خدا شرک میاور که به راستى شرک، ستمى بزرگ است.(۳۰)

۴-گفتار مسئولان

در جامعه‌ى اسلامى، انسان‌ها داراى حقوق خاص خود مى‌باشند و سخن مؤمنان باید به گونه‌اى باشد که حقّ انسان‌ها را به ایشان برساند، نه این که حق آنان را از بین ببرد، به خصوص افرادى که کلام آنان زمینه‌ى نفع و زیان را براى دیگران به بار مى‌آورد مانند سخن مسئولانى چون قاضى، شاهد، داور و کارشناسان، مفتیان و…

قرآن مجید به این گونه افراد دستور مى‌دهد عادلانه سخن بگویید:  و چون [به داورى یا شهادت] سخن گویید دادگرى کنید [و عادلانه سخن بگویید]، هر چند [درباره ]خویشاوند [شما] باشد(۳۱)

علامه طباطبایى(ره) در این باره مى‌گوید: باید مراقب گفتارهاى خود باشید، و زبان خود را از حرف‌هایى که براى دیگران نفع یا ضرر دارد حفظ کنید، و عاطفه‌ى قرابت و هر عاطفه دیگرى شما را به جانبدارى بیجا از احدى وادار نکند.(۳۲)

۵- سخن گفتن شاگرد و استاد با یکدیگر

قرآن کریم براى گفت و گوى شاگرد و استاد با یکدیگر، دستورهایى مى‌دهد که بیشتر در آیات ۶۵ – ۷۸ سوره‌ى مبارکه‌ى کهف دو گفت و گوى حضرت موسى(علیه السلام)(به عنوان شاگرد) با حضرت خضر(علیه السلام)(به عنوان استاد) نمود پیدا کرده است.

الف. شیوه‌هاى سخن گفتن شاگرد با استاد

رعایت ادب و فروتنى: موسى(علیه السلام) در گفت و گو با معلم خود، با کمال ادب و فروتنى سخن گفت: زیرا از معلم خویش اجازه گرفت و به صورت پرسشى با او سخن گفت: من از تو پیروى مى‌کنم تا از آن چه به تو تعلیم داده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزى؟.

پاسخ استاد را مؤدبانه گفتن: آن گاه که خضر(علیه السلام) به موسى(علیه السلام) گفت: تو هرگز نمى‌توانى همپاى من صبر کنى  شاگرد با کمال ادب و احترام پاسخ استاد خویش را داد و گفت: ان شاء اللَّه مرا شکیبا خواهى یافت. جمله  «خواهى یافت»  و موکول کردن آن را به مشیّت الهى، ادب موسى در مقابل معلم را بیان مى‌کند.

در هنگام لغزش و اشتباه از معلم عذر خواستن: وقتى موسى(علیه السلام) شرط استاد را به اشتباه زیر پا نهاد و بدین گونه لغزشى از او سر زد، با عباراتى مؤدبانه(آیات ۷۳ و ۷۴ سوره‌ى مبارکه‌ى کهف) از معلم خود عذرخواهى کرد.

ب. شیوه‌ى سخن گفتن استاد با شاگرد

بر معلم لازم است علاوه بر رعایت ادب در گفتار خویش به چند نکته دیگر نیز توجّه کند:

لغزش‌هاى شاگرد را به او گوشزد کردن: خضر(علیه السلام) در سه مورد که شاگردش اشتباه کرد، گاهى با جمله‌ى  آیا نگفتم که تو هرگز نمى‌توانى همپاى من صبر کنى  و در آخر با جمله‌ى  این بار دیگر وقت جدایى میان من و توست  لغزش‌هاى شاگرد را به او گوشزد کرد.

با آن که حضرت خضر(علیه السلام) در ابتدا با شاگرد خود شرط کرده بود که از او سؤالى نکند، ولى در پایان به او فرمود: به زودى تو را از تأویل آنچه نتوانستى بر آن صبر کنیم آگاه خواهم ساخت  و به تمام سؤالات موسى(علیه السلام) پاسخ داد.

۶- شیوه‌ى سخن گفتن زنان با نامحرمان

خداوند متعال، خطاب به زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین مى‌فرماید: ‌اى همسران پیامبر! شما مانند هیچ یک از زنان [دیگر ]نیستند، اگر تقوا پیشه کنید، پس به ناز سخن مگویید تا آن که در دلش بیمارى است، طمع ورزد و گفتارى شایسته گویید(۳۳)

از آیه‌ى شریفه استفاده مى‌شود که بر زنان لازم است در سخن گفتن با نامحرمان افزون بر رعایت آداب گفتار، دو نکته دیگر را نیز عملى سازند:

الف. از خضوع در گفتار به گونه‌اى که سخن ایشان اشاره به فروتنى، تسلیم و فرمانبردارى بدون قصد را داشته باشد مانند: نازک،  ظریف، با ناز و کرشمه و با نرمى سخن گفتن با نامحرمان بپرهیزید، تا مبادا دل آنان را دچار ریبه و پندارهاى شیطانى نموده و شهوتشان را برانگیزانید و در نتیجه مردانى که بیماردل هستند، به خاطر نداشتن و یا کمى ایمان به ایشان طمع ورزند.

ب. بر ایشان لازم است با  قول معروف و کلام شناخته شده با نامحرمان تکلّم نمایند، به گونه‌اى که سخن ایشان موجب آرامش و اطمینان شنونده شود، نه باعث اضطراب و تشویق خاطر او، سخنى زیبا و به دور از اشاره به فساد و ریبه، سخنى که شرع و عرف اسلامى آن را شایسته و پسندیده مى‌داند و آن کلام، موا فق با دین و اسلام است.

پى‌نوشت‌ها

۱) سوره نحل، آیه ۴۳؛

۲) مجله‌ى حوزه، دفتر تبلیغات اسلامى، شماره ۱۰۵ – ۱۰۶، ص ۹۴؛

۳) فرهنگ معین، دکتر محمد معین، ج ۳، ص ۳۳۳۲؛

۴) لغت نامه دهخدا، على اکبر دهخدا، ج ۱۱، ص ۱۶۲۹۷؛

۵) سوره بلد، آیه‌هاى ۸ و ۹؛

۶) سوره الرحمن، آیه‌هاى ۱ – ۴؛

۷) غرر الحکم، ج ۳، ص ۲۶۱؛

۸) همان، ج ۴، ص ۵۴۷؛

۹) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خطبه‌ى ۱۷۶، ص ۳۳۴؛

۱۰) غرر الحکم، ج ۳، ص ۲۶۱؛

۱۱) همان، ج ۴، ص ۶۰؛

۱۲) همان، ج ۴، ص ۵۴۷؛

۱۳) همان، ص ج ۱، ص ۱۳۴؛

۱۴) همان، ج ۵، ص ۱۹۹؛

۱۵) سوره نساء، آیه ۴۳؛

۱۶) سوره اعراف، آیه ۶۲؛

۱۷) سوره صف، آیه‌هاى ۲ و ۳؛

۱۸) سوره احزاب، آیه ۷۰؛

۱۹) المیزان، سید محمدحسین طباطبایى(ره)، ج ۱۶، ص ۳۴۷؛

۲۰) سوره طه، آیه ۴۴؛

۲۱) المیزان، سید محمدحسین طباطبایى(ره)، ج ۱۶، ص ۲۵۶؛

۲۲) سوره بقره، آیه ۸۳؛

۲۳) سوره اسراء، آیه ۵۳؛

۲۴) سوره لقمان، آیه ۱۹؛

۲۵) سوره مؤمنون، آیه ۳؛

۲۶) المیزان، سید محمد حسین طباطبایى(ره)، ج ۱۵، ص ۹؛

۲۷) سوره احزاب، آیه ۷۰؛

۲۸) سوره هود، آیه ۴۲؛ سوره صافات، آیه ۱۰۲؛ سوره یوسف، آیه ۵؛ سوره لقمان، آیات ۱۳ و ۱۶ و ۱۷؛

۲۹) صافى، فیض کاشانى، ج ۴، ص ۹۶؛ المیزان، محمدحسین طباطبایى(ره)، ج ۱۱، ص ۸۲؛

۳۰) سوره لقمان، آیه ۱۳؛

۳۱) سوره انعام، آیه ۱۵۲؛

۳۲) المیزان، ج ۷، ص ۳۳۹؛

۳۳) سوره احزاب، آیه ۳۲؛

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام؛ شماره ۲۶۶

نحوه گفتار پدران، در زبان‌آموزى کودکان خردسال اثر عمیق دارد

 تحقیقات جدید نشان می‌دهد نقش پدران در روند زبان‌آموزى کودکان خردسال، بسیار مهمتر از تصوّرات قبلى است.

«لین ورنون فیگانس» محقق دانشگاه کارولینای شمالى در آمریکا و همکارانش در مطالعه‌اى جدید، ۹۲ زوج داراى فرزندان خردسال را مورد مطالعه قرار دادند و این موضوع را بررسى کردند که پدر یا مادر، به چه میزان با کودک خردسال سخن می‌گویند، از چه لغات و چه ساختارهاى جملاتى استفاده می‌کنند و چه نوع سوالاتى از کودک می‌پرسند.

نتایج این مطالعه نشان داد کودکانى که در سن دو سالگی، پدرشان با استفاده از مجموعه لغات متنوعى با آنها سخن می‌گوید، در سن سه سالگى از مهارت‌هاى گفتارى بالاترى برخور دارند و این در حالى است که به نظر می‌رسد گنجینه لغات مورد استفاده مادران بر زبان‌آموزى کودکان تأثیر کمترى دارد.

نکته ى جالب این است که در مطالعه مشخص شد پدران به‌ طور معمول، کمتر با کودکان سخن گفته و یا از آنها سوال می‌کنند که این امر نشان می‌دهد میزان صحبت کردن با کودکان در رشد توانایی‌هایى گفتارى آنها تأثیر زیادى نداشته و آنچه مهم است، مطالب گفته شده به کودکان و نوع بیان این مطالب است.

هر چند با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می‌رسد تنوع واژگان مورد استفاده مادر، تأثیر چندانى بر رشد توانایی‌هاى زبانى کودک ندارد، اما از آنجا که اغلب مادران مورد مطالعه، هنگام سخن گفتن با کودکان از لغات بسیار متنوعى استفاده می‌کردند، این فرضیه نیز قابل بررسى است که شاید در یادگیرى لغات توسط کودکان، یک محدودیّت و مرزی وجود دارد که اگر لغات مورد استفاده پدر و یا مادر از آن مرز فراتر برود، سودی براى کودک نخواهد داشت اما چنانچه کمتر از آن حد باشد، می‌تواند در امر یادگیرى زبان کودکان تأثیر منفى داشته باشد.

منبع: روزنامه کیهان

ارتباط با یکدیگر (کودک و نوجوان)-۲

صحبت کردن

از حرف های نامفهوم گرفته تا جمله های ادبی

شیوه حرف زدن صحیح و واضح، بهترین کارت ویزیتی است که شما می توانید همراه فرزند خود کنید. آنچه که در ارتباط کلامی مهم است، چگونه حرف زدن است. رعایت قواعد دستوری آهنگ صدا و تلفظ صحیح کلمات، همه قسمت کوچکی از مسائل تربیت کودک را تشکیل می دهند، به حرف زدن بچه های کوچک توجه کنید و نگذارید که کلمه ها را جویده جویده یا نامفهوم ادا کنند. به آنها یادآوری کنید که تلفظ غلط کلمه ها از نظر مخاطب ناخوشایند است و اثر بدی بر او می گذارد. به علاوه، کودکی که درست حرف می زند، مجبور نمی شود حرفش را دوباره تکرار کند و کسی حرف او را نشنیده نمی گیرد، بد حرف زدن، اعتماد به نفس فرد را کاهش می دهد. پس اگر کودک کلمه ای را اشتباه می گوید، با صبر و حوصله از او بخواهید که آن را آنقدر تکرار کند تا درست ادا کردن را یاد بگیرد. اگر احساس کردید که کودک شما در صحبت کردن مشکل اساسی دارد، با دکتر کودکان مشورت کنید و او را نزد یک ” گفتار درمان” ببرید. بیشتر این گونه اختلالات قابل درمان هستند. با کودکان پیش دبستانی می توان با این روش تمرین کوچکی در خانه انجام داد؛ بگذارید کودک چند جمله بیان کند و شما صدای او را ضبط کنید. شاید کودک هنگام شنیدن صدای خود، اول کمی خجالت بکشد؛ ولی سپس خودش به سرعت متوجه ایرادش در حرف زدن می شود و سعی می کند آن را اصلاح کند. یکی از اختلالات مهم و دیرگذر گفتاری، لکنت زبان است که هرچه زودتر برای درمان آن اقدام شود، نتیجه بهتری خواهد داد. در این مورد؛ به هر حال باید با یک گفتار درمان مشورت کنید. و اما چه نوع گویشی مناسب است؟

هر کسی باید هم با گویش ادبی و هم عامیانه، آشنا باشد؛ ولی گویش عامیانه نیز سبک هایی دارد. گاه به شدت آمیخته با کلمات دست و پا شکسته بیگانه است و گاه آمیخته با اصطلاحات و کلمات ساخته شخصیت های محبوب تلویزیونی، یا ابداعی گروهی خاص است؛ کلمه هایی بی محتوا که در یک دوره زمانی باب می شوند و سپس به فراموشی سپرده می شوند. این نوع گویش به شدت به زبان ما لطمه می زند و نباید مورد حمایت اعضای خانواده قرار بگیرد. در عوض هرچه کودک با گویش ادبی آشناتر باشد، بهتر می تواند از عهده مکاتبات رسمی برآید و در صورت لزوم رسمی صحبت کند. در بسیاری از شغل ها گویش فرد نقش مهمی ایفا می کند و این گویش، از شیوه گویش خانواده نشأت می گیرد.

کلمه های ناسزا و “قلّک”

تا وقتی کودک در خانه می ماند، کنترل او در دست پدر و مادر است. هرچه بزرگ تر می شود، هم تغذیه او و هم قدرت کلامی اش بهتر می شود؛ ولی همین که وارد مهد کودک و مدرسه می شود، پدر و مادر را شگفت زده می کند. فشار گروهی سبب گفتن سخنان خشن و لحن تند کودک می شود و خود او ممکن است بر این گونه گویش دامن بزند و الگوی کودک دیگر می شود. شما نمی توانید حرف زدن او را در بیرون از خانه کنترل کنید؛ ولی می توانید از ورود کلمه های ناسزا به خزانه لغات خانوادگی خود جلوگیری کنید. یک راه این است که به کودک خود توضیح دهید که معنی هر فحشی چیست و چرا ناخوشایند است و می تواند انسان های دیگر را ناراحت کند یا به آنها آسیب برساند. بهتر است که به بعضی از این کلمه ها اصلاً اشاره نکنید. مشکل با توضیح درباره آنها و درکشان تمام نمی شود؛ چون کودک از شرایط غیرعادی و فتنه جویانه ای که به وجود آورده و دیدن شگفت زدگی شما لذت می برد؛ بنابراین باید برای او حد و مرزی قائل شوید و به طور آشکار این حدود را برای او معلوم کنید. می توانید از یک قلّک کمک بگیرد و هرگاه کلمه های خاصی از زبان او شنیدید، مقداری از پول تو جیبی او را در قلک بیندازید.

در زمانی که او با ادب است، قلک را فراموش کنید و در زمان استفاده از کلمه های زشت، آن را فعال کنید. می توانید صحبت کردن خشن یا همراه با کلمه های ناخوشایند را در خانه و با شخص شما، قدغن کنید و هربار که کودک این قانون را زیر پا گذاشت، به او تذکر بدهید. به هیچ وجه کوتاه نیایید تا او بفهمد که این شیوه سخن گفتن پسندیده نیست. در دراز مدت کودک خود به خود خزانه واژگان خانواده را می آموزد و سعی می کند که در چارچوب آنها صحبت کند. البته استفاده نکردن از کلمه های رکیک در خانه یا در حضور شما به این معنی نیست که آنها را فراموش کرده یا هرگز از آنها استفاده نخواهد کرد؛ ولی دست کم می فهمد که جای گفتن آنها در خانه نیست و افراد خانواده این کلمه ها را ناپسند می دانند.

نوشتن نامه، فکس، ایمیل، پیام کوتاه: هر نوع نوشتنی

امروزه همه بچه ها از ضرورت نوشتن آگاه هستند؛ زیرا هرکسی که بخواهد از وسایل ارتباطی جدید مانند ایمیل و ارسال پیام کوتاه استفاده کند، باید بتواند بنویسد ( و بخواند)، با توجه به این امکانات، امکان غلط گیری سریع وجود دارد. البته برای کودکانی که به یکی از زبان های لاتین تسلط دارند، این راه مناسبی برای تمرین نوشتن است؛ ولی برای کودکان ایرانی که فارسی را با حروف لاتین و حتی به زبان محاوره ای می نویسند، امتیازی به شمار نمی رود. پس باید به دست نوشته های آنها بها بدهیم، آنها را به نوشتن تشویق و اشتباه هایشان را اصلاح کنیم.

نامه نگاری صحیح

خصوصی ترین و مؤدبانه ترین نوع ارتباط نوشتاری، هنوز هم نامه است؛ به خاطر همین، باید بچه ها را با این سبک آشنا کرد. در مورد کودکان سال های اول دبستان می توان با نوشتن چند جمله برای تشکر یا تبریک تولد یک دوست آغاز کرد و سپس آنها را به فرستادن کارت پستالی برای یکی از بستگان یا دوستان تشویق کرد. برای نوشتن نامه چند قانون وجود دارد که عبارتند از:

نام و نشانی گیرنده باید در سمت راست یا وسط پاکت نامه نوشته شود. اگر گیرنده بزرگسال باشد، قبل از نام او باید از کلمه خانم یا آقا استفاده شود و اگر دارای درجه علمی مانند استادی یا دکتراست، ادب حکم می کند که عنوان او را قبل از نامش بنویسید، مثلاً : خانم دکتر … در مورد گیرنده خردسال، به میل فرستنده بستگی دارد که چگونه او را خطاب کند. قسمت بالا و جای چسباندن تمبر در سمت راست پاکت است و کمی زیر آن محل نوشتن نام و نشانی گیرنده که می تواند در چند سطر و زیر هم نوشته شود. نام و نشانی فرستنده نیز در پشت پاکت نوشته می شود. در مورد پاکت های بزرگ، می توان آن را در گوشه سمت چپ پاکت نوشت.

هیچ وقت به جای فرزند خود، نشانی کسی را روی پاکت ننویسید؛ حتی اگر منظورتان فقط سرعت دادن به کار باشد، در این صورت او در برابر نامه، کمتر احساس مسئولیت می کند. به علاوه در آینده، همیشه این کار را به شما محول خواهد کرد یا بدون کمک شما انجام نخواهد داد. برای او توضیح دهید که در آینده باید برای استخدام در بیشتر مشاغل، بتواند شرح حالی از خود یا تقاضانامه ای بنویسید و هرچه در این دوران خودکفاتر شود، آن روزها راحت تر خواهد بود. اگر یک کودک کلاس دومی از نوشتن نامه ابزار ناتوانی کند یا نامه ای پر غلط بنویسد، گیرنده نامه تعجب نمی کند؛ ولی وقتی یک نوجوان ۱۶ ساله در نامه نگاری مشکل داشته باشد، خواننده نامه به سرعت در مورد سواد او قضاوت می کند.

یکی از دلیل هایی که نوجوانان ترجیح می دهند بیشتر برای هم ایمیل بفرستند و نامه ننویسند، این است که شکل و قالب ایمیل نویسی برای آنها مشخص است جمله ها می توانند کوتاه و به زبان محاوره ای باشند و پاسخ به فاصله کمی به دست فرستنده می رسد؛ به خاطر همین باید مواظب باشید که این آفت مانع از نوشتن صحیح و گویش فارسی سلیس فرزندتان نشود.

همین نکته در مورد SMSیا پیام کوتاه نیز صدق می کند. این سیستم باید جایگزین صحبت های تلفنی کوتاه شود و نه یک برنامه. اگر برای نقل یک خبر کوتاه از آن استفاده شود، قابل قبول است؛ ولی نباید جای نامه های تشکرآمیز را بگیرد، این پیام ها هم مانند تلفن همراه می توانند به ارتباط افراد از نزدیک لطمه بزنند و آن را کاهش دهند و آنها را به کار برد جمله های تلگرافی و ناقص عادت بدهند.

لحن خوب تلفنی

صحبت کردن تلفنی هم، آدابی دارد. صدا از پشت تلفن، جور دیگری به گوش می رسد. صدای بچه ها مانند بزرگسالان و پسرها مانند دخترها و … برای این که کسی با کسی عوضی گرفته نشود، بهتر است هر کسی در آغاز گفت و گو، خود را معرفی کند، بچه ها می توانند خود را با نام کوچک و نام فامیل معرفی کنند و بزرگسالان تنها با نام فامیل. این کار به رعایت حدود افراد خانه نیز کمک می کند. گفتن فقط یک ” الو” مؤدبانه نیست و کسی که در آن طرف خط قرار دارد، نمی داند با چه کسی صحبت می کند. اگر نگران مزاحمت های تلفنی هستید، می توانید این مشکل را با یک دستگاه ارزان قیمت شماره یاب حل کنید.

کسی هم که به خانه دیگری تلفن می زند، باید قبل از هر چیز اگر برای اعضای آن خانواده بیگانه است، اول سلام و سپس خود را معرفی کند، مثلاً: سلام، من رضا بنکدار هستم، می توانم با سهراب صحبت کنم.

معمولاً بیشتر بچه ها و بزرگسال ها، به دلیل هیجانی که دارند، گفتن سلام را یا فراموش می کنند یا سخت می دانند؛ ولی به تدریج این مشکل حتماً برطرف می شود.

البته تلفن می تواند مشکلات زیادی بیافریند. بعضی از مادرها، هنگام صحبت های تلفنی به حمام پناه می برند و در را قفل می کنند تا از غر زدن و سر و صدای کودکانشان در امان باشند. سعی کنید به کودکتان بفهمانید که وقتی با تلفن صحبت می کنید، نباید مزاحم شما شود و خودتان هم فراموش نکنید که صبر بچه ها اندک است. پس یک صحبت یک ساعته تلفنی را به زمان های کوتاه تر تقسیم کنید.

هر چه بچه ها بزرگ تر می شوند، روابطشان نیز تغییر می کند. به تدریج به گفت و گوهای تلفنی علاقه مند می شوند و گاه ساعت ها، تلفن را اشغال می کنند. بیشتر وقت ها این صحبت ها، در اطراف مرور خاطرات آن روز در مدرسه و روابط بین دوستان دور می زند. اگر پای صحبت ضروری در میان باشد، می توان در کوتاه ترین مدت آن را بیان کرد؛ بنابراین، باید حد و مرزی برای صحبت های تلفنی قائل شد.

وقتی یک تلفن همراه در اختیار یک نوجوان قرار می دهید، برای محدود کردن صحبت او، می توانید پرداخت قبض آن را به عهده خودش بگذارید. آن وقت برای نجات پول تو جیبی هایش هم که شده، به مدت زمان صحبت توجه خواهد کرد. در ضمن به نوجوانان بیاموزید که در محل هایی مانند: مدرسه، مسجد، سینما و کنسرت نباید از تلفن همراه استفاده کنند؛ وگرنه تلفن همراه، حکم یک اسباب بازی را پیدا می کند. در ضمن، صحبت کردن به مدت زیاد در یک جمع، بی احترامی به افراد دیگر است؛ چون مانند این است که دو نفر در حضور دیگران با هم پچ پچ کنند.

کلمه های جادویی ” لطفاً” و ” متشکرم”

می گویند: روزی بچه ای به مهمانی رفته بود و به میزبان گفت: « یک لیوان شربت بیاورید»

وقتی میزبان می رفت که شربت را بیاورد، از او پرسید: « فکر کن در جمله ای که گفتی چه کلمه ای را جا انداختی؟»

بچه با خونسردی جواب داد: « زود».

بسیاری از بچه ها وقتی از دیگری چیزی می خواهند، از جمله های امری استفاده می کنند. البته کلمه های لطفاً و خواهش می کنم را می شناسند و می دانند که این کلمه های جادویی، راهگشا هستند؛ ولی ” خواهش کردن” همیشه کار آسانی نیست. شاید به این دلیل که پدر و مادرها امروزه به قدری درگیر هستند که در برابر بچه ها از این کلمه ها استفاده نمی کنند. این کلمه ها تنها نباید برای خواسته های بزرگ به کار رود؛ بلکه در زندگی روزمره و برای هر خواسته ای می توان از کلمه های ” لطفاً” یا ” خواهش می کنم” استفاده کرد؛ مثلاً : لطفاً بشقاب سبزی را به من بده… خواهش می کنم برو و نان بگیر… لطفاً صدای موسیقی را کم کن…” یا حتی هنگامی که به خرید می روید، می توانید با مغازه دار با عبارت: ” لطفاً…” صحبت کنید. مطمئن باشید احترامی که می گذارید به خودتان باز می گردد و معمولاً جواب لطفاً یا خواهش می کنم، کلمه مؤدبانه ی ” بفرمایید” است. این شیوه حرف زدن هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان به یک اندازه ضروری است؛ همان طور که ” تشکر کردن” یا گفتن ” متشکرم” برای همه لازم است.

قانون های کوچک- تأثیرهای بزرگ

خانم باادبی گفت:” در بچگی به من آموخته اند وقتی هدیه ای مال توست که تو به خاطر آن تشکر کنی.”

به عبارتی تشکر کردن یعنی داشتن و بیان نکردن آن به معنی نداشتن است. مسلماً عادت دادن کودک به رعایت این نکته، در آغاز برای پدر و مادر دشوار است؛ چون خود آنها نیز باید مواظب باشند که قانون را زیرپا نگذارند. هدایت رفتار بچه ها به سمت رفتار تشکر آمیز یعنی کمک به آنهادر جهت کنترل و اصلاح رفتار با ارائه الگوی مناسب. این کمک به خصوص در مورد کودکان کوچک تر که تازه زبان باز می کنند، زودتر به نتیجه می رسد.

ترجمه: سپیده خلیلی

منبع: داگمارف. کرام؛ ترجمه و تالیف: خلیلی سپیده؛ آموزش آداب معاشرت به کودکان و نوجوانان؛ موسسه نشر پنجره؛ ۱۳۸۸