سبک زندگی دینی

نوشته‌ها

تاثیرات سوء تربیتی گناه بر تعلیم و تربیت در سبک زندگی دینی

تاثیرات سوء تربیتی گناه بر تعلیم و تربیت در سبک زندگی دینی

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

سبک زندگی ائمه(علیهم السلام) در امور معیشتی و بازتاب آن در زندگی اجتماعی شیعیان

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

زندگی و سیره حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان الگوی سبک زندگی دینی

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

بررسی تطبیقی روابط اجتماعی سبک زندگی دینی و سبک زندگی مدرن با تاکید بر جامعه ایران

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

واکاوی سبک زندگی دینی با تأکید بر اندیشه سیاسی امام رضا(علیه السلام)

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

رفتار اقتصادی در سبک زندگی دینی

می‌توان گفت «سبک زندگی» در اندیشه غربی، حالتی خاص از تعریف رهبری از سبک زندگی است. چرا که سبک زندگی از دیدگاه غربی، بر یک سری مفاهیم فردی تکیه دارد که محدود در بهداشت، اجتماعات، غذاخوردن و … می‌باشد. این تلقی از سبک زندگی، تمامی شئون زندگی فرد را در بر نمی‌گیرد. به عنوان مثال شامل نحوه رفتار در بازار و کسب و کار نخواهد شد و در مورد آنها بحث نمی‌کند حال آن که رهبری تقریبا تمامی شئون معیشتی انسان را در سخنان خود مدنظر قرار دادند و دامنه این مفهوم را به بخش نرم‌افزاری تمدن گسترش داده‌اند.

می‌توان ادعا کرد که دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری تمدن متاثر همدیگر می‌باشند و تصحیح هر یک می‌تواند زمینه تغییر و تحول در دیگری را ایجاد کند. در ادامه، به تاملاتی در باب سبک زندگی و اثرات آن بر اقتصاد اسلامی می‌پردازیم.

رفتار اقتصادی در سبک زندگی دینی

معنای سبک زندگی در بیان رهبری

با تاملی در بیانات رهبری، می‌توان این گونه نتیجه گرفت که سبک زندگی به معنی اصول و الگوهای حاکم بر رفتار فردی و خانوادگی در درون خانواده و اجتماع می‌باشد. به عبارت دیگر ما در رفتارهایمان در مورد زندگی خودمان، خانواده‌مان و یا اجتماعمان از چه ارزش‌ها و الگوهایی تبعیت می‌کنیم. این اصول و الگوها می‌توانند بخش حقیقی یک تمدن را تشکیل دهند. تغییر در این الگوها و اصول است که رفتار اقتصادی مردم را تغییر می‌دهد و نوع تحلیل‌ها درباره عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی نیز تغییر می‌کند.

جایگاه رزق در سبک زندگی اسلامی

رزق در زندگی از یک منظر، مهمترین مسئله و از منظری دیگر، ساده‌ترین مسئله زندگی می‌باشد و به همین علت است که اگر نگاه خود را نسبت به رزق تصحیح نکنیم، ممکن است طلب رزق، تمام زندگی ما را اشغال کند و امری که باید برای هدفی بسیار بزرگتر در کنار زندگی باشد، هدف زندگی گردد. از این رو برای نجات از چنین مهلکه‌ای باید با دقت هر چه تمام‌تر، جایگاه رزق را در زندگی و معیشت خود بشناسیم و وظیفه خود را نسبت به آن به درستی انجام دهیم. مساله معیشت و تامین مالی زندگی در غرب، یکی از دغدغه‌های اصلی مردم می‌باشد و این مساله در زندگی انسانی بسیار موثر واقع شده است. به همین دلیل مسایل اقتصادی به یکی از شاکله‌های اصلی زندگی تبدیل شده و بسیاری از علوم را متاثر کرده است. صنایع جدید برای کاهش هزینه‌ها و کاهش دغدغه‌های بشر ایجاد شده اما هنوز نتوانسته‌اند آرامشی برای هزینه‌ها و زمان‌های از دست رفته ایجاد کنند. یکی از عمده مسایل این نگرانی، دور شدن از مفاهیمی نظیر رزق و عدم فهم واقعی معیشت انسانی می‌باشد.

سبک زندگی و ربا

مروری بر آداب و رسوم مختلف مردم کشور نشان می‌دهد که روح حاکم بر بسیاری از رفتارها، نشات گرفته از سبک زندگی غربی می‌باشد. سبک لباس پوشیدن، سبک غذا خوردن، سبک بهداشت و علم بهداشت، پیروی از فرهنگ غربی در کاهش هزینه‌های زمانی از طریق وسایلی چون اتومبیل، ماشین ظرفشویی، لباسشویی، یخچال‌های گرانقیمت و ….، ‌ سبک کار(انسان‌ها به جای بیدار بودن در بین‌الطوعین و کار در روز و استراحت در ساعات آغازین شب، تا ساعت‌های بسیاری از شب را بیدار می‌نشیند و فرهنگ شب‌نشینی به علت رشد تکنولوژی رشد بسیاری داشته است) همه این مسایل سبب شده است که سبک زندگی مردم در کشورمان زیاد نزدیک به سبک زندگی اسلامی ‌نباشد.

در چنین شرایطی و حاکم بودن چنین سبک زندگی آمیخته‌ای نباید انتظار داشت که مردم خودشان علاقه چندانی به اجرایی شدن بانکداری اسلامی و حل مساله ربا داشته باشند. اما سوالی که می‌ماند آن است که چرا در سبک زندگی غربی، ربا پذیرفته شده است؟ عامل پذیرش ربا چیست؟

در نظام غربی، خدا مرده است و خداوند در زندگی عادی مردم، جایگاهی ندارد و بنای اقتصاد غرب بر فرد، فارغ از خدا بنا شده است حال آن که شاکله تمامی اجزاء زندگی اسلامی متاثر از خداوند و وابسته به اراده و تجلی خداوند است. مساله پس‌انداز یکی از اختلافات موجود در اقتصاد غربی و اقتصاد اسلامی است که از سبک زندگی اسلامی و غربی نیز نشات می‌گیرد

می‌توان گفت که ربا در زندگی معنا می‌دهد که رزاقیت خداوندی را قبول ندارد و تحقق سنن الهی را امری غیر قابل پذیرش می‌داند یا ایمان کافی به آنها ندارد. به عبارت دیگر، در زندگی غربی که این سنن پذیرفته شده نیست، زمانی که یک فرد می‌خواهد پول خود را در اختیار دیگران بگذارد به هیچ عنوان از آیه من ذا الذی یقرض الله قرض حسنا و یضاعف له اضعافا کثیرا تبعیت نمی‌کند زیرا اعتقادی ندارد که خداوند چندین برابر پول او را به او باز خواهد گرداند.

یا آن که زمانی که پولی را برای کسب سود به کسی می‌دهد برای آن که میزانی را برای خود اطمینان ببخشد و امید داشته باشد که عایدی دارد حتما میزان مشخصی نرخ بهره وضع خواهد کرد تا تضمینی برای او باشد و عقد مضاربه و مشارکت در سود و زیان برای او معنا ندارد. اما انسانی که از سنن الهی آگاهی دارد و برای او پذیرفته شده است با تمایل زیاد پول خود را به صورت قرض‌الحسنه در اختیار سایرین قرار می‌دهد و خداوند وعده خویش را در خصوص این فرد عملی خواهد کرد.

یا زمانی که بخواهد در مضاربه مشارکت کند، می‌داند که اگر سود و عایدی از این معامله (در صورت آن که تحقیقات کامل را در مورد عملیاتی شدن کار انجام داده باشد) رزق او و به صلاح او باشد، به او می‌رسد و اگر به صلاح او نباشد احتمال زیان خواهد بود. از این رو در هر دو حالت برای او مساله‌ای وجود ندارد و به راحتی به چنین عملی دست می‌زند اما تازمانی که این برداشت از رزاقیت الهی تصحیح نشود نمی‌توان انتظار داشت که تضمین خداوندی را قبول کند بلکه به دنبال یک تضمین از طرف بنده و تضمین مادی برای خود خواهد بود.

جایگاه پس‌انداز و رزق در سبک زندگی اسلامی

در نظام غربی، خدا مرده است و خداوند در زندگی عادی مردم جایگاهی ندارد و بنای اقتصاد غرب بر فرد، فارغ از خدا بنا شده است حال آن که شاکله تمامی اجزاء زندگی اسلامی، متاثر از خداوند و وابسته به اراده و تجلی خداوند است. مساله پس‌انداز، یکی از اختلافات موجود در اقتصاد غربی و اقتصاد اسلامی است، که از سبک زندگی اسلامی و غربی نیز نشات می‌گیرد. اساسا تقسیم درآمد انسان به پس‌انداز و مصرف و به عبارتی تقابل میان پس‌انداز و مصرف، از نخستین تفاوت‌ها در میان اسلام و غرب در مساله مصارف و سبک مصرف مردم می‌باشد. مطابق با نگاه اسلامی بسیاری از مصارف به عنوان پس‌اندازی برای انسان به شمار می‌آیند مثل صدقه، خمس، زکات، نذورات و … و بسیاری از پس‌اندازها از رزق و روزی انسان کم می‌کند مثل کنز مال و یا عدم پرداخت خمس و … . این سخن نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی با وجود آن که تفاوت میان مصرف کردن و ذخیره پول و درامد می‌باشد اما تقابلی میان این دو نمی‌باشد.

در مجموع باید بیان کرد که سبک زندگی اسلامی اثرات بسیاری در زندگی انسان دارد و می‌تواند شاکله اقتصاد اسلامی را تعیین کند و موجب رشد و اجرایی شدن اهداف گسترده نظام اسلامی بشود. سبک زندگی اسلامی با تصحیح رفتارها و الگوهای حاکم بر زندگی اسلامی موجب می‌شود تا زمینه‌های پذیرش احکام اسلامی گسترده شود و نوع رفتارها و کنش‌های اقتصادی و اجتماعی مردم در قبال مسایل مختلف نیز تغییر کند و در عین حال معنای متفاوتی به علومی اسلامی و انسانی بدهد. سبک زندگی غربی هم اکنون ساختارهای علوم انسانی و اجتماعی را متاثر کرده است از این رو سبک زندگی اسلامی نیز می‌تواند ساختار علوم اسلامی و انسانی را نیز متحول کند.

منبع: سایت بصیرت الزهرا

سبک زندگی دینی از منظر امام علی(علیه السلام)

حضرت علی(علیه السلام) در یکی از خطبه‌های خود، بی‌مقداری و زودگذری دنیا را، به رطوبت باقی مانده از ظرف آبی تشبیه می‌کند که آب آن را خالی کرده باشند. در چنین ظرفی مگر چقدر آب می‌ماند که انسان برای رفع تشنگی خود به آن توجه کند؟ همه آنچه در دنیا است در مقایسه با آخرت و نعمت‌های آن از این مقدار نیز کمتر است.

حضرت در جایی دیگر درباره پستی و بی‌ارزشی دنیا می‌فرمایند: دنیا در نظر من، از آب بینی بز زکامی هم کم‌اهمیت‌تر است. از این تعبیر رساتر، کلامی است که در خطبه‌ای دیگر بیان فرموده‌اند: دنیا مثل استخوان پوسیده خوک مرده است که در دست شخص مبتلا به مرض جذام باشد. اشخاصی که مبتلا به این مرض می‌گردند، آن قدر زشت می‌شوند که کسی رغبت نمی‌کند به آنها نگاه کند.

شاید کمتر خطبه‌ای از نهج البلاغه را بتوان یافت که در آن اشاره‌ای به پستی دنیا نشده باشد، اما در بعضی از موارد، حضرت علی(علیه السلام) تعبیراتی بسیار کوبنده نسبت به دنیا دارد که برای شنوندگان و دوستان حضرت بسیار ارزنده است. دنیا باید در نظر مومن این گونه باشد؛ یعنی باید آن قدر معرفت داشته باشد که بداند دلبستگی به دنیا او را از هدفش دور می‌کند. البته این سخن بدین معنا نیست که انسان از فعالیت‌ها و انجام وظایف فردی و اجتماعی که در دنیا دارد صرفنظر کند. انجام تکالیف بحثی دیگر است. بحث در نوع بینش و نگرش انسان نسبت به دنیا است.

برای این که زیبایی‌های دنیا و به طور کلی غرایز ما موجب بی‌توجهی به آخرت و مقامات معنوی نگردد، همیشه باید به یاد مرگ باشیم. یاد مرگ، ارزش دنیا را در نظر انسان کم می‌کند و او را از فریب‌های شیطانی و زرق و برق‌های دنیا محفوظ نگاه می‌دارد. امام صادق(علیه السلام) در سفارش خود به عبدالله بن جندب می‌فرمایند: همیشه به یاد مرگ باش، طوری که همیشه مرگ جلوی چشمت باشد.

بینش ما نسبت به دنیا باید به گونه‌ای باشد که توجه بیشتری به مرگ و عالم آخرت داشته باشیم. ما تنها در صورتی می‌توانیم خود را از چنگال دنیا نجات دهیم که آرزوهایمان را نسبت به آینده کم کنیم و به فکر لذت‌های دنیای نباشیم. تنها به فکر رفع نیاز امروزمان آن هم از راه مشروع باشیم و برای فردای مان که نمی‌دانیم زنده هستیم یا نه و نسبت به آن تکلیفی نداریم بی‌جهت فکر خود را مشغول نکنیم. ما اگر تکلیفی نسبت به آینده داشته باشیم مربوط به آخرت است و آخرت خواهی مساله دیگری است.

حرص نسبت به دنیا و افسوس برای آینده‌ای که معلوم نیست آن را درک کنیم، موجب می‌شود که ما بیشتر دنیازده شویم. انسان باید با این گرایش مبارزه کند و سعی نماید چیزی را برای فردایش نگه بدارد. اگر هم چیزی از زندگی‌اش زیاد آمد آن را انفاق کند و این کار باعث می‌شود دلبستگی و وابستگی انسان به دنیا را کمتر کند.

اگر می‌خواهیم دلبسته نبودن به دنیا را تمرین کنیم بهتر است که به فکر ذخیره برای آینده نباشیم و این روحیه را از خود دور کنیم. حضرت می‌فرمایند: آنچه در دنیا بماند برای تو نفعی ندارد بلکه مال تو چیزی است که برای آخرت خود ذخیره می‌کنی. اموالی که انسان ذخیره می‌کند و آن را بعد از مرگش در این جهان باقی می‌گذارد نه تنها سودی برایش نخواهد داشت، بلکه اگر آنها از حقوق مردم باشد گناهش برای او باقی می‌ماند.

منبع: پایگاه خبری غرب ایران