سائل

نوشته‌ها

لباس عروسی

در یک روز پاییزی، روپوش کم رنگ و کهنه‌اش را به تن کرد و از منزل خارج شد. نزدیکی‌های مسجد که رسید، فضا را عطر آگین یافت، چهره‌ها را شاد و خندان دید. پرندگان را بیش از روزهای دیگر در پرواز دید. احساس کرد بادی که می‌وزد، به نسیم بهاران می‌ماند و درختان، طراوت بهار را دارند. باران نرم و آرام بر زمین می‌نشیند تا گرد و غبار را از زمین و هوا بشوید.

در کنار مسجد، انبوه جمعیت را دید که در برابر خانه‌ای، غریو شادی سر داده‌اند. خانه برایش آشنا بود و او دانست که چه حادثه مبارکی دارد اتفاق می‌افتد. او هم بی‌درنگ در این جشن هم آوا با همه گیتی شد و پس از ساعتی که آرامش حاکم شد، رو به خانه کرد و با تردید در خانه را زد. نوعروس، خود، در را باز کرد. زن نیازمند با چهره پر از شرم و حیا درخواست پیراهن کهنه کرد. عروس به اندرون رفت و پیراهنش را برای او آورد. در بین راه بود که ناگهان آیه‌ای از قرآن کریم در خاطرش نقش بست:

«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون»؛ (آل عمران/۹۲)؛ «هرگز! به حقیقت (نیکوکاری) نمی‌رسید مگر این که از آنچه دوست می‌دارید (در راه خدا) انفاق کنید».

فوراً برگشت، لباس عروسی را از تن در آورد و جامه کهنه را که قرار بود به سائل بدهد به تن کرد و جامه نو را به زن نیازمند بخشید و با خود در حالی که آیه قرآن را زمزمه می‌کرد می‌گفت: من که دختر پیامبرم و شوهرم علی است، بیش از همه سزاوار عمل به قرآن هستم.

(منبع: ماهنامه بشارت؛ شماره ۲/ ۴۷  به قلم: برادر محمد رضا ایروانی)

آیه ولایت دلیل بر امامت امام علی- علیه السلام-

 [ خلاصه: از دیدگاه شیعه امام علی- علیه السلام- امام و جانشین بلافصل بعد از رسول خدا- صلی اله علیه و آله و سلم- است. بر این ادعای دلایلی متعددی وجود دارد. یکی از این دلایل آیه ولایت است که با کمک شأن نزول آن، امامت امام علی- علیه السلام- به اثبات می رسد].

 

آیه ولایت عبارت است از: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاۀ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاۀ وَ هُمْ راكِعُونَ»؛[1] «ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده ‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏ دهند».

برای اینکه معنای آیۀ شریفه واضح گردد لازم است که به معانی برخی کلمات در این آیه پرداخته شود:

معنای کلمه «انّما»

 کلمه«انّما» برای حصر است و به همین دلیل مفسرین اهل‌سنت لفظ «انّما» را در بسیاری از آیات قرآن کریم که این لفظ در آنها وجود دارد، دلیل بر حصر گرفته اند. مثلا فخررازی در آیه «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء»، بعد از اینکه دلایل متعددی را بر این مطلب اقامه می‌کند که تنها علماء از خداوند می‌ترسند، و بعد از بیان اینکه چرا علماء از خداوند می‌ترسند، در نهایت می‌گوید به دلیل اینکه کلمۀ «انّما» برای حصر است و  سپس می‌گوید ظاهر آیه دلات می‌کند بر اینکه اهل بهشت منحصر در علماء است؛ زیرا به دلالت این آیه برای غیر علماء خشیت الهی حاصل نمی‌گردد.[2] صاحب تفسیر اضواء البیان می‌گوید این مطلب در نزد جمهور علماء ثابت است که لفظ«انّما» برای حصر است و این نظر، نظر حق است.[3] حتی ابن تیمیه می‌گوید که کلمه«انّما» در نزد جمهور علماء برای حصر است و این معنا به صورت اضطرار مانند معنای حروف نفی، استفهام، شرط و امثال اینها از لغت عرب دانسته می‌شود و حصر آن هم به طریق منطوق است نه به طریق مفهوم. او برای تأیید این مطلب استدلال طائفه‌ای از اصولیین را با این بیان نقل می‌کند که حرف «انّ» برای اثبات است و حرف «ما» برای نفی است هرگاه هر دو جمع شوند نفی و اثبات با هم از آن به دست می‌آید.[4] بنابراین کلمه «انّما» حکم را در موضوع معینی ثابت کرده و با ملازمۀ بیّن آن را از غیر آن موضوع نفی می‌کند.[5]

از آنچه‌ بیان شد، نتیجه این می‌شود که کلمه «انّما» در آیۀ ولایت معنای حصر را افاده می‌کند؛ بنابراین «ولایت یا ولی بودن» منحصر می‌شود در موضوعاتی که در آیه شریفه ذکر شده‌اند و آنها عبارت اند از خداوند، رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  و کسانی که ایمان آورده و در نماز در حال رکوع، زکات می‌دهند. طبق فرمایش علامه طباطبایی ولایت بالاصالۀ از برای خداست و از برای غیر خدا بالتبع است که آن هم با این آیه شریفه در رسول و کسی که ایمان آورده و در حال رکوع، زکات می‌پردازد، منحصر شده و از آنان به دیگران نباید تجاوز کند.[6]

معنای کلمه «ولیّ» در آیه ولایت: در این آیه کلمه «ولیّ» به یکی از سه معنا می‌تواند باشد که عبارت‌اند از: ناصر، دوست و سرپرست. اگر ولیّ در این آیه به معنای دوست یا ناصر باشد، با توجه به معنای «انّما» معنای آیه چنین می‌شود که تنها، خدا و رسولش و آنهایی که در حال رکوع، زکات می‌دهند، دوست یا ناصر مسلمانان (مخاطبین آیه) هستند و با توجه به معنای«انّما» نباید دوستی و نصرت از آنان به دیگران تجاوز کند. یعنی تنها آنان دوست یا ناصر مسلمانان هستند و کسی دیگری غیر از آنان این حق را ندارد که دوست یا ناصر مؤمنین باشد.

 این دو معنا برای ولیّ در این آیۀ شریفه درست نیست؛ زیرا در عالَم واقع می‌بینیم که این معانی به دیگران هم تجاوز می‌کند و غیر از آنان کسانی دیگری نیز می‌توانند دوست و ناصر مؤمنین باشند و در نتیجه این مطلب با معنای آیه در تنافی قرار می‌گیرد و چونکه درکلام خدا تناقض راه ندارد، پس ولی در این آیه نمی‌تواند به معنای ناصر یا دوست باشد. افزون بر این تنافی، آیات متعددی در قرآن کریم  وجود دارد که دوستی و یاوری دیگران را برای مؤمنین و مسلمانان ثابت می‌کند که در این صورت اگر معنای ولیّ دوست یا ناصر باشد، این آیات متنافی با آیه ولایت می‌گردد. مثلا خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ»؛[7] «كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنها ياران يكديگرند و آنها كه ايمان آوردند و مهاجرت نكردند، هيچ گونه ولايت [دوستى و تعهّدى‏] در برابر آنها نداريد تا هجرت كنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دين (خود) از شما يارى طلبند، بر شماست كه آنها را يارى كنيد، جز بر ضدّ گروهى كه ميان شما و آنها، پيمان (ترك مخاصمه) است و خداوند به آنچه عمل مى‏ كنيد، بيناست!». در این آیه شریفه هم یاری و نصرت دیگران مورد تأکید قرار گرفته و هم  بر دوستی مؤمنین در بین خود شان توصیه شده‌است و این دو امر در هیچ کسی انحصار ندارد؛ بلکه از اموری است که خداوند از مؤمنین خواسته که همدیگر را دوست داشته و یاری کنند.

حال که از این دو معنای ولی، تناقض مضاعف در رابطه با آیه ولایت پدید می‌آید، به ناچار باید ولی را به معنای ولایت امری و سرپرستی بگیریم که ملازم با تصرف در امور دیگران و از شئون خداوند است؛ زیرا به جز خدا هیچ کسی حق تصرف در امور دیگران را ندارد؛ بلکه این خداست که آن را به هر که بخواهد اعطا می‌کند. و آیه می‌گوید که امر ولایت به معنای سرپرستی بعد از خدا و رسولش به عهدۀ فرد یا افرادی است که در حال رکوع زکات می‌دهند. اما این فرد یا افرادی که در طول خدا و رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  دارای ولایت انحصاری است، در آیه کریمه مشخص نیست و فقط نشانه‌هایی در آیه برای او ذکر شده که تشخیص و تعیین آن با این نشانه‌ها ممکن نیست. بنابراین برای شناختن او به شأن نزول آیه نیاز‌مندیم که در متون معتبر شیعه و سنی نقل شده‌است.

شأن نزول آیه ولایت: در بسيارى از كتابهای اسلامى و منابع اهل تسنن، روايات متعددى دال بر اينكه آيه فوق در شأن على- علیه السلام- نازل شده، نقل گرديده كه در بعضى از آنها اشاره به مسأله بخشيدن انگشتر در حال ركوع شده و در بعضى نشده، و تنها به نزول آيه در باره على- علیه السلام- قناعت گرديده است. اين روايت را «ابن عباس»، «عمار ياسر»، «عبد اللَّه بن سلام»، «سلمۀ بن كهيل»، «انس بن مالك»، «عتبۀ بن حكيم»، «عبد اللَّه ابى»، «عبد اللَّه بن غالب»، «جابر بن عبد اللَّه انصارى» و  «ابو ذر غفارى» نقل كرده‏اند و افزون بر آنان از خود علی- علیه السلام- نیز در کتابهای اهل‌سنت نقل شده‌است.[8]

سیوطی در تفسیر «الدر المنثور» شأن نزول آیه ولایت را با سندهای متعددی نقل کرده است. او می گوید از ابن عباس نقل شده که علی انگشترش را در حال رکوع صدقه داد. سپس پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- از سائل پرسید که چه کسی این انگشتر را به تو عطا کرد؟ سائل گفت آن راکع[اشاره به علی (ع)]؛ پس خداوند آیه «إنما وليكم الله ورسوله…» را نازل کرد. او از طریق عبدالرزاق … و ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده که این آیه دربارۀ علی بن ابی‌طالب نازل شده‌است. او می‌گوید طبرانی نیز در معجم اوسط خود با اسناد به عمار یاسر نقل کرده که علی در حالی که در رکوع نماز بود، سائلی کنار او ایستاد علی انگشترش را در آورد و به او داد سپس پیش پیامبر رفت و آن حضرت را از این کار علی آگاه نمود در این هنگام این آیه نازل شد و رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- آن را بر اصحاب قرائت نمود و سپس فرمود : «من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه». او با سند دیگری از ابن مردویه و او از علی بن ابی طالب نقل نموده که این آیه شریفه در خانه رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- بر آن حضرت نازل گردید و سپس رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  از منزل خارج شد و داخل مسجد گردید و مردم در حال نماز خواندن بودند که بعضی در حال قیام و برخی در حال سجده و رکوع بودند و سائلی را دید و از او پرسید کسی به تو چیزی داد؟ سائل گفت نه؛ مگر آن رکوع کننده [ علی بن ابی طالب]که انگشترش را به من عطا کرد. سند دیگری را که به آن اشاره می‌کند از طریق ابن عساکر است که سلمه بن کهیل گفت علی در حال رکوع انگشترش را صدقه داد سپس این آیه نازل گردید. جریر از مجاهد نقل کرده که آیه «إنما وليكم الله ورسوله…» در حق علی بن ابی طالب نازل شده زیرا او انگشترش را در حال رکوع صدقه داده است.[9]

 این حدیث که در شأن نزول آیه ولایت در کتابهای حدیثی و تفسیری نقل شده‌است، مصداق «الذین آمنوا…» را از کلیت خارج کرده و آن را مشخص می‌گرداند و تمام نشانه‌هایی را که در آیه شریفه ذکر گردیده بر امام علی- علیه السلام- منطبق می‌کند و در نتیجه ولایت به معنای سرپرستی را بعد از رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  در آیه ولایت برای امام علی- علیه السلام- به اثبات می‌رساند.

واژگان کلیدی: امامت، ولایت، آیه ولایت، انّما، حصر، معنای ولی، نصرت، دوستی.

محقق: حمیدالله رفیعی

[1] . المائده، 55.

[2]. فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي، التفسیر الکبیر یا مفاتیح الغیب، ج2ص172، بیروت، دار الكتب العلميۀ ، چ1، 1421ق/ 2000م.

[3]    . محمد الأمين بن محمد بن المختار الجكني شنقیطی، أضواء البيان في إيضاح القرآن بالقرآن، ج1ص517 ، بیروت، دار الفكر للطباعۀ والنشر ، 1415ق /1995م. ، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات.

[4]  . أحمد عبد الحليم بن تيميۀ الحراني أبو العباس، علوم الحدیث (كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيميۀ)، ج18ص264،  مكتبۀ ابن تيميۀ، چ2، [بی‌تا]. تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

[5]. محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج1ص118،  نشردانش، 1405ق.

[6]. طباطبایی، محمد حسین، الميزان فی تفسیر القرآن، ج6، ص14، قم، دفتر نشر اسلامي، [بي‌تا].

[7] . انفال، 72.

[8] . ناصر مکارم شیرازی، ناصر،  تفسیر نمونه، ج4ص425،  دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374‏ش.

[9] . الدر المنثور،. جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج3 صص10و 105، قم، 1404ق، کتابخانه آیت الله نجفی.

قرض الحسنه

« تشویق به قرض در صورت نیازمندی »

۱.قال الامام کاظم علیه السلام : مَنْ طَلَبَ الرِّزْقَ مِنْ حِلِّهِ فَغُلِبَ فَلْیَسْتَقْرِضْ عَلَی اللّه عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَی رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله.۱

فروع من الکافى، ج۵، ص ۹۳

امام موسی کاظم علیه السلام : کسی که به دنبال کسب روزی حلال برود، ولی در زندگی درمانده شود، باید قرض کند. خداوند و رسولش، او را [برای ادا] یاری خواهند کرد.

«عبور از صراط»

 عن رسول الله – صلی الله علیه و آله – : … وَ مَنْ اَقرَضَ اخاهُ المومِنَ بکلِّ درهمٍ أقرضَهُ وزنَ جبلِ اُحُدٍ و جَبَلِ رضوانٍ و طُورِ سیناءَ حسناتٍ … .

«ثواب الاعمال، ص ۴۱۴»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که به برادر مومن خود قرض بدهد، در برابر هر درهمی که قرض داده هم وزن کوه اُحد، رضوان و طور سینا، حسنات خواهد داشت و اگر برای باز پس گیری آن مدارا کند، از پلِ صراط همچون برق جهنده، بدون حساب و عذاب خواهد گذشت.

«مقایسه قرض وصدقه»

  قال الامام الصادق – علیه السّلام – : عَلی بابِ الجنّهِ مکتوبٌ: القرضُ بثمانیهَ عَشْرٍ و الصَّدَقَهُ بِعشرَهٍ.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۸»

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: بر روی درب بهشت این گونه نوشته شده است: قرض دادن هیجده برابر پاداش دارد و صدقه ده برابر.

«الویت های پاداش»

 قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : الصّدقهُ بعشرَهٍ و القرضُ بثمانیهَ عشر و صِلَهُ الاخوان بعشرین و صلهُ الرّحم باربعهٍ و عشرین.

«الکافی، ج ۴، ص ۱۰»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: پاداش صدقه ده برابر، پاداش قرض هیجده برابر، پاداش پیوند و ارتباط با برادران دینی بیست برابر و پاداش صله رحم و پیوند با خویشاوندان، بیست و چهار برابر می باشد.

«افزایش اموال»

  قال الامام الصادق – علیه السّلام – : لِأَنْ اُقرِضَ قرضاً أَحَبُّ اِلیَّ من انْ أصِلَ بمثلِهِ.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۹»

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: قرض دادن مال را، بیشتر دوست دارم تا آن که آن را ببخشم.

«وصیت امام علی ع به فرزندش در مورد قرض»

 من وصایا امیر المومنین – علیه السّلام – لابنه الحسن – علیه السّلام – : وَ اغْتَنِم مَنِ اسْتَقَرضَکَ فی حالِ غناک لِیَجْعَلَ قضَاءَهُ لک فی یوم عُسْرَتِکَ.

«نهج البلاغه، نامه ۳۱»

امام علی – علیه السّلام – در وصیت به فرزندشان امام حسن – علیه السّلام – فرمود: اگر کسی در حال بی نیازی ات از تو قرض خواست، آن را غنیمت بشمار تا اینکه در روز تنگدستی و احتیاج، او نیز قرض تو را جبران نماید.

«پاداش روز شمار قرض»

 قال الامام الصادق – علیه السّلام – : ما من مُومنٍ اقرَضَ مومناً یلتمسُ به وجه الله الاّحسب الله له أجرَه بحساب الصّدقه حتی یرجع الیه ماله.

«الکافی، ج ۴، ص ۳۴»

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: هیچ مومنی نیست که به خاطر خدا به مؤمن دیگر قرض دهد، جز آنکه خداوند هر روز ثواب صدقه دادن آنرا به حساب وی ثبت کند تا زمانی که آن مال به او باز گردد.

«خصلت قرض»

 قال الامام الرّضا – علیه السّلام – : انّ اجرَ القَرض ثمانیهَ عَشَرَ ضِعفاً من اجرِ الصّدقه لانّ القرضَ یصلُ الی مَنْ لا یَضع نفسَهُ للصَّدَقَه لأخذِ الصّدقه.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۴۰»

امام رضا – علیه السّلام – فرمود: پاداش قرض دادن هیجده برابر اجر صدقه است، زیرا قرض به کسی می رسد که خود را برای گرفتن صدقه، ضایع (و کوچک) نمی کند.

«ضرر قرض کردن»

 قال الامام علی – علیه السّلام – : ایّاکم و الدِّیْن، فانّهُ همٌّ باللّیل و ذلٌّ بالنّهار

«وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۷۷»

امام علی – علیه السّلام – فرمود: از قرض کردن پرهیز نمائید، چون قرض باعث غم و اندوه شب و خواری انسان در روز است.

«حج وازدواج»

 قالَ ابی موسی: قلت لابی عبدالله – علیه السّلام – : جُعِلْتُ فداک یستقرِضُ الرجُلُّ و یحُجُ؟ قالَ: نَعَم، قلتُ: … .

«وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۸۲»

ابو موسی می گوید: به امام صادق – علیه السّلام – عرض کردم، فدایت شوم، آیا شخصی می تواند قرض بگیرد و فریضه حج را با آن انجام دهد؟ فرمود: آری. عرض کردم: آیا می تواند برای ازدواج قرض بگیرد؟ فرمود: آری، قرض کند و ازدواج نماید و شب و روز منتظر روزی خدا باشد.

«سود دربرابر عدم پاداش»

  قال الامام الصادق – علیه السّلام – : … فان اعطاهُ اکثَرَ ممّا اخذَهُ من غیر شرطٍ بینهما فهو مباحٌ له، و لیسَ لَهُ عندَ اللهِ ثوابٌ فیما اقرَضَه.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۵۷»

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: اگر قرض گیرنده بدون قرار قبلی، سودی به صاحب مال بدهد مباح است، ‌ولی آن قرض دهنده پاداشی از خدا نخواهد گرفت.

«بخشودگی قرض گیرنده»

 قال الامام الباقر – علیه السّلام – : کلُّ ذَنبٍ یکفُرُهُ القتلُ فی سبیلِ الله الاّ الدَّین لا کَفّارهَ لَه الاّ اداءُهُ او یَقضی صاحِبَهُ، او یَعفُوَ الذّی لَهُ الحقّ.

«وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۸۳»

امام باقر – علیه السّلام – فرمود: هر گناهی با شهادت در راه خدا بخشیده و پاک می شود، مگر قرض که کفّاره ای ندارد جز اینکه توسط شخص بدهکار یا شخص دیگری پرداخت شود و یا اینکه طلب کار گذشت نماید.

«لطف اللهی»

 قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنْ ارادَ ان یُظلّهُ اللهُ فی ظلِّ عَرْشِهِ یومَ لا ظِلَّ اِلاّ ظلُّهُ فلینظُر مُغسِراً او لِیَدَعْ لَهُ عن حَقّهِ.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۵۰»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که مایل است (در روز قیامت) زیر سایه خدا باشد، روزی که هیچ سایه ای جز سایه خدا نیست، پس به انسان تنگدستِ بدهکار مهلت دهد یا اینکه به نفع او از حقّش بگذرد.

«مهلت دادن»

 قال الامام الصادق – علیه السّلام – : اِنّ اللهَ عزوجلَّ یُحِبُّ انظارَ المُعْسِر وَ مَنْ کانَ عزیمُهُ معسِراً فَعلیه ان ینظُرَهُ الی مَیْسَرهِ.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۵۳»

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: خداوند متعال مهلت دادن به تنگدست را دوست دارد و کسی که بدهکارش تنگدست است، باید به او مهلت دهد تا توانمند گردد.

«ادائ دین»

 عن النبی – صلی الله علیه و آله – : کَما لا یَحلُّ لِغَریمک ان یُمطِلَکَ وَ هُوَ مُؤسِرٌ، فکذلِکَ لا یَحِلُّ لَکَ ان تُعسِرَهُ اذا علِمْتَ أَنَّهُ معسِرٌ.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۹»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: همان طور که برای کسی که از تو قرض گرفته و توانگر است (توان پرداخت قرضش را دارد)، جایز نیست که اداء آن را به تاخیر اندازد، برای تو هم جایز نخواهد بود که با اینکه می دانی او تنگدست است، از او مطالبه قرضت را بکنی.

«برآورده شدن حوایج»

 قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَن یَسَّرَ عَلی مؤمِنٍ و هُوَ مُعْسِرٌ، یَسَّرهُ الله علیه حوائجهُ فی الدّنیا و الاخرَه.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۵۲»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که با انسان تنگدست مؤمن مدارا نماید (در گرفتن قرض خود به او مهلت داده و یا آن را ببخشد)، خداوند در برآوردن حوائج دنیا و آخرتِ او مدارا خواهد کرد.

«تعجیل در پرداخت دین»

 قال النبی – صلی الله علیه و آله – : مَنْ یُمطِلُ عَلی ذی حَقٍّ حقَّهُ و هُوَ یقدِرُ علی اداءِ حقِّهِ فَعَلیهِ کلَّ یَومٍ خطیئَه‌ُ عَشّارٍ.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۴۶»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که قادر به پرداخت حق دیگران است، اگر طلبکار را معطل کند، در مقابل هر روز تاخیر، گناه شخص باج گیر در نامه علمش ثبت خواهد شد.

«امتیاز مهلت دادن»

 قال الامام الصادق – علیه السّلام – : «مَنْ اقرَضَ قَرْضاً فَضَرَبَ لَهُ اجَلاً فَلَمْ یُؤتَ بِهِ عندَ ذلِکَ الاجَلِ، فاِنَّ لَهُ من الثّوابِ … .

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۹»

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: هر گاه انسان به شخصی قرض دهد و برای باز پرداخت آن زمان مشخص نماید، چنانچه در موعد مقرر مال او پرداخت نشود، یک دینار صدقه، به ازای هر روز در نامه عملش ثبت خواهد شد.

«برگرداندن قرض»

  عن الامام الرضا – علیه السّلام – : اِعلَمْ انَّ مَنِ اسْتَدانَ دَیناً و نَوی قضاءَهُ، فهو فی امانِ الله حَتّی یقضیه، فاِنْ لَمْ یَنْوِ قضاءَهُ فهو سارقٌ.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۵۰»

امام رضا – علیه السّلام – فرمود: کسی که قرض بگیرد در صورتی که تصمیم داشته باشد آن را پس دهد، در امانِ خداست تا آن را اداء کند، ولی اگر تصمیم نداشته باشد آنرا به صاحبش برگرداند، پس او دزد محسوب می شود.

«نمونه ظلم»

 قال رسولِ الله – صلی الله علیه و آله – : مَطَلُ الغنیِّ ظلمٌ.

«وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۹۰»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: تاخیر در پرداخت قرض توسط انسان توانمند و غنی، ظلم است.

«ثواب زکات»

 قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنْ اقرَضَ مومناً قرضاً ینتظِرُ بِهِ مَیْسورَهُ کانَ مالَهُ فی زکاهٍ و کانَ هو فی صلاهٍ منَ الملائکه‌ِ حتّی یودّیهُ الیه.

«بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۹»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: هر کس به مومنی قرض بدهد و منتظر بماند تا قرض گیرنده فراخی یابد، آن مال ثواب زکات خواهد داشت و قرض دهنده مورد درود فرشتگان می باشد تا این که قرضش ادا شود.

«طلب یاری»

قال الامام علی بن الحسین – علیه السّلام – : طَلَبُ الحوائج اِلَی النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحیاه و مذهبهٌ لِلْحَیاءِ و استخفافٌ بِالوَقارِ وَ هو الفقر الْحاضِر … .

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۳۶»

امام سجاد – علیه السّلام – فرمود: دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی خواهد بود و نیز موجب از بین رفتن حیاء و خوار و ناچیز شدن شخصیت و وقار خواهد گشت به طوری که همیشه احساس نیاز و تنگدستی نماید و هر چه کمتر به مردم رو بیندازد و درخواست کمک کند، بیشتر احساس بی نیازی و خود کفائی خواهد داشت.

«گنجهای ۴ گانه نیکی»

 قال الامام الباقر – علیه السّلام – : اربعٌ من کنُوزِ البرّ: کتمانُ الحاجَه وَ کِتمانُ الصّدقَه و کتمانُ الوَجَع و کتمان المُصیبهِ.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۵»

امام باقر – علیه السّلام – فرمود: چهار چیز از گنج های خیر و نیکی است: پوشاندن حاجت و نیاز خود از دیگران، دادن صدقه و کمک به افراد به صورت مخفیانه، کتمان رنج و ناراحتی ها و تحمل مصیبت.

«الویت ثواب در معراج»

قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : رایتُ لیلهً اُسری بی علی بابِ الجَنّهِ مکتوباً الصّدَقَهُ بعَشْرِ امثالِها و القرضُ بثمانیهَ عشرٍ. فقلتُ: یا جبرئیل … .

«کنز العمّال، ح ۱۵۳۷۴»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: شبی که به معراج برده شدم دیدم که روی درب بهشت این چنین نوشته بود: صدقه ده برابر پاداش دارد و قرض هیجده برابر. به جبرئیل گفتم: چرا قرض برتر از صدقه است؟ گفت: چون قرض گیرنده فقط به خاطر نیازش قرض می گیرد ولی سائل تقاضای کمک می کند، اگر چه بی نیاز باشد.

«استجابت دعا»

 قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنْ ارادَ ان تُستَجابُ دعَوَتُهُ و اَن تکشِفَ کُرْبَتُه فَلیُفَرّج عَن مُعسرٍ.

«کنز العمال، ح ۱۵۳۹۸»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که مایل است خداوند دعایش را مستجاب نموده و غم و اندوهش را بزداید، پس باید تلاش کند که غم و اندوه انسان تنگدست را برطرف نماید.

«غنیمت شمار»

 قال الامام علی علیه السلام : اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فِی حَالِ غِنَاکَ لِیَجْعَلَ قَضَاءَهُ فِی یَوْمِ عُسْرَتِکَ

تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ص۳۹۹

امام علی علیه السلام فرمود : کسی را که در روزگار بی نیازی ات از تو قرض بخواهد غنیمت شمار تا اینکه ادای قرضش را در روزگار سختی تو قرار دهد.

«قرض دادن به خدا»

قال الامام علی علیه السلام : مَنْ أَقْرَضَ اللَّهَ جَزَاه

تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ص۳۹۹

امام علی علیه السلام فرمود : هر که به خدا قرض دهد خداوند جزایش دهد.

«هجده برابر»

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : الصَّدَقَهُ بِعَشَرَهٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِیَهَ عَشَر

مکارم الأخلاق ؛ ص۱۳۵

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: صدقه ده برابر و قرض دادن هجده برابر (پاداش دارد).

«بوی بهشت»

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : مَنِ احْتَاجَ إِلَیْهِ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فِی قَرْضٍ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَلَمْ یَفْعَلْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّه

مکارم الأخلاق ؛ ص۴۳۱

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: هر که مسلمانى بوى محتاج شود که قرض گیرد و او بتواند و قرض ندهد خداوند بوى بهشت را بر او حرام می کند.

« زاهدان دنیا»

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : یَا أَبَا ذَرٍّ طُوبَى لِلزَّاهِدِینَ فِی الدُّنْیَا الرَّاغِبِینَ فِی الْآخِرَه ؛ اتَّخَذُوا کِتَابَ اللَّهِ شِعَاراً وَ دُعَاءَهُ دِثَاراً یَقْرِضُونَ الدُّنْیَا قَرْضا

مکارم الأخلاق ؛ ص۴۶۴

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: ای اباذر ! خوشا به حال زاهدان در دنیا و راغبان به آخرت، کتاب خدا را شعار و دعا را دثار خود قرار دادند و دنیا را از خود قیچى کردند و خود را از دنیا جدا ساختند.

« زکات شمرده شدن قرض »

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : مَنْ أقْرَضَ مُؤمِنا قَرْضا یُنْظِرُ بِهِ مَیْسُوَرَهُ کَانَ مَالُهُ فِی زَکَاهٍ وَ کَانَ هُوَ فِی صَلاَهٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ حَتَّی یُؤَدِّیَهُ الیه

میزان الحکمه، ج ۸، ص ۱۲۶

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر کس به مؤمنی قرض دهد، مدت زمانی که صبر می کند تا وضع قرض گیرنده بهتر شود، مالش در حکم زکات خواهد بود و خودش هم با فرشتگان در حال نماز است تا بده کارش قرض خود را ادا کند.

« آسان گرداندن قرض »

 قال الامام صادق علیه السلام : اللَّهُمَّ لَحْظَهً مِنْ لَحَظَاتِکَ تَیَسَّرْ عَلَی غُرَمَائِی بِهَا الْقَضَاءَ وَ تَیَسَّرْ لِی بِهَا الاِقْتِضَاءَ إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ.

مفاتیح الجنان، ص ۱۳۵۵

امام صادق علیه السلام : خدایا، توجهی می خواهم از توجهاتت که بدان بازپرداخت را بر طلب کارانم و وام گیری را بر من آسان گردانی که به راستی تو بر هر چیزی توانایی.

« نماز با فرشتگان »

 قال الامام باقر علیه السلام : مَنْ أقْرَضَ رَجُلاً قَرْضا إِلَی مَیْسَرَهٍ کَاَن مَالُهُ فِی زَکَاهٍ وَکَانَ هُوَ فِی الصَّلَاهِ مَعَ الْمَلاَئِکَهِ حَتَّی یَقْضِیَهُ.

اصول کافى، ج ۳، ص ۵۵۸.

امام باقر علیه السلام فرمود: هر کس به دیگری قرض بدهد تا وقت توانگری پرداخت کند، مال او در زکات است و خودش هم با فرشتگان در حال نماز است تا بده کار قرض خود را بپردازد.

« ثواب همیشگی صدقه در قرض »

 قال الامام صادق علیه السلام : ما مِن مُؤمِنٍ اَقْرَضَ مؤمناً یَلْتَمِسُ به وَجْه اللّه الاّ حَسِبَ اللّه لهُ اَجْره بِحسابِ الصدَقه حَتّی یَرْجعَ الیه مآلِه.

اصول کافى، ج ۴، ص ۳۴.

امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمنی نیست که برای خشنودی خدا به مؤمن دیگر قرض دهد، مگر اینکه خداوند تا بازگشت مالش، برای او ثواب صدقه را منظور کند.

« قرض دادن محبوب تر از صدقه دادن »

 قال الامام صادق علیه السلام : َأَنْ أقْرِضَ قَرْضا أحَبُّ إلَیَّ مِنْ أنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهِ وَ کَانَ یَقُولُ مَن أَقْرَضَ قَرْضا وَ ضَرَبَ لَهُ أجَلاً فَلَمْ یُؤْتَ بِهِ عِنْدَ ذَلِکَ الْأجَلِ کَاَنَ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ فِی کُلِّ یَوْمٍ یَتَأَخَّرُ عَنْ ذَلِکَ الْأجَلِ بِمِثْلِ صَدَقَهِ دِینَارٍ وَاحِدٍ فِی کلِّ یَوْمٍ.

. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۸۷.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر قرضی بدهم نزد من محبوب تر است از آنکه مانند آن را صدقه بدهم. (نیز می فرمود:) هر که قرضی بدهد و موعد بازپرداختی معیّن کند و در وقت مقرر پرداخت نشود، برای هر روزی که تأخیر افتد، ثواب صدقه دیناری را دارد که در هر روز داده شود.

« محبوب تر از صله رحم »

قال الامام صادق علیه السلام : لِاَنْ أُقْرِضَ قَرْضا اَحَبُّ اِلیِّ مِنْ اَنْ اَصِلَ بِمِثْلِهِ.

بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۳۹

امام صادق علیه السلام می فرماید: من قرض دادن را از انجام دادن صله رحم، دوست تر می دارم»

« تعهد ادای قرض »

 قال الامام صادق علیه السلام : لا یأخُذُ اَمْوالَ الناس الاّ وَ عِنْدَهُ وَفَاءٌ لِما یأخُذُ مِنْهُمْ… فَاِنَّ اللّه یَقُولُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَأکُلوا اَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ اِلاّ اَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ.

تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۲۳۶

امام صادق علیه السلام می فرماید: اموال مردم را نباید از آنها گرفت؛ مگر اینکه با تعهد ادای آن همراه باشد؛ زیرا خداوند در قرآن کریم می فرماید: اموالتان را میان خودتان به باطل مصرف نکنید جز از طریق تجارتی که میان شما مورد توافق قرار گرفته باشد.

« برابر بودن بازنگرداندن قرض با دزدی »

 السُّراقُ ثَلاثَهٌ مانِعُ الزَّکاهِ وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ وَ کَذَلِکَ مَنِ اسْتَدانَ وَ لَمْ یَنْوِ قَضاءَهُ.

بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۲

امام صادق علیه السلام : دزدها سه دسته اند: کسی که از دادن زکات خودداری کند؛ کسی که از پرداخت مهریه زنان خود سر باز زند و آن را حلال بداند؛ کسی که از دیگری قرض کند و به هنگام قرض کردن، قصد ادای آن را نداشته باشد.

« قرض، مایه شادی خدا و رسول »

 قال الامام صادق علیه السلام : اَلْقَرْضُ عِنْدَنَا بِثَمَانِیَهَ عَشَرَ وَ الصَّدَقَهُ بِعَشَرَهٍ… یَا عُثْمَانُ اِنَّکَ لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَهُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَیْتَ فِی حَاجَتِهِ وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ سُرُورا فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَی رَسُولِ اللّه صلی الله علیه و آله وَ قَضَاءُ حَاجَهِ الْمُؤْمِنِ یَدْفَعُ الْجُنُونَ وَ الْجُذَامَ وَ الْبَرَصَ.

فروع من الکافى، ج۴، ص ۳۴

امام صادق علیه السلام : نزد ما، قرض، هجده و صدقه، ده ثواب دارد… . ای عثمان، اگر بدانی که شأن مؤمن نزد خدا چه قدر است، هرگز در برآوردن حاجت او سستی نخواهی کرد و هر کس دل مؤمنی را شاد کند، همانا دل رسول خدا صلی الله علیه و آله را شاد کرده است. برآوردن حاجت مؤمن، دیوانگی و پیسی و جذام را دور می سازد.

آداب و سنن رسول خدا (ص)در صدقه دادن‏

در وصیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به على (علیه السّلام) آمده است: ششم آنکه در نماز وروزه و صدقه از سنّت من پیروى کنى. . . و اما راجع به صدقه، به قدرى در آن کوشاباشى که گمان کنى در صرف مال براى صدقه اسراف کرده اى.

امام صادق (علیه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هیچ گاه سائلى را از خود نراند، اگر چیزى داشت به او مى داد، و اگر نداشت مى فرمود: خدا برساند.

مؤلف: این مطلب در اخبار شیعه و سنّى به قدرى زیاد نقل شده که شاید به حدتواتر رسیده باشد. ما بعض از آن روایات را در باب دوم (آداب معاشرت) و غیر آن ذکر کردیم.

امام صادق (علیه السّلام) ضمن حدیثى فرمود: ما اهل بیت آنچه در راه خداداده ایم پس نمى گیریم.

ملحقات

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: من چند چیز را ترک نمى کنم. سوار شدن برالاغ پالان دار، با بردگان روى حصیر غذا خوردن، و با دست خود به سائل کمک کردن.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: جوانمردى ما اهل بیت در این است که از آن که به ما ستم کرده درمى گذریم، و به آن که ما را محروم ساخته بخشش مى کنیم.

روایت است که جود و بخشش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در خیر از همه مردم بیشتر و از تندباد سریع تر بود. بذل و عطایش ادامه داشت و بخلى از او نمودار نمى شدو ممانعتى سر نمى زد.

على (علیه السّلام) فرمود: ما اهل بیت، کسانى را که به نظر مى رسد غیر مستحق هستند رد نمى کنیم از ترس اینکه مبادا مستحق واقعى را رد کرده باشیم.

امیر المؤمنین (علیه السّلام) فرمود: چون چیزى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مى خواستند، اگر قصد انجام آن را داشت جواب مثبت مى داد، و اگر قصد انجام آن را نداشت سکوت مى کرد و کلمه «نه» بر زبان جارى نمى ساخت.

حسن بن على بن فضّال گوید: از حضرت رضا (علیه السّلام) پرسیدم: چرا وقتى امیر المؤمنین (علیه السّلام) در ظاهر به خلافت رسید«فدک»را [ به بنى فاطمه (علیهم السّلام) ] برنگردانید؟! فرمود: زیرا ما خاندانى هستیم که فقط خداوند حقوق غصب شده ما رااز ستمگران مى گیرد. ما سرپرست مؤمنان هستیم، به نفع آنان حکم کرده، حقوقشان را از ستمگران گرفته، به آنان باز مى گردانیم، اما براى بازگرفتن حقوق خود اقدام نمى کنیم.

منبع: سنن النبى،علامه سید محمدحسین طباطبائی

امام هادى(ع) و جلوه‏ هاى غدير

و لقد انزل الله تعالى فیک من قبل و هم کارهون…. انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون.[1]

روز غدیر، عید ولایت و یادآور امامت راستین و فضیلتهاى متعالى امیر مومنان علی (علیه السلام) است. معصومان(علیهم السلام) یادآوران این روز بزرگ بودند و با الهام از آیه شریف «و ذکرهم بایام الله»[2] منزلت و جلالت غدیر را گرامى داشته، فرمانهایى جهت ارج نهادن به آن فراراه دلدادگان و سرخوشان باده ولایت قرار داده اند.

یکى از جلوه هاى زیباى بزرگداشت غدیر در زیارت مخصوص امام علی (علیه السلام) در روز غدیر مشاهده مى شود. کلمات آن زیارت زمزمه روح نواز امام هادی (علیه السلام) است و تاریخ صدور آن سالى است که معتصم خلیفه عباسى آن حضرت را به بغداد احضار کرد. در این موقعیت، حضرت به زیارت امیرمومنان (علیه السلام) شتافت؛ حدیث دلبرى و یادمان ارزشهاى راستین را تجلى دیگر بخشید و میراث ماندگارى از شکوه ولایت در خاطره ها به یادگار گذاشت.

در زمینه اتقان سند و استحکام صدور آن صاحب «هدیه الزائرین» مى نویسد:

«شیخ جلیل محمد بن المشهدى ـ یکى از بزرگان علما است.ـ در مزار کبیر براى این زیارت شریفه سند بسیار معتبرى ذکر نموده که کمتر خبرى به قوت سند او مى رسد؛ و عبارت او در این مقام چنین است:

خبر داد مرا فقیه اجل ابوالفضل شاذان بن جبرئیل قمى از فقیه عماد محمد بن ابى القاسم الطبرى از ابى على از پدرش محمد بن الحسن (شیخ طوسى) از شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان از ابى القلسم جعفر بن قولویه از محمد بن یعقوب کلینى از على بن ابراهیم از پدرش ابراهیم بن هاشم از ابى القاسم حسین بن روح و عثمان بن سعید عمرى از ابى محمد حسن بن على العسکرى از پدرش «امام هادی (علیه السلام) » و این سلسله شریفه همه از اعیان علما و شیوخ طائفه و روساى مذهب اند و جناب ابوالقاسم حسین بن روح و عثمان بن سعید هر دو از نواب امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و بعد از تأمل معلوم مى شود که در تمام زیارات مأثوره زیارتى به این وجه از صحت و اعتبار و قوت سند پیدا نمى شود.»[3]

محتواى زیارت درباره فرهنگ غدیر و زندگى شکوهمند امام علی (علیه السلام) است و موارد زیر از محورهاى مهم آن شمرده مى شود؛ بدین جهت، اندکى بر ساحل آن درنگ کرده، و روان خویش را از جام روح افزاى آن شادابى مى بخشیم:

فضائل امام على در قرآن

در زیارت غدیر از آیه ولایت یاد شده است که مى فرماید: (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون.) سرپرست و ولى شما تنها خدا است و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند، همانها که نماز برپا مى دارند، و در حال رکوع زکات مى دهند؛ و کسانى که ولایت خدا و پیامبرش و افراد با ایمان را بپذیرند، پیروزند، زیرا حزب و جمعیت خدا پیروز است.[4]

مفسران اهل سنت و شیعه در شإن نزول این آیه به نقل از ابوذر چنین مى نویسند: ابوذر گفت: من به دو چشم خویش دیدم و به دو گوش خود شنیدم و چنانچه خلاف آن را نقل کنم، نابینا وناشنوا گردم. که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

على قائد البرره و قاتل الکفره و منصور من نصره و مخذول من خذله؛ على پیشواى نیکان و قاتل کافران است. هر کس او را یارى کند، از ناحیه خداوند یارى مى شود و هر کس او را تنها بگذارد، خدا او را خوار مى سازد.

بدانید من روزى نماز ظهر را با پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواندم. فقیرى کمک خواست؛ اما کسى چیزى به او نداد. در این حال سائل دستهاى خویش را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) کمک خواستم اما کسى به من کمک نکرد.

 علی (علیه السلام) ـ که در حال رکوع بود و انگشتر در دست راست خویش داشت.ـ به سائل اشاره کرد. سائل به سوى حضرت رفت و خاتم از انگشتر حضرت بر گرفت. رسول گرامى اسلام ـ که این منظره را مشاهده کرده بود.- پس از نماز خویش دست به دعا برداشت و فرمود: خدایا، موسى از تو خواستار شرح صدر و آسانى کار و باز شدن گره زبان خویش براى فهماندن کلامش شد و از تو خواست برادرش هارون را وزیر و پشتیبان و شریک درکارش قرار دهى و تو در پاسخ او فرمودى: (سنسد عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما بآیاتنا) بزودى بازوان تو را به وسیله برادرت محکم و نیرومند مى کنیم و براى شما سلطه و برترى قرار مى دهیم و به برکت آیات ما بر شما دست نمى یابند.[5]

خدایا، من محمد پیامبر و برگزیده تو هستم. خدایا، به من سعه صدر و آسانى در کار عطا کن و على را ـ که از اهل من است.ـ وزیر و پشتیبان من قرار بده.

پس سوگند به خدا هنوز کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) تمام نشده بود که جبرئیل نازل شد و گفت: اى محمد! بخوان: انما ولیکم الله و رسوله… این شإن نزول را علاوه بر محدثان و مفسران شیعه بسیارى از اهل سنت نیز نقل کرده اند. نام گروهى از روایان اهل سنت این شإن نزول چنین است:

الف) طبرى (تفسیرطبرى، ج6، ص165)

ب) واحدى (اسباب النزول، ص148)

ج) فخررازى (تفسیر فخررازى، ج3، ص431)

د) ابن صباغ مالکى (الفصول المهمه، ص123)

ه)ابواسحاق ثعلبى(تفسیر ثعلبى، ج2، ص52)

و) گنجى شافعى (الکفایه، ص106)

ز) خوارزمى (مناقب، ص178)

ح) ابن حجر (الصواعق، ص25)

استحکام این روایت نزد اهل سنت به گونه اى است که فاضل تفتازانى در کتاب شرح المقاصد[6] و مولى على قوشچى در شرح تجرید مى گویند: انها نزلت باتفاق المفسرین فى على ابن ابى طالب(علیه السلام) حین اعطى السائل خاتمه و هو راکع فى صلاته.

به اتفاق مفسران این آیه در حق على ابن ابى طالب(علیه السلام) نازل گردید، زمانى که انگشترى را در حال رکوع به سائل بخشید.

مرحوم علامه امینى شصت و شش سند براى این حدیث ذکر مى کند که جویندگان مى توانند به آن مراجعه کنند[7]

حسان در این باره سروده اى دارد که در مدارک اهل سنت نیز نقل شده است:

ایذهب مدحى و المحبین ضایعا           و ما المدح فى ذات الاله بضائع

فانت الذى اعطیت اذ انت راکع           فدتک نفوس القوم یا خیر راکع

بخاتمک المیمون یا خیر سید             و یا خیر شار ثم یا خیر بایع

فانزل فیک الله خیر ولایه               و بینها فى محکمات الشرایع

آیا مدح من و دیگر دوستداران و عاشقان ضایع مى گردد؟! چنین نیست، مدحى که در راه خدا باشد از بین نخواهد رفت. تو بودى اى اباالحسن که در حال رکوع با انگشترى مبارک خود انفاق کردى. جانهاى مردم فداى تو باد اى بهترین رکوع کننده و اى بهترین آقا و خیرخواه و اى بهترین فروشنده «مال خود به خدا».

سپس خداى درباره تو آیه ولایت «انما ولیکم الله» را ـ که بهترین ولایت است.ـ نازل فرمود و آن را در کتاب آسمانى و آیات روشن خویش بیان کرد.[8]

امام هادی (علیه السلام) در نامه اى که به اهل اهواز ارسال داشت بر آنچه در این زیارت درباره آیه ولایت آمده تإکید ورزیده، مى فرماید: صحیح ترین خبرى که قرآن به صحت آن نیز گواهى داده است حدیثى است که به اتفاق نقل شده است که پیامبر گرامى اسلام فرمود: من دو جانشین ـ و در تعبیر دیگر دو چیز گرانبهاـ براى شما باقى مى گذارم: کتاب خدا و عترت.

اگر به این دو چنگ زنید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نمى شوند تا در حوض بر من وارد شوند.

ما شواهد این حدیث را آشکارا در آیه (انما ولیکم الله و رسوله…) مى بینیم. «ثم اتفقت روایات العلمإ فى ذلک لامیرالمومنین (علیه السلام) انه تصدق بخاتمه و هو راکع» سپس روایات دانشمندان به اتفاق بیانگر آن است که این آیه شریف درباره امیر مومنان (علیه السلام) نازل شد آن هم زمانى که حضرت در حال رکوع انگشترش را صدقه داد. سپس رسول گرامى آن را به روشنى بیان کرد و فرمود: هر کس من مولاى اویم على مولاى اوست. خدایا، هر کس على را ولى باشد تو نیز او را ولى باش و هر کس با او دشمن باشد تو نیز او را دشمن باش؛ و در حدیث دیگر مى فرماید: على قرضهاى مرا پرداخت مى کند و او بعد از من خلیفه شما است.

از اینها متوجه مى شویم که قرآن بر درستى این اخبار گواهى داده، امت باید پذیراى آن باشد.[9]

آیه ولایت و اثبات امامت علوى

قراین زیر نشان مى دهد مراد از «ولى» سرپرست و اولویت در تصرف است.

1 ـ شإن نزول آیه

پس از اینکه پیامبر گرامى اسلام از خداوند خواست براى او وزیرى از اهل خویش همانند هارون وصى حضرت موسى قرار دهد، این آیه براى برآوردن این خواسته نازل شد و طبیعى است. آیه وقتى با خواست پیامبر (صلی الله علیه و آله) مطابق است که ولایت به معناى سرپرستى و وصایت باشد؛ زیرا در این صورت علی (علیه السلام) وزیر رسول خدا خواهد بود و خواسته آن حضرت اجابت شده است.

اگر ولایت به معناى «دوستدار» باشد، با خواست پیامبر هم آهنگ نیست.

2 ـ مفرد بودن «ولى» و عدم تکرار آن

آیه همان ولایت خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را براى صدقه دهنده در حال رکوع نیز اثبات مى کند؛ زیرا ولى به صورت مفرد آمده و تکرارى صورت نگرفته است. با توجه به کلمه انماـ که در کلام عرب بیانگر انحصار است.ـ آیه شریف مى فهماند که این ولایت در خدا و پیغمبر و شخصى که در حال رکوع صدقه داده، منحصر است؛ و در این صورت جز معناى سرپرستى و اولیت در تصرف معنایى نخواهد داشت؛ زیرا اگر ولى در آیه به معناى دوست باشد، نادرستى آن روشن است و دوست مردم به این سه منحصر نیست.

کیفیت انطباق آیه بر امام علی (علیه السلام)

گروهى مى گویند: چگونه جمله «الذین آمنوا» در آیه ولایت بر امام علی (علیه السلام) منطبق مى شود درحالى که جمع است و نمى تواند براى فرد خاص استعمال شود.

در پاسخ به این اشکال گفته اند: «الذین امنوا» جمع است؛ اما براى تعظیم و بیان قدر و جلالت امیرمومنان علی (علیه السلام) جمع به کار رفته است.[10]

افزون بر این، در بسیارى از آیات براى فرد خاص جمع به کار رفته. دو نمونه از این آیات عبارت است از:

الف) مفسران در ذیل آیه «وآخرون اعترفوا بذنبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا عسى ان یتوب علیهم»؛ و گروهى دیگر به گناهان خود اعتراف کردند و کار خوب و بد را به هم آمیختند، امید مى رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد.[11] گفته اند آیه مزبور ـ با آنکه جمع است.ـ فقط درباره ابولبابه انصارى نازل شده است.

ب) در آیه (الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا)؛ آنها که مردم به آنان گفتند مردم براى «حمله به» شما اجتماع کرده اند، از آنها بترسید. پس بر ایمانشان افزود.[12]

نوشته اند: گوینده این سخن نعیم ابن مسعود اشجعى بود، اما آیه به صورت جمع نازل شده است.

مرحوم علامه امینى بیست آیه ذکر مى کند که در آنها لفظ جمع بر موردى خاص دلالت دارد.[13]

رابطه پرداخت زکات وتوجه تام امام علی (علیه السلام) در نماز

گروهى نیز گفته اند:یکى از مقامات علی (علیه السلام) این است که وقت نماز چنان به ذات باریتعالى توجه داشت که هیچ چیز نمى توانست او را به خود مشغول سازد و حتى تیر از پاى مبارکش بیرون آوردند. در این صورت چگونه ممکن است به خواست سائل توجه کند و در حال رکوع انگشتر به او دهد؟!

بعضى پاسخ داده اند: شنیدن صداى سائل و به کمک او پرداختن توجه به خویشتن نیست بلکه عین توجه به خدا است؛ علی (علیه السلام) درحال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا؛ به عبارت دیگر، آنچه با روح عبادت سازگار نیست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و توجه به آنچه در مسیر رضاى خدا است کاملا با روح عبادت سازگار است. معناى غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان بى اختیار احساس خود را از دست بدهد، بلکه با اراده خویش توجه خدا را از آنچه در راه خدا و براى خدا نیست بر مى گیرد.[14]

پاسخ دیگر این است که حالات حضرت به حسب نافله و نماز واجب فرق مى کرد. در نماز واجب استغراق و حضور و خشوع چنان بود که از همه چیز جز عظمت الهى غافل مى شد: اما در نماز نافله پرواز روحى اش این اوج و معراج را در همه حالات آن نداشته است؛ و ممکن است حضرت در حال نماز نافله صدقه به سائل بخشیده است.

شإن نزول و کیفیت نقل آن نیز بر درستى این مسإله گواهى مى دهد؛ زیرا نمازهاى واجب به امامت رسول گرامى اسلام خوانده مى شد و این مجال براى سائل پدید نمىآمد که تقاضایش را در حال نماز مطرح کند.

سومین پاسخ که مطلب را بیشتر روشن مى کند در مطالعه و مشاهده حالات اولیاى الهى نهفته است. آنان در سیر و سلوک روحى و میقات الهى خویش گاه چنان بى تاب و محو جمال ربوبى مى شدند که از همه آنچه در اطرافشان مى گذشت غافل بودند.

بى خود از شعشه پرتو ذاتم کردند           باده از جام تجلى صفاتم دادند

برقى از منزل لیلى بدرخشید سحر         وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد

در حالات حضرت یعقوب پیامبر آمده است: از او پرسیدند: چگونه از پیراهن یوسف جایگاهش را تشخیص دادى اما در چاه کنعان او را ندیدى؟!

یکى پرسید زان گم گشته فرزند       که اى روشن ضمیر پیر خردمند

ز مصرش بوى پیراهن شنیدى         ولى در چاه کنعانش ندیدى

در جواب گفت: جذبه ها و حالات مختلف است و بر این اساس، تجلیات و درخشش ها نیز متفاوت.

بگفت احوال ما برق جهان است       گهى پیدا گهى در زیر خاک است.[15]

از پیامبر گرامى اسلام نقل شده است که فرمود: «لى مع الله وقت لا یسعها ملک مقرب و لا نبى مرسل.» مرا حالاتى است که هیچ فرشته مقرب الهى و پیامبر مرسلى به آن نرسد.[16]

براین اساس، مى توان گفت: آن زمان که تیر از پاى مبارک علی (علیه السلام) بیرون آورده مى شد و حضرت هیچ التفاتى به آن نداشت، به اوج این پرواز و قله متعالى فناى فى الله مربوط است. اما زمانى که به سائل توجه مى کند، در حالى است که این پرواز و معراج روحى در آن اوج نیست.

البته دست ما خاکیان از سفر روحانى و درک شیوه و توجه تام حضرت به بارى تعالى کوتاه است و آن بزرگواران چنان است که خود فرمود: «لا یرقى الى الطیر» هیچ تیز پروازى بر ستیغ و بلنداى دانش و معنویت من دست نمى یابد.[17]

 مبالغه در قیمت انگشتر

انفاق انگشتر به وسیله امیر مومنان (علیه السلام) با حقایق تاریخى ـ که در منابع اسلامى فریقین وارد شده است.ـ اثبات مى شود. البته در این میان پیرایه هایى است که باید آن را از واقعیت این رخداد جدا ساخت. از آن جمله مبالغه هایى است که در قیمت انگشتر شده است. گروهى بهاى آن را معادل خراج و مالیات شام ذکر کرده اند. این قیمت به دلایل زیر نمى تواند اساس درستى داشته باشد.

1 ـ مستند این تخمین ضعیف است و در روایات معتبر و صحیحى که در شإن نزول ذکر شده، اثرى از آن دیده نمى شود.

2 ـ مطالعه در حالات و زندگى حضرت بیانگر آن است که حضرت از اموال نفیس و گرانبها استفاده نمى کرد. آنچه در روایات مورد اتفاق و معتبر آمده این است که «و کان یتختم بها»؛ حضرت همواره از این انگشتر استفاده مى کرد. بى تردید اگر انگشتر از نظر ارزش در سطح بالایى بود، حضرت به صورت مستمر از آن استفاده نمى کرد آن هم با موقعیت طاقت فرساى مسلمین در مدینه. این سخنان در قیمت انگشتر در ملاک ارزش بودن جاذبه هاى مادى ریشه دارد. آنچه در این فضلیت، شخصیت امام علی (علیه السلام) را آشکار مى سازد، اخلاص و ایثار در راه خداست نه ارزش مادى انگشتر. این روح عبودیت است که کار نیک را به سوى خدا رهنمون مى کند و موجب نزول آیات حق مى گردد.

دراین زمینه، آیات دیگرى نیز مورد استناد امام هادی (علیه السلام) قرار گرفته است که به ضمیمه محورهاى چهارگانه دیگر در آینده پى خواهیم گرفت. بدان امید که همچنان از کوثر «غدیر ولایت» سیراب و شاداب بوده، ولایت علوى روشنى بخش دل و جانمان باشد.

نویسنده: کوثری،عباس

مجله: فرهنگ کوثر » فروردین 1379 – شماره 37، (4 صفحه – از 73 تا 76)

پى نوشتها:

[1] . از زیارتنامه امیرالمومنین(ع) در روز غدیر.

[2] . ابراهیم، آیه 5.

[3] . هدیه الزائرین، محدث قمى، ص 184.

[4] . مائده، آیات 54 و 55.

[5] . قصص، آیه 35.

[6] . ج2، ص288.

[7] . الغدیر، ج3، ص156 ـ 162 و ج2، ص53.

[8] . همان، ج 2، ص 59.

[9] . المیزان، ج6، ص18.

[10] . مجمع البیان.

[11] . توبه، آیه 103.

[12] . آل عمران، آیه 173.

[13] . الغدیر، ج3، ص163.

[14] . تفسیر نمونه، ج 4، ص 428

[15] . گلستان سعدى.

[16] . بحارالانوار، ج 18، ص 360.

[17] . خطبه شقشقیه.